رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارت‌های اندیشیدن)
2.57K subscribers
446 photos
92 videos
31 files
376 links
ویژه والدین و تسهیلگران

الهام فخرایی
مدرس- کوچ مهارتهای شناختی- روانشناختی
تفکر، یادگیری و تسهیلگری
دکتری فلسفه تعلیم و تربیت
دانش‌آموخته درمانگری

پشتیبانی:
@Asist_RadioP4C

برای دریافت لینک خرید اشتراک دوره‌های آفلاین و مشاوره به پشتیبانی پیام دهید.
Download Telegram
درس‌های خیابان فاز / قسمت دوم

الهام فخرایی

برنامه فاز وارد مرحله چهارم خود می‌شود؛ در این قسمت در گروه پسران ۲ چالش اخلاقی توسط داوران برای شرکت کننده‌ها طرح می‌شود؛ ۲ نفر از اعضای یک گروه راه‌های میانبری برای پیروز شدن انتخاب کرده‌اند؛ در گروه دختران هم چالش داوری برقرار است. در این متن به چالش‌ها پرداخته شده:

می‌دانیم داوری فرایندی است که در نهایت به تصمیم منتهی می‌شود از طرفی چه داور فاز باشیم و چه شرکت کننده و چه بیننده این برنامه، همگی نیازمند طی کردن مسیری مشابه‌ایم؛ مشابه از این جهت که باید مساله‌ای را که طرح شده بررسی و برایش جوابی سنجیده بیابیم. هرچند هرکدام ممکن است از زاویه‌ای متفاوت به موضوع نگاه کرده و مساله به شکل‌های مختلف برای ما طرح (پدیدار) شده باشد، اما داوری ما وقتی سنجیده خواهد بود که ساختار مشخص، قابل پیش‌بینی و مشترک داشته باشد و همه به این ساختار آگاه باشند. درواقع همانقدر که حل مساله و رد کردن خوان‌های مختلف فاز باید دارای معیار و قانونمند باشد؛ داوری هم باید شفاف و منبطق بر معیار باشد؛ اینکه نتایج متاثر از آنچه در لحظه اتفاق افتاده، تغییر کرده و ما را غافلگیر کنند، اگرچه از جذابیت‌های این سبک برنامه‌سازی است اما تکرار بی‌قاعده آن نه تنها تماشاگران که نوجوانان شرکت کننده در برنامه را هم گیج خواهد کرد؛ اتفاقی که به نظر می‌رسد همچنان در جریان است.

فاز با طرح مساله به نوجوان این فرصت را می‌دهد تا او چالشی را تجربه و مساله‌ای را به تجربه زیسته خود تبدیل کند اما وقتی فاز و تجربه‌های نوجوانانه در بستر تجربه و فهم داور ترجمه و فهمیده می‌شود و نه در مختصات دنیای نوجوان، به وضوح بیشترین سهم او سردرگمی خواهد بود و چون نمی‌داند بایدها و نبایدهایش را چطور محک بزند، آن‌طور که باید رشد اتفاق نمی‌افتد. اینجاست که انتخاب داور اهمیت پیدا می‌کند و این پرسش مطرح می‌شود که گرچه حضور سلبریتی‌ها از ویژگی‌های رئالیتی‌شوها است اما سلبریتی بودن یک داور یا داوری متاثر از آن چقدر موثر عمل خواهد کرد؟

فاز؛ فرزند ایران زمین سرمایه‌ای است که باید آن را پاس داشت؛ فاز برای همین اینجاست. اما در تقابل تولید و سرمایه در خلال داوری، غالبا سرمایه کنار گذاشته شده و صرفا به تولید توجه می‌شود. درواقع اگر سرمایه (نوجوان) برای ما اصل باشد نحوه داوری متفاوت خواهد بود. حال آنکه در فاز به نظر می‌رسد نوجوانان به مثابه ابژه و یک شیء در درجه دوم قرار دارند و صرفا بر اساس تولیدشان بررسی می‌شوند. نقطه مقابل این نگاه، آنجاست که نوجوان برای ما اصل محسوب می‌شود؛ آنوقت ناگزیریم برای فهمیدن او علاوه بر ادراک و جنبه‌های شناختی، جنبه‌های عاطفی و هیجانات را نیز در داوریمان لحاظ کنیم؛ دغدغه‌هایش را بشناسیم، دل‌نگرانی‌اش را درک کنیم، چارچوب اخلاقی او و محیطش را بشناسیم و به‌خصوص نقش خودمان را در مسیری که تا اینجا طی کرده ببینیم و مهم است که معیار ما رعایت کامل قوانین، کسب تایید داوران و حفظ نظم اجتماعی باشد یا رسیدن به معیارهای درونی اخلاقی از طریق به چالش کشیدن قوانین، بررسی تضادها، فراتر رفتن از قواعد اجتماعی و به‌کارگیری تخیل اخلاقی؟ آیا ارزش‌های زیباشناختی و پیوندگرا را تا این مرحله تقویت کرده‌ایم یا از چند نفر یک هویت ساخته‌ایم؟ اگر از همان ابتدا چارچوب‌های تعیین شده را در حد اخلاق عرفی وضع کرده‌ایم، چطور انتظار داریم نوجوان اخلاق پساعرفی و تعالی یافته را به نمایش بگذارد؟ چقدر در این حذف شدن ارزشگذاری شخصی او و شخصیت‌سازی اتفاق افتاده است؟ و پرسش‌های دیگر…

درواقع اینکه کدام شرکت کننده در فاز می‌ماند یا حذف می‌شود چندان مهم نیست بلکه چگونه و با چه ادبیات و معیاری حذف‌شدن مساله است.
فاز و داوری آن نیاز دارد تا نوجوان را نه فقط در حل مساله که در فهم مساله نیز در اولویت قرار دهد و فرصت بدهد با همتای نوجوان خود چالش داوری و تخیل اخلاقی را تجربه کند تا اینکه یک نوجوان در برابر ۳ بزرگسال بدون تجهیز شدن به ابزار لازم و فهم دنیایش پاسخگو باشد.
داوری مسئولیت است نه موقعیت.

پ.ن عنوان یادداشت اشاره‌ای دارد به کتاب جرالد لسر؛ کودکان و تلویزیون؛ درس‌های خیابان سیزم (یک برنامه تلویزیونی)

نشر در الفبآ

#الهام_فخرایی
#نوشتار
#فاز
#نوجوان
#رادیوفبک_مدرسه_مهارتهای_تفکر

@RadioP4C

https://goo.gl/CehtpB