🖋 آیا جامعه شناسیِ معرفت میتواند محتوا و ماهیت معرفت علمی را بررسی و تبیین کند؟ بسیاری از جامعه شناسان معتقدند که نمیتواند. ... آنها خودخواسته دامنۀ کاوش خود را محدود میکنند. من معتقدم که این کار خیانتی به موضع تخصصی آنهاست. هر معرفتی، چه در علوم تجربی و چه در ریاضیات باید عمیقتر و عمیقتر، به منزلۀ موضوعی برای کاوش [در جامعه شناسی] قلمداد شود.
📚 از کتاب «معرفت و تصورات اجتماعی»، نوشتۀ دیوید بلور 📚
@philosophycafe
📚 از کتاب «معرفت و تصورات اجتماعی»، نوشتۀ دیوید بلور 📚
@philosophycafe
🔘 گرهگشایی به شیوه فیلسوفان و مهندسان
🔘 مجموعه مقالاتی در باب علم و تکنولوژی و سیاستگذاری
🔘 #علیپایا
🔘 #طرح_نقد و پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی
@PhilosophyCafe ♨️
🔘 مجموعه مقالاتی در باب علم و تکنولوژی و سیاستگذاری
🔘 #علیپایا
🔘 #طرح_نقد و پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی
@PhilosophyCafe ♨️
🔘 گرهگشایی به شیوه فیلسوفان و مهندسان
🔘 مجموعه مقالاتی در باب علم و تکنولوژی و سیاستگذاری
🔘 #علیپایا
🔘 #طرح_نقد و پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی
@PhilosophyCafe ♨️
🔘 مجموعه مقالاتی در باب علم و تکنولوژی و سیاستگذاری
🔘 #علیپایا
🔘 #طرح_نقد و پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی
@PhilosophyCafe ♨️
Forwarded from Sadra MZ
Twitter
Yaser Mirdamadi
مترجم منطقدان آرام و بیادعایی، به نام م. توحیدی، سالها است کتابی پرفروش و معتبر در منطق را به طور کامل ترجمه کرده و به رایگان روی وبسایتاش قرار داده است. من سالها است هر از چندگاهی به آن سر میزنم و به وجود چنین آدمی غبطه میخورم: https://t.co/ZbbgAYBizK
🗯 آدمی مخفیست در زیر زبان
این زبان پردهست بر درگاه جان
چونک بادی پرده را در هم کشید
سر صحن خانه شد بر ما پدید
کاندر آن خانه گهر یا گندمست
گنج زر یا جمله مار و کژدمست
🔹 مثنوی معنوی 🔹
@philosophycafe
این زبان پردهست بر درگاه جان
چونک بادی پرده را در هم کشید
سر صحن خانه شد بر ما پدید
کاندر آن خانه گهر یا گندمست
گنج زر یا جمله مار و کژدمست
🔹 مثنوی معنوی 🔹
@philosophycafe
Forwarded from م.شریفی
اینم هنری بدیع از انسان...
و اساسن این پرسش مطرح هست که این میل وافر انسان به اینکه خودش را در هیئت و اشکال مختلف به چشم ببیند ناشی از چیست!؟
اینطور که برمیاد آثاری ازین دست که در همهی اعصار تمدن وجود داشته بازتاب طریقهی شناخت انسان از جهان هست .
ب این ترتیب که ابتدا تمام قد و سپس وارد جزئیات میشود.در واقع چشم در یک نگاه پهنهای بیکران از منظر پیش رویش ثبت میکند
اما سپس اون تصویر از چندین جهت مختلف تجزیه و تحلیل میشوند..بنابرین قاعده انسان بدنبال کشف ابعاد مجهول خودش جریان اندیشگی را تولید کرد و اکر اینرا بپذیریم باید گفت دور شدن از خود یعنی فراموشی سوژه اما چون این سوژه در هر حال دارای حافظهی بلند مدت هست در هر مواجهه با جهان بیرون قسمی از خودش را بازیابی میکند و تلاش میکند اصالت وجود خودش را بازبیابد درین حین متغییراتی باعث میشود تا متاثر از آنها وارد سیکل دیگری از چرخشش بدور خودش شود
گاهی این چرخشها روند شکلگیری یک انقلاب و دگرگونی اجتماعی میشود گاه در مسیر زایشی نو و ایجاد فضای فکری و طرح ایدههای تازهی شناختی میشود.به هر روی اتفاق خواهد افتاد چراکه بستر یکطرفهست اما نتیجهمطلوب مشروط میباشد.
و اساسن این پرسش مطرح هست که این میل وافر انسان به اینکه خودش را در هیئت و اشکال مختلف به چشم ببیند ناشی از چیست!؟
اینطور که برمیاد آثاری ازین دست که در همهی اعصار تمدن وجود داشته بازتاب طریقهی شناخت انسان از جهان هست .
ب این ترتیب که ابتدا تمام قد و سپس وارد جزئیات میشود.در واقع چشم در یک نگاه پهنهای بیکران از منظر پیش رویش ثبت میکند
اما سپس اون تصویر از چندین جهت مختلف تجزیه و تحلیل میشوند..بنابرین قاعده انسان بدنبال کشف ابعاد مجهول خودش جریان اندیشگی را تولید کرد و اکر اینرا بپذیریم باید گفت دور شدن از خود یعنی فراموشی سوژه اما چون این سوژه در هر حال دارای حافظهی بلند مدت هست در هر مواجهه با جهان بیرون قسمی از خودش را بازیابی میکند و تلاش میکند اصالت وجود خودش را بازبیابد درین حین متغییراتی باعث میشود تا متاثر از آنها وارد سیکل دیگری از چرخشش بدور خودش شود
گاهی این چرخشها روند شکلگیری یک انقلاب و دگرگونی اجتماعی میشود گاه در مسیر زایشی نو و ایجاد فضای فکری و طرح ایدههای تازهی شناختی میشود.به هر روی اتفاق خواهد افتاد چراکه بستر یکطرفهست اما نتیجهمطلوب مشروط میباشد.
🖋 وقتی به ریزهکاریهای زندگی مینگریم، همه چیز چقدر مضحک به نظر میآید. مثل قطرۀ آبی که زیر میکروسکوپ بگذاریم: یک قطرۀ واحد مملو است از موجودات ذرهبینی تکیاختهای. چقدر به جنبوجوش مشتاقانۀ این موجودات و ستیزشان با یکدیگر میخندیم. این فعالیت وحشتناک چه آنجا و چه در مدت زمان کوتاه زندگی بشری، وضعیتی مضحک پدید میآورد.
📚 از کتاب «درمان شوپنهاور»، نوشتۀ اروین یالوم 📚
@philosophycafe
📚 از کتاب «درمان شوپنهاور»، نوشتۀ اروین یالوم 📚
@philosophycafe
Forwarded from اِدمان
•رنج کشیدن هر کدام از ما،
موسیقی مخصوص به خودش را دارد.
"رولان بارت"
🎨 "موسیقی"، ۱۸۹۵، اثر گوستاو کلیمت
🌿 ۲۱ ژوئن، روز جهانی موسیقی
@artforartt
@swannart
موسیقی مخصوص به خودش را دارد.
"رولان بارت"
🎨 "موسیقی"، ۱۸۹۵، اثر گوستاو کلیمت
🌿 ۲۱ ژوئن، روز جهانی موسیقی
@artforartt
@swannart
🖋 تنها بازنماییها و واقعیتهای اجتماعی ساخته نمیشوند. شاید بدیعترین بینش ساختگرایانۀ مطالعات علم و تکنولوژی این نکته باشد که بسیاری از اشیایی که دانشمندان و مهندسان، آنها را مطالعه و با آنها کار میکنند، غیرطبیعی هستند. این بینش،... به شکلی مؤثر توسط محققان مطالعات علم و تکنولوژی در دهۀ 1980 مطرح شد.
کارین نورستینا مینویسد: «طبیعت در آزمایشگاه پیدا نمیشود.»... در بیشتر موارد، موادی که در آزمایشگاههای علمی به کار میروند، پیش از آن که در معرض آزمایش قرار بگیرند، برای استفاده آماده میشوند. مواد، خالصسازی، اشیا استاندارد و حتی تقویت شدهاند. آزمایشگاههای شیمیایی، واکنشگرهای خالص، خریداری میکنند؛ متخصصان ژنتیک از بانکهای دی.ان.ای استاندارد استفاده میکنند؛ و مدلهای حیوانی دستکاریشدۀ ژنتیکی ممکن است کاملاً بیارزش باشند.
هنگامی که این اشیا در آزمایشگاه هستند، دستکاری میشوند. آنها در موقعیتهای مصنوعی قرار میگیرند تا مشخص شود چگونه واکنش نشان میدهند. [از همین رو است که یان هکینگ، فیلسوف کانادایی، میگوید] «اکثر پدیدههای فیزیک مدرن، ساخته شده هستند.»
📚 از کتاب «مقدمهای بر مطالعات علم و تکنولوژی»، نوشتۀ سرجیو سیسموندو 📚
@philosophycafe
کارین نورستینا مینویسد: «طبیعت در آزمایشگاه پیدا نمیشود.»... در بیشتر موارد، موادی که در آزمایشگاههای علمی به کار میروند، پیش از آن که در معرض آزمایش قرار بگیرند، برای استفاده آماده میشوند. مواد، خالصسازی، اشیا استاندارد و حتی تقویت شدهاند. آزمایشگاههای شیمیایی، واکنشگرهای خالص، خریداری میکنند؛ متخصصان ژنتیک از بانکهای دی.ان.ای استاندارد استفاده میکنند؛ و مدلهای حیوانی دستکاریشدۀ ژنتیکی ممکن است کاملاً بیارزش باشند.
هنگامی که این اشیا در آزمایشگاه هستند، دستکاری میشوند. آنها در موقعیتهای مصنوعی قرار میگیرند تا مشخص شود چگونه واکنش نشان میدهند. [از همین رو است که یان هکینگ، فیلسوف کانادایی، میگوید] «اکثر پدیدههای فیزیک مدرن، ساخته شده هستند.»
📚 از کتاب «مقدمهای بر مطالعات علم و تکنولوژی»، نوشتۀ سرجیو سیسموندو 📚
@philosophycafe
http://www.f.waseda.jp/sidoli/
🔘 General Information
🔷 Here are some useful links for History and Philosophy of Science.
🔷 Some useful links on writing, research and going to graduate school.
@PhilosophyCafe ♨️
🔘 General Information
🔷 Here are some useful links for History and Philosophy of Science.
🔷 Some useful links on writing, research and going to graduate school.
@PhilosophyCafe ♨️
Forwarded from Art and Literature (Maziyar 🦋)
"Pour continuer à écrire, j'ai toujours besoin du drame déchirant"
— Maziyar 🦋
— Maziyar 🦋
Forwarded from Art and Literature (Maziyar 🦋)
از فکرش خوابم نمیبرد
آن دختر نویسنده
نوشتههایش
— مازیار 🦋
I can't sleep
thinking of the writer
her writings.
— Maziyar 🦋
#haiku
آن دختر نویسنده
نوشتههایش
— مازیار 🦋
I can't sleep
thinking of the writer
her writings.
— Maziyar 🦋
#haiku
Forwarded from م.شریفی
باید عرض کنم نمیشود تمام کاسههارو برسر حکومت خراب کرد
درسته تاثیر مستقیم و اصلن نقش تعیین کنندگی دارد نظام حاکم اما علیرغم اینهمه توسعهی رسانه و وسیلهی ارتباطی و منابع اطلاعات عمومی گرایش جامعه عمومن {بفرمایید شام }رو انتخاب میکنند.
صرف نظر از چرایی اینگونه انتخابات جمعی علیالوصف به آثار این برنامه میپردازم
آثاری که تخرریبش کماکان تیر خلاصی از جانب ستون پنجم دشمن هست و از داخل امر تجزیه رو شروع خواهد کرد و این پیکیرهی ورم کرده از حجمهی ندانمها و سادهانگاریها رو به سرعت با دعوت میزبان از درون چون کرم میخورد و پوک ساخته و در وقت لزوم حرکتی نخواهد داشت جامعهای که بیشک خودش را به امید و نظری از غیب وانهاده.
ما اکثرن آنچه جلوی دوربین میبینیم رو جدای از مناسبات سیاسی و اجتماعی فرض میگیریم این یکی از آثار مخربی هست که بدلیل عدم وجود مجاری اطلاعاتی و آگاهی از اهداف دولتها در سطح جامعهست که منجر به ظاهر پرستی و ظاهربینی میشود.
دومی مقیاسی هست که از اون فضا با فرهنگ عمومی داخل در بین خونوادههای کمو بیش مرتجع و سنتگراست که هنوز در عصر تکنولوژی توان فهم پدیدههای خاص شخصیتی همچون دگر باشهاست رو ندارد و حوالهشان میدهند فلان ضریح و فلان گلدسته.
این دو بازخوردشان در جامعهی ایرانی حکم خوراندن آب ب یک گوسفند پیشاز ذبحش میباشد.
و سومی هم عدم توجه به اصل و ماهیت داستان و اینکه واقعن انگیزهی اصلی چیست!؟و در سایهی کدامیک از عوامل اجتماعی و در اصطلاح نوستالژیک نفهته !عاملیتی که به واقع نمایشگر جهل و نابخردی عمومیست.
آیا پیام برنامه صرفن دورهمی چند ایرانی مقیم خارج از کشور بمنظور اتحاد و همبستگی ایرانیان در خارج از کشور در غربت هست!!حال آنکه میز شام عنصر همبستگی و کسب مبلغی انگیزهی این همبستگی و همراهیست پس دیگر دغدغهی راحت زیستن و آزادی داشتن و تحقق حقوق مدنی افسانه ای در پس کوره ی های منتهی ب چهارشنبههای سفید نخواهد بود.
بعید میببنم و بعیدتر اینکه جماعت بینندگان در ایران چه همزاد پنداریِ غریبی با غربتیان میکنند، همگونی این جریان چنان بستهای عمیقی بافرهنگی از جنس اوستاکریم خوب میدونه و سبکی از سخن گفتن که کمتریم فجایعش را امروز در بینندگان جان میبینیم پیوند زده که ایرانیت را لحافی چهل تکه دوخته شده برای رفع انواع طلسم کرده و در درون خود فاقد معنایی مستقل هست و با این وصف تصور میکنم ضایع کردن و از بین بردن فرهنگ ایرانی در دل برنامهای به ظاهر وطن دوستانه جاذبهای ب مراتب بیشتر از سیمای خانواده داشته ... انواع غذاها ، انواع طراحیهای لباس، و حتی سرگرمیهایی که در برنامه اجرا میشود عمومن هیچ ارتباطی با فرهنگ ایرانی ندارند.
اینگذ شته از اجرای سنت ایرانی در غالب مدرن هست ، منظورم این نیست که الزامن از شمعدانهای لالهعباسی و طرح ترمه و خاتون کاری لبهی میز و صندلی استفاده بشه خیر مقصودم به سخره گرفتن ایرانیت در غالب ایران دوستی و ایران پرستیست...
ناهمخوانی و تضاد میان هر دو اجتماع ایران و هر یک از کشورهابی که برنامه در آن تولبدد میشود
معضلات و اختلالهایی رو رونمایی میکند که دقیقن درد جامعهست و شاید برای ورود ب هر کدامشان نیاز ب سالها کار تحقیقی و پژوهشی هست تا با کمترین تلفات بیشترین نتایج پیش بینی شده را کسب کنیم ...اما چیزی ک در جامعه میبینم تحمل فشار بیش از اندازهی تورم ، بازنمود فرهنگ مصرف گرایی،و اخیرن لاکچری گری
چرخهی معیوبی را آرام و خاموش که در کنار این موضوع آشکارتر میشود بروز اختلالات رشد جنسی در ذهن نوجوانان هست .
نوجوان چه دختر چه پسر رانده شده از محیط فروبسته ی لیالیقدر سرکوب شده پای تماشای برنامهای مینشیند که پدر و مادر در تاییدش جلوتر از او به استقبال رفته اند. و با شمایلی که یک فرد را در وونکور میبیند احساس همدلی و همزادی میکند این همزادی در واقع تفاوت میان برون ریزی و درون ریزی و خفتن امیال از هر نوعش میباشد ک باتوجه به گرایشات خانوادگی انواع مختالفی از همزادپنداری و همزیستی را در بطن وجودش فریاد میزند.
توجیه خانواده هماهنگ بودن با مد و شیوههای عمومی در استفاده از انواع پوششها خواهد بود و استدلال خودش(نوجوان ) بنابر ذاتگرایی ایرانی بودن را و البته عدم تشخیص میان تحلیل از بستر رشد و پرورش این و آن ؛ مقبولیتی عام توسط جامعه میباشد که جلوهگر میشود.
و اینجاست که بدون در نظر گرفتن مختصات و مضمون چنین برنامههایی اداب و رفتار برخی از افراد جلوی دوربین بفرمایید شام الگویی نابهنجار از هنجارهایشان بروز میکند که پسران ما بدنبال رنگ مو و تتوی روی کمر هستند بی آنکه متوجه انحراف در رشد و بلوغ جنسیتی باشند و این موضوع از اهم امور راهبردی میباشد که برای سست گردن پایههای اتی در جامعه توسط نهادها و ارگانهای مختلفی اعمال میشود
ز برون کسی نیاید ...!!!
درسته تاثیر مستقیم و اصلن نقش تعیین کنندگی دارد نظام حاکم اما علیرغم اینهمه توسعهی رسانه و وسیلهی ارتباطی و منابع اطلاعات عمومی گرایش جامعه عمومن {بفرمایید شام }رو انتخاب میکنند.
صرف نظر از چرایی اینگونه انتخابات جمعی علیالوصف به آثار این برنامه میپردازم
آثاری که تخرریبش کماکان تیر خلاصی از جانب ستون پنجم دشمن هست و از داخل امر تجزیه رو شروع خواهد کرد و این پیکیرهی ورم کرده از حجمهی ندانمها و سادهانگاریها رو به سرعت با دعوت میزبان از درون چون کرم میخورد و پوک ساخته و در وقت لزوم حرکتی نخواهد داشت جامعهای که بیشک خودش را به امید و نظری از غیب وانهاده.
ما اکثرن آنچه جلوی دوربین میبینیم رو جدای از مناسبات سیاسی و اجتماعی فرض میگیریم این یکی از آثار مخربی هست که بدلیل عدم وجود مجاری اطلاعاتی و آگاهی از اهداف دولتها در سطح جامعهست که منجر به ظاهر پرستی و ظاهربینی میشود.
دومی مقیاسی هست که از اون فضا با فرهنگ عمومی داخل در بین خونوادههای کمو بیش مرتجع و سنتگراست که هنوز در عصر تکنولوژی توان فهم پدیدههای خاص شخصیتی همچون دگر باشهاست رو ندارد و حوالهشان میدهند فلان ضریح و فلان گلدسته.
این دو بازخوردشان در جامعهی ایرانی حکم خوراندن آب ب یک گوسفند پیشاز ذبحش میباشد.
و سومی هم عدم توجه به اصل و ماهیت داستان و اینکه واقعن انگیزهی اصلی چیست!؟و در سایهی کدامیک از عوامل اجتماعی و در اصطلاح نوستالژیک نفهته !عاملیتی که به واقع نمایشگر جهل و نابخردی عمومیست.
آیا پیام برنامه صرفن دورهمی چند ایرانی مقیم خارج از کشور بمنظور اتحاد و همبستگی ایرانیان در خارج از کشور در غربت هست!!حال آنکه میز شام عنصر همبستگی و کسب مبلغی انگیزهی این همبستگی و همراهیست پس دیگر دغدغهی راحت زیستن و آزادی داشتن و تحقق حقوق مدنی افسانه ای در پس کوره ی های منتهی ب چهارشنبههای سفید نخواهد بود.
بعید میببنم و بعیدتر اینکه جماعت بینندگان در ایران چه همزاد پنداریِ غریبی با غربتیان میکنند، همگونی این جریان چنان بستهای عمیقی بافرهنگی از جنس اوستاکریم خوب میدونه و سبکی از سخن گفتن که کمتریم فجایعش را امروز در بینندگان جان میبینیم پیوند زده که ایرانیت را لحافی چهل تکه دوخته شده برای رفع انواع طلسم کرده و در درون خود فاقد معنایی مستقل هست و با این وصف تصور میکنم ضایع کردن و از بین بردن فرهنگ ایرانی در دل برنامهای به ظاهر وطن دوستانه جاذبهای ب مراتب بیشتر از سیمای خانواده داشته ... انواع غذاها ، انواع طراحیهای لباس، و حتی سرگرمیهایی که در برنامه اجرا میشود عمومن هیچ ارتباطی با فرهنگ ایرانی ندارند.
اینگذ شته از اجرای سنت ایرانی در غالب مدرن هست ، منظورم این نیست که الزامن از شمعدانهای لالهعباسی و طرح ترمه و خاتون کاری لبهی میز و صندلی استفاده بشه خیر مقصودم به سخره گرفتن ایرانیت در غالب ایران دوستی و ایران پرستیست...
ناهمخوانی و تضاد میان هر دو اجتماع ایران و هر یک از کشورهابی که برنامه در آن تولبدد میشود
معضلات و اختلالهایی رو رونمایی میکند که دقیقن درد جامعهست و شاید برای ورود ب هر کدامشان نیاز ب سالها کار تحقیقی و پژوهشی هست تا با کمترین تلفات بیشترین نتایج پیش بینی شده را کسب کنیم ...اما چیزی ک در جامعه میبینم تحمل فشار بیش از اندازهی تورم ، بازنمود فرهنگ مصرف گرایی،و اخیرن لاکچری گری
چرخهی معیوبی را آرام و خاموش که در کنار این موضوع آشکارتر میشود بروز اختلالات رشد جنسی در ذهن نوجوانان هست .
نوجوان چه دختر چه پسر رانده شده از محیط فروبسته ی لیالیقدر سرکوب شده پای تماشای برنامهای مینشیند که پدر و مادر در تاییدش جلوتر از او به استقبال رفته اند. و با شمایلی که یک فرد را در وونکور میبیند احساس همدلی و همزادی میکند این همزادی در واقع تفاوت میان برون ریزی و درون ریزی و خفتن امیال از هر نوعش میباشد ک باتوجه به گرایشات خانوادگی انواع مختالفی از همزادپنداری و همزیستی را در بطن وجودش فریاد میزند.
توجیه خانواده هماهنگ بودن با مد و شیوههای عمومی در استفاده از انواع پوششها خواهد بود و استدلال خودش(نوجوان ) بنابر ذاتگرایی ایرانی بودن را و البته عدم تشخیص میان تحلیل از بستر رشد و پرورش این و آن ؛ مقبولیتی عام توسط جامعه میباشد که جلوهگر میشود.
و اینجاست که بدون در نظر گرفتن مختصات و مضمون چنین برنامههایی اداب و رفتار برخی از افراد جلوی دوربین بفرمایید شام الگویی نابهنجار از هنجارهایشان بروز میکند که پسران ما بدنبال رنگ مو و تتوی روی کمر هستند بی آنکه متوجه انحراف در رشد و بلوغ جنسیتی باشند و این موضوع از اهم امور راهبردی میباشد که برای سست گردن پایههای اتی در جامعه توسط نهادها و ارگانهای مختلفی اعمال میشود
ز برون کسی نیاید ...!!!
بخشی از کتاب خون بر برف
کتابی عامه پسند با تم جنایی نوشته ی "نسبو"
شخصیت های داستان کاملا در قامت تیپ درامده اند و اتفاقات رمان بسیار پیش پا افتاده و مبتذل اند ولی رمان سرشار از تصویر های بکر می باشد،تصویرهایی که یادآور فیلم های تارانتینو و "خون بازی"اش می باشند.
#کوهیار
کتابی عامه پسند با تم جنایی نوشته ی "نسبو"
شخصیت های داستان کاملا در قامت تیپ درامده اند و اتفاقات رمان بسیار پیش پا افتاده و مبتذل اند ولی رمان سرشار از تصویر های بکر می باشد،تصویرهایی که یادآور فیلم های تارانتینو و "خون بازی"اش می باشند.
#کوهیار
20160202085949-9851-85.pdf
582.1 KB
🔘 رهایی از فضای تکنولوژیک حاکم در نظریهی انتقادی تکنولوژی اندرو فینبرگ
🔘 #خشایار_برومند #حسن_حسینی
@PhilosophyCafe ♨️
🔘 #خشایار_برومند #حسن_حسینی
@PhilosophyCafe ♨️