Philosophy Cafe ♨️
3.43K subscribers
3.52K photos
507 videos
636 files
1.36K links
مکانی متفاوت برای آدم‌های متفاوت

1. @NaderiOmid66

2. @Ali_soltanzadeh

3. @khadem_ar

4. @M_H_Tavassoli

5. @AmiraliEbrahimzadeh

6. @Amin_sbu


telegram.me/PhilosophyCafe ♨️
Download Telegram
Forwarded from Art and Literature (Maziyar 🦋)
"حال همه ما خوب است
اما تو باور نکن..."
— سید علی صالحی

"We are all doing well, but you don't believe it...!."
 — Seyed Ali Salehi
— Maziyar 🦋 (Translator)
Forwarded from Art and Literature (Maziyar 🦋)
"با این آتش که به پا کرده ام
از میان من ای کاش
رودخانه ای می گذشت..."
— غلامرضا بروسان

"I wish there be a river fireside this fire I have raised..."
 — GholamReza Brousan
— Maziyar 🦋 (Translator)
Forwarded from Art and Literature (Maziyar 🦋)
"درست نیست دورنگی میان ظاهر و باطن
بگو شکسته نویسند توبه‌نامه‌ی ما را..."
— واعظ قزوینی

"duplicity between outwardly and inwardly is not right. Tell them to write my confession letter italicized..."
 — Vaez Qazvini
— Maziyar 🦋 (Translator)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔷 #Rudy_Mancuso

🔷 Cure for Loneliness

🔷 Stories From Our Future

🔷 Philosophy of Technology

@PhilosophyCafe ♨️
Forwarded from Art and Literature (Maziyar 🦋)
"چنان پر شد فضای سینه از دوست،
که فکر خویش گم شد از ضمیرم..."
— حافظ شیرازی

"With the loved one, my heart's space became full to such a degree, that lost my mind, became the thought of self..."
 — Hafez Shirazi
— Maziyar 🦋 (Translator)
Forwarded from Art and Literature (Maziyar 🦋)
"I am a psychologist.
I have a lot of friends — our friendship lasts as long as they need someone to talk to..."
— Maziyar 🦋
🖋 ...این خائنان و دشمنان که همون فراماسونرها هستن، شعرهایی ساختن که ذهن کودکان ما رو از همون بچگی تخریب کنن و به سمت بی‌دینی بکشن. مردم هم ندونسته این شعرها رو به بچه‌های خودشون یاد دادن و این شعرها جزئی از فرهنگ ما شد. مثلاً همین شعر به ظاهر سادۀ «اتل متل توتوله» رو در نظر بگیرین. این شعر یه مانیفست به تمام معنا برای افکار فراماسونریه.
در بیت اول گفته میشه «اتل متل توتوله، گاو حسن چجوره». همینجا یه مفهوم فراماسونری هست، گاو حسن چرا؟ چرا گاو محمود نه؟ چرا نمیگه گاو سعید؟ مشخصه که اونا دقیقاً اتفاقات سیاسی ایران رو رصد میکنن و از سال‌ها پیش براش برنامه ریزی کردن. در بیت بعدی میگه «نه شیر داره نه پستون، گاوشو بردن هندستون». تا حالا از خودتون پرسیدین چرا هندستون؟ چرا سوریه نه؟ یا عراق؟

🖋 دوتا دلیل وجود داره. اول اینکه هند تا سال‌های سال، مستعمرۀ خودشون بوده. اونا در این سال‌ها هند رو همونطور که دلشون خواسته ساختن و حالا دارن با این شعر بچه‌های ما رو جذب میکنن تا به هند برن. داره تو این شعر میگه گاو حسن که نه شیر داشت، نه پستون هم تو هند براش متقاضی هست؛ پس حتماً برای شما هم کار و پول پیدا میشه.
دلیل دوم هم اینه که هند سرزمین کفر و شرکه. از قدیم‌الایام معروف بوده که هر کی میره هند، کافر میشه. در بیت بعدی میگه «یک زن کردی بستون، اسمشو بذار عمقزی». در مصرع دوم این بیت داره سست کردن نهاد خانواده رو ترویج میکنه. همونطور که میدونین، دیگه توی غرب نهادی به نام خانواده وجود نداره؛ خانواده کاملاً فروپاشیده و این غربیان الان خیلی پوچ و به بن بست رسیده و تنها و منزوی و خاک تو سر و کثافت شدن.

📝 بخشی از یادداشت «ت، توطئه، توهم»، نوشتۀ اَلی ثُلتان‌ظادِح 📝

@philosophycafe
تا به حال به پارادوکس شهوت اندیشیده اید؟
دسته ای از تعلقات ما را ممکن است به بی اخلاقی و بی تعلقی سوق دهد، گویی نیروانا در شهوت ورزی پنهان شده است.
#کوهیار
Forwarded from Arman Khademi
من به آزادی بشر در معنای فلسفی اعتقاد ندارم. هرکس نه تنها به‌واسطه‌ی عوامل خارجی بلکه به‌واسطه نیروی داخلی و نیازهای معنوی خویش نیز در تکاپو است. شوپنهاور می‌گوید: «شخص می‌تواند آن‌چه را که اراده کرده است انجام دهد ولی نمی‌تواند با آن‌چه که روی خواهد داد مقابله نماید.» این مطالب از جوانی الهام‌بخش من بوده است و در مقابل سختی‌های زندگی خودم نسبت به مشاهده‌ی مشکلات دیگران تسلی‌خاطر و در مقابله با حوادث‌، صبور و شکیبایم نموده است. این احساس به‌طور رضایت بخشی، سختی و شدت مسئولیت را کاهش می‌دهد و اجازه نمی‌دهدکه باخود ودیگران آن‌قدر خشک و جدی کنار بیایم. این حس، جهان‌بینی ویژه‌ای می‌طلبد که در سایه‌ی آن انسان، قبل از خود، رضایت و موافقت دیگران را مدنظر قرار می‌دهد.

✅جهانی که من میبینم
✅آلبرت انیشتن
Forwarded from م.شریفی
از عناصر سازنده‌ی جوامع مدرن میتونیم به ارتباطات اشاره کنیم. روابطی که بین اجزای یک ساختار اجتماعی قرار دارد طی فرآیند گفت‌وگو موجب میشود تا مفاهمه بوجود آید. این فهم در سیر اجتماعی یک جامعه نقش تعیین کننده‌ای دارد.
ازونجایی که مبحث اصلی ما با تاکید بر شناخت شرایط فعلی ایران میباشد نهایتن میبایست بررسی کرد آیا فرآیند گفتگو در ایران به چه طریق و با چه انگیزه‌ای شکل میگیرد.
برای فهم درست ازین فرآیند به متن گفتگو‌ها در جامعه و در بین افراد در همه‌ی سطوح میتونیم رجوع کنیم.
توجه داشته باشید هر فرد در جامعه بنابر ضرورت نیازهایش ناگزیر وارد چرخه‌ای میشود که در نهایت به حصول نیازش میانجامد .
این روند موجب میشود فرد درکی پیشینی نسبت به جریان حصول مطالباتش بدست بیاورد.
و هدف ما درینجا صرف نظر از سلطه‌ی قدرت و اعمال قوانین حکومتی از طریق نهاد دولت ناظر بر فهم ناشی از ارتباطات هست که در ذهن افراد و در نهایت موجب شکل‌گیری ساختارهای اجتماعی صورت میپذیرد میباشد‌.
یقینن دور از انتظار نمیباشد که اگر کلیات مباحث و متن گفتگو در بین شهروندان ایرانی رو در حیطه‌ی اثبات آراء متعصبانه خودمون توصیف کنیم .
ما در ایران متاسفانه کمتر پیش میاید که از گفتگو به فهمی مشترک برای هدفی مشترک برسیم و چنانچه این فهم تازه رو به عنوان زیر بنای ارتباطات بعدی قرار بدیم .
شاید درینجا بتونیم نظریه دوگانگی ایرانیان رو تحت این دستگاه به این ترتیب که فقدان معنایی روشن در ذهن افراد از روابط موجب عدم معناداری روابط اجتماعی میشود این بی‌معنایی نهایتن بسط گسترش یافته و ساختاری درون‌تهی را برمیسازد. ناچار برای اینکه بتونیم در برابر امر واقع یعنی گزاره.های معناداری که در نتیجه‌ تقابل میان سوژه و ابژه اتفاق میافتد(کنش سیاسی نهاد دولت ) چیزی داشته باشیم به نوعی خاص از امتناع اما پیش‌کشیدن هم روی می‌آوریم . عامیانه ترین این وضعیت در اصطلاح لج کردن هست. در اصل اتفاقی که در حال وقوع میباشد این هست که چون گفته‌های متعصبانه‌ی من راهی برای اثبات و تحقق وبه گرسی نشستن نمیابند در حالتی گفته‌های طرف مقابل رو هم به سخره گرفته و بدون توجه به چیستی و چرایی اونها اقدام به دوگونه بودن میکنم، دو گونه که یکی سرخوردگی از تعصب شخصیم هست و دیگری سخره گرفتن طرف مقابل بوجود میآید در نهایت روابطی رند‌گونه را رقم زده که امروز حل و فهم این روابط خود معضلی شده‌هر چند که اساسن چنین گره‌هایی نبایستی ایجاد میشدند.

بنابرین نقش و سیطره‌ی فهمی که حاصل گفتگو میباشد بایستی مدنظر هر گدام از ما قرار بگیرد
رعایت و توجه داشتن به این موارد خواه‌ناخواه هر شهروند به عنوان کنشگر اجتماعی در برابر دولت شناخته میشود.
Forwarded from Lyric Video ♨️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔷 #Fairytale

🔰 Song by #Alexander_Rybak

🔷Album: #Fairytales

Released: 2009

Genres: Folk music, Pop

@LyricVideo ♨️
نِمِسیس در اسطوره شناسی یونان باستان، دختر شب، تجسد عدالت آسمانی و قهر و خشم خدایان جاودان است بر آدمیان فانی گناه کار. نِمِسیس قانون شکنان را کیفر می دهد
نگر تا حلقه اقبال ناممکن نجنبانی و زیاده خواهان را بر جای خود می نشاند [۱]. نام این رب النوع انتقام جو، در میانه های دهه ۱۹۷۰ میلادی زینت بخش عنوان نه یکی، بلکه دو کتاب از ده کتابی شد که قاطبه ی علما متفق القول اند تاثیرگذارترین اسناد کل تاریخ سیاست گذاری در سلامت بوده اند [۲]: «کارکرد طب: رویا، سراب یا فرشته انتقام؟» [۳] به قلم توماس مک کیون و «طب: فرشته انتقام و مصادره به مطلوب سلامت» نوشته ایوان ایلیچ [۴]. هر دوی این کتاب ها به شایستگی هر چه تمام تر و با اتکا بر آمار و ارقامی دقیق کوشیده اند اثبات کنند که اولاً حرفه طب مهم ترین عامل موثر بر ارتقای سلامت نوع بشر نیست، ثانیاً سلامت آدمی در جاهایی بسیار دورتر از اتاق عمل جراحی و مطب پزشک و داروخانه ریشه دارد و ثالثاً اگر بیماری های پزشک زاد – یا همان ایاتروژنیک خودمان - نبود، حال و روز انسانِ ربع آخر قرن بیستم از اینی که هست خیلی بهتر بود.

ادامه 👇👇👇

http://yon.ir/serrL

@PhilosophyCafe ♨️
🗯 توی خیلی از مستندها یا کتابهای علمی میبینم که وقتی میخوان زمان قدیم و جدید رو مقایسه کنن، به مقایسۀ علم و دین میپردازن. دین به عنوان پدیده‌ای که بر جهان قدیم حاکم بود؛ و علم به عنوان پدیده‌ای که بر جهان امروز حاکمه. مثلاً گفته میشه "در جهان قدیم، مردم به خاطر اعتقاداتشون با هم میجنگیدن، همدیگه رو میکشتن، همدیگه رو تکفیر میکردن، اهل خرافات بودن، هر چیزی رو باور میکردن". و در مورد جهان امروز گفته میشه "اما امروزه ما دیگه توی تاریکی نیستیم، علم در دنیای ما درخشیده، راه ما رو روشن میکنه و سایه‌ها رو برطرف میکنه. ما امروز عمیق‌ترین شکاف‌ها رو میشناسیم".

🗯 به نظرم اینجا داره یه اشتباهی رخ میده. اون اشتباه هم اینه که وقتی میخواد جهان قدیم رو ببینه، فرهنگ عامیانه رو میبینه؛ عرفای قدیم رو نمیبینه، فلاسفۀ قدیم رو نمیبینه، متفکرا رو نمیبینه. اما وقتی میخواد جهان جدید رو توصیف کنه، از فرهنگ عامیانه دور میشه و به دانشگاهها و آزمایشگاهها سر میزنه. اگه قراره مقایسه‌ای منصفانه صورت بگیره، نخبگان با نخبگان و عموم با عموم باید مقایسه بشه. الان آیا عموم مردم دنبال نتایج و مطالعات علمی‌ان؟ آیا امروزه، عصر حاکمیت علمه؟

🗯 میتونیم به اینستاگرام سر بزنیم تا ببینیم کدوم صفحات بیشترین فالوئر رو دارن. آیا مردم بیشتر دارن صفحات علمی و فلسفی رو دنبال میکنن؟ بیشترین طرفدارها برای این صفحاته به ترتیب: 1- کریستیانو رونالدو (فوتبالیست) 2- آریانا گرانده (خواننده) 3- سلنا گومز (خواننده) 4- دواین جانسون (بازیگر و کشتی کج کار) 5- کیم کارداشیان (مدل). میشه این لیست رو در مورد توییتر هم دید. وضعیت به همین منواله. میشه دید پرفروش‌ترین فیلم‌های دنیا چه موضوعاتی دارن و چه ژانری هستن و چه کیفیتی دارن.

🗯 امروزه دانشمندان نیستن که طرفدار دارن؛ سلبریتی‌ها (خواننده‌ها، بازیگرها، مدل‌ها و ...) هستن که دیده میشن، شنیده میشن، مهم هستن و تأثیرگذارن. «عصر جدید، بیش از آن‌که عصر حاکمیت علم باشد؛ عصر حاکمیت سرگرمی است».

✅نقد و نظر: @Ali_soltanzadeh

@philosophycafe
Forwarded from Lyric Video ♨️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔷 #First_Kiss

🔰 Song by #Alexander_Rybak

🔷 Album: No Boundaries

🔰 Released: 2010

🔷 Genre: Adult Contemporary

@LyricVideo ♨️
Forwarded from Lost Cafe ♨️ (Omid)
@LostCafe ♨️
🔶 سلامتی به مثابهِ یک فضیلت

🔶 زمان تقریبی لازم برای مطالعه: ۴ دقیقه

این متن از کتابِ «محدودیت‌هایِ پزشکی»[۱] نوشته‌ی ایوان ایلیچ[۲]، فیلسوف، مورخ و منتقدِ اجتماعیِ اتریشی-آمریکایی انتخاب شده است. در این کتاب، ایلیچ ضمنِ ارائه‌ی شواهدِ متعدد درباره‌ی محدودیت‌هایِ نهادِ پزشکیِ مدرن، دیدگاه‌هایِ فلسفیِ خود را درباره‌یِ سلامت و طبابت معرفی می‌کند. برایِ خوانِشِ بهترِ متن چند مفهوم و سَرواژه‌ی به کار رفته را معرفی می‌کنیم (برایِ سایرِ معادل‌ها به پانویس‌ها مراجعه کنید): خودبسنده (autonomous) به معنایِ آن‌چه فرد می‌تواند بدونِ بهره‌گیری از دخالت‌هایِ دیوان‌سالارانه یا مدیریتی از عهده‌اش برآید. سلامتی معادلِ health در نظر گرفته شده، اما health گاه «بهداشت» نیز ترجمه می‌شود، به خصوص در public health که بهداشتِ عمومی ترجمه می‌شود. با این‌حال در این متن public health سلامتیِ عمومی ترجمه شده تا بیشتر با موضوعِ متن همخوانی داشته باشد. شفایافتن (healing) که فعلی لازم است با درمان کردن (treatment) که فعلی متعدی است فرق می‌کند. مثلاً در جمله‌هایی نظیرِ «بیمار به صورتِ خودبسنده شفا می‌یابد، اما خدماتِ پزشکی او را درمان می‌کنند.» رویارو شدن به جایِ cope آورده شده که به معنایِ تواناییِ فرد در مواجهه با تألماتِ زندگی است. علتِ این‌که معادلِ «غلبه‌کردن» را انتخاب نکردیم این است که آن‌چه cope را به بخشی کلیدی از سلامتی تبدیل می‌کند توانایی فرد در پیروزی بر بیماری یا مرگ نیست، بلکه تواناییِ مواجه شدن با آن است.

🔶 ترجمه روزبه فیض

سلامتی به یک فرایندِ انطباق اشاره می‌کند. سلامتی نتیجه‌ی غریزه نیست، بلکه واکنشی خودبسنده[۳] و فرهنگ‌‌ْساخته[۴] به واقعیتی است که توسطِ جامعه‌ شکل گرفته است[۵]. سلامتی نشان از تواناییِ انطباق با محیطِ در حالِ تغییر، رشد کردن، پیر شدن، شفا یافتن از آسیب‌ها، رنج کشیدن و انتظارِ صلح‌جویانه‌ی مرگ را کشیدن دارد. آغوشِ سلامتی به رویِ آینده باز است، بنابراین سلامتی شاملِ تألم و منابعِ درونیِ لازم برایِ کنار آمدن با آن نیز هست.

سلامتی اشاره‌گرِ فرایندی است که به واسطه‌ی آن هر فرد مسئول است؛ مسئول در قبالِ سلامتیِ خود و تا حدی هم در قبالِ سلامتیِ دیگران. مسئول بودن می‌تواند به دو معنا تعریف شود: فرد نسبت به آن‌چه انجام داده مسئول است؛ و فرد در قبالِ افرادِ دیگر یا گروه مسئول است. تنها در صورتی که فرد به صورتِ درون‌زاد[۶] خود را در قبالِ دیگری مسئول یا پاسخ‌گو احساس کند است که عواقبِ شکست‌هایش به جایِ نقد، سانسور یا تنبیه از جنسِ افسوس، پشیمانی و توبه‌ی واقعی خواهند بود.

🔶ادامه 👇👇👇

http://eco-literacy.net/health-as-a-virtue/

@PhilosophyCafe ♨️
🔶 Iatrogenesis

🔶 زمان تقریبی لازم برای مطالعه: ۲ دقیقه

«بیماری‌های پزشک‌زاد»، «بیماری‌های یاتروژنیک»، «بیماری‌های مضاعفِ پزشک‌ساخته» یا «بیماری‌های پزشک‌ساخته» (Iatrogenic decease) به بیماری‌هایی گفته می‌شود که طیِ اعمالِ خدمات و راه‌کارهای درمانی به‌وجود می‌آیند. بخش عمده‌ای از بیماری‌های پزشک‌زاد را می‌توان به‌دلیلِ عوارضِ جانبیِ داروها، اعمالِ جراحی و امثال این موارد دانست.

🔶 ادامه

http://eco-literacy.net/glossary/iatrogenesis/

@PhilosophyCafe ♨️