.
بی تردید اکثر ما در دوران نوجوانی این قصیده درخشان بانو #رخشنده_اعتصامی معروف به #پروین_اعتصامی با این مطلع را در کتابهای درسی خواندهایم:
زن در #ایران پیش از این گویی که ایرانی نبود
پیشهاش جز تیرهروزی و پریشانی نبود
زندگی و مرگش اندر کنج عزلت میگذشت
زن چه بود آن روزها، گر زآنکه زندانی نبود؟
اما چه بسا کمتر بدانیم که این قصیده درباره اعطای حق آزادی به زنان در دوران #شاهنشاه #رضاشاه_بزرگ سروده شد؛ و سه بیت آخر این قصیده که به تجلیل از رضا شاه بزرگ و این اقدام او میپردازند، از کتابهای ما - و حتی از کتابهای موجود در بازار - حذف شده بودند:
خسروا دست توانای تو آسان کرد کار
ورنه در این کار سخت، امید آسانی نبود
شه نمیشد گر در این گمگشته کشتی ناخدای
ساحلی پیدا از این دریای طوفانی نبود
باید این انوار را پروین به چشم عقل دید
مِهر رخشان را نشاید گفت نورانی نبود
و حال اگر به بیتهای آغازین این قصیده بازگردیم، خواهیم دید که مطلع این قصیده یعنی «زن در ایران پیش از این گویی که ایرانی نبود» برگرفته از سخنرانی رضا شاه بزرگ به مناسبت روز آزادی زن در ایران است؛ و در حقیقت پروین نثر رضا شاه بزرگ را به نظم کشیده است:
«بینهایت مسرورم که میبینم خانمها در نتیجه دانایی و معرفت به وضعیت خود آشنا و به حقوق و مزایای خود پی بردهاند. همانطور که خانم تربیت اشاره نمودند، زنهای این کشور به واسطه خارج بودن از اجتماع نمی توانستند استعداد و لیاقت ذاتی خود را بروز دهند؛ بلکه باید بگویم که نمیتوانستند حق خود را نسبت به کشور و میهن عزیز خود ادا نمایند و بالاخره خدمات و فداکاری خود را آنطور که شایسته است انجام دهند؛ و حالا می روند علاوه بر امتیاز برجستۀ مادری که دارا میباشند، از مزایای دیگر اجتماع نیز بهرهمند گردند.
نباید از نظر دور بداریم که نصف جمعیت کشور ما به حساب نمیآمد؛ یعنی نصف قوای عاملۀ مملکت بیکار بود. هیچوقت احصائیه [سرشماری] از زنها برداشته نمیشد، مثل اینکه زنها یک افراد دیگری بودند و جزء جمعیت ایران به شمار نمیآمدند. خیلی جای تأسف است که فقط یک مورد ممکن بود احصائیه زنها برداشته شود؛ و آن موقعی بود که وضعیت ارزاق در مضیقه میافتاد و در آن موقع سرشماری میکردند و میخواستند تامین آذوقه نمایند...»
پروین، پیش از این در بخشی از سخنرانی خود در خرداد ماه 1303 خورشیدی در روز جشن فارغالتحصیلیاش در «مدرسه دخترانه آمریکایی تهران» با عنوان «زن و تاریخ» درباره ستمی که در طی قرون و اعصار، در شرق و غرب به زنان روا داشتهاند سخن گفته بود. بخشی از این سخنرانی:
«سرانجام زن پس از قرنها درماندگی، حق فکری و ادبی خود را به دست آورد و به مرکز حقیقی خود نزدیک شد... در این عصر، مفهوم عالی «زن» و «مادر» معلوم شد و معنی روحبخش این دو کلمه که موسس بقا و ارتقاء انسان است، پدیدار گشت. این که بیان کردیم، راجع به اروپا بود. آنجا که مدنیت و صنعت، رایت فیروزی افراشته و اصلاح حقیقی بر اساس فهم و درک تکیه کرده... آنجا که دختران و پسران، بیتفاوت جنسیت، از تربیتهای بدنی و عقلی و ادبی بهرهمند میشوند... آری آنچه گفتیم در این مملکتهای خوشبخت وقوع یافت. عالم نسوان نیز در اثر همت و اقدام، به مدارج ترقی صعود نمود. اما در مشرق که مطلع شرایع و مصدر مدنیت علام بود... کار بر این نهج نمیگذشت.
اخیراٌ کاروان نیکبختی از این منزل کوچ کرد و معمار تمدن از عمارت این مرز و بوم، روی برتافت.... درطی این ایام، روزگار زنان مشرق زمین، همهجا تاریک و اندوهخیز، همهجا آکنده به رنج و مشقت، همهجا پر از اسارت و مذلت بود... مدتهاست که آسایی از خواب گران یأس و حرمان برخاسته، میخواهد آب رفته را به جوی باز آرد. اگرچه برای معالجه این مرض اجتماعی بسیار سخنها گفته و کتابها نوشتهاند، اما داروی بیماری مزمن شرق، منحصر به تربیت و تعلیم است. تربیت و تعلیم حقیقی که شامل زن و مرد باشد و تمام طبقات را از خوان گستردهی معرفت مستفید نماید.
ایران، وطن عزیز ما که مفاخر و مآثر عظیمه آن زینتافزای تاریخ جهان است، ایران که تمدن قدیمیش اروپای امروز را رهین منت و مدیون نعمت خویش دارد، ایران با عظمت و قوتی که قرنها بر اقطار و ابحار عالم حکمروا بود، از مصائب و شداید شرق سهم وافر برده، اکنون به دنبال گمشده خود میدود و به دیدار شاهد نیکبختی میشتابد... امیدواریم به همت دانشمندان و متفکرین، روح فضیلت در ملت ایجاد شود و با تربیت نسوان، اصلاحات مهمه اجتماعی در ایران فراهم گردد. در این صورت، بنای تربیت حقیقی استوار خواهد شد و فرشته اقبال در فضای مملکت سیروس و داریوش بالگشایی خواهد کرد.»
➖➖➖
@PN_KFP
بی تردید اکثر ما در دوران نوجوانی این قصیده درخشان بانو #رخشنده_اعتصامی معروف به #پروین_اعتصامی با این مطلع را در کتابهای درسی خواندهایم:
زن در #ایران پیش از این گویی که ایرانی نبود
پیشهاش جز تیرهروزی و پریشانی نبود
زندگی و مرگش اندر کنج عزلت میگذشت
زن چه بود آن روزها، گر زآنکه زندانی نبود؟
اما چه بسا کمتر بدانیم که این قصیده درباره اعطای حق آزادی به زنان در دوران #شاهنشاه #رضاشاه_بزرگ سروده شد؛ و سه بیت آخر این قصیده که به تجلیل از رضا شاه بزرگ و این اقدام او میپردازند، از کتابهای ما - و حتی از کتابهای موجود در بازار - حذف شده بودند:
خسروا دست توانای تو آسان کرد کار
ورنه در این کار سخت، امید آسانی نبود
شه نمیشد گر در این گمگشته کشتی ناخدای
ساحلی پیدا از این دریای طوفانی نبود
باید این انوار را پروین به چشم عقل دید
مِهر رخشان را نشاید گفت نورانی نبود
و حال اگر به بیتهای آغازین این قصیده بازگردیم، خواهیم دید که مطلع این قصیده یعنی «زن در ایران پیش از این گویی که ایرانی نبود» برگرفته از سخنرانی رضا شاه بزرگ به مناسبت روز آزادی زن در ایران است؛ و در حقیقت پروین نثر رضا شاه بزرگ را به نظم کشیده است:
«بینهایت مسرورم که میبینم خانمها در نتیجه دانایی و معرفت به وضعیت خود آشنا و به حقوق و مزایای خود پی بردهاند. همانطور که خانم تربیت اشاره نمودند، زنهای این کشور به واسطه خارج بودن از اجتماع نمی توانستند استعداد و لیاقت ذاتی خود را بروز دهند؛ بلکه باید بگویم که نمیتوانستند حق خود را نسبت به کشور و میهن عزیز خود ادا نمایند و بالاخره خدمات و فداکاری خود را آنطور که شایسته است انجام دهند؛ و حالا می روند علاوه بر امتیاز برجستۀ مادری که دارا میباشند، از مزایای دیگر اجتماع نیز بهرهمند گردند.
نباید از نظر دور بداریم که نصف جمعیت کشور ما به حساب نمیآمد؛ یعنی نصف قوای عاملۀ مملکت بیکار بود. هیچوقت احصائیه [سرشماری] از زنها برداشته نمیشد، مثل اینکه زنها یک افراد دیگری بودند و جزء جمعیت ایران به شمار نمیآمدند. خیلی جای تأسف است که فقط یک مورد ممکن بود احصائیه زنها برداشته شود؛ و آن موقعی بود که وضعیت ارزاق در مضیقه میافتاد و در آن موقع سرشماری میکردند و میخواستند تامین آذوقه نمایند...»
پروین، پیش از این در بخشی از سخنرانی خود در خرداد ماه 1303 خورشیدی در روز جشن فارغالتحصیلیاش در «مدرسه دخترانه آمریکایی تهران» با عنوان «زن و تاریخ» درباره ستمی که در طی قرون و اعصار، در شرق و غرب به زنان روا داشتهاند سخن گفته بود. بخشی از این سخنرانی:
«سرانجام زن پس از قرنها درماندگی، حق فکری و ادبی خود را به دست آورد و به مرکز حقیقی خود نزدیک شد... در این عصر، مفهوم عالی «زن» و «مادر» معلوم شد و معنی روحبخش این دو کلمه که موسس بقا و ارتقاء انسان است، پدیدار گشت. این که بیان کردیم، راجع به اروپا بود. آنجا که مدنیت و صنعت، رایت فیروزی افراشته و اصلاح حقیقی بر اساس فهم و درک تکیه کرده... آنجا که دختران و پسران، بیتفاوت جنسیت، از تربیتهای بدنی و عقلی و ادبی بهرهمند میشوند... آری آنچه گفتیم در این مملکتهای خوشبخت وقوع یافت. عالم نسوان نیز در اثر همت و اقدام، به مدارج ترقی صعود نمود. اما در مشرق که مطلع شرایع و مصدر مدنیت علام بود... کار بر این نهج نمیگذشت.
اخیراٌ کاروان نیکبختی از این منزل کوچ کرد و معمار تمدن از عمارت این مرز و بوم، روی برتافت.... درطی این ایام، روزگار زنان مشرق زمین، همهجا تاریک و اندوهخیز، همهجا آکنده به رنج و مشقت، همهجا پر از اسارت و مذلت بود... مدتهاست که آسایی از خواب گران یأس و حرمان برخاسته، میخواهد آب رفته را به جوی باز آرد. اگرچه برای معالجه این مرض اجتماعی بسیار سخنها گفته و کتابها نوشتهاند، اما داروی بیماری مزمن شرق، منحصر به تربیت و تعلیم است. تربیت و تعلیم حقیقی که شامل زن و مرد باشد و تمام طبقات را از خوان گستردهی معرفت مستفید نماید.
ایران، وطن عزیز ما که مفاخر و مآثر عظیمه آن زینتافزای تاریخ جهان است، ایران که تمدن قدیمیش اروپای امروز را رهین منت و مدیون نعمت خویش دارد، ایران با عظمت و قوتی که قرنها بر اقطار و ابحار عالم حکمروا بود، از مصائب و شداید شرق سهم وافر برده، اکنون به دنبال گمشده خود میدود و به دیدار شاهد نیکبختی میشتابد... امیدواریم به همت دانشمندان و متفکرین، روح فضیلت در ملت ایجاد شود و با تربیت نسوان، اصلاحات مهمه اجتماعی در ایران فراهم گردد. در این صورت، بنای تربیت حقیقی استوار خواهد شد و فرشته اقبال در فضای مملکت سیروس و داریوش بالگشایی خواهد کرد.»
➖➖➖
@PN_KFP
❤106👏23🕊2