شیرین نشاط (زاده ۶ فروردین ۱۳۳۶ در قزوین)، هنرمند عکاس وفیلمساز ایرانی معاصر است. او برندهٔ تندیس شیر نقرهای جشنواره فیلم ونیز به عنوان بهترین کارگردان بهخاطر فیلم زنان بدون مرداناست. شیرین نشاط هماکنون در نیویورک زندگی میکند.
http://darz.ir/fa/artist/shirin-neshat/artworks
https://fa.m.wikipedia.org/wiki/شیرین_نشاط
@PhilosophyCafe ♨️
http://darz.ir/fa/artist/shirin-neshat/artworks
https://fa.m.wikipedia.org/wiki/شیرین_نشاط
@PhilosophyCafe ♨️
🖋 ما بنای بر این نداریم که یک تحمیلی بر ملتمان بکنیم، اسلام به ما اجازه نداده است که دیکتاتوری بکنیم، ما تابع آرای ملت هستیم، ملت ما هر طور رأی داد ما هم از آنها تبعیت میکنیم، ما حق نداریم، خدای تعالی به ما حق نداده است، پیغمبر اسلام به ما حق نداده است که به ملتمان چیزی را تحمیل بکنیم.
📚 صحیفۀ نور، جلد 10 / روح الله خمینی 📚
@philosophycafe
📚 صحیفۀ نور، جلد 10 / روح الله خمینی 📚
@philosophycafe
گاهی برای زیستن نیاز است که اجازه دهیم قسمتی از وجودمان خورده شود، همچون گلی که به کرمها اجازه خورده شدن برگهایش را میدهد تا آنها به پروانههایی تبدیل شوند و گردههایش را تا به دوردستها ببرند و گردههای دوردستها را برایش بیاورند.
🔘 #امید_نادری
@PhilosophyCafe ♨️
🔘 #امید_نادری
@PhilosophyCafe ♨️
۱. جهان از روابط ساخته شده است.
۲. روابط به دو نوع وجودی و گزارهای تقسیم میشوند.
۳. هیچ گزارهای بیوجود نیست و هیچ وجودی بیگزاره نیست.
۴. وجود و گزاره به مانند یک طیف هستند.
۵. دو سر طیف نمیتوانند در این جهان باشند.
۶. وجود با اول شخص و گزاره با سوم شخص گره خورده است.
۷. معنا بر اساس روابط ساخته میشود.
۸. اگر هیچ رابطهای نباشد، هیچ معنایی نیز نخواهد بود.
۹. معانی به گزارهای و وجودی تقسیم میشوند.
۱۰. بر این دو هم آنچه بر روابط حکمفرا بود، حکمفرما میباشد.
۱۱. به نظر نمیرسد ما راهی برای جدا کردن گزاره از وجود داشته باشیم و هر معیاری دلبخواهی است.
۱۲. داشتن رابطه وجودی با داشتن مشکل وجودی متفاوت است.
۱۳. پرسشها از جنس گزاره و مشکلات از جنس وجود هستند.
۱۴. پرسشها حل و یا منحل میشوند ولی مشکلات رفع میشوند.
۱۵. پیش از پاسخ به یک پرسش باید پرسش را مورد پرسش قرار دارد تا دید که آیا حل میشود و یا منحل، چرا که همانگونه که پرسش میتواند راهی را بگشاید میتواند راهی را نیز ببند.
۱۶. پرسش شمشیر دولبه است.
۱۷. بدون پرسش، سکوت به سکون تبدیل خواهد شد.
۱۸. فیلسوفان وارثان پرسشند.
۱۸.۱ تاریخ فلسفه باید به صورت تاریخ پرسشها نوشته شوند و نه تاریخ پاسخها.
۱۸.۲ پرسش که زاده شود، پاسخ با پای خودش پیدا خواهد شد.
۱۸.۳ پرسش مرزی مینهد بر آنچه که باید دانسته شود و آنچه که نباید دانسته شود.
۱۹. نیمی از کار فلسفه پرسیدن و نیمی دیگر رفع مشکل است.
۲۰. رفع مشکل یعنی از سر گیری روابط پیشین و یا شکل دادن یک رابطه جدید.
۲۱. پرسشها به وجودی و گزارهای تقسیم میشوند.
۲۲. پرسش از گزارهها به نظریهها ختم میشود.
۲۳. پرسش از وجود به جایگاه در هستی ختم میشود.
۲۴. پرسیدن در جایگاه اول شخص یعنی پرسش از جایگاه خود در هستی.
۲۵. پرسش از جایگاه در هستی نه حل و نه منحل و نه رفع میشود.
۲۶. پرسش از جایگاه، به حکمت ختم میشود.
۲۷. حکمت برای بیداری است و نه نظریهپردازی.
۲۸. تفسیر جملات حکیمانه نقض غرض کردن است.
۲۹. جملات حکیمانه صادق و یا کاذب نیستند. صادق و کاذب شان گزاره است و نه وجود.
۳۰. اگر با آنچه که گفته شد رابطه برقرار کردید پس این متن را حذف کنید چرا که دیگر نیازی به آن نخواهید داشت و اگر هم نتوانستید رابطه برقرار کنید بازهم آن را حذف کنید، چرا که هنوز زمان آن نرسیده است.
🔘 #امید_نادری
@PhilosophyCafe ♨️
۲. روابط به دو نوع وجودی و گزارهای تقسیم میشوند.
۳. هیچ گزارهای بیوجود نیست و هیچ وجودی بیگزاره نیست.
۴. وجود و گزاره به مانند یک طیف هستند.
۵. دو سر طیف نمیتوانند در این جهان باشند.
۶. وجود با اول شخص و گزاره با سوم شخص گره خورده است.
۷. معنا بر اساس روابط ساخته میشود.
۸. اگر هیچ رابطهای نباشد، هیچ معنایی نیز نخواهد بود.
۹. معانی به گزارهای و وجودی تقسیم میشوند.
۱۰. بر این دو هم آنچه بر روابط حکمفرا بود، حکمفرما میباشد.
۱۱. به نظر نمیرسد ما راهی برای جدا کردن گزاره از وجود داشته باشیم و هر معیاری دلبخواهی است.
۱۲. داشتن رابطه وجودی با داشتن مشکل وجودی متفاوت است.
۱۳. پرسشها از جنس گزاره و مشکلات از جنس وجود هستند.
۱۴. پرسشها حل و یا منحل میشوند ولی مشکلات رفع میشوند.
۱۵. پیش از پاسخ به یک پرسش باید پرسش را مورد پرسش قرار دارد تا دید که آیا حل میشود و یا منحل، چرا که همانگونه که پرسش میتواند راهی را بگشاید میتواند راهی را نیز ببند.
۱۶. پرسش شمشیر دولبه است.
۱۷. بدون پرسش، سکوت به سکون تبدیل خواهد شد.
۱۸. فیلسوفان وارثان پرسشند.
۱۸.۱ تاریخ فلسفه باید به صورت تاریخ پرسشها نوشته شوند و نه تاریخ پاسخها.
۱۸.۲ پرسش که زاده شود، پاسخ با پای خودش پیدا خواهد شد.
۱۸.۳ پرسش مرزی مینهد بر آنچه که باید دانسته شود و آنچه که نباید دانسته شود.
۱۹. نیمی از کار فلسفه پرسیدن و نیمی دیگر رفع مشکل است.
۲۰. رفع مشکل یعنی از سر گیری روابط پیشین و یا شکل دادن یک رابطه جدید.
۲۱. پرسشها به وجودی و گزارهای تقسیم میشوند.
۲۲. پرسش از گزارهها به نظریهها ختم میشود.
۲۳. پرسش از وجود به جایگاه در هستی ختم میشود.
۲۴. پرسیدن در جایگاه اول شخص یعنی پرسش از جایگاه خود در هستی.
۲۵. پرسش از جایگاه در هستی نه حل و نه منحل و نه رفع میشود.
۲۶. پرسش از جایگاه، به حکمت ختم میشود.
۲۷. حکمت برای بیداری است و نه نظریهپردازی.
۲۸. تفسیر جملات حکیمانه نقض غرض کردن است.
۲۹. جملات حکیمانه صادق و یا کاذب نیستند. صادق و کاذب شان گزاره است و نه وجود.
۳۰. اگر با آنچه که گفته شد رابطه برقرار کردید پس این متن را حذف کنید چرا که دیگر نیازی به آن نخواهید داشت و اگر هم نتوانستید رابطه برقرار کنید بازهم آن را حذف کنید، چرا که هنوز زمان آن نرسیده است.
🔘 #امید_نادری
@PhilosophyCafe ♨️
Philosophy Cafe ♨️ pinned «۱. جهان از روابط ساخته شده است. ۲. روابط به دو نوع وجودی و گزارهای تقسیم میشوند. ۳. هیچ گزارهای بیوجود نیست و هیچ وجودی بیگزاره نیست. ۴. وجود و گزاره به مانند یک طیف هستند. ۵. دو سر طیف نمیتوانند در این جهان باشند. ۶. وجود با اول شخص و گزاره با…»
《؟¿》
خیلی دوست داشتم مجسمه سازی بلد بودم تا اون دوتا علامت سوال رو به شکل بالا تبدیل به یک اثر میکردم. دوست داشتم اینا رو به صورت بزرگ میساختم و وسط یه میدون قرار میدادم.
میدونی به اسم میدون پرسش. یا جلوی ورودی یه دانشگاه. به شکلی که انگار دور هم میچرخن. پرسش هر چیزی رو مورد پرسش قرار میده حتی خودش رو. و این کنار هم بودنشون باعث زاده شدن پرسشهای جدید میشه.
《ای کاش یه رفیق مجسمه ساز داشتم》
🔘 #امید_نادری
@PhilosophyCafe ♨️
خیلی دوست داشتم مجسمه سازی بلد بودم تا اون دوتا علامت سوال رو به شکل بالا تبدیل به یک اثر میکردم. دوست داشتم اینا رو به صورت بزرگ میساختم و وسط یه میدون قرار میدادم.
میدونی به اسم میدون پرسش. یا جلوی ورودی یه دانشگاه. به شکلی که انگار دور هم میچرخن. پرسش هر چیزی رو مورد پرسش قرار میده حتی خودش رو. و این کنار هم بودنشون باعث زاده شدن پرسشهای جدید میشه.
《ای کاش یه رفیق مجسمه ساز داشتم》
🔘 #امید_نادری
@PhilosophyCafe ♨️
در ابدیت، جایی که هیچ زمانی وجود ندارد، هیچ چیز نمی تواند رشد کند، چیزی تغییر نمیکند. بنابراین مرگ زمان را خلق کرد تا چیزهایی که قرار است بکشد را رشد دهد!
#true_detective
@postmodern_1
#true_detective
@postmodern_1
ارشیوی از انچه که دوست داشته ام ، پیشکش ...
ای دریغا!
ندانم که فایده
و حظ از این سخن ها که اينجاست
که خواهد برداشت
جانم فدای او باد...
کانالی که ارزش دنبال کردن دارد👇👇👇
@postmodern_1
ای دریغا!
ندانم که فایده
و حظ از این سخن ها که اينجاست
که خواهد برداشت
جانم فدای او باد...
کانالی که ارزش دنبال کردن دارد👇👇👇
@postmodern_1
🖋 توی بهشت هم اگر بی رضایت خودت بروی، برایت بدل میشود به جهنم.
چرا روزگار را به خودت سخت میکنی، آقا معلم؟
اگر دل ببندی، هر خراباتی یک بهشت است.
📚 از کتاب «نفرین زمین»، نوشتۀ جلال آل احمد 📚
@philosophycafe
چرا روزگار را به خودت سخت میکنی، آقا معلم؟
اگر دل ببندی، هر خراباتی یک بهشت است.
📚 از کتاب «نفرین زمین»، نوشتۀ جلال آل احمد 📚
@philosophycafe
◾️توصیههایی از یک اهل کتابِ معاصر:
🖋 #محمدمهدی_حاتمی
نیاز به خواندن[کتاب، مقاله و...]، یک نیاز درونی است؛ اگر این نیاز را درونِ خود حس میکنید برای پاسخدادنش، بخوانید و بخوانید و بخوانید! اگر نه، به کاری مفیدتر و انرژیبخشتر بپردازید. برخلاف آنچه همگان میگویند مطالعه، همیشه، همهجا و برای همه مناسب و لذتبخش نیست.
اما اگر درونِ خویش، نیاز به خواندن را احساس میکنید؛ توصیههای زیر شاید بتواند یاریگر شما باشد:
۱. لذیذخوانی کنید!
در گام اول مطالعه، نگران نباشید که چه میخوانید؛ هر چه به شما لذت داده و چشم و دست شما را عادت میدهد که با کتاب انس بگیرید را، فارغ از محتوای آن بخوانید. تا آنجا که میتوانید کتابهایی را مطالعه کنید که شما را سرشار از لذت و مسرت میکند.
۲. دقیقخوانی کنید!
در گام دوم، سعی کنید دقت در خواندن را در خود ایجاد کنید. در این گام به فکرِ لذتِ صرف نباشد؛ بلکه ببینید هدف نویسنده از نوشتن کتاب چه بودهاست و برای رسیدن به هدف، دقیقا چه گامهایی را برداشته و از چه شواهد و استدلالهایی سود بردهاست. آیا شواهد و استدلالها، کافیاند و آیا نویسنده، توانسته به شکلی معقول به هدف خود برسد یا نه!
۳. مسئلهمحورانه بخوانید!
در گام سوم، سعی کنید مهمترین مسائلی که ذهن شما را در گیر کرده بیابید و مطالعات خود را با توجه به آن مسئله یا مسائل، جهت دهید. در این گام با اهل فن، دربارهی شیوهی درست پیگیری مسئله، مشورت کنید و سعی کنید با کمک متخصصین، مهمترین منابع و کتابهایی که در راستای حل مسئله نوشته شدهاند را بیابید و با حوصله، و به تفصیل مطالعه کنید.
۴. چالشی بخوانید!
در گام چهارم، سعی کنید نوشتههایی را در جهت پاسخ به مسائل خود بخوانید که شما را با چالشی جدی مواجه میکند. نوشتههایی از نویسندگانِ مخالف سبک فکری و علائق ایدئولوژیک و سیاسی خود بخوانید؛ و سعی کنید بیشتر با نویسنده، همدلی کنید و خود را با چالشِ جدیِ فکری مواجه سازید. به عبارت دیگر، جهان را از پنجرهی مخالفان خود ببینید و به این فکر کنید که شاید آن مخالفان، درست میگوید! به این طریق خود را وارد یک چالش فکری جدی کنید.
۵. خودباورانه بخوانید!
در گام پنجم، به شرط مطالعهی دقیق، همهجانبه، و منصفانهی یک موضوع، سعی کنید به شکل خودباورانه به مطالعه ادامه دهید. در این گام، ابتدا نقائص هر کدام از دیدگاههای مطالعهشده را بیابید و سپس به فکرِ نگریستن به موضوعات و مسائل با شیوهای کاملا جدید باشید؛ شیوهای که پیش از شما، کسی به آن فکر نکردهاست! اگر این دیدگاه جدید را یافتید به نحوی مستدل از آن دفاع کنید و چیزی به مطالب پیشینیان بیفزایید؛ و برای دیگران به یادگار بگذارید.
به یاد داشتهباشیم که کتابها میتوانند ما را انسانهای بهتری کنند؛ بهشرط آنکه با آنها درست مواجه شویم.
@Mohammad_Mehdi_Hatami
@PhilosophyCafe ♨️
🖋 #محمدمهدی_حاتمی
نیاز به خواندن[کتاب، مقاله و...]، یک نیاز درونی است؛ اگر این نیاز را درونِ خود حس میکنید برای پاسخدادنش، بخوانید و بخوانید و بخوانید! اگر نه، به کاری مفیدتر و انرژیبخشتر بپردازید. برخلاف آنچه همگان میگویند مطالعه، همیشه، همهجا و برای همه مناسب و لذتبخش نیست.
اما اگر درونِ خویش، نیاز به خواندن را احساس میکنید؛ توصیههای زیر شاید بتواند یاریگر شما باشد:
۱. لذیذخوانی کنید!
در گام اول مطالعه، نگران نباشید که چه میخوانید؛ هر چه به شما لذت داده و چشم و دست شما را عادت میدهد که با کتاب انس بگیرید را، فارغ از محتوای آن بخوانید. تا آنجا که میتوانید کتابهایی را مطالعه کنید که شما را سرشار از لذت و مسرت میکند.
۲. دقیقخوانی کنید!
در گام دوم، سعی کنید دقت در خواندن را در خود ایجاد کنید. در این گام به فکرِ لذتِ صرف نباشد؛ بلکه ببینید هدف نویسنده از نوشتن کتاب چه بودهاست و برای رسیدن به هدف، دقیقا چه گامهایی را برداشته و از چه شواهد و استدلالهایی سود بردهاست. آیا شواهد و استدلالها، کافیاند و آیا نویسنده، توانسته به شکلی معقول به هدف خود برسد یا نه!
۳. مسئلهمحورانه بخوانید!
در گام سوم، سعی کنید مهمترین مسائلی که ذهن شما را در گیر کرده بیابید و مطالعات خود را با توجه به آن مسئله یا مسائل، جهت دهید. در این گام با اهل فن، دربارهی شیوهی درست پیگیری مسئله، مشورت کنید و سعی کنید با کمک متخصصین، مهمترین منابع و کتابهایی که در راستای حل مسئله نوشته شدهاند را بیابید و با حوصله، و به تفصیل مطالعه کنید.
۴. چالشی بخوانید!
در گام چهارم، سعی کنید نوشتههایی را در جهت پاسخ به مسائل خود بخوانید که شما را با چالشی جدی مواجه میکند. نوشتههایی از نویسندگانِ مخالف سبک فکری و علائق ایدئولوژیک و سیاسی خود بخوانید؛ و سعی کنید بیشتر با نویسنده، همدلی کنید و خود را با چالشِ جدیِ فکری مواجه سازید. به عبارت دیگر، جهان را از پنجرهی مخالفان خود ببینید و به این فکر کنید که شاید آن مخالفان، درست میگوید! به این طریق خود را وارد یک چالش فکری جدی کنید.
۵. خودباورانه بخوانید!
در گام پنجم، به شرط مطالعهی دقیق، همهجانبه، و منصفانهی یک موضوع، سعی کنید به شکل خودباورانه به مطالعه ادامه دهید. در این گام، ابتدا نقائص هر کدام از دیدگاههای مطالعهشده را بیابید و سپس به فکرِ نگریستن به موضوعات و مسائل با شیوهای کاملا جدید باشید؛ شیوهای که پیش از شما، کسی به آن فکر نکردهاست! اگر این دیدگاه جدید را یافتید به نحوی مستدل از آن دفاع کنید و چیزی به مطالب پیشینیان بیفزایید؛ و برای دیگران به یادگار بگذارید.
به یاد داشتهباشیم که کتابها میتوانند ما را انسانهای بهتری کنند؛ بهشرط آنکه با آنها درست مواجه شویم.
@Mohammad_Mehdi_Hatami
@PhilosophyCafe ♨️
پرسش:
چرا خارجیها وقتی کتاب مینویسند کنار اسم خودشون از لفظ دکتر استفاده نمیکنند؟ چرا ما هیچوقت دکتر آینشتاین نمیشنویم؟ چرا وقتی که مترجمی کتاب یک خارجی رو ترجمه میکنه پشت اسم خودش دکتر مینویسه؟ چرا ما علامه هیوم و کانت نداریم؟
لطفا پاسخهای خود را به آیدی زیر بفرستید: 👇
@LostExistence
@PhilosophyCafe ♨️
چرا خارجیها وقتی کتاب مینویسند کنار اسم خودشون از لفظ دکتر استفاده نمیکنند؟ چرا ما هیچوقت دکتر آینشتاین نمیشنویم؟ چرا وقتی که مترجمی کتاب یک خارجی رو ترجمه میکنه پشت اسم خودش دکتر مینویسه؟ چرا ما علامه هیوم و کانت نداریم؟
لطفا پاسخهای خود را به آیدی زیر بفرستید: 👇
@LostExistence
@PhilosophyCafe ♨️
Philosophy Cafe ♨️ pinned «پرسش: چرا خارجیها وقتی کتاب مینویسند کنار اسم خودشون از لفظ دکتر استفاده نمیکنند؟ چرا ما هیچوقت دکتر آینشتاین نمیشنویم؟ چرا وقتی که مترجمی کتاب یک خارجی رو ترجمه میکنه پشت اسم خودش دکتر مینویسه؟ چرا ما علامه هیوم و کانت نداریم؟ لطفا پاسخهای خود…»