🔴 #آموزش_به_زبان_مادري گام اول تجزیه طلبي است؛ ارمان ما یک ملت، یک پرچم، یک پادشاده و یک زبان مشترک است.
🔹 پینوشت: ما با آموزش زبان مادری در هر منطقه مشکلی نداریم؛ ولی آموزش به زبان مادری یعنی سنگ اول بنای تجزیه ایران.
#آموزش_زبان_مادری ✅
#آموزش_به_زبان_مادري ❌
@PN_KFP
🔹 پینوشت: ما با آموزش زبان مادری در هر منطقه مشکلی نداریم؛ ولی آموزش به زبان مادری یعنی سنگ اول بنای تجزیه ایران.
#آموزش_زبان_مادری ✅
#آموزش_به_زبان_مادري ❌
@PN_KFP
⚡️بنام اهورامزدا، خالق این سرزمین
🌱گرامی میداریم روز جهانی زبان مادری را در این جغرافیای رنگارنگ، جایی که اقوام ایرانی با وجود تفاوتهای زبانی، زیر یک پرچم گرد آمدهاند و برای سربلندی این سرزمین تلاش میکنند🔝
در سالهای اخیر، عدهای به بهانهی ۲۱ فوریه، قلم به دست گرفته و از لزوم آموزش به زبان مادری سخن میگویند،
افرادی که تمام سال بیانیه و تجمعاتشان حول مشکلات معیشتی و حقوقهای معوقه میچرخد، به ناگاه در این روز مدافع حقوق کودکان شده و، از «رنج دانشآموزانی» مینویسند که گویا از آموزش به زبان فارسی در عذاباند
کسانیکه دست به شورش فکری زده و پهلوی و آنچه "فاشیسم زبانی" میخوانند را متهم به تحمیل زبان فارسی میکنند بدون اینکه از تاریخچهی زبان اطلاعی داشته باشند.
1)مقایسهی نادرست تاریخی
بیانیه، سیاستهای زبانی دورهی پهلوی را تقلیدی از سیاستهای آتاتورک در ترکیه دانسته این مقایسه، ناشی از ضعف در تبیین وقایع تاریخی است. سیاستهای زبانی آتاتورک سختگیرانه و مجازاتهایی بر استفاده از زبانهای غیرترکی در نظر گرفته شده بود. در مقابل، در دوران پهلوی، زبانهای محلی هرگز بهطور کامل ممنوع نشدند
انتشار نشریات کُردی مانند <رزگاری> و <پژواک> در دهههای 40 و 50 شمسی نشان میدهد زبانهای محلی همچنان در حوزهی فرهنگی و رسانهای حضور داشت.
2)نادیده گرفتن چندقومیتی بودن ایران و فریب افکار عمومی
بیانیهی بهجای پرداختن به مسئلهی آموزش به زبان مادری در یک چارچوب ملی، تنها بر زبان کردی تمرکز کرده و سایر زبانهای غیرفارسی(ترکی آذری، عربی، لری، بلوچی و گیلکی..) را نادیده گرفته.
این برخورد گزینشی، نشان ازآن است؛ که دغدغهی نویسنده نه دفاع از حقوق زبانی در ایران، بلکه پیشبرد یک دستور کار قومی خاص است که در لفافهی شعارهای حقوق بشری پنهان شده است.
اتاقفکر پشتِ بیانیه، بدون ارائهی هیچ راهکار عملی، تنها با احساسات بازی میکنند و از هزینههای کلان و چالشهای اساسی این تغییر ساختاری چشمپوشی کردهاند.
3) نادیده گرفتن موانع عملی آموزش چندزبانه
🔸 برای اجرای یک نظام آموزشی چندزبانه در ایران، باید به برخی سؤالات پاسخ داد:
در مناطقی که چندین زبان محلی رایج است (مانند آذربایجان غربی و کردستان)، تعیین زبان آموزشی چگونه صورت میگیرد؟و کدام زبان باید زبان آموزش باشد؟
چگونه میتوان برای تمام این زبانها کتابهای درسی استاندارد، معلمان متخصص و نظام آموزشی کارآمد فراهم کرد؟
چگونه میتوان محتوای درسی را برای همهی این زبانها استانداردسازی کرد؟
واقعیت این است که آموزشوپرورش ایران، که در تأمین حداقل نیازهای مدارس(سیستم گرمایشی، کاغذ و ماژیک ناتوان است) چگونه قرار است یک سیستم آموزشی چندزبانه را بدون فراهم آوردن بسترهای لازم اجرا کند؟
این بیانیه، بهجای ارائهی راهکارهای عملی و علمی، صرفاً به تکرار شعارهای سیاسی پرداخته و در عین حال، به شکلی ماهرانه، خود را مدافع حقوق زبانی جلوه داده است. اما در واقع، چیزی جز یک دستور کار سیاسی و قومی خاص در پس این کلمات وجود ندارد.
اما حقیقت این است: که در ذهن آنها، هدف نه یک مدل آموزشی چندزبانه، بلکه ایجاد یک نظام فدرالی یا حتی تجزیهطلبی پنهان است.
✅آموزشِ زبان مادری آری
❌آموزش به زبان مادری خیر
4)روایت تکبعدی و احساسگرایی بهجای تحلیل علمی
بیانیهی منتشره، سیاستهای زبانی ایران را کاملاً سرکوبگرانه ترسیم میکند، درحالیکه واقعیت بسیار پیچیدهتر از این تصویر سیاهوسفید است.
نویسندگان بیانیه، نه تاریخچهی تحولات زبانی در ایران را بررسی کردهاند، نه به نمونههای جهانی اشارهای داشتهاند و نه حتی توضیح دادهاند که چرا علیرغم چنین ادعاهایی، زبانهای محلی در ایران همچنان زنده و پویا باقی ماندهاند
〰و درپایان خطاب به کسانی وطنپرستی را فاشیست میدانند
قرن ها پیش از اینکه نطفهی کنشگرانِ فیک امروزی بسته شود
قطران تبریزی شاعر قرن پنجم در آذرآبادگانِ ایران
بدونِ اینکه کسی تیغ زیر گلوی او بگذارد و اجباری کند که "شعرش را به فارسی بنویسد"
قطران، احساس و عشقش را با زبان فارسی شعر میکرد و میسرود
#نه_به_فعالین_فیک_صنفی
#آموزش_زبان_مادری
@PN_KFP
🌱گرامی میداریم روز جهانی زبان مادری را در این جغرافیای رنگارنگ، جایی که اقوام ایرانی با وجود تفاوتهای زبانی، زیر یک پرچم گرد آمدهاند و برای سربلندی این سرزمین تلاش میکنند🔝
در سالهای اخیر، عدهای به بهانهی ۲۱ فوریه، قلم به دست گرفته و از لزوم آموزش به زبان مادری سخن میگویند،
افرادی که تمام سال بیانیه و تجمعاتشان حول مشکلات معیشتی و حقوقهای معوقه میچرخد، به ناگاه در این روز مدافع حقوق کودکان شده و، از «رنج دانشآموزانی» مینویسند که گویا از آموزش به زبان فارسی در عذاباند
کسانیکه دست به شورش فکری زده و پهلوی و آنچه "فاشیسم زبانی" میخوانند را متهم به تحمیل زبان فارسی میکنند بدون اینکه از تاریخچهی زبان اطلاعی داشته باشند.
نکتهی جالب و البته تناقضآمیز اینجاست که این افراد اعتراضات خود را به فارسی مینویسند و درگروههای خود به فارسی در نقدِ فارسی مینشینند. تناقض در تناقض!بیانیهای که به مناسبت روز جهانی زبان مادری منتشر شد، سرشار از کینه و خشم بود. در ادامه، به برخی از ایرادات اساسی آن میپردازیم:
〰جماعتی که حتی جغرافیای محل تولد خود را انکار میکنند و اصرار دارند که شناسنامهشان صادره از "سنە" است، نه شهرستان های اطراف(سقز و مریوان..) این بار نیز بیانیهای صادر کردهاند و طبق معمول، #شورای_هماهنگی_تشکلهای_صنفی_فرهنگیان، صدای آنان شده است.
1)مقایسهی نادرست تاریخی
بیانیه، سیاستهای زبانی دورهی پهلوی را تقلیدی از سیاستهای آتاتورک در ترکیه دانسته این مقایسه، ناشی از ضعف در تبیین وقایع تاریخی است. سیاستهای زبانی آتاتورک سختگیرانه و مجازاتهایی بر استفاده از زبانهای غیرترکی در نظر گرفته شده بود. در مقابل، در دوران پهلوی، زبانهای محلی هرگز بهطور کامل ممنوع نشدند
انتشار نشریات کُردی مانند <رزگاری> و <پژواک> در دهههای 40 و 50 شمسی نشان میدهد زبانهای محلی همچنان در حوزهی فرهنگی و رسانهای حضور داشت.
2)نادیده گرفتن چندقومیتی بودن ایران و فریب افکار عمومی
بیانیهی بهجای پرداختن به مسئلهی آموزش به زبان مادری در یک چارچوب ملی، تنها بر زبان کردی تمرکز کرده و سایر زبانهای غیرفارسی(ترکی آذری، عربی، لری، بلوچی و گیلکی..) را نادیده گرفته.
این برخورد گزینشی، نشان ازآن است؛ که دغدغهی نویسنده نه دفاع از حقوق زبانی در ایران، بلکه پیشبرد یک دستور کار قومی خاص است که در لفافهی شعارهای حقوق بشری پنهان شده است.
اتاقفکر پشتِ بیانیه، بدون ارائهی هیچ راهکار عملی، تنها با احساسات بازی میکنند و از هزینههای کلان و چالشهای اساسی این تغییر ساختاری چشمپوشی کردهاند.
3) نادیده گرفتن موانع عملی آموزش چندزبانه
🔸 برای اجرای یک نظام آموزشی چندزبانه در ایران، باید به برخی سؤالات پاسخ داد:
در مناطقی که چندین زبان محلی رایج است (مانند آذربایجان غربی و کردستان)، تعیین زبان آموزشی چگونه صورت میگیرد؟و کدام زبان باید زبان آموزش باشد؟
چگونه میتوان برای تمام این زبانها کتابهای درسی استاندارد، معلمان متخصص و نظام آموزشی کارآمد فراهم کرد؟
چگونه میتوان محتوای درسی را برای همهی این زبانها استانداردسازی کرد؟
واقعیت این است که آموزشوپرورش ایران، که در تأمین حداقل نیازهای مدارس(سیستم گرمایشی، کاغذ و ماژیک ناتوان است) چگونه قرار است یک سیستم آموزشی چندزبانه را بدون فراهم آوردن بسترهای لازم اجرا کند؟
این بیانیه، بهجای ارائهی راهکارهای عملی و علمی، صرفاً به تکرار شعارهای سیاسی پرداخته و در عین حال، به شکلی ماهرانه، خود را مدافع حقوق زبانی جلوه داده است. اما در واقع، چیزی جز یک دستور کار سیاسی و قومی خاص در پس این کلمات وجود ندارد.
اما حقیقت این است: که در ذهن آنها، هدف نه یک مدل آموزشی چندزبانه، بلکه ایجاد یک نظام فدرالی یا حتی تجزیهطلبی پنهان است.
✅آموزشِ زبان مادری آری
❌آموزش به زبان مادری خیر
4)روایت تکبعدی و احساسگرایی بهجای تحلیل علمی
بیانیهی منتشره، سیاستهای زبانی ایران را کاملاً سرکوبگرانه ترسیم میکند، درحالیکه واقعیت بسیار پیچیدهتر از این تصویر سیاهوسفید است.
نویسندگان بیانیه، نه تاریخچهی تحولات زبانی در ایران را بررسی کردهاند، نه به نمونههای جهانی اشارهای داشتهاند و نه حتی توضیح دادهاند که چرا علیرغم چنین ادعاهایی، زبانهای محلی در ایران همچنان زنده و پویا باقی ماندهاند
〰و درپایان خطاب به کسانی وطنپرستی را فاشیست میدانند
قرن ها پیش از اینکه نطفهی کنشگرانِ فیک امروزی بسته شود
قطران تبریزی شاعر قرن پنجم در آذرآبادگانِ ایران
بدونِ اینکه کسی تیغ زیر گلوی او بگذارد و اجباری کند که "شعرش را به فارسی بنویسد"
قطران، احساس و عشقش را با زبان فارسی شعر میکرد و میسرود
#نه_به_فعالین_فیک_صنفی
#آموزش_زبان_مادری
@PN_KFP
❤103👍30