Telegram
نقدآگین
1️⃣ بیخدایی فارسی
2️⃣ #محمود_کریمی
🔻کلیپ پیوست، مصاحبۀ بسیار جذاب و آموزندهایست، از چند جهت:
۱. مصاحبهگر شخصیت حرفهایِ بینظیری دارد؛ چه از جهتِ تسلطش بر موضوع و شناختِ ظرایفِ شخصیت طرف مقابل، چه از جهتِ تسلطش بر احساساتِ فردی و عدمِ بروزِ آنها، چه از جهتِ مدیریتِ سرد و عقلانیِ گفتگو، چه از جهت تسلطش بر طرح پرسشهای چالشی متنوع و مرتبط و روشنگر.
🍂 چنین مصاحبههای چالشیای که به شناخت چندجانبه و عمیقتر چهرههای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی منجر میشود، یکی از نیازهای مبرمِ رسانههای فارسیزبان است و فقدان چنین شخصیتهای حرفهای و مسلطی در اهالی رسانه، بشدت حس میشود. بجای گپوگفتهای پر از هندوانه قرض دادن، ما نیازمندِ چنین سطحی از بروز-و-ظهورِ تفکر نقادانه و جستوجوگر و پرسشگر (و توامان دارای انصاف) هستیم.
۲. بخشِ غالبِ چپِ ایرانی جز ترجمهاندیشی و تقلید از ورژن غربی، ظرفیتی را از خود نشان نداده و حتی برای خودش و مابقی روشنفکران، اساسا چنین شأنی را قائل نیست.
🍂 چپ ایرانی اگر از قبلِ ۵۷ تا امروز، بیشتر از ایران و مسائلِ تاریخی و بنیادینش (و در بهترین حالت، بعنوان موضوعی مهم و همردۀ کشور خودش) به فلسطین پرداخته و میپردازد، به همین وجهِ او در تقلیدگری و عدم بروزِ تفکر نقاد و مستقل از چهرههای فکری و هنریِ چپِِ غربی برمیگردد. بههمین جهت است که هیچ گفتمان عمیقا متفاوت و مستقلی از گفتمانِ غالب و ایدئولوژیک جریان چپ غربی، در میان آنها نمیبینیم. برای مثال، گفتمانی که به ابعادِ مختلف و کمتر طرحشدۀ مسالۀ فلسطین بنگرد، و به حل واقعبینانۀ آن با نیروهای موجود بیاندیشد، نه اینکه در روایتی ایدئولوژیک و اسطورهای و خیر-و-شری از یک سو، و شعارگرایی در ساحت عمل، با جماعتِ بسیجی و عرزشی، رقابتی تنگاتنگ را رقم بزند، و در عمل، بیشتر از بروزِ احساسات و ارضایِ حسّ شخصی و بازی در یکسری نمایشِ هویتگرایانۀ مجازی و خیابانی (که من هم جزئی از جریان چپ غربی هستم و فردی پیشرو و غربی و...)، چیزی نه عایدِ خودش و ملتش شود، نه عایدِ همانها که در ظاهر، دغدغۀ استیفایِ حقوقشان را دارد.
۳. برخی ایدههای چپ به نوعی از ریاکاری و دروغگویی دامن میزنند. اینکه اشخاصی مشهور مکرر علیه پول و سرمایه و سرمایهداری و نفع شخصی و فردگرایی و... سخن بگویند، اما خودشان میلیاردرِهای افسانهای باشند و وقتی از ثروتشان سوال میشود، آن را موضوعی شخصی جا زنند و دعوت به سکوت دربارۀ آن بکنند، یک نشانه است. همانطور که در مواجهه با مسالۀ اوکراین و فلسطین و مواجهه با اسرائیل و پوتین، بخش قابل توجهی از نیروهای چپ، بسادگی دچار استانداردهای دوگانه شده، پوتین و جنایات هر-روزه و آشکارِ حکومتش را فراموش میکنند، یا با ادبیاتی بسیار تعدیلشدهتر دربارۀ آن سخن میگویند، و گاه توجیهکنندۀ اعمال آن میشوند؛ چرا که همیشه این غرب و سرمایهداریِ غرب و آمریکاست که «شیطان بزرگ» و مقصر اصلی است و باید محکوم شود. نوعی نگاه دینی و خیر-و-شربینانه، که روحالله خمینی نیز بسادگی جذب آن شد و آن را با زبانِ تئولوژیک خود بازتولید و تشدید کرد و معیشت و امنیت و آرامش و آزادیِ ایرانیان را گروگان این ایدۀ تباه و مواجهۀ اشتباه با مساله کرد. امری که چپ مقلدِ ایرانی بدان ملتفت نیست این است که چپ غربی با برخی از شعارهایش زندگی نمیکند، بلکه برندینگ تبلیغاتی اوست، و این ایرانیاناند که با شعارهای چپِ غربی، مردگی نیمقرنه را تجربه و هجی میکنند.
۴. راجر واترز نیز در یک فرهنگ و نظام حقوقی-سیاسیِ عمیقا دیالوگمحور که رسانهها و خبرنگاران در آن دارای آزادیِ عمل بسیار بالایی هستند (و بابت پرسشگری و نقد اشخاص و باورها دچار چندان ترس و اضطراب جدیای نیستند)، در مقابل چالشیترین پرسشها، با وجودِ آنکه بسیار سرش را به در و دیوار میزند و به حاشیه میرود، تلورانس و صبوریِ قابلِ توجهی نشان میدهد؛ وضعیتی که اگر سیاستمداران (اعم از پوزیسیون و اپوزیسیون) ما در مقابل آن قرار بگیرند، یا قالب تهی میکنند، یا چنان دچارِ خشم و واکنشهای عصبی شدید و پرخاشگرانه میشوند که ممکن است گفتگو را نیمهکاره رها کنند یا پس از آن، در پیِ «انتقام سخت» برآیند که هالۀ قدسی آنها با توطئۀ یک خبرنگار بر باد رفتهاست!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
مصاحبهٔ #پیرز_مورگن با #راجر_واترز مولتی میلیونر و سرمایهدار چپ، مدافع دیکتاتور کاراکاس، که هر روز صبح تو کلبههای تفریحی در جزایر کارائیب و لبهٔ پنجرههای هتل تو نیویورکسیتی میشینه و واسه فلسطین گریه میکنه!
2️⃣ #محمود_کریمی
🔻کلیپ پیوست، مصاحبۀ بسیار جذاب و آموزندهایست، از چند جهت:
۱. مصاحبهگر شخصیت حرفهایِ بینظیری دارد؛ چه از جهتِ تسلطش بر موضوع و شناختِ ظرایفِ شخصیت طرف مقابل، چه از جهتِ تسلطش بر احساساتِ فردی و عدمِ بروزِ آنها، چه از جهتِ مدیریتِ سرد و عقلانیِ گفتگو، چه از جهت تسلطش بر طرح پرسشهای چالشی متنوع و مرتبط و روشنگر.
🍂 چنین مصاحبههای چالشیای که به شناخت چندجانبه و عمیقتر چهرههای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی منجر میشود، یکی از نیازهای مبرمِ رسانههای فارسیزبان است و فقدان چنین شخصیتهای حرفهای و مسلطی در اهالی رسانه، بشدت حس میشود. بجای گپوگفتهای پر از هندوانه قرض دادن، ما نیازمندِ چنین سطحی از بروز-و-ظهورِ تفکر نقادانه و جستوجوگر و پرسشگر (و توامان دارای انصاف) هستیم.
۲. بخشِ غالبِ چپِ ایرانی جز ترجمهاندیشی و تقلید از ورژن غربی، ظرفیتی را از خود نشان نداده و حتی برای خودش و مابقی روشنفکران، اساسا چنین شأنی را قائل نیست.
🍂 چپ ایرانی اگر از قبلِ ۵۷ تا امروز، بیشتر از ایران و مسائلِ تاریخی و بنیادینش (و در بهترین حالت، بعنوان موضوعی مهم و همردۀ کشور خودش) به فلسطین پرداخته و میپردازد، به همین وجهِ او در تقلیدگری و عدم بروزِ تفکر نقاد و مستقل از چهرههای فکری و هنریِ چپِِ غربی برمیگردد. بههمین جهت است که هیچ گفتمان عمیقا متفاوت و مستقلی از گفتمانِ غالب و ایدئولوژیک جریان چپ غربی، در میان آنها نمیبینیم. برای مثال، گفتمانی که به ابعادِ مختلف و کمتر طرحشدۀ مسالۀ فلسطین بنگرد، و به حل واقعبینانۀ آن با نیروهای موجود بیاندیشد، نه اینکه در روایتی ایدئولوژیک و اسطورهای و خیر-و-شری از یک سو، و شعارگرایی در ساحت عمل، با جماعتِ بسیجی و عرزشی، رقابتی تنگاتنگ را رقم بزند، و در عمل، بیشتر از بروزِ احساسات و ارضایِ حسّ شخصی و بازی در یکسری نمایشِ هویتگرایانۀ مجازی و خیابانی (که من هم جزئی از جریان چپ غربی هستم و فردی پیشرو و غربی و...)، چیزی نه عایدِ خودش و ملتش شود، نه عایدِ همانها که در ظاهر، دغدغۀ استیفایِ حقوقشان را دارد.
۳. برخی ایدههای چپ به نوعی از ریاکاری و دروغگویی دامن میزنند. اینکه اشخاصی مشهور مکرر علیه پول و سرمایه و سرمایهداری و نفع شخصی و فردگرایی و... سخن بگویند، اما خودشان میلیاردرِهای افسانهای باشند و وقتی از ثروتشان سوال میشود، آن را موضوعی شخصی جا زنند و دعوت به سکوت دربارۀ آن بکنند، یک نشانه است. همانطور که در مواجهه با مسالۀ اوکراین و فلسطین و مواجهه با اسرائیل و پوتین، بخش قابل توجهی از نیروهای چپ، بسادگی دچار استانداردهای دوگانه شده، پوتین و جنایات هر-روزه و آشکارِ حکومتش را فراموش میکنند، یا با ادبیاتی بسیار تعدیلشدهتر دربارۀ آن سخن میگویند، و گاه توجیهکنندۀ اعمال آن میشوند؛ چرا که همیشه این غرب و سرمایهداریِ غرب و آمریکاست که «شیطان بزرگ» و مقصر اصلی است و باید محکوم شود. نوعی نگاه دینی و خیر-و-شربینانه، که روحالله خمینی نیز بسادگی جذب آن شد و آن را با زبانِ تئولوژیک خود بازتولید و تشدید کرد و معیشت و امنیت و آرامش و آزادیِ ایرانیان را گروگان این ایدۀ تباه و مواجهۀ اشتباه با مساله کرد. امری که چپ مقلدِ ایرانی بدان ملتفت نیست این است که چپ غربی با برخی از شعارهایش زندگی نمیکند، بلکه برندینگ تبلیغاتی اوست، و این ایرانیاناند که با شعارهای چپِ غربی، مردگی نیمقرنه را تجربه و هجی میکنند.
۴. راجر واترز نیز در یک فرهنگ و نظام حقوقی-سیاسیِ عمیقا دیالوگمحور که رسانهها و خبرنگاران در آن دارای آزادیِ عمل بسیار بالایی هستند (و بابت پرسشگری و نقد اشخاص و باورها دچار چندان ترس و اضطراب جدیای نیستند)، در مقابل چالشیترین پرسشها، با وجودِ آنکه بسیار سرش را به در و دیوار میزند و به حاشیه میرود، تلورانس و صبوریِ قابلِ توجهی نشان میدهد؛ وضعیتی که اگر سیاستمداران (اعم از پوزیسیون و اپوزیسیون) ما در مقابل آن قرار بگیرند، یا قالب تهی میکنند، یا چنان دچارِ خشم و واکنشهای عصبی شدید و پرخاشگرانه میشوند که ممکن است گفتگو را نیمهکاره رها کنند یا پس از آن، در پیِ «انتقام سخت» برآیند که هالۀ قدسی آنها با توطئۀ یک خبرنگار بر باد رفتهاست!
.
#ویدیو_تحلیل #نقد_رسانه #نقد_چپ #چپ_ایرانی#فلسطین #اسرائیل #پوتین #روسیه #خمینی #روحالله_خمینی #دینخویی #روزنامهنگار #خبرنگار #مصاحبه #تفکر_انتقادی #ریاکاری #محور_مقاومت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin