🖇 شعری از هنرمند پیرانشهری «بشارت پرمه» در وصف کودکان جنگزده
#کودکان_و_جنگ
زندگی ما را به رهایی میخواند
به دنیای پر از آزادی
آنجا
که
آسمانش پر از ستاره باشد.
ماه و خورشید در آن نمایان باشد.
در زمینش زیتون بکارند.
کودکان زیر سایهی آن آواز بخوانند.
به جای ترس از تیر و تفنگ،
قاصدکها را دنبال کنند.
بالهای زیبای پروانهها را نقاشی کنند.
دخترکان پای گهوارهها،
برای عروسکها لالایی بخوانند.
قفسها را بشکنند.
پرواز پرندهها را تماشا کنند.
کودکی بغض نکند.
در گلویش غصهها سنگینی نکنند.
در کوچهها بازی کنند.
زیبا نیست، تابوتها را بر شانهی مردان همراهی کنند.
مادرانشان پر از خنده باشند.
در هر گوشه از خانه،
گلدانی کاشته باشند.
دور از شیون و زاری باشند.
در آسمان شهر بمبهای آتشزا نباشد.
نگران از ویرانی خانهها نباشند.
پدران خسته از کار،
در راه خانه باشند.
سینههایشان در تیررس گلولههای دشمن نباشد.
آسمان هر شهر پر از بادبادک،
دلِ کودکانش از حسِ شادی لبریز باشد.
در دستِ هر رزمنده،
برای هر کودک شاخه گلی باشد.
تاریخ در آن روزها،
شرمسار از نوشتنِ حقایق نباشد.
#اختصاصی
✅پیرانشهر رووداو
🆔: @piranshahrrudaw
#کودکان_و_جنگ
زندگی ما را به رهایی میخواند
به دنیای پر از آزادی
آنجا
که
آسمانش پر از ستاره باشد.
ماه و خورشید در آن نمایان باشد.
در زمینش زیتون بکارند.
کودکان زیر سایهی آن آواز بخوانند.
به جای ترس از تیر و تفنگ،
قاصدکها را دنبال کنند.
بالهای زیبای پروانهها را نقاشی کنند.
دخترکان پای گهوارهها،
برای عروسکها لالایی بخوانند.
قفسها را بشکنند.
پرواز پرندهها را تماشا کنند.
کودکی بغض نکند.
در گلویش غصهها سنگینی نکنند.
در کوچهها بازی کنند.
زیبا نیست، تابوتها را بر شانهی مردان همراهی کنند.
مادرانشان پر از خنده باشند.
در هر گوشه از خانه،
گلدانی کاشته باشند.
دور از شیون و زاری باشند.
در آسمان شهر بمبهای آتشزا نباشد.
نگران از ویرانی خانهها نباشند.
پدران خسته از کار،
در راه خانه باشند.
سینههایشان در تیررس گلولههای دشمن نباشد.
آسمان هر شهر پر از بادبادک،
دلِ کودکانش از حسِ شادی لبریز باشد.
در دستِ هر رزمنده،
برای هر کودک شاخه گلی باشد.
تاریخ در آن روزها،
شرمسار از نوشتنِ حقایق نباشد.
#اختصاصی
✅پیرانشهر رووداو
🆔: @piranshahrrudaw
👍127👎42👏19