⚖️ دوازدهمین روز از دادگاه #حمید_نوری
◾️همایون کاویان ادامه میدهد:
مدتی بعد ناصریان و #حمید_نوری آمدند و گفتند: «حالا فهمیدید چه خبر است؟ امام حکم داده تکتکتان را بکشیم. حالا بروید نمازهایتان را بخوانید، روزههایتان را بگیرید، اسمهایتان را روی وسایلتان بنویسید و …
همایون کاویانی میگوید که بعد به بند برگردانده شدهاند و به همبندیها گفتهاند که اعدامها در جریان است. #هایون_کاویانی در پاسخ به دادستان که از او درباره تاریخها میپرسد، میگوید تمام تلاشش را کرده است تا هیچ تاریخی را به ذهن نسپرد چون رجوع به هر تاریخ اینچنینیای باعث آزارش میشود.
◾️کاویانی در ادامه میگوید وقتی از نزد هیأت مرگ بیرون آمده همان نزدیک در نشسته تا فرم مورد نظر هیأت را بنویسد و همین، به او فرصت داده تا چشمبند را کمی بالا بزند: «ناصریان و عباسی (#حمید_نوری) تنها کسانی بودند که آنجا لباس شخصی داشتند و میرفتند و میآمدند.
◾️او در ادامه میگوید در تمام سالهایی که زندان بوده چنین رفت و آمدی میان پاسدارها و شلوغی و حضور زندانیان را ندیده بوده.
کاویانی میگوید که ناصریان و عباسی پروندههایی به دست داشتهاند و میگفتهاند این را بیاورید و آن را ببرید. اینها را ببرید سلولشان و …
◾️#همایون_کاویانی در ادامه شهادتش در دادگاه #حمید_نوری میگوید که نمیدانسته چه خبر است و دلیل شلوغیها چیست، خبر از هیأت مرگ نداشته و بعدا فهمیده که جریان چیست و چه اتفاقی دارد میافتد.
او میگوید که پیش از رفتن نزد هیأت مرگ مدت طولانیای در “راهروی مرگ” نبوده است.
◾️دادستان میپرسد که پس از خروج از اتاق هیأت مرگ چطور؟
#همایون_کاویانی: من را حدود ساعت ۹ بردند و وقتی برگشتیم آمدند و ناهار دادند که زیاد آمده بود.
◾️#همایون_کاویانی میگوید که هیأت مرگ پرونده هواداران سازمان مجاهدین را باز گذاشته بوده و حتی برای برخی از آنان در شهریور ماه ۶۷ هم “دادگاه” تشکیل دادهاند.
او میگوید که بعد از صحبتهای ناصریان، او و دیگر زندانیان نامهایشان را روی پارچه نوشته و به ساکهایشان دوختهاند.
◾️کاویانی در ادامه به شرح فضای حاکم بر زندان گوهردشت پس از اعدامها میپردازد: «ما در برخورد با هم گریه میکردیم …. دوستانمان را از دست داده بودیم.»
او درباره رامین قاسمی، یکی از دوستان زندانیاش میگوید: «وقتی آزاد شدم به خانهشان رفتم. جایی بود که رامین خودنویسش را جوهر کرده بود و جوهر پاشیده بود به دیوار. آن خانه را رنگ کرده بودند اما آن نقطه را که جوهر پاشیده بود گذاشته بودند همانطور بماند.»
#همایون_کاویانی نام دیگر زندانیانی که میشناخته و اعدام شدهاند با بغض و گریه بر زبان میآورد.
◾️او درباره محمود زکی توضیح میدهد:
«سه برادر بودند و هر سه زندانی. من تا وقتی آزاد شدم پیش دو برادر محمود زکی بودم.»
#همایون_کاویانی سپس درباره نعمت اقبالی صحبت میکند و میگوید که با او در زندان گوهردشت همبند بوده تا وقتی که او اعدام شده است.
@RadioZamaneh رادیو زمانه
◾️همایون کاویان ادامه میدهد:
مدتی بعد ناصریان و #حمید_نوری آمدند و گفتند: «حالا فهمیدید چه خبر است؟ امام حکم داده تکتکتان را بکشیم. حالا بروید نمازهایتان را بخوانید، روزههایتان را بگیرید، اسمهایتان را روی وسایلتان بنویسید و …
همایون کاویانی میگوید که بعد به بند برگردانده شدهاند و به همبندیها گفتهاند که اعدامها در جریان است. #هایون_کاویانی در پاسخ به دادستان که از او درباره تاریخها میپرسد، میگوید تمام تلاشش را کرده است تا هیچ تاریخی را به ذهن نسپرد چون رجوع به هر تاریخ اینچنینیای باعث آزارش میشود.
◾️کاویانی در ادامه میگوید وقتی از نزد هیأت مرگ بیرون آمده همان نزدیک در نشسته تا فرم مورد نظر هیأت را بنویسد و همین، به او فرصت داده تا چشمبند را کمی بالا بزند: «ناصریان و عباسی (#حمید_نوری) تنها کسانی بودند که آنجا لباس شخصی داشتند و میرفتند و میآمدند.
◾️او در ادامه میگوید در تمام سالهایی که زندان بوده چنین رفت و آمدی میان پاسدارها و شلوغی و حضور زندانیان را ندیده بوده.
کاویانی میگوید که ناصریان و عباسی پروندههایی به دست داشتهاند و میگفتهاند این را بیاورید و آن را ببرید. اینها را ببرید سلولشان و …
◾️#همایون_کاویانی در ادامه شهادتش در دادگاه #حمید_نوری میگوید که نمیدانسته چه خبر است و دلیل شلوغیها چیست، خبر از هیأت مرگ نداشته و بعدا فهمیده که جریان چیست و چه اتفاقی دارد میافتد.
او میگوید که پیش از رفتن نزد هیأت مرگ مدت طولانیای در “راهروی مرگ” نبوده است.
◾️دادستان میپرسد که پس از خروج از اتاق هیأت مرگ چطور؟
#همایون_کاویانی: من را حدود ساعت ۹ بردند و وقتی برگشتیم آمدند و ناهار دادند که زیاد آمده بود.
◾️#همایون_کاویانی میگوید که هیأت مرگ پرونده هواداران سازمان مجاهدین را باز گذاشته بوده و حتی برای برخی از آنان در شهریور ماه ۶۷ هم “دادگاه” تشکیل دادهاند.
او میگوید که بعد از صحبتهای ناصریان، او و دیگر زندانیان نامهایشان را روی پارچه نوشته و به ساکهایشان دوختهاند.
◾️کاویانی در ادامه به شرح فضای حاکم بر زندان گوهردشت پس از اعدامها میپردازد: «ما در برخورد با هم گریه میکردیم …. دوستانمان را از دست داده بودیم.»
او درباره رامین قاسمی، یکی از دوستان زندانیاش میگوید: «وقتی آزاد شدم به خانهشان رفتم. جایی بود که رامین خودنویسش را جوهر کرده بود و جوهر پاشیده بود به دیوار. آن خانه را رنگ کرده بودند اما آن نقطه را که جوهر پاشیده بود گذاشته بودند همانطور بماند.»
#همایون_کاویانی نام دیگر زندانیانی که میشناخته و اعدام شدهاند با بغض و گریه بر زبان میآورد.
◾️او درباره محمود زکی توضیح میدهد:
«سه برادر بودند و هر سه زندانی. من تا وقتی آزاد شدم پیش دو برادر محمود زکی بودم.»
#همایون_کاویانی سپس درباره نعمت اقبالی صحبت میکند و میگوید که با او در زندان گوهردشت همبند بوده تا وقتی که او اعدام شده است.
@RadioZamaneh رادیو زمانه