#محمدرضا_نیکفر: در نقد #سیاست_هویتی، #ناسیونالیسم و #تجزیهطلبی
◄ تجزیهطلبی امروزین در ادامه تاریخ استقلالطلبی ضد استعماری قرار ندارد و روا نیست با گفتمان آن خود را توجیه کند.
◄ بخش اندیشه زمانه / محمدرضا نیکفر – این مقاله در نقد تجزیهطلبی است، در ادامه بحثی که در نقد ناسیونالیسم پیش کشیده شد.
چه اتفاقی میافتد وقتی "مردم" به "ملت" تبدیل میشود؟ در برداشت لیبرال از ملت، گویا مضمون این این دگرگونی، تبدیل رعیت به شهروند آزاد است. در این مقاله درستی این ادعا را خواهیم سنجید و خواهیم دید که چگونه ملیگرایی با گرایشی که به حرکت معکوس تبدیل جامعه (Society / Gesellschaft) به جماعت (Community / Gemeinschaft) دارد، علیه این برداشت ادعایی عمل میکند. برآمدن "ملت" شرط برآمدن شهروند آزاد نبوده است.
این مقاله در ادامه مقاله "مردم و ملت" است. در کانون آن نقد سیاست هویتی (identity politics) در شکل هویتمحوری قومی/ملی دارد که منطق آن مشابه منطق هویتمحوری دینی است. این سیاست وجود اجتماعی را به یکی از مشخصههای هویتی تقلیل میدهد و در صدد بازسازی و بازنمایی کلیت وجود اجتماعی گرد آن برمیآید. این کار حتا اگر به صورت تاکتیکی و مقطعی موجه دانسته شود، بدون تأمل و کنترل انتقادی بر آن ممکن است چنان به روند بازشناسی که ارجگذاری متقابل هویتهاست آسیب زند که هم تصویر از هویت دیگری را تخریب کند و هم در نهایت تصویر و تصور درونی و بیرونی از هویت خویش را.
سیاست هویتی مثبت و قابل پشتیبانی است آنجایی که برقراری تبعیض در مورد هویتی را برجسته میکند و بر زمینه عمومی مبارزه برای آزادی و عدالت، این هدف را دنبال میکند که تعادلی را برقرار کند، یک نظام تبعیضی را تعدیل و سرانجام آن را دگرگون کند. سیاست هویتی منفی است، آنجایی که وجهی از هویت یک گروه انسانی را محور قرار میدهد، زیادهخواه میشود، بازشناسی (recognition / Anerkennung) متقابل را مغشوش میکند، و در صورت مورد تبعیض بودن، به جای درگیر شدن با نظام تبعیض خط تقابل هویت با هویت را پی میگیرد. سیاست هویتی حتا در نوع دارای انگیزه ضد تبعیضی خود، قابل انتقاد و منفی میشود آنجایی که بع رابطه استثماری به عنوان یک مشخصه اساسی دیگر جامعه نابرابر کمتوجه میشود و – در شکل بدتر خود − بر آن سایه میافکند. در جامعه نابرابر انواع تبعیض برقرار است. این تصور که رفع یک تبعیض تبعیضهای دیگر را از میان میبرد نه با تحلیل نظری میخواند نه با تجربه تاریخی.
عامل مهم دیگری که باعث حساسیت ویژه نسبت به سیاست هویتی میشود گرایش نهفته در تقابل هویت-هویت به خشونت است، به ویژه آنجایی که سیاست هویت به سیاست قدرت شده و همراه با این تبدیل، گفتار آن استراتژیک شود، گفتاری که در آن جهان به تقابلهای دوتایی فروکاسته میشود: یا این یا آنی که تصمیمگیرنده درباره آن اعمال قدرتی میشود که پویش آن به سادگی از کنترل خارج شده و به کاربستِ قهر راه میبرد.
سیاستهای هویتی دینی و قومی/ملی بسیار مستعد خشونتزایی هستند. در مورد هویتمحوری ملی، معرفی گرایش خود به عنوان واکنش به تبعیض، و همچنین ناسیونالیسمی لیبرال و معقول که میل به همزیستی ملل دارد، در شرایط بحرانی دردی را دوا نمیکند و حتا میتواند دکوراسیون صحنهای باشد که مسیر بازی در آن به سوی تشدید تقابل و برپا کردن خشونت باشد...
—------
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/363788&rhash=eec6b76cb50965
لینک در سایت زمانه: https://www.radiozamaneh.com/363788
اینستاگرام زمانه: https://instagram.com/radiozamaneh
تلگرام زمانه: @radiozamaneh
🔴در انتهای این پست با لمس دکمه instant view در تلفنهمراه و یا تبلت خود این مقاله را به صورت کامل مطالعه کنید🔴
◄ تجزیهطلبی امروزین در ادامه تاریخ استقلالطلبی ضد استعماری قرار ندارد و روا نیست با گفتمان آن خود را توجیه کند.
◄ بخش اندیشه زمانه / محمدرضا نیکفر – این مقاله در نقد تجزیهطلبی است، در ادامه بحثی که در نقد ناسیونالیسم پیش کشیده شد.
چه اتفاقی میافتد وقتی "مردم" به "ملت" تبدیل میشود؟ در برداشت لیبرال از ملت، گویا مضمون این این دگرگونی، تبدیل رعیت به شهروند آزاد است. در این مقاله درستی این ادعا را خواهیم سنجید و خواهیم دید که چگونه ملیگرایی با گرایشی که به حرکت معکوس تبدیل جامعه (Society / Gesellschaft) به جماعت (Community / Gemeinschaft) دارد، علیه این برداشت ادعایی عمل میکند. برآمدن "ملت" شرط برآمدن شهروند آزاد نبوده است.
این مقاله در ادامه مقاله "مردم و ملت" است. در کانون آن نقد سیاست هویتی (identity politics) در شکل هویتمحوری قومی/ملی دارد که منطق آن مشابه منطق هویتمحوری دینی است. این سیاست وجود اجتماعی را به یکی از مشخصههای هویتی تقلیل میدهد و در صدد بازسازی و بازنمایی کلیت وجود اجتماعی گرد آن برمیآید. این کار حتا اگر به صورت تاکتیکی و مقطعی موجه دانسته شود، بدون تأمل و کنترل انتقادی بر آن ممکن است چنان به روند بازشناسی که ارجگذاری متقابل هویتهاست آسیب زند که هم تصویر از هویت دیگری را تخریب کند و هم در نهایت تصویر و تصور درونی و بیرونی از هویت خویش را.
سیاست هویتی مثبت و قابل پشتیبانی است آنجایی که برقراری تبعیض در مورد هویتی را برجسته میکند و بر زمینه عمومی مبارزه برای آزادی و عدالت، این هدف را دنبال میکند که تعادلی را برقرار کند، یک نظام تبعیضی را تعدیل و سرانجام آن را دگرگون کند. سیاست هویتی منفی است، آنجایی که وجهی از هویت یک گروه انسانی را محور قرار میدهد، زیادهخواه میشود، بازشناسی (recognition / Anerkennung) متقابل را مغشوش میکند، و در صورت مورد تبعیض بودن، به جای درگیر شدن با نظام تبعیض خط تقابل هویت با هویت را پی میگیرد. سیاست هویتی حتا در نوع دارای انگیزه ضد تبعیضی خود، قابل انتقاد و منفی میشود آنجایی که بع رابطه استثماری به عنوان یک مشخصه اساسی دیگر جامعه نابرابر کمتوجه میشود و – در شکل بدتر خود − بر آن سایه میافکند. در جامعه نابرابر انواع تبعیض برقرار است. این تصور که رفع یک تبعیض تبعیضهای دیگر را از میان میبرد نه با تحلیل نظری میخواند نه با تجربه تاریخی.
عامل مهم دیگری که باعث حساسیت ویژه نسبت به سیاست هویتی میشود گرایش نهفته در تقابل هویت-هویت به خشونت است، به ویژه آنجایی که سیاست هویت به سیاست قدرت شده و همراه با این تبدیل، گفتار آن استراتژیک شود، گفتاری که در آن جهان به تقابلهای دوتایی فروکاسته میشود: یا این یا آنی که تصمیمگیرنده درباره آن اعمال قدرتی میشود که پویش آن به سادگی از کنترل خارج شده و به کاربستِ قهر راه میبرد.
سیاستهای هویتی دینی و قومی/ملی بسیار مستعد خشونتزایی هستند. در مورد هویتمحوری ملی، معرفی گرایش خود به عنوان واکنش به تبعیض، و همچنین ناسیونالیسمی لیبرال و معقول که میل به همزیستی ملل دارد، در شرایط بحرانی دردی را دوا نمیکند و حتا میتواند دکوراسیون صحنهای باشد که مسیر بازی در آن به سوی تشدید تقابل و برپا کردن خشونت باشد...
—------
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/363788&rhash=eec6b76cb50965
لینک در سایت زمانه: https://www.radiozamaneh.com/363788
اینستاگرام زمانه: https://instagram.com/radiozamaneh
تلگرام زمانه: @radiozamaneh
🔴در انتهای این پست با لمس دکمه instant view در تلفنهمراه و یا تبلت خود این مقاله را به صورت کامل مطالعه کنید🔴
t.me
سیاست هویتی و تجزیهطلبی
محمدرضا نیکفر – این مقاله در ادامه مقاله "مردم و ملت" است. در کانون آن نقد سیاست هویتی در شکل هویتمحوری قومی/ملی دارد که منطق آن مشابه منطق هویتمحوری دینی است.