Telegram
نقدآگین
📺 جهاد علیه شیعیانِ صفوی (+)
— برشی از تاریخِ صفویه و عثمانی
❓داعش و طالبان و... محصولِ آمریکا و انگلستان بودند؟! پس این تاریخِ بلندِ «تکفیر» و جنگها و کشتوکشتارهای بزرگ سنی و شیعه چهطور تفسیر میشود؟
🍂 ذهنی که نتواند خارج از «نظام باورِ» موروثی خود، به تاریخ و جهان بنگرد، همهچیز را از مجرای «تئوری توطئه» و یا ایدههای اصلی در نظام باورش (همچون «گناهکاریِ بشر») میفهمد و لحظهای به امکان اندکی خطا در «نظام باور» خود، نمیاندیشد.
🍂 درگیریِ صفویه و عثمانی، جدا از تضاد منافع اقتصادی-سیاسی، در دو «نظام باورِ» متضاد نیز ریشه داشت. نظام باوری که جشنِ عقدهگشایانۀ «عمرکشون» و «لعن صحابیِ پیامبر عرب» یکی از ارکانش بود. این لعنِ صحابی تا حتی همسرِ سوگولی و محبوبِ محمد (عایشه)، در ابتدا نوعی «ابزار مبارزاتی» ایرانیان برای حملۀ «غیرمستقیم» به «نظام باورِ» تحمیلی و خشنِ حکام جدیدِ عرب-ایرانی و نوعی مقاومت و ایجادِ هویتی متمایز از اسلام بهمثابه یک «نظام باور» نو و تحمیلی بود، اما بهمرور، چنان گسست را تشدید کرد که در هنگام قدرتیابی شیعیان (که اقلیتی در ایرانِ آن زمان بودند)، کشتارهای وسیعی از ایرانیانی که حاضر به لعن نبودند صورت گرفت، و در جناح مقابل، علمای اسلامِ نزدیک به حکومتِ عثمانی، جنگ با شیعیان را واجبتر از جنگ با کفار اعلام کردند.
🍂 میدانیم صفویه نیرویی درست کردهبودند با عنوانِ «گشت تبرائیان» (پدیدهای بس وحشیانهتر از «گشت ارشاد») که مخالفان اهل بیت را لعن میکردند و هرکس «بیش باد» نمیگفت، بسادگی میکشتند و تا حتا زمان ناصرالدین شاه قاجار امتداد یافت.
🍂 میدانیم که ۹۰درصد شهر بغداد سنی بودند؛ شاهِ صفوی بزرگان آن شهر را نبشِ قبر کرد و جایشان سگ خواباند؛ در عراق علمای سنی را کشت و در شیراز مجبورشان کرد بزرگانشان را لعن کنند و چون نکردند، گردن زد.
🍂 همچنین میدانیم که احادیث جعلیای با مضمونِ «هر شیعهای اگر ۵ سنی بکشد، همسفرۀ پیامبر است»، از شیعه شروع شد و به سنیان سرایت کرد و آنان نیز بهشکل متقابل دست به حدیثسازی زدند.
🗄پست مرتبط
📻 تکفیر در تشیع
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— برشی از تاریخِ صفویه و عثمانی
❓داعش و طالبان و... محصولِ آمریکا و انگلستان بودند؟! پس این تاریخِ بلندِ «تکفیر» و جنگها و کشتوکشتارهای بزرگ سنی و شیعه چهطور تفسیر میشود؟
🍂 ذهنی که نتواند خارج از «نظام باورِ» موروثی خود، به تاریخ و جهان بنگرد، همهچیز را از مجرای «تئوری توطئه» و یا ایدههای اصلی در نظام باورش (همچون «گناهکاریِ بشر») میفهمد و لحظهای به امکان اندکی خطا در «نظام باور» خود، نمیاندیشد.
🍂 درگیریِ صفویه و عثمانی، جدا از تضاد منافع اقتصادی-سیاسی، در دو «نظام باورِ» متضاد نیز ریشه داشت. نظام باوری که جشنِ عقدهگشایانۀ «عمرکشون» و «لعن صحابیِ پیامبر عرب» یکی از ارکانش بود. این لعنِ صحابی تا حتی همسرِ سوگولی و محبوبِ محمد (عایشه)، در ابتدا نوعی «ابزار مبارزاتی» ایرانیان برای حملۀ «غیرمستقیم» به «نظام باورِ» تحمیلی و خشنِ حکام جدیدِ عرب-ایرانی و نوعی مقاومت و ایجادِ هویتی متمایز از اسلام بهمثابه یک «نظام باور» نو و تحمیلی بود، اما بهمرور، چنان گسست را تشدید کرد که در هنگام قدرتیابی شیعیان (که اقلیتی در ایرانِ آن زمان بودند)، کشتارهای وسیعی از ایرانیانی که حاضر به لعن نبودند صورت گرفت، و در جناح مقابل، علمای اسلامِ نزدیک به حکومتِ عثمانی، جنگ با شیعیان را واجبتر از جنگ با کفار اعلام کردند.
🍂 میدانیم صفویه نیرویی درست کردهبودند با عنوانِ «گشت تبرائیان» (پدیدهای بس وحشیانهتر از «گشت ارشاد») که مخالفان اهل بیت را لعن میکردند و هرکس «بیش باد» نمیگفت، بسادگی میکشتند و تا حتا زمان ناصرالدین شاه قاجار امتداد یافت.
🍂 میدانیم که ۹۰درصد شهر بغداد سنی بودند؛ شاهِ صفوی بزرگان آن شهر را نبشِ قبر کرد و جایشان سگ خواباند؛ در عراق علمای سنی را کشت و در شیراز مجبورشان کرد بزرگانشان را لعن کنند و چون نکردند، گردن زد.
🍂 همچنین میدانیم که احادیث جعلیای با مضمونِ «هر شیعهای اگر ۵ سنی بکشد، همسفرۀ پیامبر است»، از شیعه شروع شد و به سنیان سرایت کرد و آنان نیز بهشکل متقابل دست به حدیثسازی زدند.
🗄پست مرتبط
📻 تکفیر در تشیع
.
#آینه_تاریخ #نقد_شیعه #ایران#تاریح_ایران #تاریخ #صفویه #تکفیر #شیعه #اهل_سنت #عثمانی #جنگ #شاه_اسماعیل
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘منشِ جنسی ابنسینا در نسخِ کهن
✍🏻 #مسعود_بابالحوائجی
🍂 امروز روز شیخالرئیس «ابنسینا» است، که پرفسور د.جمیل صلیبا (صاحب فرهنگ فلسفی) او را بهدلیل نوشتههای عربیاش، بیشتر فیلسوفِ عرب قلمداد میکند تا فیلسوف اسلامی!
🍂 به این مناسبت، گفتم به یکی از محققان ابنسینا-پژوه بپردازم، یعنی مستشرق هلندی دکتر «یوپلامیر» که رشته اقتصادش را رها کرد و به پژوهش در فلسفه و منطق فیلسوفانی چون فارابی و ابنسینا و ملاصدرا پرداخت. در دانشگاه مصر و لبنان و دو سال هم در سالهای ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ در تهران در منطقۀ درکه ساکن بود و به تحقیق در نسخ خطی موجود در کتابخانههای ایران مشغول بود.
🍂 او کتابی منتشر کرد به نام «شهوت ابنسینا» تا نشان دهد که افسانۀ علاقۀ ابنسینا به شهوترانی و صیغهکردن افراطی زنان، برساختی ناشی از تهمتهای دشمنان او بودهاست؛ چندانکه گفتند این فیلسوف و طبیب، در اثر کثرت شهوترانی با زنان به بیماری قولنج مبتلا شد و در اصفهان درگذشت.
🍂 قائلان و باورمندان این دیدگاه در نسخ کهن کم نیستند؛ تا جایی که خاورشناسانی چون گوستاو لوبون و جانمکگینیس و گلمان و سهیل افنان نیز حرفهای آنها را تکرار کردهاند.
🍂 ابن خلکان به تمسخر بیتی دربارهی ابنسینا ساخت که:
🍂 اما لامیر که به زبان عربی و فارسی مسلط است، نخست با بررسی نسخههایی از زندگی ابنسینا که به شاگردش ابوعبیدجوزجانی، فیزیکدان و فیلسوف دیکته کرده، دریافت که بخشهایی از جملات آن کتاب، تقطیع شده تا این عبارت زیر را نتیجه گیرند:
🔺با صرفنظر از نقطهچینهای عبارت بالا، «ابتلای بوعلی به قولنج در اثر افراط در شهوت و مجامعت با زنان بوده». این عبارت بهصورت تقطیعشدۀ فوق در نسخی چون «تتمه الصوان الحکمه» بیهقی و«وفیاتالاعیان» ابنخلکان و همچنین «نزهه الارواح» شهرزوری و ابن القفطی و ابن ابیاصیبه از جوزجانی روایت شده که قولنج حکیم، معلول کثرت شهوترانی وی عنوان شدهاست.
🍂 بعدها مستشرق معروف «گلمان» با اعتماد و اتکای به این نسخهها، همین حرف را تکرار میکند و در میان دیگر خاورشناسان چون یک اپیدمی تکثیر میشود.
🍂 لامیر ابتدا با تحقیق در رسالۀ خود شیخ بنام «رسالة فيالقولنج» درمییابد که ابنسینا ۴ نوع قولنج را شناسایی و برای آن ۶۰ عامل ابتلا را معرفی کرده که شهوت و مجامعت با زنان جزو هیچکدام آنها نبودهاست.
🍂 در ادامه لامیر در اثنای تحقیقات خود به نسخهای از املای جوزجانی که در دانشگاه استانبول نگهداری میشود دست پیدا میکند که تا حدی مشکل برایش حل میشود و مشخص میشود مولفان نامبرده در بالا، از عبارت یادشده با نقطهچین، کلماتی را حذف کردهاند تا قولنج شیخ را به عامل شهوترانی او نسبت دهند.
🍂 لامیر با توجه به قدمت این نسخه درمییابد نظر شیخ و دیدگاه جوزجانی، به هیچ وجه قولنج را مرتبط با کثرت رابطه جنسی معرفی نکردهاند. و این شیطنت دشمنان شیخ در تقطیع کلام جوزجانی بوده که به چنین تصوری دامن-زدهاست.
🍂 اما بدخواهان ابنسینا که بودهاند که دست به حذف و تحریف عبارات او زدهاند؟ مشخص است که بعد از کتاب «هافتالفلاسفه» غزالی، متکلمان پس از او به دیدۀ یک مرتد در ابنسینا نظر میکردند، و برای تثبیت این ارتداد، نیاز به نسخۀ زندگینامه جوزجانی داشتند تا شیخالرئیس را «شرابخوار و آوازخوان و عشقباز و شهوتران» جلوه دهند؛ این توصیفات از هرزگی، ارتداد او را استوارتر جلوه میداد. و برای رسیدن به چنین هدفی، نیاز داشتند (از «فقیل» تا «حقها» در عبارت شیخ، یک تقریر کامل) را حذف کنند که پرفسور لامیر توانست این غش و حذف را در نسخۀ استانبول از کتاب کشف و افشا کند.
🍂 این اثر «یوپ لامیر» توسط مترجم و پژوهنده افغانستانی عتیق اروند به فارسی برگردانده شدهاست که از این لینک قابل دریافت است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @translate52arabic
✍🏻 #مسعود_بابالحوائجی
🍂 امروز روز شیخالرئیس «ابنسینا» است، که پرفسور د.جمیل صلیبا (صاحب فرهنگ فلسفی) او را بهدلیل نوشتههای عربیاش، بیشتر فیلسوفِ عرب قلمداد میکند تا فیلسوف اسلامی!
🍂 به این مناسبت، گفتم به یکی از محققان ابنسینا-پژوه بپردازم، یعنی مستشرق هلندی دکتر «یوپلامیر» که رشته اقتصادش را رها کرد و به پژوهش در فلسفه و منطق فیلسوفانی چون فارابی و ابنسینا و ملاصدرا پرداخت. در دانشگاه مصر و لبنان و دو سال هم در سالهای ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ در تهران در منطقۀ درکه ساکن بود و به تحقیق در نسخ خطی موجود در کتابخانههای ایران مشغول بود.
🍂 او کتابی منتشر کرد به نام «شهوت ابنسینا» تا نشان دهد که افسانۀ علاقۀ ابنسینا به شهوترانی و صیغهکردن افراطی زنان، برساختی ناشی از تهمتهای دشمنان او بودهاست؛ چندانکه گفتند این فیلسوف و طبیب، در اثر کثرت شهوترانی با زنان به بیماری قولنج مبتلا شد و در اصفهان درگذشت.
🍂 قائلان و باورمندان این دیدگاه در نسخ کهن کم نیستند؛ تا جایی که خاورشناسانی چون گوستاو لوبون و جانمکگینیس و گلمان و سهیل افنان نیز حرفهای آنها را تکرار کردهاند.
🍂 ابن خلکان به تمسخر بیتی دربارهی ابنسینا ساخت که:
و لم یشف ما نابه بالشفا
و لم ينج من موته بالنجاة
نه كتاب شفايش وي را از قولنج شفا داد
نه کتاب نجاتش از مرگ نجاتش بخشید
🍂 اما لامیر که به زبان عربی و فارسی مسلط است، نخست با بررسی نسخههایی از زندگی ابنسینا که به شاگردش ابوعبیدجوزجانی، فیزیکدان و فیلسوف دیکته کرده، دریافت که بخشهایی از جملات آن کتاب، تقطیع شده تا این عبارت زیر را نتیجه گیرند:
و یشتغل بالمجامعة کثیرا فأثر فی مزاجه… حتی صار امره فی السنه… اصاب الشیخ قولنج
🔺با صرفنظر از نقطهچینهای عبارت بالا، «ابتلای بوعلی به قولنج در اثر افراط در شهوت و مجامعت با زنان بوده». این عبارت بهصورت تقطیعشدۀ فوق در نسخی چون «تتمه الصوان الحکمه» بیهقی و«وفیاتالاعیان» ابنخلکان و همچنین «نزهه الارواح» شهرزوری و ابن القفطی و ابن ابیاصیبه از جوزجانی روایت شده که قولنج حکیم، معلول کثرت شهوترانی وی عنوان شدهاست.
🍂 بعدها مستشرق معروف «گلمان» با اعتماد و اتکای به این نسخهها، همین حرف را تکرار میکند و در میان دیگر خاورشناسان چون یک اپیدمی تکثیر میشود.
🍂 لامیر ابتدا با تحقیق در رسالۀ خود شیخ بنام «رسالة فيالقولنج» درمییابد که ابنسینا ۴ نوع قولنج را شناسایی و برای آن ۶۰ عامل ابتلا را معرفی کرده که شهوت و مجامعت با زنان جزو هیچکدام آنها نبودهاست.
🍂 در ادامه لامیر در اثنای تحقیقات خود به نسخهای از املای جوزجانی که در دانشگاه استانبول نگهداری میشود دست پیدا میکند که تا حدی مشکل برایش حل میشود و مشخص میشود مولفان نامبرده در بالا، از عبارت یادشده با نقطهچین، کلماتی را حذف کردهاند تا قولنج شیخ را به عامل شهوترانی او نسبت دهند.
🍂 لامیر با توجه به قدمت این نسخه درمییابد نظر شیخ و دیدگاه جوزجانی، به هیچ وجه قولنج را مرتبط با کثرت رابطه جنسی معرفی نکردهاند. و این شیطنت دشمنان شیخ در تقطیع کلام جوزجانی بوده که به چنین تصوری دامن-زدهاست.
🍂 اما بدخواهان ابنسینا که بودهاند که دست به حذف و تحریف عبارات او زدهاند؟ مشخص است که بعد از کتاب «هافتالفلاسفه» غزالی، متکلمان پس از او به دیدۀ یک مرتد در ابنسینا نظر میکردند، و برای تثبیت این ارتداد، نیاز به نسخۀ زندگینامه جوزجانی داشتند تا شیخالرئیس را «شرابخوار و آوازخوان و عشقباز و شهوتران» جلوه دهند؛ این توصیفات از هرزگی، ارتداد او را استوارتر جلوه میداد. و برای رسیدن به چنین هدفی، نیاز داشتند (از «فقیل» تا «حقها» در عبارت شیخ، یک تقریر کامل) را حذف کنند که پرفسور لامیر توانست این غش و حذف را در نسخۀ استانبول از کتاب کشف و افشا کند.
🍂 این اثر «یوپ لامیر» توسط مترجم و پژوهنده افغانستانی عتیق اروند به فارسی برگردانده شدهاست که از این لینک قابل دریافت است.
.
#بازاندیشی #در_چنین_روزی #آخوندیسم#پزشک #بازنگری #تاریخ #تاریخ_ایران #ابن_سینا #فلاسفه #فیلسوف #فلسفه #غزالی #احمد_غزالی #تکفیر #تفسیق #مباهته #قلنج #رابطه_جنسی #تحریف
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @translate52arabic
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 #حافظ؛ مسلم یا منتقدی فراسوی اسلام؟ (+)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📕حافظ و رندی
📕دعوی بیگناهی
📕یلدای حافظی
📕انسانی فراسوی قرآن و مکتب
📺 حافظ از غیب خبری نمیدهد
.
#خیالپرسه#شاعر #شعر #زندگینامه #شاعران_ایران #شاعران_ایرانی #میترائیسم #شراب #امام_حسین #حسین_بن_علی #داریوش_آشوری #زرتشتی #غزل #غزلسرا #دینشناسی #ادیان #یزید #آیین_مهر #مهرپرستی #رند #مغ #اوستا #زرتشت #ایرانگرایی #ایران_باستان #شیراز #بغداد #یزد #قرآن #آخوندیسم #فقه #آخوندیسم #آخوند #تکفیر #فقیه #پهلوی #رضاشاه #محمدرضا_پهلوی #حافظیه #اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘داستان شیخ علیش مصری و کلاه شاپو
— «تعطیلی شنبه» چه مغزهایی را به رعشه انداخته؟
✍🏻 #مسعود_بابالحوائجی
🍂 اجازه دهید امشب از «شیخ محمد علیش» برایتان بگویم؛ شیخی قشری از الازهر در اواخر قرن نوزدهم در مصر که تمام فتواهایش جنجالی بود. مثلاً یکی از فقیهانی که به «حرام بودن قهوه» فتوا دادهبود. همین شیخ است و دستور «بستن قهوهخانهها» را در زمان پاشایان مصری همين فقیه صادر کردهبود.
🍂 او در عصر جمالالدین اسدآبادی و شیخ محمد عبده بود و از سرسختترین دشمنان این دو و حرکات اصلاحی آنها. یکی از جنجالبرانگیزترین فتواهایش فتوا به «حرام بودنِ کلاه شاپوی فرانسوی» بود: نام این کلاه آن زمان به لهجهی مصریها (البرنيطة) بود که ریشهاش از «بلنسیه و قلنسوه» از توابع «اندلس» پیشین بود که کشیشان بر سر میگذاشتند.
🍂 یک شیخ الجزایری به نام "سليمان بن على"برای مقلدانش رسالهای نوشت به نام: "أجوبة الحيارى عن حكم قلنسوة النصارى" یعنی: «پاسخی به سرگشتگان دربارهی حکم کلاه مسیحیان» که پوشیدن آن را مجاز شمردهبود.
🍂 این فتوا به مذاق شیخ علیش خوش نیفتاد و فوراً فتوا به کفر شیخ سلیمان فقيه الجزايري داد و تا جواز قتل و هدر بودن خونش پیش رفت صرفا به خاطر همین یک فتوا.
🍂 اما بخش فکاهی داستان، استدلال شیخ علیش بر حرمت این کلاه است که شیخ به آیهی «واسجدوا» استناد کردهبود و گفته بود چون سجده با پیشانی است و لبهی دراز این کلاه مانع قرار گرفتن پیشانی بر زمین است پس پوشش این کلاه مانع سجده و طبعا منافی با رکن نماز است و برابر با کفر است.
🍂 لازم است به مدرک این ماجرا اشاره کنم که در مجلة الرسالة در شماره ٤١٦ ص٢٩ آن را به تفصیل نقل کرده و آورده که حتا شیخ تنها به صدور این فتوا بسنده نکرد، بلکه بسی دشنام و لعن و ناسزا نثار شیخ سلیمان الجزایری کردهبود و در خطاب به او نوشتهبود:
🍂 در حاشیه باید افزود که شیخ محمد علیش، از بزرگانِ فقهایِ مالکی در الازهر است که به گفتۀ دکتر سامح عسکر، پژوهشگرِ فلسفۀ دین، هنوز نظرات و دیدگاههایش در فقه مالکی موردِ استفاده است و تدریس میشود.
🗄پست مرتبط
📕توجیهِ جنایاتِ حکام توسطِ فقها
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @translate52arabic
— «تعطیلی شنبه» چه مغزهایی را به رعشه انداخته؟
✍🏻 #مسعود_بابالحوائجی
🍂 اجازه دهید امشب از «شیخ محمد علیش» برایتان بگویم؛ شیخی قشری از الازهر در اواخر قرن نوزدهم در مصر که تمام فتواهایش جنجالی بود. مثلاً یکی از فقیهانی که به «حرام بودن قهوه» فتوا دادهبود. همین شیخ است و دستور «بستن قهوهخانهها» را در زمان پاشایان مصری همين فقیه صادر کردهبود.
🍂 او در عصر جمالالدین اسدآبادی و شیخ محمد عبده بود و از سرسختترین دشمنان این دو و حرکات اصلاحی آنها. یکی از جنجالبرانگیزترین فتواهایش فتوا به «حرام بودنِ کلاه شاپوی فرانسوی» بود: نام این کلاه آن زمان به لهجهی مصریها (البرنيطة) بود که ریشهاش از «بلنسیه و قلنسوه» از توابع «اندلس» پیشین بود که کشیشان بر سر میگذاشتند.
🍂 یک شیخ الجزایری به نام "سليمان بن على"برای مقلدانش رسالهای نوشت به نام: "أجوبة الحيارى عن حكم قلنسوة النصارى" یعنی: «پاسخی به سرگشتگان دربارهی حکم کلاه مسیحیان» که پوشیدن آن را مجاز شمردهبود.
🍂 این فتوا به مذاق شیخ علیش خوش نیفتاد و فوراً فتوا به کفر شیخ سلیمان فقيه الجزايري داد و تا جواز قتل و هدر بودن خونش پیش رفت صرفا به خاطر همین یک فتوا.
🍂 اما بخش فکاهی داستان، استدلال شیخ علیش بر حرمت این کلاه است که شیخ به آیهی «واسجدوا» استناد کردهبود و گفته بود چون سجده با پیشانی است و لبهی دراز این کلاه مانع قرار گرفتن پیشانی بر زمین است پس پوشش این کلاه مانع سجده و طبعا منافی با رکن نماز است و برابر با کفر است.
🍂 لازم است به مدرک این ماجرا اشاره کنم که در مجلة الرسالة در شماره ٤١٦ ص٢٩ آن را به تفصیل نقل کرده و آورده که حتا شیخ تنها به صدور این فتوا بسنده نکرد، بلکه بسی دشنام و لعن و ناسزا نثار شیخ سلیمان الجزایری کردهبود و در خطاب به او نوشتهبود:
ای احمق فریبخوردهی ابله! چطور جرأت و جسارت کردی که کلاهی که نشانهی خواری و کفر و ذلت آنهاست را به دینی که شریفترین و منیعترین دین است منسوب داری؟ چه رسوایی بیش از این ای کوردلِ خبیث باطن! که با این فتوا به شقاوتی گرفتار آمدی که سعادتی پس از آن نباشد وخونت هدر است و تلاش برای ریختن آن واجبی ستودنی است.
🍂 در حاشیه باید افزود که شیخ محمد علیش، از بزرگانِ فقهایِ مالکی در الازهر است که به گفتۀ دکتر سامح عسکر، پژوهشگرِ فلسفۀ دین، هنوز نظرات و دیدگاههایش در فقه مالکی موردِ استفاده است و تدریس میشود.
🗄پست مرتبط
📕توجیهِ جنایاتِ حکام توسطِ فقها
.
#آخوندیسم #تحجر #فتوا #تکفیر #تکفیری #تعصب #آخوند #فتوا
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @translate52arabic