#پروتسنانتیسم − چگونه #لوتر و #تسوینگلی تغییری دورانساز به وجود آوردند؟
امسال، ۲۰۱۷، پانصدمین سالگرد آغاز پروتستانتیسم، به بیانی دیگر #رفرماسیون یعنی اصلاحگری دینی در مسیحیت است، اصلاحگری در معنای مشخصی که با اعتراض منجر به قیامِ #مارتین_لوتر به منش سران #کلیسای_کاتولیک آغاز شد. جنبش پروتستان (=معترض)، نه یکباره آغاز شد و نه دفتر آن به لحاظ تاریخی با حادثهای خاص بسته شد. برای آشنایی با جنبش اصلاحگری دینی در مسیحیت هم بایستی تاریخ آن را شناخت هم محتوای بحثهایی را که ابتدا الاهیاتی بودند اما به تدریج جنبه سیاسی و اجتماعی آشکاری یافتند. آشنایی با تاریخ و دیدگاههای مربوط به دینپیرایی مسیحی برای ما نیز پراهمیت است با نظر به بحثهای مطرح درباره دینپیرایی در اسلام، زیرا این بحثها خود به شکلی مستقیم یا غیرمستقیم زیر تأثیر تجربه دینپیرایی مسیحی قرار دارند.
این نوشته، تاریخ مختصر رفرماسیون در مرحله نخستین آن در قالب یک سالشمار است.
https://www.radiozamaneh.com/346871
—---------------------------------------------—
◄ کانال زمانه در تلگرام:
https://telegram.me/radiozamaneh
◄ زمانه در اینستاگرام:
http://www.instagram.com/radiozamaneh
◄ زمانه در توئیتر
https://twitter.com/radiozamaneh
امسال، ۲۰۱۷، پانصدمین سالگرد آغاز پروتستانتیسم، به بیانی دیگر #رفرماسیون یعنی اصلاحگری دینی در مسیحیت است، اصلاحگری در معنای مشخصی که با اعتراض منجر به قیامِ #مارتین_لوتر به منش سران #کلیسای_کاتولیک آغاز شد. جنبش پروتستان (=معترض)، نه یکباره آغاز شد و نه دفتر آن به لحاظ تاریخی با حادثهای خاص بسته شد. برای آشنایی با جنبش اصلاحگری دینی در مسیحیت هم بایستی تاریخ آن را شناخت هم محتوای بحثهایی را که ابتدا الاهیاتی بودند اما به تدریج جنبه سیاسی و اجتماعی آشکاری یافتند. آشنایی با تاریخ و دیدگاههای مربوط به دینپیرایی مسیحی برای ما نیز پراهمیت است با نظر به بحثهای مطرح درباره دینپیرایی در اسلام، زیرا این بحثها خود به شکلی مستقیم یا غیرمستقیم زیر تأثیر تجربه دینپیرایی مسیحی قرار دارند.
این نوشته، تاریخ مختصر رفرماسیون در مرحله نخستین آن در قالب یک سالشمار است.
https://www.radiozamaneh.com/346871
—---------------------------------------------—
◄ کانال زمانه در تلگرام:
https://telegram.me/radiozamaneh
◄ زمانه در اینستاگرام:
http://www.instagram.com/radiozamaneh
◄ زمانه در توئیتر
https://twitter.com/radiozamaneh
Radiozamaneh
چگونه لوتر و تسوینگلی تغییری دورانساز به وجود آوردند؟
امسال، ۲۰۱۷، پانصدمین سالگرد آغاز پروتستانتیسم، به بیانی دیگر رفرماسیون یعنی اصلاحگری دینی در مسیحیت است. این نوشته سالشمار روند دینپیرایی مسیحی است.
#مارتین_لوتر و ترجمه #کتاب_مقدس − از سلسله مقالههای #زمانه درباره #تئوری_ترجمه
اندیشه زمانی / سیاوش مسلمی − از دیر باز ملتها برای بیان و انتقال معانی مورد نظرشان به دیگران از ترجمه بهره بردهاند. این وظیفه بر دوش مترجمان و مبنای عمل آنها نیز تجربه و آزمون و خطا بود. سالها طول کشید تا روش منظمی شکل بگیرد و عمل ترجمه به مثابه یک فعالیت زبانی خاص به نحو نظری فهمیده و سپس به نحو علمی توصیف شود.
در عصر لوتر بحث و جدلها درباره ترجمه همواره پیرامون این پرسش بود که کدام ترجمه بهتر است. در این میان نیز تنها دو گزینه مطرح بودند: ترجمه لغوی، کلمه به کلمه یا «دقیق» از یک سو و ترجمه معنامحور و «آزاد» از سوی دیگر. اما سطح این بحثها تا آنجا پیش نرفت که به یک نظریه ترجمه نزد لوتر و همعصرانش منتهی شود.
یکی از دلایلی که برای عدم دستیابی به نظریه ترجمه نزد لوتر وجود دارد این است که عامل تعیین کننده برای او و مسیر فکری او، در خود ترجمه یا روشهای ترجمه نبود بلکه در ایمان و باورش بود. یعنی اینکه یک مسیحی کاذب نمیتواند صادقانه ترجمه کند. به بیان دیگر، دلنگرانی لوتر اساسا این بود که چگونه میتوان مسیحی واقعی و صادق بود و چگونه میتوان پیام کتاب مقدس را به آسانی برای همه مردم بیان کرد. او برای رسیدن به هدف خود، کتاب مقدس را به زبان آلمانی ترجمه کرد. به این معناست که میتوان گفت لوتر نقش بسیار مهمی در فرهنگ سازی داشت. به بیان دقیق تر، مارتین لوتر یکی از مهمترین نقاط عطف را در تاریخ تحول زبان آلمانی در عصر جدید به وجود آورد.
اشتغال متمرکز لوتر به ترجمه از سال ۱۵۱۹ تا ۱۵۲۲ ادامه یافت. عهد جدید در سال ۱۵۲۲ منتشر شد و نسخه کامل ترجمه او از کتاب مقدس نیز در سال ۱۵۳۴ منتشر شد. باور لوتر به اینکه انسانها میتوانند بی واسطه و بدون نیاز به کلیسا پیام خدا را درک کرده و رستگاری خویش را بجویند، او را برانگیخت تا کتاب مقدس را به زبان آلمانی ترجمه کند. این عمل با مخالفت شدید کلیسا مواجه شد. برای مثال یکی از سراسقفها ترجمه متون مقدس از زبان آلمانی را ممنوع کرده بود زیرا بر این باور بود که زبان آلمانی فاقد اصطلاحات روشن و مناسب برای بیان مفاهیم متون مقدس است. اما لوتر در برابر کلیسا ایستاد و در عمل نشان داد که زبان آلمانی از این قابلیت برخوردار است. هدف او این بود که کتاب مقدس را برای تمام مردم امپراطوری رم و مردم آلمان دسترس پذیرتر و قابل فهم تر سازد...
—------
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/361226&rhash=eec6b76cb50965
لینک در سایت زمانه: https://www.radiozamaneh.com/361226
اینستاگرام زمانه: https://instagram.com/radiozamaneh
تلگرام زمانه: @radiozamaneh
🔴در انتهای این پست با لمس دکمه instant view در تلفنهمراه و یا تبلت خود این مقاله را به صورت کامل مطالعه کنید🔴
اندیشه زمانی / سیاوش مسلمی − از دیر باز ملتها برای بیان و انتقال معانی مورد نظرشان به دیگران از ترجمه بهره بردهاند. این وظیفه بر دوش مترجمان و مبنای عمل آنها نیز تجربه و آزمون و خطا بود. سالها طول کشید تا روش منظمی شکل بگیرد و عمل ترجمه به مثابه یک فعالیت زبانی خاص به نحو نظری فهمیده و سپس به نحو علمی توصیف شود.
در عصر لوتر بحث و جدلها درباره ترجمه همواره پیرامون این پرسش بود که کدام ترجمه بهتر است. در این میان نیز تنها دو گزینه مطرح بودند: ترجمه لغوی، کلمه به کلمه یا «دقیق» از یک سو و ترجمه معنامحور و «آزاد» از سوی دیگر. اما سطح این بحثها تا آنجا پیش نرفت که به یک نظریه ترجمه نزد لوتر و همعصرانش منتهی شود.
یکی از دلایلی که برای عدم دستیابی به نظریه ترجمه نزد لوتر وجود دارد این است که عامل تعیین کننده برای او و مسیر فکری او، در خود ترجمه یا روشهای ترجمه نبود بلکه در ایمان و باورش بود. یعنی اینکه یک مسیحی کاذب نمیتواند صادقانه ترجمه کند. به بیان دیگر، دلنگرانی لوتر اساسا این بود که چگونه میتوان مسیحی واقعی و صادق بود و چگونه میتوان پیام کتاب مقدس را به آسانی برای همه مردم بیان کرد. او برای رسیدن به هدف خود، کتاب مقدس را به زبان آلمانی ترجمه کرد. به این معناست که میتوان گفت لوتر نقش بسیار مهمی در فرهنگ سازی داشت. به بیان دقیق تر، مارتین لوتر یکی از مهمترین نقاط عطف را در تاریخ تحول زبان آلمانی در عصر جدید به وجود آورد.
اشتغال متمرکز لوتر به ترجمه از سال ۱۵۱۹ تا ۱۵۲۲ ادامه یافت. عهد جدید در سال ۱۵۲۲ منتشر شد و نسخه کامل ترجمه او از کتاب مقدس نیز در سال ۱۵۳۴ منتشر شد. باور لوتر به اینکه انسانها میتوانند بی واسطه و بدون نیاز به کلیسا پیام خدا را درک کرده و رستگاری خویش را بجویند، او را برانگیخت تا کتاب مقدس را به زبان آلمانی ترجمه کند. این عمل با مخالفت شدید کلیسا مواجه شد. برای مثال یکی از سراسقفها ترجمه متون مقدس از زبان آلمانی را ممنوع کرده بود زیرا بر این باور بود که زبان آلمانی فاقد اصطلاحات روشن و مناسب برای بیان مفاهیم متون مقدس است. اما لوتر در برابر کلیسا ایستاد و در عمل نشان داد که زبان آلمانی از این قابلیت برخوردار است. هدف او این بود که کتاب مقدس را برای تمام مردم امپراطوری رم و مردم آلمان دسترس پذیرتر و قابل فهم تر سازد...
—------
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/361226&rhash=eec6b76cb50965
لینک در سایت زمانه: https://www.radiozamaneh.com/361226
اینستاگرام زمانه: https://instagram.com/radiozamaneh
تلگرام زمانه: @radiozamaneh
🔴در انتهای این پست با لمس دکمه instant view در تلفنهمراه و یا تبلت خود این مقاله را به صورت کامل مطالعه کنید🔴
رادیو زمانه
رویکرد لوتر به ترجمه
سیاوش مسلمی− ترجمه، فرهنگ ساز است. در این مقاله بر آنم نشان دهم که به کدام معنا ترجمهی لوتر از کتاب مقدس، فرهنگ ساز بود و نگاه و رویکرد لوتر به ترجمه چیست.
تزهای #مارتین_لوتر و آغاز جنبش #اصلاح_دینی در #مسیحیت
این مقاله که به مناسبت پانصدمین سالگرد اصلاحات دینی در اروپا ترجمه شده، به سیر فکری مارتین لوتر، بافت اجتماعی-سیاسی اندیشههای او و تأثیر اصلاح دینی بر آلمان و اروپا میپردازد.
◄در آغاز سدهی شانزدهم میلادی، اروپای غربی، گسترهای فرهنگی را میساخت که زیر نفوذ سنتهای الزامآور بود. این سنتها بیش از هر چیز، زبان لاتین که در ارتباط فراکشوری و دانشگاهی آن زمان چیره بود، دین مسیحیت و به دنبال آن، قانون جاری کلیسا (ius canonicum) و همچنین وجود دانشگاهها را دربرمیگرفت. بعضی کردارهای مذهبی نیز منحصراً در مسیحیت غربی-لاتین ریشه داشتند، مانند جنگهای صلیبی، تجرد اجباری کشیشها، فرمانبری اجباری با الزام قانونی در برابر اسقف روم یا دستگاه کیفری کلیسا که جرمهای خاصی را با دریافت غرامتهایی بهدقت تعرفهبندیشده مجازات میکرد.
دریافت آمرزشنامه از کلیسا نیز همین ویژگی را داشت. کار این نهادِ بخشایش که از دورهی اوج قرون وسطا گسترش یافته بود، کاهش یا حتا لغو کامل مجازاتهای زمانمند گناهان بود که اگر فرد گناهکار در دوران زندگی کیفر آنها را تحمل نمیکرد، باید به باور کلیسا پیش از رستگاری از آنها، در برزخ عذاب میکشید. آمرزشنامههای عمومی پرطرفداری را که قاعدتاً در ازای پرداخت کفاره، بخشش مطلق گناهان (plena remissio peccatorum) را تضمین میکردند، تنها شخص پاپ میتوانست اعطا کند. برای آمرزشنامهها، در کارزارهای بزرگ در سراسر اروپا و از زمان اختراع دستگاه چاپ کتاب در میانهی قرن پانزدهم در حدی گسترده، یکپارچه تبلیغ میکردند. این رویه، همزمان آینهی تمامنمای زمانهی خود نیز بود که دین بر آن تأثیر فراوان داشت و مسائل عقیدتی در آن، زندگی روزمره را زیر نفوذ داشتند: ترسی همگانی از روز داوری حکمفرما بود. ایمانداران از سنجش حاصل عمر خود در پیشگاه خداوندی مجازاتگر وحشت داشتند. زندگی مردم را در چنین زمانهای جستجوی پیوستهای در پی واسطههای نجات، کارهای نیک و خدمتهایی -مانند پیوستن به صومعه- بود که شاید بخت کامیابی در آزمون الاهی را افزایش میداد، همچنین توسل به واسطههایی میان نفس گناهکار و خداوند قضاوتگر برای بخشایشخواهی که قدیس یا کشیش بود.
هنگامی که مارتین لوتر، راهب مسلک آگوستینوس، در روز ۳۱ اکتبر سال ۱۵۱۷ با انتشار ۹۵ تِزش در شهر ویتنبرگ و فرستادن متن آنها به آلبرشت براندنبورگ، بالاترین مقام آلمانی کلیسا در امپراتوری مقدس روم و اسقف اعظم شهرهای ماینتس و ماگدبورگ، رویهی اعطای آمرزش در کلیسا را به پرسش کشید، به پرسش محوری از هویت انسان، از جانب و در پیشگاه خداوند رسید. لوتر به این باور رسیده بود که آمرزش کلیسا، توبهی همیشگی و پیش روی هر مسیحی، یعنی بازگشت به گذران زندگیای سازگار با فرمانهای خداوند را بیمعنی و تهی میسازد. بهجای هدایت مسیحیان به راه بازماندهی ناجی مصلوب آنها، مسیح، آمرزش کلیسا تضمینهای فریبکارانه و آرامش خاطر دروغین به آنها میدهد. به باور او، اعطای بخشودگی به گناهکاران بیتوجه به حال درونی آنها، تنها بهدلیل دریافت آمرزشنامهای که رهایی از عذاب برزخی و ورود به ساحت رستگاری جاودانه را به گناهکار نسبت میدهد، انجیل را بیاعتبار میکند که رحمت نامشروط خداوند نسبت به گناهکاران مأیوس از سر دوری از پروردگار را مژده داده است.
اگرچه لوتر، راهب فقرگزیدهی آگوستینوسی، به هیچ وجه نخستین الاهیدانی نبود که به آمرزش کلیسا میتاخت، اما نقد او تأثیر بیمانندی را نوید میداد. چنین تأثیری، از یک سو به این دلیل بود که لوتر به روند آمرزش کلیسا اصطلاحاً «درونماندگار» حمله میکرد، یعنی از بطن فهم بنیادین ایمان مسیحی و موضع اخلاقی-مذهبی متناسب با آن در موضوع توبه. از سوی دیگر، دیدگاهها و تِزهای لوتر از راه چاپ کتاب، گسترش شتابانی یافتند که برای خود او نیز یکسره شگفتآور بود و همان اندیشهها بسیار سریع، درون آلمان و همچنین سایر کشورهای اروپایی پذیرش مییافتند....
—------
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/356408&rhash=eec6b76cb50965
لینک در سایت زمانه: https://www.radiozamaneh.com/356408
اینستاگرام زمانه: https://instagram.com/radiozamaneh
تلگرام زمانه: @radiozamaneh
🔴در انتهای این پست با لمس دکمه instant view در تلفنهمراه و یا تبلت خود این مقاله را به صورت کامل مطالعه کنید🔴
این مقاله که به مناسبت پانصدمین سالگرد اصلاحات دینی در اروپا ترجمه شده، به سیر فکری مارتین لوتر، بافت اجتماعی-سیاسی اندیشههای او و تأثیر اصلاح دینی بر آلمان و اروپا میپردازد.
◄در آغاز سدهی شانزدهم میلادی، اروپای غربی، گسترهای فرهنگی را میساخت که زیر نفوذ سنتهای الزامآور بود. این سنتها بیش از هر چیز، زبان لاتین که در ارتباط فراکشوری و دانشگاهی آن زمان چیره بود، دین مسیحیت و به دنبال آن، قانون جاری کلیسا (ius canonicum) و همچنین وجود دانشگاهها را دربرمیگرفت. بعضی کردارهای مذهبی نیز منحصراً در مسیحیت غربی-لاتین ریشه داشتند، مانند جنگهای صلیبی، تجرد اجباری کشیشها، فرمانبری اجباری با الزام قانونی در برابر اسقف روم یا دستگاه کیفری کلیسا که جرمهای خاصی را با دریافت غرامتهایی بهدقت تعرفهبندیشده مجازات میکرد.
دریافت آمرزشنامه از کلیسا نیز همین ویژگی را داشت. کار این نهادِ بخشایش که از دورهی اوج قرون وسطا گسترش یافته بود، کاهش یا حتا لغو کامل مجازاتهای زمانمند گناهان بود که اگر فرد گناهکار در دوران زندگی کیفر آنها را تحمل نمیکرد، باید به باور کلیسا پیش از رستگاری از آنها، در برزخ عذاب میکشید. آمرزشنامههای عمومی پرطرفداری را که قاعدتاً در ازای پرداخت کفاره، بخشش مطلق گناهان (plena remissio peccatorum) را تضمین میکردند، تنها شخص پاپ میتوانست اعطا کند. برای آمرزشنامهها، در کارزارهای بزرگ در سراسر اروپا و از زمان اختراع دستگاه چاپ کتاب در میانهی قرن پانزدهم در حدی گسترده، یکپارچه تبلیغ میکردند. این رویه، همزمان آینهی تمامنمای زمانهی خود نیز بود که دین بر آن تأثیر فراوان داشت و مسائل عقیدتی در آن، زندگی روزمره را زیر نفوذ داشتند: ترسی همگانی از روز داوری حکمفرما بود. ایمانداران از سنجش حاصل عمر خود در پیشگاه خداوندی مجازاتگر وحشت داشتند. زندگی مردم را در چنین زمانهای جستجوی پیوستهای در پی واسطههای نجات، کارهای نیک و خدمتهایی -مانند پیوستن به صومعه- بود که شاید بخت کامیابی در آزمون الاهی را افزایش میداد، همچنین توسل به واسطههایی میان نفس گناهکار و خداوند قضاوتگر برای بخشایشخواهی که قدیس یا کشیش بود.
هنگامی که مارتین لوتر، راهب مسلک آگوستینوس، در روز ۳۱ اکتبر سال ۱۵۱۷ با انتشار ۹۵ تِزش در شهر ویتنبرگ و فرستادن متن آنها به آلبرشت براندنبورگ، بالاترین مقام آلمانی کلیسا در امپراتوری مقدس روم و اسقف اعظم شهرهای ماینتس و ماگدبورگ، رویهی اعطای آمرزش در کلیسا را به پرسش کشید، به پرسش محوری از هویت انسان، از جانب و در پیشگاه خداوند رسید. لوتر به این باور رسیده بود که آمرزش کلیسا، توبهی همیشگی و پیش روی هر مسیحی، یعنی بازگشت به گذران زندگیای سازگار با فرمانهای خداوند را بیمعنی و تهی میسازد. بهجای هدایت مسیحیان به راه بازماندهی ناجی مصلوب آنها، مسیح، آمرزش کلیسا تضمینهای فریبکارانه و آرامش خاطر دروغین به آنها میدهد. به باور او، اعطای بخشودگی به گناهکاران بیتوجه به حال درونی آنها، تنها بهدلیل دریافت آمرزشنامهای که رهایی از عذاب برزخی و ورود به ساحت رستگاری جاودانه را به گناهکار نسبت میدهد، انجیل را بیاعتبار میکند که رحمت نامشروط خداوند نسبت به گناهکاران مأیوس از سر دوری از پروردگار را مژده داده است.
اگرچه لوتر، راهب فقرگزیدهی آگوستینوسی، به هیچ وجه نخستین الاهیدانی نبود که به آمرزش کلیسا میتاخت، اما نقد او تأثیر بیمانندی را نوید میداد. چنین تأثیری، از یک سو به این دلیل بود که لوتر به روند آمرزش کلیسا اصطلاحاً «درونماندگار» حمله میکرد، یعنی از بطن فهم بنیادین ایمان مسیحی و موضع اخلاقی-مذهبی متناسب با آن در موضوع توبه. از سوی دیگر، دیدگاهها و تِزهای لوتر از راه چاپ کتاب، گسترش شتابانی یافتند که برای خود او نیز یکسره شگفتآور بود و همان اندیشهها بسیار سریع، درون آلمان و همچنین سایر کشورهای اروپایی پذیرش مییافتند....
—------
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/356408&rhash=eec6b76cb50965
لینک در سایت زمانه: https://www.radiozamaneh.com/356408
اینستاگرام زمانه: https://instagram.com/radiozamaneh
تلگرام زمانه: @radiozamaneh
🔴در انتهای این پست با لمس دکمه instant view در تلفنهمراه و یا تبلت خود این مقاله را به صورت کامل مطالعه کنید🔴
رادیو زمانه
تزهای مارتین لوتر و آغاز جنبش دینپیرایی
این مقاله که به مناسبت پانصدمین سالگرد رفورماسیون ترجمه شده، به سیر فکری لوتر، زمینه اجتماعی-سیاسی اندیشههای او و تأثیر اصلاح دینی بر آلمان و اروپا میپردازد.
قیام #مارتین_لوتر و پیامدهای آن، ۵۰۰ سالگی #رفورماسیون
موضوع این نوشته اختلافهای سیاسی بر سر خواست اصلاح دینی پس از قیام مارتین لوتر، تنشهای فرقهای ناشی از آن و پیامدهای سیاسی، تاریخی و اجتماعی آن است.
... مهمترین تأثیر اصلاح دینی این بود که به بسیاری از وابستگیها و تعهدهای برخاسته از سنت کاتولیک روم، آن هم از نوع دینی و عملی آن، پایان داد، محدودیتهای برآمده از قانون شرع برای مقامهای دنیوی و مراجع اجتماعی را برطرف کرد و با این کار، امکانهایی برای دسترسی به دستگاه کلیسا گشود که در تاریخ کلیسا تا پیش از آن زمان اندیشهناپذیر بودند.
کثرتیابی و کثرتآوری فرهنگ مسیحی اروپای لاتین که با اصلاح دینی پدیدار شد، زمینهی رقابت مذهبها را نیز فراهم کرد و به آموزش مذهبی مومنان عمق بخشید که دیگر باید در مسائل ایمانی نسبت به گذشته آگاهتر و پاسخگوتر میبودند. خوانش متنهای مذهبی به زبان ملی، بهویژه در مورد کتاب مقدس تأثیری غیرمستقیم بر مناسبات اجتماعی نیز داشت، مخصوصاً بر آموزش عمومی مردم. اگرچه نسخههای کتاب مقدس به زبان ملی از مدتها پیش در فهرست کتابهای ممنوع بودند، اما مذهب کاتولیک در وضعیتهای بسیاری پیرو خواست جمع بود، و مدرسههای نظری فرقهی یسوعیان که از نیمهی دوم قرن شانزدهم پایهگذاری شدند، به هیچ وجه از نظام مدرسههای بالاتر در شهرهای انجیلیمسلک (پروتستان) چیزی کم نداشتند. آموزش روبهرشد در بلندمدت، نیاز به مشارکت اجتماعی- سیاسی مردم را افزایش میداد. در آمریکای شمالی که بهویژه پروتستانهای محیطهای دگراندیش اروپا به آنجا مهاجرت کردند، این نوع زمینههای پسااصلاحی اروپای لاتین نخست توانستند محرک سریعتری برای گسترش دموکراسی، رواداری و توجه به حقوق بشر نسبت به خاستگاهشان در خود اروپا باشند که در آن، پیشینههای «قرون وسطایی» و منطقهایشان همچنان پابرجا بودند.
آزادی وجدان فردی، تصور نوعی برابری بنیادین و همشأنی انسانها، همچنین اندیشهی برخاسته از آن برای احترام دوجانبه و به رسمیت شناختن مداراجویانهی تفاوت، پیامدهای غیرمستقیم نظام ارزشیای هستند که در تصورات مذهبی دوران اصلاح دینی ریشه دارند و رفتهرفته به سنتهای فرهنگی و حقوقی تمدن غرب نفوذ کردهاند.
اصلاح دینی، فرد مومن را در نسبت شخصی نمایندگیناپذیرش با خداوند حمایت و مسئولیتپذیر کرد. اصلاحگران دینی، بهویژه لوتر، استوار در پی این هدف بودند که مسیح به مثابهی منجی «من» نوعی به رسمیت شناخته و باور به او حاصل شود، رحمت خداوند برای همین من جاری باشد و کتاب مقدس، کلام نجات من به گوش برسد و در ایمان من فردی جای بگیرد. این فردیتبخشی به انسان در پیوند با خداوند ممکن است غیرمستقیم فرایندهای اجتماعی فردگرایی را نیز تسهیل کرده باشد که به ویژگی مدرنیته غربی تبدیل شدهاند و تا امروز نیز به آن شکل میدهند.
◄◄◄متن کامل در سایت زمانه
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/356413&rhash=eec6b76cb50965
لینک در سایت زمانه: https://www.radiozamaneh.com/356413
اینستاگرام زمانه: https://instagram.com/radiozamaneh
تلگرام زمانه: @radiozamaneh
🔴در انتهای این پست با لمس دکمه instant view در تلفنهمراه و یا تبلت خود این مقاله را به صورت کامل مطالعه کنید🔴
موضوع این نوشته اختلافهای سیاسی بر سر خواست اصلاح دینی پس از قیام مارتین لوتر، تنشهای فرقهای ناشی از آن و پیامدهای سیاسی، تاریخی و اجتماعی آن است.
... مهمترین تأثیر اصلاح دینی این بود که به بسیاری از وابستگیها و تعهدهای برخاسته از سنت کاتولیک روم، آن هم از نوع دینی و عملی آن، پایان داد، محدودیتهای برآمده از قانون شرع برای مقامهای دنیوی و مراجع اجتماعی را برطرف کرد و با این کار، امکانهایی برای دسترسی به دستگاه کلیسا گشود که در تاریخ کلیسا تا پیش از آن زمان اندیشهناپذیر بودند.
کثرتیابی و کثرتآوری فرهنگ مسیحی اروپای لاتین که با اصلاح دینی پدیدار شد، زمینهی رقابت مذهبها را نیز فراهم کرد و به آموزش مذهبی مومنان عمق بخشید که دیگر باید در مسائل ایمانی نسبت به گذشته آگاهتر و پاسخگوتر میبودند. خوانش متنهای مذهبی به زبان ملی، بهویژه در مورد کتاب مقدس تأثیری غیرمستقیم بر مناسبات اجتماعی نیز داشت، مخصوصاً بر آموزش عمومی مردم. اگرچه نسخههای کتاب مقدس به زبان ملی از مدتها پیش در فهرست کتابهای ممنوع بودند، اما مذهب کاتولیک در وضعیتهای بسیاری پیرو خواست جمع بود، و مدرسههای نظری فرقهی یسوعیان که از نیمهی دوم قرن شانزدهم پایهگذاری شدند، به هیچ وجه از نظام مدرسههای بالاتر در شهرهای انجیلیمسلک (پروتستان) چیزی کم نداشتند. آموزش روبهرشد در بلندمدت، نیاز به مشارکت اجتماعی- سیاسی مردم را افزایش میداد. در آمریکای شمالی که بهویژه پروتستانهای محیطهای دگراندیش اروپا به آنجا مهاجرت کردند، این نوع زمینههای پسااصلاحی اروپای لاتین نخست توانستند محرک سریعتری برای گسترش دموکراسی، رواداری و توجه به حقوق بشر نسبت به خاستگاهشان در خود اروپا باشند که در آن، پیشینههای «قرون وسطایی» و منطقهایشان همچنان پابرجا بودند.
آزادی وجدان فردی، تصور نوعی برابری بنیادین و همشأنی انسانها، همچنین اندیشهی برخاسته از آن برای احترام دوجانبه و به رسمیت شناختن مداراجویانهی تفاوت، پیامدهای غیرمستقیم نظام ارزشیای هستند که در تصورات مذهبی دوران اصلاح دینی ریشه دارند و رفتهرفته به سنتهای فرهنگی و حقوقی تمدن غرب نفوذ کردهاند.
اصلاح دینی، فرد مومن را در نسبت شخصی نمایندگیناپذیرش با خداوند حمایت و مسئولیتپذیر کرد. اصلاحگران دینی، بهویژه لوتر، استوار در پی این هدف بودند که مسیح به مثابهی منجی «من» نوعی به رسمیت شناخته و باور به او حاصل شود، رحمت خداوند برای همین من جاری باشد و کتاب مقدس، کلام نجات من به گوش برسد و در ایمان من فردی جای بگیرد. این فردیتبخشی به انسان در پیوند با خداوند ممکن است غیرمستقیم فرایندهای اجتماعی فردگرایی را نیز تسهیل کرده باشد که به ویژگی مدرنیته غربی تبدیل شدهاند و تا امروز نیز به آن شکل میدهند.
◄◄◄متن کامل در سایت زمانه
https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/356413&rhash=eec6b76cb50965
لینک در سایت زمانه: https://www.radiozamaneh.com/356413
اینستاگرام زمانه: https://instagram.com/radiozamaneh
تلگرام زمانه: @radiozamaneh
🔴در انتهای این پست با لمس دکمه instant view در تلفنهمراه و یا تبلت خود این مقاله را به صورت کامل مطالعه کنید🔴
رادیو زمانه
قیام مارتین لوتر و پیامدهای آن
موضوع این نوشته اختلافهای سیاسی بر سر خواست اصلاح دینی پس از قیام مارتین لوتر، تنشهای فرقهای ناشی از آن و پیامدهای سیاسی، تاریخی و اجتماعی آن است.