#روانکاوی و #فاشیسم: #فروید، #ویلهلم_رایش، #اریش_فروم
بخش اندیشه زمانه / علی شریعت کاشانی:
همزمان با برآمدن و گسترش نازیسم و خودنمایی قدرتمند #ناسیونالسوسیالیسم برخی جریانهای فکری، فلسفی و سیاسی، و روانشناختی درصدد فهم و توضیح علل و فلسفۀ وجودی این پدیده سیاسی و نژادپرستانۀ سلطهجو برمیآیند. اندیشمندانی که برپایۀ یک رهیافت رواناجتماعی بیشترین کوشش نظری و پیجویانه را در روشنگری پیرامون نازیسم و فاشیسم بهکار میبندند فرویدیست ـ مارکسیستهای #مکتب_فرانکفورتاند. اینان با درآمیختن روانکاوی فروید یا فرویدیسم درکل با #مارکسیسم انتقادی کوشیدهاند تا #نازیسم و فاشیسم را در پرتو دو رویداشت مطالعاتی که از دید آنان مکمل یکدیگرند توضیح دهند. برای نمونه ویلهلم رایش فاشیسم را در پرتو منششناسی طبقۀ متوسط جامعه یا خرده بورژواهای سرخورده، عقدههای جنسی و پرخاشجویانۀ افراد تشکیلدهندۀ این طبقه، و نیز با درنظرگرفتن احساس ناامنی و ترس و هراسی که در شرایط سیاسی و اجتماعی خاص این طبقه را دربرمیگیرد توضیح میدهد، و اریش فروم درعین رویداشت به روانکاوی فروید نازیسم و فاشیسم را با توجه به نظریۀ «مادهگرایی تاریخی» #مارکس و #انگلس، ساختار و بافتار جامعۀ سرمایهسالار، کارکردهای بحرانزای این جامعه، و چگونگی مناسبات میان خردهبورژوازی امتیازجو و دستگاه هیتلر بازمیشناساند.
حال باید دید در چه شرایط ویژهای شماری از روانکاوان و نیز برخی اندیشمندان غیرروانکاوِ متأثر از نظریۀ روانکاوی با فاشیسم روبرو میشوند. میدانیم فاشیسم دراصل یک سامانۀ سیاسی خودکامه است که ملیگرایی و ملتستایی افراطی، عوامگرایی، احساسات نژادپرستانه، و همچنین انحصارجویی حزبی و سیاسی را در خود میگیرد و از این رهگذر آهنگ دستیابی به یک آرمان سیاسی و اجتماعی قدرتمند و خودکامه و درعین حال تودهپسند را دارد که متکی به همین موارد بوده باشد. فاشیسم با چنین ویژگیهایی نخستینبار پس از جنگ جهانیِ نخست در ایتالیا بهرهبری موسولینی به سروری میرسد. سپس از ایتالیای موسولینی به آلمان رخنه میکند و در این کشور با برافراشتن پرچم ناسیونال سوسیالیسم به سلطنت نازیسم و #هیتلریسم میانجامد. فاشیسم در ایتالیا همواره خود را در چهرۀ یک حزب سیاسی مقتدر نشان میداده است، و از دید سیاسی و اقتدارگرایی هدف اصول و برنامۀ کلی آن نیز، آنچنان که اندیشمند و تاریخنگار برجسته هانا آرنت (Hannah Arendt) (در کتاب سرچشمههای تمامیتخواهی، چاپ ۱۹۵۱) خاطرنشان میسازد، نه «#تمامیتخواهی» (Totalitarianism) ـ موردی که خاص نازیسم و هیتلریسم و #استالینیسم بوده است ـ بلکه اساساَ «جایدادن این حزب [فاشیست] در رأس احزاب دیگر» بوده است، و نیر با اتکاء بر ملیگرایی و احساسات تند میهنی و غرور و همبستگی ملی درصدد کاستن از تنشها و آشفتگیها در اجتماع و ازمیانبردن کشاکش و کشمکش میان جامعه و دولت و حکومت بوده است.اما فاشیسم با ورود به آلمان صورت یک تمامیتخواهی تام و تمام به خود میگیرد، موجودیت هیچ حزب دیگری را برنمیتابد، همچنین با تمام توان به وحشتپراکنی در شدیدترین صورت ممکن دست میزند، و بهخصوص با تشدید نژادستایی و خاک و تبارپرستی از یکسو یهودستیزی برمیگزیند و اردوگاههای مرگ، اتاقهای گاز، و کورههای انسانسوزی برپا میدارد، و از دیگرسو دستاندازی به سرزمینهای دیگر و جهانخوارگی در پیش میگیرد.
روانکاوی درست خود را با این چهرۀ هراسناک و درندهخوی فاشیسم آلمانی رو در رو بازمییابد، با چهرهای سراپا تمامیتخواه و اهریمنی که (چنان که در گفتوگو از موضع فروید در برابر فاشیسم برشمردیم) موجودیت حتا دانش روانکاوی را تاب نمیآورد. هم در چنین شرایط هراسناک و دشمنکیشی است که اندیشمندان دبستان فرانکفورت بهویژه جناح متشکل از فرویدیست ـ مارکسیستهای آن در بررسی و بازشناسایی رواناجتماعی نازیسم و فاشیسم کوششی هوشمندانه و رازگشایانه بهکار میبندند.
در این نوشته به آنچه که به «روانکاوی فاشیسم» مربوط میشود نظری میافکنیم، و بدین منظور فشردۀ نظریات فاشیسمپژوهانۀ دو چهرۀ برجسته جریان فرویدیسم ـ مارکسیسم یعنی ویلهلم رایش و اریش فروم را از دیده میگذرانیم.
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/351530&rhash=eec6b76cb50965
لینک در سایت زمانه: https://www.radiozamaneh.com/351530
اینستاگرام زمانه: https://instagram.com/radiozamaneh
تلگرام زمانه: @radiozamaneh
🔴در انتهای این پست با لمس دکمه instant view در تلفنهمراه و یا تبلت خود این مقاله را به صورت کامل مطالعه کنید🔴
بخش اندیشه زمانه / علی شریعت کاشانی:
همزمان با برآمدن و گسترش نازیسم و خودنمایی قدرتمند #ناسیونالسوسیالیسم برخی جریانهای فکری، فلسفی و سیاسی، و روانشناختی درصدد فهم و توضیح علل و فلسفۀ وجودی این پدیده سیاسی و نژادپرستانۀ سلطهجو برمیآیند. اندیشمندانی که برپایۀ یک رهیافت رواناجتماعی بیشترین کوشش نظری و پیجویانه را در روشنگری پیرامون نازیسم و فاشیسم بهکار میبندند فرویدیست ـ مارکسیستهای #مکتب_فرانکفورتاند. اینان با درآمیختن روانکاوی فروید یا فرویدیسم درکل با #مارکسیسم انتقادی کوشیدهاند تا #نازیسم و فاشیسم را در پرتو دو رویداشت مطالعاتی که از دید آنان مکمل یکدیگرند توضیح دهند. برای نمونه ویلهلم رایش فاشیسم را در پرتو منششناسی طبقۀ متوسط جامعه یا خرده بورژواهای سرخورده، عقدههای جنسی و پرخاشجویانۀ افراد تشکیلدهندۀ این طبقه، و نیز با درنظرگرفتن احساس ناامنی و ترس و هراسی که در شرایط سیاسی و اجتماعی خاص این طبقه را دربرمیگیرد توضیح میدهد، و اریش فروم درعین رویداشت به روانکاوی فروید نازیسم و فاشیسم را با توجه به نظریۀ «مادهگرایی تاریخی» #مارکس و #انگلس، ساختار و بافتار جامعۀ سرمایهسالار، کارکردهای بحرانزای این جامعه، و چگونگی مناسبات میان خردهبورژوازی امتیازجو و دستگاه هیتلر بازمیشناساند.
حال باید دید در چه شرایط ویژهای شماری از روانکاوان و نیز برخی اندیشمندان غیرروانکاوِ متأثر از نظریۀ روانکاوی با فاشیسم روبرو میشوند. میدانیم فاشیسم دراصل یک سامانۀ سیاسی خودکامه است که ملیگرایی و ملتستایی افراطی، عوامگرایی، احساسات نژادپرستانه، و همچنین انحصارجویی حزبی و سیاسی را در خود میگیرد و از این رهگذر آهنگ دستیابی به یک آرمان سیاسی و اجتماعی قدرتمند و خودکامه و درعین حال تودهپسند را دارد که متکی به همین موارد بوده باشد. فاشیسم با چنین ویژگیهایی نخستینبار پس از جنگ جهانیِ نخست در ایتالیا بهرهبری موسولینی به سروری میرسد. سپس از ایتالیای موسولینی به آلمان رخنه میکند و در این کشور با برافراشتن پرچم ناسیونال سوسیالیسم به سلطنت نازیسم و #هیتلریسم میانجامد. فاشیسم در ایتالیا همواره خود را در چهرۀ یک حزب سیاسی مقتدر نشان میداده است، و از دید سیاسی و اقتدارگرایی هدف اصول و برنامۀ کلی آن نیز، آنچنان که اندیشمند و تاریخنگار برجسته هانا آرنت (Hannah Arendt) (در کتاب سرچشمههای تمامیتخواهی، چاپ ۱۹۵۱) خاطرنشان میسازد، نه «#تمامیتخواهی» (Totalitarianism) ـ موردی که خاص نازیسم و هیتلریسم و #استالینیسم بوده است ـ بلکه اساساَ «جایدادن این حزب [فاشیست] در رأس احزاب دیگر» بوده است، و نیر با اتکاء بر ملیگرایی و احساسات تند میهنی و غرور و همبستگی ملی درصدد کاستن از تنشها و آشفتگیها در اجتماع و ازمیانبردن کشاکش و کشمکش میان جامعه و دولت و حکومت بوده است.اما فاشیسم با ورود به آلمان صورت یک تمامیتخواهی تام و تمام به خود میگیرد، موجودیت هیچ حزب دیگری را برنمیتابد، همچنین با تمام توان به وحشتپراکنی در شدیدترین صورت ممکن دست میزند، و بهخصوص با تشدید نژادستایی و خاک و تبارپرستی از یکسو یهودستیزی برمیگزیند و اردوگاههای مرگ، اتاقهای گاز، و کورههای انسانسوزی برپا میدارد، و از دیگرسو دستاندازی به سرزمینهای دیگر و جهانخوارگی در پیش میگیرد.
روانکاوی درست خود را با این چهرۀ هراسناک و درندهخوی فاشیسم آلمانی رو در رو بازمییابد، با چهرهای سراپا تمامیتخواه و اهریمنی که (چنان که در گفتوگو از موضع فروید در برابر فاشیسم برشمردیم) موجودیت حتا دانش روانکاوی را تاب نمیآورد. هم در چنین شرایط هراسناک و دشمنکیشی است که اندیشمندان دبستان فرانکفورت بهویژه جناح متشکل از فرویدیست ـ مارکسیستهای آن در بررسی و بازشناسایی رواناجتماعی نازیسم و فاشیسم کوششی هوشمندانه و رازگشایانه بهکار میبندند.
در این نوشته به آنچه که به «روانکاوی فاشیسم» مربوط میشود نظری میافکنیم، و بدین منظور فشردۀ نظریات فاشیسمپژوهانۀ دو چهرۀ برجسته جریان فرویدیسم ـ مارکسیسم یعنی ویلهلم رایش و اریش فروم را از دیده میگذرانیم.
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/351530&rhash=eec6b76cb50965
لینک در سایت زمانه: https://www.radiozamaneh.com/351530
اینستاگرام زمانه: https://instagram.com/radiozamaneh
تلگرام زمانه: @radiozamaneh
🔴در انتهای این پست با لمس دکمه instant view در تلفنهمراه و یا تبلت خود این مقاله را به صورت کامل مطالعه کنید🔴
رادیو زمانه
روانکاوی و فاشیسم: از فروید تا اریش فروم
علی شریعت کاشانی − در این نوشته به آنچه که به «روانکاوی فاشیسم» مربوط میشود نظری میافکنیم، و بدین منظور به بررسی نظریات ویلهلم رایش و اریش فروم میپردازیم.