نقدآگین
12.2K subscribers
3.82K photos
3.36K videos
93 files
9.05K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📕چیزی کم دارد؟!

1️⃣#احمد_زیدآبادی

گویا یکی از نمایندگان اصولگرای مجلس به اظهارات اخیر فائزۀ هاشمی واکنش نشان داده است. از قرار معلوم، شیخ حسن شجاعی که علاوه بر تحصیل علوم حوزوی، ظاهراً از "دانشگاه عدالت" نیز "دکترای حقوق" گرفته، نوشته است: "اگر حاج قاسم نبود فائزه کنیز داعش بود شاید"!
بدبختانه این نوع سخن گفتن از سوی برخی اصولگرایان مسبوق به سابقه است. آنها پیش از این نیز معمولاً در برابر هر نوع نقد و مخالفت سلبریتی‌ها و بخصوص هنرپیشگانِ زن نسبت به سیاست خارجی، چنین مضمونی را ساز کرده‌اند!

آیا منت، تحقیر، تخفیف، تذلیل و زخم زبانی که در این نوع عبارات نسبت یه شهروندان ایرانی پیدا و هویداست، واقعاً کم از زخم و حقارتِ اسارت و کنیزی نزد داعش دارد؟

2️⃣#بهرام_بسطامی:
اینکه حجت الداعش و المسلمین، خود از اسم حکومتِ بر مبنای احکام ابدی الله، برای خفه کردن مردم بهره‌گیری کند، بزرگترین طنز تلخی است که ما گرفتار آن شده‌ایم!
ماشین‌های گشت ارشاد با تجاوز به حقوق زنان کشور، به اسم حجاب، چیزی جز کنیزسازی زنان کشور برای داعش شیعی می کنند؟



🌾@Naqdagin
📘آخرالزمان!

✍️#علیرضاموثق

دکتر احمد زیدآبادی در یادداشتی (اینجا) نقل به مضمون گفته است: «چنان بحران‌های هوایی، زمینی، زیر-زمینی، داخلی و خارجی در کشور ما با یکدیگر تجمیع و هم-آیند شده که گویا به آخرالزمان رسیده‌ایم».

اما خدمت ایشان عرض کنم که آخرالزمان از خیلی وقت پیش شروع شده است و اینک هر چه گرد و غبارِ توهم از جلوی چشمانمان، بیشتر کنار می‌رود، نشانه‌ها و آثار آخرالزمان را بهتر می‌بینیم.

◼️ آخرالزمان از همان روزی آغاز شد که یک موجودِ متعبد و ملخ‌خور و داعشی که میلیاردها انسانِ کافر را حیوان و نجس می‌دید و حتی سنی‌مذهب‌ها را در شب اول قبر، مستحق شکنجه می‌دانست، «علامه» نامیده شد (ر.ک اینجا، اینجا و اینجا).

◼️ آخرالزمان از همان روزی آغاز شد که یک آخوند بی‌سواد و ملقب به «استاد»، خیال کرد با نیم ساعت برنامهٔ رادیویی در شبانه‌روز، می‌تواند تمام جهانیان را با استدلال و منطق، مسلمان کند.

◼️ آخرالزمان از همان روزی آغاز شد که فیلسوف یک مملکت، نایب امام زمان و نمایندهٔ الله را در اواخر قرن بیستم گاندی دید و یا معلم یک انقلاب، چیزی دیگر ساخت و نامش را اسلام گذاشت و بعد، آنقدر نام «اسلام» را فریاد زد تا هیولایی که در گوشه‌ای، کمابیش چُرت می‌زد، بیدار شد.

◼️ آخرالزمان از همان روزی آغاز شد که عده‌ای تصمیم گرفتند به «خویشتن» بازگردند و بعد، چیزی جز یک‌سری خرافات و اباطیل مذهبی و یا خزعبلات و اساطیر باستانی در خویشتن نیافتند؛ اما باز به خود نیامدند.

◼️ آخرالزمان از همان روزی آغاز شد که عده‌ای شروع کردند به حقنه کردنِ علم تجربی و فلسفهٔ یونانی و عرفان هندی به اسلام داعشی.

◼️آخرالزمان از همان روزی آغاز شد که عده‌ای گمان کردند، با اسلام هم می‌شود دنیای مردم را آباد کرد، و هم آخرتشان را.

◼️ آخرالزمان از همان روزی آغاز شد که «تاواریش-چپ» از «برادر-اسلام»، کمک گرفت تا برای مستضعفان (بخوان خلق زحمتکش)، با چگوارا-بازی و انقلاب، بهشت خلق کند.

◼️ آخرالزمان از همان روزی آغاز شد که عده ای یک «ماله» به دست گرفتند تا هر چه جهل و ظلم و جنایت در تاریخ اسلام پدید آمده است را به همه جا ربط دهند، جز به متن قرآن و سنت نبوی.

◼️ آخرالزمان از همان روزی آغاز شد که یک انسان، توأمان، هم روشنفکر بود و هم مرجع تقلید داشت.

◼️ آخرالزمان از همان روزی آغاز شد که عده ای از فرط خودشیفتگیِ مذهبی و قبیله‌ای، چون احمد زیدآبادی، حسین بن علی را در کل تاریخ جهان، بی‌نظیر دیدند و یا گمان کردند که کائنات برای گُلِ رویِ پیامبرشان خلق شده و یا مشتی گزارهٔ خرافی، تاریخی، بشری، عرفی، خطاناک و اسطوره‌ای را سخن خداوند پنداشتند.

◼️ آخرالزمان از همان روزی آغاز شد که یک انسانِ خاکی و فقیر و سر تا پا تقصیر گفت: «خداوند می فرماید که...»، و عده‌ای نیز بدون مطالبهٔ دلایل لازم، متعبدانه پنج نوبت در شبانه‌روز، تصدیقش کردند.


پی‌نوشت:
برخی به دکتر زیدآبادی انتقاد کرده بودند که چرا تا این حد به اسرائیل گیر می‌دهد؟ و در ادامه، پرسیده بودند که چه زمانی می‌خواهد دست از سر اسرائیل بردارد؟

ایشان نیز در پاسخ، هم به ظلم‌های اسرائیل و زیان‌هایی که برای کشور ما دارد اشاره کرده بود و هم به علاقه‌اش و نیز مطالعه‌ای که در این حوزه داشته است.

در مواجهه با کسی که همین سؤال را از من در رابطه با اسلام بپرسد، البته پاسخم شبیه به آقای زیدآبادی خواهد بود؛ منتها می‌افزایم: «جهان، بزرگ است و برای همهٔ ما جا دارد. یکی بیشتر به نقد اسرائیل مشغول است و دیگری بیشتر به نقد اسلام. برخی نیز تمام تمرکزشان بر نقد موجودی همه‌جا-حاضر به نام نئولیبرالیسم است».




🌾@Naqdagin
تصویر مربوط به دختری در شهر طالقان افغانستان در سال ۲۰۱۱ است. تمام اعضای خانوادۀ دختر بر اثر "حملۀ اشتباهی" جنگنده‌های ناتو در آن سال به قتل رسیده بودند. مردم طالقان در اعتراض به آن حمله و حمایت از دختر بی‌پناه، به این شکل، گردهم آمدند. حالا پس از ۱۰ سال، روزنامۀ جمهوری اسلامی همان عکس را در صفحۀ نخست خود منتشر کرده و در زیر آن نوشته است:

"از این عکس و خبر، هیچکس در دنیا شرم نکرد، هیچ فمینیستی جلوی سفارت کشور مربوطه لباسش را در هوا تکان نداد، هیچ عالمی یقه خود را ندرید و وا اسلاما نگفت و گلو پاره نکرد... آغاز به کار فروش دختر بچه‌های خردسال در شرایط سنی یک تا ده سال به عنوان کنیز (برده زن) در بازارهای برده فروشی استان‌های غزنی و ننگرهار توسط امارت اسلامی افغانستان!..."

اوایل دهۀ ۷۰ روزنامۀ جمهوری اسلامی خبری جعلی علیه یاسر عرفات منتشر کرد، همین که من در روزنامۀ اطلاعات در بارۀ جعلی بودن خبر چیزی نوشتم مرا به حمایت از اسرائیل متهم کرد؛ حالا که جهت‌گیری سیاسی این روزنامه نسبت به دهه‌های پیش تغییرکرده است، امیدوارم تذکر این بارم را به حمایت از طالبان نسبت ندهد.

✍️#احمد_زیدآبادی

🌾@Naqdagin
نقدآگین
🎬 اصلاح جامعه؛ هدف یا نتیجه؟ ظاهراً مسأله این است. در قدم بیست و نهم #پادکست_نقدآگین به بازخوانی يادداشتی کوتاه از علیرضاموثق در نقد (این) مقالهٔ دکتر مهدی ایران‌منش در نقد مصطفی ملکیان می‌پردازیم. 🔗 پادکست را در تلگرام نقدآگین (اینجا)، یا بدون داعش‌شکن،…
🎬 اسلام و عقلانیت

در قدم سی‌ام #پادکست_نقدآگین به بازخوانی مقاله‌ای از #علیرضاموثق در نقد سخنان اخیر دکتر احمد #زیدآبادی در نقد دکتر آرامش دوستدار می‌پردازیم.

🔗 پادکست را در تلگرام نقدآگین (اینجا)، یا بدون داعش‌شکن، در كانال پادکست (اینجا) یا اینستاگرام نقدآگین (اینجا) بشنوید.


🌐 شما می‌توانید متن این مقاله را در سایت گویانیوز (اینجا)، یا بدون خروج از تلگرام، در سایت تلگراف (اینجا) بخوانید.

زمان مطالعه: ۱۳ دقیقه



#نقد_روشنفكران
#آرامش_دوستدار #احمد_زیدآبادی



🌾@Naqdagin
نقدآگین
@Naqdagin – اصلاح جامعه؛ هدف یا نتیجه؟ ظاهراً مسأله این است
اسلام و عقلانیت| علیرضا موثق
بانو شفق
#بشنوید

🎧 اسلام و عقلانیت (نقدِ نقدِ احمد زیدآبادی بر آرامش دوستدار)

🎙گوینده: بانو شفق

در قدم سی‌ام #پادکست_نقدآگین به بازخوانی مقاله‌ای از #علیرضاموثق در نقد سخنان اخیر دکتر احمد زیدآبادی در نقد دکتر آرامش دوستدار می‌پردازیم.

🔗 پادکست را بدون داعش‌شکن، در كانال پادکست (اینجا) یا اینستاگرام نقدآگین (اینجا) بشنوید.


🌐 شما می‌توانید متن این مقاله را در سایت گویانیوز (اینجا)، یا بدون خروج از تلگرام، در سایت تلگراف (اینجا) بخوانید.

زمان مطالعه: ۱۳ دقیقه



#نقد_روشنفكران #نقد_اسلام #نقد_قرآن
#آرامش_دوستدار #احمد_زیدآبادی




🌾@Naqdagin
نقدآگین
🎬 اسلام و عقلانیت در قدم سی‌ام #پادکست_نقدآگین به بازخوانی مقاله‌ای از #علیرضاموثق در نقد سخنان اخیر دکتر احمد #زیدآبادی در نقد دکتر آرامش دوستدار می‌پردازیم. 🔗 پادکست را در تلگرام نقدآگین (اینجا)، یا بدون داعش‌شکن، در كانال پادکست (اینجا) یا اینستاگرام…
🎬 #زیدآبادی و هزینه‌هایش در راه آزادی

در قدم سی‌ و هفتم #پادکست_نقدآگین، به بازخوانیِ دومین یادداشت از علیرضا موثق در واکنش به سخنان #احمد_زیدآبادی پیرامون #آرامش_دوستدار می‌پردازیم که برخی مواضعِ این فعال ملی-مذهبی پیرامون حسین بن علی، محمد‌ بن عبدالله و اسلام و... را در ادامهٔ ملاحظاتِ انتقادیِ پیشینش، مورد سنجشِ نقادانه قرار داده است و از علل غیر معرفتیِ برخی پدیدارهایِ مرتبط با مسلمانانی چون زیدآبادی و نیز اسلام، پرسش کرده است.

🎙گوینده: حسین قاف

🔗 پادکست را بدون داعش‌شکن در كانال پادکست (اینجا) یا در تلگرام نقدآگین (اینجا) بشنوید.

🗄 پست مرتبط:
📻
اسلام و عقلانیت (نقدی بر سخنان احمد زیدآبادی)
📻 ایضاح مفهوم دین‌خویی (سخنی با حسن یوسفی اشکوری)
📻 ملاحظاتی انتقادی بر سورهٔ عصر
📻 روشنفکری دینی، آبغورهٔ فلزی وگلایهٔ سروش دباغ
📻 چرا از ارتداد صدیقه وسمقی خوشحالم؟
📻 جرأت اندیشیدنِ یک «شیر زن» (پیرامون مواضع اخیر دکتر صدیقه وسمقی)
📻 پدیدارشناسی قرآن؛ معنویت یا ارادهٔ قدرت؟ (نقد مجتهد شبستری سوم)
📻 محمد عارف عامی و توتالیر
📓مرگ مُسمّای اسلام و بقای نامش (امتناع اسلام در جهان جدید)



🌾@Naqdagin
نقدآگین
🎬 #زیدآبادی و هزینه‌هایش در راه آزادی در قدم سی‌ و هفتم #پادکست_نقدآگین، به بازخوانیِ دومین یادداشت از علیرضا موثق در واکنش به سخنان #احمد_زیدآبادی پیرامون #آرامش_دوستدار می‌پردازیم که برخی مواضعِ این فعال ملی-مذهبی پیرامون حسین بن علی، محمد‌ بن عبدالله و…
نقدآگین
🎬 #زیدآبادی و هزینه‌هایش در راه آزادی در قدم سی‌ و هفتم #پادکست_نقدآگین، به بازخوانیِ دومین یادداشت از علیرضا موثق در واکنش به سخنان #احمد_زیدآبادی پیرامون #آرامش_دوستدار می‌پردازیم که برخی مواضعِ این فعال ملی-مذهبی پیرامون حسین بن علی، محمد‌ بن عبدالله و…
📘 توهین و مغالطهٔ استاندارد دوگانه، #علیرضاموثق

🌐 مقاله را اینجا بخوانید.

زمان مطالعه: ۹ دقیقه

... تا زمانی که عموم ما ایرانیان، وقتی یک سیاستمدار وعدهٔ «عدالت و آزادی» می‌دهد، نه از «مفهوم و مؤلفه‌های» این مقولات پرسش می‌کنیم و نه از «روش و لوازم و امکاناتِ لازم» برای نیل به مطلوب‌های مذکور، تغییر نظام سیاسی، خطرناک می‌باشد. به نظرم فعلاً تمرینِ تفکر و نقد و گفتگو در حوزهٔ عمومی از «اوجب واجبات» است.

روح الله خمینی با عقبهٔ اجتماعی وسیع و لشکری از آخوندها، بدون فریبکاری و دروغ‌گویی، از «عدالت و آزادی» در «قالب اسلام» و «مقید به اسلام» سخن گفت، اما روشنفکرانِ بی‌خبر ما که نه عدالت و آزادی را چندان می‌شناختند و نه اسلام را و نه مدرنیسم را، بعدها که قافیه را به سختی باختند، بعضاً مدعیِ سرقتِ انقلاب شدند. اکنون نیز کمابیش، در روی همان پاشنه می‌چرخد...

#بازتاب_نقدآگین #نقد_روشنفکران
#احمد_زیدآبادی


نقدآگین
را دنبال کنید:
📸 اینستاگرام
📻 پادكست
📽 یوتیوب
🌾@Naqdagin
📗 اشارات و تنبیهات (۴)

#ویدیو_تحلیل

1️⃣ احمد زیدآبادی

تا آنجا که من در تاریخ جهان سیر کرده‌ام و در احوال شخصیت‌های تاریخ‌ساز اندیشیده‌ام گمان ندارم که انسانی به بزرگی و عظمت و شکوه حسین بر روی این کرۀ خاکی گام نهاده باشد (+).

2️⃣مرتضی مطهری

باید اعتراف کنیم ‌که یکی از جانیان بر حسین بن علی ما هستیم که فقط از جنایت‌های کربلا سخن می گوییم! (اينجا)

3️⃣ #علیرضاموثق

اولاً) آقای زیدآبادی، اگر به واسطهٔ خودشیفتگیِ مذهبی، و جزم و جمود و تعصب و تعبد، داوری عینی‌اش مختل نشده‌بود، صرفاً با مراجعه به تاریخ مبارزات روس‌ها و فرانسوی‌ها علیه هیتلر، حتی در بین سربازها (چه رسد به سردارها)، اگر با مسامحه نگویم که باشکوه‌تر از حسین یافت می‌کرد، حداقل هم‌تراز او را می‌یافت.

ثانیاً) تا زمانی که من زنده‌ام، اگر شخصی با مرجعیت اجتماعی، خاصه در کسوت روشنفکر، در یکی از دهات ایران با خرافه‌گستری و غالی‌گری بنشیند و مذهب و پیشوایان دینی‌اش را «بهترین» بنامد، نقدهایم را تکرار می‌کنم. اگر کسی از تکرار سخن دچار ملال می‌شود، به امثال آقای زیدآبادی گیر دهد و نه به من.

ثالثاً) مرتضی مطهری، می‌گوید از یک وجه، جنایتکار است؛ منتها در مورد جنایتکار دیدن مرتضی مطهری، از وجهی دیگر موافق‌ام. ایشان متوجه نبود که «اسلام» با «عقلانیت و معنویت و عدالت و اخلاق»، تعارض غیرقابل رفع دارد و از بانیان حکومت اسلامی-آخوندی بود و تلاش بسیار کرد تا نام «جهل مقدس» را «عقلانیت» و نام «ظلم مقدس» را «عدالت» جا بزند و حکومت اسلامی-آخوندی و واجد تبعیض ساختاری میان حقوق کافر با مسلمان را آزادی‌ستیز نبیند.

#نقد_روشنفکران #نقد_شیعه
#حسین #احمد_زیدآبادی


نقدآگین
را دنبال کنید:
📸 اینستاگرام
📻 پادكست
📽 یوتیوب
🌾@Naqdagin
#آینه_تاریخ #آخوندیسم #استمرارطالبان

جنگ ستارخان با آخوندهای انجمن اسلامیه
(کانون استبدادطلبی)

به نظر شما اگر #احمد_زیدآبادی اونجا بود چه کار می‌کرد؟ چه نوع متونی می‌نوشت؟ و آیا حاضر می‌شد کمی هم برای رضای خدا، قلم سرشار از نبوغ و تفکرش را کنار بگذاره تا با بدن و خشمش از ستارخان و مردم مشروطه‌خواه حمایت کنه و شرفش رو در عملش نشون بده؟ یا تا آخرین لحظه از خطر مهیب اسرائیل، اگه ستارخان تسلیم نشه، می‌نوشت تا تو دل اون و مردم مشروطه‌خواه رو خالی کنه؟ از بدی و زشتی عمامه‌پرانی می‌گفت که اگه این باب بشه، سیاه‌ترین آینده در انتظار مردم خواهد بود؟ از آیندهٔ تاریک ایرانیان اگر پشت ستارخان رادیکال برند نمی‌نوشت؟ آیا دنبال گفتگو با سلطان و انجمن اسلامی و سفارت روسیه نمی‌رفت و از آنان گفتگو رو با هزار و یک ذلت و خواری گدایی نمی‌کرد؟ اگه بود به ستارخان چه لقب‌هایی می‌داد؟



🌾 @Naqdagin
📗خدای قرآن، قطعاً وجود ندارد

✍️#علیرضاموثق

🍂 حدود یک سال قبل، جوانی به «سلمان رشدی» به قصد قتل حمله کرد و او را به شدت مورد ضرب و جرح قرار داد. #سلمان_رشدی از این اقداد «تروریستی-اسلامی» جان سالم به در برد، اما آسیبی جبران‌ناپذیر دید و یکی از چشمانش کور شد و می‌دانیم که در اسلام محمدی، مجازات ارتداد و یا سب‌النبی مرگ است. مجلهٔ فرانسوی «لو پوئن» به مناسبت انتشار رمان جدید سلمان رشدی به نام «شهر پیروزی»، مصاحبه‌ای با سلمان رشدی انجام داده‌است و سلمان رشدی در متن گفتگو گفته‌است: «در واقع، هیچ خدایی وجود ندارد».

🍂 در وهلهٔ بعد، دکتر #احمد_زیدآبادی در یادداشتی به این موضع تئوریکِ سلمان رشدی انتقاد می‌کند و آن را ناسازگار با علم و فلسفه می‌داند و در ادامه نقل به مضمون می‌گوید: «سلمان رشدی بهتر است شبیه به برتراند راسل از این جهت که دلایل کافی برای اثبات یا ابطال خداوند وجود ندارد، موضع لاادری اتخاذ کند و به نظر می‌رسد که نوعی لج‌بازی در موضع سلمان رشدی وجود دارد و کتاب آیات شیطانی نیز مبتنی بر همین خصلت روانشناختی نگاشته شده‌است».

🍂 من گفتگویی قلمی با دکتر زیدآبادی کرده‌ام راجع به وجوه شباهت بین «چهره و شخصیتِ الله و محمد بن الله و نیز آموزه‌ها و احکام اسلام» با «حکومت ولایت مطلقهٔ فقیه و قوانین و رفتار حکومت اسلامی-آخوندی در ایران» [ر.ک. جلد اول کتاب «مرگ مُسمّای اسلام و بقای نامش»، فصل هشتم] و گفته‌ام که کثیری از احکام اسلامی و برخی از افعال پیامبر اسلام (با مفروض گرفتن هستی تاریخی محمد و وثاقت تاریخی قرآن و سیره)، خلاف «عقلانیت و عدالت و اخلاق» است. البته دکتر زیدآبادی در پاسخ به چند صفحه سخن مدلل و منقح‌ام، در یادداشتی کوتاه، هیچ کدام از دلایل مرا نقض نکرد و نیز از وجه ایجابی، دلایلی برای اثبات وجود الله (یعنی خدای قرآن) و سازگاری اسلام با «عقلانیت و عدالت و اخلاق» نیاورد و به بیان چند مغالطه اکتفا کرد که جناب ابوذر شریعتی، مغالطات دکتر زیدآبادی را تقریر نموده‌است.

🍂 در این یادداشت می‌خواهم به دکتر زیدآبادی اطمینان بدهم که خدای قرآن وجود ندارد. تا جایی که می‌دانم، راسل نیز نسبت به خدای فلسفی لاادری بود، اما نسبت به خدای ادیان، منکر بود. خداوند اگر وجود داشته باشد، بی‌گمان نامتشخص و به تبع آن، ناانسانوار است و به دلایل متعدد، در ذیل خدای نامتشخص، مقولاتی چون «خلقت و نبوت و معجزه و معاد و روح متشخص و ارادهٔ الهی و عدالت الهی و مهر الهی» متصور نیست. خداوند دستگاه عصبی ندارد تا اراده و هیجاناتی مثل «خشم و مهر» داشته باشد. خداوند به حصر عقلی، اگر وجود داشته باشد، یا نامتشخص است و یا متشخص. خدای متشخص نیز به دو نوع «متشخصِ انسانوار» و «متشخصِ ناانسانوار» تقسیم می‌شود. خدای قرآن «متشخص و خالق و انسانوار و مهربان و نیز عالم و قادر و عادل مطلق» است.

🍂 دلایل قاطع و محکم و استواری علیه خدای متشخص، خاصه خدای متشخصِ انسانوار وجود دارند، از جمله:

۱) شرور در جهان، خصوصاً «گزاف و ساختاری» با وجود خدای قرآن در تعارض است. کودکان معصومِ «پروانه‌ای یا سرطانی» و نیز دریدن و خوردن کثیری از حیوانات توسط یکدیگر برای تغذیه و بقاء با هیچ مغالطه‌ای با خدای «عادل و مهربان»، آنهم «مطلق»، جمع نمی‌شود.

۲) خدای متشخص، خالق، و موجودی مستقل و علاوه بر n موجودِ متصور در دایرهٔ هستی است و خداوند در این چهره، با طبیعت و موجودات، وحدت تام ندارد و غیریت دارد و چون خداوند با غیرخودش جمع نمی‌شود، پس محدود به موجودات و طبیعت است و از اطلاق خارج می‌گردد.

۳) منبع لازم به منظور تهیهٔ مواد جهت خلق طبیعت برای خدای متشخص متصور نیست. از عدم که نقیض هستی است نمی‌توان چیزی ساخت.

۴) جوهر غیر مادی و نقیض ماده، به حکم عقل نمی‌تواند با ماده چیزی بسازد. به همان قیاس که ارواح (بر فرض وجود) نمی‌توانند اشیاء را جابجا کنند.

پی‌نوشت
مخاطبان محترمی که به دکتر زیدآبادی دسترسی دارند، لطفاً این یادداشت را به دست ایشان برسانند.


#نقد_روشنفکران #نقد_اسلام


🌾 @Naqdagin
📗اختفای الهی و عدالت الهی

✍️#علیرضاموثق

🍂 دکتر #آرامش_دوستدار در نظریه‌ای می‌گوید که در «فرهنگ دینی» و در «انسان دین‌خو»، تفکر در مفهومی طیفی در لایه‌های عمیق جهان‌بینی و هستی‌شناسی ممتنع است، اما من از منظری دیگر با شیوه‌ای تحلیلی و استدلالی، تعارض اسلام با «عقلانیت و عدالت و اخلاق» را نشان داده‌ام و نظریهٔ دکتر دوستدار را از موضعی متفاوت مدلل کرده‌ام. کسی که متفکر باشد، تابع استدلال است و «خدای قرآن و نبوت و بهشت و جهنم و خاصه معاد جسمانی در قرآن و نیز فقه و اخلاق اسلامی» با «عقلانیت و عدالت» تعارض دارند.

🍂 دکتر #احمد_زیدآبادی پس از مرگ دکتر دوستدار و نیز پس از اعلام تسلیت توسط رضا پهلوی بابت درگذشتِ ایشان، واکنش نشان داد و در یکی از مواضعش، به فیلسوف یا فیلسوف بزرگ نامیدنِ دکتر دوستدار انتقاد کرد. جالب است که دکتر زیدآبادی به فیلسوف نامیدن دکتر #عبدالکریم_سروش انتقاد ندارد که به نوعی مشتی خرافات و اباطیل و احکام داعشی را سخن خداوند می‌داند یا تازه در این سن و سال، به نقش مؤلفهٔ قدرت در شخصیت محمد بن عبدالله و انعکاسش در ساختار قرآن متفطن شده‌است. من وقتی شخصی تحصیلکرده، چون دکتر زیدآبادی را می‌بینم که خودش را مسلمان می‌نامد و متوجه نمی‌شود که خدای قرآن، یعنی خدای «متشخص و انسانوار» (عادل و مهربان و...) وجود ندارد، واقعاً متأسف می‌شوم و به نظرم مدعای دکتر دوستدار در خصوص امتناع تفکر در انسان دین‌خو اثبات می‌شود.

🍂 دکتر زیدآبادی از خودش نمی‌پرسد که در راستای ایراد شرور به خدای قرآن، حداقل فعلی که اندکی عدالت و مهربانی اقتضا می‌کرد تا الله انجام دهد این بود که وجود خودش را به انسان‌ها اثبات کند تا رنج‌های اگزیستانسیل و رنجِ «مرگ و تنهایی و معنایابی» نکشند؛ بگذریم که به راحتی می‌توانست جهانی خلق کند که کثیری از حیوانات با دریدن و خوردن یکدیگر تغذیه نکنند و گیاه‌خوار باشند و یا از نور خورشید تأمین انرژی کنند.

🍂 خود ادعای قرآن مبنی بر نبوت، و نیز کامل و هادی بودن اسلام، قرینه‌ای مبنی بر ظالم بودن الله است؛ زیرا ارسال پیامبر در عصر حجر-حجاز برای هدایت هشت میلیارد انسان در جهانِ متکثرِ مدرن، یعنی در پارادایم و در شبکهٔ «مفهومی و تصوری و تصدیقی و ارزشیِ» به نحو انقلابی، متفاوت و بل، متعارض با جهان سنت، خلاف عدالت و مهربانی است. الله به سادگی می‌توانست وجود خودش را به یکایک انسان‌ها اثبات کند و برایشان پیام‌های لازم جهت اثبات وجود «روح و معاد و بهشت و جهنم» را ارسال نماید. همچنین می‌توانست یا طاعون و سرطان را درست نکند و یا وقتی خلقشان کرد، راه درمانشان را نیز به انسان‌ها بیاموزد. هرچند تخفیف می‌دهم و به همان اثبات وجود خودش و نیز وجود روح و معاد اکتفا می‌کنم تا انسان‌ها حداقل رنج‌های اگزیستانسیلِ مذکور را متحمل نشوند یا از آن رنج‌ها کاسته شود.

🍂 باری، خداوند دستگاه عصبی ندارد تا اراده و هیجان و عواطف و «خشم و مهر» داشته‌باشد. خداوند اگر وجود داشته باشد (یعنی شعوری مرموز)، قطعاً ناانسانوار است و وفق ادعای قرآن، «عدالت و مهر و خشم و مکر» ندارد و نظر به دلایل دیگری که اشاره کرده‌ام، بی‌گمان نامتشخص نیز می‌باشد، یعنی با طبیعت و موجودات وحدتِ تام دارد و موجودی مستقل از طبیعت نیست و تمام هستی را پُر کرده‌است. خدای نامتشخص یا «خدا-طبیعت» تحت جبر ناشی از مقتضیات وجودی‌اش، فقط در صیرورت است. در قالب تمثیل و جهت تقریب به ذهن، دریا با اراده، موج را خلق نمی‌کند، بلکه تحت جبر ناشی از مقتضیات وجودی‌اش، «موجیده» می‌شود. موج، حصه‌ و حالتی از دریاست و نه مخلوق دریا. نسبت موجودات متکثر در عالم فنومنال که از حیث نومنال وحدت دارند با «خدا-طبیعت» نیز شبیه به نسبت موج با دریاست.

🍂 الله حسب ادعا با علم مطلق و سابق و حاکم بر خلقت، انسان‌ها را می‌آفریند و مقرر می‌کند که آنها افعالی مشخص را طبق طرح الهی انجام دهند. پس، انسان‌ها نمی‌توانند علم الهی و سرنوشت محتوم‌شان را نقض کنند و بعضاً به جهنم نروند. قرآن در آیهٔ ۱۷۹ از سورهٔ اعراف تصریح می‌نماید که برخی از انسان‌ها و جن‌ها را برای جهنم خلق کرده‌است و این قضیه تعارض ساختاری میان الله با مقولهٔ عدالت را نشان می‌دهد. الله انسان‌ها را با هزار و یک نقص و ضعف در «رنج» خلق می‌کند (بلد: ۴) و یک شیطان رجیم نیز به جانشان می‌اندازد و در گام بعد، به رنج این دنیا اکتفا نمی‌کند و جهنم نیز برای آن دنیا تدارک می‌بیند و گوشت و پوست منکران اسلام (ولو اگر مؤمن و اخلاقی و دانشمند باشند) را می‌سوزاند و در چرخه‌ای ابدی، گوشت و پوست جدید برای سوزانده شدن بر استخوان‌هایشان می‌رویاند (نساء: ۵۶). تصدیقِ چنین خدایی با «عقلانیت و عدالت» تعارض دارد.

پی‌نوشت
لطفاً این یادداشت را نیز به دست دکتر زیدآبادی برسانید تا شاید متوجه شود که خدای قرآن قطعاً وجود ندارد.


#تقد_روشنفکران #نقد_قرآن



🌾 @Naqdagin
📗اشارات و تنبیهات (۵۴)
(۱/۲)
1️⃣ دکتر #احمد_زیدآبادی

🍂 اگر حماس برای جلوگیری از حملۀ زمینی ارتش اسرائیل به نوارغزه، نیروهای خود را از این منطقه بیرون بکشد و با واگذاری کنترل باریکه به دولت خودگردان، کادر خود را به نقطه‌ای دیگر از دنیا منتقل کند، آیا مصیبتی رخ می‌دهد؟

🍂 در سال ۱۹۸۱ هنگامی که آریل شارون به قصد نابودی نیروهای مسلح فلسطینی در جنوب لبنان، بیروت را به محاصره درآورد. یاسرعرفات (رهبر سازمان آزادیبخش فلسطین) چون مقاومت در برابر ارتش اسرائیل را برای لبنانی‌ها و فلسطینی‌ها پرهزینه دید، حاضر به خارج کردن نیروهای خود از لبنان و انتقال آنها به تونس شد.

🍂 حال چه عیبی دارد حماس هم برای نجات مردم نوارغزه، فرمول مشابهی را مطرح کند؟ لطفاً اصولگرایان تندخو، قدری اعصاب خود را در برابر این پیشنهاد کنترل کنند! هر اتهامی که در این باره بچسبانند، یادشان باشد که جانبِ امام حسن را هم خواهد گرفت!

🍂 فلسفۀ سیاست، صیانت از جان و مال و آسایش مردم از تهدید و خطر است و نه به خطرانداختن جان و مال و زندگی مردم برای حفظ موقعیت یک فرد یا یک گروه یا یک دولت! فهم و عمل به همین یک نکته است که سیاستمدار صادق و حقیقی را از نوع بدلی آن سوا می‌کند.

2️⃣ #علیرضاموثق

🍂 در خصوص نکات مورد اشاره توسط دکتر احمد زیدآبادی در یادداشت کوتاه جدیدش پیرامون مناقشۀ اسرائیل-فلسطین، نکات و ملاحظاتی به نظرم می‌رسد که به اختصار بیان می‌کنم:

۱) من با کلیت رأی دکتر زیدآبادی (بعنوان فردی متخصص در حوزۀ «اسرائیل و خاورمیانه»)، در راستای جلوگیری از افزایش بلادلیل مصائب طاقت‌فرسای ملت بی‌‌گناه و مظلوم فلسطین، همدلم و آن را توصیه‌ای دلسوزانه، عقلانی و اخلاقی می‌دانم.

۲) اما در این یادداشت می‌خواهم به دکتر زیدآبادی یادآور شوم که هنوز هم اسلام، و به تبع آن، حکومتِ آخوندی-اسلامی و مسلمانان واقعی را نمی‌شناسد و به همین دلیل، خود را مسلمان می‌نامد. اسلام از آغاز و ماهیتاً یک ایدئولوژی سیاسیِ توتالیتر بود که مفهوم «خداوند» را به استخدام ارادهٔ قدرت و حکومت و سلطه درآورد. در ادامه و در روند تاریخیِ بسطِ اسلام، هر فرقه و شعبه، در مفهومی طیفی، هرچه بیشتر اسلامی بود، بیشتر «مستبد و توتالیتر و سلطه‌گر و دیگری‌ستیز و قدرت‌طلب» بود و لذا تعارضش با «عقلانیت و عدالت و اخلاق و آزادی» بیشتر بود.

🍂 وفق تاریخ اسلام، اختلاف بر سر «قدرت سیاسی و حکومت»، از لحظهٔ فوت محمد‌بن‌عبدالله آغاز شد و شیعیان با برساختن مفهوم «امامت و ولایت»، قدرت سیاسی و حکومت را حقّ خود می‌دیدند؛ حقی که در «غدیر خم» و از مجرای «ژن خوب الهی»، از جانب الله و توسط محمد‌بن‌عبدالله به آنها به ارث رسیده‌بود.

🍂 فلسفۀ سیاست در اسلام، برخلاف نظر دکتر زیدآبادی، «صیانت از جان و مال و آسایش مردم از تهدید و خطر» نیست؛ روح توتالیتر و مستبدِ اسلام، با فاشیسم و هیتلر سازگار است و نه با لیبرال‌دموکراسی و گاندی؛ به همین جهت، مسلمانانی که به شکل «کلاژگون و صوری و نااصیل»، بین اسلام با آزادی و عدالت، کمی سازگاری ایجاد کرده‌بودند نیز، در هجومِ طوفانِ اسلامِ راستین، منکوب و دفن شدند.

🍂 فلسفه سیاست در «دنیای مدرن»، ربطی به اسلام (قرآن و سنت نبوی) ندارد؛ در اسلام، نه «فلسفۀ سیاست» وجود دارد، نه مبنای آن، یعنی «مصحلت عمومی» و «صیانت از جان، مال و آسایش مردم از تهدید و خطر». در اسلام «حقوق ملت» که مفهومی برای زمانۀ مدرن است، هیچ جایگاهی ندارد، بلکه «حق‌الناس» در ذیل «امت-امامت» بر مبنای آپارتاید و تبعیض ساختاری‌ معنا دارد که وفق آن، حقوق زن/مرد، کافر/مسلمان و برده/آزاد با یکدیگر برابر نیست.

🍂 دکتر زیدآبادی در ادامۀ یادداشت خود، فلسفۀ سیاست را مخالف «به خطرانداختن جان و مال و زندگی مردم برای حفظ موقعیت یک فرد یا گروه یا دولت» می‌داند، اما این تعریف از سیاست نیز، منطبق بر اسلام نیست. وفقِ اسلام (قرآن و سنت نبوی)، بر هم زدن ازدواج یک زوج جوان توسط محمدبن‌عبدالله (به‌مثابه پیشوای سیاسی) برای عشق دوران پیری، سپس سکس با تازه‌عروس سابق، علی‌رغم حرمت جدی نگاه جنسی به عروس (ولو همسر پسرخوانده باشد) در عرف عرب آن زمان، یا دروغ گفتن خود الله به مسلمانان در مورد کم بودنِ عدۀ سپاه مقابل، با وجودِ تمام خطرات جانیِ این دروغ، طبق آیهٔ ۴۳ سورهٔ انفال، مجاز است. در اسلام، زندگی یا حیات دنیوی، دارای ارزش بالذات نیست، و از سویی، «جهاد ابتدایی» یکی از ارکان مهمّ اسلام است. مسلمانان مکرراً به «جهاد با اموال و انفس» فرا خوانده‌ شده‌‌اند و با وعدۀ غنائم دنیوی (از جمله کنیزها و بردگان)، یا در صورت مرگ، رسیدن به حوریان و غلمان‌های بهشتی، جان‌ها و اموالشان توسط الله (در واقع، محمد‌بن‌عبدالله به‌مثابه قدرت مستقر و مدعی انحصاریِ سخنگویی حقیقت مطلق) خریداری شده و خرج اهداف و جاه‌طلبی‌های پیشوا و حاکم سیاسیِ وقت می‌شود.

(ادامه دارد)



🌾 @Naqdagin
📘فلسطينی آواره و زاويه‌ای كه گشود!

✍🏻 دکتر #احمد_زیدآبادی



🌾 @Naqdagin
📘فلسطينی آواره و زاويه‌ای كه گشود!

✍🏻 دکتر #احمد_زیدآبادی

🍂 تحت تاثير فضای انقلابی و غالب بر جامعه در دوران جوانی و نوجوانی‌ام، من هم ماجرای فلسطين را از همان عينكی می‌نگريستم كه انقلابی‌ها می‌نگرند. تا اینکه يك چريك بلندپايۀ فلسطينی، نگاه مرا در مورد مسالۀ فلسطين دگرگون كرد و او کسی نبود جز «صلاح خلف»، معروف به ابواياد، مرد شمارۀ سه سازمان آزادی‌بخش فلسطين -پس از ابوعمار و ابوجهاد- بود.

🍂 ابواياد مصاحبه مفصلی با اريك رولو، روزنامه‌نگار مشهور فرانسوی به‌عمل آورده كه به‌صورت كتابی به نام «فلسطينی آواره» تدوين شده‌است. اين كتاب را مهندس حميد نوحی، استاد بازنشستۀ دانشگاه علم و صنعت، به دقت به فارسی برگردانده و من آن را در اواخر دهۀ شصت مطالعه كردم.

🍂 كتاب ابواياد به پرحرفی‌های بی‌پايه‌و‌اساس و ادعاهای پرطمطراق ولی پوچِ ديگر كسانی كه دربارۀ فلسطين اظهارنظر می‌كردند، شباهتی نداشت. نوعی واقع‌بينی صادقانه در سراسر كتاب موج می‌زد و همين واقع‌بينی بود كه ذهن مرا به ‌شدت متاثر كرد و چه بسا، مسير فكری‌ام را نيز تغيير جهت داد.

🍂 ابواياد ضمن شرحی از تاريخ تلخ و دردآور آوارگی فلسطينی‌ها و عملكرد سركوبگرانۀ دولت اسراييل، وقتی بحث به راه‌حل مساله فلسطين می‌رسد، درست مثل كسی حرف می‌زند كه روی زمين راه می‌رود و از سوداهای متوهمانۀ انقلابی و چريكی به‌كلی فاصله دارد.

🍂 جملۀ كليدی و تكان‌دهندۀ ابواياد اين است كه، هم يهودی‌ها و هم فلسطينی‌ها، تمام سرزمين فلسطين تاريخی را برای خود می‌خواستند، اما سازمان ملل آن را به دو سهم تقسيم كرد. يهودی‌ها سهم اختصاص يافته به خود را پذيرفتند و سهم فلسطينی‌ها را هم گرفتند، اما فلسطينی‌ها سهم خود را رد كردند و همه‌ چيز را از دست دادند.

🍂 در واقع، ابواياد با اين جمله، به نقد استراتژی عرب‌ها در ردّ تقسيم فلسطين به دو كشور عرب و يهود توسط سازمان ملل در سال ۱۹۴۷ برمی‌خيزد و بر اين باور است كه رد كردن يك امتياز نصفه‌نيمه در يك منازعه، ضامن به دست آوردن تمام آن نيست، بلكه واگذاری آن به حريف يا دشمن است. چنين سخنی از سوی چريكی كه نظريه‌پرداز جنبش انقلابی در سازمان الفتح محسوب می‌شد و حتی به «تروتسكي فلسطين» نيز شهرت داشت، دريچه تازه‌ای به روی ذهن من گشود.

🍂 ابواياد اما در همين نقطه متوقف نمی‌شد. او در دهه ۷۰ ميلادی در حالی‌كه استراتژی تمام سازمان‌های چريكی تحت پوشش ساف، از جمله الفتح، نابودی هويت يهودی اسراييل به معنای تشكيل كشوری سكولار از رود تا دريا، با حقوق برابر تمام ساكنان مسلمان و يهودی و مسيحی آن بود، سخن از تشكيل يك «mini state» در كرانه باختری و نوار غزه با پايتختی بيت‌المقدس شرقی به ميان می‌آورد. در واقع، در زمانی‌كه توده‌های فلسطينی در انتظار نابودی اسراييل بی‌تاب شده بودند، ابواياد به اين نتيجه رسيده‌بود كه با توجه به واقعيات روی زمين و نوع توازن قوا، فلسطينِی‌ها چيزی بيش از اين به دست نخواهند آورد.

🍂 ابواياد در همين زمينه، به حضور خودِ در گردهمايی پرشوری در يكی از اردوگاه‌های آوارگان فلسطينی در يكی از كشورهای همجوار فلسطين اشاره می‌كند. در آن گردهما‌يی، مردم آواره سخت مشتاق شنيدن خبر تاريخ قريب‌الوقوع نابودی اسراييل از دهان ابواياد و ديگر رهبران جنبش الفتح بوده‌اند تا برای بازگشت به خانه‌های پدری خود آماده شوند. ابواياد اما چگونه می‌توانست به آن مردم مشتاق و به‌هيجان آمده بگويد، آنچه در سر او می‌گذرد با آنچه آنان در انتظار شنيدنش هستند، شباهتی ندارد؟

🍂 در حقيقت، وصفی كه ابواياد در مورد شرايط آن گردهمايی به دست می‌دهد، تراژدی عميقا تلخ و ناگواری‌ست كه به‌خصوص براي چهره‌های واقع‌نگر در درون جنبش‌های انقلابی و چريكی پيش مي‌آيد. اين نوع چهره‌ها، گاه در معرض انتخابی به‌غايت دشوار قرار می‌گيرند؛ انتخاب بين بيانِ حقيقتی كه از وراي آرمان‌ها و آرزوها و توهمات، خود را بر آنان عيان كرده‌است يا ناديده گرفتن آن حقيقت و تداوم همراهی با عواطف و هيجانات تودۀ مردمی كه تحت تاثير وعده‌های آنان، در انتظار وقوع معجزه‌ای برای نابودی سريع دشمن نشسته‌اند؟ انتخاب رهبران چريكی معمولا گزينه دوم است، اما سرانجام لحظه حقيقت برای آنان فرا می‌رسد، چه لحظه هول‌انگيزی!


#آینه_تاریخ


🌾 @Naqdagin
📺 فائزه به دامانِ میراثِ بابا اکبر می‌پرد
دربارۀ فائزه رفسنجانی و مدعیاتش

🎙#مینا_احدی

🍂 هرچند باید تاکید کرد، هیچ‌کس مصون از نقد، آن هم رادیکا‌ل‌ترین نوع نقد نیست و زندانیان سیاسی نیز هرچقدر هزینه داده‌باشند، باز می‌توانند مثل همۀ ما خطاهایی بزرگ و کوچک بکنند، خصوصا در فضاهای تحت فشار برای زمانی بلندمدت، اما نامۀ دختر رفسنجانی، بیشتر از آنکه گزارشِ بی‌طرفانه و منصفانه و مستند وقایع باشد، انبوهی ادعای نادقیق و بدون ذکر نام و تبعا غیرقابل رسیدگی، و تعمیم‌های جزء به کل، اغراق‌‌‌ در موضوعاتی پیش‌پاافتاده تا سر حد قاتل‌نمایی و دیونمایی و بدتر از جاعشیان نشان دادنِ حق‌طلبانی دست‌وپابسته و به‌ناحق گرفتار زندان‌های طویل، و همچنین مقایسه‌های مع‌الفارق و مغلطه‌‌‌‌های واضح بوده، و به همین جهت توسط رسانه‌های حکومتی (در کنار رسانه‌های اصلاح‌طلب) با آب‌وتاب بازتاب یافته‌است.

🍂 خصوصا اگر به سابقۀ این فرد توجه کنیم، می‌بینیم، نه‌تنها حریت و شجاعتِ نقدِ پدرش بعنوان یکی از مسببان و متهمان اصلی بسیاری از جنایت‌ها و فسادها و فلاکت‌ها را نداشته‌است، در بیانِ دروغ‌های بزرگ و بی‌شرمانه، ید طولایی دارد و فهمی حداقلی هم از دموکراسی و آزادی و فاشیسم و جنایت و دیکتاتوری ندارد:
«شما کسی را پیدا نمی‌کنید که مثل بابا آزادی و دموکراسی را عملاً پیاده کرده باشد... [در زمان او در کشور] آزادی بود» منبع: انصاف نیوز- ۲۰ دی ۱۳۹۹.


🍂 در ورشستگیِ اخلاقی و عقلیِ اصلاح‌طلبان حکومتی (و برخی از روشنفکرانِ دینی) و گرسنگی‌شان برای یک تکه استخوانِ پوسیده چون پوزیده، همین بس که از چنین شخصیتی، که حتی صرفا در نامه‌اش نیز مشخص است که از جادۀ انصاف فرسنگ‌ها به‌دور است و بسادگی دست به مغلطه‌های بزرگ می‌زند، حمایت کرده‌اند و در پاچه‌خواری و مدح‌های آن‌چنانی و مشمئزکننده از او، گوی سبقت را از هم ربوده‌اند.

🍂 کافی‌ست عکس یادگاری انداختن صادق زیباکلام در همین چند وقت اخیر و برخی سخنان پس از آن عکس را به‌یاد آوریم، تا دریابیم با چه موجوداتِ بی‌صداقت و بی‌پرنسیب و آفتاب‌پرستی طرفیم.


.


#استمرارطالبان #اصلاح‌طلب #فائزه_هاشمی #احمد_زیدآبادی



🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 از بیژن عبدالکریمی تا جلال آل احمد

🎙 دکتر #احمد_زیدآبادی

🔸ضرورت نگاه همدلانه

🔸نقدِ اخلاقی به «استاندارد دوگانۀ» عبدالکریمی

🔸نقد «به تو چه؟»

📕نقدی بر یاوه‌های «مشاهده‌محورِ» بیژن عبدالکریمی
🐄سبد کالای آدمی‌ یا گاو؟
📕مغالطات دفاعیۀ یک فیلسوف!
ادعای «تقطیع» توسط چه کسانی زیاد تکرار می‌شود؟
📕وارونه‌گویی در بدیهیات بیژن
📕«به‌توچه؟» رسواکنندۀ ایدئولوگِ ج.ا
📕در داخل خفه، در خارج غزه!
📺 مقصر جنگ اخیر، ولایت‌فقیه بود
📺 جنگ اسرائیل تقصیر امت‌گرایی
📕چرا اسرائیل به ایران حمله کرد؟
📺 اگر «مرگ بر آمریکا» رو ازتون بگیرن هیچی دیگه ندارید!
📺 روشنفکران جامعه‌ستیز حکومتی
📕گورکنان ایران: چپِ همیشه طلبکار؛ بانیان "فلسطینیزه شدن" سیاست

🔻پرونده‌ی جعل و دروغ
📕حقارت بیژن در آینۀ حسن
📺 بهتان به زیدآبادی: وفاقِ بیژن‌وار
📕پرونده‌سازی برای مهرآیین و موجه‌سازی سرکوب
📺 هذیان شدید فیلوسوفِ فردیدی
📕عبدالکریمی و میری: شارلاتانیزم یا بی‌سوادی «جبهۀ مقاومت»
📕آمارهای وحشتناک
— هر کس شرم ندارد، وارد آکادمی نشود
📺 گفتند ما تا به حال گوشت نخورده‌ایم!
— نقدی بر مسئولیت‌ناپذیری بیژن عبدالکریمی

.


#چپ_ایرانی #نقد_فرهنگ



🌾 @Naqdagin
هاوار
این حجم از نفرت‌پراکنی علیه روسیه از کجا سرچشمه می‌گیرد؟

انگار در صد سال گذشته این روسیه بوده که سردار سلیمانی را ترور کرده، به ایران حمله کرده و عامل قتل 1200 ایرانی شده،و شدیدترین تحریم‌های تاریخ را علیه کشورمان اعمال کرده!

بنده شیفته‌ی روسیه نیستم، اما این نوع نگاه غرب‌زده و ضد شرقی، واقعاً جز از آبشخور موساد و سیا نمی‌تواند تغذیه شود.

#آمریکائوفیل
📘عبدالکریمی و روسوفیل‌ها
— «نظام سلطۀ کاریکاتوری» و «مقاومتِ برده‌صفتانه»
👆
🔸این لکۀ ننگ در کارنامۀ پر از ننگِ بیژن عبدالکریمی که «نظام سلطه» و «مقاومت» از دهنش نمی‌افتد، به‌خاطر داشته‌باشید.

🔸کسی که حتی یک پست از جنایات و خیانت‌های روسیه، چین، کرۀ شمالی، نظام بعثی خاندانِ اسد و چاوز و... در کانالش نمی‌یابید؛ درست وقتی سیاست‌های ضدایرانیِ روسیه (متحدِ استراتژیکِ اسرائیل) که منجر به نابودی برجام، تحریم‌های فلج‌کننده، جنگ و درو کردنِ سردارانِ سپاه در سوریه و ایران شد، یکی یکی رو می‌شود، نگرانِ آزردگیِ آقا و سرورِ نائبِ امام زمان، جناب حضرتِ پوتین (ص) و لاوروف (ع) شد‌ه‌است!

🔻فقط آخرین مورد از خیانت‌های رسانه‌ای شدۀ استعمارگرِ اشغال‌گر این بوده:
پوتین شخصا مجوز حملات هوایی اسرائیل به پایگاه‌های سپاه در خاک سوریه را صادر کرده

یوسی کوهن، در کتاب تازه‌اش با عنوان «شمشیر آزادی» فاش کرد که پوتین شخصا مجوز حملات هوایی اسرائیل در خاک سوریه را صادر کرده؛ حملاتی که با هدف توقف انتقال تسلیحات ج ا به حزب‌الله انجام می‌شد.

کوهن می‌نویسد پس از سفرش به مسکو و گفت‌وگوی مستقیم با پوتین، توانست استدلال اسرائیل را برای اجرای این عملیاتها به او بقبولاند.

پوتین پس از پذیرش استدلالها، حتی پیشنهاد ایجاد یک کانال ارتباطی مستقیم میان ارتش روسیه و اسرائیل را مطرح کرد تا خطر سوءتفاهم و برخورد ناخواسته کاهش یابد.

بگفتۀ کوهن، همین چراغ سبز پوتین حیاتی بود؛ چراکه روسها سامانه‌های دفاع هوایی پیشرفته اس-۳۰۰ و اس-۴۰۰ را در سوریه مستقر کرده‌اند که قادر به هدف گرفتن جنگنده‌ها تا فاصله ۳۰ کیلومتری هستند. او تاکید کرده که اسرائیل نمی‌خواست چنین ریسکی متوجه هواپیماهایش بویژه جنگنده‌های اف-۳۵ شود.


🔺کسی که چونان یک عضو حزب توده‌، حتی دموکراسی‌خواهی/مشروطه‌خواهی بیش از یک‌صدسالۀ ایرانیان را ذیل پروژۀ بیگانگان جا می‌اندازد و دانشگاه و روشنفکری را چنان به لجن کشیده که سعید امامی هم نتوانست، تحت تسلط کدام اتاق‌های فکر است؟

😳 دمکراسی پروژۀ سیا و موساد است؟

✍🏻#احمد_زیدآبادی

🔻بیژن عبدالکریمی در مذمت دمکراسی و نامناسب بودنش برای ایران و خاورمیانه گفته:
"آ‌چه را غیرقابل بخشش می‌دانم این تفسیری‌ست که روشنفکران ما از مقوله دموکراسی کرده‌اند و این دموکراسی از اتاق فکرهای ناتو و موساد به زبان روشنفکر و مردم ما آمده است. چیزی مانند آدامس و پاپ‌کورن است که هیچ ربطی در واقعیت ندارد اما لقلقه زبان روشنفکر شرقی است.

ما واقعیت دموکراسی را در غزه دیده‌ایم، واقعیت دموکراسی را در لیبی و سوریه دیده‌ایم.

دموکراسی در خاورمیانه دیس‌کورس است و بدا به حال روشنفکری که این دیس‌کورس را نمی‌شناسد و فکر می‌کند دارد با من بحث نظری می‌کند. دیس‌کورس دموکراسی در خاورمیانه برای تضعیف قدرت ملی است، لقلقه زبانی‌ست که می‌خواهد پروژه‌های سیا و موساد در خاورمیانه را تحقق بخشد


🔺قاعدتا هرکه دمکراسی را نفی می‌کند، لاجرم باید بدیل آن را هم عرضه کند. بدیل دمکراسی نزد عبدالکریمی چیست؟ نظامِ اولیگارشی؟ استبداد؟ پادشاهی مطلقه؟ آریستوکراسی؟ نظام‌های اصطلاحاً خلقی شبیه چین و کرۀ شمالی؟ نظام خلافت؟

🔺هر نظام سیاسی منبع مشروعیتی دارد. مشروعیت دمکراسی به رأی مردم و نمایندگی از جانب آنان است. حال منبع مشروعیت نظام مورد نظر نظر آقای عبدالکریمی چیست؟ ارادۀ خداوند؟ قدرت نظامیان؟ یک قشر و گروه خاص نظیر روحانیون یا روشنفکران یا هنرمندان؟ یک طبقۀ اجتماعی مانند کارگران یا سرمایه‌داران یا دیوانسالاران؟

🔺بعد اگر قرار باشد نظام سیاسی به رأی مردم متکی نباشد، با چه ابزاری می‌خواهد تأسیس و تداوم یابد؟ راهی جز اعمال زور و سرکوب باقی می‌ماند؟ اگر بنا به زور باشد، طبعاً نیرویی که زورمندتر است و قدرت سرکوب بیشتری دارد، به حکومت می‌رسد. با این وضع چرا دیگر اقشار و طبقات باید از آن فرمانبری کنند؟

🔺متأسفانه دوست فلسفه‌خواندۀ ما با نفی دمکراسی فقط ۲ راه را به روی کشور می‌گشاید: یا غلبۀ یک نیروی زورمند و سرکوب عموم نارضیان توسطش برای ایجاد نظم و ثبات و یا جنگِ قدرتی پایان‌ناپذیر بین نیروهای مختلف برای تسخیر دستگاه دولت تا زمانی که همۀ آنها به جز یکی از بین بروند!

🔺در دنیای کنونی و بخصوص در جامعۀ ما، چسباندن گفتمان دمکراسی به ناتو و سیا و موساد، موجب بدنامی دمکراسی نمی‌شود، ناتو و سیا و موساد را خوشنام می‌کند. دوست ما همین را می‌خواهد؟

⁉️از این گذشته آیا پدران ما از عصر مشروطیت تاکنون کسانی مانند نائینی، مرحوم مدرس، مرحوم مصدق، مرحوم طالقانی، مرحوم بازرگان...همگی در پروژۀ سیا و موساد و ناتو فعال بوده‌اند؟
اگر من جای جناب عبدالکریمی بودم، بیش از این در این مسیر پیش نمی‌رفتم چون گام بعدی در این مسیر دفاع عریان از استبداد و مشروعیت دادن به سرکوب آن است.

🔔 👈 این گام: «دفاع از استبداد و سرکوب» قبلا رخ داده



🌾 @Naqdagin