📘 برشهایی از «روز داوری #حکومت_اسلامی»
✍️ #رضا_امیرخانی
(۱/۲)
🍂 در آستانهی پنجاه سالهگی نشستهام و به گذشته میاندیشم. عملگراتر از این هستم که بگویم از ۵۷ شروع شد یا از ۶۷ یا از ۷۱ یا از ۷۸ یا از ۸۴ یا از ۸۸ یا از ۹۶ یا از ۹۸ یا از ۱۴۰۱. دلم البته ۸۴ را نقطهی چرخشِ جدی میداند. اما عملگراتر هستم. انحراف از همین امروز شروع شده است. برای هر تغییری باید از همین لحظه شروع کرد. بیخیال دوربرگردانهایی که میشد با سرعت بیست کیلومتر در ساعت مثل یک رانندهی پیرِ محتاط با راهنما از آنها دور زد و مسیر را اصلاح کرد و تقریبا همه را نیز عقلا تذکر دادند. حالا کار به جایی رسیده است که یک مایکل شوماخر باید پیدا کنیم تا غربیلک این ارابه را با سرعت دویست و پنجاه کیلومتر در ساعت تو اولین دوربرگردان بچرخاند؛ دوبرگردانی که معلوم نیست اصلا به آن برسیم یا نه!
🍂 هر روز تاملات را پراکنده نوشتهام و هر روز به دوربرگردانها فکر کردهام
وزارت اقتصاد امروز خیمهی سنگینی زده است روی حسابهای بانکی. به راحتی میتواند همهی حسابها را بررسی و بازرسی کند. بفهمد هر شهروندی چهقدر درآورده است و کجا خرج کرده است و طبیعتا علیالراس برسد به عدد دقیق مالیات مودی!
🍂 به نظرم میتوانیم چند ممیز زبر و زرنگ پیدا کنیم که با کمی هوشمندی و کمی هم تسلط به فرمولنویسی در اکسل، درآمد واقعی هر مودی را کشف کنند. همان اول به درگاه امور مالیاتی در سایت، چند بند دیگر را هم اضافه کنیم. مثلا به جز تاریخ تولد و نام پدر، مذهب را هم از مودی بپرسیم و اگر شیعه بود، اجازه بدهیم از میان گزینههای موجود مرجع تقلید را هم انتخاب کند. حالا با این کشف درآمد واقعی توسط اکسل ممیزان، چه ایرادی دارد اگر با توجه به مشخصات ثبتی مودی، همانجا به صورت آنلاین خمس درآمد آن دسته از مودیان شیعه به دفتر مرجع ثبتشده کارت به کارت شود و رسید هم جهت قبر و قیامت به رویت مودی برسد؟ آیا حکومت دینی نباید چنین کند؟ آیا نباید این مهم از فروع دین را احیا کند؟
🍂 مضحک است؟ ابدا! مگر نمیگویند حکومت دینی برای احیای همین امور دینی آمده است؟ آيا بد است اگر بنشینیم و مال شیعیان کاهل را مخمس کنیم؟! حجاب قصهاش فرق میکند؟!
🍂 یقین بدانیم اگر این طرح بالا را در همین دولت رییسی اجرا کنیم، تعداد مقالات فقهی که دربارهی وجوب پرداخت خمس و آثار اجتماعی آن نوشته میشود، دهها برابر آثار اجتماعی حجاب است. دلیلش هم بر عقلا روشن است! به راحتی میتوانم تصور کنم یک سخنران جاافتاده را که توضیح میدهد «اختلاط مال مخمس با غیرمخمس لقمهی شبهه میبرد سر سفرهی مسلمانان! ای نامسلمان غیرمتدینی که میگویی من به این موضوع خمس اعتقاد ندارم، چرا این همه مسلمان باید سفرهشان خراب شود با این تصمیم تو! از حکومت اسلامی انتظار میرفت که خیلی زودتر از اینها موضوع خمس را قانونی میکرد که سفرهها طیب و طاهر شوند...»
🍂 من طرفدار خمس هستم. همانگونه که طرفدار حجاب هستم. اما نیک میدانم که هیچ مرجعی با فهم درست از مقبولیت خود نمیتواند خمس اجباری از من بگیرد... اما اگر حکومت اسلامی را پیش بیاندازیم حتما همه پشتش خواهند ایستاد! قم خرج میکند و فاکتور را تهران پرداخت میکند...
...
🍂 روشن است که دولت مقبولیت کافی ندارد. حتا اگر به آمار رسمی وزارت کشور نگاه کنیم، جمهور مردم به درستی این دولت را نمایندهی خود نمیدانند. درصد آرای باطله و مشارکت در آخرین انتخابات به نحوی وحشتناک وضع رابطهی مردم با حکومت را مشخص میکنند. در بحرانی که رسما سیاسی نیست و اتفاقا اجتماعی و فرهنگی است، باید از سرمایهی اجتماعی استفاده کرد. آیا نمیشد شورای حقیقتیابی منصوب کرد که مثلا محقق داماد و علی دایی عضوش باشند و دکتر زاهدمهر قلب و دکتر علی رجایی که از قدیمیترین المپیادیهای ساکن ایران است و دیگرانی که سرمایهی اجتماعی واقعی دارند. بعد هم آنها بدون مانع تحقیق کنند و به طور طبیعی رسانهها با آنها مرتبط باشند. (چیزی شبیه به هیاتهای منصفه) طبیعی است که مردم نسبت به رای آنها خاضع خواهند بود. چرا این در حادثهی قتل/مرگ مهسا امینی چنین شورای حقیقتیابی ساخته نمیشود؟
(ادامه دارد)
🔖 ۳۹۵۱ واژه
⏰ زمان مطالعه: ۲۰ دقیقه
🌐 مطالعهٔ متن کامل (مشاهدهٔ فوری)
➖➖➖
🌾 نقدآگین
✍️ #رضا_امیرخانی
(۱/۲)
🍂 در آستانهی پنجاه سالهگی نشستهام و به گذشته میاندیشم. عملگراتر از این هستم که بگویم از ۵۷ شروع شد یا از ۶۷ یا از ۷۱ یا از ۷۸ یا از ۸۴ یا از ۸۸ یا از ۹۶ یا از ۹۸ یا از ۱۴۰۱. دلم البته ۸۴ را نقطهی چرخشِ جدی میداند. اما عملگراتر هستم. انحراف از همین امروز شروع شده است. برای هر تغییری باید از همین لحظه شروع کرد. بیخیال دوربرگردانهایی که میشد با سرعت بیست کیلومتر در ساعت مثل یک رانندهی پیرِ محتاط با راهنما از آنها دور زد و مسیر را اصلاح کرد و تقریبا همه را نیز عقلا تذکر دادند. حالا کار به جایی رسیده است که یک مایکل شوماخر باید پیدا کنیم تا غربیلک این ارابه را با سرعت دویست و پنجاه کیلومتر در ساعت تو اولین دوربرگردان بچرخاند؛ دوبرگردانی که معلوم نیست اصلا به آن برسیم یا نه!
🍂 هر روز تاملات را پراکنده نوشتهام و هر روز به دوربرگردانها فکر کردهام
وزارت اقتصاد امروز خیمهی سنگینی زده است روی حسابهای بانکی. به راحتی میتواند همهی حسابها را بررسی و بازرسی کند. بفهمد هر شهروندی چهقدر درآورده است و کجا خرج کرده است و طبیعتا علیالراس برسد به عدد دقیق مالیات مودی!
🍂 به نظرم میتوانیم چند ممیز زبر و زرنگ پیدا کنیم که با کمی هوشمندی و کمی هم تسلط به فرمولنویسی در اکسل، درآمد واقعی هر مودی را کشف کنند. همان اول به درگاه امور مالیاتی در سایت، چند بند دیگر را هم اضافه کنیم. مثلا به جز تاریخ تولد و نام پدر، مذهب را هم از مودی بپرسیم و اگر شیعه بود، اجازه بدهیم از میان گزینههای موجود مرجع تقلید را هم انتخاب کند. حالا با این کشف درآمد واقعی توسط اکسل ممیزان، چه ایرادی دارد اگر با توجه به مشخصات ثبتی مودی، همانجا به صورت آنلاین خمس درآمد آن دسته از مودیان شیعه به دفتر مرجع ثبتشده کارت به کارت شود و رسید هم جهت قبر و قیامت به رویت مودی برسد؟ آیا حکومت دینی نباید چنین کند؟ آیا نباید این مهم از فروع دین را احیا کند؟
🍂 مضحک است؟ ابدا! مگر نمیگویند حکومت دینی برای احیای همین امور دینی آمده است؟ آيا بد است اگر بنشینیم و مال شیعیان کاهل را مخمس کنیم؟! حجاب قصهاش فرق میکند؟!
🍂 یقین بدانیم اگر این طرح بالا را در همین دولت رییسی اجرا کنیم، تعداد مقالات فقهی که دربارهی وجوب پرداخت خمس و آثار اجتماعی آن نوشته میشود، دهها برابر آثار اجتماعی حجاب است. دلیلش هم بر عقلا روشن است! به راحتی میتوانم تصور کنم یک سخنران جاافتاده را که توضیح میدهد «اختلاط مال مخمس با غیرمخمس لقمهی شبهه میبرد سر سفرهی مسلمانان! ای نامسلمان غیرمتدینی که میگویی من به این موضوع خمس اعتقاد ندارم، چرا این همه مسلمان باید سفرهشان خراب شود با این تصمیم تو! از حکومت اسلامی انتظار میرفت که خیلی زودتر از اینها موضوع خمس را قانونی میکرد که سفرهها طیب و طاهر شوند...»
🍂 من طرفدار خمس هستم. همانگونه که طرفدار حجاب هستم. اما نیک میدانم که هیچ مرجعی با فهم درست از مقبولیت خود نمیتواند خمس اجباری از من بگیرد... اما اگر حکومت اسلامی را پیش بیاندازیم حتما همه پشتش خواهند ایستاد! قم خرج میکند و فاکتور را تهران پرداخت میکند...
...
🍂 روشن است که دولت مقبولیت کافی ندارد. حتا اگر به آمار رسمی وزارت کشور نگاه کنیم، جمهور مردم به درستی این دولت را نمایندهی خود نمیدانند. درصد آرای باطله و مشارکت در آخرین انتخابات به نحوی وحشتناک وضع رابطهی مردم با حکومت را مشخص میکنند. در بحرانی که رسما سیاسی نیست و اتفاقا اجتماعی و فرهنگی است، باید از سرمایهی اجتماعی استفاده کرد. آیا نمیشد شورای حقیقتیابی منصوب کرد که مثلا محقق داماد و علی دایی عضوش باشند و دکتر زاهدمهر قلب و دکتر علی رجایی که از قدیمیترین المپیادیهای ساکن ایران است و دیگرانی که سرمایهی اجتماعی واقعی دارند. بعد هم آنها بدون مانع تحقیق کنند و به طور طبیعی رسانهها با آنها مرتبط باشند. (چیزی شبیه به هیاتهای منصفه) طبیعی است که مردم نسبت به رای آنها خاضع خواهند بود. چرا این در حادثهی قتل/مرگ مهسا امینی چنین شورای حقیقتیابی ساخته نمیشود؟
(ادامه دارد)
🔖 ۳۹۵۱ واژه
⏰ زمان مطالعه: ۲۰ دقیقه
🌐 مطالعهٔ متن کامل (مشاهدهٔ فوری)
➖➖➖
🌾 نقدآگین
Telegraph
روز داوری حکومت اسلامی
در آستانهی پنجاه سالهگی نشستهام و به گذشته میاندیشم. عملگراتر از این هستم که بگویم از ۵۷ شروع شد یا از ۶۷ یا از ۷۱ یا از ۷۸ یا از ۸۴ یا از ۸۸ یا از ۹۶ یا از ۹۸ یا از ۱۴۰۱. دلم البته ۸۴ را نقطهی چرخشِ جدی میداند. اما عملگراتر هستم. انحراف از همین…
📘برشهایی از «روز داوری #حکومت_اسلامی»
✍️ #رضا_امیرخانی
(۲/۲)
🍂 چرا دادگاه به شکل علنی برگزار نمیشود؟ مثلا اگر دادگاه ستار بهشتی یا مهسا امینی علنی برگزار میشد چه اتفاقی میافتاد؟ دست بالا یک مامور خاطی شناسایی میشد. او برای تبرئهی خودش حتما از نظام مایه میگذاشت. اما اگر دادگاه علنی منصفانه برگزار میشد، همه میفهمیدند که نظام پای خطای کسی نمیایستد. شاید دلیل عدم برگزاری همین باشد... نکتهای که نظام متوجه نمیشود این است که در این پروندهی قتل/مرگ مهسا امینی خودش متهم است! او نمیتواند در مقام دادستان یا قاضی قرار بگیرد. مضحک است وقتی نمایندهی نیروی انتظامی میآید و خودش گزارش میدهد که فوت در حال ارشادات طبیعی بوده است! تو در مقام متهمی الان، نه در مقام اقناعکنندهی افکار عمومی...
از آن سو به این فکر میکنم که آخوند باید برود نمایندهی مجلس شود و پاسبان مسوول امر به معروف و ارشاد؟!
منتظرم تا تغییراتی را ببینم...
....
🍂 اینقدر صداهای متفاوت و عمیق را حذف کردید که به علی کریمی نوبت سخن گفتن رسید. او هرگز به دنبال این سخن گفتن نبود.
🍂 علی کریمی کت و شلوار پوشید و آمد در سختترین شرایط باری از دوش نظام بردارد و رییس فدراسیون شود. سیاهکارترین و خالبازترین نیروهای نظام به خط شدند تا او رای نیاورد. پس علی کریمی فوتبالیست درجهی یک را شما تبدیل کردید به یک ناراضی حقبهجانب. علی دایی و علی کریمی باید جایشان را بدهند به کسی که همه میدانند پروندهی ناسالمی دارد اما معاون اول مجبور است جارو به دم کیروش ببندد و...
🍂 امروز علی کریمی در خارج از ایران با «تو خفه»ی بینظیرش انقلابیتر از بسیاری از بابصیرتها عمل کرده است و اتفاقا خود را در معرض ماشین ترور سازمان رجوی قرار داده است...
روز هفتم:
🍂 آقای رییس دولت میآید در تلهویزیون و میگوید من همان اول زنگ زدم به خانوادهی مهسا امینی. در دنیا رییس جمهور زنگ میزند؟ نه اصلا فرماندار زنگ میزند؟ بخشدار زنگ میزند؟! آقای رییس دولت! در دنیا یک قاضی محلی با اختیار کامل پرونده را در دست میگیرد و در چشم مردم و کنار هیات منصفه پروندهی اینچنینی را به سرانجام میرساند. چه نیازی هست به این خالهبازیها؟!
🍂 دست کم نام فراسوی نیک و بد نیچه برای بسیاری آشناست. در نظر من رییسی پیش از نیک و بد است. او هنوز به مرحلهی تمیز نیک و بد نرسیده است. پس بیجاست اگر کسی او را مقصر بداند.
🍂 رییسی از کجا درآمده است؟ از هستهی اصلی حکومت! چرا؟
چون حکمرانی سالهاست آدمهایی با هوش زیر متوسط میخواهد که در رابطهي طولی بلهقربانگو باشند. پیک باشند. امربر باشند. این موضوع فقط در راس نیست. در هر زیرشاخهای به شکل فرکتالی بازتولید میشود. نتیجه؟ هیچ آدمی با هوش متوسط به راحتی حاضر به همکاری با دولت نیست. مگر به دلیل منافع کوتاهمدت... مثل نفع مالی... این شبکهی ناقصالعقلهاست و این شبکه امروز زمامدار کشور است.
🍂 امروز نظام در بیکسترین دورهی چهلسالهی خود است.
وقتی بین عادل و فروغی مخیر شدی و جوان مومن انقلابی را برگزیدی، باید به همین گرفتاری فکر میکردی. وقتی فلان پیک فرهنگی را به عنوان جوان مومن انقلابی مسوول تشخیص جای دوست و دشمن کردی باید به همینها میاندیشیدی. حالا اینها حتا به تعبیر امنیتیها توان جمع کردن بحران را نیز ندارند. چه رسد به کار اقناعی...
....
🍂 از اینجا به بعد را برای تو مینویسم که در خیابانی و نمیخوانی نوشتهی مرا...
نسل جدید ما!
به خلاف تصور رسمی، تو را انقلابی و حقطلب میبینم. دمت گرم و سرت خوش باد...
🍂 حضور تو در خیابان، (در حیاط مدرسه، پشت چراغ قرمز با فشردن بوق، دور میز کافه و حتا در خانه) از سر سیری نیست. از سر هیجانطلبی نیز. تو سهمت را از کشورت و از سرنوشتت میخواهی و سوگمندانه باید اقرار کنم که هیچ سهمی در حکمرانی کشورت نداری... شاید برای من در دورهای مثلا سورنا ستاری میتوانست اثری از همدورهایهام در حکمرانی باشد، اما تو هیچ سهمی در حکمرانی نداری. حق تعیین سرنوشت تو از نظر من محترم است...
🍂 جمهوری اسلامی میتوانست این حق را از طریق صندوق و بعدتر از طریق نظارت رسانهای به تو بدهد. اما مهندسی کرد و نداد... (مهندسترین مهندسان عالم، برادران یوسف بودند که سالها بعد از آن مهندسی گرگ و چاه در خدمت عزیز مصر باز هم کوتاه نیامدند و گفتند برادری داشتیم که سالها پیش گرگ خوردش!)
🔖 ۳۹۵۱ واژه
⏰ زمان مطالعه: ۲۰ دقیقه
🌐 مطالعهٔ متن کامل (مشاهدهٔ فوری)
➖➖➖
🌾 نقدآگین
✍️ #رضا_امیرخانی
(۲/۲)
🍂 چرا دادگاه به شکل علنی برگزار نمیشود؟ مثلا اگر دادگاه ستار بهشتی یا مهسا امینی علنی برگزار میشد چه اتفاقی میافتاد؟ دست بالا یک مامور خاطی شناسایی میشد. او برای تبرئهی خودش حتما از نظام مایه میگذاشت. اما اگر دادگاه علنی منصفانه برگزار میشد، همه میفهمیدند که نظام پای خطای کسی نمیایستد. شاید دلیل عدم برگزاری همین باشد... نکتهای که نظام متوجه نمیشود این است که در این پروندهی قتل/مرگ مهسا امینی خودش متهم است! او نمیتواند در مقام دادستان یا قاضی قرار بگیرد. مضحک است وقتی نمایندهی نیروی انتظامی میآید و خودش گزارش میدهد که فوت در حال ارشادات طبیعی بوده است! تو در مقام متهمی الان، نه در مقام اقناعکنندهی افکار عمومی...
از آن سو به این فکر میکنم که آخوند باید برود نمایندهی مجلس شود و پاسبان مسوول امر به معروف و ارشاد؟!
منتظرم تا تغییراتی را ببینم...
....
🍂 اینقدر صداهای متفاوت و عمیق را حذف کردید که به علی کریمی نوبت سخن گفتن رسید. او هرگز به دنبال این سخن گفتن نبود.
🍂 علی کریمی کت و شلوار پوشید و آمد در سختترین شرایط باری از دوش نظام بردارد و رییس فدراسیون شود. سیاهکارترین و خالبازترین نیروهای نظام به خط شدند تا او رای نیاورد. پس علی کریمی فوتبالیست درجهی یک را شما تبدیل کردید به یک ناراضی حقبهجانب. علی دایی و علی کریمی باید جایشان را بدهند به کسی که همه میدانند پروندهی ناسالمی دارد اما معاون اول مجبور است جارو به دم کیروش ببندد و...
🍂 امروز علی کریمی در خارج از ایران با «تو خفه»ی بینظیرش انقلابیتر از بسیاری از بابصیرتها عمل کرده است و اتفاقا خود را در معرض ماشین ترور سازمان رجوی قرار داده است...
روز هفتم:
🍂 آقای رییس دولت میآید در تلهویزیون و میگوید من همان اول زنگ زدم به خانوادهی مهسا امینی. در دنیا رییس جمهور زنگ میزند؟ نه اصلا فرماندار زنگ میزند؟ بخشدار زنگ میزند؟! آقای رییس دولت! در دنیا یک قاضی محلی با اختیار کامل پرونده را در دست میگیرد و در چشم مردم و کنار هیات منصفه پروندهی اینچنینی را به سرانجام میرساند. چه نیازی هست به این خالهبازیها؟!
🍂 دست کم نام فراسوی نیک و بد نیچه برای بسیاری آشناست. در نظر من رییسی پیش از نیک و بد است. او هنوز به مرحلهی تمیز نیک و بد نرسیده است. پس بیجاست اگر کسی او را مقصر بداند.
🍂 رییسی از کجا درآمده است؟ از هستهی اصلی حکومت! چرا؟
چون حکمرانی سالهاست آدمهایی با هوش زیر متوسط میخواهد که در رابطهي طولی بلهقربانگو باشند. پیک باشند. امربر باشند. این موضوع فقط در راس نیست. در هر زیرشاخهای به شکل فرکتالی بازتولید میشود. نتیجه؟ هیچ آدمی با هوش متوسط به راحتی حاضر به همکاری با دولت نیست. مگر به دلیل منافع کوتاهمدت... مثل نفع مالی... این شبکهی ناقصالعقلهاست و این شبکه امروز زمامدار کشور است.
🍂 امروز نظام در بیکسترین دورهی چهلسالهی خود است.
وقتی بین عادل و فروغی مخیر شدی و جوان مومن انقلابی را برگزیدی، باید به همین گرفتاری فکر میکردی. وقتی فلان پیک فرهنگی را به عنوان جوان مومن انقلابی مسوول تشخیص جای دوست و دشمن کردی باید به همینها میاندیشیدی. حالا اینها حتا به تعبیر امنیتیها توان جمع کردن بحران را نیز ندارند. چه رسد به کار اقناعی...
....
🍂 از اینجا به بعد را برای تو مینویسم که در خیابانی و نمیخوانی نوشتهی مرا...
نسل جدید ما!
به خلاف تصور رسمی، تو را انقلابی و حقطلب میبینم. دمت گرم و سرت خوش باد...
🍂 حضور تو در خیابان، (در حیاط مدرسه، پشت چراغ قرمز با فشردن بوق، دور میز کافه و حتا در خانه) از سر سیری نیست. از سر هیجانطلبی نیز. تو سهمت را از کشورت و از سرنوشتت میخواهی و سوگمندانه باید اقرار کنم که هیچ سهمی در حکمرانی کشورت نداری... شاید برای من در دورهای مثلا سورنا ستاری میتوانست اثری از همدورهایهام در حکمرانی باشد، اما تو هیچ سهمی در حکمرانی نداری. حق تعیین سرنوشت تو از نظر من محترم است...
🍂 جمهوری اسلامی میتوانست این حق را از طریق صندوق و بعدتر از طریق نظارت رسانهای به تو بدهد. اما مهندسی کرد و نداد... (مهندسترین مهندسان عالم، برادران یوسف بودند که سالها بعد از آن مهندسی گرگ و چاه در خدمت عزیز مصر باز هم کوتاه نیامدند و گفتند برادری داشتیم که سالها پیش گرگ خوردش!)
🔖 ۳۹۵۱ واژه
⏰ زمان مطالعه: ۲۰ دقیقه
🌐 مطالعهٔ متن کامل (مشاهدهٔ فوری)
➖➖➖
🌾 نقدآگین
Telegraph
روز داوری حکومت اسلامی
در آستانهی پنجاه سالهگی نشستهام و به گذشته میاندیشم. عملگراتر از این هستم که بگویم از ۵۷ شروع شد یا از ۶۷ یا از ۷۱ یا از ۷۸ یا از ۸۴ یا از ۸۸ یا از ۹۶ یا از ۹۸ یا از ۱۴۰۱. دلم البته ۸۴ را نقطهی چرخشِ جدی میداند. اما عملگراتر هستم. انحراف از همین…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 از ۸۸ همه خاموشیم!
🎙 #رضا_امیرخانی (نویسندۀ «نفحات نفت» و...)
🔺تا یکجای صحبتِ امیرخانی شاید قابل توجیه باشد، ولی اینکه عملا با تخیلِ محض، امری ۱۸۰ درجه خلافِ ماهیت انقلاب ۵۷ و #حکومت_اسلامی و قانونِ اساسی آن و مدعیات مکرر و مصرحِ روحالله خمینی را بدان چسبانده و میگوید از ۸۸ به بعد این تصور باطل شد، نشانۀ وضعیت وخیم و غیر معمولیایست که این سوال را در ذهن میسازد که آیا این بشر اساسا در کجای کرۀ زمین زندگی میکرده؟ و یا چه مادهای را مصرف میکرده که قوای ذهنیاش را چنین گسسته و دچار فروپاشی کردهاست؟
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🎙 #رضا_امیرخانی (نویسندۀ «نفحات نفت» و...)
۸۸ جاییست که حاکمیت یاد گرفت که میتواند آدمها و مردم را در خیابان بزند و حرفش را پیش ببرد؛ قبل از آن خجالت میکشید.
من همش میگفتم که انقلاب خمینی، میخواست بگه من میتونم بر مبنای دین در جهان مدرن حکمرانیای درست کنم؛ لازم نیست دست بِبُرم و پا بِبُرم! مردم را شَلاق بزنم! بلدم چه کار کنم! میتونم با دنیای مدرن ارتباطی برقرار کنم که دین خراب نشه! این یه دستآورد امروزی بود، ولی ۸۸ به بعد این دستاورد را از دست دادیم!
🔺تا یکجای صحبتِ امیرخانی شاید قابل توجیه باشد، ولی اینکه عملا با تخیلِ محض، امری ۱۸۰ درجه خلافِ ماهیت انقلاب ۵۷ و #حکومت_اسلامی و قانونِ اساسی آن و مدعیات مکرر و مصرحِ روحالله خمینی را بدان چسبانده و میگوید از ۸۸ به بعد این تصور باطل شد، نشانۀ وضعیت وخیم و غیر معمولیایست که این سوال را در ذهن میسازد که آیا این بشر اساسا در کجای کرۀ زمین زندگی میکرده؟ و یا چه مادهای را مصرف میکرده که قوای ذهنیاش را چنین گسسته و دچار فروپاشی کردهاست؟
➖➖➖
🌾@Naqdagin