Radio Zamaneh
15.8K subscribers
50.6K photos
3.8K videos
77 files
72.5K links
www.radiozamaneh.com
اخبار، گزارش، گفت‌وگو و تحلیل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و نظری

🔹دریافت فیلترشکن «سایفون» با ارسال ایمیل خالی به:
zamaneh@psiphon3.com

🔹ارتباط با زمانه:
Contact@radiozamaneh.com

🔹شناسه تلگرام برای تماس ضروری:
@RZmedia
Download Telegram
Radio Zamaneh
Photo
در تبریز: جمعی از جانیان در لباس وکالت
@radiozamaneh


🔗 https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/444756&rhash=c6d89e01851023

#ایرج_مصداقی: جانیان در لباس وکالت − در این نوشته نگاهی می‌اندازیم به چند مقام قضایی که در تبریز پس از سال‌ها جنایت به شغل وکالت در دادگستری پرداختند.

🌎 https://www.radiozamaneh.com/444756
Radio Zamaneh
Photo
«جهاد علمی» وابستگان نظام ولایی
@radiozamaneh


🔗 https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/458532&rhash=c6d89e01851023

#ایرج_مصداقی: «جهاد علمی» وابستگان نظام ولایی – یکی از آرزوهای حوزویان فتح دانشگاه بود. بر آن سلطه یافتند، از دانش آن چیزی برنگرفتند در عوض آن را به فساد کشیدند. شرحی مختصر از برخی فسادکاری‌هایشان.

🌎 https://www.radiozamaneh.com/458532
Radio Zamaneh
Photo
مشارکت گروهی از پزشکان و کادرهای پزشکی سرسپرده در جنایت
@radiozamaneh


🔗 https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/461150&rhash=c6d89e01851023

#ایرج_مصداقی – اصل بر این است که پزشک از درد و رنج مردم بکاهد. اما پزشکان و کادر پزشکی وابسته به نظام ولایی از همان ابتدای تشکیل نظام اسلامی در خدمت اهداف نظام بوده و در بسیاری از جنایات آن‌ها شریک بوده‌اند. گزارشی در این باره

🌎 https://www.radiozamaneh.com/461150
اپیدمی ایدز و زگیل تناسلی و نقش نظام اسلامی در آن
@radiozamaneh


🔗 https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/468080&rhash=c6d89e01851023

#ایرج_مصداقی: اپیدمی #ایدز و #زگیل_تناسلی و نقش نظام اسلامی در آن – بی‌کفایتی، پیش‌داوری‌های ایدئولوژیک و فساد در همه جت آثار خود را نشان می‌دهند، از جمله در زمینه بهداشت و درمان.

🌎 https://www.radiozamaneh.com/468080
Radio Zamaneh
Photo
چند نابغه و عصاره فضائل نظام ولایی
@radiozamaneh


🔗 https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/470000&rhash=c6d89e01851023

#ایرج_مصداقی − در این نوشته با تعدادی از نخبگان حوزه و دانشگاه نظام ولایی آشنا می‌شویم. آنها گروه بزرگی هستند که بر مسند برنامه‌ریزی برای آینده کشور نشسته‌اند. کشور چه آینده‌ای می‌تواند با چنین نوابغی داشته باشد؟

🌎 https://www.radiozamaneh.com/470000
Radio Zamaneh
Photo
#حمید_نوری که به دست داشتن در کشتار زندانیان سیاسی در تابستان سال ۱۳۶۷ متهم و در سوئد در بازداشت است، باید دست‌کم تا اول آوریل/ ۱۳ فروردین در بازداشت بماند چون حکم بازداشت موقت او برای پنجمین بار تمدید شده است. علاوه بر این، دادگاه بار دیگر با تمدید محدودیت‌های زمان بازداشت حکم داد که آقای نوری به مدت یک ماه دیگر در انفرادی باشد. #ایرج_مصداقی، نویسنده و فعال سیاسی و از جان به در بردگان کشتار سال ۶۷ که پیگیر این پرونده است، با انتشار توئیتی در حساب کاربری توئیتر خود نوشته است: «دادگاه، بازداشت #حمید_نوری را تا اول آوریل ۲۰۲۰ تمدید کرد و همچنین قاضی حکم داد که محدودیت‌های لازم در سلول انفرادی علیه نوری همچنان اعمال شود.» نوری متهم به شرکت در کشتار جمعی و کشتار هزاران زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ است. گفته می‎‌شود که او در سمت دادیار به «آقای ناصریان» کمک می‌کرده و در واقع دستیار او بوده است. بر اساس شهادت برخی زندانیان سیاسی از جمله ایرج مصداقی، ناصریان نام مستعار محمد مقیسه است که به ریاست شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب رسیده و پس از دهه ۶۰ شمسی، بار دیگر مسئول رسیدگی به پرونده‌های شمار زیادی از فعالان سیاسی شده و شهرت یافته است. حمید نوری، شهروند ایرانی، روز شنبه ۹ نوامبر سال ۲۰۱۹ به محض ورود به #فرودگاه_استکهلم بازداشت شد. ایرج مصداقی و کاوه موسوی، شاکیان این پرونده می‌گویند حمید نوری با نام مستعار عباسی، دادیار زندان گوهردشت بوده است. حسن نوروزی، سخنگوی کمیسیون قضایی مجلس اما وجود چنین شخصی را انکار کرده و گفته است: ‌ «ما چنین شخصی نداریم که سال ۶۷ دادیار باشد و امروز او را دستگیر کرده باشند.»

@RadioZamaneh رادیو زمانه
Radio Zamaneh
Photo
دادگاه #استکهلم حکم بازداشت #حمید_نوری (حمید عباسی) را که به عنوان دادیار سابق #قوه_قضاییه جمهوری اسلامی شناخته می‌شود تا یک ماه دیگر تمدید کرد. به این ترتیب او دست‌کم تا روز ۲۷ ماه می/ هفتم خرداد ۹۹ در بازداشت خواهد بود. #ایرج_مصداقی، نویسنده و زندانی سابق سیاسی که از جان‌به‌دربردگان اعدام‌های سال ۶۷ و از شاکیان پرونده حمید نوری است، روز چهارشنبه ۱۰ اردیبهشت/ ۲۹ آپریل، این خبر را در صفحه توئیتر خود اعلام کرد. این هفتمین بار است که بازداشت موقت نوری تمدید می‌شود. هنوز مشخص نیست که دادگاه او چه زمانی برگزار خواهد شد. به گفته ایرج مصداقی، دادستان سوئد برای تکمیل تحقیقات مورد نظر، حکم بازداشت حمید نوری را تمدید کرده تا ارتباط او با خارج از محل نگهداری فعلی‌اش قطع باشد؛ مبادا که آزادی او باعث از بین بردن یا دستکاری اسناد و مدارک لازم برای تحقیقات پرونده بشود. مقام‌های قضایی سوئد ۹ نوامبر سال ۲۰۱۹/ ششم آبان ۹۸ حمید نوری را هنگام ورود به سوئد در فرودگاه بین‌المللی استکهلم بازداشت کردند. قرار بازداشت او بعد از آن هر ماه به درخواست دادستان پرونده تمدید شده است.

@RadioZamaneh رادیو زمانه
⚖️ دادگاه #حمید_نوری

🔹‏لاله بازرگان، خواهر ⁧ #بیژن_بازرگان⁩ از اعدام شدگان سال ۶۷ در زندان گوهردشت، تمام مدت این تابلو نقاشی که عکس برادرش و مادر جهانگیری، یکی از مادران ⁧ #خاوران⁩ روی آن هست را مقابل ⁧ #حمید_نوری⁩ گرفته است.

🔹حمید نوری⁩ در هنگام صحبت‌های وکیلش به افراد مختلف در دادگاه نگاه می‌کند و سر تکان می‌دهد. او پیراهن و شلوار سیاه به تن و جوراب خاکستری و کفش (کتانی) سفید به پا دارد. سر و ریشش مرتب است و پیوسته در تأیید ادعاهای وکیلش سر تکان می‌دهد.

🔹دادگاه از این به بعد به شنیدن شهادت ⁧ #ایرج_مصداقی⁩ اختصاص دارد. رئیس دادگاه سوال‌هایی را که مصداقی باید به آن‌ها پاسخ دهد مطرح می‌کند. او می‌گوید صحبت‌های مصداقی ضبط می‌شود (فیلم و عکس).

🔹رئیس دادگاه می‌گوید پیش از آن‌که دادستان به طرح پرسش از ⁧ ایرج مصداقی⁩ بپردازد، وکیل مدافع ⁧ #حمید_نوری⁩ از او سوال خواهد کرد.


@RadioZamaneh رادیو زمانه
⚖️دادگاه ⁧ #حمید_نوری


🔹دومین جلسه (روز هفتم ۲۵ آگوست) از هفته سوم دادگاه حمید نوری در استکهلم از لحظاتی پیش آغاز شد.
🔹زمانه مدیا (رادیو زمانه) گزارش زنده این دادگاه را در توئیتر و تلگرام خود ارائه می‌کند.
‏در این جلسه ⁧ #ایرج_مصداقی⁩ صحبت‌ها و ارائه شهادتش را ادامه می‌دهد.

🔹حمید نوری⁩ باز هم با لباس مشکی وارد دادگاه شد و نگهبان دست‌بند را از دستان او باز کرد. او پوشه‌ای صورتی به همراه داشت.

🔹پیش از آغاز شهادت ایرج مصداقی، رئیس دادگاه نسبت به اهمیت ذکر دقیق نام‌ها به مترجمان تذکر داد و از آنان خواست تا دقت بیشتری به خرج دهند.


@RadioZamaneh رادیو‌ زمانه
⚖️ دادگاه #حمید_نوری

🔹پس از ارائه جزییاتی از سوی ⁧ #ایرج_مصداقی⁩ درباره جزییات زندان، دادستان از او می‌پرسد که در یک بند چند زندانی وجود داشت؟

🔹مصداقی می‌گوید تا ۱۸۵ زندانی.
‏او سپس به مکانی با عنوان حسینیه اشاره می‌کند که گاهی باز و در اختیار زندانیان بوده و گاهی هم بسته:
«گاهی زندانیانی که تخت نداشتند در حسینیه می‌خوابیدند و وقتی هم که جریان اعدام‌ها آغاز شد ما از آنجا بود که فهمیدیم خبری شده و موضوعی در جریان است.»

🔹مصداقی بار دیگر در ادامه صحبت‌هایش تأکید می‌کند که نام سالن‌ها و مکان‌ها پیوسته عوض می‌شده است و جایی که او در آن بوده و سالن دو نام داشته، پیشتر و در زمان حضور قبلی خود او، سالن ۱۹ بوده است.
‏او قبلا گفته بود که علت این تغییر نام، از بین بردن اصالت روایت‌ها بوده است.


@RadioZamaneh رادیو زمانه
⚖️ دادگاه #حمید_نوری

🔹دادستان از ایرج مصداقی می‌خواهد به اعدام‌های سال ۶۷ بپردازد.
مصداقی می‌گوید: «هشت مرداد بود. من در انفرادی بودم که ناگهان در باز شد. پاسدارهای هر دو شیفت را دیدم که سراسیمه بودند. همه را از انفرادی درآوردند. من اولین نفر بودم.

🔹«ما را بردند به راهروی مرگ. من سرم را تکیه داده بودم به دستم به دیوار. از گوشه چشم می‌دیدم که لشکری می‌آید. او از دور اشاره کرد که کی گفته این‌ها را بیاورید؟
‏یکی از پاسدارها گفت: سید!
‏لشکری به ما نزدیک می‌شد. اینجا بلند‌ داد زد: نه! برشان گردانید به بند هرکه را من گفتم بیاورید.
ما سری اول بودیم که چون در انفرادی بودیم می‌خواستند ببردمان برای محاکمه در هیأت مرگ. سید دستور درستی داده بود اما لشکری نمی‌خواست اتوریته‌اش خدشه‌دار شود. بعد از ناهار دوباره آمدند و ما را بردند.
‏… ما هشت نفر بودیم.»

🔹ایرج مصداقی: فضا متشنج بود. همه می‌پرسیدند که چه اتفاقی دارد می‌افتد؟ ما می‌فهمیدیم که یک اتفاقی دارد پشت در می‌افتد …
‏ما همین‌طور روزهای بعد دیدیم که یک فولکس واگن می‌آمد و از آن زندانی بیرون می‌آمد.
‏در فولکس واگن از بغل باز می‌شد.
‏ما حتی دیدیم کسانی را که با لباس سربازی دستگیر شده‌اند. ما حتی دیدیم که لشکری در دارد مقدار زیادی طناب با خودش می‌برد: فریاد زدند که بیایید ببینید. همه دویدند که ببینند اما لشکری رفته بود.
‏ما می‌دیدیم که غذا زیاد شده اما نمی‌فهمیدیم چرا؟

🔹یک شب جمعه ۱۴ مرداد غذا زیاد شده بود. غذا تخم‌مرغ بود. به ما دو تا می‌دادند اما آن شب تخم‌مرغ زیاد آماده بود و من فهمیدم که غذای بچه‌های دیگر است که مانده.

🔹ایرج مصداقی: شب دیگر پاسدار آمد و داد زد (پرسید) اسم پدر منصور قهرمانی چه بود؟ و ما با خودمان فکر کردیم که چرا از خودش نمی‌پرسند.

🔹دادستان از ⁧ #ایرج_مصداقی⁩ می‌خواهد که نام آن هشت نفر که با او از انفرادی بیرون کشیده بودند تا در مقابل هیأت مرگ قرار دهند -اگر به خاطر دارد- ذکر کند.
مصداقی یک نام را به خاطر نمی‌آورد و بعد از آن از روی لیستی نام افرادی را در جزء اولین اعدام‌شدگان بودند بر زبان می‌آورد.

🔹«… منوچهر بزرگ بشر را روز ۲۱ مرداد اعدام کردند. من با او صحبت کردم ….»
‏دادستان از ایرج مصداقی می‌خواهد که برگردد به آن هشت نفر و اولین روز اعدام‌ها. مصداقی مشغول بررسی لیست می‌شود و ورق می‌زند. ⁧ #حمید_نوری⁩ افراد حاضر در سالن را از نظر می‌گذراند و یادداشت برمی‌دارد.

🔹ایرج مصداقی از دادستان می‌خواهد سوالش را تکرار کند. دادستان از مصداقی می‌خواهد کسانی را نام ببرد که با او از بند خارج شدند.
مصداقی: «مسعود کباری، رامین قاسمی، سید حسین سبحانی، رضا زند، مهران هویدا، اصغر مسجدی، منصور قهرمانی و … من اسم کس دیگری را نمی‌بینم.»

🔹ایرج مصداقی می‌گوید که وقتی به بند بازگشته است دیگر این افراد نبوده‌اند و همه درباره‌شان صحبت می‌کردند و نگران بودند …

🔹ایرج مصداقی در ادامه روایت و شهادتش به روز نهم مرداد می‌رسد و می‌گوید که حدود ساعت ۹ صبح سه نفر را صدا زدند از جمله حسین بحری که آخرین روزهای محکومیتش را می‌گذراند: «ما راجع به حسین بحری هر حدسی می‌زدیم جز اینکه بخواهند اعدامش کنند.»

🔹ایرج مصداقی می‌گوید که این افراد را نزد ناصریان و حمید عباسی (⁧ #حمید_نوری⁩) در دادیاری برده‌اند.
‏او در ادامه روایتش به روز ۱۰ مرداد می‌رسد: لشکری در راه باز کرد. پاسدارها همراهش بودند. گفت هر کس حکم ۱۰ سال به بالاست برود کنار ایرج. گفت اسامی را بنویس. آن‌ها را بردند:
من هم رفتم جلو و گفتم که من هم حکمم ۱۰ سال است. به اعتراض گفتم که من را هم ببرند. لشکری گفت لازم نکرده و یک لگد به من زد.
‏ما فکر می‌کردیم آن‌ها را می‌برند برای تنبیه و چون من به تازگی انفرادی بودم، من را نبردند.

دادستان باز هم از ایرج مصداقی می‌خواهد که درباره تفاوت سلول و بند توضیح دهد.
مصداقی می‌گوید: «ما بیشتر به انفرادی می‌گفتیم سلول و اتاق برایمان بند بود ….»
مصداقی می‌گوید که انتخاب اول برای اعدام را لشکری می‌کرد و در مرحله بعد ناصریان و حمید عباسی (⁧ #حمید_نوری⁩) بودند.

🔹عدالت حکم می‌کند که بگویم ناصریان نقشی به مراتب مهم‌تر داشت.
‏دادستان از مصداقی می‌خواهد که باز هم اگر می‌تواند به برخی نام‌ها از اعدام‌شدگان (در روز مورد نظر) اشاره کند.
ایرج مصداقی: مصطفی مردفر، منوچهر حسن‌زاده، محمدحسن خالقی، فرامرز فرهانی، …


@RadioZamaneh رادیو زمانه
⚖️ دادگاه #حمید_نوری


🔹پس از توضیحات ⁧ #ایرج_مصداقی⁩ درباره وضعیت حاکم در زندان گوهردشت در جریان اعدام‌های ۶۷، دادستان از او درباره زمینه آشنایی‌اش با اعضای هیأت [مرگ] سوال می‌کند.
مصداقی می‌گوید که جز پورمحمدی بقیه را بارها در زندان‌ها دیده بوده است.

🔹ایرج مصداقی در ادامه خاطره‌ای ویژه از ⁧ #حمید_نوری⁩ نقل می‌کند که با رقص و شادی می‌گفته است امر‌وز عاشورای مجدد مجاهدین است. مصداقی می‌گوید این حرف امروز او نیست و ۲۵ سال پیش در مقاله‌ای درباره این ماجرا نوشته و بر نقش نوری (حمید عباسی) تأکید کرده است.

🔹دادستان از مصداقی می‌پرسد شما از «عاشورای مجدد مجاهدین» چه برداشتی کردید؟
مصداقی: کشتار مجاهدین.
‏او در ادامه می‌گوید که ⁧ #حمید_نوری⁩ با مسخرگی این جمله را بیان می‌کرده است.
مصداقی در ادامه «عاشورا» را برای دادگاه توضیح می‌دهد.
‏دادستان درباره پیوند عاشورا با ماجرا سوال می‌کند.


@RadioZamaneh رادیو زمانه
⚖️ دادگاه #حمید_نوری


🔹دادگاه ⁧ #حمید_نوری⁩ پس از ۱۵ دقیقه تنفس آغاز می‌شود.
‏دادستان عکسی را به نمایش می‌گذارد که نام شماری از اعدام‌شدگان ۶۷ بر آن نمایان است. او از ایرج مصداقی می‌خواهد که درباره حسین حقیقت‌جو و مهشید (حسین) رزاقی صحبت کند. مصداقی می‌گوید که هر دو از دوستان او بودند.

🔹مصداقی می‌گوید این دو ملی‌کش بودند (ملی‌کش کسی بود که حکمش تمام شده اما آزاد نمی‌شد): «این دو صبح هشت مرداد در اولین سری اعزام شدند به اتاق هیأت مرگ و اعدام شدند.»
‏در میان توضیحات ایرج مصداقی بار دیگر رئیس دادگاه از او می‌خواهد که به طور روشن، بدون طرح حواشی به سوال جواب دهد.

🔹در ادامه دادستان هم از مصداقی می‌خواهد که به طور روشن بگوید که از کجا می‌داند این دو اعدام شده‌اند؟
مصداقی می‌گوید که از آن جمع که آن روز برای اعدام بردند، تنها یک نفر باقی ماند.

🔹دادستان بار دیگر به کتاب‌های ایرج مصداقی برمی‌گردد از او می‌خواهد درباره محسن سیداحمدی و محمد سیداحمدی صحبت کند.
ایرج مصداقی می‌گوید که محسن سیداحمدی ملی‌کش بود. ملی‌کش‌ها شاید حدود ۷۴ نفر، ۷۵ نفر بودند که جز یکی، همگی اعدام شدند.

🔹ایرج مصداقی در ادامه می‌گوید که چگونه زندانیان با مرس درباره وقایع در جریان در زندان به هم اطلاع می‌دادند و در این مسیر روشن شده است که چگونه عده زیادی از زندانیان را برده‌اند و آنان دیگر برنگشته‌اند.

🔹دادستان بار دیگر به لیست‌های منتشر شده در کتاب‌های ⁧ #ایرج_مصداقی⁩ برمی‌گردد و می‌خواهد که باز درباره اسامی منتشر شده و اختلاف نام‌ها در این لیست‌ها صحبت کند.
ایرج مصداقی می‌گوید: «ما داریم درباره کشتاری صحبت می‌کنیم که من با چشم‌بند و در حالی که جان خودم هم در خطر بود تلاش می‌کردم آن را بفهمم. من در یک انستیتو با امکانات زیاد نبودم و با چنین شرایطی اطلاعات را جمع‌آوری کردم.»

🔹در ادامه توضیحات ایرج مصداقی رئیس دادگاه خطاب به او می‌گوید که پاسخش ارتباطی به سوال دادستان ندارد و از او می‌خواهد با شنیدن دقیق سوال، به همان سوال پاسخ بدهد.
‏دادستان در مورد یک زندانی که نامش در اعدام‌شدگان دو روز آمده است و دلیل تکرار این نام می‌پرسد.

🔹ایرج مصداقی می‌گوید که چون هر دو روایت وجود‌ داشته، این مورد به همین ترتیب ثبت شده است.
‏دادستان می‌گوید که پس شما این جریان را ندیده‌اید و بر اساس شنیده‌هایتان است؟
ایرج مصداقی تأیید می‌کند و می‌گوید که چنین است.

🔹دادستان از ایرج مصداقی: «ایرج جعفرزاده قبلا اعدام شده بود. قبل از اینکه من ببینم. مصطفی مردفرد، یوسف آذین‌پور و …»

🔹میان سوال‌های دادستان و پاسخ‌های مصداقی سوءتفاهمی وجود دارد. دادستان از مصداقی می‌پرسد از کجا می‌داند کسانی که خودش ندیده است اعدام شده‌اند؟
مصداقی می‌گوید:
«قبل از اینکه خودم به راهروی مرگ بروم گفته بودند به من.»
‏او از کسانی نام می‌برد که در راهرو مرگ شاهد برده شدنشان به اتاق هیأت بوده است و دیگر برنگشته‌اند.


@RadioZamaneh رادیو زمانه
⚖️ دوازدهمین روز از دادگاه #حمید_نوری

◾️دادستان از #همایون_کاویانی می‌پرسد جرمت چه بود که به حبس ابد محکوم شدی؟
کاویانی: من در یک دادگاه که ۱۰ دقیقه هم طول نکشید سه عنوان اتهامی داشتم: شرکت در تظاهرات، هواداری مجاهدین، مخالفت با جمهوری اسلامی.

◾️او بعد درباره انتقالش از زندان قزل‌حصار به زندان گوهردشت در سال ۶۵ توضیح می‌دهد و درباره مقامات زندان گوهردشت توضیح می‌دهد. در میان نام‌ها او به ناصریان (نام مستعار محمد مقیسه) اشاره می‌کند. او می‌گوید که مدتی بعد نام فردی به نام “عرب” را هم شنیده اما برخوردی با او نداشته است: «بیشتر برخورد من با ناصریان بود و #حمید_عباسی

◾️#همایون_کاویانی در ادامه به جایگاه و اهمیت این افراد اشاره می‌کند و شرح می‌دهد که این افراد چه نقشی داشته‌اند. او می‌گوید که سال ۶۶ #حمید_نوری را دیده و او را به عنوان دستیار و دست راست ناصریان می‌شناخته است.
او به “پاسدار”های دیگر هم اشاره می‌کند و می‌گوید که از میان آنان [داود] لشکری اهمیت بیشتری و جایگاه بالاتری داشته است. او می‌گوید که این پاسدارها لباس‌های سبز می‌پوشیده‌اند اما ناصریان و عباسی (#حمید_نوری) لباس‌های شخصی (شهری) می‌پوشیده‌اند.
دادستان از #همایون_کاویانی می‌خواهد اولین برخوردش را با حمید عباسی شرح دهد.

◾️همایون کاویانی: ناصریان آمد و گفت که برادر عباسی (#حمید_نوری) دست راست من است و اگر من نبودم و موضوعی بود شما به او مراجعه می‌کنید.
او می‌گوید که ناصریان این موضوع را به اطلاع زندانیان بند (شاید بند یک) رساند. دادستان از #همایون_کاویانی می‌خواهد بگوید وظایف این افراد چه بوده؟
همایون کاویانی: جان ما دست این افراد بود. دوستان من زیر کابلی که اینها می‌زدند له می‌شدند. پرونده‌سازی دوباره می‌کردند می‌فرستادند اوین برای تجدید دادگاه و تیرباران. هیچ قانون انسانی‌ای حاکم نبود.

◾️#همایون_کاویانی می‌گوید مدت‌ها فکش شکسته بوده و حتی یک لوله خودکار به او نمی‌داده‌اند: من یک لوله خودکار به دست آورده بودم، قند بچه‌ها را جمع می‌کردم و آب قند می‌خوردم: «حتی خانواده‌های ما در امان نبودند. پدر من را آورده بودند توی زندان گوهردشت کتک زدند.»

◾️دادستان در ادامه با اشاره به کتاب‌های #ایرج_مصداقی، نقشه‌ای را به #همایون_کاویانی نشان می‌دهد و از او می‌پرسد که آیا کتاب‌های مصداقی را خوانده است؟

◾️کاویانی: کتاب‌ها را راستش نخواندم چون از یادآوری خاطره‌ها اذیت می‌شدم.
دادستان در ادامه بر اساس همان نقشه از کاویانی می‌خواهد در صورت امکان مکان خود را در زندان گوهردشت روشن کند.
#همایون_کاویانی تلاش می‌کند تا این کار را انجام دهد اما می‌گوید که این نقشه کامل نیست: «من در بند یک همین ساختمان که نوشته شده شماره یک بودم. طبقه سوم فکر می‌کنم. تا تیر ماه سال ۶۷ که ما را بردند به جای دیگر.»


@RadioZamaneh رادیو زمانه