📘دربارۀ افسانهزدایی از رویدادهای تاریخی
(۲/۲)
✍🏻 #مهرپویا_علا
🍂 شاید در هیچ جایی به اندازۀ سینمای خود آمریکا جنگ ویتنام محکوم نشده باشد. چند فیلم ضد جنگ دربارۀ جنگ ویتنام میشناسید؟ آیا تاریخ شرکت آمریکا در جنگ ویتنام به همان سیاهی است که هالیوود نمایش میدهد؟ من شخصاً چون مطالعهای دربارۀ آن رویداد خاص نکردهام قضاوتی نمیکنم و موضوع بحث حاضر هم این نیست.
🍂 مهم برای ما در اینجا این است که امکان چنین نقدهایی در آمریکا وجود دارد، ولی برای مثال کسی در چین جرأت روایت آنچه را که دولت کمونیستی مائو بر سر مردمان تبت و فرهنگ و هویتشان آورد ندارد.
🍂 یا بهعنوان مثال دیگر، کارگردان ایرانی اصلاً حق ساختن فیلم ضد جنگ ندارد. درگیری جامعۀ ایران در جنگ با کشور همسایهاش بهمراتب بیشتر از درگیری جامعۀ آمریکا در جنگی با کشوری در آن طرف دنیا بود. پیامدهای جانی و مالی جنگ ایران و عراق برای دو طرف بهمراتب بیشتر از پیامدهای جانی و مالی جنگ ویتنام برای آمریکا بود. حالا چند تا فیلم ایرانی یا عراقی دیدهاید که رفتار طرف خودی در آن جنگ را به اندازۀ یک صدم آنچه در سینمای آمریکا اتفاق میافتد نقد کرده باشد؟ چه کسی جرأت چنین کاری را دارد؟
🔺«انسان غربی» تفاوت ژنتیکی با «انسان شرقی» ندارد. ساختار مغز سیاهپوست با سفیدپوست یکسان است. اما انسان غربی مدتهای طولانی در معرض یک مناسبات اجتماعی قرار گرفتهاست که دائماً از ذهنش افسانهزدایی میکند و این در طولانیمدت، چنان تفاوتی ایجاد کردهاست که بعضیها از آن نتیجۀ نژادی گرفتند؛ وگرنه در میان همان سفیدها، توهمات فراگیر میان روسها را نگاه کنید.
🍂این حرف به این معنی نیست که با هر نقد و تحلیل تاریخی که در آنجا نوشته میشود موافق باشیم یا معتقد باشیم هر که تحلیلی تاریخی مینویسد ذهنیت اسطورهای ندارد یا حتی امکان ندارد خودش بهشدت جزماندیش و متوهم باشد. موضوع این است که در یک جا امکان به دست دادن روایتهای متفاوت بیشتر از جای دیگر فراهم است، ولو اینکه عدهای از آن روایت متفاوت آزرده شوند، احساس ناامنی کنند و آن را توهینی به باورها و ارزشهای خودشان یا جامعه تلقی کنند؛ ولو اینکه آن روایتهای متفاوت لزوماً غیرمتوهمانه هم نباشند.
🍂 بحث در نهایت همان آزادی است، و نه درست یا غلط بودن حرفی که ذیل آزادی گفته میشود. خیلی از فیلسوفان و نویسندگان و کارگردانان بزرگ غربی افراد متوهمی بودند، افکار سیاسی و اجتماعی بهشدت نادرست داشتند و کمترین تصوری از اینکه اقتصاد چگونه کار میکند نداشتند. اما آزاد بودند که حرفشان را بزنند و این چیزی است که آن دست از ایرانیهایی که چندان لزومی به آزادی و دمکراسی نمیبیند باید همچون میخ هم که شده در مغزشان فرو کنند. بدون آزادی مغز و ذهن انسان رشد نمیکند؛ حتی اگر آن آزادی به معنای این باشد که چند نفر نادان هم حرف بزنند یا حتی نادانها بیشتر و بلندتر از عاقلها حرف بزنند؛ چون مسئلۀ اساسی در اینجا قرار گرفتن ذهن در معرض حرفهای متفاوت است. حکومت حق و وظیفه ندارد دهان احمقها را ببندد تا فقط صدای عاقلها شنیده شود؛ چون این در نهایت به احمق شدن همه میانجامد.
🍂 مخاطب ایرانی گفته شدن سخنان متفاوت و گاه غلط یا حتی مضحک را در غرب میبیند، کشمکشها را در آنجا میبیند و فوراً «انحطاط غرب» و سقوط قریبالوقوع آنجا و شکست دمکراسی را نتیجه میگیرد، اما در بلندمدت تفاوت جامعۀ «غربی» از «شرقی» همین است.
🍂 چنین صداهای متفاوت و نقدهای بنیادینی مخاطب سادهلوح را دچار سوگیری شناختی میکند و به این نتیجه میرساند که تاریخ «غرب» سراسر خونریزی بودهاست و در مقابل مردمان «شرقی» معصوم و ساده بودند. افسانۀ مصدق هم از محصولات همین سوگیری شناختی است و تا نیم قرن ابتدای پدید آمدنش اصلاً مورد نقادی قرار نگرفت.
🍂 ناسزاهایی که حکومت پیشین و حکومت کنونی هرکدام با انگیزههای خاص خودشان به مصدق میدادند هم نقد و افسانهزدایی نبودند. چون آنها اصلاً دنبال افسانهزدایی نبودند و دولت نمیتواند چنین کاری انجام دهد. آنها صرفاً دنبال جایگزینی افسانۀ خودشان با افسانۀ رایج در میان مردم و روشنفکران بودند.
🍂 بسیاری از رفتارهای حاکمان پیشین و کنونی را در واقع میتوان با تلاششان برای اثبات «بهتر از مصدق بودن» توضیح داد. یعنی همزمان که به او دشنام میدهند افسانه (اسطوره) او در اعماق ذهنشان ریشه کرده است. برای همین است که میگوییم دولت افزون بر اینکه مدیر خوبی نیست، افسانهزدا و روشنگر خوبی هم نیست.
🗄پست مرتبط
📕تاریخزدایان: طالبانهای قلمروی تاریخپژوهی
📕کوروش؛ جهانسوز یا جهانساز؟
📺 ماجرای کودتای ۲۸ مرداد "دقیقا" چه بود؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Alamehrpouia
(۲/۲)
✍🏻 #مهرپویا_علا
🍂 شاید در هیچ جایی به اندازۀ سینمای خود آمریکا جنگ ویتنام محکوم نشده باشد. چند فیلم ضد جنگ دربارۀ جنگ ویتنام میشناسید؟ آیا تاریخ شرکت آمریکا در جنگ ویتنام به همان سیاهی است که هالیوود نمایش میدهد؟ من شخصاً چون مطالعهای دربارۀ آن رویداد خاص نکردهام قضاوتی نمیکنم و موضوع بحث حاضر هم این نیست.
🍂 مهم برای ما در اینجا این است که امکان چنین نقدهایی در آمریکا وجود دارد، ولی برای مثال کسی در چین جرأت روایت آنچه را که دولت کمونیستی مائو بر سر مردمان تبت و فرهنگ و هویتشان آورد ندارد.
🍂 یا بهعنوان مثال دیگر، کارگردان ایرانی اصلاً حق ساختن فیلم ضد جنگ ندارد. درگیری جامعۀ ایران در جنگ با کشور همسایهاش بهمراتب بیشتر از درگیری جامعۀ آمریکا در جنگی با کشوری در آن طرف دنیا بود. پیامدهای جانی و مالی جنگ ایران و عراق برای دو طرف بهمراتب بیشتر از پیامدهای جانی و مالی جنگ ویتنام برای آمریکا بود. حالا چند تا فیلم ایرانی یا عراقی دیدهاید که رفتار طرف خودی در آن جنگ را به اندازۀ یک صدم آنچه در سینمای آمریکا اتفاق میافتد نقد کرده باشد؟ چه کسی جرأت چنین کاری را دارد؟
🔺«انسان غربی» تفاوت ژنتیکی با «انسان شرقی» ندارد. ساختار مغز سیاهپوست با سفیدپوست یکسان است. اما انسان غربی مدتهای طولانی در معرض یک مناسبات اجتماعی قرار گرفتهاست که دائماً از ذهنش افسانهزدایی میکند و این در طولانیمدت، چنان تفاوتی ایجاد کردهاست که بعضیها از آن نتیجۀ نژادی گرفتند؛ وگرنه در میان همان سفیدها، توهمات فراگیر میان روسها را نگاه کنید.
🍂این حرف به این معنی نیست که با هر نقد و تحلیل تاریخی که در آنجا نوشته میشود موافق باشیم یا معتقد باشیم هر که تحلیلی تاریخی مینویسد ذهنیت اسطورهای ندارد یا حتی امکان ندارد خودش بهشدت جزماندیش و متوهم باشد. موضوع این است که در یک جا امکان به دست دادن روایتهای متفاوت بیشتر از جای دیگر فراهم است، ولو اینکه عدهای از آن روایت متفاوت آزرده شوند، احساس ناامنی کنند و آن را توهینی به باورها و ارزشهای خودشان یا جامعه تلقی کنند؛ ولو اینکه آن روایتهای متفاوت لزوماً غیرمتوهمانه هم نباشند.
🍂 بحث در نهایت همان آزادی است، و نه درست یا غلط بودن حرفی که ذیل آزادی گفته میشود. خیلی از فیلسوفان و نویسندگان و کارگردانان بزرگ غربی افراد متوهمی بودند، افکار سیاسی و اجتماعی بهشدت نادرست داشتند و کمترین تصوری از اینکه اقتصاد چگونه کار میکند نداشتند. اما آزاد بودند که حرفشان را بزنند و این چیزی است که آن دست از ایرانیهایی که چندان لزومی به آزادی و دمکراسی نمیبیند باید همچون میخ هم که شده در مغزشان فرو کنند. بدون آزادی مغز و ذهن انسان رشد نمیکند؛ حتی اگر آن آزادی به معنای این باشد که چند نفر نادان هم حرف بزنند یا حتی نادانها بیشتر و بلندتر از عاقلها حرف بزنند؛ چون مسئلۀ اساسی در اینجا قرار گرفتن ذهن در معرض حرفهای متفاوت است. حکومت حق و وظیفه ندارد دهان احمقها را ببندد تا فقط صدای عاقلها شنیده شود؛ چون این در نهایت به احمق شدن همه میانجامد.
🍂 مخاطب ایرانی گفته شدن سخنان متفاوت و گاه غلط یا حتی مضحک را در غرب میبیند، کشمکشها را در آنجا میبیند و فوراً «انحطاط غرب» و سقوط قریبالوقوع آنجا و شکست دمکراسی را نتیجه میگیرد، اما در بلندمدت تفاوت جامعۀ «غربی» از «شرقی» همین است.
🍂 چنین صداهای متفاوت و نقدهای بنیادینی مخاطب سادهلوح را دچار سوگیری شناختی میکند و به این نتیجه میرساند که تاریخ «غرب» سراسر خونریزی بودهاست و در مقابل مردمان «شرقی» معصوم و ساده بودند. افسانۀ مصدق هم از محصولات همین سوگیری شناختی است و تا نیم قرن ابتدای پدید آمدنش اصلاً مورد نقادی قرار نگرفت.
🍂 ناسزاهایی که حکومت پیشین و حکومت کنونی هرکدام با انگیزههای خاص خودشان به مصدق میدادند هم نقد و افسانهزدایی نبودند. چون آنها اصلاً دنبال افسانهزدایی نبودند و دولت نمیتواند چنین کاری انجام دهد. آنها صرفاً دنبال جایگزینی افسانۀ خودشان با افسانۀ رایج در میان مردم و روشنفکران بودند.
🍂 بسیاری از رفتارهای حاکمان پیشین و کنونی را در واقع میتوان با تلاششان برای اثبات «بهتر از مصدق بودن» توضیح داد. یعنی همزمان که به او دشنام میدهند افسانه (اسطوره) او در اعماق ذهنشان ریشه کرده است. برای همین است که میگوییم دولت افزون بر اینکه مدیر خوبی نیست، افسانهزدا و روشنگر خوبی هم نیست.
🗄پست مرتبط
📕تاریخزدایان: طالبانهای قلمروی تاریخپژوهی
📕کوروش؛ جهانسوز یا جهانساز؟
📺 ماجرای کودتای ۲۸ مرداد "دقیقا" چه بود؟
.
#فلسفیدن#اندیشه #غرب #لیبرالیسم #تاریخ #محمد_مصدق #سلطنتطلب #پهلوی #محمدرضا_پهلوی #اوکراین #روسیه #فرانسه #آفریقا #انقلاب_فرانسه #آمریکا #عراق #چین
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Alamehrpouia