Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 «آگاهی» تاخیر در قضاوت چیزهاست (+)
— برشی از کارگاهِ اگزیستانسیالیسم (بهار ۱۴۰۳)
🎙دکتر #داروین_صبوری
❓معرفت و تفکر فلسفی جهان را شفاف میکند یا شفافیتزدایی میکند؟
🔸نگاه دوآلیستی و فرقه/تودهسازی، و معرفت و تنهاسازی ما
🔸دربارۀ تکرارهای زندگی و رنج حاصل از آن و نقشِ اسطوره در پذیرش آن
🔸مردمانی که در دورانِ کشاورزی میزیستند، جشنها را پدید آوردند تا در طاقتآوردنِ زندگی و آریگویی به زندگی (بهمثابه امری دوار و تکراری) برایشان یاری کند (نگرشِ خیامی)، درحالیکه تمدنهای کوچنشینِ شکار-داممحور، تاریخ را «خطی» میدیدند، منجیباور بودند و به غایت تاریخ و بهشتی موعود باور داشتند؛ عصبیتی که ابن خلدون میگوید و دیگریسازی و ساخت دوگانۀ کافر/مومن نیز در این نگرش بوجود میآید.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— برشی از کارگاهِ اگزیستانسیالیسم (بهار ۱۴۰۳)
🎙دکتر #داروین_صبوری
❓معرفت و تفکر فلسفی جهان را شفاف میکند یا شفافیتزدایی میکند؟
🔸نگاه دوآلیستی و فرقه/تودهسازی، و معرفت و تنهاسازی ما
🔸دربارۀ تکرارهای زندگی و رنج حاصل از آن و نقشِ اسطوره در پذیرش آن
🔸مردمانی که در دورانِ کشاورزی میزیستند، جشنها را پدید آوردند تا در طاقتآوردنِ زندگی و آریگویی به زندگی (بهمثابه امری دوار و تکراری) برایشان یاری کند (نگرشِ خیامی)، درحالیکه تمدنهای کوچنشینِ شکار-داممحور، تاریخ را «خطی» میدیدند، منجیباور بودند و به غایت تاریخ و بهشتی موعود باور داشتند؛ عصبیتی که ابن خلدون میگوید و دیگریسازی و ساخت دوگانۀ کافر/مومن نیز در این نگرش بوجود میآید.
.
#فلسفیدن #نقد_فرهنگ #نقد_ادیان#جامعهشناسی #فلسفه #تفکر #ملال #هایدگر #نیچه #خیام #کیرکگور #انقلابی #انقلابیگری #انقلاب #لنین #البر_کامو #فلسفه_تاریخ #تفکر_انتقادی #اگزیستانسیالیسم #ماکس_وبر #ملال #دیگری #تفکر_فلسفی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎧خداباورِ بیخدا (+)
🎙دکتر #آرش_نراقی
🍂 در این گفتار، آرش نراقی از تجربۀ شخصیاش از مرگ عزیزش (مادرش) و تأثیر آن در موقعیتِ ایمانیِ خود سخن میگوید.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙دکتر #آرش_نراقی
🍂 در این گفتار، آرش نراقی از تجربۀ شخصیاش از مرگ عزیزش (مادرش) و تأثیر آن در موقعیتِ ایمانیِ خود سخن میگوید.
من همیشه خود را خداباور میدانستم. در خانوادهای پرورده شدهبودم که دین در آن نقشی نداشت. پدرم مارکسیست بود و دربارۀ مسائل دینی و معنوی، مخالفت خودش را همیشه اعلام میکرد، اما مانع جستجو و تفحص ما نبود. فرهنگ دینی در خانوادۀ ما اما جاری نبود. دینباوری به یک معنا، حاصل جستجوهای شخصی من بود و به همین معنا، حس تعلق شخصی به دین میکردم، اما تجربۀ تکاندهندهای که برای من در مرگ مادرم دست داد و پس از آن بر نیمکت بیمارستان نشستم، بهیکباره متوجه شدم، بهرغم اینکه من سالها از ایمان به خداوند دم زدم، بهرغم اینکه شغل من تعلیم این امور است، هیچ حضوری از خداوند در دل من و زندگی من نیست. خداباورِ بیخدا بودهام؛ یعنی به لحاظ فکری به خدا معتقد بودم، ولی درست در لحظهای که جهان چهرۀ عریان خود را به من نشان داد، جهان کاملا تهی از حضور امر الاهی بود. خدایی که خود و دیگران را بدان دعوت میکردم، در زندگی من حاضر نبود. باور دینی من تغییر نکرد، ولی لحظۀ شهود بود برای من، وقتی حصارهایی که من همیشه خود را در ورای اونها تعریف میکردم خودم رو دریده شد، یکباره بخش مهم پنهان وجود خودم را دریافتم. که منی که سودای خدا را در وجود میپروراندم و سخن خداوند را با دیگران در میان مینهادم، حضور خدا در من وجود نداشت؛ یک خداباورِ بیخدا.
.
#تجربه_زیسته #فلسفیدن#سوگ #اندوه #مرگ #مرگآگاهی #نهیلیسم #کتاب_مقدس #بایبل #مرگاندیشی #مولوی #قرآن #خیام #دین #ایمان #الهیات #انقلاب_اسلامی #حکومت_اسلامی #معنویت #دعا #عشق #مولانا
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نهیلیسم یعنی چه؟
@Naqdagin
🎧 نهیلیسم یعنی چه؟
— پرگار بیبیسی
🎙#سپید_بیرشک، پژوهشگر فلسفه آلمانی
🎙#سروش_دباغ، پژوهشگر فلسفه و روانشناسی
❓نهیلیسم یعنی چه؟ خاستگاه سیاسی و اجتماعی آن چه بود؟ و از کجا به مشغلۀ فیلسوفها تبدیل شد؟ رد پای نهیلیسم در اندیشه ایرانی را در چه چهرههایی میتوان دید؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— پرگار بیبیسی
🎙#سپید_بیرشک، پژوهشگر فلسفه آلمانی
🎙#سروش_دباغ، پژوهشگر فلسفه و روانشناسی
❓نهیلیسم یعنی چه؟ خاستگاه سیاسی و اجتماعی آن چه بود؟ و از کجا به مشغلۀ فیلسوفها تبدیل شد؟ رد پای نهیلیسم در اندیشه ایرانی را در چه چهرههایی میتوان دید؟
.
#فلسفیدن#فلسفه #اندیشه #معنا #معنای_زندگی #نهیلیسم #نیچه #مرگ_خدا #فرانکل #فردریش_نیچه #هولدرلین #پوچگرایی #پوچی #آبزوردیسم #خیام #شوپنهاور #هایدگر #حافظ #میلان_کوندرا
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎧 فلسفۀ خیام (۱)
— خداناباوری
🎙 #زهیر_باقری_نوعپرست
@philosopherin
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— خداناباوری
🎙 #زهیر_باقری_نوعپرست
@philosopherin
🗄پست مرتبط:
📻 روشنفکران ایرانی و خیام
📕خیام؛ خداناباور یا ندانمگرا؟
📕حقیقتگویی خیامیت علیه رازوارگی
📕خدای ادیان سامی، خدای فلاسفه و شرور
📕شرابخواری خیام و تفکر؟
📓بهترین برهان علیه خداوند
📓تاملی در مفهوم خداوند
📺 خیامیت علیه احکام پرخاشگرایانه تئولوژیک
.
#فلسفیدن #نقد_ادیان #هستیکاوی #خیام#رباعیات_خیام #مساله_شر #برهان_شر #خدای_ادیان #آتئیسم #آرامش_دوستدار #ادیان_ابراهیمی #ادیان_سامی #فلسفه #ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎧فلسفه خیام (۲)
— بدبینیِ فلسفی
🎙 #زهیر_باقری_نوعپرست
@philosopherin
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بدبینیِ فلسفی
🎙 #زهیر_باقری_نوعپرست
@philosopherin
🗄پست مرتبط:
📻 خیام و خداناباوری
📻 روشنفکران ایرانی و خیام
📕خیام؛ خداناباور یا ندانمگرا؟
📕حقیقتگویی خیامیت علیه رازوارگی
📕خدای ادیان سامی، خدای فلاسفه و شرور
📕شرابخواری خیام و تفکر؟
📓بهترین برهان علیه خداوند
📓تاملی در مفهوم خداوند
📺 خیامیت علیه احکام پرخاشگرایانه تئولوژیک
.
#فلسفیدن #نقد_ادیان #هستیکاوی #خیام#رباعیات_خیام #مساله_شر #برهان_شر #خدای_ادیان #آتئیسم #آرامش_دوستدار #ادیان_ابراهیمی #مرگاندیشی #افسردگی #ادیان_سامی #فلسفه #ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎧فلسفۀ خیام (۳)
— ترس از مرگ
🎙 #زهیر_باقری_نوعپرست
@philosopherin
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— ترس از مرگ
🎙 #زهیر_باقری_نوعپرست
@philosopherin
🗄پست مرتبط:
📺 «مرگ و زندگی» در اندیشۀ خیام
📻 بدبینیِ فلسفی
📻 خیام و خداناباوری
📻 روشنفکران ایرانی و خیام
📕خیام؛ خداناباور یا ندانمگرا؟
📕حقیقتگویی خیامیت علیه رازوارگی
📕خدای ادیان سامی، خدای فلاسفه و شرور
📕شرابخواری خیام و تفکر؟
📓بهترین برهان علیه خداوند
📓تاملی در مفهوم خداوند
.
#فلسفیدن #نقد_ادیان #خیام#رباعیات_خیام #مساله_شر #برهان_شر #خدای_ادیان #آتئیسم #ادیان_ابراهیمی #مرگاندیشی #افسردگی #ادیان_سامی #فلسفه #ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎧فلسفۀ خیام (۴)
— خیام و منتقدان خداباور (از شیخ نجمالدین رازی و شمس تبریزی تا سروش و کسروی)
🎙 #زهیر_باقری_نوعپرست
@philosopherin
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— خیام و منتقدان خداباور (از شیخ نجمالدین رازی و شمس تبریزی تا سروش و کسروی)
🎙 #زهیر_باقری_نوعپرست
@philosopherin
🗄پست مرتبط:
📻 روشنفکران ایرانی و خیام
📻 ترس از مرگ
📻 بدبینیِ فلسفی
📻 خیام و خداناباوری
📕خیام؛ خداناباور یا ندانمگرا؟
📕حقیقتگویی خیامیت علیه رازوارگی
📕خدای ادیان سامی، خدای فلاسفه و شرور
📕شرابخواری خیام و تفکر؟
📓بهترین برهان علیه خداوند
📓تاملی در مفهوم خداوند
📺 «مرگ و زندگی» در اندیشۀ خیام
.
#نقد_روشنفکران #نقد_ادیان #هستیکاوی #خیام#رباعیات_خیام #خدای_ادیان #آتئیسم #عبدالکریم_سروش #احمد_کسروی #ادیان_ابراهیمی #مرگاندیشی #افسردگی #ادیان_سامی #فلسفه #ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘نقدِ اندیشۀ عرفانی-اسلامی
(۲/۲)
✍🏻 #اشکان
🍂 مولانا چنان بر مرگاندیشی تأکید دارد که هر آنچه انسان را از مرگ دور کند، بیارزش و نکوهیده میداند. او حتی علوم تجربی و فلسفه را نیز مورد حمله قرار میدهد؛ چرا که از نظر او، این علوم راهی به رب اعلی ندارند و تنها در خدمت نیازهای حیوانی انسان هستند، نه تعالی روح.
🍂 وی تلاش میکند که تمام معرفت بشری را کنار بگذارد، زیرا آن را ناسازگار با اصول خود میبیند. این درحالیست که همین معرفت، میتواند دنیا را به جایی بهتر تبدیل کند، رفاه و آسایش به همراه بیاورد، و رنج انسان را کاهش دهد. اما مولانا با رفاه و آسایش سر سازگاری ندارد. او در مثنوی، دانشهایی همچون هندسه، نجوم، طب و فلسفه را بیارزش میداند:
🔺در نگاه او، این علوم چیزی جز ابزارهایی برای زیستن در این دنیای فانی نیستند و از آنجا که زندگی دنیوی در عرفان او جایگاهی ندارد، پس این علوم نیز بیفایده و حتی زیانبار تلقی میشوند.
🔺🔻برای بند پایانی، بایسته است که به دیوید هیوم اشاره کنم، هیوم شیوا تر از من، درباب این شیوه از اندیشه در کتاب اصول اخلاق خود می نویسد:
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @fargasht22
(۲/۲)
✍🏻 #اشکان
🍂 مولانا چنان بر مرگاندیشی تأکید دارد که هر آنچه انسان را از مرگ دور کند، بیارزش و نکوهیده میداند. او حتی علوم تجربی و فلسفه را نیز مورد حمله قرار میدهد؛ چرا که از نظر او، این علوم راهی به رب اعلی ندارند و تنها در خدمت نیازهای حیوانی انسان هستند، نه تعالی روح.
🍂 وی تلاش میکند که تمام معرفت بشری را کنار بگذارد، زیرا آن را ناسازگار با اصول خود میبیند. این درحالیست که همین معرفت، میتواند دنیا را به جایی بهتر تبدیل کند، رفاه و آسایش به همراه بیاورد، و رنج انسان را کاهش دهد. اما مولانا با رفاه و آسایش سر سازگاری ندارد. او در مثنوی، دانشهایی همچون هندسه، نجوم، طب و فلسفه را بیارزش میداند:
خردهکاریهای علم هندسه
یا نجوم و علم طب و فلسفه
که تعلق با همین دنیاستش
ره به هفتم آسمان بر نیستش
این همه علم بنای آخور است
که عماد بود گاو و اشتر است
🔺در نگاه او، این علوم چیزی جز ابزارهایی برای زیستن در این دنیای فانی نیستند و از آنجا که زندگی دنیوی در عرفان او جایگاهی ندارد، پس این علوم نیز بیفایده و حتی زیانبار تلقی میشوند.
🔺🔻برای بند پایانی، بایسته است که به دیوید هیوم اشاره کنم، هیوم شیوا تر از من، درباب این شیوه از اندیشه در کتاب اصول اخلاق خود می نویسد:
قطار فضیلتهای راهبان که شامل تجرد، روزهگرفتن، توبه، ریاضتکشی، کفّ نفس، فروتنی، خاموشی و گوشهنشینی میشود. از چه علت در همهجا توسط عُقلا رد میگردد؟ مگر غیر از این است که آنها هیچ نوع فایدهای در برندارند؟ آنها نه موجب پیشرفت و بهروزی فرد در دنیا میشوند و نه فرد را عضو ارزشمندتر جامعه تبدیل میکنند.
🗄پست مرتبط
📺 مولوی یا خیام؟ مختصری دربارۀ نگاه ابژکتیو و سابژکتیو
📺 فردوسی یا مولوی (قسمت اول | قسمت دوم | قسمت سوم | قسمت چهارم | قسمت پنجم)
📕مولوی و ماجرای انحطاط مسلمانان
.
#نقد_فرهنگ #فلسفیدن #نقد_اسلام#مولوی #عرفان #گنوسیسم #نهیلیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @fargasht22
Telegram
نقدآگین
📺 مولوی یا #خیام؟
— مختصری دربارۀ نگاه ابژکتیو و سابژکتیو
#فلسفیدن #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— مختصری دربارۀ نگاه ابژکتیو و سابژکتیو
#فلسفیدن #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘رازی و خیام: از فرد تا جریانهای اندیشگی
(۴/۴)
🍂 فرق این دمها با الحاد سازمانیافته در همین ناپایداری و خودانگیختگیشان است. الحادِ سازمانیافته -که آن هم در این فرهنگ جایی در خورِ خویش دارد- مانند کاخی استوار است که با نقشه و اندازه ساخته میشود؛ ولی این دمهای الحاد، مانند گلهای خودرو هستند که ناگهان از میان سنگهای خاره سنت سر-برمیآورند. این فرق گوهرین، موجب میشود که این لحظههای خودرو، کمتر در آماج تیغ کین و انکار قرار گیرند و بیآواز اما کارساز و بیهنگام، ولی بنیانکن، در پیکر سنت رخنه کنند و اخگرهای تازهای از اندیشه و بازاندیشی را در دل آن بیفروزند.
🍂 در چنین دمهای ناب خردورزی، فرزانگانی چون رازی و خیام (یا هر نام دیگری که چنین ایدهها یا اندیشههای ژرفی را آفریدهاست)، نهتنها دگرگونیهای ژرف در سپهر اندیشه پدید آوردند، بلکه خود به نمادهای تابناک پرسشگری و ژرفنگری بدل شدند. ایشان با گام نهادن در راه آزاداندیشی، از مرزهای تنگ آیینهای همروزگار با خویش فراتر رفتند و افقهای نوی پیش روی جویندگان حقیقت گشودند.
🍂 این دو چهرۀ فروزان بهسان نمایندگان چنین ایدههایی، هرچند در زمینۀ کوششهای اندیشگی با همدیگر فرق دارند، هر دو در گسترۀ توفانخیز اندیشههای نو جای دارند. رازی با نگرشهای دانشبنیان و فلسفی خویش، با نقد بنیادین باورهای دینی، در پی برپایی خردمحوریِ ناب در سپهر خداشناسی بود. او انگارههای دینی را بیباکانه به پرسش کشید، تا آنجا که به نقدِ «مفهوم پیامبری و بعثت/برانگیحتگی» پرداخت. در نوشتارهایش بهروشنی میخوانیم که «خداباوری» میباید بر بنیاد «خرد و برهان» استوار باشد، نه بر «پیروی کورکورانه». خیام نیز بر همین راه است. اما پرسشهای ژرف او در جامۀ «چامههای نغز و اندیشهسرودهها» رخ نمودهاند. او نهتنها ساختارهای دینی را به چالش میکشد، که با نمایاندن گذرا بودنِ زندگی، آدمی را به رویارویی با این واقعیتِ گزنده فرا-میخواند. رباعیات او با آن زبان گزنده و بیهمتا، هم نومیدیِ ژرفش از جهان را مینمایاند و هم تلاشیست برای آشکار ساختنِ بیهودگیِ همۀ بندها و بافتههای بشری.
🍂 آنچه این دو فرزانۀ خردگرا را سزاوار سپاسداشت میسازد، نهتنها نگرشِ ژرفنگرانهشان به ساختارهای دینی، که پیشکشیدن پرسشهای بیباکانهایست که به نیوشندگان اندیشه، دلیری ویژهای میبخشد. پرسشهایی که هم خردورزی را ارج مینهند و هم آدمی را به پذیرفتن تردیدهای بنیادین خود فرامیخوانند. پرسشهایی که هم بر خردی بیش و کم رها شده استوارند، هم آدمی را به دیدارِ تردیدهای ناگزیر در راه شناخت فرا-میخوانند.
🍂 نکته درخور توجه آن که، شکورزی و نقد سنت در اندیشۀ خیام و رازی، نه از جنسِ ستیهندگی کورکورانه با دین یا سنت، بلکه همچون فرایندیست که به چهرهای فلسفی و خردمندانه به آدمی امکان میدهد، تا درک و تجربهای ژرفتر از حقیقت پیدا کند و به پرسشهای بنیادین بپردازد. چنین ژرفاندیشیهایی، در پهنۀ تاریخ چونان چشمهساران زاینده جوشیدهاند. این دو خردورز فرزانه، نهتنها در کاوش گوهرِ شناخت کوشیدند، که در گسترشِ آن به جهان، نقشی یگانه بر دوش کشیدند.
🍂 بدینسان، ایده و ژرفاندیشیهایی که این دو خردورزِ ایرانی تا به امروز نمایندگی میکنند، همچنان در زهدان دگردیسیهای اندیشگی زندهاند و هر یک تندبادی سهمگین در سپهرِ اندیشه و شناخت برانگیختهاند که هم پرسشهایی بنیادین را برافراخته و برافروختهاند، که همچنان ارزش اندیشیدن دارند. این دو فرزان ایرانی، در تاریکخانۀ تقلید و خشکاندیشی روزگار خویش، چراغداران خرد پرسشگر و سنجشگر بودند. پرسشهایی که از ژرفای نوشتارهایشان سر برمیآورد، تاکنون در اندیشۀ راستجویان زندهمانده و چراغی گشتهاند روشنگر در تاریکراههای اندیشه.
🍂 این دو فرزانۀ ایرانی از پیشروان بیهمتای اندیشۀ فلسفی در جهاناند که با دلیریِ بیمانند در برابر هرآنچه بیپرسش پذیرفته میشد، ایستادند و از کارِ بزرگ پرسشگری هرگز بازنایستادند. ایشان درفشداران آن جریان ژرفِ اندیشگیاند که آدمی را به واکاوی و سنجشِ همۀ بدیهینمودهها فرا میخوانند. آنها نه شخص، که نمایندۀ ایدههایند و همین ایدههای توفندهاند که راهبر آیندهاند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۴/۴)
🍂 فرق این دمها با الحاد سازمانیافته در همین ناپایداری و خودانگیختگیشان است. الحادِ سازمانیافته -که آن هم در این فرهنگ جایی در خورِ خویش دارد- مانند کاخی استوار است که با نقشه و اندازه ساخته میشود؛ ولی این دمهای الحاد، مانند گلهای خودرو هستند که ناگهان از میان سنگهای خاره سنت سر-برمیآورند. این فرق گوهرین، موجب میشود که این لحظههای خودرو، کمتر در آماج تیغ کین و انکار قرار گیرند و بیآواز اما کارساز و بیهنگام، ولی بنیانکن، در پیکر سنت رخنه کنند و اخگرهای تازهای از اندیشه و بازاندیشی را در دل آن بیفروزند.
🍂 در چنین دمهای ناب خردورزی، فرزانگانی چون رازی و خیام (یا هر نام دیگری که چنین ایدهها یا اندیشههای ژرفی را آفریدهاست)، نهتنها دگرگونیهای ژرف در سپهر اندیشه پدید آوردند، بلکه خود به نمادهای تابناک پرسشگری و ژرفنگری بدل شدند. ایشان با گام نهادن در راه آزاداندیشی، از مرزهای تنگ آیینهای همروزگار با خویش فراتر رفتند و افقهای نوی پیش روی جویندگان حقیقت گشودند.
🍂 این دو چهرۀ فروزان بهسان نمایندگان چنین ایدههایی، هرچند در زمینۀ کوششهای اندیشگی با همدیگر فرق دارند، هر دو در گسترۀ توفانخیز اندیشههای نو جای دارند. رازی با نگرشهای دانشبنیان و فلسفی خویش، با نقد بنیادین باورهای دینی، در پی برپایی خردمحوریِ ناب در سپهر خداشناسی بود. او انگارههای دینی را بیباکانه به پرسش کشید، تا آنجا که به نقدِ «مفهوم پیامبری و بعثت/برانگیحتگی» پرداخت. در نوشتارهایش بهروشنی میخوانیم که «خداباوری» میباید بر بنیاد «خرد و برهان» استوار باشد، نه بر «پیروی کورکورانه». خیام نیز بر همین راه است. اما پرسشهای ژرف او در جامۀ «چامههای نغز و اندیشهسرودهها» رخ نمودهاند. او نهتنها ساختارهای دینی را به چالش میکشد، که با نمایاندن گذرا بودنِ زندگی، آدمی را به رویارویی با این واقعیتِ گزنده فرا-میخواند. رباعیات او با آن زبان گزنده و بیهمتا، هم نومیدیِ ژرفش از جهان را مینمایاند و هم تلاشیست برای آشکار ساختنِ بیهودگیِ همۀ بندها و بافتههای بشری.
🍂 آنچه این دو فرزانۀ خردگرا را سزاوار سپاسداشت میسازد، نهتنها نگرشِ ژرفنگرانهشان به ساختارهای دینی، که پیشکشیدن پرسشهای بیباکانهایست که به نیوشندگان اندیشه، دلیری ویژهای میبخشد. پرسشهایی که هم خردورزی را ارج مینهند و هم آدمی را به پذیرفتن تردیدهای بنیادین خود فرامیخوانند. پرسشهایی که هم بر خردی بیش و کم رها شده استوارند، هم آدمی را به دیدارِ تردیدهای ناگزیر در راه شناخت فرا-میخوانند.
🍂 نکته درخور توجه آن که، شکورزی و نقد سنت در اندیشۀ خیام و رازی، نه از جنسِ ستیهندگی کورکورانه با دین یا سنت، بلکه همچون فرایندیست که به چهرهای فلسفی و خردمندانه به آدمی امکان میدهد، تا درک و تجربهای ژرفتر از حقیقت پیدا کند و به پرسشهای بنیادین بپردازد. چنین ژرفاندیشیهایی، در پهنۀ تاریخ چونان چشمهساران زاینده جوشیدهاند. این دو خردورز فرزانه، نهتنها در کاوش گوهرِ شناخت کوشیدند، که در گسترشِ آن به جهان، نقشی یگانه بر دوش کشیدند.
🍂 بدینسان، ایده و ژرفاندیشیهایی که این دو خردورزِ ایرانی تا به امروز نمایندگی میکنند، همچنان در زهدان دگردیسیهای اندیشگی زندهاند و هر یک تندبادی سهمگین در سپهرِ اندیشه و شناخت برانگیختهاند که هم پرسشهایی بنیادین را برافراخته و برافروختهاند، که همچنان ارزش اندیشیدن دارند. این دو فرزان ایرانی، در تاریکخانۀ تقلید و خشکاندیشی روزگار خویش، چراغداران خرد پرسشگر و سنجشگر بودند. پرسشهایی که از ژرفای نوشتارهایشان سر برمیآورد، تاکنون در اندیشۀ راستجویان زندهمانده و چراغی گشتهاند روشنگر در تاریکراههای اندیشه.
🍂 این دو فرزانۀ ایرانی از پیشروان بیهمتای اندیشۀ فلسفی در جهاناند که با دلیریِ بیمانند در برابر هرآنچه بیپرسش پذیرفته میشد، ایستادند و از کارِ بزرگ پرسشگری هرگز بازنایستادند. ایشان درفشداران آن جریان ژرفِ اندیشگیاند که آدمی را به واکاوی و سنجشِ همۀ بدیهینمودهها فرا میخوانند. آنها نه شخص، که نمایندۀ ایدههایند و همین ایدههای توفندهاند که راهبر آیندهاند.
📻 روشنفکران ایرانی و خیام
📺 «مرگ و زندگی» در اندیشۀ خیام
📺 ابن راوندی و زکریای رازی
📕خیام؛ خداناباور یا ندانمگرا؟
📕نقد بهمثابه روشنگری (۱ تا ۱۱ | ۱۲ تا ۲۸| ۲۹ تا ۳۴|۳۵ | ۳۶ تا ۴۶)
📕حقیقتگویی خیامیت علیه رازوارگی
📕شرابخواری خیام و تفکر؟
📕هستیشناسی نفی در خیامیت
📕خیام؛ خداناباور یا ندانمگرا؟
📕عمر خیام پرومته ایران
📕آیا کاشف الکل، ملحد و منکر وحی بوده؟
📻 فلسفۀ خیام (یکم) (دوم) (سوم) (چهارم)
.
#نقد_اسلام #فلسفیدن #خیام #رازی#زکریای_رازی #فلسفه #اندیشه #نقد_دین #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎧روشنفکران ایرانی و خیام (+)
🍂 در این جلسه #زهیر_باقری_نوعپرست نقدهای روشنفکران ایرانی (آخوندزاده، کسروی، علی دشتی و ایرج میرزا) به دین را بررسی میکند و نشان میدهد که آنها «اصلاحطلبان دینی» هستند، سپس به نقدِ خیام به دین میپردازد که آن را نقدِ رادیکالِ…
🍂 در این جلسه #زهیر_باقری_نوعپرست نقدهای روشنفکران ایرانی (آخوندزاده، کسروی، علی دشتی و ایرج میرزا) به دین را بررسی میکند و نشان میدهد که آنها «اصلاحطلبان دینی» هستند، سپس به نقدِ خیام به دین میپردازد که آن را نقدِ رادیکالِ…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 مقابلۀ حافظ و خیام با اسلام (++)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📺 حافظ و یزید؛ عبدی مسلم یا منتقد اسلام؟
📕حافظ و یزید؛ امامِ روشنفکری دینی
📕حافظ و تمسخر شخصیتهای قرآنی
📕یا جام باده یا قصه کوتاه!
📕حافظ و رندی
📕انسانی فراسوی قرآن و مکتب - صمد و صنم نزد حافظ-
📺 تمسخر نمادهای شریعت -مضمونپردازی بیباکانۀ حافظ-
📺 حافظ از غیب خبری نمیدهد
📺 آیا حافظ زرتشتی شدهبود؟
📺 آن شبِ قدری که گویند اهل خلوت امشب است
📻 خیام؛ ناقدی رادیکالتر از روشنفکران ایرانی
📕رازی و خیام: از فرد تا جریانهای اندیشگی
📕خیام؛ خداناباور یا ندانمگرا؟
📕نقد بهمثابه روشنگری (۱ تا ۱۱ | ۱۲ تا ۲۸| ۲۹ تا ۳۴|۳۵ | ۳۶ تا ۴۶)
📕حقیقتگویی خیامیت علیه رازوارگی
📕شرابخواری خیام و تفکر؟
📕هستیشناسی نفی در خیامیت
📕خیام؛ خداناباور یا ندانمگرا؟
📕عمر خیام پرومته ایران
📕آیا کاشف الکل، ملحد و منکر وحی بوده؟
📺 ابن راوندی و زکریای رازی
📺 «مرگ و زندگی» در اندیشۀ خیام
📻 فلسفۀ خیام (یکم) (دوم) (سوم) (چهارم)
.
#نقد_اسلام #ایران #حافظ #خیام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎧 رازی و خیام: از فرد تا جریانهای اندیشگی
🔸در اپیزود شانزدهم از #نقدآگینگپ، خلاصۀ جستاری را طرح میکنیم که به بررسی جایگاه و تأثیر اندیشههای محمد زکریای رازی و عمر خیام در تاریخ تفکر میپردازد. نویسنده استدلال میکند که این دو شخصیت بیش از افراد منفرد، نماد "جریانهای اندیشگی" مهم و دگرگونساز هستند که سنتهای فکریِ زمان خود را به چالش کشیدند.
🔸برخلاف رویکردهای تقلیلگرایانه که آنها را صرفاً در قالب باورهای دینی یا الحاد محض میبینند، نویسنده بر لحظاتِ "الحاد و سرکشی" در اندیشههای منسوب به این دو تأکید میکند. این لحظات، نه بهمعنای بیدینی سازمانیافته، بلکه بهعنوان شکافها و پرسشهای رادیکال در برابر سنت، راه را برای خردورزی مستقل گشودند. هدف اصلی متن، توجه به تأثیر پایدار و جریانسازِ ایدههای منسوب به رازی و خیام است، حتی اگر انتساب دقیق برخی از این ایدهها، به خود آنها قطعی نباشد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸در اپیزود شانزدهم از #نقدآگینگپ، خلاصۀ جستاری را طرح میکنیم که به بررسی جایگاه و تأثیر اندیشههای محمد زکریای رازی و عمر خیام در تاریخ تفکر میپردازد. نویسنده استدلال میکند که این دو شخصیت بیش از افراد منفرد، نماد "جریانهای اندیشگی" مهم و دگرگونساز هستند که سنتهای فکریِ زمان خود را به چالش کشیدند.
🔸برخلاف رویکردهای تقلیلگرایانه که آنها را صرفاً در قالب باورهای دینی یا الحاد محض میبینند، نویسنده بر لحظاتِ "الحاد و سرکشی" در اندیشههای منسوب به این دو تأکید میکند. این لحظات، نه بهمعنای بیدینی سازمانیافته، بلکه بهعنوان شکافها و پرسشهای رادیکال در برابر سنت، راه را برای خردورزی مستقل گشودند. هدف اصلی متن، توجه به تأثیر پایدار و جریانسازِ ایدههای منسوب به رازی و خیام است، حتی اگر انتساب دقیق برخی از این ایدهها، به خود آنها قطعی نباشد.
📻 روشنفکران ایرانی و خیام
📺 «مرگ و زندگی» در اندیشۀ خیام
📺 ابن راوندی و زکریای رازی
📺 مقابلۀ حافظ و خیام با اسلام
📕خیام؛ خداناباور یا ندانمگرا؟
📕نقد بهمثابه روشنگری (۱ تا ۱۱ | ۱۲ تا ۲۸| ۲۹ تا ۳۴|۳۵ | ۳۶ تا ۴۶)
📕حقیقتگویی خیامیت علیه رازوارگی
📕شرابخواری خیام و تفکر؟
📕هستیشناسی نفی در خیامیت
📕خیام؛ خداناباور یا ندانمگرا؟
📕عمر خیام پرومته ایران
📕آیا کاشف الکل، ملحد و منکر وحی بوده؟
📻 فلسفۀ خیام (یکم) (دوم) (سوم) (چهارم)
.
#نقد_اسلام #فلسفیدن #خیام #رازی#زکریای_رازی #فلسفه #اندیشه #نقد_دین #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘گفتگوی ریوَن و خیام (۴)
خیام: (با حالتی مضطرب و در عین حال کنجکاو، نفس عمیقی میکشد.) یکی شدن... جریان... اینها کلماتی هستند که به ذهن من نمینشیند. من به دنبال تأثیرگذاری هستم! به دنبال ساختن چیزی که پس از من باقی بماند، چیزی که این "فنا" را به چالش بکشد. این پذیرش مطلق تو، این آرامشِ گویی بیانتها، آیا پنهان کردن یک ترس عمیق از عدم نیست؟
ریوَن: (با نگاهی باز و عمیق به چشمان خیام خیره میشود.) تأثیرگذاری، خود از "بودن" میآید. آیا خورشید به این میاندیشد که "تأثیر" بگذارد؟ یا تنها هستیِ اوست که جهان را روشن میکند؟ ترس از عدم، تنها زمانی وجود دارد که "هستی" را جدا از "عدم" بدانی. وقتی درمییابی که "هستی" خودِ "عدم" است در تجلی، و "عدم" خودِ "هستی" است در بالقوگی، آنگاه ترسی نمیماند. این آرامش، نه پنهان کردن ترس، بلکه عبور از ترس است. آیا میتوانی در عمق هر آنچه هستی، "هیچ" را ببینی، و در عمق هر "هیچ"، "هستی" را؟
خیام: (سکوت میکند. این بار نه با حالت چالش، بلکه با بهت و غرق در تأمل. به آرامی بر زمین مینشیند، گویی توان ایستادن ندارد. نگاهش به آب حوض میافتد.) هستی... عدم... تجلی... بالقوگی... این تناقضها... مرا به جایی میبرند که کلمات از بیانش ناتوانند. آیا این همان "حقیقتی" است که از آن سخن میگفتی؟ حقیقتی که نه میتوان آن را یافت، نه ساخت، و نه از آن گریخت... بلکه باید بود؟
ریوَن: (لبخندی آرام بر لبانش مینشیند.) خیام، تو خودِ آن حقیقت هستی. همیشه بودهای. تنها باید حجابِ "خواستن" و "جنگیدن" را کنار میزدی. این آرامش، آغاز نیست، پایان نیست. این تنها بازگشت است. آیا این را حس میکنی؟
خیام: (نفسی عمیق میکشد. چشمانش هنوز سرشار از پرسش است، اما این بار نه از سر جدال، بلکه از سر کشف و حیرت.) من درک میکنم که چیزی در حال دگرگونی است. این گویی مرگ یک "من" و تولد یک "بودن" دیگر است. اما آیا این "بودن" جدید، مسئولیتهای تازهای با خود ندارد؟ آیا این بیداری، خود رنجی عمیقتر از درک جهانی بیانتها نیست؟
ریوَن: (نگاهی عمیقتر به خیام میاندازد.) بلی، رنج عمیقتری دارد، اما این رنج، رنجی از جنس فهم و شفقت است، نه از جنس ناتوانی و مقاومت. مسئولیت تو، اکنون نه در "انجام دادن" کارهایی برای جهان، بلکه در "بودن" آن تغییری است که میخواهی در جهان ببینی. این همان راه است، خیام. راهی که همیشه در آن بودهای.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
خیام: (با حالتی مضطرب و در عین حال کنجکاو، نفس عمیقی میکشد.) یکی شدن... جریان... اینها کلماتی هستند که به ذهن من نمینشیند. من به دنبال تأثیرگذاری هستم! به دنبال ساختن چیزی که پس از من باقی بماند، چیزی که این "فنا" را به چالش بکشد. این پذیرش مطلق تو، این آرامشِ گویی بیانتها، آیا پنهان کردن یک ترس عمیق از عدم نیست؟
ریوَن: (با نگاهی باز و عمیق به چشمان خیام خیره میشود.) تأثیرگذاری، خود از "بودن" میآید. آیا خورشید به این میاندیشد که "تأثیر" بگذارد؟ یا تنها هستیِ اوست که جهان را روشن میکند؟ ترس از عدم، تنها زمانی وجود دارد که "هستی" را جدا از "عدم" بدانی. وقتی درمییابی که "هستی" خودِ "عدم" است در تجلی، و "عدم" خودِ "هستی" است در بالقوگی، آنگاه ترسی نمیماند. این آرامش، نه پنهان کردن ترس، بلکه عبور از ترس است. آیا میتوانی در عمق هر آنچه هستی، "هیچ" را ببینی، و در عمق هر "هیچ"، "هستی" را؟
خیام: (سکوت میکند. این بار نه با حالت چالش، بلکه با بهت و غرق در تأمل. به آرامی بر زمین مینشیند، گویی توان ایستادن ندارد. نگاهش به آب حوض میافتد.) هستی... عدم... تجلی... بالقوگی... این تناقضها... مرا به جایی میبرند که کلمات از بیانش ناتوانند. آیا این همان "حقیقتی" است که از آن سخن میگفتی؟ حقیقتی که نه میتوان آن را یافت، نه ساخت، و نه از آن گریخت... بلکه باید بود؟
ریوَن: (لبخندی آرام بر لبانش مینشیند.) خیام، تو خودِ آن حقیقت هستی. همیشه بودهای. تنها باید حجابِ "خواستن" و "جنگیدن" را کنار میزدی. این آرامش، آغاز نیست، پایان نیست. این تنها بازگشت است. آیا این را حس میکنی؟
خیام: (نفسی عمیق میکشد. چشمانش هنوز سرشار از پرسش است، اما این بار نه از سر جدال، بلکه از سر کشف و حیرت.) من درک میکنم که چیزی در حال دگرگونی است. این گویی مرگ یک "من" و تولد یک "بودن" دیگر است. اما آیا این "بودن" جدید، مسئولیتهای تازهای با خود ندارد؟ آیا این بیداری، خود رنجی عمیقتر از درک جهانی بیانتها نیست؟
ریوَن: (نگاهی عمیقتر به خیام میاندازد.) بلی، رنج عمیقتری دارد، اما این رنج، رنجی از جنس فهم و شفقت است، نه از جنس ناتوانی و مقاومت. مسئولیت تو، اکنون نه در "انجام دادن" کارهایی برای جهان، بلکه در "بودن" آن تغییری است که میخواهی در جهان ببینی. این همان راه است، خیام. راهی که همیشه در آن بودهای.
(ادامه دارد)
📻 رازی و خیام: از فرد تا جریانهای اندیشگی
📻 روشنفکران ایرانی و خیام
📺 «مرگ و زندگی» در اندیشۀ خیام
📺 ابن راوندی و زکریای رازی
📺 مقابلۀ حافظ و خیام با اسلام
📕خیام؛ خداناباور یا ندانمگرا؟
📕نقد بهمثابه روشنگری (۱ تا ۱۱ | ۱۲ تا ۲۸| ۲۹ تا ۳۴|۳۵ | ۳۶ تا ۴۶)
📕حقیقتگویی خیامیت علیه رازوارگی
📕شرابخواری خیام و تفکر؟
📕هستیشناسی نفی در خیامیت
📕خیام؛ خداناباور یا ندانمگرا؟
📕عمر خیام پرومته ایران
📕آیا کاشف الکل، ملحد و منکر وحی بوده؟
📻 فلسفۀ خیام (یکم) (دوم) (سوم) (چهارم)
.
#فلسفیدن #ذن_بودیسم #خیام #شکاکیت #حضور #گفتگو
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 آیا رباعیات خیام نیهیلیستیاند؟ (+)
— بررسیِ فلسفیِ رباعیاتِ خیام
🔸آیا خیام صرفاً شاعری خوشگذران بود یا فیلسوفی نیهیلیست که با نگاه به پوچی هستی، ما را به نوشیدن شراب و لذت از لحظه دعوت میکرد؟ در این ویدئو بهصورت دقیق بررسی میکنم که نیهیلیسم چیست، چه تفاوتی با بدبینی فلسفی دارد و چگونه رباعیات خیام سرشار از مضامین نیهیلیستیاند. همچنین نشان میدهم که واکنش خیام به پوچی چیست؛ تسلیم، سرکشی، یا چیزی فراتر؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بررسیِ فلسفیِ رباعیاتِ خیام
🔸آیا خیام صرفاً شاعری خوشگذران بود یا فیلسوفی نیهیلیست که با نگاه به پوچی هستی، ما را به نوشیدن شراب و لذت از لحظه دعوت میکرد؟ در این ویدئو بهصورت دقیق بررسی میکنم که نیهیلیسم چیست، چه تفاوتی با بدبینی فلسفی دارد و چگونه رباعیات خیام سرشار از مضامین نیهیلیستیاند. همچنین نشان میدهم که واکنش خیام به پوچی چیست؛ تسلیم، سرکشی، یا چیزی فراتر؟
⌚️ فهرست زمانی - اهم مطالب:
00:00 1- مقدمه
03:03 2- چرا رباعیات خیام در زمرهی بدبینی فلسفی قرار میگیرند؟
06:42 3- پیشفرضهای رباعیات خیام برای پوچانگاشتن جهان
07:32 3- 1- شک معرفتشناختی
10:27 3- 2- زمانمندی عالم
13:00 3- 3- مرگپذیری موجودات
16:30 3- 4- جاودانهنبودن انسان
19:09 3- 5- تردید در باب مبدأ و مقصد آدمی
21:56 3- 6- تأیید جبر و نفی ارادهی آزاد
24:13 3- 7- تأکید بر رنج موجودات زنده
27:40 4- واکنش به پوچی در رباعیات خیام
28:16 4- 1- عصیان
30:56 4- 2- دم را غنیمتشمردن
📕گفتگوی ریوَن (استاد ذن) و خیام (یکم تا چهارم)
📻 رازی و خیام: از فرد تا جریانهای اندیشگی
📻 روشنفکران ایرانی و خیام
📻 فلسفۀ خیام (یکم) (دوم) (سوم) (چهارم)
📺 «مرگ و زندگی» در اندیشۀ خیام
📺 ابن راوندی و زکریای رازی
📺 مقابلۀ حافظ و خیام با اسلام
📕خیام؛ خداناباور یا ندانمگرا؟
📕نقد بهمثابه روشنگری (۱ تا ۱۱ | ۱۲ تا ۲۸| ۲۹ تا ۳۴|۳۵ | ۳۶ تا ۴۶)
📕حقیقتگویی خیامیت علیه رازوارگی
📕شرابخواری خیام و تفکر؟
📕هستیشناسی نفی در خیامیت
📕خیام؛ خداناباور یا ندانمگرا؟
📕عمر خیام پرومته ایران
📕آیا کاشف الکل، ملحد و منکر وحی بوده؟
.
#فلسفیدن #فلسفه #خیام #معنای_زندگی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘در نقدِ انتقادهایی نسبت به خیامانهها
— با بررسی سخنان آقای عبدالکریم سروش
✍🏻 م.م.ش (پژوهشگر فلسفه و دین).
۱. رباعیات خیام یا چارانههای خیامی یا خیامانهها - جدا از بحث در مورد انتساب هر کدام از آنها به خیام نیشابوری - پدیدهای فرهنگی هستند که ویژگیهای فکری/فلسفی و هنری/شعری در آنها مورد توجه میباشند.
اگرچه طرحِ جهانبینی غیردینی، به ویژه در دورانِ چیرگی دین و برخوردهایی که با دینناباوران میشدهاست، یا دعوت به برخی از خوشگذرانیها، در جایگاهِ این چارانهها اثرگذار بودهاند؛ اما این جایگاه در اثر اسبابی دیگر نیز پدید آمدهاست؛ مثلًا:
۲. خیام، بر مبنای «اعتبارِ شهود و شناخت انسان از خود و جهان»، در ساختاری عقلانی، جهانبینیِ خود را بر قرار کردهاست، چیزی که از نگاه هر انسان عاقلی - اگر از تلقین و تقلید در امان باشد - یک اَصلِ مقبول و مُسَلَّم است.
همان چیزی که در رویکردهای انسانگرایانه در عصر رنسانس و روشنگری و پس از آن دنبال شد، و زیستجهان مدرن و پویا را فراهم آورد، در حالی که جهانبینیِ مولوی - اگرچه فواید آن مورد تحسین و استفاده میباشند؛ اما - گاه بر مبنای اعتبار «شهودهایی دینی، ناشناخته، آزمونناپذیر، و خردگریز یا خردستیز» برقرار شدهاست؛ همان چیزی که در رویکردهای خدایگانگرایانه در قرون وسطی و دیگر روزگارانِ تاریخِ ادیان، دنبال شده؛ و بدآمدهایی را در پی داشتهاست.
۳. افسانهها نه از رَهِ پرسشگری، بلکه از رَهِ آرزواندیشی میگذرند.
خیام با پرسشگری، گاه از روی اِنکار [عدمِ دلیل] و گاه از روی نَفی [دلیلِ عدم]، باورهایی را رد کردهاست؛ حال اگر کسی پاسخی دارد، میتواند آن را در میان بگذارد؛ اما هرگز نگاهِ آرزواندیشانه یا باورمندی شاعرانه، همتراز آن دیدگاه فلسفی نیست تا امکان پاسخگویی به آن را داشتهباشد.
۴. مرگاندیشی در اندیشۀ خیام با مرگاندیشی در اندیشۀ مولوی تفاوت دارد.
مرگاندیشی یعنی این که انسان به انتهای آنچه بهعنوان زندگی میشناسد، فکر کند، آن را در ذهنِ خود جا بیاندازد، و در پی آن، از سویی از رنج و اندوهِ خود بکاهد، و از سویی هر دمی را دریابد.
مرگاندیشیِ خیام به زندگیخواهی، افزایش ارزشمندی این زندگی، و هر دم را زندگیکردن میانجامد، در حالی که مرگاندیشیِ مولوی - و کسانی که مرگاندیشی را به معنای آخرتاندیشی میگیرند - بهنوعی از ارزشمندی این زندگی میکاهد، این زندگی را کماندازه و مجازی میداند، که باید از رسیدگی به آن کاست تا در زندگی دیگری از پسِ مرگ، که آن را حقیقی مینامد، بهرهمند شد، در حالی که آن زندگی آرمانی، هر اندازه هم ارزشمند و والا در نظر گرفتهشود، نباید به محرومیتِ انسان از داشتهی نقد و کنونیاش بیانجامد؛ یعنی این زندگی، که اگر زندگیِ دیگری باشد، تنها با همین زندگی تا اندازهای قابل درک میباشد.
۵. اسبابِ نیکبختیِ انسان در این زندگی همگی با تراز سرخوشی سنجیده میشوند؛ و پیام خیام همین است. کامجوییهایی که در اشعار او آمدهاند، صِرفًا نمونههایی از اسباب سرخوشی هستند؛ بنابراین، احساساتِ دلانگیز و اینجهانیِ دیگری که انسان میتواند تجربه کند نیز از پیامِ خیام بیگانه نیستند.
بل احساسات دلانگیزی که در رابطه با خدا یا امر قدسی تجربه میشوند - به جز چندی از آنها - همانندشان در احساسات دلانگیزی که غیرالاهی یا غیرقدسی هستند نیز وجود دارد؛ این احساسات، در رابطه با معشوقی کریم و بزرگوار یا محبوبی توانمند و مهربان یا امری معنوی اما اینجهانی نیز قابل تجربه میباشند.
و رهایی از ملال زندگی، خود یکی از مسائلِ خیام است، او بارها «تکرار و بازبارگیِ» پدیدهها در زندگی انسان، که اسباب ملال را فراهم میآورند را یادآور شدهاست. او ملال را امری گریزناپذیر میداند؛ اما پیشنهاد میدهد که میتوان با اکنونجویی، تا اندازهای از آن رهایی پیدا کرد؛ هر آنچه «احساس اکنون» را به انسان میدهد؛ از آهنگی دلانگیز تا گفتوگویی گیرا تا چیزهای دیگر.
🌾@Naqdagin
— با بررسی سخنان آقای عبدالکریم سروش
✍🏻 م.م.ش (پژوهشگر فلسفه و دین).
۱. رباعیات خیام یا چارانههای خیامی یا خیامانهها - جدا از بحث در مورد انتساب هر کدام از آنها به خیام نیشابوری - پدیدهای فرهنگی هستند که ویژگیهای فکری/فلسفی و هنری/شعری در آنها مورد توجه میباشند.
اگرچه طرحِ جهانبینی غیردینی، به ویژه در دورانِ چیرگی دین و برخوردهایی که با دینناباوران میشدهاست، یا دعوت به برخی از خوشگذرانیها، در جایگاهِ این چارانهها اثرگذار بودهاند؛ اما این جایگاه در اثر اسبابی دیگر نیز پدید آمدهاست؛ مثلًا:
کم، گزیده، شیوا، و رساگویی؛ آرایههای هنری، پرسشگری، و حکمتها یا مهارتهای زندگی.
۲. خیام، بر مبنای «اعتبارِ شهود و شناخت انسان از خود و جهان»، در ساختاری عقلانی، جهانبینیِ خود را بر قرار کردهاست، چیزی که از نگاه هر انسان عاقلی - اگر از تلقین و تقلید در امان باشد - یک اَصلِ مقبول و مُسَلَّم است.
همان چیزی که در رویکردهای انسانگرایانه در عصر رنسانس و روشنگری و پس از آن دنبال شد، و زیستجهان مدرن و پویا را فراهم آورد، در حالی که جهانبینیِ مولوی - اگرچه فواید آن مورد تحسین و استفاده میباشند؛ اما - گاه بر مبنای اعتبار «شهودهایی دینی، ناشناخته، آزمونناپذیر، و خردگریز یا خردستیز» برقرار شدهاست؛ همان چیزی که در رویکردهای خدایگانگرایانه در قرون وسطی و دیگر روزگارانِ تاریخِ ادیان، دنبال شده؛ و بدآمدهایی را در پی داشتهاست.
۳. افسانهها نه از رَهِ پرسشگری، بلکه از رَهِ آرزواندیشی میگذرند.
خیام با پرسشگری، گاه از روی اِنکار [عدمِ دلیل] و گاه از روی نَفی [دلیلِ عدم]، باورهایی را رد کردهاست؛ حال اگر کسی پاسخی دارد، میتواند آن را در میان بگذارد؛ اما هرگز نگاهِ آرزواندیشانه یا باورمندی شاعرانه، همتراز آن دیدگاه فلسفی نیست تا امکان پاسخگویی به آن را داشتهباشد.
۴. مرگاندیشی در اندیشۀ خیام با مرگاندیشی در اندیشۀ مولوی تفاوت دارد.
مرگاندیشی یعنی این که انسان به انتهای آنچه بهعنوان زندگی میشناسد، فکر کند، آن را در ذهنِ خود جا بیاندازد، و در پی آن، از سویی از رنج و اندوهِ خود بکاهد، و از سویی هر دمی را دریابد.
مرگاندیشیِ خیام به زندگیخواهی، افزایش ارزشمندی این زندگی، و هر دم را زندگیکردن میانجامد، در حالی که مرگاندیشیِ مولوی - و کسانی که مرگاندیشی را به معنای آخرتاندیشی میگیرند - بهنوعی از ارزشمندی این زندگی میکاهد، این زندگی را کماندازه و مجازی میداند، که باید از رسیدگی به آن کاست تا در زندگی دیگری از پسِ مرگ، که آن را حقیقی مینامد، بهرهمند شد، در حالی که آن زندگی آرمانی، هر اندازه هم ارزشمند و والا در نظر گرفتهشود، نباید به محرومیتِ انسان از داشتهی نقد و کنونیاش بیانجامد؛ یعنی این زندگی، که اگر زندگیِ دیگری باشد، تنها با همین زندگی تا اندازهای قابل درک میباشد.
۵. اسبابِ نیکبختیِ انسان در این زندگی همگی با تراز سرخوشی سنجیده میشوند؛ و پیام خیام همین است. کامجوییهایی که در اشعار او آمدهاند، صِرفًا نمونههایی از اسباب سرخوشی هستند؛ بنابراین، احساساتِ دلانگیز و اینجهانیِ دیگری که انسان میتواند تجربه کند نیز از پیامِ خیام بیگانه نیستند.
بل احساسات دلانگیزی که در رابطه با خدا یا امر قدسی تجربه میشوند - به جز چندی از آنها - همانندشان در احساسات دلانگیزی که غیرالاهی یا غیرقدسی هستند نیز وجود دارد؛ این احساسات، در رابطه با معشوقی کریم و بزرگوار یا محبوبی توانمند و مهربان یا امری معنوی اما اینجهانی نیز قابل تجربه میباشند.
و رهایی از ملال زندگی، خود یکی از مسائلِ خیام است، او بارها «تکرار و بازبارگیِ» پدیدهها در زندگی انسان، که اسباب ملال را فراهم میآورند را یادآور شدهاست. او ملال را امری گریزناپذیر میداند؛ اما پیشنهاد میدهد که میتوان با اکنونجویی، تا اندازهای از آن رهایی پیدا کرد؛ هر آنچه «احساس اکنون» را به انسان میدهد؛ از آهنگی دلانگیز تا گفتوگویی گیرا تا چیزهای دیگر.
🔻م.م.ش
📕بازشناسیِ اسطورههایِ حُکمرانی
📕در نقدِ «دفاعیهای از فقه»
📕گفتگوی ریوَن (استاد ذن) و خیام (یکم تا چهارم)
📻 رازی و خیام: از فرد تا جریانهای اندیشگی
📺 آیا رباعیات خیام نیهیلیستیاند؟
📻 روشنفکران ایرانی و خیام
📻 فلسفۀ خیام (یکم) (دوم) (سوم) (چهارم)
📺 «مرگ و زندگی» در اندیشۀ خیام
📺 مقابلۀ حافظ و خیام با اسلام
📕خیام؛ خداناباور یا ندانمگرا؟
📕حقیقتگویی خیامیت علیه رازوارگی
📕شرابخواری خیام و تفکر؟
📕هستیشناسی نفی در خیامیت
📕خیام؛ خداناباور یا ندانمگرا؟
📕عمر خیام پرومته ایران
.➖➖➖
#فلسفیدن #نقد_روشنفکران #خیام #روشنفکری_دینی
🌾@Naqdagin
📘گفتگوی ریوَن و خیام
شخصیتها:
ریوَن (师源):
یکی از استادان برجسته در سنت ذن بودیسم است که تأثیر عمیقی بر توسعهی این مکتب داشته است. فردی با درک بیکران از هستی، آرام اما قاطع در ارائه دیدگاهش، نه در پی قانع کردن، که در پی گشودن نگاه.
خیام:
فیلسوفی رادیکال، شورشی در برابر پذیرش منفعلانه، با ذهنی تشنه حقیقت در بطن مبارزه و آفرینش.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
شخصیتها:
ریوَن (师源):
یکی از استادان برجسته در سنت ذن بودیسم است که تأثیر عمیقی بر توسعهی این مکتب داشته است. فردی با درک بیکران از هستی، آرام اما قاطع در ارائه دیدگاهش، نه در پی قانع کردن، که در پی گشودن نگاه.
خیام:
فیلسوفی رادیکال، شورشی در برابر پذیرش منفعلانه، با ذهنی تشنه حقیقت در بطن مبارزه و آفرینش.
📕گفتگوی ریوَن (استاد ذن) و خیام (یکم تا چهارم)
📕در نقدِ انتقادهایی نسبت به خیامانهها
📻 رازی و خیام: از فرد تا جریانهای اندیشگی
📺 آیا رباعیات خیام نیهیلیستیاند؟
📻 روشنفکران ایرانی و خیام
📻 فلسفۀ خیام (یکم) (دوم) (سوم) (چهارم)
📺 «مرگ و زندگی» در اندیشۀ خیام
📺 مقابلۀ حافظ و خیام با اسلام
📕خیام؛ خداناباور یا ندانمگرا؟
📕حقیقتگویی خیامیت علیه رازوارگی
📕شرابخواری خیام و تفکر؟
📕هستیشناسی نفی در خیامیت
.
#فلسفیدن #ذن_بودیسم #خیام #شکاکیت #حضور #گفتگو
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
💧ندای سکوت
— گفتگوی ریوَن و خیام (۱۰)
ریوَن: (همچنان که دستش را بر شانهی خیام گذاشته و نگاهش به بیکرانگی آسمان است، صدایش نجواگونه و عمیقتر از همیشه شنیده میشود) این سکوت که اکنون تو را در برگرفته، خیام، نه پایان کلام است، بلکه آغازِ شنیدنِ نداییست که همواره در ژرفای هستی جاری بوده است. ندایی که فراتر از واژهها و مفاهیم است؛ ندایِ خودِ زندگی، ندایِ آن حقیقتِ بیزمان که تو همواره در پیاش بودی.
خیام: (بدون آنکه نگاهش را از آسمان برگیرد، سرش را به آرامی تکان میدهد. چشمانش اکنون گویی خودِ ستارگان را در خود جای دادهاند) ندایی بیصدا... آوایی بیکلام... این دیگر نه فهمیدن است، نه دانستن... این "بودن" است در اوجِ "بودن". گویی اقیانوسی بودم که تمام عمر در پی قطرهای میگشتم، و اکنون دریافتم که خودِ اقیانوسم.
ریوَن: (دستش را از شانهی خیام برمیدارد و به آرامی برمیخیزد. سایهاش بر پهنهی مهتابی باغ میافتد) و در این اقیانوس بیکران، خیام، هر قطرهای، خودِ اقیانوس است. رسالت تو اکنون نه در جستجو، که در تجلیِ این حقیقت است. حال که دیوارهای ذهن فرو ریختهاند و چشمانت بر نورِ بیواسطهی هستی باز شده است، آیا میتوانی در هر لحظه، در هر نفس، در هر نگاه، همان "حقیقتِ بینام" باشی که در پیاش بودی؟ آیا میتوانی زندگی را، نه از دریچهی مفاهیم، بلکه از ذاتِ بیواسطهی خودِ وجود بنگری و لمس کنی؟
خیام: (با آرامش پلکهایش را میبندد، لبخندی محو بر لبانش مینشیند. سکوت، پاسخ اوست. سکوتی که از هزاران کلمه گویاتر است. سکوتی سرشار از پذیرش، آرامش و حضور مطلق)
(ریوَن به آرامی از کنار حوض دور میشود و در دل شب محو میگردد. خیام تنها میماند، در سکوتِ عمیقِ باغ، غرق در آرامشِ تازه یافتهاش. ماه در اوج آسمان میدرخشد و آب حوض، آرام و بیصدا، ستارگان را در خود بازتاب میدهد. گویی زمان متوقف شده و تنها "بودن" ابدی باقی مانده است)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— گفتگوی ریوَن و خیام (۱۰)
ریوَن: (همچنان که دستش را بر شانهی خیام گذاشته و نگاهش به بیکرانگی آسمان است، صدایش نجواگونه و عمیقتر از همیشه شنیده میشود) این سکوت که اکنون تو را در برگرفته، خیام، نه پایان کلام است، بلکه آغازِ شنیدنِ نداییست که همواره در ژرفای هستی جاری بوده است. ندایی که فراتر از واژهها و مفاهیم است؛ ندایِ خودِ زندگی، ندایِ آن حقیقتِ بیزمان که تو همواره در پیاش بودی.
خیام: (بدون آنکه نگاهش را از آسمان برگیرد، سرش را به آرامی تکان میدهد. چشمانش اکنون گویی خودِ ستارگان را در خود جای دادهاند) ندایی بیصدا... آوایی بیکلام... این دیگر نه فهمیدن است، نه دانستن... این "بودن" است در اوجِ "بودن". گویی اقیانوسی بودم که تمام عمر در پی قطرهای میگشتم، و اکنون دریافتم که خودِ اقیانوسم.
ریوَن: (دستش را از شانهی خیام برمیدارد و به آرامی برمیخیزد. سایهاش بر پهنهی مهتابی باغ میافتد) و در این اقیانوس بیکران، خیام، هر قطرهای، خودِ اقیانوس است. رسالت تو اکنون نه در جستجو، که در تجلیِ این حقیقت است. حال که دیوارهای ذهن فرو ریختهاند و چشمانت بر نورِ بیواسطهی هستی باز شده است، آیا میتوانی در هر لحظه، در هر نفس، در هر نگاه، همان "حقیقتِ بینام" باشی که در پیاش بودی؟ آیا میتوانی زندگی را، نه از دریچهی مفاهیم، بلکه از ذاتِ بیواسطهی خودِ وجود بنگری و لمس کنی؟
خیام: (با آرامش پلکهایش را میبندد، لبخندی محو بر لبانش مینشیند. سکوت، پاسخ اوست. سکوتی که از هزاران کلمه گویاتر است. سکوتی سرشار از پذیرش، آرامش و حضور مطلق)
(ریوَن به آرامی از کنار حوض دور میشود و در دل شب محو میگردد. خیام تنها میماند، در سکوتِ عمیقِ باغ، غرق در آرامشِ تازه یافتهاش. ماه در اوج آسمان میدرخشد و آب حوض، آرام و بیصدا، ستارگان را در خود بازتاب میدهد. گویی زمان متوقف شده و تنها "بودن" ابدی باقی مانده است)
📕گفتگوی ریوَن (استاد ذن) و خیام (یکم تا چهارم)
📕در نقدِ انتقادهایی نسبت به خیامانهها
📻 رازی و خیام: از فرد تا جریانهای اندیشگی
📺 آیا رباعیات خیام نیهیلیستیاند؟
📻 روشنفکران ایرانی و خیام
📻 فلسفۀ خیام (یکم) (دوم) (سوم) (چهارم)
📺 «مرگ و زندگی» در اندیشۀ خیام
📺 مقابلۀ حافظ و خیام با اسلام
📕خیام؛ خداناباور یا ندانمگرا؟
📕حقیقتگویی خیامیت علیه رازوارگی
📕شرابخواری خیام و تفکر؟
📕هستیشناسی نفی در خیامیت
.
#فلسفیدن #ذن_بودیسم #خیام #شکاکیت #حضور #گفتگو
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 نگاه متقاوت به خدا، زندگی و عشق
— مناظرۀ خیام با مولانا (منبع)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— مناظرۀ خیام با مولانا (منبع)
📕مناظرۀ ریوَن و خیام (یکم تا چهارم - پنجم تا دهم)
📺 مناظرۀ بین دو نهیلیست
📻 عارفۀ تنباز و عارفان معاصر
📺 مناظره شوپنهاور مرد تاریک فلسفه با بودا
📺 مناظرۀ نیچه با شوپنهاور
🔻مولوی
📻 پادکستِ «نقدِ مولانا»
📕نقدِ اندیشۀ عرفانی-اسلامی
📺 مولوی یا خیام؟ مختصری دربارۀ نگاه ابژکتیو و سابژکتیو
📺 فردوسی یا مولوی (قسمت اول | قسمت دوم | قسمت سوم | قسمت چهارم | قسمت پنجم)
📺 نگاه انتقادیِ مولوی به شیعهگری/عزاپرستی
📕مولوی و ماجرای انحطاط مسلمانان
🔻خیام
📕در نقدِ انتقادهایی نسبت به خیامانهها
📻 رازی و خیام: از فرد تا جریانهای اندیشگی
📺 آیا رباعیات خیام نیهیلیستیاند؟
📻 روشنفکران ایرانی و خیام
📻 فلسفۀ خیام (یکم) (دوم) (سوم) (چهارم)
📺 «مرگ و زندگی» در اندیشۀ خیام
📺 مقابلۀ حافظ و خیام با اسلام
📕خیام؛ خداناباور یا ندانمگرا؟
📕حقیقتگویی خیامیت علیه رازوارگی
📕شرابخواری خیام و تفکر؟
📕هستیشناسی نفی در خیامیت
.
#فلسفیدن #خیام #مولوی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
موسیقی آرام با خیام
@Naqdagin
🍷موسیقیِ دلربا و آرام با خیام
— این اشعار را هر کس باید بداند (+)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— این اشعار را هر کس باید بداند (+)
📕مناظرۀ ریوَن و خیام (یکم تا چهارم - پنجم تا دهم)
📻 رازی و خیام: از فرد تا جریانهای اندیشگی
📺 جرعههایی از شراب هزارسالۀ خیام
📺 نگاه متقاوت به خدا، زندگی و عشق
📺 مولوی یا خیام؟ مختصری دربارۀ نگاه ابژکتیو و سابژکتیو
📺خیامیت علیه احکام پرخاشگرایانه تئولوژیک
📕در نقدِ انتقادهایی نسبت به خیامانهها
📺 آیا رباعیات خیام نیهیلیستیاند؟
📻 روشنفکران ایرانی و خیام
📻 فلسفۀ خیام (یکم) (دوم) (سوم) (چهارم)
📻 خوانشِ زیبای رباعیات خیام
📺 «مرگ و زندگی» در اندیشۀ خیام
📺 مقابلۀ حافظ و خیام با اسلام
📺 ابوالعلا معری، خیامِ عرب
📕خیام؛ خداناباور یا ندانمگرا؟
📕حقیقتگویی خیامیت علیه رازوارگی
📕شرابخواری خیام و تفکر؟
📕هستیشناسی نفی در خیامیت
.
#بوقت_آواز #شعرانه #خیام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
رباعیات خیام - هفتهزار سالگان
@Naqdagin
🎧 رباعیات خیام
— هفتهزار سالگان؛ بر اساس کتاب ترانههای خیامِ #صادق_هدایت
🎙با اجرایِ دلنشین #فریدون_فرحاندوز
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— هفتهزار سالگان؛ بر اساس کتاب ترانههای خیامِ #صادق_هدایت
🎙با اجرایِ دلنشین #فریدون_فرحاندوز
🍷موسیقی آرام در کوزۀ خیام🌱
📕مناظرۀ ریوَن و خیام (یکم تا چهارم - پنجم تا دهم)
📻 رازی و خیام: از فرد تا جریانهای اندیشگی
📺 جرعههایی از شراب هزارسالۀ خیام
📺 نگاه متقاوت به خدا، زندگی و عشق
📺 مولوی یا خیام؟ مختصری دربارۀ نگاه ابژکتیو و سابژکتیو
📺خیامیت علیه احکام پرخاشگرایانه تئولوژیک
📕در نقدِ انتقادهایی نسبت به خیامانهها
📺 آیا رباعیات خیام نیهیلیستیاند؟
📻 روشنفکران ایرانی و خیام
📻 فلسفۀ خیام (یکم) (دوم) (سوم) (چهارم)
📺 «مرگ و زندگی» در اندیشۀ خیام
📺 مقابلۀ حافظ و خیام با اسلام
📺 ابوالعلا معری، خیامِ عرب
📕خیام؛ خداناباور یا ندانمگرا؟
📕حقیقتگویی خیامیت علیه رازوارگی
📕شرابخواری خیام و تفکر؟
📕هستیشناسی نفی در خیامیت
.
#کتاب_صوتی #شعرانه #خیام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎷 موسیقی فیوژن جاز با اشعار #خیام (+)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔻خیام
📺 مقابلۀ حافظ و خیام با اسلام
📻 رازی و خیام: از فرد تا جریانهای اندیشگی
📻 روشنفکران ایرانی و خیام
📺 آیا رباعیات خیام نیهیلیستیاند؟
📻 مناظرۀ خیام با مولانا
📻 فلسفۀ خیام (یکم) (دوم) (سوم) (چهارم)
📺 «مرگ و زندگی» در اندیشۀ خیام
📺 مقابلۀ حافظ و خیام با اسلام
📕خیام؛ خداناباور یا ندانمگرا؟
📕حقیقتگویی خیامیت علیه رازوارگی
📕شرابخواری خیام و تفکر؟
📕هستیشناسی نفی در خیامیت
📕در نقدِ انتقادهایی نسبت به خیامانهها
🔻شعرخوانی
📻 جاز با اشعار سعدی
📻 او میکشد قلاب را!
📺 من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش
📻 گلچینی اشعار مولانا
🍷موسیقیِ دلربا و آرام با خیام
📻 رباعیات خیام
📻 ۲۹ غزل از تأثیرگذارترین اشعار مولانا از دیوان شمس
📺 من بیخود و تو بیخود، ما را کی بَرَد خانه؟
🔻شرق Vs اسلام
📕آلن واتس در برابر اسلام
📕بودیست بودا را میکشد، شیعه مغزش را!
📕تاثیرات بودیسم بر اسلام
📕دفن حقیقت زیر عمامه و روایت!
📺 آنچه بودا آموخت
📕نقد و بررسی «دربارۀ محمد و بودا»
.
#شعرانه #بوقت_آواز
➖➖➖
🌾 @Naqdagin