قضیه #فاطمه_صادقی و پدرش #خلخالی، و مسئله #تحریف_تاریخ
بخش دیدگاه زمانه /احد پیراحمدیان: تحریف تاریخ معاصر ایران به درد چه کسی میخورد و دود این آتش در نهایت به چشم چه کسی میرود؟
پاسخ بخش دوم پرسش مطرح شده در عنوان این نوشته را میتوان همین اول به صراحت داد: دود این آتش در نهایت به چشم همه ایرانیها میرود، چه آنها که زندهاند و چه آنها که خواهند آمد. اولین برهان بر صدق این پاسخ در خود تلاش تحریف نهفته است. آنکه تحریف میکند اغلب از ضرورت تصحیح باخبر است. مسئولین فهیمتر وقایع چهل سال گذشته ایران چه آیت الله حسینعلی منتظری و چه آقای علی اکبر هاشمی رفسنجانی براین امر واقف بودند که تاریخ در قضاوت خود به هیچ کس ارفاق نخواهد کرد. و از آنجا که در کارنامهی چهل ساله جمهوری اسلامی نکاتی شدیدا تاریک وجود دارد (کشتار زندانیان سیاسی در دهه ۶۰، قتلهای سیاسی ۷۷، ترورهای خارج از کشور، کهریزک و الخ) تنها راهی که برای گریز از قضاوت تاریخ میماند تحریف آن است.
برای عمله و اکره جنایتها، امثال آیت الله شیخ صادق خلخالی قاضی شرع دوران اول انقلاب و اسدالله لاجوردی و سعید امامی، به احتمال زیاد فرقی نمیکرد تاریخ درباره آنها چه خواهد گفت، زیرا این گونه افراد از بنیان از فکر کردن پرهیز کردهاند و خود را در حد عبد مومن خدای قهار و امام قاطع آن تنزل دادهاند. در مقابل اینان، مسئولین سیاسی با هوشتر چهل سال گذشته تاریخ ایران بر این امر واقفند که کار آنها درست نبوده و این اشتباهات در نهایت به ضرر نوهها و نتیجههای عاملین این جنایات نیز خواهد بود. رسیدن این دسته به این نکته در مقابل دسته مؤمنان کور و سنگدلی که برای رسیدن به بهشت موعود خود از هیچگونه جنایتی ابای ندارند شاید مرهمی بر زخم خانوادههای داغدار قربانیان نباشد، اما گامی به جلو است. همینکه دسته مسئولین برای خوشبختی آقازادههای خود و برای توجیه جنایتها دست به تحریف تاریخ میزنند گامی به پیش است. اینکه این نیاز تا کجا پیش میرود هنوز قابل پیشبینی نیست و نظرات بدبینانه و خوشبینانه در باره آن در حد نظر میمانند.
تحریف تاریخ معاطر ایران به درد چه کسی میآید؟
پاسخ به این پرسش نیز عیان تر از آن است که لازم به تکرار همه ادله باشد. تنها برای ورود به بحثی مهمتر به طور خلاصه میتوان گفت آن کسانی که کارتلهای کلان اقتصادی کشور را در دست دارند برای ابقا و تحکیم منافع خود احتیاج به مشروعیت سیاسی دارند، و برای این مشروعیت نیاز به کثرت باوری و در نتیجه کارنامهی پاک. در نتیجه باید تاریخ را آنچنان نوشت که بتوان به حکومت ادامه داد. تحریف تاریخ پس انقلاب از تلاشهای گسیختهی اولیه از جمله فیلمهای «بایکوت» محسن مخملباف و کتب درسی تا تلاشهای سازمان یافتهی در سالهای اخیر مثلا فیلم «ماجرای نیمروز» که مورد توجه آقای خامنهای نیز قرار گرفت، این همه نشانه تلاش برای مشروعیت بخشیدن به حکومت است...
پروسه عادی سازی یک جنایت چه از طریق تکذیب و تحریف آن و چه از طریق لاپوشانی و چه سکوت رسانهای این همه تا به امروز یک حرکت کلی به نظر میآمد. اما آنچه اخیرا در گفتههای خانم فاطمه صادقی باید به مثابه زنگ خطر مورد توجه قرار گیرد تلاش برای راه باز کردن این عادی سازی در اذهان عمومی است. بیاهمیت کردن این امور و عبور از مرزهای اخلاق سیاسی از طریق روایت خاطرات رقیق همسر و فرزندان یک جنایتکار چیزی تازه است. بازتاب این روایات شخصی در رسانههای زرد چه مذهبی و غیر مذهبی که به طور معمول با چاشنی دلسوزی و کنجکاوی همراه است موضوع خطرناکی ست. باید به آن توجه کرد و بدان پاسخ داد...
https://www.radiozamaneh.com/354261
—---------------------------------------------—
◄ برای دریافت فیلترشکن «سایفون» زمانه، یک ایمیل خالی ارسال کنید به:
zamaneh@psiphon3.com
—---------------------------------------------—
◄ کانال زمانه در تلگرام:
https://telegram.me/radiozamaneh
◄ زمانه در اینستاگرام:
http://www.instagram.com/radiozamaneh
◄ زمانه در توئیتر
https://twitter.com/radiozamaneh
بخش دیدگاه زمانه /احد پیراحمدیان: تحریف تاریخ معاصر ایران به درد چه کسی میخورد و دود این آتش در نهایت به چشم چه کسی میرود؟
پاسخ بخش دوم پرسش مطرح شده در عنوان این نوشته را میتوان همین اول به صراحت داد: دود این آتش در نهایت به چشم همه ایرانیها میرود، چه آنها که زندهاند و چه آنها که خواهند آمد. اولین برهان بر صدق این پاسخ در خود تلاش تحریف نهفته است. آنکه تحریف میکند اغلب از ضرورت تصحیح باخبر است. مسئولین فهیمتر وقایع چهل سال گذشته ایران چه آیت الله حسینعلی منتظری و چه آقای علی اکبر هاشمی رفسنجانی براین امر واقف بودند که تاریخ در قضاوت خود به هیچ کس ارفاق نخواهد کرد. و از آنجا که در کارنامهی چهل ساله جمهوری اسلامی نکاتی شدیدا تاریک وجود دارد (کشتار زندانیان سیاسی در دهه ۶۰، قتلهای سیاسی ۷۷، ترورهای خارج از کشور، کهریزک و الخ) تنها راهی که برای گریز از قضاوت تاریخ میماند تحریف آن است.
برای عمله و اکره جنایتها، امثال آیت الله شیخ صادق خلخالی قاضی شرع دوران اول انقلاب و اسدالله لاجوردی و سعید امامی، به احتمال زیاد فرقی نمیکرد تاریخ درباره آنها چه خواهد گفت، زیرا این گونه افراد از بنیان از فکر کردن پرهیز کردهاند و خود را در حد عبد مومن خدای قهار و امام قاطع آن تنزل دادهاند. در مقابل اینان، مسئولین سیاسی با هوشتر چهل سال گذشته تاریخ ایران بر این امر واقفند که کار آنها درست نبوده و این اشتباهات در نهایت به ضرر نوهها و نتیجههای عاملین این جنایات نیز خواهد بود. رسیدن این دسته به این نکته در مقابل دسته مؤمنان کور و سنگدلی که برای رسیدن به بهشت موعود خود از هیچگونه جنایتی ابای ندارند شاید مرهمی بر زخم خانوادههای داغدار قربانیان نباشد، اما گامی به جلو است. همینکه دسته مسئولین برای خوشبختی آقازادههای خود و برای توجیه جنایتها دست به تحریف تاریخ میزنند گامی به پیش است. اینکه این نیاز تا کجا پیش میرود هنوز قابل پیشبینی نیست و نظرات بدبینانه و خوشبینانه در باره آن در حد نظر میمانند.
تحریف تاریخ معاطر ایران به درد چه کسی میآید؟
پاسخ به این پرسش نیز عیان تر از آن است که لازم به تکرار همه ادله باشد. تنها برای ورود به بحثی مهمتر به طور خلاصه میتوان گفت آن کسانی که کارتلهای کلان اقتصادی کشور را در دست دارند برای ابقا و تحکیم منافع خود احتیاج به مشروعیت سیاسی دارند، و برای این مشروعیت نیاز به کثرت باوری و در نتیجه کارنامهی پاک. در نتیجه باید تاریخ را آنچنان نوشت که بتوان به حکومت ادامه داد. تحریف تاریخ پس انقلاب از تلاشهای گسیختهی اولیه از جمله فیلمهای «بایکوت» محسن مخملباف و کتب درسی تا تلاشهای سازمان یافتهی در سالهای اخیر مثلا فیلم «ماجرای نیمروز» که مورد توجه آقای خامنهای نیز قرار گرفت، این همه نشانه تلاش برای مشروعیت بخشیدن به حکومت است...
پروسه عادی سازی یک جنایت چه از طریق تکذیب و تحریف آن و چه از طریق لاپوشانی و چه سکوت رسانهای این همه تا به امروز یک حرکت کلی به نظر میآمد. اما آنچه اخیرا در گفتههای خانم فاطمه صادقی باید به مثابه زنگ خطر مورد توجه قرار گیرد تلاش برای راه باز کردن این عادی سازی در اذهان عمومی است. بیاهمیت کردن این امور و عبور از مرزهای اخلاق سیاسی از طریق روایت خاطرات رقیق همسر و فرزندان یک جنایتکار چیزی تازه است. بازتاب این روایات شخصی در رسانههای زرد چه مذهبی و غیر مذهبی که به طور معمول با چاشنی دلسوزی و کنجکاوی همراه است موضوع خطرناکی ست. باید به آن توجه کرد و بدان پاسخ داد...
https://www.radiozamaneh.com/354261
—---------------------------------------------—
◄ برای دریافت فیلترشکن «سایفون» زمانه، یک ایمیل خالی ارسال کنید به:
zamaneh@psiphon3.com
—---------------------------------------------—
◄ کانال زمانه در تلگرام:
https://telegram.me/radiozamaneh
◄ زمانه در اینستاگرام:
http://www.instagram.com/radiozamaneh
◄ زمانه در توئیتر
https://twitter.com/radiozamaneh
رادیو زمانه
تحریف تاریخ معاصر ایران به درد چه کسی میخورد و دود این آتش در نهایت به چشم چه کسی میرود؟ | رادیو زمانه
احد پیراحمدیان – مصاحبه خانم فاطمه صادقی درباره پدرشان شیخ صادق خلخالی بحثانگیز شده است. این نوشته سعی میکند به وجه کلیتر موضوع بحث بپردازد.