قیام #مارتین_لوتر و پیامدهای آن، ۵۰۰ سالگی #رفورماسیون
موضوع این نوشته اختلافهای سیاسی بر سر خواست اصلاح دینی پس از قیام مارتین لوتر، تنشهای فرقهای ناشی از آن و پیامدهای سیاسی، تاریخی و اجتماعی آن است.
... مهمترین تأثیر اصلاح دینی این بود که به بسیاری از وابستگیها و تعهدهای برخاسته از سنت کاتولیک روم، آن هم از نوع دینی و عملی آن، پایان داد، محدودیتهای برآمده از قانون شرع برای مقامهای دنیوی و مراجع اجتماعی را برطرف کرد و با این کار، امکانهایی برای دسترسی به دستگاه کلیسا گشود که در تاریخ کلیسا تا پیش از آن زمان اندیشهناپذیر بودند.
کثرتیابی و کثرتآوری فرهنگ مسیحی اروپای لاتین که با اصلاح دینی پدیدار شد، زمینهی رقابت مذهبها را نیز فراهم کرد و به آموزش مذهبی مومنان عمق بخشید که دیگر باید در مسائل ایمانی نسبت به گذشته آگاهتر و پاسخگوتر میبودند. خوانش متنهای مذهبی به زبان ملی، بهویژه در مورد کتاب مقدس تأثیری غیرمستقیم بر مناسبات اجتماعی نیز داشت، مخصوصاً بر آموزش عمومی مردم. اگرچه نسخههای کتاب مقدس به زبان ملی از مدتها پیش در فهرست کتابهای ممنوع بودند، اما مذهب کاتولیک در وضعیتهای بسیاری پیرو خواست جمع بود، و مدرسههای نظری فرقهی یسوعیان که از نیمهی دوم قرن شانزدهم پایهگذاری شدند، به هیچ وجه از نظام مدرسههای بالاتر در شهرهای انجیلیمسلک (پروتستان) چیزی کم نداشتند. آموزش روبهرشد در بلندمدت، نیاز به مشارکت اجتماعی- سیاسی مردم را افزایش میداد. در آمریکای شمالی که بهویژه پروتستانهای محیطهای دگراندیش اروپا به آنجا مهاجرت کردند، این نوع زمینههای پسااصلاحی اروپای لاتین نخست توانستند محرک سریعتری برای گسترش دموکراسی، رواداری و توجه به حقوق بشر نسبت به خاستگاهشان در خود اروپا باشند که در آن، پیشینههای «قرون وسطایی» و منطقهایشان همچنان پابرجا بودند.
آزادی وجدان فردی، تصور نوعی برابری بنیادین و همشأنی انسانها، همچنین اندیشهی برخاسته از آن برای احترام دوجانبه و به رسمیت شناختن مداراجویانهی تفاوت، پیامدهای غیرمستقیم نظام ارزشیای هستند که در تصورات مذهبی دوران اصلاح دینی ریشه دارند و رفتهرفته به سنتهای فرهنگی و حقوقی تمدن غرب نفوذ کردهاند.
اصلاح دینی، فرد مومن را در نسبت شخصی نمایندگیناپذیرش با خداوند حمایت و مسئولیتپذیر کرد. اصلاحگران دینی، بهویژه لوتر، استوار در پی این هدف بودند که مسیح به مثابهی منجی «من» نوعی به رسمیت شناخته و باور به او حاصل شود، رحمت خداوند برای همین من جاری باشد و کتاب مقدس، کلام نجات من به گوش برسد و در ایمان من فردی جای بگیرد. این فردیتبخشی به انسان در پیوند با خداوند ممکن است غیرمستقیم فرایندهای اجتماعی فردگرایی را نیز تسهیل کرده باشد که به ویژگی مدرنیته غربی تبدیل شدهاند و تا امروز نیز به آن شکل میدهند.
◄◄◄متن کامل در سایت زمانه
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/356413&rhash=eec6b76cb50965
لینک در سایت زمانه: https://www.radiozamaneh.com/356413
اینستاگرام زمانه: https://instagram.com/radiozamaneh
تلگرام زمانه: @radiozamaneh
🔴در انتهای این پست با لمس دکمه instant view در تلفنهمراه و یا تبلت خود این مقاله را به صورت کامل مطالعه کنید🔴
موضوع این نوشته اختلافهای سیاسی بر سر خواست اصلاح دینی پس از قیام مارتین لوتر، تنشهای فرقهای ناشی از آن و پیامدهای سیاسی، تاریخی و اجتماعی آن است.
... مهمترین تأثیر اصلاح دینی این بود که به بسیاری از وابستگیها و تعهدهای برخاسته از سنت کاتولیک روم، آن هم از نوع دینی و عملی آن، پایان داد، محدودیتهای برآمده از قانون شرع برای مقامهای دنیوی و مراجع اجتماعی را برطرف کرد و با این کار، امکانهایی برای دسترسی به دستگاه کلیسا گشود که در تاریخ کلیسا تا پیش از آن زمان اندیشهناپذیر بودند.
کثرتیابی و کثرتآوری فرهنگ مسیحی اروپای لاتین که با اصلاح دینی پدیدار شد، زمینهی رقابت مذهبها را نیز فراهم کرد و به آموزش مذهبی مومنان عمق بخشید که دیگر باید در مسائل ایمانی نسبت به گذشته آگاهتر و پاسخگوتر میبودند. خوانش متنهای مذهبی به زبان ملی، بهویژه در مورد کتاب مقدس تأثیری غیرمستقیم بر مناسبات اجتماعی نیز داشت، مخصوصاً بر آموزش عمومی مردم. اگرچه نسخههای کتاب مقدس به زبان ملی از مدتها پیش در فهرست کتابهای ممنوع بودند، اما مذهب کاتولیک در وضعیتهای بسیاری پیرو خواست جمع بود، و مدرسههای نظری فرقهی یسوعیان که از نیمهی دوم قرن شانزدهم پایهگذاری شدند، به هیچ وجه از نظام مدرسههای بالاتر در شهرهای انجیلیمسلک (پروتستان) چیزی کم نداشتند. آموزش روبهرشد در بلندمدت، نیاز به مشارکت اجتماعی- سیاسی مردم را افزایش میداد. در آمریکای شمالی که بهویژه پروتستانهای محیطهای دگراندیش اروپا به آنجا مهاجرت کردند، این نوع زمینههای پسااصلاحی اروپای لاتین نخست توانستند محرک سریعتری برای گسترش دموکراسی، رواداری و توجه به حقوق بشر نسبت به خاستگاهشان در خود اروپا باشند که در آن، پیشینههای «قرون وسطایی» و منطقهایشان همچنان پابرجا بودند.
آزادی وجدان فردی، تصور نوعی برابری بنیادین و همشأنی انسانها، همچنین اندیشهی برخاسته از آن برای احترام دوجانبه و به رسمیت شناختن مداراجویانهی تفاوت، پیامدهای غیرمستقیم نظام ارزشیای هستند که در تصورات مذهبی دوران اصلاح دینی ریشه دارند و رفتهرفته به سنتهای فرهنگی و حقوقی تمدن غرب نفوذ کردهاند.
اصلاح دینی، فرد مومن را در نسبت شخصی نمایندگیناپذیرش با خداوند حمایت و مسئولیتپذیر کرد. اصلاحگران دینی، بهویژه لوتر، استوار در پی این هدف بودند که مسیح به مثابهی منجی «من» نوعی به رسمیت شناخته و باور به او حاصل شود، رحمت خداوند برای همین من جاری باشد و کتاب مقدس، کلام نجات من به گوش برسد و در ایمان من فردی جای بگیرد. این فردیتبخشی به انسان در پیوند با خداوند ممکن است غیرمستقیم فرایندهای اجتماعی فردگرایی را نیز تسهیل کرده باشد که به ویژگی مدرنیته غربی تبدیل شدهاند و تا امروز نیز به آن شکل میدهند.
◄◄◄متن کامل در سایت زمانه
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/356413&rhash=eec6b76cb50965
لینک در سایت زمانه: https://www.radiozamaneh.com/356413
اینستاگرام زمانه: https://instagram.com/radiozamaneh
تلگرام زمانه: @radiozamaneh
🔴در انتهای این پست با لمس دکمه instant view در تلفنهمراه و یا تبلت خود این مقاله را به صورت کامل مطالعه کنید🔴
رادیو زمانه
قیام مارتین لوتر و پیامدهای آن
موضوع این نوشته اختلافهای سیاسی بر سر خواست اصلاح دینی پس از قیام مارتین لوتر، تنشهای فرقهای ناشی از آن و پیامدهای سیاسی، تاریخی و اجتماعی آن است.