🖋 کریتکا (نقد) بی عیب گیری و بی سرزنش و بی استهزا و بی تمسخر نوشته نمیشود... [سخن] حقی که نه به رسم کریتکا، بلکه به رسم موعظه و نصیحت مشفقانه و پدرانه نوشته شود در طبایع بشر بعد از عادت انسان به بدکاری هرگز تأثیر نخواهد داشت. بلکه طبیعت بشر همیشه از خواندن و شنیدن مواعظ و نصایح تنفر دارد. اما طبایع به خواندن کریتکا حریص است. به تجارب حکمای یوروپا (اروپا) و براهین قطعی به ثبوت رسیده است که قبایح و ذمایم (کارهای زشت و نکوهیده) را از طبیعت بشر، هیچ چیز قلع نمیکند (ریشه کن نمیکند)، مگر کریتکا و استهزا و تمسخر. اگر نصایح و مواعظ مؤثر میشد، گلستان و بوستان شیخ سعدی رحمة الله، من اوله الی آخره (از اول تا آخرش) وعظ و نصیحت است، پس چرا اهل ایران در مدت ششصد سال هرگز ملتفت مواعظ و نصایح او نمیباشند؟
📝 بخشی از نامۀ میرزا فتحعلی آخوندزاده به میرزا جعفر قراجه داغی (به سال 1871 میلادی) 📝
@philosophycafe
📝 بخشی از نامۀ میرزا فتحعلی آخوندزاده به میرزا جعفر قراجه داغی (به سال 1871 میلادی) 📝
@philosophycafe
Forwarded from انجمن علمی فلسفه علم شریف (Arsalan)
🖋 سؤال یکی از حضار: لحن شما در انتقاد از سنتهای رایج مذهبی و گرویدگان و منادیان آنها غالباً گزنده و نیشدار است. آیا بهتر نبود به جای اینگونه سخن گفتن، همانطور که شیوۀ محققین بی تعصب است فقط به تحلیل و انتقاد بسنده میکردید و از طنزهای نیشدار که گاهی برخلاف حق نیز هست خودداری میفرمودید؟
🖍 علی شریعتی: ... من محقق علمی نیستم، بار قرنها شکنجه و شهادت تاریخ بر جانم سنگینی میکند... و اکنون به خانۀ گلین و متروک فاطمه پناه برده ام... و میبینم که قومی اکنون همین خانه را دکان کرده اند و این قبله ای را که برایم کعبۀ رهایی از پنج هزار سال بندگی جور و جهل است، پایگاه جور و جهل [کرده اند]، و شما میگویید تحقیقات آهسته و علمی و همراه با نزاکت نرم و لطیف اشرافی به عمل بیاورم؟ منطق شیعه هایی چون من، منطق ابوعلی سینا و غزالی و محقق و مستشرق نیست، منطق ابوذر است: استخوان پای شتر بر فرق کعب الاحبار، هر چند پشت سر عثمان! آخر برادر، دعوا بر سر یک «نظریۀ علمی» نیست، بر سر میراث عبدالرحمن عوف است! روشن شد؟
📚 مجموعۀ آثار 22، چاپ دوم / علی شریعتی 📚
@philosophycafe
🖍 علی شریعتی: ... من محقق علمی نیستم، بار قرنها شکنجه و شهادت تاریخ بر جانم سنگینی میکند... و اکنون به خانۀ گلین و متروک فاطمه پناه برده ام... و میبینم که قومی اکنون همین خانه را دکان کرده اند و این قبله ای را که برایم کعبۀ رهایی از پنج هزار سال بندگی جور و جهل است، پایگاه جور و جهل [کرده اند]، و شما میگویید تحقیقات آهسته و علمی و همراه با نزاکت نرم و لطیف اشرافی به عمل بیاورم؟ منطق شیعه هایی چون من، منطق ابوعلی سینا و غزالی و محقق و مستشرق نیست، منطق ابوذر است: استخوان پای شتر بر فرق کعب الاحبار، هر چند پشت سر عثمان! آخر برادر، دعوا بر سر یک «نظریۀ علمی» نیست، بر سر میراث عبدالرحمن عوف است! روشن شد؟
📚 مجموعۀ آثار 22، چاپ دوم / علی شریعتی 📚
@philosophycafe