This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 حماسۀ مونیخ؛ از تفرقهسازی تا انکار و همدستی با فاشیسم اسلامی
— ضدیتِ بخشی از چپها با اتحادِ ایرانیان
🎙#شوبین
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— ضدیتِ بخشی از چپها با اتحادِ ایرانیان
🎙#شوبین
.
#چپ_ایرانی #نقد_چپ #اپوززیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
دوزخ امّا سرد
بخشی از گفتار مهرداد وهابی در ژوئیهٔ ۲۰۲۴.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«راست افراطی در کشور ما، ایران، چیزی جز اسلام سیاسی نیست، چیزی جز نهاد ولایی نیست».
🎙#مهرداد_وهابی
🔻درس اصلی ۵۷ این نبود که استبداد را نباید با استبداد جایگزین کرد، این بود که:
«حتی بدترین استبداد سکولار از [بظاهر] معتدلترین نیروی اسلامگرا مترقیتر است»
با همین مقدمه، میتوان گفت در مختصات سیاسی امروز هر نیرویی که تأکید خود را بر سکولاریسم و سپس عادیسازی روابط خارجه (گذار از شبهامپریالیسمستیزی ارتجاعی) میگذارد، یعنی دو مؤلفهای که اساس حاکمیت فعلی را نفی و بدیلشان را تعریف میکنند، از طرف آنان که از ۵۷ درس گرفتند «رضایتآور» محسوب میشود.
میدانیم فاصلهای بسیار بین رضایتآوری و مطلوبیت وجود دارد و هرکس حق دارد در هر زمان از علایق/ترجیحات خود راجع به آن سخن بگوید، و این تفاوت ما را با «استبدادطلبان» ایجاد میکند.
🔺اما بههرصورت مهم است روی بحث رضایتآوری نیز تأکید شود. زیرا حتی به غلط، بسیاری رقابتهای سیاسی را نهایتاً «دوجبههای» میفهمند و مفهوم «رضایتآوری» سنگر مستحکمیست در برابر هرگونه برداشت همسویی با رژیم.
@startreatments
.
#نقد_چپ #چپ_ایرانی #حکومت_اسلامی #داعش_شیعی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘کمالگرایی و کلیشهاندیشیِ مدعیانِ دانش
— دربارهی دوگانهسازیهای کاذب
✍🏻م.ع
⁉️ خطرِ ظهورِ فاشیسم؟
⁉️ تکرار تجربهی ۵۷؟
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— دربارهی دوگانهسازیهای کاذب
✍🏻م.ع
⁉️ خطرِ ظهورِ فاشیسم؟
⁉️ تکرار تجربهی ۵۷؟
.
#نقد_روشنفکران #چپ_ایرانی #نقد_چپ
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📘تحلیل جامعهشناختی خیزش دی ۱۴۰۴
— بر مبنای نظریهی دینامیکهای مناقشه و فعالسازی مرزها
✍🏻 #مهدی_رضاییان
🔸در تحلیل و فهم جریانات پس از دیماه 1404، جای یک نظریهی جامعهشناختی که رادیکالیسمِ جناح ملیگرا و شکستِ روایتهای دیگر را ترسیم کند خالی است. به همین دلیل من به سراغ یکی از جامعهشناسان به نام چارلز تیلی (Charles Tilly) رفتم که نظریهی «دینامیکهای فعالسازی مرز» را مطرح کرده است. این نظریه کاملاً به دردِ تحلیلِ این موقعیت میخورد و خیلی از مسائل را روشن میکند.
❓پرسش اساسی این است که چه اتفاقی افتاد که ناگهان اپوزیسیونِ ملیگرا/پادشاهیخواه دستِ برتر را پیدا کرد و بقیهی جریانات را به حاشیه راند؟ آیا این یک اتفاق تصادفی است یا ریشه در جریانات مشخص اجتماعی-سیاسی دارد؟ با استفاده از این نظریه میتوان گفت نهتنها این اتفاق تصادفی نیست، بلکه ریشهدار است و بر اساس مکانیسمهای شناختهشده شکل گرفته است.
🔸بحرانِ نمایندگی در طیفِ جمهوریخواه، عدمِ تحملِ پوزیسیون (جمهوری اسلامی) در به رسمیت شناختنِ گروههای متضاد، عدمِ هویتسازی و شبکهسازیِ جریاناتِ چپ، و شکستِ روایتِ اصلاحطلبی... همگی به جنبشی یاری رساندند که به طور ایجابی خود را با شعارها و نمادهای مشخص مطرح نمود، شبکهها و پیوندهای اجتماعی درونگروهی مشخصی ایجاد کرد و نمایندگیِ آن نیز توسط رهبر اپوزیسیون به رسمیت شناخته شد.
متن کامل را از اینجا بخوانید.
@amorDei_amorFati
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بر مبنای نظریهی دینامیکهای مناقشه و فعالسازی مرزها
✍🏻 #مهدی_رضاییان
🔸در تحلیل و فهم جریانات پس از دیماه 1404، جای یک نظریهی جامعهشناختی که رادیکالیسمِ جناح ملیگرا و شکستِ روایتهای دیگر را ترسیم کند خالی است. به همین دلیل من به سراغ یکی از جامعهشناسان به نام چارلز تیلی (Charles Tilly) رفتم که نظریهی «دینامیکهای فعالسازی مرز» را مطرح کرده است. این نظریه کاملاً به دردِ تحلیلِ این موقعیت میخورد و خیلی از مسائل را روشن میکند.
❓پرسش اساسی این است که چه اتفاقی افتاد که ناگهان اپوزیسیونِ ملیگرا/پادشاهیخواه دستِ برتر را پیدا کرد و بقیهی جریانات را به حاشیه راند؟ آیا این یک اتفاق تصادفی است یا ریشه در جریانات مشخص اجتماعی-سیاسی دارد؟ با استفاده از این نظریه میتوان گفت نهتنها این اتفاق تصادفی نیست، بلکه ریشهدار است و بر اساس مکانیسمهای شناختهشده شکل گرفته است.
🔸بحرانِ نمایندگی در طیفِ جمهوریخواه، عدمِ تحملِ پوزیسیون (جمهوری اسلامی) در به رسمیت شناختنِ گروههای متضاد، عدمِ هویتسازی و شبکهسازیِ جریاناتِ چپ، و شکستِ روایتِ اصلاحطلبی... همگی به جنبشی یاری رساندند که به طور ایجابی خود را با شعارها و نمادهای مشخص مطرح نمود، شبکهها و پیوندهای اجتماعی درونگروهی مشخصی ایجاد کرد و نمایندگیِ آن نیز توسط رهبر اپوزیسیون به رسمیت شناخته شد.
متن کامل را از اینجا بخوانید.
@amorDei_amorFati
.
#جامعه #نقد_چپ #نقد_روشنفکران #چپ_ایرانی #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
تحلیل جامعهشناختی خیزش دی ۱۴۰۴ بر مبنای نظریهی دینامیکهای مناقشه و فعالسازی مرزها
مقدمه خیزش سراسری دیماه ۱۴۰۴، صرفاً یک رویداد اعتراضی زودگذر یا واکنشی مکانیکی به بحرانهای اقتصادی نبود، بلکه در نقطهی تلاقی پیچیدهترین دینامیکهای جامعهشناختی و تاریخی رخ داد. این اعتراضات که از بازارهای تهران و در واکنش به سقوط فاجعهبار ارزش پول ملی…
نقدآگین
📘تحلیل جامعهشناختی خیزش دی ۱۴۰۴ — بر مبنای نظریهی دینامیکهای مناقشه و فعالسازی مرزها ✍🏻 #مهدی_رضاییان 🔸در تحلیل و فهم جریانات پس از دیماه 1404، جای یک نظریهی جامعهشناختی که رادیکالیسمِ جناح ملیگرا و شکستِ روایتهای دیگر را ترسیم کند خالی است. به…
🍂 یکی از نکاتی که باید رویش تاکید کرد مسئلهی «شفافیت» در وضعیت دوقطبیِ رادیکال است. در متن بالا دو بار تاکید کردم که وضعیتِ دوقطبی نهتنها در این شرایط مذموم یا تصنعی نیست، بلکه سازوکاری طبیعی و ضروری برای پیشروی جنبش است. اگر دوقطبی ایجاد نشود اصلا جنبش، به معنای دقیق کلمه که در مقابل پوزیسیون صفآرایی رسمی کند، به وجود نمیآید. یکی از عناصر بنیادین شکلگیری این دوقطبی، و نیز تشدید و ثبات آن، شفافیتِ مواضع است.
🍂 این یک الزام ساختاری است تا جامعه از یک فاز تاریخی به فاز دیگری عبور کند، یا به عبارت دیگر شرایط تحقق «فازِ آلترناتیو» ممکن گردد. الزام آن به این دلیل است که جنبشها زمانی موفق به ایجاد یکپارچگی و اعلام وجود میگردند که از وضعیت ژلاتینی (وضعیت سیال و شبکههای درهمتنیده با مرزهای محو) خارج شوند، و لازمهی این امر تقلیل یافتن بحثهای پیچیده و روایتهای مبهم به روایتی شفاف و روشن است. در این شرایط مکانیسمهای اجتماعی به صورت خودکار به سمتِ تولیدِ شفافیتِ مطلق و حذف مناطق خاکستری حرکت میکنند.
🍂 همه چیز شفاف میشود: کوچکترین مصاحبه و حرفی به دقت توسط مردم رصد میشود و به سرعت در مورد اینکه فرد گوینده در کدام قطب قرار میگیرد تصمیمگیری میشود. اگر چپها یا جمهوریخواهان در حال پیچیدهگویی هستند، مردم با دیدن کوچکترین نشانهای در صحبت هایشان آنها را در قطب مخالف دستهبندی میکنند و از قطب خود طرد میکنند. برای مثال فعال حزب کارگری که شروع به صحبت از رنج کارگران و طبقه فرودست میکند و از فعالیتهای خود و همکارانش برای رهایی ستمدیدگان در ایران سخنرانی میکند، مخاطب فقط منتظر مینشیند که نشانهای در او بیابد. به محض اینکه آن فعال میگوید «ما معتقدیم جنبش نیاز به یک فرد به عنوان رییس یا رهبر ندارد» آن نشانه دریافت میشود و مردم با انتساب شباهت، او را به قطب مخالف (جمهوری اسلامی) پرتاب میکنند. هیچ میانهای در شرایط دوقطبی مطلق وجود ندارد. همه چیز به سمت روشنی و شفافیت و سادگی حرکت میکند. در این بین طیف راست، خصوصا راست محافظهگرا، به دلیل روشنی و شفافیت مواضع (دفاع از ملیت، سنت و اسطورهی زمینی و انضمامی) و حمایت از نمایندگی جنبش، از قطب رقیب پیشی میگیرد.
🍂 به همین دلیل اکتهای بدنی (مانند رقصِ داغدیده بر سر مزار) با پذیرش عمومی و محبوبیت مواجه میشود، زیرا «بدن» همیشه شفافتر از «زبان» خود را نشان میدهد. و نیز به همین دلیل نسل جدید اعلام میکند «ما نیاز نداریم کسی به ما یاد بدهد» بلکه نیاز به همراهی داریم. یعنی ما در این شرایط بحرانی و دوقطبیشده، نیاز به مغلقگوییهای نظری نداریم، بلکه شفافیت و اکت میخواهیم.
🍂 صفبندی دو قطب در دانشگاهها (در اخبار امروز) به وضوح این نکته را نشان میدهد: دو گروه در برابر یکدیگر صف کشیدهاند، و میانشان فاصلهای چندمتری وجود دارد. هیچ فردی در این میانه (در این فاصلهی چند متری) حضور ندارد. افراد یا در این قطب هستند یا در آن قطب. اگر فردی در آن میانه بایستد و بقیه را دعوت به آرامش کند (طرف هیچکدام نباشد) یا نادیده گرفته میشود و طرد میشود یا انگ و برچسب میخورد، زیرا به مثابه یک امر ناشفاف و مضر برای جنبش شناخته میشود.
🍂 هر قطب نمایندهی مطلق یک طرف اخلاقی است: خیر مطلق، شر مطلق. کسانی که در میانه میایستند و موضع شفافی ندارند و پیچیدهگویی و ابهام دارند، به عنوان خیانتکارانِ بیاخلاق (بیشرف) شناخته میشوند. تمام اینها مکانیسمهای اجتماعی در این وضعیت است. نمیتوان آن را دور زد و یا پیچاند. قطعا هرکسی که توانی برای تفکرات پیچیده دارد (بواسطه خواندن زیاد و تحصیل در علوم انسانی)، میتواند به راحتی انبوهی از گزارههای پیچیده را بنویسد یا بگوید. اما فرد باهوش میداند که در این شرایط دوقطبی شده، این سخنان فایدهای ندارد. چه بسا حتی خودش با ضعف افکار و حتی ناصادقی خودش مواجه شود، زیرا وقتی همهچیز رو به وضوح و سادگی میرود، او تازه متوجه میشود که تاکنون موضعی شفاف نداشته و تکلیفش با خودش مشخص نیست.
✍🏻 #مهدی_رضاییان
@amorDei_amorFati
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 این یک الزام ساختاری است تا جامعه از یک فاز تاریخی به فاز دیگری عبور کند، یا به عبارت دیگر شرایط تحقق «فازِ آلترناتیو» ممکن گردد. الزام آن به این دلیل است که جنبشها زمانی موفق به ایجاد یکپارچگی و اعلام وجود میگردند که از وضعیت ژلاتینی (وضعیت سیال و شبکههای درهمتنیده با مرزهای محو) خارج شوند، و لازمهی این امر تقلیل یافتن بحثهای پیچیده و روایتهای مبهم به روایتی شفاف و روشن است. در این شرایط مکانیسمهای اجتماعی به صورت خودکار به سمتِ تولیدِ شفافیتِ مطلق و حذف مناطق خاکستری حرکت میکنند.
🍂 همه چیز شفاف میشود: کوچکترین مصاحبه و حرفی به دقت توسط مردم رصد میشود و به سرعت در مورد اینکه فرد گوینده در کدام قطب قرار میگیرد تصمیمگیری میشود. اگر چپها یا جمهوریخواهان در حال پیچیدهگویی هستند، مردم با دیدن کوچکترین نشانهای در صحبت هایشان آنها را در قطب مخالف دستهبندی میکنند و از قطب خود طرد میکنند. برای مثال فعال حزب کارگری که شروع به صحبت از رنج کارگران و طبقه فرودست میکند و از فعالیتهای خود و همکارانش برای رهایی ستمدیدگان در ایران سخنرانی میکند، مخاطب فقط منتظر مینشیند که نشانهای در او بیابد. به محض اینکه آن فعال میگوید «ما معتقدیم جنبش نیاز به یک فرد به عنوان رییس یا رهبر ندارد» آن نشانه دریافت میشود و مردم با انتساب شباهت، او را به قطب مخالف (جمهوری اسلامی) پرتاب میکنند. هیچ میانهای در شرایط دوقطبی مطلق وجود ندارد. همه چیز به سمت روشنی و شفافیت و سادگی حرکت میکند. در این بین طیف راست، خصوصا راست محافظهگرا، به دلیل روشنی و شفافیت مواضع (دفاع از ملیت، سنت و اسطورهی زمینی و انضمامی) و حمایت از نمایندگی جنبش، از قطب رقیب پیشی میگیرد.
🍂 به همین دلیل اکتهای بدنی (مانند رقصِ داغدیده بر سر مزار) با پذیرش عمومی و محبوبیت مواجه میشود، زیرا «بدن» همیشه شفافتر از «زبان» خود را نشان میدهد. و نیز به همین دلیل نسل جدید اعلام میکند «ما نیاز نداریم کسی به ما یاد بدهد» بلکه نیاز به همراهی داریم. یعنی ما در این شرایط بحرانی و دوقطبیشده، نیاز به مغلقگوییهای نظری نداریم، بلکه شفافیت و اکت میخواهیم.
🍂 صفبندی دو قطب در دانشگاهها (در اخبار امروز) به وضوح این نکته را نشان میدهد: دو گروه در برابر یکدیگر صف کشیدهاند، و میانشان فاصلهای چندمتری وجود دارد. هیچ فردی در این میانه (در این فاصلهی چند متری) حضور ندارد. افراد یا در این قطب هستند یا در آن قطب. اگر فردی در آن میانه بایستد و بقیه را دعوت به آرامش کند (طرف هیچکدام نباشد) یا نادیده گرفته میشود و طرد میشود یا انگ و برچسب میخورد، زیرا به مثابه یک امر ناشفاف و مضر برای جنبش شناخته میشود.
🍂 هر قطب نمایندهی مطلق یک طرف اخلاقی است: خیر مطلق، شر مطلق. کسانی که در میانه میایستند و موضع شفافی ندارند و پیچیدهگویی و ابهام دارند، به عنوان خیانتکارانِ بیاخلاق (بیشرف) شناخته میشوند. تمام اینها مکانیسمهای اجتماعی در این وضعیت است. نمیتوان آن را دور زد و یا پیچاند. قطعا هرکسی که توانی برای تفکرات پیچیده دارد (بواسطه خواندن زیاد و تحصیل در علوم انسانی)، میتواند به راحتی انبوهی از گزارههای پیچیده را بنویسد یا بگوید. اما فرد باهوش میداند که در این شرایط دوقطبی شده، این سخنان فایدهای ندارد. چه بسا حتی خودش با ضعف افکار و حتی ناصادقی خودش مواجه شود، زیرا وقتی همهچیز رو به وضوح و سادگی میرود، او تازه متوجه میشود که تاکنون موضعی شفاف نداشته و تکلیفش با خودش مشخص نیست.
✍🏻 #مهدی_رضاییان
@amorDei_amorFati
📻 دی ۱۴۰۴؛ پایانِ عصر خاکستری
📺 قتلعام ۵۲ هزار ایرانی؛ تجسمِ فیزیکیِ یک نسلکشی
📺 ۱۰۰۰ مصدوم چشمی فقط در یک بیمارستان و یک روز!
❓دهها هزار کاور جنازۀ اماده، از چه حکایت میکند؟
📻 افشاگری شکوریراد از قتلعام ولیفقیه
.
#جامعه #نقد_چپ #نقد_روشنفکران #چپ_ایرانی #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘تحلیل جامعهشناختی خیزش دی ۱۴۰۴
— بر مبنای نظریهی دینامیکهای مناقشه و فعالسازی مرزها
✍🏻 #مهدی_رضاییان
🔸در تحلیل و فهم جریانات پس از دیماه 1404، جای یک نظریهی جامعهشناختی که رادیکالیسمِ جناح ملیگرا و شکستِ روایتهای دیگر را ترسیم کند خالی است.…
— بر مبنای نظریهی دینامیکهای مناقشه و فعالسازی مرزها
✍🏻 #مهدی_رضاییان
🔸در تحلیل و فهم جریانات پس از دیماه 1404، جای یک نظریهی جامعهشناختی که رادیکالیسمِ جناح ملیگرا و شکستِ روایتهای دیگر را ترسیم کند خالی است.…
📘ذبح عقلانیت ارتباطی در مسلخ جزمگرایی
(۴)
✍🏻 دکتر #قربان_عباسی
🔻تدوین یک «منشور اخلاقِ گفتگو» در فضای سیاسی ایران، نه یک تمرین آکادمیک، بلکه یک ضرورت حیاتی برای خروج از وضعیت «جنگ همه با هم» است. برای عبور از بنبستِ برچسبزنی و حرکت به سوی یک عقلانیت تفاهمی (به سبک هابرماسی)، میتوان اصول زیر را به عنوان میثاق فکری کنشگران پیشنهاد داد:
۱. اصل «تفکیکِ ایده از شخص» (جدایی نقد از تخریب)
🍂 هرگونه نقد باید متوجه استدلال و عملکرد افرادباشد، نه ترور شخصیت. تمسخرِ فیزیکی، نسبت دادنِ بیماریهای روانی، یا استفاده از القاب تحقیرآمیز برای متفکرانی چون داریوش آشوری یا شهلا شفیق، خروج از دایرهی اخلاقِ سیاسی است. نقدِ رادیکال، نقدی است که ریشهی اندیشه را واکاوی کند، نه اینکه ریشهیِ حرمتِ انسانی را بزند.
۲. اصل «حقِ شدن» و دگرگونی فکری
🍂 انسان موجودی ایستا نیست. هر کنشگری حق دارد بر اساس تجربههای زیسته و تاملات جدید، در مواضع گذشتهی خود بازنگری کند. برچسب زدن به افراد بر اساس مواضع ۳۰ یا ۴۰ سال پیش (بدون در نظر گرفتن فرآیند تحول آنها)، نوعی استبدادِ زمانی است. جامعهی دموکراتیک، جامعهای است که در آن «تغییرِ عقیده» نه یک رسوایی، بلکه نشانهی پویایی عقل است.
۳. اصل «رسمیت بخشیدن به دیگریِ مخالف»
📌 گفتگو با رقیب یا حتی دشمنِ سابق، به معنای پذیرشِ حقانیتِ او نیست، بلکه به معنای پذیرشِ واقعیتِ حضورِ او در ساحت ملی است. سیاستِ دموکراتیک یعنی نشستن با کسانی که لزوماً دوستشان نداریم. تکفیرِ کسانی که وارد دیالوگ میشوند، عملاً بستنِ تنها راهِ مسالمتآمیز برای گذار از بحرانهاست.
۴. ممنوعیتِ «تکفیرِ سکولار» و برچسبزنی ایدئولوژیک
🍂 واژگانی چون «خائن»، «فروختهشده»، «سقوطکرده» و «مزدور»، ابزارهای سرکوبِ زبانی هستند. در فضای گفتگو، انتسابِ افراد به «کانونهای قدرت» بدون سند، برای خاموش کردن صدای آنها، رفتاری فاشیستی است. باید از انحصارِ حقیقت دست کشید؛ هیچ جریانی (چه چپ، چه راست) مالکِ مطلقِ خیرِ عمومی نیست.
۵. اصل «شنیدنِ همدلانه»
🍂 در نقدِ یک کنش سیاسی (مانند دیدار اخیر)، باید ابتدا سعی کرد بهترین و منطقیترین تفسیر را از آن کنش درک کرد، نه بدترین و غرضآلودترین را. به جای اینکه فرض کنیم آشوری برای «سهمخواهی» رفته است، میتوان فرض کرد او برای «تسهیلِ فهمِ متقابل» قدم برداشته است. این نوع نگاه، فضای گفتگو را از تنشِ غریزی به تاملِ فلسفی میبرد.
🔺پایبندی به این منشور، به معنای کنار گذاشتنِ اختلافات نیست، بلکه به معنای «متمدنانه کردنِ مواجهه اختلافات» است. برخورد اخیر با داریوش آشوری نشان داد که ما هنوز در مرحلهی «قبیلهگرایی سیاسی» هستیم؛ جایی که هر که با ما نیست، بر ماست و شایستهی تحقیر.
🔺گذار به دموکراسی در ایران، پیش از آنکه نیازمند تغییرات ساختاری باشد، نیازمند یک انقلابِ اخلاقی در زبان و رفتار روشنفکران و کنشگران است. باشد که زبان هیچ یک از ما از کردار ما پیشی نگیرد. دموکراسی بیش از آنکه یک صندوق رأی باشد، یک «فرهنگِ مدارا» است. اگر در دوران مبارزه، تمرینِ شنیدن، تکثرگرایی و نقدپذیری نکنیم، پیروزی ما تنها طلوعِ یک زمستانِ دیگر با نامی متفاوت خواهد بود.
🔺امروز، بیش از هر زمان دیگری، مبارزان نیاز دارند که آینهای در برابر خود بگیرند. آیا ما در حال کشتنِ استبداد هستیم، یا در حالِ یادگیریِ فنونِ آن برای فردا روزِ خودمان؟ پاسخ به این سؤال، سرنوشتِ نسلهای آتی را رقم خواهد زد
@nasaksara
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۴)
✍🏻 دکتر #قربان_عباسی
🔻تدوین یک «منشور اخلاقِ گفتگو» در فضای سیاسی ایران، نه یک تمرین آکادمیک، بلکه یک ضرورت حیاتی برای خروج از وضعیت «جنگ همه با هم» است. برای عبور از بنبستِ برچسبزنی و حرکت به سوی یک عقلانیت تفاهمی (به سبک هابرماسی)، میتوان اصول زیر را به عنوان میثاق فکری کنشگران پیشنهاد داد:
۱. اصل «تفکیکِ ایده از شخص» (جدایی نقد از تخریب)
🍂 هرگونه نقد باید متوجه استدلال و عملکرد افرادباشد، نه ترور شخصیت. تمسخرِ فیزیکی، نسبت دادنِ بیماریهای روانی، یا استفاده از القاب تحقیرآمیز برای متفکرانی چون داریوش آشوری یا شهلا شفیق، خروج از دایرهی اخلاقِ سیاسی است. نقدِ رادیکال، نقدی است که ریشهی اندیشه را واکاوی کند، نه اینکه ریشهیِ حرمتِ انسانی را بزند.
۲. اصل «حقِ شدن» و دگرگونی فکری
🍂 انسان موجودی ایستا نیست. هر کنشگری حق دارد بر اساس تجربههای زیسته و تاملات جدید، در مواضع گذشتهی خود بازنگری کند. برچسب زدن به افراد بر اساس مواضع ۳۰ یا ۴۰ سال پیش (بدون در نظر گرفتن فرآیند تحول آنها)، نوعی استبدادِ زمانی است. جامعهی دموکراتیک، جامعهای است که در آن «تغییرِ عقیده» نه یک رسوایی، بلکه نشانهی پویایی عقل است.
۳. اصل «رسمیت بخشیدن به دیگریِ مخالف»
📌 گفتگو با رقیب یا حتی دشمنِ سابق، به معنای پذیرشِ حقانیتِ او نیست، بلکه به معنای پذیرشِ واقعیتِ حضورِ او در ساحت ملی است. سیاستِ دموکراتیک یعنی نشستن با کسانی که لزوماً دوستشان نداریم. تکفیرِ کسانی که وارد دیالوگ میشوند، عملاً بستنِ تنها راهِ مسالمتآمیز برای گذار از بحرانهاست.
۴. ممنوعیتِ «تکفیرِ سکولار» و برچسبزنی ایدئولوژیک
🍂 واژگانی چون «خائن»، «فروختهشده»، «سقوطکرده» و «مزدور»، ابزارهای سرکوبِ زبانی هستند. در فضای گفتگو، انتسابِ افراد به «کانونهای قدرت» بدون سند، برای خاموش کردن صدای آنها، رفتاری فاشیستی است. باید از انحصارِ حقیقت دست کشید؛ هیچ جریانی (چه چپ، چه راست) مالکِ مطلقِ خیرِ عمومی نیست.
۵. اصل «شنیدنِ همدلانه»
🍂 در نقدِ یک کنش سیاسی (مانند دیدار اخیر)، باید ابتدا سعی کرد بهترین و منطقیترین تفسیر را از آن کنش درک کرد، نه بدترین و غرضآلودترین را. به جای اینکه فرض کنیم آشوری برای «سهمخواهی» رفته است، میتوان فرض کرد او برای «تسهیلِ فهمِ متقابل» قدم برداشته است. این نوع نگاه، فضای گفتگو را از تنشِ غریزی به تاملِ فلسفی میبرد.
🔺پایبندی به این منشور، به معنای کنار گذاشتنِ اختلافات نیست، بلکه به معنای «متمدنانه کردنِ مواجهه اختلافات» است. برخورد اخیر با داریوش آشوری نشان داد که ما هنوز در مرحلهی «قبیلهگرایی سیاسی» هستیم؛ جایی که هر که با ما نیست، بر ماست و شایستهی تحقیر.
🔺گذار به دموکراسی در ایران، پیش از آنکه نیازمند تغییرات ساختاری باشد، نیازمند یک انقلابِ اخلاقی در زبان و رفتار روشنفکران و کنشگران است. باشد که زبان هیچ یک از ما از کردار ما پیشی نگیرد. دموکراسی بیش از آنکه یک صندوق رأی باشد، یک «فرهنگِ مدارا» است. اگر در دوران مبارزه، تمرینِ شنیدن، تکثرگرایی و نقدپذیری نکنیم، پیروزی ما تنها طلوعِ یک زمستانِ دیگر با نامی متفاوت خواهد بود.
🔺امروز، بیش از هر زمان دیگری، مبارزان نیاز دارند که آینهای در برابر خود بگیرند. آیا ما در حال کشتنِ استبداد هستیم، یا در حالِ یادگیریِ فنونِ آن برای فردا روزِ خودمان؟ پاسخ به این سؤال، سرنوشتِ نسلهای آتی را رقم خواهد زد
@nasaksara
.
#سیاست #اپوزیشنقد #نقد_چپ #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘دیدار تاریخی برای آیندهی ایران
✍🏻 #آزاد_عندلیبی
🔸دیدار شاهزاده رضا پهلوی و داریوش آشوری تاریخیست. از لحظاتیست که در آیندهٔ ایران بارها از آن یاد میشود. زلزلهای که این دیدار در فضای فرهنگیِ ایران پدید آورده قابلانتظار بود. یکسو میراثدارِ پادشاهیِ مشروطهٔ ایران و رهبرِ انقلابِ شیروخورشید و یکسو بزرگِ روشنفکرانِ میهندوستِ ایران و میراثدارِ ارجمندترین چهرههای روشنفکریِ ایرانی از سپیدهدمانِ مشروطه و موجِ اولِ روشنفکریِ ایرانی. یکسو رهبری سیاسی که «همهپرسی» را مبنای آیندهٔ ایران قرار داده و یکسو کسی که واژهٔ «همهپرسی» را در زبانِ ما ساخته است.
🔺مطالعهی ادامه در عکسنوشتهها
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #آزاد_عندلیبی
🔸دیدار شاهزاده رضا پهلوی و داریوش آشوری تاریخیست. از لحظاتیست که در آیندهٔ ایران بارها از آن یاد میشود. زلزلهای که این دیدار در فضای فرهنگیِ ایران پدید آورده قابلانتظار بود. یکسو میراثدارِ پادشاهیِ مشروطهٔ ایران و رهبرِ انقلابِ شیروخورشید و یکسو بزرگِ روشنفکرانِ میهندوستِ ایران و میراثدارِ ارجمندترین چهرههای روشنفکریِ ایرانی از سپیدهدمانِ مشروطه و موجِ اولِ روشنفکریِ ایرانی. یکسو رهبری سیاسی که «همهپرسی» را مبنای آیندهٔ ایران قرار داده و یکسو کسی که واژهٔ «همهپرسی» را در زبانِ ما ساخته است.
🔺مطالعهی ادامه در عکسنوشتهها
📕ذبح عقلانیت ارتباطی در مسلخ جزمگرایی
.
#سیاست #اپوزیشنقد #نقد_چپ #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸مجاهدین خلق در عمل عامل و کمک جمهوری اسلامی بودند، نه صرفاً مترسک ناخواسته. خشونت و فرقهسازیشان بهترین ابزار سرکوب و مشروعیتسازی را به رژیم داد. هر وقت رژیم نیاز داشت بگوید «اگر ما نباشیم، این دیوانهها میآیند»، مجاهدین را به میدان میآورد. ترس آماده، مشروعیت آماده.
🔸اصلاحطلبان هم نسخه نرم همین کار بودند. سیستم را از درون اصلاح نکردند، ولی با ایجاد توهم «میشود از داخل درستش کرد»، انرژی اجتماعی را بارها و بارها تخلیه کردند و هزینه سرکوب را برای حاکمیت کاهش دادند. مردم امیدوار میشدند، بعد ناامید.
🔺نتیجه؟ دو ابزار متفاوت برای یک هدف: یکی با ترساندن مردم، یکی با آرام کردنشان. هر دو به بقای همان ساختار کمک کردند که ادعای مبارزه با آن را داشتند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸اصلاحطلبان هم نسخه نرم همین کار بودند. سیستم را از درون اصلاح نکردند، ولی با ایجاد توهم «میشود از داخل درستش کرد»، انرژی اجتماعی را بارها و بارها تخلیه کردند و هزینه سرکوب را برای حاکمیت کاهش دادند. مردم امیدوار میشدند، بعد ناامید.
🔺نتیجه؟ دو ابزار متفاوت برای یک هدف: یکی با ترساندن مردم، یکی با آرام کردنشان. هر دو به بقای همان ساختار کمک کردند که ادعای مبارزه با آن را داشتند.
📺 مجاهدین خلق بدون روتوش
— مصاحبۀ نقدآگین با رِی ترابی (از جداشدگانِ مجاهدین خلق)
📺 جمهوریخواهان متحد نمیشوند و کاسهکوزهها را سر پهلوی میشکنند!
.
#اپوزیشنقد #نقد_چپ #چپ_ایرانی #مجاهدین_خلق
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Reza Pahlavi | رضا پهلوی
هممیهنان عزیزم، در روزهای اخیر، چند گروه تجزیهطلب -که در کارنامه بعضی از آنها همکاری با خمینی و صدام، هر دو به چشم میخورد- ادعاهایی موهوم و سخیف را درباره تمامیت ارضی و یگانگی ملی ایران مطرح کردهاند. چنانکه بارها تأکید کردهام، حفظ و دفاع از تمامیت…
Telegram
نقدآگین
هممیهنان عزیزم،
در روزهای اخیر، چند گروه تجزیهطلب -که در کارنامه بعضی از آنها همکاری با خمینی و صدام، هر دو به چشم میخورد- ادعاهایی موهوم و سخیف را درباره تمامیت ارضی و یگانگی ملی ایران مطرح کردهاند. چنانکه بارها تأکید کردهام، حفظ و دفاع از تمامیت…
در روزهای اخیر، چند گروه تجزیهطلب -که در کارنامه بعضی از آنها همکاری با خمینی و صدام، هر دو به چشم میخورد- ادعاهایی موهوم و سخیف را درباره تمامیت ارضی و یگانگی ملی ایران مطرح کردهاند. چنانکه بارها تأکید کردهام، حفظ و دفاع از تمامیت…
📘چرا امروز حتی یک جریان آلترناتیو جمهوریخواه هم برای رژیم سیاسی فعلی وجود ندارد؟
✍🏻 #آرمان_امیری
🔻به عنوان کسی که خودش جمهوریخواه است، پاسخی ساده با مصداق مشخص به شما نشان میدهم:
🔻پست پیوست واکنش یک "جریان سیاسی اصیل" است و وضعیت سیاسی یک دولت/ملت.
▪️اپوزوسیون است، چون برای سرنگونی رژیم سیاسی دورخیز کرده.
▪️و مهمتر از آن: "جریان سیاسی" است چون منطق ضرورت حفظ و بقای "دولت ملت" را میفهمد و بدون لکنت از آن دفاع میکند.
❓بجز شاهزاده پهلوی و انقلاب ملی که او نمایندگی میکند، چه نیروی دیگری داریم که این دو ویژگی را داشته باشند؟
🔻انبوهی از ورشکستگان سیاسی که:
اولاً حاضر نیستند حتی در لفظ و با یک فرمول کاملاً خیالی، راهکاری برای مبارزه با رژیم ارائه دهند. آخرین ابتکارشان این بود که ۴۰۰ نفر با هم بیانیه بدهند و خطاب به حکومت بگویند اگر به ما راه ندهی، جریان پادشاهی میآید و ما و شما را با هم نابود میکند!
در ثانی، آنقدر در حقارت سهمخواهی فرو رفتهاند که همزمان با نصیحت و دریوزگی به درگاه رژیم، در هر فرصتی که پیدا کنند دمی هم برای تجزیهطلبها تکان میدهند، با این رویا که شاید بتوانند از چماق اسلحهی آنها علیه انقلاب ملی استفاده کنند.
🔺یعنی نه تنها اپوزوسیون واقعی و عملی رژیم حاکم نیستند، بلکه آمادگی کامل برای همکاری و تایید ضمنی یا صریح دشمنان "دولت-ملت" ایران را به صورت مداوم به نمایش میگذارند.
🔺آنهایی که در خفا و یا گاه حتی آشکارا معترضان انقلابی را به توحش و خشونت متهم میکنند تا کراهت سرکوب خونینشان را تقلیل دهند، در برابر احزاب تروریستی که تا بن دندان مسلح هستند، نه تنها سکوت میکنند، بلکه در هر بزنگاهی روی رفتارهای نظامی و گرایشهای ضدملیشان سرپوش میگذارند و توجیه میکنند.
🔺چنین جریاناتی، کمترین و بدیهیترین ملزومات یک "جریان سیاسی" را ندارند. در بهترین حالت، یک جور زیست انگلی در فضای سیاسی دارند؛ مثل زالو از درد و رنج یک ملت ارتزاق میکنند و باج میخواهند.
📌 «تجزیهطلبی، امتگرایی، انترناسیونالیسم»، هر سه به همین دلیل ساده که منطق ابتدایی و بدیهی زمین بازی "دولت-ملت" را نمیفهمند یا اساساً انکارش میکنند، اصلاً "جریان سیاسی" نیستند.
🔺انقلابی که سالهاست "زیست نرمال" را مطالبهی محوری خود معرفی کرده، منطق نظام جهانی را که بیش از ۵۰۰ سال است از قاعدهی دولت/ملت پیروی میکند را هم سرلوحهی خود قرار میدهد.
🔺در نهایت اینکه "دموکراسی"، مفهوم و قاعدهای است در دل زمین "سیاست" که جز در بستر "دولت-ملت" هیچ معنایی ندارد.
🔺 سخن گفتن یا نظر دادن جریانات غیرملی و ضدملی در این مورد حتی مضحک هم نیست! اینان اساساً به جهان "پیشا-سیاست" تعلق دارند و هیچ محلی از اعراب ندارند که بخواهند در مورد مسائل مربوط به جهان سیاست اظهار نظر کنند؛ تا چه رسد به اینکه بخواهند منتقد جریانات سیاسی و مدافع خودخواندهی دموکراسی باشند!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #آرمان_امیری
🔻به عنوان کسی که خودش جمهوریخواه است، پاسخی ساده با مصداق مشخص به شما نشان میدهم:
🔻پست پیوست واکنش یک "جریان سیاسی اصیل" است و وضعیت سیاسی یک دولت/ملت.
▪️اپوزوسیون است، چون برای سرنگونی رژیم سیاسی دورخیز کرده.
▪️و مهمتر از آن: "جریان سیاسی" است چون منطق ضرورت حفظ و بقای "دولت ملت" را میفهمد و بدون لکنت از آن دفاع میکند.
❓بجز شاهزاده پهلوی و انقلاب ملی که او نمایندگی میکند، چه نیروی دیگری داریم که این دو ویژگی را داشته باشند؟
🔻انبوهی از ورشکستگان سیاسی که:
اولاً حاضر نیستند حتی در لفظ و با یک فرمول کاملاً خیالی، راهکاری برای مبارزه با رژیم ارائه دهند. آخرین ابتکارشان این بود که ۴۰۰ نفر با هم بیانیه بدهند و خطاب به حکومت بگویند اگر به ما راه ندهی، جریان پادشاهی میآید و ما و شما را با هم نابود میکند!
در ثانی، آنقدر در حقارت سهمخواهی فرو رفتهاند که همزمان با نصیحت و دریوزگی به درگاه رژیم، در هر فرصتی که پیدا کنند دمی هم برای تجزیهطلبها تکان میدهند، با این رویا که شاید بتوانند از چماق اسلحهی آنها علیه انقلاب ملی استفاده کنند.
🔺یعنی نه تنها اپوزوسیون واقعی و عملی رژیم حاکم نیستند، بلکه آمادگی کامل برای همکاری و تایید ضمنی یا صریح دشمنان "دولت-ملت" ایران را به صورت مداوم به نمایش میگذارند.
🔺آنهایی که در خفا و یا گاه حتی آشکارا معترضان انقلابی را به توحش و خشونت متهم میکنند تا کراهت سرکوب خونینشان را تقلیل دهند، در برابر احزاب تروریستی که تا بن دندان مسلح هستند، نه تنها سکوت میکنند، بلکه در هر بزنگاهی روی رفتارهای نظامی و گرایشهای ضدملیشان سرپوش میگذارند و توجیه میکنند.
🔺چنین جریاناتی، کمترین و بدیهیترین ملزومات یک "جریان سیاسی" را ندارند. در بهترین حالت، یک جور زیست انگلی در فضای سیاسی دارند؛ مثل زالو از درد و رنج یک ملت ارتزاق میکنند و باج میخواهند.
📌 «تجزیهطلبی، امتگرایی، انترناسیونالیسم»، هر سه به همین دلیل ساده که منطق ابتدایی و بدیهی زمین بازی "دولت-ملت" را نمیفهمند یا اساساً انکارش میکنند، اصلاً "جریان سیاسی" نیستند.
🔺انقلابی که سالهاست "زیست نرمال" را مطالبهی محوری خود معرفی کرده، منطق نظام جهانی را که بیش از ۵۰۰ سال است از قاعدهی دولت/ملت پیروی میکند را هم سرلوحهی خود قرار میدهد.
🔺در نهایت اینکه "دموکراسی"، مفهوم و قاعدهای است در دل زمین "سیاست" که جز در بستر "دولت-ملت" هیچ معنایی ندارد.
🔺 سخن گفتن یا نظر دادن جریانات غیرملی و ضدملی در این مورد حتی مضحک هم نیست! اینان اساساً به جهان "پیشا-سیاست" تعلق دارند و هیچ محلی از اعراب ندارند که بخواهند در مورد مسائل مربوط به جهان سیاست اظهار نظر کنند؛ تا چه رسد به اینکه بخواهند منتقد جریانات سیاسی و مدافع خودخواندهی دموکراسی باشند!
📺 جمهوریخواهان متحد نمیشوند و کاسهکوزهها را سر پهلوی میشکنند!
📺 جمهوریِ چپ دربرابر جمهوریِ راست
📕چرا «جمهوریخواهی» تا اطلاع ثانوی صرفا یک «امر نظری»ست؟
📕انقلاب شیر و خورشید مرثیهای برای جمهوری خواهی
📺 مجاهدین خلق بدون روتوش
— مصاحبۀ نقدآگین با رِی ترابی (از جداشدگانِ مجاهدین خلق)
.
#اپوزیشنقد #نقد_چپ #چپ_ایرانی #مجاهدین_خلق
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🔻شنیدن این جملات از یک «استاد دانشگاه» دردناک است، اما آموزنده!
❓صادق زیباکلام ملیت را یک امر «تصادفی» و «بیمعنا» میداند و آن را با فاشیسم مقایسه میکند. اما سوال اینجاست:
🔺🔻این همان نقطهای است که باید بیدار شویم. اینجا تضاد عمیقی وجود دارد:
۱. برای این تفکر، ایران «وطن» نیست، بلکه «سنگر» است. وقتی ریشه را بیمعنا جلوه میدهند، یعنی به خاک و هموطنش تعهدی ویژه حس نمیکند، اما به «ساختار قدرت» چرا!
۲. برخلاف ادعای ایشان، افتخار به وطن، نژادپرستی نیست؛ بلکه مسئولیتپذیری نسبت به تاریخ و انسانهاییست که با آنها تجربهی زیستهی مشترک داشتهایم و بدانها بیشتر از دیگران حسّ دین میکنیم؛ همانطور که به خانوادهمان و همسایهمان و دوستمان، بیشتر حس تکلیف میکنیم تا به کودکی فقیر در آمریکایی شمالی یا اردن. افتخار به وطن، افتخار به ملتی است که بارها از میان خاکستر بلند شده و با خونِ خود پشتیبان هموطنش بوده. کسی که ریشهاش را «تصادف بیمعنا» بداند، بهراحتی میتواند برای حفظ صندلی و ایدئولوژیای بدونِ تاریخ و ریشه در آن آب و خاک، در برابر همان مردم اسلحه بکشد، و از بیان چنین رذالتی در جلوی لنزِ دوربینها نیز لحظهای حس شرم نکند.
📌 مشکل از این خاک نیست؛ مشکل از کسانی است که نانِ ایران را میخورند اما قلبشان برای هویت مشترکِ این ملت نمیتپد.
▪️پینوشت: با دوست اهل فضلی صحبت میکردم. بحث نقد برخی اندیشههای چپگرایانه شدهبود. او میگفت زیباکلام که چپ نیست. من هم به او یادآور شدم که حداقل در ایران میدانیم که افرادِ زیادی از ما یک ذهنیتِ شترگاوپلنگی داریم. از جملهی این افراد، خود محمدرضا شاه بود که خود را سوسیالیست و مسلمان میدانست و «انقلاب سفید»ش عملا از عوامل جدیِ فاجعهی ۵۷ شد، و همزمان از ارتجاعِ سرخ هم شکوه میکرد. زیباکلام نیز در حوزههایی شاید سخنانِ راستِ سیاسی را بگوید، اما در نگاهش به «امر ملی، زبان ملی، اقوام، سیاست مهاجرپذیری و...»، نگاهی شدیدا چپزده و بیتاریخ را بازگو میکند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
❓صادق زیباکلام ملیت را یک امر «تصادفی» و «بیمعنا» میداند و آن را با فاشیسم مقایسه میکند. اما سوال اینجاست:
چطور کسی که ایرانی بودن را انتخاب نکرده و برایش بیارزش است، در جای دیگری میگوید برای بقای این سیستم (جمهوری اسلامی) اسلحه به دست میگیرد؟
🔺🔻این همان نقطهای است که باید بیدار شویم. اینجا تضاد عمیقی وجود دارد:
۱. برای این تفکر، ایران «وطن» نیست، بلکه «سنگر» است. وقتی ریشه را بیمعنا جلوه میدهند، یعنی به خاک و هموطنش تعهدی ویژه حس نمیکند، اما به «ساختار قدرت» چرا!
۲. برخلاف ادعای ایشان، افتخار به وطن، نژادپرستی نیست؛ بلکه مسئولیتپذیری نسبت به تاریخ و انسانهاییست که با آنها تجربهی زیستهی مشترک داشتهایم و بدانها بیشتر از دیگران حسّ دین میکنیم؛ همانطور که به خانوادهمان و همسایهمان و دوستمان، بیشتر حس تکلیف میکنیم تا به کودکی فقیر در آمریکایی شمالی یا اردن. افتخار به وطن، افتخار به ملتی است که بارها از میان خاکستر بلند شده و با خونِ خود پشتیبان هموطنش بوده. کسی که ریشهاش را «تصادف بیمعنا» بداند، بهراحتی میتواند برای حفظ صندلی و ایدئولوژیای بدونِ تاریخ و ریشه در آن آب و خاک، در برابر همان مردم اسلحه بکشد، و از بیان چنین رذالتی در جلوی لنزِ دوربینها نیز لحظهای حس شرم نکند.
📌 مشکل از این خاک نیست؛ مشکل از کسانی است که نانِ ایران را میخورند اما قلبشان برای هویت مشترکِ این ملت نمیتپد.
▪️پینوشت: با دوست اهل فضلی صحبت میکردم. بحث نقد برخی اندیشههای چپگرایانه شدهبود. او میگفت زیباکلام که چپ نیست. من هم به او یادآور شدم که حداقل در ایران میدانیم که افرادِ زیادی از ما یک ذهنیتِ شترگاوپلنگی داریم. از جملهی این افراد، خود محمدرضا شاه بود که خود را سوسیالیست و مسلمان میدانست و «انقلاب سفید»ش عملا از عوامل جدیِ فاجعهی ۵۷ شد، و همزمان از ارتجاعِ سرخ هم شکوه میکرد. زیباکلام نیز در حوزههایی شاید سخنانِ راستِ سیاسی را بگوید، اما در نگاهش به «امر ملی، زبان ملی، اقوام، سیاست مهاجرپذیری و...»، نگاهی شدیدا چپزده و بیتاریخ را بازگو میکند.
.
#استمرارطالبان #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
من نمیفهمم مگه رهبر رو بصورت منوی رستوران ارائه میکنن؟! یعنی میان میگن ما این رهبرا رو داریم بیان ور دارین ببرین تو کوچه و دانشگاه صداش کنین؟ خل و چلین؟! رهبر رو خود جامعه بر اساس شناختی که خودش پیدا میکنه انتخاب میکنه و جامعه امروز ما، جامعۀ به نسبت آگاه و هوشیار و بیداریه.
🎙✍🏻 #سینا_ولیالله
👈 برشی بزرگتر از مصاحبه (اینجا)
📕چرا حتی یک جریان آلترناتیو جمهوریخواه وجود ندارد؟
📺 جمهوریخواهان متحد نمیشوند و کاسهکوزهها را سر پهلوی میشکنند!
📺 جمهوریِ چپ دربرابر جمهوریِ راست
📕چرا «جمهوریخواهی» تا اطلاع ثانوی صرفا یک «امر نظری»ست؟
📕انقلاب شیر و خورشید مرثیهای برای جمهوری خواهی
📺 مجاهدین خلق بدون روتوش
— مصاحبۀ نقدآگین با رِی ترابی (از جداشدگانِ مجاهدین خلق)
.
#انقلاب_ملی #اپوزیشنقد #نقد_چپ #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در اپوزیسیون ایران یکی از قدیمیترین شکافها همچنان پابرجاست؛ تقابل میان جریان چپ و جریان نزدیک به پهلوی. اختلافی که از روایت گذشته شروع میشود اما به تصویر آینده ایران میرسد.
در این گفتگو همراه با بابک کاظمیفرد به عنوان یک ایرانی جمهوری خواه و مینا احدی به عنوان فعال چپ و کومونیست تلاش میکنیم بدون شعار و برچسب، ریشههای این جدال و امکان یا عدم امکان همزیستی سیاسی پس از جمهوری اسلامی را بررسی کنیم.
این چکیدهای از یک مناظره یک ساعته در یوتوب من است و پیشنهاد میکنم که در صورت تمایل کل آن را ببینید. ما باید بتوانیم، همانطور که در آلمان رایج است، با یکدیگر وارد گفتوگویی واقعی و محترمانه شویم.
✍🏻🎙 #بامداد_اسماعیلی
📕چرا حتی یک جریان آلترناتیو جمهوریخواه وجود ندارد؟
📺 جمهوریخواهان متحد نمیشوند و کاسهکوزهها را سر پهلوی میشکنند!
📺 جمهوریِ چپ دربرابر جمهوریِ راست
📕چرا «جمهوریخواهی» تا اطلاع ثانوی صرفا یک «امر نظری»ست؟
📕انقلاب شیر و خورشید مرثیهای برای جمهوری خواهی
📺 مجاهدین خلق بدون روتوش
— مصاحبۀ نقدآگین با رِی ترابی (از جداشدگانِ مجاهدین خلق)
.
#اپوزیشنقد #نقد_چپ #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 شادی امین کیست و چگونه زندگی ما شغل او شده؟! (+)
🚩 پیشینه سیاسی و اتهامات:
ویدیو ادعا میکند که شادی امین (سهیلا امین ترابی) سابقه عضویت در سازمان فداییان خلق (اقلیت) را دارد و او را به داشتن گذشتهای مرتبط با گروههایی که کارهای تروریستی انجام میدادند متهم میکند. همچنین به روابط او با گروههای پانکورد و رسانههایی مانند بیبیسی و رادیو زمانه اشاره میشود.
💰 کسب درآمد از حقوق بشر (فاند):
در این بخش، ویدیو با استناد به تحقیقات برخی خبرنگاران (مانند غزاله مدیریان و اختر قاسمی) ادعا میکند که شادی امین مبالغ کلانی (حدود ۳ میلیون دلار بین سالهای ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۳) از نهادهای آمریکایی و بنیادهای خصوصی دریافت کرده است. سازنده معتقد است خروجی کارهای او متناسب با این بودجهها نیست و بسیاری از اطلاعات منتشر شده در پروژههای او کپیبرداری از منابع دیگر است.
🏳️🌈 نقد فعالیتها در حوزه اقلیتهای جنسی (الجیبیتی):
ویدیو به شدت از ترویج فرهنگ «وکیسم» (Wokeism) و آموزش مسائل جنسیتی به کودکان توسط سازمانهایی مانند «ششرنگ» انتقاد میکند. او مدعی است که شادی امین سعی دارد الگوهای فرهنگی غربی را که با سنتهای ایرانی همخوانی ندارند، در جامعه ایران جا بیندازد.
🖤 استفاده از نام کشتهشدگان اعتراضات:
یکی از جنجالیترین بخشهای ویدیو، اتهام به شادی امین بابت انتساب گرایشهای جنسی خاص به کشتهشدگان اعتراضات ۱۴۰۱ (مانند نیکا شاکرمی و مهرشاد شهیدی) برای گرفتن بودجه است. ویدیو اشاره میکند که خانوادههای این افراد این ادعاها را تکذیب کرده و از این اقدام ابراز خشم کردهاند.
⚔️ تضادهای فرهنگی و لابیگری:
در نهایت، ویدیو شادی امین را بخشی از یک شبکه لابیگر میداند که از طریق باندبازی و نوچهپروری در فضای مجازی، به دنبال تغییر فرهنگ ایرانی، تضعیف نهاد خانواده و ایجاد تقابل میان اقوام و جنسیتهاست.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🚩 پیشینه سیاسی و اتهامات:
ویدیو ادعا میکند که شادی امین (سهیلا امین ترابی) سابقه عضویت در سازمان فداییان خلق (اقلیت) را دارد و او را به داشتن گذشتهای مرتبط با گروههایی که کارهای تروریستی انجام میدادند متهم میکند. همچنین به روابط او با گروههای پانکورد و رسانههایی مانند بیبیسی و رادیو زمانه اشاره میشود.
💰 کسب درآمد از حقوق بشر (فاند):
در این بخش، ویدیو با استناد به تحقیقات برخی خبرنگاران (مانند غزاله مدیریان و اختر قاسمی) ادعا میکند که شادی امین مبالغ کلانی (حدود ۳ میلیون دلار بین سالهای ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۳) از نهادهای آمریکایی و بنیادهای خصوصی دریافت کرده است. سازنده معتقد است خروجی کارهای او متناسب با این بودجهها نیست و بسیاری از اطلاعات منتشر شده در پروژههای او کپیبرداری از منابع دیگر است.
🏳️🌈 نقد فعالیتها در حوزه اقلیتهای جنسی (الجیبیتی):
ویدیو به شدت از ترویج فرهنگ «وکیسم» (Wokeism) و آموزش مسائل جنسیتی به کودکان توسط سازمانهایی مانند «ششرنگ» انتقاد میکند. او مدعی است که شادی امین سعی دارد الگوهای فرهنگی غربی را که با سنتهای ایرانی همخوانی ندارند، در جامعه ایران جا بیندازد.
🖤 استفاده از نام کشتهشدگان اعتراضات:
یکی از جنجالیترین بخشهای ویدیو، اتهام به شادی امین بابت انتساب گرایشهای جنسی خاص به کشتهشدگان اعتراضات ۱۴۰۱ (مانند نیکا شاکرمی و مهرشاد شهیدی) برای گرفتن بودجه است. ویدیو اشاره میکند که خانوادههای این افراد این ادعاها را تکذیب کرده و از این اقدام ابراز خشم کردهاند.
⚔️ تضادهای فرهنگی و لابیگری:
در نهایت، ویدیو شادی امین را بخشی از یک شبکه لابیگر میداند که از طریق باندبازی و نوچهپروری در فضای مجازی، به دنبال تغییر فرهنگ ایرانی، تضعیف نهاد خانواده و ایجاد تقابل میان اقوام و جنسیتهاست.
📕چرا حتی یک جریان آلترناتیو جمهوریخواه وجود ندارد؟
📺 جمهوریخواهان متحد نمیشوند و کاسهکوزهها را سر پهلوی میشکنند!
📺 جمهوریِ چپ دربرابر جمهوریِ راست
📕چرا «جمهوریخواهی» تا اطلاع ثانوی صرفا یک «امر نظری»ست؟
📕انقلاب شیر و خورشید مرثیهای برای جمهوری خواهی
📺 مجاهدین خلق بدون روتوش
— مصاحبۀ نقدآگین با رِی ترابی (از جداشدگانِ مجاهدین خلق)
.
#انقلاب_ملی #اپوزیشنقد #نقد_چپ #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 در بابتِ تمامیت ارضی و یکپارچگی ملی
🎙دکتر #محسن_بنائی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙دکتر #محسن_بنائی
📕صدای آمریکا نهاد سفیدشویی تجزیهطلبی
🔗 امضای پتیشن دربارهی صدای آمریکا و علی جوانمردی
📺 علی جوانمردی؛ اسطوره خبرنگاری فیک نیوز!
.
#اپوزیشنقد #چپ_ایرانی #نقد_چپ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸فدرالیسم یگانه شکلِ تمرکززدایی از قدرت نیست و الگوبرداری از آن نیازمند درک تمایز تاریخی میان ایران با کشورهایی چون آمریکا است. برخلاف حکومتهایی که از دلِ چندپارگی به سمتِ اتحاد فدرال حرکت کردند تا به یکپارچگی برسند، تطبیق این مدل در کشوری با تاریخ متفاوت، مستلزم ملاحظاتِ ملی و ساختاریِ دیگری است.
🔸اما مشکلِ جدیتر در بیسوادی و شیادیِ حامیان فدرالیسم این است که آنها از فدرالیسم نیز امری قومگرایانه، فاشیستی و خودمرکزپندارانه میخواهند، نه امری که به «فرآیندِ دموکراتیکترِ تصمیمگیری» و «مدیریتِ کارآمدتر» بیانجامد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸اما مشکلِ جدیتر در بیسوادی و شیادیِ حامیان فدرالیسم این است که آنها از فدرالیسم نیز امری قومگرایانه، فاشیستی و خودمرکزپندارانه میخواهند، نه امری که به «فرآیندِ دموکراتیکترِ تصمیمگیری» و «مدیریتِ کارآمدتر» بیانجامد.
📺 در بابتِ تمامیت ارضی و یکپارچگی ملی
📕صدای آمریکا نهاد سفیدشویی تجزیهطلبی
🔗 امضای پتیشن دربارهی صدای آمریکا و علی جوانمردی
📺 علی جوانمردی؛ اسطوره خبرنگاری فیک نیوز!
.
#اپوزیشنقد #چپ_ایرانی #نقد_چپ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘پارادوکسِ دموکراسیخواهی و قومگرایی (۲/۲)
— چرا قومگرایی دشمنِ «دموکراسی» و «حقوقِ شهروندی» است؟
⚖️ ۵. شهروندِ برابر در برابرِ اقلیتِ سیاسی
📌📌📌در نگاهِ جمهوریخواهی، مفهومی به نام «اقلیت» که دارای امتیازاتِ ویژه یا حقِ جدایی باشد وجود ندارد؛ تنها مفهومِ موجود، «شهروند آزاد» است.
🟥 «ایران هرگز نخواهد مرد»
🔻موضع شاپور بختیار فراتر از یک تعصب ملی، یک ضرورتِ «بقای تمدنی» است. از منظر علوم سیاسی، او از الگوی «دولتِ ملتساز» (Nation-State Building) دفاع میکند که معتقد است:
1️⃣ قدرت چانهزنیِ بینالمللی و توسعهی اقتصادی، تنها در سایهی «یکپارچگیِ سرزمینی» ممکن است.
2️⃣ قومیت نباید به «سیاست» تبدیل شود؛ زیرا سیاستِ قومی، پایانِ دموکراسی و آغازِ بالکانیزهشدن (تکه تکه شدن) است.
3️⃣ حقوق برابر شهروندی، تنها و بهترین جایگزین برای مطالباتِ خطرناکِ تجزیهطلبانه است.
🔺در نهایت، از نظر بختیار، هر کسی که بخواهد پیکرهی ایران را به نام «خودمختاری» یا هر عنوان دیگری تکه کند، تنها به «بدنامیِ تاریخی» دچار خواهد شد؛ چرا که ایران یک موجودیتِ ارگانیک و تجزیهناپذیر است که از تمامِ بحرانها عبور خواهد کرد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— چرا قومگرایی دشمنِ «دموکراسی» و «حقوقِ شهروندی» است؟
⚖️ ۵. شهروندِ برابر در برابرِ اقلیتِ سیاسی
📌📌📌در نگاهِ جمهوریخواهی، مفهومی به نام «اقلیت» که دارای امتیازاتِ ویژه یا حقِ جدایی باشد وجود ندارد؛ تنها مفهومِ موجود، «شهروند آزاد» است.
🟥 «ایران هرگز نخواهد مرد»
🔻موضع شاپور بختیار فراتر از یک تعصب ملی، یک ضرورتِ «بقای تمدنی» است. از منظر علوم سیاسی، او از الگوی «دولتِ ملتساز» (Nation-State Building) دفاع میکند که معتقد است:
1️⃣ قدرت چانهزنیِ بینالمللی و توسعهی اقتصادی، تنها در سایهی «یکپارچگیِ سرزمینی» ممکن است.
2️⃣ قومیت نباید به «سیاست» تبدیل شود؛ زیرا سیاستِ قومی، پایانِ دموکراسی و آغازِ بالکانیزهشدن (تکه تکه شدن) است.
3️⃣ حقوق برابر شهروندی، تنها و بهترین جایگزین برای مطالباتِ خطرناکِ تجزیهطلبانه است.
🔺در نهایت، از نظر بختیار، هر کسی که بخواهد پیکرهی ایران را به نام «خودمختاری» یا هر عنوان دیگری تکه کند، تنها به «بدنامیِ تاریخی» دچار خواهد شد؛ چرا که ایران یک موجودیتِ ارگانیک و تجزیهناپذیر است که از تمامِ بحرانها عبور خواهد کرد.
📕فدرالیسم کارآمد مدرن یا قومگرایی ارتجاعی؟
📺 در بابتِ تمامیت ارضی و یکپارچگی ملی
📕صدای آمریکا نهاد سفیدشویی تجزیهطلبی
🔗 امضای پتیشن دربارهی صدای آمریکا و علی جوانمردی
📺 علی جوانمردی؛ اسطوره خبرنگاری فیک نیوز!
.
#اپوزیشنقد #چپ_ایرانی #نقد_چپ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘مغالطۀ آناکرونیسم؛ چرا نظامِ ایالتی-ولایتیِ قدیم، «فدرال» نبود؟
— تقابلِ «کشور-تمدن» با «کشور-پیمان»؛ چرا الگوی فدرالیسم آمریکایی در ایران بومیناپذیر است؟
🔺این دیدگاه که «فدرالیسم در ایران سابقه دارد» معمولاً ناشی از یک خلط مبحث میان دو مفهوم کاملاً متفاوت است: «ادارهی غیرمتمرکز (ایالتی-ولایتی)» و «فدرالیسم مدرن». برای پاسخ به این کامنت، باید از سه زاویهی حقوقی، تاریخی و ژئوپلیتیک به موضوع نگاه کرد:
🏛 ۱. فدرالیسم یعنی «اتحاد»، نه «توزیعِ قدرت»
بسیاری تصور میکنند هر کشوری که استانهایش اختیارات داشته باشند، فدرال است. اما فدرالیسم (از ریشه *Foedus* به معنای پیمان) یک فرآیند «پایین به بالا» است.
👤 تفاوت ماهوی: در فدرالیسم (مثل آمریکا)، ابتدا ایالتهای «مستقل» وجود داشتند که تصمیم گرفتند برای قویتر شدن، بخشی از حاکمیت خود را به یک مرکزِ مشترک واگذار کنند (Coming Together Federalism).
👤 در ایران: حاکمیت در ایران همیشه «بالا به پایین» بوده است. ایران یک «واحدِ پیشینی» است که برای ادارهی بهتر، قدرت را به مناطق تفویض میکرد. در تاریخ ایران، ایالتها هیچگاه واحدهای مستقلی نبودند که با هم «پیمانِ اتحاد» ببندند، بلکه پارههای یک پیکر بودند که تحت فرمان «شاهنشاه» (شاهِ شاهان/مرکز) اداره میشدند.
⏳ ۲. مغالطهی نظام ایالتی-ولایتیِ قدیم
🔻قائلین به سابقه داشتنِ فدرالیسم، به دوران قاجار یا صفویه استناد میکنند. اما آن سیستم، «فئودالیسمِ اداری» بود، نه فدرالیسم.
👤 واقعیت تاریخی:
در نظام قدیم ایران، حکام ایالتها توسط شاه منصوب میشدند و هر لحظه ممکن بود عزل شوند. آنها «حقوقِ حاکمیتیِ غیرقابلسلب» نداشتند.
فدرالیسم یعنی ایالت حق داشته باشد قانونی وضع کند که مرکز نتواند آن را لغو کند. در تاریخ ایران، چنین چیزی هرگز وجود نداشته؛ مرکز همیشه منشأِ نهاییِ قانون و مشروعیت بوده است. حتی قانون «انجمنهای ایالتی و ولایتی» در مشروطه، تلاشی برای تمرکززدایی اداری بود، نه تقسیمِ حاکمیتِ ملی.
۳. قیاس معالفارق ایران و آمریکا 🇺🇸
🔻ساختارِ شکلگیری این دو کشور هیچ شباهتی به هم ندارد:
👤 آمریکا: کشوری است که با «خطکش» و بر روی کاغذ ساخته شده است. ایالتهای آن (مثل وایومینگ یا یوتا) مرزهای مصنوعی دارند و فاقد هویتِ تاریخی یا قومیِ چندهزارساله هستند. فدرالیسم در آنجا منجر به تجزیه نمیشود چون «ملتِ آمریکا» همزمان با «ایالتها» متولد شد.
👤 ایران: ایران یک «کشور-تمدن» است. مرزهای داخلی ایران محصولِ هزاران سال جابجاییِ اقوام و جغرافیاست. فدرالیسم در ایران، برخلاف آمریکا، ناچاراً بر روی «گسلهای قومی» مینشیند. فدرالیسمِ قومی در منطقهی پرآشوبِ خاورمیانه، به جای «اتحاد»، به «گریز از مرکز» و در نهایت جنگ داخلی منجر میشود (مدل یوگسلاوی در برابر مدل آمریکا).
⚖️ ۴. تفویض اختیار در برابر تقسیم حاکمیت
ما میتوانیم و باید «تمرکززدایی» کنیم، اما نباید «فدرالیزه» شویم. ایران میتواند پیشرفتهترین سیستمهایِ مدیریتِ محلی، پارلمانهای استانی برای امور رفاهی و آموزشی، و بودجهبندیِ منطقهای را داشته باشد (مثل مدل فرانسه) بدون اینکه «حاکمیت ملی» را تکهتکه کند.
🏁 نتیجهگیری
استناد به تاریخ برای اثبات فدرالیسم در ایران، یک «آناکرونیسم» (ناهمزمانی تاریخی) است؛ یعنی استفاده از برچسبهای مدرن برای پدیدههای کهن. نظام ایالتیِ قدیمِ ایران، ابزاری برای «حفظِ امپراتوری» بود، در حالی که فدرالیسمِ پیشنهادیِ امروز، ابزاری است که در لایههای پنهان خود، «پایانِ ملت-دولتِ واحد» را هدف گرفته است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— تقابلِ «کشور-تمدن» با «کشور-پیمان»؛ چرا الگوی فدرالیسم آمریکایی در ایران بومیناپذیر است؟
🔺این دیدگاه که «فدرالیسم در ایران سابقه دارد» معمولاً ناشی از یک خلط مبحث میان دو مفهوم کاملاً متفاوت است: «ادارهی غیرمتمرکز (ایالتی-ولایتی)» و «فدرالیسم مدرن». برای پاسخ به این کامنت، باید از سه زاویهی حقوقی، تاریخی و ژئوپلیتیک به موضوع نگاه کرد:
🏛 ۱. فدرالیسم یعنی «اتحاد»، نه «توزیعِ قدرت»
بسیاری تصور میکنند هر کشوری که استانهایش اختیارات داشته باشند، فدرال است. اما فدرالیسم (از ریشه *Foedus* به معنای پیمان) یک فرآیند «پایین به بالا» است.
👤 تفاوت ماهوی: در فدرالیسم (مثل آمریکا)، ابتدا ایالتهای «مستقل» وجود داشتند که تصمیم گرفتند برای قویتر شدن، بخشی از حاکمیت خود را به یک مرکزِ مشترک واگذار کنند (Coming Together Federalism).
👤 در ایران: حاکمیت در ایران همیشه «بالا به پایین» بوده است. ایران یک «واحدِ پیشینی» است که برای ادارهی بهتر، قدرت را به مناطق تفویض میکرد. در تاریخ ایران، ایالتها هیچگاه واحدهای مستقلی نبودند که با هم «پیمانِ اتحاد» ببندند، بلکه پارههای یک پیکر بودند که تحت فرمان «شاهنشاه» (شاهِ شاهان/مرکز) اداره میشدند.
⏳ ۲. مغالطهی نظام ایالتی-ولایتیِ قدیم
🔻قائلین به سابقه داشتنِ فدرالیسم، به دوران قاجار یا صفویه استناد میکنند. اما آن سیستم، «فئودالیسمِ اداری» بود، نه فدرالیسم.
👤 واقعیت تاریخی:
در نظام قدیم ایران، حکام ایالتها توسط شاه منصوب میشدند و هر لحظه ممکن بود عزل شوند. آنها «حقوقِ حاکمیتیِ غیرقابلسلب» نداشتند.
فدرالیسم یعنی ایالت حق داشته باشد قانونی وضع کند که مرکز نتواند آن را لغو کند. در تاریخ ایران، چنین چیزی هرگز وجود نداشته؛ مرکز همیشه منشأِ نهاییِ قانون و مشروعیت بوده است. حتی قانون «انجمنهای ایالتی و ولایتی» در مشروطه، تلاشی برای تمرکززدایی اداری بود، نه تقسیمِ حاکمیتِ ملی.
۳. قیاس معالفارق ایران و آمریکا 🇺🇸
🔻ساختارِ شکلگیری این دو کشور هیچ شباهتی به هم ندارد:
👤 آمریکا: کشوری است که با «خطکش» و بر روی کاغذ ساخته شده است. ایالتهای آن (مثل وایومینگ یا یوتا) مرزهای مصنوعی دارند و فاقد هویتِ تاریخی یا قومیِ چندهزارساله هستند. فدرالیسم در آنجا منجر به تجزیه نمیشود چون «ملتِ آمریکا» همزمان با «ایالتها» متولد شد.
👤 ایران: ایران یک «کشور-تمدن» است. مرزهای داخلی ایران محصولِ هزاران سال جابجاییِ اقوام و جغرافیاست. فدرالیسم در ایران، برخلاف آمریکا، ناچاراً بر روی «گسلهای قومی» مینشیند. فدرالیسمِ قومی در منطقهی پرآشوبِ خاورمیانه، به جای «اتحاد»، به «گریز از مرکز» و در نهایت جنگ داخلی منجر میشود (مدل یوگسلاوی در برابر مدل آمریکا).
⚖️ ۴. تفویض اختیار در برابر تقسیم حاکمیت
ما میتوانیم و باید «تمرکززدایی» کنیم، اما نباید «فدرالیزه» شویم. ایران میتواند پیشرفتهترین سیستمهایِ مدیریتِ محلی، پارلمانهای استانی برای امور رفاهی و آموزشی، و بودجهبندیِ منطقهای را داشته باشد (مثل مدل فرانسه) بدون اینکه «حاکمیت ملی» را تکهتکه کند.
🏁 نتیجهگیری
استناد به تاریخ برای اثبات فدرالیسم در ایران، یک «آناکرونیسم» (ناهمزمانی تاریخی) است؛ یعنی استفاده از برچسبهای مدرن برای پدیدههای کهن. نظام ایالتیِ قدیمِ ایران، ابزاری برای «حفظِ امپراتوری» بود، در حالی که فدرالیسمِ پیشنهادیِ امروز، ابزاری است که در لایههای پنهان خود، «پایانِ ملت-دولتِ واحد» را هدف گرفته است.
📕پارادوکسِ دموکراسیخواهی و قومگرایی
📕فدرالیسم کارآمد مدرن یا قومگرایی ارتجاعی؟
📺 در بابتِ تمامیت ارضی و یکپارچگی ملی
📕صدای آمریکا نهاد سفیدشویی تجزیهطلبی
🔗 امضای پتیشن دربارهی صدای آمریکا و علی جوانمردی
📺 علی جوانمردی؛ اسطوره خبرنگاری فیک نیوز!
.
#اپوزیشنقد #چپ_ایرانی #نقد_چپ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 «تروریستهای مسلح» بر چه اساسی مردم معترض را کشتار کردند؟
— چرا ۵۷یها از ولاییها عجیبترند؟
🔻م.علی نایب امام زمان و زبانِ الله:
🔻شهید عالیمقام و سید بزرگوار و عزیز:
🔻حیرتآورتر از این سایکوپتها که از صدر تا ذیلِ این نظام داعشی را اشغالکردهاند، ۵۷یهایند:
۱. هنوز از ۵۷ و رفتن پشتِ این بیمارانِ روانی دچار سادیسمِ حاد و جنونِ شکنجه و قتل و جنایت و دچار بیماریهای غربستیزی و ایرانستیزی و یهودستیزیاند، ابراز پشیمانی نمیکنند، و ابراز پشیمانی و طلب بخشش از نسلهای جدید را دونِ شان ملکوتی و خود-منزهپندارِ خود میدانند.
❌ اینکه نظام سابق هزار و یک تقصیر و خطا و بلاهت و خیانت داشت را کسی انکار نمیکند، ولی اینکه این مدعیانِ روشنفکری و مطالعه، نتوانستند تفاوتهای جدیِ میانِ نهاد روحانیت (و مصداقش خمینی) و نهاد پادشاهی و حکومتِ مشروطه با همه سقوطهایش از آرمان اولیه (و مصداقش محمدرشا شاه) را تشخیص دهند (و حتی امروز و پس از این همه تجربهی سیاه و تلخ نیز نمیتوانند!)، آن هم درحالیکه آلترناتیوِ آنها هزار درجه وحشیتر و ارتجاعیتر از حکومتِ مستقر بود، یک خطای کوچکِ تحلیلی نبود؛ بلکه ابعاد فجیعِ حماقت و بلاهتِ ایدئولوژیکِ این افراد را نشان میدهد. امری که هنوز هم بخشی از آنها به ابعادِ آن «جهل مرکب» پی نبردهاند.
۲. صبحوشام در حالِ براندازیِ رضا پهلویاند (نه مشارکتِ جدی در جبرانِ گندی که زدهاند و توبهی عملی)، که هر نقصی داشتهباشد، چنین روانی و دچار عطشِ شکنجهگری و تقدیسِ علنیِ شکنجهگران و قاتلانِ مردم خودش نیست، و جنونِ امامتِ امت و نجاتِ بشریت و سخنگوی خدا بودن و ساختِ تمدنِ و انسانِ طرازِ نوین در مقابل تمدنِ غرب، در عین به خاکِ سیاه نشاندنِ چند نسل از ایرانیان (و سوریها و فلسطینیها و لبنانیها و...) در همهی ابعاد زندگی را ندارد.
۳. تعجب میکنند از ملتی که زیر چنین وحوشِ روانیای گرفتار کردهاند، بابت خروج از تعادل و چهارتا کلمه ابراز خشم کردن نسبت به بنیاد ایدئولوژی و مذهبی که اینها را بار آورده، و از اینکه این مردم را «گله و عوام و نافرهیخته و خطرناک» بنامند، ارضا میشوند و حس فرهیختگی میکنند؛ یعنی درست کسانی که پشتِ امثال خمینی و منتظری و خامنهای و... رفتند، پشتِ مجاهدین خلق و مابقی گروههای تروریستی رفتند (که از جنایت در حق همحزبیهایشان نیز فروگذار نمیکردند و هر یک، یک حکومتِاسلامی بودند در سبعیت و توحش و جنونِ قدرت)، مردمی که نیمقرن از آشپزی آنها متنعم شدهاند را لایق سرزنش میدانند. البته این هم بیشتر برای مسالهی پهلویستیزیشان و غرور و خودشیفتگیِ حادشان است، وگرنه، اگر همان مردم میرفتند به پورمحمدی و حسن روحانیِ قاتل رای میدادند، یا کاندیدهای محبوبِ صادق خلخالی، تا رئیسی و جنتی و مصباح رای نیاورد، چندان توحش و جنونی از خود بروز ندادهبودند از نظر اینها؛ یعنی تا درونِ پارادیم جمهوریِ تقدیسِ شکنجه و جنایت باشید، هر مشارکتی در جنایت و شرارت کنید، چندان لایقِ سرزنش نیستید و عوام و گله، چون هنوز به گفتمانِ ۵۷ و محصولاتِ آن فتحالفتوح وفادارید، ولی همینکه خارج از آن شدید و آن را یک اشتباه دانستید، درخت ممنوعه را چیدهاید، و لایق طرد و لعنید و با هر بهانهای موضوعِِ سرزنش و شماتت.
۴. از جهتی ۵۷یها مشابه با مجاهدین خلقاند در خودشیفتگی و جمود و هویتپرستی و اراده به ندیدنِ واقعیتهای تلخ. با وجود آنکه آن حجم عظیمِ کشتار از آنها شده توسطِ فقه و حدیثِ شیعی و اسلامی، ذرهای شکاکیتِ انسانی در مبانیِ دینی و اعتقادیِ آنها ایجاد نشدهاست، و هنوز هم تقلا میکنند حجاب را به کاملترین وجه و امامصادقپسند حفظ کنند، و خود را مقید به عزاداری و نوحهخوانی و نماز جماعت و... و ذوبِ در علی و فاطمه و محمد و حسین و ابوذر و شریعتی و... نشان دهند؛ یعنی تجربهزیستهای که نسلهای مختلفِ مردم ایران را به تحول کشاند و رنسانسی تاریخی در حوزهی اندیشه و سلوک و سبکِزندگیِ آنها رقم زدهاست، ذرهای در جان این مجاهدین خلق اثر نگذاشته، و ادبیات و افکار و عقایدشان، فرقی با نیمقرن قبل نکردهاست. حتی یک نقد جدی بر مبانی در میانِ آنها نمیبینید، گویا ولایتفقیه از آسمان و بهشکلی خلقالساعه، و یا توسط انگلستان و امپریالیسم خلق شد و به مردم ایران حقنه شدهاست.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— چرا ۵۷یها از ولاییها عجیبترند؟
🔻م.علی نایب امام زمان و زبانِ الله:
دردِ درونیِ خودم رو در یک سالونیم پیش، وقتی شهیدِ عالیمقام، سید عزیز و بزرگوار، شهید لاجوردی خیلی چهرهی درخشانی بود!...
🔻شهید عالیمقام و سید بزرگوار و عزیز:
هرکس که محرز شود در تظاهرات شرکت کرده، بدونِ درنگ اعدام خواهیم کرد، مثل دو روز گذشته. و باید بدانند کسانی که در این تظاهرات شرکت میکنند، کیفری جز مرگ ندارند!
🔻حیرتآورتر از این سایکوپتها که از صدر تا ذیلِ این نظام داعشی را اشغالکردهاند، ۵۷یهایند:
۱. هنوز از ۵۷ و رفتن پشتِ این بیمارانِ روانی دچار سادیسمِ حاد و جنونِ شکنجه و قتل و جنایت و دچار بیماریهای غربستیزی و ایرانستیزی و یهودستیزیاند، ابراز پشیمانی نمیکنند، و ابراز پشیمانی و طلب بخشش از نسلهای جدید را دونِ شان ملکوتی و خود-منزهپندارِ خود میدانند.
❌ اینکه نظام سابق هزار و یک تقصیر و خطا و بلاهت و خیانت داشت را کسی انکار نمیکند، ولی اینکه این مدعیانِ روشنفکری و مطالعه، نتوانستند تفاوتهای جدیِ میانِ نهاد روحانیت (و مصداقش خمینی) و نهاد پادشاهی و حکومتِ مشروطه با همه سقوطهایش از آرمان اولیه (و مصداقش محمدرشا شاه) را تشخیص دهند (و حتی امروز و پس از این همه تجربهی سیاه و تلخ نیز نمیتوانند!)، آن هم درحالیکه آلترناتیوِ آنها هزار درجه وحشیتر و ارتجاعیتر از حکومتِ مستقر بود، یک خطای کوچکِ تحلیلی نبود؛ بلکه ابعاد فجیعِ حماقت و بلاهتِ ایدئولوژیکِ این افراد را نشان میدهد. امری که هنوز هم بخشی از آنها به ابعادِ آن «جهل مرکب» پی نبردهاند.
۲. صبحوشام در حالِ براندازیِ رضا پهلویاند (نه مشارکتِ جدی در جبرانِ گندی که زدهاند و توبهی عملی)، که هر نقصی داشتهباشد، چنین روانی و دچار عطشِ شکنجهگری و تقدیسِ علنیِ شکنجهگران و قاتلانِ مردم خودش نیست، و جنونِ امامتِ امت و نجاتِ بشریت و سخنگوی خدا بودن و ساختِ تمدنِ و انسانِ طرازِ نوین در مقابل تمدنِ غرب، در عین به خاکِ سیاه نشاندنِ چند نسل از ایرانیان (و سوریها و فلسطینیها و لبنانیها و...) در همهی ابعاد زندگی را ندارد.
۳. تعجب میکنند از ملتی که زیر چنین وحوشِ روانیای گرفتار کردهاند، بابت خروج از تعادل و چهارتا کلمه ابراز خشم کردن نسبت به بنیاد ایدئولوژی و مذهبی که اینها را بار آورده، و از اینکه این مردم را «گله و عوام و نافرهیخته و خطرناک» بنامند، ارضا میشوند و حس فرهیختگی میکنند؛ یعنی درست کسانی که پشتِ امثال خمینی و منتظری و خامنهای و... رفتند، پشتِ مجاهدین خلق و مابقی گروههای تروریستی رفتند (که از جنایت در حق همحزبیهایشان نیز فروگذار نمیکردند و هر یک، یک حکومتِاسلامی بودند در سبعیت و توحش و جنونِ قدرت)، مردمی که نیمقرن از آشپزی آنها متنعم شدهاند را لایق سرزنش میدانند. البته این هم بیشتر برای مسالهی پهلویستیزیشان و غرور و خودشیفتگیِ حادشان است، وگرنه، اگر همان مردم میرفتند به پورمحمدی و حسن روحانیِ قاتل رای میدادند، یا کاندیدهای محبوبِ صادق خلخالی، تا رئیسی و جنتی و مصباح رای نیاورد، چندان توحش و جنونی از خود بروز ندادهبودند از نظر اینها؛ یعنی تا درونِ پارادیم جمهوریِ تقدیسِ شکنجه و جنایت باشید، هر مشارکتی در جنایت و شرارت کنید، چندان لایقِ سرزنش نیستید و عوام و گله، چون هنوز به گفتمانِ ۵۷ و محصولاتِ آن فتحالفتوح وفادارید، ولی همینکه خارج از آن شدید و آن را یک اشتباه دانستید، درخت ممنوعه را چیدهاید، و لایق طرد و لعنید و با هر بهانهای موضوعِِ سرزنش و شماتت.
۴. از جهتی ۵۷یها مشابه با مجاهدین خلقاند در خودشیفتگی و جمود و هویتپرستی و اراده به ندیدنِ واقعیتهای تلخ. با وجود آنکه آن حجم عظیمِ کشتار از آنها شده توسطِ فقه و حدیثِ شیعی و اسلامی، ذرهای شکاکیتِ انسانی در مبانیِ دینی و اعتقادیِ آنها ایجاد نشدهاست، و هنوز هم تقلا میکنند حجاب را به کاملترین وجه و امامصادقپسند حفظ کنند، و خود را مقید به عزاداری و نوحهخوانی و نماز جماعت و... و ذوبِ در علی و فاطمه و محمد و حسین و ابوذر و شریعتی و... نشان دهند؛ یعنی تجربهزیستهای که نسلهای مختلفِ مردم ایران را به تحول کشاند و رنسانسی تاریخی در حوزهی اندیشه و سلوک و سبکِزندگیِ آنها رقم زدهاست، ذرهای در جان این مجاهدین خلق اثر نگذاشته، و ادبیات و افکار و عقایدشان، فرقی با نیمقرن قبل نکردهاست. حتی یک نقد جدی بر مبانی در میانِ آنها نمیبینید، گویا ولایتفقیه از آسمان و بهشکلی خلقالساعه، و یا توسط انگلستان و امپریالیسم خلق شد و به مردم ایران حقنه شدهاست.
📺 ۵۷ی کیست؟ با سادهترین جملات
📕فرق یک ۵۷ی با یک بشر نرمال
📺 «عقده پهلوی» و اثرات مخرب آن
.
#حکومت_اسلامی #داعش_شیعی #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘پسااستعمارگرایی یا «استعمار خیرخواهانه»
— تأملی انتقادی بر «کودکسازی سوژهی غیرغربی»
🔻از متن:
🔻از متن:
🌐 متن کامل
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۵ دقیقه
🔖 ۱۰۶۵ کلمه
@jgrl09
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— تأملی انتقادی بر «کودکسازی سوژهی غیرغربی»
🔻از متن:
پرسش مشهور گایاتری اسپیواک ــ «آیا فرودست میتواند سخن بگوید؟» ــ امروز معنایی تازه پیدا کرده است. مسئله این نیست که فرودست نمیتواند سخن بگوید؛ بلکه مسئله آن است که حتی هنگامی که سخن میگوید نیز سخنش شنیده نمیشود. او تنها زمانی به رسمیت شناخته میشود که آنچه میگوید با انتظارات نظری از پیش تعیینشده سازگار باشد.
اگر از امپریالیسم و استعمار شکایت کند، صدایش معتبر است؛ اما اگر از دولت، مذهب رسمی، سنتهای اقتدارگرا یا ساختارهای سرکوبگر جامعهی خود شکایت کند، گفته میشود که آگاهی او از آنِ خودش نیست!
🔻از متن:
در اینجا، یکی از خطرناکترین پیامدهای دولتمحوری ضدامپریالیستی آشکار میشود: تحمیل هزینهی مبارزه به کسانی که خود انتخابی در آن نداشتهاند.
برای روشنفکری که از فاصلهای امن به جهان مینگرد، یک دولت اقتدارگرا میتواند نماد مقاومت باشد؛ اما برای زنی که تحت قوانین آن دولت زندگی میکند، برای کارگری که سرکوب میشود، برای زندانی سیاسی که سالهای عمرش را در زندان میگذراند، برای خانوادهای که عزیزانش را از دست داده است، آن دولت پیش از هر چیز یک واقعیت مادی سرکوبگر است، نه یک نماد ژئوپولیتیکی.
البته انکار دولتمحوری به معنای انکار خطر سلطهی بیگانگان نیست. قدرتهای جهانی ممکن است بکوشند از اعتراضات مردمی به نفع خود بهرهبرداری کنند و از نارضایتیهای مردم برای پیشبرد منافع خویش بهره ببرند. اما مسئله این است که چنین واقعیتی، مجوز انکار عاملیت مردم یا حمایت از حکومتهای سرکوبگر نیست.
باید پرسید چرا بخشی از مردم در جوامع استبدادی گاه به مداخلهی خارجی به چشم راه نجات نگاه میکنند؟
پاسخ را نباید صرفاً در تبلیغات قدرتهای خارجی جستوجو کرد. حکومتهای اقتدارگرا خود سالها در تخریب زیرساختهای تفکر انتقادی نقش داشتهاند.
سرکوب روشنفکران مستقل، نابودی نهادهای مدنی، کنترل نظام آموزشی، محدودکردن آزادی بیان، گسترش دستگاههای تبلیغاتی و مجازات هر صدای مخالف، تنها ابزارهای حفظ قدرت نیستند؛ اینها سازوکارهایی هستند که ظرفیت جامعه برای داوری را فرسوده میکنند.
حکومتی که سالها امکان تفکر انتقادی را نابود کرده، جامعه را از نهادهای مستقل تهی ساخته و هر شکل از اعتراض مسالمتآمیز را سرکوب کرده است، خود در شکلگیری شرایطی سهیم است که بخشی از مردم را نسبت به وعدههای قدرتهای خارجی آسیبپذیر میکند.
هنگامی که تمام راههای تغییر از درون بسته میشوند، هنگامی که هر اعتراضی با زندان، شکنجه یا گلوله پاسخ میگیرد، برخی انسانها به نقطهای از استیصال میرسند که دیگر هیچ افقی جز دخالت نیروهای بیرونی نمیبینند.
اما حتی این وضعیت نیز نباید بهانهای برای تحقیر مردم باشد. گرایش به مداخلهی خارجی را میتوان نقد کرد، بیآنکه مردمی را که به چنین نقطهای رسیدهاند فاقد عاملیت یا فاقد عقلانیت دانست. آنچه باید نقد شود، پیش از هر چیز ساختار قدرتی است که جامعه را در چنین تنگنایی قرار داده است.
🌐 متن کامل
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۵ دقیقه
🔖 ۱۰۶۵ کلمه
@jgrl09
📻 فلسفه در خدمت استبداد
📻 عبدالکریمی و جعل تاریخ در جامۀ تفکر
📻 دلقک: زلنسکی یا عبدالکریمی؟
📕از مغاک عصر ظلمت؛ امآریآیِ بهاصطلاح «مغزِ» حکومت اسلامی
📕درک وارونۀ فیلسوف محور مقاومت از امر ملی
🔻چپشناسی
📕چرا آنتیامپریالیسم چامسکی امپریالیستی است؟
📺 سوزان سانتاگ؛ چپِ عصیانگر علیه فاشیسمِ کمونیسم، چپ محور مقاومتی/پستمدرن و چپِ ضدجنگ
📻 نسبت علی شریعتی و جورج سورل
📕کودتای ۲۸ مرداد: یک بهانۀ محض و فریبِ بزرگ
— روانکاویِ «آمریکاستیزیِ» سوژهی شیعی و چپ
📕روانکاویِ یک تروما: چرا بایگانیِ اسناد برای فهمِ تاریخ کافی نیست؟
🔻چپشناسی
📺 کلیشهزدگیِ چپ جهانی و انقلاب ایران
📺 سکوتِ کرکنندهی چپ در برابر ملتِ ایران
📺 سم هریس: چرا هیچکس از ایرانیها حمایت نمیکند
📺 چرا هیچکس از ایرانیها حمایت نمیکند
📺 حملهی تند و روشنگرانهی نمایندهی یونانیِ اروپا به نادیدهگرفتن ملت ایران
.
#نقد_چپ #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
پسااستعمارگرایی یا اسعتمار خیرخواهانه؛ تأملی انتقادی بر کودکسازی سوژهی غیرغربی
اندیشهی پسااستعماری از دل یکی از مهمترین نقدهای قرن بیستم زاده شد: نقد جهانی که قرنها انسانِ غیرغربی را نه بهعنوان فاعل تاریخ، بلکه بهمثابه ابژهی شناخت و سلطه فهمیده بود. استعمار تنها اشغال سرزمینها نبود؛ تصرف زبان، حافظه، تخیل و حق روایت خویشتن نیز…