Telegram
نقدآگین
📘امتدادِ جنگ اوکراین و ختمِ رویاهای روسیه
✍🏻 #طوس_طهماسبی
🍂 چرا معتقدم که اگر جنگ اوکراین یک تا دو سال دیگر با شدت متوسط ادامه یابد، حتی اگر اوکراینیها نتوانند تمام سرزمینهای خود را آزاد کنند، دیگر چیزی به نام «ارتش بزرگ روسیه» یا روسیه به عنوان یک «قدرت جهانی» وجود نخواهد داشت؟
🍂 تصویر پیوست مربوط به مانور زاپادِ ۸۱ ارتش شوروی در آغاز دهه ۸۰ میلادی است. این بزرگترین رزمایش یک نیروی زمینی در تاریخ بود؛ مربوط به دورانِ اوج قدرت نظامیِ شوروی، کمی پیش از آغاز روند اضمحلال آن. در آن زمان، شوروی ۵۰ تا ۶۰ هزار تانک عملیاتی در اختیار داشت. پس از فروپاشی شوروی، روسیه بیش از ۳ تا ۵ هزار تانک را نتوانست در خدمت نگه دارد. شوروی ۱۳ هزار هواپیمای جنگی در اختیار داشت، حال آنکه هواپیماهای رزمی روسیه به ۱ هزار فروند هم نمیرسد.
❓اما آیا ارتش روسیه که همواره بر کمیت متکی بوده، توانست که در مقابل چنین کاهشِ قدرت تکاندهندهای، دکترین و فونداسیونِ نظامیِ جدیدی بر پایۀ کیفیت و فنآوریِ نظامی هوشمند بنا کند؟ به هیچ وجه!
🍂 سطح فنآوری ارتش روسیه امروز تفاوت ناچیزی با ارتش شوروی ۳۳ سال پیش دارد. شکستهای خردکنندۀ آنها در اوکراین، ریشه در همین واقعیت دارد.
🍂 شوروی کمونیستی ساختارِ صنعتیِ عظیمی بهوجود آورد که بر پایۀ «منطق اقتصادی»، مفهوم «بازدهی» و «تناسب با کشش بازارها» بنا نشدهبود. این ساختار زیانده، بهتدریج بهمعنای دقیق کلمه گندید و مضمحل شد. یلستین و پوتین ناچار شدند آن را تقریبا به تمامی تعطیل کنند.
🍂 روسیه برخلاف شوروی، یک «قدرت صنعتی» نبود و به یک «صادر کنندۀ مواد خام» تبدیل شد. روسیه با اختلاف، غنیترین کشور جهان از لحاظ «منابع زیرزمینی» است، اما امروز در ردهبندی اقتصاد جهانی، جایگاه ۱۱-ام را بهخود اختصاص دادهاست، در حالی که شوروی پس از پیروزی در جنگ جهانی دوم، اقتصاد دوم جهان بود.
🍂 روسیه با یک دولت فاسد و مافیایی، بههیچوجه قادر نشده تا اقتصاد و تکنولوژی خود را بر پایهای جدید بنا کند.
🍂 روسیه در پارامترهای بنیادینِ توسعه و قدرت، تنها یک پیکرِ بدقواره، نیمهنصفه و زوار-در-رفته از دوران شوروی است. به همین سبب است که روسیه، قادر نشده در این سالها، سلاحهای واقعا جدیدی در اختیار نیروهای مسلح قرار دهد. به همین سبب است که سلاحهای جدیدی نظیر سوخو پاکفا و تانکِ آرماتا، با این که ظاهرا تکمیل شدهاند، اما عملا وجود ندارند؛ چرا که بنیۀ اقتصادی و تکنولوژیِ لازم برای تکمیل آنها وجود ندارد. هند که شریک برنامۀ جنگندۀ نسل پنجم پاکفا بود، دریافت که این پروژه پوچ و توخالی است و کنارهگیری خود را اعلام کرد.
🍂 پوتین در طول بیش از ۱۰ سال دورۀ رونق ناشی از قیمت بالای نفت و گاز، توانست چند طرح نیمهکارهمانده از دوران شوروی را تکمیل کرده و در اختیار ارتش روسیه بگذارد. جنگندههای سوخو 30، 34 و 35، و نیز تانکهای T90 شامل طرح قدیم و جدید در این دسته قرار میگيرند. بدینترتیب، ۳۸۰ جنگندۀ جدید و حدود ۴۵۰ تانک جدید در اختیار ارتش روسیه قرار گرفت. امروز حدود ۶۰ فروند از این هواپیماهای جدید از بین رفتهاند و رقمی که در مقابل تولید شده، حدود ۱/۸ تلفات است.
🍂 در مورد نیروی زمینی، وضعیت بارها و بارها بدتر است. روسها نزدیک به ۵ هزار تانک و بیشترِ خدمه زرهی زبدۀ خود را از دست دادهاند. بیش از نیمی از تانکهای جدیدِ کمتعداد از میان رفتهاند. تولید نظامی روسها تا اینجا، بسیار کمتر از تلفات بوده و به همین سبب، ناچار شدهاند تانکهای قدیمی تولیدیِ ۵۰ تا ۷۰ سال پیش را از انبارها و از حالت ذخیره بیرون بیاورند.
🍂 بررسیها نشان داده با روند تولید و تلفات فعلی، روسها یکسال دیگر تقریبا تانکی در میدان نبرد ندارند. از سوی دیگر، هر چه آنها بهسوی تولید بیشتر جنگافزارهای سنگین بروند، فشار بر اقتصاد غیرنظامی روسیه بیشتر شده و زمینه برای «فروپاش اقتصادی دومِ» امپراتوری مسکو فراهمتر میگردد.
🍂 تلفات در زمینۀ نفربرها, توپهای خود-رانش و سیستمهای پدافندِ موشکی زمین به هوا هم بسیار زیاد بودهاست و در مجموع، رقمی حدود ۵ هزار دستگاه را شامل میشود.
🍂 روسها مشکل دیگری نیز دارند. آنها در زمینۀ فنآوری نظامیِ پیچیدۀ الکترونیک، خودکفا نیستند و در دو دهۀ آخیر، در این زمینه وابسته به قدرتهای غربی، بهخصوص فرانسه، بودهاند.
🍂 تحریمهایی که پس از اشغال کریمه، یعنی ۱۰ سال قبل اعمال شد، ارتش روسیه را دچارِ مشکلات جدی کرد. علت اینکه چرا روسها نتوانستند برتری هوایی بر فراز اوکراین را بدست گیرند و نیروی هوایی کوچک اوکراین را نابود کنند، مربوط به همین عقبماندگی در زمینه دانشِ پیشرفتۀ الکترونیک است.
🗄پست مرتبط
📕زوال ماشین جنگی روسیه
#نظامی #سیاست #روسیه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #طوس_طهماسبی
🍂 چرا معتقدم که اگر جنگ اوکراین یک تا دو سال دیگر با شدت متوسط ادامه یابد، حتی اگر اوکراینیها نتوانند تمام سرزمینهای خود را آزاد کنند، دیگر چیزی به نام «ارتش بزرگ روسیه» یا روسیه به عنوان یک «قدرت جهانی» وجود نخواهد داشت؟
🍂 تصویر پیوست مربوط به مانور زاپادِ ۸۱ ارتش شوروی در آغاز دهه ۸۰ میلادی است. این بزرگترین رزمایش یک نیروی زمینی در تاریخ بود؛ مربوط به دورانِ اوج قدرت نظامیِ شوروی، کمی پیش از آغاز روند اضمحلال آن. در آن زمان، شوروی ۵۰ تا ۶۰ هزار تانک عملیاتی در اختیار داشت. پس از فروپاشی شوروی، روسیه بیش از ۳ تا ۵ هزار تانک را نتوانست در خدمت نگه دارد. شوروی ۱۳ هزار هواپیمای جنگی در اختیار داشت، حال آنکه هواپیماهای رزمی روسیه به ۱ هزار فروند هم نمیرسد.
❓اما آیا ارتش روسیه که همواره بر کمیت متکی بوده، توانست که در مقابل چنین کاهشِ قدرت تکاندهندهای، دکترین و فونداسیونِ نظامیِ جدیدی بر پایۀ کیفیت و فنآوریِ نظامی هوشمند بنا کند؟ به هیچ وجه!
🍂 سطح فنآوری ارتش روسیه امروز تفاوت ناچیزی با ارتش شوروی ۳۳ سال پیش دارد. شکستهای خردکنندۀ آنها در اوکراین، ریشه در همین واقعیت دارد.
🍂 شوروی کمونیستی ساختارِ صنعتیِ عظیمی بهوجود آورد که بر پایۀ «منطق اقتصادی»، مفهوم «بازدهی» و «تناسب با کشش بازارها» بنا نشدهبود. این ساختار زیانده، بهتدریج بهمعنای دقیق کلمه گندید و مضمحل شد. یلستین و پوتین ناچار شدند آن را تقریبا به تمامی تعطیل کنند.
🍂 روسیه برخلاف شوروی، یک «قدرت صنعتی» نبود و به یک «صادر کنندۀ مواد خام» تبدیل شد. روسیه با اختلاف، غنیترین کشور جهان از لحاظ «منابع زیرزمینی» است، اما امروز در ردهبندی اقتصاد جهانی، جایگاه ۱۱-ام را بهخود اختصاص دادهاست، در حالی که شوروی پس از پیروزی در جنگ جهانی دوم، اقتصاد دوم جهان بود.
🍂 روسیه با یک دولت فاسد و مافیایی، بههیچوجه قادر نشده تا اقتصاد و تکنولوژی خود را بر پایهای جدید بنا کند.
🍂 روسیه در پارامترهای بنیادینِ توسعه و قدرت، تنها یک پیکرِ بدقواره، نیمهنصفه و زوار-در-رفته از دوران شوروی است. به همین سبب است که روسیه، قادر نشده در این سالها، سلاحهای واقعا جدیدی در اختیار نیروهای مسلح قرار دهد. به همین سبب است که سلاحهای جدیدی نظیر سوخو پاکفا و تانکِ آرماتا، با این که ظاهرا تکمیل شدهاند، اما عملا وجود ندارند؛ چرا که بنیۀ اقتصادی و تکنولوژیِ لازم برای تکمیل آنها وجود ندارد. هند که شریک برنامۀ جنگندۀ نسل پنجم پاکفا بود، دریافت که این پروژه پوچ و توخالی است و کنارهگیری خود را اعلام کرد.
🍂 پوتین در طول بیش از ۱۰ سال دورۀ رونق ناشی از قیمت بالای نفت و گاز، توانست چند طرح نیمهکارهمانده از دوران شوروی را تکمیل کرده و در اختیار ارتش روسیه بگذارد. جنگندههای سوخو 30، 34 و 35، و نیز تانکهای T90 شامل طرح قدیم و جدید در این دسته قرار میگيرند. بدینترتیب، ۳۸۰ جنگندۀ جدید و حدود ۴۵۰ تانک جدید در اختیار ارتش روسیه قرار گرفت. امروز حدود ۶۰ فروند از این هواپیماهای جدید از بین رفتهاند و رقمی که در مقابل تولید شده، حدود ۱/۸ تلفات است.
🍂 در مورد نیروی زمینی، وضعیت بارها و بارها بدتر است. روسها نزدیک به ۵ هزار تانک و بیشترِ خدمه زرهی زبدۀ خود را از دست دادهاند. بیش از نیمی از تانکهای جدیدِ کمتعداد از میان رفتهاند. تولید نظامی روسها تا اینجا، بسیار کمتر از تلفات بوده و به همین سبب، ناچار شدهاند تانکهای قدیمی تولیدیِ ۵۰ تا ۷۰ سال پیش را از انبارها و از حالت ذخیره بیرون بیاورند.
🍂 بررسیها نشان داده با روند تولید و تلفات فعلی، روسها یکسال دیگر تقریبا تانکی در میدان نبرد ندارند. از سوی دیگر، هر چه آنها بهسوی تولید بیشتر جنگافزارهای سنگین بروند، فشار بر اقتصاد غیرنظامی روسیه بیشتر شده و زمینه برای «فروپاش اقتصادی دومِ» امپراتوری مسکو فراهمتر میگردد.
🍂 تلفات در زمینۀ نفربرها, توپهای خود-رانش و سیستمهای پدافندِ موشکی زمین به هوا هم بسیار زیاد بودهاست و در مجموع، رقمی حدود ۵ هزار دستگاه را شامل میشود.
🍂 روسها مشکل دیگری نیز دارند. آنها در زمینۀ فنآوری نظامیِ پیچیدۀ الکترونیک، خودکفا نیستند و در دو دهۀ آخیر، در این زمینه وابسته به قدرتهای غربی، بهخصوص فرانسه، بودهاند.
🍂 تحریمهایی که پس از اشغال کریمه، یعنی ۱۰ سال قبل اعمال شد، ارتش روسیه را دچارِ مشکلات جدی کرد. علت اینکه چرا روسها نتوانستند برتری هوایی بر فراز اوکراین را بدست گیرند و نیروی هوایی کوچک اوکراین را نابود کنند، مربوط به همین عقبماندگی در زمینه دانشِ پیشرفتۀ الکترونیک است.
🗄پست مرتبط
📕زوال ماشین جنگی روسیه
#نظامی #سیاست #روسیه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘کدام قدرت دستهای صدام را بالا برد و او را به امضای قرارداد الجزایر مجبور کرد؟
✍🏻 #طوس_طهماسبی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #طوس_طهماسبی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘کدام قدرت دستهای صدام را بالا برد و او را به امضای قرارداد الجزایر مجبور کرد؟
✍🏻 #طوس_طهماسبی
🍂 تا اواخر دهۀ چهل شمسی، ارتش عراق تقریبا شانهبهشانۀ ارتش ایران رشد میکرد و در برخی موارد، برتریهایی نیز بدست میآورد؛ مثلا در آغاز دهه شصت میلادی، عراق با دریافت جنگندههای میگ ۱۹، زودتر از ایران به «جنگندههای مافوق صوت» دست یافت و نیز در اواخر دهۀ پنجاه میلادی، با دریافت تانک T55 از شوروی، برتری زرهی را بدست آورد؛ چرا که این تانک از لحاظ قدرت آتش و زره، بر تانکهای شرمن و M47 ایران برتر بود.
🍂 تا سال ۱۳۴۷ شمسی، ارتش ایران فاقد یک جنگندۀ بمبافکن بود که تواند حمل تسلیحاتِ زیاد و بیش از ۲ تُن داشتهباشد؛ درحالیکه در همان زمان، عراقیها بمبافکنهای غولپیکر توپولوفِ 16 داشتند که میتوانست ۶ تن بمب را به درون خاک ایران برساند.
🍂 البته خوشاقبالی ایران آن بود که سرعت مادون صوت این بمبافکن، امکان رهگیری نسبتا آسان آن را برای F5هایی که توسط خلبانانی زبده هدایت میشدند، فراهم میکرد.
🍂 اما از حدود سال ۱۳۴۷ شمسی، روندی آغاز شد که توازن قبلی را به کلی تغییر داد. روند فروش تسلیحات سطح یک و بسیار پیشرفته از سوی آمریکا به معدودی متحدان جهان سومی آغاز شد و ارتش شاهنشاهی ایران تا چند سال، تنها کشوری بود که از این موهبت برخوردار شد. یکی از دلایلش آن بود که ارتش ایران بهتر و زودتر از دیگر متحدان جهانسومی واشنگتن، زیرساختهای مربوط به آموزش پرسنل و نگهداری را فراهم کردهبود.
🍂 زمانی که در سال ۵۴، در یک درگیری مهم و تعیینکنندۀ مرزی، ۸ فانتوم ایرانی ظرف ۱۵ دقیقه، ۱۲ دستگاه تانک عراقی را با موشکهای هدایت تلویزیونی ماوریک، منهدم کرده و تیپ زرهی عراقی را که تازه وارد خاک ایران شدهبود، فراری دادند، مشخص شد که فاصلۀ تکنولوژیک شگرفی میان نیروهای نظامی ایران و عراق روی دادهاست.
🍂 عراقیها تا به حال اسلحهای نظیر موشک ماوریک ندیدهبودند که بتواند فراتر از میدان دید آنها، یعنی بدون آنکه دشمن را ببیند، تانکهایشان را یکبهیک و با دقت منهدم کند. جنگندههای آنها، صرفا به توپ و بمبهای سقوط آزاد مجهز بودند، که برای حمله ناچار بود، دقیقا بالای سر دشمن قرار گیرد، بدون آنکه بتواند بمباران دقیقی داشتهباشد.
🍂 همینطور، ترکیب بسیار خطرناک هلیکوپتر کبرا با موشک دقیق تاو، برای عراقیها ناشناخته بود. هلیکوپترهای آنها تنها به راکتهای معمولی هدایت ناپذیر مجهز بوده و قابلیت ضدتانک نداشتند. ارتش ایران وارد یک سطح و لیگ دیگر در قدرت نظامی شدهبود که عراقیها به آن دسترسی نداشتند.
🍂 شوروی نمیتوانست این فاصله را برای عراقیها پر کند؛ چرا که از یکسو نمیخواست سلاحهای درجۀ یک و بسیار جدیدِ خود را به آنها بدهد، و از سوی دیگر، هنوز حتی خودش برخی از این سلاحهای جدید را نداشت.
🍂 برای آنکه فاصلۀ نظامی شگرفی که از سال ۱۳۵۲ به بعد، میان نیروهای نظامی ایران و عراق پدید آمدهبود را بهتر درک کنید، به اختصار به فنآوریهایی که ارتش ایران به آنها دست يافته و عراق فاقد آنها بود، اشاره میکنم:
🍂 سلاحهای «هوا به زمین» هوشمند و هدایتشونده نظیر موشکهای «تاو، ماوریک و بمبهای لیزری»، موشکهای «هدایت راداری نیمهفعال» یعنی همان «اسپاروهای هواپیماهای فانتوم» و موشکهای «هدایت راداری فعال فونیکس» که در کلاهک خود، دارای یک رادار پیشرفته بودند.
🍂 در شرایطی که شکاریهای عراقی تنها به موشکهای حرارتی مجهز بوده و صرفا قادر بودند در فاصلۀ ۵ تا ۷ کیلومتری به جنگندههای دشمن حمله کنند، فانتومهای ایرانی با موشکهای اسپارو، از فاصلۀ ۲۵ کیلومتری و F14های ایرانی با موشکهای فونیکس، از فاصلۀ بیش از ۱۰۰ کیلومتری میتوانستند جنگندههای دشمن را منهدم کنند.
🍂 به علاوه، نیروی هوایی ایران از پادهای پیشرفته اختلال الکترونیک برخوردار بود که قادر بودند موشکهای پدافندی سام دو، سه و شش عراقیها را گمراه کنند؛ ایندرحالی بود که جنگ کردستان عراق ثابت کرد که نیروی هوایی عراق، هیچ وسیلهای برای خنثیسازی سایتهای موشکی «هاوک و راپیر» ایران در اختیار ندارد. این موشکها، در این جنگ چندین جنگنده و بمبافکن عراقیها را سرنگون کرده و عملا فعالیت نیروی هوایی عراق برای سرکوب کردها را مختل نمودند.
🍂 از سال ۱۳۵۲ به بعد، ارتش ایران دیگر حریف و رقیب خود را عراق نمیدانست و متوجه گسترۀ استراتژیک وسیعتری، نظیر اقیانوس هند، و نیز فراهم کردنِ برخی زمینهها برای دفاع هوایی در برابر تهاجمِ احتمالیِ شوروی شدهبود.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #طوس_طهماسبی
🍂 تا اواخر دهۀ چهل شمسی، ارتش عراق تقریبا شانهبهشانۀ ارتش ایران رشد میکرد و در برخی موارد، برتریهایی نیز بدست میآورد؛ مثلا در آغاز دهه شصت میلادی، عراق با دریافت جنگندههای میگ ۱۹، زودتر از ایران به «جنگندههای مافوق صوت» دست یافت و نیز در اواخر دهۀ پنجاه میلادی، با دریافت تانک T55 از شوروی، برتری زرهی را بدست آورد؛ چرا که این تانک از لحاظ قدرت آتش و زره، بر تانکهای شرمن و M47 ایران برتر بود.
🍂 تا سال ۱۳۴۷ شمسی، ارتش ایران فاقد یک جنگندۀ بمبافکن بود که تواند حمل تسلیحاتِ زیاد و بیش از ۲ تُن داشتهباشد؛ درحالیکه در همان زمان، عراقیها بمبافکنهای غولپیکر توپولوفِ 16 داشتند که میتوانست ۶ تن بمب را به درون خاک ایران برساند.
🍂 البته خوشاقبالی ایران آن بود که سرعت مادون صوت این بمبافکن، امکان رهگیری نسبتا آسان آن را برای F5هایی که توسط خلبانانی زبده هدایت میشدند، فراهم میکرد.
🍂 اما از حدود سال ۱۳۴۷ شمسی، روندی آغاز شد که توازن قبلی را به کلی تغییر داد. روند فروش تسلیحات سطح یک و بسیار پیشرفته از سوی آمریکا به معدودی متحدان جهان سومی آغاز شد و ارتش شاهنشاهی ایران تا چند سال، تنها کشوری بود که از این موهبت برخوردار شد. یکی از دلایلش آن بود که ارتش ایران بهتر و زودتر از دیگر متحدان جهانسومی واشنگتن، زیرساختهای مربوط به آموزش پرسنل و نگهداری را فراهم کردهبود.
🍂 زمانی که در سال ۵۴، در یک درگیری مهم و تعیینکنندۀ مرزی، ۸ فانتوم ایرانی ظرف ۱۵ دقیقه، ۱۲ دستگاه تانک عراقی را با موشکهای هدایت تلویزیونی ماوریک، منهدم کرده و تیپ زرهی عراقی را که تازه وارد خاک ایران شدهبود، فراری دادند، مشخص شد که فاصلۀ تکنولوژیک شگرفی میان نیروهای نظامی ایران و عراق روی دادهاست.
🍂 عراقیها تا به حال اسلحهای نظیر موشک ماوریک ندیدهبودند که بتواند فراتر از میدان دید آنها، یعنی بدون آنکه دشمن را ببیند، تانکهایشان را یکبهیک و با دقت منهدم کند. جنگندههای آنها، صرفا به توپ و بمبهای سقوط آزاد مجهز بودند، که برای حمله ناچار بود، دقیقا بالای سر دشمن قرار گیرد، بدون آنکه بتواند بمباران دقیقی داشتهباشد.
🍂 همینطور، ترکیب بسیار خطرناک هلیکوپتر کبرا با موشک دقیق تاو، برای عراقیها ناشناخته بود. هلیکوپترهای آنها تنها به راکتهای معمولی هدایت ناپذیر مجهز بوده و قابلیت ضدتانک نداشتند. ارتش ایران وارد یک سطح و لیگ دیگر در قدرت نظامی شدهبود که عراقیها به آن دسترسی نداشتند.
🍂 شوروی نمیتوانست این فاصله را برای عراقیها پر کند؛ چرا که از یکسو نمیخواست سلاحهای درجۀ یک و بسیار جدیدِ خود را به آنها بدهد، و از سوی دیگر، هنوز حتی خودش برخی از این سلاحهای جدید را نداشت.
🍂 برای آنکه فاصلۀ نظامی شگرفی که از سال ۱۳۵۲ به بعد، میان نیروهای نظامی ایران و عراق پدید آمدهبود را بهتر درک کنید، به اختصار به فنآوریهایی که ارتش ایران به آنها دست يافته و عراق فاقد آنها بود، اشاره میکنم:
🍂 سلاحهای «هوا به زمین» هوشمند و هدایتشونده نظیر موشکهای «تاو، ماوریک و بمبهای لیزری»، موشکهای «هدایت راداری نیمهفعال» یعنی همان «اسپاروهای هواپیماهای فانتوم» و موشکهای «هدایت راداری فعال فونیکس» که در کلاهک خود، دارای یک رادار پیشرفته بودند.
🍂 در شرایطی که شکاریهای عراقی تنها به موشکهای حرارتی مجهز بوده و صرفا قادر بودند در فاصلۀ ۵ تا ۷ کیلومتری به جنگندههای دشمن حمله کنند، فانتومهای ایرانی با موشکهای اسپارو، از فاصلۀ ۲۵ کیلومتری و F14های ایرانی با موشکهای فونیکس، از فاصلۀ بیش از ۱۰۰ کیلومتری میتوانستند جنگندههای دشمن را منهدم کنند.
🍂 به علاوه، نیروی هوایی ایران از پادهای پیشرفته اختلال الکترونیک برخوردار بود که قادر بودند موشکهای پدافندی سام دو، سه و شش عراقیها را گمراه کنند؛ ایندرحالی بود که جنگ کردستان عراق ثابت کرد که نیروی هوایی عراق، هیچ وسیلهای برای خنثیسازی سایتهای موشکی «هاوک و راپیر» ایران در اختیار ندارد. این موشکها، در این جنگ چندین جنگنده و بمبافکن عراقیها را سرنگون کرده و عملا فعالیت نیروی هوایی عراق برای سرکوب کردها را مختل نمودند.
🍂 از سال ۱۳۵۲ به بعد، ارتش ایران دیگر حریف و رقیب خود را عراق نمیدانست و متوجه گسترۀ استراتژیک وسیعتری، نظیر اقیانوس هند، و نیز فراهم کردنِ برخی زمینهها برای دفاع هوایی در برابر تهاجمِ احتمالیِ شوروی شدهبود.
.
#نظامی #تکنولوژی #آینه_تاریخ #ایران#عراق #صدام #پهلوی #محمدرضاشاه #محمدرضا_پهلوی #جنگنده #هواپیما #ارتش #ارتش_ایران #شوروی #الجزایر
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🍂 ملیگرایی اصیل و پیشرو را چگونه میتوان از ملیگرایی ارتجاعی تمیز داد؟ این از مهمترین و حساسترین مسائل امروز ماست و در مرحلۀ اول، کار دشوار و بسیار پر ظرافتیست؛ چرا که در بسیاری نقاط، مرزها به باریکی مو به نظر میرسند، و گویی گزینش میانِ رستگاری و هلاکت را تنها یک گام به اینسو یا آنسوی خط معین میکند.
🍂 تنها راه این است که این تمایزگذاری را همچون یک هنر والا که از جنس اندیشه و سیاست است، تدوین کرده و زیستن سیاسی آن را گام به گام تجربه کرده و بیاموزیم. راه دشواریست اما باید با شجاعت و خرد وارد آن شد و پیش رفت، در غیر این صورت محکوم به آنیم که کژراهۀ جنبش نفت و ۵۷ را باز هم و این بار در لباس هخامنشی و با واژگان پارسی اصیل تکرار کنیم.
🍂 به باور من، نقطۀ آغاز روشن کردن این چراغ است که ملیگرایی اصیل و پیشرو با خرد، آزادی و تجدد در هم تنیده است و هیچگاه «منافع ملی، تمامیت ارضی و هویت ملی» را در تقابل با «رفاه و امنیت و آزادی» تعریف نمیکند. به بیان دیگر، بهخوبی میداند که اگر گروهی آمدند و منافع ملی را در مسیری تعریف کردند که به «انزوا، فقر و تقابل با بخش پیشرو و بهروز جهان امروز» منتهی میشود، آن مسیر قطعا ملی و تامینکنندۀ منافع راستین ملت ایران نبودهاست.
🍂 ملیگرایی اصیل و پیشرو بهخوبی آگاه است که رفاه و خوشبختی ملت ایران در گرو «حفظ تمامیت ارضی و سرمایههای تاریخی این سرزمین» است. «حفاظت از خاک» در تقابل با «انسان و آزادی و حقوق او» نیست، بلکه لازمه و تضمینکنندۀ این «آزادی و حقوق» است.
🍂 ملیگرایی اصیل، ایران را در اولویت قرار میدهد، اما این اولویتبخشی برای تامینِ «آزادی، امنیت و رفاه» ساکنان این سرزمین است، نه برای حفاظت از یک «هویت انتزاعی و تقابلمحور» که باید رفاه و آزادی ساکنان این سرزمین تا نفر آخر فدای آن شود.
🍂 ملیگرایی پیشرو تاریخ و فرهنگ و میراث هویت ملی را برای ورزیدهشدن، پیچیدهشدن و آموختن راه رفاه و پیشرفت و آزادی در جهان امروز میخواهد، نه برای محکوم کردن ملت ایران به ماندن در گذشته.
🍂 ملیگرایی پیشرو برخلاف ملیگرایی ارتجاعی، پاسداری از هویت ملی را این گونه نمیفهمد که ما محکومیم که همچون نیاکانمان بیاندیشیم و زندگی کنیم. هویت ملی از نگاه ملیگرایی ارتجاعی، یک زنجیر سنگین است که باید تا ابد به دست و پای ملت ایران بسته شود.
🍂 ملیگرایی ارتجاعی بسان شرطههای قرون وسطایی به جوان امروز ایرانی نهیب میزند که «ایرانی زندگی کن و ایرانی بیاندیش» و دائما میترساند که «جهان با ما دشمن است»، «فقط هم با ما دشمن است»، «تمام کشورهای منطقه و جهان میخواهند کشور ما را تکه تکه کنند؛ پس باید به قلعه برویم و سنگر بگیریم»، «ما تافتهای کاملا جدابافتهایم که شبیهِ هیچکس نیستیم»، «ما سرنوشت و تقدیری ویژه داریم که از آن گریزی نیست»، «ما در این جهان تنهاییم و همه فقط به ما نگاه میکنند و کار دیگری ندارند»، «تنهاییِ فرهنگی داریم، تنهایی نژادی داریم و بلاخره، تنهایی ژئوپلتیک، و هیچگاه هیچ دوستی در جهان نخواهیم داشت» و «حالا در چنین وضعیت هولآوری ای جوانِ خام! تو میخواهی خوش بگذرانی و راحت باشی؟» این بحث را پی خواهم گرفت.
✍🏻 #طوس_طهماسبی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 تنها راه این است که این تمایزگذاری را همچون یک هنر والا که از جنس اندیشه و سیاست است، تدوین کرده و زیستن سیاسی آن را گام به گام تجربه کرده و بیاموزیم. راه دشواریست اما باید با شجاعت و خرد وارد آن شد و پیش رفت، در غیر این صورت محکوم به آنیم که کژراهۀ جنبش نفت و ۵۷ را باز هم و این بار در لباس هخامنشی و با واژگان پارسی اصیل تکرار کنیم.
🍂 به باور من، نقطۀ آغاز روشن کردن این چراغ است که ملیگرایی اصیل و پیشرو با خرد، آزادی و تجدد در هم تنیده است و هیچگاه «منافع ملی، تمامیت ارضی و هویت ملی» را در تقابل با «رفاه و امنیت و آزادی» تعریف نمیکند. به بیان دیگر، بهخوبی میداند که اگر گروهی آمدند و منافع ملی را در مسیری تعریف کردند که به «انزوا، فقر و تقابل با بخش پیشرو و بهروز جهان امروز» منتهی میشود، آن مسیر قطعا ملی و تامینکنندۀ منافع راستین ملت ایران نبودهاست.
🍂 ملیگرایی اصیل و پیشرو بهخوبی آگاه است که رفاه و خوشبختی ملت ایران در گرو «حفظ تمامیت ارضی و سرمایههای تاریخی این سرزمین» است. «حفاظت از خاک» در تقابل با «انسان و آزادی و حقوق او» نیست، بلکه لازمه و تضمینکنندۀ این «آزادی و حقوق» است.
🍂 ملیگرایی اصیل، ایران را در اولویت قرار میدهد، اما این اولویتبخشی برای تامینِ «آزادی، امنیت و رفاه» ساکنان این سرزمین است، نه برای حفاظت از یک «هویت انتزاعی و تقابلمحور» که باید رفاه و آزادی ساکنان این سرزمین تا نفر آخر فدای آن شود.
🍂 ملیگرایی پیشرو تاریخ و فرهنگ و میراث هویت ملی را برای ورزیدهشدن، پیچیدهشدن و آموختن راه رفاه و پیشرفت و آزادی در جهان امروز میخواهد، نه برای محکوم کردن ملت ایران به ماندن در گذشته.
🍂 ملیگرایی پیشرو برخلاف ملیگرایی ارتجاعی، پاسداری از هویت ملی را این گونه نمیفهمد که ما محکومیم که همچون نیاکانمان بیاندیشیم و زندگی کنیم. هویت ملی از نگاه ملیگرایی ارتجاعی، یک زنجیر سنگین است که باید تا ابد به دست و پای ملت ایران بسته شود.
🍂 ملیگرایی ارتجاعی بسان شرطههای قرون وسطایی به جوان امروز ایرانی نهیب میزند که «ایرانی زندگی کن و ایرانی بیاندیش» و دائما میترساند که «جهان با ما دشمن است»، «فقط هم با ما دشمن است»، «تمام کشورهای منطقه و جهان میخواهند کشور ما را تکه تکه کنند؛ پس باید به قلعه برویم و سنگر بگیریم»، «ما تافتهای کاملا جدابافتهایم که شبیهِ هیچکس نیستیم»، «ما سرنوشت و تقدیری ویژه داریم که از آن گریزی نیست»، «ما در این جهان تنهاییم و همه فقط به ما نگاه میکنند و کار دیگری ندارند»، «تنهاییِ فرهنگی داریم، تنهایی نژادی داریم و بلاخره، تنهایی ژئوپلتیک، و هیچگاه هیچ دوستی در جهان نخواهیم داشت» و «حالا در چنین وضعیت هولآوری ای جوانِ خام! تو میخواهی خوش بگذرانی و راحت باشی؟» این بحث را پی خواهم گرفت.
✍🏻 #طوس_طهماسبی
.
#ایران #نقد_فرهنگ#ملیگرایی #فرهنگ #کوروش #هفت_آبان #هویت #هویت_ملی #محور_مقاومت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🍂 بزرگداشت روز کوروش در هفتِ آبانِ ۱۳۹۵ و حضورِ معنادارِ مردم و شعارهای جدید آنها، آغازِ یک مرحلۀ جدید گفتمانی در تاریخ معاصر ایران بود که مرحلۀ جنبشی آن نیز یک سال بعد در دی ۹۶ بهوقوع پیوست و از آن زمان تا به امروز، پیوسته ادامه یافته و آرامآرام قدرتمندتر شدهاست.
🍂 موج جدید ملیگراییِ تحولطلب و تجددخواهِ ایرانی، در شرایطی که فضای روشنفکری/ سیاسی مجاز و رانتی به بنبست رسیده و در چالۀ خود-کنده، دور خود میچرخید، بهشکلی غافلگیرکننده و بیخبر، از بطن جامعه جوشید و بلند و استوار عروج کرد.
🍂 این تکاپوی ملتی رنجکشیده و خسته از عقوبت تاریخ بود که میخواست «هویت، خاستگاه و مقصد» خود را در تقابل با ۵۷، بار دیگر و از نو تعریف کند. ملتی که حالا دیگر برخلاف دهۀ ۷۰ و ۸۰ شمسی، نه فقط دانشجو و روشنفکرش، که عامی و کم سوادش هم تحولخواه شدهبودند و ناکامی پویشهای آزادیخواهانۀ این دو دهه در ایران و خاورمیانه، آنها را به این باور رساندهبود که فقط مقصد و افق روشن کافی نیست، بلکه «زمینی سفت و مستحکم» هم زیر پا لازم است تا سختیهای راه و مقصد را تاب آوری و در گرداب و چاهی جدید فرو نیفتی.
🔻برخلاف جنبش ۵۷ که میکوشید خود را به بدنۀ خلافتگرایِ عربی/ترکیِ خاورمیانه سنجاق کند، جنبشی که آبان ۹۵ جرقهاش بود، آمدهبود تا بگوید:
🔺بله! حرکتِ هفت آبان فریادی بلند بود بدین آوا که ما از جنس شما نیستیم!
✍🏻 #طوس_طهماسبی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @toos1989
🍂 موج جدید ملیگراییِ تحولطلب و تجددخواهِ ایرانی، در شرایطی که فضای روشنفکری/ سیاسی مجاز و رانتی به بنبست رسیده و در چالۀ خود-کنده، دور خود میچرخید، بهشکلی غافلگیرکننده و بیخبر، از بطن جامعه جوشید و بلند و استوار عروج کرد.
🍂 این تکاپوی ملتی رنجکشیده و خسته از عقوبت تاریخ بود که میخواست «هویت، خاستگاه و مقصد» خود را در تقابل با ۵۷، بار دیگر و از نو تعریف کند. ملتی که حالا دیگر برخلاف دهۀ ۷۰ و ۸۰ شمسی، نه فقط دانشجو و روشنفکرش، که عامی و کم سوادش هم تحولخواه شدهبودند و ناکامی پویشهای آزادیخواهانۀ این دو دهه در ایران و خاورمیانه، آنها را به این باور رساندهبود که فقط مقصد و افق روشن کافی نیست، بلکه «زمینی سفت و مستحکم» هم زیر پا لازم است تا سختیهای راه و مقصد را تاب آوری و در گرداب و چاهی جدید فرو نیفتی.
🔻برخلاف جنبش ۵۷ که میکوشید خود را به بدنۀ خلافتگرایِ عربی/ترکیِ خاورمیانه سنجاق کند، جنبشی که آبان ۹۵ جرقهاش بود، آمدهبود تا بگوید:
ما ایرانیان از جنسی دیگریم، نمیخواهیم تسلیم این بداقبالی تاریخی/جغرافیایی بمانیم، نمیخواهیم همقد شما باشیم؛ میخواهیم بلند شویم، ارتفاع بگیریم و آن افقهای روشن دوردست را لمس کنیم.
اگر اسطورههای شما بختانصر، محمد فاتح و صلاحالدین ایوبیاند که نمادِ «تعصب و دیگریستیزی و نسلکشی» بودهاند، اسطورۀ ما کوروش است که نماد «رواداری و آزاد کنندۀ ستمدیدگان« بود.
🔺بله! حرکتِ هفت آبان فریادی بلند بود بدین آوا که ما از جنس شما نیستیم!
✍🏻 #طوس_طهماسبی
.
#ایران#ملیگرایی #فرهنگ #کوروش #هفت_آبان #تخت_جمشید #پاسارگاد #قیام_فرودستان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @toos1989
Telegram
نقدآگین
🍂 دیشب بهطور اتفاقی و برای بار دوم پس از چند سال، ویدئو وحشتناکی را دیدم که در آن نیروهای شبهنظامی هوادار اسد، افراد غیرنظامی را یکییکی به نزدیک گودالی بزرگ میآوردند که از جسد انباشته شدهبود، آنها را به گودال انداخته و سپس به گلوله میبستند.
🍂 این افراد، ظاهر طبقه متوسط شهری داشتند و گویا برخی از قاتلان با آنها همسایه و هممحلهای بودند. قربانیان هنوز باورشان نشدهبود که چه اتفاقی دارد میافتد.
🍂 ویدئو دیگری را از چند سال پیش به خاطر میآورم که در آن، افراد گروه بنیادگرای نورالدین زنکی، وابسته به ترکیه، نوجوانی را اسیر کرده و با خنده و لودگی، قصد سر بریدنش را داشتند. نوجوان نحیف که صورتش از ترس مسخ شدهبود، التماس میکرد که او را با گلوله بکشند، که آنها رحم نکرده و کار خود را کردند.
🍂 این دو ویدئو، تنها دو نمونه از هزاران جنایت وحشتناک و مافوق تصوریست که در جنگ داخلی سوریه رخ دادهاست. جدا از جنبۀ سیاسی موضوع، این فجایع باید بهطور جدی ما را به فکر فرو برد و ذهنمان را متوجه مشکل بنیادی و استثنایی خاورمیانه نماید.
🍂 به فجایعی همچون زندان صیدنایای دولت اسد و سلاخی مردمان بیآزاری همچون ایزدیان توسط داعش فکر کنید. خاطرم هست قبل از ظهور داعش، از افرادی که به عراق رفتهبودند، شنیدم که در شهرهایی نظیر سامرا، تکریت و فلوجه، محلههایی هست که اگر یک شیعه یا مسیحی به آنجا قدم بگذارد، زنده باز نمیگردد.
🍂 بهراستی چرا خاورمیانه چنین جهنم وحشتناکیست؟ رنسانس بزرگ این نکبتسرا کی قرار است رخ دهد؟ مگر ممکن است که ریشۀ مشکل در تار و پود تاریخ و فرهنگ منطقه نباشد؟
🍂 غربیها از نیمۀ قرن هفدهم میلادی و پس از پایان جنگهای مذهبیِ ۳۰ سالۀ آلمان، که یکسوم جمعیت آنجا را هلاک کرد، از این مرحله گذشتهاند. چرا حق یک انسان خاورمیانهای نیست که جامعهای نظیر نروژ، سوئد، انگلستان و یا کرۀ جنوبی و ژاپن داشتهباشد؟ چرا مسائلی نظیر تقسیم قدرت سیاسی یا همزیستی مذاهب که بخش پیشرو و بر حق سیاره ما مدتهای مدید است که آنها را از طریق شیوههایی صلحآمیز و کارآمد، حل و فصل کردهاند، در خاورمیانه باید دریای خون بیافریند؟
🍂 راه حل را در توسعه، "تکامل"، لیبرالیسم و مالکیت خصوصی جستجو کنید.
✍🏻#طوس_طهماسبی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 این افراد، ظاهر طبقه متوسط شهری داشتند و گویا برخی از قاتلان با آنها همسایه و هممحلهای بودند. قربانیان هنوز باورشان نشدهبود که چه اتفاقی دارد میافتد.
🍂 ویدئو دیگری را از چند سال پیش به خاطر میآورم که در آن، افراد گروه بنیادگرای نورالدین زنکی، وابسته به ترکیه، نوجوانی را اسیر کرده و با خنده و لودگی، قصد سر بریدنش را داشتند. نوجوان نحیف که صورتش از ترس مسخ شدهبود، التماس میکرد که او را با گلوله بکشند، که آنها رحم نکرده و کار خود را کردند.
🍂 این دو ویدئو، تنها دو نمونه از هزاران جنایت وحشتناک و مافوق تصوریست که در جنگ داخلی سوریه رخ دادهاست. جدا از جنبۀ سیاسی موضوع، این فجایع باید بهطور جدی ما را به فکر فرو برد و ذهنمان را متوجه مشکل بنیادی و استثنایی خاورمیانه نماید.
🍂 به فجایعی همچون زندان صیدنایای دولت اسد و سلاخی مردمان بیآزاری همچون ایزدیان توسط داعش فکر کنید. خاطرم هست قبل از ظهور داعش، از افرادی که به عراق رفتهبودند، شنیدم که در شهرهایی نظیر سامرا، تکریت و فلوجه، محلههایی هست که اگر یک شیعه یا مسیحی به آنجا قدم بگذارد، زنده باز نمیگردد.
🍂 بهراستی چرا خاورمیانه چنین جهنم وحشتناکیست؟ رنسانس بزرگ این نکبتسرا کی قرار است رخ دهد؟ مگر ممکن است که ریشۀ مشکل در تار و پود تاریخ و فرهنگ منطقه نباشد؟
🍂 غربیها از نیمۀ قرن هفدهم میلادی و پس از پایان جنگهای مذهبیِ ۳۰ سالۀ آلمان، که یکسوم جمعیت آنجا را هلاک کرد، از این مرحله گذشتهاند. چرا حق یک انسان خاورمیانهای نیست که جامعهای نظیر نروژ، سوئد، انگلستان و یا کرۀ جنوبی و ژاپن داشتهباشد؟ چرا مسائلی نظیر تقسیم قدرت سیاسی یا همزیستی مذاهب که بخش پیشرو و بر حق سیاره ما مدتهای مدید است که آنها را از طریق شیوههایی صلحآمیز و کارآمد، حل و فصل کردهاند، در خاورمیانه باید دریای خون بیافریند؟
🍂 راه حل را در توسعه، "تکامل"، لیبرالیسم و مالکیت خصوصی جستجو کنید.
✍🏻#طوس_طهماسبی
🗄پست مرتبط
📺 در سوریه چه خبر است؟
📕تفسیر آخرالزمانی از حوادث اخیر سوریه
📻 سوریه امروز
📻 بررسی تحولات اخیر سوریه
.
#سیاست #بینالملل#سوریه #بشار_اسد #خاورمیانه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘پایان الگوی شوم: کارنامهٔ خونین ضدیت با غرب
✍🏻 #طوس_طهماسبی
🍂 سقوط رژیم اسد در پی جنگ دو ماهه لبنان، چیزی فراتر از یک زلزلۀ استراتژیک در منطقه خواهد بود.
🍂 ۹ سال پیش نوشتم که بقای رژیم اسد بدترین و ترسناکترین پیام سیاسی ممکن را دارد: یک حکومت در معرضِ سرنگونی در نتیجۀ شورشِ اکثریت مردم، میتواند با توسل به بالاترین سطح قابل تصور از خشونت و توحش و قتلعام صدها هزار نفر از شهروندان، سرپا باقی بماند؛ بدون اینکه کوچکترین امتیازی داده یا تغییری ایجاد کند.
🍂 این پیام شوم تاثیرات منفی بسیاری در منطقه داشت، اما امروز خوشبختانه این موج معکوس خواهد شد. از سوی دیگر، بقای حکومت اسد بهمعنای ادامه حیات تنها بازمانده از الگویی شوم و منحوس، یعنی «ناسیونالیسم غربستیز و فاشیستی عرب» بود. آخرین بازمانده از جنبش خونآشام ضداستعماری و ضدامپریالیستی جهان عرب، که با عبدالناصر و میشل عفلق آغاز شد و با عبدالکریم قاسم، برادران عارف، امین حافظ، صدام حسین، حافظ اسد، قذافی، یاسر عرفات و ابونضال ادامه یافت. میراث این جنبش به جز دریای خون و شکنجه، تباهی اقتصادی و ترور و تجاوزگری در خارج از مرزها، چیزی نبود.
🍂 امروز افرادی از زندانهای سوریه آزاد میشوند که به سبب یک اعتراض ساده، ۵۰ سال در بدترین شرایط زندانی بودهاند و یا به سبب بیتوجهی به ایست-بازرسی، ۴۰ سال زندانی شدهاند.
🍂 حکومت اسد از جنس حکومت صدام بود که در آن پلیسهای راهنمایی و رانندگی، اسلحه و مجوز دستگیری داشتند و برخی افراد، بهسبب جرائم راهنمایی و رانندگی، هیچگاه از سیاهچالها زنده بیرون نیامدند، و نیز از تبار دولت قذافی بود که در آن میشد هزار نفر از افراد قبیلهای را به سبب مخالفت با ازدواج دختر قبیله با رهبر، زنده به گور کرد.
🍂 اسد، صدام و قذافی، خویشاوند سیاسی ابونضال، رهبر منشعب از ساف، بودند که مخالفانش را با دست خود قطعهقطعه میکرد و در زیر میز کار و باغچۀ خانه شخصیاش دفن مینمود. بله! این چهرۀ واقعی ناسیونالیسم چپگرا و ضداستعماری عربی بود.
🍂 جنبش ضد استعماری/ضد امپریالیستی جهان عرب همان بود که بمباران غیر نظامیان با سلاح شیمیایی را توسط عبدالناصر در یمن بنیان گذاشت و بعدا بدست حافظ اسد، بشار و صدام حسین، در برابر شهروندان خودشان در ابعاد مافوق تصوری تکرار کرد.
🍂 این جنبش همان بود که نمایندهاش قذافی، تظاهرات انبوه مردم غیر مسلح را با بمبهای سنگین میگهای ساخت شوروی سلاخی کرد. این نوع اتفاقات، جای دیگری از جهان رخ ندادهاند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #طوس_طهماسبی
🍂 سقوط رژیم اسد در پی جنگ دو ماهه لبنان، چیزی فراتر از یک زلزلۀ استراتژیک در منطقه خواهد بود.
🍂 ۹ سال پیش نوشتم که بقای رژیم اسد بدترین و ترسناکترین پیام سیاسی ممکن را دارد: یک حکومت در معرضِ سرنگونی در نتیجۀ شورشِ اکثریت مردم، میتواند با توسل به بالاترین سطح قابل تصور از خشونت و توحش و قتلعام صدها هزار نفر از شهروندان، سرپا باقی بماند؛ بدون اینکه کوچکترین امتیازی داده یا تغییری ایجاد کند.
🍂 این پیام شوم تاثیرات منفی بسیاری در منطقه داشت، اما امروز خوشبختانه این موج معکوس خواهد شد. از سوی دیگر، بقای حکومت اسد بهمعنای ادامه حیات تنها بازمانده از الگویی شوم و منحوس، یعنی «ناسیونالیسم غربستیز و فاشیستی عرب» بود. آخرین بازمانده از جنبش خونآشام ضداستعماری و ضدامپریالیستی جهان عرب، که با عبدالناصر و میشل عفلق آغاز شد و با عبدالکریم قاسم، برادران عارف، امین حافظ، صدام حسین، حافظ اسد، قذافی، یاسر عرفات و ابونضال ادامه یافت. میراث این جنبش به جز دریای خون و شکنجه، تباهی اقتصادی و ترور و تجاوزگری در خارج از مرزها، چیزی نبود.
🍂 امروز افرادی از زندانهای سوریه آزاد میشوند که به سبب یک اعتراض ساده، ۵۰ سال در بدترین شرایط زندانی بودهاند و یا به سبب بیتوجهی به ایست-بازرسی، ۴۰ سال زندانی شدهاند.
🍂 حکومت اسد از جنس حکومت صدام بود که در آن پلیسهای راهنمایی و رانندگی، اسلحه و مجوز دستگیری داشتند و برخی افراد، بهسبب جرائم راهنمایی و رانندگی، هیچگاه از سیاهچالها زنده بیرون نیامدند، و نیز از تبار دولت قذافی بود که در آن میشد هزار نفر از افراد قبیلهای را به سبب مخالفت با ازدواج دختر قبیله با رهبر، زنده به گور کرد.
🍂 اسد، صدام و قذافی، خویشاوند سیاسی ابونضال، رهبر منشعب از ساف، بودند که مخالفانش را با دست خود قطعهقطعه میکرد و در زیر میز کار و باغچۀ خانه شخصیاش دفن مینمود. بله! این چهرۀ واقعی ناسیونالیسم چپگرا و ضداستعماری عربی بود.
🍂 جنبش ضد استعماری/ضد امپریالیستی جهان عرب همان بود که بمباران غیر نظامیان با سلاح شیمیایی را توسط عبدالناصر در یمن بنیان گذاشت و بعدا بدست حافظ اسد، بشار و صدام حسین، در برابر شهروندان خودشان در ابعاد مافوق تصوری تکرار کرد.
🍂 این جنبش همان بود که نمایندهاش قذافی، تظاهرات انبوه مردم غیر مسلح را با بمبهای سنگین میگهای ساخت شوروی سلاخی کرد. این نوع اتفاقات، جای دیگری از جهان رخ ندادهاند.
.
#سیاست #خاورمیانه #نقد_چپ #بشار_اسد #محور_مقاومت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🍂 تصویر متعلق به الویس برونر افسر ارشد عضو اساس و همکار آدولف آیشمن در ستاد فرماندهی هولوکاست در جنگ جهانی دوم است که بعد از جنگ دوم، به سوریه گریخت و طراح سیستم مخوف بازجویی و شکنجه در سازمان امنیت حکومت، بعثی حافظ اسد و اسلافش، شد.
🍂 برونر و چند همکار دیگر آلمانیاش که اعضای سابق گشتاپو بودند، سالها در سیستم امنیتی حافظ اسد نقش کلیدی ایفا کردند. پس از یک تلاش ناموفق در دهه شصت میلادی، سرانجام موساد در سال ۱۹۸۰، یک بمب نامهای برای برونر فرستاد که یک چشم و سه انگشتش را گرفت.
🍂 مقایسۀ حکومت خاندان اسد در سوریه با دیکتاتوریهای معمولی غیر ایدئولوژیک و متحد غرب در جهان سوم، وقاحت یا بلاهت محض است. ایدئولوژی بعث، آمیزش شومی از نازیسم و استالینیسم است. میشل عفلق، تئوریسین ارشد ایدئولوژی بعث، رسالت سیاسی پیروانش را متحد-کردن تمام اعراب در یک واحد سیاسی و مبارزه بیامان با امپریالیسم غرب میدانست. او اعراب را امت واحدی میدانست که رسالتی جاودانه دارند: اعادۀ عظمت گذشته و به خاک مالیدن پشت امپریالیسم غرب در خاورمیانه.
🔺اینها بندهای مهم اساسنامه حزب بودند که در سال چهل و هفت میلادی در جلسهای در قهوهخانه الرشید دمشق تصویب شد و برای دهها سال خاورمیانه را در امواج مخوف قتلعام و شکنجه غرق کرد.
🍂 ایدئولوژی بعث سه ضلع داشت: وحدت اعراب، آزادی از یوغ امپریالیسم غرب و سوسیالیسم. میشل عفلق دقیقا همچون علی شریعتی، به «دیکتاتوری ارشادگر و هدایت کننده» اعتقاد داشت و «دمکراسی لیبرال» را یک فریب غربی زیانبخش تلقی میکرد. شباهت بسیاری از اندیشههای عفلق با علی شریعتی حیرتانگیز است! عفلق هم همچون شریعتی و نظایرش، عمیقا به سوسیالیسم معتقد بود، اما با مارکسیسم مرزبندی داشت. عفلق سکولار معتقد بود که مارکس و مارکسیستها «جنبۀ معنوی و روحانی انسان» را فراموش کردهاند.
🍂 از دل این اندیشهها، مخوفترین سیستم حکومتی غیرکمونیست در جهان سوم متولد شد. بعثیها علیرغم ستیز با غرب و نزدیکی به شوروی، نقشی همانند نازیها را در برابر کمونیستهای خاورمیانه ایفا کردند. در سالهای دهه ۵۰ و ۶۰ میلادی، بیش از ۵۰ - ۶۰ هزار نفر در نزاع وحشتناکِ بعثیها و کمونیستها در عراق و سوریه سلاخی شدند!
🍂 تصادفی نیست که امروز زندان صیدنایا بعنوان مخوفترین مکان جهان و آشویتس خاورمیانه شناخته شدهاست. خشونت بعثیها، به هیچ وجه همچون یک دیکتاتوری معمولی، واکنشی و صرفا در جهت بقا در قدرت نبود. خشونت بیمنتهای آنان، ترکیب وحشتناکی از خشنترین نسخههای بدویت کهن و خون آشام در بابل و امپراتوری عربی و الگوهای توتالیتر نازیستی و استالینی بود. خشونت همچون عضوی از بدن یا دستگاه تنفسیشان بود.
🍂 بعتیها با خشونت رابطهای شورمند و زیباییشناسانه داشتند. هم ایدئولوژیهای جدید الهامبخششان و هم فرهنگ سیاسی کهنشان، در ترکیبی شوم و غریب به آنها اجازه میداد که به انسان، نگاهی همچون تکههای چوب داشتهباشند و هیچ دغدغهای دربارۀ وحشیانهترین شکل متصور از جنایات بیهوده و بیدلیل به خود راه ندهند.
✍🏻#طوس_طهماسبی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 برونر و چند همکار دیگر آلمانیاش که اعضای سابق گشتاپو بودند، سالها در سیستم امنیتی حافظ اسد نقش کلیدی ایفا کردند. پس از یک تلاش ناموفق در دهه شصت میلادی، سرانجام موساد در سال ۱۹۸۰، یک بمب نامهای برای برونر فرستاد که یک چشم و سه انگشتش را گرفت.
🍂 مقایسۀ حکومت خاندان اسد در سوریه با دیکتاتوریهای معمولی غیر ایدئولوژیک و متحد غرب در جهان سوم، وقاحت یا بلاهت محض است. ایدئولوژی بعث، آمیزش شومی از نازیسم و استالینیسم است. میشل عفلق، تئوریسین ارشد ایدئولوژی بعث، رسالت سیاسی پیروانش را متحد-کردن تمام اعراب در یک واحد سیاسی و مبارزه بیامان با امپریالیسم غرب میدانست. او اعراب را امت واحدی میدانست که رسالتی جاودانه دارند: اعادۀ عظمت گذشته و به خاک مالیدن پشت امپریالیسم غرب در خاورمیانه.
🔺اینها بندهای مهم اساسنامه حزب بودند که در سال چهل و هفت میلادی در جلسهای در قهوهخانه الرشید دمشق تصویب شد و برای دهها سال خاورمیانه را در امواج مخوف قتلعام و شکنجه غرق کرد.
🍂 ایدئولوژی بعث سه ضلع داشت: وحدت اعراب، آزادی از یوغ امپریالیسم غرب و سوسیالیسم. میشل عفلق دقیقا همچون علی شریعتی، به «دیکتاتوری ارشادگر و هدایت کننده» اعتقاد داشت و «دمکراسی لیبرال» را یک فریب غربی زیانبخش تلقی میکرد. شباهت بسیاری از اندیشههای عفلق با علی شریعتی حیرتانگیز است! عفلق هم همچون شریعتی و نظایرش، عمیقا به سوسیالیسم معتقد بود، اما با مارکسیسم مرزبندی داشت. عفلق سکولار معتقد بود که مارکس و مارکسیستها «جنبۀ معنوی و روحانی انسان» را فراموش کردهاند.
🍂 از دل این اندیشهها، مخوفترین سیستم حکومتی غیرکمونیست در جهان سوم متولد شد. بعثیها علیرغم ستیز با غرب و نزدیکی به شوروی، نقشی همانند نازیها را در برابر کمونیستهای خاورمیانه ایفا کردند. در سالهای دهه ۵۰ و ۶۰ میلادی، بیش از ۵۰ - ۶۰ هزار نفر در نزاع وحشتناکِ بعثیها و کمونیستها در عراق و سوریه سلاخی شدند!
🍂 تصادفی نیست که امروز زندان صیدنایا بعنوان مخوفترین مکان جهان و آشویتس خاورمیانه شناخته شدهاست. خشونت بعثیها، به هیچ وجه همچون یک دیکتاتوری معمولی، واکنشی و صرفا در جهت بقا در قدرت نبود. خشونت بیمنتهای آنان، ترکیب وحشتناکی از خشنترین نسخههای بدویت کهن و خون آشام در بابل و امپراتوری عربی و الگوهای توتالیتر نازیستی و استالینی بود. خشونت همچون عضوی از بدن یا دستگاه تنفسیشان بود.
🍂 بعتیها با خشونت رابطهای شورمند و زیباییشناسانه داشتند. هم ایدئولوژیهای جدید الهامبخششان و هم فرهنگ سیاسی کهنشان، در ترکیبی شوم و غریب به آنها اجازه میداد که به انسان، نگاهی همچون تکههای چوب داشتهباشند و هیچ دغدغهای دربارۀ وحشیانهترین شکل متصور از جنایات بیهوده و بیدلیل به خود راه ندهند.
✍🏻#طوس_طهماسبی
🗄پست مرتبط
📕نقبی به الهیات شکنجه!
📕شرارتی بهنام نظام شکنجه و زندان و رژیمهای تمامیتخواه
📕از سلولهای زیرزمینی صیدنایا چه خبر
📺 وقتی بشار اسد تصاویر زندان صیدنایا را تکذیب میکرد
📺 روانکاوی و «سقوط بشار اسد»
.
#آینه_تاریخ #نقد_چپ #چپ_ایرانی #نقد_روشنفکران#نازیسم #حزب_نازی #علی_شریعتی #دکتر_شریعتی #سوریه #خاورمیانه #بشار_اسد #حکومت_اسلامی #غربستیز #غربستیزی #کمونیسم #شکنجه #حزب_بعث #محور_مقاومت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘چه کسی رژیمهای سیاسیِ امثال اسد و صدام حسین را تا دندان مسلح کرد؟
✍🏻 #طوس_طهماسبی
🍂 دهههای بیست تا پنجاه میلادی برای کشورهای مصر، سوریه، عراق و لبنان میانپردهای کوتاه از صلح و آسودگی در تاریخ طولانی و خونبار خاورمیانه بود. مردمِ این کشورها معمولا از این دوران به عنوان عصر طلایی یا روزگار خوش نام میبرند، همانگونه که اکثریت مردم ایران از "زمان شاه" یاد میکنند. پس از آن اما، تندبادِ سیاهی که همان ناسیونالیسم چپگرا و غرب ستیز عربی باشد، این کشورها را درنوردید و مغاک سهمگین جنگ و کشتار و سرکوب زیر پای آنها دهان باز کرد.
🍂 اما این طوفان سیاه برای درهم پیچیدن طومار منطقه به یک عامل کمکی کلیدی نیاز داشت که او را مسلح کرده و دستش را از سلاحهای سنگین و مدرن پر نماید. مصر و سوریه و عراق (تا دهه هفتاد میلادی) پولی در بساط نداشتند. این اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بود که برای ضربه زدن به بلوک غرب و فلج کردن سیاست منظقهای آن، حکومتهای شبهفاشیست بعثی و ناصری را تا دندان مسلح کرده و سیل سلاح و جنگافزار سنگین را به روی آنها گشود.
🍂 مطابق محاسبه ژنرال سعد شاذلی (رئیس ستاد ارتش مصر) در جنگ یوم کیپور، سلاحهایی که شوروی تنها تا سال هفتاد و سه به مصر، سوریه و عراق تحویل داده، شامل ۷ هزار تانک، هزار و ۸۰۰ هواپیمای جنگی، ۱۸ هزار قبضه سلاح توپخانهای و ۱۵۰ شناور رزمی میشود. سلاحهایی که از سال هفتاد و سه تا پایان دهه هشتاد میلادی به سوریه، عراق و لیبی تحویل داده شده، قطعا از این میزان بیشتر بوده است.
🍂 این در شرایطی بود که شوروی نیمی از بهای سلاحها را تخفیف میداد و برای نیمی دیگر به این کشورها وام بلند مدت پرداخت میکرد. بخش اعظم این وامها، هیچگاه بازپرداخت نشدند. سیاست مخرب و جنگافروزانه امپراتوری شیطانی شوروی، روند طبیعی موازنه قوا در منطقه را مختل نموده و رابطه طبیعی میان توسعه و رشد اقتصادی با قدرت نظامی را از میان برد. در نتیجه، دیوانههای خوناَشامی همچون صدام، اسد و قذافی بدون آنکه مجبور باشند اولویت را به توسعه و رفاه کشورشان بدهند، همواره میتوانستند مطمئن باشند که شوروی دست آنها را تقریبا به رایگان با انبوهی سلاحهای سنگین پر خواهد کرد
🍂 در یک شرایط طبیعی و متوازن و بدون حضور امپراتوری جهنمی شوروی، عراق و سوریه و مصر و لیبی هرگز در شرایطی قرار نداشتند که بتوانند چندین جنگ منطقهای به راه انداخته و میلیونها نفر را به کام مرگ بکشند.
🍂 اما داستان چهار جنگافزاری که در تصاویر قرار دادهام چیست؟ پس از شکست سریع و حیرتآور ارتش سوریه در جنگ سه روزه دره بقاع در سال هشتاد و دو که پیشتر دو بار در این صفحه درباره آن نوشتهام، رژیم اسد در وحشت و تزلزلی عمیق فرو رفت. تمام نیروی پدافند و جنگندههای آن با تکنولوژی جدید جنگ الکترونیک، فقط ظرف چند ساعت نابود شده بود.
🍂 اسد را گویی صاعقه زده بود. او نمیدانست که چه اتفاقی افتاده یا این دیگر چه نوع جنگی است. زمانی که آندروپوف هنگام تشیع جنازه برژنف در مسکو او را بسیار آشفته دید، برایرحفظ تنها دوست باقیمانده شوروی در جهان عرب، به اسد قول داد که شوروی به خاطر سوریه، برای اولین بار خطوط قرمز محکم خود درباره عدم صدور برخی سلاحها را شکسته و دمشق را با مدرنترین سلاحها که تا به حال به هیچ کشوری فروخته نشده مجهز خواهد کرد.
🍂 پس از آن سیل تسلیحات مدرن به سوی رژیم اسد سرازیر شد و ارتش سوریه در اواخر دهه هشتاد میلادی قدرتمندترین دوران تاریخ حیاتش را تجربه کرد.
🍂 در میان چهار سلاح ویژه به سوریه صادر شد که در لیست صادرات نبودند. شرایط به قدری خطیر بود که مسکو برای نخستین بار از قوانین محکم خود در زمینه عدم صدور سطوحی از جنگافرازها تخطی کرد: این چهار جنگافزار عبارت بودن از موشکهای بالستیک دقیق توچکا، راکتاندازهای توپخانهای سنگین اوراگان، سیستم مدافند موشکی ارتفاع بالای سام یازده بودک و نسخه ویژهای از جنگنده میگ بیست و سه با شناسه ام ال دی که به طور انحصاری برای ارتش شوروی طراحی شده بود.
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #طوس_طهماسبی
🍂 دهههای بیست تا پنجاه میلادی برای کشورهای مصر، سوریه، عراق و لبنان میانپردهای کوتاه از صلح و آسودگی در تاریخ طولانی و خونبار خاورمیانه بود. مردمِ این کشورها معمولا از این دوران به عنوان عصر طلایی یا روزگار خوش نام میبرند، همانگونه که اکثریت مردم ایران از "زمان شاه" یاد میکنند. پس از آن اما، تندبادِ سیاهی که همان ناسیونالیسم چپگرا و غرب ستیز عربی باشد، این کشورها را درنوردید و مغاک سهمگین جنگ و کشتار و سرکوب زیر پای آنها دهان باز کرد.
🍂 اما این طوفان سیاه برای درهم پیچیدن طومار منطقه به یک عامل کمکی کلیدی نیاز داشت که او را مسلح کرده و دستش را از سلاحهای سنگین و مدرن پر نماید. مصر و سوریه و عراق (تا دهه هفتاد میلادی) پولی در بساط نداشتند. این اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بود که برای ضربه زدن به بلوک غرب و فلج کردن سیاست منظقهای آن، حکومتهای شبهفاشیست بعثی و ناصری را تا دندان مسلح کرده و سیل سلاح و جنگافزار سنگین را به روی آنها گشود.
🍂 مطابق محاسبه ژنرال سعد شاذلی (رئیس ستاد ارتش مصر) در جنگ یوم کیپور، سلاحهایی که شوروی تنها تا سال هفتاد و سه به مصر، سوریه و عراق تحویل داده، شامل ۷ هزار تانک، هزار و ۸۰۰ هواپیمای جنگی، ۱۸ هزار قبضه سلاح توپخانهای و ۱۵۰ شناور رزمی میشود. سلاحهایی که از سال هفتاد و سه تا پایان دهه هشتاد میلادی به سوریه، عراق و لیبی تحویل داده شده، قطعا از این میزان بیشتر بوده است.
🍂 این در شرایطی بود که شوروی نیمی از بهای سلاحها را تخفیف میداد و برای نیمی دیگر به این کشورها وام بلند مدت پرداخت میکرد. بخش اعظم این وامها، هیچگاه بازپرداخت نشدند. سیاست مخرب و جنگافروزانه امپراتوری شیطانی شوروی، روند طبیعی موازنه قوا در منطقه را مختل نموده و رابطه طبیعی میان توسعه و رشد اقتصادی با قدرت نظامی را از میان برد. در نتیجه، دیوانههای خوناَشامی همچون صدام، اسد و قذافی بدون آنکه مجبور باشند اولویت را به توسعه و رفاه کشورشان بدهند، همواره میتوانستند مطمئن باشند که شوروی دست آنها را تقریبا به رایگان با انبوهی سلاحهای سنگین پر خواهد کرد
🍂 در یک شرایط طبیعی و متوازن و بدون حضور امپراتوری جهنمی شوروی، عراق و سوریه و مصر و لیبی هرگز در شرایطی قرار نداشتند که بتوانند چندین جنگ منطقهای به راه انداخته و میلیونها نفر را به کام مرگ بکشند.
🍂 اما داستان چهار جنگافزاری که در تصاویر قرار دادهام چیست؟ پس از شکست سریع و حیرتآور ارتش سوریه در جنگ سه روزه دره بقاع در سال هشتاد و دو که پیشتر دو بار در این صفحه درباره آن نوشتهام، رژیم اسد در وحشت و تزلزلی عمیق فرو رفت. تمام نیروی پدافند و جنگندههای آن با تکنولوژی جدید جنگ الکترونیک، فقط ظرف چند ساعت نابود شده بود.
🍂 اسد را گویی صاعقه زده بود. او نمیدانست که چه اتفاقی افتاده یا این دیگر چه نوع جنگی است. زمانی که آندروپوف هنگام تشیع جنازه برژنف در مسکو او را بسیار آشفته دید، برایرحفظ تنها دوست باقیمانده شوروی در جهان عرب، به اسد قول داد که شوروی به خاطر سوریه، برای اولین بار خطوط قرمز محکم خود درباره عدم صدور برخی سلاحها را شکسته و دمشق را با مدرنترین سلاحها که تا به حال به هیچ کشوری فروخته نشده مجهز خواهد کرد.
🍂 پس از آن سیل تسلیحات مدرن به سوی رژیم اسد سرازیر شد و ارتش سوریه در اواخر دهه هشتاد میلادی قدرتمندترین دوران تاریخ حیاتش را تجربه کرد.
🍂 در میان چهار سلاح ویژه به سوریه صادر شد که در لیست صادرات نبودند. شرایط به قدری خطیر بود که مسکو برای نخستین بار از قوانین محکم خود در زمینه عدم صدور سطوحی از جنگافرازها تخطی کرد: این چهار جنگافزار عبارت بودن از موشکهای بالستیک دقیق توچکا، راکتاندازهای توپخانهای سنگین اوراگان، سیستم مدافند موشکی ارتفاع بالای سام یازده بودک و نسخه ویژهای از جنگنده میگ بیست و سه با شناسه ام ال دی که به طور انحصاری برای ارتش شوروی طراحی شده بود.
.➖➖➖
#روشیعه #نظامی #سیاست #نقد_چپ#شوروی #روسیه #کمونیسم #محور_مقاومت
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🍂 خشم و انزجار بخش عظیمی از ملت رنجکشیدۀ ایران از روشنفکران و ادبای پنجاهوهفتی که نقش بزرگ و غیرقابل انکاری در سقوط ایران به چاه نابودی و هلاکت داشتند، کاملا برحق و مشروع است.
🍂 این خشم مشروع، یک پژواک پویا و ماندگار تاریخی در ابعاد کلان است. ارتجاع عریان بدون خلعسلاح ذهنی و گمراهی عاطفی-روانیِ طبقات اجتماعی مدرن در دهههای چهل و پنجاه شمسی نمیتوانست به پیروزی دست یابد. برای این پیروزی سیاه، لزوما میبایست دانشجویان، تحصیلکردگان و طبقۀ متوسط جدید، منافع عینی و ملموس خود را گم کنند و به دام یک هپروت دو-بنی سقوط نمایند: رادیکالیسم ارتجاعی!
🔻این خطرناکترین دام کلاسیک برای جوامع جهان سوم و بهخصوص خاورمیانه بود که بهتازگی حرکت به سوی مدرنیزاسیون و تجدد را آغاز کردهبودند:
🍂 در این جوامع، بسیاری از سوژهها نه کاملا قادر به زیست در سنتاند و نه قادر به رهایی ذهنی کامل از آن و از سمت دیگر تاب و رغبت صبر و پشتکار برای پیمودن تنها مسیر معقول برای توسعه و تجدد را ندارند؛ بنابراین بسیار مستعد اوهام سیاسی و چشماندازهای اجتماعی تغزلیاند که نوید «وحدت تام تمنای ذهن با واقعیت بیرونی و رفع تمام شکافها و تضادها» را میدهند.
🍂 در خاورمیانه، نیروهای سیاسی مشخصی از قبیل بعثیها، ملیمذهبیها، سوسیالیستهای خدا پرست، ناسیونالیستهای چپگرای غربستیز، روشنفکران دینی و حتی خود مارکسیست-لنینیستها، این وظیفۀ شوم را بر عهده گرفتند که برای این اقشار نوپا، بیتاب و مضطرب، نقش روانگردان را ایفا کرده، بطوریکه دیگر راه خانهشان را هم پیدا نکنند و دشمن جان و مالشان را بهسان حضرت دوست بشناسند.
🍂 در این میان با توجه به روانشناسی اجتماعی و تاریخ و فرهنگ ایران و خاورمیانه، به طور طبیعی برندهترین سلاح برای این رستاخیز معکوس، شعر و ادبیات بود. در خاورمیانه، فرهنگ مکتوب بسیار ضعیف و فرهنگ شفاهی غالب است و زبان شعر و عاطفه همواره بسیار نیرومندتر از زبان استدلال بودهاست.
🍂 از آنجا هم که انباشت منظم تاریخی مکتوب وجود ندارد، فرار از مواجه شدن با سوالات بنیادی و مسئولیت پیامدهای ناگزیر این قبیل شبهاندیشههای تغزلی و منظوم بسیار آسان است.
🔻احمقانهتر و جاهلانهتر از این سخن وجود ندارد که:
🍂 اسطوره سازیها و دیوتراشیهای هپروتی میتوانند تا دههها پس از مرگ آفرینندگانشان، به حیات خود ادامه دهند و همچنان با توان کم یا زیاد، در مسیر خوشبختی یک ملت دستانداز و مانع بسازند.
🍂 پس این ادعا که این بحثها قدیمی و بیفایده است، کاملا نادرست و خطرناک است. ما در آستانۀ یک انقلاب تمدنی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در جهتِ معکوس ۵۷ هستیم. این انقلاب بزرگ تمدنی، بدون رسوا نمودن و پاککردن آخرین رسوبات فرهنگی و عاطفیِ بهظاهر موجه موج تاریخی پیشین به انجام نمیرسد.
✍🏻#طوس_طهماسبی
🌾 @Naqdagin
🍂 این خشم مشروع، یک پژواک پویا و ماندگار تاریخی در ابعاد کلان است. ارتجاع عریان بدون خلعسلاح ذهنی و گمراهی عاطفی-روانیِ طبقات اجتماعی مدرن در دهههای چهل و پنجاه شمسی نمیتوانست به پیروزی دست یابد. برای این پیروزی سیاه، لزوما میبایست دانشجویان، تحصیلکردگان و طبقۀ متوسط جدید، منافع عینی و ملموس خود را گم کنند و به دام یک هپروت دو-بنی سقوط نمایند: رادیکالیسم ارتجاعی!
🔻این خطرناکترین دام کلاسیک برای جوامع جهان سوم و بهخصوص خاورمیانه بود که بهتازگی حرکت به سوی مدرنیزاسیون و تجدد را آغاز کردهبودند:
🍂 در این جوامع، بسیاری از سوژهها نه کاملا قادر به زیست در سنتاند و نه قادر به رهایی ذهنی کامل از آن و از سمت دیگر تاب و رغبت صبر و پشتکار برای پیمودن تنها مسیر معقول برای توسعه و تجدد را ندارند؛ بنابراین بسیار مستعد اوهام سیاسی و چشماندازهای اجتماعی تغزلیاند که نوید «وحدت تام تمنای ذهن با واقعیت بیرونی و رفع تمام شکافها و تضادها» را میدهند.
🍂 در خاورمیانه، نیروهای سیاسی مشخصی از قبیل بعثیها، ملیمذهبیها، سوسیالیستهای خدا پرست، ناسیونالیستهای چپگرای غربستیز، روشنفکران دینی و حتی خود مارکسیست-لنینیستها، این وظیفۀ شوم را بر عهده گرفتند که برای این اقشار نوپا، بیتاب و مضطرب، نقش روانگردان را ایفا کرده، بطوریکه دیگر راه خانهشان را هم پیدا نکنند و دشمن جان و مالشان را بهسان حضرت دوست بشناسند.
🍂 در این میان با توجه به روانشناسی اجتماعی و تاریخ و فرهنگ ایران و خاورمیانه، به طور طبیعی برندهترین سلاح برای این رستاخیز معکوس، شعر و ادبیات بود. در خاورمیانه، فرهنگ مکتوب بسیار ضعیف و فرهنگ شفاهی غالب است و زبان شعر و عاطفه همواره بسیار نیرومندتر از زبان استدلال بودهاست.
🍂 از آنجا هم که انباشت منظم تاریخی مکتوب وجود ندارد، فرار از مواجه شدن با سوالات بنیادی و مسئولیت پیامدهای ناگزیر این قبیل شبهاندیشههای تغزلی و منظوم بسیار آسان است.
🔻احمقانهتر و جاهلانهتر از این سخن وجود ندارد که:
برخی میگویند جمعی روشنفکر و شاعر بینوا و بیقدرت چه نقشی میتوانستند در حوادثی بزرگ نظیر انقلاب داشتهباشند؟گویندگان چنین سخنانی هیچ درکی از مکانیسم چند-وجهی و درازمدت تحولات بزرگ تاریخی ندارند. رسوبات درازمدت فرهنگی، روانی و عاطفی میتواند در لحظۀ حساس (یک تحول بزرگ تاریخی) یک طبقۀ اجتماعی را گیج کند، فلج کند و حتی او را از منافع حیاتیاش متنفر و منزجر نماید.
🍂 اسطوره سازیها و دیوتراشیهای هپروتی میتوانند تا دههها پس از مرگ آفرینندگانشان، به حیات خود ادامه دهند و همچنان با توان کم یا زیاد، در مسیر خوشبختی یک ملت دستانداز و مانع بسازند.
🍂 پس این ادعا که این بحثها قدیمی و بیفایده است، کاملا نادرست و خطرناک است. ما در آستانۀ یک انقلاب تمدنی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در جهتِ معکوس ۵۷ هستیم. این انقلاب بزرگ تمدنی، بدون رسوا نمودن و پاککردن آخرین رسوبات فرهنگی و عاطفیِ بهظاهر موجه موج تاریخی پیشین به انجام نمیرسد.
✍🏻#طوس_طهماسبی
🗄پست مرتبط
📕۵۷یها چه را نمیفهمند؟
📕مبارزهٔ اوکراین علیه روسیه یک نبرد متافیزیکی برای بقاست
📕سَندرُم روشنفکران ایرانی؛ احترام به تغذیهگرانِ شر؟
📕 فحش ندادن نشانه روان سالم و ادب است؟
📕باز هم روشنفکران را نمیبخشم!🥲
📺 چه کار دارید با ۲۵۰۰ سال ریدمان؟!
.➖➖➖
#چپ_ایرانی #نقد_چپ #نقد_روشنفکران
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🍂 دستکم تا دو سال پس از پنجاه و هفت، مدام در روزنامهها و مجلات با این دسته از شعرا و نویسندگان به اصطلاح مبارز مصاحبه میشد و خاضعانه از آنها تقاضا میکردند که نظام سیاسی و اقتصادی مطلوب برای آینده کشور و رویکرد مناسب برای رابطه با جهان را مشخص نمایند!
🍂 این موضوع به روشنی نشان میداد که آنها یک گروه مرجع نیرومند در جامعه ایران آن روزها و همچنین با توجه به ضعف و انزوای شاخههای تخصصی علوم انسانی و سیاسی، نیرومندترین بخش از جریان روشنفکری و تنها گروه موثر آن به شمار میرفتند. در غیر این صورت و اگر این شرایط ویژه پنجاه و هفتی بر ایران حاکم نبود، هیچ دلیل عقلانی وجود نداشت که اخوان ثالث، هوشنگ ابتهاج و غلامحسین ساعدی، مدام در روزنامهها درباره الگوی مطلوب نظام اقتصادی یا روابط خارجی کشور سخن بگویند!
🍂 سیطره این دسته از "ادبای مبارز" بر جریان روشنفکری ایران، بخش مهمی از شرایطی را ایجاد میکرد که در آن بطور مثال صدای غلامحسین صدیقی شنیده نمیشد و صدایی علیه اعدام روشنفکرانی نظیر محمود جعفریان و پرویز نیکخواه برنمیخاست.
🍂 گرایش سیاسی این "ادبای مبارز" ترکیبی از چپگرایی مارکسیستی و غرب ستیزی حقیرانه جهان سومی بود. آنها در تناقضها و تضادهای عمیق درونی خود در ارتباط با تجدد و جامعه تکان خورده و در حال تحول آن روز ایران غرق بودند و طبعا چیزی نداشتند که به پروسه پیشرفت کشور و خوشبختی مردم هدیه کنند.
🍂 برای همین است که میبینید مثلا غلامحسین ساعدی از یک طرف از مطب روانپزشکی خود برای رابطه جنسی خارج از عرف با زنان و حتی همسر دوست نزدیکش سوءاستفاده میکند و از طرف دیگر از معشوقش میخواهد که چادر سیاه بر سر کرده، ترک تحصیل کند و با مردان غریبه سخن نگوید.
🍂 این روشنترین بیان برای آن تناقض، سردرگمی و عقدههای فروخورده است که اشاره کردم و به هیچ وجه منحصر به شخص ساعدی نبود و غالب این به اصطلاح روشنفکران مبارز را در بر میگرفت.
🍂 برخی دیگر به قدری در مصرف هروئین افراط میکردند که میبایست چند وقت یکبار عملا آنها را از جوب خیابان جمع کنند؛ دیگری در حالی تئورسین الگوی نوین زن مسلمان انقلابی به شمار میرفت، یک معتاد الکلی افسار گسیخته بود که دائما مرتکب خشونت خانگی میشد.
🍂 استعداد فکری و ذهنی آنها صرف تشفی آن عقدهها و تناقضها و گرفتن انتقام از جامعه در حال پیشرفت آن روز میگردید. برای ارضای کینهی افسار گسیختهی خود از تجدد و پهلوی، از آوار کردن بدترین مصیبتهای ممکن بر سر ملت ایران ابا نداشتند.
🍂 امروز ایران در آستانه یک انقلاب بزرگ تمدنی است. اگرچه از سرمایه اجتماعی و نفوذ این "ادبای مبارز" میزان بسیار ناچیزی باقی مانده، اما این موج بزرگ انقلاب تمدنی در راه، همین میزان ناچیز را همچون پسمانده کوچکی از برف زمستان روبیده و نابود خواهد کرد. موج بزرگ انقلاب فرهنگی ایران برای تضمین پیروزی تمام عیارش، هیچ بت کوچک و نیمه شکستهای را برای مراسم جادوگری اصحاب ۵۷ باقی نخواهد گذاشت.
✍🏻 #طوس_طهماسبی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 این موضوع به روشنی نشان میداد که آنها یک گروه مرجع نیرومند در جامعه ایران آن روزها و همچنین با توجه به ضعف و انزوای شاخههای تخصصی علوم انسانی و سیاسی، نیرومندترین بخش از جریان روشنفکری و تنها گروه موثر آن به شمار میرفتند. در غیر این صورت و اگر این شرایط ویژه پنجاه و هفتی بر ایران حاکم نبود، هیچ دلیل عقلانی وجود نداشت که اخوان ثالث، هوشنگ ابتهاج و غلامحسین ساعدی، مدام در روزنامهها درباره الگوی مطلوب نظام اقتصادی یا روابط خارجی کشور سخن بگویند!
🍂 سیطره این دسته از "ادبای مبارز" بر جریان روشنفکری ایران، بخش مهمی از شرایطی را ایجاد میکرد که در آن بطور مثال صدای غلامحسین صدیقی شنیده نمیشد و صدایی علیه اعدام روشنفکرانی نظیر محمود جعفریان و پرویز نیکخواه برنمیخاست.
🍂 گرایش سیاسی این "ادبای مبارز" ترکیبی از چپگرایی مارکسیستی و غرب ستیزی حقیرانه جهان سومی بود. آنها در تناقضها و تضادهای عمیق درونی خود در ارتباط با تجدد و جامعه تکان خورده و در حال تحول آن روز ایران غرق بودند و طبعا چیزی نداشتند که به پروسه پیشرفت کشور و خوشبختی مردم هدیه کنند.
🍂 برای همین است که میبینید مثلا غلامحسین ساعدی از یک طرف از مطب روانپزشکی خود برای رابطه جنسی خارج از عرف با زنان و حتی همسر دوست نزدیکش سوءاستفاده میکند و از طرف دیگر از معشوقش میخواهد که چادر سیاه بر سر کرده، ترک تحصیل کند و با مردان غریبه سخن نگوید.
🍂 این روشنترین بیان برای آن تناقض، سردرگمی و عقدههای فروخورده است که اشاره کردم و به هیچ وجه منحصر به شخص ساعدی نبود و غالب این به اصطلاح روشنفکران مبارز را در بر میگرفت.
🍂 برخی دیگر به قدری در مصرف هروئین افراط میکردند که میبایست چند وقت یکبار عملا آنها را از جوب خیابان جمع کنند؛ دیگری در حالی تئورسین الگوی نوین زن مسلمان انقلابی به شمار میرفت، یک معتاد الکلی افسار گسیخته بود که دائما مرتکب خشونت خانگی میشد.
🍂 استعداد فکری و ذهنی آنها صرف تشفی آن عقدهها و تناقضها و گرفتن انتقام از جامعه در حال پیشرفت آن روز میگردید. برای ارضای کینهی افسار گسیختهی خود از تجدد و پهلوی، از آوار کردن بدترین مصیبتهای ممکن بر سر ملت ایران ابا نداشتند.
🍂 امروز ایران در آستانه یک انقلاب بزرگ تمدنی است. اگرچه از سرمایه اجتماعی و نفوذ این "ادبای مبارز" میزان بسیار ناچیزی باقی مانده، اما این موج بزرگ انقلاب تمدنی در راه، همین میزان ناچیز را همچون پسمانده کوچکی از برف زمستان روبیده و نابود خواهد کرد. موج بزرگ انقلاب فرهنگی ایران برای تضمین پیروزی تمام عیارش، هیچ بت کوچک و نیمه شکستهای را برای مراسم جادوگری اصحاب ۵۷ باقی نخواهد گذاشت.
✍🏻 #طوس_طهماسبی
.
#آینه_تاریخ #چپ_ایرانی #نقد_چپ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 جهانگشایانِ مارکسیستِ کرملین (+)
— بخش اول | دروغی به نام «امپریالیسم»
🎙#طوس_طهماسبی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بخش اول | دروغی به نام «امپریالیسم»
🎙#طوس_طهماسبی
.
#نقد_چپ#چپ #شوروی #استالین #امپریالیسم #مارکسیسم #کمونیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
دروغی به نام امپریالیسم | بخش اول طوس تهماسبی | جهانگشایان مارکسیست…
🎧جهانگشایانِ مارکسیستِ کرملین (+)
— بخش اول | دروغی به نام «امپریالیسم»
🎙#طوس_طهماسبی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بخش اول | دروغی به نام «امپریالیسم»
🎙#طوس_طهماسبی
.
#نقد_چپ#چپ #شوروی #استالین #امپریالیسم #مارکسیسم #کمونیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 جهانگشایانِ مارکسیستِ کرملین (+)
— بخش دوم | جنگ بهمثابه اکسیژن برای حکومت شوراها
🎙#طوس_طهماسبی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بخش دوم | جنگ بهمثابه اکسیژن برای حکومت شوراها
🎙#طوس_طهماسبی
.
#نقد_چپ#چپ #شوروی #استالین #امپریالیسم #مارکسیسم #کمونیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
جنگ به مثابه اکسیژن برای حکومت شوراها | بخش دوم طوس طهماسبی | جهانگشایان…
🎧جهانگشایانِ مارکسیستِ کرملین (+)
— بخش دوم | جنگ بهمثابه اکسیژن برای حکومت شوراها
🎙#طوس_طهماسبی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بخش دوم | جنگ بهمثابه اکسیژن برای حکومت شوراها
🎙#طوس_طهماسبی
.
#نقد_چپ#چپ #شوروی #استالین #امپریالیسم #مارکسیسم #کمونیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘شورشی علیه مدرنیته
— ریشههای ایدئولوژیک بحران آب در ایران
✍🏻#طوس_طهماسبی
🍂 عیسی کلانتری به واقعهای بسیار مهم اشاره کرده است. البته زیربنای تخریب ایران چهار سال پیشتر از تاریخی که او اشاره میکند، گذاشته شد، اما در زمینه ریشه بحران آب، مسئله اصلی را در مصاحبهاش بیان کرده است.
🍂 عامل اصلی بحران آب در ایران، چیزی نیست جز شورش علیه مدرنیته و ایدئولوژی تودهگرای تجدد ستیز. هر حرفی غیر از این اضافی و نادرست است.
🍂 کلانتری به برنامه کلان و مدون حکومت پهلوی برای مدیریت منابع آب و مختصات کشاورزی در ایران اشاره میکند که بخش مهمی از تحقیقاتش توسط کارشناسان آمریکایی و فرانسوی با صرف وقت و انرژی بسیار و دقت بالا انجام شده بود.
🍂 آنها به این نتیجه رسیده بودند که ظرفیت منابع طبیعی فلات ایران برای تولید غذای جمعیتش کمتر از ۵۰ میلیون نفر است.
🔺براین اساس کشاورزی ایران نباید خیلی گسترده شود و بخش مهمی از مواد غذایی مورد نیاز باید از خارج وارد گردد. بر همین اساس استراتژی توسعه حکومت پهلوی بر پایهی اولویت صنعت و توریسم طرحریزی شده بود نه کشاورزی.
🔸 ادامه داستان و نتایج سیاستهایی که این قانون "توزیع عادلانه" آنها را رسمیت بخشیده و مدون کرد را قبلا در همین صفحه توضیح دادهام.
🌾 ایدئولوژی پنجاهو هفت تا حدود زیادی شبیه به مائوئیسم بر پایهی تقدس روستا و کشاورزی استوار بود. اصلا تا حد زیادی میتوان آن را انقلاب روستاییان حاشیهنشین تازه شهری شده در اتحاد با بازار سنتی و روحانیت دانست.
🍂 حکومت جدید که میخواست بدون انحلال کامل مالکیت خصوصی و یا تعرض به داشتههای طیف متمول مسلمان، پیادهنظام اجتماعی فقیرش را ارضا کند، بهترین چاره را بذل و بخشش منابع طبیعی دید که ظاهرا رایگان بود و خرجی برایش نداشت.
📌 سنخ اجتماعی و فکری حکومت جدید و سیاست خارجی بسیار ویژهاش، مجال چندانی به گسترش صنعت نمیداد، توریسم هم که تکلیفش مشخص بود و از بیخ و بن درش تخته شد.
📌 در عوض، مجوز نامحدود حفر چاه، تغییر کاربری زمینها به کشاورزی و چشمبستن بر خرده فروشی منابع طبیعی و جنگلی توسط مستضعفین خرج و زحمتی نداشت، و موجب «نفوذ فرهنگ غرب» هم نمیشد!
🔻اما حالا میخواهم بر آن عبارت "توزیع عادلانه" تمرکز کنم که در نیمه دوم قرن بیستم بسیار در حکومتهای به اصطلاح انقلابی و رادیکال جهان سوم تکرار شد و براساسش قانون نوشته شد و نتیجه هم بدون استثنا ورشکستگی و بیغولهسازی بود.
🧠 شاید به اندازه کافی به مقدمه بحث مرتبط نباشد، اما میخواهم توجه شما را به یکی از مهمترین وجوه جهانبینی یا هستی شناسی پنجاه و هفت جلب کنم:
🔺این وجه زیربنایی جهانبینی پنجاهوهفتی، یکی از مستحکمترین و ریشهدارترین انگارههای انهاست، و شاید برخی از ما هنوز هم ناخودآگاه تا حدی به آن مبتلا باشیم.
🔺تأثیر ناخودآگاه گستردهاش را در نوع نگاه خام و ابتر بخشی از طبقه متوسط به مسائل بینالمللی، به روشنی میبینید. تاثیر ناهشیار آن بر قضاوتها تکان دهنده است: ضعیف برحق است. اصلا حتی ژندهپوش بودن و خاکوخلی بودن، ناخودآگاه در ذهن ما با حقانیت قرین میشود. این عصیانی سهمگین بر علیه خرد است. در اين باره بیشتر سخن خواهم گفت.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— ریشههای ایدئولوژیک بحران آب در ایران
✍🏻#طوس_طهماسبی
🍂 عیسی کلانتری به واقعهای بسیار مهم اشاره کرده است. البته زیربنای تخریب ایران چهار سال پیشتر از تاریخی که او اشاره میکند، گذاشته شد، اما در زمینه ریشه بحران آب، مسئله اصلی را در مصاحبهاش بیان کرده است.
🍂 عامل اصلی بحران آب در ایران، چیزی نیست جز شورش علیه مدرنیته و ایدئولوژی تودهگرای تجدد ستیز. هر حرفی غیر از این اضافی و نادرست است.
🍂 کلانتری به برنامه کلان و مدون حکومت پهلوی برای مدیریت منابع آب و مختصات کشاورزی در ایران اشاره میکند که بخش مهمی از تحقیقاتش توسط کارشناسان آمریکایی و فرانسوی با صرف وقت و انرژی بسیار و دقت بالا انجام شده بود.
🍂 آنها به این نتیجه رسیده بودند که ظرفیت منابع طبیعی فلات ایران برای تولید غذای جمعیتش کمتر از ۵۰ میلیون نفر است.
🔺براین اساس کشاورزی ایران نباید خیلی گسترده شود و بخش مهمی از مواد غذایی مورد نیاز باید از خارج وارد گردد. بر همین اساس استراتژی توسعه حکومت پهلوی بر پایهی اولویت صنعت و توریسم طرحریزی شده بود نه کشاورزی.
🔸 ادامه داستان و نتایج سیاستهایی که این قانون "توزیع عادلانه" آنها را رسمیت بخشیده و مدون کرد را قبلا در همین صفحه توضیح دادهام.
🌾 ایدئولوژی پنجاهو هفت تا حدود زیادی شبیه به مائوئیسم بر پایهی تقدس روستا و کشاورزی استوار بود. اصلا تا حد زیادی میتوان آن را انقلاب روستاییان حاشیهنشین تازه شهری شده در اتحاد با بازار سنتی و روحانیت دانست.
🍂 حکومت جدید که میخواست بدون انحلال کامل مالکیت خصوصی و یا تعرض به داشتههای طیف متمول مسلمان، پیادهنظام اجتماعی فقیرش را ارضا کند، بهترین چاره را بذل و بخشش منابع طبیعی دید که ظاهرا رایگان بود و خرجی برایش نداشت.
📌 سنخ اجتماعی و فکری حکومت جدید و سیاست خارجی بسیار ویژهاش، مجال چندانی به گسترش صنعت نمیداد، توریسم هم که تکلیفش مشخص بود و از بیخ و بن درش تخته شد.
📌 در عوض، مجوز نامحدود حفر چاه، تغییر کاربری زمینها به کشاورزی و چشمبستن بر خرده فروشی منابع طبیعی و جنگلی توسط مستضعفین خرج و زحمتی نداشت، و موجب «نفوذ فرهنگ غرب» هم نمیشد!
🔻اما حالا میخواهم بر آن عبارت "توزیع عادلانه" تمرکز کنم که در نیمه دوم قرن بیستم بسیار در حکومتهای به اصطلاح انقلابی و رادیکال جهان سوم تکرار شد و براساسش قانون نوشته شد و نتیجه هم بدون استثنا ورشکستگی و بیغولهسازی بود.
🧠 شاید به اندازه کافی به مقدمه بحث مرتبط نباشد، اما میخواهم توجه شما را به یکی از مهمترین وجوه جهانبینی یا هستی شناسی پنجاه و هفت جلب کنم:
واماندگان، بازندگان و از دور خارجها برحق و صاحب فضیلتند
و برندهها، پیشرفتهها و فنآفرینان بر باطل و ظلماند و عملا در حکم طاغوتند.
🔺این وجه زیربنایی جهانبینی پنجاهوهفتی، یکی از مستحکمترین و ریشهدارترین انگارههای انهاست، و شاید برخی از ما هنوز هم ناخودآگاه تا حدی به آن مبتلا باشیم.
🔺تأثیر ناخودآگاه گستردهاش را در نوع نگاه خام و ابتر بخشی از طبقه متوسط به مسائل بینالمللی، به روشنی میبینید. تاثیر ناهشیار آن بر قضاوتها تکان دهنده است: ضعیف برحق است. اصلا حتی ژندهپوش بودن و خاکوخلی بودن، ناخودآگاه در ذهن ما با حقانیت قرین میشود. این عصیانی سهمگین بر علیه خرد است. در اين باره بیشتر سخن خواهم گفت.
🔻غربستیزی
📕تاریخچۀ غربستیزی در اصطلاحِ خودساختۀ «تهاجم فرهنگی»
📕بنبست گفتمانی اصلاحطلبان؟
📕غربزدگی: مفهومی برای دفن لیبرالیسم؟
📺 آیندۀ ایران: نقد اصلاحطلبان
👔 اگر کراوات آزاد بود!
📕چرخشگفتمانیِ نسلهای نوی ایران
📺 ریشههای غربستیزی ج.ا (۱)، (۲)
📕خصومت با غرب و آمریکا به چه قیمتی؟
📕ستیز با جهان مدرن
📕روشنفکران قفسساز
📕در غرب، بشری وجود ندارد. ما اَنیشتن رو هم حشرهای بیش نمیدانیم
📕غربستیزی و غربگدایی، دو رویِ یک سکه
📕«غربستیزی» در کانالِ «یهودستیزی» جمهوری اسلامی و ایرانیان
📺 عللِ افولِ سنتگرایان
📺 «غربستیزی سنتگرایان»
📺 روانکاوی «غربستیزی سنتگرایان»
📻سید قطب که بود؟
.
#حکومت_اسلامی #پنجاهوهفتی #چپ_ایرانی #نقد_چپ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 لحظات آخر فروپاشی شوروی
🎙#طوس_طهماسبی
🔸طوس طهماسبی در این ویدیو به بررسی دلایل و لحظات کلیدی فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی میپردازد و بر رقابتهای دوران جنگ سرد، مشکلات اقتصادی داخلی و استراتژیهای نظامی تمرکز دارد.
🔻نکات اصلی:
* بحرانهای اولیه: آغاز با بحران برلین و تلاش شوروی برای مرعوب کردن غرب با تهدیدات موشکی، که در نهایت به ساخت دیوار برلین انجامید. سپس، بحران موشکی کوبا که جهان را تا آستانه جنگ هستهای برد و با عقبنشینی شوروی به دلیل ضعفهای نظامی و دریایی آن پایان یافت. این شکستها، همراه با تیره شدن روابط با چین، به مشکلات داخلی شوروی افزود.
* دوران برژنف و رکود اقتصادی: با روی کار آمدن برژنف، استراتژی شوروی به سمت افزایش شدید قدرت نظامی و انتظار برای فرصتهای مناسبتر تغییر یافت. با این حال، این دوره با رکود اقتصادی عمیق، به ویژه در بخش کشاورزی و وابستگی فزاینده به واردات مواد غذایی از غرب، همراه بود.
* جنگهای نیابتی و هزینههای گزاف: شوروی در این دوران در مناطق مختلف جهان سوم (مانند آنگولا، اتیوپی، نیکاراگوئه و افغانستان) به مداخلات نظامی دست زد که هرچند به ظاهر موفقیتآمیز بودند، اما منجر به جنگهای داخلی پرهزینه و ایجاد متحدینی بیثبات شدند.
* ظهور ریگان و تغییر پارادایم نظامی: با روی کار آمدن رونالد ریگان در آمریکا، رویکرد مقابله با شوروی به سمت تهاجم و افزایش بیسابقه هزینههای نظامی تغییر یافت. ریگان با طرحهایی مانند "جنگ ستارگان" و تمرکز بر "جنگ عصر اطلاعات" (که بر پایه برتری اطلاعاتی و هدایت دقیق تسلیحات بود)، شوروی را در یک رقابت تسلیحاتی طاقتفرسا قرار داد که توان مالی و تکنولوژیکی مقابله با آن را نداشت.
* نتیجه: عقبماندگی نظامی شوروی در کنار از نفس افتادن اقتصادش، زمینهساز سیاستهای اصلاحی گورباچف شد که در نهایت به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی انجامید. این سخنرانی تأکید میکند که چگونه سوگیریهای شناختی و عدم توانایی در همراهی با پیشرفتهای تکنولوژیک، در کنار فشارهای خارجی، نقش مهمی در سرنوشت شوروی ایفا کردند.
🌾 @Naqdagin
🎙#طوس_طهماسبی
🔸طوس طهماسبی در این ویدیو به بررسی دلایل و لحظات کلیدی فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی میپردازد و بر رقابتهای دوران جنگ سرد، مشکلات اقتصادی داخلی و استراتژیهای نظامی تمرکز دارد.
🔻نکات اصلی:
* بحرانهای اولیه: آغاز با بحران برلین و تلاش شوروی برای مرعوب کردن غرب با تهدیدات موشکی، که در نهایت به ساخت دیوار برلین انجامید. سپس، بحران موشکی کوبا که جهان را تا آستانه جنگ هستهای برد و با عقبنشینی شوروی به دلیل ضعفهای نظامی و دریایی آن پایان یافت. این شکستها، همراه با تیره شدن روابط با چین، به مشکلات داخلی شوروی افزود.
* دوران برژنف و رکود اقتصادی: با روی کار آمدن برژنف، استراتژی شوروی به سمت افزایش شدید قدرت نظامی و انتظار برای فرصتهای مناسبتر تغییر یافت. با این حال، این دوره با رکود اقتصادی عمیق، به ویژه در بخش کشاورزی و وابستگی فزاینده به واردات مواد غذایی از غرب، همراه بود.
* جنگهای نیابتی و هزینههای گزاف: شوروی در این دوران در مناطق مختلف جهان سوم (مانند آنگولا، اتیوپی، نیکاراگوئه و افغانستان) به مداخلات نظامی دست زد که هرچند به ظاهر موفقیتآمیز بودند، اما منجر به جنگهای داخلی پرهزینه و ایجاد متحدینی بیثبات شدند.
* ظهور ریگان و تغییر پارادایم نظامی: با روی کار آمدن رونالد ریگان در آمریکا، رویکرد مقابله با شوروی به سمت تهاجم و افزایش بیسابقه هزینههای نظامی تغییر یافت. ریگان با طرحهایی مانند "جنگ ستارگان" و تمرکز بر "جنگ عصر اطلاعات" (که بر پایه برتری اطلاعاتی و هدایت دقیق تسلیحات بود)، شوروی را در یک رقابت تسلیحاتی طاقتفرسا قرار داد که توان مالی و تکنولوژیکی مقابله با آن را نداشت.
* نتیجه: عقبماندگی نظامی شوروی در کنار از نفس افتادن اقتصادش، زمینهساز سیاستهای اصلاحی گورباچف شد که در نهایت به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی انجامید. این سخنرانی تأکید میکند که چگونه سوگیریهای شناختی و عدم توانایی در همراهی با پیشرفتهای تکنولوژیک، در کنار فشارهای خارجی، نقش مهمی در سرنوشت شوروی ایفا کردند.
.➖➖➖
#آینه_تاریخ #نقد_چپ
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎧 لحظات آخر فروپاشی شوروی
🎙#طوس_طهماسبی
🔸طوس طهماسبی در این ویدیو به بررسی دلایل و لحظات کلیدی فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی میپردازد و بر رقابتهای دوران جنگ سرد، مشکلات اقتصادی داخلی و استراتژیهای نظامی تمرکز دارد.
🔻نکات اصلی:
* بحرانهای اولیه: آغاز با بحران برلین و تلاش شوروی برای مرعوب کردن غرب با تهدیدات موشکی، که در نهایت به ساخت دیوار برلین انجامید. سپس، بحران موشکی کوبا که جهان را تا آستانه جنگ هستهای برد و با عقبنشینی شوروی به دلیل ضعفهای نظامی و دریایی آن پایان یافت. این شکستها، همراه با تیره شدن روابط با چین، به مشکلات داخلی شوروی افزود.
* دوران برژنف و رکود اقتصادی: با روی کار آمدن برژنف، استراتژی شوروی به سمت افزایش شدید قدرت نظامی و انتظار برای فرصتهای مناسبتر تغییر یافت. با این حال، این دوره با رکود اقتصادی عمیق، به ویژه در بخش کشاورزی و وابستگی فزاینده به واردات مواد غذایی از غرب، همراه بود.
* جنگهای نیابتی و هزینههای گزاف: شوروی در این دوران در مناطق مختلف جهان سوم (مانند آنگولا، اتیوپی، نیکاراگوئه و افغانستان) به مداخلات نظامی دست زد که هرچند به ظاهر موفقیتآمیز بودند، اما منجر به جنگهای داخلی پرهزینه و ایجاد متحدینی بیثبات شدند.
* ظهور ریگان و تغییر پارادایم نظامی: با روی کار آمدن رونالد ریگان در آمریکا، رویکرد مقابله با شوروی به سمت تهاجم و افزایش بیسابقه هزینههای نظامی تغییر یافت. ریگان با طرحهایی مانند "جنگ ستارگان" و تمرکز بر "جنگ عصر اطلاعات" (که بر پایه برتری اطلاعاتی و هدایت دقیق تسلیحات بود)، شوروی را در یک رقابت تسلیحاتی طاقتفرسا قرار داد که توان مالی و تکنولوژیکی مقابله با آن را نداشت.
* نتیجه: عقبماندگی نظامی شوروی در کنار از نفس افتادن اقتصادش، زمینهساز سیاستهای اصلاحی گورباچف شد که در نهایت به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی انجامید. این سخنرانی تأکید میکند که چگونه سوگیریهای شناختی و عدم توانایی در همراهی با پیشرفتهای تکنولوژیک، در کنار فشارهای خارجی، نقش مهمی در سرنوشت شوروی ایفا کردند.
🌾 @Naqdagin
🎙#طوس_طهماسبی
🔸طوس طهماسبی در این ویدیو به بررسی دلایل و لحظات کلیدی فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی میپردازد و بر رقابتهای دوران جنگ سرد، مشکلات اقتصادی داخلی و استراتژیهای نظامی تمرکز دارد.
🔻نکات اصلی:
* بحرانهای اولیه: آغاز با بحران برلین و تلاش شوروی برای مرعوب کردن غرب با تهدیدات موشکی، که در نهایت به ساخت دیوار برلین انجامید. سپس، بحران موشکی کوبا که جهان را تا آستانه جنگ هستهای برد و با عقبنشینی شوروی به دلیل ضعفهای نظامی و دریایی آن پایان یافت. این شکستها، همراه با تیره شدن روابط با چین، به مشکلات داخلی شوروی افزود.
* دوران برژنف و رکود اقتصادی: با روی کار آمدن برژنف، استراتژی شوروی به سمت افزایش شدید قدرت نظامی و انتظار برای فرصتهای مناسبتر تغییر یافت. با این حال، این دوره با رکود اقتصادی عمیق، به ویژه در بخش کشاورزی و وابستگی فزاینده به واردات مواد غذایی از غرب، همراه بود.
* جنگهای نیابتی و هزینههای گزاف: شوروی در این دوران در مناطق مختلف جهان سوم (مانند آنگولا، اتیوپی، نیکاراگوئه و افغانستان) به مداخلات نظامی دست زد که هرچند به ظاهر موفقیتآمیز بودند، اما منجر به جنگهای داخلی پرهزینه و ایجاد متحدینی بیثبات شدند.
* ظهور ریگان و تغییر پارادایم نظامی: با روی کار آمدن رونالد ریگان در آمریکا، رویکرد مقابله با شوروی به سمت تهاجم و افزایش بیسابقه هزینههای نظامی تغییر یافت. ریگان با طرحهایی مانند "جنگ ستارگان" و تمرکز بر "جنگ عصر اطلاعات" (که بر پایه برتری اطلاعاتی و هدایت دقیق تسلیحات بود)، شوروی را در یک رقابت تسلیحاتی طاقتفرسا قرار داد که توان مالی و تکنولوژیکی مقابله با آن را نداشت.
* نتیجه: عقبماندگی نظامی شوروی در کنار از نفس افتادن اقتصادش، زمینهساز سیاستهای اصلاحی گورباچف شد که در نهایت به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی انجامید. این سخنرانی تأکید میکند که چگونه سوگیریهای شناختی و عدم توانایی در همراهی با پیشرفتهای تکنولوژیک، در کنار فشارهای خارجی، نقش مهمی در سرنوشت شوروی ایفا کردند.
.➖➖➖
#آینه_تاریخ #نقد_چپ
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 فروپاشی شوروی، آینده ایران
🎙#طوس_طهماسبی
🔸این ویدئو به بررسی احزاب کمونیستی در ایران و جهان، رابطه آنها با شوروی و دلایل فروپاشی کمونیسم میپردازد. این گفتگو با مروری بر نحوه شکلگیری حزب کمونیست ایران (عدالت) در باکو در سال 1297 آغاز میشود و به نقش چهرههایی مانند آوتیس سلطانزاده و حیدر عموغلی در آن زمان اشاره میکند. سپس، به کودتای سرخ و درگیریهای داخلی میان کمونیستها و جنبش جنگل میپردازد که در نهایت منجر به عقبنشینی شوروی و شکست این جریان میشود. در ادامه، تشکیل حزب توده به عنوان یک سازمان دو بخشی با شاخه علنی و مخفی، و نقش عبدالصمد کامبخش در آن مورد تحلیل قرار میگیرد. همچنین، سیاستهای حزب توده در قبال حکومت پهلوی و نحوه تغییر موضع آن بر اساس روابط شوروی با ایران بررسی میشود.
🔸بخش دیگری از بحث به ظهور موج جدید چپ رادیکال و جنبشهای چریکی در دهه 1960 میلادی در جهان و ایران (مانند چریکهای فدایی خلق) اختصاص دارد که به صورت مستقل از شوروی عمل میکردند. این جنبشها به دلیل انسداد سیاسی و عدم امکان فعالیت علنی، به مبارزه مسلحانه روی آوردند. در نهایت، ویدئو به تحلیل جامع دلایل شکست کمونیسم و الگوی شوروی میپردازد و ریشههای نظری این شکست را در ایدههای کارل مارکس درباره تمامیت اجتماعی هستی انسان و حذف نهادهای میانجی (مانند بازار) جستجو میکند. این تحلیل نشان میدهد که چگونه تضادهای درونی در نظریه مارکسیسم (از جمله تضاد بین تکامل سرمایهداری و بحران آن) و همچنین بیرحمی و نگاه ماکیاولیستی به سیاست، به فروپاشی این نظام منجر شد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#طوس_طهماسبی
🔸این ویدئو به بررسی احزاب کمونیستی در ایران و جهان، رابطه آنها با شوروی و دلایل فروپاشی کمونیسم میپردازد. این گفتگو با مروری بر نحوه شکلگیری حزب کمونیست ایران (عدالت) در باکو در سال 1297 آغاز میشود و به نقش چهرههایی مانند آوتیس سلطانزاده و حیدر عموغلی در آن زمان اشاره میکند. سپس، به کودتای سرخ و درگیریهای داخلی میان کمونیستها و جنبش جنگل میپردازد که در نهایت منجر به عقبنشینی شوروی و شکست این جریان میشود. در ادامه، تشکیل حزب توده به عنوان یک سازمان دو بخشی با شاخه علنی و مخفی، و نقش عبدالصمد کامبخش در آن مورد تحلیل قرار میگیرد. همچنین، سیاستهای حزب توده در قبال حکومت پهلوی و نحوه تغییر موضع آن بر اساس روابط شوروی با ایران بررسی میشود.
🔸بخش دیگری از بحث به ظهور موج جدید چپ رادیکال و جنبشهای چریکی در دهه 1960 میلادی در جهان و ایران (مانند چریکهای فدایی خلق) اختصاص دارد که به صورت مستقل از شوروی عمل میکردند. این جنبشها به دلیل انسداد سیاسی و عدم امکان فعالیت علنی، به مبارزه مسلحانه روی آوردند. در نهایت، ویدئو به تحلیل جامع دلایل شکست کمونیسم و الگوی شوروی میپردازد و ریشههای نظری این شکست را در ایدههای کارل مارکس درباره تمامیت اجتماعی هستی انسان و حذف نهادهای میانجی (مانند بازار) جستجو میکند. این تحلیل نشان میدهد که چگونه تضادهای درونی در نظریه مارکسیسم (از جمله تضاد بین تکامل سرمایهداری و بحران آن) و همچنین بیرحمی و نگاه ماکیاولیستی به سیاست، به فروپاشی این نظام منجر شد.
.
#نقد_چپ #چپ_ایرانی #آینه_تاریخ #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎧 فروپاشی شوروی، آینده ایران
🎙#طوس_طهماسبی
🔸این ویدئو به بررسی احزاب کمونیستی در ایران و جهان، رابطه آنها با شوروی و دلایل فروپاشی کمونیسم میپردازد. این گفتگو با مروری بر نحوه شکلگیری حزب کمونیست ایران (عدالت) در باکو در سال 1297 آغاز میشود و به نقش چهرههایی مانند آوتیس سلطانزاده و حیدر عموغلی در آن زمان اشاره میکند. سپس، به کودتای سرخ و درگیریهای داخلی میان کمونیستها و جنبش جنگل میپردازد که در نهایت منجر به عقبنشینی شوروی و شکست این جریان میشود. در ادامه، تشکیل حزب توده به عنوان یک سازمان دو بخشی با شاخه علنی و مخفی، و نقش عبدالصمد کامبخش در آن مورد تحلیل قرار میگیرد. همچنین، سیاستهای حزب توده در قبال حکومت پهلوی و نحوه تغییر موضع آن بر اساس روابط شوروی با ایران بررسی میشود.
🔸بخش دیگری از بحث به ظهور موج جدید چپ رادیکال و جنبشهای چریکی در دهه 1960 میلادی در جهان و ایران (مانند چریکهای فدایی خلق) اختصاص دارد که به صورت مستقل از شوروی عمل میکردند. این جنبشها به دلیل انسداد سیاسی و عدم امکان فعالیت علنی، به مبارزه مسلحانه روی آوردند. در نهایت، ویدئو به تحلیل جامع دلایل شکست کمونیسم و الگوی شوروی میپردازد و ریشههای نظری این شکست را در ایدههای کارل مارکس درباره تمامیت اجتماعی هستی انسان و حذف نهادهای میانجی (مانند بازار) جستجو میکند. این تحلیل نشان میدهد که چگونه تضادهای درونی در نظریه مارکسیسم (از جمله تضاد بین تکامل سرمایهداری و بحران آن) و همچنین بیرحمی و نگاه ماکیاولیستی به سیاست، به فروپاشی این نظام منجر شد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#طوس_طهماسبی
🔸این ویدئو به بررسی احزاب کمونیستی در ایران و جهان، رابطه آنها با شوروی و دلایل فروپاشی کمونیسم میپردازد. این گفتگو با مروری بر نحوه شکلگیری حزب کمونیست ایران (عدالت) در باکو در سال 1297 آغاز میشود و به نقش چهرههایی مانند آوتیس سلطانزاده و حیدر عموغلی در آن زمان اشاره میکند. سپس، به کودتای سرخ و درگیریهای داخلی میان کمونیستها و جنبش جنگل میپردازد که در نهایت منجر به عقبنشینی شوروی و شکست این جریان میشود. در ادامه، تشکیل حزب توده به عنوان یک سازمان دو بخشی با شاخه علنی و مخفی، و نقش عبدالصمد کامبخش در آن مورد تحلیل قرار میگیرد. همچنین، سیاستهای حزب توده در قبال حکومت پهلوی و نحوه تغییر موضع آن بر اساس روابط شوروی با ایران بررسی میشود.
🔸بخش دیگری از بحث به ظهور موج جدید چپ رادیکال و جنبشهای چریکی در دهه 1960 میلادی در جهان و ایران (مانند چریکهای فدایی خلق) اختصاص دارد که به صورت مستقل از شوروی عمل میکردند. این جنبشها به دلیل انسداد سیاسی و عدم امکان فعالیت علنی، به مبارزه مسلحانه روی آوردند. در نهایت، ویدئو به تحلیل جامع دلایل شکست کمونیسم و الگوی شوروی میپردازد و ریشههای نظری این شکست را در ایدههای کارل مارکس درباره تمامیت اجتماعی هستی انسان و حذف نهادهای میانجی (مانند بازار) جستجو میکند. این تحلیل نشان میدهد که چگونه تضادهای درونی در نظریه مارکسیسم (از جمله تضاد بین تکامل سرمایهداری و بحران آن) و همچنین بیرحمی و نگاه ماکیاولیستی به سیاست، به فروپاشی این نظام منجر شد.
.
#نقد_چپ #چپ_ایرانی #آینه_تاریخ #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin