نقدآگین
12.2K subscribers
3.92K photos
3.51K videos
93 files
9.22K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
⬛️ زن از چشم الله

(پیرامون
مستند «پریود»)

✍️ #بهرام_بسطامی

(۱/۲)
نمی‌دانم آیا واقعا آخوند، مداح و بسيجی‌ای هست که با دیدن نظیر این‌ رنج‌ها، خصوصا نسبت به زنان عشایر ایران که مولدترین‌ها اعضای جامعه هستند، آن هم در سال ۲۰۲۱ میلادی و ۱۴۰۰ هجری-شمسی و بعد ۴۳ سال از انقلاب و قدرت‌گیری آخوندها، دچار سرگیجه شدید و حالت عذاب وجدان و گریه شود؟ به‌گونه‌ای که کل افسانهٔ مبتنی بر دروغ‌ها و تناقض‌های بزرگ و متعدد به‌اصطلاح رایج غلط «قیام حسین» از یادش برود و با خدای خود عهد و نذر کند تا بدین زنده‌ها و رنج‌های مستهلک‌کننده و عبثشان نرسد، مراسم عزاداری پوچ‌شده و کارناوالی‌شده را تعطیل کند؟ آخر آدم سالم روانی برای مردگان هزار و خورده‌ای سال قبل، که اکنون در بهشت حوریان و غلمان‌های قرآن در شادی مطلق‌اند، که تازه معلوم نیست چند درصد از این افسانه‌سرایی‌های شاخ‌دار هم راست باشد، گریه می‌کند، قمه می‌زند، گل‌مالی می‌کند، بر سر و سینه‌اش با هیجان می‌زند، پول و زمان و انرژی خرج می‌کند، ولی برای انسان‌های زنده و گوشت و پوست و استخوان‌دار هموطن و خانواده‌ و همسایه‌اش که اسیر انواع رنج‌های قابل جلوگیری‌اند، هیچ‌کدام از این‌ها را نمی‌کند و بی‌تفاوت، و مثل اینکه مرده‌اند و بلکه اصلا در جهان نبوده و نیستند، از کنارشان می‌گذرد و به زیست روزمرهٔ خود می‌پردازد؟

نمی‌دانم آیا الله جز حمایت یک‌سویه در دعواهای محمد و یاری در فزودن حرم‌سرایش و سرکوب خواست‌ها و مطالبات زنانش و بدگویی و تهدیدشان، و سپس نمایش زنان در معراج بدو، که اکثر اهل جهنم‌ را تشكيل می‌دهند و الله ارحم‌الراحمین(!) و عادل(!) از همه جایشان آویزانشان کرده(!)، نمی‌توانست میان چند هزار آیه با ربط و بی‌ربط به زندگی، چند آیه از حقوق اولیه زنان و برخورد درست و معقول در مشکلات طبیعی حاصل از خلقت حکیمانه‌اش، به طور دقیق و صریح بگوید؟

◾️به جای امر به کتک زدنشان، نمی‌توانست آیه‌ای بیاورد که در اختلافات شما مردان کوتاه بیایید و چون زور بیشتری دارید حرمت زنان را به هیچ‌وجهی نشکنید و سؤاستفاده از توانایی‌هایتان نکنید؛ زنان مزارع و املاک شما نیستند (آیه ۲۲۳ بقره زنان را تا حد کشتزار مردان فرومی‌کاهد)؛ انسان‌های آزاد و برابر با شمایگان‌اند و هیچ انسانی ملک دیگری نیست؟
◾️و قرار نیست مثل موش و خرگوش، در هر سطح شعور و توان زیستی که هستید، بچه بکارید، آن هم هر چقدر شد و توان بدنی داشتید، و هر چه بیشتر بهتر(!) چرا که امت محمد گسترده‌تر از نظر عدد شود، گناهانتان ریخته می‌شود ولو کیفیت امت محمد از نوع مصرف‌کنندهٔ صرف خاورمیانه‌ای و در جنگی هزار ساله‌ برای هیچ و پوچ عقاید باشد!
◾️یا آیه‌ای بفرستد که رابطه با دیگری و حتا سکس را، رابطه‌ای انسانی‌تر و زیبا‌شناسانه‌تر بکنید؛ ناسلامتی شما آدمید(!) که ملائک از سر مأموری و معذوری و وحشت از من، بر شما سجده کردند!
◾️آیا نمی‌توانست به موارد متعدد تعرض فیزیکی، زبانی، حقوقی و عاطفی مردان به حقوق زنان اشاره کند، و بگوید در جاهایی که زن مورد تعرض قرار گرفته، همانطور که برای حق مردان آیه نازل کرده و تا امر به تحریم و کتک زدن هم پیش رفته، آیاتی را نازل کند که نشان دهد نویسندگان قرآن یکسری مرد بادیه‌نشین پایین‌تنه‌پرست عرب نبوده‌اند، بلکه خدای بی‌جنسیت بوده که هوای هر دو سو، خصوصا بخش مورد ستم تاریخی را بیشتر داشته؟

این حکومت که هوای سوخت‌، لباس و مسکن مزدورانش چون نصرالله، حوثی‌ها و حماس را دارد، آیا بعد ۴۰ سال بلعیدن از سفره، نمی‌تواند یک مرکز بهداشتی در هر جا که ایرانیان ساکنن‌اند بزند و نوار بهداشتی و سایر اقلام مورد نیاز زنان و مردان را (خصوصا در مناطق محروم) به دستشان بطور رایگان برساند و آموزش‌های لازم را بدهد؟مگر چقدر بودجه می‌برد و سفره‌های چرب آقایان مجلس و دولت با حقوق‌های چند ده‌میلیونی و پاداش بازنشستگی چند صد میلیونی را تنگ می‌کند؟ آیا در سختی و هزینه، معادل فتح ماه و پرتاب همهٔ ایرانیان به قله‌های معنویت و آدمیت مد نظر اسلام است؟

یا حوزه‌های علمیه که به هر ده‌کوره‌ای ملایی می‌فرستند، نمی‌توانند به طلاب و زنانشان، یکسری آموزش‌های اساسی مربوط به مسائل اساسی و روزمرۀ زنان و مردان را هم بياموزند و بخواهند که در تبلیغ‌هایشان حداقل هر سال چند روز را به این آموزش‌ها اختصاص دهند تا خمس و پول نفت و بودجه اختصاصی‌شان درصدی حلال‌شان شود؟

سند ۲۰۳۰ که که جهانیان پذیرفته‌اند، برای رشد هم‌جنسگرایی و فحشا و...است(!)، مثل واکسن فایزر و مدرنا که برای گذاشتن جی‌پی‌اس و جاسوسی از ۸۰ میلیون ایرانی بوده(!)، خب حداقل به این همه طلبه که از مردم ارتزاق می‌کنند، یکسری آموزش‌های حداقلی مربوط به امور طبیعی زنان و مردان را بدهید تا مردم از این همه خرافات، خودسرکوبی و ترس‌های بیهوده و مخرب رها شوند.

(ادامه دارد)

➖➖➖
✅ نقدآگین
را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام

🌾@Naqdagin
⬛️ زن از چشم الله

(پیرامون
مستند «پریود»)

✍️ #بهرام_بسطامی

(۲/۲)
یعنی اگر صد در رحمت جهان مدرن را به مردم خود می‌بندید، یک اپسیلون خلاقیت در بروزرسانی آموزش‌های همین آخوندها هم برایتان ممکن نیست؟ و مکرر باید در مغز مردم داده‌های بیهوده و نامعتبر تاريخی بریزید و بعد که زندگی‌شان را با ندادن داده‌های بدرد بخور و سعادت‌بخش، به جهنم رنج‌های بی‌دلیل تبدیل کردید، بیش از یک ماه سال به اسم داستان اسطوره‌ای تشنگی حسین و ضربت خوردن فاطمه از عمر و...، بگریانیدشان با نوحه‌های سر تا پا دروغ مخلوط با آهنگ‌های غربی؟ و انواع خودزنی (که حتا محمد و امامان نیز نهی شدید کرده‌اند) را امری اخلاقی و ثواب‌‌مند و فریضه و واجب مهم الاهی نشان دهید و تخلیه‌ روحی و مالی‌شان کنید، و به همین چرخهٔ جهنمی و کور ادامه بدهید؟ فکر می‌کنید این چرخهٔ جهنمی را کمی بهبود نبخشیدن و انسانی‌تر نکردن، در قرن ۲۱ مثل بومرنگ به خودتان بازنمی‌گردد و به زودی سفرۀ بلعيدن به اسم ابا عبدالله و نظام را برای همیشه از زیر پایتان نمی‌کشد؟ من که عاقبت نه چندان دورتان را چنین چندان خوش نمی‌بینم بنا به سیر امور جهان کنونی؛ حال خود دانید.

در انتها، آیاتی نورانی از سورهٔ بقره، از کتابی که تنها معجزۀ باقی در دست بشر است، و شق‌القمری که خود خود الله بر قلب پیامبرش با واسطه یک مرد خوش‌سیمای اصالتا یمنی‌ به نام جبرئیل در آسمان، و دحی کلبی در زمین (که کار تمام مسلمین مدینه دید زدن مداوم این مرد خوشکل یمنی و فرشته وحی بود!) انزال کرده را نقل قول می‌کنم تا دید عمیقا تناسلی، مردانه و داعشی-طالبانی الله به رابطهٔ ذو-وجوه زن و مرد را مستند کنم، تا ببینیم اگر امروز مشکل اول کشور نه واکسیناسیون کرونا و دادگاهی کردن کشتار عمدی بیشتر از صد هزار ایرانی به خاطر ممنوعیت واردات واکسن، بلکه موی زنان است یا بستن فضای مجازی فتنه‌انگیز و...و طالبان و داعش هم مشکل اولش همین امور است، از چه روست؟

یا چرا زن در چشم الله و عبادش، فقط از وجه سکس، مفعولیت و فرزندآوری شناخته می‌شود، و نه فاعلیت، انتخاب آزاد، استقلال و انسان بودن؟ و وجوه متعدد احساسی، زیباشناختی، خردمندی و دوستی‌ برابر‌ بودن، جهت رشد متقابل مرد نادیده انگاشته می‌شود؟ یا چرا الله وقتی صحبت حیض می‌شود فقط به مسألۀ دخول و افزايش عدد مجاهدان شهادت‌طلب اسلام فکر می‌کند و هیچ چیز دیگری به مغزش که دیتای مطلق عالم در آن است نمی‌رسد؛ مثل کاستن همین رنج‌های روانی حاصل از خرافات گستردهٔ جهان سنت چون نجس‌بینی و حرمت زن برای ورود به اماکن مذهبی، یا درست کردن غذا؟ یا چرا محبت بیشتر در این دوران و بوسه، نوازش و کمک کردن بیشتر در كارهای منزل به همسر را تشویق نمی‌کند و از اجر عظیمش نمی‌گوید؟ واقعا فقط از مجرای خواست آلت مردانه آیه نازل کردن، معجزه‌ای‌ست که در توان احدی نیست؟ مردان را چنین تحقیر کردن که حیوانی ۳ پا هستند که فقط به، و با پاهای خود فکر می‌کنند، تحقیر مردان نیز نیست؟ زن در چنین دورانی نیازهای مختلفش بیشتر نمی‌شود؟ توجه دادن به این نیازها هیچ ضرورتی نداشته و لزومی به تذکر به مردان نبوده است و ارزش و ضرورتش از صدها آیهٔ قرآن کنونی بالاتر نبوده؟

بنگریم که بنا به کدام دید قرآنی، گزینش-تفتیش عقیدتی در ادارات شکل گرفته (در عین ادعای گزاف لااکراه فی‌الدین، یا لکم دینکم و لی دین)، و به جای توجه دادن مؤمنین به وجوه مختلف اخلاقی و خانوادگی و هنر زندگی شریک زندگی، صرفا عقیده طرح شده، و یک زن-مرد غیرمسلمان که مثلا باور به قطع دست و پا، و شلاق زدن شراب‌نوش و سنگسار و کشتن مرتد، و نجس دیدن دیگرباوران و ضرورت شکنجهٔ ابدی ترک‌کنندگان اسلام و...ندارد، در هر صورت پست‌تر و جهنم‌سازتر از یک زن-مرد مسلمان، ولو برده دانسته شده‌:

«و زنان مشرک را به همسری مگیرید تا ایمان بیاورند، و البته کنیزی با ایمان از زنی آزاد و مشرک بهتر است هر چند او شما را خوش آید؛ و به مردان مشرک زن ندهید تا ایمان بیاورند، و حتما برده‌ای باایمان از مردی آزاد و مشرک بهتر است هر چند او شما را خوش آید؛ آنها به سوی آتش می خوانند و خداوند به توفیق خود به سوی بهشت و آمرزش می خواند و آیات خود را برای مردم بیان می کند، شاید متذکر شوند. (۲۲۱). و از تو درباره عادت زنانه می پرسند، بگو: آن نوعی آزار و ناراحتی است. پس از آمیزش با زنان در زمان عادت کناره‌گیری نمایید و تا پاک نشوند به آنها نزدیک نشوید و چون پاک شدند از همانجا که الله دستور داده (الله دستور داده از هر جا خواستید) با آنان آمیزش نمایید، همانا خداوند کسانی را که زود و زیاد توبه می‌کنند و کسانی را که کوشا در پاکی‌اند دوست دارد (۲۲۲). زنان شما کشتزار شمایند، پس از هر سو و هر وقت که خواستید به کشتزار خود درآیید و برای خودتان پیش فرستید و از خدا پروا کنید و بدانید که او را ملاقات خواهید کرد و مؤمنان را مژده بده!» (۲۲۳).

➖➖➖


🌾@Naqdagin
پیرامونِ پرچانگی‌های فتنه‌انگیز و سکوت‌های شربرانگیزِ اللهِ اهلِ تبعیض

بازخوانی انتقادی یادداشت «قرآن، پر از سکوت خداست» به قلم حسین پورفرج

به قلم #بهرام_بسطامی، در چهار بخش:

از متن: واقعا پورفرج بعد از بررسیِ جدی مباحث متعددی که مطرح نشده (سوای مباحثی چون فیزیک و معماری و.. که تنها برخی ابلهانِ درون حوزه‌های علمیه باور دارند در قرآن باید باشد و هست)، به این رسیده است که قطعا لزومی برای طرح آن مباحث (در مقایسه با سرتیترهایی که در قرآن جملات متعددی را به خود اختصاص داده) نبوده است؟
یا چون باور به اراده احسنِ الله داشته، عدم طرح مباحثی به ظاهر لازم، و طرح مباحثی به ظاهر زائد و حاشیه‌ای را، مثل عمومِ مومنان، به امرِ مبهمی چون «حکمت بالغه الهی» عودت می‌دهد؟
در واقع چون مخاطب نوشتارش مومنانی از آن سوی طیف هستند، تنها می‌کوشد نقدهایِ بسیارِ وارد بر کتاب در زمانه‌ی مدرن را با اصطلاح «سکوت عمدی خدا»، به نحوی رفع شبهه نماید و مومنان را به همراهی با ارزش‌های مدرن همراهِ حفظِ باورها بخواند؟ یعنی همانی که به نحوی روشنفکرانِ دینی بدان مشغولند؟

بگذارید برای وضوح بیشتر و با مثال واردِ سنجش مدعیات پورفرج شویم:

آیا وقتی الله درباره آزادی در دخول و سکس با زنان (کشت‌زارِ مردان) صحبت می‌کند، عدمِ "اعتماد به عقول انسانی" دارد؟ و باید سکوتِ ملیاردها ساله خود را بشکند؟ یعنی آنوقت که می‌گفت: "زنان شما کشتزار شمایند از هر طرف [۱] [۲] و هر زمان که خواستید به کشتزار خود درآئید" به این می‌اندیشید که اگر این جمله‌ی طلاییِ تاریخ را نگوید:

۱) ای بسا مردان از روشِ سکسِ مقعدی وارد کشتزار و محلّ بذرافشانی (ترجمه آیت الله مکارم) وارد نمی‌شدند؟

۲) آنگاه ممکن بود، مردان توفیقی در لذات خاص مردانه بدست نمی‌آوردند؟

۳) اگر این آزادی داده نمی‌شد، ممکن بود زن در آن وضعیت به حالتی حیوانی و حقارت‌آمیز قرار نگیرد و از این بابت به انواعِ بیماری‌ها و فشارهای‌ جسمی و روانی دچار نشود؟ (برای نمونه ویدیوی پیوست را نگاه کنید)

۴) مردان زنان را به چشمِ چیزی بیش از محلّ کشت و کارِ مقدس می‌دیدند؟ مثلا جمالِ الاهی؟ یا انسانی آزاد و مستقل؟ یا یک شریک برابر در لذت و خوشی؟

۵) زنان برای خود فاعلیتی قائل می‌شدند و تصور می‌کردند نیازهای جنسی آن‌ها نیز نزد خالق طبیعت با نیازهای جنسی مردان یکسان دیده می‌شود؟ و زنان نیز به هر نحو و هر زمان خواستند می‌توانند با همسر خود رابطه برقرار کنند؟ و نظمِ و عدلِ مردانه کائنات به هم می‌خورد؟

اصل مطالب را در لینک‌های زیر بخوانید:

https://t.me/Tafakor_e_Enteghadi/5816

https://t.me/Tafakor_e_Enteghadi/5817

https://t.me/Tafakor_e_Enteghadi/5819

https://t.me/Tafakor_e_Enteghadi/5820


@HosseinPourfaraj
📚عقـل الله در ترازوی سعدی

(پرچانگی‌های فتنه‌انگیز و سکوت‌های شربرانگیزِ اللهِ اهلِ تبعیض)

بازخوانی انتقادی
«قرآن، پر از سکوت خداست»

✍️#بهرام_بسطامی
(۱/۴)

🔶 طرح بحث: درد حقیقت و پرسش‌مندی یا پاک کردن عجولانهٔ صورت مسأله؟
۱- حسین پورفرج عزیز یادداشت خود را چنین آغاز می‌کند:
◾️ «شاید یکی از مهمترین موضوعات قرآن‌پژوهی معاصر تحقیق بر روی "آموزه‌های مطرح‌نشده‌ی قرآن" باشد. بگذارید نام این مسئله را "سکوت عمدی خدا" بنامم. در قرآن مسائل فراوانی یا بیان نشده؛ و یا اگر بیان شده، در سطح یک تذکار باقی مانده. نمی‌باید بار اضافه بر دوش قرآن بنهیم و توقع هر اندیشه‌ای را از آن داشته باشیم».

پورفرج بنا به اینکه قرآن را سخن خود خدا می‌داند، به خدایی متشخص و انسان‌وار باورمند است؛ خداوندی که «اراده و قصد و هدف‌گذاری» دارد؛ اراده‌ای مبتنی بر «حکمت محض، علم مطلق و طرح قبلی خلقت».

از سویی او بدونِ بررسی گستردهٔ مسائلی که در قرآن طرح شده، و مسائلی که مسکوت باقی مانده، و سنجش بی طرفانهٔ وزن کیفی و کمی هر کدام، بلافاصله به مؤمنین توصیه می‌کند که «بر قرآن، بارِ اضافه نگذارند». به چه طریق؟ از طریق «توقع هر اندیشه‌ای را از آن داشتن».

اینجا نیز برای پورفرج مثل همه دیندارانِ آگاه شده به مباحثِ روشنفکری (در فلسفه، علم و اخلاق جدید)، هیچ گونه سوالِ جدی و حدشکنی، طرح نمی‌شود تا بتواند با طرح‌افکنی پرسش‌ها میان ناس، عشق به جستجوی حقیقت و اندیشیدن بنیادی‌تری را در آنان بیدار کند؛ چرا که در مذهب، نفس پرسش‌گری و پرسش‌های بنیادی، محترم و مقدس نیست؛ بلکه «جواب‌های جاودانه و نهایی» مطرح است؛ و مهم، «قرائت/خواندن و حفظ سریعتر جواب‌های مقدس» و «تقید به آن‌ها» در امتحان کوتاه زندگی، و رد شدن از پلِ صراط بعد از مرگ (یا به عبارت خودمانی‌تر، ترس مداوم و شدید از مرگ و بعد از مرگ و طمع به لذت نامحدود عشرتکدهٔ موعود)، است.

کمتر برای عامه و تئولوژی دینی، که به نوعی دستگاه نظم بخش عامه است، پرسش‌ و نقد، و انسان پرسش‌گر و ناقد، ارزشی درخور دارد. سوال و نقد، مرتب نادانی و هیچ بودنِ ما را یادآور می‌شود و مانع از روالِ روزمره و بدونِ اندیشه زندگی، و مانع از غرّه شدن به داشته‌هایِ (در ذهن) برتری-بخش ما می‌شود. اندیشه از ریشه «تشویش» است و همیشه «تشویشِ اذهان عمومی» توسطِ فدرت‌های جامعه نهی شده و با برچسب «شبهه» و «بر هم زنندهٔ امنیت/ایمان» مطرود شده است.

سوالِ متداولِ «چیه؟ تویِ فکری؟» بیان‌گر مطرود بودن اندوهی است که با هر اندیشه ای از سطح امورِ روزمره تا سطوحی عمیق‌تر همراه است؛ چرا که زندگی در هر سطحی از فکر، نسبتی با رنج و وضعیت ترازیک دارد؛ زندگی چیست مگر درکِ امکانات محدود، تضادها و مرگ هر دم نزدیک‌شونده و چسبیده به نفس‌نفس‌های آدمی‌؟ شگفتی‌ها و زیبایی‌های باشکوهش نیز، تنها با نگاه و اندیشه هر لحظه به مرگ و تراژدی‌های ناگزیر زندگی، و با هرس‌کردنِ دائمی هراس‌ها و امیال بیهوده، آشکار می‌شود.

اندیشه یعنی سوزاندنِ بیشتر انرژی برای یک گونه شدیدن تنبلِ ترسو (محافظه کار) از حیوانات زمین که می‌کوشد سخت از ذخایر محدودِ انرژیش محافظت کند. به همین خاطر، پرسش، نقد و خیال‌ورزی خلاقانه درباره امور، بیشتر به جن‌زدگی می‌ماند. فرد جن‌زده مثل عامه نمی‌تواند باشد، و از فرهنگ قبیله بناچار، خروج می‌کند و از همین رو، شاعران و مصلحین جامعه را بعضن به تهمتِ جنون و جن‌زدگی، و یا گاه به تهمتِ جادوگری می‌بستند. زنان آگاهی که در اروپای قرون وسطا، به اتهام جادوگری در آتش سوزانده‌شدند، بسیاری‌شان دقیقن به همین درد جان‌افزا دچار شدند.

انسان به درجه‌ای که جن‌زده و مجنون می‌شود، یعنی از روحِ جمعیِ (عادات، روزمرگی‌ها و جزمیات مورد شک واقع نشده) می‌رهد، صاحبِ روح، اهلِ حیرت‌، و عاشق می‌شود و اندوهِ جمعِ بزرگتری را می‌خورد و نتیجتن، پرسش‌های بیشتر و عمیق‌تری بر او پدیدار می‌شود.

اما گویی روالِ جامعه این است که هر بار یک جن‌زده را طرد کند و دشمنش شود، آنگاه او را بکشد؛ و بعد از مرگ، عاشق و مقلد او شود؛ و آنگاه از یک استثنا، یک سنت برای تقلید بسازد؛ از یک فرد که راه خود را در پرسش و جستجو و طغیان بر ارزش‌های وارونه جمع زمانه‌اش جست، یک جوابِ نهایی و زنجیرِ جذاب و نو برای بردگی و جماعت‌گرایی و تنهایی‌گریزی خویش بسازد.

این است که مثلن وقتی کتابی به نام قرآن و خانه‌ای به نام کعبه ساخته شد، کار عامه دورِ این دو چرخیدن شد. روزی دور بتانی به اسامی دیگر می‌چرخیدند، جن‌زده‌ای آمد تا آنان را از این کار بازدارد، در زمان حیاتش چندان نتوانست کاری بکند و وقتی مرد، آنان چشم‌بسته، به گردِ آثار او چرخیدند و این را حرکت از شرکِ جاهلیت به سوی توحیدِ دینداری دانستند؛ جابجا کردنِ اسامی بتان را مساوی رستن از بردگی و انسان شدن دانستند.

🌾@Naqdagin
📚عقـل الله در ترازوی سعدی

بازخوانی انتقادی
«قرآن، پر از سکوت خداست»

✍️#بهرام_بسطامی
(۲/۴)

قبل ظهور آن جن‌زده‌، پرسشی برای جامعه مطرح نبود؛ و بعد از مرگ او و جابجایی قبله به سوی مدفن و آثار او، باز هم پرسشی بنیادین برای جامعه مطرح نیست که با آن بزیید. سوال یعنی شک و تردید؛ و تردید و شک، یعنی اندوه و در وادی حیرت افتادن و از گله جا افتادن، و اسیرِ گرگان شدن! گرگانی که یا تو را می‌درند، یا اگر عاشقانه‌ برای حقیقت ایستادگی کنی، به جن‌زده‌ای دیگر در چشم جماعت مؤمن-برده بدل می‌کنند، هرچند جز به آنان و تغییرِ سرنوشت رنج‌بارشان نمی‌اندیشی و از این اندیشه کوهی از پرسش‌های مدام بر جانت فرود می‌آید.

با سؤال ماندن (و هیچ پاسخی را عجولانه نخواستن و نپذیرفتن) اما یکی از صعب‌ترین کارها است؛ زیرا ذهن بسیار مکّار و تنبل است و می‌تواند هر پاسخ اشتباهی را فراهم کند: می‌تواند به تو تسلا بدهد؛ می‌تواند چیزی به تو بدهد تا به آن بیاویزی؛ و آنگاه سؤال پاسخ داده نخواهد شد، بلکه سرکوب خواهد شد؛ آنگاه تو به باورمندی/بردگی یک «پاسخ نهایی» ادامه خواهی داد؛ ولی آن سؤال همچون زخمی در اعماق ناخودآگاهت باقی خواهد ماند؛ نه آنکه بدل به بذری شود که باغ وجودت را گلستان‌تر کند و بر گشودگی وجودی‌ات بیافزاید.

۲- پورفرج در ادامه می‌گوید:
◾️«می‌باید بپذیریم که خدا در قرآن به بسیاری از مسائل مبتلا‌به محیط‌های انسانی ورود ننموده و پرچانگی بی‌مورد نکرده. از قرآن نمی‌توان علم "جنین‌شناسی" و "فیزیک" و "فلسفه‌ی مدرن" و غیره به دست آورد. ساده‌باورانه‌ترین دیدگاه همین دیدگاه حداکثری‌ است که گمان می‌کند قرآن دایرةالمعارفی‌ست که تمام علوم و معارف در آن جای دارد. "قرآن پر از سکوت خداست". پر از موضوعاتی‌ست که می‌توانست مطرح شود، امّا نشد. دلیلی برای طرح این مباحث وجود نداشت، و این یعنی "اعتماد به عقول انسانی".

بله‌، "سکوت تعمدی خدا" به این دلیل است که او عقل آدمی را واجد "صلاحیت نسبی" جهت درک مسائل حساس می‌داند و حاضر نیست به یمن عرضه‌ی خود از حقِ انسان‌ها بزند. چقدر جهان عبث می‌نمود اگر همه‌چیزمان از طریق فرامین‌الهی تأمین می‌شود و ما هیچ نقشی در گیتی و در تعیین چگونگی زندگی‌مان نداشتیم».

سوالاتی
که از حسین پورفرج باید بپرسیم، که البته با هوشی که من از او سراغ دارم، احتمالن او نیز در خلوتی از خود پرسیده است:
❓آیا منِ پورفرج چون ایمان دارم، هیچ گاه پرچانگیِ بی مورد در قرآن ندیده‌ام؟ یا وقتی با خردی بی طرف، لیستِ پرچانگی‌های الله قرآن را سنجیدم، و آن‌ها را بررسی کردم، به این حقیقتِ رسیدگی‌پذیر و ابطال‌پذیر رسیدم؟

❓اگر نگاه حداکثری به متن را به طوری بدیهی ابلهانه بدانیم، آیا نگاهِ حداقلی و مالامال از رضایتِ منِ حسین پورفرج لزومن مبتنی بر سنجیدن خردی آزاد و مشتاق حقیقت، سوایِ باورهایِ پیشینی است؟

بیانم را دقیق‌تر کنم، پور فرج می‌گوید:
◾️« قرآن پر از موضوعاتی‌ست که می‌توانست مطرح شود، امّا نشد. دلیلی برای طرح این مباحث وجود نداشت، و این یعنی "اعتماد به عقول انسانی.»

❓واقعن پورفرج بعد از بررسیِ جدی مباحث متعددی که در قرآن طرح نشده (سوای مباحثی چون فیزیک و معماری و.. که تنها برخی ابلهانِ درون حوزه‌های علمیه باور دارند در قرآن باید باشد یا هست)، به این رسیده که قطعن، لزومی برای طرح آن مباحث (در مقایسه با سرتیترهایی که در قرآن بطور گسترده به خود اختصاص داده) نبوده است؟ یا چون باور به اراده احسنِ الله داشته، عدم طرح مباحثی به ظاهر لازم، و طرح مباحثی به ظاهر زائد و حاشیه‌ای را، مثل عمومِ مومنان، به امرِ مبهمی چون «حکمت بالغه الهی» عودت می‌دهد؟

در واقع، چون مخاطب نوشتارش مومنانی از آن سوی طیف هستند، تنها می‌کوشد نقدهایِ بسیارِ وارد بر کتاب در زمانه‌ی مدرن را با اصطلاح «سکوت عمدی خدا»، به نحوی رفع شبهه نماید و مومنان را به همراهی با ارزش‌های مدرن، همراهِ حفظِ باورها بخواند؟ یعنی همانی که به نحوی روشنفکرانِ دینی بدان مشغول‌اند؟


🔶 پرچانگی‌های فتنه‌انگیز
بگذارید برای وضوح بیشتر و با مثال واردِ سنجش مدعیات پورفرج شویم:
❓آیا وقتی الله درباره آزادی در دخول و سکس با زنان (کشتزارِ مردان؟) صحبت می‌کند، عدمِ "اعتماد به عقول انسانی" دارد؟ و باید سکوتِ ملیاردها ساله خود را بشکند؟ یعنی آنوقت که می‌گفت: "زنان شما کشتزار شمایند؛ از هر طرف [۱] [۲] و هر زمان که خواستید به کشتزار خود درآیید"، به این می‌اندیشید که اگر این جمله‌ی طلاییِ تاریخ را نگوید:

۱) ای بسا مردان از روشِ سکسِ مقعدی وارد کشتزار و محل بذرافشانی (ترجمهٔ مکارم) نمی‌شدند؟

۲) آنگاه ممکن بود که مردان توفیقی در لذات خاص مردانه بدست نیاورند؟

۳) اگر این آزادی داده نمی‌شد، ممکن بود زن در وضعیتی خطرناک و حقارت‌آمیز قرار نگیرد و نتیجتن به انواعِ فشارهای‌ جسمی-روانی دچار نشود؟ (بنگرید به پیوست و اینجا)

🌾@Naqdagin
📚 عقـل الله در ترازوی سعدی

بازخوانی انتقادی
«قرآن، پر از سکوت خداست»

✍️#بهرام_بسطامی
(۳/۴)

۴) مردان زنان را به چشمِ چیزی بیش از محلّ کشت و کارِ مقدس می‌دیدند؟ مثلا جمالِ الاهی؟ یا انسانی آزاد و مستقل؟ یا یک شریک برابر در لذت و خوشی؟

۵) زنان برای خود فاعلیتی قائل می‌شدند و تصور می‌کردند نیازهای جنسی آن‌ها نیز نزد خالق طبیعت با نیازهای جنسی مردان یکسان دیده می‌شود؟ و زنان نیز به هر نحو و هر زمان خواستند می‌توانند با همسر خود رابطه برقرار کنند؟ و نظمِ و عدلِ مردانه کائنات به هم می‌خورد؟

۶) «هر زمانی خواستید بر انان وارد شوید» (که مویدات روایی هم دارد که مرد حتی اگر بالای شتر هم میل کرد، باید زن تمکین کند)، دقیقن از مواردی بود که الله باید سکوتِ ازلی‌اش را بشکند و به غرایزِ مردان یا تسلیم بودنِ زنانِ مومن اعتماد نکند؟ در غیر اینصورت ممکن بود مردان خود را با زمان‌های خاصی که زنانشان نیز راغب هستند و حاضر، تنظیم بکنند، و نظمِ آلت محورِ عالم، که تا مرد برانگیخته می‌شود باید رابطه رخ دهد، به هم بخورد؟

❓چرا در مسائلِ جنسیِ نبی با همسرانش و مسائلِ جنسی‌ای نظیر آیه ۲۲۳ بقره که ذکر خیرش رفت، اکثرن این زنان‌اند که موضوعِ فکر و بهره‌گیری الله و مجاهدان اسلام هستند؟ و نه مخاطب مستقیم الله؟ تا حقوقِ و نیاز‌های آن نیز، به مثابه انسانی فراتر از کشتزارِ مردان یا اموال محمد، مورد توجه و رعایت واقع شود؟ آیا این همان مسائلی نیست که الله دربارهٔ آن‌ها سکوت می‌کند؟ چون مصلحت خود و مردانِ مومن را در این سکوت می‌بیند؟

❓چرا یک مرد باید در هر زمان خواست به کشتزار وارد شود؟ مگر حتی کشتزارِ واقعی، فصل و ماه و شرایط خاص ورود نمی‌خواهد؟ و چرا حداقل این حق در موردِ زنان به طور متقابل اعلام نمی‌شود؟


🔶 سکوت‌های شربرانگیز
1️⃣ فایل پیوست یکی از رنج‌های ویرانگری است که زنان زیادی در تاریخ با آن مواجه بوده و هستند. (با توجه به آنکه عقل بسیاری از مردان، بدون هدایت الله به این امور قد نمی‌دهد و بر مبنای غریزه و اوتوماتیک، حکمی که الله در آیه ۲۲۳ بقره داده را هزاران سال اجرا می‌کردند) آیا الله نباید این رنج و عذاب‌ها و خطرات را موضوع تذکر خود قرار می‌داد؟ و زمان و نوع ورود به کشتزار را بنا به قواعدِ بهداشتی و رضایت و خواست خود کشتزارِ دارای احساسات و عقل و شعور واگذار می‌کرد، و اعلام می‌کرد رضایت من در گروِ رضایت همسرتان است؟

۳- پورفرج در ادامه می‌گوید:
◾️"البته این حرف بدین معنا نیست که قرآن هیچ حرفی نزده است. برعکس؛ قرآن حامل جهان‌بینی‌ای‌ست که هدایت اُخروی آدمیان را ادعا می‌کند و جان باورداران را آرام می‌سازد. قرآن چنانچه می‌دانید کتاب هدایت است؛ و چه چشم‌روشنی‌ای بالا‌تر از این موهبت ارزنده. یک مؤمن از خدای خویش جز لقای او چه می‌خواهد؟! و چه متاعی طلب می‌کند؟! حقیقتاً هیچ چیز نمی‌تواند جای رستگاری و فلاح نهایی را بگیرد و جایگزین آن باشد. مع‌هذا، گمان نکنید که این جهان‌بینی نسبت به جهان فانی خنثی‌ست. هرگز؛ راه آخرت از دنیا می‌گذرد و "الدنيا مزرعة الآخرة". نتیجتاً، من چنین در‌می‌یابم که.... این متن "پر از سکوت خداست". سکوت در باب مسائلی که عقل آدمی بی‌پشتوانه‌ی فرامین‌الهی نیز می‌تواند بدآن دست یابد و حیات انسانی را شکوفا و بالان کند.
علی‌ابن‌ابی طالب می‌گوید: "همانا خدا واجباتي را بر شما لازم شمرد، آنها را تباه نكنيد، و حدودي براي شما معين فرمود، از آنها تجاوز نكنيد، و از چيزهايي نهي فرمود، حرمت آنها را نگاه داريد، و نسبت به چيزهايي سكوت فرمود نه از روي فراموشي، پس خود را درباره آنها به رنج و زحمت دچار نسازيد
"».

✔️ باید اذعان کنم که زبان پورفرج نسبت به بسیاری مسلمانان متواضع است و از متن به‌اصطلاح مقدس، چیز زیادی نجسته و نمی‌طلبد؛ به همین‌خاطر، در به کارگیری افعال نیز بعضن از باورِ شخصی خود نمی‌گوید؛ بلکه می‌گوید: "قرآن هدایت اُخروی آدمیان را ادعا می‌کند"، که این حفظِ فاصله‌ای‌ست که یک معتقد کمتر می‌تواند با موضوع اعتقاد خود برقرار کند.

2️⃣ اما بیایید مورد دوم از بی‌شمار سکوت‌های نابجایِ الله را بررسی نماییم (خصوصا با توجه به سخن‌گویی‌های حیرت‌آور او در آیه ۲۲۳ بقره، یا برخی آیات سوره احزاب (۶، ۳۳، ۵۵، ۵۱، ۵۳ و..) یا ۱۲ مجادله که به محمد و مؤمنین، حقوقی ویژه و یک‌سویه می‌دهد؛ نظیر:
۱-مجوزِ گرفتن بیش از ۴ زن عقدی (سوای کنیزها)؛
۲- مجوز ازدواج با زنان شوهردار؛
۳- مجوز ازدواج با خویشاوندان مهاجر؛
۴- مجوزِ هدیه‌گیریِ (هبه) زنان بدونِ التزام به پرداخت مهریه (به طور اختصاصی)؛
۵- عدم لزوم پایبندی به عدل در موعد و نوبت هم‌خوابگی با زنان خود؛
۶ و ۷ و ۸- زنان محمد، حق تقاضای نفقه بیشتر ندارند و نباید دیده شوند، و باید از پشت پرده با مردم صحبت کنند و بعد از مرگ او حق ازدواج مجدد ندارند؛
۹- وجوب پول دادن، قبل ملاقات محمد):

🌾@Naqdagin
📚 عقـل الله در ترازوی سعدی

بازخوانی انتقادی
«قرآن، پر از سکوت خداست»

✍️#بهرام_بسطامی
(۴/۴)

دفتر مقابله با جرم و مواد مخدر سازمان ملل می‌گوید: "در سال ۲۰۱۷ حدود ۸۷ هزار زن و دختر در جهان به قتل رسیده‌اند؛ ۵۰ هزار تن، یعنی روزانه دستکم ۱۳۷ زن توسط نزدیکانشان کشته‌شده‌اند. علت بیشتر این قتل‌ها، معمولاً سوء‌ظن و مشکوک شدن به رابطه‌ زنی با مردی جز همسر قانونی‌اش، و احتمال رابطه‌ای خارج از عرف و خواست خانواده‌ها است؛ بی آن‌که حتا فعل زن در دادگاهی اثبات شده باشد".

📝 یعنیِ تازه در قرن ۲۱، قرنِ حقوق بشر، آموزش و پرورش مدرن عمومی و پلیس فراگیر، ۵۰ هزار زن در یک سال (هر روز ۱۳۷ زن) توسط نزدیکانِ خود و بنا به نگره‌‌ای ریشه‌دار در اخلاق جهانِ سنت (باور به «حق مالکیت مرد بر بدن و جانِ زنان خانواده خود به مثابه اسیر/ناموس/ملک/عورت» [۳]) به شکل‌های فجیعی به قتل رسیده‌اند.

❓از آقای پورفرج و مومنینِ دارای حداقلی از بلوغِ عقلی-وجدانی می‌پرسم که آیا حقیقتن این موضوع، از موضوعاتی که در آیات بقره و احزاب برشمردیم (و مطلقن یک سویه، جانب لذاتِ غریزی مردانِ مومن یا شخص پیامبر را گرفته‌اند)، برای تکان خوردنِ وجدان و حکمت الله و برای شکستن سکوت و نزولِ حداقل چند آیه (نمی‌گویم یک سورهٔ بلند که حداقل جملاتِ لازم در مقابل این فاجعه می‌دانم) ضروری‌تر نبود؟! که فریاد زند:

«ای مومنین به خدا و روز قیامت، هیچ مردی، هیچ‌گونه مالکیتی بر هیچ زنی ندارد! و در مقابل سوءظن یا حتی اثباتِ رابطه خارج از چارچوب خانواده، حقّ مجازاتِ سر خود، کتک زدن، آزار و قتل زنی را ندارید! وگرنه در آخرت با خشم/مجازات الاهی روبرو خواهید شد، و در دنیا اشد مجازات (در مقایسه با قتل و جرح و آزارهای دیگر) برای شما مقرر می‌گردد؛ باشد تا حدشناس گردید! و زنان را شیئی برای بذر افشانی ندانید تا هر کاری که به سرتان زد با آنان کنید».

❓آیا اگر موضوعات طرح شده در قرآن، پیرامون غرایز، فانتزی‌ها و امیال تنوع‌جویانه و سلطه‌طلبانهٔ مردان،‌ از زبان الله طرح نمی‌شد، به جایی بر می‌خورد؟ و این وقایع، به طور کاملن غریزی رخ نمی‌داد؟ و بالعکس، موضوعاتی که طرح نشده (نظیرِ دو موردی که ذکر شد)، اگر طرح می‌شد، جلوی بسیاری از آزارها و تعرضات، تراژدی‌ها، شکنجه‌ها و قتل‌های هر روزه و هر سالهٔ حاصل از شیءانگاری («ملک/ناموس/مزرعه‌بینی» زنان) را نمی‌گرفت؟

از آقای پورفرج دعوت می‌کنم جرأت ابراهیمی به خرج دهد، و با الله و کتاب منتسب به او نیز، مثل یک بتِ احتمالی خارجیِ (و حجاب حقیقت استعلاییِ فراچنگ ذهن) برخورد کند تا بتواند در کنار آراستن و تلطیفِ و کنده‌کاری بت تاریخی قوم، با توجه به مقتضیات زمان، و جهت کمک به تودهٔ ناچارن بت‌‌طلب، برای همراهِ زمانه کردنشان، پرسش‌هایی نیز، از عمق وجدان و خرد مقابل این بت اعظم طرح کند؛ شاید که برخی از این قوم دریابند که خدا محدود به بتان نوشتاری نیز نیست؛ کلماتِ «هستیِ در سکوت رقصان»، اینقدر محدود و تنگ نیست؛ ید الله مغلوله نیست؛ و خدا سخنگوی اختصاصی ندارد که کار انسان‌های خردمند، رجوعِ مدام به سخنِ آنان و رقصیدن با بضاعت مزاجی-ذهنیِ آن سخنگویانِ با هزار محدودیتِ ذهنی-وجدانی-تاریخی-علمی، و کنده‌کاری و آرایش مداومِ سخنانشان، بنا به مقتضیات زمانه باشد.

🔻 کلام خود را با دو بیت سعدی پایان می‌برم که مطابق آن، و این مختصر که از واژگون‌بینی قرآن در تشخیصِ «جایگاه صحیحِ سکوت و سخن» بیان شد، حکمت و خردِ مؤلفان قرآن را از حد یک انسان با حداقلی از حکمت و عدالت بسی نازل‌تر یافتم.

اینجانب بعنوان یک مسلمانِ سابق، گواهی می‌دهم که هرچه مجاهدت کردم با ماله‌ای چاله‌های گشاد این حکمتِ واژگون را پر نمایم، عاجز ماندم و در نهایت، از شرّ الله و کتاب منتسب به او (که اجدادِ انسانی ما بنا به وسع و بضاعت محدود خود، پدید آورده‌اند)، به حقیقتی فراچنگ باورهای قومی-قبیلگی پناه بردم.

امید که سایر مسلمانان نیز، به هر میزان حقیقتی را با نور وجدان و خردشان می‌یابند، ولو خلاف‌آمدِ کلیشه‌های موروثی‌شان باشد، تسلیمش شوند، تا حقیقتن مسلمان نامیده‌ شوند؛ نه شر‌ک‌ورزانی مقلّد سنت‌ها و باورهای موروثی:

«اگر چه پیش خردمند خامشی ادب است
به وقت مصلحت آن به که در سخن کوشی
دو چیز طیره عقـل است، دم فـرو بستن
به وقت گفتـن و گفتــن به وقت خامــوشـی»

➖➖➖

پانویس
[۱] در تفسیر المیزان روایات گوناگونی از منابع اهل تشیع جمع‌آوری گردیده است و در پایان نتیجه گیری شده که نزدیکی از دُبُر (سکس مقعدی) جایز است. امام جعفر: «هنگام حیض تنها نزدیکی از واژن بر مرد حرام است» (الکافی / جلد ۵ / صفحه ۵۳۹).
[۲] از قول امامان شیعه احادیثی زیادی دال بر جوال سکس مقعدی وجود دارد؛ از رضا در مورد سکس از پشت پرسیده می‌شود، می‌گوید ایرادی ندارد (کافی/ جلد ۵ / صفحه ۵۴۰)
[۳] در کامنت

🌾@Naqdagin
نقدآگین
📚عقـل الله در ترازوی سعدی (پرچانگی‌های فتنه‌انگیز و سکوت‌های شربرانگیزِ اللهِ اهلِ تبعیض) بازخوانی انتقادی «قرآن، پر از سکوت خداست» ✍️#بهرام_بسطامی (۱/۴) 🔶 طرح بحث: درد حقیقت و پرسش‌مندی یا پاک کردن عجولانهٔ صورت مسأله؟ ۱- حسین پورفرج عزیز یادداشت خود…
آنچه خواندید برشی کوتاه بود از «عقـل الله در ترازوی سعدی (سکوت و سخن»‌‌های نابجای الله)، به قلم #بهرام_بسطامی، در بازخوانی انتقادی متن «قرآن، پر از سکوت خداست»، به قلم حسین پورفرج که در تلگرام نقدآگین منتشر شده است.
.
📌متن کامل این یادداشت انتقادی را (اینجا) بخوانید.



🗄 پست مرتبط:
📘 زن از چشم الله (پیرامون مستند «پریود»)
📘 تعدد زوجات در اسلام؛ حمایت اخلاقی؟تنوع‌طلبی جنسی؟ یا هر دو؟
📺 چای، سکس و احکام اسلامی
📺 تفسیری تاریخی نواندیش سوری از «چند همسری قرآن»
📺 زن در چشم علی
📺 مغالطهٔ کودکانهٔ علی در تحقیر زنان


#زنان_و_اسلام #نقد_قرآن #نقد_اسلام #نقد_روشنفکران

➖➖➖

🌾@Naqdagin
نقدآگین
دکتر محمود فرجامی – شوخ‌طبعی ‌هراسی اسلام
#نقد_قرآن #نقد_روشنفکران

📘ای #کانت، ز قرآن بیاموز اخلاق را!
— نقش مؤلفان الله و قرآن در انحطاط اخلاقی جوامع مسلمان

✍️#بهرام_بسطامی

- «همیشه طوری رفتار کن که انسان برایت هیچ‌وقت ابزار نباشد، بلکه به خودی خود همیشه برایت هدف باشد؛ چه خودت، چه دیگری» (ایمانوئل کانت).
- «فقط بر اساس قاعده‌ای عمل کن که بتوانی در عین حال بخواهی که یک قانون همگانی شود» (همو).
- «در به کار بردن خرد خویش دلیری ورز!» (کانت به نقل از هوراس).

🍂 دکتر سروش دباغ در قسمت نظرات و نقدهای کنفرانس «شوخ‌طبعی ‌هراسیِ اسلام»، در این تایم 1:16:00 تا 1:20:30، نقل به مضمون (با تعبیراتی از من) می‌گوید: «باید مراقب باشیم در نقد اسلام، به چند خطا دچار نشویم: ۱- ذات گرایی، ۲- زمان‌پریشی، ۳- بی‌توجهی به «روح/خود قرآن». ...

🌐 مطالعه ادامه و متن کامل در تلگراف تلگرام یا در سایت «تریبون زمانه»
⏰ زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه
🔖 ۱۹۲۸ واژه

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘نشانه‌های وجود الله در قرآن
(۱/۲)

چکیده
الله معجزه‌ای به محمد نداده، ولی بارها ادعا کرده که در قرآن، نشانه‌هایی برای وجود خود، ارائه می‌کند (بقره٩٩)، ولی به نظر می‌رسد هیچ نشانه‌ای ارائه نشده یا نشانه‌هایی که ارائه شده، مغلطه‌هایی سطحی بوده، نه در راستای موجه کردن ادعای سترگ محمد بن عبدالله. آیا اگر محمد فرستادۀ خدای خالق (علم و حکمت مطلق) بود، اینچنین از آوردن معجزه یا استدلالی بدون مغالطه‌های درشت و بدخیم، عاجز می‌ماند؟

توضیح
الله، در مقایسه با یهوه و مسیح (که بنا به کتب مقدس مسیحیان و یهودیان، معجزاتی برای قوم خود آوردند) هیچ معجزه‌ای برای محمد قرار نداده و در قرآن نیز صراحت دارد که معجزه‌ای به محمد عطا نکرده و محمد معجزه‌ای ندارد (ر.ک. شعراء ۴، اسراء ۹۰-۹۳، طه ۱۳۳ قصص ۴۸، انعام ۱۰۹-۱۱۰، انفال ۳۲-۳۴، اسراء ۵۹)، ولی ادعا کرده که نشانه‌های برای تصدیق وجود الله فرستاده‌است.

🍂 برخی از مهمترین نشانه‌های وجود اللهِ قرآن را با هم مرور می‌کنیم:

۱- «بی‌گمان یکی از نشانه‌های الله این است که الله با رعد و برق شما را می‌ترساند(!)» (روم۲۴) «و از جمله آيات پروردگار اين است که او برق را آشكار نمايد، كز آن بيمتان در دل است، و يا آنكه اميدتان حاصل است».

نقد: آیا واقعا ترس از رعد و برق، نشانه‌ای برای وجودِ الله است؟! یا اینکه انسان‌های جاهل و بدوی در گذشته فکر می‌کردند، پدیده‌های طبیعی مثل خورشیدگرفتگی یا رعد و برق، نشانۀ خشم خدای آسمان‌هاست و با آن انسان‌ها را تهدید می‌کند؟

۲- «بی‌گمان یکی از نشانه‌های الله این است که در دریاها باد می‌وزد، ولی اگر خدا می‌خواست، نمی‌وزید» (شوری ۳۲و ۳۳).
نقد: آیا وزیدن باد، نشانۀ قطعی وجود خدایی متشخص و با اراده، و بطور خاص، اللهِ مورد ادعای قرآن است؟! وزیدن باد، نشانۀ وجود جریان هواست و توضیحی کاملا فیزیکی منطقی در حد علوم تجربی سوم دبستان دارد.

۳- «اینکه زمین می‌میرد و دوباره زنده می‌شود و گیاهان دوباره از زمین می‌رویند، نشانۀ وجود الله است» (یس۳۳).

نقد: برخی از گذشتگان، به‌اشتباه فکر می‌کردند که درختان و زمین در زمستان می‌میرند و دوباره زنده می‌شوند، درحالی‌که ما می‌دانیم واقعا نمی‌میرند و اگر چیزی واقعا بمیرد، امکان علمیِ دوباره زنده شدنش نیست، ولی آیا این پدیده‌های طبیعی که توضیحاتی علمی در حد علوم تجربی دوره ابتدائی دارند، نشانه‌های وجود داشتنِ الله مورد ادعای قرآن و پیامبر بودن محمد هستند؟! ذکر این دست نشانه‌های طبیعی، البته در قرآن زیاد است؛ وجود آسمان‌ها و زمین و شب و روز و ستاره و خورشید و کوه و حتی شتر، از نشانه‌های الله است.

۴- «اگر خدایی غیر از الله وجود داشت، آسمان‌ها و زمین فاسد می‌شد» (انبیاء ۲۲).
«اگر جز خدا داشت ربى وجود / خلل راه مى‌يافت در هرچه بود
گر كه مى‌بود جز خدایی الاه، اين زمين و سپهر بودند تباه»

نقد: امکان ندارد چندین خدا، دنیا را بین خود تقسیم کنند و هر یک، قلمرو و وظایف خود را داشته باشند؟ آیا مدل چندخدایی یا ثنویت (دوخدایی)، از مدل تک‌خدایی، در مواجهه با برهان شر، موجه‌تر نیست؟ آیا آشوب و بی‌نظمی، بخشی بنیادین و غیرقابل انکار از کیهان نیست؟ این‌همه شرور پس چیست؟

۵- «اینکه سایه وجود دارد و خورشید باعث ایجاد و گسترش سایه است، از آیات خداست و اگر این را نفهمی حیوانی و از حیوان هم نادان‌تری!» (فرقان ۴۴ و ۴۵).
«مى‌نبينى كه چون خداى مجيد / بر زمين طول سايه‌ها بكشيد
بود ساكن اگر خدا مى‌خواست، مهر پس بهر سايه رهنماست»

نقد: آیا وجود سایه وجود خدا را اثبات می‌کند؟! برهان سایه؟! البته استدلالات قرآن، معمولا از همین دست و بسیار خام و کودکانه است و بهتر است نامش را کتابِ «فرهنگ مغالطات جهان باستان» یا «مغالطات‌نامه» بگذاریم و به‌عنوان یک واحد درسی، برای آموزش انواع مغالطات، با مثال‌های متنوع و گوناگون در هر صفحه‌اش، تدریس شود.

🍂 حال آیا می‌دانستید دلیل پیامبر بودن پیامبران چیست؟ «دلیل پیامبری پیامبران این است که خدا می‌داند که آنها پیامبرند(!)» (یس۱۵ و ۱۶). می‌بینید که قوم پیامبران از ایشان دلیل و اثبات می‌خواستند و پیامبران جواب می‌دادند که «خدا شاهده ما پیامبریم(!)» [برای مطالعۀ بیشتر ر.ک. «برهان قاطعِ محمد: "خدا سر شاهده!"»].

(ادامه دارد)
➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @pajhooheshgar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👳🏿‍♂️ در اینجا، قرآن توسط خمینی (بعنوان نماد اسلام فقاهتی) تحریفِ بزرگی می‌شود. حداقل قرآن، وقتی از «رفع فتنه» می‌گوید، منظورش بنا به آیات توبه و ممتحنه، پایان‌دهی به فتنه‌‌هایی‌ست که مشرکان با پیمان‌شکنی بدان مبادرت ورزیدند؛ یعنی بر هم زدنِ مجدد امنیت‌ فیزیکی-روانی مردمی که سال‌ها، از بستگان، همسایگان و قبایل‌شان بودند، بصرف تفاوت عقیده، نه «رفع فتنه از عالم» و آن هم «جنگ عقیدتی»؛ بخاطر همین، تأکید می‌کند با مشرکانی که پیمان نشکسته‌اند، پیمان نگه دارید و نیکی کنید که خدا این امر را دوست دارد.

👳🏿‍♂️ خمینی بنا بر احادیث و سنت (که از جهت تحریف‌، بسی رسواتر و بی‌اعتبارتر از قرآن‌‌اند)، تفسیری بنیادگرایانه ارائه می‌دهد و مفهوم جهاد را در ترمی استفاده می‌کند که اگر اسرائیل/غرب نیز از آن بهره بگیرند، باید شبانه‌روز به خاورمیانه و سایر نقاط لشکرکشی کنند تا همه را یهودی/مسیحی کنند و فتنۀ انحراف از دین حق و غلتیدن به ضلالتِ دین باطل را برطرف کنند؛ چونانکه بسادگی برای صدام مسلمان، لفظ کافر را بکار برده تا جنگی سیاسی را بدل به جنگ عقیدتی و جهاد اسلامی (در معنایی فقهی‌) کند.

✍🏻 #بهرام_بسطامی

#آخوندیسم
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📺 ضرورتِ شجاعت در بیان آزادانۀ افکار
— اشارتی به سرکوبِ شدیدِ علامه سید محمدحسین طباطبایی در حوزه‌

🎙آیت‌الله #کمال_حیدری

🖌 زبان کلیپ: عربی و بدون زیرنویس | خلاصه‌کلیپ: #عبدالله و #بهرام_بسطامی

🍂 عزیزانم! نکتۀ مهمی را در ساحت نظر و عمل به شما گوشزد می‌کنم. هر وقت در خود توانایی‌ِ واقعی و حرفی درخور برای طرح و عرضه یافتید، خود را مقابل بزرگان عرضه کنید و از هیچ امری نترسید؛ از هیچ چیز نترسید. حتی اگر در زمان‌ شما، چهار پنج نفر علیه‌تان فتوایی صادر کردند، ذره‌ای نترسید، ذره‌ای! عزیزانم! تاریخ بی‌شک حقّ شما را ادا خواهد کرد! مطمئن باشید عزیزانم و تاریخ مشخص می‌کند چه کسی در یادها خواهد ماند. در زمان خودتان، با شما بی‌رحمی خواهند کرد، اما نهایتا یک سده بعد، ورق خواهد برگشت و حقایق آشکار خواهد شد. نمونه‌اش علی بن ابی‌طالب که ۷۰-۸۰ سال بر منابرِ بنی‌امیه لعنت می‌شد، ولی در حال حاضر، کسی که بر مسلک بنی‌امیه است هم علی را بیشتر از بنی‌امیه قبول دارد. این یک اصل است؛ پس هرگز نترسید.

🍂 مثالِ دیگر از این اصل، سرنوشت ملاصدراست، یا سید محمدحسین طباطبایی که هم‌عصر همۀ ماست. آقای بروجردی بنا به مصالحی باور داشت که فلسفه نباید تدریس شود که در اول کتاب «اصول تفسیر» خود، ماجرایش را نوشته‌ام، و بسیار به من ایراد گرفتند و حمله کردند بابت حرفم، درحالی‌که بینی و بین الله، من باور دارم آقای بروجردی، مردی بزرگ بود و فقط در این مورد خاص با مشی او مخالفم؛ آقای طباطبایی نیز با بروجردی در این زمینه مخالف بود. به همین خاطر گفته‌بود «تو به تکلیفت عمل می‌کنی و من نیز به تکلیف خود عمل می‌کنم». طباطبایی در جواب آیت‌الله بروجردی پیام داده‌بود که «اگر تمامِ درها به روی من بسته‌شود، در خیابان‌ها می‌نشینم و فلسفه درس می‌دهم؛ اما چرا شما که با من می‌جنگید و دشمنی می‌کنید، ممر معاشِ طلبه‌هایم را نیز وارد این نزاع کرده‌اید؟». چرا که شهریۀ شاگردانش را نیز قطع کرده‌بودند. به بروجردی می‌گوید، «این دیگر چه کاری‌ست؟ با من می‌خواهید بجنگید، چرا معیشتِ این افراد محتاج و مسکین و ضعیف را قطع می‌کنید؟». این رفتارهای سرکوب‌گرایانه، رفتار جدیدی نیست.

🍂 شیخ مصباح بارها این خاطره را بیان می‌کرد که کل قم را می‌گشتند تا خانه‌ای برای اجاره برای آقای طباطبایی پیدا کنند، و تا می‌فهمیدند که فلسفه درس‌ می‌دهد، به او خانه اجاره نمی‌دادند، چون معتقد بودند خانه‌شان با این کار (تدریس فلسفه) نجس می‌شود!

🍂 و آقای طباطبایی در آخر عمرش در خانه‌/اتاقی ۲۰ متری زندگی می‌کرد که نصفش برای خانواده‌اش بود و نصفش محل درس و با پرده‌ای میانشان مرز کشیده‌بود. حالا کسانی که مقابلش ایستادند چقدر در تاریخ اثرگذار بودند و اکنون یادی از آن‌ها باقی مانده‌است و او در چه جایگاهی‌ست؟ در خانه‌ای نیست که میراث طباطبایی موجود نباشد و همه به تفسیر المیزان او رجوع می‌کنند و ۹۰۰ مقاله و کتاب در مورد طباطبایی تا به امروز نوشته شده‌است؛ درحالی‌که ده‌ها نفری که مقابل او ایستادند و با او مخالفت کردند، قبرشان نیز مشخص نیست که کجاست!

🍂 یکی از مراجع بزرگ و مشهور به من گفته که «صبر پیشه کن! نه به پشتت نگاه کن، نه به راست و نه چپ. به جلو نگاه کن و به پیش برو! و وقتی خدا بنده‌ای را نعمتی می‌بخشد، حتما او را با بلایا می‌آزماید». من مدعی نیستم که هر چه می‌گویم درست است و هر چه دیگران می‌گویند، خطاست؛ بلکه افکار نویی‌ست که طرح‌افکنی کرده‌ام.


#آخوندیسم #تفکر_انتقادی
#ترجمه #اختصاصی_نقدآگین
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘وضعیت کارگران: «بخت و اقبالِ بد» یا ثمرۀ «دولت بزرگ و ایدئولوژیک»؟
(۱/۲)
✍🏻 #بهرام_بسطامی

بی‌نوایانْ بخت و اقبال آن را نداشتند که در رفاه و آسایش، بهره‌مند از انبوهِ ثروت و سرمایه، معیشتِ مرفهانه و ثروت‌مندانه‌ی خود را در لذّت و خوشی بگذرانند و در ناز و نعمت، گذر عمر ببینند؛ شانس به آنان رو نکرده بود تا با جیب پُر پول، در خانه‌های مجلّل عافیت و سلامت خود را بازیابند و در گشت‌وگذارهای پرنما از نعمات و لذّات دنیا نصیب ببرند. نه رانتی، نه پارتی و امتیازی. نه آقازاده بودند و نه وارث سرمایه‌های کلان. بخت و اقبالِ زندگی گویی چنین بوده که کسانی بی‌زحمت برسند و کسانی با زحمت هم نرسند. بدبختانه، زندگی یک پایش بر روی بخت و اقبالی است که عادلانه و منصفانه قسمت نشده است. بختِ کسانی رفاه است و دارایی، و بختِ کسانی محرومیّت و ناداری.

سرنوشتِ نامنصفانه‌ی کارگرانِ بی‌نوای معدن هم این بود که جانِ عزیز و شریف خود بر کف بگذارند برای جُستن نانی و یافتن آبی. نصیبِ ناعادلانه‌ی بی‌نوایان این بود که برای اقلّی از معیشتِ اقلّی شب و روز بجنگند و در این مبارزه‌ی هر روزه، به اندک درآمد و ثروتی قناعت بورزند. همین برای بی‌عدالتی کافی بود. امّا در بی‌عدالتی و بی‌انصافیِ جهان ما، مع‌الاسف کران و حدّی نیست هرچند بر عدالت کران‌ها و حدّها ست. کارگران ستمدیده و بی‌نوایی که برای نانی و آبی جان‌شان بر کف گذاشتند، برای اقلّی از معیشتِ اقلّی جنگیدند، و با اندک درآمد و ثروتی معیشت خود گذراندند، سرانجام زیر آوار زندگی جان سپردند، سوختند و مُردند. حالا تن‌های رنجورشان خالی از جان است و زیر خاک. اقلّاً بهره‌ی کار بی‌پایان خود را نبردند. امان از این دردِ تبعیض و رنج‌ بی‌عدالتی.

✍🏻 #رضا_زمان


🍂 این متن، هرچند احساسی و همدلانه، متنی جالب از فردی خوش‌قلم و با مطالعه، خصوصا در حوزۀ روشنفکری دینی و لیبرالیسم سیاسی است. متنی که به‌شکل آشکاری مشخص می‌کند چقدر فاصله است میانِ تصوراتِ نویسنده و واقعیتِ خشنِ زیستِ روزمرۀ کارگران (نگاه از بالایِ متن به آن طبقات انتهایی و از جایگاه چشم خدای مهربان و غصه‌دار ولی ناتوان از تغییرِ تقدیرِ خود در آسمان‌ و لوح محفوظ)، و جریان روشنفکری دینی و متعلقان آن با نتایجِ محتومِ اقتصاد دولتی و ضدلیبرال و حکومت بزرگ و مداخله‌گرِ ایدئولوژیک.

🍂 این متن بشکلی شدیدا سیاست‌زدوده با مساله‌ای کاملا سیاسی، یعنی مسالۀ کارگران برخورد کرده‌است. گویا خدای قرآن در حال توصیفِ وضعِ همیشگی و مقدر طبقاتی بالا و مرفه و سرکش و طبقاتی مفلوک و تحت تسخیر طبقات بالاست. جالب این‌جاست که در مواجهه با حجاب و زنان، یا مسالۀ شلیک به هواپیمای اوکراینی، یا متروپل و...، بسیاری قلم‌ها سیاسی می‌شوند (چون احساس هم‌ذات‌پنداری بیشتری با آن سوژه‌ها دارند)، اما در موضوع کارگران، با قضیۀ آن‌ها چون امری طبیعی، و تقدیر و بخت و اقبال تاریخی و الهی و نوعی حادثۀ صرف، برخورد می‌کنند.

🍂 متن به نقشِ اقتصاد دولتی و دولت بزرگ و ایدئولوژیک و عدم ایمنیِ کارگران در ایران، آن هم در جایی که کارفرما دولت و بخش خصولتی است، بعنوان عامل اصلیِ قتل، کمترین اشاره‌ای نمی‌کند و در جای‌جای آن به «بخت و اقبال و سرنوشت و شانس» ارجاع می‌دهد. در پاراگرافی بشکلی مسلسل‌وار همین موضوع را برجسته می‌کند:
بخت و اقبالِ زندگی گویی چنین بوده که کسانی بی‌زحمت برسند و کسانی با زحمت هم نرسند. بدبختانه، زندگی یک پایش بر روی بخت و اقبالی است که عادلانه و منصفانه قسمت نشده است. بختِ کسانی رفاه است و دارایی، و بختِ کسانی محرومیّت و ناداری.


🔻در اینجا نیز موضوعی خاص را به کل جهان بسط می‌دهد:
در بی‌عدالتی و بی‌انصافیِ جهان ما، مع‌الاسف کران و حدّی نیست هرچند بر عدالت کران‌ها و حدّها ست.

آری! در جهان هم بی‌عدالتی‌های متعددی هست، ولی قیاس یک کشورِ جهان سومیِ زیرِ یوغِ حکومتی اسلامی با دولتی همه‌جا حاضر، که مسئولیت نابودسازی هر تشکل کارگری و هر تجمع کارگری را با غارتِ بودجۀ عمومی، وظیفۀ الاهی خود می‌داند، و از سوی دیگر، اقتصادش نیز به‌خاطر همین دولتی‌بودن و ضدیت با آزادیِ اقتصادی و رابطۀ نرمال و بدون تنش و توهم با جهان آزاد، هر روز درۀ جدیدی از سقوط را طی می‌کند و وضعیت ایران را بدل به یک شعبِ ابی‌طالب نیم‌قرنه کرده، با کشورهای دیگر و جهان، یک قیاس مع‌الفارق و انتزاع‌زده است که در نهایت، بهترین خوراک را به گروه‌های چپ و گفتمان اسطوره‌زده‌شان می‌دهد، که با واژه‌هایی پر ازابهام چون «عدالت و ستم»، جمله‌سازی‌ها کنند و مسالۀ کارگران را به نئولیبرالیسم و اقتصاد سرمایه‌داری و جبر تاریخی ستمِ جهان، که باید علیهش قیام کرد، متصل سازند!

(ادامه دارد)
➖➖➖

🌾@Naqdagin
📘وضعیت کارگران: «بخت و اقبالِ بد» یا ثمرۀ «دولت بزرگ و ایدئولوژیک»؟
(۲/۲)
✍🏻 #بهرام_بسطامی

در بی‌عدالتی و بی‌انصافیِ جهان ما، مع‌الاسف کران و حدّی نیست هرچند بر عدالت کران‌ها و حدّها ست.

🔺در اینجا نیز موضوعی خاص و با عللی مشخص را به کل جهان تعمیم می‌دهد؛ این از مختصه‌های ذهنیت شفاهی‌ یا متاثر از افراد سخنور و شفاهی‌اندیش است؛ کسانی که با سخنرانی‌های دکتر سروش آشنا هستند، می‌دانند چقدر این تعمیم‌های نابجا را در سخنرانی‌هایش استفاده می‌کند و در موضوعاتِ اختصاصی و موردی‌ای در ایران یا خاورمیانه یا به‌خاطر فلان کاریکاتور در یک نشریۀ خاص (و استفاده از یک حق)، کل جهان غرب یا جهان انسانی را محکوم می‌کند و در جایگاهِ مومنِ مسلمانی واعظ و انذاردهنده به جهان (البته در پناهِ آزادیِ غرب و آمریکا از دستِ ملل و دولِ مسلمان(!)) قرار می‌گیرد.

🍂 آری! در جهان هم بی‌عدالتی‌های بسیار و متعددی هست، ولی قیاسِ بی‌عدالتی در یک کشور جهان سومی زیرِ یوغِ حکومتی اسلامی با دولتی همه‌جا حاضر، که نشان‌دادنِ مشتِ آهنین و نابودسازیِ هر تشکل و هر تجمع و تحصن جدی (از کارگر تا معلم و پرستار) را، آن هم از بودجۀ عمومی، تکلیفِ الاهی خود می‌داند، و از سوی دیگر، اقتصادش نیز به‌خاطر همین دولتی بودن و ضدیت با آزادی اقتصادی و رابطۀ نرمال و بدون تنش و توهم با جهان آزاد، هر روز درۀ جدیدی از سقوط را طی می‌کند، و وضعیت ایران را بدل به یک شعب‌ابی‌طالبِ نیم‌قرنه کرده، با کشورهای دیگر و جهان، یک قیاس مع‌الفارق و گرفتار شدن به انتزاع‌زدگی است که در نهایت، بهترین خوراک را به گروه‌های چپ و گفتمان‌ِ اسطوره‌زده‌شان می‌دهد که با واژۀ مبهمِ عدالت و ستم، جمله‌سازی‌ها کنند و مساله را به نئولیبرالیسم و اقتصادِ سرمایه‌داری و جبر تاریخی ستمِ جهان که باید علیه آن متحد شد و قیام کرد، ربط بدهند!

🍂 یک فرد لیبرال، باید دقیقا در همین بزنگاه‌ها مساله‌ها را روشن کند، ولی متاسفانه بخشی از لیبرال‌ها و طبقۀ متوسط ما، معمولا موضوع لیبرالیسم را به آزادی زنان در پوشش و برخی آزادی‌های اجتماعی و سیاسی تقلیل می‌دهند، و دربارۀ آزادی اقتصادی و اهمیت والای آن، کم سخن می‌گویند؛ از آن طرف، امثال غنی‌نژادها نیز مکرر بر لیبرالیسم اقتصادی دست می‌گذارند، بدون آنکه به آزادی سیاسی و تناقض بنیادینِ انواع آزادی‌ها، با حکومتِ همه‌جا حاضر و مداخله‌گر اسلامی، که برای خودش پروژۀ آزادسازی قدس و زمین زدن آمریکا و ایجاد تمدن نوین اسلامی را تعیین کرده، کلامی بگویند.


.


#حکومت_اسلامی #نقد_روشنفکران #نقد_چپ #اقتصاد_دستوری #لیبرالیسم #لیبرالیسم_اقتصادی #کارگر #کارگر_معدن #معدن_طبس #موسی_غنی‌نژاد

➖➖➖

🌾@Naqdagin
📺 نسل‌کشی سوریه؛ لکهٔ ننگ ابدی حکومت شیعه
— اسد، القاعده، داعش و سایر قاتلان زنجیری

🍂 گردآوریِ سخنانی از هاشمی رفسنجانی، مهدی خزعلی، محمد خاتمی، اسماعیل هنیه، سردار چهارباغی، طارق الهاشمی (معاون رئیس‌جمهور عراق)، حسن نصرالله، علی خامنه‌‌ای، سعدالله‌ زارعی (از تحلیگران سپاه)، باقر النمر (روحانی شیعه معترض آل سعود که به اتهام اقدام عیله امنیت ملی اعدام شد)، و Michael Weiss (نویسندهٔ کتاب «داعش: گزارشی از درون ارتش وحشت»، از تحلیلگران نشریهٔ فارین پالیسی).

🍂 بحران سوریه ابتدا با ۶ ماه تظاهرات مسالمت آمیز مخالفان بشار اسد در این کشور آغاز شد؛ اما با سرکوب معترضان، و دخالت کشورهای خارجی به یک بحران بین‌المللی تبدیل گردید. برخی گزارش‌های بین‌المللی نشان می‌دهند دستکم ۳۸۸ هزار نفر در جنگ سوریه کشته شده‌اند و بیش از ۱۲ میلیون سوری در سوریه و خارج مرزها بی‌خانمان و آواره شده‌اند.

🔻متنِ #حامد_احمدی، شاعر آزاده، پیرامون کلیپ #ترجمه شدهٔ انتهای ویدیو توسط #بهرام_بسطامی و #عبدالله:

🍂 چهار سال و یک ماه پیش در چنین روزهایی (در هنگام انتشار اولیه این کلیپ)، رژیم اسد و متحدانش با بمباران شیمیایی شهر «خان‌شیخون» بیش از ۹۰ غیرنظامی از جمله ۳۰ کودک را به شهادت رساندند و بدنبال آن بیمارستان شهر را هم به طور کامل منهدم کردند تا مداوای مجروحان امکان‌پذیر نباشد.

🔻 این چند ‌رباعی را تقدیم می‌کنم به روح پاک اطفال معصوم شام غریبان و زیر لب می‌خوانم:
چگونه سر ز خجالت برآورم برِ دوست
که خدمتی بسزا برنیامد از دستم

هووو

هرچند که خوانده ‌بودم از دفترها
نادیده شنیده بودم از منبرها
در آینه‌ی "شام" غریبان دیدم
غلتیده به خاک و خون علی‌اصغرها

‏آهوبره بین که گرگ خونخوارش کشت
نی نی بشرش نکشت بشارش کشت
پرسند اگر "بِاَیِّ ذَنبِِ قُتِلَت؟"
بی‌‌ هیچ‌‌ گناه زیر آوارش کشت!

بشار اسدا که خاک عالم به سرت
تف بر رحِم مادر و گور پدرت
باشد پدران را ز تو داغ پسران
آرد به سرت مگر که خاک پسرت

از شام جگر برشته کشتن تا کی؟
پی ‌‌در پی و رشته ‌رشته کُشتن تا کی؟
بشار اسدا بشر دریدن تا چند؟
شیطان‌صفتا فرشته‌ کشتن تا کی؟



➖➖➖

🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«می‌فرمودند که شما از آزادی اینو می‌خواید! معلومه که اینو می‌خوایم؛ پس چی؟ تازه خیلی بیشتر از اینم می‌خوایم. آزادیِ تمام‌عیار لذت» گمنام


💃🏻🕺🏻یک وجه مهم آزادی، آزادی در حرکتِ بدن و نمایش شورمندی و زیبایی آن (رقص) است. این دقیقا همان نقطۀ ابتدایی-بنیادینِ ستایشِ زندگی‌ست که از زن و مرد ایرانی دریغ شده‌. شیعه‌گری شبیه نوعی از بیماریِ حاد روانی بنظر می‌رسد که نظیرش را در جهان کمتر می‌توان جست. اگر هندی‌ها گاو یا آلت را هم می‌پرستند، اما یکی از شادترین و پر از رقص و آوازترین ملت‌ها هستند. خدایی که با غم و اندوه و حس گناه دائمی و ترس از «عذابِ شب اول قبر و برزخ و دوزخ و قیامت» پرستیده‌شود، بی‌شک از موجودات مورد احترام و ستایش هندو نیز پایین‌تر است. «گاو و آلت تناسلی» نمادی از نمادهای زندگی و زایندگی‌اند و کسی که هندیان را بابت احترام به نمادهای زندگی و زایندگی تحقیر می‌کند، حقا که باید خود را سگ و غلامِ فلان و بهمان مرده بداند و عوعو کند و نصف سال را در عزاداری و گریه و شنیدنِ صدای نکرۀ مداحان سپری کند و دیگران را نیز مجبور به تحمل ماحصلِ روانِ بیمارش کند!

✍🏻 #بهرام_بسطامی


.


#بزمگه #نقد_شیعه

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘از مجلسِ خفتگان ما تا مجلس اعیان آن‌ها!
— علت تاخیرِ(!!!) ۱۲۰۰ سالۀ امام زمان!

✍🏻 #بهرام_بسطامی

❓چرا کشوری توانست به قدرتی دست بیابد که مشهور شد «خورشید هیچ‌گاه در امپراتوری بریتانیا غروب نمی‌کند»، و فقط از هند براساس برآورد‌های صورت گرفته، در طول ۲ سده استعمار، دستکم ۴۵ تریلیون دلار ثروت کسب کند؟ در اینجا بحث اخلاقی مطرح نیست و تشویق به استعمارگری، بحثِ مدیریت و سوداندیشی برای کشور و افق نگاه است که به افزایش ثروت عمومی منجر شده‌ و مدیریتِ این گسترۀ عظیم جغرافیایی-مذهبی، اما ایران با آن تاریخ پرعظمتش، بند دلار ۸۵ هزارتومانی و مجاز بودنِ مذاکرۀ مستقیم با آمریکاست؟ و بعد نیم‌قرن، گروگانِ مافیایِ انحصاری خودروی ایران‌خودرو و سایپا؟ و...

🔺یک پاسخ در حماقتی به نام گزینش است که با یکسری خرافۀ فرقه‌ای-سیاسی، افراد نخبۀ ملی‌گرا را مثل آب‌خوردنِ حذف می‌کند و یکسری پخمۀ منافق یا کودنِ دین‌خو را به جایگاهی می‌نشاند که ذره‌ای شایسته‌اش نیستند.

🔺یک وجه دیگر هم مجلس خبرگانی‌ست که قرار است بر رهبر و تصمیمات مهم و کلان و کارنامۀ او داوری کند و او را هدایت کند، و در صورتی که اصلاح نشد و به کارنامۀ نزولی‌اش ادامه داد، عزل کند. مجلسی که از خرافاتی‌ترین و خرفت‌ترین افراد قوم بوجود آمده، که چنین مهملاتی را که این آخوند می‌گوید، باور دارند و مروج آن هستند، اساسا می‌تواند چنین وظایف سنگینی را فهم کند، چه رسد به عمل؟

❓یک ابرپیر ۱۲۰۰ سال فرصت داشته آدم و جمعیت بسازد از کل دنیا، ولی به‌اندازۀ علی هم نتوانست آدم جمع کند و از خود، جربزه، استادی، امامت، مدیریت و شجاعتی نشان دهد؟ با وجود آن همه معجزات و قدرت‌های غیبی؟ این دیگر چه نوع امامتی‌ست؟ این همه نسل آمدند و رفتند و سوختند، اما امام زمان مثل خدایِ ادیان، فقط نشست، تخمه شکست و تماشا کرد جنایات و ستم‌ها را و فقط منتظر ماند که شرایط کاملا مهیا شود و شیعیانش بیایند؟! شیعیان منتظر او و او هم منتظر شیعیان؟ تا علف از مغزهای بی‌خردان سبز شود؟

❓بقول کمال حیدری چنین موضوع مهمی چرا حتی یک آیۀ صریح هم در قرآن ندارد؟ نه دربارۀ ضرورت امامت بعنوان جزء اصول دین، و نه دربارۀ ۱۲ امام و اسمشان، نه دربارۀ امام آخر و عمر غیرعقلانی‌اش و فلسفۀ این عمر محال و نقض قوانین طبیعت و سنن خود الله؟!

🍂 این آخوند ابله می‌گوید نفوذی‌ها فتنه کردند و نمی‌توانستیم بکشیم! و از «کشتن»، همزمان با «تزکیۀ نفس» می‌گوید! این چه باوری‌ست که اینقدر ساده از کشتنِ مجرمان می‌گوید و تزکیۀ نفسش بسهولت با لفظ کشتن جمع می‌شود؟

❓چطور با دروغی به این بزرگی می‌خواهید جهانیان را به معنویت، اخلاق و عقل دعوت کنید؟ تا کی چوب تنبلی فکری و خرفتی شما آخوندها را باید بخوریم؟

🔻مقایسه شود مجلس خفتگان با مجلس اعیان پادشاهی انگلستان، هرچند جایگاه و کارکرد آن با مجلس خبرگان متفاوت است، اما خود اینکه مجلس دوم آن کشور، توسط چه کسانی تشکیل شده، و چه ثمراتی داشته، هدایت‌گر است:
مجلس اعیان بریتانیا یا مجلس لُردها تالار دوم پارلمان بریتانیا بشمار می‌رود. پارلمان بریتانیا از پادشاه، مجلس عوام و مجلس اعیان تشکیل شده‌است. عضویت در مجلس اعیان، تا سال ١٩٩٩ صرفاً به صورت موروثی در اختیار خانواده‌های اشرافی بود.

اعضاء

اکثر اعضای مجلس اعیان (لردها) انتصابی و غیرانتخابی هستند. این ماهیت غیرانتخابی مجلس لردها، در سال‌های گذشته با انتقاداتی مواجه بود که امروزه با ایجاد اصلاحاتی که در انتصاب اعضا به‌جود آمده این انتقادات کمی کمتر شده‌ است.

در سال ١٩٩٩ بر اساس لایحه‌ی اصلاح ساختار مجلس لردها، تعداد لردهای موروثی عضو مجلس از ۶۰۰ نفر به ۹۲ نفر کاهش یافت. تا آن زمان، تمام اشراف موروثی به طور خودکار عضو مجلس لردها بودند اما با تصویب این قانون، تنها ٩١ نفر از اشراف موروثی به انتخاب خود آنان به عضویت مجلس اعیان در می‌آیند.

تعداد لردهای روحانی در مجلس اعیان نیز ۲۶ نفر می باشد. سایر اعضا را اشراف غیر موروثی تشکیل می‌دهند. اشراف غیرموروثی معمولاً از میان سیاستمداران بازنشسته یا شخصیت‌های برجسته‌ی سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی برگزیده شده و نخست وزیر، معمولاً پس از مشورت با رهبران سایر احزاب و نهادهای دیگر، اسامی آنان را برای تصویب و صدور فرمان به پادشاه چارلز سوم پیشنهاد می‌کند.

پس از یک سری اصلاحات هم‌اکنون بسیاری از نمایندگان از احزاب گوناگون نیز در این مجلس حضور دارند. تعداد اعضای مجلس اعیان ثابت نیست، ولی از سال ۲۰۱۶ میلادی، این مجلس دارای ۸۰۸ کرسی است.

جایگاه
نقش مجلس اعیان عمدتاً شامل بررسی و پیشنهاد اصلاحات شکلی یا ماهوی لوایح و طرح‌های مصوب مجلس عوام است. قانون پارلمان بیان می‌کند که اگر لایحه‌ای در مجلس اعیان رد شد، در صورتی که مجلس عوام در نشست سال آتی همان مفاد را تصویب کند، به صورت خودکار به قانون تبدیل می‌شود.


.


#حکومت_اسلامی #نقد_شیعه

➖➖➖

🌾@Naqdagin
📘کاریکاتوری چرکین و بدبو از شریعتی
— دانشگاهیان چپ‌زده، تندروتر از ملاها
(۱/۲)
✍🏻 #بهرام_بسطامی

🔻عبدالکریمی:
«امروز غزه، مرز انسانیته؛ یعنی شما اعتقاد دارید این جامعه را به یک نهیلیسم وحشتناک و بی‌تفاوتی اخلاقی سوق بدیم. اون موقع از خرد و معنویت ایرانی چیزی باقی می‌مونه؟

این افتخار این کشوره که از معدود کشورایی بودیم که یک عملی انجام دادیم، کنار یمنی‌ها!

یعنی راه عقلانی بود که مثل ترکیه و عربستان عمل کنیم؟

نتانیاهو را دعوت می‌کردیم؟ شما که در مکتب حسین پرورش یافته‌اید»


1️⃣
یک دوگانۀ کاذب، مشابه همۀ پفیوزهای بسیجی، می‌سازد (مثل دوگانۀ کاذبی که می‌گفتند یا باید مثل ما تسلیمِ قانون داعشی حجاب باشی یا طرفدار برهنگی مطلق هستی)، سپس می‌گوید:
اگر مثل جمهوری اسلامی و قات‌زن‌های یمنی از حماس  حمایت نکنید و کشورتان را از جهنمی که هست، جهنم‌تر نکنید، پس باید نتانیاهو را دعوت کنید.

🔺گویا هیچ راه سومی در نظر فیلسوف مدعیِ «افق‌گشایی» و «نبوغ» و «تفکر» و... متصور نیست! و آخوند اکبرنژاد به‌خوبی بر این مغالطۀ مسخره خروج می‌کند و امر بدیهی‌ای که اکثر نخبگان و عامه می‌فهمند و می‌گویند را به گوش‌های ناشنوا و سنگینِ عبدالکریمی، بازگو می‌کند. اما این‌ دوگانه‌سازی‌های احمقانه و شیادانه، تا عبدالکریمی نفس می‌زند و پس از مرگش، به‌نامش ثبت می‌شود، به‌عنوانِ محصولِ نهایی دانشگاه و فلسفه در دوران منحطِ جمهوری اسلامی. دوگانۀ احمقانه‌ای که عملا ایران را در حد یک گروهِ مسلحِ بی‌کله مثلِ حوثی‌ها که به نابودی کشورشان ذره‌ای توجه ندارند، پایین می‌آورد، و همۀ مردم جهان و کشورهای مسلمان و غیرمسلمان را «ضاله و طرفدار نتانیاهو» جا می‌زند.

واقعا باید در آن دانشگاهی که به ایشان در هند مدرکی فروخته را گل گرفت که یک ملت را اسیر فردی چنین سطحی و نامستقل و نامتناسب با جایگاهِ یک استاد دانشگاه کرده‌است!

2️⃣ دومین شیادی و بی‌پرنسیبیِ او‌ این‌جاست که وقتی خودش، نه در هنگامۀ کشتارِ وسیعِ دهه شصت، و نه در هنگامۀ سلاخیِ روشنفکران در دهۀ هفتاد، و نه در بزرگترین کشتاری که جمهوری اسلامی در آن دخیل بوده (طبق سخن فرماندهانی چون محمود چهارباغی و هاشمی رفسنجانی و روزنامه‌نگاران مستقل)، یعنی کشتار چند صد هزار نفری مردم سوریه توسط نیروهای بعثی بشار اسد، نه دربارۀ نسل‌کشی و سرکوبِ سیستماتیک ایغورهای مسلمان توسط نظام‌ِ سلطه‌گر چین، کوچک‌ترین واکنشی نشان نداده و از او حتی جمله‌ای ثبت نشده، و برخی دانش‌جویانش دلیل آن را، بنا بر گفته‌های خودش در این باره، از ترس و محافظه‌کاری او برای حفظ موقعیت خود دانسته‌اند، اما همین آدم از «معنا» و «مرز انسانیت» و «خرد ایرانی» و «معنویت ایرانی» نوحه می‌خواند و برای حماسی‌ها آنقدر دل می‌سوزاند که حتی فلسطینی‌های مستقل و یا بیزار از حماس نیز حیرت می‌کنند از او (مشابهِ اغراق‌ها و اشک‌ریزی‌های مشکوکِ کاترین شکدم دربارۀ عاشو و کربلا و حسین و...)، چرا که او از رویکرد ضد فلسطینی و توحش‌آمیز و احمقانۀ حماس (که میان گروه‌های فلسطینی، حتی نزدِ حزب‌اللهی‌های چون حسین دهباشی به «تروریسم کور» و «کشتن مردم در اتوبوس و...» بنا به ایدئولوژیِ یهودستیزش متهم بوده، در سابقۀ تاریخی‌اش) هم حمایت می‌کند، که در عمل باعث آوارگی‌ صدها هزار از اهل غزه و کشته‌شدن ده‌ها هزار انسان بی‌گناه و و ضربه‌خوردن به شهرتِ نیکِ آرمان «فرا مذهبی- فرا قومیتی» فلسطین شد. کسی که عمامه‌پرانی آخوندها را ابتذال می‌دانست، و حتی شعارهای رادیکالِ فرودستانِ غارت‌شده در دورانِ گرانی بنزین را شماتت می‌کرد، بدل به اشک‌ریز و روضه‌خوانِ شبانه‌روزیِ حماس شده که هر کس به‌اندازۀ او اشک نریزد و تظاهر و تباکی نکند را، متهم به «نهیلیست بودن» «خیانت‌کار بودن» و «غرب‌زده بودن» و «حامیِ اسرائیل بودن» می‌کند. گویی روحِ روان‌پریش فردید زنده شده و جهان را با دو جبهۀ حق و باطل تقسیم کرده، و جبهۀ حق، حوثی‌های یمن و جمهوری اسلامی است، و جبهۀ باطل نیز اکثریت کشورهای دنیا و تمام کشورهای مسلمان، که به حدود حمایت و دخالت در امور سایر کشورها، ملتزم‌اند و جنونِ حسینی ندارند؛ البته حسین بدلی‌ای که عبدالکریمی می‌فروشد، فقط برای حمایت از حماسی‌ها کارکرد دارد، وگرنه نوبت به سوری‌های مظلوم و مردم مفلوکِ ایران می‌شود، حسین از نظر او، با توجه به گاردهای مختلفِ شدیدا ترسا و محافظه‌کار و بندۀ تسلیم نظامش که این است:
یک کله‌شق به‌نظر می‌رسد، که می‌خواهد انقلاب کند، درحالی‌که انقلاب در این عصر هیچ‌ فایده و امکانی ندارد و انقلاب‌های ما باعث تغییر در ساختارها نشده از از زمان مشروطه و شکست خورده، و ما باید همیشه در نمایش‌های بیعت، با چشمی گریان و قلبی خونین شرکت کنیم و امید ببندیم که نظام کم‌کم عاقل شود، یا بعد از مرگِ احتمالی رهبر در سالیانی دیگر، کم‌کم تغییر کند.


(ادامه دارد)
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘کاریکاتوری چرکین و بدبو از شریعتی
— دانشگاهیان چپ‌زده، تندروتر از ملاها
(۲/۲)
✍🏻 #بهرام_بسطامی

🔸اما حسینی که در واقعیت بود، هیچ ربطی به کله‌شقی‌ای که آخوندها در یک دوره به مردم فروختند نداشت. حرکتش به مکه و سپس کربلا، از ترسِ جانش و امتناعی خشونت‌پرهیز از بیعت بود؛ در در موقعیت فشار و محاصره نیز، سریعا مذاکره کرد و حتی تقاضای رفتن به خارج از مرزهای حکومت اسلامی یا رفتن پیش خودِ امیرالمومنین یزید جهت مذاکره پیراون بیعت را داشت. حسین حتی یاران خودش را نیز که اکثرا از اقوام او بودند، در شب‌های آخر دعوت به رفتن کرد، و هیچ‌وقت یک ملت نود میلونی را برای نیم‌قرن و چند نسل، با خود به صحرای کربلا و شعب ابی‌طالب نبرد تا مثل برخی افراد جاه‌طلب و بی‌خرد و بی‌برنامه، لذتِ «فردین خاورمیانه بودن» و توهمِ «امام امت بودن» را ارضا کند. حسین هیچ نسبتی با زیدی‌های احمق و دچار جنونِ جنگ و قیام نداشت، و این را توی چپ‌زدۀ شریعتی‌پرست هیچ‌وقت درک نمی‌کنی، و باید هم با ابزار حسین به یک آخوند که الف تا ی حسین را بسی بهتر از تو می‌شناسد، و در عمل و گاردهای خود نشان داده بسی شریف‌تر است و ملتزم‌تر به اصول تشیع سنتی، حمله کنی که از مرام حسین نمی‌داند! امامانِ شما چپ‌زده‌های چپ‌کردۀ عاشق نظام امت-امامت هم فقط حسین (آن هم با کلی تحریف و مسخ و تغییر اساسی) است، و عملا مابقی امامان را مشتی انسانِ بی‌خاصیتِ ترسو برای بیماریِ انقلابی‌گری و جنونِ جنگ‌طلبی‌تان می‌فهمید.

🔸شهوتِ کلام و میل به در رسانه بودن و منفعت‌طلبی و شیادی و استانداردهای دوگانۀ شما هیچ‌وقت فراموش نمی‌شود. شما اسطورۀ بی‌بدیلِ زیستی نهیلیستی، بندگی قدرت و فقدان بنیادهای محکم اخلاقی، در میان دانشگاهیان هستید جناب عبدالکریمی، و در حافظۀ تاریخی ملتِ زندگی‌خواهِ ایران و روشنفکرانِ مستقل از قدرت، بدل به موضوعِ انزجار از فلسفه و چپ و حتی آرمان انسانیِ فلسطین شده‌اید؛ ای بسا دوستیِ ابلهانِ خودشیفته که هزار بار از دشمنیِ دشمنانِ دانا فاجعه‌آمیزتر است برای اعتبار یک آرمان و یک ایدۀ متعالی.

🔸اگر به ثمرات و زمانه‌شناسی عبدالکریم سروش و حتی علی شریعتی نگاه کنیم، چیزکی برای عرضه و ستایش دارند، اما شما واقعا در مقابل هر دو، یک کوتولۀ تمام‌عیار هستید که در هنگامه‌ای به شهرت رسیدید، که پشیزی از ثمرات و زمانه‌شناسی‌ آن دو به ارث نبرده‌بودید. شما را فقط مدیای جمهوری اسلامی و مخالف‌خوانی‌های ظاهریِ اولیه‌تان علم کرد، وگرنه بسیار پوچ و تهیدست‌تر از این بودید که وقت و ذهن بسیاری را مشغول کنید. رانتِ منبرهای رسمی و غیر رسمیِ جمهوری اسلامی اگر نباشد، شما ذره‌ای حرف برای گفتن ندارید. مقایسه کنیم با دکتر شریعتی که محبوبیتش بعد از نیم‌قرن، هنوز هم تا حد اندکی باقی‌ست، چون اصالت و صداقت و هوشی در او بود، و بی‌شک اگر بود، ادامۀ خودش به‌شکل کاریکاتوری‌‌ای که شما شدید، یعنی یک وجود چرکینِ بدبوی منزجرکننده با بوی ریاکاری و بندگیِ نظام سلطه و قدرتِ مستقر، نمی‌شد. اندکی نبوغ و شراف و استقلال از قدرت در او بود که ذره‌ای از آن در شما نیست.


📕سُقراطُ الوِلاية
📺 خودفیلسوف‌پندار ابرمغلطه‌کار
📕دیسکو و عیش‌ونوش در نظر پدیدارشناس شیعه!
📊 نظرسنجی دربارۀ ساختِ دیسکو و بار و روسپی‌خانه
📕مخالفتِ عوامانه و گله‌وار
📺 ژاپن بی‌غیرت و سربازان آمریکایی🗿
📻 عبدالکریمی و جعل تاریخ در جامۀ تفکر
📕«اصغر لجن و علی گاوکش» در دانشگاه
📕از مغاک عصر ظلمت
📕فیلسوفان آلمانی چه می‌گویند؟
📻 دلقک: زلنسکی یا عبدالکریمی؟
📺 چرا عبدالکریمی رد داده‌؟ روانکاویِ بیژن عبدالکریمی و نقد اپوزیسیون
📺 تحلیل عمیقِ فیلسوف!
📕عبدالکریمی را چه شده‌؟!
📕چپ محور مقاومتی و آرمانشهرش
📕سقوط ج.ا سقوط روسیه و چین؟!
📕وقتی فیلسوف دچار ابتذال رسانه شود
📕درک وارونۀ فیلسوف محور مقاومت از امر ملی
📕خودرادیکال‌پنداری با ذهنی بسیجی‌‌مآب!
📕باز هم روشنفکران را نمی‌بخشم!
📻 عبدالکریمی و چپ‌زدگی

.


#چپ_ایرانی #نقد_چپ #استمرار_طالبان

➖➖➖

🌾 @Naqdagin