نقدآگین
12.2K subscribers
3.82K photos
3.36K videos
93 files
9.05K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘مردم اشتباه سال ۸۸ را تکرار نمی‌کنند!

✍🏻 #رحیم_قمیشی

🍂 با همۀ ارادتی که به شخصیت آقای میرحسین موسوی داشته و بسیار نگران سلامتی ایشان پس از ۱۴ سال حبس و حصر غیرقانونی و ظالمانه‌شان هستم، اما ایشان سال ۱۳۸۸ اشتباه بزرگی را مرتکب شد. نباید از گفتن اشتباهات و خطاها ترسید. ایشان داوطلب پست ریاست جمهوری در سیستمی شد که هم شورای نگهبانش، هم مجلسش، هم قوه قضاییه‌اش، هم مجمع تشخیصش، و هم رهبری‌ مطلقه‌اش، او را مضر به حال کشور می‌دانستند، ولو رأی اکثریت مردم را داشته باشد! او شانس آورد که «شکست خورده» در انتخابات معرفی شد، وگرنه «شکست خورده» در ۴ سال ریاست جمهوری معرفی می‌گردید، اگر سوار بر هلیکوپتری عیب‌دار نمی‌شد!

🍂 او مگر می‌توانست سیاست‌های کلی و معیوب نظام را برطرف کند؟ مگر می‌توانست با جهان غرب رابطه برقرار کند؟ مگر می‌توانست وزرایش را خودش تعیین کند؟ مگر می‌توانست سپاه را به پادگان‌ها برگرداند؟ یا جلوی گشت ضد ارشاد را بگیرد؟ مگر می‌توانست جلوی زندانی شدنِ متفکران را بگیرد، یا اعدام جوانان را؟ مگر قادر بود بودجه‌های ارسالی به خارج از کشور و یا مراکز خاص و ایدئولوژیک را بگیرد؟ هرگز! او اشتباه کرد. اگر زمان برگردد به ۱۵ سال پیش، و اطلاعات امروز را داشته باشد، به یقین داوطلب نخواهد شد. عقلانیت به نظرم همین را می‌گوید.

🍂 از آن سال تا الان، چه چیزی تغییر کرده که باز عده‌ای با وعدۀ تغییر، خود را آمادۀ کاندیداتوری می‌کنند؟! شرایط اگر بدتر نشده، بهتر نشده است. اگر کاندیدایی جرئت کند و بگوید سیاست خارجی باید تغییر کند، بگوید سختگیری به خانم‌ها باید خاتمه یابد، بگوید هیچ کس حق استفادۀ مخفیانه از درآمدهای کشور را ندارد و واقعا بخواهد جلوی فساد در رده‌های بالا را بگیرد، مگر تأیید می‌شود؟ تایید شود، مگر رأی او خوانده می‌شود؟ خوانده شود، مگر اجازۀ کار کردن پیدا می‌کند؟!

🍂 یک راه بیشتر وجود ندارد؛ رهبری صراحتا بگوید «اگر کاندیدایی گفت من راه رئیس‌جمهور سابق را نمی‌خواهم ادامه بدهم، و او رأی آورد، من قبول می‌کنم با توجه به دریافت واضحِ خواست مردم، خط قرمز‌های شخصی و یا ایدئولوژیکم را تغییر می‌دهم؛ اجازۀ رابطه با همه جهان را می‌دهم؛ در سیاست‌های کلی منجر به فساد، تجدید نظر می‌کنم؛ اجازه نمی‌دهم نیروهای نظامی و انتظامی مقابل مردم قرار گیرند و سد راه پیاده کردن سیاست‌های وعده داده‌ رئیس جمهور منتخب، هرگز نخواهم شد». آیا ایشان آمادگی چنین کاری را دارند؟ یا تنها بدنبال «کارگزاری بی‌اراده‌» می‌گردند که همان خط سابق را ادامه بدهد؟ خطی که به فقر شدید مردم و ایجاد فاصلۀ طبقاتی و دوری مردم از حاکمیت و بغض بسیاری از مردم و زنان نجیب کشور گردید.

🍂 اگر هیچ قولی نمی‌دهند، عملا انتخابات بی‌معنا می‌شود، چه نیازی به رقابت، و سر و صدا و صرفِ بودجه برای انتخابات است؟ راه را تا آخر بروند. مردم هم تکلیف خود را خواهند دانست. ما نباید از یک سوراخ چند بار گزیده شویم. همه چیز در دست رهبری و نهادهای وابسته به ایشان است. رئیس جمهور هیچ کار مهمی نمی‌تواند بکند و او تنها یک خدمتکار موقت برای رهبری خواهد بود. مشکل در اشخاص نیست. سیستم مجموعه‌ای فاسد و ناکارآمد است، و تا سران کشور متوجه اشتباهاتشان نشده‌اند، امام زمان هم بیاید، در این سیستم و با الزام به همین سیاست‌های کلان کشور، و پذیرش تبعیت محض از ولایت، هیچ چیزی تغییر نخواهد کرد.

🍂 مردم ایران بسیار فهمیده‌اند. نگاه به آرامش و سکوت آنها نکنید. آن‌ها مردم دقیقۀ نود هستند. و به شما نشان خواهند داد، فریب بازی‌های کودکانه و انتخابات‌های تشریفاتی را نخواهند خورد. آنها که ادعا دارند اکثر مردم قبول‌شان‌ دارند، خودشان هم می‌دانند دروغ می‌گویند، وگرنه، این گوی و این میدان. بزودی خواهند دید با تهییج احساسات مردم، با چاپ عکس‌ها و بنرهای متعدد، با شهیدسازی و با خلق قهرمان‌‌های دروغین، مردم هرگز تحت تاثیر قرار نمی‌گیرند.

🍂 یا شرکت در انتخابات تبدیل به یک رفراندوم عملی و یک انتخاب راه باید بشود، و یا عرصه برای یک رفراندوم دیگر باز می‌شود؛ جمعیت بزرگی که آن را تحریم خواهند کرد! مردم اشتباه سال هشتاد و هشت را دیگر تکرار نخواهند کرد.


🗄پست مرتبط
📺نظر مصطفی ملکیان دربارۀ سیدمحمد خاتمی

#استمرارطالبان #حکومت_اسلامی


🌾 @Naqdagin | @ghomeishi3
📺 نقدی بر «تصور روحانیون از آزادی»

✍🏻#ناهید_زمانیان

🔻مصطفی ملکیان
متأسفانه باید بگویم روحانیون ما اشتغال ذهنی‌شان نسبت به امور جنسی بسیار بالاست.

به این ترتیب، اگر کسی گفت «آزادی» باز ذهن این‌ها به سمت آزادی در امور جنسی جهت‌گیری می‌کند.


🍂
اینکه ذهن روحانی چطوره و ذهن کت‌وشلوارپوش و گربه‌ی چکمه‌پوش آلیس چطور، همه رو بذار کنار!!! من بعنوان یک زن ایرانی، اجدادم رو گرو میذارم تا ثابت کنم در این زمینه هیچ فرقی بین روحانی و استاد دانشگاه نیست؛ اینم بذاریم کنار.

🍂 مسئله اینجاست که (برای بار چندم می‌گم) ما مفهوم آزادی رو نمی‌فهمیم؛ چرا ایشون باید ثابت کنه که مرد ایرانی به زیر شکمش فکر نمی‌کنه؟

اولا، مگه تحقیق و آماری در این زمینه وجود داره؟

دوما، اصلا به کسی چه ربطی داره که کی داره به چی فکر می‌کنه؟ مسئله‌ی جنسی مثل بقیه‌ی مسائل انسان، جزئی از حقوق فردی محسوب می‌شه.

🍂 در قانون لیبرال به شما گفته می‌شه که تو آزادی از ۲۴ ساعت، ۲۵ ساعت به مسئله‌ی جنسی‌ات فکر کنی؛ به این شرط که حقوق فردی هیچ‌کسی رو پایمال نکنی. بقیه‌‌اش دیگه به خودت مربوطه. دوست داری خودتو کور کنی یا ضعف جسمانی بگیری برو بگیر، اصلا برو بمیر! فقط به دیگری تعرض نکن و آسیب نزن.

🍂 مسئله اینجاست که می‌خواییم ایدئولوژی رو با ایدئولوژی نقد و حذف کنیم. کسی که نمی‌خواد باور کنه انسان موجودی آزاده و اتفاقا بخش اعظمی از وقتش رو صرف رفاه جسمی و روحی‌اش می‌کنه، از روحانی، روحانی‌تره! چون اون روحانی لااقل واسۀ عباش یه «جیب» درست و درمونی دوخته و این ثابت می‌کنه که اتفاقا برای مطالباتش برنامه داره؛ این بنده‌خداها که دیگه خسرالدنیا و الآخره شدن!!!

🍂 روحانیت می‌گه آزادی باعث ولنگاری میشه؛ اینا میگن چرا به مردم تهمت می‌زنید؟ مردم ما فرهیخته‌تر از این حرفا هستند؛ نهایتا یک‌صدم ذهن‌شون ولنگاره!! با این اوصاف، انصافا اون روحانی واقعیت آزادی رو بهتر فهمیده، و خطراتش رو برای ایدئولوژی بهتر درک کرده 🤦‍♀️


.


#نقد_روشنفکران #نقد_فرهنگ #مصطفی_ملکیان #روشنفکری_دینی #دینخویی #لیبرالیسم #لیبرال #آخوند #آزادی #آزادی_جنسی #رابطه



🌾@Naqdagin | @nahidestan
📘اهمیت «آبرو» و ضربات عرفان‌‌‌گرایی به آن
— نقدی بر گفتاری از #مصطفی_ملکیان

✍🏻 #محبوبه_زمانیان

🍂
خب اولا که دست گل باباتون درد نکنه با این تربیتش! اگرچه باز خوبه صداقت داره میگه. اما از ثروت با تمام اهمیتش که برای جامعه و بقا اون که بگذریم، می‌رسیم به «آبرو».

🍂 از کسی که آبروی خودش براش اهمیت نداره دوری کنید. آبرو یک فرهنگ ایرانی نیست. همه جا هست. حالا میگم چیه. آبرو که مهم باشه، آدم از فقیر شدن می‌ترسه، از بندگی دولت یا اسارت می‌ترسه.

🍂 اهمیت دادن به آبرو باعث میشه خواستار سربلندی خودت و اطرافیانت باشی. در نهایت، خواستار سربلندی کشورت میشی.

🍂 آبرو باعث میشه بترسی از این که دستت جلوی دولت دراز بشه. از این که دیکتاتور بالای سرت بیاد، چون آبرو برای تو هم تراز آزادی میشه.

🍂 آدمی که از بی‌آبرویی نمی‌ترسه، هنجارستیز میشه، آنارشیست میشه، توده‌گرا میشه، حزب باد میشه؛ خلق می‌سازه، چون فردیت خودش رو در خطر نمی‌بینه.

🍂 انسانی که براش آبرو اهمیت نداره، نسبت به آبروی دیگری بی‌اهمیت میشه. اگه کسی بخاطر فقر و ظلم و بیداد حقیر بشه، با عرفان کاری می‌کنه که فکر کنه ارزشش به زندگی اجتماعی نیست. انسان بی‌آبرو، انسان غیرمتمدنه؛ اصلا از وقتی تمدن شکل گرفت تمام تلاش انسان برای این بود که از بردگی دیکتاتور و مستبد دربیاد، چون آبروی انسانی خودش رو در خطر می‌دید؛ چون در آزادی بود که می‌تونست از آبروی خودش دفاع کنه.

🍂 آدم بی‌آبرو حتا اگه در جهنم زندگی کنه راضیه؛ به جهنم تن میده، چون معیار زیست انسانی رو به معیار ایدئولوژیکی فروخته؛ چون دیگه با عقل انسانی فکر نمی‌کنه، با ایدئولوژی فکر می‌کنه. آیا چنین تفکری برای ارزش و بقا جامعه خطرناک نیست؟ برای شان انسان و شان تاریخ و فرهنگش خطرناک نیست؟ آیا چون به آبرو اهمیت نمیده، دارایی یک ملت رو در راه ارزش‌های خودش نمی‌فروشه؟ ثروت کشورش رو به باد نمی‌ده؟ به ظهور دیکتاتور منجر نمیشه؟

🍂 دوستی پرسید این آبرو همونی نیست که ما به زبان عامیانه میگیم‌ مثلا آبرومون پیش در و همسایه رفت؟ این بحث خیلی زیاده با جزئیات فراوان. اما یک چیزی رو بگم، هیچ انسان اجتماعی هیچ کاری نمی‌کنه که هدفش شخصیت و پرستیژ خودش نباشه. اصلا اگر اینطور نبود، نه طبقات اجتماعی داشتیم، نه سبک‌های مختلف زیستن، و هیچ جامعه‌ای در تاریخ دنیا برای رشد اقتصادی خودش تلاش نمی‌کرد و با رِندی سر می‌کرد!

🍂 این نگاهی که میگه «نظر دیگران مهم نیست» بسیار زیاد شبیهِ نگاه عرفان و عرفاست. این نگاه عارفانه، متضاد تمدن و مفاهیم مدرنه.

🍂 فقط وقتی باید کنارشون گذاشت که برای زندگی مدرن و حقوق فردی و فردیت آسیب‌زا شده‌باشند؛ در غیر اینصورت، حتا لباس و آرایشی که دارید، برای همون پرستیژ و شخصیت اجتماعی شماست. اگه نظر شما این نباشه، پس یعنی نحوۀ لباس پوشیدنِ خودتون هم دارید بواسطۀ ایدئولوژی جامعه‌ستیزانه‌تون انتخاب کنید.

🍂 از بس گفته شد نظر دیگری مهم نیست نگاه عرفانی در جامعه تسری پیدا کرد که در نهایت ما باید جلوی دنیا از خجالت آب بشیم که چرا رییس جمهور ما رفتار اجتماعی بلد نیست. سرافکنده بشیم که داریم در ابتدائی‌ترین حالت اجتماعی زندگی می‌کنیم!

🍂 در تاریخ فلسفۀ یونان، فلاسفه‌ی مکتب کلبیون اینطوری زندگی می‌کردن؛ مکتبی که انسان شبیه سگ زندگی می‌کرد و قواعد اجتماعی ارزشی براش نداشت؛ دقیقا در کثافت زندگی می‌کردند.


.


#نقد_فرهنگ #نقد_روشنفکران #عرفان #دین‌خویی #جامعه‌شناسی #مسعود_پزشکیان #محمود_احمدی‌نژاد #کلبیون #کلبی



🌾@Naqdagin | @jaiibarayeman
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 کتابِ «انسانِ غیرعقلانی» (+)

🎙#مصطفی_ملکیان

🔸بسیاری این کتاب را دقیق‌ترین تعریفی از فلسفۀ اگزیستانسیال می‌دانند که تاکنون به رشتۀ تحریر درآمده‌است. ویلیام برت با قلمی صریح و شیوا، از دغدغه‌های قرن بیستم سخن می‌گوید: دوره‌ای که پیش از آن عدم عقلانیت و پوچی هرگز چنین در هم نتنیده بودند و هرگز خطری چنین ویرانگر وجود بشر را تهدید نکرده بود، وجودی که انسان حتی معنایش را نمی‌فهمد.

🔸انسان غیرعقلانی با پی‌گرفتن ریشه‌های اگزیستانسیالیسم در یونان باستان، عبرانیت، و مسیحیت آغاز می‌شود و به بازتابِ آن در هنر، ادبیات، موسیقی، و فلسفۀ روزگار حاضر می‌پردازد. جانِ کلام کتاب، تبیین دیدگاه‌های نخستین و برجسته‌ترین اگزیستانسیالیست‌ها – کی‌یرکگور، نیچه، هایدگر، و سارتر – و از این رهگذر، ارائۀ تعریفی به‌غایت روشن و درخشان از اگزیستانسیالیسم و تأثیرگذاری آن است.


🗄پست مرتبط
📻خدا مرده است؟ (۱)
.


#معرفی_کتاب #نقد_کتاب #فلسفیدن #فلسفه #اگزیستانسیالیسم #هیوم #پاسکال #سارتر #کامو #راسل #برتراند_راسل #بمب_اتم #اگزیستانسیالیست #عقلانیت #مدرنیسم #نیچه #مرگ_خدا



🌾@Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 ۱۰ کتابِ اثرگذارِ کل زندگیِ استاد #مصطفی_ملکیان


.


#معرفی_کتاب #نقد_کتاب #فلسفیدن #اندیشه


🌾 @Naqdagin
📺 نقد و بررسیِ «دربارۀ محمد و بودا» (۱/۲)
— سخنان بودیستِ ایرانی (#حامد_کاتوزی) در حضور استاد #مصطفی_ملکیان و دکتر اردبیلی

🍂 در این کلیپ، مقایسه‌های جالب و بعضا درستی انجام می‌شود، اما ناراحت‌کننده است که با وجود در دسترس بودن آسانِ منابع برای تحقیق، ایشان مقابل اساتیدِ اهل تحقیق و موشکافی چون ملکیان و دوربین قرار می‌گیرد، و کلیشه‌های آشکارا غلطی را تکرار می‌کند، و جهل خود را که بدان اذعان علنی نیز می‌کند، به حساب نبود منابع تاریخی دربارۀ ادیان سابق، و بودِ منابع تاریخی دربارۀ اسلام می‌گذارد.

۱. "اطلاعات زیادی از موسی/عیسی من ندارم و شاید در تاریخ هم به آن شکل ثبت نشده، اما در مورد محمد کتابی داریم که می‌توان با درصد قابل قبولی میشه اعتماد کرد که در زمان محمد و از زبان محمد ارائه شده‌است، و اتفاقا هم یک بیان رسایی از زندگی شخصی محمد درش وجود داره و تاریخی هم وجود داره و تواریخ زیادی هم نوشته شده و گزارش‌های زیادی از همون زمان وجود داره"


🔺اگر فقط قرآن و اناجیل و بایبل عبری را مقایسه کنیم، می‌بینیم برخلاف کتب سابق، اساسا نام محمد ۴ بار بیشتر در قرآن نیامده، که همان نیز موضوع بحث است که آیا صفت بوده یا اسم شخص موجود در سیره‌ها؟ و هیچ اشاره‌ای به تولد و جوانی محمد و حتی شغلش و مرگش و اسامی یاران/خاندان/همسرانش، نشده‌، یا نام اجداد او (که بحثی جدی در ادیان سامی بوده دربارۀ پیامبران) چون کتب قبلی بازگو نشده و تعیین. حتی اسم مکه، بعنوان زادگاه پیامبر و شهر مرکزی اسلام هم فقط یک بار آمده، و صورت دیگر آن بکه است، و توصیفاتی که درباره‌اش ذکر شده، ارتباطی به آنچه در عربستان بوده و هست، ندارد. یا قبلۀ اول مسلمانان (مسجدالاقصی) نیز مشخص نشده دقیقا کجا بوده‌است؟ خود این مبنایی شده‌است برای زیر سوال رفتنِ بنیادهای اسلام، چون قبله‌بودن مکه یا آغاز شدن اسلام از عربستان، با تحقیقات بازنگرانۀ متاخر، و این یعنی، تشکیک اساسی در ابتداییات یک دین، که نظیرش دربارۀ عیسی لااقل مصداق ندارد.

آیا منظور از با «قابل اعتماد بودن» به‌اصطلاح تاریخی‌ست که دو سده بعد توسط کارمندان حکومت نوشته شده؟ و گزارش‌های تاریخی هم‌زمان نیز یا ساکت بوده‌اند، یا مواردی نقیض تاریخ‌نگاری عباسی را ارائه کرده‌اند؟

🍂 عیسی مسیح لااقل از جهت مرگ و به صلیب کشیده‌شدن، گویا شواهد تاریخی همزمان و مستقل درباره‌اش وجود دارد، دربارۀ محمدی که از اتاق خواب تا نوره‌کشیدنش گزارش شده در تاریخ‌تراشیِ عباسی، حتی چنین گزارش‌هایی نیز وجود ندارد.

🍂 این تصور غالب که تاریخ اسلام بسیار روشن است؛ چراکه تاریخ اسلام پر از جزئیات است، سخت مخدوش شده؛ از جهت اعتبار، با شبه‌رمانی مواجهیم که دو سده بعد و زیر نظر حکام نوشته شده‌. وگرنه یک تاریخ‌پژوه جدی اگر بخواهد به راستی‌آزمایی علمی و شکاکانۀ این تاریخ بپردازد، بخش بزرگی از آن دود می‌شود و به هوا می‌رود.

۲. گوینده «شب قدر» را به روشن‌شدگی بودایی مرتبط می‌کند و البته با نفی موارد مشابه در مسیحیت، می‌کوشد بین محبوب ثانی خود (بودیسم) و آنچه در آن پرورش یافته (اسلام)، نوعی این‌همانی برقرار کند. در این زمینه نیز اگر اندک مطالعه‌ای می‌یافت، درمی‌یافت کلیت سورۀ قدر احتمالا از کدام متون مسیحی اقتباس شده‌است؟ [ر.ک. سورۀ القدر یا سورۀ کریسمس؟] این جدا از این است که روشن‌شدگی در بودیسم، ربطی به ملائکه و نزول روح و الله و ارادۀ نیروی خارجی ندارد و امری درونی‌ست و با نوعی سلوک تجربه می‌شود.

۳. ادعا می‌کند که بودا و محمد در دو دین شخصیت محوری شکل‌دهنده به زندگی مومنان دارند برخلاف ادیان دیگر! موسی و محوریت زیستش در فقه یهودی، و مسیح و محوریتش در پایان‌بخشی به شریعت‌محوری موسوی و نوع نگاه به خدا و عشق و دیگری، از نظر این دوست دور مانده، و این مهجوریت به‌نظر از فقر مطالعاتی او ناشی شده‌است.

🍂 اگر به شخصیت پولس در مسیحیت اشاره می‌شود که در مسیحیت کنونی نقش جدی داشته، ما نیز جدا از روایت شیعه که مبتنی بر انحراف اسلام و تحریفات متکثر قرآن از همان آغاز، با توطئۀ عمر و ابوبکر و عثمان است، دریایی از احادیث داریم که حدود ۳ قرن بعد نوشته شده‌اند، و نقش اصلی در ساخت فقه و تئولوژی فرق مختلف اسلام را داشته‌اند. هیچ دینی، یک‌شبه و از عدم، و بر محور یک شخص، از آسمان نازل نشده و حفاظت‌شده به امروز نرسیده‌؛ این یک قاعدۀ تاریخی‌ست.

۴. "مسلمان مشابه بودایی قطعیتی دارد که نباید الکل بخورد و زنا بکند! اما مسیحی چنین چیزی را ندارد. در اسلام یک مرزگذاری دقیقی شده که میان زنا و تعدد زوجات و هبه و متعه تفکیک دقیق قائل شده‌است! و این مشابه چیزی‌ست که بودا دربارۀ تاثیر رابطۀ اشتباه جنسی در کارمای بد ارائه می‌کند، و محمد اون کارمای بد (زنا) را در زندگی شخصی خودش علی‌رغم تعدد زوجات انجام نداده‌است، و حساس بوده که تجاوز نکند و خیانت و فقط ازدواج کند!"


(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
🥶 وقتی عقلانیت یخ می‌زند!

✍🏻 #مصطفی_ملکیان

🍂 یکی از ادله‌ای که مثبتانِ زندگی پس از مرگ می‌آورند، خواب‌هایی‌ست که خویشان، نزدیکان، بستگان، دوستان و همکاران یک انسان پس از مرگ او می‌بینند و می‌گویند:
ببینید پس او زنده است!

حتی نه‌تنها خواب ساده می‌بینند، بلکه در خواب شخص مُتَوفّی را می‌بینند که به آنها می‌گوید:
بابا جان! چرا شما چند روز است دنبال وصیت نامه من میگردید؟ من وصیت نامه‌ام را میان جلد سوم بحارالأنوار چاپ اسلامیه، گوشه طبقهٔ سوم کتابخانه‌ام گذاشته‌ام.

می‌روند باز می‌کنند می‌بینند که وصیت‌نامه اش آنجاست! در واقع دیده‌اید که بسیاری از متکلمان و الاهی‌دانـان مـا ایـن مـوارد را یکی از ادله بقای نفس گرفته‌اند. می‌گویند:
خب ببینید، زید به خواب بچه‌اش آمد و گفت وصیت‌نامه من فلان جاست یا من به پسر عمویت ۲۵ تومان بدهکارم برو فوری بپرداز که از زیر دین او بیرون بیایم. هیچ‌کس هم خبر نداشت که زید ۲۵ تومان به پسر عمویش بدهکار است. رفتند و معلوم شد که درست است. آن وقت می‌گویند خب ببینید، زید بود که به خواب پسرش آمد و علامت زنده بودن و حیاتش هم این است که به خواب او آمد و اطلاعاتی را به شما داد که این اطلاعات را غیر از او کسی نداشت.


🔻من همان جا این نکته را در جواب عرض کردم که اگر فقط و فقط لُبّ این استدلال را بخواهید ببینید این است که:
«صورتی که X در خواب می‌بیند و به نظر X شبیه‌ترین صورت به صورت Y است، مساوی‌ست با Y».


🔺این لُب استدلال آنهاست. حال آیا چنین معادله‌ای را هیچ اَحدی بلکه هیچ اُحدی گفته‌است؟! وقتی دقت می‌کنیم می بینیم مثلاً من که فرزند آن متوفی هستم آن X هستم و صورتی را در خواب دیده‌ام که به نظر منه خواب بیننده (چرا ) می‌گویم به نظر من؟ چون شماها که از خواب من خبر ندارید، پس می‌گویم به نظر خودم این صورت اشبَهُ‌الصُّوَر به صورت پدر مرحومم است.

🔺پس می‌گویند صورتی که X در خواب می‌بیند و به نظر او شبیه‌ترین صورت به صورت Y است، مساوی‌ست با Y. مگر نه اینکه لب این استدلال این است؟ آخر چگونه می‌شود از این طرف این معادله نقب زد و به آن طرف معادله رسید؟! با چه تمهیدی می‌شود نقب زد؟ گرچه استدلال آنها همین است.

🍂 هرگاه من وارد این بحث‌ها می‌شوم این گفته بسیار حکیمانۀ آقای "بازلی‌ تری" به یادم می‌آید. این آقا از شاگردان تا حدی برگشته پوپر است. البته از شاگردان مبرز پوپر است و بعد هم تا حدی از پوپر عدول کرد و برگشت و بر پوپر نقد نوشت. ایشان کتاب کوچک بسیار جالبی دارد به نام "اخلاق و دین" که یکی از دانشجویان همین مرکز - تربیت مدرس قم - سال‌ها پیش آن را به عنوان رساله فوق لیسانسش به فارسی ترجمه کرد.

🔻آقای "بارتلی تری" در اواخر این کتاب مطلب بسیار جالبی می‌گوید. او میگوید:
چیزی که در طول عمرم بسیار موجب شگفتی‌ام شده و از آن متعجبم این است که:

می‌بینم انسان‌هایی یا به تعبیر او (مغز متفکرها که) در فلسفه مو را از ماست می‌کشند - یا به تعبیر او سر مته را روی خشخاش می‌گذارند و می‌خواهند خشخاش را هم با مته تکه پاره کنند ـ وقتی وارد ""الاهیات"" می‌شوند، خُزَعبلانه‌ترین استدلالات را قبول می‌کنند!

آقای بارتلی می‌گوید تعجب من از این است که چه می‌شود که کسی در فلسفه آن قدر دقیق باشد ولی در الاهیات این قدر سهل‌گیر.

🍂 من خودم به یاد فیلسوفان خودمان می‌افتم؛ این فیلسوفان مـا ــ اگر دقت کرده باشید ـ در بحث های وجود و ماهیت و احکام ماهیت و جعل و قوه و فعل و حرکت و سکون و جوهر و عرض، میبینید که مو را از ماست میکشند! مثلاً میگویند «در اینجا این ذاتي، ذاتي بابِ ايساغوجی بود نه ذاتی باب برهان و امثال ذلک؛» خلاصه از این دقتها زیاد دارند. آنوقت میبینید همین فيلسوفان وقتى ""مباحث الاهیاتی"" پیش می آید، مثلاً دلیلی که می‌خواهند برای زندگی پس از مرگ بیاورند این چیزی می شود که گفتم. من واقعاً تعجب میکنم البته تا حدی هم به نظر می رسد که طبیعی باشد.

⁉️آخر عزیز من! تو که در فلسفهٔ مابعدالطبیعه این قدر دقیق هستی، چطور در الاهیات به این سرعت، و به همین سادگی، حرف‌ها را قبول می‌کنی و می‌گویی: بله آقا برهان اثبات شد و ثَبَتَ المطلوب! حال چه در نبوت عامه، چه در نبوّت خاصه، چه در معاد و چه در ابواب دیگر. این استدلالی هم که دوستمان گفتند و به آن اشاره کردند از این قبیل است و به نظر من این معادله به هیچ دلیلی صحیح نیست؛ این طرف معادله چه ربطی به آن طرف معادله دارد؟

📒جزوه ایمان و تعقل، ص ۹۵

@asre_roshangary

.


#تفکر_انتقادی



🌾@Naqdagin
📺 چرا غرب‌ستیزی احمقانه است؟
منبعِ اصلیِ محتوای قرآن، نهج البلاغه، فلسفه و عرفان اسلامی: غرب

🎙استاد #مصطفی_ملکیان

۱. بخش بزرگی از آنچه در فرهنگ اسلامی وجود دارد، ریشه در اندیشه‌های یونان و روم باستان دارد.

۲. بسیاری از آموزه‌های قرآن، روایات و نهج‌البلاغه با تفکرات رواقیان همخوانی دارد.

۳. فلسفه‌ای که «اسلامی» نامیده می‌شود، در اصل بازخوانی و ادامه فلسفه افلاطون، ارسطو، نوافلاطونیان و رواقیان است.

۴. وقتی از دفاع از فرهنگ خودی سخن می‌گوییم، باید دانست که بخش مهمی از همین فرهنگ خودی، از غرب آمده است.

🔹بسیاری از آموزه‌های قرآن و روایات تحت تأثیر تفکرات رواقیان بوده است؛ رواقیانی که فیلسوفان یونان و روم باستان بودند. برای نمونه، در قرآن آمده است: «لِکَیلا تَأسَوا عَلی ما فاتَکُم و لا تَفرَحوا بِما آتاکُم»؛ یعنی نه بر آنچه از دست می‌دهید اندوهگین شوید و نه بر آنچه به دست می‌آورید، شادی بیش از حد کنید. این دقیقاً همان تعالیم مارکوس اورلیوس و اپیکتتوس است. با این حال، برخی علمای دینی می‌گفتند که فلاسفه این آموزه‌ها را از اسلام گرفته‌اند، در حالی که این اندیشمندان ششصد یا هفتصد سال پیش از ظهور اسلام می‌زیسته‌اند.

🔹حتی نهج‌البلاغه امیرالمؤمنین علی (ع) را اگر با دقت بخوانیم، بیش از نیمی از آموزه‌های آن با تفکرات رواقی هماهنگی دارد. البته این سخن به معنای انکار یا تأیید شخصیت علی (ع) نیست؛ بلکه به معنای روشن کردن ریشه‌های فکری این آموزه‌هاست.

🔹وقتی به فلسفه‌ای که «اسلامی» نامیده می‌شود مراجعه کنیم، می‌بینیم آثار ابن‌سینا، فارابی، کندی، شیخ اشراق و ملاصدرا بیش از ۹۵ درصد مبتنی بر فلسفه افلاطون، ارسطو، نوافلاطونیان (مانند فلوطین و پرفوریوس) و حتی رواقیان است. برای نمونه، نظریه حرکت جوهری ملاصدرا چیزی جز بازخوانی سخنان هراکلیتوس، فیلسوف یونانی، نیست؛ او نخستین کسی بود که گفت: «جهان طبیعت در حرکت دائمی است.»

🔹بنابراین، وقتی کسانی می‌گویند باید با غرب ستیز کرد و از «فرهنگ خودی» دفاع نمود، باید یادآور شد که بخش بزرگی از همین فرهنگ خودی، از غرب آمده است. اما مشکل اینجاست که بسیاری، «غرب» را تنها در قالب آمریکا، انگلستان، آلمان یا فرانسه می‌بینند؛ در حالی که از دیرباز، ایران را حدفاصل شرق و غرب می‌دانستند: از ایران به سوی غرب، «غرب» بود و از ایران به سوی شرق، «شرق». ما ایرانیان در واقع در میانه شرق و غرب ایستاده‌ایم.



🔻نهج‌البلاغه در ترازو
📕نهج‌البلاغه و علی؟
📓سخنانِ سرگردان؛ از پیشوایان یا دیگران؟
📺 نهج‌البلاغه پیروز تحدی قرآن!
📕نهج‌البلاغه در آینۀ قرآن

🔻شرق Vs اسلام
📕آلن واتس در برابر اسلام
📕بودیست بودا را می‌کشد، شیعه مغزش را!
📕تاثیرات بودیسم بر اسلام
📕دفن حقیقت زیر عمامه و روایت!
📺 آنچه بودا آموخت
📕نقد و بررسی «دربارۀ محمد و بودا»
📕چرا انکارِ وجودِ بردگی و بت‌پرستی یک خطای خطرناکِ تاریخی‌ست؟
📕مناظرۀ ریوَن و خیام (یکم تا چهارم - پنجم تا دهم)

🔻بازنگری تاریخ اسلام
📺 هاجریسم (۱ پاتریشیا کرون) (۲: سبئوس)
📺 علی یا ایاس بن قبیصه الطائی؟
🗄 پترانامه
📓پروژۀ محمدسازى (جلد اول | جلد دوم)
📓راز بزرگ اسلام (آشکار گشتن تاریخ مکتوم اسلام)
📺 نقد تاریخی پیدایش اسلام (یکم | دوم)
📺 «عیسی» و «انجیل» شهادتی بر عدم وحیانیت قرآن
🔻محمدالمسیح
📻 قرآن: اقتباسی از متون کهن یا ترجمه‌ای به عربی؟
📻 مقدمه‌ای بر نُسخِ خطیِ صنعاء و اهمیت آن‌ها (۵)
📻 مصحف‌های قدیمی و قدیمی‌ترین نسخۀ خطی قرآن (۴)
📻 تاریخچه و تطور خط قرآن
📻 خط عربی اولیۀ قرآن (۳)
📻 جغرافیای متن قرآن و خط حجازی (۲)
📻 منابع دسته‌اول قرآن (۱)
📻 تاریخچه و تطور خط قرآن (۲)
📻 نسخۀ خطی پاریس و قرآن اولیه - قرآن در مکه نازل نشده- (۱)
🔻یوسف تیکطاک
📻 یهودیان ناصری، مولفانِ قرآنِ اولیه
📻 هویت نصارایِ (یهودیانِ ناصری‌) مولفِ قرآنِ اولیه
📻 قرآن در مکه نازل نشده
📻 پژوهشی در «خط عربی اولیۀ قرآن»
📻  جغرافیای متن قرآن و خط حجازی
📺 محمد هرگز قرآن را برای مسلمانان تفسیر نکرد
📺 آیا پیامبر اسلام وجود تاریخی داشته| محمد هاجری، رهبری یهودی-نصرانی | اشتراکات اسلام و فرقه‌‌ی مرتدی یهودی
🔻بنائی و لنگرودی
📺 چگونه مسلمان شدیم (یکم | دوم)
📓ارتداد در مسیحیت آغازین و نقش آن در پیدایش اسلام
📺 ادیان ایرانی
🔻وجود تاریخی علی/محمد/معاویه؟
📺 بازخوانیِ سیمایِ علی‌‌بن‌‌عبدمناف
📓 آیا علی یک شخصیت واقعی در تاریخ بود؟
📻 علی: تاریخی یا برساخته؟ (یک - دو)
📺 معاویه، فرمانروایی ایرانی؟!
📺 نسبت محمدِ سیره‌ها و تاریخ
📺 خدایان، همسران و مادران
📓مغاك تيرۀ تاريخ
📺 خلاصۀ کتابِ ممنوعۀ «مغاک تیرۀ تاریخ»
📻 نسبت محمدِ سیره‌ها و تاریخ
📻 آیا پیامبر اسلام وجود داشته‌است؟
📕محمد، پیامبرِ روزهایِ دوشنبه!
📕محمدهای گوناگون در گزارش‌های مسیحی

.


#نقد_اسلام #نقد_قرآن #نقد_شیعه #نقد_فرهنگ #اسلام_و_غرب



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 بیش از ۹۵ درصد تمام آثار فلسفیِ مسلمین، سخنان و فلسفه‌های «یونانی و رومی‌»[غربی]ست

🎙#مصطفی_ملکیان

.


#نقد_اسلام #نقد_فرهنگ #اسلام_و_غرب



🌾 @Naqdagin
📺 دیدار با استاد ملکیان

🔸این ویدیو گفتگویی است میان آقای دکتر #عبدالرحیم_سلیمانی اردستانی و استاد #مصطفی_ملکیان. هستهٔ اصلی سخنان استاد ملکیان، نقد رفتارهای غیر اخلاقی منتقدان (احتمالاً در حوزه‌های علمیه و فکری) در قبال دکتر سلیمانی و تأکید بر ضرورت اخلاق، انصاف و حریت (آزادگی) در گفتگو است.

* ستایش از اخلاق در مواجهه با مخالف: استاد ملکیان تواضع و اخلاق دکتر سلیمانی را ستایش می‌کند، به‌ویژه در برابر مخالفانی که با ستیزه‌جویی برخورد می‌کنند.

* لزوم تبعیت از انصاف قرآنی: ایشان تأکید می‌کنند که قرآن می‌گوید حتی در شدیدترین دشمنی‌ها نیز باید انصاف را رعایت کرد، و پیروان دین باید این اخلاق را در عمل نشان دهند.

* هدف دین، تتمیم مکارم اخلاقی: هر کاری که به نام دین انجام می‌شود، باید در راستای تکمیل اخلاق باشد، نه تخریب آن. حمله و تخریب دیگران، مصداق نقض این هدف است.

* حکم عقل و وجدان: ایشان بیان می‌کنند که جدای از استدلالات دینی، باید به حکم عقل و وجدان اخلاقی نیز پایبند بود.

* انتقاد به آسانی تکفیر: استاد ملکیان از کسانی که بدون دلیل، اتهاماتی چون «کفر» یا «خروج از دین» را مطرح می‌کنند، انتقاد می‌کند و یادآور می‌شود که فقها، کفر را فقط انکار ضروریات دین (مبدأ و معاد) می‌دانند.

* دعوت به حریت (آزادگی): با استناد به جملهٔ منسوب به امام حسین که «اگر دین ندارید، آزاده باشید»، ایشان مخالفان را به ترک «ناجوانمردی» و «مظلوم‌کشی» فرا می‌خواند.

* اصل غلبه حق (کلمة الله هی العلیا): اگر کسی واقعاً باور دارد که «سخن حق، برتر است» و کلام خود را حق می‌داند (همانند یک کشتی‌گیر قهرمان)، باید از هر مسابقه‌ای (گفتگو، انتشار کتاب‌های مخالف و...) استقبال کند، زیرا هر مخالفی یک فرصت جدید برای پیروزی حق است؛ اما ترسیدن از نقد و جلوگیری از انتشار آثار مخالف، نشان‌دهندهٔ باور نداشتن به حقانیت مطلق کلام خود است.

* قضاوت افکار عمومی: ایشان معتقدند که مردم به محتوای تخصصی بحث‌ها توجه نمی‌کنند، بلکه بر اساس رفتار طرفین قضاوت می‌کنند. طمأنینه، آرامش و انصاف، نشانهٔ کسی است که با خداست، و شتابزدگی، خشم و اتهام‌زنی، نشانهٔ ترس و عدم یقین است.


📕سوژۀ مقاوم مدرن یا سوژۀ ولایی؟
📺
وحشتناک‌ترین حرف
📺 عقلانیت‌ستیز بودنِ وجوبِ حج در اسلام
📺
وجود خدا هم قابلِ بحثه

🔻سلیمانی اردستانی
📺 ناقدان اسلام موید قرائت شیعه؟
📺 حکومتِ اوباش
📺 دینِ «قبلِ بعثتِ محمد» از اسلامِ بهتر بود
🏞 بیت دزدان در مراسح ترحیم زمین‌خوار
📺 آشکار شدنِ ماهیت و تاریخِ روحانیت
📺 یک سوال و قیامتِ آخوندهای مفت‌خور
📺 این هم «استاد اخلاقِ» اصلاح‌طلبان حکومتی!
📕"جایگاهِ شرم‌آورِ مادر" در اسلام
📺 در قرآن مجازات اعدام نداریم!
📺 سرتا پای «جایگاه مادر» در اسلام افتضاحه
📻 دفاع از بشار؛ تکلیف یا مصلحت؟!
📺 نقد حکم ارتداد
📺 حکومت نمی‌تواند دینی باشد!
📺 حق عدم بیعت
📺 مردم ایران یا فلسطین؟ [قسمت یک | قسمت دو]

.


#نواندیشی #نواندیشی_دینی #تفکر_انتقادی



🌾 @Naqdagin
🎬 چطور در دوران تاریک جنگ و سختی‌ها، نوری پیدا کنیم برای ادامه‌ی زندگی؟

🌱 بخش اول: تمایز ساختاری میان «لذت» و «رضایت خاطر»

🔻#مصطفی_ملکیان گفتگو را با کالبدشکافی مفهوم خوشبختی آغاز می‌کند و معتقد است اکثر انسان‌ها خوشبختی را با «لذت بردن» اشتباه می‌گیرند. او تمایزهای کلیدی زیر را میان این دو مفهوم تبیین می‌کند:

🧠 منشأ جسمانی در برابر منشأ روانی: لذت وابستگی شدیدی به ارگانیسم و بدن انسان دارد، در حالی که رضایت، پدیده‌ای کاملاً ذهنی، روانی و درونی است.

⚖️ تعارض میان «خواستن» و «باید»: در احساس لذت، انسان کاری را انجام می‌دهد که «می‌خواهد»؛ اما در احساس رضایت، کاری را می‌کند که «باید» انجام دهد.

📚 مثال تماشای فیلم و مطالعه: او برای روشن شدن موضوع مثال می‌زند که اگر ۲ ساعت به تماشای یک فیلم جذاب بنشیند، قطعاً لذت برده است (چون در غیر این صورت تلویزیون را خاموش می‌کرد). اما اگر پس از اتمام فیلم و به هنگام بازگشت به اتاقش احساس کند زمان ارزشمندی را از دست داده و از کار اصلی‌اش (مطالعه) بازمانده، دچار «نارضایتی از خود» می‌شود. در مقابل، اگر تماشای فیلم (خواستن) را به نفع مطالعه (باید) کنار بگذارد، ممکن است لذت آنی نبرد، اما به رضایت باطنی دست می‌یابد.

🌍 میزان وابستگی به بیرون: لذت به شدت به عوامل بیرونی، شرایط مادی، اقتصادی و معیشتی وابسته است. در مقابل، رضایت خاطر هرچند بی‌نیاز از بیرون نیست، اما توقف و وابستگی بسیار کمتری به جامعه و محیط دارد و استقلال فردی بیشتری به انسان می‌بخشد.

💼 بخش دوم: چالش‌های اجتماعی و بن‌بست‌های بیرونی

در اواسط بحث، مجری برنامه به این نکته اشاره می‌کند که در شرایط فعلی جامعه، بسیاری از افراد ممکن است شغل یا موقعیتی را که عمیقاً دوست داشته‌اند به دلیل آسیب‌های اجتماعی و بیرونی از دست داده باشند و این مسئله مستقیماً رضایت خاطر آن‌ها را مخدوش می‌کند.

🔻ملکیان با تایید کامل این واقعیت اجتماعی پاسخ می‌دهد:

🛑 شکی نیست که شرایط جامعه بر رضایت تاثیر می‌گذارد و گاهی راه‌ها را مسدود می‌کند.
🗝 اما نکته اساسی این است که وقتی راه‌های کسب لذت بیرونی بسته می‌شود، تنها راهی که همچنان و در هر شرایطی در اختیار فرد باقی می‌ماند، «راه رضایت باطنی» است.

💬 تحقق این رضایت در شرایط سخت، نیازمند دو چیز است: اول داشتن یک استدلال قوی برای ترجیح دادن رضایت بر لذت، و دوم بستن یک پیمان و قرارداد درونی با خود.

🤝 بخش سوم: روان‌شناسی رفتار و آشتی با خود

🔻 ملکیان به ریشه‌های رفتارشناسی انسان در مواجهه با دیگران می‌پردازد:

👥 انتقال حقارت: او اشاره می‌کند که برخی از رفتارهای ناپسند ما در جامعه، مانند تحقیر کردن طرف مقابل، در واقع ناشی از تحقیرهایی است که خودمان پیش‌تر متحمل شده‌ایم و اکنون آن حقارت درونی را به دیگران منتقل می‌کنیم.

🪞 ضرورت دلپذیر بودن برای خود: انسان برای رسیدن به رضایت باید به نقطه‌ای برسد که از خودش متنفر نباشد و در خلوت خود، فردی دلپذیر به نظر آید.

📖 بخش چهارم: سبک زندگی شخصی و روزمرگی‌های دکتر ملکیان
در اواخر برنامه، مجری درباره یک روز عادی از زندگی این فیلسوف سوال می‌کند تا تصویر کلیشه‌ای و دور از دسترس بودن بزرگان را برای نسل جوان بشکند. دکتر ملکیان جزئیات ۲۴ ساعت گذشته زندگی خود را این‌گونه تشریح می‌کند:
📝 برنامه کاری و مطالعاتی: او فاش می‌کند که از ظهر تا ساعت ۵ عصر به طور متمرکز روی پروژه چندساله خود درباره «مثنوی معنوی» کار می‌کرده است.
👥 روابط اجتماعی: از ساعت ۵ عصر تا ۱۱ شب را با مهمانانی که به دیدارش آمده بودند گذرانده است.
📚 مطالعه شبانه رمان: از ساعت ۱۱ تا ۱۲ شب به مطالعه یک رمان پرداخته است. او این کتاب را با نام «شتابان زیستن» اثر خانم «ژیرو» معرفی می‌کند و توضیح می‌دهد که در تمجید این مفهوم است که چقدر زندگی ما انسان‌ها محصول تصادفات گوناگون است.
🌙 خواب و بیداری: حدود ساعت ۱ بامداد به خواب رفته و ساعت ۶ صبح بیدار شده است.
🏃‍♂️ ورزش در طبیعت: او برخلاف تصور عموم به باشگاه نمی‌رود. برنامه ورزشی او شامل یک ساعت پیاده‌روی در دل طبیعت و سپس نیم ساعت تمرین با دستگاه‌های ورزشی موجود در پارک است. او پس از ورزش به خانه برگشته، دوش گرفته و صبحانه خورده است.


🎵 بخش پنجم: اولویت‌های لذت‌بخش در زندگی
ملکیان در پایان خاطرنشان می‌کند که پس از مقوله «مطالعه» که در صدر زندگی او قرار دارد، چهار چیز بیشترین لذت را به او می‌بخشند:
۱. نشست و برخاست و گفتگو با دوستان (که آن را ارزشمندترین کار بعد از مطالعه می‌داند)
۲. حضور در طبیعت
۳. شنیدن موسیقی


▪️ویدیو با تاکید مجری بر اهمیت معنا، عمق، حقیقت و عدالت در زندگی و آرزوی یادگیری بیشتر از ایشان به پایان می‌رسد.



🌾 @Naqdagin
📺 در ستایشِ شکست

💡 مقدمه
این ویدیو به بررسی کتاب چهار جلدی «در ستایش شکست» اثر «تاسیکا براداتان» با حضور استاد #مصطفی_ملکیان می‌پردازد. این مجموعه که در اصل یک جلد بوده، در ایران توسط نشر اطراف به چهار بخش تقسیم شده است.

کتاب در فضایی متولد شده که جوامع مدرن بیش از حد بر موفقیت، ثروت و دستاورد تأکید دارند. براداتان معتقد است که شکست را نمی‌توان از زندگی حذف کرد و ترس مبالغه‌آمیز ما از شکست، غیرمنطقی است. او به جای ستایش کورکورانه شکست، بر «سودمندی‌های» آن تمرکز دارد و معتقد است در هر شکست، فرصتی برای رشد وجود دارد.

📚 معرفی چهار مجلد کتاب
۱. باختن به بدن:
این بخش به ناتوانی‌های جسمی، بیماری و پیری می‌پردازد. درس اصلی آن این است که بدن همیشگی نیست؛ پس تا سالم است باید قدر آن را دانست، با دیگران احساس برابری کرد (چون همه در معرض بیماری هستند) و هویت خود را صرفاً با بدن یکی ندانست.

۲. ویرانه‌های شکست سیاسی:
تحلیلی از شکست سیاستمداران بزرگ (چه مثبت مانند گاندی و چه منفی مانند لنین یا هیتلر). پیام این بخش این است که ایدئولوژی‌ها باید در برابر واقعیت‌ها خاضع باشند و نمی‌توان انسان‌ها را به یک شکل (یونیفرم) درآورد.

۳. جماعت بازندگان:
به شکست در رقابت‌های اجتماعی (ثروت، شهرت، قدرت و...) می‌پردازد. نویسنده می‌گوید در این مسابقات، حتی اگر برنده هم شویم، بسیاری از روابط انسانی و همدلی‌ها را از دست می‌دهیم و همیشه رقیب قدرتمندتری در افق پیدا می‌شود.

۴. باختن از مرگ:
مواجهه با حتمی بودن مرگ. درس این بخش این است که آگاهی از مرگ به زندگی معنا می‌دهد، ما را به استفاده بهینه از فرصت‌ها وامی‌دارد و با ایجاد فروتنی، ریشه تکبر و عجب را می‌سوزاند.

✍️ معرفی نویسنده و کتب دیگر
تاسیکا براداتان (Costica Bradatan) یک فیلسوف و نویسنده رومانیایی‌تبار آمریکایی است که در حوزه فلسفه اگزیستانسیال و اندیشه‌های سیاسی فعالیت می‌کند. او به دلیل نگاه جسورانه به مفاهیم انسانی و ارتباط دادن فلسفه با تجربیات زیسته مشهور است.

🔻از دیگر آثار مهم او می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
مردن برای ایده‌ها: زندگی‌های پرخطر فیلسوفان
؛ در این کتاب، او به سرنوشت فیلسوفانی می‌پردازد که جان خود را در راه اندیشه‌هایشان از دست داده‌اند.

🔍 نکته پایانی از نگاه استاد ملکیان
اگرچه ساختار کتاب گاهی پراکنده است و ممکن است برخی مخاطبان آن را بدبینانه یا آزاردهنده بدانند، اما به عقیده استاد ملکیان، این اثر یک «آنتی‌تز» ضروری برای فرهنگِ موفقیت‌محورِ امروز است.

این کتاب تلنگری است تا انسان از گردابِ رقابت‌های پوچ فاصله بگیرد و به سمت «فروتنی وجودی» حرکت کند؛ بزرگ‌ترین فضیلتی که می‌تواند در برابر بزرگ‌ترین رذیلت (یعنی تکبر و عجب) قرار گیرد.

.


#معرفی_کتاب #نقد_فرهنگ



🌾 @Naqdagin