رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن)
دوره کارگاهی «نوشتن خلاق» دومین دوره ویژه #بزرگسالان بهبود #مهارتهای_شناختی تمرین و تجریه #نوشتن_خلاقانه زمان: مردادماه طول دوره: دو ماه #آفلاین / #گروهی/ بازخورد فردی برای استفاده از محتوای این دوره محدود به ساعت و روز خاصی نیستید. از مجموعه دورههای…
#اعلان
اولین جلسه دوره «نوشتن خلاق»
محتوای فعالیت هفته اول در پنل ویژه دوره منتشر شد.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
اولین جلسه دوره «نوشتن خلاق»
محتوای فعالیت هفته اول در پنل ویژه دوره منتشر شد.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
🔥4👍2
🔻رد پای افلاطون
اخیراً کتابی درباره هنر میخواندم که از زاویهی «نوروبیولوژی» به ادراک انسان از هنر نگاه میکرد. ایدهای که برایم جالب بود این بود:
به این ترتیب نقاشی الزاماً کپیکردن یا بازنمایی نقطه به نقطه جهان نیست.
همینطور نقاش بزرگ لزوماً کسی نیست که مثلا یک درخت، چهره یا یک منظره را به بهترین نحو بازسازی کند؛ بلکه کسی است که میداند با چه مقدار اطلاعات، چطور میتواند مغز ما را وادار کند تا جهان مخصوص خودش را کامل کند.
این دقیقا همان اتفاقی است که مثلا در نقاشی و آثار کودکان هم می.توانیم ببینیم.
همینطور در آثار هنرمندهای بزرگ و شناختهشدهای مثل «لبخند مونالیزا»، نقاشیهای «مونه» یا سادگی هندسی «موندریان» و تصاویر «وارهول».
هرکدام از این آثار به شکلی متفاوت با همین توانایی مغز بازی میکنند. به عبارتی دیدن، فقط دریافت کردن نیست؛ بلکه به نوعی ساختن است.
آشنایی با این ایده، ذهنم را از نقاشی به نوشتن برد و آنچه در دوره «نوشتن خلاق» تجربه میکنیم.
اینجا هم نویسنده قرار نیست همهچیز را به خواننده تحویل دهد.
به دانشجوهای دوره توضیح میدهم که صرفا باید مقداری نشانه در متن بگذارند تا خواننده بتواند بقیه مسیر را خودش بسازد.
درست به همین دلیل است که یک تصویر واحد، در ذهن افراد مختلف، به داستانهای کاملاً متفاوت تبدیل میشود.
مثلاً:
«دو فنجان چای و یک جاسیگاری روی میز» همین.
اما در ذهن فرامرز، این میز میتواند صحنهی یک گفتوگوی کم و بیش عاشقانه باشد و برای ملیکا، منظره یک انتظار طولانی یا خاطرهی کسی که دیگر نیست.
صحنه یکسان است، اما جهانی که مغز هر نویسنده از آن میسازد، متفاوت است و اینجاست که پای «افلاطون» به ماجرا باز میشود.
#یک_کتاب
Vision and Art; The Biology of Seeing: Margaret Livingstone
#الهام_فخرایی
دورهنوشتنخلاق
دورهکاوشگریهنری
پ.ن
@RadioP4C
اخیراً کتابی درباره هنر میخواندم که از زاویهی «نوروبیولوژی» به ادراک انسان از هنر نگاه میکرد. ایدهای که برایم جالب بود این بود:
تصویر، جهان را بازسازی نمیکند؛ بلکه فقط نشانههای کافی در اختیار مغز میگذارد تا مغز خودش جهان را بسازد.
به این ترتیب نقاشی الزاماً کپیکردن یا بازنمایی نقطه به نقطه جهان نیست.
همینطور نقاش بزرگ لزوماً کسی نیست که مثلا یک درخت، چهره یا یک منظره را به بهترین نحو بازسازی کند؛ بلکه کسی است که میداند با چه مقدار اطلاعات، چطور میتواند مغز ما را وادار کند تا جهان مخصوص خودش را کامل کند.
این دقیقا همان اتفاقی است که مثلا در نقاشی و آثار کودکان هم می.توانیم ببینیم.
همینطور در آثار هنرمندهای بزرگ و شناختهشدهای مثل «لبخند مونالیزا»، نقاشیهای «مونه» یا سادگی هندسی «موندریان» و تصاویر «وارهول».
هرکدام از این آثار به شکلی متفاوت با همین توانایی مغز بازی میکنند. به عبارتی دیدن، فقط دریافت کردن نیست؛ بلکه به نوعی ساختن است.
آشنایی با این ایده، ذهنم را از نقاشی به نوشتن برد و آنچه در دوره «نوشتن خلاق» تجربه میکنیم.
اینجا هم نویسنده قرار نیست همهچیز را به خواننده تحویل دهد.
به دانشجوهای دوره توضیح میدهم که صرفا باید مقداری نشانه در متن بگذارند تا خواننده بتواند بقیه مسیر را خودش بسازد.
درست به همین دلیل است که یک تصویر واحد، در ذهن افراد مختلف، به داستانهای کاملاً متفاوت تبدیل میشود.
مثلاً:
«دو فنجان چای و یک جاسیگاری روی میز» همین.
اما در ذهن فرامرز، این میز میتواند صحنهی یک گفتوگوی کم و بیش عاشقانه باشد و برای ملیکا، منظره یک انتظار طولانی یا خاطرهی کسی که دیگر نیست.
صحنه یکسان است، اما جهانی که مغز هر نویسنده از آن میسازد، متفاوت است و اینجاست که پای «افلاطون» به ماجرا باز میشود.
#یک_کتاب
Vision and Art; The Biology of Seeing: Margaret Livingstone
#الهام_فخرایی
دورهنوشتنخلاق
دورهکاوشگریهنری
پ.ن
پیش از شروع هر ترم، همیشه چندتایی کتابِ جدید، دم دست دارم تا دریافت خودم را از محتوایی که برای آن ترم در نظر دارم، ارتقا دهم.#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
این کتاب را هم برای دوره «کاوشگری هنری» میخواندم، اما متن را برای دانشجوهای دوره «نوشتن خلاق» نوشتم.
فقط اینجا یک اشاره کوتاه داشته باشم که درک این ایده چقدر مهم است و میتواند نگاه ما را به آثار کودک از نظر کیفیتِ بازنمایی تغییر دهد.
@RadioP4C
❤10👍2
مجموعه طرحدرسهای پرورش هوش عاطفی کودک و نوجوان
آموزشی/ #آفلاین
برای چه کسانی مناسب است؟
والدین، مربیان، آموزگاران، درمانگران
محتوای دوره برای گروه سنی ۴ تا ۱۴سال مناسب است.
با خرید #اشتراک این دوره علاوه بر محتوا از امکان رفع اشکال و پشتیبانی اختصاصی برخوردار خواهید شد.
#دورهپرورشهوشعاطفیکودکونوجوان
برای اطلاع از جزییات و خرید اشتراک پیام دهید به 👇
@Asist_RadioP4C
برای اطلاع از سایر دورههای آفلاین روی کلمه لینک کلیک کنید.
📌 رسانه شمایید؛ لطفا این دوره را با دوستانتان به اشتراک بگذارید.
#مهارتهای_زندگی
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
آموزشی/ #آفلاین
برای چه کسانی مناسب است؟
والدین، مربیان، آموزگاران، درمانگران
پیشنیاز: ندارد
تخفیف: دارد
پرداخت چندمرحلهای: دارد
پشتیبانی: دارد
کاربری شغلی: دارد
محتوای دوره برای گروه سنی ۴ تا ۱۴سال مناسب است.
با خرید #اشتراک این دوره علاوه بر محتوا از امکان رفع اشکال و پشتیبانی اختصاصی برخوردار خواهید شد.
#دورهپرورشهوشعاطفیکودکونوجوان
برای اطلاع از جزییات و خرید اشتراک پیام دهید به 👇
@Asist_RadioP4C
برای اطلاع از سایر دورههای آفلاین روی کلمه لینک کلیک کنید.
📌 رسانه شمایید؛ لطفا این دوره را با دوستانتان به اشتراک بگذارید.
#مهارتهای_زندگی
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
❤3👍1
رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن)
مجموعه طرحدرسهای پرورش هوش عاطفی کودک و نوجوان آموزشی/ #آفلاین برای چه کسانی مناسب است؟ والدین، مربیان، آموزگاران، درمانگران پیشنیاز: ندارد تخفیف: دارد پرداخت چندمرحلهای: دارد پشتیبانی: دارد کاربری شغلی: دارد محتوای دوره برای گروه سنی ۴ تا ۱۴سال…
🔻چرا پرورش هوش عاطفی مهم است؟
کودکی که نمیتواند عواطفش را بشناسد، لزوماً «لجباز»، «حساس»، «پرخاشگر» یا «بیادب» نیست؛ ممکن است هنوز زبان درک و بیان هیجانات خودش را یاد نگرفته باشد.
همه ما هر روز با موقعیتهایی روبهرو میشویم که برای مواجهه با آنها به چیزی بیشتر از هوش شناختی و موفقیت تحصیلی نیاز داریم.
با اینکه اغلب تمرکز خانواده و جامعه بیشتر روی موفقیت تحصیلی و بالا بردن ضریب هوش شناختی فرد است.
برای درک بهتر این وضعیت یک کودک یا نوجوان را در نظر بگیرید:
اما نکته اینجاست که این مهارتها خودبهخود و صرفاً با بزرگتر شدن کودک ایجاد نمیشوند.
بلکه همانطور که فرد برای یادگیری خواندن، نوشتن و ریاضی به آموزش نیاز دارد؛ برای مرزبندی و رابطه موثر با دیگران نیز به آموزش و تمرین نیاز دارد.
بنابراین اگر امروز این آموزش را به کودک ندهیم، ممکن است فردا همین احساسات، به شکل دیگری خودشان را نشان دهند:
چون این مهارتها فقط برای «دوران کودکی» نیستند؛ اینها بخشی از سرمایه روانی و اجتماعی کودک برای تمام زندگیاند.
بنابراین اگر شما والد، مربی، آموزگار یا درمانگر کودک و نوجوان هستید، پرورش هوش عاطفی را نباید به «وقتی مشکلی پیش آمد» موکول کنید.
بهتر است قبل از اینکه کودک درگیر مسئلهای جدی شود، ابزارهای مواجهه با آن را به او بیاموزانید.
📌 رسانه شمایید؛ لطفا این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
کودکی که نمیتواند عواطفش را بشناسد، لزوماً «لجباز»، «حساس»، «پرخاشگر» یا «بیادب» نیست؛ ممکن است هنوز زبان درک و بیان هیجانات خودش را یاد نگرفته باشد.
همه ما هر روز با موقعیتهایی روبهرو میشویم که برای مواجهه با آنها به چیزی بیشتر از هوش شناختی و موفقیت تحصیلی نیاز داریم.
با اینکه اغلب تمرکز خانواده و جامعه بیشتر روی موفقیت تحصیلی و بالا بردن ضریب هوش شناختی فرد است.
برای درک بهتر این وضعیت یک کودک یا نوجوان را در نظر بگیرید:
وقتی دوستش او را بازی نمیدهد؛در تمام این موقعیتها، یک سؤال مهم مطرح است: آیا او میداند با هیجان خودش چه کار کند؟
وقتی شکست میخورد؛
وقتی باید «نه» بشنود؛
وقتی عصبانی میشود؛
وقتی حسادت میکند؛
وقتی از چیزی میترسد؛
وقتی کسی حرفش را نمیفهمد؛
یا وقتی لازم است خواستهاش را بدون آسیب زدن به دیگری بیان کند.
هوش عاطفی دقیقاً از همینجا اهمیت پیدا میکند.
اما نکته اینجاست که این مهارتها خودبهخود و صرفاً با بزرگتر شدن کودک ایجاد نمیشوند.
بلکه همانطور که فرد برای یادگیری خواندن، نوشتن و ریاضی به آموزش نیاز دارد؛ برای مرزبندی و رابطه موثر با دیگران نیز به آموزش و تمرین نیاز دارد.
بنابراین اگر امروز این آموزش را به کودک ندهیم، ممکن است فردا همین احساسات، به شکل دیگری خودشان را نشان دهند:
در رابطه با دوستان،پس پرورش هوش عاطفی یعنی به فرد ابزارهایی بدهیم که سالها با خودش خواهد داشت.
در مدرسه،
در تصمیمگیریها،
در اعتمادبهنفس،
در مدیریت تعارض،
و بعدها در روابطش در بزرگسالی.
چون این مهارتها فقط برای «دوران کودکی» نیستند؛ اینها بخشی از سرمایه روانی و اجتماعی کودک برای تمام زندگیاند.
بنابراین اگر شما والد، مربی، آموزگار یا درمانگر کودک و نوجوان هستید، پرورش هوش عاطفی را نباید به «وقتی مشکلی پیش آمد» موکول کنید.
بهتر است قبل از اینکه کودک درگیر مسئلهای جدی شود، ابزارهای مواجهه با آن را به او بیاموزانید.
📌 رسانه شمایید؛ لطفا این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
❤5👍1🔥1
رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن)
مجموعه طرحدرسهای پرورش هوش عاطفی کودک و نوجوان آموزشی/ #آفلاین برای چه کسانی مناسب است؟ والدین، مربیان، آموزگاران، درمانگران پیشنیاز: ندارد تخفیف: دارد پرداخت چندمرحلهای: دارد پشتیبانی: دارد کاربری شغلی: دارد محتوای دوره برای گروه سنی ۴ تا ۱۴سال…
#اعلان
در حال حاضر این فرصت را دارید که با #تخفيف ۴۰ درصدی معادل ۲ م تومان برای اشتراک اقدام کنید.
توجه داشته باشید در دورههایی که محتوا بهصورت تدریجی بهروزرسانی و منتشر میشود، در شروع دوره، ثبتنام و دریافت اشتراک با هزینه کمتری انجام میشود و به مرور با افزایش حجم محتوا، هزینه برای کاربران جدید افزایش خواهد داشت.
#دورهپرورشهوشعاطفیکودکونوجوان
برای اطلاع از جزییات و تهیه اشتراک دوره پیام دهید به 👇
@Asist_RadioP4C
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
این هشتگ برای احترام به وقت شماست، اگر مایلید فقط مطالب آموزشی کانال را دنبال کنید، متنهایی که با این هشتگ شروع میشود، را نادیده بگیرید.
در حال حاضر این فرصت را دارید که با #تخفيف ۴۰ درصدی معادل ۲ م تومان برای اشتراک اقدام کنید.
توجه داشته باشید در دورههایی که محتوا بهصورت تدریجی بهروزرسانی و منتشر میشود، در شروع دوره، ثبتنام و دریافت اشتراک با هزینه کمتری انجام میشود و به مرور با افزایش حجم محتوا، هزینه برای کاربران جدید افزایش خواهد داشت.
#دورهپرورشهوشعاطفیکودکونوجوان
برای اطلاع از جزییات و تهیه اشتراک دوره پیام دهید به 👇
@Asist_RadioP4C
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
❤2🔥1
رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن)
دوره کارگاهی «نوشتن خلاق» دومین دوره ویژه #بزرگسالان بهبود #مهارتهای_شناختی تمرین و تجریه #نوشتن_خلاقانه زمان: مردادماه طول دوره: دو ماه #آفلاین / #گروهی/ بازخورد فردی برای استفاده از محتوای این دوره محدود به ساعت و روز خاصی نیستید. از مجموعه دورههای…
گلهای قرمز کوچک
#دوره_نوشتن_خلاق
شده بود که ساعتها به یک نقطه خیره شود و خیال کند. گاهی برای خودش فنجانی چای میریخت، اما هر بار یادش میرفت و چایش سرد میشد. او را میدید که فنجان چایش را پایین آورد و گفت: «داغه که...»
دختر جواب داد: «الان ریختم.»
دم پنجره نشسته بودند و به جوجهقمریهایی که تازه داشتند پرواز یاد میگرفتند، نگاه میکردند.
دختر گفت: «بهشان آب و دانه میدهی. هر روز! از این بالا میبینمت.»
مرد نگاهش کرد و گفت: «اما من تا به حال تو را ندیدم.»
«شاخههای درخت نمیگذارند تو مرا ببینی. فقط من میبینمت. میبینمت و فکر میکنم که میآیی اینجا.»
«چه کار میکنم؟»
«هیچی، سیگار میکشی. من از بوی سیگار خوشم نمیآید. سیگار که میکشی، نفسم قطع میشود. اما نه! خیال میکنم که سیگار میکشی. آن وقت دیگر حتی بویش را هم نمیفهمم.»
«نفست دیگر قطع نمیشود؟»
«چرا، تو که اینجا نباشی میشود. آنقدر که دلم میخواهد بترکد...»
میز دونفرهی چوبی را کنار پنجره گذاشته بود. میآمد و آنجا مینشست و نگاهش میکرد؛ بارها و بارها. موهای تنک و حنایی او را که از پشت سبزی برگهای درخت خودنمایی میکرد، میشناخت. مرد سیگاری روشن میکرد و برای قمریها آب و دانه میریخت. گاهی هم که روی صندلی جلوی دکانش مینشست و کتابی باز میکرد، گربهی مادهی سیاهی میآمد و خودش را به او میمالید.
دختر از او پرسید: «وقتی میآیی بالا، نمیترسی گربه جوجههایت را بزند؟»
گفت: «میترسی اگر واقعاً صدایم بزنی و بیایم بالا، جوجههایم را بزند؟»
گربه روی صندلی جلوی دکان لمیده بود. چشمان نیمهبازش را با تنبلی به جوجهقمریها دوخته بود، اما تلاشی برای گرفتنشان نمیکرد. کسی آن پایین سیگاری روشن کرد.
جاسیگاری چینی قدیمی روی میز، بین دو فنجان خالی قرار داشت. گلهای قرمز، زیر خاکسترهای سیگار تقریباً دفن شده بودند. او سیگاری روشن کرد و خاکسترش را در جاسیگاری تکاند. دختر سرفه کرد. دود سیگار بالا آمد و بالا آمد و در بینی دختر نشست؛ بعد سر خورد و از گلویش پایین رفت و دور سینهاش پیچید. نفسش را قطع کرد.
جاسیگاری مال پدرش بود. آن موقع نمیدانست کف ظرف گلهایی هم دارد؛ گلهای قرمز کوچکی که زیر خاکستر سیگار خاک شده بودند.
گفت: «تمامش کن. از بوی سیگار بدم میآید. مادرم هم سرفه میکرد. آخرش هم...»
مرد سیگاری را که در دست داشت، داخل جاسیگاری خاموش کرد و گفت: «بروم؟»
دختر مکث کرد. دلش نمیخواست برود.
«بمان. اما دوست داشتم دیگر نمیکشیدی. آن وقت صدایت میکردم تا بیایی بالا. یا میآمدم پایین، پهلویت مینشستم و به قمریها دانه میدادیم و تو برایم کتاب میخواندی و من...»
هنوز حرفش تمام نشده بود که دید یکی از جوجهها از شاخهی نازکی سر خورد و به زمین سقوط کرد. گربه از روی صندلی پایین پرید. چشمش به جوجهقمری بود. میخواست شیرجه بزند و جوجه را بگیرد. شاخههای سبز درخت نمیگذاشتند دختر آنها را خوب ببیند؛ فقط موهای تنک و نارنجی مرد بود که از میان برگها خودش را نشان میداد.
میخواست فریاد بزند و گربه را بترساند، اما صدایش نمیرسید. نفسش قطع شده بود و سرفه میکرد. کورمالکورمال دستش را روی میز کشید تا قوطی اسپری را پیدا کند، اما روی میز تنها دو فنجان چای سرد بود و گلهای قرمزی که در کف جاسیگاری خالی خودنمایی میکردند.
نویسنده: معصومه جهانی
#دوره_نوشتن_خلاق
پ.ن
اینجا درباره «دو فنجان چای و یک جاسیگاری روی میز» توضیح داده بودم که چطور برای هر کسی میتواند معنای متفاوتی داشته باشد.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
#دوره_نوشتن_خلاق
شده بود که ساعتها به یک نقطه خیره شود و خیال کند. گاهی برای خودش فنجانی چای میریخت، اما هر بار یادش میرفت و چایش سرد میشد. او را میدید که فنجان چایش را پایین آورد و گفت: «داغه که...»
دختر جواب داد: «الان ریختم.»
دم پنجره نشسته بودند و به جوجهقمریهایی که تازه داشتند پرواز یاد میگرفتند، نگاه میکردند.
دختر گفت: «بهشان آب و دانه میدهی. هر روز! از این بالا میبینمت.»
مرد نگاهش کرد و گفت: «اما من تا به حال تو را ندیدم.»
«شاخههای درخت نمیگذارند تو مرا ببینی. فقط من میبینمت. میبینمت و فکر میکنم که میآیی اینجا.»
«چه کار میکنم؟»
«هیچی، سیگار میکشی. من از بوی سیگار خوشم نمیآید. سیگار که میکشی، نفسم قطع میشود. اما نه! خیال میکنم که سیگار میکشی. آن وقت دیگر حتی بویش را هم نمیفهمم.»
«نفست دیگر قطع نمیشود؟»
«چرا، تو که اینجا نباشی میشود. آنقدر که دلم میخواهد بترکد...»
میز دونفرهی چوبی را کنار پنجره گذاشته بود. میآمد و آنجا مینشست و نگاهش میکرد؛ بارها و بارها. موهای تنک و حنایی او را که از پشت سبزی برگهای درخت خودنمایی میکرد، میشناخت. مرد سیگاری روشن میکرد و برای قمریها آب و دانه میریخت. گاهی هم که روی صندلی جلوی دکانش مینشست و کتابی باز میکرد، گربهی مادهی سیاهی میآمد و خودش را به او میمالید.
دختر از او پرسید: «وقتی میآیی بالا، نمیترسی گربه جوجههایت را بزند؟»
گفت: «میترسی اگر واقعاً صدایم بزنی و بیایم بالا، جوجههایم را بزند؟»
گربه روی صندلی جلوی دکان لمیده بود. چشمان نیمهبازش را با تنبلی به جوجهقمریها دوخته بود، اما تلاشی برای گرفتنشان نمیکرد. کسی آن پایین سیگاری روشن کرد.
جاسیگاری چینی قدیمی روی میز، بین دو فنجان خالی قرار داشت. گلهای قرمز، زیر خاکسترهای سیگار تقریباً دفن شده بودند. او سیگاری روشن کرد و خاکسترش را در جاسیگاری تکاند. دختر سرفه کرد. دود سیگار بالا آمد و بالا آمد و در بینی دختر نشست؛ بعد سر خورد و از گلویش پایین رفت و دور سینهاش پیچید. نفسش را قطع کرد.
جاسیگاری مال پدرش بود. آن موقع نمیدانست کف ظرف گلهایی هم دارد؛ گلهای قرمز کوچکی که زیر خاکستر سیگار خاک شده بودند.
گفت: «تمامش کن. از بوی سیگار بدم میآید. مادرم هم سرفه میکرد. آخرش هم...»
مرد سیگاری را که در دست داشت، داخل جاسیگاری خاموش کرد و گفت: «بروم؟»
دختر مکث کرد. دلش نمیخواست برود.
«بمان. اما دوست داشتم دیگر نمیکشیدی. آن وقت صدایت میکردم تا بیایی بالا. یا میآمدم پایین، پهلویت مینشستم و به قمریها دانه میدادیم و تو برایم کتاب میخواندی و من...»
هنوز حرفش تمام نشده بود که دید یکی از جوجهها از شاخهی نازکی سر خورد و به زمین سقوط کرد. گربه از روی صندلی پایین پرید. چشمش به جوجهقمری بود. میخواست شیرجه بزند و جوجه را بگیرد. شاخههای سبز درخت نمیگذاشتند دختر آنها را خوب ببیند؛ فقط موهای تنک و نارنجی مرد بود که از میان برگها خودش را نشان میداد.
میخواست فریاد بزند و گربه را بترساند، اما صدایش نمیرسید. نفسش قطع شده بود و سرفه میکرد. کورمالکورمال دستش را روی میز کشید تا قوطی اسپری را پیدا کند، اما روی میز تنها دو فنجان چای سرد بود و گلهای قرمزی که در کف جاسیگاری خالی خودنمایی میکردند.
نویسنده: معصومه جهانی
#دوره_نوشتن_خلاق
پ.ن
اینجا درباره «دو فنجان چای و یک جاسیگاری روی میز» توضیح داده بودم که چطور برای هر کسی میتواند معنای متفاوتی داشته باشد.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
❤6
رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن)
مجموعه "طرحدرسهای جشنهای ایرانی" قابل اجرا برای مخاطب کودک و نوجوان یک بسته محتوایی #کارگاهی برای والدین، مربیها و نهادهای آموزشی و علاقهمندان به ترویج فرهنگ ایران مناسب برای اجرا در کلاس، اجرای آنلاین و کارکاههای مناسبتی پشتیبانی: دارد پرداخت…
🔻 جشن شهریورگان؛ جشن روز مرد
مجموعه درسهای جشنهای ایرانی برای کودکان و نوجوانان
فرصتی برای بازیابی، تبادل و ارتقای سرمایه فرهنگی سرزمینمان ایران
مناسب برای والدین/ مربیان/ آموزگاران
برای جزییات بیشتر پیام دهید به 👇
@Asist_RadioP4C
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
مجموعه درسهای جشنهای ایرانی برای کودکان و نوجوانان
فرصتی برای بازیابی، تبادل و ارتقای سرمایه فرهنگی سرزمینمان ایران
مناسب برای والدین/ مربیان/ آموزگاران
با خرید اشتراک دوره، دسترسی شما بلافاصله باز خواهد شد.
برای جزییات بیشتر پیام دهید به 👇
@Asist_RadioP4C
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
🔥3
رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن)
مجموعه طرحدرسهای فبک (فلسفه برای کودکان) یک بسته محتوایی برای یکسال درسهای کلاس فبک با بهروزرسانی هفتگی مدت اشتراک: دایمی پشتیبانی: دارد این دوره قطعا در کلاس شما تفاوت زیادی ایجاد خواهد کرد! با خرید اشتراک این دوره علاوه بر محتوا از امکان رفع اشکال…
#اعلان
تاکنون ۳۹ درس شامل ۱۳۷ تمرین کارگاهی در پنل دوره منتشر شده است.
برای جزییات بیشتر پیام دهید به 👇
@Asist_RadioP4C
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
تاکنون ۳۹ درس شامل ۱۳۷ تمرین کارگاهی در پنل دوره منتشر شده است.
برای جزییات بیشتر پیام دهید به 👇
@Asist_RadioP4C
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
❤3🔥1
کلاسی برای همه فصلها!
پرسشهای شما:
#باشگاه_والدین
«فرزندم دوست دارد کلاسی را که در تابستان میرفته ادامه بدهد، اما من نگران درسهای مدرسهاش هستم. بهتر نیست کلاسهای فوقبرنامه فقط برای تابستان باشند؟»
قبلاً در اینجا درباره اینکه «کلاس چی ثبتنام کنیم؟» نوشته بودم.
محتوای قبلی میتواند تا حد زیادی پاسخی برای پرسش مطرح شده باشد.
بنابراین بر مبنای متن قبلی این پرسش را پیشنهاد میکنم:
این کلاس چه چیزی به فرزند من اضافه میکند؟
۱. آیا فرزندم به این کلاس علاقه دارد؟
اگر خودش با اشتیاق در کلاس شرکت میکند، این یک نشانه مهم است.
۲. آیا تواناییها و استعدادهای او با این کلاس ارتباط دارد؟
کلاس فوقبرنامه قرار نیست فقط یک سرگرمی باشد؛ میتواند فرصتی برای رشد یک توانایی یا کشف یک علاقه باشد.
۳. آیا این کلاس یک نیاز واقعی فرزندم را پاسخ میدهد؟
معمولا درک این قسمت برای والدین کمی دشوارتر است.
گاهی ما کلاس فوقبرنامه را فقط راهی برای پر کردن وقت آزاد تابستان میبینیم. در این صورت طبیعی است که با شروع مدرسه تصور کنیم دیگر نیازی به آن کلاس نیست.
اما بهتر است یک قدم عقبتر برویم و دو سؤال مهم بپرسیم:
۱. به نظر من، برنامه اصلی فرزندم چیست و این کلاس چه جایگاهی در رشد او دارد؟
اگر شما صرفا روی ارتقای #هوش_شناختی و #دستاوردهای_تحصیلی متمرکز باشید، احتمالا با شروع سال تحصیلی کلاس فوق برنامه بیشتر جنبه درسی و تقویتی پیدا میکند. اگر فرض بگیریم که در طول تعطیلات اینطور نبوده.
۲. نیازی که این کلاس به آن پاسخ میدهد، با تمام شدن تابستان از بین میرود یا همچنان وجود دارد؟
پس شاید بهتر باشد بهجای اینکه بپرسیم:
«این کلاس را پاییز ادامه بدهیم یا نه؟»
بپرسیم:
«آیا این کلاس هنوز برای فرزند من مفید و معنادار است؟»
اگر پاسخ مثبت است، شاید این کلاس فقط یک کلاس تابستانی نباشد؛ بلکه بخشی از مسیر رشد فرزندتان باشد.
اگر میخواهید کلاس خوب را در یک نگاه بشناسید، دنبال این ترکیب باشید:
نیاز + علاقه + توانایی+ تسهیلگر شایسته + محیط مناسب + گروه حامی
درباره تسهیلگر و مربی:
تسهیلگر خوب فقط در موضوع کلاس متخصص نیست؛ بلکه باید دانش کافی درباره آموزش آن موضوع و تجربه کار با کودکان را هم داشته باشد.
محیط مناسب:
کلاس خوب فقط یک اتاق زیبا با تجهیزات مناسب نیست. مهم است که کودک در آن احساس امنیت، آرامش و راحتی کند.
گروه حامی:
فرزندتان باید در گروه صمیمیت، ارزشمندی و حمایت دریافت کند و بتواند با دیگران یک تعامل برابر و سالم داشته باشد. (کلمات با دقت انتخاب شدهاند)
حالا اگر کلاسی پیدا کردید که همه این ویژگیها را با هم دارد، آن را بهسادگی از دست ندهید!
#باشگاه_والدین
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
پرسشهای شما:
#باشگاه_والدین
«فرزندم دوست دارد کلاسی را که در تابستان میرفته ادامه بدهد، اما من نگران درسهای مدرسهاش هستم. بهتر نیست کلاسهای فوقبرنامه فقط برای تابستان باشند؟»
قبلاً در اینجا درباره اینکه «کلاس چی ثبتنام کنیم؟» نوشته بودم.
محتوای قبلی میتواند تا حد زیادی پاسخی برای پرسش مطرح شده باشد.
بنابراین بر مبنای متن قبلی این پرسش را پیشنهاد میکنم:
این کلاس چه چیزی به فرزند من اضافه میکند؟
برای پاسخ به این سؤال، سه چیز را بررسی میکنیم:
۱. آیا فرزندم به این کلاس علاقه دارد؟
اگر خودش با اشتیاق در کلاس شرکت میکند، این یک نشانه مهم است.
۲. آیا تواناییها و استعدادهای او با این کلاس ارتباط دارد؟
کلاس فوقبرنامه قرار نیست فقط یک سرگرمی باشد؛ میتواند فرصتی برای رشد یک توانایی یا کشف یک علاقه باشد.
۳. آیا این کلاس یک نیاز واقعی فرزندم را پاسخ میدهد؟
معمولا درک این قسمت برای والدین کمی دشوارتر است.
گاهی ما کلاس فوقبرنامه را فقط راهی برای پر کردن وقت آزاد تابستان میبینیم. در این صورت طبیعی است که با شروع مدرسه تصور کنیم دیگر نیازی به آن کلاس نیست.
اما بهتر است یک قدم عقبتر برویم و دو سؤال مهم بپرسیم:
۱. به نظر من، برنامه اصلی فرزندم چیست و این کلاس چه جایگاهی در رشد او دارد؟
اگر شما صرفا روی ارتقای #هوش_شناختی و #دستاوردهای_تحصیلی متمرکز باشید، احتمالا با شروع سال تحصیلی کلاس فوق برنامه بیشتر جنبه درسی و تقویتی پیدا میکند. اگر فرض بگیریم که در طول تعطیلات اینطور نبوده.
۲. نیازی که این کلاس به آن پاسخ میدهد، با تمام شدن تابستان از بین میرود یا همچنان وجود دارد؟
برای پاسخ به این سؤال به جنبههای مختلف رشد شخصیت فرزندتان و نیازهای متنوع او در هر بخش توجه کنید:
خلاقیت، ارتباط، اعتمادبهنفس، ایدهپردازی، کشف، رشد جسمی، ارتقای فرهنگی، عادتهای رفتاری و ...
در اینصورت، شروع پاییز لزوماً به معنی تمام شدن این نیازها نیست.
پس شاید بهتر باشد بهجای اینکه بپرسیم:
«این کلاس را پاییز ادامه بدهیم یا نه؟»
بپرسیم:
«آیا این کلاس هنوز برای فرزند من مفید و معنادار است؟»
اگر پاسخ مثبت است، شاید این کلاس فقط یک کلاس تابستانی نباشد؛ بلکه بخشی از مسیر رشد فرزندتان باشد.
فرمول طلایی انتخاب کلاس:
اگر میخواهید کلاس خوب را در یک نگاه بشناسید، دنبال این ترکیب باشید:
نیاز + علاقه + توانایی+ تسهیلگر شایسته + محیط مناسب + گروه حامی
درباره تسهیلگر و مربی:
تسهیلگر خوب فقط در موضوع کلاس متخصص نیست؛ بلکه باید دانش کافی درباره آموزش آن موضوع و تجربه کار با کودکان را هم داشته باشد.
محیط مناسب:
کلاس خوب فقط یک اتاق زیبا با تجهیزات مناسب نیست. مهم است که کودک در آن احساس امنیت، آرامش و راحتی کند.
گروه حامی:
فرزندتان باید در گروه صمیمیت، ارزشمندی و حمایت دریافت کند و بتواند با دیگران یک تعامل برابر و سالم داشته باشد. (کلمات با دقت انتخاب شدهاند)
حالا اگر کلاسی پیدا کردید که همه این ویژگیها را با هم دارد، آن را بهسادگی از دست ندهید!
#باشگاه_والدین
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
❤4👏2🔥1
رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن)
دوره کارگاهی «نوشتن خلاق» دومین دوره ویژه #بزرگسالان بهبود #مهارتهای_شناختی تمرین و تجریه #نوشتن_خلاقانه زمان: مردادماه طول دوره: دو ماه #آفلاین / #گروهی/ بازخورد فردی برای استفاده از محتوای این دوره محدود به ساعت و روز خاصی نیستید. از مجموعه دورههای…
انعکاس
#دوره_نوشتن_خلاق
عینکش را بر چشم گذاشت. قلم را برداشت و اینگونه نوشت:
«خودشیفتهترین فرد بهنظرم کسی است که تنها تا نوک دماغ خود را میتواند ببیند.»
بی درنگ قلم را بر زمین گذاشت و عینکش را از چشم برداشت.
با اینکه دیگر نوشته را واضح نمیدید، از نتیجه کار شدیدا راضی بود.
نویسنده: فرامرز مجتهدزاده
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@Radiop4c
@Radiop4c
#دوره_نوشتن_خلاق
عینکش را بر چشم گذاشت. قلم را برداشت و اینگونه نوشت:
«خودشیفتهترین فرد بهنظرم کسی است که تنها تا نوک دماغ خود را میتواند ببیند.»
بی درنگ قلم را بر زمین گذاشت و عینکش را از چشم برداشت.
با اینکه دیگر نوشته را واضح نمیدید، از نتیجه کار شدیدا راضی بود.
نویسنده: فرامرز مجتهدزاده
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@Radiop4c
@Radiop4c
❤2😇1