ریشههای غربستیزی ۱
@Naqdagin
🎧ریشههای غربستیزی ج.ا (۱) (+)
🎙#بردیا_فرهمند
🔸در این برنامه به بررسی ریشههای غربستیزی جمهوری اسلامی از نگاه مقالهای در Foreign Affairs میپردازیم، و از سید قطب تا سید ابوالأعلی مودودی تا احمد فردید صحبت خواهیم کرد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @bardiafrh
🎙#بردیا_فرهمند
🔸در این برنامه به بررسی ریشههای غربستیزی جمهوری اسلامی از نگاه مقالهای در Foreign Affairs میپردازیم، و از سید قطب تا سید ابوالأعلی مودودی تا احمد فردید صحبت خواهیم کرد.
🗄 پست مرتبط
📺 روانکاوی «غربستیزی سنتگرایان»
📻سید قطب که بود؟ چه تأثیری بر شخصیت و تفکر علی خامنهای گذاشت؟
📕روشنفکران قفسساز: غربستیزان غربزده؛ روشنفکری هبوطکرده از مشروطه
📕گفتگو دربارۀ کتاب «بازخوانی مفهوم امت» (با حسین علیزاده کاردار پیشین سفارت ایران در فنلاند)؛ سید قطب و نواب صفوی دو پدر معنوی علی خامنهای
📕در غرب، بشری وجود ندارد. ما اَنیشتن رو هم حشرهای بیش نمیدانیم
📕زوال جهان اسلام؛ یک پیشبینی
📕غربستیزی و غربگدایی، دو رویِ یک سکه
📕«غربستیزی» در کانالِ «یهودستیزی» جمهوری اسلامی و ایرانیان
.
#نقد_روشنفکران #حکومت_اسلامی #غربستیزی#اخوان_المسلمین #سیدقطب #خامنهای #بنیادگرایی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @bardiafrh
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 ریشههای غربستیزی ج.ا (۲) (+)
🎙#بردیا_فرهمند
🔸در این برنامه به بررسی ریشههای غربستیزی جمهوری اسلامی از نگاه مقالهای در Foreign Affairs میپردازیم، و از روشنفکران مشروطه تا جلال آل احمد و سید حسین نصر و علی شریعتی صحبت خواهیم کرد.
🔗 فایل صوتی کمحجم برنامه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @bardiafrh
🎙#بردیا_فرهمند
🔸در این برنامه به بررسی ریشههای غربستیزی جمهوری اسلامی از نگاه مقالهای در Foreign Affairs میپردازیم، و از روشنفکران مشروطه تا جلال آل احمد و سید حسین نصر و علی شریعتی صحبت خواهیم کرد.
🔗 فایل صوتی کمحجم برنامه
📺 ریشههای غربستیزی ج.ا (۱)
📕روشنفکران قفسساز: غربستیزان غربزده؛ روشنفکری هبوطکرده از مشروطه
📕گفتگو دربارۀ کتاب «بازخوانی مفهوم امت» (با حسین علیزاده کاردار پیشین سفارت ایران در فنلاند)؛ سید قطب و نواب صفوی دو پدر معنوی علی خامنهای
📕در غرب، بشری وجود ندارد. ما اَنیشتن رو هم حشرهای بیش نمیدانیم
📕زوال جهان اسلام؛ یک پیشبینی
📕غربستیزی و غربگدایی، دو رویِ یک سکه
📕«غربستیزی» در کانالِ «یهودستیزی» جمهوری اسلامی و ایرانیان
📺 روانکاوی «غربستیزی سنتگرایان»
📻سید قطب که بود؟ چه تأثیری بر شخصیت و تفکر علی خامنهای گذاشت؟
📻 پنجاهوهفتیها کیستند؟
.
#نقد_روشنفکران #حکومت_اسلامی #غربستیزی#اخوان_المسلمین #سیدقطب #خامنهای #بنیادگرایی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @bardiafrh
ریشههای غربستیزی ۲
@Naqdagin
🎧ریشههای غربستیزی ج.ا (۲) (+)
🎙#بردیا_فرهمند
🔸در این برنامه به بررسی ریشههای غربستیزی جمهوری اسلامی از نگاه مقالهای در Foreign Affairs میپردازیم، و از روشنفکران مشروطه تا جلال آل احمد و سید حسین نصر و علی شریعتی صحبت خواهیم کرد.
🔗 فایل تصویری برنامه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @bardiafrh
🎙#بردیا_فرهمند
🔸در این برنامه به بررسی ریشههای غربستیزی جمهوری اسلامی از نگاه مقالهای در Foreign Affairs میپردازیم، و از روشنفکران مشروطه تا جلال آل احمد و سید حسین نصر و علی شریعتی صحبت خواهیم کرد.
🔗 فایل تصویری برنامه
📺 ریشههای غربستیزی ج.ا (۱)
📕روشنفکران قفسساز: غربستیزان غربزده؛ روشنفکری هبوطکرده از مشروطه
📕گفتگو دربارۀ کتاب «بازخوانی مفهوم امت» (با حسین علیزاده کاردار پیشین سفارت ایران در فنلاند)؛ سید قطب و نواب صفوی دو پدر معنوی علی خامنهای
📕در غرب، بشری وجود ندارد. ما اَنیشتن رو هم حشرهای بیش نمیدانیم
📕زوال جهان اسلام؛ یک پیشبینی
📕غربستیزی و غربگدایی، دو رویِ یک سکه
📕«غربستیزی» در کانالِ «یهودستیزی» جمهوری اسلامی و ایرانیان
📺 روانکاوی «غربستیزی سنتگرایان»
📻سید قطب که بود؟ چه تأثیری بر شخصیت و تفکر علی خامنهای گذاشت؟
📻 پنجاهوهفتیها کیستند؟
.
#نقد_روشنفکران #حکومت_اسلامی #غربستیزی#اخوان_المسلمین #سیدقطب #خامنهای #بنیادگرایی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @bardiafrh
Telegram
نقدآگین
📺 بنبست گفتمانی اصلاحطلبان؟
🎙#بردیا_فرهمند
🔻این ویدیو به تحلیل و نقد مواضع اخیر فعالان سیاسی اصلاحطلب در ایران، از جمله میرحسین موسوی، نرگس محمدی و مصطفی تاجزاده در واکنش به رویدادهای اخیر منطقه میپردازد.
🔶 خلاصه نکات کلیدی:
▪️بیانیه میرحسین موسوی: موسوی در بیانیه خود حمله را محکوم کرده و آن را نتیجه سیاستهای جمهوری اسلامی دانسته است. او خواستار برگزاری رفراندوم و اصلاحات ساختاری شده است. گویندگان معتقدند که راهکارهای او در مواجهه با تهدیدهای کنونی ناکافی بوده و به مسائل اصلی سیاست خارجی مانند توقف تخاصم با اسرائیل نمیپردازد.
▪️مواضع نرگس محمدی: نرگس محمدی نیز حمله را محکوم و به سیاستهای جنگطلبانه جمهوری اسلامی اشاره کرده است. او خواستار توقف غنیسازی اورانیوم شده، اما گویندگان این راهحل را نیز «عقبمانده» میدانند و معتقدند که مسئله اصلی، کنار گذاشتن سیاست دشمنی با اسرائیل است که او به آن نمیپردازد.
▪️مواضع مصطفی تاجزاده: تاجزاده حمله را محکوم کرده و بر گذار مسالمتآمیز به دموکراسی و تغییرات ساختاری تأکید کرده است. گویندگان با اشاره به سوابق او، معتقدند که تاجزاده نیز مانند دیگر اصلاحطلبان، راهحل عملی برای مشکلات فعلی ارائه نمیکند.
▪️نقد کلی به اصلاحطلبان: در مجموع، گویندگان بر این باورند که اصلاحطلبان دچار «بنبست گفتمانی» شدهاند و نمیتوانند راهحلهای واقعی برای خروج از بحران ارائه دهند. این بنبست ناشی از ایدئولوژی آنها است که با نظم جهانی به رهبری آمریکا ناسازگار است. به عقیده گویندگان، تنها راه حل مشکلات ایران، پذیرش نظم موجود جهانی و کنار گذاشتن دشمنی با آن است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @bardiafrh
🎙#بردیا_فرهمند
🔻این ویدیو به تحلیل و نقد مواضع اخیر فعالان سیاسی اصلاحطلب در ایران، از جمله میرحسین موسوی، نرگس محمدی و مصطفی تاجزاده در واکنش به رویدادهای اخیر منطقه میپردازد.
🔶 خلاصه نکات کلیدی:
▪️بیانیه میرحسین موسوی: موسوی در بیانیه خود حمله را محکوم کرده و آن را نتیجه سیاستهای جمهوری اسلامی دانسته است. او خواستار برگزاری رفراندوم و اصلاحات ساختاری شده است. گویندگان معتقدند که راهکارهای او در مواجهه با تهدیدهای کنونی ناکافی بوده و به مسائل اصلی سیاست خارجی مانند توقف تخاصم با اسرائیل نمیپردازد.
▪️مواضع نرگس محمدی: نرگس محمدی نیز حمله را محکوم و به سیاستهای جنگطلبانه جمهوری اسلامی اشاره کرده است. او خواستار توقف غنیسازی اورانیوم شده، اما گویندگان این راهحل را نیز «عقبمانده» میدانند و معتقدند که مسئله اصلی، کنار گذاشتن سیاست دشمنی با اسرائیل است که او به آن نمیپردازد.
▪️مواضع مصطفی تاجزاده: تاجزاده حمله را محکوم کرده و بر گذار مسالمتآمیز به دموکراسی و تغییرات ساختاری تأکید کرده است. گویندگان با اشاره به سوابق او، معتقدند که تاجزاده نیز مانند دیگر اصلاحطلبان، راهحل عملی برای مشکلات فعلی ارائه نمیکند.
▪️نقد کلی به اصلاحطلبان: در مجموع، گویندگان بر این باورند که اصلاحطلبان دچار «بنبست گفتمانی» شدهاند و نمیتوانند راهحلهای واقعی برای خروج از بحران ارائه دهند. این بنبست ناشی از ایدئولوژی آنها است که با نظم جهانی به رهبری آمریکا ناسازگار است. به عقیده گویندگان، تنها راه حل مشکلات ایران، پذیرش نظم موجود جهانی و کنار گذاشتن دشمنی با آن است.
🔻اصلاحطلبان
📺 آیندۀ ایران: نقد اصلاحطلبان
👔 اگر کراوات آزاد بود!
📕از بمب شیمیایی تا بیانیههای شاعرانه: معمارانِ توهم آزادی!
📕چرخشگفتمانیِ نسلهای نوی ایران
🔻غربستیزی
📺 ریشههای غربستیزی ج.ا (۱)، (۲)
📕خصومت با غرب و آمریکا به چه قیمتی؟
📕گورکنان ایران یا چپِ همیشه طلبکار! بانیانِ "فلسطینیزه شدن" سیاست
📕غربزدگی: مفهومی برای دفن لیبرالیسم؟
📕ستیز با جهان مدرن
📕روشنفکران قفسساز
📕در غرب، بشری وجود ندارد. ما اَنیشتن رو هم حشرهای بیش نمیدانیم
📕زوال جهان اسلام؛ یک پیشبینی
📕غربستیزی و غربگدایی، دو رویِ یک سکه
📕«غربستیزی» در کانالِ «یهودستیزی» جمهوری اسلامی و ایرانیان
📕مذاکره و عادیسازی: پیامدها و قواعد سیاسی آن
📺 دربارۀ «جلال آل احمد» (۱)
📺 عللِ افولِ سنتگرایان
📺 «غربستیزی سنتگرایان»
📺 روانکاوی «غربستیزی سنتگرایان»
📻سید قطب که بود؟ چه تأثیری بر شخصیت و تفکر علی خامنهای گذاشت؟
📕تحلیل اظهارات ترامپ از انگیزۀ حمله به ایران
📉 هزینهای که میتوانست قدرتساز باشد
📕در کاربست عقل و علم در سیاست
📕صحتسنجیِ ادعایِ جنگاوران دربارۀ نیروی هوایی (نیابتیها یا نیروی هوایی؟)
🔨 وقتی «چکش» خدا میشود
📕چپ و اسلامگرایی: اتحاد اضداد بر محور نفرت
.
#سیاست#حکومت_اسلامی #استمرارطالبان #اصلاحات
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @bardiafrh
📘تاریخچۀ غربستیزی در اصطلاحِ خودساختۀ «تهاجم فرهنگی»
✍🏻 #محبوبه_زمانیان
🍂 اگر بخواهیم ریشهی اصطلاح "تهاجم فرهنگی" را بکاویم، باید به تاریخچهی فکری ایدئولوگهایی همچون گرامشی و مارکوزه بپردازیم که در ادامهی سنت مارکسیسم سیاسی و فرهنگی، معتقد بودند:
🍂 پس از آن نیز، در ایران این سنت فکری توسط جلال آل احمد و در کتاب غربزدگی وارد گفتمان علومانسانی شد و همچنین از طرف دیگر، آراء ادوارد سعید نیز به یکی از موضوعات روز اندیشه در ایران تبدیل شد.
🍂 با شدت پراکندگی این اندیشه در سطوح مختلف فرهنگی، ادبی و هنری در ایران در دههی هفتاد، گفتمان امپرياليسمستیزی و ضدِ لیبرالیسم، بحث بر سر تهدید فرهنگ اسلامی بالا گرفت و به همین مناسبت، هر فرهنگی که از سمت غرب به ایران منتقل میشد، به تهدیدی علیه جهان فرهنگی اسلام معنا میشد.
🍂 این احساس که غرب در حال اغفال فرهنگ ایرانیان مسلمان است، نه تنها ریشه در ایران پس از پنجاه و هفت دارد، بلکه رد آن را در تاریخ کهن ایران توسط هجوم مسلمانان به ایران میتوان یافت.
🍂 ایرانیانی که در حملهی مغول و اسلام به ایران بارها تهدید علیه فرهنگ باستانی خود را تجربه کرده بودند، کتاب غربزدگی آل احمد آنچنان هم برایشان ناآشنا نبود و چه بسا به دلیل عدم تعامل فرهنگی با دیگر فرهنگهای دنیا طی قرنهای متمادی، و عدم هرگونه تحرکات فرهنگی درون گروهی این ایده را خوشایند نیز میدانستند.
🍂 ورود اندیشهی چپ به ایران و مصادف شدن آن با خاطرهی جمعی رنجناک حملات بیگانگان در تاریخ ایران سبب شد تا بستر برای ترس و هراس بیشتر از تهدید فرهنگی آماده شود و در نتیجه، اصطلاح خودساختهی تهاجم فرهنگی را به شکل بومی و مناسب تجربهی جمعی و اندیشهی اجتماعی خود بسازند و آن را وارد دستگاه نظری خود کنند.
🍂 اصطلاحی که نه تنها صرفا در ایران استفاده شد، بلکه حتا هیچ پشتوانهی علمی هم ندارد. اما همین زنجیرهی فکری در اینجا به پایان نرسیده است و امروزه نیز به اشکال مختلف در حال بازتولید است.
🍂 از نتایج چنین اندیشهای ساختِ اصطلاحاتی همچون «شبیخون فرهنگی» و گزینهی «آتش به اختیار» است که حتا در زبان ملیگرایی نسل جوان نیز بازتاب پیدا کرده است. نسلی که نگرانی او برای از دست رفتن و فراموشی فرهنگ تاریخی ایران اگرچه ستودنی است، اما منجر شده تا نیروی بازدارندهای در برابر تعامل فرهنگی ایرانیان با دیگر ملل دنیا شود. نگرانیهای نه چندان معقول که گاهی به وسواس فکری نزدیک شده است و سعی میکند با همان وسواس به مهندسی فرهنگی دست ببرد. نمونههای آن را میتوانیم در شیوهی زندگی ایرانیان مقیم، و در داخل ایران در معماری، هنر، و ادبیات، و حتا در شیوهی سیاست خارجی ببینیم.
🍂 اصطلاح «تهاجم فرهنگی» نه تنها اصطلاحی علمی و تخصصی علومانسانی نیست و صرفا در «دستگاه ایدئولوژیک غربستیزی» نمود پیدا کردهاست، بلکه در فرهنگ عمومی به شکل و فرم جدید نگرانی برای از دست رفتن فرهنگ ایرانی آنچنان نهادینه شده است که بعید به نظر میرسد راه تنفسی برای فرهنگ در آیندهی ایران باقی بگذارد.
🍂 این نگرش که توانست چه در دوران قاجار و چه در دوران پهلوی مانع هر تغییر و پیشرفتی شود و افراد بسیاری را با این عنوان، «عامل غرب و ایرانستیز» معرفی کند، امروزه نیز سایهای بر گفتمان اقتصادی انداخته است و به یکی از چالشهای اصلی لیبرالیسم تبدیل شده است.
🍂 در صورتی که تمام نشانهها و بازنمودهای جمعی آن را پیدا نکنیم و فرهنگ را به تعریف اصلی خود بازنگردانیم و آن را از دست مهندسان اجتماعی آن در سطوح مختلف اجتماعی رها نکنیم، نه تنها فرهنگ ایران به بنبست تاریخی خود خواهد رسید، بلکه مسیر پیشرفت در آینده و تعامل آزاد با جهان را نیز دچار مخاطره جدی خواهد کرد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @jaiibarayeman
✍🏻 #محبوبه_زمانیان
🍂 اگر بخواهیم ریشهی اصطلاح "تهاجم فرهنگی" را بکاویم، باید به تاریخچهی فکری ایدئولوگهایی همچون گرامشی و مارکوزه بپردازیم که در ادامهی سنت مارکسیسم سیاسی و فرهنگی، معتقد بودند:
«سلطهی امپریالیسم و سرمایهداری غرب» گفتمان فرهنگی غالبی میسازد که در آن، فرهنگهای مختلف جهانی و منطقهای را از بین میبرد تا زمینه برای جهانی شدن فرهنگ غرب فراهم شود. آنها از نوعی سرکوب فرهنگی خاموش سخن میگفتند که در بازار آزاد و توسط کالاها نوعی از سبک زیستن و تفکر را به جوامع تزریق میکنند که به کمک ابرقدرتهای جهان میآید.
🍂 پس از آن نیز، در ایران این سنت فکری توسط جلال آل احمد و در کتاب غربزدگی وارد گفتمان علومانسانی شد و همچنین از طرف دیگر، آراء ادوارد سعید نیز به یکی از موضوعات روز اندیشه در ایران تبدیل شد.
🍂 با شدت پراکندگی این اندیشه در سطوح مختلف فرهنگی، ادبی و هنری در ایران در دههی هفتاد، گفتمان امپرياليسمستیزی و ضدِ لیبرالیسم، بحث بر سر تهدید فرهنگ اسلامی بالا گرفت و به همین مناسبت، هر فرهنگی که از سمت غرب به ایران منتقل میشد، به تهدیدی علیه جهان فرهنگی اسلام معنا میشد.
🍂 این احساس که غرب در حال اغفال فرهنگ ایرانیان مسلمان است، نه تنها ریشه در ایران پس از پنجاه و هفت دارد، بلکه رد آن را در تاریخ کهن ایران توسط هجوم مسلمانان به ایران میتوان یافت.
🍂 ایرانیانی که در حملهی مغول و اسلام به ایران بارها تهدید علیه فرهنگ باستانی خود را تجربه کرده بودند، کتاب غربزدگی آل احمد آنچنان هم برایشان ناآشنا نبود و چه بسا به دلیل عدم تعامل فرهنگی با دیگر فرهنگهای دنیا طی قرنهای متمادی، و عدم هرگونه تحرکات فرهنگی درون گروهی این ایده را خوشایند نیز میدانستند.
🍂 ورود اندیشهی چپ به ایران و مصادف شدن آن با خاطرهی جمعی رنجناک حملات بیگانگان در تاریخ ایران سبب شد تا بستر برای ترس و هراس بیشتر از تهدید فرهنگی آماده شود و در نتیجه، اصطلاح خودساختهی تهاجم فرهنگی را به شکل بومی و مناسب تجربهی جمعی و اندیشهی اجتماعی خود بسازند و آن را وارد دستگاه نظری خود کنند.
🍂 اصطلاحی که نه تنها صرفا در ایران استفاده شد، بلکه حتا هیچ پشتوانهی علمی هم ندارد. اما همین زنجیرهی فکری در اینجا به پایان نرسیده است و امروزه نیز به اشکال مختلف در حال بازتولید است.
🍂 از نتایج چنین اندیشهای ساختِ اصطلاحاتی همچون «شبیخون فرهنگی» و گزینهی «آتش به اختیار» است که حتا در زبان ملیگرایی نسل جوان نیز بازتاب پیدا کرده است. نسلی که نگرانی او برای از دست رفتن و فراموشی فرهنگ تاریخی ایران اگرچه ستودنی است، اما منجر شده تا نیروی بازدارندهای در برابر تعامل فرهنگی ایرانیان با دیگر ملل دنیا شود. نگرانیهای نه چندان معقول که گاهی به وسواس فکری نزدیک شده است و سعی میکند با همان وسواس به مهندسی فرهنگی دست ببرد. نمونههای آن را میتوانیم در شیوهی زندگی ایرانیان مقیم، و در داخل ایران در معماری، هنر، و ادبیات، و حتا در شیوهی سیاست خارجی ببینیم.
🍂 اصطلاح «تهاجم فرهنگی» نه تنها اصطلاحی علمی و تخصصی علومانسانی نیست و صرفا در «دستگاه ایدئولوژیک غربستیزی» نمود پیدا کردهاست، بلکه در فرهنگ عمومی به شکل و فرم جدید نگرانی برای از دست رفتن فرهنگ ایرانی آنچنان نهادینه شده است که بعید به نظر میرسد راه تنفسی برای فرهنگ در آیندهی ایران باقی بگذارد.
🍂 این نگرش که توانست چه در دوران قاجار و چه در دوران پهلوی مانع هر تغییر و پیشرفتی شود و افراد بسیاری را با این عنوان، «عامل غرب و ایرانستیز» معرفی کند، امروزه نیز سایهای بر گفتمان اقتصادی انداخته است و به یکی از چالشهای اصلی لیبرالیسم تبدیل شده است.
🍂 در صورتی که تمام نشانهها و بازنمودهای جمعی آن را پیدا نکنیم و فرهنگ را به تعریف اصلی خود بازنگردانیم و آن را از دست مهندسان اجتماعی آن در سطوح مختلف اجتماعی رها نکنیم، نه تنها فرهنگ ایران به بنبست تاریخی خود خواهد رسید، بلکه مسیر پیشرفت در آینده و تعامل آزاد با جهان را نیز دچار مخاطره جدی خواهد کرد.
🔻غربستیزی
📕بنبست گفتمانی اصلاحطلبان؟
📕غربزدگی: مفهومی برای دفن لیبرالیسم؟
📺 آیندۀ ایران: نقد اصلاحطلبان
👔 اگر کراوات آزاد بود!
📕چرخشگفتمانیِ نسلهای نوی ایران
📺 ریشههای غربستیزی ج.ا (۱)، (۲)
📕خصومت با غرب و آمریکا به چه قیمتی؟
📕ستیز با جهان مدرن
📕روشنفکران قفسساز
📕در غرب، بشری وجود ندارد. ما اَنیشتن رو هم حشرهای بیش نمیدانیم
📕غربستیزی و غربگدایی، دو رویِ یک سکه
📕«غربستیزی» در کانالِ «یهودستیزی» جمهوری اسلامی و ایرانیان
📺 عللِ افولِ سنتگرایان
📺 «غربستیزی سنتگرایان»
📺 روانکاوی «غربستیزی سنتگرایان»
📻سید قطب که بود؟
.
#سیاست #چپ_ایرانی #نقد_چپ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @jaiibarayeman
Telegram
نقدآگین
📺 بنبست گفتمانی اصلاحطلبان؟
🎙#بردیا_فرهمند
🔻این ویدیو به تحلیل و نقد مواضع اخیر فعالان سیاسی اصلاحطلب در ایران، از جمله میرحسین موسوی، نرگس محمدی و مصطفی تاجزاده در واکنش به رویدادهای اخیر منطقه میپردازد.
🔶 خلاصه نکات کلیدی:
▪️بیانیه میرحسین موسوی:…
🎙#بردیا_فرهمند
🔻این ویدیو به تحلیل و نقد مواضع اخیر فعالان سیاسی اصلاحطلب در ایران، از جمله میرحسین موسوی، نرگس محمدی و مصطفی تاجزاده در واکنش به رویدادهای اخیر منطقه میپردازد.
🔶 خلاصه نکات کلیدی:
▪️بیانیه میرحسین موسوی:…
Telegram
نقدآگین
📓چگونه روشنفکرانِ فرانسوی غرب را ویران کردند؟
— پستمدرنیسم و پیامدهای آن
📖 تعداد صفحاتِ مقاله: ۲۲
✍🏻 #هلن_پلاکرز (یک نویسنده و منتقد فرهنگی بریتانیایی است که بدلیل انتقادهایش از نظریههای انتقادی و عدالت اجتماعی شناخته میشود. او از مروجین اخلاقیات لیبرال است)
🔸امروز، نقد پستمدرنیسم در ایران صرفاً یک دغدغۀ نظری یا آکادمیک نیست؛ بلکه ضرورتی اجتماعی و هویتی است. مهمترین دانشگاه کشور، یعنی دانشگاه ملی (دانشگاه تهران)، در سالهای اخیر به یکی از کانونهای نفوذ گفتمان پستمدرن بدل شده است. گفتمانی که در ظاهر خود را مدافع تکثر و عدالت هویتی معرفی میکند، اما در عمل به تضعیف مفاهیمی چون عقلانیت، علم و هویت ملی انجامیده است.
🔸پستمدرنیسم با تأکید بر نسبیت فرهنگی و انکار حقیقت جهانشمول، در فضای دانشگاهی ایران نقشی دوگانه بازی میکند. از یکسو، به بهانهی نقد «مدرنیتهی غربی»، به تخطئهی ارزشهای روشنگری میپردازد؛ ارزشهایی که درست همانها میتوانند زیربنای توسعهی پایدار، آزادیهای مدنی و پیشرفت علمی در ایران باشند. از سوی دیگر، این جریان در پوشش «مطالعات فرهنگی» یا «مطالعات هویت» به انکار و تضعیف هویت ایرانی دامن میزند. گویی همهی عناصر هویت تاریخی چیزی جز «برساختهای سرکوبگر» نیستند.
🔸اینجاست که اهمیت نقد پستمدرنیسم دوچندان میشود: زیرا این جریان، اگر بدون چالش رها شود، میتواند نسل جوان دانشگاهی را نسبت به بنیادهای هویتی و عقلانی جامعه بیاعتماد کند. نتیجهی این روند، نه تقویت آزادی و عدالت، بلکه سردرگمی فکری و فروپاشی انسجام اجتماعی خواهد بود. جامعهای که دیگر نمیتواند بر سر حقیقتی مشترک یا هویتی ملی توافق کند، محکوم به پراکندگی و ضعف در برابر قدرتهای بیرونی و درونی است.
🔸این مقاله، در چنین زمینهای، اهمیتی ویژه پیدا میکند. از یکسو نشان میدهد که پستمدرنیسم نه راهی بهسوی آزادی، بلکه بازگشتی به قبیلهگرایی، نسبیت افراطی و انکار عقلانیت است. از سوی دیگر، این مقاله تأکید دارد که تنها با دفاع از ارزشهای روشنگری یعنی علم، عقلانیت، آزادی بیان، و جهانشمولی حقوق انسانی میتوان هم از پیشرفت ایران پاسداری کرد و هم از هویت ایرانی در برابر روایتهای انکارگرانهی پستمدرن دفاع نمود.
🔸مقالۀ «چگونه روشنفکران فرانسوی غرب را ویران کردند: پستمدرنیسم و پیامدهای آن» نوشتهی هلن پلاکرُز، به بررسی تأثیرات فکری و اجتماعی پستمدرنیسم بر علوم انسانی، سیاست و فرهنگ غرب میپردازد. نویسنده استدلال میکند که پستمدرنیسم، برخلاف ظاهر آزادیخواهانهاش، تهدیدی علیه لیبرالدموکراسی و حتی مدرنیته است. این جریان با نفی حقیقت عینی، عقلانیت و جهانشمولی ارزشها، راه را برای نسبیتگرایی افراطی و سیاستهای هویتی هموار ساخته است.
🔸پلاکرُز نشان میدهد که اندیشههای فیلسوفانی چون لیوتار، فوکو و دریدا بهتدریج از حوزهی نظری وارد جامعه شدند و اکنون پایۀ گفتمانهای دانشگاهی در رشتههایی چون مطالعات فرهنگی، جنسیت و پسااستعماری را شکل میدهند. لیوتار با تردید نسبت به «فراروایتها»، فوکو با پیوند دادن دانش و قدرت، و دریدا با مفهوم «واسازی»، هر یک بنیانهای عقلانیت مدرن را زیر سؤال بردند. نتیجۀ این رویکرد، انکار انسانیت مشترک و فردیت، و برجستهسازی دائمی شکافهای هویتی میان «فرودستان» و «فرادستان» بود.
🔸این مقاله همچنین نشان میدهد که پستمدرنیسم نهتنها علوم انسانی را به نسبیت اخلاقی و معرفتی کشانده، بلکه به بحران در سیاست معاصر دامن زده است. گفتمانهای چپِ پستمدرن، بجای اتکا بر اصول جهانشمول آزادی و عدالت، بیشتر بر تفاوتها و روایتهای گروهی تکیه میکنند؛ و همین امر به راست افراطی امکان داده است با بهرهگیری از «واقعیتهای بدیل» و تضعیف علم و حقیقت، موقعیت خود را تحکیم کند.
🔸در پایان، نویسنده هشدار میدهد که بحران کنونی دیگر صرفاً تقابل چپ و راست نیست، بلکه نزاعی است میان عقلانیت، لیبرالیسم جهانشمول و روشنگری از یکسو، و نسبیتگرایی، قبیلهگرایی و اقتدارگرایی نوین از سوی دیگر. تنها راهحل، بازسازی و دفاع از ارزشهای روشنگری است تا از آزادی، برابری و عدالت در برابر تهدیدهای هر دو جناح (چپ پستمدرن و راست پساحقیقت) پاسداری شود.
🖊 ترجمه: #بردیا_فرهمند
@bardiafrh
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— پستمدرنیسم و پیامدهای آن
📖 تعداد صفحاتِ مقاله: ۲۲
✍🏻 #هلن_پلاکرز (یک نویسنده و منتقد فرهنگی بریتانیایی است که بدلیل انتقادهایش از نظریههای انتقادی و عدالت اجتماعی شناخته میشود. او از مروجین اخلاقیات لیبرال است)
🔸امروز، نقد پستمدرنیسم در ایران صرفاً یک دغدغۀ نظری یا آکادمیک نیست؛ بلکه ضرورتی اجتماعی و هویتی است. مهمترین دانشگاه کشور، یعنی دانشگاه ملی (دانشگاه تهران)، در سالهای اخیر به یکی از کانونهای نفوذ گفتمان پستمدرن بدل شده است. گفتمانی که در ظاهر خود را مدافع تکثر و عدالت هویتی معرفی میکند، اما در عمل به تضعیف مفاهیمی چون عقلانیت، علم و هویت ملی انجامیده است.
🔸پستمدرنیسم با تأکید بر نسبیت فرهنگی و انکار حقیقت جهانشمول، در فضای دانشگاهی ایران نقشی دوگانه بازی میکند. از یکسو، به بهانهی نقد «مدرنیتهی غربی»، به تخطئهی ارزشهای روشنگری میپردازد؛ ارزشهایی که درست همانها میتوانند زیربنای توسعهی پایدار، آزادیهای مدنی و پیشرفت علمی در ایران باشند. از سوی دیگر، این جریان در پوشش «مطالعات فرهنگی» یا «مطالعات هویت» به انکار و تضعیف هویت ایرانی دامن میزند. گویی همهی عناصر هویت تاریخی چیزی جز «برساختهای سرکوبگر» نیستند.
🔸اینجاست که اهمیت نقد پستمدرنیسم دوچندان میشود: زیرا این جریان، اگر بدون چالش رها شود، میتواند نسل جوان دانشگاهی را نسبت به بنیادهای هویتی و عقلانی جامعه بیاعتماد کند. نتیجهی این روند، نه تقویت آزادی و عدالت، بلکه سردرگمی فکری و فروپاشی انسجام اجتماعی خواهد بود. جامعهای که دیگر نمیتواند بر سر حقیقتی مشترک یا هویتی ملی توافق کند، محکوم به پراکندگی و ضعف در برابر قدرتهای بیرونی و درونی است.
🔸این مقاله، در چنین زمینهای، اهمیتی ویژه پیدا میکند. از یکسو نشان میدهد که پستمدرنیسم نه راهی بهسوی آزادی، بلکه بازگشتی به قبیلهگرایی، نسبیت افراطی و انکار عقلانیت است. از سوی دیگر، این مقاله تأکید دارد که تنها با دفاع از ارزشهای روشنگری یعنی علم، عقلانیت، آزادی بیان، و جهانشمولی حقوق انسانی میتوان هم از پیشرفت ایران پاسداری کرد و هم از هویت ایرانی در برابر روایتهای انکارگرانهی پستمدرن دفاع نمود.
🔸مقالۀ «چگونه روشنفکران فرانسوی غرب را ویران کردند: پستمدرنیسم و پیامدهای آن» نوشتهی هلن پلاکرُز، به بررسی تأثیرات فکری و اجتماعی پستمدرنیسم بر علوم انسانی، سیاست و فرهنگ غرب میپردازد. نویسنده استدلال میکند که پستمدرنیسم، برخلاف ظاهر آزادیخواهانهاش، تهدیدی علیه لیبرالدموکراسی و حتی مدرنیته است. این جریان با نفی حقیقت عینی، عقلانیت و جهانشمولی ارزشها، راه را برای نسبیتگرایی افراطی و سیاستهای هویتی هموار ساخته است.
🔸پلاکرُز نشان میدهد که اندیشههای فیلسوفانی چون لیوتار، فوکو و دریدا بهتدریج از حوزهی نظری وارد جامعه شدند و اکنون پایۀ گفتمانهای دانشگاهی در رشتههایی چون مطالعات فرهنگی، جنسیت و پسااستعماری را شکل میدهند. لیوتار با تردید نسبت به «فراروایتها»، فوکو با پیوند دادن دانش و قدرت، و دریدا با مفهوم «واسازی»، هر یک بنیانهای عقلانیت مدرن را زیر سؤال بردند. نتیجۀ این رویکرد، انکار انسانیت مشترک و فردیت، و برجستهسازی دائمی شکافهای هویتی میان «فرودستان» و «فرادستان» بود.
🔸این مقاله همچنین نشان میدهد که پستمدرنیسم نهتنها علوم انسانی را به نسبیت اخلاقی و معرفتی کشانده، بلکه به بحران در سیاست معاصر دامن زده است. گفتمانهای چپِ پستمدرن، بجای اتکا بر اصول جهانشمول آزادی و عدالت، بیشتر بر تفاوتها و روایتهای گروهی تکیه میکنند؛ و همین امر به راست افراطی امکان داده است با بهرهگیری از «واقعیتهای بدیل» و تضعیف علم و حقیقت، موقعیت خود را تحکیم کند.
🔸در پایان، نویسنده هشدار میدهد که بحران کنونی دیگر صرفاً تقابل چپ و راست نیست، بلکه نزاعی است میان عقلانیت، لیبرالیسم جهانشمول و روشنگری از یکسو، و نسبیتگرایی، قبیلهگرایی و اقتدارگرایی نوین از سوی دیگر. تنها راهحل، بازسازی و دفاع از ارزشهای روشنگری است تا از آزادی، برابری و عدالت در برابر تهدیدهای هر دو جناح (چپ پستمدرن و راست پساحقیقت) پاسداری شود.
🖊 ترجمه: #بردیا_فرهمند
@bardiafrh
.
#نقد_چپ #نقد_روشنفکران #پستمدرنیسم #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘شوروی و «آرمان فلسطین»
(۱/۲)
✍🏻 #بردیا_فرهمند
🍂 در سراسر قرن بیستم، آرمان فلسطین از یک مسئلهٔ سرزمینی و منطقهای و مناقشهای تاریخی به ابزاری تمامعیار در رقابتهای جهانی بدل شد؛ رقابتهایی که ماهیت آنها نهتنها ژئوپلیتیکی بلکه عمیقاً ایدئولوژیک بود. در این میان میان اتحاد جماهیر شوروی بیش از دیگران نقشآفرین بود؛ نهفقط در حمایت نظامی یا دیپلماتیک، بلکه در بازمهندسی تمامعیار گفتمان فلسطین. شوروی با تکیه بر ادبیات ضدامپریالیستی، ضدصهیونیستی و عدالتطلبانهای که در ریشههای مارکسیسم بینالمللی جای داشت مسئلهٔ فلسطین را به سنگری در برابر سرمایهداری جهانی بدل کرد.
🍂 آنچه زمانی نزاعی تاریخی بود، بهمرور به روایت مسلط چپ جهانی از مقاومت خلقی علیه نظم امپریالیستی غرب بدل شد. اما این بازسازی صرفاً به روایت محدود نشد. بهتدریج، گفتمان شوروی به شبکهای عملیاتی از آموزش، تسلیح، تبلیغات و مهندسی امنیتی منتهی شد که هنوز بازتابهای آن را در خیابانهای پاریس و بیروت، و غزه و لندن میتوان دید. با فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱، بسیاری از تحلیلگران گمان کردند این گفتمان نیز به بایگانی تاریخ خواهد پیوست اما آنچه رخ داد، انتقال میراث بود: از مسکو به تهران.
🍂 در دوران جنگ سرد، مسئلهٔ فلسطین برای کرملین صرفاً یک بحران خاورمیانهای نبود؛ بلکه فرصتی بود استراتژیک برای ضربه به نظم جهانی آمریکامحور و آنچه فوکویاما «پایان تاریخ» نامید. شوروی که خود را وارث انقلاب اکتبر و رهاییبخش خلقهای مستضعف میدانست، با هوشمندی گفتمان فلسطینی را در چارچوب مبارزهٔ جهانی علیه غرب و لیبرالیسم به اسم استعمار، نژادپرستی و نابرابری طبقاتی بازسازی کرد. در این بازسازی، اسرائیل نه یک دولت، بلکه سنگر نظامی سرمایهداری در قلب خاورمیانه معرفی میشد و فلسطینیان نماد «خلق» تحت سلطه. رسانههای دولتی شوروی، نهادهای آموزش سیاسی، دانشگاهها و شبکههای وابسته در جهان عرب، تصویر فلسطینیان را در قامت «انسان انقلابی جهانی» حک کردند؛ انسانی که مقاومتش نه صرفاً دفاع از خاک، بلکه بخشی از نبردی جهانگستر با امپریالیسم بود.
🍂 سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) که در سال ۱۹۶۴ تأسیس شد درظاهر محصول اجماع اعراب بود، اما درواقع، تبدیل به بازوی امنیتی و ایدئولوژیک شوروی در منطقه شد. کرملین از دههٔ ۱۹۷۰ ساف را نمایندهٔ مشروع مردم فلسطین معرفی کرد و با حمایت سیاسی، تسلیحاتی و اطلاعاتی از آن، پروژهای تمامعیار برای مهندسی مقاومت طراحی کرد. گروههایی چون «جبههٔ خلق برای آزادی فلسطین» و «جبههٔ دموکراتیک برای آزادی فلسطین» که وابسته به مارکسیسم ــ لنینیسم بودند، در قلب ساختار ساف جای گرفتند. اعضای این گروهها در اردوگاههای چکسلواکی، بلغارستان، آلمان شرقی، لیبی و سوریه آموزش میدیدند، با متون ایدئولوژیک روسی آشنا میشدند، و بهنوعی تابع ساختارهای امنیتی بلوک شرق تربیت میشدند.
🍂 نقش شوروی به حمایت سیاسی محدود نمیشد. آموزش نظامی چریکی، ارتباطات رمزگذاریشده، طراحی عملیات روانی، و حتی تاکتیکهای ترور هدفمند، بخشی از آموزشهایی بود که بلوک شرق در اختیار فلسطینیها قرار میداد. از کلاشنیکف و RPG گرفته تا سامانههای ضدزره و تجهیزات ارتباطی، یک ساختار عملیاتی ــ پروپاگاندا شکل گرفت که عملاً نقش «دولت در تبعید» را برای فلسطینیان ایفا میکرد. عملیاتهای ربایش هواپیما، بمبگذاری در پایتختهای غربی، و حملات هدفمند به مقامات اسرائیلی، در بسیاری موارد بر اساس مدلسازیهای امنیتی شوروی طراحی و اجرا شدند.
🍂 اما در کنار این مهندسی امنیتی، گفتمان شوروی حامل مفاهیمی بود که لایهای خطرناک و پیچیده داشت. درظاهر، ادبیات رسمی شوروی میان یهودیت بهعنوان دین و صهیونیسم بهعنوان جنبش سیاسی تفاوت قائل میشد. اما در عمل، مرز میان نقد سیاسی و نفرت نژادی بسیار باریک بود. بسیاری از بیانیهها، مقالات و تحلیلهایی که در مطبوعات شوروی و رسانههای بلوک شرق منتشر میشد، حامل همان نفرت تاریخی ضدیهودی بودند که از دوران روسیه تزاری به ارث رسیده بود. این مفاهیم بهویژه در منشور اولیهٔ حماس (۱۹۸۸) به شکلی نگرانکننده بازتولید شد؛ منشوری که نهتنها اسرائیل را غدهای سرطانی مینامید، بلکه نظریههای توطئه دربارهٔ سلطهٔ یهود بر اقتصاد، رسانه، و حتی تاریخ معاصر بشر را در خود گنجانده بود. ریشهٔ این نگاه در ساختارهای فکری مارکسیستی ــ روسی بود که با گفتمان انقلابی اسلامی در دهههای بعد تلفیق شد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻 #بردیا_فرهمند
🍂 در سراسر قرن بیستم، آرمان فلسطین از یک مسئلهٔ سرزمینی و منطقهای و مناقشهای تاریخی به ابزاری تمامعیار در رقابتهای جهانی بدل شد؛ رقابتهایی که ماهیت آنها نهتنها ژئوپلیتیکی بلکه عمیقاً ایدئولوژیک بود. در این میان میان اتحاد جماهیر شوروی بیش از دیگران نقشآفرین بود؛ نهفقط در حمایت نظامی یا دیپلماتیک، بلکه در بازمهندسی تمامعیار گفتمان فلسطین. شوروی با تکیه بر ادبیات ضدامپریالیستی، ضدصهیونیستی و عدالتطلبانهای که در ریشههای مارکسیسم بینالمللی جای داشت مسئلهٔ فلسطین را به سنگری در برابر سرمایهداری جهانی بدل کرد.
🍂 آنچه زمانی نزاعی تاریخی بود، بهمرور به روایت مسلط چپ جهانی از مقاومت خلقی علیه نظم امپریالیستی غرب بدل شد. اما این بازسازی صرفاً به روایت محدود نشد. بهتدریج، گفتمان شوروی به شبکهای عملیاتی از آموزش، تسلیح، تبلیغات و مهندسی امنیتی منتهی شد که هنوز بازتابهای آن را در خیابانهای پاریس و بیروت، و غزه و لندن میتوان دید. با فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱، بسیاری از تحلیلگران گمان کردند این گفتمان نیز به بایگانی تاریخ خواهد پیوست اما آنچه رخ داد، انتقال میراث بود: از مسکو به تهران.
🍂 در دوران جنگ سرد، مسئلهٔ فلسطین برای کرملین صرفاً یک بحران خاورمیانهای نبود؛ بلکه فرصتی بود استراتژیک برای ضربه به نظم جهانی آمریکامحور و آنچه فوکویاما «پایان تاریخ» نامید. شوروی که خود را وارث انقلاب اکتبر و رهاییبخش خلقهای مستضعف میدانست، با هوشمندی گفتمان فلسطینی را در چارچوب مبارزهٔ جهانی علیه غرب و لیبرالیسم به اسم استعمار، نژادپرستی و نابرابری طبقاتی بازسازی کرد. در این بازسازی، اسرائیل نه یک دولت، بلکه سنگر نظامی سرمایهداری در قلب خاورمیانه معرفی میشد و فلسطینیان نماد «خلق» تحت سلطه. رسانههای دولتی شوروی، نهادهای آموزش سیاسی، دانشگاهها و شبکههای وابسته در جهان عرب، تصویر فلسطینیان را در قامت «انسان انقلابی جهانی» حک کردند؛ انسانی که مقاومتش نه صرفاً دفاع از خاک، بلکه بخشی از نبردی جهانگستر با امپریالیسم بود.
🍂 سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) که در سال ۱۹۶۴ تأسیس شد درظاهر محصول اجماع اعراب بود، اما درواقع، تبدیل به بازوی امنیتی و ایدئولوژیک شوروی در منطقه شد. کرملین از دههٔ ۱۹۷۰ ساف را نمایندهٔ مشروع مردم فلسطین معرفی کرد و با حمایت سیاسی، تسلیحاتی و اطلاعاتی از آن، پروژهای تمامعیار برای مهندسی مقاومت طراحی کرد. گروههایی چون «جبههٔ خلق برای آزادی فلسطین» و «جبههٔ دموکراتیک برای آزادی فلسطین» که وابسته به مارکسیسم ــ لنینیسم بودند، در قلب ساختار ساف جای گرفتند. اعضای این گروهها در اردوگاههای چکسلواکی، بلغارستان، آلمان شرقی، لیبی و سوریه آموزش میدیدند، با متون ایدئولوژیک روسی آشنا میشدند، و بهنوعی تابع ساختارهای امنیتی بلوک شرق تربیت میشدند.
🍂 نقش شوروی به حمایت سیاسی محدود نمیشد. آموزش نظامی چریکی، ارتباطات رمزگذاریشده، طراحی عملیات روانی، و حتی تاکتیکهای ترور هدفمند، بخشی از آموزشهایی بود که بلوک شرق در اختیار فلسطینیها قرار میداد. از کلاشنیکف و RPG گرفته تا سامانههای ضدزره و تجهیزات ارتباطی، یک ساختار عملیاتی ــ پروپاگاندا شکل گرفت که عملاً نقش «دولت در تبعید» را برای فلسطینیان ایفا میکرد. عملیاتهای ربایش هواپیما، بمبگذاری در پایتختهای غربی، و حملات هدفمند به مقامات اسرائیلی، در بسیاری موارد بر اساس مدلسازیهای امنیتی شوروی طراحی و اجرا شدند.
🍂 اما در کنار این مهندسی امنیتی، گفتمان شوروی حامل مفاهیمی بود که لایهای خطرناک و پیچیده داشت. درظاهر، ادبیات رسمی شوروی میان یهودیت بهعنوان دین و صهیونیسم بهعنوان جنبش سیاسی تفاوت قائل میشد. اما در عمل، مرز میان نقد سیاسی و نفرت نژادی بسیار باریک بود. بسیاری از بیانیهها، مقالات و تحلیلهایی که در مطبوعات شوروی و رسانههای بلوک شرق منتشر میشد، حامل همان نفرت تاریخی ضدیهودی بودند که از دوران روسیه تزاری به ارث رسیده بود. این مفاهیم بهویژه در منشور اولیهٔ حماس (۱۹۸۸) به شکلی نگرانکننده بازتولید شد؛ منشوری که نهتنها اسرائیل را غدهای سرطانی مینامید، بلکه نظریههای توطئه دربارهٔ سلطهٔ یهود بر اقتصاد، رسانه، و حتی تاریخ معاصر بشر را در خود گنجانده بود. ریشهٔ این نگاه در ساختارهای فکری مارکسیستی ــ روسی بود که با گفتمان انقلابی اسلامی در دهههای بعد تلفیق شد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘شوروی و «آرمان فلسطین»
(۲/۲)
✍🏻 #بردیا_فرهمند
🍂 امروزه نیز، گفتمان شورویساخته در فضای عمومی و سیاسی غرب بهوضوح قابل مشاهده است. شعارهایی چون «آپارتاید اسرائیلی»، «استعمار نوین صهیونیستی»، و «سرمایهداری اشغالگر» که در خیابانهای لندن، پاریس، نیویورک و دانشگاههای غربی شنیده میشود، برخاسته از همان واژگان و مفاهیمی است که در دههٔ ۱۹۷۰ در مانیفستهای «جبههٔ خلق» و «بولتنهای حزب کمونیست» شوروی تکرار میشدند. این واژگان، که جایگزین اصطلاحات دینی یا بومی شدهاند، گویای آناند که آرمان فلسطین در ذهن مخاطب غربی، اکنون بیش از هر چیز، ادامهای از «مبارزه با نظم سرمایهداری جهانی» است.
📌 با فروپاشی شوروی، بسیاری انتظار داشتند این گفتمان از میان برود. اما در نقطهای دیگر از جغرافیا، تحولی موازی در حال رخ دادن بود: انقلاب اسلامی ــ مارکسیستی ایران در سال ۱۹۷۹، که با گفتمان «مستضعفین»، «استکبار جهانی» و «اسلام انقلابی» پا به عرصه گذاشت، خود را بهنوعی وارث «نبرد جهانی با امپریالیسم» معرفی کرد. جمهوری اسلامی گفتمان شوروی را بازخوانی کرد و با روایتی «شیعی ــ انقلابی»، از نو آن را بومیسازی نمود. مفاهیم سیاسی و امنیتی شوروی، در قالب «محور مقاومت» و «شبکههای فراملی شیعه»، بازتولید شدند. از حزبالله در لبنان تا حوثیها در یمن، و از حماس تا گروههای مسلح عراقی، ساختاری شکل گرفت که با ابزارهای مالی، رسانهای و نظامی ایران، پروژهای استمرار یافته از شوروی را به دوش کشید.
🔺این بازآفرینی تنها در سطح گفتمان نبود. جمهوری اسلامی ایران، برخلاف شوروی که میان جغرافیای ایدئولوژی و مرزهای سرزمینی فاصله میگذاشت، دکترین مداخلهگرانهتری را در پیش گرفت. آنچه «دفاع پیشدستانه» نام گرفت، در واقع بازتعریفی از همان دکترین مهندسی امنیتی شوروی بود، اما با تمرکز بر منافع منطقهای ایران. در این استراتژی، مرزهای امنیت ملی از خلیج فارس فراتر رفت و در ساحل مدیترانه، بیروت، دمشق، ناصریه و غزه بازتعریف شد. ابزار این دکترین، شبکهای از بازیگران نیابتی، سپاه قدس، رسانههای فراملّی و زیرساختهای لجستیکی تماماً الهامگرفته از الگوی عملیاتی مسکو در دهههای پیشین بود.
🍂 اما با وقوع حملهٔ ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و در پی آن جنگ ۱۲ روزه، تحولی کیفی رخ داد. ایران که طی چهار دهه، منافع ملّی خود را صرف پشتیبانی از آرمان فلسطین و محور مقاومت کرده بود، ناگهان خود در معرض هدفگیری مستقیم قرار گرفت. حمله به مراکز نظامی در اصفهان، حملات اطلاعاتی و سایبری، و همزمان تحمیل هزینههای اقتصادی، تهران را به بازنگری در استراتژی خود واداشت. نتیجه، آنچیزی آن را «دفاع پسینی» یا میتوان نامید: راهبردی انفعالی که در آن ایران نه از طریق مداخله، بلکه با عقبنشینی، پلیسی کردن فضا و ایجاد رعب و وحشت داخلی، تلاش میکند بقای خود را حفظ کند که هستهای شدن و داشتن بمب اتم مستضعفپسند، حالا نه بر اساس شوروی بلکه با الگووارهٔ کرهٔ شمالی دنبال می شود. در این سناریو، ایران بار دیگر با مسئلهای قدیمی روبهرو است: مصرف شدن در پروژهای که هویت آن هرچند بهنام فلسطین، اما بیش از آنکه ملی باشد، ادامهای از مهندسی امنیتی و ایدئولوژیک شوروی است. به عبارت دیگر، جمهوری اسلامی نه در راستای منافع ملی و مردم ایران، بلکه ایران را در راستای منافع خود مصرف میکند.
🍂 آرمان فلسطین در گذر زمان بارها دچار دگرگونی مفهومی شده است؛ اما بازتعریف ایدئولوژیک آن در بستر مارکسیسم شوروی و سپس بازآفرینی آن در قالب گفتمان انقلابی جمهوری اسلامی، دو نقطهٔ عطف سرنوشتساز در تاریخ این مسئله به شمار میروند. آنچه آغازش با پروپاگاندای مسکو شکل گرفت، بهتدریج به شبکهای پیچیده از نهادها، سلاحها، رسانهها، آموزشهای نظامی، و راهبردهای امنیتی بدل شد؛ شبکهای که اکنون نهفقط در غزه یا بیروت، بلکه در قلب شعارهای طرفداران ارمان فلسطین در غرب فریاد زده میشود.
* سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) که در سال ۱۹۶۴ تأسیس شد درظاهر محصول اجماع اعراب بود، اما درواقع، تبدیل به بازوی امنیتی و ایدئولوژیک شوروی در منطقه شد. کرملین از دههٔ ۱۹۷۰ ساف را نمایندهٔ مشروع مردم فلسطین معرفی کرد و با حمایت سیاسی، تسلیحاتی و اطلاعاتی از آن، پروژهای تمامعیار برای مهندسی مقاومت طراحی کرد. گروههایی چون «جبههٔ خلق برای آزادی فلسطین» و «جبههٔ دموکراتیک برای آزادی فلسطین» که وابسته به مارکسیسم ــ لنینیسم بودند، در قلب ساختار ساف جای گرفتند. اعضای این گروهها در اردوگاههای چکسلواکی، بلغارستان، آلمان شرقی، لیبی و سوریه آموزش میدیدند، با متون ایدئولوژیک روسی آشنا میشدند، و بهنوعی تابع ساختارهای امنیتی بلوک شرق تربیت میشدند.
@bardiafrh
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
✍🏻 #بردیا_فرهمند
🍂 امروزه نیز، گفتمان شورویساخته در فضای عمومی و سیاسی غرب بهوضوح قابل مشاهده است. شعارهایی چون «آپارتاید اسرائیلی»، «استعمار نوین صهیونیستی»، و «سرمایهداری اشغالگر» که در خیابانهای لندن، پاریس، نیویورک و دانشگاههای غربی شنیده میشود، برخاسته از همان واژگان و مفاهیمی است که در دههٔ ۱۹۷۰ در مانیفستهای «جبههٔ خلق» و «بولتنهای حزب کمونیست» شوروی تکرار میشدند. این واژگان، که جایگزین اصطلاحات دینی یا بومی شدهاند، گویای آناند که آرمان فلسطین در ذهن مخاطب غربی، اکنون بیش از هر چیز، ادامهای از «مبارزه با نظم سرمایهداری جهانی» است.
📌 با فروپاشی شوروی، بسیاری انتظار داشتند این گفتمان از میان برود. اما در نقطهای دیگر از جغرافیا، تحولی موازی در حال رخ دادن بود: انقلاب اسلامی ــ مارکسیستی ایران در سال ۱۹۷۹، که با گفتمان «مستضعفین»، «استکبار جهانی» و «اسلام انقلابی» پا به عرصه گذاشت، خود را بهنوعی وارث «نبرد جهانی با امپریالیسم» معرفی کرد. جمهوری اسلامی گفتمان شوروی را بازخوانی کرد و با روایتی «شیعی ــ انقلابی»، از نو آن را بومیسازی نمود. مفاهیم سیاسی و امنیتی شوروی، در قالب «محور مقاومت» و «شبکههای فراملی شیعه»، بازتولید شدند. از حزبالله در لبنان تا حوثیها در یمن، و از حماس تا گروههای مسلح عراقی، ساختاری شکل گرفت که با ابزارهای مالی، رسانهای و نظامی ایران، پروژهای استمرار یافته از شوروی را به دوش کشید.
🔺این بازآفرینی تنها در سطح گفتمان نبود. جمهوری اسلامی ایران، برخلاف شوروی که میان جغرافیای ایدئولوژی و مرزهای سرزمینی فاصله میگذاشت، دکترین مداخلهگرانهتری را در پیش گرفت. آنچه «دفاع پیشدستانه» نام گرفت، در واقع بازتعریفی از همان دکترین مهندسی امنیتی شوروی بود، اما با تمرکز بر منافع منطقهای ایران. در این استراتژی، مرزهای امنیت ملی از خلیج فارس فراتر رفت و در ساحل مدیترانه، بیروت، دمشق، ناصریه و غزه بازتعریف شد. ابزار این دکترین، شبکهای از بازیگران نیابتی، سپاه قدس، رسانههای فراملّی و زیرساختهای لجستیکی تماماً الهامگرفته از الگوی عملیاتی مسکو در دهههای پیشین بود.
🍂 اما با وقوع حملهٔ ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و در پی آن جنگ ۱۲ روزه، تحولی کیفی رخ داد. ایران که طی چهار دهه، منافع ملّی خود را صرف پشتیبانی از آرمان فلسطین و محور مقاومت کرده بود، ناگهان خود در معرض هدفگیری مستقیم قرار گرفت. حمله به مراکز نظامی در اصفهان، حملات اطلاعاتی و سایبری، و همزمان تحمیل هزینههای اقتصادی، تهران را به بازنگری در استراتژی خود واداشت. نتیجه، آنچیزی آن را «دفاع پسینی» یا میتوان نامید: راهبردی انفعالی که در آن ایران نه از طریق مداخله، بلکه با عقبنشینی، پلیسی کردن فضا و ایجاد رعب و وحشت داخلی، تلاش میکند بقای خود را حفظ کند که هستهای شدن و داشتن بمب اتم مستضعفپسند، حالا نه بر اساس شوروی بلکه با الگووارهٔ کرهٔ شمالی دنبال می شود. در این سناریو، ایران بار دیگر با مسئلهای قدیمی روبهرو است: مصرف شدن در پروژهای که هویت آن هرچند بهنام فلسطین، اما بیش از آنکه ملی باشد، ادامهای از مهندسی امنیتی و ایدئولوژیک شوروی است. به عبارت دیگر، جمهوری اسلامی نه در راستای منافع ملی و مردم ایران، بلکه ایران را در راستای منافع خود مصرف میکند.
🍂 آرمان فلسطین در گذر زمان بارها دچار دگرگونی مفهومی شده است؛ اما بازتعریف ایدئولوژیک آن در بستر مارکسیسم شوروی و سپس بازآفرینی آن در قالب گفتمان انقلابی جمهوری اسلامی، دو نقطهٔ عطف سرنوشتساز در تاریخ این مسئله به شمار میروند. آنچه آغازش با پروپاگاندای مسکو شکل گرفت، بهتدریج به شبکهای پیچیده از نهادها، سلاحها، رسانهها، آموزشهای نظامی، و راهبردهای امنیتی بدل شد؛ شبکهای که اکنون نهفقط در غزه یا بیروت، بلکه در قلب شعارهای طرفداران ارمان فلسطین در غرب فریاد زده میشود.
* سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) که در سال ۱۹۶۴ تأسیس شد درظاهر محصول اجماع اعراب بود، اما درواقع، تبدیل به بازوی امنیتی و ایدئولوژیک شوروی در منطقه شد. کرملین از دههٔ ۱۹۷۰ ساف را نمایندهٔ مشروع مردم فلسطین معرفی کرد و با حمایت سیاسی، تسلیحاتی و اطلاعاتی از آن، پروژهای تمامعیار برای مهندسی مقاومت طراحی کرد. گروههایی چون «جبههٔ خلق برای آزادی فلسطین» و «جبههٔ دموکراتیک برای آزادی فلسطین» که وابسته به مارکسیسم ــ لنینیسم بودند، در قلب ساختار ساف جای گرفتند. اعضای این گروهها در اردوگاههای چکسلواکی، بلغارستان، آلمان شرقی، لیبی و سوریه آموزش میدیدند، با متون ایدئولوژیک روسی آشنا میشدند، و بهنوعی تابع ساختارهای امنیتی بلوک شرق تربیت میشدند.
@bardiafrh
📺 ریشههای غربستیزی ج.ا (۱)، (۲)
📕چرخشگفتمانیِ نسلهای نوی ایران
.
#بینالملل #نقد_چپ #چپ_ایرانی #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘«جنگ تنبیهی اسرائیل علیه فلسطینیان در غزه»
— زبان: انگلیسی
✍🏻 معرفیِ #بردیا_فرهمند
🔻مفهوم جنگ تنبیهی:
عملیاتهای نظامی اسرائیل در غزه بهعنوان جنگ تنبیهی معرفی شدهاند که ریشه در نظریه (JWT) در غرب دارد.
این اقدامات شباهتهایی به شیوههای استعماری دارد که در آن خشونت نه فقط برای دفاع، بلکه برای بازدارندگی و تنبیه استفاده میشد.
🔻توجیهات اخلاقی و قانونی:
مقاله به انتقاد از توجیهات اخلاقی و قانونی ارائه شده توسط اسرائیل میپردازد و استدلال میکند که این توجیهات بیشتر به دنبال تحمیل امنیت دائمی هستند تا دفاع فوری. ادعاهای حفظ خود برای توجیه اقدامات تهاجمی در غزه به کار رفتهاند، از جمله روایتهایی درباره جلوگیری از «هولوکاست دوم».
🔻مجازات جمعی و استفاده نامتناسب از زور:
نگرانیهایی درباره استفاده از مجازات جمعی وجود دارد که در آن غیرنظامیان تحت تأثیر اقدامات نظامی علیه مبارزان قرار میگیرند. استفاده نامتناسب از زور، از جمله هدف قرار دادن زیرساختهای غیرنظامی، سوالاتی درباره ارتکاب جنایات جنگی را مطرح میکند.
🔻نقضهای حقوق بینالملل:
اقدامات اسرائیل به دلیل احتمال نقض قوانین بینالمللی بشردوستانه، به ویژه در زمینه حفاظت از غیرنظامیان، مورد انتقاد قرار گرفته است. این عملیاتها بهعنوان ضروری برای امنیت معرفی میشوند اما همچنین به دلیل فراتر رفتن از مرزهای جنگ قانونی نیز مورد نقد هستند.
🔻بحث جهانی درباره نسلکشی:
تاکتیکها و مقیاس خشونت به بحث جهانی در مورد اینکه آیا اقدامات اسرائیل میتواند بهعنوان نسلکشی تلقی شود، دامن میزند. تلفات بالای غیرنظامیان و تخریب زیرساختهای غزه در مرکز این بحثها قرار دارد.
🔻شباهتهای تاریخی و استعماری:
مقاله شباهتهایی بین شیوههای فعلی اسرائیل و جنگهای تنبیهی استعماری قبلی ترسیم میکند و تأکید میکند که از زور برای حفظ کنترل استفاده میشود.
🔻کنترل روایت و ادعاهای امنیتی:
توجیهات اسرائیل بر ادعاهای اطمینان از امنیت ملی و جلوگیری از تهدیدات وجودی تمرکز دارد، اما این ادعاها در سطح جهانی به چالش کشیده شدهاند، چرا که آنها بهعنوان راههایی برای تداوم یک نوع درگیری طولانیمدت دیده میشوند.
@bardiafrh
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— زبان: انگلیسی
✍🏻 معرفیِ #بردیا_فرهمند
🔻مفهوم جنگ تنبیهی:
عملیاتهای نظامی اسرائیل در غزه بهعنوان جنگ تنبیهی معرفی شدهاند که ریشه در نظریه (JWT) در غرب دارد.
این اقدامات شباهتهایی به شیوههای استعماری دارد که در آن خشونت نه فقط برای دفاع، بلکه برای بازدارندگی و تنبیه استفاده میشد.
🔻توجیهات اخلاقی و قانونی:
مقاله به انتقاد از توجیهات اخلاقی و قانونی ارائه شده توسط اسرائیل میپردازد و استدلال میکند که این توجیهات بیشتر به دنبال تحمیل امنیت دائمی هستند تا دفاع فوری. ادعاهای حفظ خود برای توجیه اقدامات تهاجمی در غزه به کار رفتهاند، از جمله روایتهایی درباره جلوگیری از «هولوکاست دوم».
🔻مجازات جمعی و استفاده نامتناسب از زور:
نگرانیهایی درباره استفاده از مجازات جمعی وجود دارد که در آن غیرنظامیان تحت تأثیر اقدامات نظامی علیه مبارزان قرار میگیرند. استفاده نامتناسب از زور، از جمله هدف قرار دادن زیرساختهای غیرنظامی، سوالاتی درباره ارتکاب جنایات جنگی را مطرح میکند.
🔻نقضهای حقوق بینالملل:
اقدامات اسرائیل به دلیل احتمال نقض قوانین بینالمللی بشردوستانه، به ویژه در زمینه حفاظت از غیرنظامیان، مورد انتقاد قرار گرفته است. این عملیاتها بهعنوان ضروری برای امنیت معرفی میشوند اما همچنین به دلیل فراتر رفتن از مرزهای جنگ قانونی نیز مورد نقد هستند.
🔻بحث جهانی درباره نسلکشی:
تاکتیکها و مقیاس خشونت به بحث جهانی در مورد اینکه آیا اقدامات اسرائیل میتواند بهعنوان نسلکشی تلقی شود، دامن میزند. تلفات بالای غیرنظامیان و تخریب زیرساختهای غزه در مرکز این بحثها قرار دارد.
🔻شباهتهای تاریخی و استعماری:
مقاله شباهتهایی بین شیوههای فعلی اسرائیل و جنگهای تنبیهی استعماری قبلی ترسیم میکند و تأکید میکند که از زور برای حفظ کنترل استفاده میشود.
🔻کنترل روایت و ادعاهای امنیتی:
توجیهات اسرائیل بر ادعاهای اطمینان از امنیت ملی و جلوگیری از تهدیدات وجودی تمرکز دارد، اما این ادعاها در سطح جهانی به چالش کشیده شدهاند، چرا که آنها بهعنوان راههایی برای تداوم یک نوع درگیری طولانیمدت دیده میشوند.
@bardiafrh
📺 «دوئلِ روز»
📕شوروی و «آرمان فلسطین»
📕چرخشگفتمانیِ نسلهای نوی ایران
📺 ریشههای غربستیزی ج.ا (۱)، (۲)
.
#سیاست #خاورمیانه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📓«اساساً نسلکشی»
— زبان: انگلیسی
✍🏻 معرفیِ #بردیا_فرهمند
🔸مقاله به بررسی و تحلیل درگیریهای اخیر بین اسرائیل و حماس میپردازد و آن را از منظر نسلکشی و جنگهای استعماری تحلیل میکند. نویسنده معتقد است که اقدامات اسرائیل در غزه و واکنشهای جهانی نسبت به آن، باعث اختلافات شدیدی در زمینه مطالعات نسلکشی و هولوکاست شده است.
🔸نویسنده به دو بیانیه از سوی محققان اشاره میکند؛ گروه اول حملات حماس را محکوم کرده و آن را شبیه به کشتارهای نسلکشی میدانند که منجر به ایجاد وضعیت انسانی بحرانی در غزه شده است. گروه دوم که بیشتر به جنایات اسرائیل توجه دارند، هشدار دادهاند که این اقدامات اسرائیل، تهدیدی جدی برای نسلکشی محسوب میشود.
🔸در این مقاله، اسرائیل به استفاده از «خشونت نامتناسب» در بمباران غزه متهم شده و اقداماتش بهعنوان تلاش برای ایجاد امنیت دائمی از طریق نابودی زیرساختهای غیرنظامی و جابجایی جمعیت تحلیل شده است. نویسنده معتقد است که حملات هوایی اسرائیل بهگونهای طراحی شده که نه تنها نیروهای حماس، بلکه جامعه غزه را به عنوان یک کل هدف قرار داده است.
🔸مقاله همچنین به این موضوع اشاره میکند که درک اسرائیل از امنیت دائمی و تلاشهایش برای مقابله با حماس باعث ایجاد فضایی شده که از نظر برخی محققان، نمونهای از نسلکشی مدرن است. این استدلال تقویت میشود که جنگ و نسلکشی بهصورت «پدیدههای ترکیبی» رخ میدهند که در آنها خشونت علیه غیرنظامیان بخشی از استراتژیهای نظامی است.
🔺در نهایت، نویسنده نتیجه میگیرد که مفهوم نسلکشی هنوز نقش مهمی در درک جنایات گسترده دارد، اما باید از چارچوبهای حقوقی فراتر رفت و از دیدگاههای تاریخی و جامعهشناختی برای تحلیل بهتر استفاده کرد.
@bardiafrh
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— زبان: انگلیسی
✍🏻 معرفیِ #بردیا_فرهمند
🔸مقاله به بررسی و تحلیل درگیریهای اخیر بین اسرائیل و حماس میپردازد و آن را از منظر نسلکشی و جنگهای استعماری تحلیل میکند. نویسنده معتقد است که اقدامات اسرائیل در غزه و واکنشهای جهانی نسبت به آن، باعث اختلافات شدیدی در زمینه مطالعات نسلکشی و هولوکاست شده است.
🔸نویسنده به دو بیانیه از سوی محققان اشاره میکند؛ گروه اول حملات حماس را محکوم کرده و آن را شبیه به کشتارهای نسلکشی میدانند که منجر به ایجاد وضعیت انسانی بحرانی در غزه شده است. گروه دوم که بیشتر به جنایات اسرائیل توجه دارند، هشدار دادهاند که این اقدامات اسرائیل، تهدیدی جدی برای نسلکشی محسوب میشود.
🔸در این مقاله، اسرائیل به استفاده از «خشونت نامتناسب» در بمباران غزه متهم شده و اقداماتش بهعنوان تلاش برای ایجاد امنیت دائمی از طریق نابودی زیرساختهای غیرنظامی و جابجایی جمعیت تحلیل شده است. نویسنده معتقد است که حملات هوایی اسرائیل بهگونهای طراحی شده که نه تنها نیروهای حماس، بلکه جامعه غزه را به عنوان یک کل هدف قرار داده است.
🔸مقاله همچنین به این موضوع اشاره میکند که درک اسرائیل از امنیت دائمی و تلاشهایش برای مقابله با حماس باعث ایجاد فضایی شده که از نظر برخی محققان، نمونهای از نسلکشی مدرن است. این استدلال تقویت میشود که جنگ و نسلکشی بهصورت «پدیدههای ترکیبی» رخ میدهند که در آنها خشونت علیه غیرنظامیان بخشی از استراتژیهای نظامی است.
🔺در نهایت، نویسنده نتیجه میگیرد که مفهوم نسلکشی هنوز نقش مهمی در درک جنایات گسترده دارد، اما باید از چارچوبهای حقوقی فراتر رفت و از دیدگاههای تاریخی و جامعهشناختی برای تحلیل بهتر استفاده کرد.
@bardiafrh
📓«جنگ تنبیهی اسرائیل علیه فلسطینیان در غزه»
📺 «دوئلِ روز»
📕شوروی و «آرمان فلسطین»
📕چرخشگفتمانیِ نسلهای نوی ایران
📺 ریشههای غربستیزی ج.ا (۱)، (۲)
.
#سیاست #خاورمیانه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎧 نسلکشی؟ نه! جنگِ تنبیهی و جنایاتِ جنگی؟ آری!
— در ضرورتِ نقدِ همزمانِ پروپاگاندایِ «محور مقاومتیها» و «پرو-اسرائیلیها»
🎙#بردیا_فرهمند
@bardiafrh
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— در ضرورتِ نقدِ همزمانِ پروپاگاندایِ «محور مقاومتیها» و «پرو-اسرائیلیها»
🎙#بردیا_فرهمند
@bardiafrh
📓«اساساً نسلکشی»
📓«جنگ تنبیهی اسرائیل علیه فلسطینیان در غزه»
📺 «دوئلِ روز»
📓من پژوهشگر جنگم، در غزه نسلکشی وجود ندارد
📕شوروی و «آرمان فلسطین»
📕چرخشگفتمانیِ نسلهای نوی ایران
📺 ریشههای غربستیزی ج.ا (۱)، (۲)
.
#سیاست #خاورمیانه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🔻توئیت #احمد_الخالدی (فعال سیاسی فلسطینی و مخالف حماس):
یکی از قدیمیترین توجیهات حماس برای جنگ بیپایان، توجیهی مذهبی است:
آنها میگویند تمام فلسطین «وقف» است – یعنی امانتی مقدس و اسلامی که به خدا تعلق دارد و هیچگاه نمیتوان آن را واگذار یا تقسیم کرد.
برای گوش غربی، این حرف ممکن است شاعرانه یا نمادین به نظر برسد.
اما اینطور نیست.
در فقه اسلامی، «وقف» یک دارایی ابدی است – زمینی که هرگز نمیتوان آن را فروخت، تقسیم کرد یا دربارهاش مذاکره نمود.
بنابراین وقتی حماس میگوید تمام فلسطین وقف است، در واقع منظورش این است که:
۱. صلح غیرقانونی است
۲. مصالحه گناه است
۳. همزیستی ممنوع است
این ایده از هیچجا نیامده است.
مستقیماً در منشور تأسیس حماس در سال ۱۹۸۸ نوشته شده است:
این سیاست نیست؛ این یک وتوی مذهبی علیه خودِ صلح است.
در سال ۲۰۱۷، حماس تلاش کرد تا میانهروتر به نظر برسد.
آنها «سند سیاستی» جدیدی منتشر کردند که واژهی «وقف» را حذف کرد، اما هرگز منشور قدیمی را لغو نکردند.
آنها هنوز اسرائیل را به رسمیت نمیشناسند و همچنان از «آزادسازی تمام فلسطین، از رودخانه تا دریا» سخن میگویند.
این تغییر ظاهر است، نه اصلاح واقعی.
و این همان مشکل اصلی است:
وقتی ایدئولوژیات میگوید خدا مصالحه را ممنوع کرده، هیچ آتشبس یا توافق صلحی پایدار نخواهد بود.
دیگر مسئله، عدالت یا آزادی نیست.
این دربارهی استفاده از الهیات برای به دام انداختن مردم در جنگی بیپایان است که تنها به سود صاحبان قدرت است.
زیرا در این منطق، حتی اگر غزه بازسازی شود، حتی اگر مرزها تغییر کنند، حماس همچنان ادعا خواهد کرد که جنگ باید ادامه یابد، چون آسمان چنین میخواهد.
بهعنوان یک فلسطینی، من این را رد میکنم.
ایمان من از من نمیخواهد که برای اثبات دینداریام همسایهام را نابود کنم.
و هیچ قطعه زمینی مقدستر از جان یک کودک نیست.
تا زمانی که خود را از اسطورهی «سرزمین مقدس» آزاد نکنیم، زندانی خواهیم ماند — نه زندانی اسرائیل، بلکه زندانی ایدهای که به قرن هفتم تعلق دارد.
🖋ترجمه: #بردیا_فرهمند
@bardiafrh
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
یکی از قدیمیترین توجیهات حماس برای جنگ بیپایان، توجیهی مذهبی است:
آنها میگویند تمام فلسطین «وقف» است – یعنی امانتی مقدس و اسلامی که به خدا تعلق دارد و هیچگاه نمیتوان آن را واگذار یا تقسیم کرد.
برای گوش غربی، این حرف ممکن است شاعرانه یا نمادین به نظر برسد.
اما اینطور نیست.
در فقه اسلامی، «وقف» یک دارایی ابدی است – زمینی که هرگز نمیتوان آن را فروخت، تقسیم کرد یا دربارهاش مذاکره نمود.
بنابراین وقتی حماس میگوید تمام فلسطین وقف است، در واقع منظورش این است که:
۱. صلح غیرقانونی است
۲. مصالحه گناه است
۳. همزیستی ممنوع است
این ایده از هیچجا نیامده است.
مستقیماً در منشور تأسیس حماس در سال ۱۹۸۸ نوشته شده است:
«سرزمین فلسطین وقف اسلامی است [مالکیت مقدس] که برای نسلهای آینده مسلمانان تا روز قیامت تقدیس شده است.
هیچکس نمیتواند از آن یا بخشی از آن صرفنظر کند یا آن را ترک نماید.»
— منشور حماس، ماده ۱۱
این سیاست نیست؛ این یک وتوی مذهبی علیه خودِ صلح است.
در سال ۲۰۱۷، حماس تلاش کرد تا میانهروتر به نظر برسد.
آنها «سند سیاستی» جدیدی منتشر کردند که واژهی «وقف» را حذف کرد، اما هرگز منشور قدیمی را لغو نکردند.
آنها هنوز اسرائیل را به رسمیت نمیشناسند و همچنان از «آزادسازی تمام فلسطین، از رودخانه تا دریا» سخن میگویند.
این تغییر ظاهر است، نه اصلاح واقعی.
و این همان مشکل اصلی است:
وقتی ایدئولوژیات میگوید خدا مصالحه را ممنوع کرده، هیچ آتشبس یا توافق صلحی پایدار نخواهد بود.
دیگر مسئله، عدالت یا آزادی نیست.
این دربارهی استفاده از الهیات برای به دام انداختن مردم در جنگی بیپایان است که تنها به سود صاحبان قدرت است.
زیرا در این منطق، حتی اگر غزه بازسازی شود، حتی اگر مرزها تغییر کنند، حماس همچنان ادعا خواهد کرد که جنگ باید ادامه یابد، چون آسمان چنین میخواهد.
بهعنوان یک فلسطینی، من این را رد میکنم.
ایمان من از من نمیخواهد که برای اثبات دینداریام همسایهام را نابود کنم.
و هیچ قطعه زمینی مقدستر از جان یک کودک نیست.
تا زمانی که خود را از اسطورهی «سرزمین مقدس» آزاد نکنیم، زندانی خواهیم ماند — نه زندانی اسرائیل، بلکه زندانی ایدهای که به قرن هفتم تعلق دارد.
🖋ترجمه: #بردیا_فرهمند
@bardiafrh
📻 نسلکشی؟ نه! جنگِ تنبیهی و جنایاتِ جنگی؟ آری!
📓«اساساً نسلکشی»
📓«جنگ تنبیهی اسرائیل علیه فلسطینیان در غزه»
📺 «دوئلِ روز»
📓من پژوهشگر جنگم، در غزه نسلکشی وجود ندارد
📕شوروی و «آرمان فلسطین»
📕چرخشگفتمانیِ نسلهای نوی ایران
📺 ریشههای غربستیزی ج.ا (۱)، (۲)
.
#سیاست #خاورمیانه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 انقلاب ۵۷: زنجیرۀ حوادث
🔸خلاصهای از ترجمۀ ۱۸ صفحهای مقالۀ «انقلاب ایران تقریباً هرگز رخ نداد؛ زنجیرهای از تصادفها و غفلتها: از مشاورِ در حال مرگ تا یک سرمقالۀ ناشیانه» بهقلم دانیل ایمراوار در مجلۀ نیویورکر، با ترجمۀ #بردیا_فرهمند.
🔸مرور مجله نیویورکر بر کتاب شاه شاهان از اندرسون که به کتابهای مهم دیگه از جمله «سقوط بهشت» از اسکات کوپر، «انقلاب غیرقابل تصور در ایران» از کورزمن و «تنهاترین انقلاب» از میر سپاسی هم اشاره می کند.
@bardiafrh
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸خلاصهای از ترجمۀ ۱۸ صفحهای مقالۀ «انقلاب ایران تقریباً هرگز رخ نداد؛ زنجیرهای از تصادفها و غفلتها: از مشاورِ در حال مرگ تا یک سرمقالۀ ناشیانه» بهقلم دانیل ایمراوار در مجلۀ نیویورکر، با ترجمۀ #بردیا_فرهمند.
🔸مرور مجله نیویورکر بر کتاب شاه شاهان از اندرسون که به کتابهای مهم دیگه از جمله «سقوط بهشت» از اسکات کوپر، «انقلاب غیرقابل تصور در ایران» از کورزمن و «تنهاترین انقلاب» از میر سپاسی هم اشاره می کند.
اندرسون مینویسد: «هرچه دقیقتر به آن نگاه کنیم، این رویداد رازآمیزتر و نامحتملتر به نظر میرسد.» یکی از بهترین کتابها درباره این موضوع، «انقلاب غیرقابل تصور در ایران» (۲۰۰۴) نوشته جامعهشناس چارلز کُرزمن، توضیحات مختلف درباره انقلاب را بررسی میکند اما همه آنها را رد میکند و به جای آن از یک «ضد تبیین» دفاع میکند، یعنی تأکید بر استثنایی و غیرقابل توضیح بودن انقلاب. گری سیک، که در شورای امنیت ملی آمریکا در دوران کارتر مسئول امور ایران بود، نگاه مشابهی دارد. او به اندرسون گفته است: «من چهل سال است که این موضوع را مطالعه کردهام و هنوز هم برایم کاملاً قابل فهم نیست.» آیا ممکن است یکی از سرنوشتسازترین رویدادهای قرن بیستم صرفاً حاصل یک حادثه بوده باشد؟
@bardiafrh
📕موسی صدر: «خمینی مردی خطرناک و دیوانه»
📕مقاله تاریخی مایکل لدین دربارهٔ ماهیت بیوطنی و فاشیسم آشکارا «آزادی-غرب و مدرنیسم-زن-یهودی»ستیز خمینی در ۱۵ دی ۱۳۵۷
📕داریوش مهرجویی و حکومت اسلامی برآمده از انقلاب ۵۷
.
#آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 بررسی تاریخچۀ حماس
🎙مصاحبۀ #اشکان با #بردیا_فرهمند
👈 «اینجا»🔗 در کانالِ یوتیوب «فلسفه و دانش» تماشا کنید.
🔸در این ویدو مصاحبهای داشتم با آقای بردیا فرهمند در مورد گروهِ حماس و تاریخچۀ شکلگیری آن. بردیا گذری به دوران پیش از پیدایش حماس داشت و در ادامه، به این موضوع پرداخت که چگونه اخوان المسلمین روی پدید آمدن حماس تاثیر داشت.
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
0:40 - تاریخچه حماس و خوانالمسلمین
4:23 - تشکیل دولت یهودی (اسرائیل) و نپذیرفتنش توسط فلسطینیان (۱۹۴۷)
7:19 - تغییر رویکرد یاسر عرفات به صلح (کمپ دیوید و اسلو) و مخالفت ج.ا
9:16 - شکلگیری حماس در اواخر دهه ۸۰ (۱۹۸۷-۱۹۸۸)
15:00 - هویت فلسطینی؛ هویتی نو و برساخته
17:29 - پیروزی حماس در انتخابات کرانه باختری و ابطال آن
23:09 - تصاحب غزه توسط حماس با جنگ داخلی
27:35 - تبدیل شدن ج.ا به اسپانسر اصلی حماس
32:29 - بررسی دو اساسنامه حماس (۱۹۸۸ و ۲۰۱۷)
39:07 - تغییر مرزهای موردنظر حماس از ۱۹۴۷ به ۱۹۶۷
43:25 - تحلیل حمله ۷ اکتبر و ارتباط آن با روسیه و چین
49:52 - ۷ اکتبر بهعنوان یک شکست امنیتی اسرائیل
57:03 - بدبینی نسبت به آینده توافقات صلح
@bardiafrh
🌾 @Naqdagin | @fargasht22
🎙مصاحبۀ #اشکان با #بردیا_فرهمند
👈 «اینجا»🔗 در کانالِ یوتیوب «فلسفه و دانش» تماشا کنید.
🔸در این ویدو مصاحبهای داشتم با آقای بردیا فرهمند در مورد گروهِ حماس و تاریخچۀ شکلگیری آن. بردیا گذری به دوران پیش از پیدایش حماس داشت و در ادامه، به این موضوع پرداخت که چگونه اخوان المسلمین روی پدید آمدن حماس تاثیر داشت.
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
0:40 - تاریخچه حماس و خوانالمسلمین
4:23 - تشکیل دولت یهودی (اسرائیل) و نپذیرفتنش توسط فلسطینیان (۱۹۴۷)
7:19 - تغییر رویکرد یاسر عرفات به صلح (کمپ دیوید و اسلو) و مخالفت ج.ا
9:16 - شکلگیری حماس در اواخر دهه ۸۰ (۱۹۸۷-۱۹۸۸)
15:00 - هویت فلسطینی؛ هویتی نو و برساخته
17:29 - پیروزی حماس در انتخابات کرانه باختری و ابطال آن
23:09 - تصاحب غزه توسط حماس با جنگ داخلی
27:35 - تبدیل شدن ج.ا به اسپانسر اصلی حماس
32:29 - بررسی دو اساسنامه حماس (۱۹۸۸ و ۲۰۱۷)
39:07 - تغییر مرزهای موردنظر حماس از ۱۹۴۷ به ۱۹۶۷
43:25 - تحلیل حمله ۷ اکتبر و ارتباط آن با روسیه و چین
49:52 - ۷ اکتبر بهعنوان یک شکست امنیتی اسرائیل
57:03 - بدبینی نسبت به آینده توافقات صلح
@bardiafrh
🔻بردیا فرهمند
📕احمد الخالدی و ماهیت حماس
📕شوروی و «آرمان فلسطین»
📓«اساساً نسلکشی»
📓«جنگ تنبیهی اسرائیل علیه فلسطینیان در غزه»
📺 «دوئلِ روز»
📓من پژوهشگر جنگم، در غزه نسلکشی وجود ندارد
📕چرخشگفتمانیِ نسلهای نوی ایران
📺 ریشههای غربستیزی ج.ا (۱)، (۲)
📻 نسلکشی؟ نه! جنگِ تنبیهی و جنایاتِ جنگی؟ آری!
📺 انقلاب ۵۷: زنجیرۀ حوادث
.➖➖➖
#سیاست #خاورمیانه #فلسطین #اسرائیل
🌾 @Naqdagin | @fargasht22
بررسی تاریخ چه حماس| مصاحبه با بردیا فرهمند
🎧 بررسی تاریخچۀ حماس
🎙مصاحبۀ #اشکان با #بردیا_فرهمند
👈 «اینجا»🔗 در کانالِ یوتیوب «فلسفه و دانش» تماشا کنید.
🔸در این ویدو مصاحبهای داشتم با آقای بردیا فرهمند در مورد گروهِ حماس و تاریخچۀ شکلگیری آن. بردیا گذری به دوران پیش از پیدایش حماس داشت و در ادامه، به این موضوع پرداخت که چگونه اخوان المسلمین روی پدید آمدن حماس تاثیر داشت.
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
0:40 - تاریخچه حماس و خوانالمسلمین
4:23 - تشکیل دولت یهودی (اسرائیل) و نپذیرفتنش توسط فلسطینیان (۱۹۴۷)
7:19 - تغییر رویکرد یاسر عرفات به صلح (کمپ دیوید و اسلو) و مخالفت ج.ا
9:16 - شکلگیری حماس در اواخر دهه ۸۰ (۱۹۸۷-۱۹۸۸)
15:00 - هویت فلسطینی؛ هویتی نو و برساخته
17:29 - پیروزی حماس در انتخابات کرانه باختری و ابطال آن
23:09 - تصاحب غزه توسط حماس با جنگ داخلی
27:35 - تبدیل شدن ج.ا به اسپانسر اصلی حماس
32:29 - بررسی دو اساسنامه حماس (۱۹۸۸ و ۲۰۱۷)
39:07 - تغییر مرزهای موردنظر حماس از ۱۹۴۷ به ۱۹۶۷
43:25 - تحلیل حمله ۷ اکتبر و ارتباط آن با روسیه و چین
49:52 - ۷ اکتبر بهعنوان یک شکست امنیتی اسرائیل
57:03 - بدبینی نسبت به آینده توافقات صلح
@bardiafrh
🌾 @Naqdagin | @fargasht22
🎙مصاحبۀ #اشکان با #بردیا_فرهمند
👈 «اینجا»🔗 در کانالِ یوتیوب «فلسفه و دانش» تماشا کنید.
🔸در این ویدو مصاحبهای داشتم با آقای بردیا فرهمند در مورد گروهِ حماس و تاریخچۀ شکلگیری آن. بردیا گذری به دوران پیش از پیدایش حماس داشت و در ادامه، به این موضوع پرداخت که چگونه اخوان المسلمین روی پدید آمدن حماس تاثیر داشت.
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
0:40 - تاریخچه حماس و خوانالمسلمین
4:23 - تشکیل دولت یهودی (اسرائیل) و نپذیرفتنش توسط فلسطینیان (۱۹۴۷)
7:19 - تغییر رویکرد یاسر عرفات به صلح (کمپ دیوید و اسلو) و مخالفت ج.ا
9:16 - شکلگیری حماس در اواخر دهه ۸۰ (۱۹۸۷-۱۹۸۸)
15:00 - هویت فلسطینی؛ هویتی نو و برساخته
17:29 - پیروزی حماس در انتخابات کرانه باختری و ابطال آن
23:09 - تصاحب غزه توسط حماس با جنگ داخلی
27:35 - تبدیل شدن ج.ا به اسپانسر اصلی حماس
32:29 - بررسی دو اساسنامه حماس (۱۹۸۸ و ۲۰۱۷)
39:07 - تغییر مرزهای موردنظر حماس از ۱۹۴۷ به ۱۹۶۷
43:25 - تحلیل حمله ۷ اکتبر و ارتباط آن با روسیه و چین
49:52 - ۷ اکتبر بهعنوان یک شکست امنیتی اسرائیل
57:03 - بدبینی نسبت به آینده توافقات صلح
@bardiafrh
🔻بردیا فرهمند
📕احمد الخالدی و ماهیت حماس
📕شوروی و «آرمان فلسطین»
📓«اساساً نسلکشی»
📓«جنگ تنبیهی اسرائیل علیه فلسطینیان در غزه»
📺 «دوئلِ روز»
📓من پژوهشگر جنگم، در غزه نسلکشی وجود ندارد
📕چرخشگفتمانیِ نسلهای نوی ایران
📺 ریشههای غربستیزی ج.ا (۱)، (۲)
📻 نسلکشی؟ نه! جنگِ تنبیهی و جنایاتِ جنگی؟ آری!
📺 انقلاب ۵۷: زنجیرۀ حوادث
.➖➖➖
#سیاست #خاورمیانه #فلسطین #اسرائیل
🌾 @Naqdagin | @fargasht22
🔸ایران نمونه کمنظیری از جامعهای است که سکولاریزاسیون از پایین به بالا را تجربه میکند؛ روندی که برخلاف مسیر تاریخی غرب، نه بهواسطه اصلاح دینی یا تصمیم نخبگان، بلکه در واکنش به اقتدار تئوکراتیک و حضور اجباری دین در تمامی سطوح زندگی عمومی شکل گرفته است. در این نوع سکولاریزاسیون، دولت دینی ناخواسته تبدیل به موتور سکولارشدن جامعه میشود؛ زیرا هرچه حکومت ایدئولوژیکتر، یکپارچهتر و مداخلهگرتر باشد، فاصله مردم با دین رسمی سریعتر و عمیقتر میشود. تجربه چهار دهه حکومتی که دین را ابزار کنترل، قانونگذاری، تنبیه و هویت ملی قرار داده، زمینهای فراهم کرده که مردم بهصورت رادیکال اما خودجوش، رابطهشان با دین را بازتعریف کنند و بهسوی استقلال فردی، معنویتگرایی غیرمذهبی و سکولاریسم حقوقی حرکت کنند.
🔸گزارش موسسه گمان سال ۲۰۲۰ تصویر دقیقی از همین روند ریشهای ارائه میدهد. این مطالعه با بیش از ۳۹٬۹۸۱ پاسخدهنده داخل کشور و روش وزندهی علمی، نگرش جمعیت باسواد بالای ۱۹ سال ایران را بازنمایی میکند. یافتهها از یک دگرگونی عمیق حکایت دارند: تنها ۳۲ درصد خود را شیعه معرفی میکنند و در مقابل، ۹ درصد بیخدا، ۸ درصد زرتشتی، ۷ درصد معنویتگرا، ۶ درصد ندانمگرا و ۲۲ درصد هیچکدام هستند. مهمتر از هویت کنونی، ۴۷ درصد گفتهاند که از دیندار به بیدین تغییر کردهاند؛ تنها ۶ درصد جهت معکوس داشتهاند. مناسک دینی نیز فروپاشیده است؛ ۶۰ درصد نماز نمیخوانند.
🔸در حوزه سیاست، خواست جامعه کاملاً سکولار است: ۶۸ درصد مخالف دخالت احکام دینی در قانونگذاریاند و ۷۱ درصد معتقدند نهادهای دینی باید هزینههای خود را تأمین کنند. ۷۲ درصد با حجاب اجباری مخالفاند و بیش از نیمی اساساً به حجاب اعتقادی ندارند. مخالفت با آموزش رسمی دینی و پذیرش آموزش تنوع ادیان نیز غالب است.
🔸این دادهها نشان میدهد ایران در حال تجربه یکی از سریعترین و رادیکالترین فرایندهای سکولاریزاسیون اجتماعی در میان جوامع تئوکراتیک معاصر است.
✍🏻 #بردیا_فرهمند
@bardiafrh
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸گزارش موسسه گمان سال ۲۰۲۰ تصویر دقیقی از همین روند ریشهای ارائه میدهد. این مطالعه با بیش از ۳۹٬۹۸۱ پاسخدهنده داخل کشور و روش وزندهی علمی، نگرش جمعیت باسواد بالای ۱۹ سال ایران را بازنمایی میکند. یافتهها از یک دگرگونی عمیق حکایت دارند: تنها ۳۲ درصد خود را شیعه معرفی میکنند و در مقابل، ۹ درصد بیخدا، ۸ درصد زرتشتی، ۷ درصد معنویتگرا، ۶ درصد ندانمگرا و ۲۲ درصد هیچکدام هستند. مهمتر از هویت کنونی، ۴۷ درصد گفتهاند که از دیندار به بیدین تغییر کردهاند؛ تنها ۶ درصد جهت معکوس داشتهاند. مناسک دینی نیز فروپاشیده است؛ ۶۰ درصد نماز نمیخوانند.
🔸در حوزه سیاست، خواست جامعه کاملاً سکولار است: ۶۸ درصد مخالف دخالت احکام دینی در قانونگذاریاند و ۷۱ درصد معتقدند نهادهای دینی باید هزینههای خود را تأمین کنند. ۷۲ درصد با حجاب اجباری مخالفاند و بیش از نیمی اساساً به حجاب اعتقادی ندارند. مخالفت با آموزش رسمی دینی و پذیرش آموزش تنوع ادیان نیز غالب است.
🔸این دادهها نشان میدهد ایران در حال تجربه یکی از سریعترین و رادیکالترین فرایندهای سکولاریزاسیون اجتماعی در میان جوامع تئوکراتیک معاصر است.
✍🏻 #بردیا_فرهمند
@bardiafrh
.
#حکومت_اسلامی #آمار #جامعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘مرشایمر و نظریه رئالیسم تهاجمی؛ توهم اکادمیا
✍🏻#بردیا_فرهمند
🍂 در عرصه روابط بینالملل، کمتر صدایی به اندازه جان میرشایمر طنینانداز است؛ اما نباید «اعتبار» را با «خرد» اشتباه گرفت. این استاد دانشگاه شیکاگو اخیراً مدعی شده است که حمایت ترامپ از حملات اسرائیل به ایران، اعتبار ایالات متحده را در هم شکسته است. میرشایمر بیش از این نمیتوانست در اشتباه باشد. تحلیل او برآمده از همان مفروضات جزمی است که سالهاست تفکر او را هدایت میکند: بیاعتمادی واکنشی به قدرت آمریکا و ناتوانی مداوم در درک چگونگی تفکر، عمل و تنشآفرینیِ دشمنان.
🍂 در قلب این ناکامی، نظریه موسوم به «واقعگرایی تهاجمی» میرشایمر قرار دارد؛ نظریهای که خود را سرسخت و تحلیلی جلوه میدهد، اما همواره در انطباق با واقعیتهای جهان شکست میخورد. این نظریه، منازعات جهانی را به «قدرت عریان» تقلیل داده و باورها، ارزشها و سرشت انسانی را نادیده میگیرد. بدتر از آن، به باور من، این نظریه جهانبینیای چنان تیره و تهی پدید آورده که سیاست خارجی آمریکا را دچار اعوجاج کرده است؛ دشمنان را جسور ساخته و متحدان را در این تردید رها کرده که آیا آمریکا اصلاً پایبند به آرمانی هست یا خیر.
🍂 چارچوب فکری میرشایمر در نگاه نخست متقاعدکننده به نظر میرسد: دولتها در فضایی آنارشیک زیست میکنند، برای بقا باید قدرت خود را به حداکثر برسانند، همکاریها گذرا و درگیریها ناگزیرند. قدرتهای نوظهور به دنبال سلطه منطقهای هستند و قدرتهای مستقر برای بقای خود باید آنها را در هم بکوبند. در این دیدگاه، همهچیز حول یک متغیر واحد میچرخد: قدرت مادی.
🍂 فرهنگ به حاشیه رانده میشود، سیاست داخلی «بی جهت» قلمداد میگردد و رهبری و ایدئولوژی بیاهمیت جلوه داده میشوند. این پژوهشگر، ملتها را به واحدهایی بیروح در یک معادله قدرت تقلیل میدهد. این همان خطری است که سپری کردن تمام عمر در برج عاج آکادمیک به همراه دارد؛ وقتی از آن بالا نگاه میکنید، دید خود را نسبت به واقعیتهای روی زمین از دست میدهید.
🍂 واقعگرایی تهاجمی نمیتواند توضیح دهد چرا برخی قدرتهای نوظهور به شکلی مسالمتآمیز در نظم جهانی ادغام میشوند، در حالی که برخی دیگر دست به خشونت میزنند. این نظریه از تشخیص تفاوت میان تهدیدات امنیتی واقعی و خیالی ناتوان است. مهلکتر از همه، این فرض است که هر قدرت بزرگی ذاتاً برای سلطهگری برنامهریزی شده است؛ فرضی که متجاوز را تبرئه کرده و قربانی را مقصر جلوه میدهد. اعتبار نظریههای آکادمیک باید با قدرت پیشبینی آنها سنجیده شود. با این معیار، واقعگرایی تهاجمی یکی از فاحشترین شکستها در تفکر سیاست خارجی مدرن است.
🍂 مشهورترین خطای محاسباتی او در پایان جنگ سرد رخ داد. با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و رنگ باختن نظم دوقطبی، میرشایمر پیشبینی کرد که اروپا به کام هرجومرج فرو خواهد رفت، آلمان دوباره مسلح خواهد شد، سلاحهای هستهای گسترش مییابند و رقابتهای قدیمی میان فرانسه و آلمان یا اسلاوها و ژرمنها در غیاب قدرت آمریکا شعلهور میشوند. او اشتباه میکرد.
🍂 آنچه رخ داد نه هرجومرج، بلکه همگرایی بود. آلمان لشکرکشی نکرد، بلکه نظامیزدایی کرد. اروپای شرقی و مرکزی به دنبال سلاح هستهای نرفتند، بلکه به ناتو و اتحادیه اروپا پیوستند. گسترش این اتحاد نه از روی ایدئالیسم خام، بلکه به این دلیل بود که اقمار سابق شوروی خطر جهانی بدون قدرت آمریکا را درک میکردند.
🍂 واقعگرایی تهاجمی یک چارچوب منعطف نیست، بلکه بیشتر شبیه به یک «دگم» (جزماندیشی) است که راه را بر شواهد بسته، در برابر تناقضها مقاوم است و مدام خود را توجیه میکند. وقتی پیشبینیهایش شکست میخورند، تغییر نمیکند، بلکه بر مواضع خود پافشاری میکند. هیچکجا به اندازه خاورمیانه، این رویکرد آسیبزا نبوده است. برای دههها، میرشایمر استدلال میکرد که ایالات متحده باید استراتژی «موازنه از راه دور» (Offshore Balancing) را در پیش بگیرد: نیروها را خارج کند، تعهدات نظامی را کاهش دهد و به قدرتهای محلی اعتماد کند تا خودشان منطقه را به ثبات برسانند. به ما گفته شد که کشورهای سنی، ایران را مهار خواهند کرد و نظم به طور طبیعی شکل خواهد گرفت.
🍂 باراک اوباما تا حد زیادی این توهم را پذیرفت و نتیجه آن یک فاجعه بود. سوریه در جنگ داخلی فرو رفت، بیش از نیم میلیون نفر کشته شدند و میلیونها نفر آواره گشتند. عراق در امتداد خطوط فرقهای پارهپاره شد و از دل آن ویرانی، داعش سر برآورد. ایران با استفاده از فرصت، نفوذ خود را از لبنان تا یمن گسترش داد. سپس روسیه وارد شد و خلأ موجود را پر کرد. هیچ موازنهای در کار نبود؛ تنها فروپاشی رخ داد.
🔗 مطالعهی ادامه در مشاهده فوری
@bardiafrh
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻#بردیا_فرهمند
🍂 در عرصه روابط بینالملل، کمتر صدایی به اندازه جان میرشایمر طنینانداز است؛ اما نباید «اعتبار» را با «خرد» اشتباه گرفت. این استاد دانشگاه شیکاگو اخیراً مدعی شده است که حمایت ترامپ از حملات اسرائیل به ایران، اعتبار ایالات متحده را در هم شکسته است. میرشایمر بیش از این نمیتوانست در اشتباه باشد. تحلیل او برآمده از همان مفروضات جزمی است که سالهاست تفکر او را هدایت میکند: بیاعتمادی واکنشی به قدرت آمریکا و ناتوانی مداوم در درک چگونگی تفکر، عمل و تنشآفرینیِ دشمنان.
🍂 در قلب این ناکامی، نظریه موسوم به «واقعگرایی تهاجمی» میرشایمر قرار دارد؛ نظریهای که خود را سرسخت و تحلیلی جلوه میدهد، اما همواره در انطباق با واقعیتهای جهان شکست میخورد. این نظریه، منازعات جهانی را به «قدرت عریان» تقلیل داده و باورها، ارزشها و سرشت انسانی را نادیده میگیرد. بدتر از آن، به باور من، این نظریه جهانبینیای چنان تیره و تهی پدید آورده که سیاست خارجی آمریکا را دچار اعوجاج کرده است؛ دشمنان را جسور ساخته و متحدان را در این تردید رها کرده که آیا آمریکا اصلاً پایبند به آرمانی هست یا خیر.
🍂 چارچوب فکری میرشایمر در نگاه نخست متقاعدکننده به نظر میرسد: دولتها در فضایی آنارشیک زیست میکنند، برای بقا باید قدرت خود را به حداکثر برسانند، همکاریها گذرا و درگیریها ناگزیرند. قدرتهای نوظهور به دنبال سلطه منطقهای هستند و قدرتهای مستقر برای بقای خود باید آنها را در هم بکوبند. در این دیدگاه، همهچیز حول یک متغیر واحد میچرخد: قدرت مادی.
🍂 فرهنگ به حاشیه رانده میشود، سیاست داخلی «بی جهت» قلمداد میگردد و رهبری و ایدئولوژی بیاهمیت جلوه داده میشوند. این پژوهشگر، ملتها را به واحدهایی بیروح در یک معادله قدرت تقلیل میدهد. این همان خطری است که سپری کردن تمام عمر در برج عاج آکادمیک به همراه دارد؛ وقتی از آن بالا نگاه میکنید، دید خود را نسبت به واقعیتهای روی زمین از دست میدهید.
🍂 واقعگرایی تهاجمی نمیتواند توضیح دهد چرا برخی قدرتهای نوظهور به شکلی مسالمتآمیز در نظم جهانی ادغام میشوند، در حالی که برخی دیگر دست به خشونت میزنند. این نظریه از تشخیص تفاوت میان تهدیدات امنیتی واقعی و خیالی ناتوان است. مهلکتر از همه، این فرض است که هر قدرت بزرگی ذاتاً برای سلطهگری برنامهریزی شده است؛ فرضی که متجاوز را تبرئه کرده و قربانی را مقصر جلوه میدهد. اعتبار نظریههای آکادمیک باید با قدرت پیشبینی آنها سنجیده شود. با این معیار، واقعگرایی تهاجمی یکی از فاحشترین شکستها در تفکر سیاست خارجی مدرن است.
🍂 مشهورترین خطای محاسباتی او در پایان جنگ سرد رخ داد. با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و رنگ باختن نظم دوقطبی، میرشایمر پیشبینی کرد که اروپا به کام هرجومرج فرو خواهد رفت، آلمان دوباره مسلح خواهد شد، سلاحهای هستهای گسترش مییابند و رقابتهای قدیمی میان فرانسه و آلمان یا اسلاوها و ژرمنها در غیاب قدرت آمریکا شعلهور میشوند. او اشتباه میکرد.
🍂 آنچه رخ داد نه هرجومرج، بلکه همگرایی بود. آلمان لشکرکشی نکرد، بلکه نظامیزدایی کرد. اروپای شرقی و مرکزی به دنبال سلاح هستهای نرفتند، بلکه به ناتو و اتحادیه اروپا پیوستند. گسترش این اتحاد نه از روی ایدئالیسم خام، بلکه به این دلیل بود که اقمار سابق شوروی خطر جهانی بدون قدرت آمریکا را درک میکردند.
🍂 واقعگرایی تهاجمی یک چارچوب منعطف نیست، بلکه بیشتر شبیه به یک «دگم» (جزماندیشی) است که راه را بر شواهد بسته، در برابر تناقضها مقاوم است و مدام خود را توجیه میکند. وقتی پیشبینیهایش شکست میخورند، تغییر نمیکند، بلکه بر مواضع خود پافشاری میکند. هیچکجا به اندازه خاورمیانه، این رویکرد آسیبزا نبوده است. برای دههها، میرشایمر استدلال میکرد که ایالات متحده باید استراتژی «موازنه از راه دور» (Offshore Balancing) را در پیش بگیرد: نیروها را خارج کند، تعهدات نظامی را کاهش دهد و به قدرتهای محلی اعتماد کند تا خودشان منطقه را به ثبات برسانند. به ما گفته شد که کشورهای سنی، ایران را مهار خواهند کرد و نظم به طور طبیعی شکل خواهد گرفت.
🍂 باراک اوباما تا حد زیادی این توهم را پذیرفت و نتیجه آن یک فاجعه بود. سوریه در جنگ داخلی فرو رفت، بیش از نیم میلیون نفر کشته شدند و میلیونها نفر آواره گشتند. عراق در امتداد خطوط فرقهای پارهپاره شد و از دل آن ویرانی، داعش سر برآورد. ایران با استفاده از فرصت، نفوذ خود را از لبنان تا یمن گسترش داد. سپس روسیه وارد شد و خلأ موجود را پر کرد. هیچ موازنهای در کار نبود؛ تنها فروپاشی رخ داد.
🔗 مطالعهی ادامه در مشاهده فوری
@bardiafrh
📕وکیل مدافع شیطان
.
#سیاست #بینالملل
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
مرشایمر و نظریه رئالیسم تهاجمی؛ توهم اکادمیا
در عرصه روابط بینالملل، کمتر صدایی به اندازه جان میرشایمر طنینانداز است؛ اما نباید «اعتبار» را با «خرد» اشتباه گرفت. این استاد دانشگاه شیکاگو اخیراً مدعی شده است که حمایت ترامپ از حملات اسرائیل به ایران، اعتبار ایالات متحده را در هم شکسته است. میرشایمر…
۳۰ ساعت اول: آتشبس یا توهم صلح؟
۱. نقض سیستماتیک در میدان (شبهجنگ)
آنچه در ۳۰ ساعت گذشته رخ داده، فرسنگها با مفهوم «آتشبس» فاصله دارد. تداوم حملات سنگین به جنوب بیروت و هدف قرار گرفتن خط لوله شرق به غرب عربستان، نشاندهنده تداوم تقابل سخت در قلب منطقه است.
۲. جنگ پالایشگاهها (لاوان در برابر فجیره)
گسترش تنش به زیرساختهای انرژی با حمله امارات به پالایشگاه لاوان و پاسخ متقابل ج.ا به پالایشگاه فجیره، نشان میدهد که امنیت انرژی از دایره توافقات خارج شده و طرفین در حال ضربه زدن به شریانهای حیاتی یکدیگر هستند.
۳. آسمان ناامن و آرایش دفاعی در ایران
فعال شدن پدافندهای هوایی در تهران و سایر شهرها، همزمان با مشاهده پهپادهای تجسسی در آسمان کشور، گویای آن است که تهدید نظامی نه تنها فروکش نکرده، بلکه به لایههای شناسایی و آمادگی نهایی رسیده است.
۴. بنبست در گلوگاه هرمز
برخلاف انتظارات از یک آتشبس، تنگه هرمز همچنان ناامن باقی مانده است. عدم افزایش ترافیک دریایی نشان میدهد که شرکتهای بینالمللی و بازارهای جهانی هنوز هیچ تضمین واقعی برای امنیت عبور و مرور حس نکردهاند.
۵. شکاف داخلی در پایگاه قدرت (ترس هسته سخت)
در اتفاقی تاملبرانگیز، حتی «هسته سخت» و بدنه وفادار به ج.ا نیز با تداوم جنگ مخالفت کردهاند؛ این موضوع نشاندهنده درک خطر فروپاشی درونی و نبودِ توانِ لجستیکی و روانی برای یک نبرد فرسایشی دیگر است.
۶. بحران بیسابقه رهبری و جانشینی
ج.ا با یک بحران مشروعیت و فرماندهی دستوپنجه نرم میکند. در حالی که رهبر قبلی هنوز به خاک سپرده نشده، رهبر جدید در خفا باقی مانده است؛ این خلاء قدرت، عملاً توان تصمیمگیری قاطع در لحظات بحرانی را از رژیم سلب کرده است.
۷. بازسازی تحت فشار (نیاز به اکسیژن موشکی)
پذیرش اسمی آتشبس توسط سپاه، صرفاً یک تاکتیک برای بازسازی زرادخانههای تخلیه شده و تامین فوری سوخت موشک است. از نگاه نظامی، این یک توقف استراتژیک برای جلوگیری از خلع سلاح کامل است، نه یک میل قلبی به صلح.
۸. تغییر ماهیت تهدید (از اسرائیل به کل منطقه)
مسئله اورانیوم غنیشده و توان موشکی ج.ا اکنون از یک «تهدید علیه اسرائیل» به یک «خطر امنیتی برای کل منطقه» تغییر ماهیت داده است. این موضوع باعث شده تا کشورهای عربی خلیج فارس دیگر تداوم این وضعیت را تحت هیچ شرایطی نپذیرند.
۹. محدودیتهای ساختاری اسلامآباد
شکست تلاشهای میانجیگرانه پاکستان به دلیل محدودیتهای دیپلماتیک (عدم رابطه با اسرائیل) و اولویتهای داخلیاش (سوخت و امنیت مذهبی)، نشان داد که این بحران نیازمند بازیگرانی فراتر از سطح میانجیهای منطقهای است.
۱۰. واکنش تند ترامپ (اخاذی به جای دیپلماسی)
توصیف پیشنهادات ۱۰بندی ج.ا توسط ترامپ با واژگانی نظیر «اخاذی» و «دزدی»، عملاً درهای دیپلماسی سنتی را بست. لحن ترامپ نشان میدهد که او به دنبال تسلیم کامل است، نه یک توافق پایاپای.
۱۱. فرماندهی غیرمتمرکز و بیثبات
عدم توانایی فرماندهی کل در کنترل بخشهای مستقل موشکی و منطقهای سپاه، باعث شده که هر واحد به طور خودسرانه عمل کند. این تشتت آرا، بزرگترین مانع برای اجرایی شدن هرگونه توافق کلان در سطح منطقه است.
✍🏻 #بردیا_فرهمند
@Bardiafrh
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
۱. نقض سیستماتیک در میدان (شبهجنگ)
آنچه در ۳۰ ساعت گذشته رخ داده، فرسنگها با مفهوم «آتشبس» فاصله دارد. تداوم حملات سنگین به جنوب بیروت و هدف قرار گرفتن خط لوله شرق به غرب عربستان، نشاندهنده تداوم تقابل سخت در قلب منطقه است.
۲. جنگ پالایشگاهها (لاوان در برابر فجیره)
گسترش تنش به زیرساختهای انرژی با حمله امارات به پالایشگاه لاوان و پاسخ متقابل ج.ا به پالایشگاه فجیره، نشان میدهد که امنیت انرژی از دایره توافقات خارج شده و طرفین در حال ضربه زدن به شریانهای حیاتی یکدیگر هستند.
۳. آسمان ناامن و آرایش دفاعی در ایران
فعال شدن پدافندهای هوایی در تهران و سایر شهرها، همزمان با مشاهده پهپادهای تجسسی در آسمان کشور، گویای آن است که تهدید نظامی نه تنها فروکش نکرده، بلکه به لایههای شناسایی و آمادگی نهایی رسیده است.
۴. بنبست در گلوگاه هرمز
برخلاف انتظارات از یک آتشبس، تنگه هرمز همچنان ناامن باقی مانده است. عدم افزایش ترافیک دریایی نشان میدهد که شرکتهای بینالمللی و بازارهای جهانی هنوز هیچ تضمین واقعی برای امنیت عبور و مرور حس نکردهاند.
۵. شکاف داخلی در پایگاه قدرت (ترس هسته سخت)
در اتفاقی تاملبرانگیز، حتی «هسته سخت» و بدنه وفادار به ج.ا نیز با تداوم جنگ مخالفت کردهاند؛ این موضوع نشاندهنده درک خطر فروپاشی درونی و نبودِ توانِ لجستیکی و روانی برای یک نبرد فرسایشی دیگر است.
۶. بحران بیسابقه رهبری و جانشینی
ج.ا با یک بحران مشروعیت و فرماندهی دستوپنجه نرم میکند. در حالی که رهبر قبلی هنوز به خاک سپرده نشده، رهبر جدید در خفا باقی مانده است؛ این خلاء قدرت، عملاً توان تصمیمگیری قاطع در لحظات بحرانی را از رژیم سلب کرده است.
۷. بازسازی تحت فشار (نیاز به اکسیژن موشکی)
پذیرش اسمی آتشبس توسط سپاه، صرفاً یک تاکتیک برای بازسازی زرادخانههای تخلیه شده و تامین فوری سوخت موشک است. از نگاه نظامی، این یک توقف استراتژیک برای جلوگیری از خلع سلاح کامل است، نه یک میل قلبی به صلح.
۸. تغییر ماهیت تهدید (از اسرائیل به کل منطقه)
مسئله اورانیوم غنیشده و توان موشکی ج.ا اکنون از یک «تهدید علیه اسرائیل» به یک «خطر امنیتی برای کل منطقه» تغییر ماهیت داده است. این موضوع باعث شده تا کشورهای عربی خلیج فارس دیگر تداوم این وضعیت را تحت هیچ شرایطی نپذیرند.
۹. محدودیتهای ساختاری اسلامآباد
شکست تلاشهای میانجیگرانه پاکستان به دلیل محدودیتهای دیپلماتیک (عدم رابطه با اسرائیل) و اولویتهای داخلیاش (سوخت و امنیت مذهبی)، نشان داد که این بحران نیازمند بازیگرانی فراتر از سطح میانجیهای منطقهای است.
۱۰. واکنش تند ترامپ (اخاذی به جای دیپلماسی)
توصیف پیشنهادات ۱۰بندی ج.ا توسط ترامپ با واژگانی نظیر «اخاذی» و «دزدی»، عملاً درهای دیپلماسی سنتی را بست. لحن ترامپ نشان میدهد که او به دنبال تسلیم کامل است، نه یک توافق پایاپای.
۱۱. فرماندهی غیرمتمرکز و بیثبات
عدم توانایی فرماندهی کل در کنترل بخشهای مستقل موشکی و منطقهای سپاه، باعث شده که هر واحد به طور خودسرانه عمل کند. این تشتت آرا، بزرگترین مانع برای اجرایی شدن هرگونه توافق کلان در سطح منطقه است.
✍🏻 #بردیا_فرهمند
@Bardiafrh
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🖥هفت باور نادرست درباره جنگ ایران
مؤسسه هادسون
✍🏻 نویسنده: مایکل دوران
✏️ ترجمه: #بردیا_فرهمند
🔸بخشی از تداوم این غافلگیریها به این دلیل است که صاحبنظران حاضر نیستند پیروزی را به نام ترامپ و نتانیاهو ثبت کنند. در ۱۱ آوریل، تام فریدمن، ستوننویس نیویورک تایمز، در شبکه سیانان حقیقت ماجرا را فاش کرد. او اعتراف کرد:
@Bardiafrh
📖 مطالعهی ترجمه در «مشاهده فوری»
➖➖➖
🌾@Naqdagin
مؤسسه هادسون
✍🏻 نویسنده: مایکل دوران
✏️ ترجمه: #بردیا_فرهمند
🔸بخشی از تداوم این غافلگیریها به این دلیل است که صاحبنظران حاضر نیستند پیروزی را به نام ترامپ و نتانیاهو ثبت کنند. در ۱۱ آوریل، تام فریدمن، ستوننویس نیویورک تایمز، در شبکه سیانان حقیقت ماجرا را فاش کرد. او اعتراف کرد:
در حالی که مایل به شکست نظامی رژیم ایران است—«زیرا این رژیم برای مردمش و منطقه رژیم وحشتناکی است»—اما مشکل واقعی او چیز دیگری است: «واقعاً نمیخواهم شاهد تقویت سیاسی بیبی نتانیاهو یا دونالد ترامپ در اثر این جنگ باشم، زیرا آنها دو انسان وحشتناک هستند. هر دو در کشورهای خود درگیر پروژههای ضد دموکراتیک هستند. هر دو متهم به فساد مالی هستند. آنها افراد بسیار بسیار بدی هستند که کارهای وحشتناکی علیه جایگاه آمریکا و اسرائیل در جهان انجام میدهند.»
@Bardiafrh
📖 مطالعهی ترجمه در «مشاهده فوری»
.
#بینالملل #سیاست
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegraph
Seven Myths About the Iran War
هفت باور نادرست درباره جنگ ایران | مؤسسه هادسون نویسنده: مایکل دوران | ترجمه: بردیا فرهمند اقدامات دونالد ترامپ در خاورمیانه همواره باعث شگفتی نهادهای سیاست خارجی و نخبگان رسانهای میشود. به گفته مفسران هر دو طیف چپ و راست، دلیل این امر آن است که ترامپ یک…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸رهبری ج.ا و مجاهدین خلق؛ دو دشمن که در «کیش شخصیت» و «متدولوژی فرقهای» به وحدت رسیدهاند.
🔸استفاده از تکنیکهای کلاسیک فرقه برای مسخ پیروان، تقدیسِ پنهانکاری به اسم امنیت و قربانی کردن هویت فردی در پای آرمانِ بقای رهبر، شباهت این دو را انکارناپذیر کرده است.
🔸تراژدیِ مشترک هر دو نیز این است: رهبرانی که وجود دارند اما دیده نمیشوند؛ قدرتی که از غیبت تغذیه میکند.
✍🏻 #بردیا_فرهمند
@Bardiafrh
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸استفاده از تکنیکهای کلاسیک فرقه برای مسخ پیروان، تقدیسِ پنهانکاری به اسم امنیت و قربانی کردن هویت فردی در پای آرمانِ بقای رهبر، شباهت این دو را انکارناپذیر کرده است.
🔸تراژدیِ مشترک هر دو نیز این است: رهبرانی که وجود دارند اما دیده نمیشوند؛ قدرتی که از غیبت تغذیه میکند.
✍🏻 #بردیا_فرهمند
@Bardiafrh
➖➖➖
🌾 @Naqdagin