نقدآگین
12.2K subscribers
3.82K photos
3.36K videos
93 files
9.05K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📚 کرونا و اینک آخر الزمان

✍️#علیرضاموثق

در تعطیلاتِ منتهی به تاسوعا و عاشورا چون کثیری از ایرانیان از شهر به روستایی در کوهستان پناه بردم؛ اما اینبار نه صرفاً به خاطر فرار از شهر و دود و کثافت اش، بلکه برای رهایی از شرِ شیعیان و اصحابِ حسین بن علی و هیاهو و سر و صدا و رفتارِ چیپ و بدویشان.

منتها از بخت بدِ من در دل طبیعت و فضای مطبوع و سبزش، باز صدایِ یک آخوند و ایادیش از بلندگویِ مسجدِ روستایی کم جمعیت چونان بانگِ بد آهنگِ طبلی میان‌تهی به هوا برخاست و در ادامه‌ی عربده های عامیانه و پوچ اش از کرونا و توطئه-ی «دژمن» برای اخلال در مراسم محرم نالید. گویا کرونا آینه‌ی دقشان شده‌است. آفتابی شده‌است که هر آنچه روزگاری سخت و استوار می‌نمود را سوزاند و دود کرد و به هوا فرستاد. گویا نوری شده‌است که بر تاریکخانه‌ی اشباح تابید. گویا دست خدا ست که نقاب از چهره‌شان بر کشید و نشان داد که پشتِ آن ادا و اطوار و بزک و آرایش و ادعا و غوغا، عجوزه‌ای پیر و آبله‌رو پنهان بوده و آنکه فرشته می‌پنداشته اند؛ دیو و ددی بیش نبوده‌است.

باری! از لحظه‌ای که با میخ و تخته، درب دارالشفاهایشان به دیوار دوخته‌شد؛ گویا نقدهایِ صریح و ظریفِ ولتر به خرافات و اباطیلِ ادیانِ تاریخی که از پسِ زلزله‌ی لیسبون طرح می کرد، دوباره در سپهرِ تاریخ تکرار شد:

«هر کس پس از شیوعِ کرونا، باز به خدای ادیان باور داشته‌باشد احمق است».

◾️وجودِ حقیر و کله‌ی پوکِ نمرود با پشه‌ای کوچک درهم شکست و در قبرستانِ تاریخ فرو رفت؛ اما خانه‌ی از پای‌بست ویران و سست‌تر از بیت العنکبوتِ این قومِ جاهل و غالی که بر روی آبِ مردابِ خرافات بنا شده‌بود با ویروسی کوچک‌تر از پشه فرو ریخت و فرو رفت.

اینک آخرالزمان است و کرونا قیامتی برای حسابرسی و دادرسی بر پا کرده‌است. کرونا یک تنه هم ترازو شده‌است و هم دادستان و هم قاضی. کرونا کاریکاتور بودنِ آن شیرِ به ظاهر پر حشمت و هیبت شان را رسوا کرد و از سزارینِ کوه، موش زایاند.

اینبار قیل و قالِ محرمشان بیشتر شبیه به لابه و ناله‌ی یک خرِ پیرِ در حالِ احتضار است. خرِ پیرِ در گِل مانده و جان به لب رسیده‌‌ای که باتلاقِ زیرِ پایش، گورِ او نیز شده‌است.

اینک آخر الزمان است و جسدِ بی روحِ اسلام و الله شبیه به یک زامبیِ غریق سر و صدا می‌کند و نعره می‌کشد و دست و پا می‌زند و مآلاً به هر خس و خاشاکی چنگ می‌اندازد تا بلکه کمی دیرتر دفن شود.

تاریخ نگارش: ۸ شهریور ۱۳۹۹

#یادداشت
#حسین_بن_علی



🌾@Naqdagin
📓 سفر به ذهن یک شیعه‌ی حکومتی

✍️
#اریک

کسانی که معتقدند این نظام را باید به هر قیمتی حفظ کرد، در تربیت اسلامی بچه‌های خود هم درمانده‌‌اند. آن دسته از کسانی که معتقدند این نظام را باید به هر قیمتی حفظ کرد، چون یک حکومت اسلامی است؛ و نه به خاطر اینکه از آن منتفع هستند، که ممکن است نباشند یا بیشتر از بقیه نباشند؛ به این دلیل این اعتقاد را دارند که فکر می‌کنند وظیفه یک مسلمان، برپایی حکومت اسلامی و دفاع از آن است. و گرنه چرا باید مسلمان بود؟ که فقط در نوع نماز و روزه با مسیحیان فرق داشته باشیم؟ بنابراین اگه نخواهند از نظام دفاع کنند، حکم این را دارد که نخواهند از ایمان مذهبی‌ خود دفاع کنند.

و از آنجایی که عملکرد نظام طوری بوده که دیگر از هیچ زاویه‌ای قابل دفاع نیست، ناچارند قسمت‌هایی از آن را جدا کرده و درباره‌ش اغراق کنند. مثل رهبر یا مثل فرمانده سپاه قدس! حتی ممکن است در انتقاد به نظام، با اپوزیسیون هم هم‌کلام بشوند، به جز تکه‌های استثناء شده فوق‌الذکر.

برای همین این وضعیت مضحک پیش می‌آید که به سر تا پای حکومت فحاشی می‌کنند، اما سیدعلی را از علیبن‌ابیطالب بالاتر قرار می‌دهند؛ انگار رهبر حکومت به جای اینکه نقشی در حرکات حکومت داشته باشد، توسط حکومت به اسارت گرفته شده است!

اما این قشر خاص، بی‌جهت خودشان را به این تنش روانی مبتلا کرده‌اند. همانطور که یک جوان بی‌تجربه و خام، خودش را بیخود به خاطر کنکور به تنش روانی مبتلا می‌کند. مسلمان، وقتی وظیفه دارد حکومت اسلامی تشکیل دهد و از آن دفاع کند که مسلمانانی مثل خودش را پیدا کرده باشد.

حکومت اسلامی، ذاتا برای جامعه متکثر نیست. فقط و فقط برای یک اجتماع یکدست از مومنین است. در حکومت اسلامی ۵۱درصد و ۶۴درصد بی‌معنی است، چون فقط ۹۹درصد معنی دارد. حکومت اسلامی یعنی توافق مطلق عده‌ای از مومنین، به تفویض بعضی، و فقط بعضی از اختیارات، به یک امام! حکومت اسلامی برای کشورداری نیست‌. اگر از آن برای کشورداری در جهان مدرن استفاده بشود، حتی اگر نجیب‌ترین افراد زمانه هم زمامدارش بشوند، همینی درمی‌آید که از جمهوری اسلامی در آمده است. چون قسمتی از مومنین نهایتا وادار خواهند شد به بقیه مردم زور بگویند، و دست به انواع اعمال غیراسلامی یا غیراخلاقی و غیرانسانی بزنند، تا حکومت پابرجا بماند.

موضوع این نیست که قضات جمهوری‌اسلامی رذل هستند! موضوع این است که هرکس بخواهد با بر مبنای ایده‌ی حکومت اسلامی کشورداری کند، قضاتش رذل خواهند شد! بازجوهایش شکنجه‌گر خواهند شد. نظامیانش سارق بیت‌المال خواهند شد و ...؛ یعنی ممکن بود به مدد یک رهبریِ خردمندانه‌تر و هوشمندانه‌تر، یک جمهوری‌اسلامی باکفایت‌تر بوجود آورد، اما به هیچ‌وجه من‌الوجوه نمی‌شد یک جمهوری‌اسلامی انسانی‌تر بوجود آورد.

اینکه حسین بن علی به طرف مقابل گفت بگذارید من به یک جای دورافتاده بروم، به این دلیل نبود که داشت زیر تیغ تهدید، امتیاز می داد، بلکه به این دلیل بود که خودش واقف بود «اینجوری نمی شود حکومت اسلامی تشکیل داد».
چرا که فرض کنیم آنها اصلا شمشیر نکشیده بودند، محاصره‌اش نکرده بودند و قصد جانش را هم نمی‌کردند، چطور در جامعه‌ای که فقط چند ده هزار نفر شمشیرزن نان‌خور دستگاه رقیب هستند، ممکن بود حکومت اسلامی تشکیل داد؟

وقتی توافقی وجود ندارد، قرارداد اجتماعی وجود ندارد، و حتی ایمان هم وجود ندارد؛ در این شرایط فقط یک جور ممکن بود حکومت پدر را احیا کرد، که بگیریم حداقل نصف جمعیت را در سیاهچال بیندازیم یا گردن بزنیم؛ که حسین اینکاره نبود.

پس دو راه باقی می‌ماند. یا همانجا بمیرد، یا جایی برود که با او به توافق صد درصدی می رسند؛ که نگذاشتند برود، پس همان گزینه اول اجرا شد.

شیعه امروزی اما نمی‌خواهد این‌کاره نبودن حسین را بپذیرد، بلکه می‌خواهد وقتی توافقی هم وجود ندارد، ادامه بدهد. نمی‌خواهد اذعان کند: «اینجوری که نمی‌شود حکومت اسلامی تشکیل داد». و فکر می‌کند شجاعت حسین در این بود که بگوید «ای شمشیرها مرا دریابید!». که این جمله هم، جمله‌ای جعلی بوده است.

اما شجاعت حسین در این بود که بگوید «اینجوری نمی‌شود حکومت اسلامی تشکیل داد». شیعه‌ی جهان جدید، بچه خودش را هم نمی‌تواند شیعه بار بیاورد، اما می خواهد بچه‌های بقیه خانواده‌ها شیعه بار بیایند. و چون زور خودش به بقیه خانواده‌ها نمی‌رسد، حکومت را واسطه قرار می‌دهد تا بجای او اعمال زور کند. و چون می‌داند که حکومت فاسد است، این واسطه‌گری رو خلاصه می‌کنه به «رهبر» یا «چندتا از شخصیت‌های متصل به رهبر». و برای همین است که می‌تواند سیدعلی را بالاتر از علیبن‌ابیطالب قرار بدهد. چون سیدعلی نمی‌گوید که «نمی‌شود (حکومت اسلامی برپا کرد)»، بلکه می‌گوید «می‌شود، می‌توانیم و می‌کنیم!» و حتی اندازه‌ علیبن‌ابیطالب هم نمی‌ترسد.



🌾@Naqdagin
#نقد_روشنفکران

📚روشنفکری و غالی‌گری؟!

#علیرضاموثق

✍️دکتر احمد #زیدآبادی، طیِ یادداشتی (اینجا) به خاطره‌ای اشاره می‌کند که یکی از دوستانش گاندی را ظاهراً بزرگتر از حسین بن علی دیده و نیز از اینکه گاندی تحتِ تاثیرِ آن امام شیعیان بوده باشد، تعجب کرده است.

در وهله‌ی بعد، به شیعیانِ غالی و خرافی و قشری انتقاد می‌کند؛ اما نهایتاً مدعی می‌شود: «باری! حسین شخصیتی بی‌نهایت بزرگ است و نمونه‌ای برای او در تاریخ بشر نمی‌توان یافت».

◾️من کتمان نمی‌کنم که برای امثال دکتر زیدآبادی احترام زیادی قائلم. او را سال‌ها به ناحق زندانی کردند؛ اما به خاطرِ خطِ قرمزش که «شرافت» است، حاضر نشد شرایطِ عمله‌ی داعش و استبداد دینی را بپذیرد و هنوز از کثیری از حقوق اجتماعیش محروم است.

او گفته است: «زندگی به اندازه‌ای زیباست که همه چیز را می‌توان قربانی آن کرد، مگر شرافت را، که عزیزتر و زیباتر از زندگی است و لایق آنکه زندگی را قربانی آن کرد. این اصل اساسی زندگی من است و هر کس لحظه‌ای در این باره تردید کند هرگز مرا نشناخته‌است».
اما این مدعایش، در عرصه‌ی عمل، آزمون و سنجش شد و از این رو، نه به اعتبارِ نظر و لفظ و صوت و شعارش، بلکه به دلالتِ عملش، وی را ملقب به شرفِ اهلِ قلم کردند و البته برخی از سکولارهایِ داعشی نیز معترض شدند.

امثال دکتر زیدآبادی از جمله انسان‌هایی هستند که وجودشان به زندگی معنا می‌دهد. به طور کلی، معنا یابی برای زندگی بسی دشوار است و معلوم نیست اگر انسان‌هایِ قلیلی چون او نبودند، کار ما و معنا به کجا می‌رسید.

◾️مع‌الوصف، موضعِ ایشان نسبت به حسین بن علی را به نحو طیفی، دچارِ آفتِ غلو و غالی‌گری می‌بینم.

مگر ایشان به اطلاعاتِ کافی در خصوصِ تمام انسان‌های طول تاریخ دسترسی دارد که مدعی می‌شود: «نمونه‌ای برای حسین بن علی در تاریخ بشر نمی‌توان یافت»؟

در محدوده‌ی اطلاعاتِ در دسترس، شما فقط در دوره‌ی جنگ جهانی دوم به نبردِ حماسیِ استالینگراد یا مجاهدتِ چریک هایِ فرانسوی در مقابلِ هیتلر بنگرید تا شواهدِ نقیضِ این مدعایِ دکتر زیدآبادی را بیابید.

به لحاظ معرفت‌شناختی، خطا و به لحاظ اخلاقی، ناروا و به لحاظِ روانشناختی، خودشیفتگیِ غیرِ بهینه است که این چنین برای متعلقاتِ دینیِ خودمان پپسی باز کنیم و بزرگانِ دین و مذهب و فرقه‌ی خودمان را تخمِ دو زرده‌ی عالَمِ امکان ببینیم و کثیری از بزرگانِ مؤمن و ملحدِ عالم را نادیده بگیریم.

همان گاندی و نیز سِر توماس مور -مردی برای تمام فصول- که دکتر زیدآبادی در یادداشتِ موردِ بحث به آنها اشاره می‌کند، به نظر نمی‌رسد که چیزی از عظمت و شرافت در مقام قیاس با حسین بن علی کم داشته باشند.


#نقد_شیعه #حسین_بن_علی


🌾@Naqdagin
📕اسلام رحمانی و پارادوکسِ آبغوره‌ی فلزی

✍️#علیرضاموثق

۱) به نظرم برخی از سخنان، به اقتفای منطق موقعیت، علاوه بر خلاف واقع بودن، رنج‌آور نیز هستند. مدعیات خلاف واقع، همیشه رنج‌آور نیستند؛ برای مثال اینک اگر شخصی مدعی شود که آب در شرایط مورد نظر در ۱۲۰ درجه‌ی سانتیگراد به نقطه‌ی جوش می‌رسد، عموم انسان‌های متعارف، نه تنها در ساحت عواطف دچار رنج نمی‌شوند؛ بلکه احتمالاً می‌خندند. در مقابل، اما اگر شخصی در هنگامِ تجاوز جنسی و خشن به یک کودک و در حالی که آن کودک از شدت جراحت و درد جسمی و رنج روانی، به احتضار دچار است، بگوید: «من در حال رحم و شفقت کردن؛ به جهتِ تربیت اخلاقی و رشد وجودیِ این کودک هستم»، قضیه فرق می‌کند. در چنین موقعیتی، ادعایِ شخصِ متجاوز، بر رنجِ مشاهده‌ی واقعیت توسط ناظرِ فرهیخته، یعنی مشاهده‌ی «درد و رنجِ کودکِ مورد نظر و آسیب‌های جسمی و روانیِ وارد شده بر او» می‌افزاید.

۲) «دین» یک مفهوم کلی و مبهم است. در خصوص پارادوکسیکال بودنِ مفهومِ «روشنفکری دینی» ایرادات و انتقاداتی وارد شده است و روشنفکران دینی نیز پاسخ‌هایی به منتقدین داده‌اند. به نظرم اگر از امکان منطقی و نیز عملیِ جمعِ اسلام (قرآن و سنت نبوی)، به عنوانِ یک «مصداقِ مشخص از دین»، با «عقلانیت و عدالت در جهان جدید» پرسش شود، پاسخ خردپسندی وجود ندارد.

در عالم واقع نیز می‌بینیم، اشخاصی که خود را جزء نحله‌ی روشنفکران دینی می‌دانند، بر یک برساخته‌ی جدید و در تعارض با اسلام (قرآن و سنت نبوی)، نام بی مسمایِ اسلام را حمل می‌کنند.

به عبارت دیگر، چهره‌ی خدا و روح و معاد و بهشت و جهنم و جهان و کیهان و فقه اسلام را تغییر می‌دهند و سپس، به باورها و آموزه‌هایی متناقض با آنچه قرآن و سنت نبوی بیان داشته است، می‌گویند: «اسلام». صرف‌نظر از جنبه‌ی تئوریک، در عالَم عمل نیز اگر یک انسان به آموزه‌های قرآن و سنت نبوی ملتزم باشد، نمی‌تواند به موجودی کمابیش غیر از یک داعشی بدل گردد.

به نظرم اسلام‌شناسیِ روح الله خمینی و محمد حسین طباطبایی و امثال ایشان، از یک حیث، در مقام قیاس با اسلام‌شناسیِ روشنفکران دینی، بسی بیشتر با واقعیاتِ در دسترس منطبق است. مرتضی مطهری، اسلام‌شناسیِ علی شریعتی را «اسلام‌سُرایی» می‌نامید.

گمان می‌کنم این وصف را می‌توان به تمام روشنفکران دینی تعمیم داد. روح الله خمینی می گفت که محمد بن عبد الله وقتی کفارِ نجس را می‌کشت، در حالِ محبت کردن به آنها بود تا کمتر زندگی و گناه کنند و به تبعِ آن، کمتر در جهنم عذاب بکشند.

محمد حسین طباطبایی نیز میلیاردها نامسلمان را حیوان می‌دید و حقوقشان را وفق نصِ صریحِ اسلام با مسلمانان، نابرابر می‌دانست. بدین شکل، آنها واقعیاتِ مسلَّم و محرز دین اسلام را انکار نمی‌کردند و البته به نحو دیگری، به توجیهِ رحمة للعالمین بودنِ محمد بن عبدالله می‌پرداختند؛ یعنی همان کشتن کفار برای کمتر عذاب کشیدنِ آنها در جهنم.

روشنفکران دینی اما، یا واقعیات اسلام را انکار می‌کنند و یا ابتدا می‌پذیرند و در وهله‌ی بعد، با توسل به اصناف مغالطه، فرآورده‌ای که در تعارض با نصِ صریحِ اسلام است را یکی از اصنافِ اسلام می‌نامند.

۳) اعوجاجِ تئوریکِ روشنفکران دینی، البته از نسبتِ «اسلام و الزاماتِ مسلمانی» با «عقلانیت و عدالت در ظرفِ زمانه و زمینه‌ی تاریخیِ ما» فراتر می‌رود و به نسبتِ «اسلام» با «رحم و شفقت» نیز سرایت می‌کند.

رحم و شفقت، مفاهیمی طیفی‌اند. در مکتب داعش و نیز در بین داعشیان می‌توان مراتبی از رحم و شفقت را یافت؛ «خصوصاً نسبت به افراد قبیله‌ی خویش». منتها مناقشه این است که آیا سعه‌ی وجودیِ محمد بن عبدالله (این عارف عامی و توتالیتر)، و مقتضیاتِ قرآن و سنت نبوی، و الزاماتِ نظری و نیز عملیِ مسلمانی، می‌تواند «بدون عدول از آموزه‌های مسلَّم اسلام»، رحم و شفقتی گاندی‌وار بیافریند؟ و آیا دامنه‌ی شمولِ این رحم و شفقت، منطقاً می‌تواند «دیگری‌ها» و «غیرخودی‌ها» را نیز فرا بگیرد؟ و مآلاً یک کافر و مرتد و نامسلمان را نه چونان یک سگ نجس، بلکه به عنوانِ انسانی واجدِ حقوقی برابر با خویشتن ببیند و بعد، او را دوست بدارد و محترمش بپندارد؟

وگرنه، هیچ مناقشه‌ای راجع به این مدعا وجود ندارد که حتی در چنگیزخان مغول و در مکتب و آیینش نیز حد و درجه‌ای از رحم و شفقت وجود داشته است؛ خصوصاً نسبت به «غلامان و بردگانِ دربار سلطان».

۵ اسفند ۱۳۹۹

#یادداشت
#محمد_بن_عبدالله #حسین_بن_علی #طباطبایی #علی_شریعتی #مرتضا_مطهری #خمینی


نقدآگین
را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
📘آخرالزمان!

✍️#علیرضاموثق

دکتر احمد زیدآبادی در یادداشتی (اینجا) نقل به مضمون گفته است: «چنان بحران‌های هوایی، زمینی، زیر-زمینی، داخلی و خارجی در کشور ما با یکدیگر تجمیع و هم-آیند شده که گویا به آخرالزمان رسیده‌ایم».

اما خدمت ایشان عرض کنم که آخرالزمان از خیلی وقت پیش شروع شده است و اینک هر چه گرد و غبارِ توهم از جلوی چشمانمان، بیشتر کنار می‌رود، نشانه‌ها و آثار آخرالزمان را بهتر می‌بینیم.

◼️ آخرالزمان از همان روزی آغاز شد که یک موجودِ متعبد و ملخ‌خور و داعشی که میلیاردها انسانِ کافر را حیوان و نجس می‌دید و حتی سنی‌مذهب‌ها را در شب اول قبر، مستحق شکنجه می‌دانست، «علامه» نامیده شد (ر.ک اینجا، اینجا و اینجا).

◼️ آخرالزمان از همان روزی آغاز شد که یک آخوند بی‌سواد و ملقب به «استاد»، خیال کرد با نیم ساعت برنامهٔ رادیویی در شبانه‌روز، می‌تواند تمام جهانیان را با استدلال و منطق، مسلمان کند.

◼️ آخرالزمان از همان روزی آغاز شد که فیلسوف یک مملکت، نایب امام زمان و نمایندهٔ الله را در اواخر قرن بیستم گاندی دید و یا معلم یک انقلاب، چیزی دیگر ساخت و نامش را اسلام گذاشت و بعد، آنقدر نام «اسلام» را فریاد زد تا هیولایی که در گوشه‌ای، کمابیش چُرت می‌زد، بیدار شد.

◼️ آخرالزمان از همان روزی آغاز شد که عده‌ای تصمیم گرفتند به «خویشتن» بازگردند و بعد، چیزی جز یک‌سری خرافات و اباطیل مذهبی و یا خزعبلات و اساطیر باستانی در خویشتن نیافتند؛ اما باز به خود نیامدند.

◼️ آخرالزمان از همان روزی آغاز شد که عده‌ای شروع کردند به حقنه کردنِ علم تجربی و فلسفهٔ یونانی و عرفان هندی به اسلام داعشی.

◼️آخرالزمان از همان روزی آغاز شد که عده‌ای گمان کردند، با اسلام هم می‌شود دنیای مردم را آباد کرد، و هم آخرتشان را.

◼️ آخرالزمان از همان روزی آغاز شد که «تاواریش-چپ» از «برادر-اسلام»، کمک گرفت تا برای مستضعفان (بخوان خلق زحمتکش)، با چگوارا-بازی و انقلاب، بهشت خلق کند.

◼️ آخرالزمان از همان روزی آغاز شد که عده ای یک «ماله» به دست گرفتند تا هر چه جهل و ظلم و جنایت در تاریخ اسلام پدید آمده است را به همه جا ربط دهند، جز به متن قرآن و سنت نبوی.

◼️ آخرالزمان از همان روزی آغاز شد که یک انسان، توأمان، هم روشنفکر بود و هم مرجع تقلید داشت.

◼️ آخرالزمان از همان روزی آغاز شد که عده ای از فرط خودشیفتگیِ مذهبی و قبیله‌ای، چون احمد زیدآبادی، حسین بن علی را در کل تاریخ جهان، بی‌نظیر دیدند و یا گمان کردند که کائنات برای گُلِ رویِ پیامبرشان خلق شده و یا مشتی گزارهٔ خرافی، تاریخی، بشری، عرفی، خطاناک و اسطوره‌ای را سخن خداوند پنداشتند.

◼️ آخرالزمان از همان روزی آغاز شد که یک انسانِ خاکی و فقیر و سر تا پا تقصیر گفت: «خداوند می فرماید که...»، و عده‌ای نیز بدون مطالبهٔ دلایل لازم، متعبدانه پنج نوبت در شبانه‌روز، تصدیقش کردند.


پی‌نوشت:
برخی به دکتر زیدآبادی انتقاد کرده بودند که چرا تا این حد به اسرائیل گیر می‌دهد؟ و در ادامه، پرسیده بودند که چه زمانی می‌خواهد دست از سر اسرائیل بردارد؟

ایشان نیز در پاسخ، هم به ظلم‌های اسرائیل و زیان‌هایی که برای کشور ما دارد اشاره کرده بود و هم به علاقه‌اش و نیز مطالعه‌ای که در این حوزه داشته است.

در مواجهه با کسی که همین سؤال را از من در رابطه با اسلام بپرسد، البته پاسخم شبیه به آقای زیدآبادی خواهد بود؛ منتها می‌افزایم: «جهان، بزرگ است و برای همهٔ ما جا دارد. یکی بیشتر به نقد اسرائیل مشغول است و دیگری بیشتر به نقد اسلام. برخی نیز تمام تمرکزشان بر نقد موجودی همه‌جا-حاضر به نام نئولیبرالیسم است».




🌾@Naqdagin
🔍 نقد و بررسی دعای عرفه

📌 قسمت اول: نقد تاریخی؛ دعای عرفه از «
حسین ابن علی» در سده‌ی یکم هجری نمی‌تواند باشد؛ بلکه از در سده‌ی دوم هجری نوشته شده‌است.

✍️#زهیر_میرکریمی
(۲/۲)

🔻 اما حامد خانی (فرهنگ مهروش) با شمّ علمی و با استفاده از روشی روزآمد، درباره‌ی انتساب دعا به حسین ابن علی تردید می‌کند و نشان می‌دهد که اشتباهی تاریخی در میان است. پژوهشی که او با استفاده از روش تحلیل درونی و بیرونی متنِ این دعا منتشر کرد بسیاری از باورهای پیشین درباره‌ی این دعای پراهمیت را دگرگون ساخت. این پژوهش نمونه‌ای قابل‌توجّه از کاربرد روش‌های متن‌پژوهانه برای بررسی اصالت و تاریخ‌گذاری متون روایی و دعایی است. البته این روش در حوزه‌های بایبل‌پژوهی و قرآن‌پژوهی در مطالعات غربیان مسبوق به سابقه است، اما کاربست آن در متون روایی و دعایی اسلامی جریانی نوپدید است.

🔻 چکیده‌ی یافته‌های فرهنگ مهروش عبارتند از:

🔅 ۱. معنای واژه‌ی «عرفه» در عنوان این دعا —برخلاف نظرهایی که آن را هم‌ریشه با «معرفت» و به معنای «شناخت» می‌دانند‌— به معنای «اعتراف» است. در واقع "در تقویم آیینیِ کهن فرهنگ اسلامی روز عرفه «روز اعتراف» بوده" است.

🔅 ۲. بخش پایانیِ دعا یا «ذیل دعای عرفه» ساختار و سبکی کاملاً مستقل و متفاوت با بدنه‌ی اصلی دعا دارد و تناسبی با سبک متون سده‌های یکم و دوم هجری ندارد، بلکه مشابه متون صوفیانه‌ی سده‌های متأخرتر است.

🔅 ۳. غیر از «ذیل دعای عرفه» که جزئی از دعا نبوده است، در متن اصلی دعا نیز سه بخش مجزا قابل شناسایی است که هریک می‌توانند یک دعای مستقل محسوب شوند. یعنی امکان دارد که دعای عرفه ترکیبی از چند دعای مستقل بوده باشد.

🔅 ۴. گوینده یا تنظیم‌کننده‌ی دعای عرفه نمی‌تواند امام سوم شیعیان، حسین ابن علی، در سده‌ی یکم هجری باشد.

🔅۵. راویانِ متأخرِ این دعا، کُنیِه‌ی امام سوم شیعیان، یعنی «اباعبدالله»، را با کُنیِه‌ی امام ششم شیعیان اشتباه کرده‌اند. در متون روایی، هم حسین ابن علی و هم جعفر ابن محمد مُکنّیٰ به «اباعبدالله» بوده‌اند.

🔅 ۶. راویانی که برای این دعا ذکر شده‌اند، یعنی بِشْر و بَشیر، دو برادر از فرزندان «غالب اسدی»، که معاصر «اباعبداللّه الحسین» بوده‌اند، از لحاظ تاریخی نمی‌توانسته‌اند که این دعا را از حسین ابن علی شنیده باشند و نقل کرده باشند.

🔅 ۷. راویان دعا به احتمال زیاد، دو برادر با نام‌های عبداللّه و اسحاق، فرزندان «غالب اسدیِ» دیگری در تاریخ بوده‌اند که از قضا از نسل همان بِشْر و بشیر هستند. نام‌‌های ایشان با نام پدرانشان خَلط شده است. این دو برادر از شاگردان، راویان، و کاتبان برجسته‌ی جعفر ابن محمد الصادق بوده‌اند.‌

🔅 ۸. بررسی تاریخی واژگان دعا نشان می‌دهد که این دعا نمی‌توانسته است که در سده‌ی یکم یا در سده‌ی سوم هجری صادر شده باشد. زیرا واژه‌های به‌کار رفته در دعا نشان می‌دهند که دعا در محیطی چندزبانه صادر شده است در حالی که حجاز در نیمه‌ی سده‌ی یکم هجری هنوز دربردارنده‌ی تازه‌مسلمانان با زبان‌های گوناگون نبوده است؛ همچنین، متن دعا با متون سده‌ی یکم هجری مشابهت ندارد. از سوی دیگر واژه‌هایی در دعا به‌کار رفته‌اند که در سده‌ی سوم معنای آن‌ها تغییر کرده بوده است، و دعا نمی‌توانسته در سده‌ی سوم نیز صادر شده باشد. یعنی دعا در سده‌ی دوم هجری نگاشته شده است.

🔅 ۹. گوینده دعای عرفه به احتمال زیاد، جعفر ابن محمد در سده‌ی دوم هجری است. این دعا از ابتدا برای ترویج اجتماعِ مردم در روز عرفه تنظیم شده است و کاتبان امام ششم، یعنی عبداللّه و اسحاق، از قبل برای نگارش آن آمادگی داشته‌اند.

🔻 این پژوهش بر صحّتِ بسیاری از تحلیل‌هایی که بر پایه‌ی انتساب این دعا به امام سوم شیعیان بنا شده‌اند تأثیر خواهد گذاشت. همچنین، نقدی بر توجیهات بعضی از عالمان مسلمان با گرایش‌های نوصدرایی خواهد بود که کوشیده بودند صدورِ ذیل دعا را «از لسانِ غیرمعصوم!» ناممکن بدانند. کاربست این روش در بررسی متن قرآن نیز می‌تواند نتایج جالب توجهی به دنبال داشته باشد.


📗 بخش‌هایی از مطالب این یادداشت برگرفته از متن مقاله است. برای دسترسی به مقاله بنگرید به:
خانی، حامد (فرهنگ مهروش). "دفاع از اصالت ادعیه‌ی اهل بیت: مطالعه‌ی موردی دعای عرفه." دوفصلنامه حدیث‌پژوهی ۱۰ (۱۳۹۲): ۵۷−۹۴.

#بازاندیشی #نقد_شیعه #نقد_ادعیه #حسین_بن_علی #طباطبایی



🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ببینید
📕چرا مراسم محرم کارناوالی شده‌است؟

✍️ #علیرضاموثق

⬇️ یادداشت در پست بعدی (اینجا)

#یادداشت
#نقد_شیعه #نقد_اسلام
#حسین_بن_علی


نقدآگین
را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📻 پادكست
📸 اینستاگرام

🌾@Naqdagin
🔍 حفرهٔ سیاهِ چهل‌ساله

👥 گفتگو و پاسخ به برخی‌ پرسش‌ها از سوی مخاطب ارجمند و پژوهشگر نقدآگین، جناب «هِر دِنکِر» پیرامون این یادداشت آغازين، به قلمِ نویسنده و پژوهشگر نزدیک به گروه اسلام‌پژوهی اِناره جناب آقای #ب_بی‌نیاز
(۲/۳)

پرسش دوم: در صورتی که شخصیت‌های شیعی مثلاً حسن، #حسین_بن_علی و سجاد و ... وجود تاریخی داشته باشند، آیا اقوال و گزارش‌هایشان نمی‌تواند یک شاهد حداقلی برای وجود تاریخی محمد به حساب بیاید؟

پاسخ: باید بگویم ما از دو قرن اول اسلام هیچ سند تاریخی در دست نداریم تا نشان دهد اسلام چگونه شکل گرفته‌است؛ بنابراین هرآنچه میدانیم بر اساس روایات شفاهی (تاریخ شفاهی) است که در زمان عباسیان (حدود ۲۰۰ سال بعد از تاریخ فرضی مرگ محمد در سال ۶۳۲ میلادی) به نگارش درآمده‌اند [منابع شیعی، تاریخی بسیار متاخرتر دارند]. این نبود اسناد معتبر تاریخی شامل شخصیت‌های حسن، حسین، سجاد، محمد باقر و جعفر صادق نیز می‌شود.
[در این زمینه می توان به کتاب «آغاز ستایش علی و جهان بینی عباسیان» از ریموند دکوین مراجعه کرد. همچنین به مصاحبۀ «پنج تن آل عبا و زمینه‌های اسطوره‌ای آن‌ها - با حضور دکتر محسن بنایی (مزدک بامدادان) و آرمین لنگرودی»]


پرسش سوم: در مواجهه با مثلاً قبر محمد و علی و سه خلیفه، آیا امکانی نیست که به واقعیت‌سنجی دست زد و از همان‌ها به حداقل‌هایی در حد وجود تاریخی‌شان رسید؟ یعنی قبر در پژوهش‌های تاریخی، هیچ درجه‌ای از اعتبار را ندارد؟

پاسخ: اول اینکه این مقبره‌ها تنها منسوب شده‌اند؛ مانند قبر محمد و یا قبر علی و حتی مقبره مسیح در اورشلیم. همچنین باید گفت که مقابر در پژوهش‌های تاریخی از اهمیت پایینی برخوردارند. مثلاً هیچ کسی با اطمینان کامل نمی‌تواند بگوید که در قبرهای منسوب به محمد و علی و ... واقعاً چه کسی دفن شده‌است؟ و آیا اصلا کسی دفن شده‌است؟!


پرسش چهارم: یک نکته هم که برخی حتی منتقدان مسیحی بر محققان ناباور به تاریخیت محمد و خلفا طرح کرده‌اند این است که گزارشات تاریخی از محمد، فاجعه‌های اخلاقی قابل توجهی را از او ذکر می‌کنند و لذا این امر، با این که ما با شخصیتی افسانه‌ای و ساختگی برای ساخت يك دين نو مواجه باشیم، چندان نمی‌خواند؛ چرا که برای دین‌سازی و پیامبرسازی، مؤلفان، چنین امور قبیحی را نمی‌توانند به پیامبر و صحابی و شاگردان درجهٔ یکش نسبت دهند؛ نتیجتا این امور قبیح را شاهدی بر تاریخی بودن حداقلی این شخصیت‌ها می‌گیرند.

پاسخ: در باب انتصاب امور غیر اخلاقی به محمد تذکر چند نکته لازم و ضروری‌ست:
اول اینکه، هر آنچه که در قرآن و سنت مطرح شده است، خاصّ منطقه جغرافیایی‌ست که اسلام در آن شکل گرفته است و بسیاری از اموری که نزد ما (انسان‌های قرن بیست و یکم) غیراخلاقی محسوب می‌شود، برای اعراب آن روزگار، نه تنها غیراخلاقی نبوده، بلکه اخلاقی نیز محسوب می‌شده است؛ بعنوان مثال، جنگ‌ها، کشتارها و خون‌ریزی‌هایی که در سیره نقل شده است، بر اساس الگوهای تورات و جنگ‌های موسی نوشته شده‌است (هر چند از بسیاری از جنگ‌هایی که کتاب مقدس از آن ها خبر داده نیز هیچ شاهد تاریخی و باستان‌شناسی پیدا نشده است).
دوم اینکه، گاه در قرآن «رسول» یا «نبیِ» ناشناسی به «دروغگو بودن و مجنون بودن» و ... متهم می‌شود، اما ما هیچ دلیلی نداریم که منظور محمد پیامبر اسلام بوده باشد.
@inarah_channel

(ادامه دارد)


نقدآگین
را دنبال کنید:
📸 اینستاگرام
📽 یوتیوب
📻 پادكست
🌾@Naqdagin
نقدآگین
@Naqdagin – آخوندیسم: بیستم
آخوندیسم: بیست و یکم
@Naqdagin
#نقد_شیعه

🎧#آخوندیسم: ریشه‌های مداخلات صنف آخوند در جامعهٔ انسانی؛ جلسهٔ بیست و یکم

🎤 استاد #محمد_رضوانی


🔻#معاویه یکی از بهترین حکام تمام تاریخ تمدن اسلامی بوده‌است.

🔻می‌گویند یزید ظالم بود و حسین بر حکومت ظلم شورید؛ کدام ظلم؟ بیایید در تاریخ به من نشان دهید.

🔻برخی داعشی‌گری‌های علی در حکمرانی

🔻دکتر سروش و تأثیر حبّ فرقه‌ایش بر برخی مواضع و بیانات تاریخی که موجب قضاوت اشتباه بسیاری از جمله من شد.

🔻مشکل #حسین_بن_علی و علی با #معاویه و یزید چه بود؟

🔻گفتگوی بنی‌عباس و علویان پیرامون ادعاهاشان و شکست اولیه گفتمان علویان و #اهل_غلو، و سپس بزرگ‌نمایی #فاطمه

🔻روح شیعه: حزب سیاسی شورشی، برانداز و ضد جریان اصلی اسلام (صحابه، خلفا و حکام عربی-اسلامی)

🔻بررسی حدیث #غدیر

🔻تبیین بت‌پرستی و الوهیت

🔻نقش خود #علی در شکل‌گیری غلات به عنوان دستگاه تبلیغاتی و قدرت نرم حکومتی در جهان سنت

🔻 اشتراکات جدی عقاید شیعه با فرق باورمند به حلول، تناسخ و عقاید اهل غلو

🔻قمی‌ها و دلیل اهمیت امام جواد برایشان

🔻بابک خرمدین، شروین و... عقايد مشتركشان با شيعه

🔖 برش‌های تفصیلی درسگفتار (اینجا⬇️)

🌾@Naqdagin
📕فرق و مذاهب اسلامی و جریان‌شناسی غلو

🎤 استاد #محمد_رضوانی
(۱/۲)

✂️برش‌هایی از «درسگفتار آخوندیسم (جلسهٔ ۲۱)» بطور تفصیلی‌تر

🔻فاطميون فاطمه را امام می‌دیدند و علی را امام نمی‌دانستند.

🔻#معاویه یکی از بهترین حکام تمام تاریخ تمدن اسلامی بوده‌است.

🔻والیان معاویه و یزید بقدر والیان علی مشکل نداشتند. والیان علی بشدت بی‌عرضه، خائن و مسأله‌دار بودند. برای نمونه محمد بن ابی بکر (از قاتلان عثمان)، مصر را از بین برد.

🔻می‌گویند یزید ظالم بود و حسین بر حکومت ظلم شورید؛ کدام ظلم؟ در تاریخ بیایید به من نشان دهید. درحالی‌که از علی بن ابی طالب می‌دانیم که خانهٔ کسانی که در اول با او بودند و سپس به این رسیدند که حق با او نیست و گفتند «نه با تو ایم و نه علیه تو و از کوفه هجرت می‌کنیم»، همین که رفتند، شبانه خانه‌شان را آتش زد. یعنی با منتقد ساکت خود چنین رفتاری کرد.

🔻من جوان‌تر که بودم، پای درس آقای #عبدالکریم_سروش که می‌رفتم، ایشان ما را به اشتباه می‌انداخت؛ چرا که عاشق علی بن ابی طالب و فرهنگ شیعه بود؛ نتیجتن با کم تحقیقی، عدم بررسی و چشم بسته، این را می‌گفت که «علی مخالفان خودش را به رسمیت می‌شناخت؛ حتا مواجبشان از بیت‌المال را می‌داد»؛ که من نیز از سر خامی و بلاهت خودم بعضن تکرار می‌کردم؛ منتها بعدتر، با رجوع به متون اصلی دیدم که نمی‌توانیم بنا به حب کور و نگاه فرقه‌ای، بی‌توجه به ارزش حقیقت و جستجوگری آن، سخن بگوییم. حقیقت باید برای ما از هر شخصیت و اتوریته‌ای بالاتر باشد؛ چه محمد بن عبدالله چه علی و... .

🔻مشکل #حسین_بن_علی و علی با #معاویه و یزید چه بود؟ استناد علی به داماد پیامبر بودن و سوابق جهادش بود، و استناد حسین نیز به فرزند علی بودن بود، برای «ارجحیت در خلافت مسلمانان».

🔻بنی‌عباس به علویان گفتند «شما که این همه فریاد می‌زنید و شمشیرکشی می کنید، زید بن علی خودشو کشت، یحیی بن علی پوست خودشو کند، محمد نفس زکیه و مختار هم اونطوری و...، چی می‌خواید؟».

- خلافت.

- خلافت را برای چی می‌خواید؟

- خلافت حقمونه!

- چرا حقتونه؟

- چون بچه‌های علی هستیم.

- خب علی کی بوده؟

- پسر عموی پیامبر بوده.

- خب! من بنی‌عباس هم پسر عموی پیامبرم. حالا مگه ما پسرعموها قربون هم می‌ریم که پیامبر رفته باشه؟ تازه ابی‌طالب («عبد المنات» که اسمی اصلی‌اش بود و اسمی مشرکانه)، مشرک بود و مشرک مرد، اما عباس حداقل مسلمان شد.

🔻غالیان در مورد علی انواع غلوها و خرافات را تراشیدند و انواع تفسیر به رأی‌ها و اتهامات به قرآن را زدند تا علی و خاندانش را بالا ببرند که بگویند، بدلیل نصب الاهی و نصب پیامبر (چیز که خود علی هم حتا یک بار بدان ارجاع نمی‌دهد در سخنرانی‌ها و نامه‌های دوران خلفای راشدین)، علی و فرزندانش خلیفهٔ بر حق هستند؛ که در نهایت انواع این حربه‌ها نچسبید و شیعهٔ اثنا عشری یک فرقهٔ خودساخته دانسته شد و رشدی جدی میان مسلمانان نکرد.

🔻فاطمهٔ زهرا یک دختر معمولی بود که برخی از دیگر دختران پیامبر در اسلام مؤثرتر بودند تا فاطمه، و با علی نیز مرتب دعوا داشت و از خانه بیرونش می‌کرد که بنا به تاریخ اسلام، به همین خاطر لقب #ابوتراب را به او دادند.

🔻روح شیعه، روح یک حزب سیاسی شورشی در مخالفت و تکفیر و براندازی جریان اصلی اسلام، از همسر محبوب پیامبر تا اکثر صحابی پیامبر تا خلفای راشدین تا بنی‌امیه و بنی‌عباس بود.

🔻از زمان هارون الرشید تا خلفای #خلافت_عباسی زمان حسن عسکری، این جدل‌ها میان دو خاندان عباس و ابوطالب برقرار بوده، و چون نسبت خونی علی و سایر تأویل‌‌ به رأی‌های بی‌مبنا از قرآن جواب نداده‌بود، کم کم به برجسته کردن غیرعادی فاطمه رو آوردند تا بنا به نسبتش با علی، حق خلافت و سهم قدرت خود را توجیه کنند؛ درحالی که وقتی فاطمه مُرد، ۳ روز نشد که علی (حدودن ۳۵ سال) با خواهرزادهٔ فاطمه که بچه‌ای خردسال (۸-۹ سال) بود ازدواج کرد؛ براستی این چه عشقی بود که اینقدر زود و سریع با یک دختر بچه دیگر همبستر شد؟! پس عشقی به آن صورت رمانتیک و الاهی که توسط شیعهٔ اثنا عشری و غلات ترسیم می‌شود، وجود نداشته‌است.

🔻حدیث #غدیر مورد استناد خود علی هم در دوران خلفا قرار نمی‌گیرد. در صحیح بخاری و صحیح مسلم که اصلی‌ترین و معتبرترین منابع حدیثی اسلامی هستند نیز، وجود ندارد؛ در منابع دیگر نیز که آمده، به عنوان یک امر فرعی و نامهم و نامرتبط به امامت معنوی و امامت سیاسی تفسیر و فهم شده، و اینکه علامهٔ امینی می‌گوید صد و خورده‌ای از علمای اسلام (اهل تسنن)، این روایت را نقل کرده‌اند، دلیلی بر تصدیق تفسیر شیعی از آن نیست؛ ورنه حداقل چند تن از این صد و چند تن باید شیعه می‌شدند که نشدند.

(ادامه دارد)



🌾@Naqdagin
نقدآگین
@Naqdagin – آخوندیسم: بیست و یکم
آخوندیسم: بیست و دوم
@Naqdagin
#بشنوید

🎧#آخوندیسم: ریشه‌های مداخلات صنف آخوند در جامعهٔ انسانی؛ جلسهٔ بیست و دوم

🎤 استاد #محمد_رضوانی

🔻حلاج و عدم ظهور فرق جدی‌ میان شیعیان و اهل اسلام

🔻ردیابی بازی مهدویت-رجعت از مرگ محمد تا تک‌تک امامان فرق #اهل_غلو

🔻فرقهٔ عمرویه و طرح ايدۀ «معصومیت و ولایت باطنی امامان»، فرقهٔ مخمسه و طرح ایدهٔ «نصب الاهی»، و ساخت اقتباس‌گرایانهٔ فرقهٔ شیعهٔ اثنا عشری در زمان #آل_بویه

🔻فضای آزاد خوارج متعصب را هم از اسلام بعنوان دین برتر برمی‌گرداند.

🔻زیارت‌عاشورای لعن‌محور به فرقهٔ لاعنه که از قرن یک وجود داشتند، برمی‌گردد که بالاترین ثواب را لعن می‌دانستند. سنت لعن مخالف، اول از همه توسط #علی آغاز می‌شود و بعد معاویه از او وام‌گیری می‌کند و در کل امت اسلام شیوع می‌یابد. عمر بن عبدالعزیز، دو کار مهم کرد؛ یکی برداشتن لعن (با بنیانگذاری علی)، و دیگری برداشتن جزیه‌گیری. لعن، به پیامبر هم برمی‌گردد که برخی مخالفینش را لعن می‌کرد.

🔻پسر زینب (خواهر #حسین_بن_علی) و شوهرش (پسر جعفر طیار، برادر علی) چه نامی دارد؟ #معاویه. کنیهٔ امام سجاد ابوبکر بود و...

🔻شاهچراغ انکار کنندهٔ امامت جواد بچه‌سال

#نقد_ادعیه

🌾@Naqdagin
قصهٔ عاشورا - جلسه ۱
@Naqdagin
🎧 امویان بر ترازو؛ قصهٔ عاشورا

🎙استاد #محمد_رضوانی

✂️ برش‌هایی از كنفرانس را (اينجا) بخوانيد.


#نقد_شیعه #بازاندیشی #معاویه #یزید #حسین_بن_علی #علی



🌾@Naqdagin | لذات فلسفه
📘زیارت قبور، از سنت تا مدرنیته

✍🏻 دکتر #یوسف_منصورزاده (باستان‌شناس)

1️⃣ زیارت، سنت جوامع توسعه‌نیافته
زیارت امروزه در جوامع توسعه نیافته صورت می‌گیرد و پدیده‌ای سنتی است که با عواطف و احساسات همراه است.

2️⃣ نبودن زیارت قبور در صدر اسلام
در صدر اسلام چیزی به نام زیارت دیده نشده و به جای زیارت حج آمده که آئینی است برای بجا آوردن اعمال و تکرار نمادین اعمالی که الگویی است برای زندگی معنوی بهتر.

3️⃣ نبودن زیارت قبور در ایران باستان
در ایران باستان نیز زیارت قبور به هیچ وجه وجود نداشت؛ چون قبری وجود نداشت. در ایران دورۀ ساسانی نیز وجود نداشت.

4️⃣ خاستگاه تاریخی زیارت قبور
شواهد تاریخی نشان می‌دهد که زیارت و مقبره‌سازی از مسیحیت وارد ایران شده‌است و مسیحیان قرون وسطی زیارت قبور قدیسین مسیحی و تضرع به عیسی و مریم و قدیسین را بیشتر مد نظر داشتند و بقول ویل دورانت:
دیرها و صومعه‌ها کار را به جایی رسانده‌بودند که اجساد قدیسان را قطعه‌قطعه می‌کردند تا چندین محل را به زیارتگاه تبدیل کنند تا چندین محل از عنایات عالیه و قدرت آنها برخوردار باشند.


🔻به گفته ویل دورانت:
در پایان قرن سیزدهم این قبیل مراکز زیارت مسیحیان به حدود ده هزار بالغ می‌شد. دلاورترین زائرین عزم سفر فلسطین می‌کردند و گاهی پیاده یا با تنپوشی که فقط یک پیراهن بود، معمولا با صلیب، عصا، و کیسه‌ای که جملگی را کشیشی بخشیده بود، به راه می‌افتادند.

در سال ۱۰۵۴، اسقف کامبره، سالارِ کاروانی بود مرکب از ۳ هزار نفر زوار اورشلیم و در سال ۱۰۶۴، دو اسقف دیگر به‌اتفاق ۱۰ هزار نفر مسیحی که به‌دنبال ایشان روان بودند، به عزم اورشلیم حرکت کردند.۳ هزار نفر از آنان بین راه به هلاکت رسیدند و فقط ۲ هزار نفر از آنان به زاد و بوم خود به سلامت رسیدند.

جماعت دیگری از زائرین برای زیارت استخوان‌هایی که به گفتۀ مشهور از آن یعقوب حواری در " کومپوستلا" واقع در اسپانیا بود، از کوهای پیرنه عبور کردند یا از اقیانوس اطلس جان خویش را به خطر انداختند.

در انگلستان و فرانسه از این‌گونه زیارتگاه‌ها فراوان ساخته شد، ولی تمام جاده‌های عالم مسیحیت، زائران را به شهر رم رهبری می‌کردند تا در آنجا به زیارت مرقد دو حواری عیسی، پطرس و بولس، نایل آیند.


🔺این فرهنگ که در اواسط قرون وسطای مسیحی اوج گرفته‌بود، در پایان قرون وسطی به پایان خود نزدیک شد.

5️⃣ زیارت‌گاه‌ها، از خدمت به خدا تا خدمت به انسان
در قرن پانزدهم رنسانس از راه رسید و ار رم که پیش از آن مرکز زیارتگاه‌ها بود، آغاز گردید و در سراسر اروپا گسترش یافت. پروتستانیزم و اومانیزم در موازات هم رنسانس را پیش بردند. پروتستانیزم با اصلاح دینی، دین را از آسمان به زمین آورد و دینی که مردم را به خدمت خویش گرفته‌بود، در خدمت انسان قرار گرفت و نهضت اومانیسم نیز انسان را هدف قرار داد و به‌جای پرستش قدیسان، انسان را مورد توجه قرار داد.

6️⃣ زیارت‌گاه‌ها، از معابد پرستش به موزه‌های آثار باستانی
در عصر رنسانس، هر آنچه که انسان در هر عصر و در هر مصری و در هر سرزمینی و در هر نژاد و دینی اثری آفریده‌بود، مقدس دانسته شد و آثار هنری گردآوری گردید و معبد دیگری برای انسان ساخته شد و آن را موزه نامیدند.

🍂 موزه‌ها زیارت‌گاه واقعی مردم شدند و در این زیارتگاه‌ها، آثار انسان، تجربیاتش و همه دستاوردهایش مورد توجه قرار می‌گیرد. دیگر، زائران صومعه‌ها را رها کردند و به دیدنِ کلیساهایی و مساجد و معابدی شتافتند؛ نه برای بخشش گناهانشان، که برای تجلیل از هنرمندانی که با چنان عشقی این چنین آثار شکوهمندی را خلق کرده‌اند.

🍂 امروزه در جوامع توسعه‌یافته، بیشترین بازدیدکننده‌ها از موزه‌ها و آثار تاریخی و هنری هستند و حتی در مشرق‌زمین نیز تأثیرش را گذاشته‌است.

🍂 در هند هر روز جمعیت انبوهی کیلومتری، در ورودیِ تاج محل صف می‌کشند تا از این شاهکار هنری بازدید نمایند که زمانی زیارتگاه مسلمانان هند بود. در ایران معبد چغازنبیل، تخت جمشید و دیگر آثاری که به ثبت جهانی رسیده‌اند، محل بازدید جهان‌گردان شده‌اند و گردشگری امروز به یک فرهنگی تبدیل شده‌است که به‌جای فرهنگ سنتی زیارت نشسته است، زیارت آثار انسانی به جای زیارت قدیسان.


🗄پست مرتبط
📺 بدعت در دین و تقلید صفویه از مسیحیت
📺 تاریخچۀ شکل‌گیری اجزای عزاداری محرم
📺 بدعت عزاداری
📕تبارشناسی عزاداری توسط دکتر علی شریعتی
📻 نقد سوگواری و عزاداری توسط فلاسفۀ یونان

.


#نقد_شیعه #نقد_ادیان #نقد_فرهنگ #ایران #نقد_مسیحیت #زیارت_قبور #اربعین #پیاده‌روی_اربعین #نجف #کاظمین #کربلا #حسین_بن_علی #امام_حسین #امام_رضا #مقبره #مرده‌پرستی #شرک #بدعت #ویل_دورانت #مسیحیت #مسیحی #مسیح #پولس #حواریون #آخوند_شیعه #روحانیت_شیعه #موزه #توسعه #گردشگری #توسعه‌یافته #قرون_وسطا #موزه‌گردی #هندوستان #خرافات_مذهبی #خرافات #روان‌نژندی



🌾 @Naqdagin | @dineaqlani