نقدآگین
12.2K subscribers
3.82K photos
3.36K videos
93 files
9.05K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📕دعا برایِ افزایشِ طول عمر مصباح؟!

✍️#علیرضاموثق

#یادداشت
#مصباح_یزدی #محمد_خاتمی
#آخوند



🌾@Naqdagin
📕چرا دموکراسی از روی کفن داعش می‌گذرد؟

(حق عزل مسالمت‌آمیز وجه ممیز دیکتاتوری با دموکراسی)

✍️
#رضا_زمان


#حکومت_اسلامی #مصباح_یزدی #حسن_رحیم‌پور_ازغدی #رانت‌خوار_فرهنگ


نقدآگین
را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
📕چرا دموکراسی از روی کفن داعش می‌گذرد؟

(حق عزل مسالمت‌آمیز وجه ممیز دیکتاتوری با دموکراسی)

✍️
#رضا_زمان


#یادداشت
#حکومت_اسلامی
#مصباح_یزدی #حسن_رحیم‌پور_ازغدی
#رانت‌خوار_فرهنگ


نقدآگین
را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
📕چرا دموکراسی از روی کفن داعش می‌گذرد؟

(حق عزل مسالمت‌آمیز وجه ممیز دیکتاتوری با دموکراسی)
(۱/۳)
✍️
#رضا_زمان

1️⃣مصباح یزدی گفته است:”اطاعت از ولی‌فقیه‌ مانند اطاعت از ائمه معصومین واجب است؛ هر چند که ولی‌فقیه معصوم نیست و ممکن است بین هزاران تصمیم، اشتباهی نیز بکند اما همان‌گونه که به حکم عقل اطاعت از فرمانده واجب است، اطاعت از ولی فقیه نیز واجب است”.

مصباح در واقع، حقیقتِ ولایت فقیه را گفته است. با تمام سفاهت و خباثتی که دارد، ولایت فقیه را به شکلی عریان در سخنانش نشان می‌دهد و زشتی و شناعت آن را آشکار می‌سازد. ولایت فقیه، دقیقاً همین است که مصباح می‌گوید.

اصل و اساسِ ولایت فقیه این است: استبداد مطلق و تعطیل عقل؛ بردگی و تسلیم شدن در برابر سلطان. ولایت فقیه از انسانی که باید محق، مختار و آزاد باشد، موجودی مکلف، مجبور و برده می‌سازد. ولی فقیه از ما اطاعت و بردگی می‌خواهد و بس. استبداد مطلق، ذاتِ ولایت فقیه است و ضدیت با انسان، ضدیت با آزادی و عدالت، پیامد و نتیجه‌ی ناگزیر آن. هیچ جان و توانی هم نمی‌ماند برای آزادی‌خواهان و عدالت‌طلبان تحت چنین ولایت و سلطنتی. البته، باید خدا را شکر کرد که نظریه ولایت فقیه به طور کامل هم در جامعه ما، پیاده و اجرا نشده که اگر شده بود، وضعیت ما بسیار بدتر و فجیع‌تر از چیزی بود که امروز هست. با این حال، ولایت فقیه زشتی‌های خودش را نشان داده است.

در ذیل چنین نظامی، رسیدن به دموکراسی و عدالت و آزادی، واقعاً آرزوی محال است. مگر اینکه، ولایت فقیه یا از میان برود یا ناتوان و بی‌خاصیت شود.

2️⃣حسن رحیم پور ازغدی در جایی میگوید: “اسلام به قدری با مسئله رابطه دختر و پسر باز برخورد کرده که می‌گوید حتی دختر و پسر دبستانی هم می‌توانند با هم ازدواج کنند. اصلا حد سنی ندارد؛ نه از این طرف نه از آن طرف”.

حقیقتاً شرم‌آور است که چنین باورها و اعتقاداتی در جامعه ما وجود دارد و عده‌ای می‌کوشند پدیده‌های زشت و خطرناکی مثل «کودک همسری» را، توجیه کنند و بدتر از آن، این سخنان و اقوال حامیانی هم دارد. در واقع آقای ازغدی، کودک همسری و ازدواج کودکان را، به لحاظ اسلامی و شرعی، توجیه کرده است. می‌گوید اسلام چنین حکمی را روا و مجاز می‌داند و از آن نتیجه می‌گیرد روایی کودک همسری را. مشکل در همین نتیجه‌گیری است. با چنین منطقِ بی‌منطقی، برده‌داری و نابرابری‌های جنسیتی و عقیدتی و قتل مرتد و هر خشونت و تبعیض دیگری را که شریعت اسلام روا و مجاز داشته است، می‌توان توجیه کرد.

مشکل دقیقاً کجاست؟ مشکل در فقه‌زدگی است، در شریعت‌زدگی است. مشکل در اسلامِ فقاهتی و شریعت‌زده‌ای است که بر ما حاکم و غالب شده است. دینی که فقط و فقط، به فقه‌اش چسبیده است و انگار جز فقه چیزی ندارد(و واقعاً هم ندارد!) و رسالت خود را، اعمال و اجرای تمام و کمال شریعت می‌داند؛ شریعتی که الهی و آسمانی و مقدس و ثابت و مطلق است و الزام‌آور. مشکل در اسلامِ حداکثری و متکبری است که پشتیبان و حامی جمهوری اسلامی است. اسلامی که همه‌جا باید دخالت کند و در سیاست و اخلاق و حقوق و قانون و علم و اقتصاد باید اتوریته و ولایت داشته باشد و همه‌چیز را اسلامی کند. آقای ازغدی هم دقیقاً همین اسلام را در این سالها، تقویت و تبلیغ کرده است. حکومت از همین اسلام می‌خواهد مشروعیت خودش را بگیرد. اسلام فقاهتی و شریعت‌زده، اسلام حداکثری و متکبر، اجازه نفس کشیدن به حقوق بشر و دموکراسی و آزادی و عدالت را نمی‌دهد، نمی‌گذارد ارزش‌های دموکراتیک و لیبرال در جامعه رشد کنند و قاتل اخلاق انسانی است. در بهترین حالت، جمهوری اسلامی نتیجه‌اش است و در بدترین (و واقعی‌ترین) حالت داعش. پس، باید به سراغ‌اش برویم، باید برای برافکندن‌اش فکری کنیم؛ بیش از این نباید اجازه دهیم زندگی ما را ویران کند. با چه سلاحی؟ با سلاحِ مدرنیسم، با سلاحِ عقلانیت و اخلاق مدنی، با سلاحِ حقوق بشر و سکولاریسم. هرچه مدرنیته، عقلانیت و اخلاق مدنی، حقوق بشر و سکولاریسم، در فرهنگ ما نهادینه شود و بیشتر رشد کند، اسلامِ حداکثری و شریعت‌زده هم به مرگ خود نزدیکتر می‌شود.

تکلیف مسلمانانِ معاصر در این میان چیست؟ تکلیف‌شان، دنبال کردن پروژه‌ی رفرمِ جدی و عمیق و بنیادینِ دینی است؛ بهترین شکل‌اش را هم می‌توان در آرای روشنفکران دینی دید. رفرم دینی، پیامد و نتیجه‌ی مبارک‌اش، عبور کامل از اسلامِ فقاهتی، سنتی، شریعت‌زده‎ و حداکثری است و پیدایش و ظهور یک اسلامِ بهداشتی، انسانی و حداقلی. نامسلمانان هم، باید به مسلمانانِ رفرمیست‌ کمک کنند و از رفرم دینی در جهان اسلامی حمایت و پشتیبانی کنند.

(ادامه دارد)


نقدآگین
را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
📕چرا دموکراسی از روی کفن داعش می‌گذرد؟

(حق عزل مسالمت‌آمیز وجه ممیز دیکتاتوری با دموکراسی)
(۲/۳)
✍️
#رضا_زمان

3️⃣جامعه باز و آزاد، مؤلفه‌ها و عناصری دارد که بدون آنها نمی‌تواند تحقق یابد و پایدار بماند. آزادی فردی، حقوق اساسی، برابری حقوقی در برابر آن قانون، کثرت‌اندیشی، کنترل و نظارت بر دولت، از مفاهیم و ارزش‌های مهم و اساسی‌ای هستند که جامعه باز و مدنی بر آنها بنا می‌شود. یعنی در این جامعه، افراد و اشخاص از آزادی‌های اساسی، از آزادی بیان و عقیده تا آزادی لذت، بهره‌مند می‌شوند و برای هر شهروند در مقام انسانی محق، حقوق مشخصی تعریف می‌شود. افراد در برابر قانون برابر و یکسان‌اند و کسی از این لحاظ بر دیگری برتری ندارد. جامعه مدنی، متکثر و متنوع است و کثرت و تنوع آموزه‌ها و باورها، به رسمیت شمرده می‌شود. در این جامعه، امکان و آزادی نظارت بر حکومت و کنترل رفتار آن از طریق نهادهای دموکراتیک وجود دارد. در حقیقت عدالت، به‌مثابه رعایت حق و رفع تبعیض، تنها در جامعه باز و آزاد ممکن خواهد بود.

برای رسیدن به جامعه باز، باید این عناصر را پذیرفت. باید بر روی ترویج و تقویت گفتمانی تلاش کرد که این مفاهیم را درون خود داشته باشد. یعنی گفتمان دموکراتیک؛ گفتمانی که بر آزادی فردی و حقوق مدنی و برابری حقوقی و کثرت‌گرایی و نظارت بر دولت و رضایت مردم، تکیه دارد. باید بر روی تک‌تک این ارزش‌های مدنی و مدرن، حساس باشیم، باید آنها را بشناسیم و در جامعه نهادینه کنیم. این یک حساسیت معقول و درست است، نتیجه‌اش ایستادگی در برابر هر ایدئولوژی و اندیشه‌ای است که به ارزش‌های مدنی حمله می‌کنند، با تحقیر حق و کوبیدن آزادی و تمسخر برابری مدنی و نفی کثرت و کنترل‌ناپذیر کردن دولت، می‌کوشند گفتمان دموکراتیک را تضعیف کنند و نیرو و قوت را از آن بگیرند. این ایستادگی یعنی نقد بنیادین، یعنی نشان دادن سستی و ضعف و خطر و سیاهی آن ایدئولوژی‌ها و تیشه زدن بر ریشه اعتقادات ضددموکراتیک.

از این حیث، بیزاری و برائت ما از فردید و فردیدها، از مصباح و مصباح‌ها، ضروری و عقلانی است. این اشخاص، نقش‌شان ضدیت با دموکراسی و ترویج جریان‌های‌ آزادی‌ستیز و ایدئولوژی‌های حق‌گریز در کشور بوده است. اینان با تاریک‌اندیشی خود، حافظ و پاسدار جامعه بسته و استبدادی‌اند که در آن ولایت و اطاعت و تکلیف و یکدستی جایی برای آزادی و حق و برابری و کثرت و نظارت نمی‌گذارند. جامعه باز و آزاد، باید از دشمنان آزادی و حق و ستایشگران استبداد و خفقان، بیزار و متنفر باشند. این بیزاری و نفرت، ناشی از همان حساسیت و از جنس ایستادگی است. فاشیست‌جماعت باید در جامعه باز، منزوی و تنها و پنهان باشند.

4️⃣پوپر به ما یاد داد که دموکراسی، نه به معنای حاکمیت مردم است، نه حاکمیت اکثریت. حکومت مردم یا اکثریت، باطل‌نمای دموکراسی است؛ مردم یا اکثریت هیچ وقت حکومت نکرده‌اند. مبنا و معیار دیگری نیاز است. آنچه دموکراسی را دموکراسی می‌کند، توانایی و حقِ عزلِ حاکمان است از سوی مردم، بدون خونریزی و براندازی. آنچه دیکتاتوری را دیکتاتوری می‌کند، بی‌نصیب ماندن مردم از این توان و حق است مگر با انقلاب و سرنگونی. دموکراسی این سؤال افلاطونی را که «چه‌کس باید حکومت کند؟»، کنار می‌زند و به جای آن می‌پرسد «چگونه باید حکومت کرد؟». چنان باید حکومت کرد که شرورترین و رذل‌ترین حاکم را بتوان پایین آورد. اگر این درس مهم و اساسی پوپر را بسط دهیم، می‌توانیم بگوییم حکومت دموکراتیک، نهادها و قوانین و دستگاه‌هایی دارد که از این توان و حق مردمی حمایت می‌کنند.

بر این اساس، خطاست اگر دموکراسی را به مجلس و رای و چیزهایی از این جنس، تقلیل دهیم. صندوق رای و پارلمان، دموکراسی را تضمین نمی‌کنند. مقصود این نیست که دموکراسی بدون رای گرفتن از مردم، ممکن است بلکه هر رای گرفتنی، به معنای اجرای دموکراسی نیست. البته که انتخابات ابزار لازم و ضروری است، اما این وسیله باید در خدمت غایتِ دموکراسی باشد؛ حقیقت انتخاباتِ دموکراسی عزل است نه نصب. برای دموکراسی شدن، به دستگاه و نظامی حاجت است که از حق و حقوق مردمان، و در ذیل آن حقِ عزل، پشتیبانی کند.

(ادامه دارد)


نقدآگین
را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
📕بازخوانی ماجرای آذر ۶۳ از زبان بازمانده‌ی شهدای خیبر

🌐برشی‌هایی از مصاحبه را در کانال نقدآگین، و متن کامل این مصاحبه را در تلگراف (قسمت اول| قسمت دوم) بخوانید.

زمان تقریبی مطالعه: ۴۰ دقیقه

📘مدیا و مقاله‌ی مرتبط:
▪️مستند کودتای خزنده
▪️صوت کامل جلسه‌ی آذر ۶۳
▪️'کودتای خزنده'، دستکاری منابع حکومتی ایران در فایل آذر ۶۳

#مصاحبه #مستند_جنگ
#داوود_کریمی #حسن_باقری #محمد_بروجردی #حسن_بهمنی #کاظم_رستگار
#مدیریت_کرونا_تکرار_جنایات_فرماندهی_جنگ #جنگ_قدرت_یا_دفاع_مقدس؟
#مصباح_یزدی #محسن_رضایی #رحیم_صفوی #علی_شمخانی #علی_خامنه‌ای #محسن_رفیقدوست #کودتای_خزنده


نقدآگین
را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
نقدآگین
@Naqdagin – آخوندیسم؛ چهاردهم
آخوندیسم؛ پانزدهم
@Naqdagin
🎧#آخوندیسم: ریشه‌های مداخلات صنف آخوند در جامعهٔ انسانی؛ جلسهٔ پانزدهم

🎤 #محمد_رضوانی

🔻معنای دقیق ولایت چیست؟ و مولوی چه کسانی را ولی خود می‌دانست؟

🔻نگاه #کانت به سیستم خلقت و نقش خدا در آن چیست؟ و آیا در این نگاه نبوت ضرورتی دارد؟

🔻تشریح و نقد برهان‌ عدالت در ضرورت نبوت

🔻حتا اگر معاد بتواند اثبات شود (که نمی‌تواند بشود)، معاد قابل اثبات آن معادی نیست که مثلا در قرآن آمده است.

🔻نقد نظریهٔ ملاصدرا در اثبات معاد و بیان محی‌الدین عربی و #دینانی

🔻تشریح و نقد برهان‌ حکمت الاهی در ضرورت نبوت (ایدهٔ #مصباح_یزدی)

🔻ملایان می‌گویند قرآن بی‌غلط است و معجزهٔ صرف و نحوی است؛ درحالی که متخصصان ادبیات عرب تعداد زیادی غلط صرف و نحوی از قرآن گرفته‌اند. (کمال حیدری از اشکالات متعدد صرف و نحوی قرآن می‌گوید)

🔻تشریح و نقد برهان‌ عدم كفايت عقل در ضرورت نبوت

🔻تشریح و نقد برهان‌ #قاعده_لطف در ضرورت نبوت


#نقد_اسلام #نقد_قرآن #فلسفیدن



🌾@Naqdagin
نقدآگین
🎬 #زیدآبادی و هزینه‌هایش در راه آزادی در قدم سی‌ و هفتم #پادکست_نقدآگین، به بازخوانیِ دومین یادداشت از علیرضا موثق در واکنش به سخنان #احمد_زیدآبادی پیرامون #آرامش_دوستدار می‌پردازیم که برخی مواضعِ این فعال ملی-مذهبی پیرامون حسین بن علی، محمد‌ بن عبدالله و…
📘خریدن فحش برای خامنه‌ای «ولایت‌مداری» نیست
(۳/۳)
✍🏻 #حسین_قدیانی

🍂 کاش اقلاً بنا به ادعای «حفظ نظام اوجب واجبات است» یا به مدعای «لزوم وحدت کلمه بین مردم»، به این نتیجه برسند که این جریمه‌ها و این قوانین و این ماده و تبصره‌ها، از قضا عمر همان حکومتی را کوتاه می‌کند که قرار است مهم‌تر از جان معصوم باشد. عجبا که نظام در موضوع حجاب شکست خورده و هم‌چنان دوست دارد در این زمین شکست‌خورده، بازی کند.

🍂 نه! کربلای چهارِ ۱۴۰۱ به هیچ کربلای پنجی در سال ۱۴۰۳ منجر نمی‌شود؛ چرا که جامعه بیش از این کشش افکار مصباح را ندارد. این‌جا مصباح نه لزوماً یک شخص، بل‌که یک نماد است؛ نمادی که حتی همه‌ی انقلابی‌ها را هم نمایندگی نمی‌کند، اما نظام می‌خواهد آن را به بخش‌نامه‌ای برای کل ملت تبدیل کند.

🍂 جمهوری اسلامی حتماً مصباح می‌خواهد، ولی فقط مصباح نمی‌خواهد. واقعیت آن است که بخش ایدئولوژیک نظام دارد مصباح بالا می‌آورد و این‌جاست که دیگر هیچ آدم عاقلی نمی‌تواند از مصباح، شگردهایش و شاگردهایش، دفاع کند. روزی جامعه کشش ادامه‌ی جنگ نداشت و قطع‌نامه پذیرفته شد و امروز هم دیگر بیش از این کشش این همه مصباح‌زدگی را در حاکمیت ندارد...

🍂 به اعتراضات ۷۸ برگردیم. ده سال بیاییم جلو و ۸۸ را بازبینی کنیم. دی ۹۶ و آبان نود و هشت را ببینیم. پاییز مهسا را بازخوانی کنیم. آیا جز این است که هر چه حجم مصباحیسم در قوه‌ی تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری نظام بیش‌تر شده، شعارهای اعتراضی، نه فقط رادیکال‌تر شده که اعتراض به اعتراض بیش‌تر شخص ره‌بر را هدف گرفته‌ند؟

🍂 این‌جاست که من مدعی هستم مصباح در هیچ کدام از پروژه‌های حاکمیتی خود، هیچ آورده‌ای برای نظام نداشت. حد مصباح در سیاست‌ورزی و اثرگذاری حاکمیتی همان سخن‌رانی‌های پیش از خطبه بود که اگر قرار است نمایندگان مجلس ششم از این طرف ترمز ببرند، تو بگذار یکی مثل مصباح هم از آن طرف ماجرا به مسئله بپردازد؛ که اطلاعات در نقد مصباح متن بنویسد و کیهان از در مدح وارد شود.

🍂 جای افکار مصباح نه حتی در همه‌ی صفحات روزنامه‌ی کیهان، که فقط در همه‌ی صفحات هفته‌نامه‌هایی مثل پرتو و نهم دی است. جای مصباح در رسانه‌ی ملی نیست. رسانه‌ی ملی حتی جای مطهری و بهشتی و شریعتی هم نیست. رسانه‌ی ملی جای برنامه‌ی کتاب‌باز است والا اسراف در مصرف ایدئولوژی، دقیقاً به ضد آن عمل می‌کند. وضع جبهه‌ی انقلاب حتماً قبل از تأسیس شبکه‌ی افق به‌تر بود...

🍂 علی لاریجانی اقلاً در ظاهر انقلابی‌تر از جبلی و برادران جلیلی به نظر نمی‌رسد، ولی سال ۷۸ سیمای لاریجانی «سیمای لاریجانی» بسیار از معترضین فحش خورد و سال ۱۴۰۱ «سیمای مصباح» هر چه بیش‌تر در تمجید از روح‌الله و آرمان سخن گفت، مردم فحش بیش‌تری به رأس نظام دادند و این عاقبت همان بی‌توجهی به هشدار شهید بهشتی است؛ این‌که «اتمام حجتی‌ها» در گذر از شریعتی، برای همه‌ی ملت «اتمام حجت» کنند. «ما از همه عمارتریم» به تولید انبوه عمار برای علی ختم نمی‌شود، دعوا را می‌کشاند بین خود عمارها؛ به حال و روز امروز جبهه‌ی انقلاب...

🍂 نامادری عادی برخورد می‌کند. نامادری آنرمال نیست. نامادری با عشق بی‌گانه است. نامادری به حجاب فکر می‌کند، و مادر به حکومتی که چمران فقط یکی از شهدایش بود. نامادری به این فکر می‌کند که چطور نظام را بیش‌تر تیغ بزند، بل‌که بتواند حال چهار تا بی‌حجاب دیگر را هم بگیرد و مادر غصه‌ی انقلابی را می‌خورد که در ویترینش طالقانی بود و مصباح نبود. بازرگان بود و مصباح نبود. هاشمی و خامنه‌ای بودند و مصباح نبود، و مصباح حتی در جبهه هم نبود!

🍂 آیا گناه است که خامنه‌ای را بیش‌تر از حجاب و محجبه‌ها دوست داشته‌باشیم؟ آیا گناه است که نخواهیم سیاست را از همان کانال مصباحیست‌ها رصد کنیم؟ آیا گناه است که از همین الان، چند ماه بعد را ببینیم که باز هم از هر دو طیف ماجرا دارند در خیابان‌ها به سر و کله‌ی هم می‌پرند و یقه‌ی هم‌دیگر را می‌درند؟ آیا گناه است از نظام بخواهیم بر اساس همان ویترین دوران نهضت حرکت کند و این همه بی‌خود مصباح و مصباحیست‌ها را باد نکند؟ به راستی چه سودی داشت شگردها و شاگردهای مصباح برای ولایت؟ برای مقاومت چه سودی داشت؟

🍂 دو ماه است همه‌ی وقت کشور را گرفته‌ایم سر قانونی که با هیچ کدام از آثار مطهری و بهشتی هم‌خوانی ندارد و آن‌که نامادری است، عین خیالش نیست، ولی پس‌فردا تقاص قانون مجلس را آیا مصباح می‌پردازد یا شخص خامنه‌ای؟


▪️▪️▪️
حسین قدیانی از بسیجیان و اصولگرایانی‌ست که نامش با توهین به مقامات سیاسی اصلاح‌طلب پیوند خورده‌است. او فرزند شهید اکبر قدیانی است و در بین محافل حزب‌اللهی هواداران زیادی دارد. قدیانی اخیرا به منتقد حکومت تبدیل شده و فساد و رانتخواری و استبداد مقامات نظام را مورد حمله قرار می‌دهد. وی اخیرا نوشته‌بود (ادامه: اینجا)
.


#حکومت_اسلامی #مصباح_یزدی #آینه_تاریخ


🌾 @Naqdagin