📘وقوع معجزه برای یک نویسندۀ خداناباور؟
— دربارۀ «چاقو» نوشته سلمان رشدی
✍🏻 #سجاد_زند
✂️ برشی از متن
🍂 جدای از اطلاعاتی که رشدی در «چاقو» دربارۀ جزئیات حمله به خودش ارائه میکند، کتاب چند نکتۀ جذاب برای دوستداران ادبیات و کرمکتابها دارد. رشدی در این کتاب ارجاعات ادبی زیادی به آثار و سرگذشت دیگر نویسندگان دارد، از اشاره به شعرهای شکسپیر تا روایت زندگی نویسندگانی که با دشواریهایی در زیست خود روبهرو بودهاند. برای مثال، رشدی در صفحات پایانی به داستان چاقو خوردن ساموئل بکت در دوران جوانی و حمایت جیمز جویس از او میپردازد.
🍂 در صفحۀ ۱۸۶ کتاب، او شرح میدهد که چگونه ساموئل بکت در سال ۱۹۳۸ توسط فردی ناشناس، که احتمالاً میخواسته جیبهایش را خالی کند، با چاقو مورد حمله قرار گرفته و به شدت مجروح شده است. رشدی احتمالاً به این حادثه اشاره میکند تا بر تجربه مشترک خشونت علیه نویسندگان تأکید کند و نشان دهد که این نوع حملات در طول تاریخ بهطور مکرر رخ دادهاند.
🍂 اما ادامۀ داستان بکت و رشدی متفاوت است. بکت با مجرم روبهرو میشود و او بهسادگی میگوید که نمیدانسته چه میکرده و ابراز پشیمانی و بخشش میکند(Je ne sais pas , monsieur: je m’excuse)، اما نویسنده کتاب «آیات شیطانی» هرگز با متهم لبنانیالاصل خود که گفته میشود احتمالاً با حزبالله نیز ارتباطهایی داشته، روبهرو نمیشود.
🍂 اما این تنها بخشی نیست که رشدی خود را با دیگر نویسندگان مقایسه میکند. او چندین بار نیز از ریموند کارور مینویسد؛ این مقایسه هم شامل رابطه عاشقانه کارور و تس گالاگر میشود و هم داستان بیماری او. پزشکان به کارور گفته بودند که بهزودی میمیرد، اما او ۱۰ سال پس از آن پیشبینی زنده ماند و نوشت. رشدی نجات خود از ترور را با این ۱۰ سال بیشتر مقایسه میکند و آن را «زندگی دوباره» مینامد. او رابطه عاشقانه خود با همسرش الیزا را که همچون تس گالاگر شاعر است، به این قیاس وارد میکند.
🍂 یادآوری کتابهایی همچون «چاقوی ظریف» (The Subtle Knife) نوشته فیلیپ پولمن، یا فیلم «چاقو در آب» ساخته رومن پولانسکی نیز در همین راستاست. حتی یادآوری زندگی واتسلاو هاول که با نیمی از ریهاش سالها زنده ماند و نوشت، یا صحنه پایانی رمان «محاکمه» که شخصیت اصلی کتاب با چاقوی قصابی «مثل یک سگ» کشته میشود، همگی یادآوریهای رشدی از چاقو در دیگر آثار هنری است.
🍂 انگار رشدی میخواهد هر آنچه را که در تاریخ ادبیات درباره چاقو آمده مرور کند؛ از همینرو است که او داستان حمله با چاقو به نجیب محفوظ را هم از قلم نمیاندازد.
🍂 شاید جالب باشد که او خواسته یا ناخواسته روز ۱۱ سپتامبر را برای ملاقات با ضاربش انتخاب میکند، هر چند که این دیدار انجام مکیشود و به روز دیگری هم موکول نمیگردد، اما عنوان کردن این تاریخ خاص، پازل ارجاعات بیرونی را در کتاب تکمیل میکند.
🍂 کتاب اطلاعات جالبی درباره زندگی نویسندگان دیگری چون پل آستر و ایان مکایوان ارائه میدهد و نیز به جزئیات زندگی شخصی رشدی میپردازد؛ از جمله اینکه او در جوانی خانه پدری را ترک کرده و از خشونت پدرش نسبت به مادرش نگران بوده است. همچنین، خواننده متوجه میشود که نام کامل نویسنده احمد سلمان رشدی است و نام خانوادگی او به دلیل علاقه پدرش به فیلسوف ابنرشد انتخاب شده است. برای خوانندگان ایرانی، اشاره رشدی به علاقهاش به عطار نیز جذاب است.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه
🔖 ۲۰۳۰ واژه
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— دربارۀ «چاقو» نوشته سلمان رشدی
✍🏻 #سجاد_زند
✂️ برشی از متن
🍂 جدای از اطلاعاتی که رشدی در «چاقو» دربارۀ جزئیات حمله به خودش ارائه میکند، کتاب چند نکتۀ جذاب برای دوستداران ادبیات و کرمکتابها دارد. رشدی در این کتاب ارجاعات ادبی زیادی به آثار و سرگذشت دیگر نویسندگان دارد، از اشاره به شعرهای شکسپیر تا روایت زندگی نویسندگانی که با دشواریهایی در زیست خود روبهرو بودهاند. برای مثال، رشدی در صفحات پایانی به داستان چاقو خوردن ساموئل بکت در دوران جوانی و حمایت جیمز جویس از او میپردازد.
🍂 در صفحۀ ۱۸۶ کتاب، او شرح میدهد که چگونه ساموئل بکت در سال ۱۹۳۸ توسط فردی ناشناس، که احتمالاً میخواسته جیبهایش را خالی کند، با چاقو مورد حمله قرار گرفته و به شدت مجروح شده است. رشدی احتمالاً به این حادثه اشاره میکند تا بر تجربه مشترک خشونت علیه نویسندگان تأکید کند و نشان دهد که این نوع حملات در طول تاریخ بهطور مکرر رخ دادهاند.
🍂 اما ادامۀ داستان بکت و رشدی متفاوت است. بکت با مجرم روبهرو میشود و او بهسادگی میگوید که نمیدانسته چه میکرده و ابراز پشیمانی و بخشش میکند(Je ne sais pas , monsieur: je m’excuse)، اما نویسنده کتاب «آیات شیطانی» هرگز با متهم لبنانیالاصل خود که گفته میشود احتمالاً با حزبالله نیز ارتباطهایی داشته، روبهرو نمیشود.
🍂 اما این تنها بخشی نیست که رشدی خود را با دیگر نویسندگان مقایسه میکند. او چندین بار نیز از ریموند کارور مینویسد؛ این مقایسه هم شامل رابطه عاشقانه کارور و تس گالاگر میشود و هم داستان بیماری او. پزشکان به کارور گفته بودند که بهزودی میمیرد، اما او ۱۰ سال پس از آن پیشبینی زنده ماند و نوشت. رشدی نجات خود از ترور را با این ۱۰ سال بیشتر مقایسه میکند و آن را «زندگی دوباره» مینامد. او رابطه عاشقانه خود با همسرش الیزا را که همچون تس گالاگر شاعر است، به این قیاس وارد میکند.
🍂 یادآوری کتابهایی همچون «چاقوی ظریف» (The Subtle Knife) نوشته فیلیپ پولمن، یا فیلم «چاقو در آب» ساخته رومن پولانسکی نیز در همین راستاست. حتی یادآوری زندگی واتسلاو هاول که با نیمی از ریهاش سالها زنده ماند و نوشت، یا صحنه پایانی رمان «محاکمه» که شخصیت اصلی کتاب با چاقوی قصابی «مثل یک سگ» کشته میشود، همگی یادآوریهای رشدی از چاقو در دیگر آثار هنری است.
🍂 انگار رشدی میخواهد هر آنچه را که در تاریخ ادبیات درباره چاقو آمده مرور کند؛ از همینرو است که او داستان حمله با چاقو به نجیب محفوظ را هم از قلم نمیاندازد.
🍂 شاید جالب باشد که او خواسته یا ناخواسته روز ۱۱ سپتامبر را برای ملاقات با ضاربش انتخاب میکند، هر چند که این دیدار انجام مکیشود و به روز دیگری هم موکول نمیگردد، اما عنوان کردن این تاریخ خاص، پازل ارجاعات بیرونی را در کتاب تکمیل میکند.
🍂 کتاب اطلاعات جالبی درباره زندگی نویسندگان دیگری چون پل آستر و ایان مکایوان ارائه میدهد و نیز به جزئیات زندگی شخصی رشدی میپردازد؛ از جمله اینکه او در جوانی خانه پدری را ترک کرده و از خشونت پدرش نسبت به مادرش نگران بوده است. همچنین، خواننده متوجه میشود که نام کامل نویسنده احمد سلمان رشدی است و نام خانوادگی او به دلیل علاقه پدرش به فیلسوف ابنرشد انتخاب شده است. برای خوانندگان ایرانی، اشاره رشدی به علاقهاش به عطار نیز جذاب است.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه
🔖 ۲۰۳۰ واژه
.
#نقد_کتاب#معرفی_کتاب #نقد_اسلام #سلمان_رشدی #کتاب #کتاب_ممنوعه #ترور #تروریسم #بنیادگرایی #اسلامگرایی #رمان #آمریکا #ایران #ابن_رشد #عطار #روحالله_خمینی #امام_خمینی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegraph
وقوع معجزه برای یک نویسندۀ خداناباور؟
دربارۀ «چاقو» نوشته سلمان رشدی سجاد زند «چاقو»، روایتی تکهتکه و ضربهوار از حمله خونین یک مهاجم جوان به نویسندهای پا به سن گذاشتهای است که تقریباً نیمی از عمر خود را با ترس از وقوع همین حمله گذرانده بود. سلمان رشدی آگاهانه یا ناخودآگاه، ساختار کتابش را…