Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔸آنچه در ونزوئلا رخ داده، فقط یک اتفاق منطقهای نیست؛ این یک جابهجایی بزرگ در معادلات قدرت، انرژی و امنیت جهانی است—و ایران دقیقاً در مرکز این معادله قرار دارد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
.
#بینالملل #سیاست #آمریکا
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 قصد ترامپ بر حمله به ج.ا جدیست
🎙#علیرضا_مکرمی
🔸بازداشت #مادورو درست در سالگرد ترور #قاسم_سلیمانی پیام روشنی برای جمهوری اسلامی دارد.
@dolat_irani
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#علیرضا_مکرمی
🔸بازداشت #مادورو درست در سالگرد ترور #قاسم_سلیمانی پیام روشنی برای جمهوری اسلامی دارد.
@dolat_irani
.
#حکومت_اسلامی #آمریکا #بینالملل
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘از همدستی با استبداد تا نوکری فاشیسم پانترکیسم
✍🏻 دکتر #قربان_عباسی (نویسنده، خود ترک زبان میباشد)
🍂 به عنوان یک تحلیلگر جامعهشناسی که سالها بر گسلهای اجتماعی و جریانهای فکری ایران مطالعه کردهام، این کلمات را نه فقط از روی تخصص، بلکه با قلبی آکنده از دریغ برای شکوهِ از دست رفتهی یک تبارِ غیرتمند مینویسم. خطاب به آنانی که در میانهی طوفانِ نان و آزادی، سازِ جدایی و نغمهی بیگانگان را کوک کردهاند:
🍂 در منطق جامعهشناسی سیاسی، جنبشهای فراگیر ملی زمانی که به بلوغ میرسند، همچون بهمنی سهمگین حرکت میکنند که سنگریزههای مزاحم را یا با خود همراه میبرند و یا در زیر چرخدندههای تغییر، نادیده میانگارند. حقیقتِ گزنده برای شما این است:
🍂 شما که با «زوزه»های تفرقهافکن، دهان به نفیِ همبستگی گشودهاید، بدانید که وزنِ اجتماعیتان در ترازوی تحولات پیشرو، حتی به قدرِ پرِ کاهی نیست. تحولات آزادیخواهانه، مسیری است که با خونِ قلبِ جوانان وطن آبیاری میشود، نه با دلارهای مسموم و سناریوهای دیکته شده از سوی «فاشیسمِ همسایه». شما نه بازیگر، بلکه سیاهیلشکرهایی هستید که تنها در اتاقهای فکرِ دشمنانِ این مرز و بوم شمرده میشوید، چه دشمن داخلیاش و چه بیگانهاش.
🍂 بزرگترین سوگِ ما، نه لفاظیهای شما، بلکه غربتِ تاریخیِ مردمِ شریف و غیورِ ترک است. ملتی که روزگاری همراه و همسو با دیگر هم وطنان خود «مشروطه» را به ایران هدیه داد، امروز باید نظارهگر جماعتی باشد که هویت خود را در دنبالهروی از رویاهای توسعهطلبانهی آن سوی مرزها تعریف میکنند.
❓کجاست آن شکوهِ ستارخان که میگفت:
کجاست صلابتِ باقرخان و روشنگریِ تقیزاده؟ کجاست قلمِ برانِ میرزا جلیل محمدقلیزاده که جهل را نشانه میگرفت، نه وحدتِ ملی را؟ و کجاست فریادِ عدالتخواهیِ شیخ محمد خیابانی که برای آزادی ایران از تبریز قیام کرد؟
🍂 جای آن شیرمردان را اکنون «عروسکهای کوکی» پر کردهاند که دکمهشان در آنکارا و باکو فشار دادهمیشود. شما پیادهنظام جریانی هستید که بویی از «آزادی» نبرده است؛ فاشیسمی که تنها در پی توسعه طلبی و کشورگشاییهای وهمآلود است. چقدر حقیر است که انسان، میراثدارِ «سردار ملی» باشد اما داوطلبانه به نوکریِ فاشیسمِ بیگانه تن بدهد یا حتی آلتِ دست استبداد داخلی.
🍂 آنچه شما «مطالبات هویتطلبانه» مینامید، در این برهه از زمان، چیزی جز تعفنِ ذهنی و خیانت به کرامت انسانی نیست. وقتی هموطنت برای نان، برای حرمت و برای ابتداییترین حقوق انسانیاش سینه سپر میکند، شما با موجسواری بر شکافهای قومی، تنها بلاهتِ سیاسی خود را فریاد میزنید.
🍂 بدانید که تاریخ، میان «مردم ترک» — که پارهی تن و ستونِ خیمهی ایرانند — و شما «جماعتِ لفاظ»، مرزی به ضخامتِ خونِ شهیدانِ راهِ آزادی کشیده است. شما نمایندهی تبریزِ قهرمان و اردبیلِ بااصالت نیستید؛ شما تنها سخنگویانِ جیبهای خالی و مغزهای شستوشو یافتهای هستید که در توهمِ «تورانی بزرگ»، واقعیتِ درخشانِ «ایران بزرگ» را گم کردهاید.
🍂 روند آزادیخواهی ایران به پیش خواهد رفت؛ با شما یا بدون شما. اما این ننگ بر پیشانی شما خواهد ماند که در روزهای سختِ مامِ میهن، به جای ایستادن در کنار برادران و خواهران خود، در آخورِ بیگانگان چریدید و به رویای آزادی پارس کردید. مطمئن باشید بهمن آزادی خواهی به حرکت درآمده است و مشتی سنگریزه توان بازایستاندن آن را نخواهد داشت.این گوی و این میدان!
@nasaksara
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 دکتر #قربان_عباسی (نویسنده، خود ترک زبان میباشد)
🍂 به عنوان یک تحلیلگر جامعهشناسی که سالها بر گسلهای اجتماعی و جریانهای فکری ایران مطالعه کردهام، این کلمات را نه فقط از روی تخصص، بلکه با قلبی آکنده از دریغ برای شکوهِ از دست رفتهی یک تبارِ غیرتمند مینویسم. خطاب به آنانی که در میانهی طوفانِ نان و آزادی، سازِ جدایی و نغمهی بیگانگان را کوک کردهاند:
🍂 در منطق جامعهشناسی سیاسی، جنبشهای فراگیر ملی زمانی که به بلوغ میرسند، همچون بهمنی سهمگین حرکت میکنند که سنگریزههای مزاحم را یا با خود همراه میبرند و یا در زیر چرخدندههای تغییر، نادیده میانگارند. حقیقتِ گزنده برای شما این است:
نبودنِ شما، هیچ لرزهای بر اندام این جنبش نمیاندازد. آزادی ایران، اسبِ سرکشی است که منتظر سوارکارانِ مردد یا معاملهگر نمیماند.
🍂 شما که با «زوزه»های تفرقهافکن، دهان به نفیِ همبستگی گشودهاید، بدانید که وزنِ اجتماعیتان در ترازوی تحولات پیشرو، حتی به قدرِ پرِ کاهی نیست. تحولات آزادیخواهانه، مسیری است که با خونِ قلبِ جوانان وطن آبیاری میشود، نه با دلارهای مسموم و سناریوهای دیکته شده از سوی «فاشیسمِ همسایه». شما نه بازیگر، بلکه سیاهیلشکرهایی هستید که تنها در اتاقهای فکرِ دشمنانِ این مرز و بوم شمرده میشوید، چه دشمن داخلیاش و چه بیگانهاش.
🍂 بزرگترین سوگِ ما، نه لفاظیهای شما، بلکه غربتِ تاریخیِ مردمِ شریف و غیورِ ترک است. ملتی که روزگاری همراه و همسو با دیگر هم وطنان خود «مشروطه» را به ایران هدیه داد، امروز باید نظارهگر جماعتی باشد که هویت خود را در دنبالهروی از رویاهای توسعهطلبانهی آن سوی مرزها تعریف میکنند.
❓کجاست آن شکوهِ ستارخان که میگفت:
«من میخواهم هفت دولت زیر سایهی پرچم ایران باشد»،
کجاست صلابتِ باقرخان و روشنگریِ تقیزاده؟ کجاست قلمِ برانِ میرزا جلیل محمدقلیزاده که جهل را نشانه میگرفت، نه وحدتِ ملی را؟ و کجاست فریادِ عدالتخواهیِ شیخ محمد خیابانی که برای آزادی ایران از تبریز قیام کرد؟
🍂 جای آن شیرمردان را اکنون «عروسکهای کوکی» پر کردهاند که دکمهشان در آنکارا و باکو فشار دادهمیشود. شما پیادهنظام جریانی هستید که بویی از «آزادی» نبرده است؛ فاشیسمی که تنها در پی توسعه طلبی و کشورگشاییهای وهمآلود است. چقدر حقیر است که انسان، میراثدارِ «سردار ملی» باشد اما داوطلبانه به نوکریِ فاشیسمِ بیگانه تن بدهد یا حتی آلتِ دست استبداد داخلی.
🍂 آنچه شما «مطالبات هویتطلبانه» مینامید، در این برهه از زمان، چیزی جز تعفنِ ذهنی و خیانت به کرامت انسانی نیست. وقتی هموطنت برای نان، برای حرمت و برای ابتداییترین حقوق انسانیاش سینه سپر میکند، شما با موجسواری بر شکافهای قومی، تنها بلاهتِ سیاسی خود را فریاد میزنید.
🍂 بدانید که تاریخ، میان «مردم ترک» — که پارهی تن و ستونِ خیمهی ایرانند — و شما «جماعتِ لفاظ»، مرزی به ضخامتِ خونِ شهیدانِ راهِ آزادی کشیده است. شما نمایندهی تبریزِ قهرمان و اردبیلِ بااصالت نیستید؛ شما تنها سخنگویانِ جیبهای خالی و مغزهای شستوشو یافتهای هستید که در توهمِ «تورانی بزرگ»، واقعیتِ درخشانِ «ایران بزرگ» را گم کردهاید.
🍂 روند آزادیخواهی ایران به پیش خواهد رفت؛ با شما یا بدون شما. اما این ننگ بر پیشانی شما خواهد ماند که در روزهای سختِ مامِ میهن، به جای ایستادن در کنار برادران و خواهران خود، در آخورِ بیگانگان چریدید و به رویای آزادی پارس کردید. مطمئن باشید بهمن آزادی خواهی به حرکت درآمده است و مشتی سنگریزه توان بازایستاندن آن را نخواهد داشت.این گوی و این میدان!
@nasaksara
📕پوپولیسم و فتیشیسم فقر از کاراکاس تا تهران!
.
#سیاست #آمریکا #بینالملل
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘پوپولیسم و فتیشیسم فقر از کاراکاس تا تهران!
— فتیشیسمِ فقر: تقدیسِ فلاکت به جای رفع آن
✍🏻 دکتر #قربان_عباسی
🍂 دوازده سال پیش وقتی نیکلاس مادورو قصد تصرف قدرت بعد از هوگو چاوز را داشت، کمونیستنماهای فرصتطلب با این عکسها غوغایی به راه انداخته بودند که…
— فتیشیسمِ فقر: تقدیسِ فلاکت به جای رفع آن
✍🏻 دکتر #قربان_عباسی
🍂 دوازده سال پیش وقتی نیکلاس مادورو قصد تصرف قدرت بعد از هوگو چاوز را داشت، کمونیستنماهای فرصتطلب با این عکسها غوغایی به راه انداخته بودند که…
Telegram
نقدآگین
📘ترامپ [یک هفتۀ پیش] ویدیوی پیشبینی سفر به «ایران آزاد» و استقبال از او در پایتخت «همچون یک قهرمان» را بازنشر کرد.
🔸ترامپ یک ویدیوی بازنشر شده از فاکسنیوز بازنشر کرد که در آن پیشبینی میشود او پیش از ترک قدرت، به ایران آزاد، کوبا و ونزوئلا سفر کند. مارک تیسین، ستوننویس «واشنگتن پست»، گفت جمهوری اسلامی یک «فرقه مرگ» است و ایران آزاد دیگر یک تهدید نخواهد بود. لوین، میزبان برنامه، نیز باور دارد که ترامپ این حرف را جدی گرفته و اقدام لازم را انجام خواهد داد.
🔸دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، یکشنبه شب ۲۸ دی در شبکه تروتسوشال لینک یک ویدیو از شبکه فاکسنیوز را بازنشر کرد که در آن مهمان برنامه شوی «زندگی، آزادی و لوین» به میزبانی مارک لوین میگوید:
🔸#مارک_لوین، در این مصاحبه به مارک تیسین گفت:
🔸مارک لوین افزود:
🔸مارک تیسین گفت:
تیسین افزود: دونالد ترامپ تنها رئیس جمهوری آمریکا بود که واقعاً برای جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هستهای اقدام کرد.
🔸این نویسنده گفت:
🔸آقای تیسین در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به تضعیف حزبالله و حماس، دو گروه نیابتی جمهوری اسلامی و همچنین سقوط بشار اسد در سوریه که متحد جمهوری اسلامی بود و همچنین تحولات اخیر در ونزوئلا گفت:
🔸او سپس افزود:
🔸مارک لوین نیز در این برنامه گفت که معتقد است دونالد ترامپ به حرفی که گفته است عمل خواهد کرد. آقای لوین که از دوستان نزدیک رئيس جمهوری آمریکا نیز به شمار میرود گفت معتقد است که دونالد ترامپ ویدیوهای (مربوط به اعتراضات در ایران) را میبینید و «دقیقا خبر دارد چه اتفاقاتی دارد رخ میدهد.»
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸ترامپ یک ویدیوی بازنشر شده از فاکسنیوز بازنشر کرد که در آن پیشبینی میشود او پیش از ترک قدرت، به ایران آزاد، کوبا و ونزوئلا سفر کند. مارک تیسین، ستوننویس «واشنگتن پست»، گفت جمهوری اسلامی یک «فرقه مرگ» است و ایران آزاد دیگر یک تهدید نخواهد بود. لوین، میزبان برنامه، نیز باور دارد که ترامپ این حرف را جدی گرفته و اقدام لازم را انجام خواهد داد.
🔸دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، یکشنبه شب ۲۸ دی در شبکه تروتسوشال لینک یک ویدیو از شبکه فاکسنیوز را بازنشر کرد که در آن مهمان برنامه شوی «زندگی، آزادی و لوین» به میزبانی مارک لوین میگوید:
«پیشبینی میکنم که ترامپ به ایران آزاد، هاوانای آزاد و کاراکاس آزاد پیش از ترک کاخ سفید خواهد رفت.»
مهمان این برنامه مارک تیسین، ستوننویس واشنگتن پست و از همکاران فاکسنیوز بود.
🔸#مارک_لوین، در این مصاحبه به مارک تیسین گفت:
«میتوانی تصورش را بکنی؟ در کشور ایران ۹۰ میلیون نفر زندگی میکنند؛ مردمی که پیش از این انقلاب اسلامگرا، [مردمی] بسیار غربگرا بودند. آنچه اکنون در حال رخ دادن است، در واقع یک ضدانقلاب در برابر انقلاب اسلامگراست.»
🔸مارک لوین افزود:
«مردم آزاد ایران و آنچه میتوانند به جهان ارائه دهند؛ فرهنگشان. منظورم این است که آمریکاییها باید درک کنند که این فرهنگی است که ریشه در هزاران سال پیش دارد. فرهنگی شگفتانگیز، مردمی درخشان؛ مردمی که به ارزشهای غربی خو گرفته بودند،... اما این نظام [جمهوری اسلامی] به آنها تحمیل شد. یک ملت آزاد ایرانی چگونه خواهد بود؟»
🔸مارک تیسین گفت:
«بیش از هر چیز، صرفاً از منظر منافع ملی [آمریکا]، این به آن معناست که ایران دیگر یک تهدید نخواهد بود. منظورم این است که این (جمهوری اسلامی) یک فرقه مرگ از رادیکالهای شیعه است که میخواهند به سلاح هستهای دست پیدا کنند. میدانید، بیشتر کشورها به دنبال سلاح هستهای میروند چون میخواهند دیگران را از حمله به خود بازدارند؛ نوعی سپر حفاظتی...اما رادیکالهای شیعه میخواهند از آن استفاده کنند، چون ایدئولوژیشان درباره بهوجود آوردن آخرالزمان است. بنابراین من موافقم؛ این واقعاً یک فرقه مرگ است که یک کشور را اداره میکند و نباید اجازه داده شود به سلاح هستهای دست پیدا کند.»
تیسین افزود: دونالد ترامپ تنها رئیس جمهوری آمریکا بود که واقعاً برای جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هستهای اقدام کرد.
🔸این نویسنده گفت:
«البته آنها (جمهوری اسلامی) میتوانند دوباره آن را بازسازی کنند؛ میتوانند موشکهای بالستیکشان را، سامانههای پدافندیشان را دوباره احیا کنند و بازسازی را آغاز کنند. ما میتوانیم دوباره آنها را از بین ببریم. اما بهترین راه برخورد با این مشکل این است که اجازه دهیم و به مردم ایران کمک کنیم تا از شر این رژیم خلاص شوند، چون در آن صورت دیگر تهدیدی وجود نخواهد داشت و ما در ایران یک متحد واقعی خواهیم داشت.»
🔸آقای تیسین در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به تضعیف حزبالله و حماس، دو گروه نیابتی جمهوری اسلامی و همچنین سقوط بشار اسد در سوریه که متحد جمهوری اسلامی بود و همچنین تحولات اخیر در ونزوئلا گفت:
«شرط میبندم در دوره دونالد ترامپ و تا پایان ریاستجمهوریاش، کوبا هم کشوری آزاد خواهد شد.»
🔸او سپس افزود:
«میتوانید تصور کنید؟ این یک تحول دموکراتیک فراملی در جهان است،...من همینجا در برنامه شما پیشبینی میکنم — میتوانید بعداً پخش کنید اگر درست گفتم و اگر اشتباه گفتم هم پخش کنید — که دونالد ترامپ پیش از ترک قدرت، به یک ایران آزاد، یک هاوانای آزاد و یک کاراکاس آزاد سفر خواهد کرد و در هر یک از این پایتختها همچون یک قهرمان از او استقبال خواهد شد.»
🔸مارک لوین نیز در این برنامه گفت که معتقد است دونالد ترامپ به حرفی که گفته است عمل خواهد کرد. آقای لوین که از دوستان نزدیک رئيس جمهوری آمریکا نیز به شمار میرود گفت معتقد است که دونالد ترامپ ویدیوهای (مربوط به اعتراضات در ایران) را میبینید و «دقیقا خبر دارد چه اتفاقاتی دارد رخ میدهد.»
.
#حکومت_اسلامی #داعش_شیعی ٍ#بینالملل
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘مارک لوین در نقدِ جنبش «اول آمریکا»
— مقالهای از کانال شمال حقیقی [یک سال قبل]
🍂 در یکی از صریحترین مواضع خود #مارک_لوین یک هشدار تاریخی میدهد: همانطور که نادیده گرفتن تهدیدهای فاشیستی در دهه ۱۹۳۰ به جنگ جهانی دوم انجامید، بیتوجهی به جاهطلبیهای هستهای ج.ا در زمان حاضر خطر یک فاجعه جهانی مشابه را در پی دارد. او انزواطلبی مدرن را محکوم کرده و از رهبری ایالات متحده — بهویژه دولت ترامپ — میخواهد که قبل از آنکه خیلی دیر شود، قاطعانه عمل کند.
🍂 مارک لوین، مجری سرشناس فاکس نیوز و مشاور منتخب رئیسجمهور ترامپ در شورای مشورتی امنیت داخلی، به شدت درباره تهدید هستهای ایران و رویکرد انزواطلبانهی (isolationist) برخی از حامیان سیاست «اول آمریکا» هشدار داد. لوین در برنامهی خود با حالتی خشمگینانه و جدی گفت که انتظار حملات شدید از سوی مخالفان دارد، اما وظیفهی اصلیاش را نسبت به مخاطبان میداند، نه نخبگان واشنگتن یا محافل فکری.
🍂 او در این برنامه با اشاره به گزارشهای محرمانهی آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) و مقامات اتریشی، تأکید کرد که ایران اکنون عملاً به ظرفیت تولید اورانیوم با درجه تسلیحاتی برای ساخت ده بمب هستهای دست یافته و برنامهی تسلیحات هستهای فعال دارد، در حالیکه دولت آمریکا (بر اساس گزارش ادارهی اطلاعات ملی به رهبری تولسی گابارد) همچنان این خطر را انکار میکند. لوین این ارزیابیها را «اشتباه مرگبار» خواند و با عصبانیت اظهار داشت:
🍂 او در ادامه با مقایسهای تاریخی، انزواطلبانِ امروز را با جنبش «اول آمریکا» در دههی ۱۹۳۰ و اوایل ۱۹۴۰ مقایسه کرد؛ جنبشی که به رهبری چارلز لیندبرگ شکل گرفته بود و با دخالت آمریکا در جنگ جهانی دوم مخالفت میکرد. لوین یادآوری کرد که همین طرز فکر انزواطلبانه در نهایت موجب شد آمریکا دیر به تهدیدات واقعی آلمان نازی و ژاپن واکنش نشان دهد و هزینهی آن، کشته شدن میلیونها نفر در سراسر جهان بود. او همچنین به شباهتهای نگرانکنندهای میان ترکیب سیاسی آن جنبش و جریان انزواطلبانهی کنونی اشاره کرد: ترکیبی از راست افراطی، چپ افراطی، و عناصر یهودستیز که همه با شعار "جنگ مال ما نیست" سیاست خارجی فعال را تضعیف میکردند. لوین به طعنه افزود:
🍂 او با تأکید بر اینکه این نوع «واقعگرایی» (Realism) در سیاست خارجی در عمل به «آمریکا آخر» منجر میشود، گفت:
🍂 لوین در این سخنان، ضمن هشدار درباره خطر انفعالی بودن در برابر ایران، تلویحاً به دولت ترامپ هشدار داد که نباید در دام همان ذهنیت انزواطلبانهای بیفتد که در گذشته باعث فجایع تاریخی شد.
🔻پرزیدنت ترامپ همان شب در شبکه اجتماعی Truth Social واکنش نشان داد:
🌐 مطالعهٔ ادامه و متن کامل
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— مقالهای از کانال شمال حقیقی [یک سال قبل]
🍂 در یکی از صریحترین مواضع خود #مارک_لوین یک هشدار تاریخی میدهد: همانطور که نادیده گرفتن تهدیدهای فاشیستی در دهه ۱۹۳۰ به جنگ جهانی دوم انجامید، بیتوجهی به جاهطلبیهای هستهای ج.ا در زمان حاضر خطر یک فاجعه جهانی مشابه را در پی دارد. او انزواطلبی مدرن را محکوم کرده و از رهبری ایالات متحده — بهویژه دولت ترامپ — میخواهد که قبل از آنکه خیلی دیر شود، قاطعانه عمل کند.
🍂 مارک لوین، مجری سرشناس فاکس نیوز و مشاور منتخب رئیسجمهور ترامپ در شورای مشورتی امنیت داخلی، به شدت درباره تهدید هستهای ایران و رویکرد انزواطلبانهی (isolationist) برخی از حامیان سیاست «اول آمریکا» هشدار داد. لوین در برنامهی خود با حالتی خشمگینانه و جدی گفت که انتظار حملات شدید از سوی مخالفان دارد، اما وظیفهی اصلیاش را نسبت به مخاطبان میداند، نه نخبگان واشنگتن یا محافل فکری.
🍂 او در این برنامه با اشاره به گزارشهای محرمانهی آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) و مقامات اتریشی، تأکید کرد که ایران اکنون عملاً به ظرفیت تولید اورانیوم با درجه تسلیحاتی برای ساخت ده بمب هستهای دست یافته و برنامهی تسلیحات هستهای فعال دارد، در حالیکه دولت آمریکا (بر اساس گزارش ادارهی اطلاعات ملی به رهبری تولسی گابارد) همچنان این خطر را انکار میکند. لوین این ارزیابیها را «اشتباه مرگبار» خواند و با عصبانیت اظهار داشت:
«من نمیدانم چرا رسانهها و دولت آمریکا حاضر نیستند به روشنی به آنچه اسلامگرایان تروریست گفته و نوشتهاند گوش دهند.»
🍂 او در ادامه با مقایسهای تاریخی، انزواطلبانِ امروز را با جنبش «اول آمریکا» در دههی ۱۹۳۰ و اوایل ۱۹۴۰ مقایسه کرد؛ جنبشی که به رهبری چارلز لیندبرگ شکل گرفته بود و با دخالت آمریکا در جنگ جهانی دوم مخالفت میکرد. لوین یادآوری کرد که همین طرز فکر انزواطلبانه در نهایت موجب شد آمریکا دیر به تهدیدات واقعی آلمان نازی و ژاپن واکنش نشان دهد و هزینهی آن، کشته شدن میلیونها نفر در سراسر جهان بود. او همچنین به شباهتهای نگرانکنندهای میان ترکیب سیاسی آن جنبش و جریان انزواطلبانهی کنونی اشاره کرد: ترکیبی از راست افراطی، چپ افراطی، و عناصر یهودستیز که همه با شعار "جنگ مال ما نیست" سیاست خارجی فعال را تضعیف میکردند. لوین به طعنه افزود:
«آیا این صحنهها برایتان آشنا نیست؟ امروز هم همین داستان تکرار میشود.»
🍂 او با تأکید بر اینکه این نوع «واقعگرایی» (Realism) در سیاست خارجی در عمل به «آمریکا آخر» منجر میشود، گفت:
«میگویند نمیتوانیم با ایران مقابله کنیم، باید مدیریتاش کنیم. نه، این تهدید قابل مدیریت نیست!»
🍂 لوین در این سخنان، ضمن هشدار درباره خطر انفعالی بودن در برابر ایران، تلویحاً به دولت ترامپ هشدار داد که نباید در دام همان ذهنیت انزواطلبانهای بیفتد که در گذشته باعث فجایع تاریخی شد.
🔻پرزیدنت ترامپ همان شب در شبکه اجتماعی Truth Social واکنش نشان داد:
«آن ماشین امضاء باید مدتها پیش ایران را از "غنیسازی" بازمیداشت.
طبق توافق بالقوهی ما – ما اجازه هیچ نوع غنیسازی اورانیوم را نخواهیم داد!»
🌐 مطالعهٔ ادامه و متن کامل
.
#بینالملل #آمریکا #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
Mark Levin criticism of America First movement
در یکی از صریحترین مواضع خود مارک لوین یک هشدار تاریخی میدهد: همانطور که نادیده گرفتن تهدیدهای فاشیستی در دهه ۱۹۳۰ به جنگ جهانی دوم انجامید، بیتوجهی به جاهطلبیهای هستهای ایران در زمان حاضر خطر یک فاجعه جهانی مشابه را در پی دارد. او انزواطلبی مدرن را…
Telegram
نقدآگین
📺 شناختِ ترامپ و تیمِ مشاورش از علی خامنهای
🧔 #مارک_لوین (Mark Levin) یکی از چهرههای بسیار مشهور و پرنفوذ در رسانههای محافظهکار ایالات متحده آمریکا است و از مشاورانِ و دوستانِ ترامپ که سخنان او را در فاکسنیوز دنبال میکند، و بعضا بازنشر. او در این کلیپ، با دقتی فوقالعاده و بدون تعارفهای رایجِ سیاسی، ماهیتِ علی خامنهای را توصیف میکند و میگوید:
🔻او میگوید:
🔸او سپس به قطر و عربستان و واسطگیشان برای حفظ خامنهای و نظامش میپردازد و این باجدادنِ آمریکا به چنین کشورهای مهدِ تروریستی را نقد میکند، و میگوید این ما بهعنوان ملت بزرگ آمریکا هستیم که باید بدانها مشورت دهیم، نه آنها به ما.
🔻او اخیرا در توییتی نوشت:
🎙 روزنامهنگار و مجری مشهور
او مجری برنامه رادیویی بسیار پرطرفدار «The Mark Levin Show» است و در شبکه فاکس نیوز (Fox News) نیز برنامه هفتگی «Life, Liberty & Levin» را اجرا میکند. او به دلیل لحن تند، پرانرژی و دفاع سرسختانه از ارزشهای قانون اساسی آمریکا شناخته میشود.
⚖️ حقوقدان و سیاستمدار
لوین فقط یک مجری نیست؛ او یک حقوقدان برجسته است. در دوران ریاستجمهوری رونالد ریگان، او در پستهای مهمی در وزارت دادگستری فعالیت میکرد و مشاور چندین عضو کابینه ریگان بود. او در حال حاضر رئیس مرکز حقوقی «Landmark Legal Foundation» است.
📚 نویسنده کتابهای پرفروش
او چندین کتاب نوشته که بسیاری از آنها در لیست پرفروشترینهای نیویورک تایمز قرار گرفتهاند. کتابهای او معمولاً درباره نقد لیبرالیسم، دفاع از آزادیهای فردی و تفسیر قانون اساسی آمریکا هستند. کتاب مشهور او «Liberty and Tyranny» (آزادی و استبداد) به نوعی مانیفست محافظهکاران مدرن محسوب میشود.
🏛دیدگاههای سیاسی
* محافظهکار سنتی: او به شدت با سیاستهای حزب دموکرات و گسترش قدرت دولت مرکزی مخالف است.
* دفاع از قانون اساسی: او خود را یک «اصولگرا» در تفسیر قانون اساسی میداند.
* نقدهای او به جنبشِ انزواگرایانۀ «اول آمریکا» در پست قبل بازنشر شد. بهنظر با توجه به تغییر نظر معاونِ اول ترامپ به سمت جنگ، وزنۀ امثال مارک لوین در مشاورانِ ترامپ بهشدت افزایش یافتهاست.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🧔 #مارک_لوین (Mark Levin) یکی از چهرههای بسیار مشهور و پرنفوذ در رسانههای محافظهکار ایالات متحده آمریکا است و از مشاورانِ و دوستانِ ترامپ که سخنان او را در فاکسنیوز دنبال میکند، و بعضا بازنشر. او در این کلیپ، با دقتی فوقالعاده و بدون تعارفهای رایجِ سیاسی، ماهیتِ علی خامنهای را توصیف میکند و میگوید:
ترامپ بخوبی تو را میشناسد که یک سرطان برای ملتت و دنیا، و یک دیوانۀ روانپریش و وحشیِ بدویِ قرن هفتمی هستی، و تو را بزودی به همان قرنی که بدان تعلق داری، برمیگردانیم!
🔻او میگوید:
من اخیرا مطلع شدم که حدود ۴۳ هزار نفر در ایران کشتهشدهاند، ولی نمیتوانیم عدد دقیق را بدانیم چون آنجا یک اردوگاه کار اجباری است؛ چرا که ارتباطات را قطع کردهاند.
این یارو خودش را چه مینامد؟ رهبر معظم؟! بهزودی چندان معظم نخواهی بود! ناوهای هواپیمابر و ناوشکنها و بمبافکنهای ما را میشناسی؟ آنها بهدنبال تو هستند، چون رژیم در تو خلاصه میشود و اگر حذف شوی، ان نیز سقوط میکند.
دستانِ تو به خونِ دهها هزار نفر آلوده است. مردمِ خود را گرسنه نگه میداری؛ آنها فقیر شدهاند
رئیسجمهور میداند تو چه هستی! دستت را خوانده! او میداند که تو یک دیوانه و یک روانپریش هستی و فکر میکنم که ما نیروهای نظامی آمریکا را میفرستیم تا تو را به قرن هفتم، جایی که بدان تعلق داری، بازگردانیم! تو یک وحشیِ بدوی هستی و از نظر مردم آمریکا، تو سرطانی بر پیکرۀ سیاسی کل ملتِ خودت و تمام جهانی!
از هموطنانم تقاضا دارم در اینترنت نگاه کنند که مزدوران علی خامنهای با جوانان و دختران چه میکنند! ببینید چطور از چپ و راست سلاخیشون میکنند! برای چی؟ بیشترشان صرفا در خیابان راه میرفتند، آنها تکتیراندازان وحشیای دارند که در خیابانها بدانها شلیک میکنند، به کودکان و افراد ۱۵ ساله هم شلیک میکنند! این [ایرانِ زیر حکومت علی خامنهایِ مرتجع و روانپریش] جهنمِ روی زمین است!
🔸او سپس به قطر و عربستان و واسطگیشان برای حفظ خامنهای و نظامش میپردازد و این باجدادنِ آمریکا به چنین کشورهای مهدِ تروریستی را نقد میکند، و میگوید این ما بهعنوان ملت بزرگ آمریکا هستیم که باید بدانها مشورت دهیم، نه آنها به ما.
🔻او اخیرا در توییتی نوشت:
„مقابله با چین کمونیست
از آنجا که چین کمونیست در چند هفته گذشته مقادیر عظیمی از تسلیحات را به ایران ارسال کرده است، که قصد استفاده از آنها علیه ما را دارد، ما نیز باید دریچههای تسلیحاتی خود را باز کنیم و مقادیر عظیمی از تسلیحات را در اختیار تایوان قرار دهیم.“
🎙 روزنامهنگار و مجری مشهور
او مجری برنامه رادیویی بسیار پرطرفدار «The Mark Levin Show» است و در شبکه فاکس نیوز (Fox News) نیز برنامه هفتگی «Life, Liberty & Levin» را اجرا میکند. او به دلیل لحن تند، پرانرژی و دفاع سرسختانه از ارزشهای قانون اساسی آمریکا شناخته میشود.
⚖️ حقوقدان و سیاستمدار
لوین فقط یک مجری نیست؛ او یک حقوقدان برجسته است. در دوران ریاستجمهوری رونالد ریگان، او در پستهای مهمی در وزارت دادگستری فعالیت میکرد و مشاور چندین عضو کابینه ریگان بود. او در حال حاضر رئیس مرکز حقوقی «Landmark Legal Foundation» است.
📚 نویسنده کتابهای پرفروش
او چندین کتاب نوشته که بسیاری از آنها در لیست پرفروشترینهای نیویورک تایمز قرار گرفتهاند. کتابهای او معمولاً درباره نقد لیبرالیسم، دفاع از آزادیهای فردی و تفسیر قانون اساسی آمریکا هستند. کتاب مشهور او «Liberty and Tyranny» (آزادی و استبداد) به نوعی مانیفست محافظهکاران مدرن محسوب میشود.
🏛دیدگاههای سیاسی
* محافظهکار سنتی: او به شدت با سیاستهای حزب دموکرات و گسترش قدرت دولت مرکزی مخالف است.
* دفاع از قانون اساسی: او خود را یک «اصولگرا» در تفسیر قانون اساسی میداند.
* نقدهای او به جنبشِ انزواگرایانۀ «اول آمریکا» در پست قبل بازنشر شد. بهنظر با توجه به تغییر نظر معاونِ اول ترامپ به سمت جنگ، وزنۀ امثال مارک لوین در مشاورانِ ترامپ بهشدت افزایش یافتهاست.
.
#بینالملل #آمریکا #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 چرا هیچکس از ایرانیها حمایت نمیکند
🔸این ویدیو بخشی از پادکست #سم_هریس (Sam Harris)، نویسنده و فیلسوف برجسته آمریکایی است که در آن به تحلیل چرایی بیتفاوتی جهانی نسبت به معترضان ایرانی و ضرورت تغییر رژیم میپردازد. گزارش جامع صحبتهای او به شرح زیر است:
۱. نقد استاندارد دوگانه و بیتفاوتی چپ جهانی
* سکوت سهمگین: هریس به آمار کشتهشدگان اعتراضات ایران (بین ۱۲ تا ۱۶ هزار نفر طبق تخمینهای او) اشاره میکند و میپرسد چرا برخلاف موضوعاتی مثل غزه، هیچ حمایتی از سوی دانشگاههای آمریکا یا سلبریتیهای هالیوود برای ایرانیان دیده نمیشود؟
* محاسبات اخلاقی غلط: او معتقد است جریان چپ در غرب نمیتواند «ریاضیات اخلاقی» این موضوع را حل کند. آنها میترسند با محکوم کردن رژیم ایران، متهم به اسلامهراسی یا دیوانهسازی یک گروه غیرسفیدپوست شوند.
* جمله طلایی: «اگر مسلمانان، مسلمانان دیگر را بکشند یا سرکوب کنند، هیچکس در جناح چپ اهمیتی نمیدهد... اما اگر یهودیان به هر دلیلی مسلمانان را بکشند، این برای چپ یک وضعیت اضطراری اخلاقی است.»
۲. نقد سیاستهای دولتهای مختلف آمریکا
* شکست دوحزبی: هریس معتقد است آمریکا سالهاست که باید برای تغییر رژیم در ایران تلاش میکرد. او اوباما و بایدن را به شدت نقد میکند و سیاستهای آنها را در قبال خیزشهای مردم ایران، یک «رسوایی» و «شکست اخلاقی» توصیف میکند.
* تحلیل ترامپ: او میگوید ترامپ اگرچه در عمل موضع سختتری داشته، اما این کار را نه از روی دغدغههای انسانی یا دموکراسیخواهی، بلکه بر اساس محاسبات دیگر (مانند بیزاری از مهاجرت یا اسلام) انجام میدهد. هریس ترامپ را فردی میداند که «یک استخوان بشردوستانه در بدنش نیست» و صرفاً به دنبال منافع مادی و معاملاتی است.
۳. تفاوت ماهوی ایران با افغانستان و عراق
* درس غلط از تاریخ: هریس هشدار میدهد که نباید به دلیل شکستهای آمریکا در عراق و افغانستان، تصور کرد که مداخله در ایران هم به همان نتیجه میرسد. او تأکید میکند که ایران کشوری با فرهنگ شگفتانگیز و مردمی است که اکثریت آنها (بیش از ۸۰ درصد طبق گفته او) از تئوکراسی (حکومت مذهبی) بیزارند.
* آمادگی برای دموکراسی: او ایران را با ونزوئلا مقایسه میکند؛ کشورهایی که تجربه نهادهای مدنی و دموکراسی را داشتهاند و برخلاف افغانستان، درگیر فرقهگرایی مذهبی فلجکننده نیستند. مردم ایران آمادهاند تا برای رهایی از رژیم، ریسکِ دورانِ پس از فروپاشی را بپذیرند.
۴. پیشنهاد مداخله نظامی هدفمند
* حمایت از تغییر رژیم: هریس صراحتاً میگوید که جهان باید به سقوط رژیم ایران کمک کند. اگرچه او با حضور سربازان پیاده (Boots on the ground) مخالف است، اما از استفاده از قدرت هوایی، نیروهای ویژه یا هر روشی که بدون تلفات غیرنظامیِ غیرضروری به «سقوط رژیم» منجر شود، حمایت میکند.
* جمله طلایی: «رژیم ایران به طور عینی یک رژیم شرور (Objectively Evil) است و اکنون بیش از هر زمان دیگری به سقوط نزدیک شده است.»
نتیجهگیری:
سام هریس معتقد است که زمانِ «هل دادن» رژیم ایران فرا رسیده است. او از غرب میخواهد که شهامت اخلاقی پیدا کند، استانداردهای دوگانه را کنار بگذارد و در کنار مردمی بایستد که دهههاست زیر بار تئوکراسی رنج میبرند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸این ویدیو بخشی از پادکست #سم_هریس (Sam Harris)، نویسنده و فیلسوف برجسته آمریکایی است که در آن به تحلیل چرایی بیتفاوتی جهانی نسبت به معترضان ایرانی و ضرورت تغییر رژیم میپردازد. گزارش جامع صحبتهای او به شرح زیر است:
۱. نقد استاندارد دوگانه و بیتفاوتی چپ جهانی
* سکوت سهمگین: هریس به آمار کشتهشدگان اعتراضات ایران (بین ۱۲ تا ۱۶ هزار نفر طبق تخمینهای او) اشاره میکند و میپرسد چرا برخلاف موضوعاتی مثل غزه، هیچ حمایتی از سوی دانشگاههای آمریکا یا سلبریتیهای هالیوود برای ایرانیان دیده نمیشود؟
* محاسبات اخلاقی غلط: او معتقد است جریان چپ در غرب نمیتواند «ریاضیات اخلاقی» این موضوع را حل کند. آنها میترسند با محکوم کردن رژیم ایران، متهم به اسلامهراسی یا دیوانهسازی یک گروه غیرسفیدپوست شوند.
* جمله طلایی: «اگر مسلمانان، مسلمانان دیگر را بکشند یا سرکوب کنند، هیچکس در جناح چپ اهمیتی نمیدهد... اما اگر یهودیان به هر دلیلی مسلمانان را بکشند، این برای چپ یک وضعیت اضطراری اخلاقی است.»
۲. نقد سیاستهای دولتهای مختلف آمریکا
* شکست دوحزبی: هریس معتقد است آمریکا سالهاست که باید برای تغییر رژیم در ایران تلاش میکرد. او اوباما و بایدن را به شدت نقد میکند و سیاستهای آنها را در قبال خیزشهای مردم ایران، یک «رسوایی» و «شکست اخلاقی» توصیف میکند.
* تحلیل ترامپ: او میگوید ترامپ اگرچه در عمل موضع سختتری داشته، اما این کار را نه از روی دغدغههای انسانی یا دموکراسیخواهی، بلکه بر اساس محاسبات دیگر (مانند بیزاری از مهاجرت یا اسلام) انجام میدهد. هریس ترامپ را فردی میداند که «یک استخوان بشردوستانه در بدنش نیست» و صرفاً به دنبال منافع مادی و معاملاتی است.
۳. تفاوت ماهوی ایران با افغانستان و عراق
* درس غلط از تاریخ: هریس هشدار میدهد که نباید به دلیل شکستهای آمریکا در عراق و افغانستان، تصور کرد که مداخله در ایران هم به همان نتیجه میرسد. او تأکید میکند که ایران کشوری با فرهنگ شگفتانگیز و مردمی است که اکثریت آنها (بیش از ۸۰ درصد طبق گفته او) از تئوکراسی (حکومت مذهبی) بیزارند.
* آمادگی برای دموکراسی: او ایران را با ونزوئلا مقایسه میکند؛ کشورهایی که تجربه نهادهای مدنی و دموکراسی را داشتهاند و برخلاف افغانستان، درگیر فرقهگرایی مذهبی فلجکننده نیستند. مردم ایران آمادهاند تا برای رهایی از رژیم، ریسکِ دورانِ پس از فروپاشی را بپذیرند.
۴. پیشنهاد مداخله نظامی هدفمند
* حمایت از تغییر رژیم: هریس صراحتاً میگوید که جهان باید به سقوط رژیم ایران کمک کند. اگرچه او با حضور سربازان پیاده (Boots on the ground) مخالف است، اما از استفاده از قدرت هوایی، نیروهای ویژه یا هر روشی که بدون تلفات غیرنظامیِ غیرضروری به «سقوط رژیم» منجر شود، حمایت میکند.
* جمله طلایی: «رژیم ایران به طور عینی یک رژیم شرور (Objectively Evil) است و اکنون بیش از هر زمان دیگری به سقوط نزدیک شده است.»
نتیجهگیری:
سام هریس معتقد است که زمانِ «هل دادن» رژیم ایران فرا رسیده است. او از غرب میخواهد که شهامت اخلاقی پیدا کند، استانداردهای دوگانه را کنار بگذارد و در کنار مردمی بایستد که دهههاست زیر بار تئوکراسی رنج میبرند.
📺 سوزان سانتاگ؛ چپِ عصیانگر علیه «فاشیسمِ کمونیسم، چپ محور مقاومتی، چپِ پستمدرن و چپِ ضدجنگ»
.
#نقد_چپ #سیاست #بینالملل #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 اگر الان کار را یکسره نکنیم، شاید دیگر نشود!
🔸در برنامهی جدیدی از فاکسنیوز، #مارک_لوین (تحلیلگر سیاسی و از تیم مشاوران ترامپ) به بررسی وضعیت بحرانی ایران در اوایل سال ۲۰۲۶ میپردازد و استدلال میکند که اکنون بهترین و شاید آخرین فرصت برای برخورد قاطع با حکومت ولایتفقیه است.
🔻در ادامه، نکات کلیدی و تحلیلهای مطرح شده در این ویدیو را مرور میکنیم:
🚀 ایران در مسیر تبدیل شدن به کره شمالی خاورمیانه
* لوین معتقد است ج.ا دقیقاً همان مسیری را طی میکند که کره شمالی دههها پیش پیمود: دولتی پلیسی که تمام منابع کشور را صرف بقای رژیم و ساخت تسلیحات هستهای و موشکی میکند، در حالی که مردم در فقر و گرسنگی به سر میبرند.
* او هشدار میدهد که ج.ا در آستانه دستیابی به موشکهای قارهپیما (ICBM) با برد ۱۰,۰۰۰ کیلومتر است که میتواند سواحل شرقی آمریکا را هدف قرار دهد.
📉 فروپاشی اقتصادی و وضعیت فاجعهبار معیشتی
* سقوط ریال: ارزش پول ملی ایران به رقم بیسابقه ۱.۱ میلیون ریال در برابر یک دلار رسیده است.
* تورم و گرسنگی: تورم مواد غذایی بالای ۷۲٪ است و قیمت نان ۱۱۳٪ افزایش یافته است. لوین اشاره میکند که ۵۷٪ از مردم ایران از سوءتغذیه رنج میبرند.
* بیکاری و فساد: نرخ بیکاری به ۴۱٪ رسیده و سیستم بانکی به دلیل وامهای کلان به رانتخواران حکومتی در حال فروپاشی است.
🛡 فرصتی تکرارنشدنی برای تغییر
* لوین تأکید میکند که ایران اکنون در «ضعیفترین حالت تاریخ خود» قرار دارد. اقتصاد در حال فروپاشی است و رژیم با موج بیسابقهای از اعتراضات داخلی روبروست که مشروعیت آن را کاملاً رد میکنند.
* او استدلال میکند که یک حمله نظامی سریع و هدفمند به «سر مار» (رهبری و هسته مرکزی قدرت) و سایتهای پهپادی و موشکی، نه تنها باعث جنگ منطقهای نمیشود، بلکه ضعف رژیم را آشکار کرده و راه را برای آزادی مردم ایران هموار میکند.
🤝 اتحاد دشمنان و نقش چین و روسیه
* چین به عنوان خریدار اصلی نفت ایران (۸۰٪ صادرات نفت ایران در سال ۲۰۲۵)، سوخت مالی رژیم را تأمین میکند.
* همکاریهای فنی و نظامی بین ایران، کره شمالی و روسیه برای تکمیل برنامههای موشکی و هستهای به شدت سرعت گرفته است.
⚠️ انتقاد از سیاست مذاکره
* لوین با مرور تاریخچه مذاکرات با کره شمالی (از ۱۹۸۵ تا ۲۰۲۶)، نشان میدهد که چطور دهها توافقنامه تنها باعث خرید زمان برای آن کشور شد تا به بمب هیدروژنی دست یابد. او هشدار میدهد که تکرار این اشتباه با ایران، فاجعهای مشابه را در خاورمیانه رقم خواهد زد.
🕊 پیام به مردم ایران
* او مردم ایران را مردمی تحصیلکرده، با فرهنگ غربی و دوستدار آزادی توصیف میکند که در صورت رهایی از این رژیم، بهترین متحدان غرب خواهند بود. او معتقد است وظیفه اخلاقی آمریکا حمایت از مردمی است که به جای اصلاحات، خواهان عبور کامل از سیستم فعلی هستند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸در برنامهی جدیدی از فاکسنیوز، #مارک_لوین (تحلیلگر سیاسی و از تیم مشاوران ترامپ) به بررسی وضعیت بحرانی ایران در اوایل سال ۲۰۲۶ میپردازد و استدلال میکند که اکنون بهترین و شاید آخرین فرصت برای برخورد قاطع با حکومت ولایتفقیه است.
🔻در ادامه، نکات کلیدی و تحلیلهای مطرح شده در این ویدیو را مرور میکنیم:
🚀 ایران در مسیر تبدیل شدن به کره شمالی خاورمیانه
* لوین معتقد است ج.ا دقیقاً همان مسیری را طی میکند که کره شمالی دههها پیش پیمود: دولتی پلیسی که تمام منابع کشور را صرف بقای رژیم و ساخت تسلیحات هستهای و موشکی میکند، در حالی که مردم در فقر و گرسنگی به سر میبرند.
* او هشدار میدهد که ج.ا در آستانه دستیابی به موشکهای قارهپیما (ICBM) با برد ۱۰,۰۰۰ کیلومتر است که میتواند سواحل شرقی آمریکا را هدف قرار دهد.
📉 فروپاشی اقتصادی و وضعیت فاجعهبار معیشتی
* سقوط ریال: ارزش پول ملی ایران به رقم بیسابقه ۱.۱ میلیون ریال در برابر یک دلار رسیده است.
* تورم و گرسنگی: تورم مواد غذایی بالای ۷۲٪ است و قیمت نان ۱۱۳٪ افزایش یافته است. لوین اشاره میکند که ۵۷٪ از مردم ایران از سوءتغذیه رنج میبرند.
* بیکاری و فساد: نرخ بیکاری به ۴۱٪ رسیده و سیستم بانکی به دلیل وامهای کلان به رانتخواران حکومتی در حال فروپاشی است.
🛡 فرصتی تکرارنشدنی برای تغییر
* لوین تأکید میکند که ایران اکنون در «ضعیفترین حالت تاریخ خود» قرار دارد. اقتصاد در حال فروپاشی است و رژیم با موج بیسابقهای از اعتراضات داخلی روبروست که مشروعیت آن را کاملاً رد میکنند.
* او استدلال میکند که یک حمله نظامی سریع و هدفمند به «سر مار» (رهبری و هسته مرکزی قدرت) و سایتهای پهپادی و موشکی، نه تنها باعث جنگ منطقهای نمیشود، بلکه ضعف رژیم را آشکار کرده و راه را برای آزادی مردم ایران هموار میکند.
🤝 اتحاد دشمنان و نقش چین و روسیه
* چین به عنوان خریدار اصلی نفت ایران (۸۰٪ صادرات نفت ایران در سال ۲۰۲۵)، سوخت مالی رژیم را تأمین میکند.
* همکاریهای فنی و نظامی بین ایران، کره شمالی و روسیه برای تکمیل برنامههای موشکی و هستهای به شدت سرعت گرفته است.
⚠️ انتقاد از سیاست مذاکره
* لوین با مرور تاریخچه مذاکرات با کره شمالی (از ۱۹۸۵ تا ۲۰۲۶)، نشان میدهد که چطور دهها توافقنامه تنها باعث خرید زمان برای آن کشور شد تا به بمب هیدروژنی دست یابد. او هشدار میدهد که تکرار این اشتباه با ایران، فاجعهای مشابه را در خاورمیانه رقم خواهد زد.
🕊 پیام به مردم ایران
* او مردم ایران را مردمی تحصیلکرده، با فرهنگ غربی و دوستدار آزادی توصیف میکند که در صورت رهایی از این رژیم، بهترین متحدان غرب خواهند بود. او معتقد است وظیفه اخلاقی آمریکا حمایت از مردمی است که به جای اصلاحات، خواهان عبور کامل از سیستم فعلی هستند.
📺 ترامپ، فاکسنیوز و مارک لوین
📺 شناختِ ترامپ و تیم مشاورش از علی خامنهای
📕مارک لوین در نقدِ جنبش «اول آمریکا»
.
#حکومت_اسلامی #بینالملل
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 چرا حزب کمونیست چین از ملت ایران میترسد؟
🎙گفتوگو با آنیکا وانگ
🔻این ویدیو گفتگویی است میان شبکه «اِپُک تایمز» و آنیکا وانگ (گزارشگر شبکه NTD TV) که به بررسی چرایی ترس حزب کمونیست چین از اعتراضات ایران و شباهتهای آن با واقعه میدان تیانآنمن میپردازد:
۱. نبرد اطلاعاتی: روایت پکن 🇨🇳 از ایران
📍 همسویی با تهران: آنیکا وانگ توضیح میدهد که رسانههای دولتی چین (مانند شینهوا) کاملاً همسو با جمهوری اسلامی عمل میکنند. آنها اراده مردم ایران را نادیده گرفته و کل خیزش را به «دخالت خارجی» و رهبری آمریکا تقلیل میدهند.
📍 ادعای دروغین ثبات: در حالی که در ایران اینترنت قطع است و درگیریها ادامه دارد، رسانههای چینی گزارش میدهند که اوضاع تثبیت شده و اعتراضات پایان یافته است.
📍 سانسور سیستماتیک: در پلتفرمهایی مثل «ویبو» و «ویچت»، هشتگهای مربوط به ایران مسدود شدهاند تا مردم چین از واقعیت مبارزات مردم ایران مطلع نشوند و حس همدلی ایجاد نشود.
🪞 ۲. «اثر آینه»: چرا چین میترسد؟
📍 ترس از شباهت: حزب کمونیست چین نگران است که شهروندانش با دیدن اعتراضات ایران علیه تورم و قطع اینترنت، از خود بپرسند: «چرا ما نتوانیم؟». یک اعتراض موفق در تهران، تهدیدی مستقیم برای ثبات پکن تلقی میشود.
📍 اثر دومینو: پکن از این میترسد که سقوط یک حکومت اقتدارگرا، روایت آنها مبنی بر اینکه «دیکتاتوری تنها راه حفظ ثبات است» را باطل کند.
⚔️ ۳. شباهتهای تکاندهنده با کشتار میدان «تیانآنمن» (۱۹۸۹)
🔻وانگ معتقد است اتفاقات امروز ایران بازتابی از حوادث ۴ ژوئن ۱۹۸۹ در پکن است:
📍 ریشه اقتصادی: هر دو جنبش نه فقط برای دموکراسی، بلکه در اعتراض به تورم شدید و فساد سیستمی آغاز شدند. در سال ۱۹۸۸ تورم چین به ۲۰ درصد رسید و مردم شاهد دود شدن پساندازهایشان بودند، مشابه آنچه امروز در ایران رخ میدهد.
📍 کشتار و آمار نامعلوم: همانطور که در تیانآنمن عدد دقیق کشتهها (که گفته میشود هزاران نفر بودند) هرگز فاش نشد، در ایران نیز شفافیتی درباره تعداد جانباختگان وجود ندارد.
📍 نسل جوان و دانشجو: قلب هر دو جنبش جوانان هستند؛ آن زمان دانشجویان پکن و امروز «نسل زد» در ایران که چیزی برای از دست دادن ندارند و جلوی گلوله میایستند.
📍 سرکوب نظامی: در هر دو مورد، ارتش و نیروهای امنیتی علیه مردم خود به کار گرفته شدند تا بقای حکومت تضمین شود.
🔌 ۴. ابزارهای مشابه سرکوب
📍 قطع اطلاعات: در سال ۱۹۸۹ خطوط فکس قطع شد و امروز در ایران اینترنت قطع میشود. در چین نیز «دیوار بزرگ آتش» مانع از آن میشود که ۱.۵ میلیارد نفر صدای معترضان ایرانی را بشنوند.
📍 برچسب دخالت غرب: هر دو حکومت برای بیاعتبار کردن معترضان، آنها را به عوامل غرب منتسب میکنند.
✅ نتیجهگیری: آنیکا وانگ تأکید میکند که مبارزه برای آزادی «مسری» است و حزب کمونیست چین با حمایت از جمهوری اسلامی، در واقع از بقای خودش دفاع میکند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙گفتوگو با آنیکا وانگ
🔻این ویدیو گفتگویی است میان شبکه «اِپُک تایمز» و آنیکا وانگ (گزارشگر شبکه NTD TV) که به بررسی چرایی ترس حزب کمونیست چین از اعتراضات ایران و شباهتهای آن با واقعه میدان تیانآنمن میپردازد:
۱. نبرد اطلاعاتی: روایت پکن 🇨🇳 از ایران
📍 همسویی با تهران: آنیکا وانگ توضیح میدهد که رسانههای دولتی چین (مانند شینهوا) کاملاً همسو با جمهوری اسلامی عمل میکنند. آنها اراده مردم ایران را نادیده گرفته و کل خیزش را به «دخالت خارجی» و رهبری آمریکا تقلیل میدهند.
📍 ادعای دروغین ثبات: در حالی که در ایران اینترنت قطع است و درگیریها ادامه دارد، رسانههای چینی گزارش میدهند که اوضاع تثبیت شده و اعتراضات پایان یافته است.
📍 سانسور سیستماتیک: در پلتفرمهایی مثل «ویبو» و «ویچت»، هشتگهای مربوط به ایران مسدود شدهاند تا مردم چین از واقعیت مبارزات مردم ایران مطلع نشوند و حس همدلی ایجاد نشود.
🪞 ۲. «اثر آینه»: چرا چین میترسد؟
📍 ترس از شباهت: حزب کمونیست چین نگران است که شهروندانش با دیدن اعتراضات ایران علیه تورم و قطع اینترنت، از خود بپرسند: «چرا ما نتوانیم؟». یک اعتراض موفق در تهران، تهدیدی مستقیم برای ثبات پکن تلقی میشود.
📍 اثر دومینو: پکن از این میترسد که سقوط یک حکومت اقتدارگرا، روایت آنها مبنی بر اینکه «دیکتاتوری تنها راه حفظ ثبات است» را باطل کند.
⚔️ ۳. شباهتهای تکاندهنده با کشتار میدان «تیانآنمن» (۱۹۸۹)
🔻وانگ معتقد است اتفاقات امروز ایران بازتابی از حوادث ۴ ژوئن ۱۹۸۹ در پکن است:
📍 ریشه اقتصادی: هر دو جنبش نه فقط برای دموکراسی، بلکه در اعتراض به تورم شدید و فساد سیستمی آغاز شدند. در سال ۱۹۸۸ تورم چین به ۲۰ درصد رسید و مردم شاهد دود شدن پساندازهایشان بودند، مشابه آنچه امروز در ایران رخ میدهد.
📍 کشتار و آمار نامعلوم: همانطور که در تیانآنمن عدد دقیق کشتهها (که گفته میشود هزاران نفر بودند) هرگز فاش نشد، در ایران نیز شفافیتی درباره تعداد جانباختگان وجود ندارد.
📍 نسل جوان و دانشجو: قلب هر دو جنبش جوانان هستند؛ آن زمان دانشجویان پکن و امروز «نسل زد» در ایران که چیزی برای از دست دادن ندارند و جلوی گلوله میایستند.
📍 سرکوب نظامی: در هر دو مورد، ارتش و نیروهای امنیتی علیه مردم خود به کار گرفته شدند تا بقای حکومت تضمین شود.
🔌 ۴. ابزارهای مشابه سرکوب
📍 قطع اطلاعات: در سال ۱۹۸۹ خطوط فکس قطع شد و امروز در ایران اینترنت قطع میشود. در چین نیز «دیوار بزرگ آتش» مانع از آن میشود که ۱.۵ میلیارد نفر صدای معترضان ایرانی را بشنوند.
📍 برچسب دخالت غرب: هر دو حکومت برای بیاعتبار کردن معترضان، آنها را به عوامل غرب منتسب میکنند.
✅ نتیجهگیری: آنیکا وانگ تأکید میکند که مبارزه برای آزادی «مسری» است و حزب کمونیست چین با حمایت از جمهوری اسلامی، در واقع از بقای خودش دفاع میکند.
📺 قتلعام ۵۲ هزار ایرانی؛ تجسمِ فیزیکیِ یک نسلکشی
📺 ۱۰۰۰ مصدوم چشمی فقط در یک بیمارستان و یک روز!
📺 کشتاری بیسابقه در کلَ تاریخ ایران
📺 بزرگترین کشتار خیابانی دولتی در تاریخ
— ضحاک به کدام آیهی ضحاکنامه اقتدا کرد؟
🪓 معماران خون
❓دهها هزار کاور جنازۀ اماده، از چه حکایت میکند؟
📺 حکم داریم که تیر جنگی شلیک کنیم!
📕 سلاخی با بسمالله
📺 جلسهی درسِ آدمکشهای ولایی
— ولیفقیه یا رهبرِ گروههای تروریست
📺 چمران: هیچ معترضی کشته نشده؛ همهشان محارب بودند!
📺 اعتراف سفیر سلطنتِفقیه در فرانسه به کشتار گسترده
.
#سیاست #بینالملل #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘مرشایمر و نظریه رئالیسم تهاجمی؛ توهم اکادمیا
✍🏻#بردیا_فرهمند
🍂 در عرصه روابط بینالملل، کمتر صدایی به اندازه جان میرشایمر طنینانداز است؛ اما نباید «اعتبار» را با «خرد» اشتباه گرفت. این استاد دانشگاه شیکاگو اخیراً مدعی شده است که حمایت ترامپ از حملات اسرائیل به ایران، اعتبار ایالات متحده را در هم شکسته است. میرشایمر بیش از این نمیتوانست در اشتباه باشد. تحلیل او برآمده از همان مفروضات جزمی است که سالهاست تفکر او را هدایت میکند: بیاعتمادی واکنشی به قدرت آمریکا و ناتوانی مداوم در درک چگونگی تفکر، عمل و تنشآفرینیِ دشمنان.
🍂 در قلب این ناکامی، نظریه موسوم به «واقعگرایی تهاجمی» میرشایمر قرار دارد؛ نظریهای که خود را سرسخت و تحلیلی جلوه میدهد، اما همواره در انطباق با واقعیتهای جهان شکست میخورد. این نظریه، منازعات جهانی را به «قدرت عریان» تقلیل داده و باورها، ارزشها و سرشت انسانی را نادیده میگیرد. بدتر از آن، به باور من، این نظریه جهانبینیای چنان تیره و تهی پدید آورده که سیاست خارجی آمریکا را دچار اعوجاج کرده است؛ دشمنان را جسور ساخته و متحدان را در این تردید رها کرده که آیا آمریکا اصلاً پایبند به آرمانی هست یا خیر.
🍂 چارچوب فکری میرشایمر در نگاه نخست متقاعدکننده به نظر میرسد: دولتها در فضایی آنارشیک زیست میکنند، برای بقا باید قدرت خود را به حداکثر برسانند، همکاریها گذرا و درگیریها ناگزیرند. قدرتهای نوظهور به دنبال سلطه منطقهای هستند و قدرتهای مستقر برای بقای خود باید آنها را در هم بکوبند. در این دیدگاه، همهچیز حول یک متغیر واحد میچرخد: قدرت مادی.
🍂 فرهنگ به حاشیه رانده میشود، سیاست داخلی «بی جهت» قلمداد میگردد و رهبری و ایدئولوژی بیاهمیت جلوه داده میشوند. این پژوهشگر، ملتها را به واحدهایی بیروح در یک معادله قدرت تقلیل میدهد. این همان خطری است که سپری کردن تمام عمر در برج عاج آکادمیک به همراه دارد؛ وقتی از آن بالا نگاه میکنید، دید خود را نسبت به واقعیتهای روی زمین از دست میدهید.
🍂 واقعگرایی تهاجمی نمیتواند توضیح دهد چرا برخی قدرتهای نوظهور به شکلی مسالمتآمیز در نظم جهانی ادغام میشوند، در حالی که برخی دیگر دست به خشونت میزنند. این نظریه از تشخیص تفاوت میان تهدیدات امنیتی واقعی و خیالی ناتوان است. مهلکتر از همه، این فرض است که هر قدرت بزرگی ذاتاً برای سلطهگری برنامهریزی شده است؛ فرضی که متجاوز را تبرئه کرده و قربانی را مقصر جلوه میدهد. اعتبار نظریههای آکادمیک باید با قدرت پیشبینی آنها سنجیده شود. با این معیار، واقعگرایی تهاجمی یکی از فاحشترین شکستها در تفکر سیاست خارجی مدرن است.
🍂 مشهورترین خطای محاسباتی او در پایان جنگ سرد رخ داد. با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و رنگ باختن نظم دوقطبی، میرشایمر پیشبینی کرد که اروپا به کام هرجومرج فرو خواهد رفت، آلمان دوباره مسلح خواهد شد، سلاحهای هستهای گسترش مییابند و رقابتهای قدیمی میان فرانسه و آلمان یا اسلاوها و ژرمنها در غیاب قدرت آمریکا شعلهور میشوند. او اشتباه میکرد.
🍂 آنچه رخ داد نه هرجومرج، بلکه همگرایی بود. آلمان لشکرکشی نکرد، بلکه نظامیزدایی کرد. اروپای شرقی و مرکزی به دنبال سلاح هستهای نرفتند، بلکه به ناتو و اتحادیه اروپا پیوستند. گسترش این اتحاد نه از روی ایدئالیسم خام، بلکه به این دلیل بود که اقمار سابق شوروی خطر جهانی بدون قدرت آمریکا را درک میکردند.
🍂 واقعگرایی تهاجمی یک چارچوب منعطف نیست، بلکه بیشتر شبیه به یک «دگم» (جزماندیشی) است که راه را بر شواهد بسته، در برابر تناقضها مقاوم است و مدام خود را توجیه میکند. وقتی پیشبینیهایش شکست میخورند، تغییر نمیکند، بلکه بر مواضع خود پافشاری میکند. هیچکجا به اندازه خاورمیانه، این رویکرد آسیبزا نبوده است. برای دههها، میرشایمر استدلال میکرد که ایالات متحده باید استراتژی «موازنه از راه دور» (Offshore Balancing) را در پیش بگیرد: نیروها را خارج کند، تعهدات نظامی را کاهش دهد و به قدرتهای محلی اعتماد کند تا خودشان منطقه را به ثبات برسانند. به ما گفته شد که کشورهای سنی، ایران را مهار خواهند کرد و نظم به طور طبیعی شکل خواهد گرفت.
🍂 باراک اوباما تا حد زیادی این توهم را پذیرفت و نتیجه آن یک فاجعه بود. سوریه در جنگ داخلی فرو رفت، بیش از نیم میلیون نفر کشته شدند و میلیونها نفر آواره گشتند. عراق در امتداد خطوط فرقهای پارهپاره شد و از دل آن ویرانی، داعش سر برآورد. ایران با استفاده از فرصت، نفوذ خود را از لبنان تا یمن گسترش داد. سپس روسیه وارد شد و خلأ موجود را پر کرد. هیچ موازنهای در کار نبود؛ تنها فروپاشی رخ داد.
🔗 مطالعهی ادامه در مشاهده فوری
@bardiafrh
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻#بردیا_فرهمند
🍂 در عرصه روابط بینالملل، کمتر صدایی به اندازه جان میرشایمر طنینانداز است؛ اما نباید «اعتبار» را با «خرد» اشتباه گرفت. این استاد دانشگاه شیکاگو اخیراً مدعی شده است که حمایت ترامپ از حملات اسرائیل به ایران، اعتبار ایالات متحده را در هم شکسته است. میرشایمر بیش از این نمیتوانست در اشتباه باشد. تحلیل او برآمده از همان مفروضات جزمی است که سالهاست تفکر او را هدایت میکند: بیاعتمادی واکنشی به قدرت آمریکا و ناتوانی مداوم در درک چگونگی تفکر، عمل و تنشآفرینیِ دشمنان.
🍂 در قلب این ناکامی، نظریه موسوم به «واقعگرایی تهاجمی» میرشایمر قرار دارد؛ نظریهای که خود را سرسخت و تحلیلی جلوه میدهد، اما همواره در انطباق با واقعیتهای جهان شکست میخورد. این نظریه، منازعات جهانی را به «قدرت عریان» تقلیل داده و باورها، ارزشها و سرشت انسانی را نادیده میگیرد. بدتر از آن، به باور من، این نظریه جهانبینیای چنان تیره و تهی پدید آورده که سیاست خارجی آمریکا را دچار اعوجاج کرده است؛ دشمنان را جسور ساخته و متحدان را در این تردید رها کرده که آیا آمریکا اصلاً پایبند به آرمانی هست یا خیر.
🍂 چارچوب فکری میرشایمر در نگاه نخست متقاعدکننده به نظر میرسد: دولتها در فضایی آنارشیک زیست میکنند، برای بقا باید قدرت خود را به حداکثر برسانند، همکاریها گذرا و درگیریها ناگزیرند. قدرتهای نوظهور به دنبال سلطه منطقهای هستند و قدرتهای مستقر برای بقای خود باید آنها را در هم بکوبند. در این دیدگاه، همهچیز حول یک متغیر واحد میچرخد: قدرت مادی.
🍂 فرهنگ به حاشیه رانده میشود، سیاست داخلی «بی جهت» قلمداد میگردد و رهبری و ایدئولوژی بیاهمیت جلوه داده میشوند. این پژوهشگر، ملتها را به واحدهایی بیروح در یک معادله قدرت تقلیل میدهد. این همان خطری است که سپری کردن تمام عمر در برج عاج آکادمیک به همراه دارد؛ وقتی از آن بالا نگاه میکنید، دید خود را نسبت به واقعیتهای روی زمین از دست میدهید.
🍂 واقعگرایی تهاجمی نمیتواند توضیح دهد چرا برخی قدرتهای نوظهور به شکلی مسالمتآمیز در نظم جهانی ادغام میشوند، در حالی که برخی دیگر دست به خشونت میزنند. این نظریه از تشخیص تفاوت میان تهدیدات امنیتی واقعی و خیالی ناتوان است. مهلکتر از همه، این فرض است که هر قدرت بزرگی ذاتاً برای سلطهگری برنامهریزی شده است؛ فرضی که متجاوز را تبرئه کرده و قربانی را مقصر جلوه میدهد. اعتبار نظریههای آکادمیک باید با قدرت پیشبینی آنها سنجیده شود. با این معیار، واقعگرایی تهاجمی یکی از فاحشترین شکستها در تفکر سیاست خارجی مدرن است.
🍂 مشهورترین خطای محاسباتی او در پایان جنگ سرد رخ داد. با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و رنگ باختن نظم دوقطبی، میرشایمر پیشبینی کرد که اروپا به کام هرجومرج فرو خواهد رفت، آلمان دوباره مسلح خواهد شد، سلاحهای هستهای گسترش مییابند و رقابتهای قدیمی میان فرانسه و آلمان یا اسلاوها و ژرمنها در غیاب قدرت آمریکا شعلهور میشوند. او اشتباه میکرد.
🍂 آنچه رخ داد نه هرجومرج، بلکه همگرایی بود. آلمان لشکرکشی نکرد، بلکه نظامیزدایی کرد. اروپای شرقی و مرکزی به دنبال سلاح هستهای نرفتند، بلکه به ناتو و اتحادیه اروپا پیوستند. گسترش این اتحاد نه از روی ایدئالیسم خام، بلکه به این دلیل بود که اقمار سابق شوروی خطر جهانی بدون قدرت آمریکا را درک میکردند.
🍂 واقعگرایی تهاجمی یک چارچوب منعطف نیست، بلکه بیشتر شبیه به یک «دگم» (جزماندیشی) است که راه را بر شواهد بسته، در برابر تناقضها مقاوم است و مدام خود را توجیه میکند. وقتی پیشبینیهایش شکست میخورند، تغییر نمیکند، بلکه بر مواضع خود پافشاری میکند. هیچکجا به اندازه خاورمیانه، این رویکرد آسیبزا نبوده است. برای دههها، میرشایمر استدلال میکرد که ایالات متحده باید استراتژی «موازنه از راه دور» (Offshore Balancing) را در پیش بگیرد: نیروها را خارج کند، تعهدات نظامی را کاهش دهد و به قدرتهای محلی اعتماد کند تا خودشان منطقه را به ثبات برسانند. به ما گفته شد که کشورهای سنی، ایران را مهار خواهند کرد و نظم به طور طبیعی شکل خواهد گرفت.
🍂 باراک اوباما تا حد زیادی این توهم را پذیرفت و نتیجه آن یک فاجعه بود. سوریه در جنگ داخلی فرو رفت، بیش از نیم میلیون نفر کشته شدند و میلیونها نفر آواره گشتند. عراق در امتداد خطوط فرقهای پارهپاره شد و از دل آن ویرانی، داعش سر برآورد. ایران با استفاده از فرصت، نفوذ خود را از لبنان تا یمن گسترش داد. سپس روسیه وارد شد و خلأ موجود را پر کرد. هیچ موازنهای در کار نبود؛ تنها فروپاشی رخ داد.
🔗 مطالعهی ادامه در مشاهده فوری
@bardiafrh
📕وکیل مدافع شیطان
.
#سیاست #بینالملل
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
مرشایمر و نظریه رئالیسم تهاجمی؛ توهم اکادمیا
در عرصه روابط بینالملل، کمتر صدایی به اندازه جان میرشایمر طنینانداز است؛ اما نباید «اعتبار» را با «خرد» اشتباه گرفت. این استاد دانشگاه شیکاگو اخیراً مدعی شده است که حمایت ترامپ از حملات اسرائیل به ایران، اعتبار ایالات متحده را در هم شکسته است. میرشایمر…
📘وکیل مدافع شیطان
✍🏻 #آرمان_امیری
🍂 در سالهای اخیر، حجم ارجاع تحلیلگران نزدیک به جمهوری اسلامی به آرای جان جی. مرشایمر بهطرزی خیرهکننده افزایش یافته است. نام او بهتدریج به یکی از رایجترین منابع شبهآکادمیک برای توجیه سیاست خارجی تهاجمی جمهوری اسلامی بدل شده؛ چنانکه گویی واقعگرایی در روابط بینالملل، در نهایت چیزی نیست جز زبان نظریِ مشروعیتبخش به ماجراجوییهای منطقهای، سرکوب داخلی، و تقابل دائمی با غرب.
🍂 البته این پدیده صرفاً محدود به تحلیلگران حکومتی نیست. خود مرشایمر نیز طی سالهای گذشته حضوری فعال و پررنگ در عرصه رسانهای داشته و بارها کوشیده است تصمیمات پوتین علیه غرب، سیاستهای توسعهطلبانه جمهوری اسلامی، و حتی برخی اقدامات بنیادگرایان اسلامگرا را نه بهمثابه تهدیدی برای نظم جهانی، بلکه بهعنوان واکنشهایی «قابل فهم» و حتی «عقلانی» در برابر سیاستهای آمریکا و اروپا بازنمایی کند. در این روایت، انگشت اتهام تقریباً همیشه به سوی غرب است و بازیگران اقتدارگرا، تروریستی یا ماجراجو، اغلب در جایگاه قربانی یا کنشگر منطقی قرار میگیرند.
🍂 تکرار پُربسامد نام مرشایمر بهعنوان مرجع علمی چنین تصمیماتی، ناگزیر این پرسش را در ذهن بسیاری از مخاطبان ایجاد میکند: آیا واقعاً چنین اندیشمندی با این سطح از ادعاهای بحثبرانگیز، جایگاهی معتبر در دانش روابط بینالملل دارد؟ آیا بنا بر منابع آکادمیک، این روسیه و ایران و حماس و حزباللهاند که بازیگران عقلانی جهان سیاست به شمار میروند، و این آمریکا و اروپا هستند که جهان را به نابودی میکشانند؟
🍂 این یادداشت به بهانهی نقد یکی از جدیدترین آثار مرشایمر که به فارسی ترجمه شده، تلاشی است برای پاسخ به همین پرسش. هدف آن است که به سادهترین زبان ممکن نشان داده شود چگونه مرشایمر حتی در کتابهای خودش با استدلالهایی مغالطهآمیز از مقدمات به ظاهر منطقی و حتی خلاقانه، به نتایجی کاملا وارونه میرسد؟
🍂 فقط یادآوری کنم یادداشتی که در ادامه منتشر میشود، نسخهی خلاصه شدهی یک مقالهی مفصل در نقد کتاب مرشایمر است که در پینوشت آن مقاله، نقدی هم به نتیجهگیری مترجم کتاب نوشتم. جایی که مترجم، حتی بدتر از مرشایمر، صراحت کلام نویسنده در همین کتاب را هم نقض و وارونه میکند تا به نتایج به مراتب عجیبتری هم برسد.
🔗 یادداشت خلاصهی تلگرامی را از اینجا بخوانید (یا از گزینه instant view استفاده کنید) و فایل نسخهی کامل این مقاله را به صورت یک فایل پیدیاف از اینجا دریافت کنید.
@DivaneSara
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #آرمان_امیری
🍂 در سالهای اخیر، حجم ارجاع تحلیلگران نزدیک به جمهوری اسلامی به آرای جان جی. مرشایمر بهطرزی خیرهکننده افزایش یافته است. نام او بهتدریج به یکی از رایجترین منابع شبهآکادمیک برای توجیه سیاست خارجی تهاجمی جمهوری اسلامی بدل شده؛ چنانکه گویی واقعگرایی در روابط بینالملل، در نهایت چیزی نیست جز زبان نظریِ مشروعیتبخش به ماجراجوییهای منطقهای، سرکوب داخلی، و تقابل دائمی با غرب.
🍂 البته این پدیده صرفاً محدود به تحلیلگران حکومتی نیست. خود مرشایمر نیز طی سالهای گذشته حضوری فعال و پررنگ در عرصه رسانهای داشته و بارها کوشیده است تصمیمات پوتین علیه غرب، سیاستهای توسعهطلبانه جمهوری اسلامی، و حتی برخی اقدامات بنیادگرایان اسلامگرا را نه بهمثابه تهدیدی برای نظم جهانی، بلکه بهعنوان واکنشهایی «قابل فهم» و حتی «عقلانی» در برابر سیاستهای آمریکا و اروپا بازنمایی کند. در این روایت، انگشت اتهام تقریباً همیشه به سوی غرب است و بازیگران اقتدارگرا، تروریستی یا ماجراجو، اغلب در جایگاه قربانی یا کنشگر منطقی قرار میگیرند.
🍂 تکرار پُربسامد نام مرشایمر بهعنوان مرجع علمی چنین تصمیماتی، ناگزیر این پرسش را در ذهن بسیاری از مخاطبان ایجاد میکند: آیا واقعاً چنین اندیشمندی با این سطح از ادعاهای بحثبرانگیز، جایگاهی معتبر در دانش روابط بینالملل دارد؟ آیا بنا بر منابع آکادمیک، این روسیه و ایران و حماس و حزباللهاند که بازیگران عقلانی جهان سیاست به شمار میروند، و این آمریکا و اروپا هستند که جهان را به نابودی میکشانند؟
🍂 این یادداشت به بهانهی نقد یکی از جدیدترین آثار مرشایمر که به فارسی ترجمه شده، تلاشی است برای پاسخ به همین پرسش. هدف آن است که به سادهترین زبان ممکن نشان داده شود چگونه مرشایمر حتی در کتابهای خودش با استدلالهایی مغالطهآمیز از مقدمات به ظاهر منطقی و حتی خلاقانه، به نتایجی کاملا وارونه میرسد؟
🍂 فقط یادآوری کنم یادداشتی که در ادامه منتشر میشود، نسخهی خلاصه شدهی یک مقالهی مفصل در نقد کتاب مرشایمر است که در پینوشت آن مقاله، نقدی هم به نتیجهگیری مترجم کتاب نوشتم. جایی که مترجم، حتی بدتر از مرشایمر، صراحت کلام نویسنده در همین کتاب را هم نقض و وارونه میکند تا به نتایج به مراتب عجیبتری هم برسد.
🔗 یادداشت خلاصهی تلگرامی را از اینجا بخوانید (یا از گزینه instant view استفاده کنید) و فایل نسخهی کامل این مقاله را به صورت یک فایل پیدیاف از اینجا دریافت کنید.
@DivaneSara
📕مرشایمر و نظریه رئالیسم تهاجمی؛ توهم اکادمیا
.
#سیاست #بینالملل
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
وکیل مدافع شیطان
عقلانیت به مثابه «فرآیند»: نوآوری مرشایمر در فصل نخست کتاب با عنوان «منطق بازیگر عقلانی»، مرشایمر و روزاتو عقلانیت دولتی یا «عقلانیت جمعی» را چنین تعریف میکنند: «عقلانیت دولت بستگی به این دارد که آرای سیاستگذاران کلیدیاش چگونه کنار هم جمع میشوند». (ص۳۵)…
🎧 نگاهی از زاویه مفهوم «پوست در بازی» #نسیم_طالب (برای نتانیاهو، ترامپ و روبیو)
— بر اساس واقعیت میدانی امروز
متن این یادداشت چند قسمتی را در اینجا بخوانید.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بر اساس واقعیت میدانی امروز
متن این یادداشت چند قسمتی را در اینجا بخوانید.
.
#سیاست #حکومت_اسلامی #بینالملل
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎧توافق ترامپ با سرداران سپاه: گذار از جمهوری اسلامی اول؟
❓چرا ترامپ برای باز کردن تنگه هرمز تعلل میکند؟
— از «خط لوله اسلامی» تا خط لوله نتانیاهو
🎙#عبدالله_شهبازی
گفتاری است که سهشنبه، ۱۱ فروردین ۱۴۰۵/ ۳۱ مارس ۲۰۲۶ در اتاق «ایران جوان» آقای محسن مدیرشانهچی عرضه کردم.
در بخش اول، درباره احتمالات آتی دو فرایند موازی جنگ و انقلاب در ایران سخن گفتم. احتمال توافق ترامپ با کانونی از سرداران سپاه را مطرح کردم. بنظر نمیرسد ترامپ حاضر به تعامل و توافق با جبهه پزشکیان و اصلاحطلبان، که بخش سیاسی قدرت را بطور عمده در دست دارند، به رهبری حسن روحانی، باشد، برخلاف بریتانیا و فرانسه و کانون مالی قدرتمندی که مجله «اکونومیست» نماینده آن است، زیرا میداند که این بخش فاقد قدرت واقعی در جمهوری اسلامی است. گزینه مورد قبول ترامپ کانون نظامی است که سردار محمدباقر قالیباف آن را نمایندگی میکند.
احتمال دارد که ترامپ با کانون قالیباف و شرکا به توافق برسد و بدینسان خروج آمریکا از جنگ را اعلام کند. و حتی ممکن است دیداری با قالیباف ترتیب دهد و عکسی منتشر کنند و بدینسان تنشهای مالی ناشی از جنگ با ایران را آرام کند. ولی تأکید میکنم که این کانون گزینه آمریکا و اسرائیل برای آینده ایران نیست و امکان ندارد پس از این همه دشواری و هزینه پروژه کلان خود را ناتمام و زخمی رها کنند. این تعامل تنها یک دوره موقت و کوتاه گذار است به سوی استقرار چنان نظمی در منطقه خلیج فارس که تمامی این تحرکات برای آن طراحی و اجرا شده.
اگر این توافق پنهان با قالیباف و کانون نظامی فوق صورت نگیرد، آمریکا از جنگ خارج نمیشود و حملات خود را آنقدر ادامه میدهد و حذف سران نظامی آنقدر تداوم پیدا میکند تا سرانجام این تسلیم و تعامل صورت بگیرد.
گمان میکنم از سخنان ۹ بعدازظهر امروز، چهارشنبه اول آوریل، ترامپ میتوان آینده جنگ و انقلاب ایران را فهمید: اگر خروج آمریکا از جنگ را اعلام کند بدان معناست که این تعامل صورت گرفته و دوران گذار آغاز شده است. اگر برعکس، در این سخنان از ورود نیروهای زمینی به خاک ایران و حتی اعلام رسمی جنگ سخن بگوید بیانگر آن است که هنوز چنین تعاملی صورت نگرفته و حملات تداوم خواهد یافت.
نظم مورد نظر آمریکا و اسرائیل انتقال قدرت به قالیباف و سرداران سپاه و تثبیت حاکمیتشان بر ایران نیست هرچند خود آنان چنین تصور کنند. این نظم تنها از طریق استقرار یک نظام سیاسی مورد حمایت مردم که کاملاً مورد اطمینان آمریکا و اسرائیل باشد تحقق مییابد. این مرحله، اگر به آن وارد شویم، تنها دوران گذار است به آن نظم مطلوب.
در بخش دوم سخنانم گفتم که ترامپ به شکلی آشکار در باز کردن تنگه هرمز تعلل میکند و آن را به ابزاری برای بازیهای سیاسی و مالی خود تبدیل کرده است. بسته ماندن تنگه هرمز در درازمدت به سود اقتصاد آمریکا، و جامعه آمریکا، نیست ولی در میانمدت ترامپ نهایت بهرهبرداری را از آن میکند. عللی را که ترامپ به این بازی دست زده است به شرح زیر بیان کردم:
تصویب بودجه ۱.۵ تریلیون دلاری نظامی برای سال مالی ۲۰۲۷ که برابر با بودجه اوج جنگ جهانی دوم است (با محاسبه نرخ روز دلار)،
موجه کردن حضور زمینی احتمالی در جزایر و سواحل ایران و حتی اعلام رسمی جنگ،
فشار بیشتر بر اروپا و ناتو،
افزایش صادرات نفت آمریکا بعنوان بزرگترین تولیدکننده نفت جهان،
افزایش صادرات گاز الانجی آمریکا که در سالهای اخیر سهم اول را در جهان و در بازار اروپا پیدا کرده است،
تزریق بودجه نظامی به غولهای تسلیحانی آمریکا (مجتمع نظامی- صنعتی) مانند لاکهید مارتین، نورثروپ گرومن و غیره.
بعلاوه، نتانیاهو در پی قبولانیدن طرح انتقال خط لوله گاز خلیج فارس به اروپا از طریق بنادر اسرائیل در مدیترانه است به حکومتهای عربی جنوب خلیج فارس و بسته ماندن تنگه هرمز عامل مهمی است در ترغیب اعراب به این پروژه و سرمایهگذاری در آن.
در بخش سوم و پایانی درباره تاریخچه این خط لوله سخن گفتم که در زمان دولت احمدینژاد، با سفر وزیر نفت به سوریه و انعقاد تفاهمنامه با بشار اسد مطرح و جنجالی شد و به «خط لوله اسلامی» شهرت یافت. این خط باید از طریق عراق و سوریه و مدیترانه گاز ایران را به یونان و جنوب اروپا منتقل میکرد. این همان خطی است که اینک، در وضعیت جدید منطقه، نتانیاهو مطرح میکند.
در ضمن این گفتار، آقای پوریا شفیعیتبار درباره خط لوله فوق توضیحات مفیدی بیان کردهاند.
@abdollahshahbazi
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
❓چرا ترامپ برای باز کردن تنگه هرمز تعلل میکند؟
— از «خط لوله اسلامی» تا خط لوله نتانیاهو
🎙#عبدالله_شهبازی
گفتاری است که سهشنبه، ۱۱ فروردین ۱۴۰۵/ ۳۱ مارس ۲۰۲۶ در اتاق «ایران جوان» آقای محسن مدیرشانهچی عرضه کردم.
در بخش اول، درباره احتمالات آتی دو فرایند موازی جنگ و انقلاب در ایران سخن گفتم. احتمال توافق ترامپ با کانونی از سرداران سپاه را مطرح کردم. بنظر نمیرسد ترامپ حاضر به تعامل و توافق با جبهه پزشکیان و اصلاحطلبان، که بخش سیاسی قدرت را بطور عمده در دست دارند، به رهبری حسن روحانی، باشد، برخلاف بریتانیا و فرانسه و کانون مالی قدرتمندی که مجله «اکونومیست» نماینده آن است، زیرا میداند که این بخش فاقد قدرت واقعی در جمهوری اسلامی است. گزینه مورد قبول ترامپ کانون نظامی است که سردار محمدباقر قالیباف آن را نمایندگی میکند.
احتمال دارد که ترامپ با کانون قالیباف و شرکا به توافق برسد و بدینسان خروج آمریکا از جنگ را اعلام کند. و حتی ممکن است دیداری با قالیباف ترتیب دهد و عکسی منتشر کنند و بدینسان تنشهای مالی ناشی از جنگ با ایران را آرام کند. ولی تأکید میکنم که این کانون گزینه آمریکا و اسرائیل برای آینده ایران نیست و امکان ندارد پس از این همه دشواری و هزینه پروژه کلان خود را ناتمام و زخمی رها کنند. این تعامل تنها یک دوره موقت و کوتاه گذار است به سوی استقرار چنان نظمی در منطقه خلیج فارس که تمامی این تحرکات برای آن طراحی و اجرا شده.
اگر این توافق پنهان با قالیباف و کانون نظامی فوق صورت نگیرد، آمریکا از جنگ خارج نمیشود و حملات خود را آنقدر ادامه میدهد و حذف سران نظامی آنقدر تداوم پیدا میکند تا سرانجام این تسلیم و تعامل صورت بگیرد.
گمان میکنم از سخنان ۹ بعدازظهر امروز، چهارشنبه اول آوریل، ترامپ میتوان آینده جنگ و انقلاب ایران را فهمید: اگر خروج آمریکا از جنگ را اعلام کند بدان معناست که این تعامل صورت گرفته و دوران گذار آغاز شده است. اگر برعکس، در این سخنان از ورود نیروهای زمینی به خاک ایران و حتی اعلام رسمی جنگ سخن بگوید بیانگر آن است که هنوز چنین تعاملی صورت نگرفته و حملات تداوم خواهد یافت.
نظم مورد نظر آمریکا و اسرائیل انتقال قدرت به قالیباف و سرداران سپاه و تثبیت حاکمیتشان بر ایران نیست هرچند خود آنان چنین تصور کنند. این نظم تنها از طریق استقرار یک نظام سیاسی مورد حمایت مردم که کاملاً مورد اطمینان آمریکا و اسرائیل باشد تحقق مییابد. این مرحله، اگر به آن وارد شویم، تنها دوران گذار است به آن نظم مطلوب.
در بخش دوم سخنانم گفتم که ترامپ به شکلی آشکار در باز کردن تنگه هرمز تعلل میکند و آن را به ابزاری برای بازیهای سیاسی و مالی خود تبدیل کرده است. بسته ماندن تنگه هرمز در درازمدت به سود اقتصاد آمریکا، و جامعه آمریکا، نیست ولی در میانمدت ترامپ نهایت بهرهبرداری را از آن میکند. عللی را که ترامپ به این بازی دست زده است به شرح زیر بیان کردم:
تصویب بودجه ۱.۵ تریلیون دلاری نظامی برای سال مالی ۲۰۲۷ که برابر با بودجه اوج جنگ جهانی دوم است (با محاسبه نرخ روز دلار)،
موجه کردن حضور زمینی احتمالی در جزایر و سواحل ایران و حتی اعلام رسمی جنگ،
فشار بیشتر بر اروپا و ناتو،
افزایش صادرات نفت آمریکا بعنوان بزرگترین تولیدکننده نفت جهان،
افزایش صادرات گاز الانجی آمریکا که در سالهای اخیر سهم اول را در جهان و در بازار اروپا پیدا کرده است،
تزریق بودجه نظامی به غولهای تسلیحانی آمریکا (مجتمع نظامی- صنعتی) مانند لاکهید مارتین، نورثروپ گرومن و غیره.
بعلاوه، نتانیاهو در پی قبولانیدن طرح انتقال خط لوله گاز خلیج فارس به اروپا از طریق بنادر اسرائیل در مدیترانه است به حکومتهای عربی جنوب خلیج فارس و بسته ماندن تنگه هرمز عامل مهمی است در ترغیب اعراب به این پروژه و سرمایهگذاری در آن.
در بخش سوم و پایانی درباره تاریخچه این خط لوله سخن گفتم که در زمان دولت احمدینژاد، با سفر وزیر نفت به سوریه و انعقاد تفاهمنامه با بشار اسد مطرح و جنجالی شد و به «خط لوله اسلامی» شهرت یافت. این خط باید از طریق عراق و سوریه و مدیترانه گاز ایران را به یونان و جنوب اروپا منتقل میکرد. این همان خطی است که اینک، در وضعیت جدید منطقه، نتانیاهو مطرح میکند.
در ضمن این گفتار، آقای پوریا شفیعیتبار درباره خط لوله فوق توضیحات مفیدی بیان کردهاند.
@abdollahshahbazi
.
#سیاست #حکومت_اسلامی #بینالملل
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
جنگ در یک بنبست موقت گرفتار شده است؛ و این امر طبیعی است. از نقطهای به بعد، اشراف اطلاعاتی دشمن—بهواسطه لو رفتن تکنیکهای مورد استفاده—کاهش مییابد و عملاً امکان ادامه همان الگوهای عملیاتی از بین میرود. اسرائیل برای هدف قرار دادن حسن نصرالله از سال ۲۰۰۵ و برای حذف خامنهای از حدود سال ۲۰۰۰ در حال جمعآوری اطلاعات بود؛ اما پس از حذف نصرالله و هاشم صفیالدین (جانشین اول)، دیگر نتوانست نعیم قاسم، جانشین دوم، را در لبنانِ کوچک و در همسایگی خود از بین ببرد.
همچنین در جنگ سال گذشته که به عقبنشینی حزبالله از لیتانی انجامید، اسرائیل طی حدود یک ماه نزدیک به ۳۰۰ نفر از فرماندهان اصلی را ترور کرد؛ اما امروز، با وجود حمله زمینی و حتی تصرف بخشی از خاک لبنان، دیگر خبری از حذف رهبران ارشد نیست. این موضوع کاملاً قابلدرک است؛ چرا که پس از حذف نصرالله، ساختار اطلاعاتی و فرماندهی حزبالله تغییر کرد و از یک ساختار متمرکز، به مجموعهای از هستههای پراکنده، خودمختار و ایزوله تبدیل شد.
در خصوص ایران نیز وضعیت مشابهی شکل گرفته است. پس از جنگ ۱۲ روزه، ساختار جمهوری اسلامی تغییراتی اساسی را تجربه کرد؛ برای هر فرمانده، تا چهار جانشین تعیین شد. دیگر فرماندهان در محل سکونت شخصی خود حضور ندارند تا هدف ترورهای شبانه قرار بگیرند. محل استقرار فرماندهان رده دوم به خانههای امن و محل اختفای فرماندهان اصلی به تونلهای زیرزمینی و احتمالاً شهرهای موشکی منتقل شده است.
وظایف هر بخش—اعم از ضابطین قضایی، نیروهای سرکوب، و واحدهای اطلاعاتی و ضد اطلاعات—بهطور مشخص تعریف شده است. از همان ساعات اولیه جنگ، اینترنت بهسرعت قطع شد و کشور چهرهای شبیه به حکومت نظامی به خود گرفت، با ایستهای بازرسی گسترده در سطح شهرها. حتی با ایجاد پارازیت روی ماهواره یوتلست، دریافت سیگنالهای ماهوارهای مختل شد و اینترنت استارلینک نیز از طریق شناسایی و ردیابی، هدف حذف قرار گرفت.
این اقدامات طبیعی بود؛ چرا که جمهوری اسلامی برای چنین سناریویی برنامهریزی کرده بود. پیشتر نیز اشاره کرده بودم که حتی در صورت حذف خامنهای، تغییری بنیادین در ساختار رخ نخواهد داد و این جنگ، کوتاهمدت نخواهد بود.
اکنون جنگ به یک بنبست نسبی رسیده است. تنگه هرمز بسته مانده، فشار بر اقتصاد جهانی افزایش یافته، بازارهای سهام در اروپا و چین دچار افت شدهاند و تورم ناشی از افزایش قیمت حاملهای انرژی بالا رفته است. اروپا در حال فشار آوردن به ترامپ برای پایان دادن به جنگ است. ایالات متحده یا نخواسته، یا نتوانسته امنیت تنگه هرمز را بهطور کامل برقرار کند. در همین حال، اورانیوم با غنای ۹۰ درصد همچنان در اصفهان قرار دارد و—بهفرض تداوم شرایط—میتواند ظرف مدت کوتاهی به سلاح هستهای تبدیل شود.
در داخل، حکومت همچنان کنترل خیابانها را در اختیار دارد و آن شکافی که نتانیاهو از آن بهعنوان عامل فروپاشی یاد میکرد، هنوز شکل نگرفته است.
با این حال، این بنبست برای هر دو طرف موقتی است. جمهوری اسلامی نیز با محدودیتهای جدی مواجه است:
دیگر کالاها بهراحتی از دبی ترخیص نمیشوند؛ صرافیهای فعال برای انتقال پول همکاری نمیکنند؛ انتقال ارز به داخل کشور بهشدت محدود شده است. زیرساختها آسیب دیدهاند و نیاز فوری به منابع مالی وجود دارد. کشور حدود دو ماه در وضعیت تعطیلی و قطعی اینترنت بهسر میبرد و کسبوکارها عملاً متوقف شدهاند. در چنین شرایطی، دولت نیز با کاهش شدید درآمدهای مالیاتی—که بیش از ۵۰ درصد بودجه را تشکیل میدهد—مواجه است.
احتمال کمبود یا حتی بحران در تأمین مواد غذایی نیز وجود دارد؛ اما سیستم حاکم تصور میکند این وضعیت موقتی است و اگر بتواند یکی دو ماه دیگر دوام بیاورد، ممکن است فشارها کاهش یابد.
در مقابل، اگر فشارهای ایالات متحده در همین سطح ادامه پیدا کند، احتمال بروز ناتوانی در اداره کشور، افزایش ضعف ساختاری و در نهایت شکلگیری بینظمی وجود دارد.
در نهایت، سرنوشت این جنگ به «تداوم» و «استمرار» گره خورده است. این یک نبرد کوتاهمدت نیست و در بازه یک یا دو هفتهای تعیین تکلیف نخواهد شد؛ بلکه دستکم به دو تا سه ماه زمان نیاز دارد. در این میان، طرفی برنده خواهد بود که توان حفظ استمرار و تابآوری بیشتری داشته باشد.
✍️ #صریح_القلم
@sarihalghalam
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
همچنین در جنگ سال گذشته که به عقبنشینی حزبالله از لیتانی انجامید، اسرائیل طی حدود یک ماه نزدیک به ۳۰۰ نفر از فرماندهان اصلی را ترور کرد؛ اما امروز، با وجود حمله زمینی و حتی تصرف بخشی از خاک لبنان، دیگر خبری از حذف رهبران ارشد نیست. این موضوع کاملاً قابلدرک است؛ چرا که پس از حذف نصرالله، ساختار اطلاعاتی و فرماندهی حزبالله تغییر کرد و از یک ساختار متمرکز، به مجموعهای از هستههای پراکنده، خودمختار و ایزوله تبدیل شد.
در خصوص ایران نیز وضعیت مشابهی شکل گرفته است. پس از جنگ ۱۲ روزه، ساختار جمهوری اسلامی تغییراتی اساسی را تجربه کرد؛ برای هر فرمانده، تا چهار جانشین تعیین شد. دیگر فرماندهان در محل سکونت شخصی خود حضور ندارند تا هدف ترورهای شبانه قرار بگیرند. محل استقرار فرماندهان رده دوم به خانههای امن و محل اختفای فرماندهان اصلی به تونلهای زیرزمینی و احتمالاً شهرهای موشکی منتقل شده است.
وظایف هر بخش—اعم از ضابطین قضایی، نیروهای سرکوب، و واحدهای اطلاعاتی و ضد اطلاعات—بهطور مشخص تعریف شده است. از همان ساعات اولیه جنگ، اینترنت بهسرعت قطع شد و کشور چهرهای شبیه به حکومت نظامی به خود گرفت، با ایستهای بازرسی گسترده در سطح شهرها. حتی با ایجاد پارازیت روی ماهواره یوتلست، دریافت سیگنالهای ماهوارهای مختل شد و اینترنت استارلینک نیز از طریق شناسایی و ردیابی، هدف حذف قرار گرفت.
این اقدامات طبیعی بود؛ چرا که جمهوری اسلامی برای چنین سناریویی برنامهریزی کرده بود. پیشتر نیز اشاره کرده بودم که حتی در صورت حذف خامنهای، تغییری بنیادین در ساختار رخ نخواهد داد و این جنگ، کوتاهمدت نخواهد بود.
اکنون جنگ به یک بنبست نسبی رسیده است. تنگه هرمز بسته مانده، فشار بر اقتصاد جهانی افزایش یافته، بازارهای سهام در اروپا و چین دچار افت شدهاند و تورم ناشی از افزایش قیمت حاملهای انرژی بالا رفته است. اروپا در حال فشار آوردن به ترامپ برای پایان دادن به جنگ است. ایالات متحده یا نخواسته، یا نتوانسته امنیت تنگه هرمز را بهطور کامل برقرار کند. در همین حال، اورانیوم با غنای ۹۰ درصد همچنان در اصفهان قرار دارد و—بهفرض تداوم شرایط—میتواند ظرف مدت کوتاهی به سلاح هستهای تبدیل شود.
در داخل، حکومت همچنان کنترل خیابانها را در اختیار دارد و آن شکافی که نتانیاهو از آن بهعنوان عامل فروپاشی یاد میکرد، هنوز شکل نگرفته است.
با این حال، این بنبست برای هر دو طرف موقتی است. جمهوری اسلامی نیز با محدودیتهای جدی مواجه است:
دیگر کالاها بهراحتی از دبی ترخیص نمیشوند؛ صرافیهای فعال برای انتقال پول همکاری نمیکنند؛ انتقال ارز به داخل کشور بهشدت محدود شده است. زیرساختها آسیب دیدهاند و نیاز فوری به منابع مالی وجود دارد. کشور حدود دو ماه در وضعیت تعطیلی و قطعی اینترنت بهسر میبرد و کسبوکارها عملاً متوقف شدهاند. در چنین شرایطی، دولت نیز با کاهش شدید درآمدهای مالیاتی—که بیش از ۵۰ درصد بودجه را تشکیل میدهد—مواجه است.
احتمال کمبود یا حتی بحران در تأمین مواد غذایی نیز وجود دارد؛ اما سیستم حاکم تصور میکند این وضعیت موقتی است و اگر بتواند یکی دو ماه دیگر دوام بیاورد، ممکن است فشارها کاهش یابد.
در مقابل، اگر فشارهای ایالات متحده در همین سطح ادامه پیدا کند، احتمال بروز ناتوانی در اداره کشور، افزایش ضعف ساختاری و در نهایت شکلگیری بینظمی وجود دارد.
در نهایت، سرنوشت این جنگ به «تداوم» و «استمرار» گره خورده است. این یک نبرد کوتاهمدت نیست و در بازه یک یا دو هفتهای تعیین تکلیف نخواهد شد؛ بلکه دستکم به دو تا سه ماه زمان نیاز دارد. در این میان، طرفی برنده خواهد بود که توان حفظ استمرار و تابآوری بیشتری داشته باشد.
✍️ #صریح_القلم
@sarihalghalam
.
#سیاست #حکومت_اسلامی #بینالملل
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
برگردان نوشته کریم سجادپور، تحلیلگر مسائل ایران در موسسه آتلانتیک
تصمیمگیریهای کلیدی در این جنگ، نه بین آمریکا و ایران، بلکه بین ترامپ و خودش است. او بین عقبنشینی کامل و وعده بمباران ایران تا «عصر حجر» نوسان داشته است. ایران اما ثابتقدم بوده: ایدئولوژیاش مقاومت، استراتژیاش ایجاد آشوب، و هدف نهاییاش بقاست.
ترامپ ماهیت جمهوری اسلامی را اشتباه فهمیده است. تهدیدهای او برای نابودی ایران، رژیمی را که از بدو تأسیس نشان داده که حاضر به نابودی کشور و مردمش است تا قدرت یا ایدئولوژیاش را مصالحه نکند، تکان نداده است.
برخلاف ترامپ که هیچ دیدگاه ثابتی در سیاست خارجی ندارد، طبقه حاکم تهران به دلیل وفاداری به اصول انقلاب، به ویژه مقاومت در برابر آمریکا و رد موجودیت اسرائیل، خود را "اصولگرا" مینامند.
این آرمانهای انقلابی هم به عنوان چسب - که رژیم را در کنار هم نگه میدارد - و هم به عنوان لنگری که ملت را مهار میکند، عمل میکنند. کشور هرگز بدون کنار گذاشتن ایدئولوژی پیشرفت نخواهد کرد. رژیم معتقد است که اگر اصول خود را کنار بگذارد، نمیتواند زنده بماند.
ترامپ در مورد این درگیری به عنوان مذاکرهای برای دستیابی به یک معامله بزرگ صحبت میکند. تهران ممکن است در ازای آتشبس، توافقی محدود را بپذیرد، اما دشمنیاش با آمریکا و اسرائیل همچنان پابرجا خواهد ماند. علی خامنهای شهادت را به عادیسازی ترجیح داد؛ پسرش نیز همین کار را خواهد کرد.
جمهوری اسلامی در طول ۴۷ سال تنها دو مصالحه بزرگ انجام داده است. اولین مورد، تصمیم سال ۱۹۸۸ برای پایان دادن به جنگ ایران و عراق بود - پس از هشت سال و مرگ حدود ۲۰۰ هزار ایرانی - امتیازی که خمینی آن را به نوشیدن زهر تشبیه کرد. مورد دوم، توافق هستهای اوباما در سال ۲۰۱۵ بود.
در هر دو مورد، الگو یکسان بود: ایران با فشار اقتصادی وجودی مواجه شد و یک خروج دیپلماتیک مشخص به آن پیشنهاد شد که مستلزم کنار گذاشتن هویت انقلابیاش نبود. ترامپ این فشار را بدون خروج واضح ارائه داده است.
یکی از عمیقترین سوءتفاهمهای آمریکا در مورد ایران، تلفیق منافع ملی ایران با منافع رژیم بوده است. این دو اغلب متضاد هستند. آنچه به نفع ایرانیان است - ثبات، ادغام مجدد جهانی، عادیسازی - مافیای مذهبی را که در انزوا رشد میکند، تهدید میکند. تناقض جمهوری اسلامی این است که تنها تحت فشار شدید تمایل به سازش دارد، اما همین فشار و انزوای خارجی به تثبیت رژیم کمک کرده است.
یک درس روشن از عراق، افغانستان و بهار عربی این است که ایالات متحده نمیتواند نتایج سیاسی را دیکته کند. مخالفان رژیم در ایران به طور قابل توجهی از حامیان رژیم بیشتر هستند، اما هیچ قدرت خارجی نمیتواند اجماع ملی جدیدی برای ایرانیان ایجاد کند.
تاریخ نشان میدهد که تهران در بازی خود زیادهروی خواهد کرد. دیپلماتهای آمریکایی را به مدت ۴۴۴ روز گروگان گرفت - که به قیمت جایگاه بینالمللی ایالات متحده تمام شد. جنگ ویرانگر خود با عراق را طولانی کرد. از حمله ۷ اکتبر حماس - که منجر به نابودی نیروهای نیابتی آن شد - تمجید کرد.
مهمترین اولویت، برنامه هستهای ایران نیست - تنگه هرمز است. تهران در تلاش است تا آن را به عنوان کانال پانامای خود عادیسازی کند. این مشکلی است که باید یک راهحل دیپلماتیک داشته باشد: اروپا، آسیا و شرکای عرب همگی علاقه زیادی به باز نگه داشتن آن دارند.
ترامپ خواهان یک توافق سریع است. رژیم، به دلایل ایدئولوژیک و ساختاری، نمیتواند به چنین توافقی دست یابد. تا زمانی که جمهوری اسلامی بر ایران حکومت میکند، نتیجهی اجتنابناپذیر، بازگشت به جنگ سردی است که پیش از این درگیری وجود داشته و احتمالاً پس از آن هم ادامه خواهد یافت.
جنگها، مانند انقلابها، بر اساس نظمهای سیاسی که میسازند قضاوت میشوند، نه بر اساس آنچه ویران میکنند. ترامپ این جنگ را بر اساس آنچه ویران کرده است، میسنجد. تاریخ آن را بر اساس تأثیر ماندگارش بر ایران، خاورمیانه و نظم جهانی گستردهتر قضاوت خواهد کرد.
@babakgha
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
تصمیمگیریهای کلیدی در این جنگ، نه بین آمریکا و ایران، بلکه بین ترامپ و خودش است. او بین عقبنشینی کامل و وعده بمباران ایران تا «عصر حجر» نوسان داشته است. ایران اما ثابتقدم بوده: ایدئولوژیاش مقاومت، استراتژیاش ایجاد آشوب، و هدف نهاییاش بقاست.
ترامپ ماهیت جمهوری اسلامی را اشتباه فهمیده است. تهدیدهای او برای نابودی ایران، رژیمی را که از بدو تأسیس نشان داده که حاضر به نابودی کشور و مردمش است تا قدرت یا ایدئولوژیاش را مصالحه نکند، تکان نداده است.
برخلاف ترامپ که هیچ دیدگاه ثابتی در سیاست خارجی ندارد، طبقه حاکم تهران به دلیل وفاداری به اصول انقلاب، به ویژه مقاومت در برابر آمریکا و رد موجودیت اسرائیل، خود را "اصولگرا" مینامند.
این آرمانهای انقلابی هم به عنوان چسب - که رژیم را در کنار هم نگه میدارد - و هم به عنوان لنگری که ملت را مهار میکند، عمل میکنند. کشور هرگز بدون کنار گذاشتن ایدئولوژی پیشرفت نخواهد کرد. رژیم معتقد است که اگر اصول خود را کنار بگذارد، نمیتواند زنده بماند.
ترامپ در مورد این درگیری به عنوان مذاکرهای برای دستیابی به یک معامله بزرگ صحبت میکند. تهران ممکن است در ازای آتشبس، توافقی محدود را بپذیرد، اما دشمنیاش با آمریکا و اسرائیل همچنان پابرجا خواهد ماند. علی خامنهای شهادت را به عادیسازی ترجیح داد؛ پسرش نیز همین کار را خواهد کرد.
جمهوری اسلامی در طول ۴۷ سال تنها دو مصالحه بزرگ انجام داده است. اولین مورد، تصمیم سال ۱۹۸۸ برای پایان دادن به جنگ ایران و عراق بود - پس از هشت سال و مرگ حدود ۲۰۰ هزار ایرانی - امتیازی که خمینی آن را به نوشیدن زهر تشبیه کرد. مورد دوم، توافق هستهای اوباما در سال ۲۰۱۵ بود.
در هر دو مورد، الگو یکسان بود: ایران با فشار اقتصادی وجودی مواجه شد و یک خروج دیپلماتیک مشخص به آن پیشنهاد شد که مستلزم کنار گذاشتن هویت انقلابیاش نبود. ترامپ این فشار را بدون خروج واضح ارائه داده است.
یکی از عمیقترین سوءتفاهمهای آمریکا در مورد ایران، تلفیق منافع ملی ایران با منافع رژیم بوده است. این دو اغلب متضاد هستند. آنچه به نفع ایرانیان است - ثبات، ادغام مجدد جهانی، عادیسازی - مافیای مذهبی را که در انزوا رشد میکند، تهدید میکند. تناقض جمهوری اسلامی این است که تنها تحت فشار شدید تمایل به سازش دارد، اما همین فشار و انزوای خارجی به تثبیت رژیم کمک کرده است.
یک درس روشن از عراق، افغانستان و بهار عربی این است که ایالات متحده نمیتواند نتایج سیاسی را دیکته کند. مخالفان رژیم در ایران به طور قابل توجهی از حامیان رژیم بیشتر هستند، اما هیچ قدرت خارجی نمیتواند اجماع ملی جدیدی برای ایرانیان ایجاد کند.
تاریخ نشان میدهد که تهران در بازی خود زیادهروی خواهد کرد. دیپلماتهای آمریکایی را به مدت ۴۴۴ روز گروگان گرفت - که به قیمت جایگاه بینالمللی ایالات متحده تمام شد. جنگ ویرانگر خود با عراق را طولانی کرد. از حمله ۷ اکتبر حماس - که منجر به نابودی نیروهای نیابتی آن شد - تمجید کرد.
مهمترین اولویت، برنامه هستهای ایران نیست - تنگه هرمز است. تهران در تلاش است تا آن را به عنوان کانال پانامای خود عادیسازی کند. این مشکلی است که باید یک راهحل دیپلماتیک داشته باشد: اروپا، آسیا و شرکای عرب همگی علاقه زیادی به باز نگه داشتن آن دارند.
ترامپ خواهان یک توافق سریع است. رژیم، به دلایل ایدئولوژیک و ساختاری، نمیتواند به چنین توافقی دست یابد. تا زمانی که جمهوری اسلامی بر ایران حکومت میکند، نتیجهی اجتنابناپذیر، بازگشت به جنگ سردی است که پیش از این درگیری وجود داشته و احتمالاً پس از آن هم ادامه خواهد یافت.
جنگها، مانند انقلابها، بر اساس نظمهای سیاسی که میسازند قضاوت میشوند، نه بر اساس آنچه ویران میکنند. ترامپ این جنگ را بر اساس آنچه ویران کرده است، میسنجد. تاریخ آن را بر اساس تأثیر ماندگارش بر ایران، خاورمیانه و نظم جهانی گستردهتر قضاوت خواهد کرد.
@babakgha
.
#سیاست #حکومت_اسلامی #بینالملل
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
X (formerly Twitter)
Karim Sadjadpour (@ksadjadpour) on X
1 The defining deliberations of this war aren't between the US and Iran, but Trump and himself. He’s vacillated between walking away and promising to bomb Iran to the Stone Age. Iran has been consistent: Its ideology is resistance, its strategy is chaos,…
🔹 ترامپ در مصاحبه امشب دو نکته مهم گفت:
1️⃣ اگر همین امروز از ایران برویم، ساختن دوبارهی ایران بیست سال طول میکشد. اگر فردا زیرساختها را بزنم، ساختن دوبارهی ایران صد سال طول میکشد. من دوست دارم در ساخت کشورشان کمک کنم! من نمیخواهم زیرساختها را بزنم. ساخت دوبارهی ایران فقط با کمک آمریکا ممکن هست.
2️⃣ هدف من از اول، تغییر رژیم نبود. ولی بعضیها فکر میکنند من بیبرنامه هستم. نه! من برای تک تک این روزها و کارهایی که میکنیم از قبل برنامه ریختم. اما به شما نمیگویم برنامه چیست.
🔸 نتیجه اینکه: ترامپ خوب میدونه زدن زیرساخت یعنی عقب رفتن ایران و ساختن دوبارهی کشور با کمک چین ممکن هست… آمریکا هرگز اجازه نمیده بعد از کشته شدن ۱۵ سرباز آمریکایی و خرج شدن ۲۰ میلیارد دلار، ایران به عقد دشمن آمریکا یعنی چین دربیاید… شاید به صورت محدود به تأسیسات برق یا پلها حمله کند ولی هرچه حساب میکنم، زدن زیرساختها بطور اساسی یعنی ایجاد مشکل جدید برای کُل خاورمیانه! و حتی کشورهای عربی. بنابراین احتمالأ «برنامه» چیز دیگریست! چیزی که ترامپ برای تک تک این روزها در ذهن داشته.
@hoghough_khososi
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
1️⃣ اگر همین امروز از ایران برویم، ساختن دوبارهی ایران بیست سال طول میکشد. اگر فردا زیرساختها را بزنم، ساختن دوبارهی ایران صد سال طول میکشد. من دوست دارم در ساخت کشورشان کمک کنم! من نمیخواهم زیرساختها را بزنم. ساخت دوبارهی ایران فقط با کمک آمریکا ممکن هست.
2️⃣ هدف من از اول، تغییر رژیم نبود. ولی بعضیها فکر میکنند من بیبرنامه هستم. نه! من برای تک تک این روزها و کارهایی که میکنیم از قبل برنامه ریختم. اما به شما نمیگویم برنامه چیست.
🔸 نتیجه اینکه: ترامپ خوب میدونه زدن زیرساخت یعنی عقب رفتن ایران و ساختن دوبارهی کشور با کمک چین ممکن هست… آمریکا هرگز اجازه نمیده بعد از کشته شدن ۱۵ سرباز آمریکایی و خرج شدن ۲۰ میلیارد دلار، ایران به عقد دشمن آمریکا یعنی چین دربیاید… شاید به صورت محدود به تأسیسات برق یا پلها حمله کند ولی هرچه حساب میکنم، زدن زیرساختها بطور اساسی یعنی ایجاد مشکل جدید برای کُل خاورمیانه! و حتی کشورهای عربی. بنابراین احتمالأ «برنامه» چیز دیگریست! چیزی که ترامپ برای تک تک این روزها در ذهن داشته.
@hoghough_khososi
.
#سیاست #حکومت_اسلامی #بینالملل
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
امیدوارم این کابوس تمام شود. دوست دارم راجع به خیلی چیزها درست فکر کنم و بنویسم.
یکی از آنها ترامپ است!
رفتار غیرقابلپیشبینی ترامپ را ببینید؛ اما شاید دقیقتر این باشد که بگوییم: نوعی بیقیدوبندی ساختاری در کار است. او نه صرفاً قواعد سیاسی، بلکه خودِ ایدهی قاعدهمندی را تعلیق میکند. در گفتار او، قانون—چه اخلاقی، چه بینالمللی—دیگر افق الزام نیست، بلکه مانعی است که میتوان از آن عبور کرد.
به همین دلیل است که عباراتی مانند «نابودی یک تمدن»، «بازگرداندن یک ملت به عصر حجر» یا «از بین بردن یک کشور» ، علیرغم نقض صریح تمام قاعد اخلاقی و قوانین بین المللی، مسئلهدار ظاهر نمیشوند؛ بلکه همچون امکاناتی روی میز قرار میگیرند.
در اینجا با نوعی سوژگیِ فرا-انسانی مواجهیم؛ چیزی که میتوان آن را «انسان / ژستِ خداگونه» نامید. به نظر می رسد ترامپ خودش را خدا می داند: خدایی که میتواند ورای قیدهای انسانی—ورای پاسخگویی، ورای محدودیت—عمل میکند. اما این ژست از کجا ناشی می شود؟ پاسخ، بهنظر من، در تکنولوژی است.
تکنولوژیِ نظامی مدرن—با ظرفیت تخریب در مقیاس وسیع و با فاصلهگذاری از بدنها و رنجها—امکان نوعی تجربهی قدرت میدهد که در آن، فاصلهی میان اراده و ویرانی تقریباً حذف میشود.
از این منظر، آنچه در گفتار او میبینیم، نوعی «خودارضایی تکنولوژیک» است. لذت نه از خودِ نابودی، بلکه از امکانِ نابود کردن در مقیاس نامحدود میآید: از اینکه «میتوانم».
در این فضا، ادبیات نیز تغییر میکند. ابزارها دیگر صرفاً ابزار نیستند؛ به چیزی شبیه ابژههایِ اروتیکِ میل تبدیل میشوند—ناوها، جنگندهها، موشکها—بهعنوان امتدادهای بدنِ قدرت.
خود او بارها از این ادوات با زبانی اروتیک سخن گفته است: از «زیباترین تجهیزات نظامی جهان» یا «یک جنگندهی واقعاً زیبا»؛ یا وقتی یک عملیات نظامی را «perfect» و حتی «beautiful» توصیف میکند. اینجا دیگر با توصیف فنی مواجه نیستیم، بلکه با نوعی زیباییشناسیِ قدرت روبهرو هستیم که در آن، تخریب میتواند «زیبا» و «کامل» جلوه کند. او احتمالا شبها با جنگنده ها و ناوهایش همبستر می شود.
پیامد این وضعیت، گسست کامل رابطهی انسانی است. نسبتِ او با «دیگری»—با ما، با ایران—دیگر نسبتی انسانی نیست. دیگری نه بهعنوان جامعهای زنده، تاریخی، و رنجپذیر، بلکه بهعنوان هدف (target) ظاهر میشود: چیزی قابل محاسبه، قابل نشانهگذاری، و نهایتاً قابل حذف.
وقتی از «نابودی یک تمدن» سخن گفته میشود، مسئله خودِ تمدن نیست—نه تاریخش، نه فرهنگش، نه انسانهایش. آنچه اهمیت دارد، بزرگیِ هدف است: اینکه این هدف چقدر عظیم است و در نتیجه، امکان نابود کردنش چقدر بیانگر قدرت. همانطور که در عبارت های مختلف دیده میشود، تأکید نه بر واقعیت انسانی، بلکه بر امکان «نابودی کامل» است.
به این معنا، جملهای مثل «میتوانم یک تمدن را در یک شب نابود کنم» در واقع دربارهی تمدن نیست؛ او چیزی در مورد تاریخ و تمدن نمی داند احتمالا؛ دربارهی قدرتی است که تنها به خودِ امکانِ مطلقِ خویش ارجاع میدهد.
اینجا دیگر با سیاست به معنای کلاسیکش طرف نیستیم (گفت و گو، چانه زنی، محاسبه و ...)، بلکه با نوعی خودارجاعیِ بستهی قدرت روبهرو هستیم که در آن، تکنولوژی نه وسیله، بلکه شرطِ امکانِ نوعی ژستِ خداگونه است.
✍🏻 #ابوطالب_صفدری
@biagah
🔺پینوشت نقدآگین: حجاب اجباری، فیلترینگ، و قطع اینترنت، همگی تجلیاتی از این جنون مدرن تکنولوژیک هستند. این واقعیت که من میتوانم با بهرهگیری از ابزارهای بروکراتیک، هر فردی را از حقوقش محروم کرده و در تمامی ابعاد زندگیاش دخالت کنم، نشاندهندهی قدرتی است که به سادگی میتواند زندگی، امنیت، آرامش، و معیشت او را تحت تأثیر قرار دهد. این وضعیت، گویای نوعی بیرحمی است که در آن، انسانها به ابژههایی برای محاسبه و کنترل بدل میشوند و رابطهای انسانی با «دیگری» از میان میرود.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
یکی از آنها ترامپ است!
رفتار غیرقابلپیشبینی ترامپ را ببینید؛ اما شاید دقیقتر این باشد که بگوییم: نوعی بیقیدوبندی ساختاری در کار است. او نه صرفاً قواعد سیاسی، بلکه خودِ ایدهی قاعدهمندی را تعلیق میکند. در گفتار او، قانون—چه اخلاقی، چه بینالمللی—دیگر افق الزام نیست، بلکه مانعی است که میتوان از آن عبور کرد.
به همین دلیل است که عباراتی مانند «نابودی یک تمدن»، «بازگرداندن یک ملت به عصر حجر» یا «از بین بردن یک کشور» ، علیرغم نقض صریح تمام قاعد اخلاقی و قوانین بین المللی، مسئلهدار ظاهر نمیشوند؛ بلکه همچون امکاناتی روی میز قرار میگیرند.
در اینجا با نوعی سوژگیِ فرا-انسانی مواجهیم؛ چیزی که میتوان آن را «انسان / ژستِ خداگونه» نامید. به نظر می رسد ترامپ خودش را خدا می داند: خدایی که میتواند ورای قیدهای انسانی—ورای پاسخگویی، ورای محدودیت—عمل میکند. اما این ژست از کجا ناشی می شود؟ پاسخ، بهنظر من، در تکنولوژی است.
تکنولوژیِ نظامی مدرن—با ظرفیت تخریب در مقیاس وسیع و با فاصلهگذاری از بدنها و رنجها—امکان نوعی تجربهی قدرت میدهد که در آن، فاصلهی میان اراده و ویرانی تقریباً حذف میشود.
از این منظر، آنچه در گفتار او میبینیم، نوعی «خودارضایی تکنولوژیک» است. لذت نه از خودِ نابودی، بلکه از امکانِ نابود کردن در مقیاس نامحدود میآید: از اینکه «میتوانم».
در این فضا، ادبیات نیز تغییر میکند. ابزارها دیگر صرفاً ابزار نیستند؛ به چیزی شبیه ابژههایِ اروتیکِ میل تبدیل میشوند—ناوها، جنگندهها، موشکها—بهعنوان امتدادهای بدنِ قدرت.
خود او بارها از این ادوات با زبانی اروتیک سخن گفته است: از «زیباترین تجهیزات نظامی جهان» یا «یک جنگندهی واقعاً زیبا»؛ یا وقتی یک عملیات نظامی را «perfect» و حتی «beautiful» توصیف میکند. اینجا دیگر با توصیف فنی مواجه نیستیم، بلکه با نوعی زیباییشناسیِ قدرت روبهرو هستیم که در آن، تخریب میتواند «زیبا» و «کامل» جلوه کند. او احتمالا شبها با جنگنده ها و ناوهایش همبستر می شود.
پیامد این وضعیت، گسست کامل رابطهی انسانی است. نسبتِ او با «دیگری»—با ما، با ایران—دیگر نسبتی انسانی نیست. دیگری نه بهعنوان جامعهای زنده، تاریخی، و رنجپذیر، بلکه بهعنوان هدف (target) ظاهر میشود: چیزی قابل محاسبه، قابل نشانهگذاری، و نهایتاً قابل حذف.
وقتی از «نابودی یک تمدن» سخن گفته میشود، مسئله خودِ تمدن نیست—نه تاریخش، نه فرهنگش، نه انسانهایش. آنچه اهمیت دارد، بزرگیِ هدف است: اینکه این هدف چقدر عظیم است و در نتیجه، امکان نابود کردنش چقدر بیانگر قدرت. همانطور که در عبارت های مختلف دیده میشود، تأکید نه بر واقعیت انسانی، بلکه بر امکان «نابودی کامل» است.
به این معنا، جملهای مثل «میتوانم یک تمدن را در یک شب نابود کنم» در واقع دربارهی تمدن نیست؛ او چیزی در مورد تاریخ و تمدن نمی داند احتمالا؛ دربارهی قدرتی است که تنها به خودِ امکانِ مطلقِ خویش ارجاع میدهد.
اینجا دیگر با سیاست به معنای کلاسیکش طرف نیستیم (گفت و گو، چانه زنی، محاسبه و ...)، بلکه با نوعی خودارجاعیِ بستهی قدرت روبهرو هستیم که در آن، تکنولوژی نه وسیله، بلکه شرطِ امکانِ نوعی ژستِ خداگونه است.
✍🏻 #ابوطالب_صفدری
@biagah
🔺پینوشت نقدآگین: حجاب اجباری، فیلترینگ، و قطع اینترنت، همگی تجلیاتی از این جنون مدرن تکنولوژیک هستند. این واقعیت که من میتوانم با بهرهگیری از ابزارهای بروکراتیک، هر فردی را از حقوقش محروم کرده و در تمامی ابعاد زندگیاش دخالت کنم، نشاندهندهی قدرتی است که به سادگی میتواند زندگی، امنیت، آرامش، و معیشت او را تحت تأثیر قرار دهد. این وضعیت، گویای نوعی بیرحمی است که در آن، انسانها به ابژههایی برای محاسبه و کنترل بدل میشوند و رابطهای انسانی با «دیگری» از میان میرود.
.
#سیاست #بینالملل
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
پیشتر نوشتم و تکرار میکنم که پایان این جنگ معلوم است. دیوانگی است تبدیل ایران به عرصه آزمایش آخرین دستاوردهای تکنولوژی نظامی آمریکا.
هنوز خسارات جنگ خیلی شدید نیست در مقایسه با آنچه در تداوم جنگ رخ خواهد داد. اگر اندک عقلی وجود داشت، همین امروز با ترامپ مصالحه میکردند؛ هم جانشان محفوظ میماند، هم خسارات وحشتناک به زیرساختهای ملی وارد نمیشد، و بعد از آن، در چارچوب همان مصالحه، میتوانستند در قالب حزب سیاسی فعالیت کنند و اگر در انتخابات آزاد حمایت مردمی یافتند حکومت کنند.
حداقل از زمانی که فاجعه ۷ اکتبر، یا به تعبیر همان زمان نتانیاهو «۱۱ سپتامبر خاورمیانه»، رخ داد نصیحت کردم و هشدار دادم. نشنیدند و گامبگام در این باتلاق فرو رفتند تا اکنون که مرگ به زیر بینی آنان رسیده و ایران را در آستانه نابودی قرار دادهاند.
اگر «درایت» داشتند در سال ۱۳۹۸، در اوج پیروزی در جنگ سوریه، از موضع قدرت با آمریکا و اسرائیل صلح میکردند و اکنون مردم ما، پس از اتمام تعطیلات نوروزی در سواحل مدیترانه، با اتومبیل از طریق بزرگراه لاذقیه- بیروت- بغداد به تهران بازمیگشتند.
اگر «عقل» داشتند در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ خود را کنار میکشیدند، میانجی میشدند بین اسرائیل و حماس و الان حکومت میکردند.
و اگر «شرف» داشتند در اعتراضات دی ۱۴۰۴ از حکومت کنار میکشیدند و انتخابات آزاد برگزار میکردند.
شاید این بار نیز نپذیرند و تا نابودی کامل ادامه دهند. این سرنوشت تلخ ماست به تاوان جنون ۵۷ که سرنوشت ایران را دگرگون کرد.
و اکنون بخشی از همان نسل متوهم خود را «جانفدا» میخوانند در مقابل حملات سهمگین آمریکا و اسرائیل به زیرساختهای ملی. ایرانیان «جانفدا»ی حکومت شما نیستند و سزاوار نیست بیش از این گوشت قربانی شما در مسلخ جنون قدرت باشند.
✍🏻 #عبدالله_شهبازی
@abdollahshahbazi
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
هنوز خسارات جنگ خیلی شدید نیست در مقایسه با آنچه در تداوم جنگ رخ خواهد داد. اگر اندک عقلی وجود داشت، همین امروز با ترامپ مصالحه میکردند؛ هم جانشان محفوظ میماند، هم خسارات وحشتناک به زیرساختهای ملی وارد نمیشد، و بعد از آن، در چارچوب همان مصالحه، میتوانستند در قالب حزب سیاسی فعالیت کنند و اگر در انتخابات آزاد حمایت مردمی یافتند حکومت کنند.
حداقل از زمانی که فاجعه ۷ اکتبر، یا به تعبیر همان زمان نتانیاهو «۱۱ سپتامبر خاورمیانه»، رخ داد نصیحت کردم و هشدار دادم. نشنیدند و گامبگام در این باتلاق فرو رفتند تا اکنون که مرگ به زیر بینی آنان رسیده و ایران را در آستانه نابودی قرار دادهاند.
اگر «درایت» داشتند در سال ۱۳۹۸، در اوج پیروزی در جنگ سوریه، از موضع قدرت با آمریکا و اسرائیل صلح میکردند و اکنون مردم ما، پس از اتمام تعطیلات نوروزی در سواحل مدیترانه، با اتومبیل از طریق بزرگراه لاذقیه- بیروت- بغداد به تهران بازمیگشتند.
اگر «عقل» داشتند در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ خود را کنار میکشیدند، میانجی میشدند بین اسرائیل و حماس و الان حکومت میکردند.
و اگر «شرف» داشتند در اعتراضات دی ۱۴۰۴ از حکومت کنار میکشیدند و انتخابات آزاد برگزار میکردند.
شاید این بار نیز نپذیرند و تا نابودی کامل ادامه دهند. این سرنوشت تلخ ماست به تاوان جنون ۵۷ که سرنوشت ایران را دگرگون کرد.
و اکنون بخشی از همان نسل متوهم خود را «جانفدا» میخوانند در مقابل حملات سهمگین آمریکا و اسرائیل به زیرساختهای ملی. ایرانیان «جانفدا»ی حکومت شما نیستند و سزاوار نیست بیش از این گوشت قربانی شما در مسلخ جنون قدرت باشند.
✍🏻 #عبدالله_شهبازی
@abdollahshahbazi
.
#حکومت_اسلامی #سیاست #بینالملل
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
این را چند ساعتی مانده به پایان ضربالعجل ترامپ در مورد انهدام زیرساختهای انرژی ایران مینویسم:
وقوع این جنگ، هیچ ارتباطی با ایرانیانِ معمولی نداشت. پس از وقایع هفت اکتبر ۲۰۲۳، و با انهدام و تضعیف حزبالله، حماس و حزب بعث سوریه و جنگ دوازده روزه، وقوع مجدد جنگی میان ایران و آمریکا و اسرائیل محتوم و قطعی بود.
تمام تلاش ما ایرانیانِ غیروابسته به جمهوری اسلامی در داخل و خارج از کشور، از دانشآموزان دبیرستانی تا رهبران اپوزیسیون، با نوشتن و مناظره و اعتراض و راهپیمایی و اعتصاب، این بود که در صورت امکان حاکمیت را قانع/مجبور به عقبنشینی و ترک این مخاصمه کنیم و یا حداقل سرنوشت نظام را به کشور گره نزنیم و از وقوع فاجعه برای وطنمان در پی طوفانی که میآید جلوگیری کنیم.
موفق بودیم یا نبودیم، تا آنجا که توانستیم بر این امر پافشاری کردیم. بهجای ایرانیِ معترض و مستأصل، یقهی کسانی را بگیرید که چهل و هفت سال به جای تعقیب منافع ملی، بر طرحهای احمقانه و خبیثانهی ایدئولوژیکشان اصرار کردند.
آرزومندم که این طرح عملی نشود و کشور ما از این بحران عظیم به سلامت عبور کند.
پاینده #ایران
@youngconservative
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
وقوع این جنگ، هیچ ارتباطی با ایرانیانِ معمولی نداشت. پس از وقایع هفت اکتبر ۲۰۲۳، و با انهدام و تضعیف حزبالله، حماس و حزب بعث سوریه و جنگ دوازده روزه، وقوع مجدد جنگی میان ایران و آمریکا و اسرائیل محتوم و قطعی بود.
تمام تلاش ما ایرانیانِ غیروابسته به جمهوری اسلامی در داخل و خارج از کشور، از دانشآموزان دبیرستانی تا رهبران اپوزیسیون، با نوشتن و مناظره و اعتراض و راهپیمایی و اعتصاب، این بود که در صورت امکان حاکمیت را قانع/مجبور به عقبنشینی و ترک این مخاصمه کنیم و یا حداقل سرنوشت نظام را به کشور گره نزنیم و از وقوع فاجعه برای وطنمان در پی طوفانی که میآید جلوگیری کنیم.
موفق بودیم یا نبودیم، تا آنجا که توانستیم بر این امر پافشاری کردیم. بهجای ایرانیِ معترض و مستأصل، یقهی کسانی را بگیرید که چهل و هفت سال به جای تعقیب منافع ملی، بر طرحهای احمقانه و خبیثانهی ایدئولوژیکشان اصرار کردند.
آرزومندم که این طرح عملی نشود و کشور ما از این بحران عظیم به سلامت عبور کند.
پاینده #ایران
@youngconservative
.
#حکومت_اسلامی #سیاست #بینالملل
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🖥هفت باور نادرست درباره جنگ ایران
مؤسسه هادسون
✍🏻 نویسنده: مایکل دوران
✏️ ترجمه: #بردیا_فرهمند
🔸بخشی از تداوم این غافلگیریها به این دلیل است که صاحبنظران حاضر نیستند پیروزی را به نام ترامپ و نتانیاهو ثبت کنند. در ۱۱ آوریل، تام فریدمن، ستوننویس نیویورک تایمز، در شبکه سیانان حقیقت ماجرا را فاش کرد. او اعتراف کرد:
@Bardiafrh
📖 مطالعهی ترجمه در «مشاهده فوری»
➖➖➖
🌾@Naqdagin
مؤسسه هادسون
✍🏻 نویسنده: مایکل دوران
✏️ ترجمه: #بردیا_فرهمند
🔸بخشی از تداوم این غافلگیریها به این دلیل است که صاحبنظران حاضر نیستند پیروزی را به نام ترامپ و نتانیاهو ثبت کنند. در ۱۱ آوریل، تام فریدمن، ستوننویس نیویورک تایمز، در شبکه سیانان حقیقت ماجرا را فاش کرد. او اعتراف کرد:
در حالی که مایل به شکست نظامی رژیم ایران است—«زیرا این رژیم برای مردمش و منطقه رژیم وحشتناکی است»—اما مشکل واقعی او چیز دیگری است: «واقعاً نمیخواهم شاهد تقویت سیاسی بیبی نتانیاهو یا دونالد ترامپ در اثر این جنگ باشم، زیرا آنها دو انسان وحشتناک هستند. هر دو در کشورهای خود درگیر پروژههای ضد دموکراتیک هستند. هر دو متهم به فساد مالی هستند. آنها افراد بسیار بسیار بدی هستند که کارهای وحشتناکی علیه جایگاه آمریکا و اسرائیل در جهان انجام میدهند.»
@Bardiafrh
📖 مطالعهی ترجمه در «مشاهده فوری»
.
#بینالملل #سیاست
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegraph
Seven Myths About the Iran War
هفت باور نادرست درباره جنگ ایران | مؤسسه هادسون نویسنده: مایکل دوران | ترجمه: بردیا فرهمند اقدامات دونالد ترامپ در خاورمیانه همواره باعث شگفتی نهادهای سیاست خارجی و نخبگان رسانهای میشود. به گفته مفسران هر دو طیف چپ و راست، دلیل این امر آن است که ترامپ یک…