#روانشناسی_تودهها: از #گوستاو_لوبون تا #فروید
علی شریعت کاشانی – مضمون رسالۀ "روانشناسی تودهها و تحلیل من" بررسی رواناجتماعی و چگونگی پدیدآیی «تودهها» و تلاشی برای درک جوهر پیوندهای انسانی در آنهاست...
◄ رسالۀ "روانشناسی تودهها و تحلیل من" (Massenpsychologie und Ich-Analyse) برآیند گزینش یک رهیافت رواناجتماعی در بررسی چگونگی پدیدآیی «تودهها» (گروهها، جمعیتها، فرقهها، انجمنها، نهادهای دینی و ارتشی...) و جوهر پیوندهای بینانسانی در آنها است. این رساله دربرگیرندۀ خطوط اصلی یک «روانشناسی اجتماعی تحلیلی» هم هست. مورد اخیر از دید خود فروید در ذات نظریۀ کلی روانکاوی که ازجمله به روان شناسی فرد میپردازد نهفته است و دارای اهمیتی بسزا است. از همین روست که او پیشگفتار روانشناسی تودهها و تحلیل من را با خاطرنشان ساختن اهمیت این صورت از «روانشناسی اجتماعی» و جداناپذیری آن از «روانشناسی فردی» اغاز میکند:
«ضدیت میان روانشناسی فردی و روانشناسی اجتماعی یا گروهی در آغاز امر میتواند بسیار بامعنا بنماید؛ ولی همینکه این ضدیت را از نزدیک برمیرسیم میبینیم که شدت و اهمیتی آن چنان زیاد ندارد. تردیدی نیست که موضوع بررسی مورد نخست روانشناسی فرد است. این روانشناسی در پی جستار و شناخت ابزار و امکاناتی است که فرد بهیاری آنها آهنگ برآوردن خواستها و نیازهای خویشتن را دارد. اما این جستار و شناخت، جز در موارد کاملاً استثنایی، بهندرت میتواند موفقیتآمیز باشد. چرا که جزمن در زندگانی روانی فرد نقش یک الگو، یک همکار و همباز، و یا یک هماورد را بازی میکند. پس روانشناسی فردی از جهاتی، و از همان آغاز کار، در چهرۀ یک روانشناسی اجتماعی نیز جلوه میکند، آنهم بهویژه در معنای گسترده و همزمان سراپا توجیهپذیر واژه...»
فروید طرح «روانشناسی تودهها»ی خویش را که جزء جداناپذیر «روانشناسی اجتماعی تحلیلی» اوست در پی خوانش انتقادی کتاب روانشناسی تودهها اثر پزشک، انسانشناس، جامعهشناس، و روانشناس فرانسوی گوستاو لوبون (Gustave Le Bon) ارائه میدهد. او ضمن ستودن برخی نظرات لوبون دیدگاه تودهشناسانۀ کلی او را سستمحتوی و نیز دنباله و تکرار دیدگاه پیشینیان وی بهشمار میآورد. در زیر نخست فشردهای از نظریات لوبون را میآوریم، سپس نگاهی میاندازیم به محتوای رسالۀ فروید، مفاهیم ابتکاری مندرج در آن، و همچنین تفاوت این مفاهیم با مفاهیم مورد نظر لوبون...
https://www.radiozamaneh.com/343419
—---------------------------------------------—
◄ کانال زمانه در تلگرام:
https://telegram.me/radiozamaneh
◄ زمانه در اینستاگرام:
http://www.instagram.com/radiozamaneh
◄ زمانه در توئیتر
https://twitter.com/radiozamaneh
علی شریعت کاشانی – مضمون رسالۀ "روانشناسی تودهها و تحلیل من" بررسی رواناجتماعی و چگونگی پدیدآیی «تودهها» و تلاشی برای درک جوهر پیوندهای انسانی در آنهاست...
◄ رسالۀ "روانشناسی تودهها و تحلیل من" (Massenpsychologie und Ich-Analyse) برآیند گزینش یک رهیافت رواناجتماعی در بررسی چگونگی پدیدآیی «تودهها» (گروهها، جمعیتها، فرقهها، انجمنها، نهادهای دینی و ارتشی...) و جوهر پیوندهای بینانسانی در آنها است. این رساله دربرگیرندۀ خطوط اصلی یک «روانشناسی اجتماعی تحلیلی» هم هست. مورد اخیر از دید خود فروید در ذات نظریۀ کلی روانکاوی که ازجمله به روان شناسی فرد میپردازد نهفته است و دارای اهمیتی بسزا است. از همین روست که او پیشگفتار روانشناسی تودهها و تحلیل من را با خاطرنشان ساختن اهمیت این صورت از «روانشناسی اجتماعی» و جداناپذیری آن از «روانشناسی فردی» اغاز میکند:
«ضدیت میان روانشناسی فردی و روانشناسی اجتماعی یا گروهی در آغاز امر میتواند بسیار بامعنا بنماید؛ ولی همینکه این ضدیت را از نزدیک برمیرسیم میبینیم که شدت و اهمیتی آن چنان زیاد ندارد. تردیدی نیست که موضوع بررسی مورد نخست روانشناسی فرد است. این روانشناسی در پی جستار و شناخت ابزار و امکاناتی است که فرد بهیاری آنها آهنگ برآوردن خواستها و نیازهای خویشتن را دارد. اما این جستار و شناخت، جز در موارد کاملاً استثنایی، بهندرت میتواند موفقیتآمیز باشد. چرا که جزمن در زندگانی روانی فرد نقش یک الگو، یک همکار و همباز، و یا یک هماورد را بازی میکند. پس روانشناسی فردی از جهاتی، و از همان آغاز کار، در چهرۀ یک روانشناسی اجتماعی نیز جلوه میکند، آنهم بهویژه در معنای گسترده و همزمان سراپا توجیهپذیر واژه...»
فروید طرح «روانشناسی تودهها»ی خویش را که جزء جداناپذیر «روانشناسی اجتماعی تحلیلی» اوست در پی خوانش انتقادی کتاب روانشناسی تودهها اثر پزشک، انسانشناس، جامعهشناس، و روانشناس فرانسوی گوستاو لوبون (Gustave Le Bon) ارائه میدهد. او ضمن ستودن برخی نظرات لوبون دیدگاه تودهشناسانۀ کلی او را سستمحتوی و نیز دنباله و تکرار دیدگاه پیشینیان وی بهشمار میآورد. در زیر نخست فشردهای از نظریات لوبون را میآوریم، سپس نگاهی میاندازیم به محتوای رسالۀ فروید، مفاهیم ابتکاری مندرج در آن، و همچنین تفاوت این مفاهیم با مفاهیم مورد نظر لوبون...
https://www.radiozamaneh.com/343419
—---------------------------------------------—
◄ کانال زمانه در تلگرام:
https://telegram.me/radiozamaneh
◄ زمانه در اینستاگرام:
http://www.instagram.com/radiozamaneh
◄ زمانه در توئیتر
https://twitter.com/radiozamaneh
Radiozamaneh
روانکاوی و «روانشناسی تودهها»: از گوستاو لوبون تا فروید
علی شریعت کاشانی – مضمون رسالۀ "روانشناسی تودهها و تحلیل من" بررسی روان اجتماعی و چگونگی پدیدآیی «تودهها» و تلاشی برای درک جوهر پیوندهای بین انسانی در آنهاست.
#روانکاوی و #فاشیسم: #فروید، #ویلهلم_رایش، #اریش_فروم
بخش اندیشه زمانه / علی شریعت کاشانی:
همزمان با برآمدن و گسترش نازیسم و خودنمایی قدرتمند #ناسیونالسوسیالیسم برخی جریانهای فکری، فلسفی و سیاسی، و روانشناختی درصدد فهم و توضیح علل و فلسفۀ وجودی این پدیده سیاسی و نژادپرستانۀ سلطهجو برمیآیند. اندیشمندانی که برپایۀ یک رهیافت رواناجتماعی بیشترین کوشش نظری و پیجویانه را در روشنگری پیرامون نازیسم و فاشیسم بهکار میبندند فرویدیست ـ مارکسیستهای #مکتب_فرانکفورتاند. اینان با درآمیختن روانکاوی فروید یا فرویدیسم درکل با #مارکسیسم انتقادی کوشیدهاند تا #نازیسم و فاشیسم را در پرتو دو رویداشت مطالعاتی که از دید آنان مکمل یکدیگرند توضیح دهند. برای نمونه ویلهلم رایش فاشیسم را در پرتو منششناسی طبقۀ متوسط جامعه یا خرده بورژواهای سرخورده، عقدههای جنسی و پرخاشجویانۀ افراد تشکیلدهندۀ این طبقه، و نیز با درنظرگرفتن احساس ناامنی و ترس و هراسی که در شرایط سیاسی و اجتماعی خاص این طبقه را دربرمیگیرد توضیح میدهد، و اریش فروم درعین رویداشت به روانکاوی فروید نازیسم و فاشیسم را با توجه به نظریۀ «مادهگرایی تاریخی» #مارکس و #انگلس، ساختار و بافتار جامعۀ سرمایهسالار، کارکردهای بحرانزای این جامعه، و چگونگی مناسبات میان خردهبورژوازی امتیازجو و دستگاه هیتلر بازمیشناساند.
حال باید دید در چه شرایط ویژهای شماری از روانکاوان و نیز برخی اندیشمندان غیرروانکاوِ متأثر از نظریۀ روانکاوی با فاشیسم روبرو میشوند. میدانیم فاشیسم دراصل یک سامانۀ سیاسی خودکامه است که ملیگرایی و ملتستایی افراطی، عوامگرایی، احساسات نژادپرستانه، و همچنین انحصارجویی حزبی و سیاسی را در خود میگیرد و از این رهگذر آهنگ دستیابی به یک آرمان سیاسی و اجتماعی قدرتمند و خودکامه و درعین حال تودهپسند را دارد که متکی به همین موارد بوده باشد. فاشیسم با چنین ویژگیهایی نخستینبار پس از جنگ جهانیِ نخست در ایتالیا بهرهبری موسولینی به سروری میرسد. سپس از ایتالیای موسولینی به آلمان رخنه میکند و در این کشور با برافراشتن پرچم ناسیونال سوسیالیسم به سلطنت نازیسم و #هیتلریسم میانجامد. فاشیسم در ایتالیا همواره خود را در چهرۀ یک حزب سیاسی مقتدر نشان میداده است، و از دید سیاسی و اقتدارگرایی هدف اصول و برنامۀ کلی آن نیز، آنچنان که اندیشمند و تاریخنگار برجسته هانا آرنت (Hannah Arendt) (در کتاب سرچشمههای تمامیتخواهی، چاپ ۱۹۵۱) خاطرنشان میسازد، نه «#تمامیتخواهی» (Totalitarianism) ـ موردی که خاص نازیسم و هیتلریسم و #استالینیسم بوده است ـ بلکه اساساَ «جایدادن این حزب [فاشیست] در رأس احزاب دیگر» بوده است، و نیر با اتکاء بر ملیگرایی و احساسات تند میهنی و غرور و همبستگی ملی درصدد کاستن از تنشها و آشفتگیها در اجتماع و ازمیانبردن کشاکش و کشمکش میان جامعه و دولت و حکومت بوده است.اما فاشیسم با ورود به آلمان صورت یک تمامیتخواهی تام و تمام به خود میگیرد، موجودیت هیچ حزب دیگری را برنمیتابد، همچنین با تمام توان به وحشتپراکنی در شدیدترین صورت ممکن دست میزند، و بهخصوص با تشدید نژادستایی و خاک و تبارپرستی از یکسو یهودستیزی برمیگزیند و اردوگاههای مرگ، اتاقهای گاز، و کورههای انسانسوزی برپا میدارد، و از دیگرسو دستاندازی به سرزمینهای دیگر و جهانخوارگی در پیش میگیرد.
روانکاوی درست خود را با این چهرۀ هراسناک و درندهخوی فاشیسم آلمانی رو در رو بازمییابد، با چهرهای سراپا تمامیتخواه و اهریمنی که (چنان که در گفتوگو از موضع فروید در برابر فاشیسم برشمردیم) موجودیت حتا دانش روانکاوی را تاب نمیآورد. هم در چنین شرایط هراسناک و دشمنکیشی است که اندیشمندان دبستان فرانکفورت بهویژه جناح متشکل از فرویدیست ـ مارکسیستهای آن در بررسی و بازشناسایی رواناجتماعی نازیسم و فاشیسم کوششی هوشمندانه و رازگشایانه بهکار میبندند.
در این نوشته به آنچه که به «روانکاوی فاشیسم» مربوط میشود نظری میافکنیم، و بدین منظور فشردۀ نظریات فاشیسمپژوهانۀ دو چهرۀ برجسته جریان فرویدیسم ـ مارکسیسم یعنی ویلهلم رایش و اریش فروم را از دیده میگذرانیم.
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/351530&rhash=eec6b76cb50965
لینک در سایت زمانه: https://www.radiozamaneh.com/351530
اینستاگرام زمانه: https://instagram.com/radiozamaneh
تلگرام زمانه: @radiozamaneh
🔴در انتهای این پست با لمس دکمه instant view در تلفنهمراه و یا تبلت خود این مقاله را به صورت کامل مطالعه کنید🔴
بخش اندیشه زمانه / علی شریعت کاشانی:
همزمان با برآمدن و گسترش نازیسم و خودنمایی قدرتمند #ناسیونالسوسیالیسم برخی جریانهای فکری، فلسفی و سیاسی، و روانشناختی درصدد فهم و توضیح علل و فلسفۀ وجودی این پدیده سیاسی و نژادپرستانۀ سلطهجو برمیآیند. اندیشمندانی که برپایۀ یک رهیافت رواناجتماعی بیشترین کوشش نظری و پیجویانه را در روشنگری پیرامون نازیسم و فاشیسم بهکار میبندند فرویدیست ـ مارکسیستهای #مکتب_فرانکفورتاند. اینان با درآمیختن روانکاوی فروید یا فرویدیسم درکل با #مارکسیسم انتقادی کوشیدهاند تا #نازیسم و فاشیسم را در پرتو دو رویداشت مطالعاتی که از دید آنان مکمل یکدیگرند توضیح دهند. برای نمونه ویلهلم رایش فاشیسم را در پرتو منششناسی طبقۀ متوسط جامعه یا خرده بورژواهای سرخورده، عقدههای جنسی و پرخاشجویانۀ افراد تشکیلدهندۀ این طبقه، و نیز با درنظرگرفتن احساس ناامنی و ترس و هراسی که در شرایط سیاسی و اجتماعی خاص این طبقه را دربرمیگیرد توضیح میدهد، و اریش فروم درعین رویداشت به روانکاوی فروید نازیسم و فاشیسم را با توجه به نظریۀ «مادهگرایی تاریخی» #مارکس و #انگلس، ساختار و بافتار جامعۀ سرمایهسالار، کارکردهای بحرانزای این جامعه، و چگونگی مناسبات میان خردهبورژوازی امتیازجو و دستگاه هیتلر بازمیشناساند.
حال باید دید در چه شرایط ویژهای شماری از روانکاوان و نیز برخی اندیشمندان غیرروانکاوِ متأثر از نظریۀ روانکاوی با فاشیسم روبرو میشوند. میدانیم فاشیسم دراصل یک سامانۀ سیاسی خودکامه است که ملیگرایی و ملتستایی افراطی، عوامگرایی، احساسات نژادپرستانه، و همچنین انحصارجویی حزبی و سیاسی را در خود میگیرد و از این رهگذر آهنگ دستیابی به یک آرمان سیاسی و اجتماعی قدرتمند و خودکامه و درعین حال تودهپسند را دارد که متکی به همین موارد بوده باشد. فاشیسم با چنین ویژگیهایی نخستینبار پس از جنگ جهانیِ نخست در ایتالیا بهرهبری موسولینی به سروری میرسد. سپس از ایتالیای موسولینی به آلمان رخنه میکند و در این کشور با برافراشتن پرچم ناسیونال سوسیالیسم به سلطنت نازیسم و #هیتلریسم میانجامد. فاشیسم در ایتالیا همواره خود را در چهرۀ یک حزب سیاسی مقتدر نشان میداده است، و از دید سیاسی و اقتدارگرایی هدف اصول و برنامۀ کلی آن نیز، آنچنان که اندیشمند و تاریخنگار برجسته هانا آرنت (Hannah Arendt) (در کتاب سرچشمههای تمامیتخواهی، چاپ ۱۹۵۱) خاطرنشان میسازد، نه «#تمامیتخواهی» (Totalitarianism) ـ موردی که خاص نازیسم و هیتلریسم و #استالینیسم بوده است ـ بلکه اساساَ «جایدادن این حزب [فاشیست] در رأس احزاب دیگر» بوده است، و نیر با اتکاء بر ملیگرایی و احساسات تند میهنی و غرور و همبستگی ملی درصدد کاستن از تنشها و آشفتگیها در اجتماع و ازمیانبردن کشاکش و کشمکش میان جامعه و دولت و حکومت بوده است.اما فاشیسم با ورود به آلمان صورت یک تمامیتخواهی تام و تمام به خود میگیرد، موجودیت هیچ حزب دیگری را برنمیتابد، همچنین با تمام توان به وحشتپراکنی در شدیدترین صورت ممکن دست میزند، و بهخصوص با تشدید نژادستایی و خاک و تبارپرستی از یکسو یهودستیزی برمیگزیند و اردوگاههای مرگ، اتاقهای گاز، و کورههای انسانسوزی برپا میدارد، و از دیگرسو دستاندازی به سرزمینهای دیگر و جهانخوارگی در پیش میگیرد.
روانکاوی درست خود را با این چهرۀ هراسناک و درندهخوی فاشیسم آلمانی رو در رو بازمییابد، با چهرهای سراپا تمامیتخواه و اهریمنی که (چنان که در گفتوگو از موضع فروید در برابر فاشیسم برشمردیم) موجودیت حتا دانش روانکاوی را تاب نمیآورد. هم در چنین شرایط هراسناک و دشمنکیشی است که اندیشمندان دبستان فرانکفورت بهویژه جناح متشکل از فرویدیست ـ مارکسیستهای آن در بررسی و بازشناسایی رواناجتماعی نازیسم و فاشیسم کوششی هوشمندانه و رازگشایانه بهکار میبندند.
در این نوشته به آنچه که به «روانکاوی فاشیسم» مربوط میشود نظری میافکنیم، و بدین منظور فشردۀ نظریات فاشیسمپژوهانۀ دو چهرۀ برجسته جریان فرویدیسم ـ مارکسیسم یعنی ویلهلم رایش و اریش فروم را از دیده میگذرانیم.
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/351530&rhash=eec6b76cb50965
لینک در سایت زمانه: https://www.radiozamaneh.com/351530
اینستاگرام زمانه: https://instagram.com/radiozamaneh
تلگرام زمانه: @radiozamaneh
🔴در انتهای این پست با لمس دکمه instant view در تلفنهمراه و یا تبلت خود این مقاله را به صورت کامل مطالعه کنید🔴
رادیو زمانه
روانکاوی و فاشیسم: از فروید تا اریش فروم
علی شریعت کاشانی − در این نوشته به آنچه که به «روانکاوی فاشیسم» مربوط میشود نظری میافکنیم، و بدین منظور به بررسی نظریات ویلهلم رایش و اریش فروم میپردازیم.
#دزدی از منظر #روانکاوی چیست؟ از این دیدگاه درباره حکومتگران دزد چه میتوان گفت. بررسی موضوع پس از شرح دیدگاههای #فروید و #لاکان و #وینیکات با نظر به عارضه دزدی مقامات در ایران امروز.
بخش اندیشه زمانه / #علی_شریعت_کاشانی: دزدی یکی از بزهکاریهای دیرپا و مکرر در تاریخ بشریت است. دامنۀ آن به جوامع امروزین نیز کشیده شده و بنا بر شرایط انسانی و تاریخی، سیاسی و اقتصادی، و اجتماعی حاکم بر این جوامع اشکالی گونهگون به خود گرفته است. در یک دیدگاه کلی چندین عامل را سرچشمۀ دزدی (در معنای کلی و گسترده واژه) میتوان شمرد. از آن جمله است:
تنگدستی مادی در بین افراد و لایههای تهیدست و نیازمند جامعه.
تنسپردن به هنجارگریزی و بزهکاری بهمنظور سودجویی و انباشت دارایی که ازجمله در دزدی نمود پیدا میکند.
افزونخواهیِ توأم با فساد مادی و سستیگرفتن وجدان اخلاقی که برخی افراد یا گروههای دارا و بینیاز را نیز عمداَ و هشیارانه به دزدی وامیدارد. همین دزدی در مواردی در اشکال موزیانه نظیر اختلاس، برداشت خودسرانه و غیرقانونی از اموال خصوصی و دولتی و یا منابع مالی ملی و همگانی خود مینماید.
وجود فساد در دستگاه سیاسی و حکومتی کشور و نهادها و بنیادهای گردنکش و قانونگریز وابسته بدان، با پیامدهایی شوم و ضربهزننده که ازجمله در اقدام و عمل دزدی به مثابۀ یک بزهکاری نهادینهشده و بهگونۀ ضمنی تشویق و حمایتشده متبلور میشود. امروزه این صورت از دزدی مدیریتشده بهویژه در آن دسته از کشورهای «روبهرشد»، آنهم در ابعادی گسترده، به چشم میخورد که با نظام سیاسی و حکومتی مردمسالار و قانونمند و منطبق بر خواست و ارادۀ ملت بیگانهاند. همین بزهکاری در پریشانسرای ایران امروز جلوهای کمسابقه و بس خیرهکننده دارد.
سرانجام از عامل روانشناختی باید یاد کرد که در شرایط سیاسی و اجتماعی و اقتصادی خاص «عارضه دزدی» را موجب میشود، عارضهای است که رد پای آن، چنان که خواهیم دید، در اشکال متنوعی از دزدی قابل تشخیص میباشد.
در گفتار فشردۀ پیش رو، پس از گفتوگویی کوتاه و نظریه پردازانه پیرامون «روانکاوی دزدی»، به جلوۀ حکومتی و اجتماعی این بزهکاری در ایران امروز و بررسی عللی چند از آن خواهیم پرداخت...
◄◄◄متن کامل در سایت زمانه
—------
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/386514&rhash=eec6b76cb50965
لینک در سایت زمانه: https://www.radiozamaneh.com/386514
اینستاگرام زمانه: https://instagram.com/radiozamaneh
تلگرام زمانه: @radiozamaneh
🔴در انتهای این پست با لمس دکمه instant view در تلفنهمراه و یا تبلت خود این مقاله را به صورت کامل مطالعه کنید🔴
بخش اندیشه زمانه / #علی_شریعت_کاشانی: دزدی یکی از بزهکاریهای دیرپا و مکرر در تاریخ بشریت است. دامنۀ آن به جوامع امروزین نیز کشیده شده و بنا بر شرایط انسانی و تاریخی، سیاسی و اقتصادی، و اجتماعی حاکم بر این جوامع اشکالی گونهگون به خود گرفته است. در یک دیدگاه کلی چندین عامل را سرچشمۀ دزدی (در معنای کلی و گسترده واژه) میتوان شمرد. از آن جمله است:
تنگدستی مادی در بین افراد و لایههای تهیدست و نیازمند جامعه.
تنسپردن به هنجارگریزی و بزهکاری بهمنظور سودجویی و انباشت دارایی که ازجمله در دزدی نمود پیدا میکند.
افزونخواهیِ توأم با فساد مادی و سستیگرفتن وجدان اخلاقی که برخی افراد یا گروههای دارا و بینیاز را نیز عمداَ و هشیارانه به دزدی وامیدارد. همین دزدی در مواردی در اشکال موزیانه نظیر اختلاس، برداشت خودسرانه و غیرقانونی از اموال خصوصی و دولتی و یا منابع مالی ملی و همگانی خود مینماید.
وجود فساد در دستگاه سیاسی و حکومتی کشور و نهادها و بنیادهای گردنکش و قانونگریز وابسته بدان، با پیامدهایی شوم و ضربهزننده که ازجمله در اقدام و عمل دزدی به مثابۀ یک بزهکاری نهادینهشده و بهگونۀ ضمنی تشویق و حمایتشده متبلور میشود. امروزه این صورت از دزدی مدیریتشده بهویژه در آن دسته از کشورهای «روبهرشد»، آنهم در ابعادی گسترده، به چشم میخورد که با نظام سیاسی و حکومتی مردمسالار و قانونمند و منطبق بر خواست و ارادۀ ملت بیگانهاند. همین بزهکاری در پریشانسرای ایران امروز جلوهای کمسابقه و بس خیرهکننده دارد.
سرانجام از عامل روانشناختی باید یاد کرد که در شرایط سیاسی و اجتماعی و اقتصادی خاص «عارضه دزدی» را موجب میشود، عارضهای است که رد پای آن، چنان که خواهیم دید، در اشکال متنوعی از دزدی قابل تشخیص میباشد.
در گفتار فشردۀ پیش رو، پس از گفتوگویی کوتاه و نظریه پردازانه پیرامون «روانکاوی دزدی»، به جلوۀ حکومتی و اجتماعی این بزهکاری در ایران امروز و بررسی عللی چند از آن خواهیم پرداخت...
◄◄◄متن کامل در سایت زمانه
—------
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/386514&rhash=eec6b76cb50965
لینک در سایت زمانه: https://www.radiozamaneh.com/386514
اینستاگرام زمانه: https://instagram.com/radiozamaneh
تلگرام زمانه: @radiozamaneh
🔴در انتهای این پست با لمس دکمه instant view در تلفنهمراه و یا تبلت خود این مقاله را به صورت کامل مطالعه کنید🔴
رادیو زمانه
روانکاوی و دزدی: روانآسیبشناسی دزدی و جلوۀ حکومتی و اجتماعی آن در ایران
علی شریعت کاشانی − در این نوشته پس از توضیحی مختصر درباره روانکاوی دزدی، به جلوۀ حکومتی و اجتماعی این بزهکاری در ایران امروز و بررسی علل آن خواهیم پرداخت.
Radio Zamaneh
Photo
آندرئاس سالومه و فروید
🔗 https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/413184&rhash=eec6b76cb50965
بخش اندیشه زمانه / علی شریعت کاشانی: آندرئاس سالومه نظریۀ «کمداشت عاطفی» زن را برنمیتابد، کمداشتی که از دید فروید هم «سستی ابرمن زن» را به دنبال میآورد، و هم «عقده خودکوچکشماری» او را، و درعوض بر نقش سازندۀ زن در اعتلای جایگاه انسانی مرد تأکید میورزد و حتا وجود زن را یک «واسطه» در تجربه وحدتجویانه انسان و کیهان به شمار میآورد.
زیگموند #فروید، #روانکاوی، #آندرئاس_سالومه، #آنا_فروید
🌎 https://www.radiozamaneh.com/413184
🔴در انتهای این پست با لمس دکمه instant view در تلفنهمراه و یا تبلت خود این مقاله را به صورت کامل مطالعه کنید🔴
🔗 https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/413184&rhash=eec6b76cb50965
بخش اندیشه زمانه / علی شریعت کاشانی: آندرئاس سالومه نظریۀ «کمداشت عاطفی» زن را برنمیتابد، کمداشتی که از دید فروید هم «سستی ابرمن زن» را به دنبال میآورد، و هم «عقده خودکوچکشماری» او را، و درعوض بر نقش سازندۀ زن در اعتلای جایگاه انسانی مرد تأکید میورزد و حتا وجود زن را یک «واسطه» در تجربه وحدتجویانه انسان و کیهان به شمار میآورد.
زیگموند #فروید، #روانکاوی، #آندرئاس_سالومه، #آنا_فروید
🌎 https://www.radiozamaneh.com/413184
🔴در انتهای این پست با لمس دکمه instant view در تلفنهمراه و یا تبلت خود این مقاله را به صورت کامل مطالعه کنید🔴
رادیو زمانه
آندرئاس سالومه و فروید
علی شریعت کاشانی − چگونه زنان به عرصه روانکاوی راه یافتند و چه نقشی در دوران تکوین این دانش ایفا کردند؛ با تمرکز بر زندگی و اندیشه آندرئاس سالومه.