اهمیت بستر فرهنگی
@Naqdagin
🎧اهمیت بستر فرهنگی (۷)
🎙گفتوگوی #شاهین_نژاد با #شهرام_آرین
🔸تفسیرِ ایرانی-شیعی از واقعۀ کربلا، نوعی تلاش برای ارتقاء حسین به یک فیلسوف و شوالیۀ زرتشتی بودهاست، اما در نهایت، چون زهر اسلام آنقدر غلیظ بوده، پروژۀ تشیع نیز شکست خورد
🔸تعارضِ آشکارِ تصور ایرانیان از دین و واقعیت اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙گفتوگوی #شاهین_نژاد با #شهرام_آرین
🔸تفسیرِ ایرانی-شیعی از واقعۀ کربلا، نوعی تلاش برای ارتقاء حسین به یک فیلسوف و شوالیۀ زرتشتی بودهاست، اما در نهایت، چون زهر اسلام آنقدر غلیظ بوده، پروژۀ تشیع نیز شکست خورد
🔸تعارضِ آشکارِ تصور ایرانیان از دین و واقعیت اسلام
.
#نقد_فرهنگ #زیستروان #نقد_ادیان#ادیان #ادیان_ابراهیمی #ادیان_سامی #اسلام #نقد_اسلام #مطالعات_اسلام #جهان_اسلام #مسیحیت #قرون_وسطی #سامانیان #سلجوقی #آل_بویه #شرک #الله #زرتشتی #دینشناسی #ایمان #ساسانیان #قادسیه #رضا_شاه #پهلوی #محمدرضا_پهلوی #علی_شریعتی #خمینی #امام_خمینی #آل_احمد #احمد_فردید #کمونیسم #امت #امامت #شیعه #مرتضی_مطهری #توسعه #روانکاوی #روانشناسی #گاتها #عقلانیت #خرد #اهورامزدا #اوستا #دین_شناسی #تاریخ_ادیان #سکولاریسم #ترکیه #توتالیتر #توحید #سپنتا #امشاسپندان #شریعت #تحجر #تفکر_انتقادی #جهاد_اکبر #پیشرفت #ایرانشهر #انقلاب_اسلامی #ایرانشناسی #پیشرفت #توسعه_فردی #معنای_زندگی #اسطورهشناسی #اساطیر #اسطوره #اخلاق #کارما #حسین #امام_حسین #آرش_کمانگیر #کربلا #اهریمن #مطالعات_فرهنگی #فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 ماجرای کودتای ۲۸ مرداد "دقیقا" چه بود ؟ (+)
🗄 پست مرتبط
📕دو سفسطه دربارۀ کودتای ۲۸ مرداد
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🗄 پست مرتبط
📕دو سفسطه دربارۀ کودتای ۲۸ مرداد
.
#آینه_تاریخ #چپ_ایرانی #نقد_چپ #سیاست#کودتا #تاریخ_معاصر #تاریخ #پهلوی #مصدق #محمد_مصدق #محمدرضا_پهلوی #صنعت_نفت #ملیگرایی #سلطنتطلب #مشروطه #مشروطهخواه #ولایت_مطلقه #سلطنت #سلطنت_مطلقه #پادشاهی #انگلستان #آمریکا #حزب_توده #جبهه_ملی #موسی_غنینژاد #ناسیونالیسم #شوروی #امپریالیسم
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📘دربارۀ افسانهزدایی از رویدادهای تاریخی
(۲/۲)
✍🏻 #مهرپویا_علا
🍂 شاید در هیچ جایی به اندازۀ سینمای خود آمریکا جنگ ویتنام محکوم نشده باشد. چند فیلم ضد جنگ دربارۀ جنگ ویتنام میشناسید؟ آیا تاریخ شرکت آمریکا در جنگ ویتنام به همان سیاهی است که هالیوود نمایش میدهد؟ من شخصاً چون مطالعهای دربارۀ آن رویداد خاص نکردهام قضاوتی نمیکنم و موضوع بحث حاضر هم این نیست.
🍂 مهم برای ما در اینجا این است که امکان چنین نقدهایی در آمریکا وجود دارد، ولی برای مثال کسی در چین جرأت روایت آنچه را که دولت کمونیستی مائو بر سر مردمان تبت و فرهنگ و هویتشان آورد ندارد.
🍂 یا بهعنوان مثال دیگر، کارگردان ایرانی اصلاً حق ساختن فیلم ضد جنگ ندارد. درگیری جامعۀ ایران در جنگ با کشور همسایهاش بهمراتب بیشتر از درگیری جامعۀ آمریکا در جنگی با کشوری در آن طرف دنیا بود. پیامدهای جانی و مالی جنگ ایران و عراق برای دو طرف بهمراتب بیشتر از پیامدهای جانی و مالی جنگ ویتنام برای آمریکا بود. حالا چند تا فیلم ایرانی یا عراقی دیدهاید که رفتار طرف خودی در آن جنگ را به اندازۀ یک صدم آنچه در سینمای آمریکا اتفاق میافتد نقد کرده باشد؟ چه کسی جرأت چنین کاری را دارد؟
🔺«انسان غربی» تفاوت ژنتیکی با «انسان شرقی» ندارد. ساختار مغز سیاهپوست با سفیدپوست یکسان است. اما انسان غربی مدتهای طولانی در معرض یک مناسبات اجتماعی قرار گرفتهاست که دائماً از ذهنش افسانهزدایی میکند و این در طولانیمدت، چنان تفاوتی ایجاد کردهاست که بعضیها از آن نتیجۀ نژادی گرفتند؛ وگرنه در میان همان سفیدها، توهمات فراگیر میان روسها را نگاه کنید.
🍂این حرف به این معنی نیست که با هر نقد و تحلیل تاریخی که در آنجا نوشته میشود موافق باشیم یا معتقد باشیم هر که تحلیلی تاریخی مینویسد ذهنیت اسطورهای ندارد یا حتی امکان ندارد خودش بهشدت جزماندیش و متوهم باشد. موضوع این است که در یک جا امکان به دست دادن روایتهای متفاوت بیشتر از جای دیگر فراهم است، ولو اینکه عدهای از آن روایت متفاوت آزرده شوند، احساس ناامنی کنند و آن را توهینی به باورها و ارزشهای خودشان یا جامعه تلقی کنند؛ ولو اینکه آن روایتهای متفاوت لزوماً غیرمتوهمانه هم نباشند.
🍂 بحث در نهایت همان آزادی است، و نه درست یا غلط بودن حرفی که ذیل آزادی گفته میشود. خیلی از فیلسوفان و نویسندگان و کارگردانان بزرگ غربی افراد متوهمی بودند، افکار سیاسی و اجتماعی بهشدت نادرست داشتند و کمترین تصوری از اینکه اقتصاد چگونه کار میکند نداشتند. اما آزاد بودند که حرفشان را بزنند و این چیزی است که آن دست از ایرانیهایی که چندان لزومی به آزادی و دمکراسی نمیبیند باید همچون میخ هم که شده در مغزشان فرو کنند. بدون آزادی مغز و ذهن انسان رشد نمیکند؛ حتی اگر آن آزادی به معنای این باشد که چند نفر نادان هم حرف بزنند یا حتی نادانها بیشتر و بلندتر از عاقلها حرف بزنند؛ چون مسئلۀ اساسی در اینجا قرار گرفتن ذهن در معرض حرفهای متفاوت است. حکومت حق و وظیفه ندارد دهان احمقها را ببندد تا فقط صدای عاقلها شنیده شود؛ چون این در نهایت به احمق شدن همه میانجامد.
🍂 مخاطب ایرانی گفته شدن سخنان متفاوت و گاه غلط یا حتی مضحک را در غرب میبیند، کشمکشها را در آنجا میبیند و فوراً «انحطاط غرب» و سقوط قریبالوقوع آنجا و شکست دمکراسی را نتیجه میگیرد، اما در بلندمدت تفاوت جامعۀ «غربی» از «شرقی» همین است.
🍂 چنین صداهای متفاوت و نقدهای بنیادینی مخاطب سادهلوح را دچار سوگیری شناختی میکند و به این نتیجه میرساند که تاریخ «غرب» سراسر خونریزی بودهاست و در مقابل مردمان «شرقی» معصوم و ساده بودند. افسانۀ مصدق هم از محصولات همین سوگیری شناختی است و تا نیم قرن ابتدای پدید آمدنش اصلاً مورد نقادی قرار نگرفت.
🍂 ناسزاهایی که حکومت پیشین و حکومت کنونی هرکدام با انگیزههای خاص خودشان به مصدق میدادند هم نقد و افسانهزدایی نبودند. چون آنها اصلاً دنبال افسانهزدایی نبودند و دولت نمیتواند چنین کاری انجام دهد. آنها صرفاً دنبال جایگزینی افسانۀ خودشان با افسانۀ رایج در میان مردم و روشنفکران بودند.
🍂 بسیاری از رفتارهای حاکمان پیشین و کنونی را در واقع میتوان با تلاششان برای اثبات «بهتر از مصدق بودن» توضیح داد. یعنی همزمان که به او دشنام میدهند افسانه (اسطوره) او در اعماق ذهنشان ریشه کرده است. برای همین است که میگوییم دولت افزون بر اینکه مدیر خوبی نیست، افسانهزدا و روشنگر خوبی هم نیست.
🗄پست مرتبط
📕تاریخزدایان: طالبانهای قلمروی تاریخپژوهی
📕کوروش؛ جهانسوز یا جهانساز؟
📺 ماجرای کودتای ۲۸ مرداد "دقیقا" چه بود؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Alamehrpouia
(۲/۲)
✍🏻 #مهرپویا_علا
🍂 شاید در هیچ جایی به اندازۀ سینمای خود آمریکا جنگ ویتنام محکوم نشده باشد. چند فیلم ضد جنگ دربارۀ جنگ ویتنام میشناسید؟ آیا تاریخ شرکت آمریکا در جنگ ویتنام به همان سیاهی است که هالیوود نمایش میدهد؟ من شخصاً چون مطالعهای دربارۀ آن رویداد خاص نکردهام قضاوتی نمیکنم و موضوع بحث حاضر هم این نیست.
🍂 مهم برای ما در اینجا این است که امکان چنین نقدهایی در آمریکا وجود دارد، ولی برای مثال کسی در چین جرأت روایت آنچه را که دولت کمونیستی مائو بر سر مردمان تبت و فرهنگ و هویتشان آورد ندارد.
🍂 یا بهعنوان مثال دیگر، کارگردان ایرانی اصلاً حق ساختن فیلم ضد جنگ ندارد. درگیری جامعۀ ایران در جنگ با کشور همسایهاش بهمراتب بیشتر از درگیری جامعۀ آمریکا در جنگی با کشوری در آن طرف دنیا بود. پیامدهای جانی و مالی جنگ ایران و عراق برای دو طرف بهمراتب بیشتر از پیامدهای جانی و مالی جنگ ویتنام برای آمریکا بود. حالا چند تا فیلم ایرانی یا عراقی دیدهاید که رفتار طرف خودی در آن جنگ را به اندازۀ یک صدم آنچه در سینمای آمریکا اتفاق میافتد نقد کرده باشد؟ چه کسی جرأت چنین کاری را دارد؟
🔺«انسان غربی» تفاوت ژنتیکی با «انسان شرقی» ندارد. ساختار مغز سیاهپوست با سفیدپوست یکسان است. اما انسان غربی مدتهای طولانی در معرض یک مناسبات اجتماعی قرار گرفتهاست که دائماً از ذهنش افسانهزدایی میکند و این در طولانیمدت، چنان تفاوتی ایجاد کردهاست که بعضیها از آن نتیجۀ نژادی گرفتند؛ وگرنه در میان همان سفیدها، توهمات فراگیر میان روسها را نگاه کنید.
🍂این حرف به این معنی نیست که با هر نقد و تحلیل تاریخی که در آنجا نوشته میشود موافق باشیم یا معتقد باشیم هر که تحلیلی تاریخی مینویسد ذهنیت اسطورهای ندارد یا حتی امکان ندارد خودش بهشدت جزماندیش و متوهم باشد. موضوع این است که در یک جا امکان به دست دادن روایتهای متفاوت بیشتر از جای دیگر فراهم است، ولو اینکه عدهای از آن روایت متفاوت آزرده شوند، احساس ناامنی کنند و آن را توهینی به باورها و ارزشهای خودشان یا جامعه تلقی کنند؛ ولو اینکه آن روایتهای متفاوت لزوماً غیرمتوهمانه هم نباشند.
🍂 بحث در نهایت همان آزادی است، و نه درست یا غلط بودن حرفی که ذیل آزادی گفته میشود. خیلی از فیلسوفان و نویسندگان و کارگردانان بزرگ غربی افراد متوهمی بودند، افکار سیاسی و اجتماعی بهشدت نادرست داشتند و کمترین تصوری از اینکه اقتصاد چگونه کار میکند نداشتند. اما آزاد بودند که حرفشان را بزنند و این چیزی است که آن دست از ایرانیهایی که چندان لزومی به آزادی و دمکراسی نمیبیند باید همچون میخ هم که شده در مغزشان فرو کنند. بدون آزادی مغز و ذهن انسان رشد نمیکند؛ حتی اگر آن آزادی به معنای این باشد که چند نفر نادان هم حرف بزنند یا حتی نادانها بیشتر و بلندتر از عاقلها حرف بزنند؛ چون مسئلۀ اساسی در اینجا قرار گرفتن ذهن در معرض حرفهای متفاوت است. حکومت حق و وظیفه ندارد دهان احمقها را ببندد تا فقط صدای عاقلها شنیده شود؛ چون این در نهایت به احمق شدن همه میانجامد.
🍂 مخاطب ایرانی گفته شدن سخنان متفاوت و گاه غلط یا حتی مضحک را در غرب میبیند، کشمکشها را در آنجا میبیند و فوراً «انحطاط غرب» و سقوط قریبالوقوع آنجا و شکست دمکراسی را نتیجه میگیرد، اما در بلندمدت تفاوت جامعۀ «غربی» از «شرقی» همین است.
🍂 چنین صداهای متفاوت و نقدهای بنیادینی مخاطب سادهلوح را دچار سوگیری شناختی میکند و به این نتیجه میرساند که تاریخ «غرب» سراسر خونریزی بودهاست و در مقابل مردمان «شرقی» معصوم و ساده بودند. افسانۀ مصدق هم از محصولات همین سوگیری شناختی است و تا نیم قرن ابتدای پدید آمدنش اصلاً مورد نقادی قرار نگرفت.
🍂 ناسزاهایی که حکومت پیشین و حکومت کنونی هرکدام با انگیزههای خاص خودشان به مصدق میدادند هم نقد و افسانهزدایی نبودند. چون آنها اصلاً دنبال افسانهزدایی نبودند و دولت نمیتواند چنین کاری انجام دهد. آنها صرفاً دنبال جایگزینی افسانۀ خودشان با افسانۀ رایج در میان مردم و روشنفکران بودند.
🍂 بسیاری از رفتارهای حاکمان پیشین و کنونی را در واقع میتوان با تلاششان برای اثبات «بهتر از مصدق بودن» توضیح داد. یعنی همزمان که به او دشنام میدهند افسانه (اسطوره) او در اعماق ذهنشان ریشه کرده است. برای همین است که میگوییم دولت افزون بر اینکه مدیر خوبی نیست، افسانهزدا و روشنگر خوبی هم نیست.
🗄پست مرتبط
📕تاریخزدایان: طالبانهای قلمروی تاریخپژوهی
📕کوروش؛ جهانسوز یا جهانساز؟
📺 ماجرای کودتای ۲۸ مرداد "دقیقا" چه بود؟
.
#فلسفیدن#اندیشه #غرب #لیبرالیسم #تاریخ #محمد_مصدق #سلطنتطلب #پهلوی #محمدرضا_پهلوی #اوکراین #روسیه #فرانسه #آفریقا #انقلاب_فرانسه #آمریکا #عراق #چین
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Alamehrpouia
📘کودتا علیه حاکمیتِ ملیِ قانون
✍🏻 #رضا_زمان
🍂 ۲۸ مرداد، بلاشک یک «کودتا» بود، اما نه فقط کودتایی علیه یک دولتِ خاص، شخصِ خاص یا جبههی سیاسیِ خاص. ظاهر این بود که یک دولت برافتاد و دولتی دیگر جای او نشست. کودتای ۲۸ مرداد، در اصل و بنیاد، اِعمال قدرت و اقتدار بود، فراتر از حق و قانون علیه «حاکمیّتِ ملی قانون» به تمامت آن؛ یعنی آنچه جوهر مشروطه بود و با مجاهدتِ مشروطهخواهان به دست آمدهبود.
🍂 کودتا نه فقط یک دولت را، که بنای حاکمیّتِ ملّیِ قانون را برانداخت؛ یعنی بنایی که اولاً و بالذات بر اصلِ «مهارِ قدرت» و «تقدم قانون» استوار شدهبود. با براندازیِ دولتِ قانونی و ملیِ مصدق، در واقع، حکومتِ قانون برافتاد. و این خسرانی عظیم و گزاف بود بر ایران و ایرانی.
🍂 کودتا علیه حاکمیّتِ ملّیِ قانون، سرانجام کودتا علیه نهضتِ مشروطیّت بود که قدرتِ مشروطه، در حدود قانون را، برای ملت و دولت اراده کردهبود؛ ارادهای که خیرِ همگانی و مصلحتِ عمومی را در نظر داشت، و نهادِ حکومت را نهادی پاسخگو میخواست. آری، کودتا بود؛ کودتا علیه حاکمیتِ ملیِ قانون، علیه نهادِ قانون، علیه دولتِ قانون؛ دولتِ وامدارِ مشروطیت، دولتی که میخواست شاهْسلطان باشد و سلطنت کند، نه آنکه حاکم باشد و حکومت کند.
🍂 کودتای مردادی، بهواقع که شکستِ آرمانِ دموکراسیِ ایرانی بود؛ آرمانی که نَسَب از مشروطیت میبُرد و چونان طفلِ نوپا و کودک نوزاد، در دولتِ ملی و قانونیِ مصدق، رخ نمود.
🍂 دموکراسیِ ملی و قانونمندِ ایرانی، چونان ساختاری آبرومند، با بهرهگیری از کثرتِ سیاسی و تکثر حزبی، نخستین نفسهای خود را در حدود محدودی از آزادیهای نسبی و مدنی، میکشید؛ کودتا اما پایان این تنفّسِ دموکراتیکِ ایرانی بود. پیروزیِ کودتا علیه دموکراسیِ نوزادِ ایرانی، آغاز حیاتِ جدیدِ استبداد بود؛ استبدادِ مُطلقِ شاهانه، فرای قانون و حقوقِ ملت، مبتنی بر دولتِ تکحزبی، مجهز به کودتا، و مسلّح به سرکوب و ترور، و عاقبت به شرّ انقلاب.
🍂 اندیشیدن در باب کودتای مرداد، همچنان اساسی است؛ جایی است که تکلیفِ سیاسی ایرانیان باید روشن شود میان قانون و قدرت: از حاکمیتِ ملیِ قانون، باید در برابر قدرتِ فراحقی و اقتدارِ فراقانونی دفاع کرد. قانون را باید بر ولایت و سلطنت برتری بخشید و حاکمیتِ قانون را فراتر از حاکمیّتِ اشخاص قرار داد. حاکمیتِ ملیِ قانون را باید چونان اصل اساسی مشروطه، یعنی مهارِ قدرت، پاس داشت و از آن به مثابهی زیربنای دموکراسی، توسعه و پیشرفت صیانت کرد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
✍🏻 #رضا_زمان
🍂 ۲۸ مرداد، بلاشک یک «کودتا» بود، اما نه فقط کودتایی علیه یک دولتِ خاص، شخصِ خاص یا جبههی سیاسیِ خاص. ظاهر این بود که یک دولت برافتاد و دولتی دیگر جای او نشست. کودتای ۲۸ مرداد، در اصل و بنیاد، اِعمال قدرت و اقتدار بود، فراتر از حق و قانون علیه «حاکمیّتِ ملی قانون» به تمامت آن؛ یعنی آنچه جوهر مشروطه بود و با مجاهدتِ مشروطهخواهان به دست آمدهبود.
🍂 کودتا نه فقط یک دولت را، که بنای حاکمیّتِ ملّیِ قانون را برانداخت؛ یعنی بنایی که اولاً و بالذات بر اصلِ «مهارِ قدرت» و «تقدم قانون» استوار شدهبود. با براندازیِ دولتِ قانونی و ملیِ مصدق، در واقع، حکومتِ قانون برافتاد. و این خسرانی عظیم و گزاف بود بر ایران و ایرانی.
🍂 کودتا علیه حاکمیّتِ ملّیِ قانون، سرانجام کودتا علیه نهضتِ مشروطیّت بود که قدرتِ مشروطه، در حدود قانون را، برای ملت و دولت اراده کردهبود؛ ارادهای که خیرِ همگانی و مصلحتِ عمومی را در نظر داشت، و نهادِ حکومت را نهادی پاسخگو میخواست. آری، کودتا بود؛ کودتا علیه حاکمیتِ ملیِ قانون، علیه نهادِ قانون، علیه دولتِ قانون؛ دولتِ وامدارِ مشروطیت، دولتی که میخواست شاهْسلطان باشد و سلطنت کند، نه آنکه حاکم باشد و حکومت کند.
🍂 کودتای مردادی، بهواقع که شکستِ آرمانِ دموکراسیِ ایرانی بود؛ آرمانی که نَسَب از مشروطیت میبُرد و چونان طفلِ نوپا و کودک نوزاد، در دولتِ ملی و قانونیِ مصدق، رخ نمود.
🍂 دموکراسیِ ملی و قانونمندِ ایرانی، چونان ساختاری آبرومند، با بهرهگیری از کثرتِ سیاسی و تکثر حزبی، نخستین نفسهای خود را در حدود محدودی از آزادیهای نسبی و مدنی، میکشید؛ کودتا اما پایان این تنفّسِ دموکراتیکِ ایرانی بود. پیروزیِ کودتا علیه دموکراسیِ نوزادِ ایرانی، آغاز حیاتِ جدیدِ استبداد بود؛ استبدادِ مُطلقِ شاهانه، فرای قانون و حقوقِ ملت، مبتنی بر دولتِ تکحزبی، مجهز به کودتا، و مسلّح به سرکوب و ترور، و عاقبت به شرّ انقلاب.
🍂 اندیشیدن در باب کودتای مرداد، همچنان اساسی است؛ جایی است که تکلیفِ سیاسی ایرانیان باید روشن شود میان قانون و قدرت: از حاکمیتِ ملیِ قانون، باید در برابر قدرتِ فراحقی و اقتدارِ فراقانونی دفاع کرد. قانون را باید بر ولایت و سلطنت برتری بخشید و حاکمیتِ قانون را فراتر از حاکمیّتِ اشخاص قرار داد. حاکمیتِ ملیِ قانون را باید چونان اصل اساسی مشروطه، یعنی مهارِ قدرت، پاس داشت و از آن به مثابهی زیربنای دموکراسی، توسعه و پیشرفت صیانت کرد.
.
#آینه_تاریخ #سیاست#کودتا #تاریخ #حکومت_قانون #انقلاب_اسلامی #آمریکا #انگلستان #تاریخ_معاصر #پهلوی #مصدق #محمد_مصدق #محمدرضا_پهلوی #سلطنتطلب #مشروطه #مشروطهخواه #ولایت_مطلقه #سلطنت #سلطنت_مطلقه #پادشاهی #حزب_توده #جبهه_ملی #موسی_غنینژاد #ناسیونالیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
📘فاجعۀ دولتیشدنِ نفت
(۳/۳)
✍🏻 #مهرپویا_علا
🍂 دولت ایران حتی یک ریال بابت ایجاد تأسیسات استخراج، پالایش و صدور نفت پرداخت نکرده بود. زمانی که حتی در سطح جهان هم کمتر کسی برای نفت اهمیت قائل بود یک آنتروپرونر این ریسک را بر روی داراییهای خود کرد و در آستانۀ شکست کامل سرمایهگذاری خود بالاخره در مسجدسلیمان به نفت رسید.
🍂 اگر عملیات اکتشاف شکست میخورد دولت ایران موظف نبود حتی یک ریال خسارت پرداخت کند. اما مطابق با قرارداد در صورت موفقیت عملیات اکتشاف قسمتی از عایدات به دولت ایران میرسید.
🍂 مصدق هنگام نخستوزیری به خبرنگاران خارجی میگفت بروید مناطق جنوب تهران را نگاه کنید که در چه وضعی زندگی میکنند و آیا این حق است که نفت این مردم را انگلیس ببرد؟ لابد الان پس از هفتاد سال که دیگر نفت ایران را انگلیس نمیبرد جنوب تهران بهشت شده است!
🍂 این حرف اما از لحاظ تئوری اقتصادی هم مطلقاً غلط است (تاریخ را بدون دانستن تئوری نمیتوان خواند). بخش اعظم هزینۀ عملیات شرکتی مانند شرکت نفت عبارت از دستمزدی است که به پرسنل خود میپردازد. همچنین به نفع شرکت است که تجهیزات و مواد مورد نیاز خود را از همان کشور محل فعالیت خود تهیه کند، مگر آنکه امکان تهیهاش فراهم نباشد. اکثر پرسنل شرکت نفت در آن زمان کارگران ایرانی بودند. پرسنل رده بالا و متخصص البته ایرانی نبودند و یکی از مفاد قراردادی که در زمان رضا پهلوی امضاء شد، آموزش پرسنل متخصص ایرانی بود. ولی تعداد پرسنل متخصص به هر حال اندک بود. بنابراین در نهایت حاصل بخش بزرگی از عملیات شرکت نفت خواه ناخواه در خود ایران هزینه میشد و به جیب کارگر ایرانی میرفت.
🍂 دولتی شدن صنعت نفت (یا کانال سوئز یا صنایع نیشکر و قهوه و...) منطقش یک منطق سوسیالیستی است، حتی اگر هواداران آن این را ندانند. مصدق، کاشانی و پهلوی (در آن زمان) سوسیالیست نبودند، ولی با منطق سوسیالیستی عمل میکردند. و به همان دلیلی که سوسیالیسم محکوم به شکست است، ملی/دولتیسازی صنایع هم به فاجعه ختم میشود. نیازی نیست راه دوری برویم: وضعیت آرامکو سعودی را با شرکت ملی نفت ایران مقایسه کنید.
🍂 در سالها و دهههای پس از قرارداد دارسی دولت انگلیس - که تأسیسات را خریداری کرده بود - به هر حال با دولت ایران وارد مذاکره شد تا سهم ایران را افزایش دهد. ایران هم البته استدلالهای درستی در دست داشت، مانند اینکه حق ۱۶ درصدی ایران باید شامل عملیات شرکت در خارج از کشور نیز بشود، یا اینکه شرکت باید حسابهای دخل و خرج را به رویت نمایندگان دولت ایران هم برساند.
🍂 نتیجۀ مذاکرات شد انداختن متن مذاکرات درون شومینه توسط رضا پهلوی. دیکتاتور وقت ایران تصور میکرد در سطح بینالمللی هم مانند درون ایران کارها با لاتبازی مطابق میل او پیش میروند. آن زمان البته همۀ کاسه کوزهها بر سر چند نفر، از جمله تیمورتاش، شکسته شدند و بدنامی امضای قرارداد جدید هم نصیب تقیزاده شد. دیکتاتور به هر حال پاسخگو نیست.
🍂 پس از شهریور بیست، «ملی شدن» را - بنا به نظر آبراهامیان - حزب توده برای نخستین بار به کار برد. در آن جو آکنده از جهالت که از پهلوی و مصدق و کاشانی گرفته تا حزب توده و فداییان اسلام و جبهه ملی تا روشنفکر و مذهبی و شاعر و ملا، همه و همه علیرغم تمام اختلافاتشان بر سر مسائل دیگر در آن جهالت مشترک بودند، رزمآرا یکی از معدود کسانی بود که جرأت کرد و آشکارا ملی شدن را غیرممکن خواند. تاوان بر زبان آوردن حقیقت تلخ را با خونش داد و همه از مرگش شادمان شدند. انگار اگر گویندۀ حقیقت حذف شود حقیقت عوض میشود.
🍂 بنابراین اینجا هم نمیتوان گفت مصدق یگانه مقصر وضعیت به وجود آمده بود. ولی به هر حال هم در پیدایش جو به وجود آمده که باعث شد هرگونه مذاکره و امکان تفاهمی قفل شود سهیم بود، و هم اینکه وقتی مسئولیت نخستوزیری را آن هم با پیششرط تصویب «ملی شدن» صنعت نفت در مجلس پذیرفت، متهم درجه اول میشود.
🍂 مصدق پس از چند ماه تا اندازهای متوجه پوچ بودن وعدههای اولیه شد. اما وقتی از ترور دو نخستوزیر کشور تلویحاً حمایت کرده بود و اعضای حزبش با تروریستها لاس میزدند و پس از کلی وعده وعید، در نهایت نمیتوانست به همانجایی برسد که قبلیها رسیده بودند و بخاطرش محکوم شده بودند (آشنا نیست؟!). در آن شرایط ادامۀ حکومت مصدق و همزمان خودداری از دستیابی به یک توافق - که باعث میشد به خیانت متهم شود تازه اگر ترور نمیشد - فقط و فقط یک توجیه داشت: حفظ نام و آبروی شخصی. و این تنها زمینهای بود که مصدق در آن به موفقیتی تمام و کمال دست یافت. حاصل موفقیتش این شد که الان در ۲۶ مرداد ۱۴۰۲ من دارم دربارۀ او مطلب مینویسم نه ساعد و هژیر و علا و سهیلی و...!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Alamehrpouia
(۳/۳)
✍🏻 #مهرپویا_علا
🍂 دولت ایران حتی یک ریال بابت ایجاد تأسیسات استخراج، پالایش و صدور نفت پرداخت نکرده بود. زمانی که حتی در سطح جهان هم کمتر کسی برای نفت اهمیت قائل بود یک آنتروپرونر این ریسک را بر روی داراییهای خود کرد و در آستانۀ شکست کامل سرمایهگذاری خود بالاخره در مسجدسلیمان به نفت رسید.
🍂 اگر عملیات اکتشاف شکست میخورد دولت ایران موظف نبود حتی یک ریال خسارت پرداخت کند. اما مطابق با قرارداد در صورت موفقیت عملیات اکتشاف قسمتی از عایدات به دولت ایران میرسید.
🍂 مصدق هنگام نخستوزیری به خبرنگاران خارجی میگفت بروید مناطق جنوب تهران را نگاه کنید که در چه وضعی زندگی میکنند و آیا این حق است که نفت این مردم را انگلیس ببرد؟ لابد الان پس از هفتاد سال که دیگر نفت ایران را انگلیس نمیبرد جنوب تهران بهشت شده است!
🍂 این حرف اما از لحاظ تئوری اقتصادی هم مطلقاً غلط است (تاریخ را بدون دانستن تئوری نمیتوان خواند). بخش اعظم هزینۀ عملیات شرکتی مانند شرکت نفت عبارت از دستمزدی است که به پرسنل خود میپردازد. همچنین به نفع شرکت است که تجهیزات و مواد مورد نیاز خود را از همان کشور محل فعالیت خود تهیه کند، مگر آنکه امکان تهیهاش فراهم نباشد. اکثر پرسنل شرکت نفت در آن زمان کارگران ایرانی بودند. پرسنل رده بالا و متخصص البته ایرانی نبودند و یکی از مفاد قراردادی که در زمان رضا پهلوی امضاء شد، آموزش پرسنل متخصص ایرانی بود. ولی تعداد پرسنل متخصص به هر حال اندک بود. بنابراین در نهایت حاصل بخش بزرگی از عملیات شرکت نفت خواه ناخواه در خود ایران هزینه میشد و به جیب کارگر ایرانی میرفت.
🍂 دولتی شدن صنعت نفت (یا کانال سوئز یا صنایع نیشکر و قهوه و...) منطقش یک منطق سوسیالیستی است، حتی اگر هواداران آن این را ندانند. مصدق، کاشانی و پهلوی (در آن زمان) سوسیالیست نبودند، ولی با منطق سوسیالیستی عمل میکردند. و به همان دلیلی که سوسیالیسم محکوم به شکست است، ملی/دولتیسازی صنایع هم به فاجعه ختم میشود. نیازی نیست راه دوری برویم: وضعیت آرامکو سعودی را با شرکت ملی نفت ایران مقایسه کنید.
🍂 در سالها و دهههای پس از قرارداد دارسی دولت انگلیس - که تأسیسات را خریداری کرده بود - به هر حال با دولت ایران وارد مذاکره شد تا سهم ایران را افزایش دهد. ایران هم البته استدلالهای درستی در دست داشت، مانند اینکه حق ۱۶ درصدی ایران باید شامل عملیات شرکت در خارج از کشور نیز بشود، یا اینکه شرکت باید حسابهای دخل و خرج را به رویت نمایندگان دولت ایران هم برساند.
🍂 نتیجۀ مذاکرات شد انداختن متن مذاکرات درون شومینه توسط رضا پهلوی. دیکتاتور وقت ایران تصور میکرد در سطح بینالمللی هم مانند درون ایران کارها با لاتبازی مطابق میل او پیش میروند. آن زمان البته همۀ کاسه کوزهها بر سر چند نفر، از جمله تیمورتاش، شکسته شدند و بدنامی امضای قرارداد جدید هم نصیب تقیزاده شد. دیکتاتور به هر حال پاسخگو نیست.
🍂 پس از شهریور بیست، «ملی شدن» را - بنا به نظر آبراهامیان - حزب توده برای نخستین بار به کار برد. در آن جو آکنده از جهالت که از پهلوی و مصدق و کاشانی گرفته تا حزب توده و فداییان اسلام و جبهه ملی تا روشنفکر و مذهبی و شاعر و ملا، همه و همه علیرغم تمام اختلافاتشان بر سر مسائل دیگر در آن جهالت مشترک بودند، رزمآرا یکی از معدود کسانی بود که جرأت کرد و آشکارا ملی شدن را غیرممکن خواند. تاوان بر زبان آوردن حقیقت تلخ را با خونش داد و همه از مرگش شادمان شدند. انگار اگر گویندۀ حقیقت حذف شود حقیقت عوض میشود.
🍂 بنابراین اینجا هم نمیتوان گفت مصدق یگانه مقصر وضعیت به وجود آمده بود. ولی به هر حال هم در پیدایش جو به وجود آمده که باعث شد هرگونه مذاکره و امکان تفاهمی قفل شود سهیم بود، و هم اینکه وقتی مسئولیت نخستوزیری را آن هم با پیششرط تصویب «ملی شدن» صنعت نفت در مجلس پذیرفت، متهم درجه اول میشود.
🍂 مصدق پس از چند ماه تا اندازهای متوجه پوچ بودن وعدههای اولیه شد. اما وقتی از ترور دو نخستوزیر کشور تلویحاً حمایت کرده بود و اعضای حزبش با تروریستها لاس میزدند و پس از کلی وعده وعید، در نهایت نمیتوانست به همانجایی برسد که قبلیها رسیده بودند و بخاطرش محکوم شده بودند (آشنا نیست؟!). در آن شرایط ادامۀ حکومت مصدق و همزمان خودداری از دستیابی به یک توافق - که باعث میشد به خیانت متهم شود تازه اگر ترور نمیشد - فقط و فقط یک توجیه داشت: حفظ نام و آبروی شخصی. و این تنها زمینهای بود که مصدق در آن به موفقیتی تمام و کمال دست یافت. حاصل موفقیتش این شد که الان در ۲۶ مرداد ۱۴۰۲ من دارم دربارۀ او مطلب مینویسم نه ساعد و هژیر و علا و سهیلی و...!
.
#آینه_تاریخ #اقتصاد #نقد_چپ #چپ_ایرانی#سوسیالیسم #کمونیسم #تاریخ_معاصر #پهلوی #رضاشاه #محمدرضا_پهلوی #مصدق
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Alamehrpouia
Telegram
نقدآگین
📺 سینما رکس را چه کسی آتش زد؟ (+)
🔸ساعت ۹ شب ۲۸ مرداد ۱۳۵۷ تمام بلیطهای آخرین سانس نمایش فیلم گوزنها در سينما «رکس» آبادان به فروش رفته و ۷۰۰ نفر در سینما، تماشاگر فیلم مسعود کیمیایی بودند.
🔸هنوز فیلم به میانۀ داستان نرسیدهبود که ۴ مرد وارد لابی سینما شدند. آنها درهای سالن انتظار را بستند و بر روی زمین، مواد آتش زا پاشیدند. ۳ نفر از انها به داخل سالن نمایش رفتند و نفر چهارم کبریت را کشید.
🔸شعلههای آتش زبانه کشید. آتش، لابی و سپس تمام سالن سینما را در برگرفت. مردان، زنان و کودکان تماشاچی با دیدن شعلههای آتش به طرف درهای خروجی هجوم بردند، اما درها بسته بود. ۷۰۰ نفر در محاصره آتش قرار گرفتهبودند. دود کل سالن را گرفتهبود و بسیاری قبل از آنکه بتوانند حرکتی کنند، خفه شدهبودند.
🔸این مرگبارترین عملیات تروریستی در جهان بود و تا ۲۳ سال بعد که القاعده در ۱۱ سپتامبر برج های دوقلوی نیویورک را منفجر کرد، آتشسوزی سینما رکس، در صدر مرگبارترین حملات تروریستی دنیا بود. حملهای که نه فقط چندصد انسان بیگناه را کشت، که آتش انقلاب در ایران را شعلهور کرد و ۵ ماه بعد، رژیم سلطنتی در ایران نیز سرنگون شد.
🔸تنها چند ساعت پس از آتشسوزی سینما، اعلاميهای در سطح شهر آبادان پخش شد که شهربانی و ساواک را عامل آتشزدنِ سینما رکس معرفی میکرد. ادعایی که بسیار زود در سراسر کشور پخش شد، و نه فقط اغلب مردم ایران، بلکه برخی ناظران خارجی نیز آن را باور کردند. اما آن ۴ نفر که بودند و چه کسی سینما رکس آبادان را به آتش کشید؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸ساعت ۹ شب ۲۸ مرداد ۱۳۵۷ تمام بلیطهای آخرین سانس نمایش فیلم گوزنها در سينما «رکس» آبادان به فروش رفته و ۷۰۰ نفر در سینما، تماشاگر فیلم مسعود کیمیایی بودند.
🔸هنوز فیلم به میانۀ داستان نرسیدهبود که ۴ مرد وارد لابی سینما شدند. آنها درهای سالن انتظار را بستند و بر روی زمین، مواد آتش زا پاشیدند. ۳ نفر از انها به داخل سالن نمایش رفتند و نفر چهارم کبریت را کشید.
🔸شعلههای آتش زبانه کشید. آتش، لابی و سپس تمام سالن سینما را در برگرفت. مردان، زنان و کودکان تماشاچی با دیدن شعلههای آتش به طرف درهای خروجی هجوم بردند، اما درها بسته بود. ۷۰۰ نفر در محاصره آتش قرار گرفتهبودند. دود کل سالن را گرفتهبود و بسیاری قبل از آنکه بتوانند حرکتی کنند، خفه شدهبودند.
🔸این مرگبارترین عملیات تروریستی در جهان بود و تا ۲۳ سال بعد که القاعده در ۱۱ سپتامبر برج های دوقلوی نیویورک را منفجر کرد، آتشسوزی سینما رکس، در صدر مرگبارترین حملات تروریستی دنیا بود. حملهای که نه فقط چندصد انسان بیگناه را کشت، که آتش انقلاب در ایران را شعلهور کرد و ۵ ماه بعد، رژیم سلطنتی در ایران نیز سرنگون شد.
🔸تنها چند ساعت پس از آتشسوزی سینما، اعلاميهای در سطح شهر آبادان پخش شد که شهربانی و ساواک را عامل آتشزدنِ سینما رکس معرفی میکرد. ادعایی که بسیار زود در سراسر کشور پخش شد، و نه فقط اغلب مردم ایران، بلکه برخی ناظران خارجی نیز آن را باور کردند. اما آن ۴ نفر که بودند و چه کسی سینما رکس آبادان را به آتش کشید؟
.
#در_چنین_روزی #آینه_تاریخ #حکومت_اسلامی #آخوندیسم#تاریخ_معاصر #پهلوی #محمدرضا_پهلوی #سینما_رکس #سینما #دادگاه #دادگاه_انقلاب #تروریسم #ساواک #دروغ #پروپاگاندا #انقلاب_اسلامی #روحالله_خمینی #احمد_خمینی #نواب_صفوی #مسعود_کیمیایی #آبادان #آمریکا #تروریست
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
دربارۀ سینما رکس
@Naqdagin
🎧دربارۀ فاجعۀ «سینما رکس آبادان»
🎙دکنر #محسن_بنائی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙دکنر #محسن_بنائی
.
#در_چنین_روزی #آینه_تاریخ #حکومت_اسلامی #آخوندیسم #نقد_چپ #چپ_ایرانی#تاریخ_معاصر #تاریخ #پهلوی #محمدرضا_پهلوی #سینما_رکس #سینما #دادگاه #دادگاه_انقلاب #تروریست #تروریسم #ساواک #دروغ #پروپاگاندا #انقلاب_اسلامی #بنیادگرایی #روحالله_خمینی #احمد_خمینی #نواب_صفوی #مسعود_کیمیایی #آبادان #مارکسیست #مارکس #لنین #انقلاب_مشروطه #مشروطه #مشروطهخواه #شریعتی #علی_شریعتی #خلیل_ملکی #صمد_بهرنگی #فرخی_یزدی #مجاهدین_خلق #فداییان_خلق #احمد_شاملو #فیلم_فارسی #حق_رای #مطالعات_زنان #جبهه_ملی #زنان #شاپور_بختیار #محمد_مصدق
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘غیرت بهمثابهِ عدالت
✍🏻 #آرمان_امیری
🍂 در نخستین و شاید تنها موقعیتی که قیصر فرصت پیدا میکند فلسفهی خودش و دلیل اقدامش را توضیح بدهد، هیچ اشارهای به «مفاهیم ناموسی» به چشم نمیخورد.
🍂 نخست اینکه او روایت خودش را نه با یاد خواهرش، بلکه با خاطرات «داش فرمون» شروع میکند و بیشترِ توضیحاتش هم با مرور سرنوشتِ فرمون، معنادار میشود؛ گویی نه خطاب به دایی، بلکه خطاب به خودش دارد میگوید که:
.
🍂 تنها در بخش بسیار کوتاهی از این دیالوگ یک اشارهی ضمنی هم به سرنوشت «فاطی» میشود، آن هم نه از منظرِ «عصمت یا نجابت یا شرم و حیا»، بلکه در توصیف فاطی هم قیصر همچنان بر عنصرِ «بیآزاری» او تاکید میکند:
🍂 در نهایت، نتیجهگیریِ قیصر، یک نگرش کاملا فلسفی و کلان در مورد جهان هستی است. او معتقد است:
🍂 در جمعبندی پایانی، بهنظر میرسد که قیصر فراموش نمیکند که پاسخی هم به معادلاتِ مابعدالطبیعه، و نظمِ فرازمینیِ زندگی بدهد:
🍂 در واقع، او با این اشارات مذهبی، پیشاپیش هرگونه داعیۀ مبنی بر اینکه «در برابر ظلمهای زمینی، یک نوع عدالت آسمانی وجود دارد» را مردود میکند تا بار دیگر، بر نتیجهگیریِ منحصربهفردِ خودش پافشاری کند:
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #آرمان_امیری
🍂 در نخستین و شاید تنها موقعیتی که قیصر فرصت پیدا میکند فلسفهی خودش و دلیل اقدامش را توضیح بدهد، هیچ اشارهای به «مفاهیم ناموسی» به چشم نمیخورد.
🍂 نخست اینکه او روایت خودش را نه با یاد خواهرش، بلکه با خاطرات «داش فرمون» شروع میکند و بیشترِ توضیحاتش هم با مرور سرنوشتِ فرمون، معنادار میشود؛ گویی نه خطاب به دایی، بلکه خطاب به خودش دارد میگوید که:
«اگر من هم مثل فرمون، آن شیوه از زندگی را در پیش بگیرم، هیچ عاقبت بهتری پیدا نخواهم کرد».
.
🍂 تنها در بخش بسیار کوتاهی از این دیالوگ یک اشارهی ضمنی هم به سرنوشت «فاطی» میشود، آن هم نه از منظرِ «عصمت یا نجابت یا شرم و حیا»، بلکه در توصیف فاطی هم قیصر همچنان بر عنصرِ «بیآزاری» او تاکید میکند:
«اون فاطی که تو این دنیا آزارش به یک مورچه هم نرسیدهبود، کجاست».
🍂 در نهایت، نتیجهگیریِ قیصر، یک نگرش کاملا فلسفی و کلان در مورد جهان هستی است. او معتقد است:
.«این دنیا همیشه واسه من کلک بوده و نامردی».
«این نظام روزگاره، یعنی این روزگاره خاندایی! نزنی میزننت».
🍂 در جمعبندی پایانی، بهنظر میرسد که قیصر فراموش نمیکند که پاسخی هم به معادلاتِ مابعدالطبیعه، و نظمِ فرازمینیِ زندگی بدهد:
«چقدر شبهای ماه رمضون من و داش فرمون راه میافتادیم و میرفتیم، هرچی اون کاسبی کردهبود، برای فقیر-فقرا سحری میخرید و پول افطارشون رو میداد؛ حالا چی شد؟»
🍂 در واقع، او با این اشارات مذهبی، پیشاپیش هرگونه داعیۀ مبنی بر اینکه «در برابر ظلمهای زمینی، یک نوع عدالت آسمانی وجود دارد» را مردود میکند تا بار دیگر، بر نتیجهگیریِ منحصربهفردِ خودش پافشاری کند:
«عدالت فقط در دستان خودم قرار دارد».
.
#نقد_فیلم#قیصر #مسعود_کیمیایی #پهلوی #سینما #فیلم #فیلم_فارسی #ناموس
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
چرا در ایران انقلاب شد؟
@Naqdagin
🎧چرا در ایران انقلاب شد؟ (+)
🎙 #مهدی_خلجی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🎙 #مهدی_خلجی
.
#آینه_تاریخ #سیاست#پهلوی #محمدرضا_پهلوی #رضاشاه #رضا_پهلوی #خمینی #خامنهای #انتخابات #زنان #سواد_سیاسی #رئیسی #اسدالله_علم #کشف_حجاب #سلطنت #گشت_ارشاد #انقلاب #انقلاب_اسلامی #ایران_باستان #تاریخ_معاصر #تاریخ_ایران #نقد_فرهنگ #جامعه #تکثرگرایی #روحانیت #آخوندیسم #انقلاب_سفید #آزادی #تجدد #مشروطه #حکومت_قانون #قانون #فلسفه_سیاست #فلسفه_سیاسی #هانا_آرنت #جمهوری_اسلامی #مشروعه #مدرنیسم #پلورالیسم
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘کدام قدرت دستهای صدام را بالا برد و او را به امضای قرارداد الجزایر مجبور کرد؟
✍🏻 #طوس_طهماسبی
🍂 تا اواخر دهۀ چهل شمسی، ارتش عراق تقریبا شانهبهشانۀ ارتش ایران رشد میکرد و در برخی موارد، برتریهایی نیز بدست میآورد؛ مثلا در آغاز دهه شصت میلادی، عراق با دریافت جنگندههای میگ ۱۹، زودتر از ایران به «جنگندههای مافوق صوت» دست یافت و نیز در اواخر دهۀ پنجاه میلادی، با دریافت تانک T55 از شوروی، برتری زرهی را بدست آورد؛ چرا که این تانک از لحاظ قدرت آتش و زره، بر تانکهای شرمن و M47 ایران برتر بود.
🍂 تا سال ۱۳۴۷ شمسی، ارتش ایران فاقد یک جنگندۀ بمبافکن بود که تواند حمل تسلیحاتِ زیاد و بیش از ۲ تُن داشتهباشد؛ درحالیکه در همان زمان، عراقیها بمبافکنهای غولپیکر توپولوفِ 16 داشتند که میتوانست ۶ تن بمب را به درون خاک ایران برساند.
🍂 البته خوشاقبالی ایران آن بود که سرعت مادون صوت این بمبافکن، امکان رهگیری نسبتا آسان آن را برای F5هایی که توسط خلبانانی زبده هدایت میشدند، فراهم میکرد.
🍂 اما از حدود سال ۱۳۴۷ شمسی، روندی آغاز شد که توازن قبلی را به کلی تغییر داد. روند فروش تسلیحات سطح یک و بسیار پیشرفته از سوی آمریکا به معدودی متحدان جهان سومی آغاز شد و ارتش شاهنشاهی ایران تا چند سال، تنها کشوری بود که از این موهبت برخوردار شد. یکی از دلایلش آن بود که ارتش ایران بهتر و زودتر از دیگر متحدان جهانسومی واشنگتن، زیرساختهای مربوط به آموزش پرسنل و نگهداری را فراهم کردهبود.
🍂 زمانی که در سال ۵۴، در یک درگیری مهم و تعیینکنندۀ مرزی، ۸ فانتوم ایرانی ظرف ۱۵ دقیقه، ۱۲ دستگاه تانک عراقی را با موشکهای هدایت تلویزیونی ماوریک، منهدم کرده و تیپ زرهی عراقی را که تازه وارد خاک ایران شدهبود، فراری دادند، مشخص شد که فاصلۀ تکنولوژیک شگرفی میان نیروهای نظامی ایران و عراق روی دادهاست.
🍂 عراقیها تا به حال اسلحهای نظیر موشک ماوریک ندیدهبودند که بتواند فراتر از میدان دید آنها، یعنی بدون آنکه دشمن را ببیند، تانکهایشان را یکبهیک و با دقت منهدم کند. جنگندههای آنها، صرفا به توپ و بمبهای سقوط آزاد مجهز بودند، که برای حمله ناچار بود، دقیقا بالای سر دشمن قرار گیرد، بدون آنکه بتواند بمباران دقیقی داشتهباشد.
🍂 همینطور، ترکیب بسیار خطرناک هلیکوپتر کبرا با موشک دقیق تاو، برای عراقیها ناشناخته بود. هلیکوپترهای آنها تنها به راکتهای معمولی هدایت ناپذیر مجهز بوده و قابلیت ضدتانک نداشتند. ارتش ایران وارد یک سطح و لیگ دیگر در قدرت نظامی شدهبود که عراقیها به آن دسترسی نداشتند.
🍂 شوروی نمیتوانست این فاصله را برای عراقیها پر کند؛ چرا که از یکسو نمیخواست سلاحهای درجۀ یک و بسیار جدیدِ خود را به آنها بدهد، و از سوی دیگر، هنوز حتی خودش برخی از این سلاحهای جدید را نداشت.
🍂 برای آنکه فاصلۀ نظامی شگرفی که از سال ۱۳۵۲ به بعد، میان نیروهای نظامی ایران و عراق پدید آمدهبود را بهتر درک کنید، به اختصار به فنآوریهایی که ارتش ایران به آنها دست يافته و عراق فاقد آنها بود، اشاره میکنم:
🍂 سلاحهای «هوا به زمین» هوشمند و هدایتشونده نظیر موشکهای «تاو، ماوریک و بمبهای لیزری»، موشکهای «هدایت راداری نیمهفعال» یعنی همان «اسپاروهای هواپیماهای فانتوم» و موشکهای «هدایت راداری فعال فونیکس» که در کلاهک خود، دارای یک رادار پیشرفته بودند.
🍂 در شرایطی که شکاریهای عراقی تنها به موشکهای حرارتی مجهز بوده و صرفا قادر بودند در فاصلۀ ۵ تا ۷ کیلومتری به جنگندههای دشمن حمله کنند، فانتومهای ایرانی با موشکهای اسپارو، از فاصلۀ ۲۵ کیلومتری و F14های ایرانی با موشکهای فونیکس، از فاصلۀ بیش از ۱۰۰ کیلومتری میتوانستند جنگندههای دشمن را منهدم کنند.
🍂 به علاوه، نیروی هوایی ایران از پادهای پیشرفته اختلال الکترونیک برخوردار بود که قادر بودند موشکهای پدافندی سام دو، سه و شش عراقیها را گمراه کنند؛ ایندرحالی بود که جنگ کردستان عراق ثابت کرد که نیروی هوایی عراق، هیچ وسیلهای برای خنثیسازی سایتهای موشکی «هاوک و راپیر» ایران در اختیار ندارد. این موشکها، در این جنگ چندین جنگنده و بمبافکن عراقیها را سرنگون کرده و عملا فعالیت نیروی هوایی عراق برای سرکوب کردها را مختل نمودند.
🍂 از سال ۱۳۵۲ به بعد، ارتش ایران دیگر حریف و رقیب خود را عراق نمیدانست و متوجه گسترۀ استراتژیک وسیعتری، نظیر اقیانوس هند، و نیز فراهم کردنِ برخی زمینهها برای دفاع هوایی در برابر تهاجمِ احتمالیِ شوروی شدهبود.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #طوس_طهماسبی
🍂 تا اواخر دهۀ چهل شمسی، ارتش عراق تقریبا شانهبهشانۀ ارتش ایران رشد میکرد و در برخی موارد، برتریهایی نیز بدست میآورد؛ مثلا در آغاز دهه شصت میلادی، عراق با دریافت جنگندههای میگ ۱۹، زودتر از ایران به «جنگندههای مافوق صوت» دست یافت و نیز در اواخر دهۀ پنجاه میلادی، با دریافت تانک T55 از شوروی، برتری زرهی را بدست آورد؛ چرا که این تانک از لحاظ قدرت آتش و زره، بر تانکهای شرمن و M47 ایران برتر بود.
🍂 تا سال ۱۳۴۷ شمسی، ارتش ایران فاقد یک جنگندۀ بمبافکن بود که تواند حمل تسلیحاتِ زیاد و بیش از ۲ تُن داشتهباشد؛ درحالیکه در همان زمان، عراقیها بمبافکنهای غولپیکر توپولوفِ 16 داشتند که میتوانست ۶ تن بمب را به درون خاک ایران برساند.
🍂 البته خوشاقبالی ایران آن بود که سرعت مادون صوت این بمبافکن، امکان رهگیری نسبتا آسان آن را برای F5هایی که توسط خلبانانی زبده هدایت میشدند، فراهم میکرد.
🍂 اما از حدود سال ۱۳۴۷ شمسی، روندی آغاز شد که توازن قبلی را به کلی تغییر داد. روند فروش تسلیحات سطح یک و بسیار پیشرفته از سوی آمریکا به معدودی متحدان جهان سومی آغاز شد و ارتش شاهنشاهی ایران تا چند سال، تنها کشوری بود که از این موهبت برخوردار شد. یکی از دلایلش آن بود که ارتش ایران بهتر و زودتر از دیگر متحدان جهانسومی واشنگتن، زیرساختهای مربوط به آموزش پرسنل و نگهداری را فراهم کردهبود.
🍂 زمانی که در سال ۵۴، در یک درگیری مهم و تعیینکنندۀ مرزی، ۸ فانتوم ایرانی ظرف ۱۵ دقیقه، ۱۲ دستگاه تانک عراقی را با موشکهای هدایت تلویزیونی ماوریک، منهدم کرده و تیپ زرهی عراقی را که تازه وارد خاک ایران شدهبود، فراری دادند، مشخص شد که فاصلۀ تکنولوژیک شگرفی میان نیروهای نظامی ایران و عراق روی دادهاست.
🍂 عراقیها تا به حال اسلحهای نظیر موشک ماوریک ندیدهبودند که بتواند فراتر از میدان دید آنها، یعنی بدون آنکه دشمن را ببیند، تانکهایشان را یکبهیک و با دقت منهدم کند. جنگندههای آنها، صرفا به توپ و بمبهای سقوط آزاد مجهز بودند، که برای حمله ناچار بود، دقیقا بالای سر دشمن قرار گیرد، بدون آنکه بتواند بمباران دقیقی داشتهباشد.
🍂 همینطور، ترکیب بسیار خطرناک هلیکوپتر کبرا با موشک دقیق تاو، برای عراقیها ناشناخته بود. هلیکوپترهای آنها تنها به راکتهای معمولی هدایت ناپذیر مجهز بوده و قابلیت ضدتانک نداشتند. ارتش ایران وارد یک سطح و لیگ دیگر در قدرت نظامی شدهبود که عراقیها به آن دسترسی نداشتند.
🍂 شوروی نمیتوانست این فاصله را برای عراقیها پر کند؛ چرا که از یکسو نمیخواست سلاحهای درجۀ یک و بسیار جدیدِ خود را به آنها بدهد، و از سوی دیگر، هنوز حتی خودش برخی از این سلاحهای جدید را نداشت.
🍂 برای آنکه فاصلۀ نظامی شگرفی که از سال ۱۳۵۲ به بعد، میان نیروهای نظامی ایران و عراق پدید آمدهبود را بهتر درک کنید، به اختصار به فنآوریهایی که ارتش ایران به آنها دست يافته و عراق فاقد آنها بود، اشاره میکنم:
🍂 سلاحهای «هوا به زمین» هوشمند و هدایتشونده نظیر موشکهای «تاو، ماوریک و بمبهای لیزری»، موشکهای «هدایت راداری نیمهفعال» یعنی همان «اسپاروهای هواپیماهای فانتوم» و موشکهای «هدایت راداری فعال فونیکس» که در کلاهک خود، دارای یک رادار پیشرفته بودند.
🍂 در شرایطی که شکاریهای عراقی تنها به موشکهای حرارتی مجهز بوده و صرفا قادر بودند در فاصلۀ ۵ تا ۷ کیلومتری به جنگندههای دشمن حمله کنند، فانتومهای ایرانی با موشکهای اسپارو، از فاصلۀ ۲۵ کیلومتری و F14های ایرانی با موشکهای فونیکس، از فاصلۀ بیش از ۱۰۰ کیلومتری میتوانستند جنگندههای دشمن را منهدم کنند.
🍂 به علاوه، نیروی هوایی ایران از پادهای پیشرفته اختلال الکترونیک برخوردار بود که قادر بودند موشکهای پدافندی سام دو، سه و شش عراقیها را گمراه کنند؛ ایندرحالی بود که جنگ کردستان عراق ثابت کرد که نیروی هوایی عراق، هیچ وسیلهای برای خنثیسازی سایتهای موشکی «هاوک و راپیر» ایران در اختیار ندارد. این موشکها، در این جنگ چندین جنگنده و بمبافکن عراقیها را سرنگون کرده و عملا فعالیت نیروی هوایی عراق برای سرکوب کردها را مختل نمودند.
🍂 از سال ۱۳۵۲ به بعد، ارتش ایران دیگر حریف و رقیب خود را عراق نمیدانست و متوجه گسترۀ استراتژیک وسیعتری، نظیر اقیانوس هند، و نیز فراهم کردنِ برخی زمینهها برای دفاع هوایی در برابر تهاجمِ احتمالیِ شوروی شدهبود.
.
#نظامی #تکنولوژی #آینه_تاریخ #ایران#عراق #صدام #پهلوی #محمدرضاشاه #محمدرضا_پهلوی #جنگنده #هواپیما #ارتش #ارتش_ایران #شوروی #الجزایر
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 رغد (دختر صدام) بهدنبال پس گرفتن عراق
— همکاری با نئوبعثیها (+)
🍂 «رغد صدام» دختر دیکتاتور عراق است که پس از فروپاشی حکومت «حزب بعث» عراق و دستگیری پدر و برادرانش، به اردن رفت و آنجا اعلام پناهندگی کرد. در سالهای اخیر او بارها نشان داده که بهشدت قدرتطلب است و از هر فرصتی برای رسیدن به قدرت استفاده میکند.
🔻فهرست مباحث طرحشده
00:00 مقدمه
02:28 زندگینامۀ دختر صدام
07:41 پس از فروپاشی صدام
11:00 پناهندگی در اردن
13:34 زوایای پنهان زندگی رغد
14:20 مسیر قدرتیابی رغد صدام
20:05 برنامۀ رغد و نئوبعثیها
30:00 مسائلِ مربوط به ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— همکاری با نئوبعثیها (+)
🍂 «رغد صدام» دختر دیکتاتور عراق است که پس از فروپاشی حکومت «حزب بعث» عراق و دستگیری پدر و برادرانش، به اردن رفت و آنجا اعلام پناهندگی کرد. در سالهای اخیر او بارها نشان داده که بهشدت قدرتطلب است و از هر فرصتی برای رسیدن به قدرت استفاده میکند.
🔻فهرست مباحث طرحشده
00:00 مقدمه
02:28 زندگینامۀ دختر صدام
07:41 پس از فروپاشی صدام
11:00 پناهندگی در اردن
13:34 زوایای پنهان زندگی رغد
14:20 مسیر قدرتیابی رغد صدام
20:05 برنامۀ رغد و نئوبعثیها
30:00 مسائلِ مربوط به ایران
.
#سیاست #آینه_تاریخ #ایران#عراق #صدام #صدام_حسین #کودتا #آمریکا #اردن #حافظه_تاریخی #اربعین #پیادهروی_اربعین #دیکتاتور #دیکتاتوری #حلبچه #سعید_جلیلی #تحریم #غرب #شاهزاده #سلطنتطلب #مشروطهخواه #منوتو #رضا_پهلوی #محمدرضا_پهلوی #پهلویسم #پهلوی #طالبان #داعش #تونل_زمان #رضاشاه #پهلویسم #رضاشاه_روحت_شاد #نوستالژی #حزب_بعث #رستاخیز #توسعه #خرمشهر #تجزیهطلب #شیخ_خزعل
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 #حافظ؛ مسلم یا منتقدی فراسوی اسلام؟ (+)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📕حافظ و رندی
📕دعوی بیگناهی
📕یلدای حافظی
📕انسانی فراسوی قرآن و مکتب
📺 حافظ از غیب خبری نمیدهد
.
#خیالپرسه#شاعر #شعر #زندگینامه #شاعران_ایران #شاعران_ایرانی #میترائیسم #شراب #امام_حسین #حسین_بن_علی #داریوش_آشوری #زرتشتی #غزل #غزلسرا #دینشناسی #ادیان #یزید #آیین_مهر #مهرپرستی #رند #مغ #اوستا #زرتشت #ایرانگرایی #ایران_باستان #شیراز #بغداد #یزد #قرآن #آخوندیسم #فقه #آخوندیسم #آخوند #تکفیر #فقیه #پهلوی #رضاشاه #محمدرضا_پهلوی #حافظیه #اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘انسان یاغی و تمام دشمنان آن
(۲/۲)
✍🏻 #آرمان_امیری
🍂 گروه نخست که بهصورت یک مضحکهی تاریخی، اتفاقا در ردای «جامعهشناس» ظهور پیدا کردهاند، بهجای تلاش برای یافتن ریشههای بحران اجتماعی همچنان بر سر مظاهر بروز آن نهیب میزنند! یعنی بهجای کنکاش در باب اینکه «چرا بخشی از جامعه با نظم حقوقی و اجتماعی خود احساس بیگانگی میکند»، انگشت اتهام را به سمت جامعه نشانه گرفتهاند که «تو لیاقت نظم حقوقیات را نداشتی»! یا مضحکتر اینکه به هنرمندان نهیب میزنند که «چرا واقعیت را همانگونه که بود ترسیم کردید»! انگار که بیماری را نزد پزشک ببرید و طرف با کلی تبختر فریاد بزند این فرد بیمار شده چون لیاقت سلامتی را نداشته!
🍂 گروه دوم، اما کمی قابل تاملتر هستند. این گروه، دستکم به این اندازه دنکیشوتوار بر سیمای واقعیت چنگ نمیکشند، اما با اندکی «زیرکی جبرگرایانه» نسخهی درمان متفاوتی را تجویز میکنند و دومین رکن عاملیت فیلم را مورد حمله قرار میدهند: «ضرورت عمل».
🍂 این جریان، به باور من ریشه در نخستین فهم و خوانش طبقهی متوسط ایرانی از تبعات ویرانگر انقلاب ۵۷ دارد که انعکاسش، بسیار جلوتر از عرصهی سینما، در رمانهای دههی ۷۰ قابل مشاهده است. جمعبندی نهایی در این خوانش به همین سطح خلاصه میشود که جامعه اساسا «میل به فساد و تخریب» دارد و حتی المقدور باید جامعه را از «ضرورت عمل» دور کرد تا ساختارهای مدنی در امان بمانند!
🍂 فهم دیگری هم در همین سطح وجود دارد که تبعات ویرانگر انقلاب صرفا محصول «فرم خشونتآمیز» آن بود و نه سویههای نظری و ایدهآلهای واپسگرایانهی انقلابیون؛ پس «مدنیت دموکراتیک» مترادف میشود با تخطئهی تمامی اشکال مقاومت اجتماعی و نوابغی از راه میرسند که در ادعای «خشونتپرهیزی» ظاهرا از گاندی هم پیشی میگیرند، اما در عمل و واقعیت، تنها چیزی را که تخطئه و لجنمال میکنند «روح طغیانگری و مقاومت»ی است که بنمایهی اصلی کنش گاندی و دیگر رهبران دموکراتیک تاریخ است.
🍂 تناظر و تطابق این خوانش جدید با بسیاری از نظریههای کلاسیک «ضد دموکراسی» که اساسا هرگونه دخالت عموم مردم را مخرب و فسادزا قلمداد میکنند، سبب شد که نتیجهی نهایی یک دستگاه بهنسبت منسجم و پایدار نظری و عملی بدل شود، که به باور من، اصلیترین سنگبنای سنت سیاستورزی «اصلاحطلبان ایرانی» را تشکیل میدهد.
🍂 سنتی که بجز اندک موارد تخطی (نظیر مقاومت اجتماعی ۸۸) میتواند توضیح دهندهی تمامی تصمیمات و اقدامات اصلاحطلبانی باشد که تمرکز اصلیشان بر-دور-نگاهداشتنِ نیروی اجتماعی از عرصهی سیاست، و اقبال به سمتوسویی است که امروزه فرم نهایی خودش را در عنوان «سیاست توافقگرا» به دست آورده.
🍂 در نهایت، بد نیست به این نکته هم تلنگری بزنیم که منطق نگرش به «سیاست منهای جامعه»، بهطرز جالبی در میان اصلاحطلبان فعلی و نیروهای به ظاهر متضادشان، یعنی حامی سلطنت پهلوی کاملا مشترک است!
🍂 دقیقا به همین دلیل است که زیربنای ادبیات سلطنتطلبان، در اکثر حوزههای تاریخی، اجتماعی و حتی هنری، در تطابق کامل با زنجیرۀ رسانههای شبهامنیتی اصلاحطلبان قرار دارد!
🍂 پشتوانههای نظری و تاریخی این رویکرد را سالهاست که امثال محمد قوچانی تئوریزه کردهاند تا هرگونه حق عاملیت اجتماعی در عرصهی سیاست را تخطئه کنند و در تمامی بزنگاه تاریخی (از مشروطه گرفته تا خود انقلاب و حتی اصلاحات دهههای ۷۰ و ۸۰) انگشت اتهام را به سمت «مزاحمت جامعه برای روند سیاست» نشانه بروند.
🍂 جریان جدید پهلویگرا نیز، همین منطق و همین تاریخنگاری جدید را البته صرفا تا مقطع ۵۷ به عاریه گرفته است، بدون اینکه جواب بدهد «چطور قرار است از چنین مقدمهای و با این حجم تنفر از نقشآفرینی سیاسی و تاریخی جامعه و تخطئهی تمامی بنمایههای دموکراسی اجتماعی و سیاسی، به ضرورت یک تغییر اساسی دیگر برسد؟».
🗄پست مرتبط
📕غیرت بهمثابهِ عدالت
📺 به کی میشه گفت منتقد؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @DivaneSara
(۲/۲)
✍🏻 #آرمان_امیری
🍂 گروه نخست که بهصورت یک مضحکهی تاریخی، اتفاقا در ردای «جامعهشناس» ظهور پیدا کردهاند، بهجای تلاش برای یافتن ریشههای بحران اجتماعی همچنان بر سر مظاهر بروز آن نهیب میزنند! یعنی بهجای کنکاش در باب اینکه «چرا بخشی از جامعه با نظم حقوقی و اجتماعی خود احساس بیگانگی میکند»، انگشت اتهام را به سمت جامعه نشانه گرفتهاند که «تو لیاقت نظم حقوقیات را نداشتی»! یا مضحکتر اینکه به هنرمندان نهیب میزنند که «چرا واقعیت را همانگونه که بود ترسیم کردید»! انگار که بیماری را نزد پزشک ببرید و طرف با کلی تبختر فریاد بزند این فرد بیمار شده چون لیاقت سلامتی را نداشته!
🍂 گروه دوم، اما کمی قابل تاملتر هستند. این گروه، دستکم به این اندازه دنکیشوتوار بر سیمای واقعیت چنگ نمیکشند، اما با اندکی «زیرکی جبرگرایانه» نسخهی درمان متفاوتی را تجویز میکنند و دومین رکن عاملیت فیلم را مورد حمله قرار میدهند: «ضرورت عمل».
🍂 این جریان، به باور من ریشه در نخستین فهم و خوانش طبقهی متوسط ایرانی از تبعات ویرانگر انقلاب ۵۷ دارد که انعکاسش، بسیار جلوتر از عرصهی سینما، در رمانهای دههی ۷۰ قابل مشاهده است. جمعبندی نهایی در این خوانش به همین سطح خلاصه میشود که جامعه اساسا «میل به فساد و تخریب» دارد و حتی المقدور باید جامعه را از «ضرورت عمل» دور کرد تا ساختارهای مدنی در امان بمانند!
🍂 فهم دیگری هم در همین سطح وجود دارد که تبعات ویرانگر انقلاب صرفا محصول «فرم خشونتآمیز» آن بود و نه سویههای نظری و ایدهآلهای واپسگرایانهی انقلابیون؛ پس «مدنیت دموکراتیک» مترادف میشود با تخطئهی تمامی اشکال مقاومت اجتماعی و نوابغی از راه میرسند که در ادعای «خشونتپرهیزی» ظاهرا از گاندی هم پیشی میگیرند، اما در عمل و واقعیت، تنها چیزی را که تخطئه و لجنمال میکنند «روح طغیانگری و مقاومت»ی است که بنمایهی اصلی کنش گاندی و دیگر رهبران دموکراتیک تاریخ است.
🍂 تناظر و تطابق این خوانش جدید با بسیاری از نظریههای کلاسیک «ضد دموکراسی» که اساسا هرگونه دخالت عموم مردم را مخرب و فسادزا قلمداد میکنند، سبب شد که نتیجهی نهایی یک دستگاه بهنسبت منسجم و پایدار نظری و عملی بدل شود، که به باور من، اصلیترین سنگبنای سنت سیاستورزی «اصلاحطلبان ایرانی» را تشکیل میدهد.
🍂 سنتی که بجز اندک موارد تخطی (نظیر مقاومت اجتماعی ۸۸) میتواند توضیح دهندهی تمامی تصمیمات و اقدامات اصلاحطلبانی باشد که تمرکز اصلیشان بر-دور-نگاهداشتنِ نیروی اجتماعی از عرصهی سیاست، و اقبال به سمتوسویی است که امروزه فرم نهایی خودش را در عنوان «سیاست توافقگرا» به دست آورده.
🍂 در نهایت، بد نیست به این نکته هم تلنگری بزنیم که منطق نگرش به «سیاست منهای جامعه»، بهطرز جالبی در میان اصلاحطلبان فعلی و نیروهای به ظاهر متضادشان، یعنی حامی سلطنت پهلوی کاملا مشترک است!
🍂 دقیقا به همین دلیل است که زیربنای ادبیات سلطنتطلبان، در اکثر حوزههای تاریخی، اجتماعی و حتی هنری، در تطابق کامل با زنجیرۀ رسانههای شبهامنیتی اصلاحطلبان قرار دارد!
🍂 پشتوانههای نظری و تاریخی این رویکرد را سالهاست که امثال محمد قوچانی تئوریزه کردهاند تا هرگونه حق عاملیت اجتماعی در عرصهی سیاست را تخطئه کنند و در تمامی بزنگاه تاریخی (از مشروطه گرفته تا خود انقلاب و حتی اصلاحات دهههای ۷۰ و ۸۰) انگشت اتهام را به سمت «مزاحمت جامعه برای روند سیاست» نشانه بروند.
🍂 جریان جدید پهلویگرا نیز، همین منطق و همین تاریخنگاری جدید را البته صرفا تا مقطع ۵۷ به عاریه گرفته است، بدون اینکه جواب بدهد «چطور قرار است از چنین مقدمهای و با این حجم تنفر از نقشآفرینی سیاسی و تاریخی جامعه و تخطئهی تمامی بنمایههای دموکراسی اجتماعی و سیاسی، به ضرورت یک تغییر اساسی دیگر برسد؟».
🗄پست مرتبط
📕غیرت بهمثابهِ عدالت
📺 به کی میشه گفت منتقد؟
.
#نقد_فیلم #اپوزیشنقد #استمرارطالبان#سلطنتطلب #پهلوی #پهلویسم #مشروطهخواه #سینما #انقلاب #غیرت #ناموس #مسعود_کیمیایی #قیصر #فیلم_فارسی #اصلاحطلبان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @DivaneSara
Telegram
نقدآگین
📘وفاق ملی میان گرگ و بره
(۲/۲)
✍🏻#آرمان_امیری
🍂 حکومت اسلامگرایان انقلابی، نه تنها در قوانین اساسی و مکتوب، بلکه در کنش رسمی سیاسی و ادبیات روزمرهی خود، تمامی دیگر ایرانیان را «غیرخودی» قلمداد کرده و حتی در برخورد با این «غیرخودی»ها به کمترین الفبای انسانیت و وجدان نیز پایبند نبودهاند. تاریخ قضاوت خواهد کرد که حتی حاکم متجاوز مغول، با ملیت و تبار و مذهب به کل بیگانه، پس از غلبه بر ایرانیان، رفتاری به مراتب انسانیتر و همدلانهتر با این ملت تسلیم در پیش گرفت تا این اسلامگرایان انقلابی؛ اما این حقیقتی نیست که فقط در ابعاد تاریخی و کارنامهی سیاسی یک جریان خاص خلاصه شود.
🍂 در عمیقترین لایههای نظری و فقهی، اسلامگرایی شیعی مبتنی بر روایت «امتگرایی» است. یعنی حتی در اندک موارد استثنایی که متفکران شیعی (همچون حائری یزدی) توانستهاند حداقلی از وفاق میان امتگرایی با مبانی جغرافیایی و مفهوم مرزهای ملی ایجاد کنند، این ملزومات را صرفا از منظر «ضرورت زمانی» به رسمیت شناختهاند. شاید این ضرورت زمانی سبب شود تا مدتی رعایت ملزومات کشورداری از باب فقهی نیز توجیه شود، (یعنی حاکم شیعه از باب اینکه تکه نانی هم جلوی غیرشیعیان میاندازد خودش را مدیون در آخرت قلمداد نکند) اما این توجیهات شرعی نیز هرگز بدان معنا نیست که مسلمین و مومنین در نهایت «خواهران و برادران دینی» خود در سراسر جهان را «خودیتر» از اغیار نزدیک ندانند. حقیقتی که در شیوهی مواجهه با «هلال شیعی» و «محور مقاومت» به خوبی آن را مشاهده میکنیم.
🍂 جامعهی ایرانی، حتی اگر در ترکیببندی مذهبی خودش با عصر مشروطه هیچ تفاوتی نکرده بود (که قطعا تفاوت کرده است)، باز هم امکان تکرار آن تجربهی تاریخی را از دست داده، چرا که وضعیت شکاف دینی حالا دیگر به یک بحران فعال بدل شده است. تجربهی تاریخی نیم قرن گذشته، سبب شده که شهروندان غیرمذهبی نه تنها هرگونه احتمال اعتماد مجدد به اسلامگرایان را منتفی قلمداد کنند، بلکه دفع این شر اعظم را به صدر اولویتهای خود ارتقا دادهاند تا حدی که حتی اهمیت آن از ضرورتهای دموکراتیک دولت نیز مهمتر جلوه میکند.
🍂 پس تا زمانی که سایهی این شراعظم بر سر جامعه سنگینی میکند، هرگونه سخن گفتن از «وفاق ملی»، حتی به عنوان یک «مانور تبلیغاتی» هم مضحک و بیمسما جلوه میکند. اینجا دیگر حتی با وضعیت وفاق «شبان و رمه» هم مواجه نیستیم، کار به ادعای وفاق از جنس «گرگ و بره» رسیده!
🍂 چنین مقدماتی بدان معنا نیست که من هرگونه امکان حصول «وفاق ملی» برای خروج از انسداد سیاسی را منتفی میدانم. چنین وفاقی نه تنها «محتمل»، بلکه کاملا «ضروری» است. با این حال، حتی با پذیرش تمامی محدودیتهای اجرایی و ظرافتهای ضروری برای گذار از یک وضعیت پر خطر، سخن گفتن از «وفاق ملی» تنها در شرایطی قابل پذیرش است که پیشاپیش چشماندازی برای عبور و گذار از حاکمیت اسلامگرایی را در افق دید خود قرار دهیم.
🍂 حذف این ضرورت اصلی، حتی در سطح یک چشمانداز نهایی را نمیتوان با برچسب «مصلحتسنجی عملگرایانه» توجیه کرد، چرا که جلب اعتماد عمومی و ایجاد انگیزه برای حرکت نیز از ضروریات همین «عملگرایی» است. پس تمامی مقدمات دیگر، تنها و تنها زمانی میتوانند گامهای ابتدایی در مسیر «وفاق ملی» قلمداد شوند که پیشاپیش بدانیم «بیشک باید از مسیر اصلاح قانون اساسی و حذف تمامی بندهایی که حقوق برابر شهروندی را با تبعیضهای مذهبی و جنسیتی مخدوش کرده است» عبور کنیم.
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @DivaneSara
(۲/۲)
✍🏻#آرمان_امیری
🍂 حکومت اسلامگرایان انقلابی، نه تنها در قوانین اساسی و مکتوب، بلکه در کنش رسمی سیاسی و ادبیات روزمرهی خود، تمامی دیگر ایرانیان را «غیرخودی» قلمداد کرده و حتی در برخورد با این «غیرخودی»ها به کمترین الفبای انسانیت و وجدان نیز پایبند نبودهاند. تاریخ قضاوت خواهد کرد که حتی حاکم متجاوز مغول، با ملیت و تبار و مذهب به کل بیگانه، پس از غلبه بر ایرانیان، رفتاری به مراتب انسانیتر و همدلانهتر با این ملت تسلیم در پیش گرفت تا این اسلامگرایان انقلابی؛ اما این حقیقتی نیست که فقط در ابعاد تاریخی و کارنامهی سیاسی یک جریان خاص خلاصه شود.
🍂 در عمیقترین لایههای نظری و فقهی، اسلامگرایی شیعی مبتنی بر روایت «امتگرایی» است. یعنی حتی در اندک موارد استثنایی که متفکران شیعی (همچون حائری یزدی) توانستهاند حداقلی از وفاق میان امتگرایی با مبانی جغرافیایی و مفهوم مرزهای ملی ایجاد کنند، این ملزومات را صرفا از منظر «ضرورت زمانی» به رسمیت شناختهاند. شاید این ضرورت زمانی سبب شود تا مدتی رعایت ملزومات کشورداری از باب فقهی نیز توجیه شود، (یعنی حاکم شیعه از باب اینکه تکه نانی هم جلوی غیرشیعیان میاندازد خودش را مدیون در آخرت قلمداد نکند) اما این توجیهات شرعی نیز هرگز بدان معنا نیست که مسلمین و مومنین در نهایت «خواهران و برادران دینی» خود در سراسر جهان را «خودیتر» از اغیار نزدیک ندانند. حقیقتی که در شیوهی مواجهه با «هلال شیعی» و «محور مقاومت» به خوبی آن را مشاهده میکنیم.
🍂 جامعهی ایرانی، حتی اگر در ترکیببندی مذهبی خودش با عصر مشروطه هیچ تفاوتی نکرده بود (که قطعا تفاوت کرده است)، باز هم امکان تکرار آن تجربهی تاریخی را از دست داده، چرا که وضعیت شکاف دینی حالا دیگر به یک بحران فعال بدل شده است. تجربهی تاریخی نیم قرن گذشته، سبب شده که شهروندان غیرمذهبی نه تنها هرگونه احتمال اعتماد مجدد به اسلامگرایان را منتفی قلمداد کنند، بلکه دفع این شر اعظم را به صدر اولویتهای خود ارتقا دادهاند تا حدی که حتی اهمیت آن از ضرورتهای دموکراتیک دولت نیز مهمتر جلوه میکند.
🍂 پس تا زمانی که سایهی این شراعظم بر سر جامعه سنگینی میکند، هرگونه سخن گفتن از «وفاق ملی»، حتی به عنوان یک «مانور تبلیغاتی» هم مضحک و بیمسما جلوه میکند. اینجا دیگر حتی با وضعیت وفاق «شبان و رمه» هم مواجه نیستیم، کار به ادعای وفاق از جنس «گرگ و بره» رسیده!
🍂 چنین مقدماتی بدان معنا نیست که من هرگونه امکان حصول «وفاق ملی» برای خروج از انسداد سیاسی را منتفی میدانم. چنین وفاقی نه تنها «محتمل»، بلکه کاملا «ضروری» است. با این حال، حتی با پذیرش تمامی محدودیتهای اجرایی و ظرافتهای ضروری برای گذار از یک وضعیت پر خطر، سخن گفتن از «وفاق ملی» تنها در شرایطی قابل پذیرش است که پیشاپیش چشماندازی برای عبور و گذار از حاکمیت اسلامگرایی را در افق دید خود قرار دهیم.
🍂 حذف این ضرورت اصلی، حتی در سطح یک چشمانداز نهایی را نمیتوان با برچسب «مصلحتسنجی عملگرایانه» توجیه کرد، چرا که جلب اعتماد عمومی و ایجاد انگیزه برای حرکت نیز از ضروریات همین «عملگرایی» است. پس تمامی مقدمات دیگر، تنها و تنها زمانی میتوانند گامهای ابتدایی در مسیر «وفاق ملی» قلمداد شوند که پیشاپیش بدانیم «بیشک باید از مسیر اصلاح قانون اساسی و حذف تمامی بندهایی که حقوق برابر شهروندی را با تبعیضهای مذهبی و جنسیتی مخدوش کرده است» عبور کنیم.
.
#سیاست #حکومت_اسلامی#پزشکیان #مسعود_پزشکیان #پهلوی #محمدرضا_پهلوی #مشروطه #سکولاریسم #وفاق #انگلستان #پادشاهی #اسلامگرایی #اسلام #مسیحیت #مغول #انقلابی #قانون_اساسی
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @DivaneSara
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 عصر چریکها و پشت دروازههای شکست
🎙گفتوگوی با اکبر معصومبیگی (مترجم و فعال چپ)
🗄پست مرتبط
📺 عصر چریکها و فرار از نیهیلیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙گفتوگوی با اکبر معصومبیگی (مترجم و فعال چپ)
🗄پست مرتبط
📺 عصر چریکها و فرار از نیهیلیسم
.
#آینه_تاریخ #نقد_چپ #چپ_ایرانی#مجاهدین #انقلاب_اسلامی #سرمایهداری #محمدرضاشاه #پهلوی #محمدرضا_پهلوی #انقلاب_سفید #شاملو #اخوان_ثالث #سلطانپور #چگوارا #ویتنام #انقلابی #انقلاب #چریک #ساواک #خلیل_ملکی #جبهه_ملی #مجاهدین_خلق
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 نگاه اسطورهای به زن (۲) (+)
— زن در جامعۀ ایران
🎙#داروین_صبوری (جامعهشناس)
❓به چه سبب نگاه ما به جنس زن در ایران معاصر به این شکل درآمده؟ نکاه تاریخی و اسطورهای و ریشهای به زن ایرانی به چه شکل بوده؟ زن ایرانی از چه زمانی اجازه تحصیل پیدا کرد؟ به چه شکل توانست به جامعه ورود پیدا کند؟ چرا در برههای از زمان همه بر این نظر بودند که تغییر را باید بر جامعه ایران تحمیل کرد؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— زن در جامعۀ ایران
🎙#داروین_صبوری (جامعهشناس)
❓به چه سبب نگاه ما به جنس زن در ایران معاصر به این شکل درآمده؟ نکاه تاریخی و اسطورهای و ریشهای به زن ایرانی به چه شکل بوده؟ زن ایرانی از چه زمانی اجازه تحصیل پیدا کرد؟ به چه شکل توانست به جامعه ورود پیدا کند؟ چرا در برههای از زمان همه بر این نظر بودند که تغییر را باید بر جامعه ایران تحمیل کرد؟
.
#زنان #آینه_تاریخ #جامعه #جامعهشناسی#پهلوی #رضا_شاه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 نگاه اسطورهای به زن (۳) (+)
— اسطورۀ زن
🎙#داروین_صبوری (جامعهشناس)
🔸زنان در پهلوی دوم احساس میکردند آنچه به آن رسیدهاند، بهسادگی بوده و و امری طبیعی، و هرکسی بود، چنین میشد
❓چه فضایی در دهۀ ۵۰ بر سپهر سیاسی و اندیشۀ کشور حاکم بود؟ چپها و اسلامگرا ها در دهۀ ۵۰ چه نگاهی به زن داشتند؟
❓امثالِ هما ناطق چه نقشی در شکلگیری دیدگاهِ زنان داشتند؟ ملیگرایان و مذهبیون چه نگاهی به زن داشتند؟ چرا به یکباره جامعۀ ایران به تمام نمادهای زنانگی حمله کرد و آنها را شیطانی دانست؟
🔸دربارۀ گوگوش و نقشی که ایفا میکرد و داریوش و نقشِ حزب توده در شکلدهیِ ذهنیتِ هنرمندان
🔸آنچه علی شریعتی و آل احمد بعنوان الگو برای زنان ساختند
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— اسطورۀ زن
🎙#داروین_صبوری (جامعهشناس)
🔸زنان در پهلوی دوم احساس میکردند آنچه به آن رسیدهاند، بهسادگی بوده و و امری طبیعی، و هرکسی بود، چنین میشد
❓چه فضایی در دهۀ ۵۰ بر سپهر سیاسی و اندیشۀ کشور حاکم بود؟ چپها و اسلامگرا ها در دهۀ ۵۰ چه نگاهی به زن داشتند؟
❓امثالِ هما ناطق چه نقشی در شکلگیری دیدگاهِ زنان داشتند؟ ملیگرایان و مذهبیون چه نگاهی به زن داشتند؟ چرا به یکباره جامعۀ ایران به تمام نمادهای زنانگی حمله کرد و آنها را شیطانی دانست؟
🔸دربارۀ گوگوش و نقشی که ایفا میکرد و داریوش و نقشِ حزب توده در شکلدهیِ ذهنیتِ هنرمندان
🔸آنچه علی شریعتی و آل احمد بعنوان الگو برای زنان ساختند
.
#زنان #آینه_تاریخ #نقد_چپ #چپ_ایرانی #نقد_فرهنگ #جامعهشناسی#پهلوی #انقلاب_اسلامی #گوگوش #داریوش #حزب_توده #زنستیزی #فرح_دیبا #علی_شریعتی #آل_احمد #دکتر_شریعتی #محمدرضا_پهلوی #محمدرشاه_شاه #رضا_شاه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘آیا از یک حمام خون در ایران جلوگیری کردیم؟
✍🏻 ریچارد تی. سیل
🔻خلاصۀ متن
🔸در اوایل ژانویه ۱۹۷۹، ژنرال رابرت هویسر به دستور رئیسجمهور کارتر به تهران رفت تا از بختیار، رئیس دولت موقت، حمایت کند و از وقوع یک کودتای نظامی جلوگیری کند.
🔸در آن زمان، ایران در حال فروپاشی بود و شاه محمدرضا پهلوی به شدت تحت فشار قرار داشت. هویسر به شاه اطلاع داد که باید کشور را ترک کند و هر گونه تلاش برای کودتا را متوقف کند.
🔸اما شواهد نشان میدهد که ماموریت او در واقع برای تسریع سقوط شاه بوده است. منابع اطلاعاتی آمریکا به این نتیجه رسیدند که حمایت از شاه دیگر امکانپذیر نیست و هویسر به ژنرالها هشدار داد که در صورت اقدام به کودتا، کمکهای آمریکا قطع خواهد شد.
🔸در پی این تحولات، شاه در ۱۶ ژانویه ۱۹۷۹ ایران را ترک کرد و در پی آن، ارتش به سرعت متلاشی شد. پس از سقوط دولت بختیار، بسیاری از فرماندهان نظامی اعدام شدند.
🔸برخی مقامات آمریکایی معتقدند که اگر هویسر به موقع وارد عمل نمیشد، ایران ممکن بود شاهد یک حمام خون واقعی باشد. در نهایت، این تحولات منجر به روی کار آمدن حکومت خمینی و تغییرات اساسی در ساختار سیاسی ایران شد.
🌐 مطالعهٔ متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۱۳ دقیقه
🔖 ۲۵۸۲ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @daneshagahi_coj
✍🏻 ریچارد تی. سیل
🔻خلاصۀ متن
🔸در اوایل ژانویه ۱۹۷۹، ژنرال رابرت هویسر به دستور رئیسجمهور کارتر به تهران رفت تا از بختیار، رئیس دولت موقت، حمایت کند و از وقوع یک کودتای نظامی جلوگیری کند.
🔸در آن زمان، ایران در حال فروپاشی بود و شاه محمدرضا پهلوی به شدت تحت فشار قرار داشت. هویسر به شاه اطلاع داد که باید کشور را ترک کند و هر گونه تلاش برای کودتا را متوقف کند.
🔸اما شواهد نشان میدهد که ماموریت او در واقع برای تسریع سقوط شاه بوده است. منابع اطلاعاتی آمریکا به این نتیجه رسیدند که حمایت از شاه دیگر امکانپذیر نیست و هویسر به ژنرالها هشدار داد که در صورت اقدام به کودتا، کمکهای آمریکا قطع خواهد شد.
🔸در پی این تحولات، شاه در ۱۶ ژانویه ۱۹۷۹ ایران را ترک کرد و در پی آن، ارتش به سرعت متلاشی شد. پس از سقوط دولت بختیار، بسیاری از فرماندهان نظامی اعدام شدند.
🔸برخی مقامات آمریکایی معتقدند که اگر هویسر به موقع وارد عمل نمیشد، ایران ممکن بود شاهد یک حمام خون واقعی باشد. در نهایت، این تحولات منجر به روی کار آمدن حکومت خمینی و تغییرات اساسی در ساختار سیاسی ایران شد.
🌐 مطالعهٔ متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۱۳ دقیقه
🔖 ۲۵۸۲ واژه
.
#آینه_تاریخ #تاریخ_معاصر #پهلوی #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @daneshagahi_coj
Telegraph
آیا از یک حمام خون در ایران جلوگیری کردیم؟
۱۲ ژانویه ۱۹۸۰ریچارد تی. سیل در حدود ۳ ژانویه ۱۹۷۹، ژنرال نیروی هوایی، رابرت ای. (داچ) هویسر، معاون فرماندهی کل نیروهای ایالات متحده در اروپا، به دستور مستقیم رئیس جمهور کارتر وارد تهران شد. در اواخر سال ۱۹۷۸، آشکار شده بود که ایران در حال فروپاشی است. مجموعهای…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 اقتصاد ایران در ۸۰ سال اخیر (+)
— مقایسۀ پهلوی و جمهوری اسلامی
❓ آیا امروز فقیرترین ایران ۸۰ سال گذشته را داریم؟
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
00:00 معرفی موضوع
01:22 آمار گمراهکننده، پیشرفتهای خیرهکننده!
03:24 معیار درست سنجش عملکرد یک حکومت
04:27 مقایسه طول عمر متوسط در ایران و آمریکا
05:30 تغییرات شاخص مرگومیر کودکان
06:41 مقایسه قدرت خرید ایران با ترکیه و رتبه در دنیا
08:36 ایران امروز، فقیرترین در ۸۰ سال گذشته
10:42 بررسی نابرابری در ایران با شاخص جینی
12:30 مقایسه آمار جمهوری اسلامی و پهلوی دوم
15:17 جمعبندی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— مقایسۀ پهلوی و جمهوری اسلامی
❓ آیا امروز فقیرترین ایران ۸۰ سال گذشته را داریم؟
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
00:00 معرفی موضوع
01:22 آمار گمراهکننده، پیشرفتهای خیرهکننده!
03:24 معیار درست سنجش عملکرد یک حکومت
04:27 مقایسه طول عمر متوسط در ایران و آمریکا
05:30 تغییرات شاخص مرگومیر کودکان
06:41 مقایسه قدرت خرید ایران با ترکیه و رتبه در دنیا
08:36 ایران امروز، فقیرترین در ۸۰ سال گذشته
10:42 بررسی نابرابری در ایران با شاخص جینی
12:30 مقایسه آمار جمهوری اسلامی و پهلوی دوم
15:17 جمعبندی
.
#آینه_تاریخ #اقتصاد #حکومت_اسلامی #پهلوی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎧 درباب ضرورت و برتریِ گفتمانِ ایرانگرایی دربرابرِ جمهوری اسلامی
🎙#اشکان
@fargasht22
🔸در مبارزه با جمهوری اسلامی، ما فقط به شعارهای دموکراسیخواهان و آزادیخواهانه نیاز نداریم؛ بلکه نیازمند نوعی ایرانگرایی عقلانی هستیم که بتواند مقاومت را برای خودمان موجه و قابل دفاع کند.
🔸حکومتی که مشروعیتش را نه از رضایت شهروندان، بلکه از «اعتقاداتِ موروثی» میگیرد، ناگزیر با جامعهای مواجه میشود که برای ایستادن در برابر آن، باید از سطح صرفاً سیاسی عبور کند. ایرانگرایی در اینجا، نه نژادگرایی است، نه اسطورهاندیشی، نه بازگشت رمانتیک به گذشته، بلکه چارچوبی اخلاقی و تاریخیست برای دفاع از انسانِ ایرانی در برابر حکومت ایمانمحور.
🔸وقتی قدرت به نام خدا اعمال میشود، مقاومتِ صرفاً سیاسی کافی نیست؛ باید نشان داد که این قدرت، نه فقط غیردموکراتیک، بلکه ضد انسان، ضد تاریخ، و ضد زیستِ مشترک مردمانِ یک سرزمین است. این گفتا تلاشیست برای صورتبندی همین ضرورت.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#اشکان
@fargasht22
🔸در مبارزه با جمهوری اسلامی، ما فقط به شعارهای دموکراسیخواهان و آزادیخواهانه نیاز نداریم؛ بلکه نیازمند نوعی ایرانگرایی عقلانی هستیم که بتواند مقاومت را برای خودمان موجه و قابل دفاع کند.
🔸حکومتی که مشروعیتش را نه از رضایت شهروندان، بلکه از «اعتقاداتِ موروثی» میگیرد، ناگزیر با جامعهای مواجه میشود که برای ایستادن در برابر آن، باید از سطح صرفاً سیاسی عبور کند. ایرانگرایی در اینجا، نه نژادگرایی است، نه اسطورهاندیشی، نه بازگشت رمانتیک به گذشته، بلکه چارچوبی اخلاقی و تاریخیست برای دفاع از انسانِ ایرانی در برابر حکومت ایمانمحور.
🔸وقتی قدرت به نام خدا اعمال میشود، مقاومتِ صرفاً سیاسی کافی نیست؛ باید نشان داد که این قدرت، نه فقط غیردموکراتیک، بلکه ضد انسان، ضد تاریخ، و ضد زیستِ مشترک مردمانِ یک سرزمین است. این گفتا تلاشیست برای صورتبندی همین ضرورت.
📻 دلایل انفعالِ قشرِ خاکستری
📻 در باب قیامِ ملی
📕گونهشناسی مخالفان پهلوی
📕پلهپله تا فورانِ «جاویدشاه» در خیابانهای ایران
📻 مرگ بر سه سید فاطمی؛ خمینی و خامنهای، خاتمی!
📕نبرد نابرابر؛ چرا پهلویستیزی فاقد «ارادهی موسس» است؟
📘نبرد پرولتاریا علیه چپ
.
#آینه_تاریخ #حکومت_اسلامی #اپوزیشنقد #ایران #رضا_شاه_روحت_شاد #شاهزاده_رضا_پهلوی #پهلوی #ایرانی #ملی_گرایی #لیبرالیسم #آزادی #جاویدشاه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin