Philosophy Cafe ♨️
3.43K subscribers
3.52K photos
507 videos
636 files
1.36K links
مکانی متفاوت برای آدم‌های متفاوت

1. @NaderiOmid66

2. @Ali_soltanzadeh

3. @khadem_ar

4. @M_H_Tavassoli

5. @AmiraliEbrahimzadeh

6. @Amin_sbu


telegram.me/PhilosophyCafe ♨️
Download Telegram
Forwarded from Philosophy Cafe ♨️ (علی سلطان زاده)
🖋 یا تو، که شاه هستی، میخواهی مردمان کشورت را به وسیلۀ دژ از شورش و طغیان مانع شوی، و یا تو که شاه یا رئیس دولتی جمهوری هستی میخواهی با استفاده از دژ، شهری را که در جنگ متصرف شده ای در تصرف خود نگاه داری. اینک روی به شاه میکنم و میگویم: به عللی که پیشتر ذکر کردم برای مطیع نگاه داشتن مردمان کشورت وسیله ای بی فایده تر از دژ وجود ندارد. زیرا که دژ، تو را گستاخ تر میسازد و بر آنت میدارد که با مردمان به ستمگری رفتار کنی، و ستمگریِ تو مردمان را به برانداختن تو مصمم تر میکند و چنان آتش کینه ای در دل آنان بر می افروزد که دژهای تو که علت اصلی آن کینه اند نمیتوانند از تو محافظت کنند. از این رو شاه نیک منش و خردمند هرگز دژ نمیسازد: اولاً از آن رو که خود میخواهد نسبت به مردمان نیکوکار و مهربان باشد، و در ثانی برای اینکه نمیخواهد به جانشینانش دستاویزی برای گستاخی و بی رحمی بدهد بلکه امیدوار است آنان را بر آن دارد که به جای دژ به نیکخواهی شهروندان اتکا کنند.

📚 از کتاب «گفتارها»، نوشتۀ نیکولو ماکیاولی 📚

@philosophycafe
《فیلسوف اهل هیچ دسته‌ فکری نیست. همین است که او را فیلسوف می‌سازد.》

#ویتگنشتاین

@PhilosophyCafe ♨️
《کاربرد مطالعه فلسفه چیست اگر که یگانه مزیت آن برای تو این باشد که قادرت سازد درباره برخی پرسش‌های غامض و پیچیده منطق و مانند آن معقولانه سخن بگویی. و اگر نحوه تفکرت در باب پرسش‌های مهم زندگی روزمره را اصلاح نکند؟》

#ویتگنشتاین

@PhilosophyCafe ♨️
تهران شهر عجیبی است. همانقدر که خوب است همانقدر هم بد است. نجابت و اصالت را می‌خورد و زود تحلیل می‌برد.

@PhilosophyCafe ♨️
سکوت شبیه ترین چیز به خداوند است.
🖋 ما در این مدت مصیبت‌ها دیده‌ایم، مصیبت‌های بزرگ. ... مصیبت‌های زن‌های جوان مرده، مردهای اولاد از دست داده، طفل‌های پدر از دست داده.
من وقتی چشمم به بعضی از این‌ها که اولاد خوشان را از دست داده‌اند می‌افتد، سنگینی در دوشم پیدا می‌شود که نمی‌توانم تاب بیاورم. من نمی‌توانم از عهدۀ این خسارات که بر ملت ما وارد شده است برآیم...
من به مادرهای فرزند از دست داده تسلیت عرض می‌کنم و در غم آن‌ها شریک هستم. من به پدرهای جوان داده، من به آن‌ها تسلیت عرض می‌کنم. من به جوان‌هایی که پدرانشان را در این مدت از دست داده‌اند تسلیت عرض می‌کنم.

🖋 خوب، ما حساب بکنیم که این مصیبت‌ها برای چه به این ملت وارد شد. مگر این ملت چه می‌گفت و چه می‌گوید که از آن وقتی که صدای ملت درآمده است تا حالا قتل و ظلم و غارت و همۀ این‌ها ادامه دارد؟ ملت ما چه می‌گفتند که مستحق این عقوبات شدند؟...
فرض می‌کنیم که یک ملتی تمامشان رأی دادند که یک نفری سلطان باشد، بسیار خوب، این‌ها از باب این‌که مسلط بر سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان هستند، رأی آن‌ها برای آن‌ها قابل است؛ لکن ... به چه حقی ملت پنجاه سال از این، سرنوشت ملت بعد را معین می‌کند؟...
این ملتی که سرنوشت خودش با خودش باید باشد، در این زمان می‌گوید که ما نمی‌خواهیم این سلطان را.

🗞 بخشی از سخنرانی روح‌الله خمینی در بهشت زهرا، دوازده بهمن 1357 🗞

@philosophycafe