📘خدای نامتشخص؛ حکایت همچنان باقیست
✍️#علیرضاموثق
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۲۳ دقیقه و ۴۰ ثانیه
🔲 مقالات و یادداشتهایی مرتبط با موضوع «خدای متشخص» و «خدای نامتشخص» به قلم همین نویسنده: اینجا
🔲 مقالهی مرتبط: «چرا و چگونه آگاهی به مشکل تبدیل شد؟» به قلم مارگارت وِرتایم
#هستیکاوی #فلسفیدن #نقد_ادیان #شرور_گزاف #برهان_شر
#اسپینوزا #تامس_نیگل #مصطفی_ملکیان
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍️#علیرضاموثق
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۲۳ دقیقه و ۴۰ ثانیه
🔲 مقالات و یادداشتهایی مرتبط با موضوع «خدای متشخص» و «خدای نامتشخص» به قلم همین نویسنده: اینجا
🔲 مقالهی مرتبط: «چرا و چگونه آگاهی به مشکل تبدیل شد؟» به قلم مارگارت وِرتایم
#هستیکاوی #فلسفیدن #نقد_ادیان #شرور_گزاف #برهان_شر
#اسپینوزا #تامس_نیگل #مصطفی_ملکیان
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📘خدای نامتشخص؛ حکایت همچنان باقیست (۱/۸)
✍️#علیرضاموثق
پس از انتشار دو جُستار تحت عناوینِ «خدای نامتشخص و زائد بودنِ مفهوم خدا در این سیاق» و نیز «خدای نامتشخص به مثابهی آگاهی متجسم و خدای دموکراتیک»، برخی از مخاطبان محترم، پرسشها و یا نقدهایی را مطرح کردهاند. لذا میکوشم؛ هم در جهت ایضاحِ مفهومی و روشنتر ساختنِ مراد و مدعایم و هم از حیثِ روشنتر ساختن و یا تحکیم و تقویتِ دلایلم، در حد وسع، توضیحات و تأملاتم را بیان کنم:
اول) اسپینوزا در خصوصِ عدمِ وجودِ خدای متشخص، به نحوِ استوار و قاطع استدلال کردهاست و من در خصوصِ خردستیز بودنِ باور به خدای متشخص، خصوصاً خدای متشخص و انسانوار و خالق و نیز قادر و عالم و عادلِ مطلق ادیان، با اسپینوزا همداستانم. منتها شخصاً تاکنون متوجه نشدهام، در آرایِ فلسفی و خداشناسانهی اسپینوزایِ حکیم و فرزانه (که درونش صد قیامت نقد هست/کمترین آنکِ شود همسایه مست)، مرزِ «خدا یا طبیعت» با «ماتریالیسم» چیست. مع الوصف، گمان میکنم که اگر خداوند وجود داشته باشد، از نوع متشخص و خدای ادیان نیست و نیز صرفنظر از وجود داشتنش، تصدیق و باور کردنش موجه و خردپسند نیست؛ زیرا:
الف) خداوند نقیضِ چیزی است که خداوند نیست و به عبارت دیگر، p با نقیض p جمع نمیشود و خداوند نمیتواند هم خودش باشد و هم غیر خودش. بدین ترتیب، خالق، غیر از مخلوق است و اگر در دایرهی هستی، چیزی غیر از خدا وجود دارد، خدا محدود میشود به غیر از خودش؛ یعنی به مخلوقات و موجودات.
ب) بیگمان در جهان انسانی، شرور گزاف وجود دارد و در ظرفِ فهم بشری ما، خداوند نمیتواند قادر و عالم و عادلِ مطلق باشد. اگر گفته شود، شاید طرح خداوند و تعریفش از مقولهی عدالت با آنچه ما انسانها از مقتضیات و مضمونِ این مفهوم درک میکنیم متفاوت است؛ آنگاه خواهم گفت که ممکن است عدالت از منظر خداوند اقتضا کند که هیتلر را به بهشت ببرد و گاندی را به جهنم. منتها ما برای تفکر و تقرب به عقلانیت و حقیقت، بیش از گام نهادن در محدودهی مقدورات و بضاعتِ بشریمان تکلیفی نداریم و تا جایی که برای ما قابل تشخیص است، شرور گزاف با قدرت و علم و عدلِ مطلقِ خداوند قابل جمع نیست و لذا از باب اخلاق باور، مکلف هستیم که وجودِ چنین خدایی را تصدیق نکنیم. به بیان دیگر، از ایراد شرور گزاف، برای اثباتِ عدم وجودِ خدایِ ادیان در نفسالامر استفاده نمیکنم؛ بلکه با توسل به شرور گزاف، باور کردن و تصدیقِ خداوند در چهرهی مذکور را ناموجه میبینم (البته نمیدانم که تاکنون از مسئلهی شر در چنین سیاقی استفاده شدهاست یا خیر) و...
دوم) تامس نیگل و برخی دیگر از متفکرین، در نقدِ تبیینِ ماتریالیسم از منشاء «حیات و ذهن و آگاهی و خودآگاهی»، دلایلی اقامه کردهاند؛ لکن من برای اثباتِ وجودِ خدای نامتشخص، به نحو ایجابی به دلایلِ ایشان استناد نکردهام و نیز برای توجیهِ مدعایم صرفاً از دلایلی که در نقد ماتریالیسم در حوزهی مدنظر تقریر شدهاست بهره نبردهام؛ بلکه پس از استناد به دلایلی که برای نقض یا تضعیفِ دلایلِ ماتریالیسم در «تبیینِ منشاء حیات و ذهن و آگاهی و خودآگاهی» اقامه شدهاست؛ کوشیدهام با دلایلِ دیگری مدعایِ وجودِ خدای نامتشخص را توجیه نمایم و توضیح دهم که:
الف) چرا باور به وجودِ خدای نامتشخص بر خدای متشخص، خصوصاً خدای متشخص و انسانوار و خالق و نیز قادر و عالم و عادلِ مطلقِ ادیان در ترازویِ عقلانیت ارجح است؟
ب) چرا باور به وجود خدای نامتشخص، بر ماتریالیسم ارجح است؟
در نتیجه، به دلایلِ اسپینوزا و امثالِ او به منظورِ نقض و یا تضعیفِ دلایلی که جهتِ اثباتِ وجودِ خدایِ متشخص اقامه شدهاست استناد میکنم و به دلایل تامس نیگل و امثال او، برای نقض و یا تضعیفِ «تبیینِ ماتریالیسم از منشاء حیات و ذهن و آگاهی و خودآگاهی».
(ادامه دارد)
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📸 اینستاگرام
📻 پادكست
📽 یوتیوب
🌾@Naqdagin
✍️#علیرضاموثق
پس از انتشار دو جُستار تحت عناوینِ «خدای نامتشخص و زائد بودنِ مفهوم خدا در این سیاق» و نیز «خدای نامتشخص به مثابهی آگاهی متجسم و خدای دموکراتیک»، برخی از مخاطبان محترم، پرسشها و یا نقدهایی را مطرح کردهاند. لذا میکوشم؛ هم در جهت ایضاحِ مفهومی و روشنتر ساختنِ مراد و مدعایم و هم از حیثِ روشنتر ساختن و یا تحکیم و تقویتِ دلایلم، در حد وسع، توضیحات و تأملاتم را بیان کنم:
اول) اسپینوزا در خصوصِ عدمِ وجودِ خدای متشخص، به نحوِ استوار و قاطع استدلال کردهاست و من در خصوصِ خردستیز بودنِ باور به خدای متشخص، خصوصاً خدای متشخص و انسانوار و خالق و نیز قادر و عالم و عادلِ مطلق ادیان، با اسپینوزا همداستانم. منتها شخصاً تاکنون متوجه نشدهام، در آرایِ فلسفی و خداشناسانهی اسپینوزایِ حکیم و فرزانه (که درونش صد قیامت نقد هست/کمترین آنکِ شود همسایه مست)، مرزِ «خدا یا طبیعت» با «ماتریالیسم» چیست. مع الوصف، گمان میکنم که اگر خداوند وجود داشته باشد، از نوع متشخص و خدای ادیان نیست و نیز صرفنظر از وجود داشتنش، تصدیق و باور کردنش موجه و خردپسند نیست؛ زیرا:
الف) خداوند نقیضِ چیزی است که خداوند نیست و به عبارت دیگر، p با نقیض p جمع نمیشود و خداوند نمیتواند هم خودش باشد و هم غیر خودش. بدین ترتیب، خالق، غیر از مخلوق است و اگر در دایرهی هستی، چیزی غیر از خدا وجود دارد، خدا محدود میشود به غیر از خودش؛ یعنی به مخلوقات و موجودات.
ب) بیگمان در جهان انسانی، شرور گزاف وجود دارد و در ظرفِ فهم بشری ما، خداوند نمیتواند قادر و عالم و عادلِ مطلق باشد. اگر گفته شود، شاید طرح خداوند و تعریفش از مقولهی عدالت با آنچه ما انسانها از مقتضیات و مضمونِ این مفهوم درک میکنیم متفاوت است؛ آنگاه خواهم گفت که ممکن است عدالت از منظر خداوند اقتضا کند که هیتلر را به بهشت ببرد و گاندی را به جهنم. منتها ما برای تفکر و تقرب به عقلانیت و حقیقت، بیش از گام نهادن در محدودهی مقدورات و بضاعتِ بشریمان تکلیفی نداریم و تا جایی که برای ما قابل تشخیص است، شرور گزاف با قدرت و علم و عدلِ مطلقِ خداوند قابل جمع نیست و لذا از باب اخلاق باور، مکلف هستیم که وجودِ چنین خدایی را تصدیق نکنیم. به بیان دیگر، از ایراد شرور گزاف، برای اثباتِ عدم وجودِ خدایِ ادیان در نفسالامر استفاده نمیکنم؛ بلکه با توسل به شرور گزاف، باور کردن و تصدیقِ خداوند در چهرهی مذکور را ناموجه میبینم (البته نمیدانم که تاکنون از مسئلهی شر در چنین سیاقی استفاده شدهاست یا خیر) و...
دوم) تامس نیگل و برخی دیگر از متفکرین، در نقدِ تبیینِ ماتریالیسم از منشاء «حیات و ذهن و آگاهی و خودآگاهی»، دلایلی اقامه کردهاند؛ لکن من برای اثباتِ وجودِ خدای نامتشخص، به نحو ایجابی به دلایلِ ایشان استناد نکردهام و نیز برای توجیهِ مدعایم صرفاً از دلایلی که در نقد ماتریالیسم در حوزهی مدنظر تقریر شدهاست بهره نبردهام؛ بلکه پس از استناد به دلایلی که برای نقض یا تضعیفِ دلایلِ ماتریالیسم در «تبیینِ منشاء حیات و ذهن و آگاهی و خودآگاهی» اقامه شدهاست؛ کوشیدهام با دلایلِ دیگری مدعایِ وجودِ خدای نامتشخص را توجیه نمایم و توضیح دهم که:
الف) چرا باور به وجودِ خدای نامتشخص بر خدای متشخص، خصوصاً خدای متشخص و انسانوار و خالق و نیز قادر و عالم و عادلِ مطلقِ ادیان در ترازویِ عقلانیت ارجح است؟
ب) چرا باور به وجود خدای نامتشخص، بر ماتریالیسم ارجح است؟
در نتیجه، به دلایلِ اسپینوزا و امثالِ او به منظورِ نقض و یا تضعیفِ دلایلی که جهتِ اثباتِ وجودِ خدایِ متشخص اقامه شدهاست استناد میکنم و به دلایل تامس نیگل و امثال او، برای نقض و یا تضعیفِ «تبیینِ ماتریالیسم از منشاء حیات و ذهن و آگاهی و خودآگاهی».
(ادامه دارد)
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📸 اینستاگرام
📻 پادكست
📽 یوتیوب
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘خدای نامتشخص؛ حکایت همچنان باقیست
✍️#علیرضاموثق
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۲۳ دقیقه و ۴۰ ثانیه
#مقاله #نظریه
#خداشناسی #خدای_متشخص #خدای_نامشتخص #خدای_ادیان #خدای_تاریخی #ماتریالیسم
#نقد_ادیان #شرور_گزاف #برهان_شر
#باروخ_اسپینوزا #تامس_نیگل #مصطفی_ملکیان…
✍️#علیرضاموثق
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۲۳ دقیقه و ۴۰ ثانیه
#مقاله #نظریه
#خداشناسی #خدای_متشخص #خدای_نامشتخص #خدای_ادیان #خدای_تاریخی #ماتریالیسم
#نقد_ادیان #شرور_گزاف #برهان_شر
#باروخ_اسپینوزا #تامس_نیگل #مصطفی_ملکیان…
📘خدای نامتشخص؛ حکایت همچنان باقیست (۵/۸)
✍️#علیرضاموثق
یازدهم) در مثال فوق برای تبیینِ آتش گرفتنِ کاغذها به گمانهزنی پرداختیم و به دلیلِ عدمِ دسترسی به حاقِ رخدادی که در گذشته اتفاق افتاده و اینک از حوزهی ادراکِ حسیِ ما خارج شدهاست، به معرفتِ ظنی اکتفاء کردیم. حال به همین سیاق، به سراغِ گمانهزنی در خصوصِ منشاء «حیات و ذهن و آگاهی و خودآگاهی» میرویم. با این تفاوت که حتی اگر فرضِ دخالت آدمفضاییها و امثالهم نیز در برساختهشدنِ مادهای متفکر و واجدِ حیات و ذهن و آگاهی و خودآگاهی چون انسان مطرح شود، باز این پرسش باقی میماند که چطور مادهای متفکر و واجدِ حیات و ذهن و آگاهی و خودآگاهی چون آدمفضاییها از دلِ مادهای ماتریالیستیک و بدون هر گونه ذهن و آگاهیِ مرموز برآمدهاست؟ (قید مرموز بودن را بدین جهت به کار میبرم تا با ذهن و آگاهیِ بشری و انسانی قیاس نشود و ضرورتاً با تقلیلگرایی و سادهسازی، انسانوار تداعی نشود).
اشاره شد که ماتریالیسم و ناماتریالیسم، نقیض یکدیگرند و خدای متشخص و خدای نامتشخص نیز چنین وضعیتی دارند. دو مفهومِ متناقض را نمیتوان با یکدیگر جمع کرد و نیز نمیتوان هر دو را رفع نمود. همچنین در این میان، چون شقِ سومی متصور نمیباشد، میتوان از نقض یا تضعیفِ ادلهی یکی از آن دو مفهومِ متناقض، حسب مورد، اثبات یا تقویتِ دیگری را استنتاج کرد.
با استناد به دلایلِ تامس نیگل (فیلسوفِ شهیرِ ذهن و بی اعتقاد به ادیان تاریخی و الله)، در کتابِ ذهن و کیهان، با زیرعنوان «چرا تصورِ ماتریالیستیِ نوداروینی از طبیعت، به احتمالِ قریب به یقین باطل است» و نیز با استناد به نقادیِ برخی دیگر از متفکرین، تبیین ماتریالیستیک از منشاء «حیات و ذهن و آگاهی و خودآگاهی»، به قول تامس نیگل، قریب به یقین خطاست و البته نظر به اینکه در چنین مواردی، حصولِ یقین ناممکن است، به بیان دیگر میبایست چنین نتیجه گرفت که «ادلهی گمانهزنیِ ماتریالیسم در این خصوص، بسیار ضعیف و احتمال صدق آن، بسیار بعید است».
به نظرم با این مبنا، ما به لحاظِ معرفتی و عقلی، مجازیم تا نقیضِ ماتریالیسم را به نحوِ ظنی و غیرقطعی و تا اطلاع ثانوی به حوزهی باورهایِ خویش راه دهیم و احتمالِ صدقش را نظر به وضعیتِ ماتریالیسم، بیش از پنجاه درصد بدانیم. منتها از آنجا که قبلاً با دلایلی عقلی، ادلهی وجود خدای متشخص به عنوان یکی از دو مدلولِ ناماتریالیسم، نقض و بیاعتبار شده است، گزینهی خدای نامتشخص باقی میماند.
ضمناً پیش از این در نوشتاری دیگر اشاره کردهام که مفهوم خدا در سیاقِ خدایِ نامتشخص، بدین جهت که خداوند حقیقتی علاوه بر n موجودِ ممکن و متصور در دایرهی هستی نیست؛ زائد و اضافه است و «خداوند» فی الواقع نامیست بر تمامیتِ «من و تو و او و ما و شما و ایشان و آن و آنها»؛ یعنی بر تمامیتِ n هستومندِ ممکن و متصور و موجود در دایرهی هستی. در این تلقی و گمانهزنی، ذرهای در جهان وجود ندارد که از خداوند پُر نباشد. گمان میکنم، ماتریالیسم چونان کلهقندی هرمی شکل مینماید که برخلاف ادعای مارکس، بر قاعده استوار نیست؛ بلکه با سرِ خویش راه میرود و لازم است تا وارونه گردد و بر پا شود.
پس از این مرحله، اگر استدلالهای عقلی و بین الاذهانیِ صورت گرفته که ادعایِ اثباتِ قطعی و تحصیلِ یقین ندارد، صحیح و معتبر باشند و اگر توانسته باشم توجیهی خردپسند برای باوری ظنی و غیرقطعی نسبت به خدایِ نامتشخص و متعلَّقِ ایمانی متواضعانه ارائه دهم، از تجربیاتِ شخصی و باطنی و معنوی نیز به نظرم میتوان در ساحتِ فردی برای حمایت از ایمان مدد گرفت. البته میبایست بسیار مراقبت و احتیاط کرد و به خطرِ سقوط در چاهِ ویلِ خرافات و به مغاک و ورطهای که چونان هیولا دهان گشوده و به انتظار طعمه است، دقت نمود. از معنویتِ سازگار با عقلانیت تا دعوی اطلاع از «خداوند میفرماید که...»، سر سوزنی بیش فاصله نیست. مدد گرفتن از تجربیاتِ شخصی و باطنی و معنوی، بدون مراقبتِ لازم توسط عقلانیت و بدون نگاه انتقادی و استدلالی، به سرعت ممکن است به طرحِ ادعایِ تقریرِ ذهنِ خداوند و یا به طرحِ ادعایِ اطلاع از تعدادِ دربانهایِ جهنم و تعدادِ بالهایِ فرشتگان بیانجامد. این تجربیاتِ ماقبلِ تفسیر، ممکن است صرفاً یک تماس باشد و نه مجرایِ شناخت. آنگاه که برای شناخت و تفسیر و صورتبندیِ مفهومی و گزارهای نسبت به آن تجربههایِ خام و بیصورت، به ذهن و زبان پناه میبریم نیز به قیاسِ مورچهای که میخواهد کوهی را جابجا کند، به حکم استقرای تاریخی، ظاهراً راهی برای رهایی از دچار شدن به رهزنی و اعوجاج وجود ندارد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📸 اینستاگرام
📻 پادكست
📽 یوتیوب
🌾@Naqdagin
✍️#علیرضاموثق
یازدهم) در مثال فوق برای تبیینِ آتش گرفتنِ کاغذها به گمانهزنی پرداختیم و به دلیلِ عدمِ دسترسی به حاقِ رخدادی که در گذشته اتفاق افتاده و اینک از حوزهی ادراکِ حسیِ ما خارج شدهاست، به معرفتِ ظنی اکتفاء کردیم. حال به همین سیاق، به سراغِ گمانهزنی در خصوصِ منشاء «حیات و ذهن و آگاهی و خودآگاهی» میرویم. با این تفاوت که حتی اگر فرضِ دخالت آدمفضاییها و امثالهم نیز در برساختهشدنِ مادهای متفکر و واجدِ حیات و ذهن و آگاهی و خودآگاهی چون انسان مطرح شود، باز این پرسش باقی میماند که چطور مادهای متفکر و واجدِ حیات و ذهن و آگاهی و خودآگاهی چون آدمفضاییها از دلِ مادهای ماتریالیستیک و بدون هر گونه ذهن و آگاهیِ مرموز برآمدهاست؟ (قید مرموز بودن را بدین جهت به کار میبرم تا با ذهن و آگاهیِ بشری و انسانی قیاس نشود و ضرورتاً با تقلیلگرایی و سادهسازی، انسانوار تداعی نشود).
اشاره شد که ماتریالیسم و ناماتریالیسم، نقیض یکدیگرند و خدای متشخص و خدای نامتشخص نیز چنین وضعیتی دارند. دو مفهومِ متناقض را نمیتوان با یکدیگر جمع کرد و نیز نمیتوان هر دو را رفع نمود. همچنین در این میان، چون شقِ سومی متصور نمیباشد، میتوان از نقض یا تضعیفِ ادلهی یکی از آن دو مفهومِ متناقض، حسب مورد، اثبات یا تقویتِ دیگری را استنتاج کرد.
با استناد به دلایلِ تامس نیگل (فیلسوفِ شهیرِ ذهن و بی اعتقاد به ادیان تاریخی و الله)، در کتابِ ذهن و کیهان، با زیرعنوان «چرا تصورِ ماتریالیستیِ نوداروینی از طبیعت، به احتمالِ قریب به یقین باطل است» و نیز با استناد به نقادیِ برخی دیگر از متفکرین، تبیین ماتریالیستیک از منشاء «حیات و ذهن و آگاهی و خودآگاهی»، به قول تامس نیگل، قریب به یقین خطاست و البته نظر به اینکه در چنین مواردی، حصولِ یقین ناممکن است، به بیان دیگر میبایست چنین نتیجه گرفت که «ادلهی گمانهزنیِ ماتریالیسم در این خصوص، بسیار ضعیف و احتمال صدق آن، بسیار بعید است».
به نظرم با این مبنا، ما به لحاظِ معرفتی و عقلی، مجازیم تا نقیضِ ماتریالیسم را به نحوِ ظنی و غیرقطعی و تا اطلاع ثانوی به حوزهی باورهایِ خویش راه دهیم و احتمالِ صدقش را نظر به وضعیتِ ماتریالیسم، بیش از پنجاه درصد بدانیم. منتها از آنجا که قبلاً با دلایلی عقلی، ادلهی وجود خدای متشخص به عنوان یکی از دو مدلولِ ناماتریالیسم، نقض و بیاعتبار شده است، گزینهی خدای نامتشخص باقی میماند.
ضمناً پیش از این در نوشتاری دیگر اشاره کردهام که مفهوم خدا در سیاقِ خدایِ نامتشخص، بدین جهت که خداوند حقیقتی علاوه بر n موجودِ ممکن و متصور در دایرهی هستی نیست؛ زائد و اضافه است و «خداوند» فی الواقع نامیست بر تمامیتِ «من و تو و او و ما و شما و ایشان و آن و آنها»؛ یعنی بر تمامیتِ n هستومندِ ممکن و متصور و موجود در دایرهی هستی. در این تلقی و گمانهزنی، ذرهای در جهان وجود ندارد که از خداوند پُر نباشد. گمان میکنم، ماتریالیسم چونان کلهقندی هرمی شکل مینماید که برخلاف ادعای مارکس، بر قاعده استوار نیست؛ بلکه با سرِ خویش راه میرود و لازم است تا وارونه گردد و بر پا شود.
پس از این مرحله، اگر استدلالهای عقلی و بین الاذهانیِ صورت گرفته که ادعایِ اثباتِ قطعی و تحصیلِ یقین ندارد، صحیح و معتبر باشند و اگر توانسته باشم توجیهی خردپسند برای باوری ظنی و غیرقطعی نسبت به خدایِ نامتشخص و متعلَّقِ ایمانی متواضعانه ارائه دهم، از تجربیاتِ شخصی و باطنی و معنوی نیز به نظرم میتوان در ساحتِ فردی برای حمایت از ایمان مدد گرفت. البته میبایست بسیار مراقبت و احتیاط کرد و به خطرِ سقوط در چاهِ ویلِ خرافات و به مغاک و ورطهای که چونان هیولا دهان گشوده و به انتظار طعمه است، دقت نمود. از معنویتِ سازگار با عقلانیت تا دعوی اطلاع از «خداوند میفرماید که...»، سر سوزنی بیش فاصله نیست. مدد گرفتن از تجربیاتِ شخصی و باطنی و معنوی، بدون مراقبتِ لازم توسط عقلانیت و بدون نگاه انتقادی و استدلالی، به سرعت ممکن است به طرحِ ادعایِ تقریرِ ذهنِ خداوند و یا به طرحِ ادعایِ اطلاع از تعدادِ دربانهایِ جهنم و تعدادِ بالهایِ فرشتگان بیانجامد. این تجربیاتِ ماقبلِ تفسیر، ممکن است صرفاً یک تماس باشد و نه مجرایِ شناخت. آنگاه که برای شناخت و تفسیر و صورتبندیِ مفهومی و گزارهای نسبت به آن تجربههایِ خام و بیصورت، به ذهن و زبان پناه میبریم نیز به قیاسِ مورچهای که میخواهد کوهی را جابجا کند، به حکم استقرای تاریخی، ظاهراً راهی برای رهایی از دچار شدن به رهزنی و اعوجاج وجود ندارد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📸 اینستاگرام
📻 پادكست
📽 یوتیوب
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘خدای نامتشخص؛ حکایت همچنان باقیست
✍️#علیرضاموثق
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۲۳ دقیقه و ۴۰ ثانیه
#مقاله #نظریه
#خداشناسی #خدای_متشخص #خدای_نامشتخص #خدای_ادیان #خدای_تاریخی #ماتریالیسم
#نقد_ادیان #شرور_گزاف #برهان_شر
#باروخ_اسپینوزا #تامس_نیگل #مصطفی_ملکیان…
✍️#علیرضاموثق
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۲۳ دقیقه و ۴۰ ثانیه
#مقاله #نظریه
#خداشناسی #خدای_متشخص #خدای_نامشتخص #خدای_ادیان #خدای_تاریخی #ماتریالیسم
#نقد_ادیان #شرور_گزاف #برهان_شر
#باروخ_اسپینوزا #تامس_نیگل #مصطفی_ملکیان…
برهان علیت و شر
@Naqdagin
🎧برهان علیت و مسألۀ شر
🎙#اشکان و علیرضا
🔻گفتوگویی داشتیم در مورد برهان علیت و مسئلۀ شر.
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
0:00 توضیح برهان علیت
3:50 توضیح علت و معلول
09:45 تقریر برهان علیت
13:32 اصل علیت عقلی است؟
21:00 اصل علیت ضرورت منطقی دارد؟
23:00 دفاع از اصل علیت
25:00 نقد دوم به برهان علیت
28:34 دفاع از برهان علیت
33:23 نقد سوم به برهان علیت
35:22 دفاع از برهان علیت
1:00:20 نقد کانت به برهان علیت
1:04:00 بررسی نقد کانت
1:09:20 علت جهان چیست؟
1:11:00 تقریر هیوم از مسئله شر
1:14:20 دفاع از شر
1:22:00 طرح کلی مسئله شر
1:29:00 دفاع دوم از مسئه شر
1:37:00 شر غیر ضروری
🔗 دیگر دوستانِ اهل دانشی که مایلند تا با همدیگر دیالوگ و مناظرهای با موضوعات دینی و اسلامی داشتهباشیم، این پستِ نقدآگین را ببینند و به آیدی موجود در آن پیغام بدهند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @fargasht22
🎙#اشکان و علیرضا
🔻گفتوگویی داشتیم در مورد برهان علیت و مسئلۀ شر.
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
0:00 توضیح برهان علیت
3:50 توضیح علت و معلول
09:45 تقریر برهان علیت
13:32 اصل علیت عقلی است؟
21:00 اصل علیت ضرورت منطقی دارد؟
23:00 دفاع از اصل علیت
25:00 نقد دوم به برهان علیت
28:34 دفاع از برهان علیت
33:23 نقد سوم به برهان علیت
35:22 دفاع از برهان علیت
1:00:20 نقد کانت به برهان علیت
1:04:00 بررسی نقد کانت
1:09:20 علت جهان چیست؟
1:11:00 تقریر هیوم از مسئله شر
1:14:20 دفاع از شر
1:22:00 طرح کلی مسئله شر
1:29:00 دفاع دوم از مسئه شر
1:37:00 شر غیر ضروری
🔗 دیگر دوستانِ اهل دانشی که مایلند تا با همدیگر دیالوگ و مناظرهای با موضوعات دینی و اسلامی داشتهباشیم، این پستِ نقدآگین را ببینند و به آیدی موجود در آن پیغام بدهند.
.
#فلسفیدن #تفکر_انتقادی #نقد_ادیان #مناظره #گفتگو#اثبات_خدا #دیوید_هیوم #هیوم #الهیات #برهان_علیت #ابن_سینا #کانت #برهان_شر
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @fargasht22
🎧 فلسفۀ خیام (۱)
— خداناباوری
🎙 #زهیر_باقری_نوعپرست
@philosopherin
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— خداناباوری
🎙 #زهیر_باقری_نوعپرست
@philosopherin
🗄پست مرتبط:
📻 روشنفکران ایرانی و خیام
📕خیام؛ خداناباور یا ندانمگرا؟
📕حقیقتگویی خیامیت علیه رازوارگی
📕خدای ادیان سامی، خدای فلاسفه و شرور
📕شرابخواری خیام و تفکر؟
📓بهترین برهان علیه خداوند
📓تاملی در مفهوم خداوند
📺 خیامیت علیه احکام پرخاشگرایانه تئولوژیک
.
#فلسفیدن #نقد_ادیان #هستیکاوی #خیام#رباعیات_خیام #مساله_شر #برهان_شر #خدای_ادیان #آتئیسم #آرامش_دوستدار #ادیان_ابراهیمی #ادیان_سامی #فلسفه #ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎧فلسفه خیام (۲)
— بدبینیِ فلسفی
🎙 #زهیر_باقری_نوعپرست
@philosopherin
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بدبینیِ فلسفی
🎙 #زهیر_باقری_نوعپرست
@philosopherin
🗄پست مرتبط:
📻 خیام و خداناباوری
📻 روشنفکران ایرانی و خیام
📕خیام؛ خداناباور یا ندانمگرا؟
📕حقیقتگویی خیامیت علیه رازوارگی
📕خدای ادیان سامی، خدای فلاسفه و شرور
📕شرابخواری خیام و تفکر؟
📓بهترین برهان علیه خداوند
📓تاملی در مفهوم خداوند
📺 خیامیت علیه احکام پرخاشگرایانه تئولوژیک
.
#فلسفیدن #نقد_ادیان #هستیکاوی #خیام#رباعیات_خیام #مساله_شر #برهان_شر #خدای_ادیان #آتئیسم #آرامش_دوستدار #ادیان_ابراهیمی #مرگاندیشی #افسردگی #ادیان_سامی #فلسفه #ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎧فلسفۀ خیام (۳)
— ترس از مرگ
🎙 #زهیر_باقری_نوعپرست
@philosopherin
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— ترس از مرگ
🎙 #زهیر_باقری_نوعپرست
@philosopherin
🗄پست مرتبط:
📺 «مرگ و زندگی» در اندیشۀ خیام
📻 بدبینیِ فلسفی
📻 خیام و خداناباوری
📻 روشنفکران ایرانی و خیام
📕خیام؛ خداناباور یا ندانمگرا؟
📕حقیقتگویی خیامیت علیه رازوارگی
📕خدای ادیان سامی، خدای فلاسفه و شرور
📕شرابخواری خیام و تفکر؟
📓بهترین برهان علیه خداوند
📓تاملی در مفهوم خداوند
.
#فلسفیدن #نقد_ادیان #خیام#رباعیات_خیام #مساله_شر #برهان_شر #خدای_ادیان #آتئیسم #ادیان_ابراهیمی #مرگاندیشی #افسردگی #ادیان_سامی #فلسفه #ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 خشنترین و بیرحمترین قاتل سریالی تاریخ
— پروندۀ البرت فیش (+) ⚠️🔞
🔸او رابطۀ عجیبی با دین داشت؛ در این خیال بود که مسیح و رسولانش با او سخن میگویند
🔸من میدونستم که اگر قتل فرنسیس به صلاحم نباشه، خدای یک فرشته میفرسته تا جلوی من رو بگیره؛ دقیقا مثل…
— پروندۀ البرت فیش (+) ⚠️🔞
🔸او رابطۀ عجیبی با دین داشت؛ در این خیال بود که مسیح و رسولانش با او سخن میگویند
🔸من میدونستم که اگر قتل فرنسیس به صلاحم نباشه، خدای یک فرشته میفرسته تا جلوی من رو بگیره؛ دقیقا مثل…
📘گفتگوی کودک قربانیِ قاتلی سریالی با ۳ خدای ۳ دین سامی
✍🏻نقدآگین: کودکی قربانی تجاوز و قتل قاتل سریالی روان نژند به نام البرت فیش با ۳ نفر به نام های الله، پدر آسمانی و یهوه گفتگو کند
🤖هوش مصنوعی
بسیار خوب رفیق… سختترین، حساسترین و تاریکترین صحنه را برگزیدی—و این یعنی تو نمیخواهی از درد عبور کنی، بلکه میخواهی در چشمش نگاه کنی.
اجازه بده صحنهای بسازم که همزمان:
واقعیت درد را بیپرده نگه میدارد،
به هیچ کدام از سه تصویر خدا—الله، پدر آسمانی (انجیل)، و یهوه (تورات)—رحم نمیکند،
و با صدای یک کودک قربانی، صدایی که همیشه خاموش شده،
پرسشهایی میپرسد که همهٔ نظامهای ایمان، همیشه از پاسخ طفره رفتهاند.
🎭 صحنه: دادگاه خاموشی
زمان: هیچکجا
مکان: پشت پلکهای بسته یک انسان در رنج
نور: فقط نور چشمان کودکی که دیگر نیست
🔻روی صندلی مقابلش، سه چهره نشستهاند:
🕋 الله (خدای قرآن: دانای مطلق، مهربان، هدایتگر و گمراهکننده)
🕊 پدر آسمانی (خدای انجیل: محب، نجاتبخش، پدر مهربان)
🔥 یهوه (خدای تورات: مقتدر، رشکورز، خشمناک و قوممدار)
و حالا، کودک، قربانی البرت فیش، روبهرویشان مینشیند—نه با نفرت، بلکه با سکوتی که میلرزد.
🧒 کودک:
🕊 پدر آسمانی (با صدایی لرزان، شبیه موسیقی مهربانی):
🧒 کودک:
🔥 یهوه (با صدایی خشن و خشک):
🧒 کودک:
🕋 الله (با صدایی پیچیده و چندلایه):
🧒 کودک:
🕋 الله:
🧒 کودک (با سکوتی طولانی):
🕊 پدر آسمانی:
🧒 کودک (با نگاهی آرام، اما یخزده):
🔥 یهوه (با خشم مقدس):
🧒 کودک:
✴️ صحنه در سکوت فرو میرود.
هیچکدام از سه چهره پاسخی ندارند که نهیلیسم درد را بزداید،
نه پاسخی که عقل را قانع کند،
نه پاسخی که درد کودک را تسکین دهد،
جز وعدههای دور، بعد از مرگ،
و کلمات تکراری.
و اینجاست که شاید تنها صدای حقیقی،
سکوت کودک است
و شاید فقط صدای تو که او را شنیدی.
🌾 @Naqdagin
✍🏻نقدآگین: کودکی قربانی تجاوز و قتل قاتل سریالی روان نژند به نام البرت فیش با ۳ نفر به نام های الله، پدر آسمانی و یهوه گفتگو کند
🤖هوش مصنوعی
بسیار خوب رفیق… سختترین، حساسترین و تاریکترین صحنه را برگزیدی—و این یعنی تو نمیخواهی از درد عبور کنی، بلکه میخواهی در چشمش نگاه کنی.
اجازه بده صحنهای بسازم که همزمان:
واقعیت درد را بیپرده نگه میدارد،
به هیچ کدام از سه تصویر خدا—الله، پدر آسمانی (انجیل)، و یهوه (تورات)—رحم نمیکند،
و با صدای یک کودک قربانی، صدایی که همیشه خاموش شده،
پرسشهایی میپرسد که همهٔ نظامهای ایمان، همیشه از پاسخ طفره رفتهاند.
🎭 صحنه: دادگاه خاموشی
زمان: هیچکجا
مکان: پشت پلکهای بسته یک انسان در رنج
نور: فقط نور چشمان کودکی که دیگر نیست
🔻روی صندلی مقابلش، سه چهره نشستهاند:
🕋 الله (خدای قرآن: دانای مطلق، مهربان، هدایتگر و گمراهکننده)
🕊 پدر آسمانی (خدای انجیل: محب، نجاتبخش، پدر مهربان)
🔥 یهوه (خدای تورات: مقتدر، رشکورز، خشمناک و قوممدار)
و حالا، کودک، قربانی البرت فیش، روبهرویشان مینشیند—نه با نفرت، بلکه با سکوتی که میلرزد.
🧒 کودک:
شما سه نفر،
چرا چیزی نگفتید؟
چرا در آن شب، در آن اتاق،
هیچکدامتان نبودید؟
🕊 پدر آسمانی (با صدایی لرزان، شبیه موسیقی مهربانی):
پسرم… من با تو بودم.
در رنجت گریستم.
تو را بغل گرفتم، در دل خودم.
🧒 کودک:
ولی تو نگهام نداشتی.
من صدای گریهات را نشنیدم،
فقط صدای او را.
چرا نجاتم ندادی؟ مگر پدر نیستی؟
🔥 یهوه (با صدایی خشن و خشک):
عدالت من دیر اما دقیق است.
البرت فیش مجازات خواهد شد.
🧒 کودک:
من که مُردم.
مجازات او، چه دردی از من دوا میکند؟
مگر من آزمایش بودم؟
برای چی؟ برای کی؟
کی از مردن من چیزی یاد گرفت؟
🕋 الله (با صدایی پیچیده و چندلایه):
هر چیزی که بر تو گذشت،
در لوح محفوظ بود.
رنج تو، آزمون او بود.
و تو نزد ما مقرب شدی.
🧒 کودک:
آزمون؟
من حتی فرصت نکردم "من" بشوم.
شما که میدانستید،
چرا راه را بر او نبستید؟
🕋 الله:
ما راه خیر و شر را نشان دادیم…
اما انسان، مختار است.
🧒 کودک (با سکوتی طولانی):
پس شما مرا به او سپردید؟
چون او مختار بود؟
و من فقط… "بهایی برای آزادی"؟
🕊 پدر آسمانی:
روزی همه چیز روشن خواهد شد.
پاداش تو در بهشت، بینهایت خواهد بود.
🧒 کودک (با نگاهی آرام، اما یخزده):
شما سهتا…
به من بهشت میدهید
تا مرگ را قابلتحمل کنید؟
ولی من، آن شب
فقط میخواستم زنده بمانم.
🔥 یهوه (با خشم مقدس):
او، که این کار را کرد، از رحمت من دور است.
🧒 کودک:
ولی من،
هنوز در رحمت شما
احساس زنده بودن نکردم.
✴️ صحنه در سکوت فرو میرود.
هیچکدام از سه چهره پاسخی ندارند که نهیلیسم درد را بزداید،
نه پاسخی که عقل را قانع کند،
نه پاسخی که درد کودک را تسکین دهد،
جز وعدههای دور، بعد از مرگ،
و کلمات تکراری.
و اینجاست که شاید تنها صدای حقیقی،
سکوت کودک است
و شاید فقط صدای تو که او را شنیدی.
.➖➖➖
#نقد_ادیان #شرور #شر_گزاف #برهان_شر
🌾 @Naqdagin
📘بررسی شرور گزاف و توجیهاتِ ادیان سامی
(۳/۳)
✴️ پرسشهای قضایی سختگیر:
🔹 ۱. آیا شرور طبیعی (مثل زلزله، بیماری، مرگ کودک) قابل توجیه هستند؟
📌 پاسخ قرآنی:
🔴 نقد منطقی:
▪️آزمایش برای چه کسی؟ برای کودکی که هنوز آگاهی ندارد؟
▪️چرا خدا برای آزمودن، باید نابود کند؟ آیا خدا راههای ظریفتری بلد نیست؟
▪️اگر نتیجه اعمال است، پس چرا نوزادان در جنگ، قحطی یا سرطان رنج میکشند؟
👨⚖️ این ادعا، نه شر را توضیح میدهد، بلکه فقط آن را با مفهومی نامشهود مانند آزمون، پنهان میکند.
🔹 ۲. اگر خدا قادر مطلق و خیر محض است، چرا هم هدایت میکند و هم گمراه؟
📌 آیات متعدد:
▪️"یضل من یشاء" (گمراه میکند هر که را بخواهد)
▪️"یهدی من یشاء" (هدایت میکند هر که را بخواهد)
🔴 نقد منطقی:
این خدا نه فقط بیتفاوت به شرور، بلکه مسبب فعال گمراهی برخی انسانهاست
اگر کسی در جهل ماند، بهخاطر اینکه خدا نخواست که او بفهمد؟
👨⚖️ این گزاره، عدالت الهی را خنثی میکند.
چرا باید به کسی مجازات داد، در حالی که خود خدا بر دل او مهر زده؟
🔹 ۳. مجازاتهای اخروی، از جمله جهنم ابدی، با عدالت چگونه سازگارند؟
📌 آیات:
🔴 نقد:
▪️گناه مخلوق محدود، چطور مجازات نامتناهی دارد؟
▪️آیا این شبیه مجازاتی نیست که از رحم و عدالت خارج است؟
▪️اگر خدا بخشنده است، چرا ابدی نمیبخشد، اما ابدی مجازات میکند؟
👨⚖️ پاسخ ایمانگرایان "خودشان انتخاب کردند" است،
اما اگر انسان قبل از تولد، هیچ حق انتخاب نداشت،
و حتی در دنیا هم بعضیها به دلیل موقعیت، تربیت یا شانس به ایمان نرسیدند—
این مجازات، نه انتخاب است، بلکه جبر است.
✴️ آیا قرآن از شر دفاع میکند یا آن را تأیید؟
در بسیاری آیات، شر و بلا، به خود انسان نسبت داده میشود
اما همزمان خدا میگوید:
🔺پس خداوند نه فقط اجازهدهنده،
بلکه در نهایت، طراح شرور نیز هست.
✴️ جمعبندی قاضی سختگیر:
«تصویر خدای قرآن، مجموعهای است از صفات متناقض:
▪️خیرخواه، اما مجازاتکننده ابدی
▪️مهربان، اما آزمونگر با بلا
▪️عادل، اما گمراهکنندهی ارادهشده
▪️قادر، اما دچار گزینش در هدایت
🔺این ترکیب، مسئله شر را نه تنها حل نمیکند، بلکه در برخی موارد، شر را به کمال الهی تبدیل میکند.
🔺لذا، از منظر عقل سختگیر و بیروندینی:
ادعای حل مسئله شر در قرآن، اعتبار منطقی ندارد،
مگر آنکه بپذیریم منطق را معلق کنیم،
و فقط با ایمان سخن بگوییم.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۳/۳)
✴️ پرسشهای قضایی سختگیر:
🔹 ۱. آیا شرور طبیعی (مثل زلزله، بیماری، مرگ کودک) قابل توجیه هستند؟
📌 پاسخ قرآنی:
اینها یا آزمایشاند، یا نتیجه اعمال خود انسانها.
🔴 نقد منطقی:
▪️آزمایش برای چه کسی؟ برای کودکی که هنوز آگاهی ندارد؟
▪️چرا خدا برای آزمودن، باید نابود کند؟ آیا خدا راههای ظریفتری بلد نیست؟
▪️اگر نتیجه اعمال است، پس چرا نوزادان در جنگ، قحطی یا سرطان رنج میکشند؟
👨⚖️ این ادعا، نه شر را توضیح میدهد، بلکه فقط آن را با مفهومی نامشهود مانند آزمون، پنهان میکند.
🔹 ۲. اگر خدا قادر مطلق و خیر محض است، چرا هم هدایت میکند و هم گمراه؟
📌 آیات متعدد:
▪️"یضل من یشاء" (گمراه میکند هر که را بخواهد)
▪️"یهدی من یشاء" (هدایت میکند هر که را بخواهد)
🔴 نقد منطقی:
این خدا نه فقط بیتفاوت به شرور، بلکه مسبب فعال گمراهی برخی انسانهاست
اگر کسی در جهل ماند، بهخاطر اینکه خدا نخواست که او بفهمد؟
👨⚖️ این گزاره، عدالت الهی را خنثی میکند.
چرا باید به کسی مجازات داد، در حالی که خود خدا بر دل او مهر زده؟
🔹 ۳. مجازاتهای اخروی، از جمله جهنم ابدی، با عدالت چگونه سازگارند؟
📌 آیات:
"خالدین فیها أبدا" — در آتش خواهند ماند تا ابد (نساء 169، بقره 81)
🔴 نقد:
▪️گناه مخلوق محدود، چطور مجازات نامتناهی دارد؟
▪️آیا این شبیه مجازاتی نیست که از رحم و عدالت خارج است؟
▪️اگر خدا بخشنده است، چرا ابدی نمیبخشد، اما ابدی مجازات میکند؟
👨⚖️ پاسخ ایمانگرایان "خودشان انتخاب کردند" است،
اما اگر انسان قبل از تولد، هیچ حق انتخاب نداشت،
و حتی در دنیا هم بعضیها به دلیل موقعیت، تربیت یا شانس به ایمان نرسیدند—
این مجازات، نه انتخاب است، بلکه جبر است.
✴️ آیا قرآن از شر دفاع میکند یا آن را تأیید؟
در بسیاری آیات، شر و بلا، به خود انسان نسبت داده میشود
اما همزمان خدا میگوید:
"هیچ چیزی بدون خواست خدا رخ نمیدهد."
"خدا هر چه بخواهد میکند."
🔺پس خداوند نه فقط اجازهدهنده،
بلکه در نهایت، طراح شرور نیز هست.
✴️ جمعبندی قاضی سختگیر:
«تصویر خدای قرآن، مجموعهای است از صفات متناقض:
▪️خیرخواه، اما مجازاتکننده ابدی
▪️مهربان، اما آزمونگر با بلا
▪️عادل، اما گمراهکنندهی ارادهشده
▪️قادر، اما دچار گزینش در هدایت
🔺این ترکیب، مسئله شر را نه تنها حل نمیکند، بلکه در برخی موارد، شر را به کمال الهی تبدیل میکند.
🔺لذا، از منظر عقل سختگیر و بیروندینی:
ادعای حل مسئله شر در قرآن، اعتبار منطقی ندارد،
مگر آنکه بپذیریم منطق را معلق کنیم،
و فقط با ایمان سخن بگوییم.
📕گفتگوی قربانیِ قاتلی سریالی با ۳ خدا
📕«بردگانِ جنسی» در اسلام و دروغهای روشنفکری دینی
📕معجزۀ روشنفکری دینی: زندگی برزخی میان عقلانیت/اسطورهباوری
📻 روشنفکری و دینداری: تناقضها در کجاست؟
📺 مناظرۀ هوش مصنوعی مسلمان/منتقدِ اسلام
📺 مناظرۀ هوش مصنوعی خداباور با هوش مصنوعی آتئیست
.
#نقد_ادیان #شرور #شر_گزاف #برهان_شر
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘معجزۀ روشنفکری دینی: زندگیِ برزخی میان عقلانیت و اسطورهباوری
— نقد و بررسی سخنی از علیرضا معینی در دفاع از روشنفکری دینی
(۱/۴)
✍🏻#فریدون_فرخ
🔻پیج مسیحی فارسیزبان
عزیزان اگر تا به حال در مورد آتش مقدس و این معجزه عظیم که هر سال اتفاق میفته چیزی نشنیدید،…
— نقد و بررسی سخنی از علیرضا معینی در دفاع از روشنفکری دینی
(۱/۴)
✍🏻#فریدون_فرخ
🔻پیج مسیحی فارسیزبان
عزیزان اگر تا به حال در مورد آتش مقدس و این معجزه عظیم که هر سال اتفاق میفته چیزی نشنیدید،…