#تئوری_ترجمه، دیدگاه ویلهلم فون #هومبولت
بخش اندیشه زمانه / سیاوش مسلمی − هومبولت نخستین کسی بود که رابطه تنگاتنگ میان جهان بینی زبانی و ساختار زبان را صورت بندی و از این طریق، مبانی جدیدی را برای نظریه انسان شناختی ترجمه مهیا کرد.
◄هومبولت تفکر را در وابستگی با زبان مادری میبیند و میگوید: «در اصل، زبان نمود بیرونی روح ملتها است؛ زبان آنها، روح آنها است و روح آنها، زبان آنها. نمیتوان این دو را به قدر کافی متمایز کرد». به نظر او، از آنِ خود کردن یک زبان و بالیدن در یک فرهنگ به معنای پذیرش زبان و ادراکاتی از واقعیت است که این فرهنگ در آن تبدیل به سنت میشود. زبان به هیچ وجه بخش جدایی پذیر هویت نیست بلکه بخش بنیادی وجود انسان برای درک جهان، توصیف آن و فهم آن با تمام جزئیاتش است. تصور ترجمه ناپذیری که به طور خاص در مورد متون شاعرانه مطرح میشود، بر همین مبتنی است. هومبولت میگوید: «به نظرم هر ترجمه اساساً نوعی تلاش برای حل یک مساله ناممکن است. زیرا هر مترجمی همواره به سبب یکی از این دو مانع، ناکام میماند: یا با دقت بیش از حد، پاسدار متن اصلی است و چندان توجهی به ذوق و سلیقه و زبان ملتش ندارد یا بیش از حد پاسدار ویژگیهای ملتش است و چندان توجهی به متن اصلی ندارد. راه وسط در میان این دو نه تنها دشوار بلکه به راستی ناممکن است». دلیل این عدم امکان در تفاوت یکایک زبانها قرار داد زیرا «هیچ کلمه ای در یک زبان به طور کامل با یک کلمه در یک زبان دیگر یکسان نیست» و این مبتنی بر اینهمانی زبان و تفکر است.
در واقع این فرض که مترجمان میتوانند تنها بر زبان مادریشان تسلط داشته باشند و از این رو باید تنها در این جهت ترجمه کنند به احتمال بسیار زیاد ناشی از تعریف رومانتیکِ ماهیت استعلایی ملت بود یعنی ملت برحسب زبان تعریف میشد. این ادعا که زبان یک ملت، روح یک ملت است و این ادعا که ذات پنهان زبان بیگانه، برای سخنگویان خارجی دسترس پذیر نیست منجر به این باور نزد محققان شد که ترجمه باید همواره از زبانهای خارجی به زبان مادری فرد پیش رود و نه برعکس. به عبارت دیگر، هومبولت بر ترجمه بیگانه ساز تاکید میکند تا بر ترجمه بومی ساز. از این رو به نظر او، زبان ترجمه باید رنگ و بوی ترجمه را داشته باشد و نه رنگ و بوی متن زبان مقصد را.
موضع هومبولت درباره زبان و ترجمه را میتوان اینگونه خلاصه کرد:
۱. زبان را همواره باید در پیوند با میهن، ملت، تاریخ و سنتها جستجو کرد.
۲. زبان شناسی باید مطالعهی کامل یک زبان را با دیدگاه کلی تر پیوند زند. از این جهت مطالبه روش شناختی هومبولت، در برداشت او از زبان ریشه دارد. بر طبق این تفسیر و برداشت از زبان، زبان عمومی از طریق یکایک ملتها، فردیت مییابد.
۳. زبان شناسی یک علم کلی، مقایسه ای و تاریخی است. هومبولت سه شکل از زبان شناسی را متمایز میکند: الف) زبان شناسی عام و مقایسه ای که شباهت زبانها را مشخص میکند، ب) زبان شناسی عام و فلسفی که پیوند زبان و ملت را پژوهش میکند و نوع وابستگی و تأثیر متقابل آنها را بررسی میکند و ج) زبان شناسی تاریخی. ...
https://www.radiozamaneh.com/354293
—---------------------------------------------—
◄ برای دریافت فیلترشکن «سایفون» زمانه، یک ایمیل خالی ارسال کنید به:
zamaneh@psiphon3.com
—---------------------------------------------—
◄ کانال زمانه در تلگرام:
https://telegram.me/radiozamaneh
◄ زمانه در اینستاگرام:
http://www.instagram.com/radiozamaneh
◄ زمانه در توئیتر
https://twitter.com/radiozamaneh
بخش اندیشه زمانه / سیاوش مسلمی − هومبولت نخستین کسی بود که رابطه تنگاتنگ میان جهان بینی زبانی و ساختار زبان را صورت بندی و از این طریق، مبانی جدیدی را برای نظریه انسان شناختی ترجمه مهیا کرد.
◄هومبولت تفکر را در وابستگی با زبان مادری میبیند و میگوید: «در اصل، زبان نمود بیرونی روح ملتها است؛ زبان آنها، روح آنها است و روح آنها، زبان آنها. نمیتوان این دو را به قدر کافی متمایز کرد». به نظر او، از آنِ خود کردن یک زبان و بالیدن در یک فرهنگ به معنای پذیرش زبان و ادراکاتی از واقعیت است که این فرهنگ در آن تبدیل به سنت میشود. زبان به هیچ وجه بخش جدایی پذیر هویت نیست بلکه بخش بنیادی وجود انسان برای درک جهان، توصیف آن و فهم آن با تمام جزئیاتش است. تصور ترجمه ناپذیری که به طور خاص در مورد متون شاعرانه مطرح میشود، بر همین مبتنی است. هومبولت میگوید: «به نظرم هر ترجمه اساساً نوعی تلاش برای حل یک مساله ناممکن است. زیرا هر مترجمی همواره به سبب یکی از این دو مانع، ناکام میماند: یا با دقت بیش از حد، پاسدار متن اصلی است و چندان توجهی به ذوق و سلیقه و زبان ملتش ندارد یا بیش از حد پاسدار ویژگیهای ملتش است و چندان توجهی به متن اصلی ندارد. راه وسط در میان این دو نه تنها دشوار بلکه به راستی ناممکن است». دلیل این عدم امکان در تفاوت یکایک زبانها قرار داد زیرا «هیچ کلمه ای در یک زبان به طور کامل با یک کلمه در یک زبان دیگر یکسان نیست» و این مبتنی بر اینهمانی زبان و تفکر است.
در واقع این فرض که مترجمان میتوانند تنها بر زبان مادریشان تسلط داشته باشند و از این رو باید تنها در این جهت ترجمه کنند به احتمال بسیار زیاد ناشی از تعریف رومانتیکِ ماهیت استعلایی ملت بود یعنی ملت برحسب زبان تعریف میشد. این ادعا که زبان یک ملت، روح یک ملت است و این ادعا که ذات پنهان زبان بیگانه، برای سخنگویان خارجی دسترس پذیر نیست منجر به این باور نزد محققان شد که ترجمه باید همواره از زبانهای خارجی به زبان مادری فرد پیش رود و نه برعکس. به عبارت دیگر، هومبولت بر ترجمه بیگانه ساز تاکید میکند تا بر ترجمه بومی ساز. از این رو به نظر او، زبان ترجمه باید رنگ و بوی ترجمه را داشته باشد و نه رنگ و بوی متن زبان مقصد را.
موضع هومبولت درباره زبان و ترجمه را میتوان اینگونه خلاصه کرد:
۱. زبان را همواره باید در پیوند با میهن، ملت، تاریخ و سنتها جستجو کرد.
۲. زبان شناسی باید مطالعهی کامل یک زبان را با دیدگاه کلی تر پیوند زند. از این جهت مطالبه روش شناختی هومبولت، در برداشت او از زبان ریشه دارد. بر طبق این تفسیر و برداشت از زبان، زبان عمومی از طریق یکایک ملتها، فردیت مییابد.
۳. زبان شناسی یک علم کلی، مقایسه ای و تاریخی است. هومبولت سه شکل از زبان شناسی را متمایز میکند: الف) زبان شناسی عام و مقایسه ای که شباهت زبانها را مشخص میکند، ب) زبان شناسی عام و فلسفی که پیوند زبان و ملت را پژوهش میکند و نوع وابستگی و تأثیر متقابل آنها را بررسی میکند و ج) زبان شناسی تاریخی. ...
https://www.radiozamaneh.com/354293
—---------------------------------------------—
◄ برای دریافت فیلترشکن «سایفون» زمانه، یک ایمیل خالی ارسال کنید به:
zamaneh@psiphon3.com
—---------------------------------------------—
◄ کانال زمانه در تلگرام:
https://telegram.me/radiozamaneh
◄ زمانه در اینستاگرام:
http://www.instagram.com/radiozamaneh
◄ زمانه در توئیتر
https://twitter.com/radiozamaneh
رادیو زمانه
ترجمه در اندیشه هومبولت | رادیو زمانه
سیاوش مسلمی − هومبولت رابطه تنگاتنگ میان جهان بینی زبانی و ساختار زبان را صورت بندی و از این طریق، مبانی جدیدی را برای نظریه انسان شناختی ترجمه مهیا کرد.