نامهای سرگشاده
#مادرجان♥️،
تو را به آسمانی که بالای سر ماست، به خاطراتی که بوی نان گرم و چای شیرینشان هنوز در خانه میپیچد، التماس میکنم... التماس میکنم که اجازه دهی من، منِ خودم باشم.
میدانم که زندگیات پر از رویاهایی بوده که شاید به آنها نرسیدی، ترسهایی که مثل سایه همراهت بودهاند و آرزوهایی که گاهی سنگینتر از تحمل یک قلب تنها شدهاند.
اما مادر، من قرار نیست تکرار راه تو باشم. من قرار نیست کولهبار غصههای تو را به دوش بکشم. من با تمام عشقی که به تو دارم، مسیر خودم را خواهم رفت.
شاید انتخابهایم را نفهمی، شاید آرزوهایم به نظرت کوچک یا بیارزش باشند، اما اینها مال من هستند.
من میخواهم اشتباه کنم، تجربه کنم، گاهی زمین بخورم و دوباره بلند شوم، اما این بار، نه از ترس تو، نه از فشار تو، بلکه با قلب خودم.
مادرجان، رفیقم باش نه مدیرم. پناهم باش نه قاضیام.
دستانت را برای بوسیدن پیش بیاور، نه برای اشاره کردن به مسیری که باید بروم.
و #پدرجان ، با من دوست باش نه حاکم. میخواهم صدایم را بشنوی، نه اینکه فقط فرمان بدهی.
التماس میکنم مرا با هیچکس مقایسه نکنی، نه با دخترخالهات، نه با همسایهات، و نه حتی با خودت در روزگار جوانیات. من منم، با تمام کمبودها و توانایی هایم.
میدانم گاهی نگاهت به دیگران میافتد و آرزو میکنی کاش من هم مثل آنها بودم. اما مادر، من مسیر خودم را دارم، با قدمهایی که شاید کُند باشند، اما ردپایی منحصربهفرد از خود به جا میگذارند.
عزیزکم تعریف تو از خودم برایم حسرتی دست نیافتنی شده تعریف را اشکال نداره ولی ناسزا هم نگوید ،شدت ترس القا شدهدر من بحدی است که بی دلیل احساس گناهمیکنم 🥹
هر دوی شما را دوست دارم♥️♥️
اما این عشق باید فضایی برای نفس
کشیدن داشته باشد.
بگذارید با هم رابطهای از جنس درک و همراهی بسازیم، نه کنترل و ترس.
با تمام وجودم،
فرزندتان...
🆔: @piranshahrrudaw
✅پیرانشهر رووداو
https://t.me/+O87-mN-n0JiCPBBL
#مادرجان♥️،
تو را به آسمانی که بالای سر ماست، به خاطراتی که بوی نان گرم و چای شیرینشان هنوز در خانه میپیچد، التماس میکنم... التماس میکنم که اجازه دهی من، منِ خودم باشم.
میدانم که زندگیات پر از رویاهایی بوده که شاید به آنها نرسیدی، ترسهایی که مثل سایه همراهت بودهاند و آرزوهایی که گاهی سنگینتر از تحمل یک قلب تنها شدهاند.
اما مادر، من قرار نیست تکرار راه تو باشم. من قرار نیست کولهبار غصههای تو را به دوش بکشم. من با تمام عشقی که به تو دارم، مسیر خودم را خواهم رفت.
شاید انتخابهایم را نفهمی، شاید آرزوهایم به نظرت کوچک یا بیارزش باشند، اما اینها مال من هستند.
من میخواهم اشتباه کنم، تجربه کنم، گاهی زمین بخورم و دوباره بلند شوم، اما این بار، نه از ترس تو، نه از فشار تو، بلکه با قلب خودم.
مادرجان، رفیقم باش نه مدیرم. پناهم باش نه قاضیام.
دستانت را برای بوسیدن پیش بیاور، نه برای اشاره کردن به مسیری که باید بروم.
و #پدرجان ، با من دوست باش نه حاکم. میخواهم صدایم را بشنوی، نه اینکه فقط فرمان بدهی.
التماس میکنم مرا با هیچکس مقایسه نکنی، نه با دخترخالهات، نه با همسایهات، و نه حتی با خودت در روزگار جوانیات. من منم، با تمام کمبودها و توانایی هایم.
میدانم گاهی نگاهت به دیگران میافتد و آرزو میکنی کاش من هم مثل آنها بودم. اما مادر، من مسیر خودم را دارم، با قدمهایی که شاید کُند باشند، اما ردپایی منحصربهفرد از خود به جا میگذارند.
عزیزکم تعریف تو از خودم برایم حسرتی دست نیافتنی شده تعریف را اشکال نداره ولی ناسزا هم نگوید ،شدت ترس القا شدهدر من بحدی است که بی دلیل احساس گناهمیکنم 🥹
هر دوی شما را دوست دارم♥️♥️
اما این عشق باید فضایی برای نفس
کشیدن داشته باشد.
بگذارید با هم رابطهای از جنس درک و همراهی بسازیم، نه کنترل و ترس.
با تمام وجودم،
فرزندتان...
🆔: @piranshahrrudaw
✅پیرانشهر رووداو
https://t.me/+O87-mN-n0JiCPBBL
💔108👍42👎26