📘گفتگو ابزار آزمون ضد خشونت
(قسمت اول: ایده فصلالخطابی، اعلام پایان گفتگو است)
✍️ دکتر #احمد_فعال
(۱/۳)
🔸 در مقالهی قبل وقتی حکمرانان را مخاطب درسهای خود قرار دادم، عدهای از دوستان و خوانندگان اظهار کردند که حکمرانان در ایران اساساً قابل گفتگو نیستند و اعتنایی به درسها و استدلالهای مخالفان خود ندارند.
اما درسها و استدلالها همیشه برای اعتنا کردن بیان نمیشوند. چنانچه گفتگوها نیز همیشه برای دستیابی به یک امر مشترک، پیگیری نمیشوند. در این قسم از بحث بنا دارم تا با طرح یک بحث دامنهدار به جامعه نشان دهم،
چرا و چگونه اعتراضهای (دی ماه سال ۹۶) به هیچ فرجامی نرسید؟
هرچند دورنمای این اعتراضها به عنوان زمینهها و پتانسیلهای جدید نمیتواند قابل انکار باشد. اما آنچه که در اینجا مورد توجه است، تحلیل مقطعی و علل نافرجامی مقطعی اعتراضات است.
اینکه حرکتی امروز صورت گیرد به امید فردا، خود علامت یک گسست اجتماعی است که نمیتوان آن را بیرون از عوارض اجتماعی-تاریخی ایران تحلیل کرد.
برای این منظور لازم است از راه جریانشناسی و گفتگو با کنشگرانی که در حرکت اعتراضی مشارکت داشتند، دلایل نافرجامی آنها را توضیح دهیم.
🔸 در این نوشتار بنا بر این نیست تا موضوعی به نام «گفتگو میان حاکم و محکوم» گشوده شود. کوشش بر این است تا از گفتگو به عنوان یک «روش آزمون» استفاده شود.
شرکتکنندگان در گفتگو اگر به استدلالها اعتنا کردند، چه بهتر؛ اما اگر اعتنا نکردند به مثابه ابتلا و آزمایش آنها، بکار گرفته میشود.
گفتگو کردن روشی است که اگر یک طرف باید درس بگیرد، ولی از درس گرفتن امتناع میکند، واقعیت خود را به مثل آفتاب در معرض قضاوت عمومی قرار میدهد. ابتلا یا آزمون، یک روش علمی مبارزه مسالمتآمیز است.
🔸 مقالهی «درسها به حکمرانان» روشی برای آزمون و ابتلاء حاکمان بود. در این قسم از مباحث به این موضوع میپردازم که چگونه میتوان با کمک یک آزمون دیگر، این بار مخاطب درسهای خود را «مردم و جامعه» قرار دهیم.
در این آزمون وقتی دلایل خود را درباره «رابطه گفتگو با ماهیت جریانهای سیاسی» ارائه میدهیم، این رابطه دلایل ما را درباره فرجام اعتراضات توضیح میدهد.
❌ به این موضوع میپردازیم که بنا به تجربه بیش از چند دهه، با ۴ گروه و جریان سیاسی اساساً نمیتوان گفتگو کرد.
با وجود بیفایده بودن هرگونه گفتگو با این جریانهای سیاسی-فکری، اما آزمون گفتگو با آنها، جهت عمومی اعتراضهای اخیر را برای ما مکشوف میکند؛ حالا این به چه معناست؟
❌به این معنا که وقتی دانستیم که یک جریان سیاسی قابل گفتگو نیست، نباید عنان اعتراض عمومی را به آنها واگذار کرد. متأسفانه همین ۴ گروه هدایت اعتراضات را بر عهده داشتند.
▪️یک گروه از آنها که شامل «بنیادگرایان مذهبی» بودند، جرقه نخست را با هدف مخالفت با دولت در مشهد زدند، اما وقتی اعتراضات مرزهای دولت را درنوردید و از محدوده مخالفت با دولت فراتر رفت، این گروه از گردونه اعتراض به موضع مقاومت در برابر آن وارد شدند.
▪️اما ۳ جریان دیگر تا آخر باقی ماندند و ماهیت اعتراضات را در غیاب یک «اندیشه راهنما»، و در غیاب نیروهای قابل توجهی از طبقه متوسط، و در غیاب رهبرانی که دارای اندیشه راهنمای آزادی هستند، رقم زدند.
این ۳ جریان سیاسی عبارتند از «سلطنت طلبان»، «دینستیزان» و «هواخواهان مجاهدین خلق».
در این قسمت از بحث ویژگیهای مشترک این چهار جریان سیاسی و فکری را که مانع از هرگونه گفتگویی هستند، شرح خواهم داد. اما پیشتر لازم است یک مقدمه درباب ماهیت گفتگو ارائه دهم.
شرایط آرمانی گفتگو
💠 هابرماس از یک نوع گفتگو و یا دیالوگ راستین یاد میکند. هر نوع گفتگویی از نظر هابرماس «گفتگوی راستین» نیست.
❌ بسیاری از گفتگوها اهدافی مانند، فریب و یا لفاظی را تعقیب میکنند.
❌ به علاوه هر گفتگویی به «گفتمان» منجر نمیشود.
منظور از گفتمان نزد هابرماس، فضایی از گفتگو است که امکان ارتباط و تفاهم میان طرفهای گفتگو را ایجاد میکند. گفتمان یک نوع توافق اصیل برای رسیدن به یک مشارکت دسته جمعی است.
💠 گفتگو هرگاه از روابط قدرت آزاد شد، به گفتمان تبدیل میشود. اما آزاد شدن از روابط قدرت بدون آزاد شدن از منافع گویندگان ممکن نیست. منافع گویندگان مانع اساسی گفتگو است. این روایت از انسان که حیوانی منافعگراست، و دستیابی به حداکثر کردن منافع تلاش غایی و نهایی هر فرد و هر جامعه و هر دولت است، بدون هیچ گزافی، نقض هر گونه گفتگویی است که حقیقت را هدف قرار میدهد. به همین منظورهابرماس برای رسیدن به تفاهم از یک وضع آرمانی گفتگو یاد میکند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
(قسمت اول: ایده فصلالخطابی، اعلام پایان گفتگو است)
✍️ دکتر #احمد_فعال
(۱/۳)
🔸 در مقالهی قبل وقتی حکمرانان را مخاطب درسهای خود قرار دادم، عدهای از دوستان و خوانندگان اظهار کردند که حکمرانان در ایران اساساً قابل گفتگو نیستند و اعتنایی به درسها و استدلالهای مخالفان خود ندارند.
اما درسها و استدلالها همیشه برای اعتنا کردن بیان نمیشوند. چنانچه گفتگوها نیز همیشه برای دستیابی به یک امر مشترک، پیگیری نمیشوند. در این قسم از بحث بنا دارم تا با طرح یک بحث دامنهدار به جامعه نشان دهم،
چرا و چگونه اعتراضهای (دی ماه سال ۹۶) به هیچ فرجامی نرسید؟
هرچند دورنمای این اعتراضها به عنوان زمینهها و پتانسیلهای جدید نمیتواند قابل انکار باشد. اما آنچه که در اینجا مورد توجه است، تحلیل مقطعی و علل نافرجامی مقطعی اعتراضات است.
اینکه حرکتی امروز صورت گیرد به امید فردا، خود علامت یک گسست اجتماعی است که نمیتوان آن را بیرون از عوارض اجتماعی-تاریخی ایران تحلیل کرد.
برای این منظور لازم است از راه جریانشناسی و گفتگو با کنشگرانی که در حرکت اعتراضی مشارکت داشتند، دلایل نافرجامی آنها را توضیح دهیم.
🔸 در این نوشتار بنا بر این نیست تا موضوعی به نام «گفتگو میان حاکم و محکوم» گشوده شود. کوشش بر این است تا از گفتگو به عنوان یک «روش آزمون» استفاده شود.
شرکتکنندگان در گفتگو اگر به استدلالها اعتنا کردند، چه بهتر؛ اما اگر اعتنا نکردند به مثابه ابتلا و آزمایش آنها، بکار گرفته میشود.
گفتگو کردن روشی است که اگر یک طرف باید درس بگیرد، ولی از درس گرفتن امتناع میکند، واقعیت خود را به مثل آفتاب در معرض قضاوت عمومی قرار میدهد. ابتلا یا آزمون، یک روش علمی مبارزه مسالمتآمیز است.
🔸 مقالهی «درسها به حکمرانان» روشی برای آزمون و ابتلاء حاکمان بود. در این قسم از مباحث به این موضوع میپردازم که چگونه میتوان با کمک یک آزمون دیگر، این بار مخاطب درسهای خود را «مردم و جامعه» قرار دهیم.
در این آزمون وقتی دلایل خود را درباره «رابطه گفتگو با ماهیت جریانهای سیاسی» ارائه میدهیم، این رابطه دلایل ما را درباره فرجام اعتراضات توضیح میدهد.
❌ به این موضوع میپردازیم که بنا به تجربه بیش از چند دهه، با ۴ گروه و جریان سیاسی اساساً نمیتوان گفتگو کرد.
با وجود بیفایده بودن هرگونه گفتگو با این جریانهای سیاسی-فکری، اما آزمون گفتگو با آنها، جهت عمومی اعتراضهای اخیر را برای ما مکشوف میکند؛ حالا این به چه معناست؟
❌به این معنا که وقتی دانستیم که یک جریان سیاسی قابل گفتگو نیست، نباید عنان اعتراض عمومی را به آنها واگذار کرد. متأسفانه همین ۴ گروه هدایت اعتراضات را بر عهده داشتند.
▪️یک گروه از آنها که شامل «بنیادگرایان مذهبی» بودند، جرقه نخست را با هدف مخالفت با دولت در مشهد زدند، اما وقتی اعتراضات مرزهای دولت را درنوردید و از محدوده مخالفت با دولت فراتر رفت، این گروه از گردونه اعتراض به موضع مقاومت در برابر آن وارد شدند.
▪️اما ۳ جریان دیگر تا آخر باقی ماندند و ماهیت اعتراضات را در غیاب یک «اندیشه راهنما»، و در غیاب نیروهای قابل توجهی از طبقه متوسط، و در غیاب رهبرانی که دارای اندیشه راهنمای آزادی هستند، رقم زدند.
این ۳ جریان سیاسی عبارتند از «سلطنت طلبان»، «دینستیزان» و «هواخواهان مجاهدین خلق».
در این قسمت از بحث ویژگیهای مشترک این چهار جریان سیاسی و فکری را که مانع از هرگونه گفتگویی هستند، شرح خواهم داد. اما پیشتر لازم است یک مقدمه درباب ماهیت گفتگو ارائه دهم.
شرایط آرمانی گفتگو
💠 هابرماس از یک نوع گفتگو و یا دیالوگ راستین یاد میکند. هر نوع گفتگویی از نظر هابرماس «گفتگوی راستین» نیست.
❌ بسیاری از گفتگوها اهدافی مانند، فریب و یا لفاظی را تعقیب میکنند.
❌ به علاوه هر گفتگویی به «گفتمان» منجر نمیشود.
منظور از گفتمان نزد هابرماس، فضایی از گفتگو است که امکان ارتباط و تفاهم میان طرفهای گفتگو را ایجاد میکند. گفتمان یک نوع توافق اصیل برای رسیدن به یک مشارکت دسته جمعی است.
💠 گفتگو هرگاه از روابط قدرت آزاد شد، به گفتمان تبدیل میشود. اما آزاد شدن از روابط قدرت بدون آزاد شدن از منافع گویندگان ممکن نیست. منافع گویندگان مانع اساسی گفتگو است. این روایت از انسان که حیوانی منافعگراست، و دستیابی به حداکثر کردن منافع تلاش غایی و نهایی هر فرد و هر جامعه و هر دولت است، بدون هیچ گزافی، نقض هر گونه گفتگویی است که حقیقت را هدف قرار میدهد. به همین منظورهابرماس برای رسیدن به تفاهم از یک وضع آرمانی گفتگو یاد میکند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘گفتگو ابزار آزمون ضد خشونت
(ایده فصلالخطابی، اعلام پایان گفتگو است)
✍️ دکتر #احمد_فعال
@BayaneAzadi
#فلسفیدن #نقد_فرهنگ #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾@Naqdagin
(ایده فصلالخطابی، اعلام پایان گفتگو است)
✍️ دکتر #احمد_فعال
@BayaneAzadi
#فلسفیدن #نقد_فرهنگ #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📘گفتگو ابزار آزمون ضد خشونت
(قسمت اول: ایده فصلالخطابی، اعلام پایان گفتگو است)
✍️ دکتر #احمد_فعال
(۲/۳)
💠 وضع آرمانی گفتگو وضعی است که در آن فضای گفتمانی به وجود میآید.
هابرماس سه شرط را جزو شروط اساسی یک وضع آرمانی گفتگو قرار میدهد. پیش از آن از سه جهان یاد میکند:
۱- جهان عینی: مثل همه اشیائی که بیرون از ما و بیرون از ذهن ما وجود دارند.
۲- جهان درونی: شامل احساسات، عواطف و اندیشههای ماست.
۳- جهان هنجاری: جهان هنجاری شامل بایدها و نبایدها و ارزشهایی است که درون آن زندگی اخلاقی خود را تنظیم میکنیم.
هابرماس نظریه خود را درباب وضعیت آرمانی با این سه جهان تنظیم میکند. بطوری که وقتی در یک گفتگو از هر یک از این جهانها یاد میکنیم، شروط آرمانی سامان کنش ارتباطی را به نحوی تدارک میبیند که طرفهای گفتگو به یک مفاهمه مشترک دست بیابند. این شرایط عبارت اند از:
۱- داشتن صداقت، وقتی که از جهان درونی خود سخن میگوییم.
۲- تجربه صدق، وقتی که از جهان عینی سخن میگوییم.
۳- درست بودن، وقتی که از هنجارهای خود سخن میگوییم.
❌ هابرماس در الگوی آرمانی خود سخنی از «تعهد، پایبندی و علاقه طرفین گفتگو نسبت به حقیقت»، به میان نمیآورد. اگر بعضی از نظرها مفهوم حقیقت را امر انتزاعی به حساب میآورند، نقد خود را به هابرماس به این عبارت تغییر می دهم که:
❌ هابرماس در الگوی آرمانی خود سخنی از پایبندی و علاقه طرفین گفتگو نسبت به امر درست و نادرستی که مربوط به جهان هنجاری میشود، به میان نمی آورد.
❌ مواردی را که هابرماس به عنوان پیش شرطهای آرمانی گفتگو قرار میدهد، فرضهایی هستند که حتی در شرایط غیرآرمانی چیزی به (و یا از) باور افراد و طرفهای گفتگو کم و یا زیاد نمیکند.
▪️مثلاً ممکن است کسی در مورد صادق بودن خود تردیدی نداشته باشد، اگرچه فرد صادقی نباشد.
▪️ همچنین کسی درباره درست بودن «باید و نبایدهای» خود تردید ندارد، اگرچه هیچ تحقیقی درباره آنها انجام نداده باشد.
▪️ سرانجام هیچکس نمیگوید مشاهدات او در جهان خارج صدق نمیکنند.
💢اما پایبندی و تعهد به حقیقت یک آزمون ویژه است که که هم زود در گفتگو آشکار میشود، و هم آنکه پیش از گفتگو هر کس میتواند دیگری را با معیاری که شرح میدهم، در معرض آزمون پایبندی و تعهد قرار دهد.
❎ ممکن است گفته شود، تفاسیر مختلف در باب حقیقت وجود دارد و لذا امر حقیقت خود یک باب مهم اختلاف است. این گفته درست است، اما مراد من این نیست که حقیقت چیست، که در باب آن اختلاف باشد و یا نباشد.
✅ درست و نادرست بودن حقیقت یک امر است و تعهد داشتن و دغدغه حقیقت داشتن، یک امر دیگر است. مراد من تعهد داشتن به حقیقت است، مثل کسی که دوستدار حقیقت است. یا کسی که دغدغه و نگرانی او انجام دادن کار درست است. حالا اگر حقیقت هم یک واژه فلسفی و انتزاعی است، اما میتوانیم از اصطلاح «درست و نادرست» استفاده کنیم.
بسیاری از ما در طی زندگی کارهای درست/نادرست انجام میدهیم. و یا آراء و افکاری را به درست/نادرست میپذیریم.
❓اما نکته مهم این است که تا چه اندازه در فکر و اندیشه کار درست انجام دادن و یا فکر درست انجام دادن هستیم؟
❓یا مثلا اگر درست نبودند، تا چه اندازه شجاعت داریم نادرستیها را از ذهن و زبان خود پس برانیم، اگرچه بدانها دلبستگی قبلی داشته باشیم؟
❌❌👈🏻 این را هم اکیداً اضافه کنم، اینکه فردی خود را بر حق میداند و یا یافتههایش را برحق میشناسد و برای خود و همگروه و همفکران خود نوعی حقانیت قائل است، با آنچه که تعهد و پایبندی به حقیقت یاد میکنیم، تفاوت اساسی دارد. تمام نحلههای فکری دنیا، مذاهب موجود، حتی قبایل بدوی آفریقا خود را بر حق میدانند و هیچ تردیدی در یافتههای خود ندارند. این نوع بر حق شماردن میتواند مشمول بسیاری از افرادی باشد که نه تعهدی به حقیقت دارند و نه نگرانی و دغدغه حقیقت دارند. پایبندی آنها به اجرا و عمل به یافتههای خودشانست.
💢 پایبندی به امر درست، یک آزمون درونیست. البته شاخصهای بیرونی هم برای صدق آن میتوان جستجو کرد، چنانچه محور بحث ما از این جا به بعد اشاره به همین شاخصهای بیرونی است.
❌ صداقت آزمون درونی نیست. زیرا خیلی سخت است کسی به خود بگوید آدم صادقی نیستم، و یا حتی اگر اعتراف کند که صادق نیست، عدم صداقت خود را توجیه نکند. مثلاً به این دلیل صادق نیست که دیگران با او صادق نبودهاند. یا به این دلیل که زندگی و زمانه عدم صداقت را از آدم میخواهد، در چنین زمانی صداقت علامت نادانی است. با این وجود، صرف نظر از توجیهات، خود را فرد صادقی میشناسد.
✅ 👈🏻 لکن تعهد و پایبندی به حقیقت و یا امر درست میتواند به مثابه یک آزمون درونی مورد استفاده قرار گیرد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
(قسمت اول: ایده فصلالخطابی، اعلام پایان گفتگو است)
✍️ دکتر #احمد_فعال
(۲/۳)
💠 وضع آرمانی گفتگو وضعی است که در آن فضای گفتمانی به وجود میآید.
هابرماس سه شرط را جزو شروط اساسی یک وضع آرمانی گفتگو قرار میدهد. پیش از آن از سه جهان یاد میکند:
۱- جهان عینی: مثل همه اشیائی که بیرون از ما و بیرون از ذهن ما وجود دارند.
۲- جهان درونی: شامل احساسات، عواطف و اندیشههای ماست.
۳- جهان هنجاری: جهان هنجاری شامل بایدها و نبایدها و ارزشهایی است که درون آن زندگی اخلاقی خود را تنظیم میکنیم.
هابرماس نظریه خود را درباب وضعیت آرمانی با این سه جهان تنظیم میکند. بطوری که وقتی در یک گفتگو از هر یک از این جهانها یاد میکنیم، شروط آرمانی سامان کنش ارتباطی را به نحوی تدارک میبیند که طرفهای گفتگو به یک مفاهمه مشترک دست بیابند. این شرایط عبارت اند از:
۱- داشتن صداقت، وقتی که از جهان درونی خود سخن میگوییم.
۲- تجربه صدق، وقتی که از جهان عینی سخن میگوییم.
۳- درست بودن، وقتی که از هنجارهای خود سخن میگوییم.
❌ هابرماس در الگوی آرمانی خود سخنی از «تعهد، پایبندی و علاقه طرفین گفتگو نسبت به حقیقت»، به میان نمیآورد. اگر بعضی از نظرها مفهوم حقیقت را امر انتزاعی به حساب میآورند، نقد خود را به هابرماس به این عبارت تغییر می دهم که:
❌ هابرماس در الگوی آرمانی خود سخنی از پایبندی و علاقه طرفین گفتگو نسبت به امر درست و نادرستی که مربوط به جهان هنجاری میشود، به میان نمی آورد.
❌ مواردی را که هابرماس به عنوان پیش شرطهای آرمانی گفتگو قرار میدهد، فرضهایی هستند که حتی در شرایط غیرآرمانی چیزی به (و یا از) باور افراد و طرفهای گفتگو کم و یا زیاد نمیکند.
▪️مثلاً ممکن است کسی در مورد صادق بودن خود تردیدی نداشته باشد، اگرچه فرد صادقی نباشد.
▪️ همچنین کسی درباره درست بودن «باید و نبایدهای» خود تردید ندارد، اگرچه هیچ تحقیقی درباره آنها انجام نداده باشد.
▪️ سرانجام هیچکس نمیگوید مشاهدات او در جهان خارج صدق نمیکنند.
💢اما پایبندی و تعهد به حقیقت یک آزمون ویژه است که که هم زود در گفتگو آشکار میشود، و هم آنکه پیش از گفتگو هر کس میتواند دیگری را با معیاری که شرح میدهم، در معرض آزمون پایبندی و تعهد قرار دهد.
❎ ممکن است گفته شود، تفاسیر مختلف در باب حقیقت وجود دارد و لذا امر حقیقت خود یک باب مهم اختلاف است. این گفته درست است، اما مراد من این نیست که حقیقت چیست، که در باب آن اختلاف باشد و یا نباشد.
✅ درست و نادرست بودن حقیقت یک امر است و تعهد داشتن و دغدغه حقیقت داشتن، یک امر دیگر است. مراد من تعهد داشتن به حقیقت است، مثل کسی که دوستدار حقیقت است. یا کسی که دغدغه و نگرانی او انجام دادن کار درست است. حالا اگر حقیقت هم یک واژه فلسفی و انتزاعی است، اما میتوانیم از اصطلاح «درست و نادرست» استفاده کنیم.
بسیاری از ما در طی زندگی کارهای درست/نادرست انجام میدهیم. و یا آراء و افکاری را به درست/نادرست میپذیریم.
❓اما نکته مهم این است که تا چه اندازه در فکر و اندیشه کار درست انجام دادن و یا فکر درست انجام دادن هستیم؟
❓یا مثلا اگر درست نبودند، تا چه اندازه شجاعت داریم نادرستیها را از ذهن و زبان خود پس برانیم، اگرچه بدانها دلبستگی قبلی داشته باشیم؟
❌❌👈🏻 این را هم اکیداً اضافه کنم، اینکه فردی خود را بر حق میداند و یا یافتههایش را برحق میشناسد و برای خود و همگروه و همفکران خود نوعی حقانیت قائل است، با آنچه که تعهد و پایبندی به حقیقت یاد میکنیم، تفاوت اساسی دارد. تمام نحلههای فکری دنیا، مذاهب موجود، حتی قبایل بدوی آفریقا خود را بر حق میدانند و هیچ تردیدی در یافتههای خود ندارند. این نوع بر حق شماردن میتواند مشمول بسیاری از افرادی باشد که نه تعهدی به حقیقت دارند و نه نگرانی و دغدغه حقیقت دارند. پایبندی آنها به اجرا و عمل به یافتههای خودشانست.
💢 پایبندی به امر درست، یک آزمون درونیست. البته شاخصهای بیرونی هم برای صدق آن میتوان جستجو کرد، چنانچه محور بحث ما از این جا به بعد اشاره به همین شاخصهای بیرونی است.
❌ صداقت آزمون درونی نیست. زیرا خیلی سخت است کسی به خود بگوید آدم صادقی نیستم، و یا حتی اگر اعتراف کند که صادق نیست، عدم صداقت خود را توجیه نکند. مثلاً به این دلیل صادق نیست که دیگران با او صادق نبودهاند. یا به این دلیل که زندگی و زمانه عدم صداقت را از آدم میخواهد، در چنین زمانی صداقت علامت نادانی است. با این وجود، صرف نظر از توجیهات، خود را فرد صادقی میشناسد.
✅ 👈🏻 لکن تعهد و پایبندی به حقیقت و یا امر درست میتواند به مثابه یک آزمون درونی مورد استفاده قرار گیرد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘گفتگو ابزار آزمون ضد خشونت
(ایده فصلالخطابی، اعلام پایان گفتگو است)
✍️ دکتر #احمد_فعال
@BayaneAzadi
#فلسفیدن #نقد_فرهنگ #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾@Naqdagin
(ایده فصلالخطابی، اعلام پایان گفتگو است)
✍️ دکتر #احمد_فعال
@BayaneAzadi
#فلسفیدن #نقد_فرهنگ #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📘گفتگو ابزار آزمون ضد خشونت
(قسمت اول: ایده فصلالخطابی، اعلام پایان گفتگو است)
✍️ دکتر #احمد_فعال
(۳/۳)
⚖️ یک معیار روشن برای اینکه هر فرد بداند و خود را مورد آزمون قرار دهد که «تعهد و پایبندی به حقیقت» دارد یا خیر؟ بدین ترتیب است که:
❓ هرگاه انسان در خلوت خود قرار میگیرد، آیا آماده پذیرفتن حقیقتی برخلاف یافتهها و باورهای پیشین خود، هست و یا نیست؟ در برابر حقایقی که برای او روشن نیست، و یا به تازگی به او عرضه میشود، موضع مخالف میگیرد؟
💢 دور ریختن یافتهها و عقاید خود، شجاعتی بس سترگ میخواهد، بی جهت نیست که قرآن میگوید «حق را بگویید و لو اینکه علیه نفس خودتان باشد».
کم نیستند آنهایی که با خود هم صادق نیستند. نه تنها دیگران، بلکه خود را هم مدام فریب میدهند. برای این منظور باید به شاخصهای بیرونی تعهد و پایبندی به حقیقت و یا امر درست مراجعه کرد.
❎ با وجود این، حتی آنهایی که با خود صادق نیستند، نمیتوانند از دام آزمون درونی پایبندی به حقیقت و یا امر درست فرار کنند.
❓به عنوان مثال، یک دیندار متعصب، و یا اغلب افرادی که مذهبی هستند، آیا میپذیرند که هرگاه برای آنها استدلال شد که باورهایشان غلط است، آئین خود را ترک گویند؟
❓ آیا این استعداد و پتانسیل ترک کردن باورهای بنیادی را هرگاه اشتباه بودن آن بر انسان آشکار شد، در خود میبیند؟
مثال را از باورهای خود نویسنده شروع کردم، که خود را از دام خودفریبی برهانیم. به همین دلیل معتقدم، آزمون پایبندی به حقیقت یا امر درست، از آزمون هابرماس، پیشفرض مناسبتر و محکمتری برای ایجاد یک فضای آرمانی گفتگو ایجاد میکند.
با این وجود در گفتگوها به دلیل عدم صداقت و به دلیل وجود انواع منافع و امراض، از جمله میل به چیرگی در فضای گفتمانی، هیچکس آماده نیست تا خود را در معرض آزمون واقعی قرار دهد. اینجاست که باید به شاخص آزمونی که «مستقل از عوامل گفتگو» است، مراجعه کنیم.
💢 مهمترین شاخص بیرونی عدم تعهد و پایبندی به حقیقت، «اتکا به یک مرجع و یا به یک محور بیرونی» است. این مرجع میتواند شخص باشد، میتواند سازمان باشد، میتواند یک قومیت و فرهنگ خاص باشد، میتواند دولت و یا یک ایدئولوژی و مرام خاص باشد، و حتی میتواند خدا باشد.
📌اجازه بدهید از همین مرجع آخری شروع کنم. توجه شما را به دو جریان فکری اشاعره و معتزله در قرون دوم و سوم هجری جلب میکنم. دیدگاههای معتزلیان نه تنها در ان ایام، بلکه در این ایام به لحاظ نقد ادبی، از پیشرفتهای درخور توجهی برخوردار بودند. به طوری که امروز گرایشهایی از نومعتزلیان در میان روشناندیشان دینی مشاهده میشود.
این دو مشرب فکری وقتی با بعضی از مفاهیم کلامی مانند احکام اخلاقی مواجه میشدند،
▫️یکی از آنها که اشاعره بودند، هر حکم اخلاقی را از آن رو درست میدانستند که از فرمان خداوند صادر شده است. مثلا اگر خداوند امر به شکنجه هم داده باشد، از نظر اشاعره امر شکنجه کار درست و بر حقی است، تنها به این دلیل که خداوند بدان حکم کرده است. از این نظر درست و نادرست یک حکم شرعی و یا یک حکم اخلاقی، نه در خود آن حکم و نه در پیامدهای آن، بلکه به منشاء صدور آن وابسته است.
▪️ معتزلیان این امر را نمیپذیرفتند و آن را خلاف عقل و شرع میدانستند. در دیدگاه معتزلیان، صدور احکام ضداخلاقی مانند شکنجه دور از شأن خداوند است. خداوند در ذات خود عادل است و از عدل خلاف عدل صادر نمیشود. شکنجه کردن حکم عادلانهای نیست که از خداوند صادر شود. در اینجا وقتی ما با یک حکم اخلاقی مواجه شویم که ببینیم آیا درست است و یا نادرست، حق است و یا ناحق؛
▫️ اشاعره میگفتند که باید برویم ببینیم که این حکم از سوی خداوند صادر شده است و یا خیر؟
▪️ اما معتزلیان میگفتند، باید ببینیم آن حکم با عقل سازگار است و یا خیر؟ اگر سازگار نبود، حکم خداوند نیست، اگر سازگار بود حکم خداوند است.
❓اگر بخواهیم یک قدم از معتزلیان فراتر رویم و به آزمون پایبندی به حقیقت نزدیک شویم، باید از یک معتزله سؤال کنیم که اگر ناحق بودن و نادرست بودن خود خداوند به عنوان یک مرجع مطلق، بر او روشن شد، آماده است از کل آراء خود از جمله از دینداری دست بردارد؟ یا آنکه مثل همه دینداران دیگر زمین و زمان را بهم میدوزد تا به یُمن عقل توجیهگر، وجود دین و خدا را اثبات کند؟
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
(قسمت اول: ایده فصلالخطابی، اعلام پایان گفتگو است)
✍️ دکتر #احمد_فعال
(۳/۳)
⚖️ یک معیار روشن برای اینکه هر فرد بداند و خود را مورد آزمون قرار دهد که «تعهد و پایبندی به حقیقت» دارد یا خیر؟ بدین ترتیب است که:
❓ هرگاه انسان در خلوت خود قرار میگیرد، آیا آماده پذیرفتن حقیقتی برخلاف یافتهها و باورهای پیشین خود، هست و یا نیست؟ در برابر حقایقی که برای او روشن نیست، و یا به تازگی به او عرضه میشود، موضع مخالف میگیرد؟
💢 دور ریختن یافتهها و عقاید خود، شجاعتی بس سترگ میخواهد، بی جهت نیست که قرآن میگوید «حق را بگویید و لو اینکه علیه نفس خودتان باشد».
کم نیستند آنهایی که با خود هم صادق نیستند. نه تنها دیگران، بلکه خود را هم مدام فریب میدهند. برای این منظور باید به شاخصهای بیرونی تعهد و پایبندی به حقیقت و یا امر درست مراجعه کرد.
❎ با وجود این، حتی آنهایی که با خود صادق نیستند، نمیتوانند از دام آزمون درونی پایبندی به حقیقت و یا امر درست فرار کنند.
❓به عنوان مثال، یک دیندار متعصب، و یا اغلب افرادی که مذهبی هستند، آیا میپذیرند که هرگاه برای آنها استدلال شد که باورهایشان غلط است، آئین خود را ترک گویند؟
❓ آیا این استعداد و پتانسیل ترک کردن باورهای بنیادی را هرگاه اشتباه بودن آن بر انسان آشکار شد، در خود میبیند؟
مثال را از باورهای خود نویسنده شروع کردم، که خود را از دام خودفریبی برهانیم. به همین دلیل معتقدم، آزمون پایبندی به حقیقت یا امر درست، از آزمون هابرماس، پیشفرض مناسبتر و محکمتری برای ایجاد یک فضای آرمانی گفتگو ایجاد میکند.
با این وجود در گفتگوها به دلیل عدم صداقت و به دلیل وجود انواع منافع و امراض، از جمله میل به چیرگی در فضای گفتمانی، هیچکس آماده نیست تا خود را در معرض آزمون واقعی قرار دهد. اینجاست که باید به شاخص آزمونی که «مستقل از عوامل گفتگو» است، مراجعه کنیم.
💢 مهمترین شاخص بیرونی عدم تعهد و پایبندی به حقیقت، «اتکا به یک مرجع و یا به یک محور بیرونی» است. این مرجع میتواند شخص باشد، میتواند سازمان باشد، میتواند یک قومیت و فرهنگ خاص باشد، میتواند دولت و یا یک ایدئولوژی و مرام خاص باشد، و حتی میتواند خدا باشد.
📌اجازه بدهید از همین مرجع آخری شروع کنم. توجه شما را به دو جریان فکری اشاعره و معتزله در قرون دوم و سوم هجری جلب میکنم. دیدگاههای معتزلیان نه تنها در ان ایام، بلکه در این ایام به لحاظ نقد ادبی، از پیشرفتهای درخور توجهی برخوردار بودند. به طوری که امروز گرایشهایی از نومعتزلیان در میان روشناندیشان دینی مشاهده میشود.
این دو مشرب فکری وقتی با بعضی از مفاهیم کلامی مانند احکام اخلاقی مواجه میشدند،
▫️یکی از آنها که اشاعره بودند، هر حکم اخلاقی را از آن رو درست میدانستند که از فرمان خداوند صادر شده است. مثلا اگر خداوند امر به شکنجه هم داده باشد، از نظر اشاعره امر شکنجه کار درست و بر حقی است، تنها به این دلیل که خداوند بدان حکم کرده است. از این نظر درست و نادرست یک حکم شرعی و یا یک حکم اخلاقی، نه در خود آن حکم و نه در پیامدهای آن، بلکه به منشاء صدور آن وابسته است.
▪️ معتزلیان این امر را نمیپذیرفتند و آن را خلاف عقل و شرع میدانستند. در دیدگاه معتزلیان، صدور احکام ضداخلاقی مانند شکنجه دور از شأن خداوند است. خداوند در ذات خود عادل است و از عدل خلاف عدل صادر نمیشود. شکنجه کردن حکم عادلانهای نیست که از خداوند صادر شود. در اینجا وقتی ما با یک حکم اخلاقی مواجه شویم که ببینیم آیا درست است و یا نادرست، حق است و یا ناحق؛
▫️ اشاعره میگفتند که باید برویم ببینیم که این حکم از سوی خداوند صادر شده است و یا خیر؟
▪️ اما معتزلیان میگفتند، باید ببینیم آن حکم با عقل سازگار است و یا خیر؟ اگر سازگار نبود، حکم خداوند نیست، اگر سازگار بود حکم خداوند است.
❓اگر بخواهیم یک قدم از معتزلیان فراتر رویم و به آزمون پایبندی به حقیقت نزدیک شویم، باید از یک معتزله سؤال کنیم که اگر ناحق بودن و نادرست بودن خود خداوند به عنوان یک مرجع مطلق، بر او روشن شد، آماده است از کل آراء خود از جمله از دینداری دست بردارد؟ یا آنکه مثل همه دینداران دیگر زمین و زمان را بهم میدوزد تا به یُمن عقل توجیهگر، وجود دین و خدا را اثبات کند؟
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘گفتگو ابزار آزمون ضد خشونت
(ایده فصلالخطابی، اعلام پایان گفتگو است)
✍️ دکتر #احمد_فعال
@BayaneAzadi
#فلسفیدن #نقد_فرهنگ #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾@Naqdagin
(ایده فصلالخطابی، اعلام پایان گفتگو است)
✍️ دکتر #احمد_فعال
@BayaneAzadi
#فلسفیدن #نقد_فرهنگ #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾@Naqdagin
نقدآگین
🎬 از افسانهٔ غدیر تا واقعیت — نقد روششناسانۀ روش علمای متأخر شیعه (حجیت خبر واحد) 📌#درسگفتار پیرامون آخوندیسم (جلسهٔ ۲۶) 🎙 استاد #محمد_رضوانی 🔗 جلسات قبلی: یکم تا هفدهم (اینجا) 🔗 جلسات پیرامون «مذاهب فرق اسلامی و جریانشناسی غلو»: هجدهم تا بیست و سوم…
🎯 خلیفهکشی، مسلمانکشی، برادرکشی، و علیبنعبدمناف
📌#درسگفتار پیرامون آخوندیسم (جلسات ۲۷-۳۰)
🎙 استاد #محمد_رضوانی
🔗 جلسات قبلی: ۱-۱۷ (اینجا)
🔗 جلسات پیرامون «مذاهب فرق اسلامی و جریانشناسی غلو»: ۱۸-۲۳ (اینجا)
🔗 خلاقيت اقتدارساز محمد (اینجا)
🔗 اشتباه مکرر روشنفکران (اینجا)
🔗 از افسانهٔ غدیر تا واقعیت (اينجا)
#آخوندیسم #نقد_شیعه #اهل_غلو
#ثقلین #اهل_بیت #ولایت
#حسن #معاویه #علی #مالک_اشتر #آل_بویه #فاطمه #ابن_خلدون #حجاج_ثقفی #مجاهدین_خلق
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📌#درسگفتار پیرامون آخوندیسم (جلسات ۲۷-۳۰)
🎙 استاد #محمد_رضوانی
🔗 جلسات قبلی: ۱-۱۷ (اینجا)
🔗 جلسات پیرامون «مذاهب فرق اسلامی و جریانشناسی غلو»: ۱۸-۲۳ (اینجا)
🔗 خلاقيت اقتدارساز محمد (اینجا)
🔗 اشتباه مکرر روشنفکران (اینجا)
🔗 از افسانهٔ غدیر تا واقعیت (اينجا)
#آخوندیسم #نقد_شیعه #اهل_غلو
#ثقلین #اهل_بیت #ولایت
#حسن #معاویه #علی #مالک_اشتر #آل_بویه #فاطمه #ابن_خلدون #حجاج_ثقفی #مجاهدین_خلق
➖➖➖
🌾@Naqdagin
نقدآگین
@Naqdagin – آخوندیسم: بیست و ششم
آخوندیسم: بیست و هفتم
@Naqdagin
🎧خلیفهکشی، مسلمانکشی، برادرکشی، و علیبنعبدمناف (۱)
📌#آخوندیسم: ریشههای مداخلات صنف آخوند در جامعهٔ انسانی؛ ج۲۷
🎙 استاد #محمد_رضوانی
✂️ برشهایی از سخنان مطروحه در این جلسه را در عکسنوشتهها (اینجا: عکسنوشتهٔ ۱-۳) بخوانید.
#نقد_شیعه #ثقلین #اهل_بیت
#عقیل #علی #آل_بویه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
📌#آخوندیسم: ریشههای مداخلات صنف آخوند در جامعهٔ انسانی؛ ج۲۷
🎙 استاد #محمد_رضوانی
✂️ برشهایی از سخنان مطروحه در این جلسه را در عکسنوشتهها (اینجا: عکسنوشتهٔ ۱-۳) بخوانید.
#نقد_شیعه #ثقلین #اهل_بیت
#عقیل #علی #آل_بویه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
نقدآگین
@Naqdagin – آخوندیسم: بیست و هشتم
آخوندیسم: بیست و نهم
@Naqdagin
#بشنوید
🎧خلیفهکشی، مسلمانکشی، برادرکشی، و علیبنعبدمناف (۳)
📌#آخوندیسم: ریشههای مداخلات صنف آخوند در جامعهٔ انسانی؛ ج۲۹
🎙 استاد #محمد_رضوانی
✂️ برشهایی از سخنان مطروحه در این جلسه را در عکسنوشتهها (اینجا: عکسنوشتهٔ ۷-۵) بخوانید.
#نقد_شیعه #نقد_قرآن #جهاد
#مالک_اشتر #مجاهدین_خلق #علی #حجاج_ثقفی #ابن_خلدون #حسن
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🎧خلیفهکشی، مسلمانکشی، برادرکشی، و علیبنعبدمناف (۳)
📌#آخوندیسم: ریشههای مداخلات صنف آخوند در جامعهٔ انسانی؛ ج۲۹
🎙 استاد #محمد_رضوانی
✂️ برشهایی از سخنان مطروحه در این جلسه را در عکسنوشتهها (اینجا: عکسنوشتهٔ ۷-۵) بخوانید.
#نقد_شیعه #نقد_قرآن #جهاد
#مالک_اشتر #مجاهدین_خلق #علی #حجاج_ثقفی #ابن_خلدون #حسن
➖➖➖
🌾@Naqdagin
نقدآگین
@Naqdagin – آخوندیسم: بیست و نهم
آخوندیسم: سیام
@Naqdagin
🎧خلیفهکشی، مسلمانکشی، برادرکشی، و علیبنعبدمناف (۴)
📌#آخوندیسم: ریشههای مداخلات صنف آخوند در جامعهٔ انسانی؛ ج۳۰
🎙 استاد #محمد_رضوانی
✂️ برشهایی از سخنان مطروحه در این جلسه را در عکسنوشتهها (اینجا: عکسنوشتهٔ ۸) بخوانید.
#نقد_شیعه
#علی #نهج_البلاغه
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📌#آخوندیسم: ریشههای مداخلات صنف آخوند در جامعهٔ انسانی؛ ج۳۰
🎙 استاد #محمد_رضوانی
✂️ برشهایی از سخنان مطروحه در این جلسه را در عکسنوشتهها (اینجا: عکسنوشتهٔ ۸) بخوانید.
#نقد_شیعه
#علی #نهج_البلاغه
➖➖➖
🌾@Naqdagin
دربارۀ سینما رکس
@Naqdagin
🎧دربارۀ فاجعۀ «سینما رکس آبادان»
🎙دکنر #محسن_بنائی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙دکنر #محسن_بنائی
.
#در_چنین_روزی #آینه_تاریخ #حکومت_اسلامی #آخوندیسم #نقد_چپ #چپ_ایرانی#تاریخ_معاصر #تاریخ #پهلوی #محمدرضا_پهلوی #سینما_رکس #سینما #دادگاه #دادگاه_انقلاب #تروریست #تروریسم #ساواک #دروغ #پروپاگاندا #انقلاب_اسلامی #بنیادگرایی #روحالله_خمینی #احمد_خمینی #نواب_صفوی #مسعود_کیمیایی #آبادان #مارکسیست #مارکس #لنین #انقلاب_مشروطه #مشروطه #مشروطهخواه #شریعتی #علی_شریعتی #خلیل_ملکی #صمد_بهرنگی #فرخی_یزدی #مجاهدین_خلق #فداییان_خلق #احمد_شاملو #فیلم_فارسی #حق_رای #مطالعات_زنان #جبهه_ملی #زنان #شاپور_بختیار #محمد_مصدق
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 شریعتی یا کسروی؟ (+)
🍂 نکات ارزشمندی در کلیپ بیان میشود، منتها در یک مورد، از «آزادی سیاسی» در دوران پهلوی میگوید که سخنی مهمل مشابهِ سخنان خود شریعتی دربارۀ فاطمه و علی است، بنا به مُدِ این زمانه برای ساختِ یک دورانِ طلایی خیالی و بینقصِ نو.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 نکات ارزشمندی در کلیپ بیان میشود، منتها در یک مورد، از «آزادی سیاسی» در دوران پهلوی میگوید که سخنی مهمل مشابهِ سخنان خود شریعتی دربارۀ فاطمه و علی است، بنا به مُدِ این زمانه برای ساختِ یک دورانِ طلایی خیالی و بینقصِ نو.
.
#نقد_روشنفکران #روشنفکری_دینی #نقد_شیعه #آخوندیسم#احمد_کسروی #علی_شریعتی #شاهنامه #فردوسی #ایران_باستان #جندیشاپور #دکتر_شریعتی #ساسانیان #اسلام #فداییان_اسلام #ساواک #احسان_نراقی #عباس_میلانی #حزب_توده #مجاهدین_خلق #فاطمه_زهرا #عبدالکریم_سروش #شیعهگری #زینب_کبری #مشروطه #نواب_صفوی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 عصر چریکها و فرار از نیهیلیسم
🎙 گفتوگوی با بهمن بازرگانی (جزو افراد برجستۀ مجاهدین خلق پیش از انقلاب ۵۷)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙 گفتوگوی با بهمن بازرگانی (جزو افراد برجستۀ مجاهدین خلق پیش از انقلاب ۵۷)
.
#آینه_تاریخ #نقد_چپ #چپ_ایرانی#مجاهدین #انقلاب_اسلامی #مجاهدین_خلق #نهیلیسم #پوچگرایی #اسپینوزا #کمونیسم #مارکسیسم #لنین #استالین #حنیفنژاد #محمد_حنیفنژاد #مسعود_رجوی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 عصر چریکها و پشت دروازههای شکست
🎙گفتوگوی با اکبر معصومبیگی (مترجم و فعال چپ)
🗄پست مرتبط
📺 عصر چریکها و فرار از نیهیلیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙گفتوگوی با اکبر معصومبیگی (مترجم و فعال چپ)
🗄پست مرتبط
📺 عصر چریکها و فرار از نیهیلیسم
.
#آینه_تاریخ #نقد_چپ #چپ_ایرانی#مجاهدین #انقلاب_اسلامی #سرمایهداری #محمدرضاشاه #پهلوی #محمدرضا_پهلوی #انقلاب_سفید #شاملو #اخوان_ثالث #سلطانپور #چگوارا #ویتنام #انقلابی #انقلاب #چریک #ساواک #خلیل_ملکی #جبهه_ملی #مجاهدین_خلق
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 عصر چریکها و رد مبارزۀ مسلحانه
🎙گفتوگوی با بهرام قبادی (+)
🗄پست مرتبط
📺 عصر چریکها و فرار از نیهیلیسم
📺 عصر چریکها و پشت دروازههای شکست
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙گفتوگوی با بهرام قبادی (+)
🗄پست مرتبط
📺 عصر چریکها و فرار از نیهیلیسم
📺 عصر چریکها و پشت دروازههای شکست
.
#آینه_تاریخ #نقد_چپ #چپ_ایرانی#مجاهدین #انقلاب_اسلامی #سرمایهداری #چریک_فدایی #هگل #لنین #حزب_توده #کودتا #مسعود_احمدزاده
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 مجاهدین خلق بدون روتوش
— مصاحبۀ #اختصاصی_نقدآگین با رِی ترابی (از جداشدگانِ مجاهدین خلق)
⌚️فهرست زمانی
00:00 بیوگرافیای مختصر
01:54 کجایی هست؟ چگونه نسبتی با مجاهدین یافت؟
9:09 طلاق ایدئولوژیک و بدلشدن مسعود رجوی به پیامبر بهشکلی زیرکانه
12:37 ماجرای جداسازیِ ابدی فرزندان از والدینشان در پایگاه اشرف
17:03 دلتنگی مادر و قطع ارتباط
20:43 بازگشت از کانادا به عراق بعد از ۸ سال
27:09 پدر و داستانی شوکهکننده
37:03 ذوبشدگی در مسعود و مریم و پیوستن به مجاهدین؛ توهمات قرآنی مسعود رجوی
45:30 وعدههای دروغ مجاهدین به ایرانیان ساکن غرب برای کشاندنشان به عراق، و تفکیک جنسیتیِ آخوندی در عمل
47:52 رشدِ تجاوز و اعمالِ همجنسگرایانه در محیط ایزوله و تفکیکجنسیتیشده - محیطی بدون حریم خصوصی
50:28 مواجهۀ داعشی-کمونیستی دربارۀ رابطه زن و مرد
54:05 صبحگاه و نماز جماعت اجباری و روزۀ اجباری! و برنامههای هر روز
57:12 سطحِ پزشکی و درمان
57:51 نظام مراقبت و تنبیهِ داعشیِ مشابه جاعش و مجاهدین
1:00:12 اعترافات/انتقاد-از-خودِ ایدئولوژیکِ روزانه
1:09:00 سیاستِ مشترک حکومت اسلامی و مجاهدین در فردیتزدایی و حجاب
1:11:47 اولین برخورد با مسعود و مریم و جایگاه نورانی و کاریزماتیک آنها در ذهنیت مجاهدان
🌾 @Naqdagin | @fargasht22
— مصاحبۀ #اختصاصی_نقدآگین با رِی ترابی (از جداشدگانِ مجاهدین خلق)
⌚️فهرست زمانی
00:00 بیوگرافیای مختصر
01:54 کجایی هست؟ چگونه نسبتی با مجاهدین یافت؟
9:09 طلاق ایدئولوژیک و بدلشدن مسعود رجوی به پیامبر بهشکلی زیرکانه
12:37 ماجرای جداسازیِ ابدی فرزندان از والدینشان در پایگاه اشرف
17:03 دلتنگی مادر و قطع ارتباط
20:43 بازگشت از کانادا به عراق بعد از ۸ سال
27:09 پدر و داستانی شوکهکننده
37:03 ذوبشدگی در مسعود و مریم و پیوستن به مجاهدین؛ توهمات قرآنی مسعود رجوی
45:30 وعدههای دروغ مجاهدین به ایرانیان ساکن غرب برای کشاندنشان به عراق، و تفکیک جنسیتیِ آخوندی در عمل
47:52 رشدِ تجاوز و اعمالِ همجنسگرایانه در محیط ایزوله و تفکیکجنسیتیشده - محیطی بدون حریم خصوصی
50:28 مواجهۀ داعشی-کمونیستی دربارۀ رابطه زن و مرد
54:05 صبحگاه و نماز جماعت اجباری و روزۀ اجباری! و برنامههای هر روز
57:12 سطحِ پزشکی و درمان
57:51 نظام مراقبت و تنبیهِ داعشیِ مشابه جاعش و مجاهدین
1:00:12 اعترافات/انتقاد-از-خودِ ایدئولوژیکِ روزانه
1:09:00 سیاستِ مشترک حکومت اسلامی و مجاهدین در فردیتزدایی و حجاب
1:11:47 اولین برخورد با مسعود و مریم و جایگاه نورانی و کاریزماتیک آنها در ذهنیت مجاهدان
.➖➖➖
#مصاحبه #نقد_چپ #چپ_ایرانی #مجاهدین_خلق
🌾 @Naqdagin | @fargasht22
مجاهدین خلق بدون روتوش
@Naqdagin
🎧 مجاهدین خلق بدون روتوش
— مصاحبۀ #اختصاصی_نقدآگین با رِی ترابی (از جداشدگانِ مجاهدین خلق)
⌚️فهرست زمانی
00:00 بیوگرافیای مختصر
01:54 کجایی هست؟ چگونه نسبتی با مجاهدین یافت؟
9:09 طلاق ایدئولوژیک و بدلشدن مسعود رجوی به پیامبر بهشکلی زیرکانه
12:37 ماجرای جداسازیِ ابدی فرزندان از والدینشان در پایگاه اشرف
17:03 دلتنگی مادر و قطع ارتباط
20:43 بازگشت از کانادا به عراق بعد از ۸ سال
27:09 پدر و داستانی شوکهکننده
37:03 ذوبشدگی در مسعود و مریم و پیوستن به مجاهدین؛ توهمات قرآنی مسعود رجوی
45:30 وعدههای دروغ مجاهدین به ایرانیان ساکن غرب برای کشاندنشان به عراق، و تفکیک جنسیتیِ آخوندی در عمل
47:52 رشدِ تجاوز و اعمالِ همجنسگرایانه در محیط ایزوله و تفکیکجنسیتیشده - محیطی بدون حریم خصوصی
50:28 مواجهۀ داعشی-کمونیستی دربارۀ رابطه زن و مرد
54:05 صبحگاه و نماز جماعت اجباری و روزۀ اجباری! و برنامههای هر روز
57:12 سطحِ پزشکی و درمان
57:51 نظام مراقبت و تنبیهِ داعشیِ مشابه جاعش و مجاهدین
1:00:12 اعترافات/انتقاد-از-خودِ ایدئولوژیکِ روزانه
1:09:00 سیاستِ مشترک حکومت اسلامی و مجاهدین در فردیتزدایی و حجاب
1:11:47 اولین برخورد با مسعود و مریم و جایگاه نورانی و کاریزماتیک آنها در ذهنیت مجاهدان
🌾 @Naqdagin | @fargasht22
— مصاحبۀ #اختصاصی_نقدآگین با رِی ترابی (از جداشدگانِ مجاهدین خلق)
⌚️فهرست زمانی
00:00 بیوگرافیای مختصر
01:54 کجایی هست؟ چگونه نسبتی با مجاهدین یافت؟
9:09 طلاق ایدئولوژیک و بدلشدن مسعود رجوی به پیامبر بهشکلی زیرکانه
12:37 ماجرای جداسازیِ ابدی فرزندان از والدینشان در پایگاه اشرف
17:03 دلتنگی مادر و قطع ارتباط
20:43 بازگشت از کانادا به عراق بعد از ۸ سال
27:09 پدر و داستانی شوکهکننده
37:03 ذوبشدگی در مسعود و مریم و پیوستن به مجاهدین؛ توهمات قرآنی مسعود رجوی
45:30 وعدههای دروغ مجاهدین به ایرانیان ساکن غرب برای کشاندنشان به عراق، و تفکیک جنسیتیِ آخوندی در عمل
47:52 رشدِ تجاوز و اعمالِ همجنسگرایانه در محیط ایزوله و تفکیکجنسیتیشده - محیطی بدون حریم خصوصی
50:28 مواجهۀ داعشی-کمونیستی دربارۀ رابطه زن و مرد
54:05 صبحگاه و نماز جماعت اجباری و روزۀ اجباری! و برنامههای هر روز
57:12 سطحِ پزشکی و درمان
57:51 نظام مراقبت و تنبیهِ داعشیِ مشابه جاعش و مجاهدین
1:00:12 اعترافات/انتقاد-از-خودِ ایدئولوژیکِ روزانه
1:09:00 سیاستِ مشترک حکومت اسلامی و مجاهدین در فردیتزدایی و حجاب
1:11:47 اولین برخورد با مسعود و مریم و جایگاه نورانی و کاریزماتیک آنها در ذهنیت مجاهدان
.➖➖➖
#مصاحبه #نقد_چپ #چپ_ایرانی #مجاهدین_خلق
🌾 @Naqdagin | @fargasht22
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 هرچه پیش میره، فجیعتر میشه!🤣🤣🤣
🍂 اینها از رقمزنندگانِ اصلیِ ۵۷ هستند که تازه چند دهه در غرب زیستهاند و کارشان به اینجا کشیده، اما بهجای فرا-روی، در لجنِ حماقت و جنونی که بودند، فروتر رفتهاند.
🍂 بدترین مغلطه، تعمیمِ جنون تمامعیار نسل بیسواد و دهاتیِ ۵۷ است که بگوییم چون نتیجۀ کار این جماعتِ کودنِ ذوب در آشِ شلهقلمکارِ ایدئولوژیِ چپ و اسلامِ نواندیشان دینی، چنین گندی شد، پس اساسا انقلابها گندآفرین بودهاند و هستند، و تنها راه، انتظارِ فرج برای اصلاحشدن خودبهخودیِ محصول آن نسلِ تباه است. نسلی که دروغِ بزرگِ «دزدیدهشدن انقلاب»شان وقتی به این کلیپها عرضه میشود، آدم یخ میزند! هریک حزباللهیتر و تعطیلتر از یکدیگر!
🌾 @Naqdagin
🍂 اینها از رقمزنندگانِ اصلیِ ۵۷ هستند که تازه چند دهه در غرب زیستهاند و کارشان به اینجا کشیده، اما بهجای فرا-روی، در لجنِ حماقت و جنونی که بودند، فروتر رفتهاند.
🍂 بدترین مغلطه، تعمیمِ جنون تمامعیار نسل بیسواد و دهاتیِ ۵۷ است که بگوییم چون نتیجۀ کار این جماعتِ کودنِ ذوب در آشِ شلهقلمکارِ ایدئولوژیِ چپ و اسلامِ نواندیشان دینی، چنین گندی شد، پس اساسا انقلابها گندآفرین بودهاند و هستند، و تنها راه، انتظارِ فرج برای اصلاحشدن خودبهخودیِ محصول آن نسلِ تباه است. نسلی که دروغِ بزرگِ «دزدیدهشدن انقلاب»شان وقتی به این کلیپها عرضه میشود، آدم یخ میزند! هریک حزباللهیتر و تعطیلتر از یکدیگر!
🗄پست مرتبط
📺 مجاهدین خلق، تجاوز و روابطِ همجنسگرایانه
📺 مجاهدین خلق بدون روتوش
📺 عبدالله مهتدی و پیشبرد پروژۀ یوگوسلاویزاسیون ایران
📕چرا مجاهدین در بین ایرانیان فاقد اقبال عمومیاند؟
📕انقلاب رهائیبخش یا شورش فرومایگان؟
📻مجاهدین خلق و مشروعگی
📻 کومله؛ از اسطوره تا واقعیت
.➖➖➖
#سم_هفته #نقدخند#چپ_ایرانی #نقد_چپ #انقلاب_اسلامی #مجاهدین #مجاهدین_خلق #طنز
🌾 @Naqdagin
🔸مجاهدین خلق در عمل عامل و کمک جمهوری اسلامی بودند، نه صرفاً مترسک ناخواسته. خشونت و فرقهسازیشان بهترین ابزار سرکوب و مشروعیتسازی را به رژیم داد. هر وقت رژیم نیاز داشت بگوید «اگر ما نباشیم، این دیوانهها میآیند»، مجاهدین را به میدان میآورد. ترس آماده، مشروعیت آماده.
🔸اصلاحطلبان هم نسخه نرم همین کار بودند. سیستم را از درون اصلاح نکردند، ولی با ایجاد توهم «میشود از داخل درستش کرد»، انرژی اجتماعی را بارها و بارها تخلیه کردند و هزینه سرکوب را برای حاکمیت کاهش دادند. مردم امیدوار میشدند، بعد ناامید.
🔺نتیجه؟ دو ابزار متفاوت برای یک هدف: یکی با ترساندن مردم، یکی با آرام کردنشان. هر دو به بقای همان ساختار کمک کردند که ادعای مبارزه با آن را داشتند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸اصلاحطلبان هم نسخه نرم همین کار بودند. سیستم را از درون اصلاح نکردند، ولی با ایجاد توهم «میشود از داخل درستش کرد»، انرژی اجتماعی را بارها و بارها تخلیه کردند و هزینه سرکوب را برای حاکمیت کاهش دادند. مردم امیدوار میشدند، بعد ناامید.
🔺نتیجه؟ دو ابزار متفاوت برای یک هدف: یکی با ترساندن مردم، یکی با آرام کردنشان. هر دو به بقای همان ساختار کمک کردند که ادعای مبارزه با آن را داشتند.
📺 مجاهدین خلق بدون روتوش
— مصاحبۀ نقدآگین با رِی ترابی (از جداشدگانِ مجاهدین خلق)
📺 جمهوریخواهان متحد نمیشوند و کاسهکوزهها را سر پهلوی میشکنند!
.
#اپوزیشنقد #نقد_چپ #چپ_ایرانی #مجاهدین_خلق
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Reza Pahlavi | رضا پهلوی
هممیهنان عزیزم، در روزهای اخیر، چند گروه تجزیهطلب -که در کارنامه بعضی از آنها همکاری با خمینی و صدام، هر دو به چشم میخورد- ادعاهایی موهوم و سخیف را درباره تمامیت ارضی و یگانگی ملی ایران مطرح کردهاند. چنانکه بارها تأکید کردهام، حفظ و دفاع از تمامیت…
Telegram
نقدآگین
هممیهنان عزیزم،
در روزهای اخیر، چند گروه تجزیهطلب -که در کارنامه بعضی از آنها همکاری با خمینی و صدام، هر دو به چشم میخورد- ادعاهایی موهوم و سخیف را درباره تمامیت ارضی و یگانگی ملی ایران مطرح کردهاند. چنانکه بارها تأکید کردهام، حفظ و دفاع از تمامیت…
در روزهای اخیر، چند گروه تجزیهطلب -که در کارنامه بعضی از آنها همکاری با خمینی و صدام، هر دو به چشم میخورد- ادعاهایی موهوم و سخیف را درباره تمامیت ارضی و یگانگی ملی ایران مطرح کردهاند. چنانکه بارها تأکید کردهام، حفظ و دفاع از تمامیت…
📘چرا امروز حتی یک جریان آلترناتیو جمهوریخواه هم برای رژیم سیاسی فعلی وجود ندارد؟
✍🏻 #آرمان_امیری
🔻به عنوان کسی که خودش جمهوریخواه است، پاسخی ساده با مصداق مشخص به شما نشان میدهم:
🔻پست پیوست واکنش یک "جریان سیاسی اصیل" است و وضعیت سیاسی یک دولت/ملت.
▪️اپوزوسیون است، چون برای سرنگونی رژیم سیاسی دورخیز کرده.
▪️و مهمتر از آن: "جریان سیاسی" است چون منطق ضرورت حفظ و بقای "دولت ملت" را میفهمد و بدون لکنت از آن دفاع میکند.
❓بجز شاهزاده پهلوی و انقلاب ملی که او نمایندگی میکند، چه نیروی دیگری داریم که این دو ویژگی را داشته باشند؟
🔻انبوهی از ورشکستگان سیاسی که:
اولاً حاضر نیستند حتی در لفظ و با یک فرمول کاملاً خیالی، راهکاری برای مبارزه با رژیم ارائه دهند. آخرین ابتکارشان این بود که ۴۰۰ نفر با هم بیانیه بدهند و خطاب به حکومت بگویند اگر به ما راه ندهی، جریان پادشاهی میآید و ما و شما را با هم نابود میکند!
در ثانی، آنقدر در حقارت سهمخواهی فرو رفتهاند که همزمان با نصیحت و دریوزگی به درگاه رژیم، در هر فرصتی که پیدا کنند دمی هم برای تجزیهطلبها تکان میدهند، با این رویا که شاید بتوانند از چماق اسلحهی آنها علیه انقلاب ملی استفاده کنند.
🔺یعنی نه تنها اپوزوسیون واقعی و عملی رژیم حاکم نیستند، بلکه آمادگی کامل برای همکاری و تایید ضمنی یا صریح دشمنان "دولت-ملت" ایران را به صورت مداوم به نمایش میگذارند.
🔺آنهایی که در خفا و یا گاه حتی آشکارا معترضان انقلابی را به توحش و خشونت متهم میکنند تا کراهت سرکوب خونینشان را تقلیل دهند، در برابر احزاب تروریستی که تا بن دندان مسلح هستند، نه تنها سکوت میکنند، بلکه در هر بزنگاهی روی رفتارهای نظامی و گرایشهای ضدملیشان سرپوش میگذارند و توجیه میکنند.
🔺چنین جریاناتی، کمترین و بدیهیترین ملزومات یک "جریان سیاسی" را ندارند. در بهترین حالت، یک جور زیست انگلی در فضای سیاسی دارند؛ مثل زالو از درد و رنج یک ملت ارتزاق میکنند و باج میخواهند.
📌 «تجزیهطلبی، امتگرایی، انترناسیونالیسم»، هر سه به همین دلیل ساده که منطق ابتدایی و بدیهی زمین بازی "دولت-ملت" را نمیفهمند یا اساساً انکارش میکنند، اصلاً "جریان سیاسی" نیستند.
🔺انقلابی که سالهاست "زیست نرمال" را مطالبهی محوری خود معرفی کرده، منطق نظام جهانی را که بیش از ۵۰۰ سال است از قاعدهی دولت/ملت پیروی میکند را هم سرلوحهی خود قرار میدهد.
🔺در نهایت اینکه "دموکراسی"، مفهوم و قاعدهای است در دل زمین "سیاست" که جز در بستر "دولت-ملت" هیچ معنایی ندارد.
🔺 سخن گفتن یا نظر دادن جریانات غیرملی و ضدملی در این مورد حتی مضحک هم نیست! اینان اساساً به جهان "پیشا-سیاست" تعلق دارند و هیچ محلی از اعراب ندارند که بخواهند در مورد مسائل مربوط به جهان سیاست اظهار نظر کنند؛ تا چه رسد به اینکه بخواهند منتقد جریانات سیاسی و مدافع خودخواندهی دموکراسی باشند!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #آرمان_امیری
🔻به عنوان کسی که خودش جمهوریخواه است، پاسخی ساده با مصداق مشخص به شما نشان میدهم:
🔻پست پیوست واکنش یک "جریان سیاسی اصیل" است و وضعیت سیاسی یک دولت/ملت.
▪️اپوزوسیون است، چون برای سرنگونی رژیم سیاسی دورخیز کرده.
▪️و مهمتر از آن: "جریان سیاسی" است چون منطق ضرورت حفظ و بقای "دولت ملت" را میفهمد و بدون لکنت از آن دفاع میکند.
❓بجز شاهزاده پهلوی و انقلاب ملی که او نمایندگی میکند، چه نیروی دیگری داریم که این دو ویژگی را داشته باشند؟
🔻انبوهی از ورشکستگان سیاسی که:
اولاً حاضر نیستند حتی در لفظ و با یک فرمول کاملاً خیالی، راهکاری برای مبارزه با رژیم ارائه دهند. آخرین ابتکارشان این بود که ۴۰۰ نفر با هم بیانیه بدهند و خطاب به حکومت بگویند اگر به ما راه ندهی، جریان پادشاهی میآید و ما و شما را با هم نابود میکند!
در ثانی، آنقدر در حقارت سهمخواهی فرو رفتهاند که همزمان با نصیحت و دریوزگی به درگاه رژیم، در هر فرصتی که پیدا کنند دمی هم برای تجزیهطلبها تکان میدهند، با این رویا که شاید بتوانند از چماق اسلحهی آنها علیه انقلاب ملی استفاده کنند.
🔺یعنی نه تنها اپوزوسیون واقعی و عملی رژیم حاکم نیستند، بلکه آمادگی کامل برای همکاری و تایید ضمنی یا صریح دشمنان "دولت-ملت" ایران را به صورت مداوم به نمایش میگذارند.
🔺آنهایی که در خفا و یا گاه حتی آشکارا معترضان انقلابی را به توحش و خشونت متهم میکنند تا کراهت سرکوب خونینشان را تقلیل دهند، در برابر احزاب تروریستی که تا بن دندان مسلح هستند، نه تنها سکوت میکنند، بلکه در هر بزنگاهی روی رفتارهای نظامی و گرایشهای ضدملیشان سرپوش میگذارند و توجیه میکنند.
🔺چنین جریاناتی، کمترین و بدیهیترین ملزومات یک "جریان سیاسی" را ندارند. در بهترین حالت، یک جور زیست انگلی در فضای سیاسی دارند؛ مثل زالو از درد و رنج یک ملت ارتزاق میکنند و باج میخواهند.
📌 «تجزیهطلبی، امتگرایی، انترناسیونالیسم»، هر سه به همین دلیل ساده که منطق ابتدایی و بدیهی زمین بازی "دولت-ملت" را نمیفهمند یا اساساً انکارش میکنند، اصلاً "جریان سیاسی" نیستند.
🔺انقلابی که سالهاست "زیست نرمال" را مطالبهی محوری خود معرفی کرده، منطق نظام جهانی را که بیش از ۵۰۰ سال است از قاعدهی دولت/ملت پیروی میکند را هم سرلوحهی خود قرار میدهد.
🔺در نهایت اینکه "دموکراسی"، مفهوم و قاعدهای است در دل زمین "سیاست" که جز در بستر "دولت-ملت" هیچ معنایی ندارد.
🔺 سخن گفتن یا نظر دادن جریانات غیرملی و ضدملی در این مورد حتی مضحک هم نیست! اینان اساساً به جهان "پیشا-سیاست" تعلق دارند و هیچ محلی از اعراب ندارند که بخواهند در مورد مسائل مربوط به جهان سیاست اظهار نظر کنند؛ تا چه رسد به اینکه بخواهند منتقد جریانات سیاسی و مدافع خودخواندهی دموکراسی باشند!
📺 جمهوریخواهان متحد نمیشوند و کاسهکوزهها را سر پهلوی میشکنند!
📺 جمهوریِ چپ دربرابر جمهوریِ راست
📕چرا «جمهوریخواهی» تا اطلاع ثانوی صرفا یک «امر نظری»ست؟
📕انقلاب شیر و خورشید مرثیهای برای جمهوری خواهی
📺 مجاهدین خلق بدون روتوش
— مصاحبۀ نقدآگین با رِی ترابی (از جداشدگانِ مجاهدین خلق)
.
#اپوزیشنقد #نقد_چپ #چپ_ایرانی #مجاهدین_خلق
➖➖➖
🌾 @Naqdagin