زیر سقف آسمان
9.72K subscribers
3.82K photos
919 videos
492 files
4.14K links
زیر سقف آسمان مقام یک جست‌وجوگر است.
آرشیو تأملات و پژوهش های دکتر حسن محدثی
جامعه شناس و استاد دانشگاه

تماس:
@Ziresagfeasman2017
Download Telegram
♦️واکنش برخی مخاطبان به دکتر احمد بستانی و پاسخ‌های سوگیرانه‌ی او و البته ادعای اخلاق علمی! /۱
۷ ابان ۱۴۰۵



🔻منبع:
https://www.instagram.com/p/DfEVUxLtX2E/?exln=b3JwM2UybjRoa2x4

@amd.bostani

#ملی‌گرایی
#احمد_بستانی
#حسین_سیوانی
#ابومسلم_خراسانی
#تاریخ‌نگاری_ملی‌گرا
#تحریف_ایده‌ئولوژیک
#عبدالحسین_زرین‌کوب
@NewHasanMohaddesi
👍19👎4👏1
♦️واکنش برخی مخاطبان به دکتر احمد بستانی و پاسخ‌های سوگیرانه‌ی او و البته ادعای اخلاق علمی! /۲
۷ ابان ۱۴۰۵


🔻منبع:
https://www.instagram.com/p/DfEVUxLtX2E/?exln=b3JwM2UybjRoa2x4

@amd.bostani

#ملی‌گرایی
#احمد_بستانی
#ابومسلم_خراسانی
#تاریخ‌نگاری_ملی‌گرا
#تحریف_ایده‌ئولوژیک
#عبدالحسین_زرین‌کوب
@NewHasanMohaddesi
👍20👎4
♦️پیش‌نهادی در باره‌ی آثار تاریخ‌نگارانه‌ی عبدالحسین زرین‌کوب: پاسخی به دکتر معینی‌ی عزیز

✍️حسن محدثی‌ی گیلوایی

۷ آبان ۱۴۰۵

آقای دکتر علی‌رضا معینی دوست و برادر عزیز ام در کوته‌نوشتی ذیل یادداشت من نوشته اند:

«خیانت یا تحریف ایدئولوژیک: نیازمند شواهد الگودار از عمد است؛ از یک نمونه نمی‌توان به آن رسید» (معینی، ۱۴۰۵، https://t.me/NewHasanMohaddesi/14884?comment=311155).


من پیش‌نهادی دارم به شما یا هر صاحب‌نظر دیگری که اعلام آماده‌گی بکند: یک کتاب تاریخ‌نگارانه‌ی دکتر زرین‌کوب را انتخاب بکنیم و بعد در زمانی از پیش تعیین شده در یک جلسه‌ی واحد آن کتاب را نقد و بررسی بکنیم و نظرات‌مان را بیان کنیم. آن‌وقت من انواع تحریفات و خطاهای ایشان را نشان خواهم داد. حتا می‌توانیم یک یا دو فصل از یک کتاب را بررسی بکنیم یا در چند جلسه این کار را انجام بدهیم و ورود برای مخاطبان هم آزاد باشد.

در ضمن، تحریف ایده‌ئولوژیک تاریخ یعنی این‌که چنان تحت تأثیر ایده‌ئولوژی قرار بگیریم که به جای تکیه بر سند و مدارک و شواهد معتبر، افکار ایده‌ئولوژیک خود را به مخاطب قالب بکنیم.



#ملی‌گرایی
#علیرضا_معینی
#ابومسلم_خراسانی
#تاریخ‌نگاری_ملی‌گرا
#تحریف_ایده‌ئولوژیک
#عبدالحسین_زرین‌کوب
@NewHasanMohaddesi
👍220👌11👏4🤣3👎2
♦️دکتر احمد بستانی و نسبت دادن‌های دروغ به من: بماند به یادگار

✍حسن محدثی‌ی گیلوایی
۸ ابان ۱۴۰۵

آقای دکتر احمد بستانی در متنی کوتاه در باره‌ی من چندین سخن دروغ بیان کرده اند. از جمله گفته اند من در باره‌ی آدم‌خواری‌ی اسکیموها نوشته ام!😁


لابد نباید بگویم ایشان دروغ نوشته اند! از شما چه پنهان، من از ایران‌شهری‌گرایان و ملی‌گرایان انتظار بیش‌تری ندارم.


🔻منبع:
https://www.instagram.com/p/DfEVUxLtX2E/?exln=b3JwM2UybjRoa2x4

@amd.bostani

#ملی‌گرایی
#دروغ‌گویی
#احمد_بستانی
#ایران‌شهری‌گری
#ابومسلم_خراسانی
#تاریخ‌نگاری_ملی‌گرا
#تحریف_ایده‌ئولوژیک
#عبدالحسین_زرین‌کوب
@NewHasanMohaddesi
👍36🤣10👎6😢2
♦️دروغ‌گویی‌های یک ایران‌شهری‌گرا در یک نوشته‌ی کوتاه علیه محدثی

✍حسن محدثی‌ی گیلوایی

۸ آبان ۱۴۰۵


👇👇👇


#ملی‌گرایی
#دروغ‌گویی
#احمد_بستانی
#ایران‌شهری‌گری
#تاریخ‌نگاری_ملی‌گرا
#تحریف_ایده‌ئولوژیک
#عبدالحسین_زرین‌کوب
@NewHasanMohaddesi
👍17👎3
♦️دروغ‌گویی‌های یک ایران‌شهری‌گرا در نوشته‌ای کوتاه علیه محدثی

✍️حسن محدثی‌ی گیلوایی

۸ آبان ۱۴۰۵

آقای دکتر احمد بستانی از مدافعان ایده‌ئولوژی‌ی ایران‌شهری‌گری و از پی‌روان دکتر سیدجواد طباطبایی به شیوه‌ی مالوف و مرسوم اتهام‌زنی و پرونده‌سازی‌ی ایران‌شهری‌گرایان و ملی‌گرایان علیه مخالفان، در یک نوشته‌ی کوتاه علیه من چندین دروغ سرهم کرده اند:

یک. ضمن بیان تمسخرآمیز نوشته اند که من در باره‌ی "آدم‌خواری اسکیموها" چیزی نوشته ام و اظهار نظری کرده ام. از ایشان می‌خواهم اگر سندی در این باره دارند، منتشر کنند؛

دو. باز هم به دروغ نوشته اند که من دکتر زرین‌کوب را به دروغ‌گویی متهم کرده ام. این هم دروغ است زیرا من هرگز دکتر زرین‌کوب را به دروغ‌گویی متهم نکرده ام بل‌که جمله ام سوالی بوده است و از مخاطبان نیز خواسته ام اگر روایت زرین‌کوب را از طبری یافتند، مرا نیز خبر کنند. نوشته‌ی خود او نیز گواه این امر است؛ آن‌جا که گفته است: "به اقتراح عمومی گذاشته است"؛

سه. دروغ سوم دکتر احمد بستانی این است که مدّعی شده است محدثی "نه متن زربن‌کوب را دیده است و نه متن طبری را". این دروغ است زیرا من در پاسخ به نوشته‌ی دکتر اکبر جباری گفته ام که نسخه‌ی مورد ارجاع دکتر آذرتاش آذرنوش (چ ۳، ۱۳۶۲) را ندیده ام؛

چهار. در باره‌ی دکتر عبدالنبی قیم به دروغ گفته است: "رزومه اش نوشتن یک فرهنگ واژگان عربی به فارسی است". اولا دکتر قیم آثار متعدّدی منتشر کرده اند و ثانیاً فرهنگ‌نویسی کار بسیار ارزش‌مندی است. بستانی نوشته است: دکتر قیّم تخصّصی در تاریخ ندارد. اگر منظورشان از تخصّص، تحصیل در رشته‌ی تاریخ است، دکتر زرّین‌کوب هم ادبیات خوانده بود؛

پنجم. دروغ پنجم دکتر بستانی این است که ادّعا کرده است دکتر قیّم دروغ‌گویی‌ی زرین‌کوب را فقط مستند به سخن دکتر آذرنوش کرده است. این هم دروغی واضح است و ویدئوی دکتر قیّم موجود است و من نیز منتشر کرده ام؛

خطای دیگر دکتر بستانی در باره‌ی زرّین‌کوب این است که نوشته است: "به تقیدات اخلاقی و پای‌بندی به اصول علمی شهره بود". کافی است به کتاب دو قرن سکوت دکتر زرین‌کوب بنگریم و میزان "تقیدات اخلاقی و پای‌بندی به اصول علمی" او را ببینیم. به نطر ام فقط کور باید بود که انبوه تعصّبات زرین‌کوب را ندید.


استاد دانش‌گاهی که از "اخلاق علمی" دم می‌زند، در یک نوشته‌ی کوتاه این همه دروغ گفته است.


🔻منبع:
https://www.instagram.com/p/DfEVUxLtX2E/?exln=b3JwM2UybjRoa2x4

@amd.bostani

#ملی‌گرایی
#دروغ‌گویی
#احمد_بستانی
#ایران‌شهری‌گری
#تاریخ‌نگاری_ملی‌گرا
#تحریف_ایده‌ئولوژیک
#عبدالحسین_زرین‌کوب
@NewHasanMohaddesi
👍57👎6❤2🤣1
♦️نمونه‌ای از فرهنگ ملی‌گرایی و ایران‌شهری‌گری / بماند برای ثبت در تاریخ

✍حسن محدثی‌ی گیلوایی
۸ آبان ۱۴۰۵

بارها گفته ام ایده‌ئولوژی‌ی ملی‌گرایی‌ی ایرانی مثل یک دین است. اگر بدان باور نداشته باشی و نقد اش بکنی، تکفیر می‌شوی.

اما فحاشی و توهین و تکفیر شما ملی‌گرایان و ایران‌شهری‌گرایان ما را تکثیر می‌کند و قوی‌تر می‌شویم.

🔻منبع:
@_majid_dehghani_


#ملی‌گرایی
#دروغ‌گویی
#احمد_بستانی
#مجید_دهقانی
#ایران‌شهری‌گری
#تاریخ‌نگاری_ملی‌گرا
#تحریف_ایده‌ئولوژیک
#عبدالحسین_زرین‌کوب
@NewHasanMohaddesi
👍44👎7💔4🤔3
♦️نقدی بر یادداشت "از پورپیرار تا محدثی" (نوشته‌ی دکتر احمد بستانی)

✍نویسنده آقا یا خانم ozbeozumuz

۸ آبان ۱۴۰۵

#ملی‌گرایی
#دروغ‌گویی
#احمد_بستانی
#ایران‌شهری‌گری
#تاریخ‌نگاری_ملی‌گرا
#تحریف_ایده‌ئولوژیک
#عبدالحسین_زرین‌کوب
@NewHasanMohaddesi
👍18❤1🤣1
♦️نقد دکتر محمدباقر تاج‌الدین به دکتر عبدالنبی قیم: در دفاع از دکتر زرین‌کوب
۸ آبان ۱۴۰۵

«دکتر عبدالحسین زرین کوب نه دروغ گو بود و نه تحریف گر؛ البته خطای روشی و علمی داشت که حتما قابل نقد و بررسی است و باید هم مورد نقد قرار گیرد. با تاسف فراوان متوجه شدم که جناب دکتر عبدالنبی قیم که این همه اقای دکتر محدثی از ایشان تعریف و تمجید می کنند بدون بررسی دقیق از آذرتاش آذرنوش نقل قول دروغی را در نسبت به دکتر زرین کوب می آورند! به نظرم می توان گفت که بقیه دیدگاه های قیم دربارۀ زرین کوب محل تردید و نقد جدی هستند که در فرصت مناسب به نقد ایشان هم خواهم پرداخت. قبلا در نوشته ای به نقد آقای قیم پرداختم! همچنین در فرصتی مناسب و پس از بررسی های دقیق تر به نقد دیدگاه دکتر محدثی هم خواهم پرداخت که گرچه قبلا نقدی داشته ام اما گویا مورد توجه آقای دکتر محدثی همکار و دوست عزیزم قرار نگرفت.»

✍️محمدباقر تاج الدین
هفتم آبان ماه یکهزار و چهارصد و پنج خورشیدی



[🔻مطالب بعدی‌ی دکتر تاج‌الدین
]👇

✅آقای دکتر قیم در ویدیوی بالا می گوید:« دکتر زرین کوب در کتاب دو قرن سکوت به دروغ گفته است که در کیش زرتشت شراب خواری و فدیه دادن و قربانی وجود نداشت» اما ببینیم واقعیت چیست. به کتاب دو قرن سکوت زرین کوب چاپ دوم به سال 1336 مراجعه کردم که چنین آمده است:
«[آیین زرتشت] فدیه و قربان و باده گساری را بیهوده می شمرد و نمی پسندید»(زرین کوب، 1336: 271).

نتیجه آن که دکتر زرین کوب نگفته اند که فدیه و قربانی و باده گساری در دین زرتشت وجود نداشت بلکه گفته اند که ناپسند بود و از قضا در برخی آثار زرتشتیان نیز چنین آمده است. تفاوت بسیار است بین ناپسند شمردن و وجود نداشتن که البته شراب خواری در تاریخ پیش از اسلامِ ایران یعنی دورۀ ساسانیان و بین زرتشتیان هم رواج داشت! پس دکتر زرین کوب هیچ گونه دروغی نگفته و برخی تفسیرها و دیدگاه های زرتشتیان درباره ناپسند بودن باده خواری را بیان کرده است!


✅آقای دکتر قیم در ویدیوی بالا می گوید:« دکتر زرین کوب در کتاب دو قرن سکوت به دروغ گفته است که در کیش زرتشت شراب خواری و فدیه دادن و قربانی وجود نداشت» اما ببینیم واقعیت چیست. به کتاب دو قرن سکوت زرین کوب چاپ دوم به سال 1336 مراجعه کردم که چنین آمده است:
«[آیین زرتشت] فدیه و قربان و باده گساری را بیهوده می شمرد و نمی پسندید»(زرین کوب، 1336: 271).

نتیجه آن که دکتر زرین کوب نگفته اند که فدیه و قربانی و باده گساری در دین زرتشت وجود نداشت بلکه گفته اند که ناپسند بود و از قضا در برخی آثار زرتشتیان نیز چنین آمده است. تفاوت بسیار است بین ناپسند شمردن و وجود نداشتن که البته شراب خواری در تاریخ پیش از اسلامِ ایران یعنی دورۀ ساسانیان و بین زرتشتیان هم رواج داشت! پس دکتر زرین کوب هیچ گونه دروغی نگفته و برخی تفسیرها و دیدگاه های زرتشتیان درباره ناپسند بودن باده خواری را بیان کرده است!


🔻لینک همه‌ی مطالب دکتر تاج‌الدین در همین باره:

https://t.me/tajeddin_mohammadbagher/4355

https://t.me/tajeddin_mohammadbagher/4356

https://t.me/tajeddin_mohammadbagher/4357

https://t.me/tajeddin_mohammadbagher/4350

https://t.me/tajeddin_mohammadbagher/4351

https://t.me/tajeddin_mohammadbagher/4352

https://t.me/tajeddin_mohammadbagher/4353



#ملی‌گرایی
#دروغ‌گویی
#ایران‌شهری‌گری
#عبدالنبی_قیم
#تاریخ‌نگاری_ملی‌گرا
#محمدباقر_تاج‌الدین
#تحریف_ایده‌ئولوژیک
#عبدالحسین_زرین‌کوب
@NewHasanMohaddesi
👍374👎4❤2🤣1
🔸🔸🔸پاسخ به نقد🔸🔸🔸


♦️آقای دکتر تاج‌الدین شما که دیگران را به «بی دقتی» متهم می کنید، چرا خودتان بی‌دقتی پیشه می‌کنید

✍️دکتر عبدالنبی قیم

۸ آبان ۱۴۰۵

آقای دکتر محمدباقر تاج‌الدین که من افتخار شنیدن نام ایشان را نداشته ام و دیروز برای اولین بار نام او را شنیدم، در کانال تلگرامی خود مطلبی دربارهٔ درس گفتار بنده نوشته اند، که بیش از هر چیز ناشی از بی دقتی و عجله‌ی ایشان است. ضمن اینکه نباید از این مطلب غافل بود که تعصب بیش از حد او به دکتر عبدالحسین زرین کوب، علت اصلی نگارش آن مطلب است.

۱ـ درس گفتار من درباره‌ی نوشته‌ی دکتر آذرتاش آذرنوش است. قصد این است که [بگویم] فقط من سخنان خلاف واقع و سخنان عاری از صحت زرین کوب را ندیده ام و دیگران هم دیده اند.

۲ـ همان طوری که در درس گفتار گفتم، من دو مبحث در فصل چهارم کتاب «دو قرن سکوت، افسانه یا واقعیت» را به این نوشتهٔ دکتر زرین کوب اختصاص داده ام، یکی دربارهٔ باده گساری در کیش زردشت و دومی دربارهٔ فدیه و قربانی در این کیش. اما آقای تاج الدین بدون اینکه به کتاب من مراجعه بکند، به اظهار نظر پرداخته اند.
به ایشان توصیه می کنم اول کتاب را بخوانند، بعد دربارهٔ آن اظهارنظر کنند.

۳ـ آقای تاج‌الدین برای توجیه سخن خلاف واقع زرین کوب نوشته اند «دکتر زرین‌کوب نگفته که فدیه و قربانی و باده گساری وجود نداشت بلکه گفته اند که ناپسند بود و از قضا در برخی آثار زرتشتیان نیز چنین آمده است».

اولا ایشان حتی نام یکی از «برخی آثار زرتشتیان» را نیاورده است. و از این نظر سخن او بی پایه و اساس است.
ثانیا در کتاب دو قرن سکوت، افسانه یا واقعیت بنده مدارک و مستندات چندی را آورده ام که باده‌گساری در کیش زردشت وجود داشته و به هیچ وجه «بیهوده و ناپسند» نبوده است.

ثالثا علاوه بر مدارک و مستندات کتاب در اینجا مستندات دیگری را از کتب دینی زردشتیان ارائه می دهم که نشان می دهد باده در کیش زردشت بیهوده نبوده ، بلکه مجاز و روا و به قول اهل دین حلال هم بوده است.

رابعا برای اهل علم و تحقیق همیشه این سؤال مطرح بوده که چرا زرین کوبِ ادیب از واژهٔ «بیهوده» استفاده کرده و از واژگان دقیق‌تر چون جايز یا مجاز یا روا یا حلال استفاده نکرده است؟ این هم از کارهای زرین‌کوب است که آن را باید در کنار عدم امانت او در نقل نصف و نیمهٔ سخن حاکم سیستان یا در عدم امانت او در ترجمهٔ نوشتهٔ ابن حزم و یا در کنار فحاشی‌ها، دشنام‌ها، توهین‌ها یا تحقیرهای او و یا در کنار ستایش او از کینه‌توزی و نفرت‌پراکنی و چندین عیب و ایراد اساسی او گذاشت.

۴- زرین کوب در این جمله فدیه و قربانی را هم در کیش زردشت «بیهوده» دانسته است، و این سخن هم مثل سخن قبلی او صددرصد خلاف واقع است. چرا آقای تاج الدین در این خصوص سکوت اختیار کرده است؟

پیش از زرین‌کوب، قاسم غنی و صادق هدایت همین سخن را گفته اند و زرین‌کوب مثل خیلی از کارهایش که از دیگران تقلید کرده است (رجوع کنید به فصل سوم کتاب بنده) در باره‌ی قربانی هم سخن آن‌ها را بدون تحقیق تکرار کرده است.

شایسته است آقای تاج‌الدین کتاب «دوقرن سکوت، افسانه یا واقعیت» را مطالعه بکنند و پس از مطالعه‌ی آن درباره‌ی آن اظهارنظر بکنند. البته شرط‌اش این است که زرین‌کوب را از درجه‌ي الهی و معصومیت خارج کند و به چشم یک انسان به او بنگرد.


#ملی‌گرایی
#دروغ‌گویی
#ایران‌شهری‌گری
#عبدالنبی_قیم
#تاریخ‌نگاری_ملی‌گرا
#محمدباقر_تاج‌الدین
#تحریف_ایده‌ئولوژیک
#عبدالحسین_زرین‌کوب
@NewHasanMohaddesi
👎253👍17❤7🤣2
🔸🔸🔸صدای مخالف🔸🔸🔸


♦️هدف زبان فارسی است

آقای حسن محدثی گیلوایی، در ادامه پروژه فارسی‌ستیزی و کوشش برای زدودن صفت "ملی" از آن، این‌بار با استناد به کتاب دوست مرحوم من، آقای دکتر آذرتاش آذرنوش، حمله موهنی را علیه شادروان زرینکوب به‌عنوان یکی از پایه‌های زبان ملی فارسی به راه انداخته و برای محکم کاری، یک عرب‌زبانی به نام عبدالنبی قیّم، اهل ادعاهای شاذ را هم به‌عنوان مورخ و فرهنگ‌نویس عربی به میدان آورده، تا تردیدی برای کسی نماند. این عبدالنبی قیم همانی است که مدعی شده بود، کلمه ایرانشهر در هیچ‌یک از منابع کهن نیامده است، اما وقتی بالغ بر ۲۰ مورد از کاربرد ایرانشهر و ایرانشهری در آثار تاریخی، جغرافیایی، ادبی و ... را در مقاله‌ای به نام "امی‌های مدرن" برایش ردیف کردیم، نزدیک به یک دهه است، تلاش می‌کند خود را به ندیدن بزند. باری عبدالنبی قیم هم که علی‌الظاهر به عنوان یک مورخ و فرهنگ‌نویس عرب‌زبان وارد این معرکه‌گیری علیه زرینکوب و زبان فارسی شده، و ظاهرا باید تاریخ طبری را ازبر باشد، به همان قول دکتر آذرنوش بسنده کرده و جرات نکرده تکلیفش را با تاریخ طبری روشن کند.

البته در تاریخ طبری جمله صریحی در این باره وجود ندارد. اما ادعای آقای زرینکوب درست و دقیق، و مبتنی بر برداشتی از فرازهایی از تاریخ طبری است. علاوه بر دو موردی که جناب آقای جباری از تاریخ طبری/ بلعمی ارائه کرده‌اند، یک مورد را نیز من از متن خود تاریخ طبری اضافه می‌کنم که مورد کشته شدن مروان حمار است. به نوشته طبری، گروهی که در جنگ نهایی بر سر راه مروان آخرین خلیفه اموی قرار گرفته بودند، بسیار اندک بودند و می‌ترسیدند که توسط سپاه مروان قلع و قمع شوند. اما یکی از آنها، سخن بکیر بن ماهان را به یاد آورد که گفته بود، شما با تکرار شعار "دهيد جوانکثان" پیروز می‌شوید.

من معنی این جمله فارسی را نمی‌دانم و به ترجمه فارسی تاریخ طبری هم دسترسی ندارم تا بدانم مترجم محترم فارسی، از این جمله چه فهمیده است. اما این‌که سپاه خراسان در هنگامه جنگ که منجر به شکست بنی‌امیه شد، برای تقویت روحیه و انگیزه خود، از شعاری فارسی استفاده کرده‌اند، تردیدی نیست.

بر آقای عبدالنبی قیّم به‌عنوان یک عوام حرجی نیست، اما آقای محدثی به عنوان یک جامعه‌شناس (احتمالا با گرایش تاریخی) برای رد نظر زرینکوب، به‌جای حواله دادن به مرحوم آذرنوش، خود باید مستند نشان می‌داد که به‌لحاظ اجتماعی، مردم خراسان در اواخر سده اول و یا اوایل سده دوم هجری، نمی‌توانستند فارسی‌زبان باشند، و در نتیجه سپاه خراسان هم نمی‌توانست فارسی‌زبان باشد. البته نیازی به یادآوری نیست که بحث بر سر فارسی‌زبانی اکثریت سپاه خراسان است، نه همه آن‌ها علی‌الاطلاق.

سغناقی از نویسندگان سده (هفتم هجری) در کتاب النهایه فی شرح‌الهدایه، در باب نماز و جواز گزاردن آن به زبان‌های غیرعربی، نوشته است که ابوحنیفه (۸۰ تا ۱۵۰ هق) فتوای گزاردن نماز به زبان فارسی [فقط به فارسی] را صادر کرده بود. (ص ۲۹۵). همو نوشته که جمعی از اهل خراسان در استفتائی از ابوبکر محمد بن‌فضل (متوفای ۴۱۳ هق در بلخ)، نوشته بودند که آموزش به زبان تازی برای کودکان ما دشوار است. آیا می‌توانیم آموزش آن‌ها را با زبان فارسی انجام دهیم (ان الصبیان في زماننا شقّ عليهم التعلم في اللغة العربية. هل يجوز لنا ان نعلمهم بالفارسية؟ همان، ص).

وقتی زبان عامه مردم هیچگاه در شهرهای ایران، عربی نشده بود، آیا فارسی‌زبان بودن اکثریت سپاه ابومسلم خراسانی، جای تعجب و انکار دارد؟!

البته که مسئله محدثی و قیّم و ... زرینکوب نیست بلکه زبان فارسی به عنوان زبان ملی ایرانیان است که همچون "ملات"ی همه ایرانیان را به‌مثابه آجرهای "کاخ بلند" ایران به‌همدیگر جوش داده و محکم کرده است.

✍️مصطفی نصیری

هشتم آبان ۱۴۰۵

https://t.me/iranshahraneha/129


🔸محدثی: انتشار صدای مخالف با هدف احترام به مخالف و گسترش فرهنگ نقادی انجام می‌شود و الزاماً به معنای تأیید محتوای آن نیست.

#ملی‌گرایی
#دروغ‌گویی
#ایران‌شهری‌گری
#عبدالنبی_قیم
#مصطفی_نصیری
#تاریخ‌نگاری_ملی‌گرا
#تحریف_ایده‌ئولوژیک
#عبدالحسین_زرین‌کوب
@NewHasanMohaddesi
👎24👍14🤣5❤1👌1
♦️دکتر عبدالحسین زرین‌کوب؛ ترک و زبان ترکی

✍️علی‌ی بابازاده

بازنشر: ۸ آبان ۱۴۰۵


🔻گزیده‌ای از متن:
روي ديگر سكّه چهرة مردي را مجسّم مي‌كند كه با وجود پنجاه و اندي سال تعليم و تعلّم و بالارفتن از پلّه هاي ترقّي و دانش؛ تنها به برداشت‌هايي گزينشي از دين و تاريخ و ادب اكتفا كرد و در وجود ايشان لااقل در مواجهه با زبان تركي و قوميّت ترك نشانه‌اي از انصاف و عدالت در گفتار و كردار مشاهده نشد. او در برابر زبان ترکی و قوم ترك نه از قول حضرت حق در قرآن كريم و آيه‌اي از آيات حق پنداشتن زبان‌ها پيروي كرد، نه به نداي عقل و انصاف و وجدان وقعي نهاد، نه به الزامات هم وطنی تن در داد و نه سير ايشان در عرفان و تصوّف موجبی بر پيروي از تسامح صوفيانه و بلندنظري عارفانه در مسئلة زبان‌ها و اقوام گرديد.

اكنون فرازهايي از نکات استخراج شده از كتب: «با کاروان حلّه»، «پله پله تا ملاقات خدا»، «پیرگنجه در جستجوی ناکجاآباد» و «جستجو در تصوّف ایران» از عبدالحسین زرین کوب در مواجهة وي با زبان تركي و قوميّت ترك را مي‌آوريم و صاحبان خرد و انصاف را به داوري مي‌خوانيم.


https://t.me/bildirish_channel/1573

https://t.me/bildirish_channel/1574

https://t.me/bildirish_channel/1575

https://t.me/bildirish_channel/1576

https://t.me/bildirish_channel/1577

https://t.me/bildirish_channel/1578

https://t.me/bildirish_channel/1579

https://t.me/bildirish_channel/1580

https://t.me/bildirish_channel/1581

https://t.me/bildirish_channel/1583

https://t.me/bildirish_channel/1584

https://t.me/bildirish_channel/1586

https://t.me/bildirish_channel/1587

https://t.me/bildirish_channel/1588

https://t.me/bildirish_channel/1590

https://t.me/bildirish_channel/1591

https://t.me/bildirish_channel/1592

https://t.me/bildirish_channel/1594

https://t.me/bildirish_channel/1595

https://t.me/bildirish_channel/1596

https://t.me/bildirish_channel/1597

https://t.me/bildirish_channel/1598

https://t.me/bildirish_channel/1599

https://t.me/bildirish_channel/1600

https://t.me/bildirish_channel/1602

https://t.me/bildirish_channel/1603

https://t.me/bildirish_channel/1604

https://t.me/bildirish_channel/1605

https://t.me/bildirish_channel/1606

https://t.me/bildirish_channel/1607

https://t.me/bildirish_channel/1608

https://t.me/bildirish_channel/1609

https://t.me/bildirish_channel/1610


#ترکان
#ملی‌گرایی
#علی_بابازاده
#تاریخ‌نگاری_ملی‌گرا
#تحریف_ایده‌ئولوژیک
#عبدالحسین_زرین‌کوب
@NewHasanMohaddesi
👍35👎8❤6🤣1
♦️بگذارید قطره‌ی آب خود اش محو شود!

✍️حسن محدثی‌ی گیلوایی ملقب به "قطره‌ی آب"

۸ آبان ۱۴۰۵


به قول آن استاد معروف (شیخ ابوسعید ابوالخیر)، "آن پشه هم تویی". اگر من فقط "قطره‌ی آبی" بیش نیستم، بگذار این "قطره‌ی آب" بخار بشود و محو بشود. "قطره‌ی آب" که نیازی به یک صفحه تاختن ندارد. خود اش محو می‌شود. چرا این‌قدر به خودتان زحمت دادید؟!
@ayrabook


🔻پس‌نوشت: لقب «قطره‌ی آب» خیلی خوب است. خیلی فروتنانه و در عین حال پاک است. من خیلی دوست اش دارم.

#ملی‌گرایی
#دروغ‌گویی
#قطره‌ی_آب
#عبدالنبی_قیم
#تاریخ‌نگاری_ملی‌گرا
#تحریف_ایده‌ئولوژیک
#عبدالحسین_زرین‌کوب
@NewHasanMohaddesi
👍24👎5😁3
♦️تاریخ‌نگاری ایرانشهری جعل و فریب

✍️سید عبدالمجید الهامی

۸ آبان ۱۴۰۵

دکتر محدثی عزیز ممنون از جهد و سعی جنابعالی نسبت به روشن شدن گره ی تاریخی در تاریخ مملکت می شود هستم. البته اشاره می نمایم می توان ادعا نمود فریب و جعل در نگارش تاریخ این مملکت امری امروزی نیست، بلکه امری رایج و از دیرباز معمول بوده است. این امر اتا بدانجاست که به تحریف در ترجمه متون تاریخی بیگانگان هم بکار می رود.

به آن میزانی که مردم علاقه به دروغ، فریب و غلو دارند؛ نصف آن مقدار علاقه ای به دانستن حقیقت و بیان حق یک واقعه ندارند. در سنوات اخیر ایده ایرانشهری بعنوان یک سازکار برای نظام اجتماعی و سیاسی ایران برشمرده شده، با تفکرات صدساله گذشته حلقه برلین، پان فارسیسمی که در دوره پهلوی بر بنیان آن راه انداخته شد و باعث و بانی یک نفرت افکنی بین قومیتهای غیر فارسی متعدد ایرانی گردید. یکی از بنیانهای اساسی این ایده لوژی بوده است، البته باید اذعان نمود مرام ایده حکومتی در بیان تاریخ و روایت از سلاسل و امور ماضی بر بنیان جعل و فریبکاری بوده که در نوشتن تاریخ این سرزمین بکار رفته است.

ایده ای که بر بنیان شعری می گوید هنر نزد ایرانی است و بس بر این بنیان تاریخ نویسی غربیان و خاصه دکتر عبدالحسین زرین کوب عنوان می دارد هر آنچه در جهان و منطقه خاورمیانه و اسیاست ناشی از پارسیسم است، ایده ای که نفرت و نخوتی را در بین اقشاری بر بنیان فهم شنیداری و نه فهم تحقیقی عمل می کنند را می پراکند.
بر همین منوال و در همین راستا می گویم، گیریم کل جهان ایران بود و ایران هم به تعبیر پان فارسها یعنی فقط فارس است، فارس های که هیچ سند و شاهدی و اثری از آن در صحنه ایران امروز نیست. آنهم نه این فارس بلکه فارسی که از آن جز روایات راست و دروغ و زبان فهلوی یا پهلوی که بیشتر به هندی و پاکستانی نزدیک است تا فارسی بوده است.

مشکل قومیت های غیر آریایی «پارسی» هستند یا این ایدولوژی مسموم تر از هر ادیانی که تحمل دیدن موفقیت های بشری غیر آریائی را ندارد. ایرانشهری در قاموس و ذات خود به استبداد و خودکامگی تنه می ساید. فلسفه و ایده ایرانشهری هیچ گونه سنخیت و رابطه ای احترام آمیز با دیگران ندارد. از طرفی قایل به تحریف و فریب و جعل و تقلب مطالب و گزاره های است برای تحقق ایده ناسیونالیستی شوونیسمی خویش است.

شاید بتوان گفت که تلاش عملی در راه برقراری این آرمانشهر، از اواسط دوران قاجار و بعد از شکست‌های متمادی آنها از روس‌ها و با نفوذ روزافزون قدرتهای بیگانه در ایران است که شدت گرفته و با آغاز انقلاب مشروطه و اقبال گروه زیادی از روشنفکران به آن با بهانه رویگردانی از حکومت قاجار که تنها عامل عقب‌ماندگی جامعه آنروز معرفی می شد تقویت شده و خواسته یا ناخواسته به خدمت کامل بیگانگان خصوصا انگلیسی ها درآمده است.

کافی است دیوان اشعار عارف قزوینی را ورق بزنید تا برای نمونه ببینید دشمنی با غیر فارس زبان ها تا به کجاست (که از شروط اولیه داخل شدن در این مرام است) چگونه این شاعر وطن‌پرست را تبدیل به یک پیترودلاواله‌ی ایتالیایی چهارصدسال قبل کرده است که هدفی جز نابودی ترک ها، آن‌هم به دست خود ترک ندارد!

این جریان با راهبری زیرکانه انگلیسی‌ها و ناوبری گماشتگانی چون سید حسن تقی‌زاده، محمود افشاریزدی، فروغی ذکا الملک توانست حکومت قاجار را به نفع رژیم وابسته پهلوی‌ عوض کند، با به دست گرفتن شریانهای مالی و اقتصادی کشور در دوران پهلوی و با پناه گرفتن در پشت شاهنامه فردوسی و با نوشتن واژگونه تاریخ ایران باستان بوسیله پیرنیا، اقبال، صفا، شفا، زرین کوب، و غیره و....... به تبلیغ و جا انداختن آن شدند و وانمود نمودند که این ایده با اسلام نیز عناد می‌ورزد. از طرف دیگر این جریان در سیر حیات خود به یک جریان قدرتمند و نظام‌مند ایدئولوژیک درآمده است.

تقریبا تمام محققان ایرانی به دلایلی که خود می‌تواند موضوع بحث دیگری باشد جریان باستانگرای آرمانشهر ایرانشهری را از این زاویه بررسی نکرده‌اند و لذا در تحلیل پیچیدگی های یکی از اتفاقات مهم تمام تاریخ ایران یعنی انقلاب ۵۷ ناکام مانده اند.

این مرام که از سوی معتقدین آن یکصد سال است در ایران راه افتاده است باعث و بانی ایجاد یک شکاف وانشقاق آشکار در بین اقوامی که در بستر سرزمین ایران زیست می کنند شده است. این تفرقه از یکصدسال پیش که انگلیس حکومت پهلوی را بر این سرزمین مستولی کرد و پروژه ایجاد «یک ملت ، یک دولت» کلید خورد، آغاز شد و صدها هزار انسان بی گناه در خوزستان و لرستان و فارس و آذربایجان و خراسان و ... را به کشتن داده است و هنوز با همان محوریت و شدت بیشتر ادامه دارد.


#ملی‌گرایی
#دروغ‌گویی
#تاریخ‌نگاری_ملی‌گرا
#تحریف_ایده‌ئولوژیک
#عبدالحسین_زرین‌کوب
#سیدعبدالمجید_الهامی
@NewHasanMohaddesi
👍42👎7👌2👏1
♦️دکتر احمد بستانی و اتهام دفاع از زنده به گور کردن دختران و آدم‌خواری‌ی اسکیموها به محدثی


✍️حسن محدثی‌ی گیلوایی
۸ ابان ۱۴۰۵


مخاطبان گرامی لطفا فرسته‌ی لینک زیر را بخوانید و در این باره بنویسید که آیا من از زنده به گور کردن دختران یا از آدم‌خواری‌ی اسکیموها دفاع یا آن‌ها را توجیه کرده ام یا این پدیده‌ها را به نحو علمی تبیین کرده ام.

https://t.me/NewHasanMohaddesi/14018

https://t.me/NewHasanMohaddesi/14020

https://t.me/NewHasanMohaddesi/14021


من هرگز از آدم‌خواری‌ی اسکیموها چیزی نگفته ام و نقل قول مربوط به یک دانش‌مند اقتصاددان است. ایشان هم از آدم‌خواری‌ی اسکیموها مشخصا چیزی نگفته است. ولی بالاخره برای لجن‌مالی می‌شود آن را پنهان کرد.

#ملی‌گرایی
#دروغ‌گویی
#احمد_بستانی
#ایران‌شهری‌گری
#تاریخ‌نگاری_ملی‌گرا
#تحریف_ایده‌ئولوژیک
#عبدالحسین_زرین‌کوب
@NewHasanMohaddesi
❤16👍8🤣3
♦️دکتر احمد بستانی و اتهام دفاع از زنده به گور کردن دختران و آدم‌خواری‌ی اسکیموها به محدثی


✍حسن محدثی‌ی گیلوایی
۸ ابان ۱۴۰۵


آقای ایران‌شهری‌گرا دکتر احمد بستانی که خود را "پژوهشگر و آکادمیسین" خوانده، ارجاع را زیر کادر سیاه پنهان کرده تا سخنان یک دانش‌مند اقتصاددان را به نام من درج کند! احسنت بر شما و تحقیقات شما!

https://t.me/NewHasanMohaddesi/14018

https://t.me/NewHasanMohaddesi/14020

https://t.me/NewHasanMohaddesi/14021


من هرگز از آدم‌خواری‌ی اسکیموها چیزی نگفته ام و نقل قول مربوط به یک دانش‌مند اقتصاددان است. او هم مشخصا از آدم‌خواری‌ی اسکیموها سخن نگفته است. ولی بالاخره برای لجن‌مالی می‌شود نوشته‌ی دانش‌مند اقتصاددان را پنهان کرد. مراجعه کنید به لینک دوم در بالا👆

#ملی‌گرایی
#دروغ‌گویی
#احمد_بستانی
#ایران‌شهری‌گری
#تاریخ‌نگاری_ملی‌گرا
#تحریف_ایده‌ئولوژیک
#عبدالحسین_زرین‌کوب
@NewHasanMohaddesi
👌18👍9❤3👎1
♦️دیدار با دوست عزیز و مردم‌شناس برجسته‌ی کشور

✍حسن محدثی‌ی گیلوایی

۸ ابان ۱۴۰۵


امروز افتخار داشتم ساعاتی در خدمت دوست و برادر عزیز ام دکتر اصغر ایزدی‌ی جیران باشم. دیدار نخست‌مان بود ولی انگار سال‌ها آشنا بوده ایم.

ایزدی‌ی جیران انسانی شریف و با صفا و بسیار فروتن و در عین حال دانش‌مندی برجسته و مایه‌ی افتخار کشورمان است.

دکتر ایزدی‌ی جیران مردم‌شناسی محقق است و مردم‌شناسی در ایران با کارهای او معنای درست‌تر و دقیق‌تری یافته است.


امیدوار ام بیش از پیش موفق باشد و بی‌گزند و به‌دور از تلخی بزید و نام اش و آثار اش جهانی بشود و بیش از پیش مایه‌ی افتخار ایران!

#مردم‌شناسی
#اصغر_ایزدی_جیران
@NewHasanMohaddesi
❤47🤣3👌2
♦️از دلفان می‌نویسم،از سرزمین کوه‌هایی که سکوتشان بلندتر از هزاران فریاد است.

استاد گرامی، دکتر حسن محدثی،

من از دلفان می‌نویسم، از دامنه‌های نجیب زاگرس، از سرزمینی که کوه‌هایش فقط توده‌هایی از سنگ و خاک نیستند،هر صخره‌اش حافظه‌ای از رنج، ایستادگی، محرومیت و آرزوهای مردمانی است که قرن‌هاست با سختی زیسته‌اند، اما قامتشان را در برابر زندگی خم نکرده‌اند.

از جایی می‌نویسم که کوه، فقط جغرافیا نیست، هویت است، حافظه است، تاریخ است و گاهی تنها پناهگاه انسان در برابر فراموشی.

من، از میان همین کوه‌ها و از دل همین جغرافیای پررنج، می‌خواهم از استادی بگویم که برای من فراتر از یک معلم دانشگاه بوده است.

خواندم که شما را وجود شریف و فخر جامعه‌شناسی نامیده‌اند. من اما، از زبان شاگردی که از سرزمین زاگرس به شما می‌اندیشد، می‌گویم: شما برای من انسانی هستید که آموختید چگونه از پشت دیوارهای عادت به جهان نگاه کنم، چگونه رنج‌های فردی را در پیوند با ساختارهای اجتماعی بفهمم و چگونه در برابر نابرابری، سکوت را با پرسشگری جایگزین کنم.

استاد عزیز، شما به من آموختید که جامعه‌شناسی فقط خواندن نظریه‌ها و نام بردن از اندیشمندان نیست؛ جامعه‌شناسی یعنی دیدن انسان‌هایی که در حاشیه تاریخ ایستاده‌اند، شنیدن صداهایی که کمتر شنیده می‌شوند و پرسیدن از مناسباتی که برخی را به مرکز و برخی را به حاشیه رانده‌اند.

شاید به همین دلیل است که وقتی از شما می‌نویسم، ناخودآگاه نگاهم به زاگرس می‌افتد، به کوه‌هایی که قرن‌هاست شاهد رنج و صبوری مردمان‌اند. کوه‌هایی که چیزی از شکوه خود را به رخ نمی‌کشند، اما در برابر بادها و طوفان‌ها ایستاده‌اند.

برای من، شما نیز از آن انسان‌هایی هستید که اثرشان را نه در هیاهوی عنوان‌ها، بلکه در عمق اندیشه شاگردانشان می‌توان جست‌وجو کرد.

شما معمار تفکر من بوده‌اید،نه از آن معمارانی که برای ذهن شاگردان دیوار می‌سازند، بلکه از آنان که پنجره‌ای به سوی جهان می‌گشایند. به من نیاموختید چه بیندیشم؛ به من جرئت اندیشیدن، پرسیدن و حتی به چالش کشیدن بدیهیات را آموختید.

من از دلفان می‌نویسم، از سرزمین زاگرس، از میان کوه‌هایی که اگر زبان داشتند، شاید از هزاران انسان گمنامی می‌گفتند که هیچ‌گاه در کتاب‌های تاریخ نامی از آنان نیامده است. و از همین جغرافیا، به استادی ادای احترام می‌کنم که به من آموخت انسان را باید دید، جامعه را باید فهمید و در برابر رنج دیگری بی‌تفاوت نماند.

کاش هر انسانی در مسیر زندگی‌اش اقبال دیدار استادی را داشته باشد که تنها دانایی‌اش را افزایش ندهد، بلکه نگاهش را دگرگون کند؛ استادی که حضورش از کلاس فراتر برود و در جان و جهان فکری شاگردانش ماندگار شود.

استاد عزیز، من از دلفان می‌نویسم، از جایی که کوه‌ها بلندند و فاصله‌ها گاهی طولانی. اما فاصله جغرافیایی هرگز نمی‌تواند میان یک شاگرد و استادی که در جان و اندیشه‌اش ریشه دوانده، فاصله بیندازد.

شما برای من یکی از بهترین استادان تمام عمرم بوده‌اید و شاگردی در مکتب فکری شما، از افتخارات ارزشمند زندگی من است.

سپاسگزارم که به من آموختید گاهی بزرگ‌ترین رسالت یک انسان، بیدار کردن اندیشه انسانی دیگر است.

با مهر، احترام و ارادتی عمیق

✍️زهرا نجاتی

نیمه شب ۸ آبان
دلفان لرستان
از دامنه‌های زاگرس
@sociology_1


🔸محدثی: سلام خانم نجاتی‌ی گرامی! شما لطف دارید و مرا مدیون لطف‌تان می‌کنید! امیدوار ام کار پژوهش‌تان در باره‌ی خودکشی در لرستان به‌زودی به‌انجام برسد و من هم بتوانم سهمی درخور در این کار داشته باشم! امیدوار ام لرستان و مردمان محترم اش از این وضع غم‌گین‌کننده خارج بشوند و داستان‌های زنده‌گی‌شان این همه غم‌گین‌کننده نباشند!


#دلفان
#لرستان
#خودکشی
#زهرا_نجاتی
@NewHasanMohaddesi
❤27🤣3👌1
♦️نامه‌ای به دکتر محدثی

✍️ دکتر اکبر جباری

بازنشر: ۹ آبان ۱۴۰۵

سلام و احترام خدمت دوست عزیزم آقای دکتر محدثی.

من به هیچ چیز، به هیچ چیز تعصب ندارم. این تاکیدم روی "هیچ چیز" آنقدر جدی است که اگر بخواهم برخی از مصادیقش را بگویم، گمان میکنم حتی شما نیز مرا تکفیر و یا سرزنش کنید! پس آنچه میخواهم بگویم، نه به واسطه تعصبم روی زرین‌کوب است و نه به خاطر تاریخ و زبان فارسی.

من خود روزی مانند شما مینوشتم، اما رواندرمانی، به من چیزی در خودم را نشان داد که چونان تجربه زیسته میخواهم با شما در میان بگذارم. از همینرو، امیدوارم نوشته مرا همدلانه بخوانید.

من در نوشته‌های شما نوعی خشونت کلامی نسبت به اهالی فرهنگ می‌بینم. با مضمون کلی بسیاری از نوشته‌هایتان در نقد اهالی فرهنگ، همدل و همداستانم، ولی حتی در همان نوشته‌ها نیز، این خشونت کلامی را می‌بینم.

من به‌هیچ‌وجه معتقد نیستم که باید در نقد اهالی فرهنگ، زبان تعارف و ملاحظه‌کاری به کار برد. اتفاقاً گاهی باید بسیار بی‌رحمانه نقد کرد؛ اما میان بی‌رحمی در مواجهه با یک اندیشه و خشونت در مواجهه با صاحب آن اندیشه، تفاوتی اساسی وجود دارد. اولی می‌تواند از سر وفاداری به حقیقت باشد و دومی گاهی از سر خشم و رنجیدگی.

شاید بد نباشد گاهی از خودمان بپرسیم: آیا آنچه می‌نویسیم واقعاً در خدمت آشکار کردن حقیقت یک پدیده است، یا اینکه آن پدیده بهانه‌ای شده است برای بیان خشمی که پیشاپیش در ما انباشته شده است؟

این را نه از موضع موعظه و نه از سر مخالفت با مضمون نقدهایتان، بل از موضع دوستی می‌گویم. به نظرم قلم شما ظرفیت آن را دارد که بسیار عمیق‌تر و مؤثرتر از آنچه گاهی در نوشته‌هایتان می‌بینم عمل کند. حیف است که این ظرفیت، زیر سایه خشونت کلامی قرار بگیرد.

نمی‌خواهم از این خشونت کلامی، صرفاََ تحلیل روان‌شناختی ارائه دهم، اما مایلم به یک نکته روان‌شناختی اشاره کنم که شاید برایتان مفید باشد.

به گمانم گاهی شدت خصومت ما نسبت به یک پدیده، صرفاً از اهمیت یا وخامت خود آن پدیده ناشی نمی‌شود؛ بل باید آن را در نسبت با تجربه زیسته و تاریخ عاطفی خودمان نیز فهمید. به بیان دیگر، ممکن است آنچه در بیرون با آن در ستیزیم، به نحوی با چیزی در درون ما نیز پیوند خورده باشد. در چنین وضعیتی، موضوع بیرونی صرفاً موضوع نقد نیست؛ بل به محملی برای ظهور و بیان نوعی رنج، ناکامی یا سرخوردگی انباشته‌شده تبدیل می‌شود.

گاهی تصور می‌کنم در مواجهه شما با اهالی فرهنگ، چیزی فراتر از مخالفت فکری وجود دارد؛ نوعی رنجیدگی عمیق که شاید حاصل سال‌ها مواجهه با ابتذال، تظاهر، فرصت‌طلبی و میان‌مایگی در فضای فرهنگی باشد. گویی این مواجهه‌های مکرر، به‌تدریج از یک نارضایتی فکری عبور کرده و به نوعی خشم وجودی تبدیل شده است.

از منظر روان‌کاوانه، می‌توان احتمال داد که در اینجا با نوعی جابه‌جایی عاطفی مواجه باشیم؛ یعنی بخشی از خشم و ناکامی‌هایی که منشأ آنها پیچیده‌تر و شاید گسترده‌تر از موضوعات مورد نقد است، بر روی یک موضوع یا گروه مشخص متمرکز می‌شود. البته این صرفاً یک احتمال تفسیری است، نه ادعای شناخت روان‌شناختی شما.

نمی‌خواهم بگویم خشم شما بی‌دلیل است یا آنچه نقد می‌کنید اساساً شایسته نقد نیست. اتفاقاً ممکن است بسیاری از داوری‌هایتان کاملاً به‌جا باشد. مسئله من بیشتر این است که آیا این حجم از خشم، صرفاً پاسخی به ابتذال و میان‌مایگی دیگران است، یا اینکه این ابتذال به نقطه‌ای حساس در تجربه شخصی شما نیز دست گذاشته است؟

شاید گاهی لازم باشد به جای آنکه فقط بپرسیم چرا اهالی فرهنگ چنین‌اند، از خودمان بپرسیم چرا مواجهه با آنها تا این اندازه در ما خشم و انزجار برمی‌انگیزد؟ چه چیزی در این مواجهه برای ما صرفاً آزاردهنده نیست، بل عمیقاً رنج‌آور است؟

این پرسش‌ها را از موضع دوستی مطرح می‌کنم. شاید پاسخ آنها چیزی درباره موضوعات مورد نقدتان به ما نگوید، اما قطعاً می‌تواند چیزهایی درباره نسبت خودمان با آن موضوعات آشکار کند.

ارادتمندتان
اکبر جباری
- ۸ آبان ۱۴۰۵




🔸محدثی: دکتر جباری‌ی عزیز سپاس‌گزار ام و قدردان دوستی و برادری‌ی مشفقانه‌تان هستم! اجازه بدهید فعلا به نامه‌تان پاسخ ندهم و آن را تذکری از دوستی مشفق محسوب کنم و هر از گاهی در آن به‌دیده‌ی تأمل نظر کنم و عجالتاً حدیث نفس نکنم و از درگیری‌ها و رنج‌ها و دغدغه‌هایم سخنی به‌میان نیاورم. شاید روزی مجال دیداری فراهم شود و از نزدیک صحبت بکنیم و شاید هم بعد مدّتی و انجام کارهایی، مجالی عمومی‌تر فراهم شود و در این‌گونه موارد چیزی بگویم. سلامت و شادمان و کام‌یاب باشید! صمیمانه ممنون ام که مرا متأملانه آماج خطاب‌تان قرار دادید!



#نامه
#خشم
#اکبر_جباری
@NewHasanMohaddesi
❤27👍11👎6👌5👏3❤‍🔥1😍1
Forwarded from جعبه سیاه
🔺 شوونیسم فارسی و آفات آن
(درنگی در باب آناتومی شوونیسم فارسی و امکان‌های گذار و گریز از آن)
◄ بهروز چمن‌آرا

شوونیسم فارسی برای تثبیت خود، از ترکیب ظریفی از اقناع و اجبار استفاده می‌کند. از یک سو، رسانه‌های سراسری، نظام آموزشی و مناسک ملی، پیوسته این تصور را طبیعی‌سازی می‌کنند که «وحدت» مترادف با «یکسانی» است و تنوع، پیش‌درآمد هرج‌ومرج است. از سوی دیگر، هرگونه تلاش برای بازپس‌گیری هویت یا مطالبه حقوق فرهنگی، بلافاصله در چارچوب امنیتیِ «تجزیه‌طلبی» قرار گرفته و با قوه قهریه پاسخ داده می‌شود.


ادامه‌ در کانال تلگرامی جعبه‌ سیاه‌
https://t.me/BCH_jabehsiah

#فقر #پوپولیسم #شونیسم_فارسی #اقتدارگرایی #ایران_چندملیتی #تبعیض_ساختاری #مرکزگرایی #پاکسازی_نمادین #سرکوب_دیجیتال #نفرت_پراکنی #بحران_معیشت #پوپولیسم_سلطنت‌طلبانه #حذف_دیگری #عدالت_اجتماعی #حقوق_زبانی #آینده_ایران
👌16👎9👍5❤1👏1🤣1