📘زیارت قبور، از سنت تا مدرنیته
✍🏻 دکتر #یوسف_منصورزاده (باستانشناس)
1️⃣ زیارت، سنت جوامع توسعهنیافته
زیارت امروزه در جوامع توسعه نیافته صورت میگیرد و پدیدهای سنتی است که با عواطف و احساسات همراه است.
2️⃣ نبودن زیارت قبور در صدر اسلام
در صدر اسلام چیزی به نام زیارت دیده نشده و به جای زیارت حج آمده که آئینی است برای بجا آوردن اعمال و تکرار نمادین اعمالی که الگویی است برای زندگی معنوی بهتر.
3️⃣ نبودن زیارت قبور در ایران باستان
در ایران باستان نیز زیارت قبور به هیچ وجه وجود نداشت؛ چون قبری وجود نداشت. در ایران دورۀ ساسانی نیز وجود نداشت.
4️⃣ خاستگاه تاریخی زیارت قبور
شواهد تاریخی نشان میدهد که زیارت و مقبرهسازی از مسیحیت وارد ایران شدهاست و مسیحیان قرون وسطی زیارت قبور قدیسین مسیحی و تضرع به عیسی و مریم و قدیسین را بیشتر مد نظر داشتند و بقول ویل دورانت:
🔻به گفته ویل دورانت:
🔺این فرهنگ که در اواسط قرون وسطای مسیحی اوج گرفتهبود، در پایان قرون وسطی به پایان خود نزدیک شد.
5️⃣ زیارتگاهها، از خدمت به خدا تا خدمت به انسان
در قرن پانزدهم رنسانس از راه رسید و ار رم که پیش از آن مرکز زیارتگاهها بود، آغاز گردید و در سراسر اروپا گسترش یافت. پروتستانیزم و اومانیزم در موازات هم رنسانس را پیش بردند. پروتستانیزم با اصلاح دینی، دین را از آسمان به زمین آورد و دینی که مردم را به خدمت خویش گرفتهبود، در خدمت انسان قرار گرفت و نهضت اومانیسم نیز انسان را هدف قرار داد و بهجای پرستش قدیسان، انسان را مورد توجه قرار داد.
6️⃣ زیارتگاهها، از معابد پرستش به موزههای آثار باستانی
در عصر رنسانس، هر آنچه که انسان در هر عصر و در هر مصری و در هر سرزمینی و در هر نژاد و دینی اثری آفریدهبود، مقدس دانسته شد و آثار هنری گردآوری گردید و معبد دیگری برای انسان ساخته شد و آن را موزه نامیدند.
🍂 موزهها زیارتگاه واقعی مردم شدند و در این زیارتگاهها، آثار انسان، تجربیاتش و همه دستاوردهایش مورد توجه قرار میگیرد. دیگر، زائران صومعهها را رها کردند و به دیدنِ کلیساهایی و مساجد و معابدی شتافتند؛ نه برای بخشش گناهانشان، که برای تجلیل از هنرمندانی که با چنان عشقی این چنین آثار شکوهمندی را خلق کردهاند.
🍂 امروزه در جوامع توسعهیافته، بیشترین بازدیدکنندهها از موزهها و آثار تاریخی و هنری هستند و حتی در مشرقزمین نیز تأثیرش را گذاشتهاست.
🍂 در هند هر روز جمعیت انبوهی کیلومتری، در ورودیِ تاج محل صف میکشند تا از این شاهکار هنری بازدید نمایند که زمانی زیارتگاه مسلمانان هند بود. در ایران معبد چغازنبیل، تخت جمشید و دیگر آثاری که به ثبت جهانی رسیدهاند، محل بازدید جهانگردان شدهاند و گردشگری امروز به یک فرهنگی تبدیل شدهاست که بهجای فرهنگ سنتی زیارت نشسته است، زیارت آثار انسانی به جای زیارت قدیسان.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @dineaqlani
✍🏻 دکتر #یوسف_منصورزاده (باستانشناس)
1️⃣ زیارت، سنت جوامع توسعهنیافته
زیارت امروزه در جوامع توسعه نیافته صورت میگیرد و پدیدهای سنتی است که با عواطف و احساسات همراه است.
2️⃣ نبودن زیارت قبور در صدر اسلام
در صدر اسلام چیزی به نام زیارت دیده نشده و به جای زیارت حج آمده که آئینی است برای بجا آوردن اعمال و تکرار نمادین اعمالی که الگویی است برای زندگی معنوی بهتر.
3️⃣ نبودن زیارت قبور در ایران باستان
در ایران باستان نیز زیارت قبور به هیچ وجه وجود نداشت؛ چون قبری وجود نداشت. در ایران دورۀ ساسانی نیز وجود نداشت.
4️⃣ خاستگاه تاریخی زیارت قبور
شواهد تاریخی نشان میدهد که زیارت و مقبرهسازی از مسیحیت وارد ایران شدهاست و مسیحیان قرون وسطی زیارت قبور قدیسین مسیحی و تضرع به عیسی و مریم و قدیسین را بیشتر مد نظر داشتند و بقول ویل دورانت:
دیرها و صومعهها کار را به جایی رساندهبودند که اجساد قدیسان را قطعهقطعه میکردند تا چندین محل را به زیارتگاه تبدیل کنند تا چندین محل از عنایات عالیه و قدرت آنها برخوردار باشند.
🔻به گفته ویل دورانت:
در پایان قرن سیزدهم این قبیل مراکز زیارت مسیحیان به حدود ده هزار بالغ میشد. دلاورترین زائرین عزم سفر فلسطین میکردند و گاهی پیاده یا با تنپوشی که فقط یک پیراهن بود، معمولا با صلیب، عصا، و کیسهای که جملگی را کشیشی بخشیده بود، به راه میافتادند.
در سال ۱۰۵۴، اسقف کامبره، سالارِ کاروانی بود مرکب از ۳ هزار نفر زوار اورشلیم و در سال ۱۰۶۴، دو اسقف دیگر بهاتفاق ۱۰ هزار نفر مسیحی که بهدنبال ایشان روان بودند، به عزم اورشلیم حرکت کردند.۳ هزار نفر از آنان بین راه به هلاکت رسیدند و فقط ۲ هزار نفر از آنان به زاد و بوم خود به سلامت رسیدند.
جماعت دیگری از زائرین برای زیارت استخوانهایی که به گفتۀ مشهور از آن یعقوب حواری در " کومپوستلا" واقع در اسپانیا بود، از کوهای پیرنه عبور کردند یا از اقیانوس اطلس جان خویش را به خطر انداختند.
در انگلستان و فرانسه از اینگونه زیارتگاهها فراوان ساخته شد، ولی تمام جادههای عالم مسیحیت، زائران را به شهر رم رهبری میکردند تا در آنجا به زیارت مرقد دو حواری عیسی، پطرس و بولس، نایل آیند.
🔺این فرهنگ که در اواسط قرون وسطای مسیحی اوج گرفتهبود، در پایان قرون وسطی به پایان خود نزدیک شد.
5️⃣ زیارتگاهها، از خدمت به خدا تا خدمت به انسان
در قرن پانزدهم رنسانس از راه رسید و ار رم که پیش از آن مرکز زیارتگاهها بود، آغاز گردید و در سراسر اروپا گسترش یافت. پروتستانیزم و اومانیزم در موازات هم رنسانس را پیش بردند. پروتستانیزم با اصلاح دینی، دین را از آسمان به زمین آورد و دینی که مردم را به خدمت خویش گرفتهبود، در خدمت انسان قرار گرفت و نهضت اومانیسم نیز انسان را هدف قرار داد و بهجای پرستش قدیسان، انسان را مورد توجه قرار داد.
6️⃣ زیارتگاهها، از معابد پرستش به موزههای آثار باستانی
در عصر رنسانس، هر آنچه که انسان در هر عصر و در هر مصری و در هر سرزمینی و در هر نژاد و دینی اثری آفریدهبود، مقدس دانسته شد و آثار هنری گردآوری گردید و معبد دیگری برای انسان ساخته شد و آن را موزه نامیدند.
🍂 موزهها زیارتگاه واقعی مردم شدند و در این زیارتگاهها، آثار انسان، تجربیاتش و همه دستاوردهایش مورد توجه قرار میگیرد. دیگر، زائران صومعهها را رها کردند و به دیدنِ کلیساهایی و مساجد و معابدی شتافتند؛ نه برای بخشش گناهانشان، که برای تجلیل از هنرمندانی که با چنان عشقی این چنین آثار شکوهمندی را خلق کردهاند.
🍂 امروزه در جوامع توسعهیافته، بیشترین بازدیدکنندهها از موزهها و آثار تاریخی و هنری هستند و حتی در مشرقزمین نیز تأثیرش را گذاشتهاست.
🍂 در هند هر روز جمعیت انبوهی کیلومتری، در ورودیِ تاج محل صف میکشند تا از این شاهکار هنری بازدید نمایند که زمانی زیارتگاه مسلمانان هند بود. در ایران معبد چغازنبیل، تخت جمشید و دیگر آثاری که به ثبت جهانی رسیدهاند، محل بازدید جهانگردان شدهاند و گردشگری امروز به یک فرهنگی تبدیل شدهاست که بهجای فرهنگ سنتی زیارت نشسته است، زیارت آثار انسانی به جای زیارت قدیسان.
🗄پست مرتبط
📺 بدعت در دین و تقلید صفویه از مسیحیت
📺 تاریخچۀ شکلگیری اجزای عزاداری محرم
📺 بدعت عزاداری
📕تبارشناسی عزاداری توسط دکتر علی شریعتی
📻 نقد سوگواری و عزاداری توسط فلاسفۀ یونان
.
#نقد_شیعه #نقد_ادیان #نقد_فرهنگ #ایران#نقد_مسیحیت #زیارت_قبور #اربعین #پیادهروی_اربعین #نجف #کاظمین #کربلا #حسین_بن_علی #امام_حسین #امام_رضا #مقبره #مردهپرستی #شرک #بدعت #ویل_دورانت #مسیحیت #مسیحی #مسیح #پولس #حواریون #آخوند_شیعه #روحانیت_شیعه #موزه #توسعه #گردشگری #توسعهیافته #قرون_وسطا #موزهگردی #هندوستان #خرافات_مذهبی #خرافات #رواننژندی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @dineaqlani
Telegram
نقدآگین
📺 فلسفۀ جادوگری (۲/۲)
⬛️ دیدگاه فلاسفهی مدرن اولیه در باب جادوگری و محاکمات ساحرهها
۳. فلاسفهی مدرنیته و موضعگیری در برابر جادوگری
آ. فرانسیس بیکن
* بنیانگذار روش علمی، دیدگاهی دقیق داشت. او میگفت ادعاهای ساحرهها باید تحت شواهد محکم بررسی شوند. (ادعاهای بزرگتر، نیازمند شواهد بزرگتر هستند).
* او پرواز ساحرهها را نپذیرفت، اما پذیرفت که پمادهای پرواز (Flying Ointments) میتوانند توهم پرواز و هذیان ایجاد کنند و حتی یک دستور پخت بهتر برای آن ارائه داد.
* بیکن جادوگری را یک گناه معرفتی (Epistemological) و نوعی پرستش خدایان دروغین میدانست و مجازات قانونی (زندان و شلاق)، اما نه لزوماً اعدام، را تأیید میکرد.
ب. رنه دکارت
* دکارت که با انقلاب عقلگرایی آمد، بهطور علنی در مورد جادوگری و ساحرهها اظهار نظر نکرد. او پس از محاکمهی گالیله، در مورد انتشار افکارش بسیار محتاط بود.
* اما نظام فلسفی دکارت بهطور ضمنی جایی برای جادوگری و تسخیر شیطانی باقی نمیگذاشت. با تقسیم جهان به دو جوهر (مادهی گسترده و ذهن ناگسترده)، او جادو، فرشتگان و شیاطین را به قلمروی تخیل تنزل داد. برای فلسفهی نوین، تعقیب ساحرهها صرفاً قتل روی هم انباشته شده بر خرافات بود.
ج. توماس هابز
* هابز یک مادیگرای مکانیکی بود و شیاطین، فرشتگان و ارواح را صرفاً توهمات ذهنی یا خواب میدانست.
* او وجود شیاطین را رد کرد و کلیسای کاتولیک را به دلیل ترویج این خرافات برای بهبردگی کشیدن مردم در «قلمروی تاریکی» (Kingdom of Darkness) سرزنش میکرد.
* موضع شوکهکننده: با وجود عدم اعتقاد به جادوگری، هابز میگوید:
به عبارت دیگر، هابز معتقد بود مجازات آنها به دلیل اخلال در نظم اجتماعی توسط ادعاهایشان ضروری است، نه به دلیل واقعیت جادوگری.
د. باروخ اسپینوزا
* اسپینوزا که به خداباوری واحد (Pantheism) اعتقاد داشت، تنها یک جوهر (Substance)، یعنی خدا، را میپذیرفت.
* او به دلایل منطقی، وجود شیاطین، فرشتگان، ارواح و جادوگری را رد کرد، زیرا این موجودات جایی در نظام الهی کامل او ندارند. اسپینوزا حتی استدلال کرد که شیطان نمیتواند وجود داشته باشد، چرا که موجودات تنها در صورتی باقی میمانند که بخشی از کمال الهی باشند و شیطان فعالانه این کمال را رد میکند.
ه. نیکولا مالبرانش
* این عقلگرای کاتولیک (از پیروان دکارت)، به «موقعیّتگرایی» (Occasionalism) معتقد بود؛ یعنی تنها خدا مسئول تمام علیتها است و تعامل بین اجسام صرفاً ظاهری است.
* مالبرانش معتقد بود جادوی واقعی و پیمانهای شیطانی حقیقی، بسیار نادر هستند، اما وجود آنها را رد نکرد.
* اما او تأکید کرد که بیشتر آنچه جادوگری نامیده میشود، در واقع یک توهم جمعی ناشی از آمادگی روانی (Psychological Priming) است. اگر به مردم آموزش داده شود که جادوگری فعال است، فعالیت آن را در هر بدشانسی (مرگ گاو، بیماری کودک) خواهند دید و همین باعث میشود برخی افراد به دنبال قدرتهای شیطانی بگردند. او معتقد بود ساحرههای واقعی (آنهایی که قصد شر دارند) باید اعدام شوند.
🔺نتیجهگیری
با اوج گرفتن مدرنیته، در حالی که برخی فلاسفه (مانند بیکن و مالبرانش) دیدگاهی توأم با شک و پذیرش محدود داشتند، هستهی اصلی عقلگرایی و تجربهگرایی مدرن (دکارت، هابز، اسپینوزا) پایههای هستیشناختی و منطقی را برای ساحرهها، شیاطین و جادوگری بهطور کامل حذف کردند. این تقابل فکری در نهایت، محاکمات ساحرهها را به پدیدهای مبتنی بر توهم و خرافات تقلیل داد و راه را برای پایان یافتن این کشتارها در اروپا هموار کرد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
⬛️ دیدگاه فلاسفهی مدرن اولیه در باب جادوگری و محاکمات ساحرهها
۳. فلاسفهی مدرنیته و موضعگیری در برابر جادوگری
آ. فرانسیس بیکن
* بنیانگذار روش علمی، دیدگاهی دقیق داشت. او میگفت ادعاهای ساحرهها باید تحت شواهد محکم بررسی شوند. (ادعاهای بزرگتر، نیازمند شواهد بزرگتر هستند).
* او پرواز ساحرهها را نپذیرفت، اما پذیرفت که پمادهای پرواز (Flying Ointments) میتوانند توهم پرواز و هذیان ایجاد کنند و حتی یک دستور پخت بهتر برای آن ارائه داد.
* بیکن جادوگری را یک گناه معرفتی (Epistemological) و نوعی پرستش خدایان دروغین میدانست و مجازات قانونی (زندان و شلاق)، اما نه لزوماً اعدام، را تأیید میکرد.
ب. رنه دکارت
* دکارت که با انقلاب عقلگرایی آمد، بهطور علنی در مورد جادوگری و ساحرهها اظهار نظر نکرد. او پس از محاکمهی گالیله، در مورد انتشار افکارش بسیار محتاط بود.
* اما نظام فلسفی دکارت بهطور ضمنی جایی برای جادوگری و تسخیر شیطانی باقی نمیگذاشت. با تقسیم جهان به دو جوهر (مادهی گسترده و ذهن ناگسترده)، او جادو، فرشتگان و شیاطین را به قلمروی تخیل تنزل داد. برای فلسفهی نوین، تعقیب ساحرهها صرفاً قتل روی هم انباشته شده بر خرافات بود.
ج. توماس هابز
* هابز یک مادیگرای مکانیکی بود و شیاطین، فرشتگان و ارواح را صرفاً توهمات ذهنی یا خواب میدانست.
* او وجود شیاطین را رد کرد و کلیسای کاتولیک را به دلیل ترویج این خرافات برای بهبردگی کشیدن مردم در «قلمروی تاریکی» (Kingdom of Darkness) سرزنش میکرد.
* موضع شوکهکننده: با وجود عدم اعتقاد به جادوگری، هابز میگوید:
«در مورد ساحرهها، من فکر نمیکنم که جادوگری آنها هیچ قدرت واقعی باشد، اما با این حال، به دلیل باور غلطی که دارند که میتوانند شر زیادی انجام دهند، همراه با قصد آنها برای انجام این کار (اگر بتوانند)، بهدرستی مجازات میشوند».
به عبارت دیگر، هابز معتقد بود مجازات آنها به دلیل اخلال در نظم اجتماعی توسط ادعاهایشان ضروری است، نه به دلیل واقعیت جادوگری.
د. باروخ اسپینوزا
* اسپینوزا که به خداباوری واحد (Pantheism) اعتقاد داشت، تنها یک جوهر (Substance)، یعنی خدا، را میپذیرفت.
* او به دلایل منطقی، وجود شیاطین، فرشتگان، ارواح و جادوگری را رد کرد، زیرا این موجودات جایی در نظام الهی کامل او ندارند. اسپینوزا حتی استدلال کرد که شیطان نمیتواند وجود داشته باشد، چرا که موجودات تنها در صورتی باقی میمانند که بخشی از کمال الهی باشند و شیطان فعالانه این کمال را رد میکند.
ه. نیکولا مالبرانش
* این عقلگرای کاتولیک (از پیروان دکارت)، به «موقعیّتگرایی» (Occasionalism) معتقد بود؛ یعنی تنها خدا مسئول تمام علیتها است و تعامل بین اجسام صرفاً ظاهری است.
* مالبرانش معتقد بود جادوی واقعی و پیمانهای شیطانی حقیقی، بسیار نادر هستند، اما وجود آنها را رد نکرد.
* اما او تأکید کرد که بیشتر آنچه جادوگری نامیده میشود، در واقع یک توهم جمعی ناشی از آمادگی روانی (Psychological Priming) است. اگر به مردم آموزش داده شود که جادوگری فعال است، فعالیت آن را در هر بدشانسی (مرگ گاو، بیماری کودک) خواهند دید و همین باعث میشود برخی افراد به دنبال قدرتهای شیطانی بگردند. او معتقد بود ساحرههای واقعی (آنهایی که قصد شر دارند) باید اعدام شوند.
🔺نتیجهگیری
با اوج گرفتن مدرنیته، در حالی که برخی فلاسفه (مانند بیکن و مالبرانش) دیدگاهی توأم با شک و پذیرش محدود داشتند، هستهی اصلی عقلگرایی و تجربهگرایی مدرن (دکارت، هابز، اسپینوزا) پایههای هستیشناختی و منطقی را برای ساحرهها، شیاطین و جادوگری بهطور کامل حذف کردند. این تقابل فکری در نهایت، محاکمات ساحرهها را به پدیدهای مبتنی بر توهم و خرافات تقلیل داد و راه را برای پایان یافتن این کشتارها در اروپا هموار کرد.
📺 شیطان و فرشتۀ وحی
📺 چرا شیطان را ساختیم؟
📺 فرشتگان، اجنه و شیاطین
📺 «بهشت گمشده»: کتاب مقدسِ جوامع مخفی
📺 شیطان در ادیان سامی
📺 «باور» چیست؟
📺 چرا «دیوها/خدایان/اجنه» را ساختیم؟
📕و تو چه میدانی جن چیست؟
| بخش یک | بخش دو
📺 شیطان رجیم ١
📺 لیلیت؛ از الهه تا شیطان
📻 خداناباوران شیطانپرستند؟
.
#نقد_ادیان #آینه_تاریخ #فلسفیدن #تاریخ_فلسفه #قرون_وسطا #خرافات
➖➖➖
🌾 @Naqdagin