⚖️ دوازدهمین روز از دادگاه #حمید_نوری
◾️دوازدهمین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامهای حمید نوری (با نام مستعار حمید عباسی) در دادگاه استکهلم (سالن ۳۷) روز دوشنبه ۶ سپتامبر/ ۱۵ شهریور آغاز شده است. در جلسه امروز همایون کاویانی به عنوان شاکی و شاهد، شهادت میدهد.
◾️جلسه به این ترتیب پیش میرود:
ابتدا وکیل مدافع کاویانی او را به دادگاه معرفی میکند. سپس دادستان به طرح پرسشهایش میپردازد و بعد هم دیگر وکیلان مدافع ممکن است از او سوالاتی را بپرسند.
◾️همایون کاویانی در ۱۷ سالگی به اتهام هواداری سازمان مجاهدین خلق بازداشت و به حبس ابد محکوم شده اما بعدتر آزاد شده است.
به گفته وکیل مدافع #همایون_کاویانی او یک بار نزد «هیأت مرگ» برده شده و در «راهروی مرگ» هم بوده است. کاویانی را که بزرگشده تهران است و درس اقتصاد خوانده، خود #حمید_نوری نزد هیأت مرگ برده. او از سال ۲۰۰۸ در سوئیس زندگی میکند و به دنبال تجربه زندان، پس از مدتی امکان کار کردن را از دست داده و نیازمند مراقبت پرشکی و روانپزشکی است.
…
◾️این اطلاعاتیست که از سوی وکیل مدافع همایون کاویانی ارائه میشود. پس از صحبتهای او، دادستان، کریستینا کارلسون، گفتوگو با کاویانی را آغاز میکند.
او از این شاکی هم مثل شاکیان قبلی میخواهد میان گفتهها و شنیدههایش تفکیک قائل شود.
◾️همایون کاویانی: ۳۰ خرداد سال ۶۰ حوالی میدان فردوسی دستگیر شدم؛ به دنبال شرکت در تظاهرات. ۱۶-۱۷ ساله بودم. تظاهرات را سازمان مجاهدین برگزار کرده بود برای حمایت از رئیسجمهور وقت، بنیصدر که با رژیم درگیر بود.
◾️من حکم حبس ابد قطعی گرفتم و این حکم حدود اسفند سال ۶۰ در زندان قزلحصار به من ابلاغ شد. یک برگه کاغذ که به این دادگاه هم ارائهاش دادهام:
من را صدا زدند جایی که میگفتند مسجد، یک پاسدار برای من حکم را خواند. گفتم من یک برگهای داشته باشم. گوشه یک کاغذ را کند و روی آن نوشت.
[دادستان برگه مورد نظر را به حاضران نشان میدهد]
@RadioZamaneh رادیو زمانه
◾️دوازدهمین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامهای حمید نوری (با نام مستعار حمید عباسی) در دادگاه استکهلم (سالن ۳۷) روز دوشنبه ۶ سپتامبر/ ۱۵ شهریور آغاز شده است. در جلسه امروز همایون کاویانی به عنوان شاکی و شاهد، شهادت میدهد.
◾️جلسه به این ترتیب پیش میرود:
ابتدا وکیل مدافع کاویانی او را به دادگاه معرفی میکند. سپس دادستان به طرح پرسشهایش میپردازد و بعد هم دیگر وکیلان مدافع ممکن است از او سوالاتی را بپرسند.
◾️همایون کاویانی در ۱۷ سالگی به اتهام هواداری سازمان مجاهدین خلق بازداشت و به حبس ابد محکوم شده اما بعدتر آزاد شده است.
به گفته وکیل مدافع #همایون_کاویانی او یک بار نزد «هیأت مرگ» برده شده و در «راهروی مرگ» هم بوده است. کاویانی را که بزرگشده تهران است و درس اقتصاد خوانده، خود #حمید_نوری نزد هیأت مرگ برده. او از سال ۲۰۰۸ در سوئیس زندگی میکند و به دنبال تجربه زندان، پس از مدتی امکان کار کردن را از دست داده و نیازمند مراقبت پرشکی و روانپزشکی است.
…
◾️این اطلاعاتیست که از سوی وکیل مدافع همایون کاویانی ارائه میشود. پس از صحبتهای او، دادستان، کریستینا کارلسون، گفتوگو با کاویانی را آغاز میکند.
او از این شاکی هم مثل شاکیان قبلی میخواهد میان گفتهها و شنیدههایش تفکیک قائل شود.
◾️همایون کاویانی: ۳۰ خرداد سال ۶۰ حوالی میدان فردوسی دستگیر شدم؛ به دنبال شرکت در تظاهرات. ۱۶-۱۷ ساله بودم. تظاهرات را سازمان مجاهدین برگزار کرده بود برای حمایت از رئیسجمهور وقت، بنیصدر که با رژیم درگیر بود.
◾️من حکم حبس ابد قطعی گرفتم و این حکم حدود اسفند سال ۶۰ در زندان قزلحصار به من ابلاغ شد. یک برگه کاغذ که به این دادگاه هم ارائهاش دادهام:
من را صدا زدند جایی که میگفتند مسجد، یک پاسدار برای من حکم را خواند. گفتم من یک برگهای داشته باشم. گوشه یک کاغذ را کند و روی آن نوشت.
[دادستان برگه مورد نظر را به حاضران نشان میدهد]
@RadioZamaneh رادیو زمانه
⚖️ دوازدهمین روز از دادگاه #حمید_نوری
◾️دادستان از #همایون_کاویانی میپرسد جرمت چه بود که به حبس ابد محکوم شدی؟
کاویانی: من در یک دادگاه که ۱۰ دقیقه هم طول نکشید سه عنوان اتهامی داشتم: شرکت در تظاهرات، هواداری مجاهدین، مخالفت با جمهوری اسلامی.
◾️او بعد درباره انتقالش از زندان قزلحصار به زندان گوهردشت در سال ۶۵ توضیح میدهد و درباره مقامات زندان گوهردشت توضیح میدهد. در میان نامها او به ناصریان (نام مستعار محمد مقیسه) اشاره میکند. او میگوید که مدتی بعد نام فردی به نام “عرب” را هم شنیده اما برخوردی با او نداشته است: «بیشتر برخورد من با ناصریان بود و #حمید_عباسی.»
◾️#همایون_کاویانی در ادامه به جایگاه و اهمیت این افراد اشاره میکند و شرح میدهد که این افراد چه نقشی داشتهاند. او میگوید که سال ۶۶ #حمید_نوری را دیده و او را به عنوان دستیار و دست راست ناصریان میشناخته است.
او به “پاسدار”های دیگر هم اشاره میکند و میگوید که از میان آنان [داود] لشکری اهمیت بیشتری و جایگاه بالاتری داشته است. او میگوید که این پاسدارها لباسهای سبز میپوشیدهاند اما ناصریان و عباسی (#حمید_نوری) لباسهای شخصی (شهری) میپوشیدهاند.
دادستان از #همایون_کاویانی میخواهد اولین برخوردش را با حمید عباسی شرح دهد.
◾️همایون کاویانی: ناصریان آمد و گفت که برادر عباسی (#حمید_نوری) دست راست من است و اگر من نبودم و موضوعی بود شما به او مراجعه میکنید.
او میگوید که ناصریان این موضوع را به اطلاع زندانیان بند (شاید بند یک) رساند. دادستان از #همایون_کاویانی میخواهد بگوید وظایف این افراد چه بوده؟
همایون کاویانی: جان ما دست این افراد بود. دوستان من زیر کابلی که اینها میزدند له میشدند. پروندهسازی دوباره میکردند میفرستادند اوین برای تجدید دادگاه و تیرباران. هیچ قانون انسانیای حاکم نبود.
◾️#همایون_کاویانی میگوید مدتها فکش شکسته بوده و حتی یک لوله خودکار به او نمیدادهاند: من یک لوله خودکار به دست آورده بودم، قند بچهها را جمع میکردم و آب قند میخوردم: «حتی خانوادههای ما در امان نبودند. پدر من را آورده بودند توی زندان گوهردشت کتک زدند.»
◾️دادستان در ادامه با اشاره به کتابهای #ایرج_مصداقی، نقشهای را به #همایون_کاویانی نشان میدهد و از او میپرسد که آیا کتابهای مصداقی را خوانده است؟
◾️کاویانی: کتابها را راستش نخواندم چون از یادآوری خاطرهها اذیت میشدم.
دادستان در ادامه بر اساس همان نقشه از کاویانی میخواهد در صورت امکان مکان خود را در زندان گوهردشت روشن کند.
#همایون_کاویانی تلاش میکند تا این کار را انجام دهد اما میگوید که این نقشه کامل نیست: «من در بند یک همین ساختمان که نوشته شده شماره یک بودم. طبقه سوم فکر میکنم. تا تیر ماه سال ۶۷ که ما را بردند به جای دیگر.»
@RadioZamaneh رادیو زمانه
◾️دادستان از #همایون_کاویانی میپرسد جرمت چه بود که به حبس ابد محکوم شدی؟
کاویانی: من در یک دادگاه که ۱۰ دقیقه هم طول نکشید سه عنوان اتهامی داشتم: شرکت در تظاهرات، هواداری مجاهدین، مخالفت با جمهوری اسلامی.
◾️او بعد درباره انتقالش از زندان قزلحصار به زندان گوهردشت در سال ۶۵ توضیح میدهد و درباره مقامات زندان گوهردشت توضیح میدهد. در میان نامها او به ناصریان (نام مستعار محمد مقیسه) اشاره میکند. او میگوید که مدتی بعد نام فردی به نام “عرب” را هم شنیده اما برخوردی با او نداشته است: «بیشتر برخورد من با ناصریان بود و #حمید_عباسی.»
◾️#همایون_کاویانی در ادامه به جایگاه و اهمیت این افراد اشاره میکند و شرح میدهد که این افراد چه نقشی داشتهاند. او میگوید که سال ۶۶ #حمید_نوری را دیده و او را به عنوان دستیار و دست راست ناصریان میشناخته است.
او به “پاسدار”های دیگر هم اشاره میکند و میگوید که از میان آنان [داود] لشکری اهمیت بیشتری و جایگاه بالاتری داشته است. او میگوید که این پاسدارها لباسهای سبز میپوشیدهاند اما ناصریان و عباسی (#حمید_نوری) لباسهای شخصی (شهری) میپوشیدهاند.
دادستان از #همایون_کاویانی میخواهد اولین برخوردش را با حمید عباسی شرح دهد.
◾️همایون کاویانی: ناصریان آمد و گفت که برادر عباسی (#حمید_نوری) دست راست من است و اگر من نبودم و موضوعی بود شما به او مراجعه میکنید.
او میگوید که ناصریان این موضوع را به اطلاع زندانیان بند (شاید بند یک) رساند. دادستان از #همایون_کاویانی میخواهد بگوید وظایف این افراد چه بوده؟
همایون کاویانی: جان ما دست این افراد بود. دوستان من زیر کابلی که اینها میزدند له میشدند. پروندهسازی دوباره میکردند میفرستادند اوین برای تجدید دادگاه و تیرباران. هیچ قانون انسانیای حاکم نبود.
◾️#همایون_کاویانی میگوید مدتها فکش شکسته بوده و حتی یک لوله خودکار به او نمیدادهاند: من یک لوله خودکار به دست آورده بودم، قند بچهها را جمع میکردم و آب قند میخوردم: «حتی خانوادههای ما در امان نبودند. پدر من را آورده بودند توی زندان گوهردشت کتک زدند.»
◾️دادستان در ادامه با اشاره به کتابهای #ایرج_مصداقی، نقشهای را به #همایون_کاویانی نشان میدهد و از او میپرسد که آیا کتابهای مصداقی را خوانده است؟
◾️کاویانی: کتابها را راستش نخواندم چون از یادآوری خاطرهها اذیت میشدم.
دادستان در ادامه بر اساس همان نقشه از کاویانی میخواهد در صورت امکان مکان خود را در زندان گوهردشت روشن کند.
#همایون_کاویانی تلاش میکند تا این کار را انجام دهد اما میگوید که این نقشه کامل نیست: «من در بند یک همین ساختمان که نوشته شده شماره یک بودم. طبقه سوم فکر میکنم. تا تیر ماه سال ۶۷ که ما را بردند به جای دیگر.»
@RadioZamaneh رادیو زمانه
⚖️ دوازدهمین روز از دادگاه #حمید_نوری
◾️#همایون_کاویانی در ادامه به سالنها و بندهایی که در زندان گوهردشت در آنها نگهداری شده اشاره میکند.
دادستان از او میخواهد درباره آن انتقال در تیر ماه ۶۷ توضیح دهد.
او میگوید که یک روز ناصریان و عباسی آمدند گفتند وسایلتان را جمع کنید، میروید جای دیگر.
◾️بچهها اعتراض کردند و آنها گفتند که این جابهجایی به دلیل تعمیرات است. وقتی روشن میشود که قرار است #همایون_کاویانی و همبندیهایش را به کجا منتقل کنند، اعتراضها شدیدتر میشود. کاویانی در این روند به کتک خوردن یک زندانی به نام مهدی فریدونی در حیاط اشاره میکند.
◾️#همایون_کاویانی: موقعی که ما را به ساختمانی که در نقشه با شماره ۲۰ مشخص شده منتقل کردند، بچهها اعتراض داشتند…
(چون مکان مورد نظر کاویانی روی نقشه برای رئیس دادگاه مشخص نمیشود، تنفس اعلام میکند تا “خودکار لیزی” تهیه کنند و کاویانی با آن مکان/مکانهای مورد نظرش را نشان دهد)
◾️دادگاه #حمید_نوری پس از تنفس از سر گرفته میشود و #همایون_کاویانی از مواجههاش با هیأت مرگ میگوید. اینکه حسینعلی نیری به او میگوید مادرش مریض است و خوب است که او برود سراغ زندگیاش
◾️کاویانی: بیرون اتاق بودم صدای عباسی (#حمید_نوری) میآمد که میگفت اینها را ببر بندشان اینها را ببر بندشان…
من خوشحال میشدم. فکر میکردم که اینها را میبرند بند. یک زندانی بود حسین نام که از اوین آمده بود. گفت نوشتید کاغذ را. من گفتم بله، من نوشتم. بقیه هم گفتند نوشتند. آن زندانی گفت اینها برای اعدام است. من از اوین آمدهام. دارند همینطور اعدام میکنند.
@RadioZamaneh رادیو زمانه
◾️#همایون_کاویانی در ادامه به سالنها و بندهایی که در زندان گوهردشت در آنها نگهداری شده اشاره میکند.
دادستان از او میخواهد درباره آن انتقال در تیر ماه ۶۷ توضیح دهد.
او میگوید که یک روز ناصریان و عباسی آمدند گفتند وسایلتان را جمع کنید، میروید جای دیگر.
◾️بچهها اعتراض کردند و آنها گفتند که این جابهجایی به دلیل تعمیرات است. وقتی روشن میشود که قرار است #همایون_کاویانی و همبندیهایش را به کجا منتقل کنند، اعتراضها شدیدتر میشود. کاویانی در این روند به کتک خوردن یک زندانی به نام مهدی فریدونی در حیاط اشاره میکند.
◾️#همایون_کاویانی: موقعی که ما را به ساختمانی که در نقشه با شماره ۲۰ مشخص شده منتقل کردند، بچهها اعتراض داشتند…
(چون مکان مورد نظر کاویانی روی نقشه برای رئیس دادگاه مشخص نمیشود، تنفس اعلام میکند تا “خودکار لیزی” تهیه کنند و کاویانی با آن مکان/مکانهای مورد نظرش را نشان دهد)
◾️دادگاه #حمید_نوری پس از تنفس از سر گرفته میشود و #همایون_کاویانی از مواجههاش با هیأت مرگ میگوید. اینکه حسینعلی نیری به او میگوید مادرش مریض است و خوب است که او برود سراغ زندگیاش
◾️کاویانی: بیرون اتاق بودم صدای عباسی (#حمید_نوری) میآمد که میگفت اینها را ببر بندشان اینها را ببر بندشان…
من خوشحال میشدم. فکر میکردم که اینها را میبرند بند. یک زندانی بود حسین نام که از اوین آمده بود. گفت نوشتید کاغذ را. من گفتم بله، من نوشتم. بقیه هم گفتند نوشتند. آن زندانی گفت اینها برای اعدام است. من از اوین آمدهام. دارند همینطور اعدام میکنند.
@RadioZamaneh رادیو زمانه
⚖️ دوازدهمین روز از دادگاه #حمید_نوری
◾️همایون کاویان ادامه میدهد:
مدتی بعد ناصریان و #حمید_نوری آمدند و گفتند: «حالا فهمیدید چه خبر است؟ امام حکم داده تکتکتان را بکشیم. حالا بروید نمازهایتان را بخوانید، روزههایتان را بگیرید، اسمهایتان را روی وسایلتان بنویسید و …
همایون کاویانی میگوید که بعد به بند برگردانده شدهاند و به همبندیها گفتهاند که اعدامها در جریان است. #هایون_کاویانی در پاسخ به دادستان که از او درباره تاریخها میپرسد، میگوید تمام تلاشش را کرده است تا هیچ تاریخی را به ذهن نسپرد چون رجوع به هر تاریخ اینچنینیای باعث آزارش میشود.
◾️کاویانی در ادامه میگوید وقتی از نزد هیأت مرگ بیرون آمده همان نزدیک در نشسته تا فرم مورد نظر هیأت را بنویسد و همین، به او فرصت داده تا چشمبند را کمی بالا بزند: «ناصریان و عباسی (#حمید_نوری) تنها کسانی بودند که آنجا لباس شخصی داشتند و میرفتند و میآمدند.
◾️او در ادامه میگوید در تمام سالهایی که زندان بوده چنین رفت و آمدی میان پاسدارها و شلوغی و حضور زندانیان را ندیده بوده.
کاویانی میگوید که ناصریان و عباسی پروندههایی به دست داشتهاند و میگفتهاند این را بیاورید و آن را ببرید. اینها را ببرید سلولشان و …
◾️#همایون_کاویانی در ادامه شهادتش در دادگاه #حمید_نوری میگوید که نمیدانسته چه خبر است و دلیل شلوغیها چیست، خبر از هیأت مرگ نداشته و بعدا فهمیده که جریان چیست و چه اتفاقی دارد میافتد.
او میگوید که پیش از رفتن نزد هیأت مرگ مدت طولانیای در “راهروی مرگ” نبوده است.
◾️دادستان میپرسد که پس از خروج از اتاق هیأت مرگ چطور؟
#همایون_کاویانی: من را حدود ساعت ۹ بردند و وقتی برگشتیم آمدند و ناهار دادند که زیاد آمده بود.
◾️#همایون_کاویانی میگوید که هیأت مرگ پرونده هواداران سازمان مجاهدین را باز گذاشته بوده و حتی برای برخی از آنان در شهریور ماه ۶۷ هم “دادگاه” تشکیل دادهاند.
او میگوید که بعد از صحبتهای ناصریان، او و دیگر زندانیان نامهایشان را روی پارچه نوشته و به ساکهایشان دوختهاند.
◾️کاویانی در ادامه به شرح فضای حاکم بر زندان گوهردشت پس از اعدامها میپردازد: «ما در برخورد با هم گریه میکردیم …. دوستانمان را از دست داده بودیم.»
او درباره رامین قاسمی، یکی از دوستان زندانیاش میگوید: «وقتی آزاد شدم به خانهشان رفتم. جایی بود که رامین خودنویسش را جوهر کرده بود و جوهر پاشیده بود به دیوار. آن خانه را رنگ کرده بودند اما آن نقطه را که جوهر پاشیده بود گذاشته بودند همانطور بماند.»
#همایون_کاویانی نام دیگر زندانیانی که میشناخته و اعدام شدهاند با بغض و گریه بر زبان میآورد.
◾️او درباره محمود زکی توضیح میدهد:
«سه برادر بودند و هر سه زندانی. من تا وقتی آزاد شدم پیش دو برادر محمود زکی بودم.»
#همایون_کاویانی سپس درباره نعمت اقبالی صحبت میکند و میگوید که با او در زندان گوهردشت همبند بوده تا وقتی که او اعدام شده است.
@RadioZamaneh رادیو زمانه
◾️همایون کاویان ادامه میدهد:
مدتی بعد ناصریان و #حمید_نوری آمدند و گفتند: «حالا فهمیدید چه خبر است؟ امام حکم داده تکتکتان را بکشیم. حالا بروید نمازهایتان را بخوانید، روزههایتان را بگیرید، اسمهایتان را روی وسایلتان بنویسید و …
همایون کاویانی میگوید که بعد به بند برگردانده شدهاند و به همبندیها گفتهاند که اعدامها در جریان است. #هایون_کاویانی در پاسخ به دادستان که از او درباره تاریخها میپرسد، میگوید تمام تلاشش را کرده است تا هیچ تاریخی را به ذهن نسپرد چون رجوع به هر تاریخ اینچنینیای باعث آزارش میشود.
◾️کاویانی در ادامه میگوید وقتی از نزد هیأت مرگ بیرون آمده همان نزدیک در نشسته تا فرم مورد نظر هیأت را بنویسد و همین، به او فرصت داده تا چشمبند را کمی بالا بزند: «ناصریان و عباسی (#حمید_نوری) تنها کسانی بودند که آنجا لباس شخصی داشتند و میرفتند و میآمدند.
◾️او در ادامه میگوید در تمام سالهایی که زندان بوده چنین رفت و آمدی میان پاسدارها و شلوغی و حضور زندانیان را ندیده بوده.
کاویانی میگوید که ناصریان و عباسی پروندههایی به دست داشتهاند و میگفتهاند این را بیاورید و آن را ببرید. اینها را ببرید سلولشان و …
◾️#همایون_کاویانی در ادامه شهادتش در دادگاه #حمید_نوری میگوید که نمیدانسته چه خبر است و دلیل شلوغیها چیست، خبر از هیأت مرگ نداشته و بعدا فهمیده که جریان چیست و چه اتفاقی دارد میافتد.
او میگوید که پیش از رفتن نزد هیأت مرگ مدت طولانیای در “راهروی مرگ” نبوده است.
◾️دادستان میپرسد که پس از خروج از اتاق هیأت مرگ چطور؟
#همایون_کاویانی: من را حدود ساعت ۹ بردند و وقتی برگشتیم آمدند و ناهار دادند که زیاد آمده بود.
◾️#همایون_کاویانی میگوید که هیأت مرگ پرونده هواداران سازمان مجاهدین را باز گذاشته بوده و حتی برای برخی از آنان در شهریور ماه ۶۷ هم “دادگاه” تشکیل دادهاند.
او میگوید که بعد از صحبتهای ناصریان، او و دیگر زندانیان نامهایشان را روی پارچه نوشته و به ساکهایشان دوختهاند.
◾️کاویانی در ادامه به شرح فضای حاکم بر زندان گوهردشت پس از اعدامها میپردازد: «ما در برخورد با هم گریه میکردیم …. دوستانمان را از دست داده بودیم.»
او درباره رامین قاسمی، یکی از دوستان زندانیاش میگوید: «وقتی آزاد شدم به خانهشان رفتم. جایی بود که رامین خودنویسش را جوهر کرده بود و جوهر پاشیده بود به دیوار. آن خانه را رنگ کرده بودند اما آن نقطه را که جوهر پاشیده بود گذاشته بودند همانطور بماند.»
#همایون_کاویانی نام دیگر زندانیانی که میشناخته و اعدام شدهاند با بغض و گریه بر زبان میآورد.
◾️او درباره محمود زکی توضیح میدهد:
«سه برادر بودند و هر سه زندانی. من تا وقتی آزاد شدم پیش دو برادر محمود زکی بودم.»
#همایون_کاویانی سپس درباره نعمت اقبالی صحبت میکند و میگوید که با او در زندان گوهردشت همبند بوده تا وقتی که او اعدام شده است.
@RadioZamaneh رادیو زمانه
⚖️ دوازدهمین روز از دادگاه #حمید_نوری
◾️#همایون_کاویانی در ادامه شهادت خود از زندانیان دیگری نام میبرد که اعدام شدند.
دادستان از او میپرسد از کجا میدانی که اعدام شدند؟
کاویانی: بعد از اعدامها ما زندانیهای گوهردشت دور هم جمع شدیم تا همدیگر را پیدا کنیم. خانوادهها هم مثل زنجیر با هم در ارتباط بودند.
◾️از خانوادهها خبر گرفتیم که مثلا میگفتند به خانواده فلانی ساکش را دادهاند. یا به دیگری گفتهاند دیگر نیا ملاقات …
#همایون_کاویانی: تمام تلاش ما بعد از آزادی این بود که به خانوادهها سر بزنیم و اطلاعات بگیریم تا در اولین فرصت به سازمان مجاهدیم برسانیم.»
◾️همایون کاویانی در ادامه درباره تجربه “اتاق گاز” و تونلی میگوید که پاسدارها درست میکردند و با کتک زدن آنان در این تونل منتقلشان میکردند به این اتاق:
«ورزش جمعی ممنوع شده بود. ما در هواخوری ورزش میکردیم. میآمدند تونل درست میکردند، ما را میزدند و میفرستادند توی یک اتاق کوچک بود و ما فشرده میشدیم. زیر در اتاقهای گوهردشت یک فاصله بود. آن فاصله را هم با پتوی سربازی پر میکردند. ما عرق میریختیم و بیحال شدیم. حالت خفگی پیدا میکردیم. بعد دو سه ساعت میآمدند در را باز میکردند و باز با ضرب و شتم میفرستادندمان به بند.»
◾️کاویانی: در بند یکی دو بار #حمید_نوری با من برخورد کرد که چرا ورزش [جمعی] میکنی؟
من گفتم آقای عباسی! حیاط کوچک است و تعداد زندانیها زیاد. هر کاری بکنیم میشود ورزش جمعی.
او میگوید اغلب موقع ورود به بند اتهام فرد همراه با توهین پرسیده میشد. او میگوید خودش میگفته منافقین.
◾️همایون کاویانی: «بعد از اعدامها من را منتقل کردند به زندان اوین. آنجا من باز هم با حمید عباسی (#حمید_نوری) برخورد داشتم. مادرم سرطان سینه داشت و دکترها جوابش کرده بودند. پدرم خبر داد و گفت اگر توانستی کاری بکن که قبل از فوتش بیایی ببینیش. من به عباسی گفتم. گفت جواب میدهد. عد خبر داد که نه، نمیشود.»
◾️کاویانی: بعد که آزاد شدم (یک نامه دادهام به دادگاه [استکهلم]) دوباره من را خواستند برای مصاحبه. رفتم. چشمبند زدند و بردند جایی که معروف است به حسینیه. نشسته بودیم و #حمید_عباسی هم بود. دوربین را تنظیم کرده بود روی یک صندلی. باید میرفتی جلوی دوربین و میگفتی چه کسی هستی. بعد باید میگفتی که دیگر فعالیت سیاسی نمیکنی و اگر کردی، میپذیری که به اشد مجازات محکوم شوی. اینجا بدون چشمبند و در یک فاصله چند متری با حمید عباسی (#حمید_نوری) بودم. چند زندانی بودیم که باید نوبت به نوبت میرفتیم و میگفتیم تا ضبط کنند.»
◾️دوازدهمین جلسه دادگاه #حمید_نوری (دوشنبه ۶ سپتامبر/ ۱۵ شهریور) در نوبت صبح به پایان رسید. دادگاه برای ناهار تعطیل اعلام شد و از ساعت ۱۳:۲۵ به وقت محلی از سر گرفته میشود.
به گفته دادستان، در جلسه بعدازظهر او در بخش آخر سوالاتش درباره چگونگی مطلع شدن #همایون_کاویانی از بازداشت #حمید_نوری (با نام مستعار حمید عباسی) در استکهلم سوال خواهد کرد.
همایون کاویانی چهارمین شاکی و شاهدیست که علیه نوری در دادگاه استکهلم شهادت میدهد.
دیدهبان ایران (بنیاد ایرانتریبونال) این دادگاه را به شکل زنده پخش میکند.
@RadioZamaneh رادیو زمانه
◾️#همایون_کاویانی در ادامه شهادت خود از زندانیان دیگری نام میبرد که اعدام شدند.
دادستان از او میپرسد از کجا میدانی که اعدام شدند؟
کاویانی: بعد از اعدامها ما زندانیهای گوهردشت دور هم جمع شدیم تا همدیگر را پیدا کنیم. خانوادهها هم مثل زنجیر با هم در ارتباط بودند.
◾️از خانوادهها خبر گرفتیم که مثلا میگفتند به خانواده فلانی ساکش را دادهاند. یا به دیگری گفتهاند دیگر نیا ملاقات …
#همایون_کاویانی: تمام تلاش ما بعد از آزادی این بود که به خانوادهها سر بزنیم و اطلاعات بگیریم تا در اولین فرصت به سازمان مجاهدیم برسانیم.»
◾️همایون کاویانی در ادامه درباره تجربه “اتاق گاز” و تونلی میگوید که پاسدارها درست میکردند و با کتک زدن آنان در این تونل منتقلشان میکردند به این اتاق:
«ورزش جمعی ممنوع شده بود. ما در هواخوری ورزش میکردیم. میآمدند تونل درست میکردند، ما را میزدند و میفرستادند توی یک اتاق کوچک بود و ما فشرده میشدیم. زیر در اتاقهای گوهردشت یک فاصله بود. آن فاصله را هم با پتوی سربازی پر میکردند. ما عرق میریختیم و بیحال شدیم. حالت خفگی پیدا میکردیم. بعد دو سه ساعت میآمدند در را باز میکردند و باز با ضرب و شتم میفرستادندمان به بند.»
◾️کاویانی: در بند یکی دو بار #حمید_نوری با من برخورد کرد که چرا ورزش [جمعی] میکنی؟
من گفتم آقای عباسی! حیاط کوچک است و تعداد زندانیها زیاد. هر کاری بکنیم میشود ورزش جمعی.
او میگوید اغلب موقع ورود به بند اتهام فرد همراه با توهین پرسیده میشد. او میگوید خودش میگفته منافقین.
◾️همایون کاویانی: «بعد از اعدامها من را منتقل کردند به زندان اوین. آنجا من باز هم با حمید عباسی (#حمید_نوری) برخورد داشتم. مادرم سرطان سینه داشت و دکترها جوابش کرده بودند. پدرم خبر داد و گفت اگر توانستی کاری بکن که قبل از فوتش بیایی ببینیش. من به عباسی گفتم. گفت جواب میدهد. عد خبر داد که نه، نمیشود.»
◾️کاویانی: بعد که آزاد شدم (یک نامه دادهام به دادگاه [استکهلم]) دوباره من را خواستند برای مصاحبه. رفتم. چشمبند زدند و بردند جایی که معروف است به حسینیه. نشسته بودیم و #حمید_عباسی هم بود. دوربین را تنظیم کرده بود روی یک صندلی. باید میرفتی جلوی دوربین و میگفتی چه کسی هستی. بعد باید میگفتی که دیگر فعالیت سیاسی نمیکنی و اگر کردی، میپذیری که به اشد مجازات محکوم شوی. اینجا بدون چشمبند و در یک فاصله چند متری با حمید عباسی (#حمید_نوری) بودم. چند زندانی بودیم که باید نوبت به نوبت میرفتیم و میگفتیم تا ضبط کنند.»
◾️دوازدهمین جلسه دادگاه #حمید_نوری (دوشنبه ۶ سپتامبر/ ۱۵ شهریور) در نوبت صبح به پایان رسید. دادگاه برای ناهار تعطیل اعلام شد و از ساعت ۱۳:۲۵ به وقت محلی از سر گرفته میشود.
به گفته دادستان، در جلسه بعدازظهر او در بخش آخر سوالاتش درباره چگونگی مطلع شدن #همایون_کاویانی از بازداشت #حمید_نوری (با نام مستعار حمید عباسی) در استکهلم سوال خواهد کرد.
همایون کاویانی چهارمین شاکی و شاهدیست که علیه نوری در دادگاه استکهلم شهادت میدهد.
دیدهبان ایران (بنیاد ایرانتریبونال) این دادگاه را به شکل زنده پخش میکند.
@RadioZamaneh رادیو زمانه