📚اندر حکایتِ سطحِ شعورِ آخوندی
✍️#علیرضاموثق
#یادداشت
#نقد_اسلام #نقد_قرآن #آخوندیسم
#طباطبایی #عبدالکریم_سروش
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍️#علیرضاموثق
#یادداشت
#نقد_اسلام #نقد_قرآن #آخوندیسم
#طباطبایی #عبدالکریم_سروش
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📚اندر حکایتِ سطحِ شعورِ آخوندی (۱/۲)
✍️#علیرضاموثق
🔘 #عبدالکریم_سروش:
بد نیست من اینجا قصهای را برای شما بگویم؛ چون واقعاً وجدان من را گزیده است. این قصه از آن جهت برای من مهم است که راویانش همه معتبرند. راویان قصه؛ آقایان سیدمحمد حسین تهرانی که صاحب کتابهای بسیار است در معادشناسی، امام شناسی و غیره و از شاگردان مرحوم علامه طباطبایی بوده است. علامه طباطبایی هم راوی دوم این قصه است که دیگر حاجت به تعریف و معرفی ندارد و نفر سوم هم مرحوم آقا سید علی قاضی که استاد علامه طباطبایی بوده و آقای #طباطبایی او را بسیار تحلیل و تمجید میکرد و میگفت من هرچه دارم از ایشان دارم. این سه نفر راویان این قصهاند. یعنی سند آن بسیار معتبر و محکم است. اصل قصه را هم آقای سید محمد حسین تهرانی در جلد سوم کتاب معاد شناسی صفحه-ی ۱۱۰ خودشان آوردهاند. در آنجا ایشان میگویند که آقای طباطبایی برای من نقل کرد که آقای سیدعلی قاضی برای او نقل کرده و گفته بود در نجف در همسایگی ما تعدادی ترکان عثمانی سنّی زندگی میکردهاند. خانمی از این خانواده-ی ترک سنی از دنیا رفت. او را در گورستان برای دفن بردند. دختر این خانم بسیار بسیار پریشان حال بود و به هیچوجه نمیگذاشت که او را از مادر جدا کنند. آنقدر گریه و زاری و تضرع کرد که بالاخره اطرافیان رضایت دادند که این دختر همان شب در قبر با مادرش بخوابد. او را شب در قبر با مادرش خواباندند و بهجای خاک روی قبر برگ و شاخههای درخت ریختند برای اینکه راه تنفسی باز باشد و رفتند و صبح فردا آمدند ببینند چه رخ داده است. دختر زنده از قبر بیرون آمد؛ اما با موهای سفید و پریشان حال. به او گفتند بر تو چه گذشت؟ گفت دیشب دو نفر آمدند به سراغ مادر من و مشغول پرسیدن شدند. از مادر من پرسیدند خدای تو کیست و مادر من جواب داد. آنها قبول کردند. گفتند پیغمبر تو کیست؟ مادر من جواب داد و آنها قبول کردند و آنگاه گفتند امام تو کیست؟ ناگهان نفر سومی که پشت سر این دو نفر ایستاده بود، آمد جلو گفت: ولی من امام او نیستم. گویا آن شخص حضرت علی بوده است. همین که گفت من امام او نیستم آن دو نفر ملائکه، گرزهای آتشین خود را بالا بردند و به سر و روی مادر من کوفتند و در اثر دیدن آن حادثه وحشتناک موهای من سفید شد.
آقای قاضی نقل کرده بود که بعد از آن واقعه تعداد زیادی از آن ترکان سنی، شیعه شدند. میخواهم اینجا بگویم که من واقعا به الهیات آقای طباطبایی، آقای تهرانی، آقای قاضی شکّ جدی کردم. من نمی فهمم اینها چه خدایی را میپرستیدند. «به عقلشان هم تردید جدی کردم» که چنین حادثهی سراپا خرافی را باور کردند.
من نمیدانم که خدایی که اینها میپرستیدند چه خداییست که منتظر است خانمی را که در زندگیش لابد مسلمان معتقدِ متشرعی بوده و دشمن اهل بیت هم نبوده، و علی را خلیفهی پیغمبر میدانسته، فقط مثل شیعیان قائل به امامت علی نبوده، در گوشه-ی قبر گیر بیاورند و آنگونه بمباران و گرزباران بکنند و هیچ عمل صالح دیگر او را به حساب نیاورند.
با خود میگفتم که پس آقای طباطبایی با آن همه فلسفهدانی یا سید علی قاضی، استاد ایشان که اهل عرفان بود، اهل عبادت بود، از او کرامات عجیب نقل میکنند، هم الهیاتِ سست و قبیلگی و انسانواری داشته اند. امیدوارم این گونه الهیّات تنقیح شود و حوزه-ی قم راهی به جلو بگشاید. ببینید که تعلقات فرقه ای با فیلسوف چه می کند چه جای نافیلسوفان. در حادثه-ی کرونا هم ما باید بار دیگر بپرسیم خدا درین میان کجاست و ما چه خدایی را میپرستیم؟
🔳 علیرضا موثق:
از سخنان دکتر سروش که در فوق آمد، گزاره-ی کلیدیِ مورد نظرم «شک ایشان به عقل سالم محمد حسین طباطبایی» است.
ظاهراً آنچه روشنفکران عمریست در خفا می گویند، بعضاً در حالِ علنی شدن است.
روشنفکران ما در انقلاب ۵۷، یک خطای استراتژیک و اساسی و نابخشودنی کردند؛ از یک مار (حکومت استبدادیِ غیر دینیِ محمدرضا پهلوی) به اژدهایی هفت-سر (آخوندها و اسلام و استبداد دینی) پناه بردند و دین و دنیای چند نسل را باهم سوزانیدند. بعد از انقلاب نیز با این قوم، نشستند و برخاستند و حشر و نشر کردند و به آنها《علامه و استاد》گفتند و در تهی کردنِ مفاهیمِ محترمی چون علامه و استاد و در «تجاوز به زبان» مشارکت نمودند.
سواد این جماعت چیست؟ آیا جز این است که شبیه به یک پیکان-وانتِ پوسیده و پنچر، یک مشت کتاب؛ آنهم منقولاتِ تاریخیِ نقد-ناشده و حدیث و روایت و آیه حمل می کنند؟
اما از سطح و جنسِ سواد و نامتفکر بودن و فلج شدنِ عقل شان به جهتِ تعبد و جزم و جمود که بگذریم؛ آیا جز این است که کثیری از خرافاتِ موجود، ریشه در خود قرآن دارد؟ دکتر سروش چگونه از یک طرف، آخوندها را به مطالعه-ی قرآن دعوت می کند و از طرف دیگر، خرافات و خرافه-گستری را نقد و مذمت می نماید؟
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍️#علیرضاموثق
🔘 #عبدالکریم_سروش:
بد نیست من اینجا قصهای را برای شما بگویم؛ چون واقعاً وجدان من را گزیده است. این قصه از آن جهت برای من مهم است که راویانش همه معتبرند. راویان قصه؛ آقایان سیدمحمد حسین تهرانی که صاحب کتابهای بسیار است در معادشناسی، امام شناسی و غیره و از شاگردان مرحوم علامه طباطبایی بوده است. علامه طباطبایی هم راوی دوم این قصه است که دیگر حاجت به تعریف و معرفی ندارد و نفر سوم هم مرحوم آقا سید علی قاضی که استاد علامه طباطبایی بوده و آقای #طباطبایی او را بسیار تحلیل و تمجید میکرد و میگفت من هرچه دارم از ایشان دارم. این سه نفر راویان این قصهاند. یعنی سند آن بسیار معتبر و محکم است. اصل قصه را هم آقای سید محمد حسین تهرانی در جلد سوم کتاب معاد شناسی صفحه-ی ۱۱۰ خودشان آوردهاند. در آنجا ایشان میگویند که آقای طباطبایی برای من نقل کرد که آقای سیدعلی قاضی برای او نقل کرده و گفته بود در نجف در همسایگی ما تعدادی ترکان عثمانی سنّی زندگی میکردهاند. خانمی از این خانواده-ی ترک سنی از دنیا رفت. او را در گورستان برای دفن بردند. دختر این خانم بسیار بسیار پریشان حال بود و به هیچوجه نمیگذاشت که او را از مادر جدا کنند. آنقدر گریه و زاری و تضرع کرد که بالاخره اطرافیان رضایت دادند که این دختر همان شب در قبر با مادرش بخوابد. او را شب در قبر با مادرش خواباندند و بهجای خاک روی قبر برگ و شاخههای درخت ریختند برای اینکه راه تنفسی باز باشد و رفتند و صبح فردا آمدند ببینند چه رخ داده است. دختر زنده از قبر بیرون آمد؛ اما با موهای سفید و پریشان حال. به او گفتند بر تو چه گذشت؟ گفت دیشب دو نفر آمدند به سراغ مادر من و مشغول پرسیدن شدند. از مادر من پرسیدند خدای تو کیست و مادر من جواب داد. آنها قبول کردند. گفتند پیغمبر تو کیست؟ مادر من جواب داد و آنها قبول کردند و آنگاه گفتند امام تو کیست؟ ناگهان نفر سومی که پشت سر این دو نفر ایستاده بود، آمد جلو گفت: ولی من امام او نیستم. گویا آن شخص حضرت علی بوده است. همین که گفت من امام او نیستم آن دو نفر ملائکه، گرزهای آتشین خود را بالا بردند و به سر و روی مادر من کوفتند و در اثر دیدن آن حادثه وحشتناک موهای من سفید شد.
آقای قاضی نقل کرده بود که بعد از آن واقعه تعداد زیادی از آن ترکان سنی، شیعه شدند. میخواهم اینجا بگویم که من واقعا به الهیات آقای طباطبایی، آقای تهرانی، آقای قاضی شکّ جدی کردم. من نمی فهمم اینها چه خدایی را میپرستیدند. «به عقلشان هم تردید جدی کردم» که چنین حادثهی سراپا خرافی را باور کردند.
من نمیدانم که خدایی که اینها میپرستیدند چه خداییست که منتظر است خانمی را که در زندگیش لابد مسلمان معتقدِ متشرعی بوده و دشمن اهل بیت هم نبوده، و علی را خلیفهی پیغمبر میدانسته، فقط مثل شیعیان قائل به امامت علی نبوده، در گوشه-ی قبر گیر بیاورند و آنگونه بمباران و گرزباران بکنند و هیچ عمل صالح دیگر او را به حساب نیاورند.
با خود میگفتم که پس آقای طباطبایی با آن همه فلسفهدانی یا سید علی قاضی، استاد ایشان که اهل عرفان بود، اهل عبادت بود، از او کرامات عجیب نقل میکنند، هم الهیاتِ سست و قبیلگی و انسانواری داشته اند. امیدوارم این گونه الهیّات تنقیح شود و حوزه-ی قم راهی به جلو بگشاید. ببینید که تعلقات فرقه ای با فیلسوف چه می کند چه جای نافیلسوفان. در حادثه-ی کرونا هم ما باید بار دیگر بپرسیم خدا درین میان کجاست و ما چه خدایی را میپرستیم؟
🔳 علیرضا موثق:
از سخنان دکتر سروش که در فوق آمد، گزاره-ی کلیدیِ مورد نظرم «شک ایشان به عقل سالم محمد حسین طباطبایی» است.
ظاهراً آنچه روشنفکران عمریست در خفا می گویند، بعضاً در حالِ علنی شدن است.
روشنفکران ما در انقلاب ۵۷، یک خطای استراتژیک و اساسی و نابخشودنی کردند؛ از یک مار (حکومت استبدادیِ غیر دینیِ محمدرضا پهلوی) به اژدهایی هفت-سر (آخوندها و اسلام و استبداد دینی) پناه بردند و دین و دنیای چند نسل را باهم سوزانیدند. بعد از انقلاب نیز با این قوم، نشستند و برخاستند و حشر و نشر کردند و به آنها《علامه و استاد》گفتند و در تهی کردنِ مفاهیمِ محترمی چون علامه و استاد و در «تجاوز به زبان» مشارکت نمودند.
سواد این جماعت چیست؟ آیا جز این است که شبیه به یک پیکان-وانتِ پوسیده و پنچر، یک مشت کتاب؛ آنهم منقولاتِ تاریخیِ نقد-ناشده و حدیث و روایت و آیه حمل می کنند؟
اما از سطح و جنسِ سواد و نامتفکر بودن و فلج شدنِ عقل شان به جهتِ تعبد و جزم و جمود که بگذریم؛ آیا جز این است که کثیری از خرافاتِ موجود، ریشه در خود قرآن دارد؟ دکتر سروش چگونه از یک طرف، آخوندها را به مطالعه-ی قرآن دعوت می کند و از طرف دیگر، خرافات و خرافه-گستری را نقد و مذمت می نماید؟
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📚اندر حکایتِ سطحِ شعورِ آخوندی
✍️#علیرضاموثق
#یادداشت
#نقد_اسلام #نقد_قرآن #آخوندیسم
#طباطبایی #عبدالکریم_سروش
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍️#علیرضاموثق
#یادداشت
#نقد_اسلام #نقد_قرآن #آخوندیسم
#طباطبایی #عبدالکریم_سروش
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📚اندر حکایتِ سطحِ شعورِ آخوندی (۲/۲)
✍️#علیرضاموثق
آیا خلقت جن از آتش و دیو و شیطان و سحر و جادو و افسون و ملک سلیمان و هاروت و ماروت و ۱۹ عدد بودن دربان های جهنم و امثالهم در قرآن مندرج نیست؟
مگر به دلالتِ آیه-ی ۲۱۷ از سوره-ی بقره و نیز آیات دیگر؛ مرتد (ولو عالِم و اخلاقی و مومن به تصوری از خدا) به جهنم نمی رود و تمام اعمالِ نیک اش ضایع و باطل نمی شود؟ چرا باید از آخوندهایی که در نقل قول دکتر سروش، تمام اَعمالِ آن زن را به باد رفته دیده اند و از خدایی که می پرستند، تعجب کرد؟
چرا به گونه ای سخن گفته می شود که گویا تقصیرِ این قضایا تماماً گردنِ آخوندهاست و قرآن و شخصِ محمد بن عبدالله، هیچ سهم و نقشی ندارند؟ چطور کسی که قرآن را سخنِ انحصاری و ویژه-ی الله می داند و تهدیدهای الله در خصوص جهنم را می بیند، جرات می کند با تفکرِ انتقادی و استدلالی، به نقد آموزه ها و خرافات و احکام اسلام بپردازد؟
◾️باری! حقیقت امر این است که آخوندها؛ از صدر تا ذیل شان، قشری ترین و به لحاظ عقلی و عاطفی و اخلاقی، عقب-مانده ترین لایه-ی اجتماعی بوده و هستند.
برای اثبات این مدعا، علاوه بر ماجرایِ نقل شده از دکتر سروش در فوق، می توان به این واقعیت استناد کرد که حتی در قرن ۲۱ از لغو مجازات های عصر حجر-حجازیِ اسلام (سنگسار و قطع دست و پا و شلاق و قصاص و به صلیب کشیدن) و یا از لغو جواز ازدواج دختربچه ها عاجزند و این امور را سخنان و احکامِ فرا-تاریخی الله می دانند و یا به سهولت چشم شان را بر مرگ حدود ۶۰۰ انسانِ گوشت و پوست و خون-دار و کور و دیالیزی و مسموم شدنِ حدود ۳۰۰۰ نفر بر اثر مصرف الکل تقلبی؛ تنها ظرفِ چند هفته (یعنی امری که احکام اسلام و حکومت اسلامی از باب زیر-زمینی کردن اش و باز تر شدن دست قاچاقچی در آن شریک است) بستند.
حقیقتاً این قوم شبیه به زامبیند و مآلاً حفظ یک مشت گزارهی عرفی و تاریخی و خطاناک و خرافی برایشان از حفظ جان و مال و آبروی انسان های واقعی و انضمامی و زنده مهم تر است؛ الله، عقل و عاطفه و وجدان و روح شان را در فرآیندِ «بردهسازی» مسخ کرده و ستانده است؛ گویا در این وقایع، یک مشت سوسک می میرند و نفله می شوند. تازه فعلاً فرضِ خوشبینانه در میان است (یعنی توزیع الکل تقلبی توسطِ قاچاقچی) و نه دخالتِ عامدانه-ی سربازانِ گمنام یا آتش به اختیارِ امام زمان و الله.
به نظر می رسد که فی المجموع در انقلاب ۵۷ یک فاجعه-ی تاریخی خلق شد؛ زیرا این عقب-مانده های وجودی که بدون قدرتِ سیاسی نیز یک آفتِ بالفعلِ اجتماعی برای جهانِ جدید و برای بسطِ آزادی و حقوق بشر و عدالت و دموکراسی بودند، به ابزارِ قدرت سیاسی نیز مجهز شدند.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍️#علیرضاموثق
آیا خلقت جن از آتش و دیو و شیطان و سحر و جادو و افسون و ملک سلیمان و هاروت و ماروت و ۱۹ عدد بودن دربان های جهنم و امثالهم در قرآن مندرج نیست؟
مگر به دلالتِ آیه-ی ۲۱۷ از سوره-ی بقره و نیز آیات دیگر؛ مرتد (ولو عالِم و اخلاقی و مومن به تصوری از خدا) به جهنم نمی رود و تمام اعمالِ نیک اش ضایع و باطل نمی شود؟ چرا باید از آخوندهایی که در نقل قول دکتر سروش، تمام اَعمالِ آن زن را به باد رفته دیده اند و از خدایی که می پرستند، تعجب کرد؟
چرا به گونه ای سخن گفته می شود که گویا تقصیرِ این قضایا تماماً گردنِ آخوندهاست و قرآن و شخصِ محمد بن عبدالله، هیچ سهم و نقشی ندارند؟ چطور کسی که قرآن را سخنِ انحصاری و ویژه-ی الله می داند و تهدیدهای الله در خصوص جهنم را می بیند، جرات می کند با تفکرِ انتقادی و استدلالی، به نقد آموزه ها و خرافات و احکام اسلام بپردازد؟
◾️باری! حقیقت امر این است که آخوندها؛ از صدر تا ذیل شان، قشری ترین و به لحاظ عقلی و عاطفی و اخلاقی، عقب-مانده ترین لایه-ی اجتماعی بوده و هستند.
برای اثبات این مدعا، علاوه بر ماجرایِ نقل شده از دکتر سروش در فوق، می توان به این واقعیت استناد کرد که حتی در قرن ۲۱ از لغو مجازات های عصر حجر-حجازیِ اسلام (سنگسار و قطع دست و پا و شلاق و قصاص و به صلیب کشیدن) و یا از لغو جواز ازدواج دختربچه ها عاجزند و این امور را سخنان و احکامِ فرا-تاریخی الله می دانند و یا به سهولت چشم شان را بر مرگ حدود ۶۰۰ انسانِ گوشت و پوست و خون-دار و کور و دیالیزی و مسموم شدنِ حدود ۳۰۰۰ نفر بر اثر مصرف الکل تقلبی؛ تنها ظرفِ چند هفته (یعنی امری که احکام اسلام و حکومت اسلامی از باب زیر-زمینی کردن اش و باز تر شدن دست قاچاقچی در آن شریک است) بستند.
حقیقتاً این قوم شبیه به زامبیند و مآلاً حفظ یک مشت گزارهی عرفی و تاریخی و خطاناک و خرافی برایشان از حفظ جان و مال و آبروی انسان های واقعی و انضمامی و زنده مهم تر است؛ الله، عقل و عاطفه و وجدان و روح شان را در فرآیندِ «بردهسازی» مسخ کرده و ستانده است؛ گویا در این وقایع، یک مشت سوسک می میرند و نفله می شوند. تازه فعلاً فرضِ خوشبینانه در میان است (یعنی توزیع الکل تقلبی توسطِ قاچاقچی) و نه دخالتِ عامدانه-ی سربازانِ گمنام یا آتش به اختیارِ امام زمان و الله.
به نظر می رسد که فی المجموع در انقلاب ۵۷ یک فاجعه-ی تاریخی خلق شد؛ زیرا این عقب-مانده های وجودی که بدون قدرتِ سیاسی نیز یک آفتِ بالفعلِ اجتماعی برای جهانِ جدید و برای بسطِ آزادی و حقوق بشر و عدالت و دموکراسی بودند، به ابزارِ قدرت سیاسی نیز مجهز شدند.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📚اندر حکایتِ سطحِ شعورِ آخوندی
✍️#علیرضاموثق
#یادداشت
#نقد_اسلام #نقد_قرآن #آخوندیسم
#طباطبایی #عبدالکریم_سروش
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍️#علیرضاموثق
#یادداشت
#نقد_اسلام #نقد_قرآن #آخوندیسم
#طباطبایی #عبدالکریم_سروش
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📕کدام اسلام اصیل؟
(سخنی با آقای امیرحسین ترکاشوند)
✍️#علیرضاموثق
#یادداشت
#نقد_اسلام #نقد_قرآن
#طباطبایی #امیرحسین_ترکاشوند
➖➖➖
🌾@Naqdagin
(سخنی با آقای امیرحسین ترکاشوند)
✍️#علیرضاموثق
#یادداشت
#نقد_اسلام #نقد_قرآن
#طباطبایی #امیرحسین_ترکاشوند
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📕کدام اسلام اصیل؟
(سخنی با آقای #امیرحسین_ترکاشوند)
✍️#علیرضاموثق
t.me/Naqdagin/131
پیش از این به ملخخوریِ تعبدیِ آخوند محمد حسین #طباطبایی (اینجا) اشاره کردهام (البته ملخ خوردن اشکالی ندارد؛ بلکه چون سفیهان به نحو تعبدی و بردهصفتانه چنین کردن اشکال دارد) و نیز به قصهی نقل شده توسط آخوند طباطبایی پرداختهام (اینجا)؛ به قصهای که مستند به یک رؤیاست و وفقِ شواهد و اوضاع و احوالِ حاکم بر قضیه، ظاهراً آخوند طباطبایی معتقد است مسلمانانِ سنی مذهب، به خاطر اینکه شیعهی علی بن ابی طالب نیستند، شب اول قبر توسط فرشتگان با گرز آتشین شکنجه و مجازات میشوند و مآلاً این پرسش را مطرح کردهام که به چه مجوزی چنین اشخاصی فیلسوف و علامه و استاد و متفکر نامیده میشوند؟ چرا مفاهیمِ محترم را مبتذل میکنید؟ آیا این موجودات مصداق پیکانوانتی نیستند که یک عمر کتاب حمل کردهاند؟ این چه نوع شرف و شعور و وجدان و قدرتِ تفکری ست که در اواخر قرن بیستم، تصورش از «خداوند و اخلاق و فضیلت و عدالت و معنویت و حقیقت و انسانیت» به اینجا میرسد؟
◾️اینک آقای ترکاشوند مستندات دیگری برای احراز سطح شعور آخوند طباطبایی ارائه کردهاست که البته بر اهل نظر پوشیدهنبود. اینکه نامسلمانان، مشتی حیوان بیش نیستند و باید وفق آموزههای قرآن، تمام جهان و بلاد کفر را اِشغال کرد و کاخ سفید را به حسینیه و زینبیه بدل ساخت (اینجا و اینجا).
منتها نکتهی مهم و قابل انتقاد این است که آقای ترکاشوند در این میان چنان سخن میگوید که گویا اسلام اصیل چیز دیگری ست و آخوند طباطبایی از آن عدول کردهاست(!) خیر! این سخن یا خطاست و یا دروغ و مالهکشی ست (اگر از روی علم و عمد باشد).
اسلام دقیقاً همین داعش است و همین است که آخوند طباطبایی میگوید. کافران مثل سگ نجس هستند و باید با مثلث سرکوب (یا جزیه و باج سبیل یا شمشیر و مرگ یا اسلام و خراج به خلیفه)، تحقیر و منکوب شوند و در انتها نیز مثل سگ در جهنمی آشویتسی شکنجه میشوند. مرتد، ولو اگر انسانی عالم و مؤمن به تصوری از خدا و اخلاقی باشد، تا ابد به جهنم میرود و تمام اعمال نیکش ضایع میشود و حقوق کافران با مسلمانان برابر نیست و...
اسلام اساساً یک ایدئولوژیِ تمامیتخواه و سلطهگر و انحصارطلب و دچار احساس حقیقتیافتگی و استغناء و برتری و برگزیدگی برای بسط قدرت است و الله به وضوح، یک سلطان مستبد و توتالیتر و مذکر است و در این خصوص مفصل استدلال کردهام و شواهد درونمتنیش را آوردهام.
اسلام برخاسته از یک کانتکستِ قبیلهای و بدوی و اسطورهای و خرافی و ماقبلِ مدرن است و مشحون است از عرفیات و تاریخیات و اقتضائات محیطی و فرهنگی و بشری و خطاناک. اسلام تکوین یافته در محیطی است که در آن، بردهداری و سنت ثار و مردسالاری و دیگریستیزی و مرتدکشی و تکفیر با عقل و عدل زمانه تعارض نداشتهاست.
در زیستجهانِ محمد بن عبدالله توقع لیبرالدموکراسی و صدور اعلامیهی حقوق بشر نمیتوان داشت. اسلامِ اصیلتان همین است که طی ۱۴۰۰ سال توسط متخصصین اسلام بیان شده و تحقق تاریخی یافتهاست و اکنون در داعش میبینیم و مستند است به شواهد درونمتنی در قرآن و سنت نبوی.
گناه آخوند طباطبایی چیست؟ این است که واقعیات اسلام را نشان دادهاست؟ اسلام هیچگاه در وهلهی نخست و به شکل اصیل، دغدغهی ایمان و معنویت و اخلاق نداشته و تمام وجودش، ارادهی قدرت است (فقه و اخلاقش نیز قبیلهای و دیگریستیز است و جهانشمول نیست و تبعیضِ ساختاری دارد؛ یعنی برای مثال غیبت و تهمت نسبت به کفار و دیگریها حکمش فرق دارد). مگر در عصر سنت در کل جهان، چند ملحد و ماتریالیست وجود داشتهاند تا محمد بن عبدالله بخواهد مؤمنشان کند؟ بتپرستها نیز بر خلافِ دروغ رایج، سنگ و چوب نمیپرستیدند و بتها نماد نیروهای ماورائی بودهاند.
۸ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖
🌾@Naqdagin
(سخنی با آقای #امیرحسین_ترکاشوند)
✍️#علیرضاموثق
t.me/Naqdagin/131
پیش از این به ملخخوریِ تعبدیِ آخوند محمد حسین #طباطبایی (اینجا) اشاره کردهام (البته ملخ خوردن اشکالی ندارد؛ بلکه چون سفیهان به نحو تعبدی و بردهصفتانه چنین کردن اشکال دارد) و نیز به قصهی نقل شده توسط آخوند طباطبایی پرداختهام (اینجا)؛ به قصهای که مستند به یک رؤیاست و وفقِ شواهد و اوضاع و احوالِ حاکم بر قضیه، ظاهراً آخوند طباطبایی معتقد است مسلمانانِ سنی مذهب، به خاطر اینکه شیعهی علی بن ابی طالب نیستند، شب اول قبر توسط فرشتگان با گرز آتشین شکنجه و مجازات میشوند و مآلاً این پرسش را مطرح کردهام که به چه مجوزی چنین اشخاصی فیلسوف و علامه و استاد و متفکر نامیده میشوند؟ چرا مفاهیمِ محترم را مبتذل میکنید؟ آیا این موجودات مصداق پیکانوانتی نیستند که یک عمر کتاب حمل کردهاند؟ این چه نوع شرف و شعور و وجدان و قدرتِ تفکری ست که در اواخر قرن بیستم، تصورش از «خداوند و اخلاق و فضیلت و عدالت و معنویت و حقیقت و انسانیت» به اینجا میرسد؟
◾️اینک آقای ترکاشوند مستندات دیگری برای احراز سطح شعور آخوند طباطبایی ارائه کردهاست که البته بر اهل نظر پوشیدهنبود. اینکه نامسلمانان، مشتی حیوان بیش نیستند و باید وفق آموزههای قرآن، تمام جهان و بلاد کفر را اِشغال کرد و کاخ سفید را به حسینیه و زینبیه بدل ساخت (اینجا و اینجا).
منتها نکتهی مهم و قابل انتقاد این است که آقای ترکاشوند در این میان چنان سخن میگوید که گویا اسلام اصیل چیز دیگری ست و آخوند طباطبایی از آن عدول کردهاست(!) خیر! این سخن یا خطاست و یا دروغ و مالهکشی ست (اگر از روی علم و عمد باشد).
اسلام دقیقاً همین داعش است و همین است که آخوند طباطبایی میگوید. کافران مثل سگ نجس هستند و باید با مثلث سرکوب (یا جزیه و باج سبیل یا شمشیر و مرگ یا اسلام و خراج به خلیفه)، تحقیر و منکوب شوند و در انتها نیز مثل سگ در جهنمی آشویتسی شکنجه میشوند. مرتد، ولو اگر انسانی عالم و مؤمن به تصوری از خدا و اخلاقی باشد، تا ابد به جهنم میرود و تمام اعمال نیکش ضایع میشود و حقوق کافران با مسلمانان برابر نیست و...
اسلام اساساً یک ایدئولوژیِ تمامیتخواه و سلطهگر و انحصارطلب و دچار احساس حقیقتیافتگی و استغناء و برتری و برگزیدگی برای بسط قدرت است و الله به وضوح، یک سلطان مستبد و توتالیتر و مذکر است و در این خصوص مفصل استدلال کردهام و شواهد درونمتنیش را آوردهام.
اسلام برخاسته از یک کانتکستِ قبیلهای و بدوی و اسطورهای و خرافی و ماقبلِ مدرن است و مشحون است از عرفیات و تاریخیات و اقتضائات محیطی و فرهنگی و بشری و خطاناک. اسلام تکوین یافته در محیطی است که در آن، بردهداری و سنت ثار و مردسالاری و دیگریستیزی و مرتدکشی و تکفیر با عقل و عدل زمانه تعارض نداشتهاست.
در زیستجهانِ محمد بن عبدالله توقع لیبرالدموکراسی و صدور اعلامیهی حقوق بشر نمیتوان داشت. اسلامِ اصیلتان همین است که طی ۱۴۰۰ سال توسط متخصصین اسلام بیان شده و تحقق تاریخی یافتهاست و اکنون در داعش میبینیم و مستند است به شواهد درونمتنی در قرآن و سنت نبوی.
گناه آخوند طباطبایی چیست؟ این است که واقعیات اسلام را نشان دادهاست؟ اسلام هیچگاه در وهلهی نخست و به شکل اصیل، دغدغهی ایمان و معنویت و اخلاق نداشته و تمام وجودش، ارادهی قدرت است (فقه و اخلاقش نیز قبیلهای و دیگریستیز است و جهانشمول نیست و تبعیضِ ساختاری دارد؛ یعنی برای مثال غیبت و تهمت نسبت به کفار و دیگریها حکمش فرق دارد). مگر در عصر سنت در کل جهان، چند ملحد و ماتریالیست وجود داشتهاند تا محمد بن عبدالله بخواهد مؤمنشان کند؟ بتپرستها نیز بر خلافِ دروغ رایج، سنگ و چوب نمیپرستیدند و بتها نماد نیروهای ماورائی بودهاند.
۸ آذر ۱۳۹۹
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📕کدام اسلام اصیل؟
(سخنی با آقای امیرحسین ترکاشوند)
✍️#علیرضاموثق
➖➖➖
🌾@Naqdagin
(سخنی با آقای امیرحسین ترکاشوند)
✍️#علیرضاموثق
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📕علامهی ملخخور و توجیه بردهداری (۱/۲)
1️⃣ آخوند محمد حسین #طباطبایی:
در اینجا سؤالى باقى مىماند و آن این است که چرا اسلام تملک مال را براى بردگان تشریع نکرد تا آنان نیز مانند آزادگان با دستمزد خود حوائج ضرورى خود را برطرف ساخته و سربار موالى نباشند؟ و چرا بردگى بردگان را موقت و محدود به اسلام نکرد تا در نتیجه هر بردهاى که مسلمان شود آزاد گردد و این لکهی ننگ، یعنى بردگى و محرومیت تا قیام قیامت در دامن او و اعقابش باقى نماند؟
▪️جواب این سؤال این است که اگر اسلام بردگى بردگان را محدود به اسلام نکرده و بعد از اسلام آوردن بردگان باز هم حکم به بقاى بردگى ایشان نموده و همچنین اگر عبد را مالک چیزى ندانسته و نیز فطرت بشرى هم اگر سلب آزادى از دشمنانِ محارب را تجویز نموده، همه براى این است که دشمن در داخل مملکت نتواند نقشههاى درونىِ خود را عملى سازد و قوه و قدرتى بر مقاومت و پایدارى در مبارزه و بهم زدن نظم اجتماع صالح و دینى حریف را نداشتهباشد؛ چون منشاء همه قدرتها مال و آزادى در عمل است، وقتى دشمن نه مالک عمل خود بود و نه مالک مزد عمل، قهراً هوس دشمنى و ستیزه با دشمن خود را هم نمىکند.
بله، اسلام تا اندازهاى اجازه تملک را به بردگان داد و البته این تملک تنها در جائى تجویز شده که تملیک از ناحیه مالک باشد، و در حقیقت مالکیت عبد یکى از شئون مالکیت مالک و در طول آن است و چنان نیست که در عرض مالک مستقل در تصرف باشد؛ اما اینکه چرا بردگى بردگان را محدود به اسلام آوردن آنان نکرد، جوابش این است که این تحدید با سیاست اسلام منافات داشت؛ چون اسلام براى حفظ اساس دین و ادارهی جامعهی دینى و بسط دادن تربیت دینى، حتى به همین کفار محاربى که منکوب عده و عدهاش شده اند سیاستهایى دارد که اگر به صرف اسلام آوردن بردگان حکم به آزادى آنان میکرد؛ آن سیاستها باطل میشد؛ زیرا بردگان که همان دشمنان راه یافته به داخل کشور اسلامیند مىتوانستند به ظاهر اسلام آورده و به این وسیله در داخل مملکت آزادانه علیه حکومت توطئه نموده و به طور خطرناکترى حمله کرده، افراد و توانائى از دست رفته خود را به دست آورند، و این تنها اسلام نیست که براى حفظ اساس دین چنین سیاستى را اتخاذ نموده؛ بلکه از همین عصر حاضر گرفته تا قدیمىترین ملتى که تاریخ سراغ مىدهد سنت جارى بین همه اقوام و ملل همین بوده که وقتى با دشمن روبرو مىشدند و از یکدیگر مىکشتند و سرانجام بر دشمن ظفر مىیافتند حق مشروع خود مىدانستند که شمشیر در میان آنان گذاشته آنقدر مىکشتند تا تسلیم بلا قید و شرط شوند، و تنها به این راضى نمىشدند که دشمن از قتال دست کشیده اسلحه خود را زمین بگذارد؛ بلکه وادارشان مىکردند به اینکه تسلیم امرشان شده نسبت به حکم شان مطیع و منقاد شوند، چه این حکم به نفع آنان باشد و چه بر ضررشان، چه بخواهند آنان را زنده گذاشته و اموالشان را محترم شمارند و چه بخواهند اموالشان را مصادره و خونهایشان را بریزند، و این را از سفاهت و نفهمى مىدانستند که قومى پس از آنکه بر دشمن خود غلبه نموده سیادت و سیطره خود را مقید به قیدى سازد که در نتیجه آن قید راه براى برگشتن دشمن و انتقام و خونخواهیش هموار شده سرانجام همه رشتههایش پنبه گشته و زحماتش هدر رود، چگونه ممکن است ملتى به خود اجازه چنین سفاهتى را بدهد؟ و حال آنکه در راه تحصیل این سیادت و حفظ استقلال مجتمع مقدس خود نفوسى از افراد خود را به کشتن و اموالى را به هدر داده؟ و آیا اگر با دادن خسارتهاى جانى و مالى چنین کارى کند به خود ظلم نکرده؟ و به آن خونهاى ریخته شده اهانت و نسبت به اموال و کوششهاى پیگیر خود اسراف ننموده؟
و اگر ملتى با دادن قربانیان و تحمل خسارتهاى مالى به دشمن خونخوار خود دست یافته و آنان را ذلیل و برده خود کرد آیا جا دارد کسى اعتراض کند که چرا خردسالان دشمن را برده خود کردهاى؟ و حال آنکه مردان با شما سر جنگ داشتند و خسارتهاى جانى و مالى شما همه از ناحیهی بزرگسالان دشمن بوده، گناه کودکان چه بود؟ با اینکه نه شمشیرى بدست گرفتهبودند و نه در معرکهاى حاضر شدهبودند؟
جوابش این است که خردسالانِ دشمن، قربانیان پدران خویشند.
منبع: ترجمۀ المیزان، ج ٦، ص ٥١٤-٥١٢.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
1️⃣ آخوند محمد حسین #طباطبایی:
در اینجا سؤالى باقى مىماند و آن این است که چرا اسلام تملک مال را براى بردگان تشریع نکرد تا آنان نیز مانند آزادگان با دستمزد خود حوائج ضرورى خود را برطرف ساخته و سربار موالى نباشند؟ و چرا بردگى بردگان را موقت و محدود به اسلام نکرد تا در نتیجه هر بردهاى که مسلمان شود آزاد گردد و این لکهی ننگ، یعنى بردگى و محرومیت تا قیام قیامت در دامن او و اعقابش باقى نماند؟
▪️جواب این سؤال این است که اگر اسلام بردگى بردگان را محدود به اسلام نکرده و بعد از اسلام آوردن بردگان باز هم حکم به بقاى بردگى ایشان نموده و همچنین اگر عبد را مالک چیزى ندانسته و نیز فطرت بشرى هم اگر سلب آزادى از دشمنانِ محارب را تجویز نموده، همه براى این است که دشمن در داخل مملکت نتواند نقشههاى درونىِ خود را عملى سازد و قوه و قدرتى بر مقاومت و پایدارى در مبارزه و بهم زدن نظم اجتماع صالح و دینى حریف را نداشتهباشد؛ چون منشاء همه قدرتها مال و آزادى در عمل است، وقتى دشمن نه مالک عمل خود بود و نه مالک مزد عمل، قهراً هوس دشمنى و ستیزه با دشمن خود را هم نمىکند.
بله، اسلام تا اندازهاى اجازه تملک را به بردگان داد و البته این تملک تنها در جائى تجویز شده که تملیک از ناحیه مالک باشد، و در حقیقت مالکیت عبد یکى از شئون مالکیت مالک و در طول آن است و چنان نیست که در عرض مالک مستقل در تصرف باشد؛ اما اینکه چرا بردگى بردگان را محدود به اسلام آوردن آنان نکرد، جوابش این است که این تحدید با سیاست اسلام منافات داشت؛ چون اسلام براى حفظ اساس دین و ادارهی جامعهی دینى و بسط دادن تربیت دینى، حتى به همین کفار محاربى که منکوب عده و عدهاش شده اند سیاستهایى دارد که اگر به صرف اسلام آوردن بردگان حکم به آزادى آنان میکرد؛ آن سیاستها باطل میشد؛ زیرا بردگان که همان دشمنان راه یافته به داخل کشور اسلامیند مىتوانستند به ظاهر اسلام آورده و به این وسیله در داخل مملکت آزادانه علیه حکومت توطئه نموده و به طور خطرناکترى حمله کرده، افراد و توانائى از دست رفته خود را به دست آورند، و این تنها اسلام نیست که براى حفظ اساس دین چنین سیاستى را اتخاذ نموده؛ بلکه از همین عصر حاضر گرفته تا قدیمىترین ملتى که تاریخ سراغ مىدهد سنت جارى بین همه اقوام و ملل همین بوده که وقتى با دشمن روبرو مىشدند و از یکدیگر مىکشتند و سرانجام بر دشمن ظفر مىیافتند حق مشروع خود مىدانستند که شمشیر در میان آنان گذاشته آنقدر مىکشتند تا تسلیم بلا قید و شرط شوند، و تنها به این راضى نمىشدند که دشمن از قتال دست کشیده اسلحه خود را زمین بگذارد؛ بلکه وادارشان مىکردند به اینکه تسلیم امرشان شده نسبت به حکم شان مطیع و منقاد شوند، چه این حکم به نفع آنان باشد و چه بر ضررشان، چه بخواهند آنان را زنده گذاشته و اموالشان را محترم شمارند و چه بخواهند اموالشان را مصادره و خونهایشان را بریزند، و این را از سفاهت و نفهمى مىدانستند که قومى پس از آنکه بر دشمن خود غلبه نموده سیادت و سیطره خود را مقید به قیدى سازد که در نتیجه آن قید راه براى برگشتن دشمن و انتقام و خونخواهیش هموار شده سرانجام همه رشتههایش پنبه گشته و زحماتش هدر رود، چگونه ممکن است ملتى به خود اجازه چنین سفاهتى را بدهد؟ و حال آنکه در راه تحصیل این سیادت و حفظ استقلال مجتمع مقدس خود نفوسى از افراد خود را به کشتن و اموالى را به هدر داده؟ و آیا اگر با دادن خسارتهاى جانى و مالى چنین کارى کند به خود ظلم نکرده؟ و به آن خونهاى ریخته شده اهانت و نسبت به اموال و کوششهاى پیگیر خود اسراف ننموده؟
و اگر ملتى با دادن قربانیان و تحمل خسارتهاى مالى به دشمن خونخوار خود دست یافته و آنان را ذلیل و برده خود کرد آیا جا دارد کسى اعتراض کند که چرا خردسالان دشمن را برده خود کردهاى؟ و حال آنکه مردان با شما سر جنگ داشتند و خسارتهاى جانى و مالى شما همه از ناحیهی بزرگسالان دشمن بوده، گناه کودکان چه بود؟ با اینکه نه شمشیرى بدست گرفتهبودند و نه در معرکهاى حاضر شدهبودند؟
جوابش این است که خردسالانِ دشمن، قربانیان پدران خویشند.
منبع: ترجمۀ المیزان، ج ٦، ص ٥١٤-٥١٢.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📕علامهی ملخخور و توجیه بردهداری
✍️نویسنده: #علیرضاموثق
#نقد_اسلام #نقد_قرآن
#طباطبایی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍️نویسنده: #علیرضاموثق
#نقد_اسلام #نقد_قرآن
#طباطبایی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📕اسلام رحمانی و پارادوکسِ آبغورهی فلزی
✍️#علیرضاموثق
۱) به نظرم برخی از سخنان، به اقتفای منطق موقعیت، علاوه بر خلاف واقع بودن، رنجآور نیز هستند. مدعیات خلاف واقع، همیشه رنجآور نیستند؛ برای مثال اینک اگر شخصی مدعی شود که آب در شرایط مورد نظر در ۱۲۰ درجهی سانتیگراد به نقطهی جوش میرسد، عموم انسانهای متعارف، نه تنها در ساحت عواطف دچار رنج نمیشوند؛ بلکه احتمالاً میخندند. در مقابل، اما اگر شخصی در هنگامِ تجاوز جنسی و خشن به یک کودک و در حالی که آن کودک از شدت جراحت و درد جسمی و رنج روانی، به احتضار دچار است، بگوید: «من در حال رحم و شفقت کردن؛ به جهتِ تربیت اخلاقی و رشد وجودیِ این کودک هستم»، قضیه فرق میکند. در چنین موقعیتی، ادعایِ شخصِ متجاوز، بر رنجِ مشاهدهی واقعیت توسط ناظرِ فرهیخته، یعنی مشاهدهی «درد و رنجِ کودکِ مورد نظر و آسیبهای جسمی و روانیِ وارد شده بر او» میافزاید.
۲) «دین» یک مفهوم کلی و مبهم است. در خصوص پارادوکسیکال بودنِ مفهومِ «روشنفکری دینی» ایرادات و انتقاداتی وارد شده است و روشنفکران دینی نیز پاسخهایی به منتقدین دادهاند. به نظرم اگر از امکان منطقی و نیز عملیِ جمعِ اسلام (قرآن و سنت نبوی)، به عنوانِ یک «مصداقِ مشخص از دین»، با «عقلانیت و عدالت در جهان جدید» پرسش شود، پاسخ خردپسندی وجود ندارد.
در عالم واقع نیز میبینیم، اشخاصی که خود را جزء نحلهی روشنفکران دینی میدانند، بر یک برساختهی جدید و در تعارض با اسلام (قرآن و سنت نبوی)، نام بی مسمایِ اسلام را حمل میکنند.
به عبارت دیگر، چهرهی خدا و روح و معاد و بهشت و جهنم و جهان و کیهان و فقه اسلام را تغییر میدهند و سپس، به باورها و آموزههایی متناقض با آنچه قرآن و سنت نبوی بیان داشته است، میگویند: «اسلام». صرفنظر از جنبهی تئوریک، در عالَم عمل نیز اگر یک انسان به آموزههای قرآن و سنت نبوی ملتزم باشد، نمیتواند به موجودی کمابیش غیر از یک داعشی بدل گردد.
به نظرم اسلامشناسیِ روح الله خمینی و محمد حسین طباطبایی و امثال ایشان، از یک حیث، در مقام قیاس با اسلامشناسیِ روشنفکران دینی، بسی بیشتر با واقعیاتِ در دسترس منطبق است. مرتضی مطهری، اسلامشناسیِ علی شریعتی را «اسلامسُرایی» مینامید.
گمان میکنم این وصف را میتوان به تمام روشنفکران دینی تعمیم داد. روح الله خمینی می گفت که محمد بن عبد الله وقتی کفارِ نجس را میکشت، در حالِ محبت کردن به آنها بود تا کمتر زندگی و گناه کنند و به تبعِ آن، کمتر در جهنم عذاب بکشند.
محمد حسین طباطبایی نیز میلیاردها نامسلمان را حیوان میدید و حقوقشان را وفق نصِ صریحِ اسلام با مسلمانان، نابرابر میدانست. بدین شکل، آنها واقعیاتِ مسلَّم و محرز دین اسلام را انکار نمیکردند و البته به نحو دیگری، به توجیهِ رحمة للعالمین بودنِ محمد بن عبدالله میپرداختند؛ یعنی همان کشتن کفار برای کمتر عذاب کشیدنِ آنها در جهنم.
روشنفکران دینی اما، یا واقعیات اسلام را انکار میکنند و یا ابتدا میپذیرند و در وهلهی بعد، با توسل به اصناف مغالطه، فرآوردهای که در تعارض با نصِ صریحِ اسلام است را یکی از اصنافِ اسلام مینامند.
۳) اعوجاجِ تئوریکِ روشنفکران دینی، البته از نسبتِ «اسلام و الزاماتِ مسلمانی» با «عقلانیت و عدالت در ظرفِ زمانه و زمینهی تاریخیِ ما» فراتر میرود و به نسبتِ «اسلام» با «رحم و شفقت» نیز سرایت میکند.
رحم و شفقت، مفاهیمی طیفیاند. در مکتب داعش و نیز در بین داعشیان میتوان مراتبی از رحم و شفقت را یافت؛ «خصوصاً نسبت به افراد قبیلهی خویش». منتها مناقشه این است که آیا سعهی وجودیِ محمد بن عبدالله (این عارف عامی و توتالیتر)، و مقتضیاتِ قرآن و سنت نبوی، و الزاماتِ نظری و نیز عملیِ مسلمانی، میتواند «بدون عدول از آموزههای مسلَّم اسلام»، رحم و شفقتی گاندیوار بیافریند؟ و آیا دامنهی شمولِ این رحم و شفقت، منطقاً میتواند «دیگریها» و «غیرخودیها» را نیز فرا بگیرد؟ و مآلاً یک کافر و مرتد و نامسلمان را نه چونان یک سگ نجس، بلکه به عنوانِ انسانی واجدِ حقوقی برابر با خویشتن ببیند و بعد، او را دوست بدارد و محترمش بپندارد؟
وگرنه، هیچ مناقشهای راجع به این مدعا وجود ندارد که حتی در چنگیزخان مغول و در مکتب و آیینش نیز حد و درجهای از رحم و شفقت وجود داشته است؛ خصوصاً نسبت به «غلامان و بردگانِ دربار سلطان».
۵ اسفند ۱۳۹۹
#یادداشت
#محمد_بن_عبدالله #حسین_بن_علی #طباطبایی #علی_شریعتی #مرتضا_مطهری #خمینی
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
✍️#علیرضاموثق
۱) به نظرم برخی از سخنان، به اقتفای منطق موقعیت، علاوه بر خلاف واقع بودن، رنجآور نیز هستند. مدعیات خلاف واقع، همیشه رنجآور نیستند؛ برای مثال اینک اگر شخصی مدعی شود که آب در شرایط مورد نظر در ۱۲۰ درجهی سانتیگراد به نقطهی جوش میرسد، عموم انسانهای متعارف، نه تنها در ساحت عواطف دچار رنج نمیشوند؛ بلکه احتمالاً میخندند. در مقابل، اما اگر شخصی در هنگامِ تجاوز جنسی و خشن به یک کودک و در حالی که آن کودک از شدت جراحت و درد جسمی و رنج روانی، به احتضار دچار است، بگوید: «من در حال رحم و شفقت کردن؛ به جهتِ تربیت اخلاقی و رشد وجودیِ این کودک هستم»، قضیه فرق میکند. در چنین موقعیتی، ادعایِ شخصِ متجاوز، بر رنجِ مشاهدهی واقعیت توسط ناظرِ فرهیخته، یعنی مشاهدهی «درد و رنجِ کودکِ مورد نظر و آسیبهای جسمی و روانیِ وارد شده بر او» میافزاید.
۲) «دین» یک مفهوم کلی و مبهم است. در خصوص پارادوکسیکال بودنِ مفهومِ «روشنفکری دینی» ایرادات و انتقاداتی وارد شده است و روشنفکران دینی نیز پاسخهایی به منتقدین دادهاند. به نظرم اگر از امکان منطقی و نیز عملیِ جمعِ اسلام (قرآن و سنت نبوی)، به عنوانِ یک «مصداقِ مشخص از دین»، با «عقلانیت و عدالت در جهان جدید» پرسش شود، پاسخ خردپسندی وجود ندارد.
در عالم واقع نیز میبینیم، اشخاصی که خود را جزء نحلهی روشنفکران دینی میدانند، بر یک برساختهی جدید و در تعارض با اسلام (قرآن و سنت نبوی)، نام بی مسمایِ اسلام را حمل میکنند.
به عبارت دیگر، چهرهی خدا و روح و معاد و بهشت و جهنم و جهان و کیهان و فقه اسلام را تغییر میدهند و سپس، به باورها و آموزههایی متناقض با آنچه قرآن و سنت نبوی بیان داشته است، میگویند: «اسلام». صرفنظر از جنبهی تئوریک، در عالَم عمل نیز اگر یک انسان به آموزههای قرآن و سنت نبوی ملتزم باشد، نمیتواند به موجودی کمابیش غیر از یک داعشی بدل گردد.
به نظرم اسلامشناسیِ روح الله خمینی و محمد حسین طباطبایی و امثال ایشان، از یک حیث، در مقام قیاس با اسلامشناسیِ روشنفکران دینی، بسی بیشتر با واقعیاتِ در دسترس منطبق است. مرتضی مطهری، اسلامشناسیِ علی شریعتی را «اسلامسُرایی» مینامید.
گمان میکنم این وصف را میتوان به تمام روشنفکران دینی تعمیم داد. روح الله خمینی می گفت که محمد بن عبد الله وقتی کفارِ نجس را میکشت، در حالِ محبت کردن به آنها بود تا کمتر زندگی و گناه کنند و به تبعِ آن، کمتر در جهنم عذاب بکشند.
محمد حسین طباطبایی نیز میلیاردها نامسلمان را حیوان میدید و حقوقشان را وفق نصِ صریحِ اسلام با مسلمانان، نابرابر میدانست. بدین شکل، آنها واقعیاتِ مسلَّم و محرز دین اسلام را انکار نمیکردند و البته به نحو دیگری، به توجیهِ رحمة للعالمین بودنِ محمد بن عبدالله میپرداختند؛ یعنی همان کشتن کفار برای کمتر عذاب کشیدنِ آنها در جهنم.
روشنفکران دینی اما، یا واقعیات اسلام را انکار میکنند و یا ابتدا میپذیرند و در وهلهی بعد، با توسل به اصناف مغالطه، فرآوردهای که در تعارض با نصِ صریحِ اسلام است را یکی از اصنافِ اسلام مینامند.
۳) اعوجاجِ تئوریکِ روشنفکران دینی، البته از نسبتِ «اسلام و الزاماتِ مسلمانی» با «عقلانیت و عدالت در ظرفِ زمانه و زمینهی تاریخیِ ما» فراتر میرود و به نسبتِ «اسلام» با «رحم و شفقت» نیز سرایت میکند.
رحم و شفقت، مفاهیمی طیفیاند. در مکتب داعش و نیز در بین داعشیان میتوان مراتبی از رحم و شفقت را یافت؛ «خصوصاً نسبت به افراد قبیلهی خویش». منتها مناقشه این است که آیا سعهی وجودیِ محمد بن عبدالله (این عارف عامی و توتالیتر)، و مقتضیاتِ قرآن و سنت نبوی، و الزاماتِ نظری و نیز عملیِ مسلمانی، میتواند «بدون عدول از آموزههای مسلَّم اسلام»، رحم و شفقتی گاندیوار بیافریند؟ و آیا دامنهی شمولِ این رحم و شفقت، منطقاً میتواند «دیگریها» و «غیرخودیها» را نیز فرا بگیرد؟ و مآلاً یک کافر و مرتد و نامسلمان را نه چونان یک سگ نجس، بلکه به عنوانِ انسانی واجدِ حقوقی برابر با خویشتن ببیند و بعد، او را دوست بدارد و محترمش بپندارد؟
وگرنه، هیچ مناقشهای راجع به این مدعا وجود ندارد که حتی در چنگیزخان مغول و در مکتب و آیینش نیز حد و درجهای از رحم و شفقت وجود داشته است؛ خصوصاً نسبت به «غلامان و بردگانِ دربار سلطان».
۵ اسفند ۱۳۹۹
#یادداشت
#محمد_بن_عبدالله #حسین_بن_علی #طباطبایی #علی_شریعتی #مرتضا_مطهری #خمینی
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📕اسلام رحمانی و پارادوکسِ آبغورهی فلزی
#علیرضاموثق
#یادداشت
#نقد_اسلام #روشنفکران_دینی #اسلام_رحمانی
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
#علیرضاموثق
#یادداشت
#نقد_اسلام #روشنفکران_دینی #اسلام_رحمانی
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
🔍 نقد و بررسی دعای عرفه
📌 قسمت اول: نقد تاریخی؛ دعای عرفه از «حسین ابن علی» در سدهی یکم هجری نمیتواند باشد؛ بلکه از در سدهی دوم هجری نوشته شدهاست.
✍️#زهیر_میرکریمی
(۲/۲)
🔻 اما حامد خانی (فرهنگ مهروش) با شمّ علمی و با استفاده از روشی روزآمد، دربارهی انتساب دعا به حسین ابن علی تردید میکند و نشان میدهد که اشتباهی تاریخی در میان است. پژوهشی که او با استفاده از روش تحلیل درونی و بیرونی متنِ این دعا منتشر کرد بسیاری از باورهای پیشین دربارهی این دعای پراهمیت را دگرگون ساخت. این پژوهش نمونهای قابلتوجّه از کاربرد روشهای متنپژوهانه برای بررسی اصالت و تاریخگذاری متون روایی و دعایی است. البته این روش در حوزههای بایبلپژوهی و قرآنپژوهی در مطالعات غربیان مسبوق به سابقه است، اما کاربست آن در متون روایی و دعایی اسلامی جریانی نوپدید است.
🔻 چکیدهی یافتههای فرهنگ مهروش عبارتند از:
🔅 ۱. معنای واژهی «عرفه» در عنوان این دعا —برخلاف نظرهایی که آن را همریشه با «معرفت» و به معنای «شناخت» میدانند— به معنای «اعتراف» است. در واقع "در تقویم آیینیِ کهن فرهنگ اسلامی روز عرفه «روز اعتراف» بوده" است.
🔅 ۲. بخش پایانیِ دعا یا «ذیل دعای عرفه» ساختار و سبکی کاملاً مستقل و متفاوت با بدنهی اصلی دعا دارد و تناسبی با سبک متون سدههای یکم و دوم هجری ندارد، بلکه مشابه متون صوفیانهی سدههای متأخرتر است.
🔅 ۳. غیر از «ذیل دعای عرفه» که جزئی از دعا نبوده است، در متن اصلی دعا نیز سه بخش مجزا قابل شناسایی است که هریک میتوانند یک دعای مستقل محسوب شوند. یعنی امکان دارد که دعای عرفه ترکیبی از چند دعای مستقل بوده باشد.
🔅 ۴. گوینده یا تنظیمکنندهی دعای عرفه نمیتواند امام سوم شیعیان، حسین ابن علی، در سدهی یکم هجری باشد.
🔅۵. راویانِ متأخرِ این دعا، کُنیِهی امام سوم شیعیان، یعنی «اباعبدالله»، را با کُنیِهی امام ششم شیعیان اشتباه کردهاند. در متون روایی، هم حسین ابن علی و هم جعفر ابن محمد مُکنّیٰ به «اباعبدالله» بودهاند.
🔅 ۶. راویانی که برای این دعا ذکر شدهاند، یعنی بِشْر و بَشیر، دو برادر از فرزندان «غالب اسدی»، که معاصر «اباعبداللّه الحسین» بودهاند، از لحاظ تاریخی نمیتوانستهاند که این دعا را از حسین ابن علی شنیده باشند و نقل کرده باشند.
🔅 ۷. راویان دعا به احتمال زیاد، دو برادر با نامهای عبداللّه و اسحاق، فرزندان «غالب اسدیِ» دیگری در تاریخ بودهاند که از قضا از نسل همان بِشْر و بشیر هستند. نامهای ایشان با نام پدرانشان خَلط شده است. این دو برادر از شاگردان، راویان، و کاتبان برجستهی جعفر ابن محمد الصادق بودهاند.
🔅 ۸. بررسی تاریخی واژگان دعا نشان میدهد که این دعا نمیتوانسته است که در سدهی یکم یا در سدهی سوم هجری صادر شده باشد. زیرا واژههای بهکار رفته در دعا نشان میدهند که دعا در محیطی چندزبانه صادر شده است در حالی که حجاز در نیمهی سدهی یکم هجری هنوز دربردارندهی تازهمسلمانان با زبانهای گوناگون نبوده است؛ همچنین، متن دعا با متون سدهی یکم هجری مشابهت ندارد. از سوی دیگر واژههایی در دعا بهکار رفتهاند که در سدهی سوم معنای آنها تغییر کرده بوده است، و دعا نمیتوانسته در سدهی سوم نیز صادر شده باشد. یعنی دعا در سدهی دوم هجری نگاشته شده است.
🔅 ۹. گوینده دعای عرفه به احتمال زیاد، جعفر ابن محمد در سدهی دوم هجری است. این دعا از ابتدا برای ترویج اجتماعِ مردم در روز عرفه تنظیم شده است و کاتبان امام ششم، یعنی عبداللّه و اسحاق، از قبل برای نگارش آن آمادگی داشتهاند.
🔻 این پژوهش بر صحّتِ بسیاری از تحلیلهایی که بر پایهی انتساب این دعا به امام سوم شیعیان بنا شدهاند تأثیر خواهد گذاشت. همچنین، نقدی بر توجیهات بعضی از عالمان مسلمان با گرایشهای نوصدرایی خواهد بود که کوشیده بودند صدورِ ذیل دعا را «از لسانِ غیرمعصوم!» ناممکن بدانند. کاربست این روش در بررسی متن قرآن نیز میتواند نتایج جالب توجهی به دنبال داشته باشد.
📗 بخشهایی از مطالب این یادداشت برگرفته از متن مقاله است. برای دسترسی به مقاله بنگرید به:
خانی، حامد (فرهنگ مهروش). "دفاع از اصالت ادعیهی اهل بیت: مطالعهی موردی دعای عرفه." دوفصلنامه حدیثپژوهی ۱۰ (۱۳۹۲): ۵۷−۹۴.
#بازاندیشی #نقد_شیعه #نقد_ادعیه #حسین_بن_علی #طباطبایی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📌 قسمت اول: نقد تاریخی؛ دعای عرفه از «حسین ابن علی» در سدهی یکم هجری نمیتواند باشد؛ بلکه از در سدهی دوم هجری نوشته شدهاست.
✍️#زهیر_میرکریمی
(۲/۲)
🔻 اما حامد خانی (فرهنگ مهروش) با شمّ علمی و با استفاده از روشی روزآمد، دربارهی انتساب دعا به حسین ابن علی تردید میکند و نشان میدهد که اشتباهی تاریخی در میان است. پژوهشی که او با استفاده از روش تحلیل درونی و بیرونی متنِ این دعا منتشر کرد بسیاری از باورهای پیشین دربارهی این دعای پراهمیت را دگرگون ساخت. این پژوهش نمونهای قابلتوجّه از کاربرد روشهای متنپژوهانه برای بررسی اصالت و تاریخگذاری متون روایی و دعایی است. البته این روش در حوزههای بایبلپژوهی و قرآنپژوهی در مطالعات غربیان مسبوق به سابقه است، اما کاربست آن در متون روایی و دعایی اسلامی جریانی نوپدید است.
🔻 چکیدهی یافتههای فرهنگ مهروش عبارتند از:
🔅 ۱. معنای واژهی «عرفه» در عنوان این دعا —برخلاف نظرهایی که آن را همریشه با «معرفت» و به معنای «شناخت» میدانند— به معنای «اعتراف» است. در واقع "در تقویم آیینیِ کهن فرهنگ اسلامی روز عرفه «روز اعتراف» بوده" است.
🔅 ۲. بخش پایانیِ دعا یا «ذیل دعای عرفه» ساختار و سبکی کاملاً مستقل و متفاوت با بدنهی اصلی دعا دارد و تناسبی با سبک متون سدههای یکم و دوم هجری ندارد، بلکه مشابه متون صوفیانهی سدههای متأخرتر است.
🔅 ۳. غیر از «ذیل دعای عرفه» که جزئی از دعا نبوده است، در متن اصلی دعا نیز سه بخش مجزا قابل شناسایی است که هریک میتوانند یک دعای مستقل محسوب شوند. یعنی امکان دارد که دعای عرفه ترکیبی از چند دعای مستقل بوده باشد.
🔅 ۴. گوینده یا تنظیمکنندهی دعای عرفه نمیتواند امام سوم شیعیان، حسین ابن علی، در سدهی یکم هجری باشد.
🔅۵. راویانِ متأخرِ این دعا، کُنیِهی امام سوم شیعیان، یعنی «اباعبدالله»، را با کُنیِهی امام ششم شیعیان اشتباه کردهاند. در متون روایی، هم حسین ابن علی و هم جعفر ابن محمد مُکنّیٰ به «اباعبدالله» بودهاند.
🔅 ۶. راویانی که برای این دعا ذکر شدهاند، یعنی بِشْر و بَشیر، دو برادر از فرزندان «غالب اسدی»، که معاصر «اباعبداللّه الحسین» بودهاند، از لحاظ تاریخی نمیتوانستهاند که این دعا را از حسین ابن علی شنیده باشند و نقل کرده باشند.
🔅 ۷. راویان دعا به احتمال زیاد، دو برادر با نامهای عبداللّه و اسحاق، فرزندان «غالب اسدیِ» دیگری در تاریخ بودهاند که از قضا از نسل همان بِشْر و بشیر هستند. نامهای ایشان با نام پدرانشان خَلط شده است. این دو برادر از شاگردان، راویان، و کاتبان برجستهی جعفر ابن محمد الصادق بودهاند.
🔅 ۸. بررسی تاریخی واژگان دعا نشان میدهد که این دعا نمیتوانسته است که در سدهی یکم یا در سدهی سوم هجری صادر شده باشد. زیرا واژههای بهکار رفته در دعا نشان میدهند که دعا در محیطی چندزبانه صادر شده است در حالی که حجاز در نیمهی سدهی یکم هجری هنوز دربردارندهی تازهمسلمانان با زبانهای گوناگون نبوده است؛ همچنین، متن دعا با متون سدهی یکم هجری مشابهت ندارد. از سوی دیگر واژههایی در دعا بهکار رفتهاند که در سدهی سوم معنای آنها تغییر کرده بوده است، و دعا نمیتوانسته در سدهی سوم نیز صادر شده باشد. یعنی دعا در سدهی دوم هجری نگاشته شده است.
🔅 ۹. گوینده دعای عرفه به احتمال زیاد، جعفر ابن محمد در سدهی دوم هجری است. این دعا از ابتدا برای ترویج اجتماعِ مردم در روز عرفه تنظیم شده است و کاتبان امام ششم، یعنی عبداللّه و اسحاق، از قبل برای نگارش آن آمادگی داشتهاند.
🔻 این پژوهش بر صحّتِ بسیاری از تحلیلهایی که بر پایهی انتساب این دعا به امام سوم شیعیان بنا شدهاند تأثیر خواهد گذاشت. همچنین، نقدی بر توجیهات بعضی از عالمان مسلمان با گرایشهای نوصدرایی خواهد بود که کوشیده بودند صدورِ ذیل دعا را «از لسانِ غیرمعصوم!» ناممکن بدانند. کاربست این روش در بررسی متن قرآن نیز میتواند نتایج جالب توجهی به دنبال داشته باشد.
📗 بخشهایی از مطالب این یادداشت برگرفته از متن مقاله است. برای دسترسی به مقاله بنگرید به:
خانی، حامد (فرهنگ مهروش). "دفاع از اصالت ادعیهی اهل بیت: مطالعهی موردی دعای عرفه." دوفصلنامه حدیثپژوهی ۱۰ (۱۳۹۲): ۵۷−۹۴.
#بازاندیشی #نقد_شیعه #نقد_ادعیه #حسین_بن_علی #طباطبایی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🔍نقد و بررسی دعای عرفه
📌 قسمت اول: نقد تاریخی؛ دعای عرفه از «حسین ابن علی» در سدهی یکم هجری نمیتواند باشد؛ بلکه از در سدهی دوم هجری نوشته شدهاست.
معرفی مقالهی «دفاع از اصالت ادعیهی اهل بیت: مطالعهی موردی دعای عرفه» نوشتهی حامد خانی (فرهنگ مهروش)…
📌 قسمت اول: نقد تاریخی؛ دعای عرفه از «حسین ابن علی» در سدهی یکم هجری نمیتواند باشد؛ بلکه از در سدهی دوم هجری نوشته شدهاست.
معرفی مقالهی «دفاع از اصالت ادعیهی اهل بیت: مطالعهی موردی دعای عرفه» نوشتهی حامد خانی (فرهنگ مهروش)…
نقدآگین
@Naqdagin – آخوندیسم؛ پانزدهم
آخوندیسم؛ شانزدهم
@Naqdagin
🎧 #آخوندیسم: ریشههای مداخلات صنف آخوند در جامعهٔ انسانی؛ جلسهٔ شانزدهم
🎤 #محمد_رضوانی
🔻#علی و فاطمه و هیچکس، در هیچکجا به غدیر برای حق حکومت خود استناد نمیکنند. بلکه علی یکجا فقط از ارجح بودن خودش از نظر شخصی خودش میگوید.
🔻نقد تفسيرهای بدون روش شیعه از آیه اکمال دین (۳ مائده)، از جمله #طباطبایی که به تحریفپذیری قرآن و کاذب بودن سخن دیگر قرآن که خدا آن را حفاظت میکند، میانجامد؛ و نوعی تفسیر فرقهگرایانه است و عقاید خود را میخواهد به زور به قرآن حقنه کند، و از انواع تناقضاتی که چنین کاری ایجاد میکند، باکی ندارد.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🎤 #محمد_رضوانی
🔻#علی و فاطمه و هیچکس، در هیچکجا به غدیر برای حق حکومت خود استناد نمیکنند. بلکه علی یکجا فقط از ارجح بودن خودش از نظر شخصی خودش میگوید.
🔻نقد تفسيرهای بدون روش شیعه از آیه اکمال دین (۳ مائده)، از جمله #طباطبایی که به تحریفپذیری قرآن و کاذب بودن سخن دیگر قرآن که خدا آن را حفاظت میکند، میانجامد؛ و نوعی تفسیر فرقهگرایانه است و عقاید خود را میخواهد به زور به قرآن حقنه کند، و از انواع تناقضاتی که چنین کاری ایجاد میکند، باکی ندارد.
.
#نقد_شیعه #غدیر
➖➖➖
🌾@Naqdagin
نقدآگین
#نقد_قرآن 📽 تروریسم و بوکیسم 🔻چرا اکثر تروریستهای جهان مسلماناناند؟ آیا شاهد اتفاق رندم/تصادفگونهای، در نتیجۀ بدفهمی کامل از متون و منابع اصلیِ به اصطلاح «مبین و مقدس» هستیم؟ 🔻آیا ارزش تمام کتب و متون تاریخ بشر، ذرهای بالاترست از ارزش و حرمت جان و…
📽 المیزانِ طباطبایی بر ترازو
🎯آیتالله #کمال_حیدری: از ۲۰ جلد کتاب المیزان #طباطبایی ۱۹ جلد، يا نهایتن ۱۸ جلدش کپی پیست تاریخ، روایات و سخن مشاهیر است. و از آن یک و نهایتن دو جلدی که سخن خودش است، ۹۹ درصد تکرار سخنان ابن عربی است و تقریبن هیچ سخن تازهای در این کتاب بیان نشده است. اگر المیزان را بعد از خواندن ۴ تفسیر اصلی متقدم و مرجع اسلامی بخوانید، درمییابید که بخش قابل توجهی از المیزان تکرار تفاسير قبلیست.
🔗 در اینستاگرام|یوتیوب ببینید.
🖌#ترجمه #اختصاصی_نقدآگین: #فریدون_فرخ
🖍ویراستاری: جیم. حا
🗄پست مرتبط:
📻 حسنزادهٔ آملی؛ آیتالله یا سارق فی سبیل الله؟
📺ذوالقرنینِ قرآن، کپی نعل به نعل «رمانس ساختگی اسکندر»
📺مؤلفان قرآن («عیسی» و «انجیل» دو دلیل غیرالاهی بودن قرآن)
📺ملخخوری تعبدیِ طباطبایی
📘علامۀ ملخخور و توجیه بردهداری
📘کدام اسلام اصیل؟
📘اسلام و روش تفکر
🔍تصورات خطای قرآن از بایبل
🔍چرا بخش عرفانی نهجالبلاغه نمیتواند از علی باشد؟
🔍چرا دعای عرفه نمیتواند از حسين باشد؟
🔍افسانهٔ عمر نوح (بدعاقبتی کپیکاران)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🎯آیتالله #کمال_حیدری: از ۲۰ جلد کتاب المیزان #طباطبایی ۱۹ جلد، يا نهایتن ۱۸ جلدش کپی پیست تاریخ، روایات و سخن مشاهیر است. و از آن یک و نهایتن دو جلدی که سخن خودش است، ۹۹ درصد تکرار سخنان ابن عربی است و تقریبن هیچ سخن تازهای در این کتاب بیان نشده است. اگر المیزان را بعد از خواندن ۴ تفسیر اصلی متقدم و مرجع اسلامی بخوانید، درمییابید که بخش قابل توجهی از المیزان تکرار تفاسير قبلیست.
🔗 در اینستاگرام|یوتیوب ببینید.
🖌#ترجمه #اختصاصی_نقدآگین: #فریدون_فرخ
🖍ویراستاری: جیم. حا
🗄پست مرتبط:
📻 حسنزادهٔ آملی؛ آیتالله یا سارق فی سبیل الله؟
📺ذوالقرنینِ قرآن، کپی نعل به نعل «رمانس ساختگی اسکندر»
📺مؤلفان قرآن («عیسی» و «انجیل» دو دلیل غیرالاهی بودن قرآن)
📺ملخخوری تعبدیِ طباطبایی
📘علامۀ ملخخور و توجیه بردهداری
📘کدام اسلام اصیل؟
📘اسلام و روش تفکر
🔍تصورات خطای قرآن از بایبل
🔍چرا بخش عرفانی نهجالبلاغه نمیتواند از علی باشد؟
🔍چرا دعای عرفه نمیتواند از حسين باشد؟
🔍افسانهٔ عمر نوح (بدعاقبتی کپیکاران)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
نقدآگین
📺حیات فکری-معنوی(؟) علامهٔ مدعی حرکت طولی (چگونه میتوان از حیات حسنزاده آملی پرسید؟) ✍️دکتر #رحیم_محمدی 🗄پست مرتبط: 📺خسروپناه: با داروی امام کاظم و امام رضا ۳ بار شفا یافتم! 📺 پابوسی مصباح یزدی 📘فسیلهای نابهنگام 📘علامهی ملخخور و توجیه بردهداری…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 المیزانِ طباطبایی بر ترازو
🎯 آیتالله #کمال_حیدری: از ۲۰ جلد کتاب المیزان #طباطبایی ۱۹ جلد، يا نهایتن ۱۸ جلدش کپی پیست تاریخ، روایات و سخن مشاهیر است. و از آن یک و نهایتا دو جلدی که سخن خودش است، ۹۹ درصد تکرار سخنان ابن عربی است و تقریبا هیچ سخن تازهای در این کتاب بیان نشده است.
🎯 اگر المیزان را بعد از خواندن ۴ تفسیر اصلی متقدم و مرجع اسلامی بخوانید، درمییابید که بخش قابل توجهی از المیزان تکرار تفاسير قبلیست.
🔗 در اینستاگرام | یوتیوب ببینید.
🖌#ترجمه_اختصاصی: #فریدون_فرخ
🖍ویراستاری: جیم. حا
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🎯 آیتالله #کمال_حیدری: از ۲۰ جلد کتاب المیزان #طباطبایی ۱۹ جلد، يا نهایتن ۱۸ جلدش کپی پیست تاریخ، روایات و سخن مشاهیر است. و از آن یک و نهایتا دو جلدی که سخن خودش است، ۹۹ درصد تکرار سخنان ابن عربی است و تقریبا هیچ سخن تازهای در این کتاب بیان نشده است.
🎯 اگر المیزان را بعد از خواندن ۴ تفسیر اصلی متقدم و مرجع اسلامی بخوانید، درمییابید که بخش قابل توجهی از المیزان تکرار تفاسير قبلیست.
🔗 در اینستاگرام | یوتیوب ببینید.
🖌#ترجمه_اختصاصی: #فریدون_فرخ
🖍ویراستاری: جیم. حا
📻 حسنزادهٔ آملی؛ آیتالله یا سارق فی سبیل الله؟
📺ذوالقرنینِ قرآن، کپی نعل به نعل «رمانس ساختگی اسکندر»
📺مؤلفان قرآن («عیسی» و «انجیل» دو دلیل غیرالاهی بودن قرآن)
.
#آخوندیسم #اهل_غلو
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📕به مناسبت روزِ مرگ محمد حسین طباطبایی
✍️ #فریدون_فرخ
این متن به قلم یک نواندیش مسلمان، یعنی محمد مجتهد شبستری است (که در سال ۱۳۹۳ و قبل از تحولات جدی فکری اخیرش نگاشته شده). کانالهای پرمخاطب تلگرام فارسی نیز با بازنشر متونی نظیر این متن، عمدتن به مدح و بیان فضایل والای اخلاقی یک شخصیت غیرحکومتی همت گماردهاند.
اگر این متن را به دست یک فرد دارندهٔ حداقلی از تفکر انتقادی بسپارید، تعداد قابل توجهی سؤال از دل خط به خط و واژههای کلیدی آن به شما تحویل میدهد؛ سؤالاتی که اگر تعلق خاطری به آیندهٔ انسانهای گوشت و پوست و استخواندار ایرانی داشته باشد، جان خودش را نیز میخورند که چرا برای این همه کانال بازنشرکنندهٔ نظیر این متون طرح نمیشوند؟ و چرا در حد یک حاشیهٔ کوتاه نیز، به بیان سؤالاتی (و نه بیان گزارهای نقادانه) پیرامون این «امامزادگان متأخر» نمیپردازند؟
اینکه چنین واژگانی از قلم اهل اندیشه و فرهنگ یک قوم، آن هم در قرن ۲۱، چنین سهل و ساده و بدون طرح پرسشهایی جدی بر روی صفحه کاغذ نگاشته میشوند و کانالهای مبلغ، که اهل تألیف و تحلیل شخصی مسائل نیستند، و عادت به ارائهٔ سالادی از سخنان جهتمند «اسلام مدرن شده» و معادلگیری انسان معنوی با «مسلمان غیرحکومتی» دارند و زائقهٔ عوام مذهبگرای جامعهٔ ایرانی را شناختهاند، آن را بازنشر میکنند، نشانهٔ خوابی عمیق و انحطاطی فراگیر در فرهنگی تهی از پرسشگری است.
فرهنگی که در هنگام مرگ افراد، صرفن به مدح یکسویهٔ آنها میپردازد تا اهداف سیاسیاش را جلو ببرد یا به امامزادهسازی حول شخصیتهای دینی ادامه دهد؛ و اگر آن فرد مخالف مواضع سیاسی-مذهبی جامعه باشد، بدون حداقلی از تحلیل و وزن کردن آرا و افعالش، به کوبیدن کلیت او میپردازد و وارد مطالعهٔ آثار و سنجش اولیهٔ کارنامهٔ نظری و عملی او نیز نمیشود؛ و برای مثال، نظیر برخی گروههای کمونیست و آتئیست، به صرف وجود دیالوگی محترمانه و انتقادی با امثال دکتر سروش، کانالی چون نقدآگین را «ارتجاعی» خطاب میکند.
از سویی، جریان نواندیش اسلامی را که مینگرم، هنوز بچه مسلمانهای سابق را میبینم که صرفن مشکلشان سیاسی است؛ گویی هیچوقت پرسشهایی جدی از سنتی که در آن بار آمدهاند و انتقادی بدون مرز بر آن توتمهای موروثی ندارند؛ و هر بار در مناسبتهای مذهبی و تولد و مرگهای بزرگان صدر/یا متأخر اسلام، به بیان محاسن و فضایل بینظیر این شخصیتها، و مداحی پشت مداحی میپردازند و وارد نقد و بررسی ابتدایی و طرح پرسشهایی از کارنامهٔ نظری و عملی آنها نمیشوند.
از سوی دیگر، جریان چپ ایرانی نیز مدتها است که به تحلیل و نقد حکومت وقت و آمریکا و سرمایهداری و نولیبرالیسم و... میپردازد، و وارد گفتگوی درونفرهنگی برای نقادی ریشههای عقیدتی-فرهنگی حماقت و بلاهت، مداحپروری و چاکرمسلکی و فلاکت و فرومایگی ایرانیان نمیشود و اساسن اکثر افراد این جریان، شناختی حداقلی از متن قرآن و متون اصلی اسلام و آراء جریان نواندیش مسلمان ندارند تا که بخواهند وارد نقادی و دیالوگ با متون مادر این فرهنگ عقیم بشوند و اساسن چنین شناخت و دیالوگی را دون شأن عمیقن مدرن و پیشروی خود میدانند و تصور میکنند، بدون مطالعهٔ جدی و پیگیرانه و دیالوگ مستمر انتقادی با سنت فرهنگی جامعهٔ خود، میتوانند حکومتی به مراتب بهتر از حکومت کنونی را برای مردم همیشه مظلوم و حماسهآفرین ایران وارد کنند؛ چرا که فقط مسأله، «اتحاد و عمل جمعی» برای جابجایی حاکمان ظالمِ مردمانی مظلوم است!
محمد حسین طباطبایی به عنوان یک شخص و در زندگی خصوصی اگر انسانی فرشتهگون نیز بود (که اینجا فرصت سنجش زندگی خانوادگی-اجتماعیاش نیست)، سیطرهٔ اتوریتهٔ اسلام و دینخوییِ جامعهٔ اسلامزده، از او یک نمونهٔ بداخلاقی نظری و ناتوانی آشکار در تفکر ورای اتوریتههای تاریخی-قبیلهای ساخته بود که این امر، در تفسیر المیزانش نیز خود را آشکار کرده است.
برای فهم بهتر قدرت مخرب مذهب در ویران کردن خردورزی آزاد و وجدان انسانی، میتوانید به پستهای مرتبط زیر رجوع کنید:
📺 المیزانِ طباطبایی بر ترازو (نقادی آیت الله کمال حیدری)
📺 ملخخوریِ بردهصفتانه و تعبدیِ طباطبایی به روایت دکتر سروش
📺 حیات فکری-معنوی(؟) علامهٔ مدعی حرکت طولی
📕اندر حکایتِ سطحِ شعورِ آخوندی
📕کدام اسلام اصیل؟ (سخنی با آقای امیرحسین ترکاشوند)
📕علامهی ملخخور و توجیه بردهداری
📕 از علامهٔ ملخخوار تا طباطبایی پاچهخار
📕نیکان نادرستکردار
📕چگونه میتوان از حیات حسنزاده آملی پرسید؟
📻 ملاحظاتی انتقادی پیرامون حیات حسنزادهٔ آملی (آیتالله یا سارق فی سبیل الله؟)
📻 نیکان جهنمساز
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📸 اینستاگرام
📻 پادكست
📽 یوتیوب
🌾@Naqdagin
✍️ #فریدون_فرخ
این متن به قلم یک نواندیش مسلمان، یعنی محمد مجتهد شبستری است (که در سال ۱۳۹۳ و قبل از تحولات جدی فکری اخیرش نگاشته شده). کانالهای پرمخاطب تلگرام فارسی نیز با بازنشر متونی نظیر این متن، عمدتن به مدح و بیان فضایل والای اخلاقی یک شخصیت غیرحکومتی همت گماردهاند.
اگر این متن را به دست یک فرد دارندهٔ حداقلی از تفکر انتقادی بسپارید، تعداد قابل توجهی سؤال از دل خط به خط و واژههای کلیدی آن به شما تحویل میدهد؛ سؤالاتی که اگر تعلق خاطری به آیندهٔ انسانهای گوشت و پوست و استخواندار ایرانی داشته باشد، جان خودش را نیز میخورند که چرا برای این همه کانال بازنشرکنندهٔ نظیر این متون طرح نمیشوند؟ و چرا در حد یک حاشیهٔ کوتاه نیز، به بیان سؤالاتی (و نه بیان گزارهای نقادانه) پیرامون این «امامزادگان متأخر» نمیپردازند؟
اینکه چنین واژگانی از قلم اهل اندیشه و فرهنگ یک قوم، آن هم در قرن ۲۱، چنین سهل و ساده و بدون طرح پرسشهایی جدی بر روی صفحه کاغذ نگاشته میشوند و کانالهای مبلغ، که اهل تألیف و تحلیل شخصی مسائل نیستند، و عادت به ارائهٔ سالادی از سخنان جهتمند «اسلام مدرن شده» و معادلگیری انسان معنوی با «مسلمان غیرحکومتی» دارند و زائقهٔ عوام مذهبگرای جامعهٔ ایرانی را شناختهاند، آن را بازنشر میکنند، نشانهٔ خوابی عمیق و انحطاطی فراگیر در فرهنگی تهی از پرسشگری است.
فرهنگی که در هنگام مرگ افراد، صرفن به مدح یکسویهٔ آنها میپردازد تا اهداف سیاسیاش را جلو ببرد یا به امامزادهسازی حول شخصیتهای دینی ادامه دهد؛ و اگر آن فرد مخالف مواضع سیاسی-مذهبی جامعه باشد، بدون حداقلی از تحلیل و وزن کردن آرا و افعالش، به کوبیدن کلیت او میپردازد و وارد مطالعهٔ آثار و سنجش اولیهٔ کارنامهٔ نظری و عملی او نیز نمیشود؛ و برای مثال، نظیر برخی گروههای کمونیست و آتئیست، به صرف وجود دیالوگی محترمانه و انتقادی با امثال دکتر سروش، کانالی چون نقدآگین را «ارتجاعی» خطاب میکند.
از سویی، جریان نواندیش اسلامی را که مینگرم، هنوز بچه مسلمانهای سابق را میبینم که صرفن مشکلشان سیاسی است؛ گویی هیچوقت پرسشهایی جدی از سنتی که در آن بار آمدهاند و انتقادی بدون مرز بر آن توتمهای موروثی ندارند؛ و هر بار در مناسبتهای مذهبی و تولد و مرگهای بزرگان صدر/یا متأخر اسلام، به بیان محاسن و فضایل بینظیر این شخصیتها، و مداحی پشت مداحی میپردازند و وارد نقد و بررسی ابتدایی و طرح پرسشهایی از کارنامهٔ نظری و عملی آنها نمیشوند.
از سوی دیگر، جریان چپ ایرانی نیز مدتها است که به تحلیل و نقد حکومت وقت و آمریکا و سرمایهداری و نولیبرالیسم و... میپردازد، و وارد گفتگوی درونفرهنگی برای نقادی ریشههای عقیدتی-فرهنگی حماقت و بلاهت، مداحپروری و چاکرمسلکی و فلاکت و فرومایگی ایرانیان نمیشود و اساسن اکثر افراد این جریان، شناختی حداقلی از متن قرآن و متون اصلی اسلام و آراء جریان نواندیش مسلمان ندارند تا که بخواهند وارد نقادی و دیالوگ با متون مادر این فرهنگ عقیم بشوند و اساسن چنین شناخت و دیالوگی را دون شأن عمیقن مدرن و پیشروی خود میدانند و تصور میکنند، بدون مطالعهٔ جدی و پیگیرانه و دیالوگ مستمر انتقادی با سنت فرهنگی جامعهٔ خود، میتوانند حکومتی به مراتب بهتر از حکومت کنونی را برای مردم همیشه مظلوم و حماسهآفرین ایران وارد کنند؛ چرا که فقط مسأله، «اتحاد و عمل جمعی» برای جابجایی حاکمان ظالمِ مردمانی مظلوم است!
محمد حسین طباطبایی به عنوان یک شخص و در زندگی خصوصی اگر انسانی فرشتهگون نیز بود (که اینجا فرصت سنجش زندگی خانوادگی-اجتماعیاش نیست)، سیطرهٔ اتوریتهٔ اسلام و دینخوییِ جامعهٔ اسلامزده، از او یک نمونهٔ بداخلاقی نظری و ناتوانی آشکار در تفکر ورای اتوریتههای تاریخی-قبیلهای ساخته بود که این امر، در تفسیر المیزانش نیز خود را آشکار کرده است.
برای فهم بهتر قدرت مخرب مذهب در ویران کردن خردورزی آزاد و وجدان انسانی، میتوانید به پستهای مرتبط زیر رجوع کنید:
📺 المیزانِ طباطبایی بر ترازو (نقادی آیت الله کمال حیدری)
📺 ملخخوریِ بردهصفتانه و تعبدیِ طباطبایی به روایت دکتر سروش
📺 حیات فکری-معنوی(؟) علامهٔ مدعی حرکت طولی
📕اندر حکایتِ سطحِ شعورِ آخوندی
📕کدام اسلام اصیل؟ (سخنی با آقای امیرحسین ترکاشوند)
📕علامهی ملخخور و توجیه بردهداری
📕 از علامهٔ ملخخوار تا طباطبایی پاچهخار
📕نیکان نادرستکردار
📕چگونه میتوان از حیات حسنزاده آملی پرسید؟
📻 ملاحظاتی انتقادی پیرامون حیات حسنزادهٔ آملی (آیتالله یا سارق فی سبیل الله؟)
📻 نیکان جهنمساز
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📸 اینستاگرام
📻 پادكست
📽 یوتیوب
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 المیزانِ طباطبایی بر ترازو
🎯آیتالله #کمال_حیدری: از ۲۰ جلد کتاب المیزان #طباطبایی ۱۹ جلد، يا نهایتن ۱۸ جلدش کپی پیست تاریخ، روایات و سخن مشاهیر است. و از آن یک و نهایتن دو جلدی که سخن خودش است، ۹۹ درصد تکرار سخنان ابن عربی است و تقریبن هیچ سخن تازهای…
🎯آیتالله #کمال_حیدری: از ۲۰ جلد کتاب المیزان #طباطبایی ۱۹ جلد، يا نهایتن ۱۸ جلدش کپی پیست تاریخ، روایات و سخن مشاهیر است. و از آن یک و نهایتن دو جلدی که سخن خودش است، ۹۹ درصد تکرار سخنان ابن عربی است و تقریبن هیچ سخن تازهای…
نقدآگین
🎬 پدیدارشناسی قرآن؛ معنویت یا ارادهٔ قدرت؟ در قدم سی و یکم #پادکست_نقدآگین به بازخوانی یادداشتی انتقادی از علیرضا موثق در نقد مواضع اخیر مجتهد شبستری میپردازیم. #محمد_مجتهد_شبستری در مرحلهٔ سوم فکری خویش، تحت تأثیر تحقیقات تاریخی و اسلامپژوهی مدرن، هستی…
🎬 چه میخواستیم؟! چه شد؟!
در قدم سی و دوم #پادکست_نقدآگین به بازخوانی یادداشتی انتقادی از علیرضا موثق در نقد کلیپی از انجمن اسلامی دانشگاه شریف میپردازیم که نقدیست بر «بروکراسیِ فشلِ دانش» و «ِنظامِ آموزشیِ نخالهپرورِ اسلامی» که به این داوری متوهمانه در برخی از دانشجویان ما انجامیده که منتظری و مطهری از خمینی و خامنهای بهتر بودند، و اگر آنان به قدرت میرسیدند، با جمهوری اسلامی بسیار متفاوتی روبرو بودیم.
🔗 پادکست را در تلگرام نقدآگین (اینجا)، یا در كانال پادکست (اینجا) بشنوید.
🗄 پست مرتبط:
📺 اشتباه موسی صدر و سروش در «نقد ولایت مطلقهٔ فقیه» و «ندیدن اسلام»
📻 پدیدارشناسی قرآن؛ معنویت یا ارادهٔ قدرت؟ (نقد مجتهد شبستری سوم)
📻 محمد عارف عامی و توتالیتر
📻 اسلام و عقلانیت (احمد زیدآبادی و آرامش دوستدار)
📻 ترسا؛ ترسنده از خدا یا محمد؟ (نقدی بر نقد دکتر هاشم آقاجری)
#نقد_روشنفكران #نقد_اسلام #حکومت_اسلامی #نظام_آموزشی #آخوندیسم
#طباطبایی #مرتضی_مطهری #آیت_الله_منتظری #علی_خامنهای
➖➖➖
🌾@Naqdagin
در قدم سی و دوم #پادکست_نقدآگین به بازخوانی یادداشتی انتقادی از علیرضا موثق در نقد کلیپی از انجمن اسلامی دانشگاه شریف میپردازیم که نقدیست بر «بروکراسیِ فشلِ دانش» و «ِنظامِ آموزشیِ نخالهپرورِ اسلامی» که به این داوری متوهمانه در برخی از دانشجویان ما انجامیده که منتظری و مطهری از خمینی و خامنهای بهتر بودند، و اگر آنان به قدرت میرسیدند، با جمهوری اسلامی بسیار متفاوتی روبرو بودیم.
🔗 پادکست را در تلگرام نقدآگین (اینجا)، یا در كانال پادکست (اینجا) بشنوید.
🗄 پست مرتبط:
📺 اشتباه موسی صدر و سروش در «نقد ولایت مطلقهٔ فقیه» و «ندیدن اسلام»
📻 پدیدارشناسی قرآن؛ معنویت یا ارادهٔ قدرت؟ (نقد مجتهد شبستری سوم)
📻 محمد عارف عامی و توتالیتر
📻 اسلام و عقلانیت (احمد زیدآبادی و آرامش دوستدار)
📻 ترسا؛ ترسنده از خدا یا محمد؟ (نقدی بر نقد دکتر هاشم آقاجری)
#نقد_روشنفكران #نقد_اسلام #حکومت_اسلامی #نظام_آموزشی #آخوندیسم
#طباطبایی #مرتضی_مطهری #آیت_الله_منتظری #علی_خامنهای
➖➖➖
🌾@Naqdagin
نقدآگین
@Naqdagin – پدیدار شناسی قرآن؛ معنویت یا ارادهٔ قدرت؟
چه میخواستیم؟! چه شد؟
@Naqdagin
#بشنوید
🎧 چه میخواستیم؟! چه شد؟!
در قدم سی و دوم #پادکست_نقدآگین به بازخوانی یادداشتی انتقادی از علیرضا موثق در نقد کلیپی از انجمن اسلامی دانشگاه شریف میپردازیم که نقدیست بر «بروکراسیِ فشلِ دانش» و «ِنظامِ آموزشیِ نخالهپرورِ اسلامی» که به این داوری متوهمانه در برخی از دانشجویان ما انجامیده که منتظری و مطهری از خمینی و خامنهای بهتر بودند، و اگر آنان به قدرت میرسیدند، با جمهوری اسلامی بسیار متفاوتی روبرو بودیم.
🎙گویندگان: نوربانو و ر.محمدی
🔗 پادکست را در كانال پادکست (اینجا) بشنوید.
#نقد_روشنفكران #نقد_اسلام #حکومت_اسلامی #نظام_آموزشی #آخوندیسم
#طباطبایی #مرتضی_مطهری #آیت_الله_منتظری #علی_خامنهای
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🎧 چه میخواستیم؟! چه شد؟!
در قدم سی و دوم #پادکست_نقدآگین به بازخوانی یادداشتی انتقادی از علیرضا موثق در نقد کلیپی از انجمن اسلامی دانشگاه شریف میپردازیم که نقدیست بر «بروکراسیِ فشلِ دانش» و «ِنظامِ آموزشیِ نخالهپرورِ اسلامی» که به این داوری متوهمانه در برخی از دانشجویان ما انجامیده که منتظری و مطهری از خمینی و خامنهای بهتر بودند، و اگر آنان به قدرت میرسیدند، با جمهوری اسلامی بسیار متفاوتی روبرو بودیم.
🎙گویندگان: نوربانو و ر.محمدی
🔗 پادکست را در كانال پادکست (اینجا) بشنوید.
#نقد_روشنفكران #نقد_اسلام #حکومت_اسلامی #نظام_آموزشی #آخوندیسم
#طباطبایی #مرتضی_مطهری #آیت_الله_منتظری #علی_خامنهای
➖➖➖
🌾@Naqdagin
نقدآگین
#آخوندیسم 1️⃣ آخوند مهدوی کنی: پیامبر در معراج، سرعتی بیش از نور داشت و این امر اینشتین را به فکر انداخت که نسبیت را بیان کند و بعد، اینشتین شیعه شد!!!😳 2️⃣ خدایا خودت این قوم را شفا بده! ➖➖➖ 🌾@Naqdagin
بیسوادی و جهالت عمیقِ تمام آخوندها
@Naqdagin
#آخوندیسم
🎧 بیسوادی و جهالت عمیقِ تمام آخوندها
🎙دکتر #عبدالکریم_سروش
اشارات و تنبیهاتی پیرامون این سخنان ⬇️
#طباطبایی #خمینی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🎧 بیسوادی و جهالت عمیقِ تمام آخوندها
🎙دکتر #عبدالکریم_سروش
اشارات و تنبیهاتی پیرامون این سخنان ⬇️
#طباطبایی #خمینی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📗اشارات و تنبیهات (۴۷)
✍️#علیرضاموثق
🍂 دکتر سروش زیرکتر و باهوشتر از آن است که متوجه نشود، صدر و ذیل سخنانش متناقض است. در فقرهٔ قبل نیز ابتدا گفت که استبداد دینی، رذلتر و فاسدتر و ظالمتر و خسارتبارتر از استبداد غیردینیست و نیز خمینی را ادامهٔ نواب صفوی داعشی و تروریست اعلام کرد و سپس، در دوگانهٔ فرضیاش، روح الله خمینی را بر محمدرضا پهلوی ارجح دانست و خمینی را باسوادترین حاکم تاریخ ایران دید(!)
🍂 در این فایل صوتی نیز سروش ابتدا میگوید، طباطبایی و مطهری و منتظری، دانشمند و محترم هستند و سپس، سطح معلومات و شعور اشخاص مذکور در ترازوی جهان جدید را در حد یک «کودک دبستانی» اعلام میکند و مهمتر اینکه در جایی دیگر صراحتاً میگوید حتی به «سلامت عقل» طباطباییِ «متعبدانهملخخور» شک کردهاست (همو که با شعور قلیل و روان بیمار و سعهٔ وجودی تنگش، میلیاردها نامسلمان را حیوان میدید و حتی سنیمذهبها را در شب اول قبر مستحق شکنجه میدانست و به توجیه اخلاقی بردهداری میپرداخت).
🍂 یک مشت حدیث و آیه و خرافات و اباطیل و احکام داعشی و آموزههای عصر «حجر-حجازی» را از قعرِ تاریکِ تاریخ بدون تجهیز به متد علمی و به شیوهٔ سنتی بیرون کشیدن، و با «عقلی تابع نقل» آنها را طوطیوار حفظ و بلغور کردن و نیز اندکی از فلسفهٔ یونان باستان را برای مالهکشی اسلام چونان ملاصدرا استخدام نمودن، امروزه در حد سواد یک جوان دیپلمه، ارزش معرفتی ندارد تا به اقتفایش این موجودات را «دانشمند و علامه و استاد و فیلسوف» بنامیم.
🍂 منتها دکتر سروش ظاهراً میخواهد خدا و خرما را با یکدیگر جمع کند و از یک طرف، باعث کدورت برخی از دوستانش در بین اقشار سنتی جامعه نشود و از طرف دیگر، حقایقی را جهت اطلاع مخاطبان و نیز ثبت در تاریخ بیان کند و مآلاً به صراحت، طباطبایی و مطهری و منتظری و خمینی را با متر مدرنیسم و علوم تجربی انسانی و طبیعی، بیسواد و عقبماندهٔ فکری و فرهنگی اعلام نماید.
با دو قبله در ره توحید نتوان رفت راست/ یا رضای دوست باید یا هوای خویشتن
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍️#علیرضاموثق
🍂 دکتر سروش زیرکتر و باهوشتر از آن است که متوجه نشود، صدر و ذیل سخنانش متناقض است. در فقرهٔ قبل نیز ابتدا گفت که استبداد دینی، رذلتر و فاسدتر و ظالمتر و خسارتبارتر از استبداد غیردینیست و نیز خمینی را ادامهٔ نواب صفوی داعشی و تروریست اعلام کرد و سپس، در دوگانهٔ فرضیاش، روح الله خمینی را بر محمدرضا پهلوی ارجح دانست و خمینی را باسوادترین حاکم تاریخ ایران دید(!)
🍂 در این فایل صوتی نیز سروش ابتدا میگوید، طباطبایی و مطهری و منتظری، دانشمند و محترم هستند و سپس، سطح معلومات و شعور اشخاص مذکور در ترازوی جهان جدید را در حد یک «کودک دبستانی» اعلام میکند و مهمتر اینکه در جایی دیگر صراحتاً میگوید حتی به «سلامت عقل» طباطباییِ «متعبدانهملخخور» شک کردهاست (همو که با شعور قلیل و روان بیمار و سعهٔ وجودی تنگش، میلیاردها نامسلمان را حیوان میدید و حتی سنیمذهبها را در شب اول قبر مستحق شکنجه میدانست و به توجیه اخلاقی بردهداری میپرداخت).
🍂 یک مشت حدیث و آیه و خرافات و اباطیل و احکام داعشی و آموزههای عصر «حجر-حجازی» را از قعرِ تاریکِ تاریخ بدون تجهیز به متد علمی و به شیوهٔ سنتی بیرون کشیدن، و با «عقلی تابع نقل» آنها را طوطیوار حفظ و بلغور کردن و نیز اندکی از فلسفهٔ یونان باستان را برای مالهکشی اسلام چونان ملاصدرا استخدام نمودن، امروزه در حد سواد یک جوان دیپلمه، ارزش معرفتی ندارد تا به اقتفایش این موجودات را «دانشمند و علامه و استاد و فیلسوف» بنامیم.
🍂 منتها دکتر سروش ظاهراً میخواهد خدا و خرما را با یکدیگر جمع کند و از یک طرف، باعث کدورت برخی از دوستانش در بین اقشار سنتی جامعه نشود و از طرف دیگر، حقایقی را جهت اطلاع مخاطبان و نیز ثبت در تاریخ بیان کند و مآلاً به صراحت، طباطبایی و مطهری و منتظری و خمینی را با متر مدرنیسم و علوم تجربی انسانی و طبیعی، بیسواد و عقبماندهٔ فکری و فرهنگی اعلام نماید.
با دو قبله در ره توحید نتوان رفت راست/ یا رضای دوست باید یا هوای خویشتن
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
#آخوندیسم
🎧 بیسوادی و جهالت عمیقِ تمام آخوندها
🎙دکتر #عبدالکریم_سروش
اشارات و تنبیهاتی پیرامون این سخنان ⬇️
#طباطبایی #خمینی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🎧 بیسوادی و جهالت عمیقِ تمام آخوندها
🎙دکتر #عبدالکریم_سروش
اشارات و تنبیهاتی پیرامون این سخنان ⬇️
#طباطبایی #خمینی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
#فهرست #نقد_شیعه #علی
🍂 در فهرست زیر، مباحثی که در آنها به علی بن عبدمناف(ابیطالب) تا به امروز در نقدآگین اشاره شده، جمعآوری شده تا رجوع شما آسانتر گردد؛ در ادامه نیز به این فهرست افزوده خواهد شد.
پیرامون غدیر:
📻 علی و فاطمه هرگز به غدیر استناد نمیکنند | آیه اکمال دین، سند تحریفگیری علمای طراز شیعه
📻 واقعیت داستان غدیر خم و خطبهٔ پیامبر اسلام
📻 از افسانهٔ غدیر تا واقعیت: نقد روششناسانهٔ روش تحقیق علمای متأخر شیعه (حجیت خبر واحد)
📺 زن در چشم علی
📺 عورت؛ جایگاه زن در فقه سنتی اسلام
📺 مغالطهٔ کودکانهٔ علی در تحقیر زنان
📺 سنجش تاریخنگاری اسلامی (ردی از علی در تاریخ نیست؟)
📺 اعجاز ادبی قرآن کجاست؟! (نهجالبلاغه و بسیاری کتب تاریخ، پیروز تحدیاند)
📻 سندیت نهجالبلاغه و نقد عمیقترین خطبهاش
📻 ۳ جلسهٔ «سنجش حکومت علی (حکومت آرمانی شیعه)»
📻 ۷ جلسهٔ «خلافت علی؛ از افسانه تا واقعیت»
📻 ۴ جلسهٔ «خلیفهکشی، مسلمانکشی، برادرکشی، و علیبنعبدمناف»
📻 «پروندۀ یهودیت و صهیونیسم» (جلسهٔ دوم)
📻 دو علی و یک ایران در دادگاه (۱، ۲، ۳)؛ نقش علی در تجارت برده و جنایات بنیقریظه
📻 غلات سربازان پروپاگاندای حکومت علی و دیگر دول جهان سنت
📻 علی آغازگر سنت لعن در جهان اسلام
📻 مقایسهٔ شایستگی سیاسی علی-حسین با معاویه-یزید (یکم| دوم)
📻 اقدامات خلاف اخلاق، مصلحت و اسلام علی در ترور عثمان که آتش اولین جنگ داخلی و مسلمانکشی گسترده را روشن کرد
📻 علی و عدم ارجاعدهی به غدیر
📻 قصهٔ عاشورا (جلسهٔ یکم)
📻 مقایسهٔ شایستگی سیاسی علی-حسین و معاویه-یزید
📻 پنج تن آل عبا و پیش زمینههای اسطورهای آنها
📻 بررسی میزان دروغ و راست شخصیتهای اسلامیِ دو سدهٔ نخست
📻 دو دستگی در آل محمد و آغاز پرستش علی
📻 خدایان، همسران و مادران (از اللّات و ذوالشّری به فاطمه و علی)
📻 علی شریعتی و نگاه دینخویانه به علی
📕 چرا بخش عرفانی نهجالبلاغه از علی نمیتواند باشد؟ (نهجالبلاغه در آینۀ قرآن)
📕"استدلال" و حکایت "علی لاریجانی"
📓 آیا علی یک شخصیت واقعی در تاریخ بود؟
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🍂 در فهرست زیر، مباحثی که در آنها به علی بن عبدمناف(ابیطالب) تا به امروز در نقدآگین اشاره شده، جمعآوری شده تا رجوع شما آسانتر گردد؛ در ادامه نیز به این فهرست افزوده خواهد شد.
پیرامون غدیر:
📻 علی و فاطمه هرگز به غدیر استناد نمیکنند | آیه اکمال دین، سند تحریفگیری علمای طراز شیعه
📻 واقعیت داستان غدیر خم و خطبهٔ پیامبر اسلام
📻 از افسانهٔ غدیر تا واقعیت: نقد روششناسانهٔ روش تحقیق علمای متأخر شیعه (حجیت خبر واحد)
📺 زن در چشم علی
📺 عورت؛ جایگاه زن در فقه سنتی اسلام
📺 مغالطهٔ کودکانهٔ علی در تحقیر زنان
📺 سنجش تاریخنگاری اسلامی (ردی از علی در تاریخ نیست؟)
📺 اعجاز ادبی قرآن کجاست؟! (نهجالبلاغه و بسیاری کتب تاریخ، پیروز تحدیاند)
📻 سندیت نهجالبلاغه و نقد عمیقترین خطبهاش
📻 ۳ جلسهٔ «سنجش حکومت علی (حکومت آرمانی شیعه)»
📻 ۷ جلسهٔ «خلافت علی؛ از افسانه تا واقعیت»
📻 ۴ جلسهٔ «خلیفهکشی، مسلمانکشی، برادرکشی، و علیبنعبدمناف»
📻 «پروندۀ یهودیت و صهیونیسم» (جلسهٔ دوم)
📻 دو علی و یک ایران در دادگاه (۱، ۲، ۳)؛ نقش علی در تجارت برده و جنایات بنیقریظه
📻 غلات سربازان پروپاگاندای حکومت علی و دیگر دول جهان سنت
📻 علی آغازگر سنت لعن در جهان اسلام
📻 مقایسهٔ شایستگی سیاسی علی-حسین با معاویه-یزید (یکم| دوم)
📻 اقدامات خلاف اخلاق، مصلحت و اسلام علی در ترور عثمان که آتش اولین جنگ داخلی و مسلمانکشی گسترده را روشن کرد
📻 علی و عدم ارجاعدهی به غدیر
📻 قصهٔ عاشورا (جلسهٔ یکم)
📻 مقایسهٔ شایستگی سیاسی علی-حسین و معاویه-یزید
📻 پنج تن آل عبا و پیش زمینههای اسطورهای آنها
📻 بررسی میزان دروغ و راست شخصیتهای اسلامیِ دو سدهٔ نخست
📻 دو دستگی در آل محمد و آغاز پرستش علی
📻 خدایان، همسران و مادران (از اللّات و ذوالشّری به فاطمه و علی)
📻 علی شریعتی و نگاه دینخویانه به علی
📕 چرا بخش عرفانی نهجالبلاغه از علی نمیتواند باشد؟ (نهجالبلاغه در آینۀ قرآن)
📕"استدلال" و حکایت "علی لاریجانی"
📓 آیا علی یک شخصیت واقعی در تاریخ بود؟
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎧 #آخوندیسم: ریشههای مداخلات صنف آخوند در جامعهٔ انسانی؛ جلسهٔ شانزدهم
🎤 #محمد_رضوانی
🔻#علی و فاطمه و هیچکس، در هیچکجا به غدیر برای حق حکومت خود استناد نمیکنند. بلکه علی یکجا فقط از ارجح بودن خودش از نظر شخصی خودش میگوید.
🔻نقد تفسيرهای بدون روش…
🎤 #محمد_رضوانی
🔻#علی و فاطمه و هیچکس، در هیچکجا به غدیر برای حق حکومت خود استناد نمیکنند. بلکه علی یکجا فقط از ارجح بودن خودش از نظر شخصی خودش میگوید.
🔻نقد تفسيرهای بدون روش…
Telegram
نقدآگین
📺 المیزانِ طباطبایی در ترازو
— بررسیِ صنعتِ کپیکاری، جعل و کتابسازیِ آخوندها، تشیع و اسلام
🖌#ترجمه #اختصاصی_نقدآگین
⚖️ آیتالله #کمال_حیدری:
👳🏿♂️کپیکاری، کتابسازی و جعل، و کسب شهرت از این طریق، صرفا از معجزاتِ آخوندهای مدعیِ «علامهگی و عرفان و سیر و سلوک»ی چون طباطبایی یا حسنزاده آملی نبودهاست:
🔻یا به احادیث و ادعیه و کتبِ اصلی شیعه منحصر نمیشود:
🔻بلکه بنیادِ معجزهتراشی و اللهبازیِ مولفانِ قرآن بودهاست، و این نکته، که عمدتا نیز از منابعِ نامعتبر و دستهچندمِ ادیان سابق و جعلیات و حتی خطاهای ترجمهایِ کشیشها و خاخامها، و حتی متون پروپاگانداییِ امپراتوریِ روم رخ داده، را در ترجمههای اختصاصی و پستهای متعددِ نقدآگین اثبات کردهایم.
🔻به نقل از «یوسف در قرآن: روایتِ خدا یا خاخامها؟»
"🙂 نکتۀ جالب اینجاست که مفسرین متاخر که به ایدئولوژیِ عصمت معتقد شدهبودند، نصّ آشکار قرآن [دربارهی یوسف و زلیخا] را (با کلهملقی قهرمانانه و تحریفیِ آشکار) به تفسیر غلط متقدمین فروکاستند و بدین شیطنت هم بسنده نکرده، و روایت قرآنی مفسران از قصۀ یوسف را حاصلِ «اسرائیلیات» دانستند. البته که تشخیص آنها در سطحی صحیح بود، اما این خودِ نصّ قرآن دربارۀ یوسف بود که مولفانش، از اسرائیلیات و تفاسیر شاذ و غلوآمیز و خطای [اعم از ترجمۀ خطا، یا خرافۀ بشرساخته] خاخامی بهره بردهبودند؛ مثل موارد مشابه دیگر، از جمله در مواردی چون: ابراهیم در آتش و عمر نهصدسالۀ نوح، ذوالقرنین و یاجوج و ماجوج، خضر و موسی، اصحاب فیل و کعبه، عیسای سخنگو و خالق در کودکی [و این]، اصحاب کهف، کلاع و قابیل، باکرهزایی مریم، قصص تخیلی سلیمان [👇] و..."
🔗 در اینستاگرام | یوتیوب ببینید.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— بررسیِ صنعتِ کپیکاری، جعل و کتابسازیِ آخوندها، تشیع و اسلام
🖌#ترجمه #اختصاصی_نقدآگین
⚖️ آیتالله #کمال_حیدری:
از ۲۰ جلد کتاب المیزان #طباطبایی ۱۹ جلد، يا نهایتن ۱۸ جلدش کپیپیست تاریخ، روایات و سخن مشاهیر است!!! و از آن یک (و نهایتا دو) جلدی که سخن خودش است، ۹۹ درصد تکرار سخنان ابن عربی است و تقریبا هیچ سخن تازهای در این کتاب بیان نشدهاست.
اگر المیزان را بعد از خواندن ۴ تفسیر اصلی متقدم و مرجع اسلامی بخوانید، درمییابید که بخش قابل توجهی از المیزان تکرار تفاسير قبلیست.
👳🏿♂️کپیکاری، کتابسازی و جعل، و کسب شهرت از این طریق، صرفا از معجزاتِ آخوندهای مدعیِ «علامهگی و عرفان و سیر و سلوک»ی چون طباطبایی یا حسنزاده آملی نبودهاست:
📻 حسنزادهٔ آملی؛ آیتالله یا سارق فی سبیل الله؟
🔻یا به احادیث و ادعیه و کتبِ اصلی شیعه منحصر نمیشود:
🔻سندیتسنجی
📺 لعنیات زیارت عاشورا
📺 سندیتِ اصول کافی؟
📺 دربارۀ نقشِ شیخ محمدباقر مجلسی
📺 کمیل و مجلسی
📺 اعتبارِ کتبِ رجالی شیعه؟
📕کلینی و اصول کافی؟
📺 سندیتِ دعای کمیل
📕نهجالبلاغه و علی؟
📕سندیت زیارت جامعۀ کبیره
📕دعای عرفه و حسين؟
📕نهجالبلاغه در ترازوی قرآن
📺 نهجالبلاغه پیروز تحدی؛ اعجاز ادبی قرآن کجاست؟
📓سخنانِ سرگردان؛ از پیشوایان یا دیگران؟ (قسمت ۱)، (قسمت ۲)
🔻بلکه بنیادِ معجزهتراشی و اللهبازیِ مولفانِ قرآن بودهاست، و این نکته، که عمدتا نیز از منابعِ نامعتبر و دستهچندمِ ادیان سابق و جعلیات و حتی خطاهای ترجمهایِ کشیشها و خاخامها، و حتی متون پروپاگانداییِ امپراتوریِ روم رخ داده، را در ترجمههای اختصاصی و پستهای متعددِ نقدآگین اثبات کردهایم.
🔻به نقل از «یوسف در قرآن: روایتِ خدا یا خاخامها؟»
"🙂 نکتۀ جالب اینجاست که مفسرین متاخر که به ایدئولوژیِ عصمت معتقد شدهبودند، نصّ آشکار قرآن [دربارهی یوسف و زلیخا] را (با کلهملقی قهرمانانه و تحریفیِ آشکار) به تفسیر غلط متقدمین فروکاستند و بدین شیطنت هم بسنده نکرده، و روایت قرآنی مفسران از قصۀ یوسف را حاصلِ «اسرائیلیات» دانستند. البته که تشخیص آنها در سطحی صحیح بود، اما این خودِ نصّ قرآن دربارۀ یوسف بود که مولفانش، از اسرائیلیات و تفاسیر شاذ و غلوآمیز و خطای [اعم از ترجمۀ خطا، یا خرافۀ بشرساخته] خاخامی بهره بردهبودند؛ مثل موارد مشابه دیگر، از جمله در مواردی چون: ابراهیم در آتش و عمر نهصدسالۀ نوح، ذوالقرنین و یاجوج و ماجوج، خضر و موسی، اصحاب فیل و کعبه، عیسای سخنگو و خالق در کودکی [و این]، اصحاب کهف، کلاع و قابیل، باکرهزایی مریم، قصص تخیلی سلیمان [👇] و..."
🔻قصص سلیمان
📻 ریشههای قصص قرآن
📻 قصۀ تخیلیِ هدهد و ملکۀ سباء
📻 تحلیلِ سلیمان و اجنه! و منابعش
📻 پاسخ مورچۀ سخنور(!) به تحدی مولفان قرآن!
❓الله یا خاخام؟
📺 الله و کلاغِ خاخامها
📕اژدها شدن عصا و سجده فرشتگان: کپی از خاخامها
📺 کپیکاریِ الله از خاخامها؟
📺 قرآن: تجربۀ نبوی یا کپیپیستهایی ناشیانه؟
📺 ابراهیم در آتش: اشتباهات الله در کُپزدن!
📻 منابع ساختِ «قصۀ خضر و موسی»
📺 داستانهای قرآن؛ ادبیات یا تاریخ؟
📺 پژوهشی در قرآن (۱۳)
📕عمر نوح و کپیکاران!
📕مسیح در قرآن: خدای ناخدا؟!
📕 تصورات خطای قرآن پیرامون انجیل و تورات
🔻اصحاب کهف
📻 سروش در ترازو: خرافات کپیپیستی
📕اصحاب کهف و روشنفکر دینی
📕سلمان و قرآن و مغالطه در کلام نبوی
🔻گرایش مسیحی - ایرانستیز
📺 سوره فیل: افسانهٔ ایرانستیز قرآن
📻 شکستِ مطلق در آزمونِ نبوت: ۱۵ روز تاخیر و ۳ بار رفوزگی!
📓افسانۀ اسکندر در قرآن
📺 اصحاب کهف: بافتۀ کشیشی مسیحی
📺 «عیسی» و «انجیل» شهادتی بر عدم وحی
🔻ذوالقرنین و رمانس اسکندر
📺 ذوالقرنین کپی نعل به نعل «رمانس اسکندر»
📕افسانۀ سُریانیِ دروازهی اسکندر
🔗 در اینستاگرام | یوتیوب ببینید.
.
#آخوندیسم #نقد_شیعه #نقد_قرآن
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Forwarded from نقدآگین
آخوندیسم؛ شانزدهم
@Naqdagin
🎧 #آخوندیسم: ریشههای مداخلات صنف آخوند در جامعهٔ انسانی؛ جلسهٔ شانزدهم
🎤 #محمد_رضوانی
🔻#علی و فاطمه و هیچکس، در هیچکجا به غدیر برای حق حکومت خود استناد نمیکنند. بلکه علی یکجا فقط از ارجح بودن خودش از نظر شخصی خودش میگوید.
🔻نقد تفسيرهای بدون روش شیعه از آیه اکمال دین (۳ مائده)، از جمله #طباطبایی که به تحریفپذیری قرآن و کاذب بودن سخن دیگر قرآن که خدا آن را حفاظت میکند، میانجامد؛ و نوعی تفسیر فرقهگرایانه است و عقاید خود را میخواهد به زور به قرآن حقنه کند، و از انواع تناقضاتی که چنین کاری ایجاد میکند، باکی ندارد.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🎤 #محمد_رضوانی
🔻#علی و فاطمه و هیچکس، در هیچکجا به غدیر برای حق حکومت خود استناد نمیکنند. بلکه علی یکجا فقط از ارجح بودن خودش از نظر شخصی خودش میگوید.
🔻نقد تفسيرهای بدون روش شیعه از آیه اکمال دین (۳ مائده)، از جمله #طباطبایی که به تحریفپذیری قرآن و کاذب بودن سخن دیگر قرآن که خدا آن را حفاظت میکند، میانجامد؛ و نوعی تفسیر فرقهگرایانه است و عقاید خود را میخواهد به زور به قرآن حقنه کند، و از انواع تناقضاتی که چنین کاری ایجاد میکند، باکی ندارد.
.
#نقد_شیعه #غدیر
➖➖➖
🌾@Naqdagin