#انجمن_صنفی_معلمان_کردستان، با رفتار و مواضع دوگانه خود به وضوح استقلال و اصول ادعاییاش را زیر سوال برده است. این انجمن در حالی که مدعی است در برابر جمهوری اسلامی و سیاستهای آن موضع گرفته، اما در بزنگاههای مهم و حساس، به راحتی از مواضع خود عقبنشینی کرده و حتی برخی از اعضای آن به تبلیغ برای شخصیتهایی چون پزشکیان پرداخته اند؛ کسی که در همان سیستمی فعالیت میکند که از پایه دچار فساد و ناکارآمدی است.
این رفتار انجمن بهویژه در شرایطی که مردم به اصلاحپذیری این سیستم ایمان خود را از دست دادهاند و خانوادههای دادخواه به نشانه اعتراض انتخابات را تحریم کردهاند، چیزی جز فرصتطلبی سیاسی و نادیده گرفتن دردها و رنجهای معلمان و مردم نیست. مردم امروز تنها راه نجات از این وضعیت را در براندازی این سیستم فاسد میبینند، اما انجمن صنفی معلمان کردستان به جای همصدایی با مردم و معلمان به واسطه اصول و آرمانهای اصیل، مسیر مصلحتاندیشی و سازش را انتخاب کرده است.
پتیشنی که اخیراً این انجمن خطاب به رئیس جمهور نوشته و در آن با زبانی ذلتبار از ایشان تقاضای کمک کرده، نشاندهنده سقوط این انجمن از اصول و شعارهایی است که در آغاز به آن متعهد بود. آنها نهتنها در برابر ظلم و بیعدالتی سکوت کردهاند، بلکه با خواهش و تمنا و ارادت، از کسی که خود بخشی از این ساختار ناکارآمد است، از او درخواست میکنند تا شرایط را بهبود بخشد. این رفتار تنها به تعمیق شکاف بین مردم، معلمان و نهادهایی مانند این انجمن که ادعای استقلال و حقطلبی دارند، منجر میشود.
بازی کردن با امید و اعتماد معلمان و جامعهای که به این انجمن تکیه کرده بودند، نه تنها خیانت به اصول و آرمانهاست بلکه نشانهای آشکار از خیانت به مسئولیتی است که به نام حمایت از حقوق معلمان به عهده گرفته بودند.
🖋️م. مصداق
#نه_به_فعالین_فیک_صنفی
➖➖➖
@PN_KFP
این رفتار انجمن بهویژه در شرایطی که مردم به اصلاحپذیری این سیستم ایمان خود را از دست دادهاند و خانوادههای دادخواه به نشانه اعتراض انتخابات را تحریم کردهاند، چیزی جز فرصتطلبی سیاسی و نادیده گرفتن دردها و رنجهای معلمان و مردم نیست. مردم امروز تنها راه نجات از این وضعیت را در براندازی این سیستم فاسد میبینند، اما انجمن صنفی معلمان کردستان به جای همصدایی با مردم و معلمان به واسطه اصول و آرمانهای اصیل، مسیر مصلحتاندیشی و سازش را انتخاب کرده است.
پتیشنی که اخیراً این انجمن خطاب به رئیس جمهور نوشته و در آن با زبانی ذلتبار از ایشان تقاضای کمک کرده، نشاندهنده سقوط این انجمن از اصول و شعارهایی است که در آغاز به آن متعهد بود. آنها نهتنها در برابر ظلم و بیعدالتی سکوت کردهاند، بلکه با خواهش و تمنا و ارادت، از کسی که خود بخشی از این ساختار ناکارآمد است، از او درخواست میکنند تا شرایط را بهبود بخشد. این رفتار تنها به تعمیق شکاف بین مردم، معلمان و نهادهایی مانند این انجمن که ادعای استقلال و حقطلبی دارند، منجر میشود.
بازی کردن با امید و اعتماد معلمان و جامعهای که به این انجمن تکیه کرده بودند، نه تنها خیانت به اصول و آرمانهاست بلکه نشانهای آشکار از خیانت به مسئولیتی است که به نام حمایت از حقوق معلمان به عهده گرفته بودند.
🖋️م. مصداق
#نه_به_فعالین_فیک_صنفی
➖➖➖
@PN_KFP
👍93😡11💯5
🖊هدف ازاین نگاشت آشنایی جامعهی معلمین با فعالینِ فیک صنفی و آگاهی از پرواز آنان به فرنگ است. فعالینی که شورای هماهنگی و کانونها همیشه از آنان در ذهن ما قهرمان و مبارزی ساخته است که سالها از فرزندان و خانوادهی خود بدور بوده و در زندانها به دنبال احقاق حق فرهنگیان بودهاند.
#شورای_هماهنگی_تشکلهای_صنفی_فرهنگیان در ظاهر بعنوان نمایندگان معلمان و مدافعان حقوق آنان شناخته میشود، واقعیتهای پشت پرده این شورا و اعضای آن بهویژه در خصوص حمایتهای مالی و اجتماعی، نیاز به تحلیل و بررسی جدی دارد.
زمانی که برخی از اعضای شورا مانند #اسماعیل_عبدی #شعبان_محمدی #تحسین_مصطفی #مسعود_نیکخواه #سوران_لطفی (که از بعدِ اخلاقی نیاز به درمان دارند) ودیگرانی که در زندان بودند، معلمان و فعالان صنفی با تمامی توانِ خود برای آزادی آنها تلاش کردند حتی از جیب خود هزینه میکردند برای کمک به خانواده های فعالین زندانی یا اخراجی.... برای آزادی آنان بیانیه امضا میکردند و در تجمعات نامشان را فریاد میزدند.
اما امروزه شاهد پنجمین خروج این کنشگران با امتیاز ویزا و حقایق تلخی هستیم، افرادی که زمانی از حمایتهای مالی و معنوی جامعهی معلمان برخوردار شدند و به نآم و نآنی رسیدند، نه تنها به راحتی از کشور خارج شده و میشوند، بلکه وضعیت زندگیشان به مراتب بهتر و راحتر از معلمان داخل کشور است.
〰چگونه است که افرادی که به نام حمایت از حقوق معلمان و اصلاح نظام آموزشی در صدر اخبار بودند، حالا اخبار مهاجرتشان را شاهد هستیم در حالی که معلمان در داخل کشور همچنان با فقر و کمبود حقوق و سایر مشکلات ریز و درشت آموزشی دست و پنجه نرم میکنند.
〰در این میان، واکنش شورای هماهنگی، برابر این واقعیتها جالب است. سکوت سکوتی که حتی از پوشش این اخبارهم عاجز است و این خروجها باعث ایجاد انشعاب و نوعی جنگ قدرت و سهمخواهی برای رسیدن به صندلی ها شده.
شورا از آشکارسازی حقیقت خودداری میکند و حتی زمانی که افراد دیگر تلاش میکنند این حقایق را فاش کنند، طرفدارانِ این آقایان طی یک حرکت از قبل هماهنگ شده با حملات تند و تهدیدآمیز به گوینده و کانال منشترکننده سعی کردند جلوی اطلاعرسانی گرفته شود. این اقدام نشاندهنده نوعی رفتار محافظهکارانه و منفعلانه است که تنها منافع شخصی را در اولویت قرار داده و جنبش صنفی را به انحراف کشانده است.
آیا شورا و اعضای آن هنوز بهعنوان مدافعان واقعی معلمان شناخته میشوند یا به یک گروه بسته و منافعطلب تبدیل شدهاند که تنها بهدنبال حفظ موقعیت خود هستند؟
〰نکته ای که باید بهآن پرداخت این است: کسانی که پس از خروج از کشور، خود را بهعنوان فعالین حقوق بشری یا مدافع حقوق معلمان معرفی کردهاند، در بسیاری از موارد درگیر احزاب و گروههایی میشوند که کمترین ارتباطی با اهداف صنفی ندارند. برخی از این افراد یا به احزاب کمونیستی و گروههای کومله میپیوندند، یا وارد اتحادیههای کارگری و مجاهدین خلق و حکمتیست میشوند، و یا برای ریاست جمهوری آیندهی ایران آموزش میبینند و آماده میشوند
چرا باید کسانی که بهنام دفاع از حقوق معلمان از جامعه حمایتهای گستردهای دریافت کردهاند، اکنون به سمت گروههایی حرکت کنند که در عمل در ضدیت با کشورمان ایران و وطنپرستی هستند ؟
اگر #حقیقت و #شفافیت در جنبش صنفی و حقوق معلمان وجود دارد، چرا اعضای شورا از فاش شدن این اطلاعات جلوگیری میکنند؟؟
این رفتار تنها به تضعیف جنبش صنفی، بیاعتمادی بیشتر به نهادهای مدافع حقوق معلمان، و ایجاد شکاف در میان معلمان و فعالان حقیقی خواهد انجامید.
پ.ن: فرهنگی داد بزن حقت رو که تو جیبِ امثال عبدی هاست رو مطالبه کن
در پایان گوشهای از حملاتِ برخی فعالان فیک صنفی به بخش کامنت ها را مشاهده میکنیم که کانال پاسارگاد با خطر ریپورت نیز مواجه شد.
#نه_به_فعالین_فیک_صنفی
#لیدر_های_عروسکی
اما واقعیت چیست؟ آیا حقیقت همان چیزی است که به ما دیکته شده است؟ قهرمانان ما در زندان هستند؟؟ آیا زندان یا بازداشت فردی برای او مصونیت به ارمغان میآورد!〰در حالی که
🔗برای پاسخ به پرسش ها و اشنایی با حقایق تلخ پشت پرده مطالعهی این نوشته خالی از لطف نیست
#شورای_هماهنگی_تشکلهای_صنفی_فرهنگیان در ظاهر بعنوان نمایندگان معلمان و مدافعان حقوق آنان شناخته میشود، واقعیتهای پشت پرده این شورا و اعضای آن بهویژه در خصوص حمایتهای مالی و اجتماعی، نیاز به تحلیل و بررسی جدی دارد.
زمانی که برخی از اعضای شورا مانند #اسماعیل_عبدی #شعبان_محمدی #تحسین_مصطفی #مسعود_نیکخواه #سوران_لطفی (که از بعدِ اخلاقی نیاز به درمان دارند) ودیگرانی که در زندان بودند، معلمان و فعالان صنفی با تمامی توانِ خود برای آزادی آنها تلاش کردند حتی از جیب خود هزینه میکردند برای کمک به خانواده های فعالین زندانی یا اخراجی.... برای آزادی آنان بیانیه امضا میکردند و در تجمعات نامشان را فریاد میزدند.
اما امروزه شاهد پنجمین خروج این کنشگران با امتیاز ویزا و حقایق تلخی هستیم، افرادی که زمانی از حمایتهای مالی و معنوی جامعهی معلمان برخوردار شدند و به نآم و نآنی رسیدند، نه تنها به راحتی از کشور خارج شده و میشوند، بلکه وضعیت زندگیشان به مراتب بهتر و راحتر از معلمان داخل کشور است.
〰چگونه است که افرادی که به نام حمایت از حقوق معلمان و اصلاح نظام آموزشی در صدر اخبار بودند، حالا اخبار مهاجرتشان را شاهد هستیم در حالی که معلمان در داخل کشور همچنان با فقر و کمبود حقوق و سایر مشکلات ریز و درشت آموزشی دست و پنجه نرم میکنند.
〰در این میان، واکنش شورای هماهنگی، برابر این واقعیتها جالب است. سکوت سکوتی که حتی از پوشش این اخبارهم عاجز است و این خروجها باعث ایجاد انشعاب و نوعی جنگ قدرت و سهمخواهی برای رسیدن به صندلی ها شده.
شورا از آشکارسازی حقیقت خودداری میکند و حتی زمانی که افراد دیگر تلاش میکنند این حقایق را فاش کنند، طرفدارانِ این آقایان طی یک حرکت از قبل هماهنگ شده با حملات تند و تهدیدآمیز به گوینده و کانال منشترکننده سعی کردند جلوی اطلاعرسانی گرفته شود. این اقدام نشاندهنده نوعی رفتار محافظهکارانه و منفعلانه است که تنها منافع شخصی را در اولویت قرار داده و جنبش صنفی را به انحراف کشانده است.
معلم درحقیقت مطالبه گری امروز تو باید بازخواست کسانی باشه که سالها با زد و بندهای پشت پرده اجازه ندادند مبارزه و تجمعات تو به ثمر برسد.〰این اقدامات بیش از آنکه نشاندهنده دغدغه برای حقوق معلمان باشد، آشکارا نشاندهنده سوءاستفاده از موقعیتهای صنفی برای رسیدن به منافع شخصی و سیاسی دارد. #اسماعیل_عبدی بهعنوان یکی از اعضای برجسته شورا، بهراحتی خانواده خود(همسر فرزند و حتی داماد) راسالها قبل راهی آلمان کرد و خودنیز اواخر با ویزای Ei به مقصد فوق پرواز کرد.
آیا شورا و اعضای آن هنوز بهعنوان مدافعان واقعی معلمان شناخته میشوند یا به یک گروه بسته و منافعطلب تبدیل شدهاند که تنها بهدنبال حفظ موقعیت خود هستند؟
〰نکته ای که باید بهآن پرداخت این است: کسانی که پس از خروج از کشور، خود را بهعنوان فعالین حقوق بشری یا مدافع حقوق معلمان معرفی کردهاند، در بسیاری از موارد درگیر احزاب و گروههایی میشوند که کمترین ارتباطی با اهداف صنفی ندارند. برخی از این افراد یا به احزاب کمونیستی و گروههای کومله میپیوندند، یا وارد اتحادیههای کارگری و مجاهدین خلق و حکمتیست میشوند، و یا برای ریاست جمهوری آیندهی ایران آموزش میبینند و آماده میشوند
چرا باید کسانی که بهنام دفاع از حقوق معلمان از جامعه حمایتهای گستردهای دریافت کردهاند، اکنون به سمت گروههایی حرکت کنند که در عمل در ضدیت با کشورمان ایران و وطنپرستی هستند ؟
اگر #حقیقت و #شفافیت در جنبش صنفی و حقوق معلمان وجود دارد، چرا اعضای شورا از فاش شدن این اطلاعات جلوگیری میکنند؟؟
این رفتار تنها به تضعیف جنبش صنفی، بیاعتمادی بیشتر به نهادهای مدافع حقوق معلمان، و ایجاد شکاف در میان معلمان و فعالان حقیقی خواهد انجامید.
پ.ن: فرهنگی داد بزن حقت رو که تو جیبِ امثال عبدی هاست رو مطالبه کن
در پایان گوشهای از حملاتِ برخی فعالان فیک صنفی به بخش کامنت ها را مشاهده میکنیم که کانال پاسارگاد با خطر ریپورت نیز مواجه شد.
#نه_به_فعالین_فیک_صنفی
#لیدر_های_عروسکی
👍90👏7💯7
🖊هدف این نگاشت، آگاهسازی جامعه معلمان درباره فعالان صنفی غیرواقعی و اطلاعرسانی در مورد مهاجرت آنها به خارج از کشور است. این افراد که شورای هماهنگی و کانونهای صنفی همواره تصویری قهرمانانه از آنها ارائه دادهاند، و در ذهن بسیاری مبارزانی دربند برای احقاق حقوق فرهنگیان بودند. این نوشته به دنبال بازبینی این کلیشهها و ارائه تصویری واقعی از فعالیتهای آنان است.
در دورانی که فعالینی مانند #اسماعیل_عبدی #شعبان_محمدی #تحسین_مصطفی #مسعود_نیکخواه #سوران_لطفی (که از بُعدِ اخلاقی نیاز به درمان دارند) در زندان بودند. جامعه معلمان با تمام توان خود برای آزادی آنان تلاش میکردند. از لحاظ مالی یاریرسان خانوادهها حمایت از همکارانشان بیانیه امضا میکردند، و در تجمعات نام آنان را فریاد زده و آزادیشان را #مطالبه میکردند.
خروج اخیر #اسماعیل_عبدی بعنوان یکی از اعضای برجسته شورا با ویزای Ei، که پنجمین فرد بین کنشگرانِ خارج شده با امتیازِ ویزا بشمار میرود نشاندهنده بهرهبرداری آنان از اعتماد و حمایت جامعه معلمان است.
عبدی سالها قبل خانواده خود(فرزند همسر و حتی داماد) را راهی آلمان کرد همانند #شعبان_محمدی که همراه با پسرش دیآکو از کشور خارج شدند(گویا مهاجرت خانوادگی ازجمله اساسنامه های ضروری شورا است. البته بعید نیست عدهای برای سفیدشویی چنان بندی را از اساسنامه بیرون بکشند #هیمه)
〰افرادی که زمانی با حمایتِ معلمان و سردادن شعارهایی مثل حمایت از حقوق فرهنگیان،آموزشرایگان، اطلاح نظام آموزشی... به نآم و نآنی رسیدند. امروز نه تنها کشور را براحتی ترک کردند بلکه زندگیای بهمراتب بهتر و راحتتر از معلمان داخل کشور دارند. این افراد ساکن خارج از کشورند و بیزنس #چای و #برنج شان هم داخل کشور به راه است.
〰در این میان، واکنش شورا و کانالهای وابسته به آن، در برابر این واقعیتها بسیار قابلتأمل است. سکوت سکوتی سنگین که از آشکارسازی حقایق عاجز و خوددار است. این سکوت، همراه با مهاجرت اعضا، زمینهسازِ انشعاب و رقابتهای درونی برای کسب قدرت و سهمخواهی از موقعیتهای موجود توسط اعضای فعلی و سابق نیز شده است.
زمانی که تلاش شد این حقایق به گوش جامعه معلمان رسانده شود، طرفداران این افراد با حرکتی ازقبل هماهنگ شده، بهجای پاسخگویی منطقی، به حملات تند وفشار بر کانال منتشرکننده متوسل شدند. این رفتار، نهتنها بیانگر رویکردی محافظهکارانه و منفعتطلبانه بود، بلکه نشان داد که منافع شخصی، پایبندی به روابطِ عاطفی خارج از عرف و مافیای موجود، برای این افراد و حامیانشان بر هرگونه شفافیت و پاسخگویی ارجحيت دارد.
چرا افرادی که به نام دفاع از حقوق معلمان از جامعه حمایتهای گسترده مالی و معنوی دریافت کردهاند، اکنون به احزابی گرایش پیدا میکنند که عملا در تضاد با کیانِملی و وطنپرستی هستند!! این رفتارها، پرسشی جدی درباره نیت واقعی و صداقت این افراد ایجاد میکند آیا جنبشهای صنفی برای عدهای تنها یک سکوی پرتاب بوده و نه هدف واقعی؟؟
〰اگر #حقیقت و #شفافیت در جنبش صنفی معلمان وجود دارد، چرا کنترلگران شورا از افشای این اطلاعات جلوگیری میکنند؟
چنین رفتاری به تضعیف جنبش صنفی، افزایش بیاعتمادی و تعمیق شکاف میان معلمان و فعالان فیک منجر خواهد شد.
معلمان واقعی باید با شفافیت و آگاهی، مسیر جنبش صنفی را از انحراف بازگردانند و اجازه ندهند افرادی با نام صنفی، اما با اهداف شخصی، اعتماد عمومی را از بین ببرند
#نه_به_فعالین_فیک_صنفی
➖➖➖
@PN_KFP
آیا حقیقت همان روایتی است که به ما القا شده؟ آیا صرف زندان یا بازداشت یا شرکت در تجمعی میتواند مصونیتی همیشگی برای فرد ایجاد کند؟〰در حالیکه #شورای_هماهنگی_تشکلهای_صنفی_فرهنگیان در ظاهر بعنوانِ نماینده و مدافع حقوق معلمان شناخته میشود، در پس پرده حقایقی هستند که به واکاوی جدی نیازدارد.
🔗 برای یافتن پاسخ این پرسشها و آشنایی با حقایق ناگفته پشت پرده، مطالعه این نوشته را از دست ندهید.
در دورانی که فعالینی مانند #اسماعیل_عبدی #شعبان_محمدی #تحسین_مصطفی #مسعود_نیکخواه #سوران_لطفی (که از بُعدِ اخلاقی نیاز به درمان دارند) در زندان بودند. جامعه معلمان با تمام توان خود برای آزادی آنان تلاش میکردند. از لحاظ مالی یاریرسان خانوادهها حمایت از همکارانشان بیانیه امضا میکردند، و در تجمعات نام آنان را فریاد زده و آزادیشان را #مطالبه میکردند.
خروج اخیر #اسماعیل_عبدی بعنوان یکی از اعضای برجسته شورا با ویزای Ei، که پنجمین فرد بین کنشگرانِ خارج شده با امتیازِ ویزا بشمار میرود نشاندهنده بهرهبرداری آنان از اعتماد و حمایت جامعه معلمان است.
عبدی سالها قبل خانواده خود(فرزند همسر و حتی داماد) را راهی آلمان کرد همانند #شعبان_محمدی که همراه با پسرش دیآکو از کشور خارج شدند(گویا مهاجرت خانوادگی ازجمله اساسنامه های ضروری شورا است. البته بعید نیست عدهای برای سفیدشویی چنان بندی را از اساسنامه بیرون بکشند #هیمه)
〰افرادی که زمانی با حمایتِ معلمان و سردادن شعارهایی مثل حمایت از حقوق فرهنگیان،آموزشرایگان، اطلاح نظام آموزشی... به نآم و نآنی رسیدند. امروز نه تنها کشور را براحتی ترک کردند بلکه زندگیای بهمراتب بهتر و راحتتر از معلمان داخل کشور دارند. این افراد ساکن خارج از کشورند و بیزنس #چای و #برنج شان هم داخل کشور به راه است.
〰در این میان، واکنش شورا و کانالهای وابسته به آن، در برابر این واقعیتها بسیار قابلتأمل است. سکوت سکوتی سنگین که از آشکارسازی حقایق عاجز و خوددار است. این سکوت، همراه با مهاجرت اعضا، زمینهسازِ انشعاب و رقابتهای درونی برای کسب قدرت و سهمخواهی از موقعیتهای موجود توسط اعضای فعلی و سابق نیز شده است.
زمانی که تلاش شد این حقایق به گوش جامعه معلمان رسانده شود، طرفداران این افراد با حرکتی ازقبل هماهنگ شده، بهجای پاسخگویی منطقی، به حملات تند وفشار بر کانال منتشرکننده متوسل شدند. این رفتار، نهتنها بیانگر رویکردی محافظهکارانه و منفعتطلبانه بود، بلکه نشان داد که منافع شخصی، پایبندی به روابطِ عاطفی خارج از عرف و مافیای موجود، برای این افراد و حامیانشان بر هرگونه شفافیت و پاسخگویی ارجحيت دارد.
معلم، درحقیقت مطالبه گری امروز تو باید بازخواست کسانی باشه که سالها با زد و بندهای پشت پرده اجازه ندادند مبارزه و تجمعات تو به ثمر برسد〰بسیاری از افرادی که پس از خروج از کشور خود را بعنوان مدافع حقوق بشر یا حقوق معلمان معرفی میکنند، درگیر گروههایی میشوند که کمترین ارتباطی با اهداف صنفی ندارند. برخی از این افراد به احزاب کمونیستی، گروههای کومله، اتحادیههای کارگری، مجاهدین خلق یا...میپیوندند یا به آنان وعدهی ریاست جمهوری و وزارت در نظام آیندهی ایران داده میشود
چرا افرادی که به نام دفاع از حقوق معلمان از جامعه حمایتهای گسترده مالی و معنوی دریافت کردهاند، اکنون به احزابی گرایش پیدا میکنند که عملا در تضاد با کیانِملی و وطنپرستی هستند!! این رفتارها، پرسشی جدی درباره نیت واقعی و صداقت این افراد ایجاد میکند آیا جنبشهای صنفی برای عدهای تنها یک سکوی پرتاب بوده و نه هدف واقعی؟؟
〰اگر #حقیقت و #شفافیت در جنبش صنفی معلمان وجود دارد، چرا کنترلگران شورا از افشای این اطلاعات جلوگیری میکنند؟
چنین رفتاری به تضعیف جنبش صنفی، افزایش بیاعتمادی و تعمیق شکاف میان معلمان و فعالان فیک منجر خواهد شد.
معلمان واقعی باید با شفافیت و آگاهی، مسیر جنبش صنفی را از انحراف بازگردانند و اجازه ندهند افرادی با نام صنفی، اما با اهداف شخصی، اعتماد عمومی را از بین ببرند
#نه_به_فعالین_فیک_صنفی
➖➖➖
@PN_KFP
👍73👏3
⚡️بنام اهورامزدا، خالق این سرزمین
🌱گرامی میداریم روز جهانی زبان مادری را در این جغرافیای رنگارنگ، جایی که اقوام ایرانی با وجود تفاوتهای زبانی، زیر یک پرچم گرد آمدهاند و برای سربلندی این سرزمین تلاش میکنند🔝
در سالهای اخیر، عدهای به بهانهی ۲۱ فوریه، قلم به دست گرفته و از لزوم آموزش به زبان مادری سخن میگویند،
افرادی که تمام سال بیانیه و تجمعاتشان حول مشکلات معیشتی و حقوقهای معوقه میچرخد، به ناگاه در این روز مدافع حقوق کودکان شده و، از «رنج دانشآموزانی» مینویسند که گویا از آموزش به زبان فارسی در عذاباند
کسانیکه دست به شورش فکری زده و پهلوی و آنچه "فاشیسم زبانی" میخوانند را متهم به تحمیل زبان فارسی میکنند بدون اینکه از تاریخچهی زبان اطلاعی داشته باشند.
1)مقایسهی نادرست تاریخی
بیانیه، سیاستهای زبانی دورهی پهلوی را تقلیدی از سیاستهای آتاتورک در ترکیه دانسته این مقایسه، ناشی از ضعف در تبیین وقایع تاریخی است. سیاستهای زبانی آتاتورک سختگیرانه و مجازاتهایی بر استفاده از زبانهای غیرترکی در نظر گرفته شده بود. در مقابل، در دوران پهلوی، زبانهای محلی هرگز بهطور کامل ممنوع نشدند
انتشار نشریات کُردی مانند <رزگاری> و <پژواک> در دهههای 40 و 50 شمسی نشان میدهد زبانهای محلی همچنان در حوزهی فرهنگی و رسانهای حضور داشت.
2)نادیده گرفتن چندقومیتی بودن ایران و فریب افکار عمومی
بیانیهی بهجای پرداختن به مسئلهی آموزش به زبان مادری در یک چارچوب ملی، تنها بر زبان کردی تمرکز کرده و سایر زبانهای غیرفارسی(ترکی آذری، عربی، لری، بلوچی و گیلکی..) را نادیده گرفته.
این برخورد گزینشی، نشان ازآن است؛ که دغدغهی نویسنده نه دفاع از حقوق زبانی در ایران، بلکه پیشبرد یک دستور کار قومی خاص است که در لفافهی شعارهای حقوق بشری پنهان شده است.
اتاقفکر پشتِ بیانیه، بدون ارائهی هیچ راهکار عملی، تنها با احساسات بازی میکنند و از هزینههای کلان و چالشهای اساسی این تغییر ساختاری چشمپوشی کردهاند.
3) نادیده گرفتن موانع عملی آموزش چندزبانه
🔸 برای اجرای یک نظام آموزشی چندزبانه در ایران، باید به برخی سؤالات پاسخ داد:
در مناطقی که چندین زبان محلی رایج است (مانند آذربایجان غربی و کردستان)، تعیین زبان آموزشی چگونه صورت میگیرد؟و کدام زبان باید زبان آموزش باشد؟
چگونه میتوان برای تمام این زبانها کتابهای درسی استاندارد، معلمان متخصص و نظام آموزشی کارآمد فراهم کرد؟
چگونه میتوان محتوای درسی را برای همهی این زبانها استانداردسازی کرد؟
واقعیت این است که آموزشوپرورش ایران، که در تأمین حداقل نیازهای مدارس(سیستم گرمایشی، کاغذ و ماژیک ناتوان است) چگونه قرار است یک سیستم آموزشی چندزبانه را بدون فراهم آوردن بسترهای لازم اجرا کند؟
این بیانیه، بهجای ارائهی راهکارهای عملی و علمی، صرفاً به تکرار شعارهای سیاسی پرداخته و در عین حال، به شکلی ماهرانه، خود را مدافع حقوق زبانی جلوه داده است. اما در واقع، چیزی جز یک دستور کار سیاسی و قومی خاص در پس این کلمات وجود ندارد.
اما حقیقت این است: که در ذهن آنها، هدف نه یک مدل آموزشی چندزبانه، بلکه ایجاد یک نظام فدرالی یا حتی تجزیهطلبی پنهان است.
✅آموزشِ زبان مادری آری
❌آموزش به زبان مادری خیر
4)روایت تکبعدی و احساسگرایی بهجای تحلیل علمی
بیانیهی منتشره، سیاستهای زبانی ایران را کاملاً سرکوبگرانه ترسیم میکند، درحالیکه واقعیت بسیار پیچیدهتر از این تصویر سیاهوسفید است.
نویسندگان بیانیه، نه تاریخچهی تحولات زبانی در ایران را بررسی کردهاند، نه به نمونههای جهانی اشارهای داشتهاند و نه حتی توضیح دادهاند که چرا علیرغم چنین ادعاهایی، زبانهای محلی در ایران همچنان زنده و پویا باقی ماندهاند
〰و درپایان خطاب به کسانی وطنپرستی را فاشیست میدانند
قرن ها پیش از اینکه نطفهی کنشگرانِ فیک امروزی بسته شود
قطران تبریزی شاعر قرن پنجم در آذرآبادگانِ ایران
بدونِ اینکه کسی تیغ زیر گلوی او بگذارد و اجباری کند که "شعرش را به فارسی بنویسد"
قطران، احساس و عشقش را با زبان فارسی شعر میکرد و میسرود
#نه_به_فعالین_فیک_صنفی
#آموزش_زبان_مادری
@PN_KFP
🌱گرامی میداریم روز جهانی زبان مادری را در این جغرافیای رنگارنگ، جایی که اقوام ایرانی با وجود تفاوتهای زبانی، زیر یک پرچم گرد آمدهاند و برای سربلندی این سرزمین تلاش میکنند🔝
در سالهای اخیر، عدهای به بهانهی ۲۱ فوریه، قلم به دست گرفته و از لزوم آموزش به زبان مادری سخن میگویند،
افرادی که تمام سال بیانیه و تجمعاتشان حول مشکلات معیشتی و حقوقهای معوقه میچرخد، به ناگاه در این روز مدافع حقوق کودکان شده و، از «رنج دانشآموزانی» مینویسند که گویا از آموزش به زبان فارسی در عذاباند
کسانیکه دست به شورش فکری زده و پهلوی و آنچه "فاشیسم زبانی" میخوانند را متهم به تحمیل زبان فارسی میکنند بدون اینکه از تاریخچهی زبان اطلاعی داشته باشند.
نکتهی جالب و البته تناقضآمیز اینجاست که این افراد اعتراضات خود را به فارسی مینویسند و درگروههای خود به فارسی در نقدِ فارسی مینشینند. تناقض در تناقض!بیانیهای که به مناسبت روز جهانی زبان مادری منتشر شد، سرشار از کینه و خشم بود. در ادامه، به برخی از ایرادات اساسی آن میپردازیم:
〰جماعتی که حتی جغرافیای محل تولد خود را انکار میکنند و اصرار دارند که شناسنامهشان صادره از "سنە" است، نه شهرستان های اطراف(سقز و مریوان..) این بار نیز بیانیهای صادر کردهاند و طبق معمول، #شورای_هماهنگی_تشکلهای_صنفی_فرهنگیان، صدای آنان شده است.
1)مقایسهی نادرست تاریخی
بیانیه، سیاستهای زبانی دورهی پهلوی را تقلیدی از سیاستهای آتاتورک در ترکیه دانسته این مقایسه، ناشی از ضعف در تبیین وقایع تاریخی است. سیاستهای زبانی آتاتورک سختگیرانه و مجازاتهایی بر استفاده از زبانهای غیرترکی در نظر گرفته شده بود. در مقابل، در دوران پهلوی، زبانهای محلی هرگز بهطور کامل ممنوع نشدند
انتشار نشریات کُردی مانند <رزگاری> و <پژواک> در دهههای 40 و 50 شمسی نشان میدهد زبانهای محلی همچنان در حوزهی فرهنگی و رسانهای حضور داشت.
2)نادیده گرفتن چندقومیتی بودن ایران و فریب افکار عمومی
بیانیهی بهجای پرداختن به مسئلهی آموزش به زبان مادری در یک چارچوب ملی، تنها بر زبان کردی تمرکز کرده و سایر زبانهای غیرفارسی(ترکی آذری، عربی، لری، بلوچی و گیلکی..) را نادیده گرفته.
این برخورد گزینشی، نشان ازآن است؛ که دغدغهی نویسنده نه دفاع از حقوق زبانی در ایران، بلکه پیشبرد یک دستور کار قومی خاص است که در لفافهی شعارهای حقوق بشری پنهان شده است.
اتاقفکر پشتِ بیانیه، بدون ارائهی هیچ راهکار عملی، تنها با احساسات بازی میکنند و از هزینههای کلان و چالشهای اساسی این تغییر ساختاری چشمپوشی کردهاند.
3) نادیده گرفتن موانع عملی آموزش چندزبانه
🔸 برای اجرای یک نظام آموزشی چندزبانه در ایران، باید به برخی سؤالات پاسخ داد:
در مناطقی که چندین زبان محلی رایج است (مانند آذربایجان غربی و کردستان)، تعیین زبان آموزشی چگونه صورت میگیرد؟و کدام زبان باید زبان آموزش باشد؟
چگونه میتوان برای تمام این زبانها کتابهای درسی استاندارد، معلمان متخصص و نظام آموزشی کارآمد فراهم کرد؟
چگونه میتوان محتوای درسی را برای همهی این زبانها استانداردسازی کرد؟
واقعیت این است که آموزشوپرورش ایران، که در تأمین حداقل نیازهای مدارس(سیستم گرمایشی، کاغذ و ماژیک ناتوان است) چگونه قرار است یک سیستم آموزشی چندزبانه را بدون فراهم آوردن بسترهای لازم اجرا کند؟
این بیانیه، بهجای ارائهی راهکارهای عملی و علمی، صرفاً به تکرار شعارهای سیاسی پرداخته و در عین حال، به شکلی ماهرانه، خود را مدافع حقوق زبانی جلوه داده است. اما در واقع، چیزی جز یک دستور کار سیاسی و قومی خاص در پس این کلمات وجود ندارد.
اما حقیقت این است: که در ذهن آنها، هدف نه یک مدل آموزشی چندزبانه، بلکه ایجاد یک نظام فدرالی یا حتی تجزیهطلبی پنهان است.
✅آموزشِ زبان مادری آری
❌آموزش به زبان مادری خیر
4)روایت تکبعدی و احساسگرایی بهجای تحلیل علمی
بیانیهی منتشره، سیاستهای زبانی ایران را کاملاً سرکوبگرانه ترسیم میکند، درحالیکه واقعیت بسیار پیچیدهتر از این تصویر سیاهوسفید است.
نویسندگان بیانیه، نه تاریخچهی تحولات زبانی در ایران را بررسی کردهاند، نه به نمونههای جهانی اشارهای داشتهاند و نه حتی توضیح دادهاند که چرا علیرغم چنین ادعاهایی، زبانهای محلی در ایران همچنان زنده و پویا باقی ماندهاند
〰و درپایان خطاب به کسانی وطنپرستی را فاشیست میدانند
قرن ها پیش از اینکه نطفهی کنشگرانِ فیک امروزی بسته شود
قطران تبریزی شاعر قرن پنجم در آذرآبادگانِ ایران
بدونِ اینکه کسی تیغ زیر گلوی او بگذارد و اجباری کند که "شعرش را به فارسی بنویسد"
قطران، احساس و عشقش را با زبان فارسی شعر میکرد و میسرود
#نه_به_فعالین_فیک_صنفی
#آموزش_زبان_مادری
@PN_KFP
❤103👍30
🔔طبق خبرهای دریافتی #پیروز_نامی فعال به اصطلاح صنفی معلمان و عضو #شورای_هماهنگی_تشکلهای_صنفی_فرهنگیان و از اعضای #کانون_صنفی_معلمان_خوزستان اسفند ماه سال ۱۴۰۳ راهی اربیلِ عراق شده،
به قصد رسیدن به اروپا از کشور خارج شده باحمایتِ دستهای پشت پردهای که به وساطتِ کنشگرانِ همسو باخودشان، نزدِ Ei معروفاند.
از اردیبهشت امسال شاهد خروج چندین تن از اعضای شورای هماهنگی معلمان از کشور از طریق مرز عراق هستیم افرادی چون #سوران_لطفی #شعبان_محمدی #اسماعیل_عبدی #تحسین_مصطفی #مسعود_نیکخواه
و شخصِ ششمی که جاپای این مطالبهگران(بخوانید #معامله_گران) گذاشته #پیروز_نامی است
✈️🧳سفر بیخطر پیروز جان به امید اینکه همان کسانی که هزینهی ticket و چمدانهای امثال عبدی را ساپورت کردند برای تو نیز بلیط تهیه کنند.
🔴نقد به فعالین فیک صنفی
چندین روز پیش یکی از معلمان مهاجرت کرده در کنفرانس پاریس فرمودند:
«معلم امروز از معاملهگر تبدیل شده به مطالبه گر» و چه سینههایی که دریده نشد توسطِ فنِهای داخلی و خارجی ایشان.
درمیانِ انبوه این پیامها یکی از پیامها بشدت قابل تأمل بود:
"✍در پاسخ به آن معلم ظاهرا شریفی که تبدیل به نماد آزادیخواهی شده
باید به عرضتان برسانم جناب، شما میدانِ مطالبهگری را دقیقا روزی خالی کردید که خانواده و حتی داماد شریف را پیش از خودتان به فرنگ فرستادید
معامله را خود شما و دوستانِ دویچ و لنگرود و کانادا نشینتان بستید، سالها قبل در پشتِ میلههای زندانی که برای #کنشگران_فیک هتل بود و برای امثال #حجت_الله_رافعی ها آشویتس"
شما هیچگاه نمیتوانید مدعی صدای معلمان رنج کشیدهی داخل باشید، همان معلمانی که شاید حتی در طول ۳۰ سال دوران خدمتشان یک سفر هوایی هم نداشته باشند چه رسد بهاینکه خریدِ تیکتشان توسط دیگران تقبل شود.
کنشگرنما هایی هستید که به دیدارِ خانوادهی مهسا امینی، دُختِ قهرمان ایران رفتید، و از خون این فرزندِ میهن درجهتِ تبلیغات و تکمیل شوآفهایتان درمسیر مهاجرت به خارج از کشور استفاده کردید.
🔵بهگمانم فرزاد اگر امروز زنده بود دو سوال میپرسید:
1⃣عبدی کاپشنِ برند Salomon با قیمت حدودی 300,000,000R را از کدامین حزب به ارث بردهای!!
چراکه با یک کوله پشتی و یک دست لباس کردی برتن از مرز خارج شدی و خود را به اربیل رساندی اما وقتی از هواپیما پیاده شدی در میانِ انبوه استقبال صورت گرفته از طرف رفقای کهنه کمونیست و احزاب GEW با پرچم های سرخ دردست.
کولهپشتیات شده بود چمدانِ n میلیونی و لباس کردی کرمی رنگت هم تبدیل شده بود به یک دست کت و شلوار درخورِ یک فعالِ معاملهگر.
2⃣این همه ریش را از کجا آوردهاید که طی ماههای اخیر اشخاص زیادی را به واسطهی گرو گذاشتن این ریشها کوچاندید، و کارچاقکن آنها در این مسیر شدید!؟
این همه اعتبار را از کجا آوردهاید؟
آرزومندم آنقدر ریش داشته باشید که بتوانید برای غریب به ۲ میلیون آموزگارِ درون کشور گرو بگذارید و به فرنگ ببریدشان فارغ از گرایش فکریشان.
هرچند بعید میدانم چون اکثرِ فعالین فیک صنفی، صادر شده از سخنگوی اسبق تا تاجرِ برنج دریغ از داشتن اندکی ریش.
آن خانمِ کانادا نشین هم بداند، بزودی دستهچک وساطتاش نزدِ EI برای تائید درجهت خروج دوستانِ همفکرش به پایان خواهد رسید
⚠️و امان از روزی که مردم و جامعهی فرهنگیان به خردجمعی رسند و نقاب از چهرهی شما بردارند که به ایران سوگند این روز چندان دور نیست
🟢صحبتی با معلمان کوچیده
جناب عبدی تو که میهندوستی ات را سالها قبل ثابت کرده بودی روزیکه بیهوش روی تخت بیمارستان تصنعیوار خوابیدهبودی اما مچبند ایران بدست داشتی
حال تورا چه شد که روز استقبال در فرودگاه، جایی که دنیا داشت تو را تماشا میکرد
دریغ از وجودِ یک پرچم ایران که درمیانِ بیرق های چپ باشد.
کاش مچبندی که رو تخت بیمارستان بدست داشتی، اینروزها حین مصاحبه با BBC و VOA هم بود تا تصویری که در ذهنمان از خودت بهجا گذاشته بودی را خراب نمیکردی
کاش پرچم ایران روی دیوار خانهات میبود در مصاحبهای که مدعی بودی صدای معلمانی
کدام معلمان؟
آیا معلمانی که تو ولی آنان شدهای وطن ندارند!
و آن وطن پرچم نداشت!💔
🟠پاسخ به کسانی که میخواهند این حقایق را پنهان کنند
ما مدتهاست که میدانیم مقصر کیست!و امثال شما دقیقا صدای چهکسانی هستند!
مقصر کسانی هستند که ادعای صدای مردم بودن دارند، اما وطنپرستان را فاشیست و راست افراطی نامیدند.
شما نه صدای مردم، که پژواک همفکرانتان و حاصلِ اجماع #ملا_چپی_مجاهد هستید.
و پشت پرده، حقیقت را قربانی منافعتان کردهاید.
مقصر آنهاییاند که خود را فعال صنفی مینامند و مدعی دفاع از حقوق همکارانشان هستند، اما در واقع تنها به دنبال منافع شخصی خود میگردند.
و در نهایت، مقصر همهی آنهاییاند که از تکرار این حقیقت هراس دارند:
#نه_به_فعالین_فیک_صنفی
➖➖➖
@PN_KFP
به قصد رسیدن به اروپا از کشور خارج شده باحمایتِ دستهای پشت پردهای که به وساطتِ کنشگرانِ همسو باخودشان، نزدِ Ei معروفاند.
از اردیبهشت امسال شاهد خروج چندین تن از اعضای شورای هماهنگی معلمان از کشور از طریق مرز عراق هستیم افرادی چون #سوران_لطفی #شعبان_محمدی #اسماعیل_عبدی #تحسین_مصطفی #مسعود_نیکخواه
و شخصِ ششمی که جاپای این مطالبهگران(بخوانید #معامله_گران) گذاشته #پیروز_نامی است
✈️🧳سفر بیخطر پیروز جان به امید اینکه همان کسانی که هزینهی ticket و چمدانهای امثال عبدی را ساپورت کردند برای تو نیز بلیط تهیه کنند.
🔴نقد به فعالین فیک صنفی
چندین روز پیش یکی از معلمان مهاجرت کرده در کنفرانس پاریس فرمودند:
«معلم امروز از معاملهگر تبدیل شده به مطالبه گر» و چه سینههایی که دریده نشد توسطِ فنِهای داخلی و خارجی ایشان.
درمیانِ انبوه این پیامها یکی از پیامها بشدت قابل تأمل بود:
"✍در پاسخ به آن معلم ظاهرا شریفی که تبدیل به نماد آزادیخواهی شده
باید به عرضتان برسانم جناب، شما میدانِ مطالبهگری را دقیقا روزی خالی کردید که خانواده و حتی داماد شریف را پیش از خودتان به فرنگ فرستادید
معامله را خود شما و دوستانِ دویچ و لنگرود و کانادا نشینتان بستید، سالها قبل در پشتِ میلههای زندانی که برای #کنشگران_فیک هتل بود و برای امثال #حجت_الله_رافعی ها آشویتس"
شما هیچگاه نمیتوانید مدعی صدای معلمان رنج کشیدهی داخل باشید، همان معلمانی که شاید حتی در طول ۳۰ سال دوران خدمتشان یک سفر هوایی هم نداشته باشند چه رسد بهاینکه خریدِ تیکتشان توسط دیگران تقبل شود.
کنشگرنما هایی هستید که به دیدارِ خانوادهی مهسا امینی، دُختِ قهرمان ایران رفتید، و از خون این فرزندِ میهن درجهتِ تبلیغات و تکمیل شوآفهایتان درمسیر مهاجرت به خارج از کشور استفاده کردید.
🔵بهگمانم فرزاد اگر امروز زنده بود دو سوال میپرسید:
1⃣عبدی کاپشنِ برند Salomon با قیمت حدودی 300,000,000R را از کدامین حزب به ارث بردهای!!
چراکه با یک کوله پشتی و یک دست لباس کردی برتن از مرز خارج شدی و خود را به اربیل رساندی اما وقتی از هواپیما پیاده شدی در میانِ انبوه استقبال صورت گرفته از طرف رفقای کهنه کمونیست و احزاب GEW با پرچم های سرخ دردست.
کولهپشتیات شده بود چمدانِ n میلیونی و لباس کردی کرمی رنگت هم تبدیل شده بود به یک دست کت و شلوار درخورِ یک فعالِ معاملهگر.
2⃣این همه ریش را از کجا آوردهاید که طی ماههای اخیر اشخاص زیادی را به واسطهی گرو گذاشتن این ریشها کوچاندید، و کارچاقکن آنها در این مسیر شدید!؟
این همه اعتبار را از کجا آوردهاید؟
آرزومندم آنقدر ریش داشته باشید که بتوانید برای غریب به ۲ میلیون آموزگارِ درون کشور گرو بگذارید و به فرنگ ببریدشان فارغ از گرایش فکریشان.
هرچند بعید میدانم چون اکثرِ فعالین فیک صنفی، صادر شده از سخنگوی اسبق تا تاجرِ برنج دریغ از داشتن اندکی ریش.
آن خانمِ کانادا نشین هم بداند، بزودی دستهچک وساطتاش نزدِ EI برای تائید درجهت خروج دوستانِ همفکرش به پایان خواهد رسید
⚠️و امان از روزی که مردم و جامعهی فرهنگیان به خردجمعی رسند و نقاب از چهرهی شما بردارند که به ایران سوگند این روز چندان دور نیست
🟢صحبتی با معلمان کوچیده
جناب عبدی تو که میهندوستی ات را سالها قبل ثابت کرده بودی روزیکه بیهوش روی تخت بیمارستان تصنعیوار خوابیدهبودی اما مچبند ایران بدست داشتی
حال تورا چه شد که روز استقبال در فرودگاه، جایی که دنیا داشت تو را تماشا میکرد
دریغ از وجودِ یک پرچم ایران که درمیانِ بیرق های چپ باشد.
کاش مچبندی که رو تخت بیمارستان بدست داشتی، اینروزها حین مصاحبه با BBC و VOA هم بود تا تصویری که در ذهنمان از خودت بهجا گذاشته بودی را خراب نمیکردی
کاش پرچم ایران روی دیوار خانهات میبود در مصاحبهای که مدعی بودی صدای معلمانی
کدام معلمان؟
آیا معلمانی که تو ولی آنان شدهای وطن ندارند!
و آن وطن پرچم نداشت!💔
🟠پاسخ به کسانی که میخواهند این حقایق را پنهان کنند
ما مدتهاست که میدانیم مقصر کیست!و امثال شما دقیقا صدای چهکسانی هستند!
مقصر کسانی هستند که ادعای صدای مردم بودن دارند، اما وطنپرستان را فاشیست و راست افراطی نامیدند.
شما نه صدای مردم، که پژواک همفکرانتان و حاصلِ اجماع #ملا_چپی_مجاهد هستید.
و پشت پرده، حقیقت را قربانی منافعتان کردهاید.
مقصر آنهاییاند که خود را فعال صنفی مینامند و مدعی دفاع از حقوق همکارانشان هستند، اما در واقع تنها به دنبال منافع شخصی خود میگردند.
و در نهایت، مقصر همهی آنهاییاند که از تکرار این حقیقت هراس دارند:
#نه_به_فعالین_فیک_صنفی
➖➖➖
@PN_KFP
❤71👍40💯14
🔴 اطلاعیه فوری و مهم به فرهنگیان و فعالان صنفی سراسر کشور
درباره سوءاستفاده برخی افراد خارج از کشور از اعتبار شورای هماهنگی
در پی تحرکات اخیر برخی فعالین صنفی از جمله آقایان #اسماعیل_عبدی، #اسکندر_لطفی و خانم #شیوا_عاملیراد، لازم است نکاتی مهم جهت شفافسازی به اطلاع عموم فرهنگیان و فعالان صنفی کشور برسد:
با وجود #خروج این افراد از کشور، گزارشهایی از تلاشهای سازمانیافته و چندبارهی آنان برای بهرهبرداری #شخصی از جایگاه شورا و ایفای نقشهای #نمایندگی در مجامع بینالمللی، با سواستفاده از روابط خود در شورا به دست ما رسیده است.
بهطور مشخص، مأموریت خانم شیوا عاملیراد بهعنوان رابط شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران با اتحادیه جهانی معلمان (EI)، طبق مصوبه شورا به پایان رسیده است. با این وجود، تاکنون برخی از تشکلهای عضو، از جمله #تهران، #کردستان و #هرسین، مانع رسانه ای شدن بهطور رسمی و اعلام اتمام این مأموریت و معرفی جایگزین به دبیرخانه شده اند و این تعلل، زمینهساز برخی تحرکات غیررسمی و خلاف مصوبات شورا شده است.
طبق اطلاعات موثق، در روز شنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۴، آقای #محمود_بهشتی_لنگرودی، از اعضای کانون صنفی معلمان تهران، در اقدامی بحثبرانگیز، از طرف دبیرخانه شورا و با حمایت برخی افراد خارج از کشور، طرحی برای ایجاد پُست ساختگی، جدید بینالمللی برای این سه نفر (عبدی، لطفی، عاملیراد) مطرح کرده است. هدف این اقدام، دریافت نامه رسمی از طرف شورا برای این افراد در خارج از کشور با ماموریت بینالمللی عنوان شده است؛ اقدامی که در نهایت منجر به حذف “خانه کارگر” از عضویت در اتحادیه جهانی کار و جایگزینی شورای هماهنگی بهعنوان نماینده ایران در آن مجمع خواهد شد.
این در حالی است که چنین اقدامی نهتنها مغایر با مصوبات رسمی شورای هماهنگی است، بلکه سابقه این افراد در تلاشهای چندساله برای برکناری آقای محمد خاکساری از رابطی اتحادیه معلمان، اکنون با عملکردی دوگانه و کاملاً متناقض همراه شده است.
✅ از کلیه معلمان و فعالان صنفی کشور درخواست میشود، ضمن هوشیاری در برابر اینگونه تحرکات غیرشفاف، خواهان #شفافسازی «مواضع رسمی» #شورای_هماهنگی_تشکلهای_صنفی_فرهنگیان_ایران، اعلام «پایان مأموریت نمایندگی» سابق خانم عاملیراد، و جلوگیری از سوءاستفادههای احتمالی از جایگاه شورا در مجامع بینالمللی شوند؛ تا بیش از این برای معلمان داخل کشور هزینهتراشی نشود.
اتحاد، شفافیت و پایبندی به اصول، تنها راه حفظ اعتبار جنبش صنفی فرهنگیان است.
#نه_به_فعالین_فیک_صنفی
#پاسارگادنیوزKFP
🌐🌐 @PN_KFP
درباره سوءاستفاده برخی افراد خارج از کشور از اعتبار شورای هماهنگی
در پی تحرکات اخیر برخی فعالین صنفی از جمله آقایان #اسماعیل_عبدی، #اسکندر_لطفی و خانم #شیوا_عاملیراد، لازم است نکاتی مهم جهت شفافسازی به اطلاع عموم فرهنگیان و فعالان صنفی کشور برسد:
با وجود #خروج این افراد از کشور، گزارشهایی از تلاشهای سازمانیافته و چندبارهی آنان برای بهرهبرداری #شخصی از جایگاه شورا و ایفای نقشهای #نمایندگی در مجامع بینالمللی، با سواستفاده از روابط خود در شورا به دست ما رسیده است.
بهطور مشخص، مأموریت خانم شیوا عاملیراد بهعنوان رابط شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران با اتحادیه جهانی معلمان (EI)، طبق مصوبه شورا به پایان رسیده است. با این وجود، تاکنون برخی از تشکلهای عضو، از جمله #تهران، #کردستان و #هرسین، مانع رسانه ای شدن بهطور رسمی و اعلام اتمام این مأموریت و معرفی جایگزین به دبیرخانه شده اند و این تعلل، زمینهساز برخی تحرکات غیررسمی و خلاف مصوبات شورا شده است.
طبق اطلاعات موثق، در روز شنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۴، آقای #محمود_بهشتی_لنگرودی، از اعضای کانون صنفی معلمان تهران، در اقدامی بحثبرانگیز، از طرف دبیرخانه شورا و با حمایت برخی افراد خارج از کشور، طرحی برای ایجاد پُست ساختگی، جدید بینالمللی برای این سه نفر (عبدی، لطفی، عاملیراد) مطرح کرده است. هدف این اقدام، دریافت نامه رسمی از طرف شورا برای این افراد در خارج از کشور با ماموریت بینالمللی عنوان شده است؛ اقدامی که در نهایت منجر به حذف “خانه کارگر” از عضویت در اتحادیه جهانی کار و جایگزینی شورای هماهنگی بهعنوان نماینده ایران در آن مجمع خواهد شد.
این در حالی است که چنین اقدامی نهتنها مغایر با مصوبات رسمی شورای هماهنگی است، بلکه سابقه این افراد در تلاشهای چندساله برای برکناری آقای محمد خاکساری از رابطی اتحادیه معلمان، اکنون با عملکردی دوگانه و کاملاً متناقض همراه شده است.
✅ از کلیه معلمان و فعالان صنفی کشور درخواست میشود، ضمن هوشیاری در برابر اینگونه تحرکات غیرشفاف، خواهان #شفافسازی «مواضع رسمی» #شورای_هماهنگی_تشکلهای_صنفی_فرهنگیان_ایران، اعلام «پایان مأموریت نمایندگی» سابق خانم عاملیراد، و جلوگیری از سوءاستفادههای احتمالی از جایگاه شورا در مجامع بینالمللی شوند؛ تا بیش از این برای معلمان داخل کشور هزینهتراشی نشود.
اتحاد، شفافیت و پایبندی به اصول، تنها راه حفظ اعتبار جنبش صنفی فرهنگیان است.
#نه_به_فعالین_فیک_صنفی
#پاسارگادنیوزKFP
🌐🌐 @PN_KFP
👍83❤10👏9👌2
چرا بعضی افراد در صنف معلمان علیه اتحادیه کارگران نقشه بکشند و به دنبال حذف آنان از اتحادیه جهانی کارگران باشند؟
۱. پیشینه تاریخی در ایران
• از دهه ۱۳۶۰ به بعد: جمهوری اسلامی همیشه با تشکلهای مستقل مشکل داشته. هرجا کارگران یا معلمان خواستن اتحادیه واقعی درست کنن، رژیم با فشار، بازداشت و نفوذ تلاش کرده اون رو کنترل کنه.
• کارگران به دلیل ارتباط مستقیم با اعتصابات و نیروی عملی، برای حکومت خطرناکتر بودن. برای همین تلاش شد تشکلهای کارگری تضعیف بشن یا جایگزین «خانه کارگر» بشن که عملاً بازوی حکومته.
• معلمان هم در این سالها درگیر همین ماجرا شدن، اما چون بخشی از بدنه آموزشوپرورش بودن، بعضی افراد فرصت پیدا کردن خودشون رو به عنوان «نماینده مستقل» جا بزنن، درحالیکه رابطه پشتپرده با حکومت داشتن.
۲. دلیل نقشهکشیدن برای حذف کارگران
1. قدرت در اتحادیههای جهانی
عضویت در اتحادیههای جهانی مثل «ITUC» یا «EI» اعتبار زیادی داره. هر صنفی که عضو باشه، صدای بینالمللی پیدا میکنه. حذف کارگران یعنی جا باز بشه برای معلمان تا خودشون رو به عنوان تنها «نماینده مستقل» ایران معرفی کنن.
2. رقابت بر سر منابع مالی
اتحادیههای جهانی گاهی حمایت مالی و پروژههای آموزشی-کارگری ارائه میدن. کسانی که دنبال رانت و منافع شخصی هستن، میخوان این منابع به جیب خودشون یا گروهشون بره، نه به کارگران واقعی.
3. خط امنیتی جمهوری اسلامی
خیلی وقتها دستگاه امنیتی ترجیح میده یک صنف نسبتاً «بیخطرتر» مثل معلمان رو تقویت کنه تا کارگران رو حذف کنه. چون معلمان کمتر دست به اعتصاب گستردهی فلجکننده میزنن، ولی کارگران با یک اعتصاب نفت یا حملونقل میتونن کشور رو زمینگیر کنن.
پس، چهبسا افرادی در صنف معلمان مأموریت دارن اتحادیه کارگران رو در سطح بینالمللی تضعیف کنن.
۳. نمونههای رفتاری مشابه
• در دهههای اخیر، رژیم بارها تلاش کرده «خانه کارگر» رو جایگزین اتحادیههای مستقل کنه. همون مدل الان در صنف معلمان هم پیاده میشه؛ چند نفر بهظاهر منتقد ولی در عمل هماهنگ با حاکمیت.
• در سالهای اخیر، دیده شده بعضی فعالان صنفی که خیلی رسانهای میشن، بعد از مدتی به شکل مشکوکی از زندان آزاد میشن یا موقعیت ویژه پیدا میکنن. این نشونهی همکاری یا مأموریت گرفتن برای کنترل فضاست.
۴. نتیجه
پس وقتی چند نفر در صنف معلمان تلاش میکنن کارگران رو از اتحادیه جهانی بیرون کنند، پشتش ترکیبی از:
• قدرتطلبی شخصی،
• طمع مالی و جایگاه بینالمللی،
• و خط مأموریتی رژیم برای تضعیف صدای واقعی کارگران
قرار دارد. درواقع، این حرکت یک خیانت به جنبش صنفی ایران محسوب میشه، چون به جای همبستگی، باعث تفرقه و حذف نیروهای واقعی میشود
#نه_به_فعالین_فیک_صنفی
➖➖➖
#پاسارگادنیوزKFP
🌐 🌐 @PN_KFP
۱. پیشینه تاریخی در ایران
• از دهه ۱۳۶۰ به بعد: جمهوری اسلامی همیشه با تشکلهای مستقل مشکل داشته. هرجا کارگران یا معلمان خواستن اتحادیه واقعی درست کنن، رژیم با فشار، بازداشت و نفوذ تلاش کرده اون رو کنترل کنه.
• کارگران به دلیل ارتباط مستقیم با اعتصابات و نیروی عملی، برای حکومت خطرناکتر بودن. برای همین تلاش شد تشکلهای کارگری تضعیف بشن یا جایگزین «خانه کارگر» بشن که عملاً بازوی حکومته.
• معلمان هم در این سالها درگیر همین ماجرا شدن، اما چون بخشی از بدنه آموزشوپرورش بودن، بعضی افراد فرصت پیدا کردن خودشون رو به عنوان «نماینده مستقل» جا بزنن، درحالیکه رابطه پشتپرده با حکومت داشتن.
۲. دلیل نقشهکشیدن برای حذف کارگران
1. قدرت در اتحادیههای جهانی
عضویت در اتحادیههای جهانی مثل «ITUC» یا «EI» اعتبار زیادی داره. هر صنفی که عضو باشه، صدای بینالمللی پیدا میکنه. حذف کارگران یعنی جا باز بشه برای معلمان تا خودشون رو به عنوان تنها «نماینده مستقل» ایران معرفی کنن.
2. رقابت بر سر منابع مالی
اتحادیههای جهانی گاهی حمایت مالی و پروژههای آموزشی-کارگری ارائه میدن. کسانی که دنبال رانت و منافع شخصی هستن، میخوان این منابع به جیب خودشون یا گروهشون بره، نه به کارگران واقعی.
3. خط امنیتی جمهوری اسلامی
خیلی وقتها دستگاه امنیتی ترجیح میده یک صنف نسبتاً «بیخطرتر» مثل معلمان رو تقویت کنه تا کارگران رو حذف کنه. چون معلمان کمتر دست به اعتصاب گستردهی فلجکننده میزنن، ولی کارگران با یک اعتصاب نفت یا حملونقل میتونن کشور رو زمینگیر کنن.
پس، چهبسا افرادی در صنف معلمان مأموریت دارن اتحادیه کارگران رو در سطح بینالمللی تضعیف کنن.
۳. نمونههای رفتاری مشابه
• در دهههای اخیر، رژیم بارها تلاش کرده «خانه کارگر» رو جایگزین اتحادیههای مستقل کنه. همون مدل الان در صنف معلمان هم پیاده میشه؛ چند نفر بهظاهر منتقد ولی در عمل هماهنگ با حاکمیت.
• در سالهای اخیر، دیده شده بعضی فعالان صنفی که خیلی رسانهای میشن، بعد از مدتی به شکل مشکوکی از زندان آزاد میشن یا موقعیت ویژه پیدا میکنن. این نشونهی همکاری یا مأموریت گرفتن برای کنترل فضاست.
۴. نتیجه
پس وقتی چند نفر در صنف معلمان تلاش میکنن کارگران رو از اتحادیه جهانی بیرون کنند، پشتش ترکیبی از:
• قدرتطلبی شخصی،
• طمع مالی و جایگاه بینالمللی،
• و خط مأموریتی رژیم برای تضعیف صدای واقعی کارگران
قرار دارد. درواقع، این حرکت یک خیانت به جنبش صنفی ایران محسوب میشه، چون به جای همبستگی، باعث تفرقه و حذف نیروهای واقعی میشود
#نه_به_فعالین_فیک_صنفی
➖➖➖
#پاسارگادنیوزKFP
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍66❤9💯2🤯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔵در۱۳ آذر، به مناسبت روز مبارزه با سانسور
(جهت مطالعه کلیک کنید⬆️)
پستی در کانال رسمی #شورای_هماهنگی_تشکلهای_صنفی_فرهنگیان منتشر شد.
پست مذکور با عنوان «مبارزه با سانسور» در حقیقت خود نوعی سانسور و تحریف بود. بخوانید قیامِ سانسور علیه سانسور با سلاحِ تحریف
🟠در این پست، برخی از قربانیان راه آزادی، مانند حمید حاجیزاده و پسرش کارون، در کنار چندین چهرهی جنجالی جداییطلب و کسانی که به نحوی با همکاری فکری یا عملی در ایجاد وضعیت کنونی کشور نقش داشتهاند، نشان داده شدهاند.
نمونهای از این افراد داریوش فروهر است که دخترش پرستو اخیراً با بازگشت به ایران مسیر خونخواهی پدر را رها کرده و راه همسو شدن با شرایط موجود را انتخاب کرده. خونخواهِ پدر امروز شده خونشورِ او
انتشار تصاویر جداییطلبانی مانند عبدالرحمن قاسملو و ملا ممد ربیعی توسط شورا،
و یا نویسندگانی که در زمان حیات شوروی و فعالیتهای کمونیستی فعال بودهاند، چه پیامی میتواند داشته باشد؟
🟡انتشار چنین پستهایی بدون اشاره به سوابق واقعی افراد و تمرکز صرف بر حاشیه چه معنی میتواند داشته باشد؟
آیا جز این است که شورا و عوامل پشت صحنه (طبق شهادت های افراد ریزشی سابق شورا که غالبا تفکر چپ دارند) قصد دارند خائنان به میهن را در قالب قهرمان ملی به مخاطب، بهویژه دانشآموزان معرفی کنند!؟
برخی شواهد نیز نشان میدهد که در تهیه و انتشار این پست، کانون نویسندگان نقشی غیرمستقیم داشته است
🟣با قرار دادن کارون کنار این افراد و نادیده گرفتن سوابق سیاسی و ضدوطنی برخی، قصد دارند به مخاطب القا کنند که سرنوشت همهی این افراد مشابه بوده و آنان قربانی هستند.
این اقدام نوعی «ساخت هویت فیک» است و ایجاد مشروعیت و مظلومیت به چهرههای چپ و جداییطلب بوده.
🔻در علوم ارتباطات، به این تکنیک (چارچوببندی ادراکی) گفته میشود: با قرار دادن افرادِ بسیار متفاوت در یک قاب واحد، مخاطب به تدریج آنان را 《همسنخ》《همسرنوشت》و 《همارزش》میپندارد، فرایندی که درنهایت به بازسازی واقعیت به نفع اهداف ایدئولوژیک منتهی میشود.
🟢⚪️🔴ما، به عنوان دلسوزان این سرزمین، به خانوادهها و معلمان وطنپرست هشدار میدهیم: اگر امروز در برابر این انحرافها، کژروی ها و دستکاریها ایستادگی نکنید، فردا روز این کشور از نظر آموزشی و فرهنگی (آ.پ) تهیتر و آسیبپذیرتر و ناکارآمدتر خواهد شد.
به همین دلیل، اعتماد به انجمنها و #فعالین_فیکی که قهرمانان خود را درکنار چهرههای مشکوک جُسته و معرفی میکنند، خطری جدی برای سلامتِ فرهنگی جامعه است.
🔹در حمایتهای خود از رسانه هوشیار باشید تا بتدریج دچارِ خوگیری در نقضِ فاحشِ اعتمادتان نشوید 🤝
#نه_به_فعالین_فیک_صنفی
➖➖➖➖
#پاسارگادنیوزKFP
🌐 🌐 @PN_KFP
(جهت مطالعه کلیک کنید⬆️)
پستی در کانال رسمی #شورای_هماهنگی_تشکلهای_صنفی_فرهنگیان منتشر شد.
پست مذکور با عنوان «مبارزه با سانسور» در حقیقت خود نوعی سانسور و تحریف بود. بخوانید قیامِ سانسور علیه سانسور با سلاحِ تحریف
🟠در این پست، برخی از قربانیان راه آزادی، مانند حمید حاجیزاده و پسرش کارون، در کنار چندین چهرهی جنجالی جداییطلب و کسانی که به نحوی با همکاری فکری یا عملی در ایجاد وضعیت کنونی کشور نقش داشتهاند، نشان داده شدهاند.
نمونهای از این افراد داریوش فروهر است که دخترش پرستو اخیراً با بازگشت به ایران مسیر خونخواهی پدر را رها کرده و راه همسو شدن با شرایط موجود را انتخاب کرده. خونخواهِ پدر امروز شده خونشورِ او
انتشار تصاویر جداییطلبانی مانند عبدالرحمن قاسملو و ملا ممد ربیعی توسط شورا،
و یا نویسندگانی که در زمان حیات شوروی و فعالیتهای کمونیستی فعال بودهاند، چه پیامی میتواند داشته باشد؟
🟡انتشار چنین پستهایی بدون اشاره به سوابق واقعی افراد و تمرکز صرف بر حاشیه چه معنی میتواند داشته باشد؟
آیا جز این است که شورا و عوامل پشت صحنه (طبق شهادت های افراد ریزشی سابق شورا که غالبا تفکر چپ دارند) قصد دارند خائنان به میهن را در قالب قهرمان ملی به مخاطب، بهویژه دانشآموزان معرفی کنند!؟
برخی شواهد نیز نشان میدهد که در تهیه و انتشار این پست، کانون نویسندگان نقشی غیرمستقیم داشته است
🟣با قرار دادن کارون کنار این افراد و نادیده گرفتن سوابق سیاسی و ضدوطنی برخی، قصد دارند به مخاطب القا کنند که سرنوشت همهی این افراد مشابه بوده و آنان قربانی هستند.
این اقدام نوعی «ساخت هویت فیک» است و ایجاد مشروعیت و مظلومیت به چهرههای چپ و جداییطلب بوده.
🔻در علوم ارتباطات، به این تکنیک (چارچوببندی ادراکی) گفته میشود: با قرار دادن افرادِ بسیار متفاوت در یک قاب واحد، مخاطب به تدریج آنان را 《همسنخ》《همسرنوشت》و 《همارزش》میپندارد، فرایندی که درنهایت به بازسازی واقعیت به نفع اهداف ایدئولوژیک منتهی میشود.
🟢⚪️🔴ما، به عنوان دلسوزان این سرزمین، به خانوادهها و معلمان وطنپرست هشدار میدهیم: اگر امروز در برابر این انحرافها، کژروی ها و دستکاریها ایستادگی نکنید، فردا روز این کشور از نظر آموزشی و فرهنگی (آ.پ) تهیتر و آسیبپذیرتر و ناکارآمدتر خواهد شد.
به همین دلیل، اعتماد به انجمنها و #فعالین_فیکی که قهرمانان خود را درکنار چهرههای مشکوک جُسته و معرفی میکنند، خطری جدی برای سلامتِ فرهنگی جامعه است.
🔹در حمایتهای خود از رسانه هوشیار باشید تا بتدریج دچارِ خوگیری در نقضِ فاحشِ اعتمادتان نشوید 🤝
#نه_به_فعالین_فیک_صنفی
➖➖➖➖
#پاسارگادنیوزKFP
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍73👏3❤2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بانو #سپیده_صفاریان در گفتوگویی با شبکه منوتو، ضمن تشریح بیانیه معلمان میهنپرست پادشاهیخواه درباره دانشآموزان جانباخته، به افشای ماهیت ضدفرهنگی شورای تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران و سوءاستفاده این شورا از عنوان «فرهنگیان» میپردازد
#نه_به_فعالین_فیک_صنفی
➖➖➖➖
#R2P4IRAN
#انقلاب_شیروخورشید
#جاویدشاه
#پاسارگادنیوزKFP
🌐 🌐 @PN_KFP
#نه_به_فعالین_فیک_صنفی
➖➖➖➖
#R2P4IRAN
#انقلاب_شیروخورشید
#جاویدشاه
#پاسارگادنیوزKFP
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍59🙏5❤2😡1