نقدآگین
12.2K subscribers
3.82K photos
3.36K videos
93 files
9.05K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
نقدآگین
📺 چه کار کرده‌اید که با اسلحه هم می‌خواید حجاب درست کنید، نمی‌تونید؟ — خدا در ترس و با زور عبادت نمی‌شه! 🎙 #حسن_آقامیری 🗄پست مرتبط 📕امویان بر ترازو؛ قصهٔ عاشورا 📕آیا حسین بن علی بر حق بود؟ 📕چهره کلیِ وضعیتِ مسلمانان در نسبت با اسلام محمدی 📕ایمان به خدا…
📘به مردم دروغ نگویید!
— در نقدِ کلیپِ «خدا در ترس و با زور عبادت نمی‌شه!»

✍️#علیرضاموثق

🍂 اسلام واقعی، همین داعش و طالبان و خمینیِ فاشیست و مرتجع و متحجر و خرافاتی و عامی است.

🍂 حکومت اسلامی در ایران، البته در این چهل سال، بر اثر فشار اجتماعی و تاریخی، از اسلام راستین تا حدودی عدول کرده‌است و در ملاء عام، سنگسار و شلاق و قطع دست انجام نمی‌دهد.

🍂 قرآن می‌گوید «در دین اجباری، نیست، منتها اگر اسلام را انتخاب نکردی، باید در دنیا و آخرت تاوان دهی. تبعیض و قتل در دنیا و جهنم ابدی و آشوئیتسی در آخرت».

🍂 در قرآن، محمد فقط انذاردهنده نیست. محمد مردم را به نفرت ابدی از مشرکان دعوت می‌کند (ممتحنه: ۴)، یعنی حتی نسبت مؤمنان اخلاقی؛ زیرا مشرکان نیز مؤمن به خدای خالق بودند و تثلیث یا خدایان در نظام باور آنها، نماد سلسله مراتب نیروهای قدسی یا نحو خاصی از تجلی خدای خالق در عالم کثرت محسوب می‌شد.

🍂 در اسلام، مجازات مرتد قتل است و در قرآن، انسان مرتد، ولو اگر دانشمند و اخلاقی و مؤمن باشد، تا ابد به جهنم می‌رود و اعمال نیکش ضایع می‌گردد (بقره: ۲۱۷). منکران قرآن و نبوت، تا ابد در جهنمی آشوئیتسی می‌سوزند و پوست و گوشت جدید در چرخه‌ای ابدی برای سوزانده شدن بر استخوان‌های‌شان رویانده می‌شود.

🍂 حسین‌بن‌علی نیز برای احیای دین داعشی و فاشیستی جدش قیام کرد و نه برای حقوق بشر و دموکراسی و از فرط تحجر، با «شراب‌خواری و سگ و میمون داشتن یزید» مشکل داشت و البته در «بازی تاج و تخت»، ادعای «ژن خوب الهی» و حکومت موروثی از و پدرش نیز داشت. با این وصف، حکومت اسلامی در ایران، یعنی ظلم و جهل مقدس و داعش و فاشیسم را با اتکاء به اسلام نمی‌توان نقد کرد.


#ویدیو_تحلیل #نقد_اسلام



🌾@Naqdagin
📗اسلام و عشق

✍️#علیرضاموثق

🍂 گفته‌ام که اسلام در یک مفهوم طیفی «عقل و اخلاق و عواطف» را منحط می‌کند و لذا هر چه یک انسان به اسلام راستین بیشتر معتقد و ملتزم باشد، داعشی‌تر است.

🍂 اسلام برساختهٔ بافتاری «مردسالار و پدرسالار و استبدادی و سلطانی و قبیله‌ای و وایکینگی و خرافی» است. جوانی که در فایل تصویری می‌بینید، حقایقی اسلامی را بیان می‌کند و نشان می‌دهد که اسلام چگونه امرقدسی را به خدمت ارادهٔ «قدرت و شهوت» در محیطی مردسالار و پدرسالار درآورده‌است و چقدر واجد بربریت است و نه مدنیت و مدرنیت و نیز نشان می‌دهد که مفهوم «عدالت و اخلاق و عشق» در اسلام با «برده‌داری و کودک‌همسری و شلاق و قطع دست و قطع پا و قصاص و سنگسار و قتل مرتد و قتل ساب‌النبی و تبعیض علیه کافران/زنان» سازگار است.

🍂 این جوان توقعش از عشق، «رابطه‌ای سادیستیک و سلطه‌جویانه از جانب مردان» است و «تحمل ظلم توسط زنان» را مؤلفهٔ عشق سالم به مردان می‌داند؛ در صورتی که «احترام به حقوق برابر» و نیز «تعهد» از مؤلفه‌های عشق اصیل است.

🍂 ابراهیم نیز به عنوان یک اَبَر-الگوی تعلیمی، در مقابل الله، عقل و اخلاق و عواطفش را قربانی کرد و به نحو مازوخیستیک، تن به قتل کودکی بی‌گناه داد.

🍂 الله (یعنی چهره و شخصیت خدای موهوم قرآن) نیز مفهوم عشق را با «خودشیفتگی و سادیسم و سلطه‌جویی»، تسخیر تمامیتِ طرفِ رابطه می‌فهمید و «احترام متقابل به حقوق برابر»، «عدم تولید رنج‌های ناروا در دیگری»، «التزام متعارف به اصول اخلاقی» و «تنظیم خواسته‌ها با عقلانیت و عدالت» در نزد الله، جزء مؤلفه‌های عشق محسوب نمی‌شد.

🍂 الله در قرآن موجودی انسانوار و «سلطان-رب-اربابی» مستبد و توتالیتر و مذکر در آسمان است که به نحو سادیستیک و تمامیت‌خواهانه و سلطه‌جویانه، توقع دارد که انسان‌ها مثل مرده در دستان مرده‌شور، تسلیم محض باشند و اطاعتِ مطلق کنند، حتی اگر فرمانش، قتل کودکی بی‌گناه و نقض «عقلانیت و عدالت و اخلاق و عواطف سالم» باشد.


#ویدیو_تحلیل #نقد_اسلام #زنان


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍂 اسلام و مسلمانان راستین، درکی از سوژهٔ مدرن ندارند که از استیلا و ولایتِ «شاه و شیخ و دین» خارج شده‌است و سرکوب و سلطه را در اشکال گوناگون، در حد وسع نفی می‌کند.

🍂 اسلام با «عقلانیت و عدالت و اخلاق و عشق» تعارض دارد و از بدو امر با استدلال و نیروی «باوراننده» بسط نیافت، بلکه به نیروهای «برانگیزاننده و وادارنده» و به «مغالطه (تحدی و تکرار ادعا) و تهدید (جهنم آشوئیتسی) و تطمیع (بهشت لاس‌وگاسی) و فحاشی (حرامزاده و الاغ) متوسل شد؛ زیرا برای اثبات مدعیاتش استدلالی وجود ندارد و اسلام نمی‌توانست «خودزنی» و «خوشکنی» کند.

🍂 اینک، مسلمانان راستین تحت فشار مدرنیسم و عقلانیت استدلالی، وقتی می‌خواهند اسلام را با استدلال بسط دهند، چاره‌ای جز رفتاری که این آخوند در فایل تصویری می‌کند، ندارند؛ زیرا از جهل مقدس و ظلم مقدس و از خرافات و اباطیل و احکام داعشی-ظالمانه نمی‌توان با استدلال عقلی دفاع کرد.


#ویدیو_تحلیل #نقد_اسلام #آخوندیسم


🌾 @Naqdagin
📘‏اعتراف ناخواستۀ نتانیاهو به ماهیت ضدمدرن، تاریخ‌پریش و التقاطی صهیونیسم

✍🏻
#علی_افشاری

🍂 نتانیاهو در این صحبت‌ها، ناخواسته اعتراف بزرگی می‌کند که تئودور هرتسل برای جهان مدرن مشکل ایجاد کرده و برخلاف ادعای او قهرمان تاریخ نیست!

🍂 او می‌گوید هرتسل به این نتیجه رسید که یهودیان نمی‌توانند در ملت‌های دیگر ادغام و یا متصل شوند و باید ملت جداگانه تشکیل دهند. این ادعا به لحاظ تاریخی مردود است. یهودیت یکپارچه و واحد از افسانه‌های صهیونیسم و نازی‌ها است یهودیان همیشه به لحاظ نگرش سیاسی و فرهنگی متفاوت بودند. همچنین در فرهنگ‌های متفاوتی رشد کرده و تا حدی هویت کشور محل زیست را پیدا می‌کردند.

‌‏🍂 یهودیان سفاردی و اشکنازی و ساکنان تاریخی بیت‌المقدس در پانزده قرن گذشته متفاوت بوده و نیای مشترک ادعایی آنها به دوران خیلی قدیم بر می‌گردد. روایت‌های تاریخی مورد استناد نیز همسان نبوده و تفاوت‌های قابل اعتنا بین آنها وجود دارد.

‌‏🍂 علاوه بر آن به عنوان مثال یهودی ایرانی با یهودی اتیوپی و یهودی آلمانی و یهودی روسی در قرن نوزدهم و بیستم میلادی تفاوت‌‌های چشمگیری داشتند. حتی یهودیان در کشورهای مختلف اروپایی. یهودیان آلمان عمدتا در جنگ جهانی اول با روس‌ها و فرانسوی‌ها و بریتانیایی‌ها جنگیده بودند که شماری از نیروهای نظامی آنها یهودی بودند! همچنین صهیونیسم از بدو تولد تا الان مخالفان جدی و پرشوری در بین یهودیان و برخی از خاخام‌ها داشته است.

🍂 ما این اعتراف ناخواسته ویژگی ضدمدرنیته و تبعیض‌آمیز ایدئولوژی صهیونیسم را پدیدار می‌سازد. ایده هرتسل علیه بنیاد دولت-ملت و نظام سکولار حکمرانی بر مبنای جدایی دین و دولت بود. یهود معادل نیشن نبود بلکه یک دین جهانی بود. صهیونیسم ترکیب ناسازواره‌ای از ناسیونالیسم و مذهب است که در نهایت مذهب در قرائتی هزاره‌گرا و بنیادگرا در آن برتری دارد.

🍂 سیر تاریخی تحولات در نظام سیاسی اسرائیل و سیطره جریان راست افراطی در ائتلاف با یهودیان اولتراارتدوکس در دهه اخیر تصادفی نیست بلکه امتدد منطقی سرشت التقاطی و‌تاریخ‌پریش صهیونیسم است.

‌‏🍂 در تفسیر نتانیاهو از تئوری هرتسل تبعیض و مغایرت با بنیاد دمکراسی مشاهده می‌شود. در این تعریف یهودیان تافته جدا یافته هستند که باید به لحاظ نژادی متمایز و در دنیا برتر باشند. در این نگرش دین یهود ملت خاص خود را دارد و نباید با ملل دیگر در هم آمیخته شود!

🍂 اما یهود در کنه خود علی‌رغم محدودیت در مناسبات ازدواج باز یک مذهب و نظام عقیدتی است نه نژاد! ارجاعات آنها به قوم یهود به تمامی برخاسته و مستند به متون مقدس و قدیمی مذهبی یهود است که هیچکدام تا کنون نه وثاقت تاریخی دارند و نه عمدتا پشتوانه‌ای در یافته‌های باستان‌شناسی و‌تحقیقات علمی جمعیت‌شناختی و انسان‌شناختی معتبر.

🍂 توجیه نتانیاهو برای دفاع از ادعای الحاق‌ناپذیری یهودیان در ملل مختلف نیز قابل پذیرش نیست! او می‌گوید یهودیان در زمان هرتزل باید بین نازیسم و استالینیسم یکی را انتخاب می‌کردند که هر دو نامطلوب بودند و یهودیت را نمی‌پذیرفتند!

🍂 ‏در حالیکه در زمان فعالیت هرتسل تا مرگش نه نازیسم پدیدار شده بود و نه مارکسیسم-لنینیسم! ‏آنها دهه‌ها بعد وارد تاریخ شدند. اما اگر او منظورش زمانه جنگ جهانی دوم است باز در آن موقع نظم سیاسی دنیا محدود به ناسیونال-سوسیالیسم و کمونیسم نبود بلکه لیبرال دموکراسی و سوسیال دموکراسی هم بود!

🍂 ‏این سانسور و تجاهل دریچه‌ای به این واقعیت می‌گشاید که بنیانگذاران اسرائیل و بخصوص دو سازمان سیاسی-نظامی آرگون و هاگانا باوری به دمکراسی نداشتند و سامان سیاسی و اجتماعی دیگری را در نظر داشتند و متاسفانه شد آنچه شد!


🗄 پست‌ مرتبط
📻 افغان‌ها، فلسطینی‌ها و اسرائیلی‌ها: آشوب در ایران زمین و چشم‌اندازی از آینده‌اش

#ویدیو_تحلیل #تفکر_انتقادی


🌾 @Naqdagin | @Aliafshari52
1️⃣ یک فاطی‌کماندویِ نخودمغز و مجسمۀ حماقت و بلاهت و گنده‌گازی، در سیمایِ سلطانی و در یک برنامۀ زنده، «گند-گاو-چاله-دهان»ش را باز کرد و افاضه فرمود:
مملکت و صداو سیما متعلق به حزب‌اللهی‌هاست!


2️⃣ #علیرضاموثق

🍂 استبداد همیشه با افزایش تصاعدیِ حماقت و بی‌انصافی و توهم و کوری و خودشیفتگی، عجین است.

🍂 فرض می‌کنیم که تمام کسانی که در تشییعِ جنازۀ قاسم سلیمانی و راهپیمایی اربعین و امثالهم شرکت کرده‌اند، طرفدارِ این نظام سیاسی و از غلامانِ استبدادِ اسلامی-آخوندی هستند، اما پرسش این است که چند میلیون نفر در این مراسم‌ها شرکت کردند؟ ۱۰ میلیون؟ ۲۰ میلیون؟ ۳۰ میلیون؟! اما ما نزدیک ۹۰ میلیون ایرانی داریم و ایران ملکِ مشاعِ همۀ ایشان است، نه ارثِ پدرِ یک قوم و قبیله و فرقۀ خاص! به‌عبارتی، جنونِ استبداد و تفرعن و خودشیفتگی، باعث می‌شود که حتی در شمارشِ مردم نیز مرتکبِ تبعیض و توهم شوند.

🍂 با قبضۀ انحصارطلبانۀ سلاح و پول و قانون و رسانۀ ملی و با حمایتِ قدرتِ سیاسی، تجمع و تظاهرات می‌کنند و بعد، احساسِ غرور و قدرت هم می‌کنند! و خودشان را با تعدادِ کسانی که در ذیلِ سرکوبِ خشنِ انواع نیروهای سرکوبِ قدرت سیاسی، علیه این رژیم تظاهرات می‌کنند، مقایسه می‌کنند! عجب انصافی و عجب مروتی!

🍂 خب، شما اگر از مقبولیت و محبوبیتِ خود مطمئن هستید، یک‌بار به مخالفان نیز حقّ تجمع دهید و با خشونت، سرکوبشان نکنید؛ بعد، رجز بخوانید!

🍂 ضمن اینکه مناقشه با حفاظت از مرزها در مقابلِ اسرائیل و طالبان و دیگر بیگانگان و دشمنان یا توسعۀ تجهیزاتِ نظامی برایِ بازدارندگی و یا دفاع از منافع ملی در مقابلِ آمریکا و اروپا نیست؛ بلکه مناقشه در سیاست‌هایِ امپریالیستی در منطقه و هزینه‌هایِ گزافِ آن از جیبِ مردم مستضعف، و استبداد و ناکارآمدیِ داخلی‌ست. حداقل وظیفۀ حکومت، حفاظت از مرزها در مقابلِ حملۀ بیگانگان است؛ مناقشه با وظایفِ متعددِ دیگر و بر زمین‌ماندۀ این حکومت است. مناقشه در این است که سلحشوری بدونِ خردورزی و واقع‌بینی و امکانات‌سنجی، به هلاکت می‌انجامد.


#ویدیو_تحلیل #حکومت_اسلامی


🌾 @Naqdagin
1️⃣ یک دیپلماتِ سابقِ #حکومت_اسلامی

برخی از ما حزب‌اللهی‌ها، تفکر صهیونیستی داریم. ساختن وطن و دولت بنا بر عقیده، امری صهیونیستی است؛ وطن بنا بر سکونت است و نه عقیده.

2️⃣ #علیرضاموثق

🍂 این دیپلماتِ سابقِ حکومتِ ولایتِ مطلقهٔ فقیه، هنوز درک نکرده که تفکر صهیونیستی، با ویژگی‌هایی که او برمی‌شمرد، از مختصات بنیادین همۀ ادیان ابراهیمی، از جمله اسلام است و قابل تقلیل به قلیلی جماعتِ حزب‌اللهی‌ نیست.

🍂 مسلمین، پیامبرشان را «رحمة‌للعالمین» و «کامل‌کنندهٔ مکارم اخلاق» و «آورندهٔ دین کامل» و «اسوهٔ همهٔ اعصار» می‌دانند که «خلقت کائنات» به‌خاطر گُلِ رویِ وجود او بوده (حدیث کساء) و نامسمانان نیز مثل سگ و خوک و مدفوع، نجس‌اند و باید از ازدواج (خصوصا دختران و زنانِ مسلمان) و حتی دوستی با آنان احتراز کرد؛ مآلاً خودشیفتگی و دیگری‌ستیزی و احساس برگزیدگی و سروری نسبت به دیگر مردمان، در روح و جانِ مسلمین، به شکل روزمره و وسیع تزریق می‌شود.

🍂 اسلام، خودش را دینِ حق و کامل و فوق نقد و خطا و تغییر می‌داند. در اسلام، مرتدان و منکران نبوت و قرآن، حتی اگر انسان‌هایی اخلاقی و مؤمن و دانشمند باشند، تا ابد در جهنم شکنجه و سوزانده می‌شوند و در چرخه‌ای ابدی، پوست و گوشت جدید برای سوزانده شدن بر استخوان‌هایشان رویانده می‌شود. در قرآن، قتل و غارت و به بردگی گرفتنِ اهل کتاب و کافران غیرحربی، یعنی حتی مؤمنان اخلاقی در ادیان دیگر، مجاز است.

🍂 اسلام مثل سایر ادیان ابراهیمی، بنیاد و آغازگاه خود را در داستانِ ابراهیم و منکوبِ وجدانِ اخلاقی و عواطفی انسانی با تسلیم برده‌وار و داعشی‌مسلکانۀ او به فرمان الله، در انجام شنیع‌ترین جنایت و رذالتِ قابل تصور می‌داند؛ تسلیمی که نقیض کاملِ طغیان آدم و حوا نسبت به فرمانِ نامعقولِ الله در بهشت (نخوردن از میوۀ درخت دانش و جاودانگی) بود. رسالتِ مُسلمین، با همین «تسلیم و بردگی مطلق» آغاز می‌شود و پایان می‌یابد. قلمرو الله در زمین، قلمرو امتِ اسلام یا تسلیم‌شدگان به فرمانِ الله است. امتِ حزب‌الله، ساکنان این سرزمینند و زمین در معنای واقعی‌اش، فقط متعلق به این حزب‌اللهیان است. حزب فقط باید حزبِ الله باشد و غایت عمل سیاسی نیز این است که حزب‌اللهیان (مسلمین)، به حزبِ غالب بر همۀ احزاب زمین تبدیل شوند. در قرآن صریحاً اعلام شده که «دینِ حق» نزد الله، اسلام است و اسلام بر ادیان دیگر «سلطه و غلبه» خواهد یافت (آل‌عمران: ۱۹ و توبه: ۳۳).

🍂 این غلبه‌جویی، ذاتیِ مفهوم امتیاز مسلمانان بر نامسلمانان، به‌خاطر سکنی داشتن در قلمرو تسلیم و بردگیِ الله (به‌مثابه «رب-ارباب-سلطان») است. هر کس آمادۀ کشتن و کشته‌شدن در راه اجرای اوامر الله باشد، ممتازترینِ مردمان و محق‌ترین آنها برای فرمان راندن بر سایر مردمان است‌. بدین معنا، تفکر اسلامی تفکری‌ست که اساس تشکیل وطن را بر عقیده قرار می‌دهد و به‌معنایی که این دیپلمات اسبق گفته‌است، در بنیاد خود، صهیونیستی یا بهتر است بگویم «ابراهیمی»ست.


#ویدیو_تحلیل #نقد_اسلام #نقد_ادیان



🌾 @Naqdagin
1️⃣ سخنان قابل تأملِ ترکی الفیصل آل سعود

2️⃣ جواد ظریف
کشتن کسی را توجیه نمی‌کنم و از دست رفتن جان انسان‌ها نتیجه‌ مطلوبی ندارد. کسی را به اجبار به شهرک‌ها نبرده‌اند. شهرک‌نشینان خودشان داوطلب هستند که آنجا بروند. شاید سرباز اسرائیل به اجبار بجنگد اما شهرک‌نشین داوطلب است. داوطلبانه بعنوان نیروی اشغالگر در آنجا مستقر شدند. طوری سخن نگویید انگار افرادی بودند که پولی نداشتند و به آنجا رفته‌اند. یک کودک، پیرزن، پیرمرد حتما غیرنظامی محسوب می‌شود، اما شهرک‌نشینی بحث دیگری است. اصل شهرک‌ها غیرقانونی و اشغالی است، هدف این شهرک‌ها هم حفظ اشغال است. فرض کنید در زمان جنگ عراقی‌ها افراد عراقی را در مناطق مختلف خوزستان ساکن می‌کردند. آیا باید حقوق افرادی که سرزمین ما را گرفته‌اند را رعایت می‌کردیم؟! دل هر آدمی می‌سوزد که یک کودک یا پیرمردی کشته و دستگیر شود، اما بیاییم از این زاویه هم به موضوع نگاه کنیم.


3️⃣ #علیرضاموثق

🍂 چقدر رقت‌انگیز و حقارت‌آمیز است که هم در تکلمِ صحیح انگلیسی، وزیر خارجۀ تاریخی‌ترین کشور جهان، از عربستان عقب‌افتاده‌تر است و سوژه انواع برنامۀ طنز و کمدی، هم وزیر خارجۀ سابق که حداقل به انگلیسی مسلط است، حداقلی از عقلانیت و انصاف که در این سخنان وجود دارد را نتوانسته بروز دهد و مثل گذشته، بیش از مقامِ «ماله‌کشی و علاج‌‌گری» گندهای #حکومت_اسلامی و نیروهایش، شأنی برای خود قائل نیست و درنتیجه، قتل عام کور و وحشیانه و آدم‌ربایی کودکان و پیران و توریست‌های خارجی (از تایلند تا اروپا) -که مشخص بود، به‌شدتی چند برابر، دودش به چشم مردم فلسطین می‌رود و هیچ سودی در مقابلۀ نظامی در چنین معادلۀ نابرابری نیست- را ماله می‌کشد.

🍂 مثل این است که بگوییم چون حجاب‌بان‌ها خلاف قانون و مهم‌تر از آن، عقل و اخلاق عرفی و مدرن عمل می‌کنند و عکس و فیلمِ (به‌اصطلاح «ناموسِ») ملت را بی‌اجازه می‌گیرند، برخورد خشن تا سر حد کتک زدن و آدم‌ربایی و قتل‌شان، قابل فهم است! برای برخورد با اقدام غیرقانونی و غیراخلاقی، نمی‌توان دچار «استاندارد دوگانه» شد و بسادگی، به هر روش غیراخلاقی تن داد و آن را توجیه کرد؛ بعد هم که قدرتِ به‌مراتب بالاتر، در مقابل چنین برخوردی، واکنشی فاجعه‌بارتر نشان داد، جایگاهِ گذشتۀ «مظلومِ معصوم» خود را نیز طلب کرد و انتظار حمایت فراگیر داشت و مردم و روشنفکران جهان را بابت بی‌تفاوتی بی‌نظیرشان محکوم کرد. درست در همینجاست که این سخنرانی، سطح عقلانیت بالاتر سعودی‌ها را نشان می‌دهد. بیچاره فلسطینیان که گرفتار گروهی وابسته به حکومتی با این سطح نازل از عقلانیت و شعور شده‌اند که هر گرهی را می‌خواهد با دندان‌های پوسیده‌‌اش باز کند و هر بحرانی را به‌جای حل، بدل به بحرانی مضاعف می‌کند.

🍂 پیش‌تر و بعد از سر آمدن فرصت عمل به بندهای برجام و متعاقباً برگشت تحریم‌ها، گفتم که در خصوص نحوۀ پاسخ‌های ما به چالش‌ها، الگویِ «جام زهر» در کنار الگویِ «نوش‌دارو پس از مرگ سهراب»، در فرهنگِ ما ریشه‌ای کهن دارد؛ بدین معنی که ما در مواجهه با چالش‌ها، معمولاً یا پاسخ‌هایِ بهنگام و مناسب و موفق و خلاقانه نمی‌دهیم و نهایتاً، پس از مرگ سهراب و فرصت‌سوزی و شکستِ مطلق، به فکرِ نوش‌دارو می‌افتیم و یا در دقیقۀ نود و پس از پرداختِ هزینه‌هایِ غیرضروری و اجتناب‌پذیر و گزاف، پاسخی نامتناسب با وضعیت موجود می‌دهیم. به‌نحو معمول، یا مطلقاً به اهدافِ خویش نمی‌رسیم و یا بسیار پرهزینه و گران (نه با کمترین هزینۀ ممکن، بلکه با بیشترین هزینۀ ممکن) به اهداف خویش می‌رسیم؛ عموماً بهینه و فرصت‌شناسانه عمل نمی‌کنیم؛ بی‌جهت خود را در بلا می‌اندازیم و آنقدر در بیابان بی‌آب و علف راه می‌رویم که مجبور به خوردن گوشت میت از بابِ اضطرار شویم!

🍂 در این میان، رفتار و عملکرد جمهوری اسلامی و حاکمان و مسئولان کشوری و لشکریِ ما در مورد مناقشۀ اسراییل-فلسطین نیز مثل سایر مناقشه‌ها، از جمله مناقشه با عربستان (که در صدد برانداختن آل سعود بودیم و حال اسم خیابان شیخ نمر را سرنگون کرده‌ایم(!) و برای دیدار با سعودی‌ها صف می‌کشیم)، از همین دو الگو تبعیت می‌کند و این یعنی خسارت و اتلافِ محض نیروها و فرصت‌ها و منابع محدود.

🍂 سیاست یک تخصص است؛ نه جایی که هر شتری با از بر کردن شعارهای حکومتی ایدئولوژیک و تمسک به یکسری ظواهر، بتواند به مقامات بالای یک کشور برسد و سرنوشت ده‌ها میلیون انسان به دست او بیافتد. برای یک دندان کشیدن ساده، به بهترین متخصص رجوع می‌کنیم، اما برای امر پیچیدۀ حکمرانی که با سرنوشت میلیون‌ها انسان سر و کار دارد، بدونِ وجود احزاب و اصناف و سندیکاها (که نقش دانشگاه‌های سیاسی جامعه را دارند)، با چینش یکسری آخوند بی‌ سواد و هنر در شورای نگهبان، می‌خواهیم به سوئیس برسیم! درحالیکه هر سال، از عربستان سعودی و ترکیه و کشورهای منطقه نیز عقب‌تر می‌افتیم.


#ویدیو_تحلیل


🌾 @Naqdagin
📗اخلاقِ مبتنی بر کرۀ شمالیِ آسمانی؟

✍🏻#علیرضاموثق

🍂 مکررا می‌بینیم که مسلمین، از اعجاز علمی و بلاغی و... قرآن، با توسل به ابر-مغالطۀ تحدی (که در جستارِ «پیرامون مغالطهٔ تحدی در قرآن» به‌شکلی جامع و مستند، آن را به زیرِ تیغِ نقدِ منطقی برده‌ام) سخن‌دوانی می‌کنند، اما بیایید فرض کنیم که قرآن، فاقدِ توصیفاتِ سادیستیکِ جهنم و تکرارِ مکررِ عذاب‌ها و نسل‌کشی‌های دنیویِ اللهِ «رحمانِ رحیم» بود، آیا باز هم این حد از خودفریبیِ و اراده به ماله‌کشیِ مغالطات متعددِ قرآن، در این بردگانِ فکری-وجودی جولان می‌داد؟ آیا در مواجهه با تغییرِ قوانینِ حجری-حجازی، که اکثرا جزو احکام امضایی و جزو قواعدِ رایجِ به‌اصطلاح عرب جاهلی بوده‌اند، از جمله جوازِ ازدواجِ با دختربچۀ حتی زیر ۹ سال(!)، چنین آسوده، عقلانیت و وجدان خود را گِل می‌مالیدند؟

🍂 فی‌الواقع، تصورِ غالب مردم از اخلاق و خدا در جهانِ سنت، یعنی خدایِ ادیان و جهنم و سیستمِ پاداش و جزای ابدی‌اش (به‌مثابه سیستمی بی‌نهایت‌ درجه، بدتر از داعش و طالبان و کرۀ شمالی)، منشاء شکوفاییِ امریِ اخلاقی و رشد فکری-وجودی انسان‌ها نبوده، و در جهان مدرن و با غالب شدنِ شبکۀ مفهومی و تصوری و تصدیقی و ارزشی و روشیِ انسانِ خود-آگاه و فرهیخته و خود-تعیین‌گرِ مدرن (که هم معرفت و هم روانش، تفاوت‌هایی اساسی با مخاطبِ قرآن در عصرِ تکوینش پیدا کرده و دچارِ فاصله‌ای کهکشانی با ویژگی‌ها و مقتضیاتِ آن هنگام و هنگامه شده‌است) نیز محال است چنین نقشی ایفا کند، بلکه از مهمترین عواملِ سقوطِ فکری و اخلاقی بشریت در طول تاریخ و کوتوله‌ماندنِ بس‌بسیاران بوده‌است. این اخلاقیاتِ رمگان و بردگان، از انسان‌ها، گله‌هایی هم‌شکل و مطیع و حقیر و مریض و دچارِ حس دائمیِ گناه ساخته، یا لااقل گله‌زی ماندنِ آنها را با روش‌های مختلفِ سلطه و سرکوب، تضمین کرده‌است، نه اینکه جان‌های بیدار و آزاده و شجاع و ملتزم به حقیقت و عقلانیتی چون سقراط را تکثیر کند. برخلافِ سخنِ مشهورِ حسین بن علی که «اگر دین ندارید، آزاده باشید»، مشکلِ اکثرِ انسان‌های مبتلا به درجاتِ شدیدِ شقاوت و حماقت در تاریخ، از جمله سپاهیانِ مقابل او، دقیقا همین کارخانۀ برده‌سازی و شرطی‌سازی و کوتوله‌سازیِ دین از دورانِ کودکی‌ بوده‌است. تیمورِ لنگ نیز اگر تا آن حد، نظامِ اخلاقیِ داعشیِ قرآن بر مغزش استیلا نیافته‌بود، به آن سطح از شقاوت نمی‌رسید؛ همانطور که شاه اسماعیل صفوی را خرافات و اباطیلِ تشیع و به‌اصطلاح عرفانِ اسلامی-شیعی، دچارِ چنان حدی از جنون و وهم و جنایت کرد.

🍂 اگر ادیان، نظیر اسلام و مسیحیت، از انسان‌هایی خاص، اتوریته و خدای زمینی نمی‌ساختند که زبان و دستِ خدا، پسرِ خدا و پسرخالۀ خدا و شبانِ گوسفندانِ(!) خدا و واسطۀ فیض خدا، دانسته شوند، اینچنین آزادگی و عقلانیت و وجدانِ حداقلیِ موجود در انسان‌ها از دورانِ کودکی و نوجوانی، به یغما نمی‌رفت. با بزرگ کردنِ کاریکاتوریِ یکسری انسانِ پر از نقص و محدودیت و خطا، که نهایتا در کانتکستِ تاریخی خودشان، انسان‌های به‌نسبت نخبه‌ای در برخی ساحات بوده‌اند، اکثریت انسان‌ها، موجوداتی گناهکار و کور و نیازمندِ هدایت و دستگیری افرادی خاص و برگزیده و کتبِ به‌اصطلاح مقدس منسوب به آن‌ها (و بالتبع، مفسرانِ رسمی آنها و طبقۀ دین‌بانان متصل به قدرت‌های زمان) معرفی می‌شوند و با تحمیل و تلقینِ تحقیر‌های مختلف، به تقلید و اطاعت و تبعیتِ محض و تعطیلِ عقلانیت و وجدان فردی‌شان خوانده می‌شوند، با این ادعای فریب‌آمیز که راهِ معنویت و ایمان، از راه عقلانیتِ استدلالی جداست.


#نقد_ادیان #نقد_اسلام #ویدیو_تحلیل #کریستوفر_هیچنز



🌾 @Naqdagin
📘مولوی و فقدان مواجهۀ دانش‌پژوهانه دربارۀ بزرگان دین و پرداخت اعتقادی‌‌اندیشانۀ شیفته‌وار

✍🏻 دکتر #حسن_محدثی‌

🍂 با کمال تاسف بزرگان و متفکران معاصر ما بارها و بارها با اشتیاق و شوق و ذوق زیاد، اشعار مولوی را در باره‌ی علی ابن ابی‌طالب برای مردم ما خوانده اند و افتخار کرده اند که یک عارف سنی مذهب چنین امام اول شیعیان را ستوده است! اما متاسفانه آنان به مردم ما نگفته اند که مولوی نسبت به همه‌ی شخصیت‌های اسلام صدر کم و بیش شیفته‌وار سخن گفته و از همه تعریف و تمجید کرده است!

🍂 متاسفانه اندیشه‌مندان معاصر ما هم‌چنان در حال مواجهه‌ی گزینشی با میراث فرهنگی‌ی ما هستند! من وظیفه‌ی خود ام می‌دانم به‌عنوان کسی که آثار مولوی را کم و بیش خوانده است، به مخاطبان محترم یادآوری کنم که نگاه مولوی به بزرگان دین اسلام سراسر اعتقادی‌اندیشانه است. مولوی در بحث از این بزرگان کاملا اعتقادی رفتار می‌کند و در باره‌ی آن‌ها کم و بیش به یک‌سان نگاه تمجیدآمیز اتخاذ می‌کند و مواجهه‌ی عاطفی می‌نماید.

🍂 از این رو، مقاله‌‌ای حاوی‌ی تمجیدها و ستایش‌های مولوی نسبت به سه خلیفه‌ی نخست (ابوبکر، عمر، و عثمان و نیز شخصیت مساله‌داری چون معاویه) منتشر می‌کنم، بل‌که این گزارش یک‌طرفه را برملا سازم. من در این‌جا وارد جزئیات نمی‌شوم، اما فقط این پرسش را مطرح می‌کنم که آیا همه‌ی این شخصیت‌ها به یک میزان شایسته‌ی ستایش بوده اند؟

🍂 من اکنون کاری ندارم که چه کسی صاحب فضیلت بود یا نبود، بل‌که فقط می‌خواهم نگاه اعتقادی‌اندیشانه و عاطفی و بی‌تمیز مولوی را در وصف بزرگان دین آشکار کنم.

🍂 ما بیش از هر زمانی نیازمند شناخت دقیق همه‌ی میراث فرهنگی و تاریخی‌مان هستیم. لازم است از بزک کردن و آراستن دروغین میراث اجتناب کنیم و هم‌چنین از شخصیت‌هایی مثل مولوی و حافظ و سعدی اسطوره نسازیم و به خطاها و ضعف‌های بزرگ آن‌ها نیز توجه کنیم.

🍂 مایه‌ی تاسف است که مولوی حتا از معاویه نیز ستایش‌ کرده است! اما مولوی‌فروشان در بازار بزرگ فرهنگی‌ی مولوی‌فروشی که در چند دهه‌ی اخیر به یمن تفسیرهای دکتر عبدالکریم سروش رونق دو چندانی گرفته است‌، مولوی را نیز گزینش‌گرانه به خلق می‌فروشند.

🍂 مولوی در دین‌داری بسیار اعتقادی‌اندیش و گاه حتا متعصب است، اما بزرگان ما او را به‌عنوان متفکری انتقادی‌اندیش یا دست‌کم عاری از تعصب جا می‌زنند و معرفی می‌کنند.

▪️دست از اسطوره‌پردازی برداریم و از هیچ شخصیتی اسطوره نسازیم و همه‌ی شخصیت‌های دینی و تاریخی‌مان را به‌نحو دانش‌پژوهانه بررسی کنیم؛

▪️بزک کردن و آراستن دروغین میراث تاریخی و فرهنگی‌ی ما اقدامی مضر و آسیب‌زا است و به جز فریب خلق و فریب خودمان و تداوم انحطاط‌مان دست‌آوردی نخواهد داشت؛

▪️مولوی خود شخصیتی اعتقادی‌اندیش و اسطوره‌پرداز و چه بسا متعصب بوده است و او و امثال او را به دروغ به‌عنوان شخصیتی انتقادی‌اندیش و حقیقت‌جو و جست‌وجوگر معرفی نکنیم.


🔺وقتی کسی مثل مولوی همه‌ی شخصیت‌های دینی را به‌یک‌سان تبلیغ و ترویج می‌کند و در باره‌ی همه‌ی آنان داستان‌پردازی می‌کند و در این داستان‌پردازی‌ها حتا به منابع تاریخی هم وفادار نیست، یعنی دست‌کم در امور اعتقادی شخصیتی بی‌تمیز است و مبالغه‌ها و بزرگ‌سازی‌هایش نیز به‌یک‌سان بی‌اعتبار است و مهم نیست که این مبالغه‌ها در باره‌ی عَمر است یا زید.


#ویدیو_تحلیل #نقد_فرهنگ



🌾 @Naqdagin | @NewHasanMohaddesi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 کشیشِ مسیحی: لوط «حضرت» نیست و در دین‌ها و مذاهب دروغین، همه را «پیامبر و حضرت و نبی» می‌خوانند.

🍂 عقلانیتِ انتقادی و مدرن، در بافت و ذات انسانِ مدرن، اعم از دیندار و بی‌دین، رسوخ کرده‌است. در اینجا این کشیش می‌کوشد که به‌ظاهر با ذکر تناقض بزرگ موجود در قرآن، به نقد بنیاد اسلام بپردازد، اما در واقع، او اساسِ ادیان ابراهیمی را با چالش مواجه می‌کند.

⬇️ ادامۀ #ویدیو_تحلیل، در یادداشت "نقد و بررسی «قصۀ لوط»"



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«زمان های آخر فرا رسیده و ما ایماندارانِ مسیحی، منتظر وعده‌های خداوندمان عیسی مسیح هستیم ✝️✝️✝️🔥🔥🔥»


✍🏻 #ویدیو_تحلیل در پست بعد (اینجا)⬇️


#خواب‌_عمیق #نقد_ادیان



🌾 @Naqdagin
📘خاتمی و به‌ابتذال کشیدنِ معنای «صداقت» و «تحریم»
— پیرامون مواضع اخیر سید محمد خاتمی
(۲/۲)
✍🏻 #علیرضاموثق

🍂 از درون این قیفِ تنگ‌تر از سوراخِ سوزنِ شورای نگهبان، که علی‌الظاهر توسط دایناسورِ فرتوت و کودن و داعشی‌ای چون آخوند احمد جنتی اداره می‌شود، که با چشمان کورش، از دیدنِ سوراخ صندوق در روزِ روشن نیز عاجز است و برای قضای حاجت نیز نیازمند ایزی‌لایف و کمکِ پرستار است و فاقد توانِ تکلم صحیحِ حداقلی (ولو در حد رئیسیِ شش کلاسه) است، کدام انسان نخبه و فرهیخته‌ و وارسته‌ و مستقلی بیرون می‌آید؟ در بهترین حالت آن، آخوندی مثل محمد خاتمی مخرج آن قیفِ کذایی‌ست که از فرطِ جبونی و حقارت و کوتولگیِ فکری-وجودی، وقتی با تحریم فراگیر مردم نیز همراه می‌شود، مایۀ ننگ تحریم‌کنندگان و به‌ابتذال کشیدن سیاستِ تحریم است؛ چون در ذیلِ سیاستِ تحریم نیز، در بهترین حالت از روی کندذهنی، ادبیات و افکارِ شدیدا متناقض و منحطِ اصلاح‌طلبانه، نظیرِ امکانِ جمع «جمهوریت» با «اسلام»، آن هم از نوع «ولایت مطلقۀ فقیه» را به‌کار می‌برد.

🍂 خاتمی با وجودِ آتش زدن به این‌ میزان از سرمایۀ اعتماد و فرصت‌، و تحقیر شدیدی که از هر دو سو، یعنی حاکمیت و مردم، مواجه شده، فاقد ذره‌ای از صداقت و شرافت و شجاعتِ امثال مرحوم داریوش شایگان است و عاجز است از اندیشیدن در بنیادهای تباهی و انحطاطِ امروز و اعتراف به اشتباه بودنِ مسیری که از آغاز فاجعه‌بارش در انقلاب ۵۷، بنا بر تصورات و تصدیقاتی بکل خطا و وهم‌آلود طی کرده‌است، و مآلاً هنوز امیدوار است که با معجونِ تاریخ‌مصرف‌گذشته و بی‌سروتهی به‌نام «آشتی ملی»، که چیزی جز طلبِ سهم از سفره و استخوانی از خوانِ حاکمیت آخوندی، به قبیلۀ اصلاح‌طلبانِ مسلمانِ شیعۀ ملتزم به ایدۀ مترقی(!) ولایت مطلقۀ فقیه و مصداق کنونی‌اش نیست، بن‌بست‌های ساختاری، به‌شکلی معجزه‌گون حل‌و‌فصل شود و اقتصاد و سیاستِ همیشه در بحران و رقابت در انتهایِ جداولِ حکومت اسلامی، بر ریل توسعه‌ای مشابه حکومت‌های نرمالِ دنیا و منطقه بیافتد؛ یعنی این نابغه، هنوز امیدوار است که ایدۀ سراسر توهم‌آلودش پیرامون جامعهٔ مدنیِ اسلامی و دموکراسیِ اسلامی، در ذیل ولایت مطلقۀ فقیه، با الگو گرفتن از مدینه النبی(!)، که دست‌کمی از شطحیات علی‌اکبر رائفی‌پور دربارۀ «فراماسونری و شیطان‌پرسی در جهان» نداشت، محقق شود!

🍂 خاتمی بهتر است به‌جای توضیحِ دلایل شاهکارش(!) در اولین عدمِ شرکت در چهل و پنج سال نمایشِ دروغِ انتخابات و به‌اصطلاح «دموکراسی اسلامی»، که به آشکار شدنِ هرچه بیشتر تهی بودنش از فضایلی نظیرِ صداقت و عقلانیت منجر می‌شود، کمی بیشتر بر روزۀ سکوت ممارست کند و اگر کمینه شجاعت و بضاعتِ اندیشیدنی در او نیست، لااقل با سکوت، از حجم مهمل‌بافی‌ها و یاوه‌گویی‌ها و دروغ‌-و‌-دغل‌هایِ خود بکاهد. ما را به خیر تو امید نیست، شر مرسان!


#استمرارطالبان #ویدیو_تحلیل


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 انسان‌ها چرا با هم می‌جنگند؟

🎙#یووال_نوح_هراری


⬇️ پست بعد: #ویدیو_تحلیل به‌قلم #محبوبه_زمانیان



🌾 @Naqdagin
📺 «در کنار هم» به‌مناسبت عید فطر
#ترجمه و شرح کلیپ تازه منتشر شدۀ جوانان سرخوش مصری

🍂 سرودی که در کلیپ بالا می‌بینید که جوانانِ دانشجوی مصری، اعم از دختر و پسر با هم در حال خواندن آنند، از معروف‌ترین ترانه‌هایی‌ست که از عربستان تا امارات و از مصر تا تونس، بین اکثر کشورهای عربی رایج است و در تلویزیون‌هاشان پخش می‌شود؛ یک‌جورایی حکمِ «عید آمد و عید آمد» ما را دارد!

🍂 یک جملۀ آن که در خواندن این جوانان سرخوش دانشگاهی بسیار جلوه‌گر است، آنجاست که می‌گویند:
العيد فرحه ... واجمل فرحه
تجمع شمل قريب وبعيييييد
شادی عید و این زیباترین شادی، وقتی معنادار است که بتواند
از دور تا نزدیک، همگان را به‌صورت فراگیر، کنار هم گِرد آورد و متحد کند.


🍂 نمادش همین جمع مختلط دانشجویان مصری‌ست که دختر و پسر در کنار هم، بی‌حجاب و باحجاب، با شادی و نشاط، دست و پای می‌کوبند و با هم می‌خوانند که:
غنو معايا غنو ... قولوا ورايا قولو ...
جانا العيد اهو جانا العيد
با ما بخوانید و هم‌آوا شوید؛
شما هم در پیِ ما، با ما بگویید که
عیدِ فرخنده و فرح‌بخش آمده‌است

اهلاً اهلاً بالعيد مرحب مرحب بالعيد
خوش‌آمدگوی عید باشید


🍂 عبارت مهم‌تر در آن این جمله است:
سعدنا بيها بيخليها
ذكري جميلــه لبعد العيد
همان‌طور که در این عید ما سرخوشیم،
بگذارید شادی و سرور عید برای روزهای پس از آن هم برای ما باقی بماند.


🍂 سالیان درازی‌ست که معروف‌ترین خوانندگان عرب، مانند محمد عبده و طلال مداح و دیگران، این ترانه را با تغنی و دف و نی سروده و خوانده‌اند، اما انگار جهان عربی-اسلامی، هر سال از مضامین آن دورتر می‌شود و سایه‌ی افراط‌‌گرایی و افراطیون و جنگ و ناامنی، بر جوامع ما محسوس‌تر افکنده می‌شود و به جای: «تجمع شمل قريب وبعيييييد»، به تفرقۀ دور و نزدیک اهتمام بیشتری ورزیده می‌شود. گر بر این سخن دلیلی بایدت، حال و روز ما و جهان عربی-اسلامی را بنگرید، کاین شادی‌ها به مقدار یک روز پس از عید، و در همین روز هم، نپاید و برقرار نمی‌مانَد.

✍🏻 #مسعود_باب‌الحوائجی


🗄پست مرتبط

📕حامیانِ «حجاب اجباری»، طبق اسلام «سگان دوزخ‌»اند (اسلام مصری یا اسلامِ «گوشت‌ تلخِ» صفوی؟)

#حکومت_اسلامی #زنان #ویدیو_تحلیل


🌾 @Naqdagin | @translate52arabic
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 عید فطر مصری
— دومین #ویدیو_تحلیل (اولی: اینجا)

✍🏻#علی_صاحب‌الحواشی

یک نکتهٔ ظریف ولی بسیار محوری این ویدیو

اسلام در جهان عرب، از ابتدا چون "رایت هویت قومی" ادراک شد. در جهان عرب، مسلمانی نخست یک هویت‌ قومی‌ست و سپس آئین رستگاری (این "سپس"، با فاصلهٔ زیاد معنایی از آن خصلت هویتی می‌آید).

عرب‌گرایی صریح امویان و عصبیت عربی تلویحی عباسیان، از این رو بود. همین هم شد که "مواقیت" مسلمانی برای اعراب، دلالت‌های سنگین قومی دارد؛ از اول محرم که آغاز گاهشماری قمری‌ست تا حج، رمضان، فطر و بعثت.

این ادراک قومیت‌گرا از اسلام، طبعا در ایران نبود. بجایش، ایرانیان اسلام را از اول تا آخر، "دین‌ رستگاری" گرفتند. همین هم بود که رویکردهای "معناگرا" به اسلام، محدود به حوزهٔ فرهنگی ایران ماند، و نه‌تنها در جهان عرب پدیدار نشد، بلکه آنچه ما ایرانیان از معناگرایی برآوردیم، مقبول ایشان نیز واقع نگشت.

بدون توجه به این تفاوت محوری، نمی‌توان خصلت جشنواره‌ای بسیاری از مواقیت مسلمانی نزد اعراب را فهمید. مسلمانی ایرانیان از هیچ نظر، شباهتی به مسلمانی اعراب نیافت؛ تلقی هویت عربی از مهم‌ترین ستون‌های این تفاوت است.



🌾 @Naqdagin
1️⃣ یه زوج پروفسور از دانشگاه برکلی، دانشجوها رو به‌مناسبت فارغ‌التحصیلی به خونه‌شون دعوت کردن. بعد یکی از این دانشجوها، وسط مهمونی بلندگو میاره و شروع می‌کنه به سخنرانی که چه نشستید که الان ماه رمضونه! و مسلمونا، مخصوصا فلسطینیا، روزه می‌گیرن و ‏بعد که میزبان ازشون می‌خواد برن، توجه نمی‌کنن و می‌گن ما با وکیلمون مشورت کردیم و منع قانونی نداره کارمون! زوج پروفسور اینا رو با هل دادن و کشیدن سعی می‌کنن بیرون کنن و در آخر، این دانشجوها پروفسورا رو به تجاوز (assult) و به هم زدن حجابش تو ماه رمضان متهم کردن!

2️⃣ #علیرضاموثق

🍂 گویا ضرورت دارد که در کتبِ روان‌شناسی، سندرومی به‌نام «خود-فردین‌‌بینی» طرح و تشریح شود. قبلتر فکر می‌کردم که این سندروم، به آخوندهای مغزفندقی منحصر می‌شود که توانِ حرف زدن و مسئولیت‌پذیری، متناسب با میزان امکانات و تواناییِ‌های خود در زمینِ واقعیت را ندارند و از آن‌جایی که یک عمر، در عین بی‌سوادی و بی‌کاری و بی‌هنری و ابتذال اخلاقی، مرتب روی منبر رفته‌اند و بدون حداقلی از صلاحیت‌ها، صاحبِ شهرت و جایگاه شده‌اند، نمی‌فهمند که «فردین خاورمیانه» بودن «از جیب ملت»، چقدر حماقت‌بار است و خیانتی اساسی به همان آرمان‌های انسانی‌‌، اما وفقِ این ویدیو، گویا با معضلی جهانی روبروییم که محتملا ریشه در برخی آموزه‌های خطا و تربیت غلط دینی دارد که باعثِ بسطِ رذایلی چون «آرزواندیشی و خودشیفتگیِ مزمن» و مآلاً ناتوانی از دیدنِ جهانِ واقع، حتی در حدِ نوکِ دماغِ خود، می‌شود.

🍂 در ویدیو می‌بینیم که اشخاصی بعد از طی کردنِ مدارجِ دانشگاهی در یک کشور غربی، حتی نمی‌توانند تشخیص دهند که دفاع از مظلومانِ دیگر ملل و طرحِ سخن حق نیز، مکان و موقعیتِ مخصوص و مناسبِ خودش را می‌طلبد؛ و برای مثال، معقول نیست در مجلسِ عزا، و یا عروسی و مهمانی، و یا وسط بیمارستان، یا کنار استخر و ساحلِ دریا، به این امر مبادرت ورزید و آبروی خود و آن آرمان انسانی‌ای که برای‌مان مهم است را به حراج گذاشت. علی‌الظاهر، چنان اختلالِ شناختی‌ِ این افراد مزمن بوده‌است که حتی بعد از تذکرهای مکررِ استاد دانشگاه (بعنوان میزبان و دعوت‌کننده به این مهمانی در ملکِ خصوصی‌اش)، نمی‌توانند بفهمند که در حال انجامِ چه خبط و حماقتِ رسوایی‌برانگیزی‌‌اند، بلکه یکی از آن‌ها، شبیهِ یک بدمستِ به‌وقاحت‌افتاده، طلبکار نیز می‌شود و میزبان را متهم به تعرض به حجابِ خود می‌کند!

🍂 باری، پیش‌تر در چند یادداشت با عنوانِ «دوستیِ بی‌خرد، خود دشمنی‌ست» در بابِ مناقشهٔ فلسطین-اسرائیل و خطاهای راهبردیِ این‌‌ نوع مواجههٔ مخربِ حکومت آخوندی-اسلامی با آن سخن گفته‌ام، و استدلال آورده‌ام که «دفاع از مظلوم» نیز آدابی دارد؛ یعنی فردِ مدعی دفاع، باید واجدِ حداقلی از «عقلانیت» و «اخلاقِ مبارزه» برای دفاعی «معقول و ثمربخش» باشد. نمی‌توان با ظلم و تعرض به حقوق دیگران و عدمِ فهم و احرازِ الفباها و اولیات و اولویاتِ اخلاقی و عقلی، دفاعی معنادار و مفیدِ فایده از مظلوم کرد و بر مصائب و دردهای او نیافزود؛ بعد هم که فریادِ مردم از مظالم‌ِ ما مدعیانِ دفاع از مظلوم درآمد، پشتِ نقابِ مظلومیت رفت و خود را حامیِ مظلومانِ عالم و مآلاً در تیمِ مظلومان و صاحب‌حق در هر مناقشه‌ای جلوه داد.

🍂 در یادداشتی تحت عنوان «چرا مجاهدین خلق در بین ایرانیان فاقد اقبالِ عمومی‌اند؟» به یک نمونهٔ مشابه تاریخی پرداخته‌ام. این گروه نیز ادعای توأمانِ «دفاع از مظلوم» و «مظلوم‌بودن» دارد، ولی به‌همین سندرومِ «خود-فردین‌‌بینی» دچار است و درحالی‌که از درک و اعتراف به گندها و جنایاتِ خود در کارنامهٔ تباهش، و همچنین، از درکِ اقتضائاتِ جهان مدرن و تغییرِ زیست‌-جهانِ انسانِ ایرانی، عاجز است، با ابزارها و روش‌ها و گفتمان‌هایی عمل می‌کند که از قضا، در جهتِ تشدیدِ وضعیتِ فاجعه‌بارِ کنونی‌ست و خود، یکی از سوژه‌های نفرت و گریزِ اکثریتِ مردمِ ایران است.


#سم_هفته #ویدیو_تحلیل


🌾 @Naqdagin
1️⃣ در پایان بازی آلومینیوم-استقلال، پس از این که سیدحسین حسینی، کاپیتان استقلال، یک جیمی‌جامپ زن را در آغوش گرفت، یکی از پلیس‌های حاضر در ورزشگاه اراک به او حمله کرد که این حرکت او، با حمایت سایر نیروهای پلیس و تلاش اعضای تیم استقلال برای جدا کردن او از دروازه‌بان تیم‌شان همراه شد. تماشاگران استقلالی حاضر در ورزشگاه در واکنش به این اقدام نیروهای انتظامی، شعار «بی‌شرف، بی‌شرف» سر دادند.

2️⃣ #آرمان_امیری

📘جنگ واقعی و ابر قدرت اصلی همین‌جاست و پیروزیِ نهایی از همین‌جا رقم می‌خورد

🍂 هنوز هم رشک‌برانگیز و مبهوت‌کننده هستند این زنانی که حقِ واقعی‌شان را به هیچ ترحم ذلیلانه‌ای تقلیل نمی‌دهند؛ هر بار یک گام جلوتر می‌روند و همه را غافل‌گیر می‌کنند.

🍂 چندی پیش، کلیپی دیدم از صحبت‌های خانم ترانه علی‌دوستی. می‌گفت من یادم نمی‌آید زنان تصمیم به احقاق حقی از خودشان گرفته باشند و «میانگینِ جامعه» غرولند نکند که «الآن وقتش نیست» (نقل به مضمون). راست می‌گفت. من یادم است آن روزهایی را که تحلیل رایج و غالب سیاسی این بود که اولویت، جای دیگری‌ست؛ مثلا رای دادن به این آخوند، به جای آن آخوند!

🍂 اگر امروز یک دریچۀ کوچک برای شخصِ خودم باقی مانده که از شرمندگی آن تحلیل‌ها دق نکنم, این بود که با جمعی از دوستان، علی‌رغم آن تحلیلی که داشتیم، به یک تعهد عملی هم پایبند ماندیم: اگر خودشان خواستند، ما مخالف نمی‌کنیم و اگر کسی مزاحم‌شان شد، ما حمایت هم می‌کنیم.

🍂 به‌نظرم تحلیل‌های سیاسی می‌توانند تغییر کنند، و حتی غلط‌هایش را می‌توان بخشید و جبران کرد، اما آنچه باید محل قضاوت نهایی باشد، همان تعهد عملی‌ست؛ همان حمایت از حقی که شاید با مصداقش هم موافق نباشی؛ همان‌که فراموش نکنی که حمایت کردن از چیزی که درست می‌دانی، هنر نیست؛ حمایت از آن حقی شرافت‌مندانه است که تو حتی به آن فکر هم نکرده‌بودی!

🍂 خلاصه اينکه به نظرم، یک شعار یا مانیفست عملی برای تداوم جنبشِ زندگی‌خواهی ما می‌تواند این باشد که: «همین حالا! همین اکنون!» من نمی‌دانم زنان ایرانی هر لحظه با چه حرکت جدیدی ما را غافل‌گیر خواهند کرد؟ اما شک ندارم ملتی که از متهورانه‌ترین کنش‌های زندگی‌خواهانۀ زنانش تمام و کمال حمایت کند، در بندِ هیچ ارتجاع و هیچ خفقانی باقی نخواهد ماند.


#ویدیو_تحلیل #زنان


🌾 @Naqdagin
📺 خانم جلسه‌ای طرفدار جلیلی: «غُر نزن؛ قِر بده! تغییری رخ نخواهد داد»

✍🏻 #مهدی_یزدانی‌خرم

🍂
«کین‌توزی» یکی از ویژگی‌های ذهنِ ایدئولوژیگ است. ماکس شِلِر در کتاب بی‌بدیل «کین‌توزی»، از کارکردِ نفرت بر فرد و گروه‌هایی می‌گوید که یکی از امیال‌شان، به بردگی‌کشیدن و انقیاد مخالفان آن‌هاست و نشان می‌دهد این نفرت، چگونه خود آن‌ها را دچارِ فروپاشی و دورشدن از ساحت‌های انسانی می‌کند.

🍂 این زن که چند روزی‌ست تصاویرش با کلامش علیهِ بسیاری از مردمِ ایران، متواتر شده حتا «نام» هم ندارد. می‌گویند یک «خانم جلسه‌ای»‌ست که سنی هم ندارد و سواد و درک نیز هم.

🍂 در وضعیتِ «نفرت‌پراکنی» که سال‌هاست به اشکال مختلف آن را مشاهده می‌کنیم، تکثیرِ «کینه» یک رفتار معمول است.

🍂 کینه موتور مولدی‌ست که ذهنِ کوچکِ رشدنیافته را دچار کلام می‌کند و این کلمات در حالتی بدوی و فقط برای تحقیرِ دیگری یا دیگران از حفره‌ی صورت، که همان دهان است، بیرون می‌زنند.

🍂 این کینه، با نمونه‌های سیاسی‌تر و به‌طور مشخص کارل اشمیتی متفاوت‌اند، اما سعی دارند به آن نزدیک شوند.

🍂 این‌که «ما» خدایگان هستیم و شما «بنده»، و حال که آداب بندگی ما را به جا نمی‌آورید و ما نیز قدرت نابودی‌تان را نداریم، در عوض «تحقیرتان» می‌کنیم و «تهدید».

🍂 عمادالدین باقی در کتاب «جان» شرحِ جالبی از مباحثه‌اش می‌دهد با چند عضو بلندپایۀ القاعده که در ایران دستگیر و به اوین برده بودندشان. باقی در تکه‌ای از دوران حبس، با آن‌ها بحث می‌کند. آیه و کلام و حدیث به رخ می‌کشند، اما « خرد»؟

🍂 او می‌گوید روزی به سرکرده‌شان گفتم شما که امر به کشتن کفار می‌کنید، اما اکثر مصالحِ آسایش و راحتی امروز، مدیون دانش و صنعت همین به‌قول شما کفار است. مردِ القاعده‌ای جواب می‌دهد: «وظیفه‌شان است. خداوند آن‌ها را مسخره کرده تا برای ما کار کنند و ما استفاده کنیم»(!). (نقل به‌مضمون. باقی می‌گوید دیگر بحث، عملن ممکن نبود).

🍂 این همان باوری‌ست که این زنِ وراج، از آن بیرون آمده. برتربودنی قُدسی که ناشی از تزریق حماقت، کین‌پروری و رشد در فضایی متصلب است.

🍂 او «تربیت» شده تا کینه نثار دیگران کند. دیگرانی که نمی‌خواهند مطیع آن‌ها باشند و حتا اگر در اکثریت نیز بودند، باز آنان را برده‌ی ترشحات مغز خود می‌داند.

🍂 این رفتار، قائل به هر حذفی‌ست و جالب اینکه عداوت حیرت‌‌انگیزی نیز با «زنان» دارد. زنانِ این باور، بیش‌ از هر چیزی، از «زنِ» دیگر نفرت دارند و انقیاد او را خوش. آنان از هر شکلِ آزادی، مخصوصن زنانۀ آن، خشم می‌گیرند.

🍂 این زن هیچ هویتی ندارد و اصولن «ساخته» شده برای همین تواترِ نفرت و برانگیختنِ خشمِ بخش مهمی از جامعه. او «محرک» است، چون برای ایجاد کین باید نفرت را با رسایی فریاد زد. رساییِ حقد (کینه)، آرمان اوست.


#ویدیو_تحلیل #حکومت_اسلامی


🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 امام علی و لعن امام حسن

🎙آیت‌الله #کمال_حیدری (مرجع محصور شیعه)


⬇️ #ویدیو_تحلیلِ «زیستن درونِ اسطوره» را در این باره بخوانید.

#نقد_شیعه #نواندیشی_دینی


🌾 @Naqdagin
1️⃣ بی‌خدایی فارسی

مصاحبهٔ #پیرز_مورگن با #راجر_واترز مولتی میلیونر و سرمایه‌دار چپ، مدافع دیکتاتور کاراکاس، که هر روز صبح تو کلبه‌های تفریحی در جزایر کارائیب و لبهٔ پنجره‌های هتل تو نیویورک‌سیتی می‌شینه و واسه فلسطین گریه می‌کنه!


2️⃣ #محمود_کریمی

🔻کلیپ پیوست، مصاحبۀ بسیار جذاب و آموزنده‌ای‌ست، از چند جهت:

۱. مصاحبه‌گر شخصیت حرفه‌ایِ بی‌نظیری دارد؛ چه از جهتِ تسلطش بر موضوع و شناختِ ظرایفِ شخصیت طرف مقابل، چه از جهتِ تسلطش بر احساساتِ فردی و عدمِ بروزِ آن‌ها، چه از جهتِ مدیریتِ سرد و عقلانیِ گفتگو، چه از جهت تسلطش بر طرح پرسش‌های چالشی متنوع و مرتبط و روشنگر.

🍂 چنین مصاحبه‌های چالشی‌ای که به شناخت چندجانبه و عمیق‌تر چهره‌های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی منجر می‌شود، یکی از نیازهای مبرمِ رسانه‌های فارسی‌‌زبان است و فقدان چنین شخصیت‌های حرفه‌ای و مسلطی در اهالی رسانه، بشدت حس می‌شود. بجای گپ‌و‌گفت‌های پر از هندوانه قرض دادن، ما نیازمندِ چنین سطحی از بروز-و-ظهورِ تفکر نقادانه و جست‌وجوگر و پرسشگر (و توامان دارای انصاف) هستیم.

۲. بخشِ غالبِ چپِ ایرانی جز ترجمه‌اندیشی و تقلید از ورژن غربی، ظرفیتی را از خود نشان نداده و حتی برای خودش و مابقی روشنفکران، اساسا چنین شأنی را قائل نیست.

🍂 چپ ایرانی اگر از قبلِ ۵۷ تا امروز، بیشتر از ایران و مسائلِ تاریخی و بنیادینش (و در بهترین حالت، بعنوان موضوعی مهم و هم‌ردۀ کشور خودش) به فلسطین پرداخته‌ و می‌پردازد، به همین وجهِ او در تقلیدگری و عدم بروزِ تفکر نقاد و مستقل از چهره‌های فکری و هنریِ چپِِ غربی برمی‌گردد. به‌همین جهت است که هیچ گفتمان عمیقا متفاوت و مستقلی از گفتمانِ غالب و ایدئولوژیک جریان چپ غربی، در میان آن‌ها نمی‌بینیم. برای مثال، گفتمانی که به ابعادِ مختلف و کمتر طرح‌شدۀ مسالۀ فلسطین بنگرد، و به حل واقع‌بینانۀ آن با نیروهای موجود بیاندیشد، نه اینکه در روایتی ایدئولوژیک و اسطوره‌ای و خیر-و-شری از یک سو، و شعارگرایی در ساحت عمل، با جماعتِ بسیجی‌ و عرزشی‌، رقابتی تنگاتنگ را رقم بزند، و در عمل، بیشتر از بروزِ احساسات و ارضایِ حسّ شخصی و بازی در یک‌سری نمایشِ هویت‌گرایانۀ مجازی و خیابانی (که من هم جزئی از جریان چپ غربی هستم و فردی پیشرو و غربی و...)، چیزی نه عایدِ خودش و ملتش شود، نه عایدِ همان‌ها که در ظاهر، دغدغۀ استیفایِ حقوق‌شان را دارد.

۳. برخی ایده‌های چپ به نوعی از ریاکاری و دروغ‌گویی دامن می‌زنند. اینکه اشخاصی مشهور مکرر علیه پول و سرمایه و سرمایه‌داری و نفع شخصی و فردگرایی و... سخن بگویند، اما خودشان میلیاردرِهای افسانه‌ای باشند و وقتی از ثروتشان سوال می‌شود، آن را موضوعی شخصی جا زنند و دعوت به سکوت دربارۀ آن بکنند، یک نشانه است. همانطور که در مواجهه با مسالۀ اوکراین و فلسطین و مواجهه با اسرائیل و پوتین، بخش قابل توجهی از نیروهای چپ، بسادگی دچار استانداردهای دوگانه شده، پوتین و جنایات هر-روزه و آشکارِ حکومتش را فراموش می‌کنند، یا با ادبیاتی بسیار تعدیل‌شده‌تر دربارۀ آن‌ سخن می‌گویند، و گاه توجیه‌کنندۀ اعمال آن می‌شوند؛ چرا که همیشه این غرب و سرمایه‌داریِ غرب و آمریکاست که «شیطان بزرگ» و مقصر اصلی است و باید محکوم شود. نوعی نگاه دینی و خیر-و-شربینانه، که روح‌الله خمینی نیز بسادگی جذب آن شد و آن را با زبانِ تئولوژیک خود بازتولید و تشدید کرد و معیشت و امنیت و آرامش و آزادیِ ایرانیان را گروگان این ایدۀ تباه و مواجهۀ اشتباه با مساله کرد. امری که چپ مقلدِ ایرانی بدان ملتفت نیست این است که چپ غربی با برخی از شعارهایش زندگی نمی‌کند، بلکه برندینگ تبلیغاتی اوست، و این ایرانیان‌اند که با شعارهای چپِ غربی، مردگی نیم‌قرنه را تجربه و هجی می‌کنند.

۴. راجر واترز نیز در یک فرهنگ و نظام حقوقی-سیاسیِ عمیقا دیالوگ‌محور که رسانه‌ها و خبرنگاران در آن دارای آزادیِ عمل بسیار بالایی هستند (و بابت پرسشگری و نقد اشخاص و باورها دچار چندان ترس و اضطراب جدی‌ای نیستند)، در مقابل چالشی‌ترین پرسش‌ها، با وجودِ آنکه بسیار سرش را به در و دیوار می‌زند و به حاشیه می‌رود، تلورانس و صبوریِ قابلِ توجهی نشان می‌دهد؛ وضعیتی که اگر سیاستمداران (اعم از پوزیسیون و اپوزیسیون) ما در مقابل آن قرار بگیرند، یا قالب تهی می‌کنند، یا چنان دچارِ خشم و واکنش‌های عصبی شدید و پرخاشگرانه می‌شوند که ممکن است گفتگو را نیمه‌کاره رها کنند یا پس از آن، در پیِ «انتقام سخت» برآیند که هالۀ قدسی آن‌ها با توطئۀ یک خبرنگار بر باد رفته‌است!


.



#ویدیو_تحلیل #نقد_رسانه #نقد_چپ #چپ_ایرانی #فلسطین #اسرائیل #پوتین #روسیه #خمینی #روح‌الله_خمینی #دین‌خویی #روزنامه‌نگار #خبرنگار #مصاحبه #تفکر_انتقادی #ریاکاری #محور_مقاومت



🌾 @Naqdagin