📓 آیا علی یک شخصیت واقعی در تاریخ بود؟
(معرفی کتابِ «آغاز ستایش علی و شکلگیری جهانبینی عباسیان» اثر ریموند دکوین)
✍️ #ب_بینیاز (مترجم این اثر تحقیقی)
(۲/۲)
۳- علی در منابع داستانی: کهنترین این منابع مربوط به سبئوس است که در کتابش به نام «تاریخ ارمنستان» که در ضمن «تاریخ هراکلیوس» نیز نامیده شده میباشد آمده است [سبئوس در سال ۶۴۵ میلادی به سمت اسقف ارتقا یافت]. اگرچه در این کتاب نام علی نیامده است ولی از «معاویه» سخن میرود که در آسورستان (سوریه) به قدرت میرسد. همانجا آمده است: «… زمانی که معاویه متوجه این حوادث شد مردانش را جمع کرد و به سوی کویر به راه افتاد و آن امیری را که خود او نصب کرده بود از پای در آورد.» دکوین مینویسد: «اگرچه در این جا نام «علی» نیامده است، ولی در روایات اسلامی معمولن از این نقطه آغاز میشود که نخستین «شاه» (مقتول) عثمان و شاه یا امیر دوم (جدید و شکست خورده) علی بوده است.» (ص ۴۱) دکوین سپس از منابع شناخته شده نقل قول میآورد. این منابع عبارت هستند از: «رویدادنگاری مارونی» (۶۵۷/۶۵۸ م)، «زندگینامه ماکسیموس کشیش» (۵۸۰- ۶۲۰ م)، «زندگینامه یوحنای دیلمی» (۶۶۰- ۷۳۸ م)، «رویدادنگاری دیر زوقنین در امیدا»، «وقایعنگاری تئوفانس» (مرگ ۸۱۸ م)، «رویدادنگاری گمنام سُریانی» (مربوط به سال ۸۱۹ م)، «کتاب تاریخ نویسنده ارمنی، لووند یا غوونت»، «کتابِ ابراهام بن داود» (مرگ ۱۱۸۰م)، «کتاب زندگیِ ربان هرمزد» (مرگ حدود ۶۷۰ م).
به هر رو، نویسنده با اتکا به این اسناد نشان میدهد که «علی» در این اسناد چگونه بازتاب مییابد و خواننده میتواند تصویری نسبتن روشن از فرآیند شکلگیری زندگینامه علی در احادیث اسلامی به دست بیاورد. اگر بخواهیم به زبان یان آسمن سخن بگوئیم این کتاب نشان میدهد که چگونه «خاطره» (Erinnerung/Memory) به «تاریخ» تبدیل میشود.
کتابِ «آغاز ستایش علی و شکلگیری جهانبینی عباسیان» تنها بررسی تاریخی- انتقادی از اسلام نیست، بلکه – از نگاه من- یک اعاده حیثیت تاریخی از «علی گنوسی» است، یعنی آن شخصیتِ عرفانی نمادین که بعدها مورد سوء استفاده حدیثنویسان اسلامی – به ویژه در دوره خلفای عباسی- قرار گرفت. این شخصیت عرفانی که در امالکتاب چونان خدا (ملک تعالی) حضور مییابد، به یک شخصیتِ زمینی بیملاحظه بدیل میشود [کشتار خوارج]؛ او از مضمونِ عرفانیاش تهی میشود و سرانجام شمشیرِ دولبِ خونافشانش هویت او را رقم میزند.
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📸 اینستاگرام
📻 پادكست
📽 یوتیوب
🌾@Naqdagin
(معرفی کتابِ «آغاز ستایش علی و شکلگیری جهانبینی عباسیان» اثر ریموند دکوین)
✍️ #ب_بینیاز (مترجم این اثر تحقیقی)
(۲/۲)
۳- علی در منابع داستانی: کهنترین این منابع مربوط به سبئوس است که در کتابش به نام «تاریخ ارمنستان» که در ضمن «تاریخ هراکلیوس» نیز نامیده شده میباشد آمده است [سبئوس در سال ۶۴۵ میلادی به سمت اسقف ارتقا یافت]. اگرچه در این کتاب نام علی نیامده است ولی از «معاویه» سخن میرود که در آسورستان (سوریه) به قدرت میرسد. همانجا آمده است: «… زمانی که معاویه متوجه این حوادث شد مردانش را جمع کرد و به سوی کویر به راه افتاد و آن امیری را که خود او نصب کرده بود از پای در آورد.» دکوین مینویسد: «اگرچه در این جا نام «علی» نیامده است، ولی در روایات اسلامی معمولن از این نقطه آغاز میشود که نخستین «شاه» (مقتول) عثمان و شاه یا امیر دوم (جدید و شکست خورده) علی بوده است.» (ص ۴۱) دکوین سپس از منابع شناخته شده نقل قول میآورد. این منابع عبارت هستند از: «رویدادنگاری مارونی» (۶۵۷/۶۵۸ م)، «زندگینامه ماکسیموس کشیش» (۵۸۰- ۶۲۰ م)، «زندگینامه یوحنای دیلمی» (۶۶۰- ۷۳۸ م)، «رویدادنگاری دیر زوقنین در امیدا»، «وقایعنگاری تئوفانس» (مرگ ۸۱۸ م)، «رویدادنگاری گمنام سُریانی» (مربوط به سال ۸۱۹ م)، «کتاب تاریخ نویسنده ارمنی، لووند یا غوونت»، «کتابِ ابراهام بن داود» (مرگ ۱۱۸۰م)، «کتاب زندگیِ ربان هرمزد» (مرگ حدود ۶۷۰ م).
به هر رو، نویسنده با اتکا به این اسناد نشان میدهد که «علی» در این اسناد چگونه بازتاب مییابد و خواننده میتواند تصویری نسبتن روشن از فرآیند شکلگیری زندگینامه علی در احادیث اسلامی به دست بیاورد. اگر بخواهیم به زبان یان آسمن سخن بگوئیم این کتاب نشان میدهد که چگونه «خاطره» (Erinnerung/Memory) به «تاریخ» تبدیل میشود.
کتابِ «آغاز ستایش علی و شکلگیری جهانبینی عباسیان» تنها بررسی تاریخی- انتقادی از اسلام نیست، بلکه – از نگاه من- یک اعاده حیثیت تاریخی از «علی گنوسی» است، یعنی آن شخصیتِ عرفانی نمادین که بعدها مورد سوء استفاده حدیثنویسان اسلامی – به ویژه در دوره خلفای عباسی- قرار گرفت. این شخصیت عرفانی که در امالکتاب چونان خدا (ملک تعالی) حضور مییابد، به یک شخصیتِ زمینی بیملاحظه بدیل میشود [کشتار خوارج]؛ او از مضمونِ عرفانیاش تهی میشود و سرانجام شمشیرِ دولبِ خونافشانش هویت او را رقم میزند.
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📸 اینستاگرام
📻 پادكست
📽 یوتیوب
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📓 آیا علی یک شخصیت واقعی در تاریخ بود؟
(معرفی کتابِ «آغاز ستایش علی و شکلگیری جهانبینی عباسیان» اثر ریموند دکوین)
✍️ #ب_بینیاز (داریوش)
✂️ معرفی كتاب
📓دانلود كتاب
🗄 پستهای مرتبط
#نقد_کتاب #بازاندیشی #اناره #نقد_شیعه #علی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
(معرفی کتابِ «آغاز ستایش علی و شکلگیری جهانبینی عباسیان» اثر ریموند دکوین)
✍️ #ب_بینیاز (داریوش)
✂️ معرفی كتاب
📓دانلود كتاب
🗄 پستهای مرتبط
#نقد_کتاب #بازاندیشی #اناره #نقد_شیعه #علی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
نقدآگین
@Naqdagin نامههایی برای محمد پیامبر.pdf
آغاز_ستایش_علی_و_شکلگیری_جهانبینی_عباسیان_@Naqdagn.pdf
14.5 MB
#کتاب
📓 آغاز ستایش علی و شکلگیری جهانبینی عباسیان
✍️نویسنده: ریموند دکوین
ترجمه: #ب_بینیاز (داریوش)
🔻فهرست:
۲- امّالکتاب
۳- استان گنوسیها (عارفان)
۴- آیا یک #علی تاریخی وجود دارد؟ (#سکه ها، فهرست حاکمان، منابع داستانی)
۵- روایات نخستین عربها: یک فرآیند
۵-۲- نتیجهگیری میانی: تاریخی که گم میشود.
۵-۳- اگر این تاریخنگاری نیست، پس چیست؟
۵-۴-تاریخ جعل میشود
۶- علیِ خشنود (#رضا): یک شاهزاده عباسی
۷- عباسیان همان امویان هستند
۷-۲- تبار انکار شده
۸- آغاز نوین از طریق بازنگری
۹- معمای محمد بن حنفیه (دوبار محمد)
۱۰- از خیمه جهانبینی سازان
۱۱- سادات به مثابه نوادگان عباسیان در یک آنالیز دی ان اس
تعداد صفحات: ۱۹۷
#اناره #بازاندیشی
#نقد_شیعه #خلافت_عباسی #سید
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📓 آغاز ستایش علی و شکلگیری جهانبینی عباسیان
✍️نویسنده: ریموند دکوین
ترجمه: #ب_بینیاز (داریوش)
🔻فهرست:
۲- امّالکتاب
۳- استان گنوسیها (عارفان)
۴- آیا یک #علی تاریخی وجود دارد؟ (#سکه ها، فهرست حاکمان، منابع داستانی)
۵- روایات نخستین عربها: یک فرآیند
۵-۲- نتیجهگیری میانی: تاریخی که گم میشود.
۵-۳- اگر این تاریخنگاری نیست، پس چیست؟
۵-۴-تاریخ جعل میشود
۶- علیِ خشنود (#رضا): یک شاهزاده عباسی
۷- عباسیان همان امویان هستند
۷-۲- تبار انکار شده
۸- آغاز نوین از طریق بازنگری
۹- معمای محمد بن حنفیه (دوبار محمد)
۱۰- از خیمه جهانبینی سازان
۱۱- سادات به مثابه نوادگان عباسیان در یک آنالیز دی ان اس
تعداد صفحات: ۱۹۷
#اناره #بازاندیشی
#نقد_شیعه #خلافت_عباسی #سید
➖➖➖
🌾@Naqdagin
نقدآگین
📸برشهایی از «نامههایی برای محمد پیامبر (پژوهشی بر ریشههای قرآن)» ✍️ #امین_قضایی 🔻نویسنده بیان میکند که اگر تنها آیات مکی را مد نظر قرار دهیم، قرآنی که در دست داریم در واقع مجموعهای از نامههاست که توسط فرقهای یهودی، به میسیونر مذهبیشان (محمد) ارسال…
📸برشهایی از «آیا علی یک شخصیت واقعی در تاریخ بود؟»
(معرفی کتابِ «آغاز ستایش علی و شکلگیری جهانبینی عباسیان» اثر ریموند دکوین به قلم مترجم)
✍️#ب_بینیاز (داریوش)
📓دانلود كتاب
➖➖➖
🌾@Naqdagin
(معرفی کتابِ «آغاز ستایش علی و شکلگیری جهانبینی عباسیان» اثر ریموند دکوین به قلم مترجم)
✍️#ب_بینیاز (داریوش)
📓دانلود كتاب
🗄 پست مرتبط
📻 قصهٔ عاشورا (جلسهٔ یکم)
📻 پنج تن آل عبا و پیش زمینههای اسطورهای آنها
📻 بررسی میزان دروغ و راست شخصیتهای اسلامیِ دو سدهٔ نخست اسلام
📻دو دستگی در آل محمد و آغاز پرستش علی
📻 روند شکلگیری منجی در ادیان ابراهیمی و شیعه
📻 دو علی و یک ایران در دادگاه (۱، ۲، ۳)
📻 قرآن سندی برای اثبات وجود محمد نیست!
📺 کمالحیدری: قرآن اصلی دست ما نیست!
📺 آیا طبق اسناد تاریخی-تمدنی پیامبری وجود داشتهاست؟
📺 مؤلفان قرآن («عیسی» و «انجیل» شاهدی برعدم الوهیت قرآن)
🔍آخرین امپراتور رومی، مهدی و اورشلیم
📕«شبستری سوم» يا «چرا عنوان "قرائت نبوی از جهان" را کنار گذاشتم؟»
📕آیا حسین بن علی بر حق بود؟
📕چرا دعای عرفه از حسين نمیتواند باشد؟
📕چرا بخش عرفانی نهجالبلاغه از علی نمیتواند باشد؟ (نهجالبلاغه در آینۀ قرآن)
.
#نقد_کتاب #بازنگری #نقد_شیعه #علی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📘#اهل_غلو و تبارشناسیِ ادعای «زبانِ خدا»
✍🏻 #ب_بینیاز (داریوش)
🍂 شیعهٔ دوازده امامی، از خرافیترین مذاهبِ جهان است و سخنان غالیانۀ منتسب به امام محمد باقر (به «ام الکتاب» رجوع کنید) و امام جعفر صادق («کتاب الهفت الشریف» یا «الهفت و الأظله»)، چراغ راهنما و قطبنمای شیعیانِ دوازده امامی است. با خواندن این دو کتاب، میتوان شیعۀ دوازده امامی را روی میز تشریح ایدئولوژیکی قرار داد و روح و روان آنها را «کالبد شکافی» کرد. ترجمۀ کتاب «الهفت الشریف» به پایان رسیده و بزودی آن را برای دوست و همکارم #محسن_بنائی میفرستم تا بر مبنای این دو کتاب، یک پیشگفتار روشنگرانه در این باره بر ترجمۀ این کتاب بنویسد.
🍂 کتاب «الهفت الشریف» در واقع مصاحبۀ مفضل جُعفی (مفضّل بن عمر) با امام جعفر صادق است.
🍂 چند جمله از کتاب «الهفت الشریف» تا خوانندگان بدانند که باورهای غالیانۀ شیعه دوازده امامی از کجا سرچشمه میگیرند و چرا حتا [برخی شیعیان] خود را از پیامبران و فرشتگان برتر میدانند؟ با خواندن این دو کتاب، میتوان بهگونهای مستند، به درونمایۀ این حزبِ [شیعه] دوازده امامی پی برد [شیعه یعنی حزب، دسته و گروه. بارها در کتاب «الهفت» از شیعه نه به عنوان یک مذهب، بلکه به عنوان گروه و دسته نام برده شدهاست].
.
.
.
🍂 وقتی کتاب «الهفت الشریف» نیز به اتمام رسید آن را به طور رایگان در اختیار خوانندگان علاقمند قرار خواهم داد.
#نقد_شیعه #نقد_کتاب #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #ب_بینیاز (داریوش)
🍂 شیعهٔ دوازده امامی، از خرافیترین مذاهبِ جهان است و سخنان غالیانۀ منتسب به امام محمد باقر (به «ام الکتاب» رجوع کنید) و امام جعفر صادق («کتاب الهفت الشریف» یا «الهفت و الأظله»)، چراغ راهنما و قطبنمای شیعیانِ دوازده امامی است. با خواندن این دو کتاب، میتوان شیعۀ دوازده امامی را روی میز تشریح ایدئولوژیکی قرار داد و روح و روان آنها را «کالبد شکافی» کرد. ترجمۀ کتاب «الهفت الشریف» به پایان رسیده و بزودی آن را برای دوست و همکارم #محسن_بنائی میفرستم تا بر مبنای این دو کتاب، یک پیشگفتار روشنگرانه در این باره بر ترجمۀ این کتاب بنویسد.
🍂 کتاب «الهفت الشریف» در واقع مصاحبۀ مفضل جُعفی (مفضّل بن عمر) با امام جعفر صادق است.
🍂 چند جمله از کتاب «الهفت الشریف» تا خوانندگان بدانند که باورهای غالیانۀ شیعه دوازده امامی از کجا سرچشمه میگیرند و چرا حتا [برخی شیعیان] خود را از پیامبران و فرشتگان برتر میدانند؟ با خواندن این دو کتاب، میتوان بهگونهای مستند، به درونمایۀ این حزبِ [شیعه] دوازده امامی پی برد [شیعه یعنی حزب، دسته و گروه. بارها در کتاب «الهفت» از شیعه نه به عنوان یک مذهب، بلکه به عنوان گروه و دسته نام برده شدهاست].
«ما امامان پردههای الله هستیم و براستی که الله از میان ما، رسولان خود را برای آفریدگانش برمیگزیند؛ البته تا زمانی که الله این را برای آفرینش خود لازم بداند. و اگر الله قصد کند که آفرینش خود را نابود سازد، آنگاه ما [امامان] را به سوی خود میبرد و اگر الله شروع به آفرینش دیگر کند، ما نخستین رسولان هستیم که برای پاسداری از این آفرینش فرستاده میشویم».
.
«در میان بندگان الله، ما ائمه زبان او هستیم که با آن سخن میگوید و دست او در آفرینش او هستیم و ما چهرۀ الله هستیم که بخشش از آن اوست و ما در میان ستایشگران او باقی خواهیم ماند تا زمانی که الله این نیاز تشخیص دهد».
.
«زیرا هر گاه الله یک آفریده نوینی به بار آورد ما به سوی آن آفریده فرود میآئیم و آن را آموزش و پرورش میدهیم و اگر الله برنامهای برای این آفریده داشته باشد آنگاه ما را به سوی خود فرامیخواند. آنگاه هر چه بخواهد انجام میدهد».
.
«ما امامان، برگزیدگان الله هستیم و هیچ چیز از دانش الله بر ما پوشیده نیست، چه در روی زمین، و چه در آسمان. ما دست و پهلوی [جنب/ور] الله هستیم، چهرۀ الله هستیم، چشمان الله هستیم و باورمند [مؤمن] به هر کجا که نگاه کند، ما را میبیند؛ اگر ما بخواهیم، الله نیز میخواهد و به کسی دیگر بجز مردم خودش چیزی نمیگوید».
🍂 وقتی کتاب «الهفت الشریف» نیز به اتمام رسید آن را به طور رایگان در اختیار خوانندگان علاقمند قرار خواهم داد.
#نقد_شیعه #نقد_کتاب #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📓معرفیِ کتابِ «ام الکتاب»
🖍 ویراستار: ولادیمیر ایوانف
🖋 #ترجمه: #ب_بینیاز (داریوش)
🍂 این کتاب، حداکثر به زمان هارونالرشید برمیگردد، یعنی اواخر سدۀ دوم هجری. این کتاب یکی از منابع باقیماندۀ جریانهای گنوسیِ (عرفانی) میانرودان و ایران است که بعدها به #اهل_غلو شیعه (گزافهگویان) شهرت یافتند. بنمایۀ این کتاب، علیرغمِ ذکر نامهای اسلامی چون محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین، گنوسی (عرفانی) است.
🍂 قدمت جریانهای گنوسی (عرفانی) بسیار طولانیتر از ادیان یکتاپرستی است. جهانبینی عرفانی، در مرتبۀ نخست بر «کیهانشناسی» استوار است و خدای آفریننده در ارتباط با «عناصر کیهانی» توضیح داده میشود.
🍂 از این رو، بدون درک «بودیسم» و همچنین «دستاوردهای علمی سومریان» در زمینۀ «کیهانشناسی»، فهمیدن دستگاه نظری عرفانی که بر میراث سومریان و بودیسم استوار شده، ناممکن است. سومریان (۳۰۰۰ تا ۲۱۱۵ پیش از میلاد) که در بسیاری حوزههای تمدن، از جمله کیهانشناسی، کارآمد بودند، توانستند با اتکا به دانش خود، سال را به ۱۲ ماه یا ۳۶۰ روز، روز را به دو بخشِ ۱۲ ساعته (شب و روز) تقسیمبندی کنند.
🍂 روش محاسبۀ سومریها، در دستگاه محاسباتی شصتگان بود. نظام شصتگانی یا دقیقتر گفته شود، عدد ۶۰، حاصل ضرب ۵ و ۱۲ است. همین دو عدد ۵ و ۱۲، بعدها در جریانهای گنوسی، به «اعداد مقدس» تبدیل شدند، ولی جالب این است که خود عدد ۱۲ نیز حاصل جمع دو عدد اول ۵ و ۷ است. عجیب نیست که گرایشهای عرفانی، از عدد ۵، ۵ نور الهی سازندۀ جهان را برداشت میکنند و جهان را به ۷ طبقه (آسمان) و زمان را به ۷ دور (Cycle time) تقسیم میکنند.
🍂 تقسیم کیهان به ۷ طبقه و ۷ دور زمانی (Cycle) نیز یکی دیگر از کشفیات سومریان بود. آنها نخستین کسانی بودند که کشف کردند خورشید در مرکز منظومه شمسی قرار دارد و ۶ سیاره را کشف کرده بودند: سیارهی تیر (Mercury)، ناهید (Venus)، زمین (Earth)، بهرام (Mars)، مشتری یا هرمز (Jupiter) و کیوان (Saturn) و این سیارهها در کنار ماه یا قمری که دور زمین میچرخد، یک سامان هفتگانه را تشکیل میدادند
🍂 جریانهای عرفانی در ایران و میانرودان، یک ابتکار دیگر انجام دادند: عدد مقدس ۷ را با عدد مقدس ۱۲ جمع کردند و از آن عدد اول ۱۹ را به دست آوردند. عدد اول ۱۹، عدد مقدس در اسلام، یا بهتر است گفته شود «عرفان اسلامی» است.
🍂 کسی که با قرآن آشنایی داشته باشد، میداند که نویسندگان قرآن، تلاش کردهاند تا سورهها و آیههای قرآن را بهگونه ای با عدد ۱۹ تنظیم کنند. موردی که در بعضی از بخشهای قرآن تظاهر میکند، ولی رویهمرفته، موفق نبودهاست؛ برای نمونه، آغاز سورههای قرآن، همیشه با «بسم الله الرحمن الرحیم» آغاز میشود که از ۱۹ حرف تشکیل شدهاست. موردی که در امالکتاب مورد پرسش قرار میگیرد و "باقرالعلم"، یعنی امام محمد باقر، که خود ظاهرن از گنوسیها بوده، بدان پاسخ میدهد.
🍂 «امالکتاب» تفسیر گنوسی از قرآن و جهان است. مانند مابقی آثار گنوسی، در اینجا نیز ۲ خدا وجود دارد، خدای عالم بزرگ و خدای عالم کوچک. در امالکتاب، خدای خالق، "ملک تعالی" نام دارد. همچنین جهان از ۵ نور الهی ساخته شدهاست که قالبهای انسانی این ۵ نور، محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین هستند.
🍂 اگرچه این ۵ تن، شخصیتهای اسلامی هستند، ولی در «امالکتاب»، اساسا بهگونهای نمادین معرفی میشوند. در کنار این عناصر گنوسی، ما با «حلول روح» یا بهتر بگوئیم «حلول روحالقدس در امامان» - یا دقیقتر گفته شود «امامان زمان»- روبرو هستیم؛ موردی که تحت تاثیر دین زروان (زروانیسم) ایرانی است که خالق جهان را "زمان بیکران" یا "صاحبِ زمان" (زروان) میداند. از سوی دیگر، مانند دیگر جریانات عرفانی، «دوآلیسم» (دوگانه گرایی/ ثنویت) مبنای حکمت و جهان بینی آنها را تشکیل میدهد: ماده در برابر روح، نور در برابر ظلمت، جسم در برابر روح و ...
📖 تعداد صفحات: ۱۳۸
⬅️ دانلود کتاب (اینجا)
#بازاندیشی #نقد_کتاب #نقد_شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🖍 ویراستار: ولادیمیر ایوانف
🖋 #ترجمه: #ب_بینیاز (داریوش)
🍂 این کتاب، حداکثر به زمان هارونالرشید برمیگردد، یعنی اواخر سدۀ دوم هجری. این کتاب یکی از منابع باقیماندۀ جریانهای گنوسیِ (عرفانی) میانرودان و ایران است که بعدها به #اهل_غلو شیعه (گزافهگویان) شهرت یافتند. بنمایۀ این کتاب، علیرغمِ ذکر نامهای اسلامی چون محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین، گنوسی (عرفانی) است.
🍂 قدمت جریانهای گنوسی (عرفانی) بسیار طولانیتر از ادیان یکتاپرستی است. جهانبینی عرفانی، در مرتبۀ نخست بر «کیهانشناسی» استوار است و خدای آفریننده در ارتباط با «عناصر کیهانی» توضیح داده میشود.
🍂 از این رو، بدون درک «بودیسم» و همچنین «دستاوردهای علمی سومریان» در زمینۀ «کیهانشناسی»، فهمیدن دستگاه نظری عرفانی که بر میراث سومریان و بودیسم استوار شده، ناممکن است. سومریان (۳۰۰۰ تا ۲۱۱۵ پیش از میلاد) که در بسیاری حوزههای تمدن، از جمله کیهانشناسی، کارآمد بودند، توانستند با اتکا به دانش خود، سال را به ۱۲ ماه یا ۳۶۰ روز، روز را به دو بخشِ ۱۲ ساعته (شب و روز) تقسیمبندی کنند.
🍂 روش محاسبۀ سومریها، در دستگاه محاسباتی شصتگان بود. نظام شصتگانی یا دقیقتر گفته شود، عدد ۶۰، حاصل ضرب ۵ و ۱۲ است. همین دو عدد ۵ و ۱۲، بعدها در جریانهای گنوسی، به «اعداد مقدس» تبدیل شدند، ولی جالب این است که خود عدد ۱۲ نیز حاصل جمع دو عدد اول ۵ و ۷ است. عجیب نیست که گرایشهای عرفانی، از عدد ۵، ۵ نور الهی سازندۀ جهان را برداشت میکنند و جهان را به ۷ طبقه (آسمان) و زمان را به ۷ دور (Cycle time) تقسیم میکنند.
🍂 تقسیم کیهان به ۷ طبقه و ۷ دور زمانی (Cycle) نیز یکی دیگر از کشفیات سومریان بود. آنها نخستین کسانی بودند که کشف کردند خورشید در مرکز منظومه شمسی قرار دارد و ۶ سیاره را کشف کرده بودند: سیارهی تیر (Mercury)، ناهید (Venus)، زمین (Earth)، بهرام (Mars)، مشتری یا هرمز (Jupiter) و کیوان (Saturn) و این سیارهها در کنار ماه یا قمری که دور زمین میچرخد، یک سامان هفتگانه را تشکیل میدادند
🍂 جریانهای عرفانی در ایران و میانرودان، یک ابتکار دیگر انجام دادند: عدد مقدس ۷ را با عدد مقدس ۱۲ جمع کردند و از آن عدد اول ۱۹ را به دست آوردند. عدد اول ۱۹، عدد مقدس در اسلام، یا بهتر است گفته شود «عرفان اسلامی» است.
🍂 کسی که با قرآن آشنایی داشته باشد، میداند که نویسندگان قرآن، تلاش کردهاند تا سورهها و آیههای قرآن را بهگونه ای با عدد ۱۹ تنظیم کنند. موردی که در بعضی از بخشهای قرآن تظاهر میکند، ولی رویهمرفته، موفق نبودهاست؛ برای نمونه، آغاز سورههای قرآن، همیشه با «بسم الله الرحمن الرحیم» آغاز میشود که از ۱۹ حرف تشکیل شدهاست. موردی که در امالکتاب مورد پرسش قرار میگیرد و "باقرالعلم"، یعنی امام محمد باقر، که خود ظاهرن از گنوسیها بوده، بدان پاسخ میدهد.
🍂 «امالکتاب» تفسیر گنوسی از قرآن و جهان است. مانند مابقی آثار گنوسی، در اینجا نیز ۲ خدا وجود دارد، خدای عالم بزرگ و خدای عالم کوچک. در امالکتاب، خدای خالق، "ملک تعالی" نام دارد. همچنین جهان از ۵ نور الهی ساخته شدهاست که قالبهای انسانی این ۵ نور، محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین هستند.
🍂 اگرچه این ۵ تن، شخصیتهای اسلامی هستند، ولی در «امالکتاب»، اساسا بهگونهای نمادین معرفی میشوند. در کنار این عناصر گنوسی، ما با «حلول روح» یا بهتر بگوئیم «حلول روحالقدس در امامان» - یا دقیقتر گفته شود «امامان زمان»- روبرو هستیم؛ موردی که تحت تاثیر دین زروان (زروانیسم) ایرانی است که خالق جهان را "زمان بیکران" یا "صاحبِ زمان" (زروان) میداند. از سوی دیگر، مانند دیگر جریانات عرفانی، «دوآلیسم» (دوگانه گرایی/ ثنویت) مبنای حکمت و جهان بینی آنها را تشکیل میدهد: ماده در برابر روح، نور در برابر ظلمت، جسم در برابر روح و ...
📖 تعداد صفحات: ۱۳۸
⬅️ دانلود کتاب (اینجا)
#بازاندیشی #نقد_کتاب #نقد_شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
امالکتاب. @Naqdagin.pdf
1.3 MB
📓ام الکتاب
🖍 ویراستار: ولادیمیر ایوانف
🖋 #ترجمه: #ب_بینیاز (داریوش)
🍂 این کتاب، حداکثر به زمان هارونالرشید برمیگردد، یعنی اواخر سدۀ دوم هجری. این کتاب یکی از منابع باقیماندۀ جریانهای گنوسیِ (عرفانی) میانرودان و ایران است که بعدها به #اهل_غلو شیعه (گزافهگویان) شهرت یافتند. بنمایۀ این کتاب، علیرغمِ ذکر نامهای اسلامی چون محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین، گنوسی (عرفانی) است.
🍂 قدمت جریانهای گنوسی (عرفانی) بسیار طولانیتر از ادیان یکتاپرستی است. جهانبینی عرفانی، در مرتبۀ نخست بر «کیهانشناسی» استوار است و خدای آفریننده در ارتباط با «عناصر کیهانی» توضیح داده میشود.
📖 تعداد صفحات: ۱۳۸
⬅️ ادامۀ معرفی #کتاب (اینجا)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🖍 ویراستار: ولادیمیر ایوانف
🖋 #ترجمه: #ب_بینیاز (داریوش)
🍂 این کتاب، حداکثر به زمان هارونالرشید برمیگردد، یعنی اواخر سدۀ دوم هجری. این کتاب یکی از منابع باقیماندۀ جریانهای گنوسیِ (عرفانی) میانرودان و ایران است که بعدها به #اهل_غلو شیعه (گزافهگویان) شهرت یافتند. بنمایۀ این کتاب، علیرغمِ ذکر نامهای اسلامی چون محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین، گنوسی (عرفانی) است.
🍂 قدمت جریانهای گنوسی (عرفانی) بسیار طولانیتر از ادیان یکتاپرستی است. جهانبینی عرفانی، در مرتبۀ نخست بر «کیهانشناسی» استوار است و خدای آفریننده در ارتباط با «عناصر کیهانی» توضیح داده میشود.
📖 تعداد صفحات: ۱۳۸
⬅️ ادامۀ معرفی #کتاب (اینجا)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘 #سادات بهمثابه «نوادگان عباسیان» در یک آنالیز دی ان اس
— فصل یازدهم از کتاب «آغاز ستایش علی و شکلگیری جهانبینی عباسیان»
✍🏻 #ریموند_دکوین
🖊 #ترجمه: #ب_بینیاز (داریوش)
#نقد_شیعه #چیستا
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— فصل یازدهم از کتاب «آغاز ستایش علی و شکلگیری جهانبینی عباسیان»
✍🏻 #ریموند_دکوین
🖊 #ترجمه: #ب_بینیاز (داریوش)
#نقد_شیعه #چیستا
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
آغاز_ستایش_علی_و_شکلگیری_جهانبینی_عباسیان.pdf
2.1 MB
📓آغاز ستایش علی و شکلگیری جهانبینی عباسیان
✍🏻 #ریموند_دکوین
🖊 #ترجمه: #ب_بینیاز (داریوش)
📒صفحات: ۱۹۸ صفحه
🔻فهرست
۲- امالکتاب
۳- استان گنوسیها (عارفان)
۴- آیا یک علی تاریخی وجود دارد؟ (سکهها، فهرست حاکمان، منابع داستانی)
۵- روایات نخستین عربها: یک فرآیند
۵.۲- نتیجهگیری میانی: تاریخی که گم میشود.
۵.۳- اگر این تاریخنگاری نیست، پس چیست؟
۵.۴- تاریخ جعل میشود
۶- علیِ خشنود (#الرضا): یک شاهزاده عباسی
۷- عباسیان همان امویان هستند
۷.۲- تبار انکار شده
۸- آغاز نوین از طریق بازنگری
۹- معمای محمد بن حنفیه (دوبار محمد)
۱۰- از خیمه جهانبینی سازان
۱۱- #سادات بهمثابه نوادگان عباسیان در یک آنالیز دی ان اس
#کتاب #نقد_شیعه #بازاندیشی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #ریموند_دکوین
🖊 #ترجمه: #ب_بینیاز (داریوش)
📒صفحات: ۱۹۸ صفحه
🔻فهرست
۲- امالکتاب
۳- استان گنوسیها (عارفان)
۴- آیا یک علی تاریخی وجود دارد؟ (سکهها، فهرست حاکمان، منابع داستانی)
۵- روایات نخستین عربها: یک فرآیند
۵.۲- نتیجهگیری میانی: تاریخی که گم میشود.
۵.۳- اگر این تاریخنگاری نیست، پس چیست؟
۵.۴- تاریخ جعل میشود
۶- علیِ خشنود (#الرضا): یک شاهزاده عباسی
۷- عباسیان همان امویان هستند
۷.۲- تبار انکار شده
۸- آغاز نوین از طریق بازنگری
۹- معمای محمد بن حنفیه (دوبار محمد)
۱۰- از خیمه جهانبینی سازان
۱۱- #سادات بهمثابه نوادگان عباسیان در یک آنالیز دی ان اس
#کتاب #نقد_شیعه #بازاندیشی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📓آیا علی یک شخصیت واقعی در تاریخ بود؟
— پیرامون «آغاز ستایش علی و شکلگیری جهانبینی عباسیان»
(۱/۲)
✍🏻 #ب_بینیاز (داریوش)
🔻آیا علی یک شخصیت واقعی در تاریخ بود؟ این پرسشی است که نویسنده در برابر خود مینهد و تلاش می کند تا با اتکا به اسناد شناخته شده تاکنونی به آن پاسخ بدهد.
🍂 ریموند دکوین به روشنی نشان میدهد که از چه زمان نام علی در تاریخ به ثبت رسیده است؛ او همچنین روشن میکند که علی نه یک شخصیت زمینی بلکه یک شخصیت نمادین عرفانی (گنوسی) بوده است که چندین دهه پس از حاکمیت اعراب، آرام آرام از یک زندگینامهی زمینی برخوردار شد. تمامی جنگ ها و کشتاری که به این شخصیت نمادین عرفانی نسبت میدهند فراوردهی دهههای بعدی به ویژه عصرِ خلفای عباسی هستند.
🍂 برای نمونه یکی از لقبهای عرفانی علی، «ابوتراب» بود که به معنیِ «پدر زمین / پدر خاک» است. این کُنیهی عرفانی در حقیقت به معنیِ «آفریننده زمین» میباشد: یعنی «علی چونان خدا، آفریننده زمین» است. در کتابهایی مانند سیره محمد از «ابن هشام»، «السیره الحلبیه» و «انساب الاشراف» داستانی بس مضحک سر همبندی شدهاست. آمدهاست: هرگاه فاطمه همسر علی با علی مشاجره و دعوا میکرد، علی از فرطِ عصبانیت به کوچه میرفت و روی سر خود خاک میریخت. به همین دلیل، لقب «ابوتراب» را بر او نهادند. البته بعدها راویانِ دیگر، قصهی بیپایهی دیگری اختراع کردند و نوشتند که در جریان جنگِ «ذی العشیره» طایفه بنی مدلج از پیامبر و همراهانشان که علی نیز حضور داشت، استقبال خوبی به عمل آورد و چند روزی مهمان این طایفه بودند. در یکی از این روزها بود که محمد این لقب را به علی میدهد. راویان از زبانِ یک شخصیتِ احتمالن ساختگی به نام ابویقظان عمار آوردهاند که:
🍂 بگذریم! از سوی دیگر یکی دیگر از پیچیدگیها، خودِ نام «علی» است. این نام نمیتواند یک نام عربی باشد؛ زیرا ما تاکنون با کسی پیش از اسلام برخورد نکردهایم که نامش علی باشد، حتا سه چهار دهه پس از «اسلام» کسی این نام را بر فرزندِ پسر خود نمینهاد. نام علی – که به احتمال زیاد ساختهی عارفان ایرانی و میانرودان است- در آغاز به معنی «مرد بیگانه» به کار میرفت [احتمالن ساخته شده از «ال / عِل» El (آرامی) به معنی خدا و «ی» نسبت فارسی]. (۱) مفهومِ «مردِ بیگانه» از ادبیات دینی مندائیان سرچشمه میگیرد. در این باره، مندائیان بر این اعتقاد بودند که در هر دورهی تاریخی «مردی بیگانه خواهد آمد و برای رستگاری جهان تلاش خواهد کرد. رستگارگری که خود باید رستگار شود یعنی دردها و مشقتها بزرگ جهان را تحمل کند». همان گونه که بر همه روشن است، مندائیان – که در خوزستان به آنها صُبی میگویند- یکتاپرست نبودند؛ آنها یکی از کهنترین جریانهای گنوسی هستند، با این وجود در قرآن به عنوان «صابئین و صاحبِ کتاب» معرفی شدهاند. این که چرا یک دین یکتاپرستِ سفت و سخت (اسلام) یک جریان گنوسی مانند مندائیان را همردیف خود میکند، پرسش دیگریست.
🔻ریموند دکوین در رسالۀ خود نشان میدهد که:
۱- در چه زمانی نام علی بر سکهها آمدهاست: نخستین بار در سال ۱۲۷ به اصطلاح هجری (۷۴۵/۷۴۶ م) شعارِ «بن علی آل کرمانی» بر سکهها زده شد و دومین بار در سال ۲۰۲-۲۰۵ هجری (۸۱۷-۸۳۳) که البته مورد اخیر در ارتباط با سکههاییست که با نام علی الرضا (امام هشتم شیعیان دوازده امامی) آمده است: علی ابن موسا ابن علی ابن ابی طالب.
۲- عدم وجود علی در فهرست حاکمان: «سه فهرست به زبان سُریانی باقی مانده است که تا سالهای ۷۰۵، ۷۲۴ و ۷۷۵ پیش میروند و یک فهرست به زبان یونانی موجود است که تا سال ۸۱۸ ادامه مییابد. در هیچ کدام از این فهرستها، نام علی نیامده است» (ص ۳۳). دکوین این منابع و بخشهای مربوطه را در کتاب خود آورده است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— پیرامون «آغاز ستایش علی و شکلگیری جهانبینی عباسیان»
(۱/۲)
✍🏻 #ب_بینیاز (داریوش)
🔻آیا علی یک شخصیت واقعی در تاریخ بود؟ این پرسشی است که نویسنده در برابر خود مینهد و تلاش می کند تا با اتکا به اسناد شناخته شده تاکنونی به آن پاسخ بدهد.
🍂 ریموند دکوین به روشنی نشان میدهد که از چه زمان نام علی در تاریخ به ثبت رسیده است؛ او همچنین روشن میکند که علی نه یک شخصیت زمینی بلکه یک شخصیت نمادین عرفانی (گنوسی) بوده است که چندین دهه پس از حاکمیت اعراب، آرام آرام از یک زندگینامهی زمینی برخوردار شد. تمامی جنگ ها و کشتاری که به این شخصیت نمادین عرفانی نسبت میدهند فراوردهی دهههای بعدی به ویژه عصرِ خلفای عباسی هستند.
🍂 برای نمونه یکی از لقبهای عرفانی علی، «ابوتراب» بود که به معنیِ «پدر زمین / پدر خاک» است. این کُنیهی عرفانی در حقیقت به معنیِ «آفریننده زمین» میباشد: یعنی «علی چونان خدا، آفریننده زمین» است. در کتابهایی مانند سیره محمد از «ابن هشام»، «السیره الحلبیه» و «انساب الاشراف» داستانی بس مضحک سر همبندی شدهاست. آمدهاست: هرگاه فاطمه همسر علی با علی مشاجره و دعوا میکرد، علی از فرطِ عصبانیت به کوچه میرفت و روی سر خود خاک میریخت. به همین دلیل، لقب «ابوتراب» را بر او نهادند. البته بعدها راویانِ دیگر، قصهی بیپایهی دیگری اختراع کردند و نوشتند که در جریان جنگِ «ذی العشیره» طایفه بنی مدلج از پیامبر و همراهانشان که علی نیز حضور داشت، استقبال خوبی به عمل آورد و چند روزی مهمان این طایفه بودند. در یکی از این روزها بود که محمد این لقب را به علی میدهد. راویان از زبانِ یک شخصیتِ احتمالن ساختگی به نام ابویقظان عمار آوردهاند که:
«آنگاه که مردم بنی مدلج از ما پذیرایی میکردند من به همراه علی (ع)، برای دیدن نخلهای بنی مدلج به نخلستانشان رفتیم و در آنجا پس از مدتی گشت و گذار بر روی خاک خوابیدیم تا آن که رسول خدا (ص) آمد و علی را با کنیه ابوتراب صدا زد.» به عبارتی چون علی «روی خاک خوابیده بود»، رسول خدا، به او این لقب یا کُنیه باشکوه را داد!».🔺بیمنطقی این قصه کمتر از قصهی دعوای فاطمه با علی نیست.
🍂 بگذریم! از سوی دیگر یکی دیگر از پیچیدگیها، خودِ نام «علی» است. این نام نمیتواند یک نام عربی باشد؛ زیرا ما تاکنون با کسی پیش از اسلام برخورد نکردهایم که نامش علی باشد، حتا سه چهار دهه پس از «اسلام» کسی این نام را بر فرزندِ پسر خود نمینهاد. نام علی – که به احتمال زیاد ساختهی عارفان ایرانی و میانرودان است- در آغاز به معنی «مرد بیگانه» به کار میرفت [احتمالن ساخته شده از «ال / عِل» El (آرامی) به معنی خدا و «ی» نسبت فارسی]. (۱) مفهومِ «مردِ بیگانه» از ادبیات دینی مندائیان سرچشمه میگیرد. در این باره، مندائیان بر این اعتقاد بودند که در هر دورهی تاریخی «مردی بیگانه خواهد آمد و برای رستگاری جهان تلاش خواهد کرد. رستگارگری که خود باید رستگار شود یعنی دردها و مشقتها بزرگ جهان را تحمل کند». همان گونه که بر همه روشن است، مندائیان – که در خوزستان به آنها صُبی میگویند- یکتاپرست نبودند؛ آنها یکی از کهنترین جریانهای گنوسی هستند، با این وجود در قرآن به عنوان «صابئین و صاحبِ کتاب» معرفی شدهاند. این که چرا یک دین یکتاپرستِ سفت و سخت (اسلام) یک جریان گنوسی مانند مندائیان را همردیف خود میکند، پرسش دیگریست.
🔻ریموند دکوین در رسالۀ خود نشان میدهد که:
۱- در چه زمانی نام علی بر سکهها آمدهاست: نخستین بار در سال ۱۲۷ به اصطلاح هجری (۷۴۵/۷۴۶ م) شعارِ «بن علی آل کرمانی» بر سکهها زده شد و دومین بار در سال ۲۰۲-۲۰۵ هجری (۸۱۷-۸۳۳) که البته مورد اخیر در ارتباط با سکههاییست که با نام علی الرضا (امام هشتم شیعیان دوازده امامی) آمده است: علی ابن موسا ابن علی ابن ابی طالب.
۲- عدم وجود علی در فهرست حاکمان: «سه فهرست به زبان سُریانی باقی مانده است که تا سالهای ۷۰۵، ۷۲۴ و ۷۷۵ پیش میروند و یک فهرست به زبان یونانی موجود است که تا سال ۸۱۸ ادامه مییابد. در هیچ کدام از این فهرستها، نام علی نیامده است» (ص ۳۳). دکوین این منابع و بخشهای مربوطه را در کتاب خود آورده است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📓آیا علی یک شخصیت واقعی در تاریخ بود؟
— پیرامون «آغاز ستایش علی و شکلگیری جهانبینی عباسیان»
(۲/۲)
✍🏻 #ب_بینیاز (داریوش)
۳- علی در منابع داستانی: کهنترین این منابع مربوط به سبئوس است که در کتابش به نام «تاریخ ارمنستان» که در ضمن «تاریخ هراکلیوس» نیز نامگذاری شده، میباشد، آمده است [سبئوس در سال ۶۴۵ میلادی به سمت اسقف ارتقا یافت]. اگرچه در این کتاب نام علی نیامده است ولی از «معاویه» سخن میرود که در آسورستان (سوریه) به قدرت میرسد. همانجا آمده است:
.
🔻دکوین مینویسد:
.
🔺دکوین سپس از منابع شناخته شده نقل قول میآورد. این منابع عبارت هستند از: «رویدادنگاری مارونی» (۶۵۷/۶۵۸ م)، «زندگینامه ماکسیموس کشیش» (۵۸۰- ۶۲۰ م)، «زندگینامه یوحنای دیلمی» (۶۶۰- ۷۳۸ م)، «رویدادنگاری دیر زوقنین در امیدا»، «وقایعنگاری تئوفانس» (مرگ ۸۱۸ م)، «رویدادنگاری گمنام سُریانی» (مربوط به سال ۸۱۹ م)، «کتاب تاریخ نویسنده ارمنی، لووند یا غوونت»، «کتابِ ابراهام بن داود» (مرگ ۱۱۸۰م)، «کتاب زندگیِ ربان هرمزد» (مرگ حدود ۶۷۰ م).
🍂 به هر رو، نویسنده با اتکا به این اسناد نشان میدهد که «علی» در این اسناد چگونه بازتاب مییابد و خواننده میتواند تصویری نسبتن روشن از فرآیند شکلگیری زندگینامه علی در احادیث اسلامی به دست بیاورد. اگر بخواهیم به زبان یان آسمن سخن بگوئیم این کتاب نشان میدهد که چگونه «خاطره» (Erinnerung/Memory) به «تاریخ» تبدیل میشود.
🍂 کتابِ «آغاز ستایش علی و شکلگیری جهانبینی عباسیان» تنها بررسی تاریخی- انتقادی از اسلام نیست، بلکه – از نگاه من- یک اعاده حیثیت تاریخی از «علی گنوسی» است، یعنی آن شخصیتِ عرفانی نمادین که بعدها مورد سوء استفاده حدیثنویسان اسلامی – به ویژه در دوره خلفای عباسی- قرار گرفت. این شخصیت عرفانی که در امالکتاب چونان خدا (ملک تعالی) حضور مییابد، به یک شخصیتِ زمینی بی ملاحظه بدیل میشود [کشتار خوارج]؛ او از مضمونِ عرفانیاش تهی میشود و سرانجام شمشیرِ دولبِ خونافشانش هویت او را رقم میزند.
#نقد_کتاب #نقد_شیعه
#بازاندیشی #علی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— پیرامون «آغاز ستایش علی و شکلگیری جهانبینی عباسیان»
(۲/۲)
✍🏻 #ب_بینیاز (داریوش)
۳- علی در منابع داستانی: کهنترین این منابع مربوط به سبئوس است که در کتابش به نام «تاریخ ارمنستان» که در ضمن «تاریخ هراکلیوس» نیز نامگذاری شده، میباشد، آمده است [سبئوس در سال ۶۴۵ میلادی به سمت اسقف ارتقا یافت]. اگرچه در این کتاب نام علی نیامده است ولی از «معاویه» سخن میرود که در آسورستان (سوریه) به قدرت میرسد. همانجا آمده است:
«… زمانی که معاویه متوجه این حوادث شد مردانش را جمع کرد و به سوی کویر به راه افتاد و آن امیری را که خود او نصب کرده بود از پای در آورد»
.
🔻دکوین مینویسد:
«اگرچه در این جا نام «علی» نیامده است، ولی در روایات اسلامی معمولن از این نقطه آغاز میشود که نخستین «شاه» (مقتول) عثمان و شاه یا امیر دوم (جدید و شکست خورده) علی بوده است» (ص ۴۱)
.
🔺دکوین سپس از منابع شناخته شده نقل قول میآورد. این منابع عبارت هستند از: «رویدادنگاری مارونی» (۶۵۷/۶۵۸ م)، «زندگینامه ماکسیموس کشیش» (۵۸۰- ۶۲۰ م)، «زندگینامه یوحنای دیلمی» (۶۶۰- ۷۳۸ م)، «رویدادنگاری دیر زوقنین در امیدا»، «وقایعنگاری تئوفانس» (مرگ ۸۱۸ م)، «رویدادنگاری گمنام سُریانی» (مربوط به سال ۸۱۹ م)، «کتاب تاریخ نویسنده ارمنی، لووند یا غوونت»، «کتابِ ابراهام بن داود» (مرگ ۱۱۸۰م)، «کتاب زندگیِ ربان هرمزد» (مرگ حدود ۶۷۰ م).
🍂 به هر رو، نویسنده با اتکا به این اسناد نشان میدهد که «علی» در این اسناد چگونه بازتاب مییابد و خواننده میتواند تصویری نسبتن روشن از فرآیند شکلگیری زندگینامه علی در احادیث اسلامی به دست بیاورد. اگر بخواهیم به زبان یان آسمن سخن بگوئیم این کتاب نشان میدهد که چگونه «خاطره» (Erinnerung/Memory) به «تاریخ» تبدیل میشود.
🍂 کتابِ «آغاز ستایش علی و شکلگیری جهانبینی عباسیان» تنها بررسی تاریخی- انتقادی از اسلام نیست، بلکه – از نگاه من- یک اعاده حیثیت تاریخی از «علی گنوسی» است، یعنی آن شخصیتِ عرفانی نمادین که بعدها مورد سوء استفاده حدیثنویسان اسلامی – به ویژه در دوره خلفای عباسی- قرار گرفت. این شخصیت عرفانی که در امالکتاب چونان خدا (ملک تعالی) حضور مییابد، به یک شخصیتِ زمینی بی ملاحظه بدیل میشود [کشتار خوارج]؛ او از مضمونِ عرفانیاش تهی میشود و سرانجام شمشیرِ دولبِ خونافشانش هویت او را رقم میزند.
#نقد_کتاب #نقد_شیعه
#بازاندیشی #علی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘قرآن از دیدگاه ریاضی
(۱/۲)
✍🏻 باربارا کوستر
🍂 از آغاز این سده، جهانِ اسلامشناسان دچار دگرگونی شده است. یک نورسیده[۲] که خود را کریستف لوکزنبرگ مینامد – نامی که یادی جسورانه از گئورگ کریستف لیشتنبرگ، روح عصیانگر روشنگری است – کتابی بنیان برانداز ارایه کرد مبنی بر این که بخشهای بزرگی از قرآن مسیحی بوده و اساساً به زبان سُریانی نوشته شده بودند.
🍂 اگر تاکنون اسلامشناسان در هماهنگی و سازگاری با سنت و پیشفرضهای علمای اسلامی پژوهشهای خود را پیش میبردند و بدون شک و تردید قرآن را به عنوان مهمترین متن به زبان عربی میدانستند، امروز نیز، اگرچه هنوز اکثریتِ اسلامپژوهان بر همین باور هستند، ولی دیگر نمیتوانند به آسانی از این چالش نوین شانه خالی کنند.
🍂 طبعاً این چالش آزاردهنده برای اسلامپژوهان سنتی کم نخواهد شد، زیرا یک صدا و نگاه دیگر به این مجموعه اضافه شده است؛ این نگاه نوین به ویژه آن کسانی را مورد خطاب قرار میدهد که با روشهای پژوهشی کلاسیکِ علوم انسانی مانند فلسفه و هرمنوتیک با احتیاط و فاصله برخورد میکنند و تأکیدشان بر سنجش و راستیآزمایی علمی میباشد. به کارگیری ریاضیات در قرآن پژوهشی که با اسلامشناسی و تاریخشناسی نیز گره خورده یک پدیدۀ نوین است.
🔻جی. جی. والتر، مهندس فرانسوی، متولد ۱۹۳۲، در سال ۲۰۱۳، به عبارتی در سن نسبتاً بالا، یک تز دکترا ارایه داد و خلاصهای از آن را تدوین کرد و به زبان انگلیسی در جلد نوین [جلد ۸] سلسله کتابهای گروه اناره که یک مجموعه از اسلامپژوهان با روش تاریخی – انتقادی را در برمیگیرد و کریستف لوکزنبرگ نیز به آن تعلق دارد، انتشار داد. بعضی از نتایج او را که در این جا بدون کم و کاست بازگو خواهم کرد، حتا کسانی را که به منتقدان دوآتشۀ قرآن تعلق دارند، شگفتزده خواهند کرد:
۱. والتر از روش «تحلیل دادههای متن»[۳] [ای تی دی] که ارتش و سازمانهای اطلاعاتی از آن استفاده میکنند، و امتحان خود را در تحلیل متون کلاسیک بخوبی پس داده است، بهره گرفته است. در متن خلاصهشده، والتر اشارههایی به مبانی ریاضی این روش میکند ولی تأکید خود را بر نتایج کارش میگذارد.
🍂 به وسیلۀ ای تی دی میتوان «هویت یک متن»[۴] را تعیین کرد. البته ابزارهایی مانند «واژهشناسی» که برای تفتیش ایمیلها به کار گرفته میشوند تا پیامهای مشکوک را فیلتر کنند، برای این کار کفایت نمیکنند. باید به لایۀ تکنگارهها[۵] وارد شد یعنی تعداد حروف و پیوند حروف با یکدیگر، ارقام، علائم نقطهگذاری و غیره تحلیل شوند.
🍂 برای نمونه یک متن از مارسل پروست از جملههای بسیار طولانی برخوردار است و تعداد نقطهها در پایان یک جمله[۶]، در این جا در هر هزار حرف، بسیار کمتر از هر نویسندۀ دیگر است. این تعدادِ کم نویسهوارهها یک «شاهد» است که پروست نویسندۀ آن سطور بوده است. اگر ما چندین نمونه از این «شواهد» داشته باشیم، در بهترین حالت سدها نمونه، آن گاه با قطعیت میتوان گفت که امضاء [هویت] این متن چیست. والتر میگوید امضاء یک متن به اصطلاح دی ان آ [DNA] آن متن است. با دی ان آ میتوان یک فرد را از انسانهای دیگر بازشناخت (طبعاً به جز چند قلوها) و با امضاء نیز میتوان نویسندۀ یک متن را تشخیص داد. بدین وسیله میتوان روشن کرد که احتمالاً چند نویسنده در نگارش یک متن سهیم بودهاند. حال به سراغ قرآن برویم.
🍂 فرای ایمان مسلمانان که قرآن را کلام مستقیم الله و محمد را اعلامگر آن میدانند، کارشناسان و غیرکارشناسان فراوانی وجود دارند که نه قرآن را کلام خدا میدانند و نه محمد را نویسندۀ آن. از دیدگاه اسلامشناسی رسمی، محمد بانی قرآن بوده و منتقدان اسلام نیز آن را به عنوان پیشفرض نقد خود قرار میدهند. این که محمد آورندۀ قرآن بوده هنوز مورد توافق اسلامشناسی رسمی است و برای منتقدان اسلام هم به عنوان یک پیشفرض [نقد] قرار میگیرد. حتا در این محافل هم قابل تصور نیست که به جز محمد کسی دیگر در نگارش قرآن سهیم بوده باشد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻 باربارا کوستر
مترجم: #ب_بینیاز (داریوش)***
توضیحات: دکتر #محسن_بنائی
یک توضیح: پس از ترجمۀ این مقاله که در واقع معرفی یک کتاب به نام «نظریۀ کُد ریاضی»[۱] است، متوجه شدم که در این جا به برخی از مفاهیم تخصصی و کلیدی در فقه اسلامی اشاره شده است که روشن کردن آنها کمک بزرگی به درک این نوشتۀ کوتاه میکند.
از دوست عزیز و همکارم دکتر محسن بنائی (مزدک بامدادان) خواهش کردم که وظیفۀ نگارش این توضیحات را بر عهده بگیرد.
توضیحات کلامی که در زیرنویس آمدهاند با [مزدک بامدادان] مشخص شدهاند تا از مابقی که مستقیماً به ترجمه مربوط هستند تفکیک شوند.
🍂 از آغاز این سده، جهانِ اسلامشناسان دچار دگرگونی شده است. یک نورسیده[۲] که خود را کریستف لوکزنبرگ مینامد – نامی که یادی جسورانه از گئورگ کریستف لیشتنبرگ، روح عصیانگر روشنگری است – کتابی بنیان برانداز ارایه کرد مبنی بر این که بخشهای بزرگی از قرآن مسیحی بوده و اساساً به زبان سُریانی نوشته شده بودند.
🍂 اگر تاکنون اسلامشناسان در هماهنگی و سازگاری با سنت و پیشفرضهای علمای اسلامی پژوهشهای خود را پیش میبردند و بدون شک و تردید قرآن را به عنوان مهمترین متن به زبان عربی میدانستند، امروز نیز، اگرچه هنوز اکثریتِ اسلامپژوهان بر همین باور هستند، ولی دیگر نمیتوانند به آسانی از این چالش نوین شانه خالی کنند.
🍂 طبعاً این چالش آزاردهنده برای اسلامپژوهان سنتی کم نخواهد شد، زیرا یک صدا و نگاه دیگر به این مجموعه اضافه شده است؛ این نگاه نوین به ویژه آن کسانی را مورد خطاب قرار میدهد که با روشهای پژوهشی کلاسیکِ علوم انسانی مانند فلسفه و هرمنوتیک با احتیاط و فاصله برخورد میکنند و تأکیدشان بر سنجش و راستیآزمایی علمی میباشد. به کارگیری ریاضیات در قرآن پژوهشی که با اسلامشناسی و تاریخشناسی نیز گره خورده یک پدیدۀ نوین است.
🔻جی. جی. والتر، مهندس فرانسوی، متولد ۱۹۳۲، در سال ۲۰۱۳، به عبارتی در سن نسبتاً بالا، یک تز دکترا ارایه داد و خلاصهای از آن را تدوین کرد و به زبان انگلیسی در جلد نوین [جلد ۸] سلسله کتابهای گروه اناره که یک مجموعه از اسلامپژوهان با روش تاریخی – انتقادی را در برمیگیرد و کریستف لوکزنبرگ نیز به آن تعلق دارد، انتشار داد. بعضی از نتایج او را که در این جا بدون کم و کاست بازگو خواهم کرد، حتا کسانی را که به منتقدان دوآتشۀ قرآن تعلق دارند، شگفتزده خواهند کرد:
۱. والتر از روش «تحلیل دادههای متن»[۳] [ای تی دی] که ارتش و سازمانهای اطلاعاتی از آن استفاده میکنند، و امتحان خود را در تحلیل متون کلاسیک بخوبی پس داده است، بهره گرفته است. در متن خلاصهشده، والتر اشارههایی به مبانی ریاضی این روش میکند ولی تأکید خود را بر نتایج کارش میگذارد.
🍂 به وسیلۀ ای تی دی میتوان «هویت یک متن»[۴] را تعیین کرد. البته ابزارهایی مانند «واژهشناسی» که برای تفتیش ایمیلها به کار گرفته میشوند تا پیامهای مشکوک را فیلتر کنند، برای این کار کفایت نمیکنند. باید به لایۀ تکنگارهها[۵] وارد شد یعنی تعداد حروف و پیوند حروف با یکدیگر، ارقام، علائم نقطهگذاری و غیره تحلیل شوند.
🍂 برای نمونه یک متن از مارسل پروست از جملههای بسیار طولانی برخوردار است و تعداد نقطهها در پایان یک جمله[۶]، در این جا در هر هزار حرف، بسیار کمتر از هر نویسندۀ دیگر است. این تعدادِ کم نویسهوارهها یک «شاهد» است که پروست نویسندۀ آن سطور بوده است. اگر ما چندین نمونه از این «شواهد» داشته باشیم، در بهترین حالت سدها نمونه، آن گاه با قطعیت میتوان گفت که امضاء [هویت] این متن چیست. والتر میگوید امضاء یک متن به اصطلاح دی ان آ [DNA] آن متن است. با دی ان آ میتوان یک فرد را از انسانهای دیگر بازشناخت (طبعاً به جز چند قلوها) و با امضاء نیز میتوان نویسندۀ یک متن را تشخیص داد. بدین وسیله میتوان روشن کرد که احتمالاً چند نویسنده در نگارش یک متن سهیم بودهاند. حال به سراغ قرآن برویم.
🍂 فرای ایمان مسلمانان که قرآن را کلام مستقیم الله و محمد را اعلامگر آن میدانند، کارشناسان و غیرکارشناسان فراوانی وجود دارند که نه قرآن را کلام خدا میدانند و نه محمد را نویسندۀ آن. از دیدگاه اسلامشناسی رسمی، محمد بانی قرآن بوده و منتقدان اسلام نیز آن را به عنوان پیشفرض نقد خود قرار میدهند. این که محمد آورندۀ قرآن بوده هنوز مورد توافق اسلامشناسی رسمی است و برای منتقدان اسلام هم به عنوان یک پیشفرض [نقد] قرار میگیرد. حتا در این محافل هم قابل تصور نیست که به جز محمد کسی دیگر در نگارش قرآن سهیم بوده باشد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎧زوالِ جهانِ اسلام؛ یک پیشبینی (۱) (+)
✍🏻 #حامد_عبدالصمد
🖊#ب_بینیاز
🎙ح. پرهام
🔻دربارۀ نویسنده
حامد عبدالصمد در سال ۱۹۷۲ در مصر زاده شد و در یک خانوادهای سنی پرورش یافتهاست. پدرش که سمت مفتی و امام یک مسجد در مصر را دارد، معلم اصلی او در تعالیم اسلامی…
✍🏻 #حامد_عبدالصمد
🖊#ب_بینیاز
🎙ح. پرهام
🔻دربارۀ نویسنده
حامد عبدالصمد در سال ۱۹۷۲ در مصر زاده شد و در یک خانوادهای سنی پرورش یافتهاست. پدرش که سمت مفتی و امام یک مسجد در مصر را دارد، معلم اصلی او در تعالیم اسلامی…
📘زوال جهان اسلام؛ یک پیشبینی
✍🏻 #آزاده_سپهری
🍂 قبل از اینکه این کتاب را معرفی کنم، باید بگویم که کتاب "زوال جهان اسلام" از بهترین کتابهاییست که تاکنون خواندهام. ترجمهی فارسی آن هفتهی پیش منتشر شده و در خارج از کشور میتوان آن را خرید. ترجمه فارسی این کتاب که توسط ب. بی نیاز (داریوش) انجام گرفته، نسبتا روان است و خواننده دچار مشکل نمیشود. زبان نویسنده کتاب، حامد عبدالصمد، بسیار ساده و برای همگان قابل فهم است. این نکته در ترجمه فارسی هم رعایت شده.
🍂 "زوال جهان اسلام" از نظر ساختاری بسیار جذاب است و به هیچ وجه خواننده را خسته نمیکند. حامد عبدالمصد در این کتاب، از تاریخ و سیاست گرفته تا خاطرات و تجربیات خود را کنار هم قرار داده تا بتواند ارزیابی خود را از وضعیت کنونی دنیای اسلام ارائه دهد. او در هیچ زمینهای بیش از چند پاراگراف مکث نمیکند و از تاریخ به تجربه و از تجربه به جامعهشناسی و سیاست نقب میزند. با این شیوه، خواننده کِسِل نمیشود و کتاب جذابیتی خاص پیدا میکند.
🍂 حامد عبدالصمد در کتاب خود به نکات بسیار مهمی اشاره میکند که فقط درد مسلمانان متعصب نیست، بلکه اکثر مردم کشورهای مسلمان، حتی آنهایی که بیدین هستند، به آن دچارند. او کتابش را با تناقضات هویتی خود زمانی که به عنوان دانشجو به آلمان آمدهبود، شروع میکند و گام به گام موضوعات مختلف دیگر را به میان میکشد.
🍂 عبدالصمد در سراسر کتاب خود غربستیزی مردم کشورهای مسلمان و مشکل آنان در کنار آمدن با دنیای مدرن را مورد کنکاش قرار میدهد و به نتایج بسیار جالبی میرسد.
🍂 یکی از دلایل اساسی عقبماندگی کشورهای مسلمان از نظر عبدالصمد این است که مردم این کشورها نیروهای خارجی را مسئول وضعیت اسفبار خود میدانند و حاضر نیستند به ضعفها و نقائص جوامع خود بنگرند و آن را ریشهیابی کنند. این نوع طرز تفکر در بین همه گروههای اجتماعی کشورهای مسلمان جاافتاده و مختص مسلمانان نیست. اکثر افرادی که بیدین یا چپ هستند نیز همینگونه میاندیشند.
🍂 برخلاف بسیاری از تحلیلگران که بر قدرتمند شدن اسلام تاکید دارند، عبدالصمد خشونت امروزی اسلام را نشانهی ضعف آن میداند؛ ضعف ایدئولوژیای که یارای پاسخگویی به مسائل دنیای امروزی را ندارد و برای همین به خشونت و "پافشاری جنونآمیز روی نمادهای اسلامی مانند حجاب" روی میآورد.
🍂 عبدالصمد تنها راه "نجات" اسلام بعنوان یک دین را وداع آن با بسیاری از تعاریف و تصاویر تاریخیاش میداند: وداع با تعاریفش از خدا، جامعه، زن، دشمن و الگوهای تاریخی خویش.
🍂 "زوال جهان اسلام" از نظر موضوعی بسیار متنوع است و به موضوعاتی چون عقدههای تاریخی مردم کشورهای اسلامی، برخورد مسلمانان با پدیدههایی چون "جامعه"/ فردیت/ مدرنیته/ اصلاح گرایی دینی/ آزادی بیان و سایر آزادی های "غربی"، افراطگرایی اسلامی، مشکلات هویتی جوانان مسلمانان در غرب و مشکلات جذب یا ادغام مسلمانان در جوامع اروپایی (انتگراسیون) می پردازد و در پایان به این نتیجه میرسد که اسلام سیاسی دارد آخرین نفسهایش را میکشد.
🍂 عبدالصمد همچنین مصاحبه کوتاهی را که بعد از انتشار کاریکاتورهای محمد با سردبیر روزنامه دانمارکی "یلندز پُستن" انجام داده بود، در این کتاب منتشر کرده و به روند تغییر نظراتش در رابطه با مسئله "توهین" به مقدسات پرداختهاست. در زمان مصاحبه، عبدالصمد از مخالفین چنین اقداماتی بود و آن را شدیدا محکوم میکرد، ولی این مصاحبه نظرش را راجع به آزادی بیان تغییر داد.
🔻این مطلب را با نقل قولی از کتاب به پایان میبرم:
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #آزاده_سپهری
🍂 قبل از اینکه این کتاب را معرفی کنم، باید بگویم که کتاب "زوال جهان اسلام" از بهترین کتابهاییست که تاکنون خواندهام. ترجمهی فارسی آن هفتهی پیش منتشر شده و در خارج از کشور میتوان آن را خرید. ترجمه فارسی این کتاب که توسط ب. بی نیاز (داریوش) انجام گرفته، نسبتا روان است و خواننده دچار مشکل نمیشود. زبان نویسنده کتاب، حامد عبدالصمد، بسیار ساده و برای همگان قابل فهم است. این نکته در ترجمه فارسی هم رعایت شده.
🍂 "زوال جهان اسلام" از نظر ساختاری بسیار جذاب است و به هیچ وجه خواننده را خسته نمیکند. حامد عبدالمصد در این کتاب، از تاریخ و سیاست گرفته تا خاطرات و تجربیات خود را کنار هم قرار داده تا بتواند ارزیابی خود را از وضعیت کنونی دنیای اسلام ارائه دهد. او در هیچ زمینهای بیش از چند پاراگراف مکث نمیکند و از تاریخ به تجربه و از تجربه به جامعهشناسی و سیاست نقب میزند. با این شیوه، خواننده کِسِل نمیشود و کتاب جذابیتی خاص پیدا میکند.
🍂 حامد عبدالصمد در کتاب خود به نکات بسیار مهمی اشاره میکند که فقط درد مسلمانان متعصب نیست، بلکه اکثر مردم کشورهای مسلمان، حتی آنهایی که بیدین هستند، به آن دچارند. او کتابش را با تناقضات هویتی خود زمانی که به عنوان دانشجو به آلمان آمدهبود، شروع میکند و گام به گام موضوعات مختلف دیگر را به میان میکشد.
🍂 عبدالصمد در سراسر کتاب خود غربستیزی مردم کشورهای مسلمان و مشکل آنان در کنار آمدن با دنیای مدرن را مورد کنکاش قرار میدهد و به نتایج بسیار جالبی میرسد.
🍂 یکی از دلایل اساسی عقبماندگی کشورهای مسلمان از نظر عبدالصمد این است که مردم این کشورها نیروهای خارجی را مسئول وضعیت اسفبار خود میدانند و حاضر نیستند به ضعفها و نقائص جوامع خود بنگرند و آن را ریشهیابی کنند. این نوع طرز تفکر در بین همه گروههای اجتماعی کشورهای مسلمان جاافتاده و مختص مسلمانان نیست. اکثر افرادی که بیدین یا چپ هستند نیز همینگونه میاندیشند.
🍂 برخلاف بسیاری از تحلیلگران که بر قدرتمند شدن اسلام تاکید دارند، عبدالصمد خشونت امروزی اسلام را نشانهی ضعف آن میداند؛ ضعف ایدئولوژیای که یارای پاسخگویی به مسائل دنیای امروزی را ندارد و برای همین به خشونت و "پافشاری جنونآمیز روی نمادهای اسلامی مانند حجاب" روی میآورد.
🍂 عبدالصمد تنها راه "نجات" اسلام بعنوان یک دین را وداع آن با بسیاری از تعاریف و تصاویر تاریخیاش میداند: وداع با تعاریفش از خدا، جامعه، زن، دشمن و الگوهای تاریخی خویش.
🍂 "زوال جهان اسلام" از نظر موضوعی بسیار متنوع است و به موضوعاتی چون عقدههای تاریخی مردم کشورهای اسلامی، برخورد مسلمانان با پدیدههایی چون "جامعه"/ فردیت/ مدرنیته/ اصلاح گرایی دینی/ آزادی بیان و سایر آزادی های "غربی"، افراطگرایی اسلامی، مشکلات هویتی جوانان مسلمانان در غرب و مشکلات جذب یا ادغام مسلمانان در جوامع اروپایی (انتگراسیون) می پردازد و در پایان به این نتیجه میرسد که اسلام سیاسی دارد آخرین نفسهایش را میکشد.
🍂 عبدالصمد همچنین مصاحبه کوتاهی را که بعد از انتشار کاریکاتورهای محمد با سردبیر روزنامه دانمارکی "یلندز پُستن" انجام داده بود، در این کتاب منتشر کرده و به روند تغییر نظراتش در رابطه با مسئله "توهین" به مقدسات پرداختهاست. در زمان مصاحبه، عبدالصمد از مخالفین چنین اقداماتی بود و آن را شدیدا محکوم میکرد، ولی این مصاحبه نظرش را راجع به آزادی بیان تغییر داد.
🔻این مطلب را با نقل قولی از کتاب به پایان میبرم:
در اینجا من بزرگترین نقص اسلام را مشاهده کردم، یعنی برخورد و موضع آن نسبت به فرد و شکوفایی شخصی. پافشاری روی هنجارها واشکال زندگیای که دیگر در سدهی ۲۱ منسوخ شدهاند، باعث شده که برای بسیاری از مسلمانان دشوار باشد خود را با جامعه سکولار تطبیق بدهند. از نظر اسلام، آزادی فرد برای جامعه خطر محسوب میشود. به اعتقاد من بزرگترین گناهِ این دین، تبعیض جنسی و نابالغ اعلام کردن زنان است. اساس تمدن مدرن بر آزادی و خوشبختی فرد استوار است که پیششرط کارکرد جامعه میباشد. ولی زمانی که خوشبختی و آزادی فرد، خطر اجتماعی اعلام میشود، آنگاه فرآیند انزوای آن جامعه و تبدیل آن به یک جامعه بسته آغاز میگردد.
این که به آزادی و استقلال فرزندان، بهویژه دختران، نه به عنوان یک فرصت بلکه به عنوان تهدید نگریسته میشود، باعث میشود منابع عظیم اجتماعی که جوامع اسلامی در این شرایط دشوار به آن نیاز دارند، از بین برود. این درک که به پنجرهی خانه نه بهعنوان ورودی هوای تازه، بلکه بهعنوان سوراخی نگریسته میشود که فرزندان میتوانند آن را به عنوان خروجیِ فرار مورد استفاده قرار دهند و مهاجمان می توانند از آن وارد خانه شوند، مانع بزرگ هر گونه پیشرفت است.
.
#معرفی_کتاب #حکومت_اسلامی #بنیادگرایی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
زوال جهان اسلام ۱
@Naqdagin
🎧زوالِ جهانِ اسلام؛ یک پیشبینی (۱) (+)
✍🏻 #حامد_عبدالصمد
🖊#ب_بینیاز
🎙ح. پرهام
🗄پست مرتبط
📕معرفی کتاب «زوال جهان اسلام»
📻 سید قطب که بود؟
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍🏻 #حامد_عبدالصمد
🖊#ب_بینیاز
🎙ح. پرهام
🔻دربارۀ نویسنده
حامد عبدالصمد در سال ۱۹۷۲ در مصر زاده شد و در یک خانوادهای سنی پرورش یافتهاست. پدرش که سمت مفتی و امام یک مسجد در مصر را دارد، معلم اصلی او در تعالیم اسلامی بودهاست.
او در کنار پدر تا ۱۲ سالگی بیش از نیمی از قرآن را از بر کرده بود. عبدالصمد در دانشگاه قاهره در رشته های زبان انگلیسی و فرانسوی تحصیل کرد و در سن ۲۳ سالگی به آلمان رفت و در دانشگاه آگسبورگ به تحصیل در رشته علوم سیاسی مشغول شد و آن را با موفقیت به پایان رساند.
نخستین کتاب او «وداع من با آسمان» نام دارد که یک بیوگرافی است. او در این کتاب در کنار پرداختن به حوادث زندگی خصوصی اش به فرآیند روی آوری خود از دین به علم نیز پرداخته است.
کتاب «زوال جهان اسلام - یک پیش بینی» مجموعهای است از تجربیات تاریخی و ارزیابیهای شخصی نویسنده. موضوع اصلی این کتاب نه زوال اسلام به عنوان یک دین بهطور کلی، بلکه زوال اسلام به عنوان یک ایدئولوژی سیاسی است.
🗄پست مرتبط
📕معرفی کتاب «زوال جهان اسلام»
📻 سید قطب که بود؟
.
#حکومت_اسلامی#اسلام #بنیادگرایی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
زوال جهان اسلام ۲
@Naqdagin
🎧زوالِ جهانِ اسلام؛ یک پیشبینی (۲) (+)
✍🏻#حامد_عبدالصمد
🖊#ب_بینیاز
🎙ح. پرهام
🗄پست مرتبط
📕معرفی کتاب «زوال جهان اسلام»
📻 سید قطب که بود؟
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍🏻#حامد_عبدالصمد
🖊#ب_بینیاز
🎙ح. پرهام
🔻دربارۀ نویسنده
حامد عبدالصمد در سال ۱۹۷۲ در مصر زاده شد و در یک خانوادهای سنی پرورش یافتهاست. پدرش که سمت مفتی و امام یک مسجد در مصر را دارد، معلم اصلی او در تعالیم اسلامی بودهاست.
او در کنار پدر تا ۱۲ سالگی بیش از نیمی از قرآن را از بر کرده بود. عبدالصمد در دانشگاه قاهره در رشتههای زبان انگلیسی و فرانسوی تحصیل کرد و در سن ۲۳ سالگی به آلمان رفت و در دانشگاه آگسبورگ به تحصیل در رشتۀ «علوم سیاسی» مشغول شد و آن را با موفقیت به پایان رساند.
نخستین کتاب او «وداع من با آسمان» نام دارد که یک بیوگرافی است. او در این کتاب در کنار پرداختن به حوادث زندگی خصوصیاش به فرآیند رویآوری خود از دین به علم نیز پرداختهاست.
کتاب «زوال جهان اسلام - یک پیش بینی» مجموعهایست از تجربیات تاریخی و ارزیابیهای شخصی نویسنده. موضوع اصلی این کتاب نه زوال اسلام بعنوان یک دین بهطور کلی، بلکه زوال اسلام بعنوان یک ایدئولوژی سیاسی است.
🗄پست مرتبط
📕معرفی کتاب «زوال جهان اسلام»
📻 سید قطب که بود؟
.
#حکومت_اسلامی#اسلام #بنیادگرایی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
زوال جهان اسلام ۳
@Naqdagin
🎧زوالِ جهانِ اسلام؛ یک پیشبینی (۳) (+)
✍🏻#حامد_عبدالصمد
🖊#ب_بینیاز
🎙ح. پرهام
🗄پست مرتبط
📕معرفی کتاب «زوال جهان اسلام»
📻 سید قطب که بود؟
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍🏻#حامد_عبدالصمد
🖊#ب_بینیاز
🎙ح. پرهام
🔻دربارۀ نویسنده
حامد عبدالصمد در سال ۱۹۷۲ در مصر زاده شد و در یک خانوادهای سنی پرورش یافتهاست. پدرش که سمت مفتی و امام یک مسجد در مصر را دارد، معلم اصلی او در تعالیم اسلامی بودهاست.
او در کنار پدر تا ۱۲ سالگی بیش از نیمی از قرآن را از بر کرده بود. عبدالصمد در دانشگاه قاهره در رشتههای زبان انگلیسی و فرانسوی تحصیل کرد و در سن ۲۳ سالگی به آلمان رفت و در دانشگاه آگسبورگ به تحصیل در رشتۀ «علوم سیاسی» مشغول شد و آن را با موفقیت به پایان رساند.
نخستین کتاب او «وداع من با آسمان» نام دارد که یک بیوگرافی است. او در این کتاب در کنار پرداختن به حوادث زندگی خصوصیاش به فرآیند رویآوری خود از دین به علم نیز پرداختهاست.
کتاب «زوال جهان اسلام - یک پیش بینی» مجموعهایست از تجربیات تاریخی و ارزیابیهای شخصی نویسنده. موضوع اصلی این کتاب نه زوال اسلام بعنوان یک دین بهطور کلی، بلکه زوال اسلام بعنوان یک ایدئولوژی سیاسی است.
🗄پست مرتبط
📕معرفی کتاب «زوال جهان اسلام»
📻 سید قطب که بود؟
.
#حکومت_اسلامی#اسلام #بنیادگرایی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📘گزیدهای از «تاثیرات بودیسم بر اسلام» (۴/۵)
— چند ایده برای پایان
🍂 این تز که در این نوشتار آمده، اگر مورد توجه کارشناسان اسلامشناسی قرار گیرد، بیشک يا نقد شدیدی رویرو خواهد شد، یا از همان آغاز به عنوان چیزی پوج و مزخرف، بدون بحث دربارۀ آن، به کناری نهاده میشود.
🍂 برای درک این تز، ابتدا میباید بسیاری از دادههای تاریخنگاری اسلامی را، که ما بعنوان پیشفرضهای غیرقابل شک پذیرفتهايم، بیرون بريزيم، تا بتوانیم مسیر فکری و استدلالات این فرضیه را درک کنیم. و آگر درستی این تز اثبات شود، آنگاه تمامی ساختمانی که مبنای هم مطالعات تاکنونی بوده در هم فرو میریزد، و بدین ترتیب، تمامی روایات اسلامی، به «ادیبات ثانوی» تقلیل مییابند که تقریباً هیچ نقطه مشترکی با آغاز اسلام ندارد. و از آنجا که این نقاط تماس جدید در آغاز اسلام برای نمایندۀ اسلامشناسی کلاسیک نسبتاً ناآشناست، به همین دلیل، این تز برای آنها پرت و بیجا جلوه میکند.
🍂 زمانی که زبان شریانی بهعنوان یک زبان سامی وارد مطالعات اسلامشناسی گردید. از سوی بسیاری از کارشناسان امری مقبول بود، و حتا برای بسیاری دیگر نیز، بهویژه مسلمانان، جایگزینی «حوری» با «انگور» بیشتر یک «حفظ آبرو» بود تا نکنهای مزاحم؛ ولی گرهزدنِ بودیسم با اسلام، که از لحاظ جغرافیایی و جهانبینی دو چیز کاملا متمایز هستند، موضوعیست که قطماً درک آن برای خیلیها یک توقع بیش از انتظار است.
🍂 نویسنده بخوبی میداند که حتا از نگاه گشادهنظرترین نمایندگان اسلامشناسی سنتی، این تزه «غیرقابل هضم» خواهد بود.
🔻نکاتِ زیر شاید بتوانند برای خوانندگان روشن کنند که بسیاری از پیششرطها و مفروضات تاریخ سنتی اسلامی، بسیار «غیرقابل هضمتر» از این تز هستند. البته بهشرطی که بدون پیشداوری و تعصب به آنها برخورد کنیم؛ زیرا ما با روایات اسلامی «بزرگ شدهایم» و آنها را بیشتر از طریق «عادت» در خود نهادینه کردهایم تا اعتقاد:
🍂 هسته و گوهر این نوشتار بر این است که زیارت حج، بههرحال یکی از پنج رکن در اسلام، به هیچکدام از ادیان پیشینش مانند بهودیت و مسیحیت ربطی ندارد، بلکه از دین خداناباور بودیستی نشأت گرفتهاست.
🍂 در این جا ولی فراموش میشود که طبق نظریه و تاریخنگاری اسلامی، سرچشمۀ زیارتِ حج در ابتدا در میان «چندخداگرایان» يا بهاصطلاح «بتپرستان» رایج بودهاست، یعنی کسانی که محمد علیه آنها سرسختانه میجنگید.
🍂 اگر ما این دو جریان را (یعنی بتپرستی در تاریخنگاری اسلامی و بودیسم) را با هم مقایسه کنیم، میتوانیم ادعا کنیم که «اخلاقیات» و «پنداشتهای آنجهانیِ» مسلمانان امروزی، بیشتر با باورهای مربوط به بودای نخستین (ادی بودا) و «سرزمین ناب» نزدیک هستند، تا با دینی که گویا پیروانش دختران نوزاد را زندهبگور میکردند. و اگراستدلال شود که پذیرش زیارت حج به اين دلیل بوده که گرویدن بت پرستان [بودیستها] به اسلام را تسهیل نماید، همین استدلال را میتوان دستکم درمورد بودیستها ارائه داد.
🍂 نکتۀ دوم که در اینجا باید گفته شود، نیروی اثبات استدلالات موجود است. و در اینجا، باید اعتراف شود که هیچیک از شواهد، بهتنهایی برای این تز متقاعدهکننده نیست، ولی مجموعۀ استدلالات، دستکم این نکته را تأیید میکند که اين تز، باید جدی گرفتهشود و دنبال استدلاتی برای اثبات یا نفی آن بود.
🍂 برای ارائۀ یک تز بدیل، باید به تاریخ آغازین اسلام بهگونهای کاملاً دیگر نگریست. تاریخنگاری اسلامی یک گزارش بسیار مفصل با جزئیات فراوان است که در نگاه نخست، ظاهراً همه چیز با هم چفت وجور در میآید، ولی بهمحض این که دقیقتر جستجو شود، تناقضات این روایات هر چه بیشتر آشکار میگردند.
🍂 تمامی سنتٍ روایِ اسلامی از نخستین سدهها، مکانیسم درونی خود را دارند؛ یعنی همواره یک نویسنده خواننده را دستکم به یک نويسندۀ دیگر ارجاع میدهد، که البته اين دادهها ریطی مستقیم یا غیرمستقیم یا فاکتهای «ملموس» مانند سکهها، یافتههای باستانشناسی و غیره پیدا نمیکنند، و اگر چنین فاکتهایی پیدا شوند، بیشتر بهعنوان شواهدی میتوانند بهکار گرفته شوند که در مقابل سنتٍ اسلامی قرار دارند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— چند ایده برای پایان
🍂 این تز که در این نوشتار آمده، اگر مورد توجه کارشناسان اسلامشناسی قرار گیرد، بیشک يا نقد شدیدی رویرو خواهد شد، یا از همان آغاز به عنوان چیزی پوج و مزخرف، بدون بحث دربارۀ آن، به کناری نهاده میشود.
🍂 برای درک این تز، ابتدا میباید بسیاری از دادههای تاریخنگاری اسلامی را، که ما بعنوان پیشفرضهای غیرقابل شک پذیرفتهايم، بیرون بريزيم، تا بتوانیم مسیر فکری و استدلالات این فرضیه را درک کنیم. و آگر درستی این تز اثبات شود، آنگاه تمامی ساختمانی که مبنای هم مطالعات تاکنونی بوده در هم فرو میریزد، و بدین ترتیب، تمامی روایات اسلامی، به «ادیبات ثانوی» تقلیل مییابند که تقریباً هیچ نقطه مشترکی با آغاز اسلام ندارد. و از آنجا که این نقاط تماس جدید در آغاز اسلام برای نمایندۀ اسلامشناسی کلاسیک نسبتاً ناآشناست، به همین دلیل، این تز برای آنها پرت و بیجا جلوه میکند.
🍂 زمانی که زبان شریانی بهعنوان یک زبان سامی وارد مطالعات اسلامشناسی گردید. از سوی بسیاری از کارشناسان امری مقبول بود، و حتا برای بسیاری دیگر نیز، بهویژه مسلمانان، جایگزینی «حوری» با «انگور» بیشتر یک «حفظ آبرو» بود تا نکنهای مزاحم؛ ولی گرهزدنِ بودیسم با اسلام، که از لحاظ جغرافیایی و جهانبینی دو چیز کاملا متمایز هستند، موضوعیست که قطماً درک آن برای خیلیها یک توقع بیش از انتظار است.
🍂 نویسنده بخوبی میداند که حتا از نگاه گشادهنظرترین نمایندگان اسلامشناسی سنتی، این تزه «غیرقابل هضم» خواهد بود.
🔻نکاتِ زیر شاید بتوانند برای خوانندگان روشن کنند که بسیاری از پیششرطها و مفروضات تاریخ سنتی اسلامی، بسیار «غیرقابل هضمتر» از این تز هستند. البته بهشرطی که بدون پیشداوری و تعصب به آنها برخورد کنیم؛ زیرا ما با روایات اسلامی «بزرگ شدهایم» و آنها را بیشتر از طریق «عادت» در خود نهادینه کردهایم تا اعتقاد:
🍂 هسته و گوهر این نوشتار بر این است که زیارت حج، بههرحال یکی از پنج رکن در اسلام، به هیچکدام از ادیان پیشینش مانند بهودیت و مسیحیت ربطی ندارد، بلکه از دین خداناباور بودیستی نشأت گرفتهاست.
🍂 در این جا ولی فراموش میشود که طبق نظریه و تاریخنگاری اسلامی، سرچشمۀ زیارتِ حج در ابتدا در میان «چندخداگرایان» يا بهاصطلاح «بتپرستان» رایج بودهاست، یعنی کسانی که محمد علیه آنها سرسختانه میجنگید.
🍂 اگر ما این دو جریان را (یعنی بتپرستی در تاریخنگاری اسلامی و بودیسم) را با هم مقایسه کنیم، میتوانیم ادعا کنیم که «اخلاقیات» و «پنداشتهای آنجهانیِ» مسلمانان امروزی، بیشتر با باورهای مربوط به بودای نخستین (ادی بودا) و «سرزمین ناب» نزدیک هستند، تا با دینی که گویا پیروانش دختران نوزاد را زندهبگور میکردند. و اگراستدلال شود که پذیرش زیارت حج به اين دلیل بوده که گرویدن بت پرستان [بودیستها] به اسلام را تسهیل نماید، همین استدلال را میتوان دستکم درمورد بودیستها ارائه داد.
🍂 نکتۀ دوم که در اینجا باید گفته شود، نیروی اثبات استدلالات موجود است. و در اینجا، باید اعتراف شود که هیچیک از شواهد، بهتنهایی برای این تز متقاعدهکننده نیست، ولی مجموعۀ استدلالات، دستکم این نکته را تأیید میکند که اين تز، باید جدی گرفتهشود و دنبال استدلاتی برای اثبات یا نفی آن بود.
🍂 برای ارائۀ یک تز بدیل، باید به تاریخ آغازین اسلام بهگونهای کاملاً دیگر نگریست. تاریخنگاری اسلامی یک گزارش بسیار مفصل با جزئیات فراوان است که در نگاه نخست، ظاهراً همه چیز با هم چفت وجور در میآید، ولی بهمحض این که دقیقتر جستجو شود، تناقضات این روایات هر چه بیشتر آشکار میگردند.
🍂 تمامی سنتٍ روایِ اسلامی از نخستین سدهها، مکانیسم درونی خود را دارند؛ یعنی همواره یک نویسنده خواننده را دستکم به یک نويسندۀ دیگر ارجاع میدهد، که البته اين دادهها ریطی مستقیم یا غیرمستقیم یا فاکتهای «ملموس» مانند سکهها، یافتههای باستانشناسی و غیره پیدا نمیکنند، و اگر چنین فاکتهایی پیدا شوند، بیشتر بهعنوان شواهدی میتوانند بهکار گرفته شوند که در مقابل سنتٍ اسلامی قرار دارند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📓دربارۀ تاثیرات بودیسم بر اسلام (و جستاری از ایگناز گلدزیهر)
✍🏻 مارکوس گروس، ترجمۀ #ب_بینیاز (داریوش)
📖 تعداد صفحات: ۱۸۲
🗄پست مرتبط
📕گزیدهای از کتابِ «تاثیرات بودیسم بر اسلام»
📺 نقد و بررسیِ «دربارۀ محمد و بودا» (سخنان بودیستِ ایرانی در حضور مصطف…
✍🏻 مارکوس گروس، ترجمۀ #ب_بینیاز (داریوش)
📖 تعداد صفحات: ۱۸۲
🗄پست مرتبط
📕گزیدهای از کتابِ «تاثیرات بودیسم بر اسلام»
📺 نقد و بررسیِ «دربارۀ محمد و بودا» (سخنان بودیستِ ایرانی در حضور مصطف…
Buddhismus_Einfluss_Islam.pdf
4.4 MB
📓دربارۀ تاثیرات بودیسم بر اسلام (و جستاری از ایگناز گلدزیهر)
✍🏻 مارکوس گروس، ترجمۀ #ب_بینیاز (داریوش)
📖 تعداد صفحات: ۱۸۲
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 مارکوس گروس، ترجمۀ #ب_بینیاز (داریوش)
📖 تعداد صفحات: ۱۸۲
🗄پست مرتبط
📕گزیدهای از کتابِ «تاثیرات بودیسم بر اسلام»
📺 نقد و بررسیِ «دربارۀ محمد و بودا» (سخنان بودیستِ ایرانی در حضور مصطف ملکیان)
📕از بکه تا مکه -قرآن و واکاوی بافتار بایبلی آن-
📕 رازگشایی از یک چیستان (۱، ۲، ۳، ۴)
📺 بکه مکه نیست - با کاروان حجاز-
📺 دروغها و فریبها در تاریخ
📺 دن گیبسون و مسجدالاقصا
📺 کدام محمد؟ (ابن اسحاق دجال)
📺 آیا محمد وجود تاریخی داشتهاست؟
📺 داستانهای قرآن؛ ادبیات یا تاریخ؟
📺 ذوالقرنین قرآن کپی نعل به نعل «رمانس اسکندر»
📺 پژوهشی در قرآن (۱۳)
📺 مؤلفان قرآن («عیسی» و «انجیل» شهادتی بر عدم وحی)
📺 محمد هرگز قرآن را تفسیر نکرد!
📺 کدام محمد؟ نظر محمدالمسیح
📺 محمد نبی یا رهبری یهودی-نصرانی؟
📓افسانۀ اسکندر در قرآن
📻 آیا پیامبر اسلام وجود داشتهاست؟
📻 تاریخ اسلام زیر ذرهبین
📻 چرا تاریخپردازی عباسی؟
.
#کتاب #بازنگری#نقد_اسلام #نقد_ادیان #تاریخ_ادیان #دینشناسی #بودیسم #اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘قرآن و افشای «امالقرای جعلی»
— تناقضِ شنهای جنوب با سنگهای ثمود
(۱/۳)
🔹 مقدمه: زمینهای برای تماشای مستند «شهر مقدس»
🔻قبل از دانلود مستند دوبلهشدۀ «شهر مقدس» [پیوست]، این متنِ برگرفته از مقالۀ #ب_بینیاز (داریوش) را مطالعه کنید تا برای دیدن مستند آمادگی ذهنی و پیشزمینه لازم را داشتهباشید.
🔹 پرسش محوری: مکه در کجای تاریخ است؟
🍂 پرسش اصلی برای #دن_گیبسون، نویسندۀ کتاب «جغرافیای قرآن»، تاریخ شکلگیری مکه بود؛ زیرا بنا به روایات اسلامی، مکه از زمان ابراهیم هستی داشتهاست. اگر چنین است، باید ردّپای تاریخی این شهر کهن را هم در اسناد نوشتاری و هم در یافتههای باستانشناسی بتوان یافت.
🍂 نخستین اقدام گیبسون یافتن همۀ نقشههای تاریخی منطقۀ عربستان و خاورمیانه و همچنین بررسی گزارشات کتبی دربارۀ این منطقه بود. گزافه نیست اگر بگوییم که او تقریباً هر آنچه در اینباره گفته یا نوشتهشده را گردآوری کردهاست.
🍂 او پس از بررسی این اسناد متوجه شد که در هیچ جا – مطلقاً – اشارهای به شهری به نام مکه نشده است: نه در نقشههای تجاری کهن و نه در یادداشتهای تاجران جادۀ کندر (Weihrauchstraße / Incense Route). به سخن دیگر، مکهای که بنا به گزارشهای اسلامی یکی از مراکز تجاری پررونق سدههای پنجم، ششم و هفتم میلادی بوده، هیچ اثری در تاریخ مکتوب و باستانشناسی از خود بهجا نگذاشته است.
🔹 جستجو در قرآن: مکه و بکه
🍂 پرسش دوم برای گیبسون این بود که: اگر مکهای وجود نداشت، «مکه»ی کنونی از کجا آمده و چگونه شکل گرفتهاست؟ زیرا طبق روایت اسلامی، زمانی که محمد در مدینه بود، تصمیم گرفت که دیگر نه رو به اورشلیم (بیتالمقدس)، بلکه رو به مکه (کعبه) نماز بخواند. برای پاسخ، گیبسون به متن قرآن رجوع میکند. در قرآن، تنها یک بار نام «مکه» و یک بار هم نام «بکه» آمدهاست:
🔺همانگونه که خواننده متوجه میشود، هیچ اطلاعات مشخصی دربارۀ موقعیت یا ویژگیهای جغرافیایی مکه/بکه داده نمیشود.
🔹 توصیف مکه در منابع اسلامی و ناسازگاری با واقعیت
🔻اما راویان اسلامی تصویری روشن از مکه به دست دادهاند:
۱. در یک دره واقع شده؛
۲. دارای دو درۀ موازی؛
۳. نهر یا رودخانهای از آن میگذرد؛
۴. دارای کشاورزی و مزرعه و درختان فراوان، حتی زیتون؛
۵. خاک رُس دارد؛
۶. کوههایی اطراف آن را احاطه کردهاند.
🔺اما بررسیهای زیستمحیطی و باستانشناسی نشان میدهند که امکان رویش این گیاهان در منطقه کنونی مکه وجود ندارد.
🔹 بررسی قبلهگاهها: نشانهای از مکان واقعی
🍂 نویسنده میدانست که جهت قبله مسلمانان باید پس از هجرت محمد از مکه به مدینه، به سمت مکه تنظیم شده باشد. بنابراین، بررسی جهت قبلههای مساجد قدیمی، کلید کشف حقیقت شد.
🍂 گیبسون تمامی مساجد ۲۰۰ سال نخست اسلام را در سوریه، عراق، مصر، لبنان، تونس، پاکستان، یمن، و عربستان بررسی کرد. نتیجه شگفتانگیز بود: قبله این مساجد نه به سوی مکه، بلکه به سوی پترا (Petra) تنظیم شده بودند.
🔷 پترا، شهری با مشخصات مکه
🍂 زمانی که گیبسون شهر پترا را مورد بررسی قرار داد، دریافت که همۀ مشخصاتی که درباره مکه بیان شده، به پترا انطباق دارد. از جمله قرار داشتن در درهای میان کوهها، وجود نهر و رودخانه، امکان کشاورزی، و ... .
🍂 رومیان این شهر را پترا (از «پتروس» به معنای صخره) نامیدند. مردم بومی به آن لقب «بکه» (گریان / اشکها) دادند، بهدلیل زلزلههای مرگبار سالهای ۳۶۳ و ۵۵۱ میلادی که بخشی بزرگی از ساکنان آن را نابود کرد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— تناقضِ شنهای جنوب با سنگهای ثمود
(۱/۳)
🔹 مقدمه: زمینهای برای تماشای مستند «شهر مقدس»
🔻قبل از دانلود مستند دوبلهشدۀ «شهر مقدس» [پیوست]، این متنِ برگرفته از مقالۀ #ب_بینیاز (داریوش) را مطالعه کنید تا برای دیدن مستند آمادگی ذهنی و پیشزمینه لازم را داشتهباشید.
🔹 پرسش محوری: مکه در کجای تاریخ است؟
🍂 پرسش اصلی برای #دن_گیبسون، نویسندۀ کتاب «جغرافیای قرآن»، تاریخ شکلگیری مکه بود؛ زیرا بنا به روایات اسلامی، مکه از زمان ابراهیم هستی داشتهاست. اگر چنین است، باید ردّپای تاریخی این شهر کهن را هم در اسناد نوشتاری و هم در یافتههای باستانشناسی بتوان یافت.
🍂 نخستین اقدام گیبسون یافتن همۀ نقشههای تاریخی منطقۀ عربستان و خاورمیانه و همچنین بررسی گزارشات کتبی دربارۀ این منطقه بود. گزافه نیست اگر بگوییم که او تقریباً هر آنچه در اینباره گفته یا نوشتهشده را گردآوری کردهاست.
🍂 او پس از بررسی این اسناد متوجه شد که در هیچ جا – مطلقاً – اشارهای به شهری به نام مکه نشده است: نه در نقشههای تجاری کهن و نه در یادداشتهای تاجران جادۀ کندر (Weihrauchstraße / Incense Route). به سخن دیگر، مکهای که بنا به گزارشهای اسلامی یکی از مراکز تجاری پررونق سدههای پنجم، ششم و هفتم میلادی بوده، هیچ اثری در تاریخ مکتوب و باستانشناسی از خود بهجا نگذاشته است.
🔹 جستجو در قرآن: مکه و بکه
🍂 پرسش دوم برای گیبسون این بود که: اگر مکهای وجود نداشت، «مکه»ی کنونی از کجا آمده و چگونه شکل گرفتهاست؟ زیرا طبق روایت اسلامی، زمانی که محمد در مدینه بود، تصمیم گرفت که دیگر نه رو به اورشلیم (بیتالمقدس)، بلکه رو به مکه (کعبه) نماز بخواند. برای پاسخ، گیبسون به متن قرآن رجوع میکند. در قرآن، تنها یک بار نام «مکه» و یک بار هم نام «بکه» آمدهاست:
سوره ۴۸، آیه ۲۴: «وَهُوَ الَّذِي كَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ عَنْهُم بِبَطْنِ مَكَّةَ مِن بَعْدِ أَنْ أَظْفَرَكُمْ عَلَيْهِمْ ۚ وَكَانَ اللَّـهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرًا»
سوره ۳، آیه ۹۶: «إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِّلْعَالَمِينَ»
🔺همانگونه که خواننده متوجه میشود، هیچ اطلاعات مشخصی دربارۀ موقعیت یا ویژگیهای جغرافیایی مکه/بکه داده نمیشود.
🔹 توصیف مکه در منابع اسلامی و ناسازگاری با واقعیت
🔻اما راویان اسلامی تصویری روشن از مکه به دست دادهاند:
۱. در یک دره واقع شده؛
۲. دارای دو درۀ موازی؛
۳. نهر یا رودخانهای از آن میگذرد؛
۴. دارای کشاورزی و مزرعه و درختان فراوان، حتی زیتون؛
۵. خاک رُس دارد؛
۶. کوههایی اطراف آن را احاطه کردهاند.
🔺اما بررسیهای زیستمحیطی و باستانشناسی نشان میدهند که امکان رویش این گیاهان در منطقه کنونی مکه وجود ندارد.
🔹 بررسی قبلهگاهها: نشانهای از مکان واقعی
🍂 نویسنده میدانست که جهت قبله مسلمانان باید پس از هجرت محمد از مکه به مدینه، به سمت مکه تنظیم شده باشد. بنابراین، بررسی جهت قبلههای مساجد قدیمی، کلید کشف حقیقت شد.
🍂 گیبسون تمامی مساجد ۲۰۰ سال نخست اسلام را در سوریه، عراق، مصر، لبنان، تونس، پاکستان، یمن، و عربستان بررسی کرد. نتیجه شگفتانگیز بود: قبله این مساجد نه به سوی مکه، بلکه به سوی پترا (Petra) تنظیم شده بودند.
🔷 پترا، شهری با مشخصات مکه
🍂 زمانی که گیبسون شهر پترا را مورد بررسی قرار داد، دریافت که همۀ مشخصاتی که درباره مکه بیان شده، به پترا انطباق دارد. از جمله قرار داشتن در درهای میان کوهها، وجود نهر و رودخانه، امکان کشاورزی، و ... .
🍂 رومیان این شهر را پترا (از «پتروس» به معنای صخره) نامیدند. مردم بومی به آن لقب «بکه» (گریان / اشکها) دادند، بهدلیل زلزلههای مرگبار سالهای ۳۶۳ و ۵۵۱ میلادی که بخشی بزرگی از ساکنان آن را نابود کرد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔍 قوم لوط و پترا: ویرانهها آدرس میدهند، افلاتعقلون؟!
— «شبانهروز از از سدوم رد میشوید»؛ با هواپیمایِ بُراق؟!
— الله میگه شمال، تاریختراشیِ عباسی قسم عباسِ جنوب میخوره!
📜 سرنخ جغرافیایی در آیات قرآنی
🔸از بررسی آیات مرتبط با «قوم لوط» در قرآن، میتوان به نشانههایی از موقعیت جغرافیایی مخاطبان اولیه قرآن دست یافت.
🔻قرآن بارها به ویرانههای قوم لوط اشاره میکند و با لحنی هشداردهنده، مخاطبان را به عبرت گرفتن از این ویرانهها که در مسیر عبورشان قرار دارد فرا میخواند.
✅ این تأکیدِ مکرر، فقط بُعد اخلاقی ندارد؛ بلکه در لایهای ژرفتر، نشانهای از جغرافیای تاریخی و واقعی محل زیست نخستین مسلمانان است.
🌄 عبور شبانهروزی از خرابهها
📖 سوره صافات، آیات ۱۳۷–۱۳۸:
📖 سوره حجر، آیه ۷۶:
❗️ این آیات با وضوح تمام تأکید دارند که مخاطبان قرآن، روز و شب از کنار خرابههای قوم لوط عبور میکردهاند و آنجا در مسیر ثابت و پرترددی قرار داشته است.
🔺«سبیل مقیم» یعنی راهی ثابت، پایدار، و در دسترس؛ نه بیراههای دورافتاده.
🔎 یعنی قرآن دارد تأکید میکند که: این ویرانهها در مسیر عبور مداوم مردماند، روی یک راه ثابت و شناختهشده. نه در بیابان متروک یا دل کوهستان دوردست.
🔎 چنین عباراتی، نمیتوانند فقط تمثیلی یا استعاری باشند؛ بلکه به حضور واقعی و جغرافیایی مخاطبان اشاره دارند.
📍 مکه یا پترا؟ مسئله این است!
🚫 با توجه به موقعیت جغرافیایی مکه و مدینه امروزی که حدود ۱۲۰۰ کیلومتر از بحر المیت و محل ویرانههای سدوم و عموره فاصله دارند، عبور مداوم از کنار آنها با سبک زندگی و وسایل حملونقل زمان پیامبر، عملاً ناممکن است.
🔺🔺🔺پس آیات قرآن نمیتوانند ناظر به مردمی در جنوب حجاز (مکه/مدینه کنونی) باشند. این نکته، پایههای تصور سنتی از اسلام اولیه را به لرزه میاندازد.
📐 پترا، وادی موسی، تبوک: سهضلعی منطقی وحی
🔻در مقابل، شهرهایی چون پترا، وادی موسی، تبوک و بُصری که در شمال حجاز و نزدیکی شامات قرار دارند:
✅ هم در مسیر طبیعی تجارت بین شام و یمن بودهاند،
✅ هم در متون تاریخی به عنوان مراکز تمدنی و سکونتگاههای فعال ثبت شدهاند،
✅ و از همه مهمتر، در مجاورت مستقیم منطقه ویرانههای قوم لوط قرار دارند.
📖 وحی در شمال حجاز؟!
🔻تحلیل صرفاً درونمتنی قرآن نشان میدهد که:
🔎 پیامبر اسلام و مخاطبان اولیه وحی، در جایی میزیستهاند که عبور روزانه از کنار ویرانههای قوم لوط برایشان واقعیتی ملموس بوده است.
این منطقه، با مکه و مدینه امروزی همخوانی ندارد، بلکه با جغرافیای شمال حجاز - بهویژه پترا - هماهنگتر است.
🧠 نتیجهگیری
🔺🔺🔺این بازخوانی جغرافیایی قرآن، فقط یک تحقیق تاریخی نیست؛ بلکه پرسشی اساسی دربارهی مکان شکلگیری نخستین اسلام است. اگر ویرانههای قوم لوط در شمالاند، و قرآن از عبور روزانه کنارشان میگوید، پس شاید لازم باشد نقشههای ذهنیمان را بازنویسی کنیم!...
@dinaznegahidigar
▪️پینوشت نقدآگین
پیشتر، در ویرایش و تکمیلِ متنی از #ب_بینیاز، با تیتر پیشنهادی خودمان «قرآن و افشای «امالقرای جعلی: تناقضِ شنهای جنوب با سنگهای ثمود»، به این مساله توجه دادیم که طبق آیات قرآن دربارۀ اقوام عذابشده، جغرافیای دقیقِ تالیفِ قرآن افشا شده، و این در تعارض کامل با تاریختراشی عباسی و روایتسازیهای مکمل آنها بودهاست.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— «شبانهروز از از سدوم رد میشوید»؛ با هواپیمایِ بُراق؟!
— الله میگه شمال، تاریختراشیِ عباسی قسم عباسِ جنوب میخوره!
📜 سرنخ جغرافیایی در آیات قرآنی
🔸از بررسی آیات مرتبط با «قوم لوط» در قرآن، میتوان به نشانههایی از موقعیت جغرافیایی مخاطبان اولیه قرآن دست یافت.
🔻قرآن بارها به ویرانههای قوم لوط اشاره میکند و با لحنی هشداردهنده، مخاطبان را به عبرت گرفتن از این ویرانهها که در مسیر عبورشان قرار دارد فرا میخواند.
✅ این تأکیدِ مکرر، فقط بُعد اخلاقی ندارد؛ بلکه در لایهای ژرفتر، نشانهای از جغرافیای تاریخی و واقعی محل زیست نخستین مسلمانان است.
🌄 عبور شبانهروزی از خرابهها
📖 سوره صافات، آیات ۱۳۷–۱۳۸:
«وَإِنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَیْهِمْ مُصْبِحِینَ، وَبِاللَّیْلِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ» ترجمه: «و بیگمان شما هر صبح و شب از کنار آنها [ خرابههای قوم لوط / شهر سدوم] میگذرید؛ آیا اندیشه نمیکنید؟».
📖 سوره حجر، آیه ۷۶:
«وَإِنَّهَا لَبِسَبِیلٍ مُقِیمٍ» «و آن [شهرهای هلاکشده] بیتردید در مسیر پایداری قرار دارند»
❗️ این آیات با وضوح تمام تأکید دارند که مخاطبان قرآن، روز و شب از کنار خرابههای قوم لوط عبور میکردهاند و آنجا در مسیر ثابت و پرترددی قرار داشته است.
🔺«سبیل مقیم» یعنی راهی ثابت، پایدار، و در دسترس؛ نه بیراههای دورافتاده.
🔎 یعنی قرآن دارد تأکید میکند که: این ویرانهها در مسیر عبور مداوم مردماند، روی یک راه ثابت و شناختهشده. نه در بیابان متروک یا دل کوهستان دوردست.
🔎 چنین عباراتی، نمیتوانند فقط تمثیلی یا استعاری باشند؛ بلکه به حضور واقعی و جغرافیایی مخاطبان اشاره دارند.
📍 مکه یا پترا؟ مسئله این است!
🚫 با توجه به موقعیت جغرافیایی مکه و مدینه امروزی که حدود ۱۲۰۰ کیلومتر از بحر المیت و محل ویرانههای سدوم و عموره فاصله دارند، عبور مداوم از کنار آنها با سبک زندگی و وسایل حملونقل زمان پیامبر، عملاً ناممکن است.
🔺🔺🔺پس آیات قرآن نمیتوانند ناظر به مردمی در جنوب حجاز (مکه/مدینه کنونی) باشند. این نکته، پایههای تصور سنتی از اسلام اولیه را به لرزه میاندازد.
📐 پترا، وادی موسی، تبوک: سهضلعی منطقی وحی
🔻در مقابل، شهرهایی چون پترا، وادی موسی، تبوک و بُصری که در شمال حجاز و نزدیکی شامات قرار دارند:
✅ هم در مسیر طبیعی تجارت بین شام و یمن بودهاند،
✅ هم در متون تاریخی به عنوان مراکز تمدنی و سکونتگاههای فعال ثبت شدهاند،
✅ و از همه مهمتر، در مجاورت مستقیم منطقه ویرانههای قوم لوط قرار دارند.
📖 وحی در شمال حجاز؟!
🔻تحلیل صرفاً درونمتنی قرآن نشان میدهد که:
🔎 پیامبر اسلام و مخاطبان اولیه وحی، در جایی میزیستهاند که عبور روزانه از کنار ویرانههای قوم لوط برایشان واقعیتی ملموس بوده است.
این منطقه، با مکه و مدینه امروزی همخوانی ندارد، بلکه با جغرافیای شمال حجاز - بهویژه پترا - هماهنگتر است.
🧠 نتیجهگیری
🔺🔺🔺این بازخوانی جغرافیایی قرآن، فقط یک تحقیق تاریخی نیست؛ بلکه پرسشی اساسی دربارهی مکان شکلگیری نخستین اسلام است. اگر ویرانههای قوم لوط در شمالاند، و قرآن از عبور روزانه کنارشان میگوید، پس شاید لازم باشد نقشههای ذهنیمان را بازنویسی کنیم!...
@dinaznegahidigar
▪️پینوشت نقدآگین
پیشتر، در ویرایش و تکمیلِ متنی از #ب_بینیاز، با تیتر پیشنهادی خودمان «قرآن و افشای «امالقرای جعلی: تناقضِ شنهای جنوب با سنگهای ثمود»، به این مساله توجه دادیم که طبق آیات قرآن دربارۀ اقوام عذابشده، جغرافیای دقیقِ تالیفِ قرآن افشا شده، و این در تعارض کامل با تاریختراشی عباسی و روایتسازیهای مکمل آنها بودهاست.
📕ابوقبیس و پترا: ردّ پای یک کوهِ گمشده در تاریخ!
⚔️ پترا یا مدینه؟ معمای فرماندهی نبرد موته
📕اسلام سریانی و پترا
🛐 محدوده مقدس و پترا
📕خطبۀ علی و پترا
📕تحلیل جغرافیایی مسیر پیامبر به بُصری شام
📕وادی «غیر ذیزرع» و پترا
📕مرکز زمین و محل واقعی کعبه
📕ایران باستان و پترا
📕مسجد و پترا
📕معراج و پترا
📕پترا و امام حسین
📕نظریهٔ دو کعبهای
📕ابراهیم و افسانۀ «سفر به حجاز»
📻 رمضان عباسی: مهندسی مناسک، ساخت یک امت
📻 کعبه: از سرابِ حجاز تا حقیقتِ مکتومِ پترا
📺 از شهر پترا به کربلا و راز واقعۀ عاشورا
.
#بازنگری #نقد_اسلام#مکه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘قرآن و افشای «امالقرای جعلی»
— تناقضِ شنهای جنوب با سنگهای ثمود
(۲/۳)
🧭 قطبنمای قرآن، به سمت ثمود میچرخد!
🔻در این نقطه، گیبسون به بخش کلیدی دیگری از قرآن میرسد که با دقت جغرافیای مولفان قرآن را لو میدهد. در سوره ۸۹، آیات ۶ تا ۹، آمده است:
«أَلَمْ…
— تناقضِ شنهای جنوب با سنگهای ثمود
(۲/۳)
🧭 قطبنمای قرآن، به سمت ثمود میچرخد!
🔻در این نقطه، گیبسون به بخش کلیدی دیگری از قرآن میرسد که با دقت جغرافیای مولفان قرآن را لو میدهد. در سوره ۸۹، آیات ۶ تا ۹، آمده است:
«أَلَمْ…
📘قرآن از دیدگاه ریاضی
(۱/۲)
✍🏻 باربارا کوستر
🍂 از آغاز این سده، جهانِ اسلامشناسان دچار دگرگونی شده است. یک نورسیده[۲] که خود را کریستف لوکزنبرگ مینامد – نامی که یادی جسورانه از گئورگ کریستف لیشتنبرگ، روح عصیانگر روشنگری است – کتابی بنیان برانداز ارایه کرد مبنی بر این که بخشهای بزرگی از قرآن مسیحی بوده و اساساً به زبان سُریانی نوشته شده بودند.
🍂 اگر تاکنون اسلامشناسان در هماهنگی و سازگاری با سنت و پیشفرضهای علمای اسلامی پژوهشهای خود را پیش میبردند و بدون شک و تردید قرآن را به عنوان مهمترین متن به زبان عربی میدانستند، امروز نیز، اگرچه هنوز اکثریتِ اسلامپژوهان بر همین باور هستند، ولی دیگر نمیتوانند به آسانی از این چالش نوین شانه خالی کنند.
🍂 طبعاً این چالش آزاردهنده برای اسلامپژوهان سنتی کم نخواهد شد، زیرا یک صدا و نگاه دیگر به این مجموعه اضافه شده است؛ این نگاه نوین به ویژه آن کسانی را مورد خطاب قرار میدهد که با روشهای پژوهشی کلاسیکِ علوم انسانی مانند فلسفه و هرمنوتیک با احتیاط و فاصله برخورد میکنند و تأکیدشان بر سنجش و راستیآزمایی علمی میباشد. به کارگیری ریاضیات در قرآن پژوهشی که با اسلامشناسی و تاریخشناسی نیز گره خورده یک پدیدۀ نوین است.
🔻جی. جی. والتر، مهندس فرانسوی، متولد ۱۹۳۲، در سال ۲۰۱۳، به عبارتی در سن نسبتاً بالا، یک تز دکترا ارایه داد و خلاصهای از آن را تدوین کرد و به زبان انگلیسی در جلد نوین [جلد ۸] سلسله کتابهای گروه اناره که یک مجموعه از اسلامپژوهان با روش تاریخی – انتقادی را در برمیگیرد و کریستف لوکزنبرگ نیز به آن تعلق دارد، انتشار داد. بعضی از نتایج او را که در این جا بدون کم و کاست بازگو خواهم کرد، حتا کسانی را که به منتقدان دوآتشۀ قرآن تعلق دارند، شگفتزده خواهند کرد:
۱. والتر از روش «تحلیل دادههای متن»[۳] [ای تی دی] که ارتش و سازمانهای اطلاعاتی از آن استفاده میکنند، و امتحان خود را در تحلیل متون کلاسیک بخوبی پس داده است، بهره گرفته است. در متن خلاصهشده، والتر اشارههایی به مبانی ریاضی این روش میکند ولی تأکید خود را بر نتایج کارش میگذارد.
🍂 به وسیلۀ ای تی دی میتوان «هویت یک متن»[۴] را تعیین کرد. البته ابزارهایی مانند «واژهشناسی» که برای تفتیش ایمیلها به کار گرفته میشوند تا پیامهای مشکوک را فیلتر کنند، برای این کار کفایت نمیکنند. باید به لایۀ تکنگارهها[۵] وارد شد یعنی تعداد حروف و پیوند حروف با یکدیگر، ارقام، علائم نقطهگذاری و غیره تحلیل شوند.
🍂 برای نمونه یک متن از مارسل پروست از جملههای بسیار طولانی برخوردار است و تعداد نقطهها در پایان یک جمله[۶]، در این جا در هر هزار حرف، بسیار کمتر از هر نویسندۀ دیگر است. این تعدادِ کم نویسهوارهها یک «شاهد» است که پروست نویسندۀ آن سطور بوده است. اگر ما چندین نمونه از این «شواهد» داشته باشیم، در بهترین حالت سدها نمونه، آن گاه با قطعیت میتوان گفت که امضاء [هویت] این متن چیست. والتر میگوید امضاء یک متن به اصطلاح دی ان آ [DNA] آن متن است. با دی ان آ میتوان یک فرد را از انسانهای دیگر بازشناخت (طبعاً به جز چند قلوها) و با امضاء نیز میتوان نویسندۀ یک متن را تشخیص داد. بدین وسیله میتوان روشن کرد که احتمالاً چند نویسنده در نگارش یک متن سهیم بودهاند. حال به سراغ قرآن برویم.
🍂 فرای ایمان مسلمانان که قرآن را کلام مستقیم الله و محمد را اعلامگر آن میدانند، کارشناسان و غیرکارشناسان فراوانی وجود دارند که نه قرآن را کلام خدا میدانند و نه محمد را نویسندۀ آن. از دیدگاه اسلامشناسی رسمی، محمد بانی قرآن بوده و منتقدان اسلام نیز آن را به عنوان پیشفرض نقد خود قرار میدهند. این که محمد آورندۀ قرآن بوده هنوز مورد توافق اسلامشناسی رسمی است و برای منتقدان اسلام هم به عنوان یک پیشفرض [نقد] قرار میگیرد. حتا در این محافل هم قابل تصور نیست که به جز محمد کسی دیگر در نگارش قرآن سهیم بوده باشد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻 باربارا کوستر
مترجم: #ب_بینیاز (داریوش)***
توضیحات: دکتر #محسن_بنائی
یک توضیح: پس از ترجمۀ این مقاله که در واقع معرفی یک کتاب به نام «نظریۀ کُد ریاضی»[۱] است، متوجه شدم که در این جا به برخی از مفاهیم تخصصی و کلیدی در فقه اسلامی اشاره شده است که روشن کردن آنها کمک بزرگی به درک این نوشتۀ کوتاه میکند.
از دوست عزیز و همکارم دکتر محسن بنائی (مزدک بامدادان) خواهش کردم که وظیفۀ نگارش این توضیحات را بر عهده بگیرد.
توضیحات کلامی که در زیرنویس آمدهاند با [مزدک بامدادان] مشخص شدهاند تا از مابقی که مستقیماً به ترجمه مربوط هستند تفکیک شوند.
🍂 از آغاز این سده، جهانِ اسلامشناسان دچار دگرگونی شده است. یک نورسیده[۲] که خود را کریستف لوکزنبرگ مینامد – نامی که یادی جسورانه از گئورگ کریستف لیشتنبرگ، روح عصیانگر روشنگری است – کتابی بنیان برانداز ارایه کرد مبنی بر این که بخشهای بزرگی از قرآن مسیحی بوده و اساساً به زبان سُریانی نوشته شده بودند.
🍂 اگر تاکنون اسلامشناسان در هماهنگی و سازگاری با سنت و پیشفرضهای علمای اسلامی پژوهشهای خود را پیش میبردند و بدون شک و تردید قرآن را به عنوان مهمترین متن به زبان عربی میدانستند، امروز نیز، اگرچه هنوز اکثریتِ اسلامپژوهان بر همین باور هستند، ولی دیگر نمیتوانند به آسانی از این چالش نوین شانه خالی کنند.
🍂 طبعاً این چالش آزاردهنده برای اسلامپژوهان سنتی کم نخواهد شد، زیرا یک صدا و نگاه دیگر به این مجموعه اضافه شده است؛ این نگاه نوین به ویژه آن کسانی را مورد خطاب قرار میدهد که با روشهای پژوهشی کلاسیکِ علوم انسانی مانند فلسفه و هرمنوتیک با احتیاط و فاصله برخورد میکنند و تأکیدشان بر سنجش و راستیآزمایی علمی میباشد. به کارگیری ریاضیات در قرآن پژوهشی که با اسلامشناسی و تاریخشناسی نیز گره خورده یک پدیدۀ نوین است.
🔻جی. جی. والتر، مهندس فرانسوی، متولد ۱۹۳۲، در سال ۲۰۱۳، به عبارتی در سن نسبتاً بالا، یک تز دکترا ارایه داد و خلاصهای از آن را تدوین کرد و به زبان انگلیسی در جلد نوین [جلد ۸] سلسله کتابهای گروه اناره که یک مجموعه از اسلامپژوهان با روش تاریخی – انتقادی را در برمیگیرد و کریستف لوکزنبرگ نیز به آن تعلق دارد، انتشار داد. بعضی از نتایج او را که در این جا بدون کم و کاست بازگو خواهم کرد، حتا کسانی را که به منتقدان دوآتشۀ قرآن تعلق دارند، شگفتزده خواهند کرد:
۱. والتر از روش «تحلیل دادههای متن»[۳] [ای تی دی] که ارتش و سازمانهای اطلاعاتی از آن استفاده میکنند، و امتحان خود را در تحلیل متون کلاسیک بخوبی پس داده است، بهره گرفته است. در متن خلاصهشده، والتر اشارههایی به مبانی ریاضی این روش میکند ولی تأکید خود را بر نتایج کارش میگذارد.
🍂 به وسیلۀ ای تی دی میتوان «هویت یک متن»[۴] را تعیین کرد. البته ابزارهایی مانند «واژهشناسی» که برای تفتیش ایمیلها به کار گرفته میشوند تا پیامهای مشکوک را فیلتر کنند، برای این کار کفایت نمیکنند. باید به لایۀ تکنگارهها[۵] وارد شد یعنی تعداد حروف و پیوند حروف با یکدیگر، ارقام، علائم نقطهگذاری و غیره تحلیل شوند.
🍂 برای نمونه یک متن از مارسل پروست از جملههای بسیار طولانی برخوردار است و تعداد نقطهها در پایان یک جمله[۶]، در این جا در هر هزار حرف، بسیار کمتر از هر نویسندۀ دیگر است. این تعدادِ کم نویسهوارهها یک «شاهد» است که پروست نویسندۀ آن سطور بوده است. اگر ما چندین نمونه از این «شواهد» داشته باشیم، در بهترین حالت سدها نمونه، آن گاه با قطعیت میتوان گفت که امضاء [هویت] این متن چیست. والتر میگوید امضاء یک متن به اصطلاح دی ان آ [DNA] آن متن است. با دی ان آ میتوان یک فرد را از انسانهای دیگر بازشناخت (طبعاً به جز چند قلوها) و با امضاء نیز میتوان نویسندۀ یک متن را تشخیص داد. بدین وسیله میتوان روشن کرد که احتمالاً چند نویسنده در نگارش یک متن سهیم بودهاند. حال به سراغ قرآن برویم.
🍂 فرای ایمان مسلمانان که قرآن را کلام مستقیم الله و محمد را اعلامگر آن میدانند، کارشناسان و غیرکارشناسان فراوانی وجود دارند که نه قرآن را کلام خدا میدانند و نه محمد را نویسندۀ آن. از دیدگاه اسلامشناسی رسمی، محمد بانی قرآن بوده و منتقدان اسلام نیز آن را به عنوان پیشفرض نقد خود قرار میدهند. این که محمد آورندۀ قرآن بوده هنوز مورد توافق اسلامشناسی رسمی است و برای منتقدان اسلام هم به عنوان یک پیشفرض [نقد] قرار میگیرد. حتا در این محافل هم قابل تصور نیست که به جز محمد کسی دیگر در نگارش قرآن سهیم بوده باشد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin