Philosophy Cafe ♨️
3.44K subscribers
3.52K photos
508 videos
636 files
1.37K links
مکانی متفاوت برای آدم‌های متفاوت

1. @NaderiOmid66

2. @Ali_soltanzadeh

3. @khadem_ar

4. @M_H_Tavassoli

5. @AmiraliEbrahimzadeh

6. @Amin_sbu


telegram.me/PhilosophyCafe ♨️
Download Telegram
🔘 #تشکیک‌عرضی‌فهم

بیشتر اوقات در بحث‌های فلسفی با دوستانی که فلسفه اسلامی خوانده‌اند موقعی که صحبت از فهم می‌شود از تشکیکی بودن فهم صحبت به میان‌ می‌آورند و منظور آن‌ها نیز تشکیک طولی است و تا به حال به شخصِ ندیده‌ام که هیچ کدام از تشکیک عرضی در فهم سخن بگویند و اساسا نمی‌دانم که چیزی به اسم تشکیک عرضی فهم در فلسفه اسلامی داریم و یا خیر، هرچند خود مفهوم تشکیک عرضی وجود دارد و بسیاری با آن مخالفت کرده‌اند و این نظریه را ناتوان در توجیه مباحث وجودی‌شناختی به مانند تشکیک طولی دانسته‌اند، اما در اینجا بنده نمی‌خواهم وارد این مبحث شوم و قصدم چیز دیگری است و آن نیز چیزی نیست جز نشان دادن تشکیک عرضی فهم و معضلات نپرداختن به آن در فلسفه اسلامی. اما پیش از آن‌که به این موضوع بپردازم بد نیست در باب فلسفه مشاء این نکته گفته شود که عکس آنچه تاریخ فلسفه‌ها می‌گویند از نظر بنده هرچند مشاء به معنای 《راه رونده》 است ولی نباید این‌گونه فهم کرد که ارسطو در حال قدم زدن تدریس می‌کرده است و بل بدین معنا است که وی فلسفه را جریان داشتن مداوم و صیرورت می‌دانست، روندگی هم در عقل و هم در جریان عقل، یعنی ارسطو هم به روندگی و صیرورت در عقل شخصی معتقد است و هم به روندگی در جریان تجربه عقل بشری و از طرف دیگر روندگی یعنی در کنار هم راه رفتن، نه جلوتر بودن و نه عقب‌تر و بل در کنار هم بودن و به رسمیت شناختن دیگری و این یعنی نفی هر‌گونه مرید و مرادی، در همین‌جا از این نکته استفاده می‌کنم و باور دارم که در فلسفه اسلامی چون تشکیک عرضی فهم محلی از اعراب ندارد، به تبع آن نیز دیگری هیچ جایگاهی نخواهد داشت و آنچه که باقی می‌ماند تشکیک طولی و بالا و پایین بودن و تشکیل سلسله مرید و مرادی است. در اینجا باید به هرمونویتیک در غرب اشاره کرد که این واژه را با از آن خود کردن به معنای به رسمیت شناختن رای دیگری فهم می‌کنم. این معنا از هرمنویتیک یعنی به رسمیت شناختن فهم دیگری سرچشمه مسائل بسیار عمده‌ای می‌شود که ما در فلسفه اسلامی از آن‌ها بی‌بهره هستیم. از جمله آن‌ها به رسمیت شناختن حقوق فردی که باید به عنوان حقوق خود و دیگری از آن یاد کرد، به رسمیت شناختن دیگری به عنوان دانش‌جو نه به عنوان یک تشکیک طولی مریدی که در جهان ما وجود دارد، آزادی در اندیشه و به رسمیت شناختن تکثر و بسیاری از این دست مسائل که می‌توان نام برد. درست همین نداشتن تشکیک عرضی به معنای به رسمیت نشناختن دیگری سرسلسله این مسائل است که از گذشته تاکنون ما با آن‌ها در حال دست و پنجه نرم کردن هستیم. وقت آن رسیده است که فلسفه ما از تشکیک طولی فهم دست بردارد و تشکیک عرضی فهم را به رسمیت بشناسد.

🔘 #امید_نادری

@PhilosophyCafe ♨️
آیا هنوز کهنسالی هست که از جنونِ پرسشی شب‌ها قایقرانی کند؟
آیا هنوز کودکی هست
خار در پاهایش رود
و جیغ نکِشد؟
کدامین انسان‌ها آبستن پرسشند
وقتی هنوز بادبادک‌ها روی زمینند؟

#میم_اردیبهشت

@PhilosophyCafe ♨️
Philosophy Cafe ♨️ pinned «🔘 #تشکیک‌عرضی‌فهم بیشتر اوقات در بحث‌های فلسفی با دوستانی که فلسفه اسلامی خوانده‌اند موقعی که صحبت از فهم می‌شود از تشکیکی بودن فهم صحبت به میان‌ می‌آورند و منظور آن‌ها نیز تشکیک طولی است و تا به حال به شخصِ ندیده‌ام که هیچ کدام از تشکیک عرضی در فهم سخن بگویند…»
🖋 هیچ زمامداری حق ندارد از تقصیرهایی که شهروندان مرتکب میشوند شکایت کند چون تقصیرهای اینان یا از اهمال خود او نشأت میگیرند یا از اینکه خودش سرمشق بدی برای شهروندان است. اگر در احوال مللی که امروز به دزدی و راهزنی و معایبی از این قبیل متهمند نیک بنگریم خواهیم دید که چون زمامدارانشان دارای آن معایبند، آنگونه شده اند. ... مردمان آن منطقه از آن رو چنان بودند که زمامدارانشان فاسد بودند نه از آن رو که، چنانکه زمامدارانشان ادعا میکردند، طبیعت مردمان فاسد شده بود. آن زمامداران تنگدست بودند و میخواستند مانند توانگران زندگی کنند. از این رو چاره نداشتند جز اینکه راه دزدی و غارت در پیش گیرند؛ و این کار را به انحاء گوناگون انجام میدادند. یکی از وسایل زیانباری که از آن استفاده میکردند این بود که با وضع قانون، عملی را ممنوع میساختند و آنگاه خودشان نخستین کسانی بودند که موجبات تجاوز از آن قانون را فراهم میکردند؛ ولی کسانی را که خلاف قانون عمل کرده بودند هنگامی مجازات میکردند که میدیدند مردمان بسیاری مرتکب آن تقصیر شده اند؛ پس مجازات برای نگاه داشتن حرمت قانون نبود بلکه مرادشان این بود که جریمه ای هر چه بیشتر وصول کنند.

📚 از کتاب «گفتارها»، نوشتۀ نیکولو ماکیاولی 📚

@philosophycafe
Puppeteers, of Course..

@PhilosophyCafe
🔘#معرفی_فیلم

🔘 #فیلم_سوم
🔘 #Agora

داستان این فیلم دربارهٔ هیپاتیا (ریچل وایس) بانوی ستاره‌شناس و فیلسوف در اسکندریه در دوران حکومت روم بر این سرزمین در قرن چهارم میلادی و رابطه او با دو رقیب عشقی، یکی برده‌اش داووس (مکس مینگلا) و دیگری اشراف‌زاده‌ای به‌نام اریستس (اسکار آیزاک) است. داووس از سویی عاشق بانوی خود شده و از سویی دیگر می‌تواند با پیوستن به طغیان مسیحیان به آزادی برسد. در کنار داستان رمانتیک فیلم، داستان تاریخی نیز روایت می‌شود؛ داستان قدرت‌گیری مسیحیان و تسلط تعصب و جهل مذهبی بر خردورزی و دانش، که تصویری نمادین از کشمش‌های ایدئولوژیک دوران معاصر را تداعی می‌کند.
#دانلود: 👇👇👇

http://dl.upload8.net/Film/2009/Agora.2009.720p.Film9.mkv

@PhilosophyCafe ♨️
🔘 #معرفی_فیلم

🔘 #فیلم_چهارم

🔘 #Inception

《کاب》 یک دزد ماهر در استخراج اسرار ارزشمند مورد نیاز مراکز مرموز است. توانایی او در این است که هنگامی که دیگران در خواب هستند و ذهنشان در آسیب پذیرترین وضعیت است ، اسرار کلیدی آنان را از درون رویاهایشان ربوده و در دنیای بیرون از خواب ، این اسرار را به خریداران متقاضی عرضه می کند. اما همین امر او را به یک خلافکار فراری تبدیل کرده و باعث شده است نزدیکترین کسانش را در این راه از دست بدهد. اکنون به کاب فرصتی برای آزادی پیشنهاد می شود. او با انجام این ماموریت می تواند زندگی‌اش را پس بگیرد ، اما تنها در صورتی که بتواند امری غیر ممکن به نام تلقین را انجام دهد. این بار ، کاب و گروهش باید کاری عکس سرقت را انجام دهند. این بار وظیفه ی آن‌ ها دزدیدن ایده‌ نیست ، بلکه کاشتن یک ایده ی جدید در ذهن فرد مورد نظر می باشد و…

🔘 #دانلود 👇👇👇

1. http://dl.serverdl.pw/1/files/Inception.2010.1080p.BluRay.x265.HEVC.mkv

2. http://dl.serverdl.pw/1/files/Inception.2010.720p.BluRay.x265.HEVC.mkv

#واقعیت #تعین‌پذیری #ایده #حکومت #هستی #چیستی #کیستی

@PhilosophyCafe ♨️
🖋 آدمیان آنقدر از تعصبات فرقه ای و جنگهای خونین مذهبی رنج برده اند و آنقدر بر سر اثبات حقانیت این یا آن دین و یا گرفتن این یا آن قطعه خاک به عبث نزاع کرده اند که امروزه قانع شده اند که بهتر است که یکدیگر را برابر و برادر بشناسند و حقوق مشترکی برای یکدیگر قائل باشند و هیچکس را به دلیل داشتن رنگی یا زبانی یا ملیتی یا عقیده ای خاص فروتر از انسان نشمارند و حقوق کمتری به او ندهند. انسان بودن، برای داشتن حقوقی خاص کافی است، و حاجت نیست که در انسان بودن او نژاد و رنگ و خاک و عقیده و زبان و ملیت و طبقه را داخل کنیم.
... عادلانه تر آن است که نابرابری در حقوق را امری مکتسب بدانیم و هیچکس را پیشاپیش، به دلیل داشتن دینی یا زاده شدن در خانواده ای یا خاکی یا در میان قومی واجد حقوقی خاص نشماریم. و این برخلاف آرای پاره ای از نژادگرایان یا دینداران و یا قومیت پرستان است که برای خود از پیش، حقی قائلند و خود را برتر از دیگران میشمارند و به خود حق میدهند تا با دیگران معاملۀ نامنصفانه و نابرابر کنند و به اندازۀ خود، برای آنها حق انتخاب دین و همسر و تابعیت و حیات و ... قائل نباشند.

📝 از مقالۀ «حکومت دموکراتیک دینی؟»، نوشتۀ عبدالکریم سروش 📝

@philosophycafe
خوابی و چشمِ حادثه بیدار می شود
هفت آسمان به دوش تو آوار می شود

خواب زنانه ای ست به تعبیر گل مکوش
گل در زمین تشنه ی ما خار می شود

برخیز تا به چشم ببینی چه دردناک
آیینه پیش روی تو دیوار می شود

دیگر به انتظار کدامین رسالتی
وقتی عصای معجزه ها مار می شود؟

باز این که بود، گفت انا الحق که هر درخت
در پاسخ انا الحق وی دار می شود؟

وحشت نشسته باز به هر برگ این کتاب
تاریخ را ببین که چه تکرار می شود

استاد محمدعلی بهمنی
#کوهیار
@philosophycafe
goo.gl/XZCmsR

فرگشت انسان سریع‌تر از همیشه در حال رخ دادن است

🔸توانایی پزشکی مدرن برای زنده نگه‌داشتنِ انسان، ما را وسوسه می‌کند که فکر کنیم فرگشت انسان متوقف شده است. مراقبت‌های بهداشتیِ بهتر، با طولانی‌تر کردن عمر برخی افراد، که احتمال بیشتری برای انتقال ژن بین آنها فراهم می‌کند، نیروی محرکۀ مهمی از فرگشت را مختل می‌کند. اما اگر به سرعت ِ فرگشت DNA نگاه کنیم، می‌بینیم که فرگشت انسان متوقف نشده است- حتی ممکن است سریع‌تر از قبل هم در حالِ رخ دادن باشد.

🔹فرگشت، تغییر تدریجیِ DNA یک گونه‌ در نسل‌های بسیار است. فرگشت می‌تواند توسط انتخاب طبیعی رخ دهد، زمانی که صفات خاصی به وسیلۀ جهش‌های ژنتیکی به وجود آید، به بقا یا تکثیر موجود زنده کمک می‌کند. بنابراین چنین جهش‌هایی به احتمال زیاد به نسل بعد منتقل می‌شود، در نتیجه فراوانی آنها در جمعیت افزایش می‌یابد. به تدریج این جهش‌ها و صفات مربوط به آنها در میان کل گروه شایع‌تر می‌شود. با نگاهی به مطالعات جهانیِ DNA خود، می‌توانیم شواهدی را ببینیم که انتخاب طبیعی اخیراً تغییراتی را ایجاد کرده و همچنان تغییراتی را ایجاد می‌کند.

🔸اگرچه مراقبت‌های بهداشتی و سلامتیِ مدرن ما را از بسیاری از علل مرگ دورتر می‌کند، اما در کشورهایی که فاقد دسترسی به مراقبت‌های سلامتی مناسبی هستند، جمعیت‌ها همچنان در حال تکامل می‌باشند. افرادی که از شیوع بیماری‌های عفونی جان سالم به در می‌برند، با دادنِ مقاومت ژنتیکیِ خود به فرزندانشان، انتخاب طبیعی را انجام می‌دهند.

🔹دی ان ای ما، شواهدی از انتخاب اخیر برای مقاومت در برابر بیماری‌های کشنده، مانند تب لاسا و مالاریا، را نشان می‌دهد. انتخاب در پاسخ به مالاریا در مناطقی که این بیماری در آنجا رایج مانده، هنوز در حال انجام است. انسان‌ها با محیط خود نیز سازگار می‌شوند. جهش‌هایی که موجب می‌شود انسان‌ها در ارتفاعات بالاتری زندگی کنند، در جمعیت‌های تبت، اتیوپی و کوهستان‌های آند رایج‌تر شده است. گسترش جهش‌های ژنتیکی در تبت احتمالاً سریع‌ترین تغییر فرگشتی در انسان‌هاست، که طی ۳۰۰۰ سال گذشته رخ داده است...

ادامه مقاله:
bigbangpage.com/?p=80573

ترجمه: زهرا جهانبانی/ سایت بیگ بنگ

🆔 @big_bangpage
برای من خواندن این که شن‌های ساحل نرم است کافی نیست

می‌خواهم پاهای برهنه‌ام آن را حس کند

#معرفتی که قبل آن #احساسی نباشد برایم بیهوده است.

🔘 #آندره_ژید

🔘 #مائده‌های_زمینی

@PhilosophyCafe ♨️
🔘#معرفی_فیلم

🔘 #فیلم_پنجم

🔘 #the_Reader

🔘 خلاصه داستان فیلم : آلمان، پس از جنگ جهاني دوم. هشت سال از پايان رابطه ي «ميشائل برگ» (کروس) با دختري مسن تر از خود، «هانا اشميتس» (وينسلت) مي گذرد. حالا «ميشائل» که دانشجوي حقوق است يک بار ديگر با «هانا» روبه رو مي شود: در يک دادگاه جنايات جنگي که «هانا» را در آن به جرم کار در يک اردوگاه مرگ محاکمه مي کنند. 

🔘 #دانلود 👇👇👇

1. http://cd1.dlshare.ir/film/2018-6/The.Reader.2008.BluRay.720p.mkv

2. http://dl.tehmoviez.download/sr1/mohammad/96/5/17/The.Reader.2008.720p.Ganool.Tehmovies_me.mkv

@PhilosophyCafe ♨️
تاریک اندیشان میخواهند زنان را در سیاهی نگه دارند ؛
آن‌ها از روشن شدن ذهن زن میترسند؛
چون می‌دانند زن بداند، به کودکش هم یاد خواهد داد ..
@PhilosophyCafe ♨️
Forwarded from Lost Cafe ♨️
@LostCafe ♨️
🔘 #شاه‌گرد

در روزگار نه چندان و نه چندان نزدیک واژه #شاگرد به صورت #شاه‌گرد بود و معنای آن هم افرادی بودند که در کنار شاه بودند و به شاه مشورت می‌دانند و او را راهنمایی می‌کردند تا بتواند با خرد و از طریق مشورت بهترین تصمیم ممکن را بگیرد (برای دیدن این موضوع می‌توانید به شاه‌نامه حکیم فردوسی رجوع کنید) و اصلا به معنای این‌ نبوده است که کسی در بالا بایستد و متکلم وحده باشد و بقیه حرف‌های او را یادداشت کنند و به در و دیوار بچسبانند و سعی در توجیه‌ بیانات ایشان داشته باشند، امری که با ورود تفکر ولایت‌محوری تغییر یافت و جهت پیکان‌ها به جای این‌که از سمت شاه‌گردان به طرف وسط باشد از وسط به سمت شاه‌گردان تغییر مسیر داده شد. این اتفاقی بود که هم تفکر سیاسی ما را تغییر داد و هم تفکر آموزشی ما را. در اینجا چیزی که از بین رفت مفهوم #دیگری به مثابه کسی که او هم به اندازه من #قابلیت و #حق تفکر و اظهار نظر دارد. واژه‌ها معنا دارند و معنای هر واژه روایتی است که از سر مردمان آن دیار گذشته است که خود را در آن واژه به ارث گذاشته است. روایت واژه شاه‌گرد هم به همین شکل است. واژه‌ای که بیانگر تاریخ حذف #دیگری در فرهنگ این سرزمین است.

🔘 #امید_نادری

@PhilosophyCafe ♨️
🔘 #دکارت_و_جامعه

دکارت در عصری قرار گرفته بود که دوران گذر بود. فئودالیسم رو به افول بود و نبردها هم‌چنان ادامه داشت، عکس آن‌چه که بسیاری می‌پندارند، دکارت نه آغاز راهی نو و بل ریزش راهی نو در تفکر او بود. همه جمله معروف دکارت تحت عنوان 《من می‌اندیشیم پس هستم》 را شنیده‌ایم و تفاسیر معرفت‌شناسانه و هستی‌شناسانه زیادی در باب آن خوانده‌ایم ولی آنچه که در اینجا قصد گفتنش را داریم هیچ کدام از این دو نیست و بل تفسیری جامعه‌شناسانه است. این جمله دکارت بیان‌گر ریزش خواست آگاهانه و یا ناآگاهانه به رسمیت شناختن فرد و حقوق فردی در مقابل نظام فئودالی است که انسان عصر دکارتی را چه به واسطه فئودال‌ها و چه به واسطه نظام کلیسایی به انقیاد کشیده است. من می‌اندیشم پس هستم دکارت شعاری است که در جلوی لشگر فرد گرایی در مقابل لشگر فئودال_کلیسا بر روی بیرق‌ها نوشته شده است. خواست به رسمیت شناخته شدن سایر فهم‌ها و به عبارت دیگر خواست به رسمیت شناخته شدن دیگری خارج از نظام فئودال_کلیسا و خارج کردن اندیشه و فهم از دست یک نظام متعین کننده فهم. نظامی که هرگونه تفسیر عالم و آدم را خارج از آنچه که خود تفسیر رسمی می‌نامد محکوم به نابودی می‌داند. من می‌اندیشم پس هستم به رسمیت شناختن #من است که در اینجا هم #من است و هم #دگر‌من. در واقع این جمله از اولین نشانه‌های خواست آزادی و دموکراسی و نزدیک شدن به بلوغ در جامعه غربی است. جمله‌ای که بعدها در شعار روشنگری کانت تحت عنوان 《شهامت به کار‌گیری فهم خود را داشته باش》 بازهم نمود پیدا می‌کند. اگر همیشه این جمله را در دوگانه معرفت‌شناختی و هستی‌شناختی بررسی کرده‌اند اینک وقت آن رسیده است که گان معرفت‌شناختی را هم به آن اضافه کنیم و ببینیم چه چیزی از لحاظ اجتماعی باعث شده است که دکارت چنین جمله‌ای را بر زبان بیاورد. آن‌وقت است که شیطان دکارتی، شک، من و همه این‌ها را می‌توان بازتفسیر کرد و نشان داد که این جمله دکارت در تقابل با فئودال_کلیسا برای این امر بر زبان وی جاری و ساری شد تا نشان دهد که نه خیر این‌چنین نیست که فقط شمایگان توانایی رسیدن به فهم و دانش را داشته باشید و بل با کاوش‌های من دکارت این موضوع اثبات می‌شود که این امور نمی‌توانند ما را بفریبند و منِ من را مورد دست‌برد قرار دهند و حال که چنین است با روشی که در ادامه بیان می‌کنم هرکسی می‌تواند خود نقطه آغازی باشد بر فهمیدن بدون نیاز به یک مرجعیت رسمی از فهم و این یعنی این‌که فهم نه‌تنها پدر ندارد و بل نیازی هم به هیچ پدری ندارد.

🔘 #امید_نادری

@PhilosophyCafe ♨️
🗯 خوندن کتابِ «گفتارها» (ماکیاولی)، بالأخره تموم شد. سعی کردم توی این مدتی که میخونم، بخشایی از کتاب رو که برام جالب بود، به اشتراک بذارم تو کانال. 13 تا پیام هست که بخشی از کتاب «گفتارها» رو توش نوشتم و تو کانال گذاشتم. به راحتی میشه با سرچ کلمۀ «ماکیاولی» توی کانال، اون سیزده تا پیام رو دید. البته نمیدونم چند نفر اونا رو خوندن.

🔖 حستون نسبت به ماکیاولی چیه؟ یه اندیشمند طرفدار آزادی یا یه نویسندۀ کثیف سیاسی؟ یا کسی علاقه مند شده که در مورد ماکیاولی بیشتر بخونه؟ ممنون میشم نظرتونو برای بنده بفرستین.
@Ali_soltanzadeh

@philosophycafe