رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن)
دوره کارگاهی «نوشتن خلاق» سومین دوره مقدماتی ویژه #بزرگسالان بهبود #مهارتهای_شناختی تمرین و تجریه #نوشتن_خلاقانه طول دوره: ۶ هفته #آفلاین / #گروهی/ بازخورد فردی برای استفاده از محتوای این دوره محدود به ساعت و روز خاصی نیستید. از مجموعه دورههای…
در ستایش نوشتن 🌱
#نوشتههایدانشجویاندورهنوشتنخلاق
برای من، نوشتن از زمانی شروع میشه که یه جایی نشستم و میبینم اون پایین چند نفر به همدیگه میرسن، حرفهایی به هم میزنن که من از این بالا نصفهنیمه میشنوم و به دلایلی که زیاد برام مشخص نیست، شروع به دعوا میکنن.
هرکدومشون سلاح خودش رو درمیاره و به اون یکی حمله میکنه. یکی دست اون یکی رو گاز میگیره و اون یکی موی اینو میکشه، یکی ناخنهای اون یکی رو درمیاره و اون یکی گلوی اینو میبره و... اگه کسی این لحظه رو نقاشی کنه، صحنهی خندهدار و اذیتکنندهای میشه.
بعضی وقتا من هم اون پایینم و این حضورم در اونجا اوضاع رو بدتر هم میکنه، چون خودم هم درگیر میشم.
متأسفانه هیچکدوم از این آدما حرف منو گوش نمیدن و من هم هیچ کنترلی بر کاری که میکنن ندارم. ولی اگه قبل از اینکه درگیری شروع بشه، مثل این ملابنویسهای قدیم، شروع کنم تندتند به نوشتن حرفای هرکدومشون، اتفاق عجیبی میافته.
اونها بهجای اینکه بعد از چند بار حرف زدن و جواب شنیدن، شروع کنن به سلاخی و سوراخ کردن هم، حواسشون به من پرت میشه، میان و مینشینن دورم و حرفای خودشون رو از روی کاغذ میخونن.
یکی میگه: «اینجا منظورم چیزی که نوشتی نبود؛ یه چیز دیگه گفتم.» و شروع میکنه منظورش رو توضیح دادن. بقیه هم میشنون و من هم چیزی رو که نوشتم تصحیح میکنم.
اون یکی حرف یکی دیگه رو میخونه و یکم ابروهاش میره تو هم و چشماش به یه نقطهی ثابت خیره میشه و فکر میکنه و...
نمیدونم این کارم چقدر بتونه جلوی اون خرتوخر رو بگیره، ولی بههرحال انجامش میدم. پس اگه بخوام خلاصه بگم، نمیدونم چیزی که مینویسم ارزشش رو داره یا نه، اما من وقتی مینویسم که مجبور باشم.
نویسنده: مجتبی صفرزایی
#دوره_نوشتن_خلاق
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@Radiop4c
@Radiop4c
#نوشتههایدانشجویاندورهنوشتنخلاق
برای من، نوشتن از زمانی شروع میشه که یه جایی نشستم و میبینم اون پایین چند نفر به همدیگه میرسن، حرفهایی به هم میزنن که من از این بالا نصفهنیمه میشنوم و به دلایلی که زیاد برام مشخص نیست، شروع به دعوا میکنن.
هرکدومشون سلاح خودش رو درمیاره و به اون یکی حمله میکنه. یکی دست اون یکی رو گاز میگیره و اون یکی موی اینو میکشه، یکی ناخنهای اون یکی رو درمیاره و اون یکی گلوی اینو میبره و... اگه کسی این لحظه رو نقاشی کنه، صحنهی خندهدار و اذیتکنندهای میشه.
بعضی وقتا من هم اون پایینم و این حضورم در اونجا اوضاع رو بدتر هم میکنه، چون خودم هم درگیر میشم.
متأسفانه هیچکدوم از این آدما حرف منو گوش نمیدن و من هم هیچ کنترلی بر کاری که میکنن ندارم. ولی اگه قبل از اینکه درگیری شروع بشه، مثل این ملابنویسهای قدیم، شروع کنم تندتند به نوشتن حرفای هرکدومشون، اتفاق عجیبی میافته.
اونها بهجای اینکه بعد از چند بار حرف زدن و جواب شنیدن، شروع کنن به سلاخی و سوراخ کردن هم، حواسشون به من پرت میشه، میان و مینشینن دورم و حرفای خودشون رو از روی کاغذ میخونن.
یکی میگه: «اینجا منظورم چیزی که نوشتی نبود؛ یه چیز دیگه گفتم.» و شروع میکنه منظورش رو توضیح دادن. بقیه هم میشنون و من هم چیزی رو که نوشتم تصحیح میکنم.
اون یکی حرف یکی دیگه رو میخونه و یکم ابروهاش میره تو هم و چشماش به یه نقطهی ثابت خیره میشه و فکر میکنه و...
نمیدونم این کارم چقدر بتونه جلوی اون خرتوخر رو بگیره، ولی بههرحال انجامش میدم. پس اگه بخوام خلاصه بگم، نمیدونم چیزی که مینویسم ارزشش رو داره یا نه، اما من وقتی مینویسم که مجبور باشم.
نویسنده: مجتبی صفرزایی
#دوره_نوشتن_خلاق
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@Radiop4c
@Radiop4c
❤7👍2
رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن)
دوره کارگاهی «نوشتن خلاق» سومین دوره مقدماتی ویژه #بزرگسالان بهبود #مهارتهای_شناختی تمرین و تجریه #نوشتن_خلاقانه طول دوره: ۶ هفته #آفلاین / #گروهی/ بازخورد فردی برای استفاده از محتوای این دوره محدود به ساعت و روز خاصی نیستید. از مجموعه دورههای…
#اعلان
فرصت پیوستن به دوره: تا پنجشنبه
با امکان پرداخت دومرحلهای
پشتیبانی:
@Asist_RadioP4C
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
فرصت پیوستن به دوره: تا پنجشنبه
با امکان پرداخت دومرحلهای
برای استفاده از محتوای این دوره محدود به ساعت و روز خاصی نیستید.
پشتیبانی:
@Asist_RadioP4C
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
❤5
مهاجرت
هربار جدی با کسی در مورد مهاجرت صحبت میکنم غم کل وجودم رو میگیره، من چرا باید بشینم تحلیل کنم که پنج سال دیگه آلمان برام بهتره یا کانادا یا استرالیا یا بقیه خرابشدهها.
#دیوارنوشت
در همین رابطه: نخبگی یا طلبگی
درباره مهاجرت
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
هربار جدی با کسی در مورد مهاجرت صحبت میکنم غم کل وجودم رو میگیره، من چرا باید بشینم تحلیل کنم که پنج سال دیگه آلمان برام بهتره یا کانادا یا استرالیا یا بقیه خرابشدهها.
#دیوارنوشت
به نظرم رسید گاهی هم دیوارنوشت یا توئیتهای دیگران را اینجا با هم بخوانیم.
در همین رابطه: نخبگی یا طلبگی
درباره مهاجرت
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
👍5😢4
رویش ناگزیر 🌱
#نوشتههایدانشجویاندورهنوشتنخلاق
بهار اول
تابستان هستهای سفت و کوچک بودم. پاییز که آمد مرا در خاک خواباندند. شب و روزم تا انتهای زمستان در رحم خاک به استراحت گذشت. با گرمتر شدن هوا و رسیدن بهار، هسته و خاک را آهسته شکافتم و نور بر من تابید. اولین روز بهار بود، پسرکی بالای سرم آمد و مرا «هارو» نامید، به معنای بهار. او خودش را «کِنجی» معرفی کرد.
اطرافم پر از درختان جوان، بزرگ یا پیر است. همگی از دیدن من خوشحالند و گلبرگهای شکوفههای هلو را بر سرم میریزند و نوازشم میکنند. یعنی من هم میتوانم روزی به همین زیبایی باشم؟
بهار دوم
من در باغی کوچک زندگی میکنم که خانوادهی «ساتو» آن را برای خود میداند. پارسال پیرترینهای ما را قطع کردند؛ موموی سی ساله، آکمی و ناتسوی بیست و پنج ساله. همه شکوفه داده بودند جز آنها. از غمشان، شاخههایم سنگین و خموده شدند. کنجی آمد و آنها را به آتل بست. «تو از من خیلی کوچکتری ولی قدت از من بلندتر است. نباید انقدر زود خمبشوی. باید حالا حالاها رشد کنی، بزرگ شوی، در بهار شکوفه بدهی و در تابستان میوه. سایهی خنک داشته باشی تا بتوانم زیر پای تو از باغ نقاشی بکشم.»
تابستان دوم
همه میوه دادند جز من. مومو میگفت من از آنهایی هستم که در تابستان سوم بارور میشوم، هنوز یک سال مانده. باغ شلوغتر از همیشه است و خانوادهی ساتو مشغول چیدن هلوها هستند. کسی جز کنجی به سراغ من نمیآید. به من تکیه میدهد و همه چیز را روی کاغذهایش میکشد، کاش من هم دست داشتم و قلم به دست میگرفتم. اما اگر من انسان بودم، بدون شکوفه و هلو، کنجی دیگر مرا نقاشی نمیکرد، نه؟
زمستان دوم
سنگینتر از همیشه هستم، احساس این زمستان با بار قبل فرق دارد، جوانههای سر شاخههایم در انتظار بهارند. مومو میگفت امسال سال من خواهد بود. در طول زمستان خیلیهایمان را سر بریدند؛ یوزوکی، سوزو، آی، میدوری و هیکاری را. کنجی با پلکهای خیس به من گفت ساتوها قصد دارند از شر باغ خلاص شوند و چوبهایمان را بفروشند. میترسم هیچوقت به اولین میوهام نرسم.
بهار سوم
امسال شکوفهی زیادی دادم اما زمین دیگر از گلبرگهای شکوفهی هلو کاملا پوشیده نشد. زور ما هفتتای باقیمانده به کل زمین نمیرسید. کنجی همه چیز را میکشید، هر هفتایمان را، کم شدن گلبرگهای روی زمین و خودش را.
تابستان سوم
در میانهی تابستان هستیم. همگی برای هلوهای نارس و سبز من جشن گرفتهاند. کنجی مدام تصویرشان را از زوایای مختلف رسم میکند و به من لبخند میزند. حالم کمی بهتر شده، اما سایهی سنگین وسایل کارگران در گوشهی باغ سنگینی میکند. منتظرند بار امسال را بدهیم و بعد کارشان را بکنند. اگر تابستان تمام شود و میوههای من نرسند چه؟ میخواستم حداقل یک بار درست میوه بدهم قبل از اینکه... .
اواخر تابستان
آخرین هلوها هم چیده شدند اما نه از شاخههای من که هلوهای سبز و لهیده رویشان مانده. خیلی ناراحتم. برگهایم زودتر از موعد شروع به ریزش کردهاند و کاری از شاخههای من برنمیآید.
صدای ارهی دو سر به گوشم میرسد. پرندهها پر میکشدند و به آسمان فرار میکنند. صدای اره اینبار نزدیکتر از همیشه به گوش میرسد، و دردناک تر. خم میشوم، میشکنم، نه، درواقع قطع میشوم. زمین با وزن من میلرزد. چند شاخهای میشکنند. پس آسمان از این زاویه این جوری است؟ چقدر بزرگ. و باغ، هیچوقت آن را به این شکل تصور نکرده بودم.
دردم تمام شده. کارگران به استراحت میروند. کنجی پنهانی خودش را به من میرساند. نگاهم که میکند گریهاش سرازیر میشود. «ببخشید هارو. من تلاشم رو کردم اما کسی به حرفهای یک بچهی ده ساله اهمیت نمیده.» خوب به شاخههای نگاه میکند و ناگهان چشمانش ریز میشوند. دست میبرد و از لای شاخههای گره خورده چیزی را جدا میکند. «نگاه کن هارو، هلوی رسیده داری!» واقعا؟ بالاخره آرام میگیرم. از اینجا به بعدش دیگر مهم نیست، هلو قرمز و شیرین به نظر میرسد. امیدوارم کنجی را خوشحال کند.
کنجی هلو را باز میکند و گوشت آن را در دهان میگذارد. چشمهایش لبخند میزنند.
لرزش زمین میگوید پدر خانوادهی ساتو و کارگران درحال آمدن هستند. کنجی آنها را میبیند و هول میکند. هستهی هلو را در جیبش پنهان میکند و خداخافظی میکند.
بهار اول
در زمستان، هستهای کوچک در یک گلدان کوچک در اتاق پسرکی بودم. اواخر زمستان جوانه زدم و او را متعجب کردم. به من گفت:«چرا انقدر عجله داری؟ باید خوب استراحت میکردی» و من نمیدانستم چرا انقدر عجله داشتم. اسمم را گذاشت میرای، به معنای آینده. به من قول داد بهار که خاک کمی گرمتر و مهربانتر میشود مرا به باغچهی کوچک پشت خانه خواهد برد تا تک درخت هلوی خانه باشم.
نویسنده: فرنوش رحیمی
پ.ن
خوشحالم که این متنها متولد شدند.
#الهام_فخرایی
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
#نوشتههایدانشجویاندورهنوشتنخلاق
بهار اول
تابستان هستهای سفت و کوچک بودم. پاییز که آمد مرا در خاک خواباندند. شب و روزم تا انتهای زمستان در رحم خاک به استراحت گذشت. با گرمتر شدن هوا و رسیدن بهار، هسته و خاک را آهسته شکافتم و نور بر من تابید. اولین روز بهار بود، پسرکی بالای سرم آمد و مرا «هارو» نامید، به معنای بهار. او خودش را «کِنجی» معرفی کرد.
اطرافم پر از درختان جوان، بزرگ یا پیر است. همگی از دیدن من خوشحالند و گلبرگهای شکوفههای هلو را بر سرم میریزند و نوازشم میکنند. یعنی من هم میتوانم روزی به همین زیبایی باشم؟
بهار دوم
من در باغی کوچک زندگی میکنم که خانوادهی «ساتو» آن را برای خود میداند. پارسال پیرترینهای ما را قطع کردند؛ موموی سی ساله، آکمی و ناتسوی بیست و پنج ساله. همه شکوفه داده بودند جز آنها. از غمشان، شاخههایم سنگین و خموده شدند. کنجی آمد و آنها را به آتل بست. «تو از من خیلی کوچکتری ولی قدت از من بلندتر است. نباید انقدر زود خمبشوی. باید حالا حالاها رشد کنی، بزرگ شوی، در بهار شکوفه بدهی و در تابستان میوه. سایهی خنک داشته باشی تا بتوانم زیر پای تو از باغ نقاشی بکشم.»
تابستان دوم
همه میوه دادند جز من. مومو میگفت من از آنهایی هستم که در تابستان سوم بارور میشوم، هنوز یک سال مانده. باغ شلوغتر از همیشه است و خانوادهی ساتو مشغول چیدن هلوها هستند. کسی جز کنجی به سراغ من نمیآید. به من تکیه میدهد و همه چیز را روی کاغذهایش میکشد، کاش من هم دست داشتم و قلم به دست میگرفتم. اما اگر من انسان بودم، بدون شکوفه و هلو، کنجی دیگر مرا نقاشی نمیکرد، نه؟
زمستان دوم
سنگینتر از همیشه هستم، احساس این زمستان با بار قبل فرق دارد، جوانههای سر شاخههایم در انتظار بهارند. مومو میگفت امسال سال من خواهد بود. در طول زمستان خیلیهایمان را سر بریدند؛ یوزوکی، سوزو، آی، میدوری و هیکاری را. کنجی با پلکهای خیس به من گفت ساتوها قصد دارند از شر باغ خلاص شوند و چوبهایمان را بفروشند. میترسم هیچوقت به اولین میوهام نرسم.
بهار سوم
امسال شکوفهی زیادی دادم اما زمین دیگر از گلبرگهای شکوفهی هلو کاملا پوشیده نشد. زور ما هفتتای باقیمانده به کل زمین نمیرسید. کنجی همه چیز را میکشید، هر هفتایمان را، کم شدن گلبرگهای روی زمین و خودش را.
تابستان سوم
در میانهی تابستان هستیم. همگی برای هلوهای نارس و سبز من جشن گرفتهاند. کنجی مدام تصویرشان را از زوایای مختلف رسم میکند و به من لبخند میزند. حالم کمی بهتر شده، اما سایهی سنگین وسایل کارگران در گوشهی باغ سنگینی میکند. منتظرند بار امسال را بدهیم و بعد کارشان را بکنند. اگر تابستان تمام شود و میوههای من نرسند چه؟ میخواستم حداقل یک بار درست میوه بدهم قبل از اینکه... .
اواخر تابستان
آخرین هلوها هم چیده شدند اما نه از شاخههای من که هلوهای سبز و لهیده رویشان مانده. خیلی ناراحتم. برگهایم زودتر از موعد شروع به ریزش کردهاند و کاری از شاخههای من برنمیآید.
صدای ارهی دو سر به گوشم میرسد. پرندهها پر میکشدند و به آسمان فرار میکنند. صدای اره اینبار نزدیکتر از همیشه به گوش میرسد، و دردناک تر. خم میشوم، میشکنم، نه، درواقع قطع میشوم. زمین با وزن من میلرزد. چند شاخهای میشکنند. پس آسمان از این زاویه این جوری است؟ چقدر بزرگ. و باغ، هیچوقت آن را به این شکل تصور نکرده بودم.
دردم تمام شده. کارگران به استراحت میروند. کنجی پنهانی خودش را به من میرساند. نگاهم که میکند گریهاش سرازیر میشود. «ببخشید هارو. من تلاشم رو کردم اما کسی به حرفهای یک بچهی ده ساله اهمیت نمیده.» خوب به شاخههای نگاه میکند و ناگهان چشمانش ریز میشوند. دست میبرد و از لای شاخههای گره خورده چیزی را جدا میکند. «نگاه کن هارو، هلوی رسیده داری!» واقعا؟ بالاخره آرام میگیرم. از اینجا به بعدش دیگر مهم نیست، هلو قرمز و شیرین به نظر میرسد. امیدوارم کنجی را خوشحال کند.
کنجی هلو را باز میکند و گوشت آن را در دهان میگذارد. چشمهایش لبخند میزنند.
لرزش زمین میگوید پدر خانوادهی ساتو و کارگران درحال آمدن هستند. کنجی آنها را میبیند و هول میکند. هستهی هلو را در جیبش پنهان میکند و خداخافظی میکند.
بهار اول
در زمستان، هستهای کوچک در یک گلدان کوچک در اتاق پسرکی بودم. اواخر زمستان جوانه زدم و او را متعجب کردم. به من گفت:«چرا انقدر عجله داری؟ باید خوب استراحت میکردی» و من نمیدانستم چرا انقدر عجله داشتم. اسمم را گذاشت میرای، به معنای آینده. به من قول داد بهار که خاک کمی گرمتر و مهربانتر میشود مرا به باغچهی کوچک پشت خانه خواهد برد تا تک درخت هلوی خانه باشم.
نویسنده: فرنوش رحیمی
پ.ن
خوشحالم که این متنها متولد شدند.
#الهام_فخرایی
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
❤8👌2🙏1
رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن)
مجموعه "طرحدرسهای جشنهای ایرانی" قابل توجه والدین، مربیان، تسهیلگران و آموزگاران قابل اجرا برای مخاطب کودک و نوجوان یک بسته محتوایی #کارگاهی مناسب #مدارس، #فرهنگسراها، نهادهای آموزشی و علاقهمندان به ترویج فرهنگ ایران و کارکاههای مناسبتی پشتیبانی:…
#اعلان
در پاسخ به سوال شما:
محتوای دوره در مدرسه میتواند در قالب رویدادهای مناسبتی استفاده شود.
در کلاس اگر آموزگارِ درسهای علوم، ادبیات، حرفهوفن، هنر، مطالعات اجتماعی، تفکر و پژوهش هستید، این محتوا قابل استفاده است.
این هشتگ برای احترام به وقت شماست، اگر مایلید فقط مطالب آموزشی کانال را دنبال کنید، متنهایی که با این هشتگ شروع میشود، را نادیده بگیرید.
در پاسخ به سوال شما:
محتوای دوره در مدرسه میتواند در قالب رویدادهای مناسبتی استفاده شود.
در کلاس اگر آموزگارِ درسهای علوم، ادبیات، حرفهوفن، هنر، مطالعات اجتماعی، تفکر و پژوهش هستید، این محتوا قابل استفاده است.
❤6
رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن)
دوره کارگاهی «نوشتن خلاق» سومین دوره مقدماتی ویژه #بزرگسالان بهبود #مهارتهای_شناختی تمرین و تجریه #نوشتن_خلاقانه طول دوره: ۶ هفته #آفلاین / #گروهی/ بازخورد فردی برای استفاده از محتوای این دوره محدود به ساعت و روز خاصی نیستید. از مجموعه دورههای…
#اعلان
اولین جلسه دوره «نوشتن خلاق»
محتوای فعالیت هفته اول در پنل ویژه دوره منتشر شد.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
اولین جلسه دوره «نوشتن خلاق»
محتوای فعالیت هفته اول در پنل ویژه دوره منتشر شد.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
🔥4👍2
🔻رد پای افلاطون
اخیراً کتابی درباره هنر میخواندم که از زاویهی «نوروبیولوژی» به ادراک انسان از هنر نگاه میکرد. ایدهای که برایم جالب بود این بود:
به این ترتیب نقاشی الزاماً کپیکردن یا بازنمایی نقطه به نقطه جهان نیست.
همینطور نقاش بزرگ لزوماً کسی نیست که مثلا یک درخت، چهره یا یک منظره را به بهترین نحو بازسازی کند؛ بلکه کسی است که میداند با چه مقدار اطلاعات، چطور میتواند مغز ما را وادار کند تا جهان مخصوص خودش را کامل کند.
این دقیقا همان اتفاقی است که مثلا در نقاشی و آثار کودکان هم می.توانیم ببینیم.
همینطور در آثار هنرمندهای بزرگ و شناختهشدهای مثل «لبخند مونالیزا»، نقاشیهای «مونه» یا سادگی هندسی «موندریان» و تصاویر «وارهول».
هرکدام از این آثار به شکلی متفاوت با همین توانایی مغز بازی میکنند. به عبارتی دیدن، فقط دریافت کردن نیست؛ بلکه به نوعی ساختن است.
آشنایی با این ایده، ذهنم را از نقاشی به نوشتن برد و آنچه در دوره «نوشتن خلاق» تجربه میکنیم.
اینجا هم نویسنده قرار نیست همهچیز را به خواننده تحویل دهد.
به دانشجوهای دوره توضیح میدهم که صرفا باید مقداری نشانه در متن بگذارند تا خواننده بتواند بقیه مسیر را خودش بسازد.
درست به همین دلیل است که یک تصویر واحد، در ذهن افراد مختلف، به داستانهای کاملاً متفاوت تبدیل میشود.
مثلاً:
«دو فنجان چای و یک جاسیگاری روی میز» همین.
اما در ذهن فرامرز، این میز میتواند صحنهی یک گفتوگوی کم و بیش عاشقانه باشد و برای ملیکا، منظره یک انتظار طولانی یا خاطرهی کسی که دیگر نیست.
صحنه یکسان است، اما جهانی که مغز هر نویسنده از آن میسازد، متفاوت است و اینجاست که پای «افلاطون» به ماجرا باز میشود.
#یک_کتاب
Vision and Art; The Biology of Seeing: Margaret Livingstone
#الهام_فخرایی
دورهنوشتنخلاق
دورهکاوشگریهنری
پ.ن
@RadioP4C
اخیراً کتابی درباره هنر میخواندم که از زاویهی «نوروبیولوژی» به ادراک انسان از هنر نگاه میکرد. ایدهای که برایم جالب بود این بود:
تصویر، جهان را بازسازی نمیکند؛ بلکه فقط نشانههای کافی در اختیار مغز میگذارد تا مغز خودش جهان را بسازد.
به این ترتیب نقاشی الزاماً کپیکردن یا بازنمایی نقطه به نقطه جهان نیست.
همینطور نقاش بزرگ لزوماً کسی نیست که مثلا یک درخت، چهره یا یک منظره را به بهترین نحو بازسازی کند؛ بلکه کسی است که میداند با چه مقدار اطلاعات، چطور میتواند مغز ما را وادار کند تا جهان مخصوص خودش را کامل کند.
این دقیقا همان اتفاقی است که مثلا در نقاشی و آثار کودکان هم می.توانیم ببینیم.
همینطور در آثار هنرمندهای بزرگ و شناختهشدهای مثل «لبخند مونالیزا»، نقاشیهای «مونه» یا سادگی هندسی «موندریان» و تصاویر «وارهول».
هرکدام از این آثار به شکلی متفاوت با همین توانایی مغز بازی میکنند. به عبارتی دیدن، فقط دریافت کردن نیست؛ بلکه به نوعی ساختن است.
آشنایی با این ایده، ذهنم را از نقاشی به نوشتن برد و آنچه در دوره «نوشتن خلاق» تجربه میکنیم.
اینجا هم نویسنده قرار نیست همهچیز را به خواننده تحویل دهد.
به دانشجوهای دوره توضیح میدهم که صرفا باید مقداری نشانه در متن بگذارند تا خواننده بتواند بقیه مسیر را خودش بسازد.
درست به همین دلیل است که یک تصویر واحد، در ذهن افراد مختلف، به داستانهای کاملاً متفاوت تبدیل میشود.
مثلاً:
«دو فنجان چای و یک جاسیگاری روی میز» همین.
اما در ذهن فرامرز، این میز میتواند صحنهی یک گفتوگوی کم و بیش عاشقانه باشد و برای ملیکا، منظره یک انتظار طولانی یا خاطرهی کسی که دیگر نیست.
صحنه یکسان است، اما جهانی که مغز هر نویسنده از آن میسازد، متفاوت است و اینجاست که پای «افلاطون» به ماجرا باز میشود.
#یک_کتاب
Vision and Art; The Biology of Seeing: Margaret Livingstone
#الهام_فخرایی
دورهنوشتنخلاق
دورهکاوشگریهنری
پ.ن
پیش از شروع هر ترم، همیشه چندتایی کتابِ جدید، دم دست دارم تا دریافت خودم را از محتوایی که برای آن ترم در نظر دارم، ارتقا دهم.#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
این کتاب را هم برای دوره «کاوشگری هنری» میخواندم، اما متن را برای دانشجوهای دوره «نوشتن خلاق» نوشتم.
فقط اینجا یک اشاره کوتاه داشته باشم که درک این ایده چقدر مهم است و میتواند نگاه ما را به آثار کودک از نظر کیفیتِ بازنمایی تغییر دهد.
@RadioP4C
❤11👍2
مجموعه طرحدرسهای پرورش هوش عاطفی کودک و نوجوان
آموزشی/ #آفلاین
برای چه کسانی مناسب است؟
والدین، مربیان، آموزگاران، درمانگران
محتوای دوره برای گروه سنی ۴ تا ۱۴سال مناسب است.
با خرید #اشتراک این دوره علاوه بر محتوا از امکان رفع اشکال و پشتیبانی اختصاصی برخوردار خواهید شد.
#دورهپرورشهوشعاطفیکودکونوجوان
برای اطلاع از جزییات و خرید اشتراک پیام دهید به 👇
@Asist_RadioP4C
برای اطلاع از سایر دورههای آفلاین روی کلمه لینک کلیک کنید.
📌 رسانه شمایید؛ لطفا این دوره را با دوستانتان به اشتراک بگذارید.
#مهارتهای_زندگی
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
آموزشی/ #آفلاین
برای چه کسانی مناسب است؟
والدین، مربیان، آموزگاران، درمانگران
پیشنیاز: ندارد
تخفیف: دارد
پرداخت چندمرحلهای: دارد
پشتیبانی: دارد
کاربری شغلی: دارد
محتوای دوره برای گروه سنی ۴ تا ۱۴سال مناسب است.
با خرید #اشتراک این دوره علاوه بر محتوا از امکان رفع اشکال و پشتیبانی اختصاصی برخوردار خواهید شد.
#دورهپرورشهوشعاطفیکودکونوجوان
برای اطلاع از جزییات و خرید اشتراک پیام دهید به 👇
@Asist_RadioP4C
برای اطلاع از سایر دورههای آفلاین روی کلمه لینک کلیک کنید.
📌 رسانه شمایید؛ لطفا این دوره را با دوستانتان به اشتراک بگذارید.
#مهارتهای_زندگی
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
❤3👍1
رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن)
مجموعه طرحدرسهای پرورش هوش عاطفی کودک و نوجوان آموزشی/ #آفلاین برای چه کسانی مناسب است؟ والدین، مربیان، آموزگاران، درمانگران پیشنیاز: ندارد تخفیف: دارد پرداخت چندمرحلهای: دارد پشتیبانی: دارد کاربری شغلی: دارد محتوای دوره برای گروه سنی ۴ تا ۱۴سال…
🔻چرا پرورش هوش عاطفی مهم است؟
کودکی که نمیتواند عواطفش را بشناسد، لزوماً «لجباز»، «حساس»، «پرخاشگر» یا «بیادب» نیست؛ ممکن است هنوز زبان درک و بیان هیجانات خودش را یاد نگرفته باشد.
همه ما هر روز با موقعیتهایی روبهرو میشویم که برای مواجهه با آنها به چیزی بیشتر از هوش شناختی و موفقیت تحصیلی نیاز داریم.
با اینکه اغلب تمرکز خانواده و جامعه بیشتر روی موفقیت تحصیلی و بالا بردن ضریب هوش شناختی فرد است.
برای درک بهتر این وضعیت یک کودک یا نوجوان را در نظر بگیرید:
اما نکته اینجاست که این مهارتها خودبهخود و صرفاً با بزرگتر شدن کودک ایجاد نمیشوند.
بلکه همانطور که فرد برای یادگیری خواندن، نوشتن و ریاضی به آموزش نیاز دارد؛ برای مرزبندی و رابطه موثر با دیگران نیز به آموزش و تمرین نیاز دارد.
بنابراین اگر امروز این آموزش را به کودک ندهیم، ممکن است فردا همین احساسات، به شکل دیگری خودشان را نشان دهند:
چون این مهارتها فقط برای «دوران کودکی» نیستند؛ اینها بخشی از سرمایه روانی و اجتماعی کودک برای تمام زندگیاند.
بنابراین اگر شما والد، مربی، آموزگار یا درمانگر کودک و نوجوان هستید، پرورش هوش عاطفی را نباید به «وقتی مشکلی پیش آمد» موکول کنید.
بهتر است قبل از اینکه کودک درگیر مسئلهای جدی شود، ابزارهای مواجهه با آن را به او بیاموزانید.
📌 رسانه شمایید؛ لطفا این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
کودکی که نمیتواند عواطفش را بشناسد، لزوماً «لجباز»، «حساس»، «پرخاشگر» یا «بیادب» نیست؛ ممکن است هنوز زبان درک و بیان هیجانات خودش را یاد نگرفته باشد.
همه ما هر روز با موقعیتهایی روبهرو میشویم که برای مواجهه با آنها به چیزی بیشتر از هوش شناختی و موفقیت تحصیلی نیاز داریم.
با اینکه اغلب تمرکز خانواده و جامعه بیشتر روی موفقیت تحصیلی و بالا بردن ضریب هوش شناختی فرد است.
برای درک بهتر این وضعیت یک کودک یا نوجوان را در نظر بگیرید:
وقتی دوستش او را بازی نمیدهد؛در تمام این موقعیتها، یک سؤال مهم مطرح است: آیا او میداند با هیجان خودش چه کار کند؟
وقتی شکست میخورد؛
وقتی باید «نه» بشنود؛
وقتی عصبانی میشود؛
وقتی حسادت میکند؛
وقتی از چیزی میترسد؛
وقتی کسی حرفش را نمیفهمد؛
یا وقتی لازم است خواستهاش را بدون آسیب زدن به دیگری بیان کند.
هوش عاطفی دقیقاً از همینجا اهمیت پیدا میکند.
اما نکته اینجاست که این مهارتها خودبهخود و صرفاً با بزرگتر شدن کودک ایجاد نمیشوند.
بلکه همانطور که فرد برای یادگیری خواندن، نوشتن و ریاضی به آموزش نیاز دارد؛ برای مرزبندی و رابطه موثر با دیگران نیز به آموزش و تمرین نیاز دارد.
بنابراین اگر امروز این آموزش را به کودک ندهیم، ممکن است فردا همین احساسات، به شکل دیگری خودشان را نشان دهند:
در رابطه با دوستان،پس پرورش هوش عاطفی یعنی به فرد ابزارهایی بدهیم که سالها با خودش خواهد داشت.
در مدرسه،
در تصمیمگیریها،
در اعتمادبهنفس،
در مدیریت تعارض،
و بعدها در روابطش در بزرگسالی.
چون این مهارتها فقط برای «دوران کودکی» نیستند؛ اینها بخشی از سرمایه روانی و اجتماعی کودک برای تمام زندگیاند.
بنابراین اگر شما والد، مربی، آموزگار یا درمانگر کودک و نوجوان هستید، پرورش هوش عاطفی را نباید به «وقتی مشکلی پیش آمد» موکول کنید.
بهتر است قبل از اینکه کودک درگیر مسئلهای جدی شود، ابزارهای مواجهه با آن را به او بیاموزانید.
📌 رسانه شمایید؛ لطفا این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
❤6👍1🔥1
رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن)
دوره آنلاین مربیگری "مهارت های زندگی" مناسب برای بزرگسالان؛ والدین، مربیان، تسهیلگران، آموزگاران روز های پنجشنبه ساعت 4 تا 6 عصر مدت دوره 3 هفته پیش نیاز ندارد شرکت در این دوره، پیش نیاز دوره تکمیلی و تثبیت مهارتها در گروه دانش افزایی مهارتهای زندگی…
#اعلان
اگر قبلا دوره مربیگری "مهارتهای زندگی" را گذراندهاید، مربی یا درمانگر کودک و نوجوان هستید، این لینکها را ببینید:
یک
دو
سه
👇👇👇
این دوره برای شما مناسب است:
تاکنون ۸ درس شامل ۲۱ تمرین کارگاهی در پنل دوره منتشر شده است.
در حال حاضر این فرصت را دارید که با #تخفيف ۴۰ درصدی معادل ۲ م تومان برای اشتراک اقدام کنید.
اگر قبلا دوره مربیگری "مهارتهای زندگی" را گذراندهاید، مربی یا درمانگر کودک و نوجوان هستید، این لینکها را ببینید:
یک
دو
سه
👇👇👇
این دوره برای شما مناسب است:
تاکنون ۸ درس شامل ۲۱ تمرین کارگاهی در پنل دوره منتشر شده است.
Telegram
رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن)
مجموعه طرحدرسهای پرورش هوش عاطفی کودک و نوجوان
آموزشی/ #آفلاین
برای چه کسانی مناسب است؟
والدین، مربیان، آموزگاران، درمانگران
پیشنیاز: ندارد
تخفیف: دارد
پرداخت چندمرحلهای: دارد
پشتیبانی: دارد
کاربری شغلی: دارد
محتوای دوره برای گروه سنی ۴ تا ۱۴سال…
آموزشی/ #آفلاین
برای چه کسانی مناسب است؟
والدین، مربیان، آموزگاران، درمانگران
پیشنیاز: ندارد
تخفیف: دارد
پرداخت چندمرحلهای: دارد
پشتیبانی: دارد
کاربری شغلی: دارد
محتوای دوره برای گروه سنی ۴ تا ۱۴سال…
🔥2
رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن)
دوره کارگاهی «نوشتن خلاق» سومین دوره مقدماتی ویژه #بزرگسالان بهبود #مهارتهای_شناختی تمرین و تجریه #نوشتن_خلاقانه طول دوره: ۶ هفته #آفلاین / #گروهی/ بازخورد فردی برای استفاده از محتوای این دوره محدود به ساعت و روز خاصی نیستید. از مجموعه دورههای…
گلهای قرمز کوچک 🌱
#نوشتههایدانشجویاندورهنوشتنخلاق
شده بود که ساعتها به یک نقطه خیره شود و خیال کند. گاهی برای خودش فنجانی چای میریخت، اما هر بار یادش میرفت و چایش سرد میشد. او را میدید که فنجان چایش را پایین آورد و گفت: «داغه که...»
دختر جواب داد: «الان ریختم.»
دم پنجره نشسته بودند و به جوجهقمریهایی که تازه داشتند پرواز یاد میگرفتند، نگاه میکردند.
دختر گفت: «بهشان آب و دانه میدهی. هر روز! از این بالا میبینمت.»
مرد نگاهش کرد و گفت: «اما من تا به حال تو را ندیدم.»
«شاخههای درخت نمیگذارند تو مرا ببینی. فقط من میبینمت. میبینمت و فکر میکنم که میآیی اینجا.»
«چه کار میکنم؟»
«هیچی، سیگار میکشی. من از بوی سیگار خوشم نمیآید. سیگار که میکشی، نفسم قطع میشود. اما نه! خیال میکنم که سیگار میکشی. آن وقت دیگر حتی بویش را هم نمیفهمم.»
«نفست دیگر قطع نمیشود؟»
«چرا، تو که اینجا نباشی میشود. آنقدر که دلم میخواهد بترکد...»
میز دونفرهی چوبی را کنار پنجره گذاشته بود. میآمد و آنجا مینشست و نگاهش میکرد؛ بارها و بارها. موهای تنک و حنایی او را که از پشت سبزی برگهای درخت خودنمایی میکرد، میشناخت. مرد سیگاری روشن میکرد و برای قمریها آب و دانه میریخت. گاهی هم که روی صندلی جلوی دکانش مینشست و کتابی باز میکرد، گربهی مادهی سیاهی میآمد و خودش را به او میمالید.
دختر از او پرسید: «وقتی میآیی بالا، نمیترسی گربه جوجههایت را بزند؟»
گفت: «میترسی اگر واقعاً صدایم بزنی و بیایم بالا، جوجههایم را بزند؟»
گربه روی صندلی جلوی دکان لمیده بود. چشمان نیمهبازش را با تنبلی به جوجهقمریها دوخته بود، اما تلاشی برای گرفتنشان نمیکرد. کسی آن پایین سیگاری روشن کرد.
جاسیگاری چینی قدیمی روی میز، بین دو فنجان خالی قرار داشت. گلهای قرمز، زیر خاکسترهای سیگار تقریباً دفن شده بودند. او سیگاری روشن کرد و خاکسترش را در جاسیگاری تکاند. دختر سرفه کرد. دود سیگار بالا آمد و بالا آمد و در بینی دختر نشست؛ بعد سر خورد و از گلویش پایین رفت و دور سینهاش پیچید. نفسش را قطع کرد.
جاسیگاری مال پدرش بود. آن موقع نمیدانست کف ظرف گلهایی هم دارد؛ گلهای قرمز کوچکی که زیر خاکستر سیگار خاک شده بودند.
گفت: «تمامش کن. از بوی سیگار بدم میآید. مادرم هم سرفه میکرد. آخرش هم...»
مرد سیگاری را که در دست داشت، داخل جاسیگاری خاموش کرد و گفت: «بروم؟»
دختر مکث کرد. دلش نمیخواست برود.
«بمان. اما دوست داشتم دیگر نمیکشیدی. آن وقت صدایت میکردم تا بیایی بالا. یا میآمدم پایین، پهلویت مینشستم و به قمریها دانه میدادیم و تو برایم کتاب میخواندی و من...»
هنوز حرفش تمام نشده بود که دید یکی از جوجهها از شاخهی نازکی سر خورد و به زمین سقوط کرد. گربه از روی صندلی پایین پرید. چشمش به جوجهقمری بود. میخواست شیرجه بزند و جوجه را بگیرد. شاخههای سبز درخت نمیگذاشتند دختر آنها را خوب ببیند؛ فقط موهای تنک و نارنجی مرد بود که از میان برگها خودش را نشان میداد.
میخواست فریاد بزند و گربه را بترساند، اما صدایش نمیرسید. نفسش قطع شده بود و سرفه میکرد. کورمالکورمال دستش را روی میز کشید تا قوطی اسپری را پیدا کند، اما روی میز تنها دو فنجان چای سرد بود و گلهای قرمزی که در کف جاسیگاری خالی خودنمایی میکردند.
نویسنده: معصومه جهانی
#دوره_نوشتن_خلاق
پ.ن
اینجا درباره «دو فنجان چای و یک جاسیگاری روی میز» توضیح داده بودم که چطور برای هر کسی میتواند معنای متفاوتی داشته باشد.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
#نوشتههایدانشجویاندورهنوشتنخلاق
شده بود که ساعتها به یک نقطه خیره شود و خیال کند. گاهی برای خودش فنجانی چای میریخت، اما هر بار یادش میرفت و چایش سرد میشد. او را میدید که فنجان چایش را پایین آورد و گفت: «داغه که...»
دختر جواب داد: «الان ریختم.»
دم پنجره نشسته بودند و به جوجهقمریهایی که تازه داشتند پرواز یاد میگرفتند، نگاه میکردند.
دختر گفت: «بهشان آب و دانه میدهی. هر روز! از این بالا میبینمت.»
مرد نگاهش کرد و گفت: «اما من تا به حال تو را ندیدم.»
«شاخههای درخت نمیگذارند تو مرا ببینی. فقط من میبینمت. میبینمت و فکر میکنم که میآیی اینجا.»
«چه کار میکنم؟»
«هیچی، سیگار میکشی. من از بوی سیگار خوشم نمیآید. سیگار که میکشی، نفسم قطع میشود. اما نه! خیال میکنم که سیگار میکشی. آن وقت دیگر حتی بویش را هم نمیفهمم.»
«نفست دیگر قطع نمیشود؟»
«چرا، تو که اینجا نباشی میشود. آنقدر که دلم میخواهد بترکد...»
میز دونفرهی چوبی را کنار پنجره گذاشته بود. میآمد و آنجا مینشست و نگاهش میکرد؛ بارها و بارها. موهای تنک و حنایی او را که از پشت سبزی برگهای درخت خودنمایی میکرد، میشناخت. مرد سیگاری روشن میکرد و برای قمریها آب و دانه میریخت. گاهی هم که روی صندلی جلوی دکانش مینشست و کتابی باز میکرد، گربهی مادهی سیاهی میآمد و خودش را به او میمالید.
دختر از او پرسید: «وقتی میآیی بالا، نمیترسی گربه جوجههایت را بزند؟»
گفت: «میترسی اگر واقعاً صدایم بزنی و بیایم بالا، جوجههایم را بزند؟»
گربه روی صندلی جلوی دکان لمیده بود. چشمان نیمهبازش را با تنبلی به جوجهقمریها دوخته بود، اما تلاشی برای گرفتنشان نمیکرد. کسی آن پایین سیگاری روشن کرد.
جاسیگاری چینی قدیمی روی میز، بین دو فنجان خالی قرار داشت. گلهای قرمز، زیر خاکسترهای سیگار تقریباً دفن شده بودند. او سیگاری روشن کرد و خاکسترش را در جاسیگاری تکاند. دختر سرفه کرد. دود سیگار بالا آمد و بالا آمد و در بینی دختر نشست؛ بعد سر خورد و از گلویش پایین رفت و دور سینهاش پیچید. نفسش را قطع کرد.
جاسیگاری مال پدرش بود. آن موقع نمیدانست کف ظرف گلهایی هم دارد؛ گلهای قرمز کوچکی که زیر خاکستر سیگار خاک شده بودند.
گفت: «تمامش کن. از بوی سیگار بدم میآید. مادرم هم سرفه میکرد. آخرش هم...»
مرد سیگاری را که در دست داشت، داخل جاسیگاری خاموش کرد و گفت: «بروم؟»
دختر مکث کرد. دلش نمیخواست برود.
«بمان. اما دوست داشتم دیگر نمیکشیدی. آن وقت صدایت میکردم تا بیایی بالا. یا میآمدم پایین، پهلویت مینشستم و به قمریها دانه میدادیم و تو برایم کتاب میخواندی و من...»
هنوز حرفش تمام نشده بود که دید یکی از جوجهها از شاخهی نازکی سر خورد و به زمین سقوط کرد. گربه از روی صندلی پایین پرید. چشمش به جوجهقمری بود. میخواست شیرجه بزند و جوجه را بگیرد. شاخههای سبز درخت نمیگذاشتند دختر آنها را خوب ببیند؛ فقط موهای تنک و نارنجی مرد بود که از میان برگها خودش را نشان میداد.
میخواست فریاد بزند و گربه را بترساند، اما صدایش نمیرسید. نفسش قطع شده بود و سرفه میکرد. کورمالکورمال دستش را روی میز کشید تا قوطی اسپری را پیدا کند، اما روی میز تنها دو فنجان چای سرد بود و گلهای قرمزی که در کف جاسیگاری خالی خودنمایی میکردند.
نویسنده: معصومه جهانی
#دوره_نوشتن_خلاق
پ.ن
اینجا درباره «دو فنجان چای و یک جاسیگاری روی میز» توضیح داده بودم که چطور برای هر کسی میتواند معنای متفاوتی داشته باشد.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
❤6
Forwarded from رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن) (Admin)
دورهها و بستههای آموزشی آفلاین همراه با پشتیبانی فردی
🔻قابل توجه مربیان/ مدارس/ والدین🔻
دوره طرحدرسهایفبک (فلسفه برای کودک و نوجوان؛ پرورش مهارتهای فکری) (تخصصی)
دوره طرحدرسهای پرورشهوشعاطفیو سلامت روان کودکونوجوان (تخصصی)
دوره سیروزسیدرس روش تدریس آنلاین (ترویجی)
دوره طرحدرسهایجشنهای ایرانی (ترویجی)
دوره کوچینگبدن (فردی) در نسخه #دختران نوجوان و زنان بزرگسال (تخصصی)
دوره نوشتن خلاق (ویژه بزرگسال/ بدون پیشنیاز)
دوره طرحدرسهای پرورش هوش عاطفی کودک ونوجوان
- در نظر داشته باشید که برای همه دورهها از یکسال پشتیبانی اختصاصی برخوردار خواهید بود.
برای اطلاع از جزییات و خرید #اشتراک پیام دهید به 👇
@Asist_RadioP4C
📌 رسانه شمایید.
برای ارتقای سلامت و آگاهی جامعه این بسته را بهویژه به مدارس و والدین معرفی کنید.
@RadioP4C
@RadioP4C
🔥3
رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن)
مجموعه "طرحدرسهای جشنهای ایرانی" قابل توجه والدین، مربیان، تسهیلگران و آموزگاران قابل اجرا برای مخاطب کودک و نوجوان یک بسته محتوایی #کارگاهی مناسب #مدارس، #فرهنگسراها، نهادهای آموزشی و علاقهمندان به ترویج فرهنگ ایران و کارکاههای مناسبتی پشتیبانی:…
🔻 جشن شهریورگان؛ جشن روز مرد
مجموعه درسهای جشنهای ایرانی برای کودکان و نوجوانان
فرصتی برای بازیابی، تبادل و ارتقای سرمایه فرهنگی سرزمینمان ایران
مناسب برای والدین/ مربیان/ آموزگاران
برای جزییات بیشتر پیام دهید به 👇
@Asist_RadioP4C
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
مجموعه درسهای جشنهای ایرانی برای کودکان و نوجوانان
فرصتی برای بازیابی، تبادل و ارتقای سرمایه فرهنگی سرزمینمان ایران
مناسب برای والدین/ مربیان/ آموزگاران
با خرید اشتراک دوره، دسترسی شما بلافاصله باز خواهد شد.
برای جزییات بیشتر پیام دهید به 👇
@Asist_RadioP4C
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
🔥3
رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن)
مجموعه طرحدرسهای فبک (فلسفه برای کودکان) یک بسته محتوایی برای یکسال درسهای کلاس فبک با بهروزرسانی هفتگی مدت اشتراک: دایمی پشتیبانی: دارد این دوره قطعا در کلاس شما تفاوت زیادی ایجاد خواهد کرد! با خرید اشتراک این دوره علاوه بر محتوا از امکان رفع اشکال…
#اعلان
تاکنون ۳۹ درس شامل ۱۳۷ تمرین کارگاهی در پنل دوره منتشر شده است.
برای جزییات بیشتر پیام دهید به 👇
@Asist_RadioP4C
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
تاکنون ۳۹ درس شامل ۱۳۷ تمرین کارگاهی در پنل دوره منتشر شده است.
برای جزییات بیشتر پیام دهید به 👇
@Asist_RadioP4C
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
❤3🔥1
کلاسی برای همه فصلها!
پرسشهای شما:
#باشگاه_والدین
«فرزندم دوست دارد کلاسی را که در تابستان میرفته ادامه بدهد، اما من نگران درسهای مدرسهاش هستم. بهتر نیست کلاسهای فوقبرنامه فقط برای تابستان باشند؟»
قبلاً در اینجا درباره اینکه «کلاس چی ثبتنام کنیم؟» نوشته بودم.
محتوای قبلی میتواند تا حد زیادی پاسخی برای پرسش مطرح شده باشد.
بنابراین بر مبنای متن قبلی این پرسش را پیشنهاد میکنم:
این کلاس چه چیزی به فرزند من اضافه میکند؟
۱. آیا فرزندم به این کلاس علاقه دارد؟
اگر خودش با اشتیاق در کلاس شرکت میکند، این یک نشانه مهم است.
۲. آیا تواناییها و استعدادهای او با این کلاس ارتباط دارد؟
کلاس فوقبرنامه قرار نیست فقط یک سرگرمی باشد؛ میتواند فرصتی برای رشد یک توانایی یا کشف یک علاقه باشد.
۳. آیا این کلاس یک نیاز واقعی فرزندم را پاسخ میدهد؟
معمولا درک این قسمت برای والدین کمی دشوارتر است.
گاهی ما کلاس فوقبرنامه را فقط راهی برای پر کردن وقت آزاد تابستان میبینیم. در این صورت طبیعی است که با شروع مدرسه تصور کنیم دیگر نیازی به آن کلاس نیست.
اما بهتر است یک قدم عقبتر برویم و دو سؤال مهم بپرسیم:
۱. به نظر من، برنامه اصلی فرزندم چیست و این کلاس چه جایگاهی در رشد او دارد؟
اگر شما صرفا روی ارتقای #هوش_شناختی و #دستاوردهای_تحصیلی متمرکز باشید، احتمالا با شروع سال تحصیلی کلاس فوق برنامه بیشتر جنبه درسی و تقویتی پیدا میکند. اگر فرض بگیریم که در طول تعطیلات اینطور نبوده.
۲. نیازی که این کلاس به آن پاسخ میدهد، با تمام شدن تابستان از بین میرود یا همچنان وجود دارد؟
پس شاید بهتر باشد بهجای اینکه بپرسیم:
«این کلاس را پاییز ادامه بدهیم یا نه؟»
بپرسیم:
«آیا این کلاس هنوز برای فرزند من مفید و معنادار است؟»
اگر پاسخ مثبت است، شاید این کلاس فقط یک کلاس تابستانی نباشد؛ بلکه بخشی از مسیر رشد فرزندتان باشد.
اگر میخواهید کلاس خوب را در یک نگاه بشناسید، دنبال این ترکیب باشید:
نیاز + علاقه + توانایی+ تسهیلگر شایسته + محیط مناسب + گروه حامی
درباره تسهیلگر و مربی:
تسهیلگر خوب فقط در موضوع کلاس متخصص نیست؛ بلکه باید دانش کافی درباره آموزش آن موضوع و تجربه کار با کودکان را هم داشته باشد.
محیط مناسب:
کلاس خوب فقط یک اتاق زیبا با تجهیزات مناسب نیست. مهم است که کودک در آن احساس امنیت، آرامش و راحتی کند.
گروه حامی:
فرزندتان باید در گروه صمیمیت، ارزشمندی و حمایت دریافت کند و بتواند با دیگران یک تعامل برابر و سالم داشته باشد. (کلمات با دقت انتخاب شدهاند)
حالا اگر کلاسی پیدا کردید که همه این ویژگیها را با هم دارد، آن را بهسادگی از دست ندهید!
#باشگاه_والدین
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
پرسشهای شما:
#باشگاه_والدین
«فرزندم دوست دارد کلاسی را که در تابستان میرفته ادامه بدهد، اما من نگران درسهای مدرسهاش هستم. بهتر نیست کلاسهای فوقبرنامه فقط برای تابستان باشند؟»
قبلاً در اینجا درباره اینکه «کلاس چی ثبتنام کنیم؟» نوشته بودم.
محتوای قبلی میتواند تا حد زیادی پاسخی برای پرسش مطرح شده باشد.
بنابراین بر مبنای متن قبلی این پرسش را پیشنهاد میکنم:
این کلاس چه چیزی به فرزند من اضافه میکند؟
برای پاسخ به این سؤال، سه چیز را بررسی میکنیم:
۱. آیا فرزندم به این کلاس علاقه دارد؟
اگر خودش با اشتیاق در کلاس شرکت میکند، این یک نشانه مهم است.
۲. آیا تواناییها و استعدادهای او با این کلاس ارتباط دارد؟
کلاس فوقبرنامه قرار نیست فقط یک سرگرمی باشد؛ میتواند فرصتی برای رشد یک توانایی یا کشف یک علاقه باشد.
۳. آیا این کلاس یک نیاز واقعی فرزندم را پاسخ میدهد؟
معمولا درک این قسمت برای والدین کمی دشوارتر است.
گاهی ما کلاس فوقبرنامه را فقط راهی برای پر کردن وقت آزاد تابستان میبینیم. در این صورت طبیعی است که با شروع مدرسه تصور کنیم دیگر نیازی به آن کلاس نیست.
اما بهتر است یک قدم عقبتر برویم و دو سؤال مهم بپرسیم:
۱. به نظر من، برنامه اصلی فرزندم چیست و این کلاس چه جایگاهی در رشد او دارد؟
اگر شما صرفا روی ارتقای #هوش_شناختی و #دستاوردهای_تحصیلی متمرکز باشید، احتمالا با شروع سال تحصیلی کلاس فوق برنامه بیشتر جنبه درسی و تقویتی پیدا میکند. اگر فرض بگیریم که در طول تعطیلات اینطور نبوده.
۲. نیازی که این کلاس به آن پاسخ میدهد، با تمام شدن تابستان از بین میرود یا همچنان وجود دارد؟
برای پاسخ به این سؤال به جنبههای مختلف رشد شخصیت فرزندتان و نیازهای متنوع او در هر بخش توجه کنید:
خلاقیت، ارتباط، اعتمادبهنفس، ایدهپردازی، کشف، رشد جسمی، ارتقای فرهنگی، عادتهای رفتاری و ...
در اینصورت، شروع پاییز لزوماً به معنی تمام شدن این نیازها نیست.
پس شاید بهتر باشد بهجای اینکه بپرسیم:
«این کلاس را پاییز ادامه بدهیم یا نه؟»
بپرسیم:
«آیا این کلاس هنوز برای فرزند من مفید و معنادار است؟»
اگر پاسخ مثبت است، شاید این کلاس فقط یک کلاس تابستانی نباشد؛ بلکه بخشی از مسیر رشد فرزندتان باشد.
فرمول طلایی انتخاب کلاس:
اگر میخواهید کلاس خوب را در یک نگاه بشناسید، دنبال این ترکیب باشید:
نیاز + علاقه + توانایی+ تسهیلگر شایسته + محیط مناسب + گروه حامی
درباره تسهیلگر و مربی:
تسهیلگر خوب فقط در موضوع کلاس متخصص نیست؛ بلکه باید دانش کافی درباره آموزش آن موضوع و تجربه کار با کودکان را هم داشته باشد.
محیط مناسب:
کلاس خوب فقط یک اتاق زیبا با تجهیزات مناسب نیست. مهم است که کودک در آن احساس امنیت، آرامش و راحتی کند.
گروه حامی:
فرزندتان باید در گروه صمیمیت، ارزشمندی و حمایت دریافت کند و بتواند با دیگران یک تعامل برابر و سالم داشته باشد. (کلمات با دقت انتخاب شدهاند)
حالا اگر کلاسی پیدا کردید که همه این ویژگیها را با هم دارد، آن را بهسادگی از دست ندهید!
#باشگاه_والدین
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
❤4👏2🔥1
رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن)
دوره کارگاهی «نوشتن خلاق» سومین دوره مقدماتی ویژه #بزرگسالان بهبود #مهارتهای_شناختی تمرین و تجریه #نوشتن_خلاقانه طول دوره: ۶ هفته #آفلاین / #گروهی/ بازخورد فردی برای استفاده از محتوای این دوره محدود به ساعت و روز خاصی نیستید. از مجموعه دورههای…
انعکاس 🌱
#نوشتههایدانشجویاندورهنوشتنخلاق
عینکش را بر چشم گذاشت. قلم را برداشت و اینگونه نوشت:
«خودشیفتهترین فرد بهنظرم کسی است که تنها تا نوک دماغ خود را میتواند ببیند.»
بی درنگ قلم را بر زمین گذاشت و عینکش را از چشم برداشت.
با اینکه دیگر نوشته را واضح نمیدید، از نتیجه کار شدیدا راضی بود.
نویسنده: فرامرز مجتهدزاده
#دوره_نوشتن_خلاق
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@Radiop4c
@Radiop4c
#نوشتههایدانشجویاندورهنوشتنخلاق
عینکش را بر چشم گذاشت. قلم را برداشت و اینگونه نوشت:
«خودشیفتهترین فرد بهنظرم کسی است که تنها تا نوک دماغ خود را میتواند ببیند.»
بی درنگ قلم را بر زمین گذاشت و عینکش را از چشم برداشت.
با اینکه دیگر نوشته را واضح نمیدید، از نتیجه کار شدیدا راضی بود.
نویسنده: فرامرز مجتهدزاده
#دوره_نوشتن_خلاق
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@Radiop4c
@Radiop4c
❤4😇1
رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن)
مجموعه "طرحدرسهای جشنهای ایرانی" قابل توجه والدین، مربیان، تسهیلگران و آموزگاران قابل اجرا برای مخاطب کودک و نوجوان یک بسته محتوایی #کارگاهی مناسب #مدارس، #فرهنگسراها، نهادهای آموزشی و علاقهمندان به ترویج فرهنگ ایران و کارکاههای مناسبتی پشتیبانی:…
💎 بارگذاری محتوای دوره تکمیل شد. 💎
این دوره را به والدین/ مربیان/ فرهنگسراها/ مدارس و نهادهای آموزشی معرفی کنید.
این دوره را به والدین/ مربیان/ فرهنگسراها/ مدارس و نهادهای آموزشی معرفی کنید.
❤5
Forwarded from رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن) (الهام فخرایی)
🔺چگونه میتوانم مدرسه فرزندم را بهجای بهتری تبدیل کنم؟
الهام فخرایی
اگر فرزندی داشته باشیم که به مدرسه میرود یکی از دغدغههای اصلیمان از همان ابتدا پیداکردن مدرسه مناسب است. البته هر کدام از ما ممکن است نظر متفاوتی درباره مدرسهٔ مناسب داشته باشیم؛ برای برخی فضای فیزیکی مطلوب و امکانات آموزشی و فرهنگی متنوع مهم است، برخی مایلیم مدرسه صرفا به محتوای کتابهای درسی اکتفا نکند و سایر جنبهها بهخصوص پرورش جسمی، عاطفی و اخلاقی فرزندمان را نیز در نظر بگیرد، برای برخی از ما این موارد حتی در بالای فهرست قرار دارند. از طرفی برخی والدین بیشتر بر جنبه های آموزشی و نمرات بالای درسی تاکید دارند، برخی نیز مایلند امکان تعامل دو طرفه و پویا بین اولیای مدرسه و والدین و نیز ارتباط با اولیای سایر دانشآموزان برقرار شود.
اما فارغ از اینکه ما در کدام دسته قرار داریم، وجه مشترک عمده والدین در این است که بعد از یافتن مدرسه و این روزها پرداخت شهریه، طالب امکاناتی هستند که بابتش هزینه پرداخت کردهاند و به امیدش فرزندشان را به مدرسه مورد نظر فرستادهاند، مطالبهای که به میزان زیادی منفعلانه است.
در حالیکه هر کدام از والدین میتوانند بهجای طلبکاری منفعلانه به این فکر کنند که «من در بهترشدن مدرسه فرزندم چه نقشی میتوانم داشته باشم؟!» و فعالانه کنشگری را تمرین کنند.
به این فکر کنید اگر هر کدام از والدین با چنین پرسشی به مدرسه مراجعه کنند و البته اولیای مدرسه نیز این حق را برای آنها قائل شوند، تا چه اندازه و با چه شتابی میتوان فضای فیزیکی و محتوایی مدارس را صرف نظر از اینکه درحال حاضر در چه شرایطی قرار دارند، از جهات مختلف ارتقا داد.
در مرحله بعد ممکن است شما با برخی از پاسخها و جهتی که میتوانند به سیاستهای مدرسه بدهند، موافق نباشید، اما پیش از اینکه هر کدام را کنار بگذارید، یک گروه هماندیشی با حضور حداقل یک کارشناس تعلیم و تربیت، اولیای مدرسه و تعدادی از والدین تشکیل بدهید. دقت کنید گروه مورد نظر همگن نباشد. چون قرار نیست بدون هیچ چالشی یگدیگر را فقط تایید کنیم، قرار است ضرورت و امکان اجرای هر پاسخ را از جهات مختلف بررسی کنیم.
درخواست تشکیل این گروه میتواند از طرف اولیای مدرسه یا والدین مطرح شود. بعد از تشکیل گروه و انجام فرایندی که توضیح داده شد، حالا میتوانید مطالبه به شکل مثبت و فعالانه را تمرین کنید. برای مشارکت هیچ محدودیت موضوعی قائل نشوید. مثلا میتوانید داوطلب بشوید تا دیوارهای یک کلاس را رنگ بزنید، چند گلدان به مدرسه ببرید، تصویر قاب شده یک یا چند اندیشمند ایرانی یا جهانی را به کلاس یا مدرسه فرزندتان هدیه بدهید، یک روز برای قصهگویی حاضر شوید، یک برنامه شبمانی در مدرسه ترتیب بدهید، نمایش فیلم، تمرین تئاتر، کلاس رفع اشکال، معرفی مشاغل و… این فهرست میتواند به تعداد اعضا ادامه داشته باشد.
دقت کنیم که در هر مرحله میتوانیم از نظرات فرزندمان و سایر دانشآموزان نیز استفاده کنیم.
مهم نیست فرزندمان در چه منطقهای و به کدام مدرسه میرود، با انجام اینکار بهزودی او و سایر دانشآموزان به این پویش کنشگرانه ملحق میشوند، رشد شتاب میگیرد و دستیابی به اهداف تعیینشده آسانتر خواهد شد.
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
پ.ن
بستههای آموزشی برای یک مدرسه متفاوت برای ارتقای سلامت و آگاهی جامعه این بسته را بهویژه به مدارس و والدین معرفی کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
الهام فخرایی
اگر فرزندی داشته باشیم که به مدرسه میرود یکی از دغدغههای اصلیمان از همان ابتدا پیداکردن مدرسه مناسب است. البته هر کدام از ما ممکن است نظر متفاوتی درباره مدرسهٔ مناسب داشته باشیم؛ برای برخی فضای فیزیکی مطلوب و امکانات آموزشی و فرهنگی متنوع مهم است، برخی مایلیم مدرسه صرفا به محتوای کتابهای درسی اکتفا نکند و سایر جنبهها بهخصوص پرورش جسمی، عاطفی و اخلاقی فرزندمان را نیز در نظر بگیرد، برای برخی از ما این موارد حتی در بالای فهرست قرار دارند. از طرفی برخی والدین بیشتر بر جنبه های آموزشی و نمرات بالای درسی تاکید دارند، برخی نیز مایلند امکان تعامل دو طرفه و پویا بین اولیای مدرسه و والدین و نیز ارتباط با اولیای سایر دانشآموزان برقرار شود.
اما فارغ از اینکه ما در کدام دسته قرار داریم، وجه مشترک عمده والدین در این است که بعد از یافتن مدرسه و این روزها پرداخت شهریه، طالب امکاناتی هستند که بابتش هزینه پرداخت کردهاند و به امیدش فرزندشان را به مدرسه مورد نظر فرستادهاند، مطالبهای که به میزان زیادی منفعلانه است.
در حالیکه هر کدام از والدین میتوانند بهجای طلبکاری منفعلانه به این فکر کنند که «من در بهترشدن مدرسه فرزندم چه نقشی میتوانم داشته باشم؟!» و فعالانه کنشگری را تمرین کنند.
به این فکر کنید اگر هر کدام از والدین با چنین پرسشی به مدرسه مراجعه کنند و البته اولیای مدرسه نیز این حق را برای آنها قائل شوند، تا چه اندازه و با چه شتابی میتوان فضای فیزیکی و محتوایی مدارس را صرف نظر از اینکه درحال حاضر در چه شرایطی قرار دارند، از جهات مختلف ارتقا داد.
ابتدای مهرماه بیشتر خانوادهها به مدرسه مراجعه یا در جشن بازگشایی مدارس شرکت میکنند، اما امسال بیایید به شکل دیگری عمل کنیم. چه بهعنوان ولی دانشآموز و چه اولیای مدرسه این پرسش را طرح کنید و هر نفر حداقل پنج جواب برای آن آماده کند.
در مرحله بعد ممکن است شما با برخی از پاسخها و جهتی که میتوانند به سیاستهای مدرسه بدهند، موافق نباشید، اما پیش از اینکه هر کدام را کنار بگذارید، یک گروه هماندیشی با حضور حداقل یک کارشناس تعلیم و تربیت، اولیای مدرسه و تعدادی از والدین تشکیل بدهید. دقت کنید گروه مورد نظر همگن نباشد. چون قرار نیست بدون هیچ چالشی یگدیگر را فقط تایید کنیم، قرار است ضرورت و امکان اجرای هر پاسخ را از جهات مختلف بررسی کنیم.
درخواست تشکیل این گروه میتواند از طرف اولیای مدرسه یا والدین مطرح شود. بعد از تشکیل گروه و انجام فرایندی که توضیح داده شد، حالا میتوانید مطالبه به شکل مثبت و فعالانه را تمرین کنید. برای مشارکت هیچ محدودیت موضوعی قائل نشوید. مثلا میتوانید داوطلب بشوید تا دیوارهای یک کلاس را رنگ بزنید، چند گلدان به مدرسه ببرید، تصویر قاب شده یک یا چند اندیشمند ایرانی یا جهانی را به کلاس یا مدرسه فرزندتان هدیه بدهید، یک روز برای قصهگویی حاضر شوید، یک برنامه شبمانی در مدرسه ترتیب بدهید، نمایش فیلم، تمرین تئاتر، کلاس رفع اشکال، معرفی مشاغل و… این فهرست میتواند به تعداد اعضا ادامه داشته باشد.
دقت کنیم که در هر مرحله میتوانیم از نظرات فرزندمان و سایر دانشآموزان نیز استفاده کنیم.
مهم نیست فرزندمان در چه منطقهای و به کدام مدرسه میرود، با انجام اینکار بهزودی او و سایر دانشآموزان به این پویش کنشگرانه ملحق میشوند، رشد شتاب میگیرد و دستیابی به اهداف تعیینشده آسانتر خواهد شد.
#الهام_فخرایی
📌 رسانه شمایید؛ لطفا بازنشر کنید.
پ.ن
بستههای آموزشی برای یک مدرسه متفاوت برای ارتقای سلامت و آگاهی جامعه این بسته را بهویژه به مدارس و والدین معرفی کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر
@RadioP4C
@RadioP4C
❤3👍3
بستههای آموزشی برای تجربه یک مدرسه متفاوت
برسانید به دست والدین
برسانید به دست مدارس
برای اطلاع از جزییات و خرید #اشتراک پیام دهید به 👇
@Asist_RadioP4C
📌رسانه شمایید؛
لطفا برای ارتقای سلامت و آگاهی جامعه این بسته را بهویژه به مدارس و والدین معرفی کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
برسانید به دست والدین
برسانید به دست مدارس
برای اطلاع از جزییات و خرید #اشتراک پیام دهید به 👇
@Asist_RadioP4C
📌رسانه شمایید؛
لطفا برای ارتقای سلامت و آگاهی جامعه این بسته را بهویژه به مدارس و والدین معرفی کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
❤2👍1🔥1
رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن)
مجموعه طرحدرسهای پرورش هوش عاطفی کودک و نوجوان آموزشی/ #آفلاین برای چه کسانی مناسب است؟ والدین، مربیان، آموزگاران، درمانگران پیشنیاز: ندارد تخفیف: دارد پرداخت چندمرحلهای: دارد پشتیبانی: دارد کاربری شغلی: دارد محتوای دوره برای گروه سنی ۴ تا ۱۴سال…
#از_بازخوردهای_شما
پ.ن
تاکنون ۱۱ درس شامل ۳۰ تمرین کارگاهی در پنل دوره منتشر شده است. محتوای دوره را بهعنوان والدین میتوانید بهصورت روزانه با فرزندان ۴ تا ۱۴ سال تمرین کنید. همینطور خودتان بهعنوان کاربر بزرگسال میتوانید از تمرینهای مختلف دوره برای بهبود هوش عاطفی و ارتباطیتان بهرهمند شوید.
بهعنوان مربی میتوانید محتوا را در قالب دورههای آموزشی اجرا کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
اشتراک دوره را برای کار با فرزندم تهیه کردم، ولی اینقدر درسها کاربردی و مفید هستند که خودم هم استفاده میکنم. واقعا ممنونم که با این محتوا به رشد و راهنمایی والدین و فرزندپروری کمک میکنید.#دورهپرورشهوشعاطفی
پ.ن
تاکنون ۱۱ درس شامل ۳۰ تمرین کارگاهی در پنل دوره منتشر شده است. محتوای دوره را بهعنوان والدین میتوانید بهصورت روزانه با فرزندان ۴ تا ۱۴ سال تمرین کنید. همینطور خودتان بهعنوان کاربر بزرگسال میتوانید از تمرینهای مختلف دوره برای بهبود هوش عاطفی و ارتباطیتان بهرهمند شوید.
بهعنوان مربی میتوانید محتوا را در قالب دورههای آموزشی اجرا کنید.
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_اندیشیدن
@RadioP4C
@RadioP4C
❤3😍1