Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 شهروندِ مستاصل و به تهخطرسیده: دستاوردِ مشترکِ جمهوری اسلامی و اصلاحطلبان و اپوزیسیون
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📺 غنیسازی چقدر خرج داشته و چرا ول کن نیستیم؟
📈 پیشبینی اتاق بازرگانی ایران از شرایط اقتصاد کشور در صورت اجرای مکانیسم ماشه ...
📺 از مکانیسم ماشه تا نزدیکی به شروع مجدد جنگ با اسرائیل همراه با فروپاشی
.
.
#جامعه #ایران #استمرارطالبان #حکومت_اسلامی #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘مقدسات مشروع (قسمت یکم)
(۲/۲)
✍🏻 #محبوبه_زمانیان
🍂 طی سالهای اخیر که جامعهی ایران تلاش کرد جهان مدرن را بفهمد و خود را بر آن منطبق کند، نسبت به امر مقدس رویکردی اتخاذ کرد که میتوان آن را نه نوعی واکنش دارای عقلانیت، بلکه واکنش احساسی در نظر گرفت. درواقع حساسیت بالا و بیش از حد جامعهای که از جهان مدرن جا مانده بود باعث شد که نسبت به عقلانیت عصر مدرن دچار اشتباهی بزرگ شود؛ یعنی این اشتباه نظری که تصور کرد هر آنچه مقدس است پس لاجرم مشروعیت ندارد. وضعیتی فکری که از سوی نخبگان دانشگاهی که مدرنیته و تمدن را اشتباهی فاحش میدانستند، به سمت رویکرد نظری جامعه سرازیر شد و نظام فکری جامعه را دچار آشوب کرد.
📌 آنهایی که تصور میکردند مدرن شدن یعنی ابطال کل مجموعهی فکری چهارچوبهای گذشته، باعث شدند تا روندی در ایران شکل بگیرد که آن را دیگر نه تنها نمیتوان علیه امر مقدس نامید، بلکه تفکری است که علیه "مشروعیت" به پا خاسته است. تفکری که مشروع بودن چیزها را بهانهای برای حمله به ساختار فکری ایرانیان میداند. از این منظر، امر مشروع حالا دیگر در تمامی حوزهها دشمنان بسیار پیدا کرده است که حتا رویکرد علمی را نیز به خطر انداخته است. رویکردی که میتوانست علت عینی و عقلانی امور مقدس و مشروع جامعه را نیز توضیح دهد.
🔺به همین خاطر نیاز است تا بار دیگر بر این مساله تاکید کنیم که مقدسات مشروع چه هستند و چه مقدساتی وجود دارند که باید مشروعیتزدایی شوند. موضوعی که به آن در آینده در شمارههای بعدی خواهم پرداخت و ظرافتهای مهم آن را با یکدیگر بررسی خواهیم کرد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @jaiibarayeman
(۲/۲)
✍🏻 #محبوبه_زمانیان
🍂 طی سالهای اخیر که جامعهی ایران تلاش کرد جهان مدرن را بفهمد و خود را بر آن منطبق کند، نسبت به امر مقدس رویکردی اتخاذ کرد که میتوان آن را نه نوعی واکنش دارای عقلانیت، بلکه واکنش احساسی در نظر گرفت. درواقع حساسیت بالا و بیش از حد جامعهای که از جهان مدرن جا مانده بود باعث شد که نسبت به عقلانیت عصر مدرن دچار اشتباهی بزرگ شود؛ یعنی این اشتباه نظری که تصور کرد هر آنچه مقدس است پس لاجرم مشروعیت ندارد. وضعیتی فکری که از سوی نخبگان دانشگاهی که مدرنیته و تمدن را اشتباهی فاحش میدانستند، به سمت رویکرد نظری جامعه سرازیر شد و نظام فکری جامعه را دچار آشوب کرد.
📌 آنهایی که تصور میکردند مدرن شدن یعنی ابطال کل مجموعهی فکری چهارچوبهای گذشته، باعث شدند تا روندی در ایران شکل بگیرد که آن را دیگر نه تنها نمیتوان علیه امر مقدس نامید، بلکه تفکری است که علیه "مشروعیت" به پا خاسته است. تفکری که مشروع بودن چیزها را بهانهای برای حمله به ساختار فکری ایرانیان میداند. از این منظر، امر مشروع حالا دیگر در تمامی حوزهها دشمنان بسیار پیدا کرده است که حتا رویکرد علمی را نیز به خطر انداخته است. رویکردی که میتوانست علت عینی و عقلانی امور مقدس و مشروع جامعه را نیز توضیح دهد.
🔺به همین خاطر نیاز است تا بار دیگر بر این مساله تاکید کنیم که مقدسات مشروع چه هستند و چه مقدساتی وجود دارند که باید مشروعیتزدایی شوند. موضوعی که به آن در آینده در شمارههای بعدی خواهم پرداخت و ظرافتهای مهم آن را با یکدیگر بررسی خواهیم کرد.
📕هر تعصبی بد است؟
— ضرورتِ نقد مواجهههای کلیشهای چپ
📕بقرهای که از ایرانیان و گاوپرستی متنفر است
— روانشناسیِ اسلاموفیلها: چرا ملیگرایی را شرک و بیماری میدانند؟
📺 نقدی بر سخن خلجی دربارۀ فرهنگ بیمار ایرانی و زبان فارسی
📕مقایسۀ کینخوییِ مهدی خلجی با یک یوتیوبر اهل فرهنگ
📕روایتِ رسانۀ دولتِ فخیمۀ انگلیس
— تقدیسِ رکاکت و کاریکاتورسازی از شعور و مقاومتِ ملی
📕 تلاقی اسلام و فاشیسم: تاریخزدایی از هویت ملی
📻 خنجر امت بر رگ خانواده و ملت
📺 اگر جای فردوسی حسین موضوع مسخرگی بود، چه میشد؟
🔻محبوبه زمانیان
📕فرشچیان در آیینۀ داوینچی
📕پروپاگاندا
📕مجتبی شکوری، سهمیه و تاریخچۀ اعتراف
📕تاریخچۀ غربستیزی در اصطلاحِ خودساختۀ «تهاجم فرهنگی»
📺 وضع دانشگاه/علوم انسانی در ایران (محسن رنانی و شبهعلم)
📕انقلابِ فرهنگیِ مردم: عبور از فمینیسم، چپگرایی و توهمات پسااستعماری
📕بیسوادیِ عمومی دربارۀ سلامت روان
📕اهمیت «آبرو» و ضربات عرفانگرایی به آن
📕در باب اهمیتِ درکِ تمایزِ «سلبریتی» و «پوپولیست»
📕در بابِ ترسناکترین بحران
📕نقد سخن آرش حیدری درباره سوژه مستاجر
📕در وصف کتابهایی که از درمانِ درد ما عاجزند
📕نقد و بررسیِ «ادا در بیاریم کلا…»
📕اسنوبیسم چیست؟
📕خود واقعی، فریب بزرگ
📕چگونه «کوچینگ» و موفقیتهای فوری، فرهنگ را به بنبست میرسانند؟
.
#جامعه #جامعهشناسی #نقد_فرهنگ #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @jaiibarayeman
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 چرا هیچکس در این کشور بیخانمان نیست؟ (+)
🔸فنلاند، تنها کشوری در اروپاست که تعداد بیخانمانها را بهطور چشمگیری کاهش داده. این کشور با استفاده از رویکرد پیشروی «اول مسکن»، توانسته است با فراهم کردن سرپناه بهعنوان حق اساسی انسانها، ریشۀ بسیاری از مشکلات اجتماعی را از بین ببرد.
🔸در این ویدئو، به دلایل موفقیت فنلاند، چالشها و اقداماتی که منجر به تحقق این هدف شده، پرداخته میشود.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🔸فنلاند، تنها کشوری در اروپاست که تعداد بیخانمانها را بهطور چشمگیری کاهش داده. این کشور با استفاده از رویکرد پیشروی «اول مسکن»، توانسته است با فراهم کردن سرپناه بهعنوان حق اساسی انسانها، ریشۀ بسیاری از مشکلات اجتماعی را از بین ببرد.
🔸در این ویدئو، به دلایل موفقیت فنلاند، چالشها و اقداماتی که منجر به تحقق این هدف شده، پرداخته میشود.
📌 ۶۰ هزار میلیارد اختلاس یعنی چه؟
📺 ۴۵۰ میلیارد دلار یعنی چه؟
📉 عدمالنفع ۱٫۳ تریلیون دلاری و هستهای
📈 تورم و بدهی ده ساله گذشته
🍽 سوءتغذیه در ایران
📈 هزاران میلیارد دلار خسارت
📊 از نیروگاه هستهای بوشهر تا نیروگاه هستهای امارات!
📺 غنیسازی چقدر خرج داشته و چرا ول کن نیستیم؟
📕نقد و بررسیِ «این از معجزات اقتصاد دستوریست»
📺 حقوقِ کارمندان و کارگرانِ سایپا
📺 چرا اقتصاد ایران توسعه پیدا نمیکند؟
📕«پاکستانیزه شدن» اقتصاد ایران
📕مرگ تدریجیِ یک رویا
.
#سیاست #شهر_فرنگ#جامعه #فنلاند #اقتصاد #بیخانمان #مسکن #اعتیاد #ترک_اعتیاد #دولت_رفاه
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
یه حس عذاب وجدانی پیداکردم وقتی که ایشون رو خانم خطاب کردم
و خیلی اروم بهم گفت من پسرم…!
🔸هرجور که دودوتا چهارتا کنیم، این نسل پایانِ حکومتِ اسلام و آخوند در ایرانه. کافیه به روابطشون در جمعهاشون، به موسیقیها و ترانههایی که گوش میدن، به الگوها و قهرمانهاشون و به ارزشهاشون نگاهی از نزدیک کردهباشید، که بدونید این نسل، بهطور ذاتی هیچ وجه زیر بار خیلی چیزها نمیتونه بره. هزارتا بمب اتم نیز نمیتونه در مقابلِ این نسل بازدارندگی ایجاد کنه و اونا را بردۀ مجدد یک نظامِ فشلِ فاشیستی و ارتجاعی کنه.
🔸تفسیر انتقادی قرآنی که این نوجون داره جلو میبره از جهتِ صداقت و صراحت و تسلطِ نسبی و تعهد به نگاهِ انتقادی-منطقی، از روشنفکرترین مسلمانانِ پر ادعای نسلهای قبل هم برنمیآمد؛ چون در جهان و اتمسفری زیست میکردند که بسیاری امورِ ناعقلانی و عقلانیتستیز، بدیهی، مقدس و غیرقابل خدشه مینمود؛ جهانی که «همرنگی با جامعۀ دینی و ادبیات مشترک»، ارزش بیشتری از «صداقت و صراحت» و «عقلانیتِ سرد» و «بیانِ اشکالاتِ جدی در متون دینی و اصل ادیان» بدونِ لکنتِ زبان داشت؛ و همۀ اعضای جامعه، بدرجات بزدل و بردهمنش و منافق و چندچهره بارمیآمدند، بنحوی که حتی دکتر حاج فرج دباغ (عبدالکریم سروش) که بنیاد سنت اسلامی (یعنی بنیادِ آسمانیِ وحی و نبوت و باور به برتریِ قرآن بر همۀ کتب، عصمت و امامت و امام زمان، معتبر بودنِ تاریخ اسلام و نهجالبلاغه و... از جهت تاریخی و...) را با بسیاری مباحثش به زیر سوال برده بودهاست، بهجهت حفظِ موقعیتِ خود در جامعۀ دینی و رهایی از خطرِ طرد و تکفیر شدن، به انواع ابزارها تمسک جستهاست، از جمله نوشتنِ اشعار چاپلوسانه - مداحانه از محمد، امر پارادوکسیکالی که برای نسلی که در ذیلِ بسطِ عقلانیتِ مدرن و زیستجهان جدید بارآمده، حتی در خیال نیز نامقدور است.
.
#جامعه #نقد_فرهنگ #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 چطور میتونیم زمان وقوع انقلاب رو پیشبینی کنیم؟ (+)
❓آیا انقلابها قابل پیشبینیاند؟ آیا میشه زمان وقوع انقلاب رو پیشبینی کرد؟
🔸در این ویدیو از قویترین مدلهای هوش مصنوعی برای ساختن دو شخصیت استفاده کردیم. یک تاریخدان که معتقده انقلابها از الگوهای قابلپیشبینی پیروی میکنند و یک تاریخدان دیگه که معتقده انقلابها نتیجه فروپاشیهای ساختاری هستند که از الگوی قابلپیشبینیای تبعیت نمیکنند. این دو شخصیت در یک مناظره سیاسی با همدیگه به بحث میشینن و درباره موضوع «انقلاب» تبادل نظر میکنند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
❓آیا انقلابها قابل پیشبینیاند؟ آیا میشه زمان وقوع انقلاب رو پیشبینی کرد؟
🔸در این ویدیو از قویترین مدلهای هوش مصنوعی برای ساختن دو شخصیت استفاده کردیم. یک تاریخدان که معتقده انقلابها از الگوهای قابلپیشبینی پیروی میکنند و یک تاریخدان دیگه که معتقده انقلابها نتیجه فروپاشیهای ساختاری هستند که از الگوی قابلپیشبینیای تبعیت نمیکنند. این دو شخصیت در یک مناظره سیاسی با همدیگه به بحث میشینن و درباره موضوع «انقلاب» تبادل نظر میکنند.
منابع این ویدیو:
کتابِ
Revolutions : a very short introduction
by Jack A Goldstone
و کتابِ
The Anatomy of Revolution
by Crane Brinton
.
#سیاست #آینه_تاریخ #جامعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸بقول فیلسوفِ انقلاب و ولایت:
🔸بجای اینکه این وضعیتِ فاجعهبار را بهانهای کند که به گوش حکومت بزند و انذار دهد که در سیاستهای آشکارا شکستخورده در مواجهه با دنیا، منطقه و هستهای، که اقتصادِ ایران را از کشورهای منطقه مفلوکتر کرده، تجدیدنظر کند، و وارد روابطۀ نرمال با دنیا شود، به جعل و وارونهگوییِ علنی خود را گرفتار میکند:
▪️از «عادیبودنِ زندگی مردم» قصه میبافد، و از «پیروزی در جنگ ۱۲ روزه»، که همۀ مردم شاهد عینی لحظهلحظهاش بودند، ابردروغ تحویل مخاطب میدهد؛ و ذرهای حتی برای آبروی اکنون و عاقبت خود نمیترسد که فردا روز که ورق برگشت، در آزادی حکومت بعد، چطور میتواند سرش را بالا بگیرد؟ واقعا نام نیک و اعتبار فلسفه را لگدمال کردن به چه قیمت؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
«زندگی جاریست»(!)، چون مردم هنوز میوه میخرند و هنوز بوی کبابی هست و لباسی بر تن دارند، و به مرحلۀ علفخوری و لنگبستنِ یمنی نرسیدن!
🔸بجای اینکه این وضعیتِ فاجعهبار را بهانهای کند که به گوش حکومت بزند و انذار دهد که در سیاستهای آشکارا شکستخورده در مواجهه با دنیا، منطقه و هستهای، که اقتصادِ ایران را از کشورهای منطقه مفلوکتر کرده، تجدیدنظر کند، و وارد روابطۀ نرمال با دنیا شود، به جعل و وارونهگوییِ علنی خود را گرفتار میکند:
▪️از «عادیبودنِ زندگی مردم» قصه میبافد، و از «پیروزی در جنگ ۱۲ روزه»، که همۀ مردم شاهد عینی لحظهلحظهاش بودند، ابردروغ تحویل مخاطب میدهد؛ و ذرهای حتی برای آبروی اکنون و عاقبت خود نمیترسد که فردا روز که ورق برگشت، در آزادی حکومت بعد، چطور میتواند سرش را بالا بگیرد؟ واقعا نام نیک و اعتبار فلسفه را لگدمال کردن به چه قیمت؟
.
#جامعه #حکومت_اسلامی #اقتصاد #استمرارطالبان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 بدرقۀ زیبای پیکرِ ناصر تقوایی
🔸البته حدس میزنم بانوی آغاز فیلم، همسر پرمهر و گرامی ناصر تقوایی باشد. بسیار فرخنده است که بیاموزیم روز مرگ، روز اندوه و عزا و ماتم و افسوس و سیاهپوشی نیست؛ روز شادی است و جشن و سپاسگزاری. درست مثل تکتک روزهای زندگی.
🔸برای احیای ایران و انسانِ ایرانی، بایسته است که این رسمِ جاهلیِ شیعه، که آیینِ سیاهپوشی و غم و عزا و ماتم و خودزنی و جنون ناسپاسی نسبت به زندگی و مرگ است، را براندازیم.
🔸اگر مرگ را براستی حق میدانیم چونان زندگی، پس نه زندگی گناه است و نه مرگ امری جدا از آن و لایقِ لعن و نفرت؛ هر دو موهبتیاند که حیات انسانی را ممکن میکنند؛ تجربههای متنوعِ هستیِ خودآگاهانه و ادراکِ هستی را، و باید هر دو را بهیکسان گرامی داشت و جشن گرفت. اگر وصال زیباست، فراق نیز زیباست و باید آن را به زیباترین وجه پاسداشت؛ چرا که وصالی بدون فراق ممکن نیست، و آغازی بدونِ پایان. عشقِ واقعی تنها با تصدیقِ واقعیتها و محدودیتهای واقعیت و پایانهای محتوم ممکن است؛ وگرنه آنکه فراق و مرگ را نفرینشده بداند، اساسا به وادیِ مقدسِ عشق و زندگی وارد نمیشود.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸البته حدس میزنم بانوی آغاز فیلم، همسر پرمهر و گرامی ناصر تقوایی باشد. بسیار فرخنده است که بیاموزیم روز مرگ، روز اندوه و عزا و ماتم و افسوس و سیاهپوشی نیست؛ روز شادی است و جشن و سپاسگزاری. درست مثل تکتک روزهای زندگی.
🔸برای احیای ایران و انسانِ ایرانی، بایسته است که این رسمِ جاهلیِ شیعه، که آیینِ سیاهپوشی و غم و عزا و ماتم و خودزنی و جنون ناسپاسی نسبت به زندگی و مرگ است، را براندازیم.
🔸اگر مرگ را براستی حق میدانیم چونان زندگی، پس نه زندگی گناه است و نه مرگ امری جدا از آن و لایقِ لعن و نفرت؛ هر دو موهبتیاند که حیات انسانی را ممکن میکنند؛ تجربههای متنوعِ هستیِ خودآگاهانه و ادراکِ هستی را، و باید هر دو را بهیکسان گرامی داشت و جشن گرفت. اگر وصال زیباست، فراق نیز زیباست و باید آن را به زیباترین وجه پاسداشت؛ چرا که وصالی بدون فراق ممکن نیست، و آغازی بدونِ پایان. عشقِ واقعی تنها با تصدیقِ واقعیتها و محدودیتهای واقعیت و پایانهای محتوم ممکن است؛ وگرنه آنکه فراق و مرگ را نفرینشده بداند، اساسا به وادیِ مقدسِ عشق و زندگی وارد نمیشود.
.
#نقد_شیعه #جامعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🔸در مراسم تدفین ناصر تقوایی چنان که وصیت کرده بود، بدرقهکنندگان لباس سفید بر تن داشتند. خبری از روحانی دینی و واژگان رسمی مرگ نبود. به جایش موسیقی جنوبی نواخته شد. ریتم زیبای خاک و دریا؛ یعنی زیباترین روی زندگی.
🔸این آخرین اثر زیبای هنرمندی بود که وداعش را باشکوه و خرد کارگردانی کرد. اگرچه عنوان اثر «وداع» بود، اما هنرمند برجسته آن را به سلامی به زندگی بدل کرد: با لباس سفید و موسیقی خاک و دریا و شاهنامه و دست زدن و بندر و شرجی و عرقِ کار.
🔸او چنان زیبا وداعش را کارگردانی کرد که مرگ بهجای «آیینِ اطاعت»، به «آیینِ زیستن» بدل شد. این مراسم نشانهی کوچکی از یک تحول بزرگ است: جامعهای که دارد جرأت میکند مرگ را هم از چنگ ایدئولوژی پس بگیرد.
🔸تمام فیلمها را نگاه کردم. همه چیز از وصیت دفن با تابوت گرفته تا موسیقی و... نشانهای بود از دگرگونی بنیادین در ضمیر جمعی جامعه ایران؛ گذار از دینِ نهادمند به سوی معنویتِ انتخابی و انسانی.
🔸«ایدهی ناظر» در آخرین کارگردانی هنرمند با هنرمندی تحسینبرانگیز همسرش و نزدیکانش، «آزادی» بود. پیامی آشکار که دیگر نمیتوانید نحوهی مردن ما را به ابژهی ایدئولوژیک بدل کنید.
🔸انتخاب رنگ سفید که لباس بدرقهی ایرانیان پیش از اسلام بود و خواندن شاهنامه و سرود «ای ایران» بدل به «کنش نمادین آزادی» شد؛ حرکتی آرام اما ژرف، که به قدرت حاکم نشان داد که قدرت واقعی دست کیست.
🔺این، اتفاق کوچکی نیست که مردم، آهسته ولی پیوسته، دین را از انحصار روحانیت و نهاد بیرون میکشند و به قلمرو «معنوییت در تجربهی شخصی» برمیگردانند.
🔺این همان تغییریست که سالهاست در لایههای زیرین جامعه جریان دارد: مردم دیگر برای معنویت، به نسخههای رسمی تکیه نمیکنند. آنها در موسیقی، در طبیعت، در دوستی و حتی در سکوت، نوعی ایمانِ تازه میجویند؛ ایمانی که در آن ترس، دستور و دوزخ و بهشتِ وعدهدادهشده، راه ندارد.
🔸هنرمند در آخرین اثرش نشان داد که چگونه جامعه دارد آیینهای خودش را بازمیسازد؛ آیینهایی که نه از آسمان میآیند، بلکه از زمین، از تجربهی زیسته، از بدن و حافظهی جمعیِ زخمی. نشان داد ایمان از «آنچه باید باور کرد»، بدل شده «به آنچه میتوان زیست».
🔸این مراسم لبخند به جهان نوینی بود که قدرت از آن بیرون رفته و معنا به آن بازگشته است. درست در همان لحظه که موسیقی جنوب در خاک پیچید، میشد شنید که جامعه ایران، آرام و چون همیشه صبور، دارد میگوید:
✍🏻#زهرا_عبدی
🌾 @Naqdagin
🔸این آخرین اثر زیبای هنرمندی بود که وداعش را باشکوه و خرد کارگردانی کرد. اگرچه عنوان اثر «وداع» بود، اما هنرمند برجسته آن را به سلامی به زندگی بدل کرد: با لباس سفید و موسیقی خاک و دریا و شاهنامه و دست زدن و بندر و شرجی و عرقِ کار.
🔸او چنان زیبا وداعش را کارگردانی کرد که مرگ بهجای «آیینِ اطاعت»، به «آیینِ زیستن» بدل شد. این مراسم نشانهی کوچکی از یک تحول بزرگ است: جامعهای که دارد جرأت میکند مرگ را هم از چنگ ایدئولوژی پس بگیرد.
🔸تمام فیلمها را نگاه کردم. همه چیز از وصیت دفن با تابوت گرفته تا موسیقی و... نشانهای بود از دگرگونی بنیادین در ضمیر جمعی جامعه ایران؛ گذار از دینِ نهادمند به سوی معنویتِ انتخابی و انسانی.
🔸«ایدهی ناظر» در آخرین کارگردانی هنرمند با هنرمندی تحسینبرانگیز همسرش و نزدیکانش، «آزادی» بود. پیامی آشکار که دیگر نمیتوانید نحوهی مردن ما را به ابژهی ایدئولوژیک بدل کنید.
🔸انتخاب رنگ سفید که لباس بدرقهی ایرانیان پیش از اسلام بود و خواندن شاهنامه و سرود «ای ایران» بدل به «کنش نمادین آزادی» شد؛ حرکتی آرام اما ژرف، که به قدرت حاکم نشان داد که قدرت واقعی دست کیست.
🔺این، اتفاق کوچکی نیست که مردم، آهسته ولی پیوسته، دین را از انحصار روحانیت و نهاد بیرون میکشند و به قلمرو «معنوییت در تجربهی شخصی» برمیگردانند.
🔺این همان تغییریست که سالهاست در لایههای زیرین جامعه جریان دارد: مردم دیگر برای معنویت، به نسخههای رسمی تکیه نمیکنند. آنها در موسیقی، در طبیعت، در دوستی و حتی در سکوت، نوعی ایمانِ تازه میجویند؛ ایمانی که در آن ترس، دستور و دوزخ و بهشتِ وعدهدادهشده، راه ندارد.
🔸هنرمند در آخرین اثرش نشان داد که چگونه جامعه دارد آیینهای خودش را بازمیسازد؛ آیینهایی که نه از آسمان میآیند، بلکه از زمین، از تجربهی زیسته، از بدن و حافظهی جمعیِ زخمی. نشان داد ایمان از «آنچه باید باور کرد»، بدل شده «به آنچه میتوان زیست».
🔸این مراسم لبخند به جهان نوینی بود که قدرت از آن بیرون رفته و معنا به آن بازگشته است. درست در همان لحظه که موسیقی جنوب در خاک پیچید، میشد شنید که جامعه ایران، آرام و چون همیشه صبور، دارد میگوید:
ما زبان شما را دیگر نمیخواهیم؛ ما حتی مرگمان را به زبانِ خودمان، زندگی میکنیم.
✍🏻#زهرا_عبدی
📺 جشن یگانگی فرخندۀ مرگ و زندگی
— بدرقۀ عارفانۀ بدن و پایان جذام شیعهگری
.➖➖➖
#نقد_شیعه #حکومت_اسلامی #جامعه
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘اتوبوس مجانی هوس
(۲/۲)
✍🏻 #محبوبه_زمانیان
🍂 در رویکردهای دینی اما این مساله با دقت بیشتری بررسی شده است. به همین دلیل است که نهاد دین توانسته است قرنها همچنان پابرجا بماند. یکی از راهحلهایی که دین برای انسان باقی گذاشته است تنوع باور دینی است. برای مثال در این حیطه منطقهای نظری وجود دارد که فرد در آن نه خداباور است و نه خداناباور. این گروه را ندانمگرا می نامند. ندانمگرایی سبقه طولانی در فلسفهی یونان باستان دارد. فردی که نمیتواند هیچ ادلهای در رد یا اثبات وجود خدا داشته باشد یا به کلی نسبت به اثبات یا رد خدا بیاعتنا باشد خود را زیرمجموعهی چنین گروهی مینامد.
🍂 درواقع دین با هوشمندی تاریخی خود حتی منتقدان خود را نیز در کنار خود نگاه داشته است. این فُرم دین میتوانست در آموزش سیاسی شهروندان نقش موثری ایفا کند. اما در نظام فلسفی لیبرالیسم هر فرد صاحب و مالک باور و عقیده خود است. با منطق لیبرالیسم نمیتوان کسی را بابت نداشتن هیچگونه رای سیاسی سرزنش کرد. درواقع در جامعه بسیار افرادی هستند که میتوان آنها را «ندانمگرای سیاسی» دانست. اما فشار اجتماعی سبب شده است افراد جامعه نه تنها فرصت ساخت اندیشه سیاسی خود را نداشته باشند بلکه حتی از نداشتن رای سیاسی دچار شرم شوند.
🍂 این مساله باعث ظهور و بروز اقشاری شده است که داشتن یک رویکرد سیاسی را تکلیف سیاسی و اجتماعی خود میدانند، یعنی درست مانند دین؛ اما با یک تفاوت بزرگ؛ این که دین فرصت دستیابی به چنین رویکردی را به انسان میداد. در حالی که امروزه ما افراد جامعه را از حقِ فردیِ اندیشیدن و سپس انتخاب کردن محروم کردهایم. همین امر را میتوان در فراوانی صفحات لیبرتارین با انبوهی از خطاهای شناختی و معرفتی در ایران نیز مشاهده کرد که در آنسوی جهان نیز در گرایش جوانان نیویورکی به سوی کمونیسم دیده میشود. شباهتی که حرفهای زیادی برای گفتن دارند.
🍂 از این نقطه نظر است که میتوان به فرایند جذب نیروهای انسانی در ایدئولوژی کمونیسم در غرب پی بُرد. نیز میتوان فهمید چرا شعاری دستکم تا این حد بیمناسبت به تاریخ آمریکا توانسته است رای جمع کند. گویی فشار حداکثری به کودکان تا پایان دوران نوجوانی برای یادگیری تاریخ، و ساختن رای سیاسی و اندیشه سیاسیشان تاثیر بزرگی گذاشته است. از طرف دیگر چنین روندی خودبخود به سمت سادهسازی جهان سیاست و اقتصاد رفته است. چرا که زمانی که بخواهید سیاست را تا سطح یک دیدگاه شخصی پایین بیاورید لاجرم بخش مهم آن یعنی فلسفه و ساختار اندیشگی آن از میان میرود و به رای فردی فروکاسته میشود.
🍂 همین سادهسازی در جهان نظری و آکادمیک سبب شده است که نمودار ساده شدهی کمونیسم و سوسیالیسم از سیاست و اقتصاد و جامعه چنین نیروهایی را به سمت خود جذب کند. اگر شعار اتوبوس مجانی امروزه در نیویورک مردم را به پای صندوق رای آورده است، امروزه نیز در ایران حملات مکرر به اصل و بنیاد دانشگاه در حال ساخت بستری است که در آینده وضعیتی به مراتب بدتر را رقم خواهد زد.
🍂 تلاش برای منطبق کردن نظریه بر عمل بر اساس بنیان فکری سادهسازی کردن جهان همان تلهای است که کمونیسم در آینده برای ایران رقم خواهد زد. درواقع این هوس یا اشتیاق بیوقفه و آتشین انسان امروزی به ساده کردن و ساده فهمیدن جهان، خود همان میل به دانشگاه کردن خیابان و خیابان کردن دانشگاه دارد. همان رویکردی که سیاست را به هویت فردی و سپس به پرستیژ فردی فروکاسته است؛ و همان رویکردی که در نیویورک کنشگری را به سمت انتخاب اتوبوس مجانی سوق داده است.
@jaiibarayeman
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
✍🏻 #محبوبه_زمانیان
🍂 در رویکردهای دینی اما این مساله با دقت بیشتری بررسی شده است. به همین دلیل است که نهاد دین توانسته است قرنها همچنان پابرجا بماند. یکی از راهحلهایی که دین برای انسان باقی گذاشته است تنوع باور دینی است. برای مثال در این حیطه منطقهای نظری وجود دارد که فرد در آن نه خداباور است و نه خداناباور. این گروه را ندانمگرا می نامند. ندانمگرایی سبقه طولانی در فلسفهی یونان باستان دارد. فردی که نمیتواند هیچ ادلهای در رد یا اثبات وجود خدا داشته باشد یا به کلی نسبت به اثبات یا رد خدا بیاعتنا باشد خود را زیرمجموعهی چنین گروهی مینامد.
🍂 درواقع دین با هوشمندی تاریخی خود حتی منتقدان خود را نیز در کنار خود نگاه داشته است. این فُرم دین میتوانست در آموزش سیاسی شهروندان نقش موثری ایفا کند. اما در نظام فلسفی لیبرالیسم هر فرد صاحب و مالک باور و عقیده خود است. با منطق لیبرالیسم نمیتوان کسی را بابت نداشتن هیچگونه رای سیاسی سرزنش کرد. درواقع در جامعه بسیار افرادی هستند که میتوان آنها را «ندانمگرای سیاسی» دانست. اما فشار اجتماعی سبب شده است افراد جامعه نه تنها فرصت ساخت اندیشه سیاسی خود را نداشته باشند بلکه حتی از نداشتن رای سیاسی دچار شرم شوند.
🍂 این مساله باعث ظهور و بروز اقشاری شده است که داشتن یک رویکرد سیاسی را تکلیف سیاسی و اجتماعی خود میدانند، یعنی درست مانند دین؛ اما با یک تفاوت بزرگ؛ این که دین فرصت دستیابی به چنین رویکردی را به انسان میداد. در حالی که امروزه ما افراد جامعه را از حقِ فردیِ اندیشیدن و سپس انتخاب کردن محروم کردهایم. همین امر را میتوان در فراوانی صفحات لیبرتارین با انبوهی از خطاهای شناختی و معرفتی در ایران نیز مشاهده کرد که در آنسوی جهان نیز در گرایش جوانان نیویورکی به سوی کمونیسم دیده میشود. شباهتی که حرفهای زیادی برای گفتن دارند.
🍂 از این نقطه نظر است که میتوان به فرایند جذب نیروهای انسانی در ایدئولوژی کمونیسم در غرب پی بُرد. نیز میتوان فهمید چرا شعاری دستکم تا این حد بیمناسبت به تاریخ آمریکا توانسته است رای جمع کند. گویی فشار حداکثری به کودکان تا پایان دوران نوجوانی برای یادگیری تاریخ، و ساختن رای سیاسی و اندیشه سیاسیشان تاثیر بزرگی گذاشته است. از طرف دیگر چنین روندی خودبخود به سمت سادهسازی جهان سیاست و اقتصاد رفته است. چرا که زمانی که بخواهید سیاست را تا سطح یک دیدگاه شخصی پایین بیاورید لاجرم بخش مهم آن یعنی فلسفه و ساختار اندیشگی آن از میان میرود و به رای فردی فروکاسته میشود.
🍂 همین سادهسازی در جهان نظری و آکادمیک سبب شده است که نمودار ساده شدهی کمونیسم و سوسیالیسم از سیاست و اقتصاد و جامعه چنین نیروهایی را به سمت خود جذب کند. اگر شعار اتوبوس مجانی امروزه در نیویورک مردم را به پای صندوق رای آورده است، امروزه نیز در ایران حملات مکرر به اصل و بنیاد دانشگاه در حال ساخت بستری است که در آینده وضعیتی به مراتب بدتر را رقم خواهد زد.
🍂 تلاش برای منطبق کردن نظریه بر عمل بر اساس بنیان فکری سادهسازی کردن جهان همان تلهای است که کمونیسم در آینده برای ایران رقم خواهد زد. درواقع این هوس یا اشتیاق بیوقفه و آتشین انسان امروزی به ساده کردن و ساده فهمیدن جهان، خود همان میل به دانشگاه کردن خیابان و خیابان کردن دانشگاه دارد. همان رویکردی که سیاست را به هویت فردی و سپس به پرستیژ فردی فروکاسته است؛ و همان رویکردی که در نیویورک کنشگری را به سمت انتخاب اتوبوس مجانی سوق داده است.
@jaiibarayeman
.
#نقد_چپ #جامعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸ایران نمونه کمنظیری از جامعهای است که سکولاریزاسیون از پایین به بالا را تجربه میکند؛ روندی که برخلاف مسیر تاریخی غرب، نه بهواسطه اصلاح دینی یا تصمیم نخبگان، بلکه در واکنش به اقتدار تئوکراتیک و حضور اجباری دین در تمامی سطوح زندگی عمومی شکل گرفته است. در این نوع سکولاریزاسیون، دولت دینی ناخواسته تبدیل به موتور سکولارشدن جامعه میشود؛ زیرا هرچه حکومت ایدئولوژیکتر، یکپارچهتر و مداخلهگرتر باشد، فاصله مردم با دین رسمی سریعتر و عمیقتر میشود. تجربه چهار دهه حکومتی که دین را ابزار کنترل، قانونگذاری، تنبیه و هویت ملی قرار داده، زمینهای فراهم کرده که مردم بهصورت رادیکال اما خودجوش، رابطهشان با دین را بازتعریف کنند و بهسوی استقلال فردی، معنویتگرایی غیرمذهبی و سکولاریسم حقوقی حرکت کنند.
🔸گزارش موسسه گمان سال ۲۰۲۰ تصویر دقیقی از همین روند ریشهای ارائه میدهد. این مطالعه با بیش از ۳۹٬۹۸۱ پاسخدهنده داخل کشور و روش وزندهی علمی، نگرش جمعیت باسواد بالای ۱۹ سال ایران را بازنمایی میکند. یافتهها از یک دگرگونی عمیق حکایت دارند: تنها ۳۲ درصد خود را شیعه معرفی میکنند و در مقابل، ۹ درصد بیخدا، ۸ درصد زرتشتی، ۷ درصد معنویتگرا، ۶ درصد ندانمگرا و ۲۲ درصد هیچکدام هستند. مهمتر از هویت کنونی، ۴۷ درصد گفتهاند که از دیندار به بیدین تغییر کردهاند؛ تنها ۶ درصد جهت معکوس داشتهاند. مناسک دینی نیز فروپاشیده است؛ ۶۰ درصد نماز نمیخوانند.
🔸در حوزه سیاست، خواست جامعه کاملاً سکولار است: ۶۸ درصد مخالف دخالت احکام دینی در قانونگذاریاند و ۷۱ درصد معتقدند نهادهای دینی باید هزینههای خود را تأمین کنند. ۷۲ درصد با حجاب اجباری مخالفاند و بیش از نیمی اساساً به حجاب اعتقادی ندارند. مخالفت با آموزش رسمی دینی و پذیرش آموزش تنوع ادیان نیز غالب است.
🔸این دادهها نشان میدهد ایران در حال تجربه یکی از سریعترین و رادیکالترین فرایندهای سکولاریزاسیون اجتماعی در میان جوامع تئوکراتیک معاصر است.
✍🏻 #بردیا_فرهمند
@bardiafrh
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸گزارش موسسه گمان سال ۲۰۲۰ تصویر دقیقی از همین روند ریشهای ارائه میدهد. این مطالعه با بیش از ۳۹٬۹۸۱ پاسخدهنده داخل کشور و روش وزندهی علمی، نگرش جمعیت باسواد بالای ۱۹ سال ایران را بازنمایی میکند. یافتهها از یک دگرگونی عمیق حکایت دارند: تنها ۳۲ درصد خود را شیعه معرفی میکنند و در مقابل، ۹ درصد بیخدا، ۸ درصد زرتشتی، ۷ درصد معنویتگرا، ۶ درصد ندانمگرا و ۲۲ درصد هیچکدام هستند. مهمتر از هویت کنونی، ۴۷ درصد گفتهاند که از دیندار به بیدین تغییر کردهاند؛ تنها ۶ درصد جهت معکوس داشتهاند. مناسک دینی نیز فروپاشیده است؛ ۶۰ درصد نماز نمیخوانند.
🔸در حوزه سیاست، خواست جامعه کاملاً سکولار است: ۶۸ درصد مخالف دخالت احکام دینی در قانونگذاریاند و ۷۱ درصد معتقدند نهادهای دینی باید هزینههای خود را تأمین کنند. ۷۲ درصد با حجاب اجباری مخالفاند و بیش از نیمی اساساً به حجاب اعتقادی ندارند. مخالفت با آموزش رسمی دینی و پذیرش آموزش تنوع ادیان نیز غالب است.
🔸این دادهها نشان میدهد ایران در حال تجربه یکی از سریعترین و رادیکالترین فرایندهای سکولاریزاسیون اجتماعی در میان جوامع تئوکراتیک معاصر است.
✍🏻 #بردیا_فرهمند
@bardiafrh
.
#حکومت_اسلامی #آمار #جامعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تفاوت علم و دین چیه؟
🔺نسل جدید، بهمددِ ارتباط از کودکی با اینترنت و شبکههای اجتماعی، هیچ نسبتی با دین و حکومت دینی ندارد، و این نشانهی آشکاری از سر رسیدنِ موعدِ «سلطهی دین بر حکومت و جامعه» است.
🔺روزگاری بود بابتِ پارهشدنِ ناخواستهی عکس خمینی و خامنهای در اول کتب درسی، دانشآموزان دستگیر و گاه اعدام میشدند، یا از ترسِ اینکه بلایی سرشان بیاید، هزار و یک اضطراب میگرفتند، یا خامنهای برای پارهشدنِ تصویرش بغض روضهخوانوار میکرد و میگفت
«با کسانی که عکسم را پاره کردند، کاری نداشتهباشید»،
و پامنبریهایش نیز هقهقِ گریهشان سرازیر می شد که چه واقعهی عظمایی رخ دادهاست و عکس چه اهمیت عظیمی دارد؛ امروز ولی علنا نوجوانهایی را میبینیم که دربارهی دین، بروزترین نقدها را بطور علنی و با شجاعت طرح میکنند، و جامعه نیز آنها را با شدتِ بالایی تشویق میکند، یا کتبِ دینی و عربی و قرآنِ مدارس را به انواع طرق سخره میگیرند، و کتبی پوچ و باطل و اتلافکنندهی عمر مینامند، یا معجزاتِ پیامبران را موضوعِ طنزهای روزانهی خود قرار میدهند.
.
#حکومت_اسلامی #جامعه #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘نامِ «شاه» بهمثابه «باطلالسحر ولایت»
— سبقتِ شعور ملی از روشنفکرانِ ایدئولوژیک
✍🏻 نگار
🍂 وضعیت امروز جامعهی ایران شبیه زندانی رنجور و فرسودهای است که نزدیک به نیم قرن بهطور مستمر شلاق خورده است؛ بدنی که برخی زخمهایش چرکین و سیاه شده و برخی هنوز تازه، سوزان و باز است. این فقط یک بدن سیاسی نیست، یک روان جمعی است: روانی انباشته از تحقیر، حذف، سرکوب، وعدههای دروغین و زیست اجباری در نظمی که نه انتخابش کرده و نه توان هضمش را داشته است. جامعهای که دههها تحت فشار ایدئولوژیکِ فراتر از ظرفیت فرهنگی و تاریخیاش زیسته، ناگزیر دچار تروما میشود؛ و تروما، اگر درمان نشود، به فروپاشی میانجامد یا به انفجار.
🍂 در چنین لحظهای، میل به انتقام فوران میکند و البته انتقام الزاماً میل به خونریزی نیست؛ در جوامع خشونتگریزی مثل ایران، اغلب میل به نفی است؛ نفی شکنجهگر، نفی روایت او، نفیِ تاریخ تحمیلشدهاش. جامعهی ایران امروز دقیقاً در همین نقطه ایستاده است. کاری که میکند، پیش از هر چیز، احیای هویتی است که لگدمال شده؛ هویتی که نه فقط سرکوب، بلکه تحریف شده است.
🔺از همینجاست که تفاوت ظاهری اما معنادار شعارها از ۵۷ تا ۴۰۴ سر برمیآورد: خطای انقلاب پیشین که با «مرگ بر شاه» آغاز شد، اکنون در خیابانها با «جاوید شاه» تصحیح میشود. این «نوستالژی» یا به تعبیر برخی «سادهلوحی تاریخی» نیست؛ یک «کنش نمادین رادیکال» است.
🔺جامعه با فریاد این شعار به حاکمیت میگوید:
اتصال آگاهانه یا ناآگاهانه به پیش از ۱۳۵۷، به معنای حذف نمادین جمهوری اسلامی از زنجیرهی هویت تاریخی ایران است؛ گویی این ۴۷ سال یک انقطاع بیمارگونه بوده، نه یک تداوم مشروع. انقطاعی که میخواهیم عامدانه نادیدهاش بگیریم و از تاریخ کشورمان قیچی کنیم و دور بیندازیم. این هم عمق زخم را نشان میدهد و هم نهایت تحقیر شکنجهگر را:
🔺🔻اما این همهی ماجرا نیست. تقلیل این شعار به واکنش تروماتیک، سادهسازی و خطرناک است. حقیقت تاریخی دیگری هم در دل این بازگشت نهفته است: جامعهی ایران میکوشد دوباره به ریشههای فرهنگی، ملی و پیشامذهبی دولت مدرن خود متصل شود؛
🔺«پهلوی» در این معنا، فقط یک خاندان یا دورهی تاریخی نیست؛ دالّی است برای دولت غیرایدئولوژیک، برای ملیگرایی مدنی، برای خروج دین از جایگاه ابزار قدرت.
🔺و بخت تاریخی اینجاست که نماد این گذار، شخصیتی از همان خاندان است که صراحتاً از نظم دموکراتیک، تفکیک قوا و حق انتخاب مردم سخن میگوید. این تصادف نیست؛ همزمانیِ نیاز جامعه به ترمیم ترومای تاریخی با وجود چهرهای که میتواند نمایندگی نمادینِ عبور از استبداد دینی را بر عهده بگیرد، یک همنشینی کمسابقه در تاریخ معاصر ایران است.
🔺این دو لایه یعنی درمان زخم تروماتیک و بازسازی پیوند تاریخی، در کنار هم، بهترین امکان برای سوزاندن ریشههای روانیِ خشونت، تحقیر و دروغی است که جان ایران را خراشیده است.
🔻و دقیقاً به همین دلیل است که باید هشدار داد:
🔻در این هیاهوی توفانزده، هوشیاری یعنی چسبیدن به یک «باطلالسحر روشن و بیتعارف»؛ نامی که کل دستگاه فریب را از کار میاندازد، چون جای مانور نمیگذارد. «شاه» در این معنا، نه یک فرد، بلکه یک «کد سیاسیِ رادیکال» است:
🔻از همینروست که :
📌سیاست جای نیتهای پاک نیست؛ جای نتایج عینی است. و در این لحظهی تاریخی، امنترین، شفافترین و برندهترین کلیدواژه، همان است که بیش از همه آنان را میترساند: نام شاه! صریح، روشن، بیابهام.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— سبقتِ شعور ملی از روشنفکرانِ ایدئولوژیک
✍🏻 نگار
🍂 وضعیت امروز جامعهی ایران شبیه زندانی رنجور و فرسودهای است که نزدیک به نیم قرن بهطور مستمر شلاق خورده است؛ بدنی که برخی زخمهایش چرکین و سیاه شده و برخی هنوز تازه، سوزان و باز است. این فقط یک بدن سیاسی نیست، یک روان جمعی است: روانی انباشته از تحقیر، حذف، سرکوب، وعدههای دروغین و زیست اجباری در نظمی که نه انتخابش کرده و نه توان هضمش را داشته است. جامعهای که دههها تحت فشار ایدئولوژیکِ فراتر از ظرفیت فرهنگی و تاریخیاش زیسته، ناگزیر دچار تروما میشود؛ و تروما، اگر درمان نشود، به فروپاشی میانجامد یا به انفجار.
🍂 در چنین لحظهای، میل به انتقام فوران میکند و البته انتقام الزاماً میل به خونریزی نیست؛ در جوامع خشونتگریزی مثل ایران، اغلب میل به نفی است؛ نفی شکنجهگر، نفی روایت او، نفیِ تاریخ تحمیلشدهاش. جامعهی ایران امروز دقیقاً در همین نقطه ایستاده است. کاری که میکند، پیش از هر چیز، احیای هویتی است که لگدمال شده؛ هویتی که نه فقط سرکوب، بلکه تحریف شده است.
🔺از همینجاست که تفاوت ظاهری اما معنادار شعارها از ۵۷ تا ۴۰۴ سر برمیآورد: خطای انقلاب پیشین که با «مرگ بر شاه» آغاز شد، اکنون در خیابانها با «جاوید شاه» تصحیح میشود. این «نوستالژی» یا به تعبیر برخی «سادهلوحی تاریخی» نیست؛ یک «کنش نمادین رادیکال» است.
🔺جامعه با فریاد این شعار به حاکمیت میگوید:
من نهفقط مشروعیت تو، بلکه وجود تاریخی تو را انکار میکنم.
اتصال آگاهانه یا ناآگاهانه به پیش از ۱۳۵۷، به معنای حذف نمادین جمهوری اسلامی از زنجیرهی هویت تاریخی ایران است؛ گویی این ۴۷ سال یک انقطاع بیمارگونه بوده، نه یک تداوم مشروع. انقطاعی که میخواهیم عامدانه نادیدهاش بگیریم و از تاریخ کشورمان قیچی کنیم و دور بیندازیم. این هم عمق زخم را نشان میدهد و هم نهایت تحقیر شکنجهگر را:
انکارِ روایت، بدترین کابوس هر نظام ایدئولوژیک است.
🔺🔻اما این همهی ماجرا نیست. تقلیل این شعار به واکنش تروماتیک، سادهسازی و خطرناک است. حقیقت تاریخی دیگری هم در دل این بازگشت نهفته است: جامعهی ایران میکوشد دوباره به ریشههای فرهنگی، ملی و پیشامذهبی دولت مدرن خود متصل شود؛
به الگویی از نظم سیاسی که دین را ابزار حکومت میکرد و هویت را به ایدئولوژی تقلیل نمیداد.
🔺«پهلوی» در این معنا، فقط یک خاندان یا دورهی تاریخی نیست؛ دالّی است برای دولت غیرایدئولوژیک، برای ملیگرایی مدنی، برای خروج دین از جایگاه ابزار قدرت.
🔺و بخت تاریخی اینجاست که نماد این گذار، شخصیتی از همان خاندان است که صراحتاً از نظم دموکراتیک، تفکیک قوا و حق انتخاب مردم سخن میگوید. این تصادف نیست؛ همزمانیِ نیاز جامعه به ترمیم ترومای تاریخی با وجود چهرهای که میتواند نمایندگی نمادینِ عبور از استبداد دینی را بر عهده بگیرد، یک همنشینی کمسابقه در تاریخ معاصر ایران است.
🔺این دو لایه یعنی درمان زخم تروماتیک و بازسازی پیوند تاریخی، در کنار هم، بهترین امکان برای سوزاندن ریشههای روانیِ خشونت، تحقیر و دروغی است که جان ایران را خراشیده است.
🔻و دقیقاً به همین دلیل است که باید هشدار داد:
پروژهی «عبور از خامنهای» بدون عبور از ساختار ولایت فقیه، خطرناکترین تلهی پیشِ روست. شعارهایی از جنس «علی خامنهای رهبر من نیست» اگر بهدنبال عرضهی «رهبر بهتر» در چارچوب همان نظم باشند، چیزی جز بازتولید هیولا با چهرهای آرایششده نیستند. تاریخ جمهوری اسلامی پر است از این جراحیهای نمایشی که فقط چهرهی زخم را عوض کردند و عفونت را عمیقتر.
🔻در این هیاهوی توفانزده، هوشیاری یعنی چسبیدن به یک «باطلالسحر روشن و بیتعارف»؛ نامی که کل دستگاه فریب را از کار میاندازد، چون جای مانور نمیگذارد. «شاه» در این معنا، نه یک فرد، بلکه یک «کد سیاسیِ رادیکال» است:
نفی ولایت، نفی حکومت دینی، نفی اصلاح از درون.
🔻از همینروست که :
حتی اگر جمهوریخواه باشید، اگر این واقعیت را نفهمید، ممکن است ناخواسته به ابزار دست همان هیولای خفتهی ولایت فقیه تبدیل شوید.
📌سیاست جای نیتهای پاک نیست؛ جای نتایج عینی است. و در این لحظهی تاریخی، امنترین، شفافترین و برندهترین کلیدواژه، همان است که بیش از همه آنان را میترساند: نام شاه! صریح، روشن، بیابهام.
📕تاملی در جا..شی سیاسی فرخ نگهدار
📺 «نجاستِ مسجعِ» حاج فرجِ دغل
— همدستیِ تمامعیارِ «قصاب دانشگاه» با قصابانِ فاشیسم دینی
📻 در باب قیامِ ملی
📕گونهشناسی مخالفان پهلوی
📻 درباب ضرورت و برتریِ گفتمانِ ایرانگرایی دربرابرِ ج.ا
📻 دلایل انفعالِ قشرِ خاکستری
📕نبرد نابرابر؛ چرا پهلویستیزی فاقد «ارادهی موسس» است؟
.
#ایران #جامعه #نقد_روشنفکران #نقد_چپ #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘پیامی از یک استاد جامعهشناسی سیاسی
— پس از حضور در ۱۶ مراسم سوگواری در چند شهر و روستای یکی از استانها:
* جامعه ایران به مقابله علنی با اسلام شیعی- سیاسی برخاسته و انقلاب اخیر برخلاف تصور اتمام آن،
در قالب مبارزه با حکومت اسلامی در جریان است.
این سبک از اعتراض کاملا ارگانیک و با اتحاد نانوشتهای
بین بازماندگان و دارای تمام ویژگی های
یک انقلاب اجتماعی- فرهنگی- سیاسی،
مشابه رنسانس و انقلاب روشنگری، بطور توأمان است؛
۱- در مجالس هیچ اثری از آخوند و ملا نبود
و در ۳ روستا و ۷ شهرستان به امام جمعه ها
و روضه خوانها سنگ زده یا رانده شدند.
۲- به جای صدای نوحه و قرآن، آوازهای محلی
و سرودهای میهنی- حماسی
یا ترانه های دلخواه کشته ها شنیده میشد.
۳- چند مجلس در روستاها با لباس محلی
و در شهرها با جامه آراسته شبیه مراسم شادی دیدم
که نمونه بارزی از عصیان در برابر دین و بازگشت
به ناسیونالیسم بود.
۴- در غالب مجالس انتقام خواهی
و ادامه راه کشته ها بر شیون و زاری ارجحیت داشت.
۵- از لحظه دریافت اجساد تا خاکسپاری خامنه ای
و یارانش نفرین میشدند
و آرزوی مرگ آنها بر ماتم ارجح بود.
۶- بیشتر کسانی که به اعتراض رفتند
به ادامه راه تا سقوط خامنه ای و حکومتش وصیت کرده
و بازماندگان در مراسم دیگران را به ادامه مبارزه
با حکومت اسلامی دعوت میکردند.
۷- نفرت از اسلام مورد نظر خامنه ای
و برائت از اسلام سیاسی بر هر چیز غالب است.
۸- باور به روایت های شیعی رخت بربسته
و تشکیک در روایاتی نظیر کربلا مشهود میباشد.
۹- جمعیت حاضر، حتی آنها که بواسطه نسبت نزدیک آمده بودند با احتیاط به شعارهای حمایت از رضا پهلوی
و بازگشت به وضعیت دوران پادشاهی محمدرضا شاه میپیوستند.
۱۰- دخترانی که با کشته ها رابطه عاطفی داشتند
با اعضای ذکور خانواده و بدون شرم از فرهنگ بسته شهرستانها عشق خود را علنی ابراز و کنار اعضای اصلی خانواده دادخواهان می ایستادند.
🔺همه این ویژگیها به ما میگوید که جامعه ایران بعد از بارها پوستاندازی به قبل و بعد از این انقلاب تقسیم و برای استقرار لائیسیته و جدایی دین از سیاست آماده شده است.
نام نویسنده محفوظ است
منبع : توییتر خانم ریحانه فلاح
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— پس از حضور در ۱۶ مراسم سوگواری در چند شهر و روستای یکی از استانها:
* جامعه ایران به مقابله علنی با اسلام شیعی- سیاسی برخاسته و انقلاب اخیر برخلاف تصور اتمام آن،
در قالب مبارزه با حکومت اسلامی در جریان است.
این سبک از اعتراض کاملا ارگانیک و با اتحاد نانوشتهای
بین بازماندگان و دارای تمام ویژگی های
یک انقلاب اجتماعی- فرهنگی- سیاسی،
مشابه رنسانس و انقلاب روشنگری، بطور توأمان است؛
۱- در مجالس هیچ اثری از آخوند و ملا نبود
و در ۳ روستا و ۷ شهرستان به امام جمعه ها
و روضه خوانها سنگ زده یا رانده شدند.
۲- به جای صدای نوحه و قرآن، آوازهای محلی
و سرودهای میهنی- حماسی
یا ترانه های دلخواه کشته ها شنیده میشد.
۳- چند مجلس در روستاها با لباس محلی
و در شهرها با جامه آراسته شبیه مراسم شادی دیدم
که نمونه بارزی از عصیان در برابر دین و بازگشت
به ناسیونالیسم بود.
۴- در غالب مجالس انتقام خواهی
و ادامه راه کشته ها بر شیون و زاری ارجحیت داشت.
۵- از لحظه دریافت اجساد تا خاکسپاری خامنه ای
و یارانش نفرین میشدند
و آرزوی مرگ آنها بر ماتم ارجح بود.
۶- بیشتر کسانی که به اعتراض رفتند
به ادامه راه تا سقوط خامنه ای و حکومتش وصیت کرده
و بازماندگان در مراسم دیگران را به ادامه مبارزه
با حکومت اسلامی دعوت میکردند.
۷- نفرت از اسلام مورد نظر خامنه ای
و برائت از اسلام سیاسی بر هر چیز غالب است.
۸- باور به روایت های شیعی رخت بربسته
و تشکیک در روایاتی نظیر کربلا مشهود میباشد.
۹- جمعیت حاضر، حتی آنها که بواسطه نسبت نزدیک آمده بودند با احتیاط به شعارهای حمایت از رضا پهلوی
و بازگشت به وضعیت دوران پادشاهی محمدرضا شاه میپیوستند.
۱۰- دخترانی که با کشته ها رابطه عاطفی داشتند
با اعضای ذکور خانواده و بدون شرم از فرهنگ بسته شهرستانها عشق خود را علنی ابراز و کنار اعضای اصلی خانواده دادخواهان می ایستادند.
🔺همه این ویژگیها به ما میگوید که جامعه ایران بعد از بارها پوستاندازی به قبل و بعد از این انقلاب تقسیم و برای استقرار لائیسیته و جدایی دین از سیاست آماده شده است.
نام نویسنده محفوظ است
منبع : توییتر خانم ریحانه فلاح
📕هندسۀ فرمانبری
📕فروپاشی نظم مقدس
— تئوکراسی در عصر دیجیتال و زمین سخت سیاست مدرن
📺 بزرگترین کشتار خیابانی دولتی در تاریخ
— ضحاک به کدام آیهی ضحاکنامه اقتدا کرد؟
📺 معنی «فتنه» در آیۀ سورۀ بقره چیست؟
.
#جامعه #حکومت_اسلامی #انقلاب_ملی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 ۱۰ سال آیندهی ایران در صورتِ بقایِ حکومتِ اسلامی
🎙دکتر #نوید_کلهرودی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙دکتر #نوید_کلهرودی
📕هندسۀ فرمانبری
📕فروپاشی نظم مقدس
— تئوکراسی در عصر دیجیتال و زمین سخت سیاست مدرن
📺 بزرگترین کشتار خیابانی دولتی در تاریخ
— ضحاک به کدام آیهی ضحاکنامه اقتدا کرد؟
📺 معنی «فتنه» در آیۀ سورۀ بقره چیست؟
.
#جامعه #حکومت_اسلامی #انقلاب_ملی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘تحلیل جامعهشناختی خیزش دی ۱۴۰۴
— بر مبنای نظریهی دینامیکهای مناقشه و فعالسازی مرزها
✍🏻 #مهدی_رضاییان
🔸در تحلیل و فهم جریانات پس از دیماه 1404، جای یک نظریهی جامعهشناختی که رادیکالیسمِ جناح ملیگرا و شکستِ روایتهای دیگر را ترسیم کند خالی است. به همین دلیل من به سراغ یکی از جامعهشناسان به نام چارلز تیلی (Charles Tilly) رفتم که نظریهی «دینامیکهای فعالسازی مرز» را مطرح کرده است. این نظریه کاملاً به دردِ تحلیلِ این موقعیت میخورد و خیلی از مسائل را روشن میکند.
❓پرسش اساسی این است که چه اتفاقی افتاد که ناگهان اپوزیسیونِ ملیگرا/پادشاهیخواه دستِ برتر را پیدا کرد و بقیهی جریانات را به حاشیه راند؟ آیا این یک اتفاق تصادفی است یا ریشه در جریانات مشخص اجتماعی-سیاسی دارد؟ با استفاده از این نظریه میتوان گفت نهتنها این اتفاق تصادفی نیست، بلکه ریشهدار است و بر اساس مکانیسمهای شناختهشده شکل گرفته است.
🔸بحرانِ نمایندگی در طیفِ جمهوریخواه، عدمِ تحملِ پوزیسیون (جمهوری اسلامی) در به رسمیت شناختنِ گروههای متضاد، عدمِ هویتسازی و شبکهسازیِ جریاناتِ چپ، و شکستِ روایتِ اصلاحطلبی... همگی به جنبشی یاری رساندند که به طور ایجابی خود را با شعارها و نمادهای مشخص مطرح نمود، شبکهها و پیوندهای اجتماعی درونگروهی مشخصی ایجاد کرد و نمایندگیِ آن نیز توسط رهبر اپوزیسیون به رسمیت شناخته شد.
متن کامل را از اینجا بخوانید.
@amorDei_amorFati
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بر مبنای نظریهی دینامیکهای مناقشه و فعالسازی مرزها
✍🏻 #مهدی_رضاییان
🔸در تحلیل و فهم جریانات پس از دیماه 1404، جای یک نظریهی جامعهشناختی که رادیکالیسمِ جناح ملیگرا و شکستِ روایتهای دیگر را ترسیم کند خالی است. به همین دلیل من به سراغ یکی از جامعهشناسان به نام چارلز تیلی (Charles Tilly) رفتم که نظریهی «دینامیکهای فعالسازی مرز» را مطرح کرده است. این نظریه کاملاً به دردِ تحلیلِ این موقعیت میخورد و خیلی از مسائل را روشن میکند.
❓پرسش اساسی این است که چه اتفاقی افتاد که ناگهان اپوزیسیونِ ملیگرا/پادشاهیخواه دستِ برتر را پیدا کرد و بقیهی جریانات را به حاشیه راند؟ آیا این یک اتفاق تصادفی است یا ریشه در جریانات مشخص اجتماعی-سیاسی دارد؟ با استفاده از این نظریه میتوان گفت نهتنها این اتفاق تصادفی نیست، بلکه ریشهدار است و بر اساس مکانیسمهای شناختهشده شکل گرفته است.
🔸بحرانِ نمایندگی در طیفِ جمهوریخواه، عدمِ تحملِ پوزیسیون (جمهوری اسلامی) در به رسمیت شناختنِ گروههای متضاد، عدمِ هویتسازی و شبکهسازیِ جریاناتِ چپ، و شکستِ روایتِ اصلاحطلبی... همگی به جنبشی یاری رساندند که به طور ایجابی خود را با شعارها و نمادهای مشخص مطرح نمود، شبکهها و پیوندهای اجتماعی درونگروهی مشخصی ایجاد کرد و نمایندگیِ آن نیز توسط رهبر اپوزیسیون به رسمیت شناخته شد.
متن کامل را از اینجا بخوانید.
@amorDei_amorFati
.
#جامعه #نقد_چپ #نقد_روشنفکران #چپ_ایرانی #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
تحلیل جامعهشناختی خیزش دی ۱۴۰۴ بر مبنای نظریهی دینامیکهای مناقشه و فعالسازی مرزها
مقدمه خیزش سراسری دیماه ۱۴۰۴، صرفاً یک رویداد اعتراضی زودگذر یا واکنشی مکانیکی به بحرانهای اقتصادی نبود، بلکه در نقطهی تلاقی پیچیدهترین دینامیکهای جامعهشناختی و تاریخی رخ داد. این اعتراضات که از بازارهای تهران و در واکنش به سقوط فاجعهبار ارزش پول ملی…
نقدآگین
📘تحلیل جامعهشناختی خیزش دی ۱۴۰۴ — بر مبنای نظریهی دینامیکهای مناقشه و فعالسازی مرزها ✍🏻 #مهدی_رضاییان 🔸در تحلیل و فهم جریانات پس از دیماه 1404، جای یک نظریهی جامعهشناختی که رادیکالیسمِ جناح ملیگرا و شکستِ روایتهای دیگر را ترسیم کند خالی است. به…
🍂 یکی از نکاتی که باید رویش تاکید کرد مسئلهی «شفافیت» در وضعیت دوقطبیِ رادیکال است. در متن بالا دو بار تاکید کردم که وضعیتِ دوقطبی نهتنها در این شرایط مذموم یا تصنعی نیست، بلکه سازوکاری طبیعی و ضروری برای پیشروی جنبش است. اگر دوقطبی ایجاد نشود اصلا جنبش، به معنای دقیق کلمه که در مقابل پوزیسیون صفآرایی رسمی کند، به وجود نمیآید. یکی از عناصر بنیادین شکلگیری این دوقطبی، و نیز تشدید و ثبات آن، شفافیتِ مواضع است.
🍂 این یک الزام ساختاری است تا جامعه از یک فاز تاریخی به فاز دیگری عبور کند، یا به عبارت دیگر شرایط تحقق «فازِ آلترناتیو» ممکن گردد. الزام آن به این دلیل است که جنبشها زمانی موفق به ایجاد یکپارچگی و اعلام وجود میگردند که از وضعیت ژلاتینی (وضعیت سیال و شبکههای درهمتنیده با مرزهای محو) خارج شوند، و لازمهی این امر تقلیل یافتن بحثهای پیچیده و روایتهای مبهم به روایتی شفاف و روشن است. در این شرایط مکانیسمهای اجتماعی به صورت خودکار به سمتِ تولیدِ شفافیتِ مطلق و حذف مناطق خاکستری حرکت میکنند.
🍂 همه چیز شفاف میشود: کوچکترین مصاحبه و حرفی به دقت توسط مردم رصد میشود و به سرعت در مورد اینکه فرد گوینده در کدام قطب قرار میگیرد تصمیمگیری میشود. اگر چپها یا جمهوریخواهان در حال پیچیدهگویی هستند، مردم با دیدن کوچکترین نشانهای در صحبت هایشان آنها را در قطب مخالف دستهبندی میکنند و از قطب خود طرد میکنند. برای مثال فعال حزب کارگری که شروع به صحبت از رنج کارگران و طبقه فرودست میکند و از فعالیتهای خود و همکارانش برای رهایی ستمدیدگان در ایران سخنرانی میکند، مخاطب فقط منتظر مینشیند که نشانهای در او بیابد. به محض اینکه آن فعال میگوید «ما معتقدیم جنبش نیاز به یک فرد به عنوان رییس یا رهبر ندارد» آن نشانه دریافت میشود و مردم با انتساب شباهت، او را به قطب مخالف (جمهوری اسلامی) پرتاب میکنند. هیچ میانهای در شرایط دوقطبی مطلق وجود ندارد. همه چیز به سمت روشنی و شفافیت و سادگی حرکت میکند. در این بین طیف راست، خصوصا راست محافظهگرا، به دلیل روشنی و شفافیت مواضع (دفاع از ملیت، سنت و اسطورهی زمینی و انضمامی) و حمایت از نمایندگی جنبش، از قطب رقیب پیشی میگیرد.
🍂 به همین دلیل اکتهای بدنی (مانند رقصِ داغدیده بر سر مزار) با پذیرش عمومی و محبوبیت مواجه میشود، زیرا «بدن» همیشه شفافتر از «زبان» خود را نشان میدهد. و نیز به همین دلیل نسل جدید اعلام میکند «ما نیاز نداریم کسی به ما یاد بدهد» بلکه نیاز به همراهی داریم. یعنی ما در این شرایط بحرانی و دوقطبیشده، نیاز به مغلقگوییهای نظری نداریم، بلکه شفافیت و اکت میخواهیم.
🍂 صفبندی دو قطب در دانشگاهها (در اخبار امروز) به وضوح این نکته را نشان میدهد: دو گروه در برابر یکدیگر صف کشیدهاند، و میانشان فاصلهای چندمتری وجود دارد. هیچ فردی در این میانه (در این فاصلهی چند متری) حضور ندارد. افراد یا در این قطب هستند یا در آن قطب. اگر فردی در آن میانه بایستد و بقیه را دعوت به آرامش کند (طرف هیچکدام نباشد) یا نادیده گرفته میشود و طرد میشود یا انگ و برچسب میخورد، زیرا به مثابه یک امر ناشفاف و مضر برای جنبش شناخته میشود.
🍂 هر قطب نمایندهی مطلق یک طرف اخلاقی است: خیر مطلق، شر مطلق. کسانی که در میانه میایستند و موضع شفافی ندارند و پیچیدهگویی و ابهام دارند، به عنوان خیانتکارانِ بیاخلاق (بیشرف) شناخته میشوند. تمام اینها مکانیسمهای اجتماعی در این وضعیت است. نمیتوان آن را دور زد و یا پیچاند. قطعا هرکسی که توانی برای تفکرات پیچیده دارد (بواسطه خواندن زیاد و تحصیل در علوم انسانی)، میتواند به راحتی انبوهی از گزارههای پیچیده را بنویسد یا بگوید. اما فرد باهوش میداند که در این شرایط دوقطبی شده، این سخنان فایدهای ندارد. چه بسا حتی خودش با ضعف افکار و حتی ناصادقی خودش مواجه شود، زیرا وقتی همهچیز رو به وضوح و سادگی میرود، او تازه متوجه میشود که تاکنون موضعی شفاف نداشته و تکلیفش با خودش مشخص نیست.
✍🏻 #مهدی_رضاییان
@amorDei_amorFati
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 این یک الزام ساختاری است تا جامعه از یک فاز تاریخی به فاز دیگری عبور کند، یا به عبارت دیگر شرایط تحقق «فازِ آلترناتیو» ممکن گردد. الزام آن به این دلیل است که جنبشها زمانی موفق به ایجاد یکپارچگی و اعلام وجود میگردند که از وضعیت ژلاتینی (وضعیت سیال و شبکههای درهمتنیده با مرزهای محو) خارج شوند، و لازمهی این امر تقلیل یافتن بحثهای پیچیده و روایتهای مبهم به روایتی شفاف و روشن است. در این شرایط مکانیسمهای اجتماعی به صورت خودکار به سمتِ تولیدِ شفافیتِ مطلق و حذف مناطق خاکستری حرکت میکنند.
🍂 همه چیز شفاف میشود: کوچکترین مصاحبه و حرفی به دقت توسط مردم رصد میشود و به سرعت در مورد اینکه فرد گوینده در کدام قطب قرار میگیرد تصمیمگیری میشود. اگر چپها یا جمهوریخواهان در حال پیچیدهگویی هستند، مردم با دیدن کوچکترین نشانهای در صحبت هایشان آنها را در قطب مخالف دستهبندی میکنند و از قطب خود طرد میکنند. برای مثال فعال حزب کارگری که شروع به صحبت از رنج کارگران و طبقه فرودست میکند و از فعالیتهای خود و همکارانش برای رهایی ستمدیدگان در ایران سخنرانی میکند، مخاطب فقط منتظر مینشیند که نشانهای در او بیابد. به محض اینکه آن فعال میگوید «ما معتقدیم جنبش نیاز به یک فرد به عنوان رییس یا رهبر ندارد» آن نشانه دریافت میشود و مردم با انتساب شباهت، او را به قطب مخالف (جمهوری اسلامی) پرتاب میکنند. هیچ میانهای در شرایط دوقطبی مطلق وجود ندارد. همه چیز به سمت روشنی و شفافیت و سادگی حرکت میکند. در این بین طیف راست، خصوصا راست محافظهگرا، به دلیل روشنی و شفافیت مواضع (دفاع از ملیت، سنت و اسطورهی زمینی و انضمامی) و حمایت از نمایندگی جنبش، از قطب رقیب پیشی میگیرد.
🍂 به همین دلیل اکتهای بدنی (مانند رقصِ داغدیده بر سر مزار) با پذیرش عمومی و محبوبیت مواجه میشود، زیرا «بدن» همیشه شفافتر از «زبان» خود را نشان میدهد. و نیز به همین دلیل نسل جدید اعلام میکند «ما نیاز نداریم کسی به ما یاد بدهد» بلکه نیاز به همراهی داریم. یعنی ما در این شرایط بحرانی و دوقطبیشده، نیاز به مغلقگوییهای نظری نداریم، بلکه شفافیت و اکت میخواهیم.
🍂 صفبندی دو قطب در دانشگاهها (در اخبار امروز) به وضوح این نکته را نشان میدهد: دو گروه در برابر یکدیگر صف کشیدهاند، و میانشان فاصلهای چندمتری وجود دارد. هیچ فردی در این میانه (در این فاصلهی چند متری) حضور ندارد. افراد یا در این قطب هستند یا در آن قطب. اگر فردی در آن میانه بایستد و بقیه را دعوت به آرامش کند (طرف هیچکدام نباشد) یا نادیده گرفته میشود و طرد میشود یا انگ و برچسب میخورد، زیرا به مثابه یک امر ناشفاف و مضر برای جنبش شناخته میشود.
🍂 هر قطب نمایندهی مطلق یک طرف اخلاقی است: خیر مطلق، شر مطلق. کسانی که در میانه میایستند و موضع شفافی ندارند و پیچیدهگویی و ابهام دارند، به عنوان خیانتکارانِ بیاخلاق (بیشرف) شناخته میشوند. تمام اینها مکانیسمهای اجتماعی در این وضعیت است. نمیتوان آن را دور زد و یا پیچاند. قطعا هرکسی که توانی برای تفکرات پیچیده دارد (بواسطه خواندن زیاد و تحصیل در علوم انسانی)، میتواند به راحتی انبوهی از گزارههای پیچیده را بنویسد یا بگوید. اما فرد باهوش میداند که در این شرایط دوقطبی شده، این سخنان فایدهای ندارد. چه بسا حتی خودش با ضعف افکار و حتی ناصادقی خودش مواجه شود، زیرا وقتی همهچیز رو به وضوح و سادگی میرود، او تازه متوجه میشود که تاکنون موضعی شفاف نداشته و تکلیفش با خودش مشخص نیست.
✍🏻 #مهدی_رضاییان
@amorDei_amorFati
📻 دی ۱۴۰۴؛ پایانِ عصر خاکستری
📺 قتلعام ۵۲ هزار ایرانی؛ تجسمِ فیزیکیِ یک نسلکشی
📺 ۱۰۰۰ مصدوم چشمی فقط در یک بیمارستان و یک روز!
❓دهها هزار کاور جنازۀ اماده، از چه حکایت میکند؟
📻 افشاگری شکوریراد از قتلعام ولیفقیه
.
#جامعه #نقد_چپ #نقد_روشنفکران #چپ_ایرانی #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘تحلیل جامعهشناختی خیزش دی ۱۴۰۴
— بر مبنای نظریهی دینامیکهای مناقشه و فعالسازی مرزها
✍🏻 #مهدی_رضاییان
🔸در تحلیل و فهم جریانات پس از دیماه 1404، جای یک نظریهی جامعهشناختی که رادیکالیسمِ جناح ملیگرا و شکستِ روایتهای دیگر را ترسیم کند خالی است.…
— بر مبنای نظریهی دینامیکهای مناقشه و فعالسازی مرزها
✍🏻 #مهدی_رضاییان
🔸در تحلیل و فهم جریانات پس از دیماه 1404، جای یک نظریهی جامعهشناختی که رادیکالیسمِ جناح ملیگرا و شکستِ روایتهای دیگر را ترسیم کند خالی است.…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 «زن، زندگی، آزادی» از تکرار تا دگرگشت: فلسفۀ تغییر شعارها
🎙دکتر #امین_حسینی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙دکتر #امین_حسینی
🔻شعار
📺 دربارۀ «ضجه بزن موشعلی!»
📺 معنایِ شعارهای کافدار علیه خامنهای
📕باختِ عمامهداران قمارباز: سقوط از محراب به باتلاق
— جراحیِ قداست با تیغِ هجو و پایانِ افسانۀ حکومتِ صالحان
📕پلهپله تا فورانِ «جاویدشاه» در خیابانهای ایران
— چه زمانی «پارادیمِ انقلابِ ۵۷» متلاشی شد؟
📕 مرگ بر سه سید فاطمی؛ خمینی و خامنهای، خاتمی!
📻 در باب قیامِ ملی
📕آخرین نبرد یا خانِ هفتم!
📕گونهشناسی مخالفان پهلوی
📕کلکسیونِ وقاحت
.
#جامعه #سیاست
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
راجر اسکروتن در دفاع از «سنت»
«لیبرالهای مدرن تمایل دارند ایدهٔ سنت را به سخره بگیرند. آنها به ما میگویند که تمام سنتها «ابداع شدهاند»، که تلویحاً بدان معناست که میتوان آنها را بدون هیچ پیامد ناگواری جایگزین کرد. این ایده تنها در صورتی معقول است که نمونههای پیشپاافتادهای را در نظر بگیرید؛ رقص محلی اسکاتلندی، لباس کوهستاننشینان (هایلند)، مراسم تاجگذاری، کارتهای تبریک کریسمس، و هر چیز دیگری که با برچسب «میراث» همراه است. یک سنت واقعی یک ابداع نیست؛ بلکه محصول فرعی و ناخواستهٔ ابداع است، که خود امکان ابداع را نیز فراهم میکند... [یک] سنت، دقیقاً به این دلیل که ابداع نشده است، دارای اقتدار است. «محصولات فرعیِ ناخواستهٔ» ابداع، حاوی دانشی بیش از آن چیزی هستند که هر فردی بتواند بدون کمک دیگران کشف کند.»
مطالعهی ادامهی متن (مشاهده فوی)
@Veritas_vos_liberabitt
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
«لیبرالهای مدرن تمایل دارند ایدهٔ سنت را به سخره بگیرند. آنها به ما میگویند که تمام سنتها «ابداع شدهاند»، که تلویحاً بدان معناست که میتوان آنها را بدون هیچ پیامد ناگواری جایگزین کرد. این ایده تنها در صورتی معقول است که نمونههای پیشپاافتادهای را در نظر بگیرید؛ رقص محلی اسکاتلندی، لباس کوهستاننشینان (هایلند)، مراسم تاجگذاری، کارتهای تبریک کریسمس، و هر چیز دیگری که با برچسب «میراث» همراه است. یک سنت واقعی یک ابداع نیست؛ بلکه محصول فرعی و ناخواستهٔ ابداع است، که خود امکان ابداع را نیز فراهم میکند... [یک] سنت، دقیقاً به این دلیل که ابداع نشده است، دارای اقتدار است. «محصولات فرعیِ ناخواستهٔ» ابداع، حاوی دانشی بیش از آن چیزی هستند که هر فردی بتواند بدون کمک دیگران کشف کند.»
مطالعهی ادامهی متن (مشاهده فوی)
@Veritas_vos_liberabitt
.
#فلسفیدن #جامعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
راجر اسکروتن در دفاع از «سنت»
مقاله راجر اسکروتن با عنوان «روسو و خاستگاههای لیبرالیسم» برای نخستین بار در سال ۱۹۹۸ در نشریه “The New Criterion” منتشر شد و سپس در کتاب «خیانت لیبرالیسم» با ویراستاری هیلتون کرایمر و راجر کیمبال تجدید چاپ گردید. در میان نکات ارزشمند بسیاری که در این مقاله…
📘جنگی که به خانه رسید
— خشونت خانگی در میان بحران و بیکاری
✍🏻 #چیچک_درفش
🍂 فشار ساختاری بر مردان، بهجای اینکه به اعتراض جمعی تبدیل شود، در فضای خصوصی تخلیه میشود؛ جایی که کمهزینهترین و در دسترسترین هدف، زنان و کودکاناند. این همان لحظهای است که خشونت خانگی از یک مسئلهٔ فردی به یک پدیدهٔ ساختاری تبدیل میشود.
در ماههایی که اقتصاد ایران زیر فشار تورم، ناامنی شغلی و پیامدهای جنگهای منطقهای فرسوده شده، زنان طبقهٔ کارگر بیش از هر گروه دیگری بار بحران را بر دوش میکشند. کاهش درآمد خانوار، تعدیل نیرو در کارخانهها، تعطیلی کسبوکارهای کوچک و افزایش هزینههای زندگی، ساختار شکنندهٔ خانوادههای کارگری را به نقطهٔ انفجار رسانده است؛ انفجاری که نخستین قربانیان آن زنان و کودکاناند. در چنین شرایطی، خشونت خانگی که معمولاً در دورههای رکود اقتصادی افزایش مییابد در ایران نیز روندی صعودی پیدا کرده است. دادههای رسمی نشان میدهد تورم سالانه در سال ۱۴۰۲ حدود ۴۶ درصد بوده و قیمت کالاهای اساسی در برخی ماهها تا ۹۰ درصد افزایش یافته است.
🍂 گزارشهای اتحادیههای کارگری حاکی از آن است که بیش از ۳۵ درصد کارگران قراردادی در سال گذشته دستکم یک بار با کاهش ساعت کاری، تعلیق یا اخراج مواجه شدهاند.
🍂 نرخ اشتغال ناقص زنان نیز به ۲۷ درصد رسیده است بیش از دو برابر مردان. این ارقام تنها بخشی از واقعیتی را نشان میدهد که در خانهها، بیمارستانها و محلههای کارگری جریان دارد؛ واقعیتی که در آن زنان کارگر در خط مقدم بحران قرار گرفتهاند.
🔻پروین، ۴۱ ساله، مادر دو کودک، یکی از این زنان است. او میگوید:
🔻او میگوید فشار اقتصادی، فضای خانه را به محیطی پرتنش تبدیل کرده است:
🔗 مطالعۀ ادامه (مشاهده فوری)
@marzockacademy
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— خشونت خانگی در میان بحران و بیکاری
✍🏻 #چیچک_درفش
🍂 فشار ساختاری بر مردان، بهجای اینکه به اعتراض جمعی تبدیل شود، در فضای خصوصی تخلیه میشود؛ جایی که کمهزینهترین و در دسترسترین هدف، زنان و کودکاناند. این همان لحظهای است که خشونت خانگی از یک مسئلهٔ فردی به یک پدیدهٔ ساختاری تبدیل میشود.
در ماههایی که اقتصاد ایران زیر فشار تورم، ناامنی شغلی و پیامدهای جنگهای منطقهای فرسوده شده، زنان طبقهٔ کارگر بیش از هر گروه دیگری بار بحران را بر دوش میکشند. کاهش درآمد خانوار، تعدیل نیرو در کارخانهها، تعطیلی کسبوکارهای کوچک و افزایش هزینههای زندگی، ساختار شکنندهٔ خانوادههای کارگری را به نقطهٔ انفجار رسانده است؛ انفجاری که نخستین قربانیان آن زنان و کودکاناند. در چنین شرایطی، خشونت خانگی که معمولاً در دورههای رکود اقتصادی افزایش مییابد در ایران نیز روندی صعودی پیدا کرده است. دادههای رسمی نشان میدهد تورم سالانه در سال ۱۴۰۲ حدود ۴۶ درصد بوده و قیمت کالاهای اساسی در برخی ماهها تا ۹۰ درصد افزایش یافته است.
🍂 گزارشهای اتحادیههای کارگری حاکی از آن است که بیش از ۳۵ درصد کارگران قراردادی در سال گذشته دستکم یک بار با کاهش ساعت کاری، تعلیق یا اخراج مواجه شدهاند.
🍂 نرخ اشتغال ناقص زنان نیز به ۲۷ درصد رسیده است بیش از دو برابر مردان. این ارقام تنها بخشی از واقعیتی را نشان میدهد که در خانهها، بیمارستانها و محلههای کارگری جریان دارد؛ واقعیتی که در آن زنان کارگر در خط مقدم بحران قرار گرفتهاند.
🔻پروین، ۴۱ ساله، مادر دو کودک، یکی از این زنان است. او میگوید:
زندگیاش پس از آغاز جنگ و تعطیلی کارخانهای که همسرش در آن کار میکرد، بهطور کامل فرو ریخت. «وقتی جنگ شروع شد، گفتند همسرم فقط پارهوقت بیاید. بعد گفتند کارخانه تعطیل است. وقتی جنگ تمام شد، او را اخراج کردند. پیمانی بود و هنوز رسمی نشده بود. حالا با نصف حقوق یک کارگر، روزمزد کار میکند. هر روز دنبال کار میگردد، اما کاری پیدا نمیشود.» پروین خود نیز شغلش را از دست داده است. «برای یک فروشگاه آنلاین محصولات گیاهی میفروختم. با قطع اینترنت، کار ما هم تمام شد. درآمدمان نصف شد و خرجها دو برابر.»
🔻او میگوید فشار اقتصادی، فضای خانه را به محیطی پرتنش تبدیل کرده است:
همسرم وقتی از کار برمیگردد، خسته و عصبانی است. قبلاً با بچهها بازی میکرد، حالا فقط سکوت میکند. چند بار جلوی بچهها مرا کتک زده. جرأت ندارم بگویم در خانە چیزی کم داریم. قبلاً که خودم کار میکردم، اوضاع بهتر بود. حالا احساس میکنم هیچ اختیاری ندارم.
🔗 مطالعۀ ادامه (مشاهده فوری)
@marzockacademy
.
#جامعه #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
جنگی که به خانه رسید
خشونت خانگی در میان بحران و بیکاری ✍چیچک درفش ـ ....بحران اقتصادی، روابط قدرت درون خانواده را نیز بازآرایی میکند. در ساختاری که درآمد مردانه محور اصلی بقاست، از دست رفتن شغل یا کاهش درآمد، نه فقط یک مسئلهٔ اقتصادی، بلکه ضربهای به جایگاه نمادین مرد در خانواده…
YouTube
#1267 Mary Knight: Infidelity, Relationships with Escorts, and Intimacy
******Support the channel******
Patreon: https://www.patreon.com/thedissenter
PayPal: paypal.me/thedissenter
PayPal Subscription 1 Dollar: https://tinyurl.com/yb3acuuy
PayPal Subscription 3 Dollars: https://tinyurl.com/ybn6bg9l
PayPal Subscription 5 Dollars:…
Patreon: https://www.patreon.com/thedissenter
PayPal: paypal.me/thedissenter
PayPal Subscription 1 Dollar: https://tinyurl.com/yb3acuuy
PayPal Subscription 3 Dollars: https://tinyurl.com/ybn6bg9l
PayPal Subscription 5 Dollars:…
📺 خیانت، روابط با اسکورتها و صمیمیت
(۴/۳)
🔸 بحرانِ قطبیت عاطفی در خانه: مری نایت به درستی اشاره میکند که رابطه با اسکورت مستقل به مرور زمان به رابطهای افلاطونی و تراپیستگونه تبدیل میشود که قطبیت جنسی را از بین میبرد. این دقیقاً همان اتفاقی است که در ازدواجهای طولانیمدت رخ میدهد؛ جایی که نقشهای مراقبتی، فرسودگیهای روزمره و مسئولیتها، «آنیما» یا همان وجهِ شورانگیز و پذیرایِ زنانه را در ذهن مرد کمرنگ میکند. مرد برای بازیافتن این هاله به فضایی بیرون از خانه پناه میبرد، فضایی که در آن هیچ «طلبکاریِ تاریخی» وجود ندارد.
📦 ۳. مکانیزم تفکیک و توهمِ «خیانت از روی عشق»
این مفهوم که «اکثر این مردان عاشق همسرانشان هستند و نمیخواهند طلاق بگیرند»، یکی از پیچیدهترین پارادوکسهای روانشناختی است.
🔸 ساختار جعبهایِ ذهن مردانه: روانشناسی تکاملی و شناختی نشان میدهد که مردان توانایی بالایی در تفکیک افقی (Compartmentalization) دارند. آنها میتوانند نیاز به ارضای روانشناختی/جنسی را در یک «جعبه مجزا» قرار دهند، بدون اینکه اجازه دهند با جعبهی «خانواده، تعهد و عشق به همسر» تداخل پیدا کند.
🔸 قیراندود کردنِ رابطه: برای این مردان، اسکورت مانند یک عایقکاری عمل میکند؛ شبیه به یک سوپاپ اطمینان برای اینکه تنشهای درونیشان ساختار اصلی زندگی را منهدم نکند. تعبیر تکاندهندهی نایت مبنی بر اینکه «مردان فکر میکنند با این کار همسرشان را اذیت نمیکنند»، نشاندهندهی یک مکانیسم دفاعی شدید برای توجیه اخلاقیِ عمل غیراخلاقی است.
🛡 ۴. دیالکتیکِ امنیت: گشودگیِ بدن در برابر گشودگیِ قلب
جمله پایانی مری نایت یک قاعده ساختاری را مطرح میکند:
🔸 امنیت تجاریشده: پارادوکس اصلی صنعت اسکورت ردهبالا در همین جاست.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۴/۳)
🔸 بحرانِ قطبیت عاطفی در خانه: مری نایت به درستی اشاره میکند که رابطه با اسکورت مستقل به مرور زمان به رابطهای افلاطونی و تراپیستگونه تبدیل میشود که قطبیت جنسی را از بین میبرد. این دقیقاً همان اتفاقی است که در ازدواجهای طولانیمدت رخ میدهد؛ جایی که نقشهای مراقبتی، فرسودگیهای روزمره و مسئولیتها، «آنیما» یا همان وجهِ شورانگیز و پذیرایِ زنانه را در ذهن مرد کمرنگ میکند. مرد برای بازیافتن این هاله به فضایی بیرون از خانه پناه میبرد، فضایی که در آن هیچ «طلبکاریِ تاریخی» وجود ندارد.
📦 ۳. مکانیزم تفکیک و توهمِ «خیانت از روی عشق»
این مفهوم که «اکثر این مردان عاشق همسرانشان هستند و نمیخواهند طلاق بگیرند»، یکی از پیچیدهترین پارادوکسهای روانشناختی است.
🔸 ساختار جعبهایِ ذهن مردانه: روانشناسی تکاملی و شناختی نشان میدهد که مردان توانایی بالایی در تفکیک افقی (Compartmentalization) دارند. آنها میتوانند نیاز به ارضای روانشناختی/جنسی را در یک «جعبه مجزا» قرار دهند، بدون اینکه اجازه دهند با جعبهی «خانواده، تعهد و عشق به همسر» تداخل پیدا کند.
🔸 قیراندود کردنِ رابطه: برای این مردان، اسکورت مانند یک عایقکاری عمل میکند؛ شبیه به یک سوپاپ اطمینان برای اینکه تنشهای درونیشان ساختار اصلی زندگی را منهدم نکند. تعبیر تکاندهندهی نایت مبنی بر اینکه «مردان فکر میکنند با این کار همسرشان را اذیت نمیکنند»، نشاندهندهی یک مکانیسم دفاعی شدید برای توجیه اخلاقیِ عمل غیراخلاقی است.
🛡 ۴. دیالکتیکِ امنیت: گشودگیِ بدن در برابر گشودگیِ قلب
جمله پایانی مری نایت یک قاعده ساختاری را مطرح میکند:
«زنان برای گشودن بدنشان به امنیت نیاز دارند و مردان برای گشودن قلبشان.»
🔸 امنیت تجاریشده: پارادوکس اصلی صنعت اسکورت ردهبالا در همین جاست.
مرد در رابطه با همسرش احساس امنیت روانشناختی نمیکند، زیرا میترسد ابرازِ ضعف، اقتدار او را فرو بریزد یا به قضاوت و سرزنش منجر شود.
اما در فضایِ خریدوفروشِ صمیمیت، «پول» نقشِ تضمینکنندهی امنیت را بازی میکند. مرد میداند که این زن به این دلیل او را قضاوت نمیکند که وجهِ این همنشینی پرداخت شده است. این یک امنیتِ کاذب اما کارآمد در کوتاهمدت است.
📻 جامعهشناسیِ روسپیگری
📻 از قلعۀ شهرنو تا خانۀ خورشید
📻عارفۀ تنباز و عارفان معاصر
📕گفتگوی یک عارفۀ تنباز با سه عارف معاصر
.
#جامعه #زنان #جامعهشناسی #خانواده #روانشناسی #زیستروان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin