رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارت‌های اندیشیدن)
2.57K subscribers
446 photos
92 videos
31 files
376 links
ویژه والدین و تسهیلگران

الهام فخرایی
مدرس- کوچ مهارتهای شناختی- روانشناختی
تفکر، یادگیری و تسهیلگری
دکتری فلسفه تعلیم و تربیت
دانش‌آموخته درمانگری

پشتیبانی:
@Asist_RadioP4C

برای دریافت لینک خرید اشتراک دوره‌های آفلاین و مشاوره به پشتیبانی پیام دهید.
Download Telegram
🔻اثر صحبت پاک

این روزها افزایش تعداد کاربران شبکه های مجازی و رواج آن در جامعه ایرانی برای بسیاری نگران کننده است و یک تهدید ارتباطی محسوب میشود، اما اگر از زاویه ای دیگر به آن نگاه کنیم نه تنها تهدید نیست که فرصت مغتنمی برای تماشا و رصد گفت و گوهای درون فردی و میان فردی به شمار میرود و همینطور شناخت تهدیدهای گفت و گو که مقدمه ای است برای رفع موانع آن.

مرور تجربه ها تایید میکند که فضای مجازی امکانی فراهم کرده تا بیشتر گفت و گو کنیم، گروه تشکیل بدهیم و بطور جمعی بیندیشیم؛ آنهم در جامعه ای که فعالیت های گروهی و نشست های تبادلی اش چندان فراگیر نیست.

با اینحال گاهی در این گفت و گوها شدت برچسب زنی، شخص ستیزی، تعاملات ناموفق و دامن زدن به اختلاف نظرها به اندازه ای است که از خود میپرسیم: آیا گفت و گو بمعنای موثر آن در چنین فضا و امکاناتی ممکن است؟

تجربه های ناموفق تعامل در فضای مجازی نشان میدهد که غالب گفت و گوهای ما صرفا شبه گفت و گوست. در یک گفت و گوی ایده آل طرفین قرار است در نهایت به یک تصویر واحد به نام "فهم مشترک" برسند و این رسیدن قرار است از خلال تعامل و گفت و گو حاصل شود. اما ویژگی بارز تجربه های مجازی مذکور یا شبه الگوها، تک گویی است به گونه ای که حتی برای درک گفته های طرف مقابل به خودمان اتکا می کنیم و گرفتار ذهن خوانی میشویم؛ مهم نیست چندنفر تارو پود این الگو را رج میزنند و چقدر زمان صرف میکنند، درعمل ما در یک شبه گفت و گوی بی سرانجام گرفتار شده ایم.

برای خروج از این وضعیت ناکارآمد و شکستن این ساختار معیوب چه باید کرد؟
چرایی "فیلسوف غلظت سوال را بیشتر از جواب می پسندد" اینجا روشنتر می شود. فیلسوف به دنبال فهمیدن است و گام اول برای فهمیدن، پرسشگری است؛ یعنی برای رسیدن به فهم مشترک، پرسیدن و مورد خطاب قرار دادن، به حساب آوردن و به رسمیت شناختن دیگری در فهم پیامی که قرار است بین طرفین رد و بدل شود؛ اهمیت کلیدی دارد. حال آنکه در فضای مجازی بسیاری اوقات ما نه تنها پرسش نمیکنیم که بجای خطاب صریح به شخص مورد نظرمان هم "به در میگوییم تا دیوار بشنود" و بدون تامل و واکاوی برچسب های تایید یا نبود تایید را حواله ی طرف مقابل می کنیم. آنچه اغلب در این فضا جریان دارد یک مواجهه سطحی است؛ ما این تعامل را جدی نگرفته ایم؛ دیگری یا شبیه ما فکر می کند و با ما است یا علیه ما؛ برایمان مهم نیست چرا؟ این شیوه تعامل نشان میدهد که ما عموما طالب رأی مشترک هستیم و نه فهم مشترک.

اینست که به سنجشگرانه اندیشی هم روی خوش نشان نمیدهیم. بنابراین تفکر نقادانه میشود غایب بزرگ گفت و گوهای ما (چه با خودمان و چه در مواجهه با دیگری) . ما نمی دانیم چه در فهم مشترک و چه در موضع گیری و اعلام رایِ هرچند متفاوت و حتی متضاد، این پرسشها و نقدها هستند که تعیین کننده اند. حتی تاییدها هم مادامی که تفصیلی نباشند، کمکی به جز ماندن در همان نقطه ای که هستیم به ما نمیکنند و چشم انداز جدیدی مقابل ما نمیگشایند. با اینحال بیشتر بازخوردهایی که در گفت و گوهای مجازی رد و بدل می شود، درواقع تایید یا اعلام مخالفت پیش از رسیدن به یک فهم مشترک است. از طرفی بسیاری اوقات همین رد و تایید نیز در لفافه ی برچسب ها و علامت هایی که برای تصویری کردن و شفافیت بخشیدن به ارتباط مجازی تعبیه شده، گرفتار چندپهلویی می شود. شما نمیدانید طرف مقابل با این لبخند ایده مطرح شده را تایید میکند یا رد؟! درحالیکه فرد نقاد بمعنای درست کلمه در تاییدهایش نیز جویای وجوه تمایز است و این تیزبینی، صراحت و صداقت، موضعش را از پیرایه های صحبت پاک* دور نگاه میدارد؛ دستاوردهای پربرکتی که طالب رأی مشترک خود را از آنها بی نیاز میداند.

تثبیت شبه الگوها درنهایت منجر میشود به طرد تفکر نقاد و مراقبتی؛ وضعیتی که معلول و عامل ستیزه جویی ها و رواج شبه گفت و گوهاست.

به پرسش آغازین بازگردیم: آیا گفت و گوی موثر در فضای مجازی ممکن است؟ پاسخ من به این پرسش، مثبت است؛ فضای مجازی فرصتی نیکو برای تمرین گفت و گوست؛ البته مادامی که منتقد درونی خود و دیگری را به رسمیت میشناسیم، طالب تایید صرف نیستیم، صریح و صادقانه سخن میگوییم، ترسها، بغضها و خشونتمان را پشت علامت ها و برچسبهای لبخند، دسته گل و ... پنهان نمی کنیم و از دوپهلویی و چندپهلویی، تاییدجویی و نادیده گرفتن دیگری پرهیز میکنیم، می پذیریم که گفت و گو با دیدن و محترم شمردن دیگری ممکن است و هدف فهم مشترک است و نه رأی مشترک و ملزم می شویم که خود یا دیگری را با تاییدپذیری در یک نقطه متوقف نکنیم؛ آنگاه میتوانیم امیدوار باشیم کیفیت و پویایی گفت و گوها و روابط در چنین فضا و امکانی ممکن و به دنیای ارتباط های واقعی نیز قابل تعمیم باشد.

پ.ن
*راست چون سوسن و گل از اثر صحبت پاک/ بر زبان بود مرا آنچه ترا در دل بود (حافظ)

بازنشر

#الهام_فخرایی
#نوشتار
#گفت_و_گو
#مجازیست

@RadioP4C