Radio Zamaneh
15.9K subscribers
50.6K photos
3.8K videos
77 files
72.5K links
www.radiozamaneh.com
اخبار، گزارش، گفت‌وگو و تحلیل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و نظری

🔹دریافت فیلترشکن «سایفون» با ارسال ایمیل خالی به:
zamaneh@psiphon3.com

🔹ارتباط با زمانه:
Contact@radiozamaneh.com

🔹شناسه تلگرام برای تماس ضروری:
@RZmedia
Download Telegram
#سکولار شدن جامعه ایران و پدیده انزواجویی مذهبی‌ها
تریبون زمانه / محسن حسام مظاهری − چالشِ زیستِ مذهبی در چهارمین دهه‌ی حکومت دینی (به نقل از فیس‌بوک نویسنده)
«این یه رستورانه. فقط چادریا رو راه می‌دن. محیطش خیلی جالبه. خیلی آروم و معنویه. پرسنلشونم موقع آشپزی وضو دارن. این رستوران ویژه‌ی خانواده‌های مذهبیه و ورود خانم‌ها با چادره. این رستوران رو به دوستان مذهبی و خانم‌های محجبه معرفی کنید تا ان‌شالله کارشون رونق پیدا کنه و شعبه‌های دیگه هم در نقاط دیگه تهران افتتاح بشه».
این بخشی از تبلیغ یک رستوران تازه‌تأسیس در تهران است. تبلیغی که دیشب در یک گروه تلگرامی با کاربران مذهبی به آن برخوردم. چند سالی است که فضاهای اختصاصی برای مذهبی‌ها در حال تکثیر است. این تکثیر، در کنار منافع اقتصادی ـ که طبیعی است ـ، واجد دلالت‌های فرهنگی اجتماعی مهمی است. این‌ آگهی‌ها یک زنگ خطر را به صدا در‌آورده‌اند. ....
فکر می‌کردند دولت، اکسیری است جادویی که می‌شود با آن مدینه‌ی فاضله ساخت. چنین بود که به‌تدریج مذهبی‌ها دوباره در مواجهه با عرصه‌های عمومی احساس ناامنی کردند. این‌بار نه در یک حکومت غیردینی، بلکه در دل حکومت اسلامی.
در سال‌های اخیر، شدت‌گرفتن این ناامنی، به‌موازات عوامل دیگر مانند تقویت شکاف‌ها و تقابل‌های فرهنگی در جامعه ـ که آن‌ها هم تاحد زیادی محصول تنگناهای حکومت دینی اند ـ سبب شده است که بخشی از جامعه‌ی مذهبی‌ها احساس اقلیت‌بودگی کرده و به نسخه‌ی دهه‌های ۲۰ و ۳۰ بازگردند و دوباره سیاست بقا را در پیش گیرند. با این تفاوت مهم و معنادار که این‌بار مصادیق این سیاست، فراتر از مدارس است و همه‌ی دیگر فضاهای عمومی را شامل می‌شود. مذهبی‌ها، و مشخصاً مذهبی‌های جوان، و دقیق‌تر: مذهبی‌های جوانِ طبقات متوسط و بالای شهرهای بزرگ، در موقعیتی پراگماتیستی درحال تولید فضاهایی گرچه کوچک و محدود، ‌اما در عوض «آزاد» و «امن» برای خود هستند. کلونی‌هایی جدا از «دیگران». فضاهایی که نوعاً‌ با سبک زندگی، مصرف و زندگی روزمره‌‌شان مرتبط است. پیش‌تر مسجد و هیئت دو فضای اختصاصی برای مذهبی‌ها به‌شمار می‌رفت؛ اما حالا به این فهرست، آن‌ها کافه، رستوران، پارک، سینما، رسانه، شهربازی، استخر، مجتمع مسکونی، اداره، پاساژ و مرکز خرید را نیز افزوده‌اند. (در ادامه‌ی این مسیر هیچ بعید نیست که روزی به «مذهبی‌‌مال» هم برسیم؛ مشابه «مگامال» و «اطلس‌مال»).
رویه‌ای که من اسمش را می‌گذارم: «تکثیرِ خیابان ایران». مذهبی‌ها روز به روز دارند خرج‌شان را از جامعه بیش‌تر جدا می‌کنند. روز به روز «میدان» خودشان را کوچک‌تر می‌کنند (برخلاف آن‌که می‌پندارند درحال توسعه‌اش هستند.) ...
https://www.radiozamaneh.com/350902
—----------------------------------------------
◄ برای دریافت فیلترشکن «سایفون» زمانه، یک ایمیل خالی ارسال کنید به:
zamaneh@psiphon3.com
—---------------------------------------------—
◄ کانال زمانه در تلگرام:
https://telegram.me/radiozamaneh
◄ زمانه در اینستاگرام:
http://www.instagram.com/radiozamaneh
◄ زمانه در توئیتر
https://twitter.com/radiozamaneh
#محمدرضا_نیکفر: چرا باید نظام سیاسی #سکولار باشد؟ تأمل درباره قضیه برکناری نماینده زرتشتی #شورای_شهر_یزد

بخش دیدگاه زمانه/ محمدرضا نیکفر: #سپنتا_نیکنام، نماینده برگزیده مردم یزد برای عضویت در شورای این شهر را به حکم شرع کنار گذاشته‌اند. مردم رأی‌دهنده، صغیر و سفیه قلمداد شده‌اند و شورای نگهبان به عنوان تجسم عقل فقاهتی در مقام ولی یعنی سرپرست دخالت کرده و برای شهروندان تعیین تکلیف کرده است.
استناد شریعت‌مداران به قاعده فقهی "نفی سبیل" است که آن را به این آیه برمی‌گردانند: «...وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرینَ عَلَی الْمُؤْمِنینَ سَبیلاً»، یعنی خداوند هیچگاه کافران را بر مؤمنان چیره نمی‌کند، یا دقیق‌تر در موقعیت سلطه قرار نمی‌دهد. این موقعیت سلطه را فقها هم وجودی یا به اصطلاح تکوینی در نظر گرفته‌اند که منظور از آن برتری ذاتی مؤمن است (و لابد پاکی مؤمن و نجاست کافر هم از آن برمی‌خیزد)، و هم تشریعی که بار حُکمی و عملی دارد و مثلا در مورد سپنتا نیکنام کاربست آن این می‌شود که انتخاب او به عنوان نماینده "جعل سبیل" یعنی برقراری سلطه کافر بر مؤمن بوده، و حالا باید این جعل به حکم شرع و به صورت عملی نفی شود، یعنی او باید برکنار گردد، تا به این وسیله هم نظم الاهی کائنات به هم نخورد، و هم نظم نظامی دینی رعایت گردد.
آیه "نفی سبیل" از سوره "نسا" است که عنوان "تبعیض" هم شایسته آن است چون اساس یک نظام دینی در این سوره مدنی معرفی شده، نظامی که بنیادهای آن اعمال تبعیض در مورد زنان و دگراندیشان، تسلیم در برابر حاکم دینی و همراهی با او برای سلطه‌جویی در داخل و خارج است.
قاعده "نفی سبیل" – در تفسیر گستردهٴ مبتنی بر متن مبنایی آن یعنی سوره "نسا" در دو محور اعمال تبعیض بر زنان و دگراندیشان – اساس حکومت دینی را می‌سازد که اعتقاد بر لزوم فرمانروایی ارباب دین است. این قاعده ناظر است بر کلیت نظام و از طرف دیگر جزئیات کارکرد آن : اعمال تبعیض در مورد زنان، سرکوب دگراندیشان، برقراری سانسور، خودی و غیر خودی کردن – رویه‌ای که قضیه سپنتا نیکنام هم نمودی از آن است. قضیه عارضی نیست، از ذات حکومت دینی برمی‌خیزد و اگر در جایی دیده می‌شود که سخت‌گیری نمی‌شود، موضوع به مقاومت شهروندان برمی‌گردد.
چندی پیش مخالفت ولی فقیه با سند ۲۰۳۰ یونسکو خبرساز شد. این مخالفت هم ریشه در قاعده "نفی سبیل" دارد و مبنای آن این استدلال است که تصمیمات یک نهاد غیرمسلمان نباید برای مسلمانان "جعل سبیل" کند، یعنی بر آنان چیره شود...
موردهایی مثل مورد شورای شهر یزد درس‌هایی عملی برای مردم است. مهم این است که همگان ارتباط جنبه‌ها و پیامدهای مختلف قاعده سلطه دینی را دریابیم: دختری که در یزد مورد آزار گشت ارشاد قرار می‌گیرد، پیگرد دگراندیشان در این شهر، فساد دستگاه اداری آن، فقر و حاشیه‌نشینی، بیکاری و اجبار به تن دادن به بهره‌کشی شدید، حالت ناامیدی و افسردگی جوانان ... – اینها همه با برکناری نماینده زرتشی شهر و برکناری او با دیگر جلوه‌های تبعیض و ظلم و فساد در پیوندی تنگاتنگ در قالب نظام دینی هستند.
قاعده "نفی سبیل" یعنی برقراری این نظام، سکولار شدن یعنی برچیدن این نظام.

◄◄◄متن کامل در سایت زمانه


https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/364872&rhash=eec6b76cb50965

لینک در سایت زمانه: https://www.radiozamaneh.com/364872

اینستاگرام زمانه: https://instagram.com/radiozamaneh
تلگرام زمانه: @radiozamaneh

🔴در انتهای این پست با لمس دکمه instant view در تلفن‌همراه و یا تبلت خود این مقاله را به صورت کامل مطالعه کنید🔴
گرایش پررنگ #سکولار جنبش اعتراضی در ایران. مردان خدا باید خدایشان را بردارند و صحنه اقتدار دولتی را ترک کنند.

بخش دیدگاه زمانه / مهرداد صمدزاده: اعتراضات سراسری طبقات فرو دست ایران برعلیه نظام فاسد و سرکوبگرجمهوری اسلامی در هفته‌های اخیر موضوعات مهمی را برجسته ساخته است. یکی از این موضوعات ماهیت سکولار شعارهای سرداده شده از سوی مردم است که نفی کل نظام را رقم می‌زند. این گرایش سکولار و ساختارشکن نشان از چرخشی دارد که پس ازگذشت چهار دهه از سلطه اسلام‌گرایان بر حیات سیاسی ایران در نگرش بسیاری از مردم صورت گرفته است...
نین به نظر می‌آید که از بطن شعارهای سرداده شده صدایی به گوش میرسد که می‌گوید: دیگر زمان آن سپری گشته تا برای پیشبرد تحولات اجتماعی به تفسیر نوینی از دین دل خوش داشت. شعار "اصلاح طلب، اصولگرا دیگه تمومه ماجرا" تنها حاکی از بی اعتمادی مردم به دو جریان سیاسی حاکم بر کشور نیست؛ این شعار بیانگر یک بینش و فلسفه زندگی است که در آن خواسته‌های این جهانی بر وعده‌های واهی جهانی دیگر تقدم دارند. فهم این مطلب مشخصا ما را به اتخاذ استراتژی‌های سکولار فرا می‌خواند، چرا که تنها ازاین طریق می‌توان به جامعه‌ای سکولار مبتنی بر عدالت اجتماعی دست یافت. در این خصوص شعر مارگوت بیکل گویاست: "گاه آنچه ما را به حقیقت می‌رساند خود از حقیقت عاری ست، زیرا تنها حقیقت است که رهایی می‌بخشد." حقیقت ما اینک مردمی است به پا خاسته که محرک آنان فقر و احساس محرومیت، عدم آزادی‌های فردی و مدنی، و سرکوب سیستماتیک سیاسی و فرهنگی است. حقیقت ما اینک مردمی است که در برابر نابرابری‌های اجتماعی، تبعیضات جنسی، قومی و مذهبی، محدودیت‌های جغراقیایی و منطقه ای، و فساد رایج در رژیم ولایت فقیه دست به عصیان زده‌اند.

دیگر نمی‌توان برای رهایی از چنین رژیمی دست به دامن نو اندیشان دینی شد تا به همت و یاری آنان خدای قاهر را از میان برداشت و خدایی راحم را جایگزین آن ساخت. دیگر نمی‌توان از سخنان امثال سید عبدالکریم سروش و محسن کدیور به وجد درآمد با این امید که خوانش آنان از اسلام به ترویج نوع رحمانی آن خواهد انجامید؛ یا اینکه در لا بلای کلمات قصار امام محمد غزالی به کاوش پرداخت تا شاید نشانی از تفکیک دین از سیاست یافت این نگرش که در چند سال گذشته بر اذهان بخشی از روشنفکران (سکولار) ایرانی غالب گشته بیش از هر چیزنشانگر انفعال سیاسی آنان است. بی دلیل نیست که نو اندیشان دینی به نیابت از طرف طیفی وسیع از روشنفکران ایران، اما به سبک و سیاق خود، جامعه و فرهنگی را برای کشور تصویر نموده‌اند که نهایتا به استمرار حکومت اسلامی می‌انجامد.
طنین شعارهای اعتراضی مردم ایران یادآورفریادهای مرد دیوانه فرید ریش نیچه است که در میدان شهر مرگ خدا را اعلام می‌دارد: "خدا کجاست. ما او را کشته ایم – شما و من. ما همگی قاتل اوئیم..."[1] اینک به نظر می‌آید که مردم ایران نه تنها عرصه را بر خدای قهار تنگ نموده اند، بلکه برآنند تا خدا را کلّا از میدان سیاست به در کنند. در نگاه آنان خدای زشت و خشن و خدای بزک شده یکی ست، و هر دوبه یک نسبت سد راه رهایی اشان از فقر و بندگی است. شعار "رضا شاه روحت شاد" بیش از هر چیز حاکی از احساس نوستا لژیک مردمی است برای باز آفریدن گذشته‌ای که در آن خدایان دین و مذهب به حاشیه رانده شده بودند. این شعار آرزویی است برای ظهور مجدد قدرتی که خدا و نمایندگان فاسد وسرکوبگرش را از صحنه سیاست بیرون کند. بی گمان این خواست بیانگر چرخشی است انقلابی به سوی جامعه‌ای سکولار، هرچند در قالبی واپسگرا...

◄◄◄متن کامل در سایت زمانه
—------


https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/377117&rhash=eec6b76cb50965

لینک در سایت زمانه: https://www.radiozamaneh.com/377117

اینستاگرام زمانه: https://instagram.com/radiozamaneh
تلگرام زمانه: @radiozamaneh

🔴در انتهای این پست با لمس دکمه instant view در تلفن‌همراه و یا تبلت خود این مقاله را به صورت کامل مطالعه کنید🔴
مشروطه‌طلبی و خیزش مردم

آیا حکومت #پهلوی به راستی #سکولار بود؟ روحانیت را کنترل می‌کردند، در عین حال تقویت‌شان هم می‌کردند؟ مردم آزادی و عدالت می‌خواهند. آیا آزادی و عدالت با سنت سلطنت همخوانی دارد؟ #سلطنت‌طلبان جدید دچار کوری تاریخی شده‌اند

بخش دیدگاه زمانه / حمید نامی:
از متن مقاله:
... آقای دکتر احمدی نه به صراحت بلکه تلویحا محمد رضا پهلوی را هم بقیه السیف انقلاب مشروطیت می‌داند و می‌گوید در پی تحقق کامل آرمان‌های مشروطیت روشنفکران می‌بایست با حکومت و علیه ارتجاع و عقب ماندگی یعنی علیه روحانیت و تفکر دینی همدست می‌شدند نه اینکه پشت سر روحانیت راه بیافتند و به آنها اقتداع کنند. به عبارت دیگر، رامین احمدی حکومت محمد رضاشاه را ضد ملایان و ضد هویت دینی می‌داند. آیا این برداشت نسبتی با واقعیت دارد؟
رامین احمدی در نظر نگرفته است که شاه در سال ۱۳۳۲، وقتی کارش با محمد مصدق بالاگرفت، با آیت الله کاشانی وارد معامله شد و امثال طیب و شعبان جعفری و بسیاری از لومپن‌ها به اشاره کاشانی به خیابان آمدند. لابد نخوانده است که شاه بعد از کودتا به قم رفت‌، با آیت الله بروجردی دیدار کرد و یا بسیاری از علما را در تهران به حضور پذیرفت. لابد پیام تبریک نواب صفوی به شاه به مناسبت پیروزی در کودتا را ندیده است. لابد نمی‌داند که در طی ۳۷ سال حکومت شاه بیش از هزار مسجد با حمایت و مشارکت دولت ساخته شد. لابد حاجی شدن شاه و زیارت هرساله حرم امام رضا در مشهد را متوجه نشده است. چیزی درباره مراسم شکرگزاری شاه بعد از سوء قصد در کاخ مرمر و ادعای خواب نماشدن او در کتاب «ماموریت برای وطنم» و سایر ادعاهای مشابه شاهانه نخوانده است. از حمایت های فرخ پهلوی ازهنرمندانی که به سبک سقاخانه ای معروف شدند و در آن ایده های بازگشت به خویشتن بازتولید شده بودند چیزی نشنیده است. لابد از وجود مشاورانی مثل احسان نراقی ، سید حسن نصر و تئوریسین هایی مثل داریوش شایگان که تئوری بازگشت به خویشتن (ایرانی- اسلامی – آسیایی) و «آنچه خود داشت» را صورت‌بندی می‌کردند بی‌اطلاع است.
رامین احمدی همچنین لابد نمی‌داند که با حمایت دولت در بسیاری از کارخانه‌ها از جمله در کارخانه سیمان دورود و سیمان آبیک مرکز نشر اندیشه‌های اسلامی دایر بود و جزوات دینی بین کارگران پخش می‌کردند و مراسم روضه‌خوانی برگزار می‌شد. لابد یادشان رفته که شاه هرسال درعصرعاشورا در مسجد سپهسالار در مراسم سوگواری امام سوم حاضر می‌شد و اشکی می‌ریخت.
احمدی لابد فیلم‌های سینمایی دوران شاه را ندیده که تمام آنها بر پایه اخلاقیات و هویت دینی ساخته می‌شد و در صدها سالن سینما هر روز هفت بار دفاع از غیرت و ناموس و مردانگی وماترک لوطی های دوران قاجار را آموزش می‌دادند؛ و نشنیده است که در ماه رمضان رعایت شعائر دین الزامی می‌شد و پاسبان های کلانتری در نقش محتسب ظاهر می‌شدند، درست همانطور که الان و در اینجا عمل می‌کنند...
بر عکس تصور سلطنت‌طلبان کهنه و نو، آنچه باعث سرنگونی حکومت شاه و حاکم شدن روحانیت شد، نه حمایت روشنفکران از روحانیت بلکه تقویت روحانیت توسط حکومت شاه بود. شاه روحانیت ونهادهای دینی را از ترس قدرت گرفتن نیروهای چپ تقویت کرد. تقویت خرافه‌پرستی که شاه‌دوستی بارزترین نماد آن بود بزرگترین خدمت شاه به روحانیان بود. شاه همانند روحانیان از اندیشه مدرن واز دگر اندیشی و از فضای باز سیاسی واهمه داشت. او مدرن بودن را در داشتن اسلحه مدرن و امکانات زندگی مدرن می‌دید و از قضا در این نگرش با روحانیت حاکم بر ایران هم نظر بود...
مردم علیه تبعیض و بی‌عدالتی به پا خواسته‌اند. خواست تاریخی عدالت و آزادی با سنت سلطنت چه با تاج چه با عمامه منافات دارد. سلطنت‌طلبان نو قدرت‌گیری روحانیت را به حساب خطای روشنفکران در بی‌توجهی به شناخت تاریخی از روحانیت می‌دانند. کسانی که این گونه بر تجربیات تاریخی توجه دارند، در مورد "سلطنت" چه می‌گویند؟ گیریم که علما را کم می‌شناختیم، شاهان را هم کم می‌شناسیم؟

متن کامل در سایت زمانه



https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/381655&rhash=eec6b76cb50965

لینک در سایت زمانه: https://www.radiozamaneh.com/381655

اینستاگرام زمانه: https://instagram.com/radiozamaneh
تلگرام زمانه: @radiozamaneh

🔴در انتهای این پست با لمس دکمه instant view در تلفن‌همراه و یا تبلت خود این مقاله را به صورت کامل مطالعه کنید🔴